اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من حدودا 8ماه که دوره 12 قدم رو شروع کردم و هدف اصلیم از شروع این دوره تغییر روابط عاطفی ام بود بعد گذشت 3ماه وارد رابطه ای شدم که شخص مقابلم تمام ویژگی هایی که من تو ذهنم داشتم رو داشتن از لحاظ مالی، توجه کردن، شغل، شخصیت و جایگاه اجتماعی
خیلی خوب بودن
با اینکه تو روابط قبلی شخص مقابلم این ویژگی هارو همه رو باهم نداشتن
و این یعنی تونستم توی روابط عاطفی پیشرفت کنم
اما توی این تایم که باهاشون بودم با اینکه احساس خیلی خوبی داشتم مدام ته ذهنم میومد که اگه خیانت کنه چی!
من این حس خیانت تو روابط قبلی تجربه کرده بودم و اینبار هم با وجود اینکه تمام معیار های منو داشتن
اما این باور و ذهنیت دوباره کار دست من داد
و خیانت دیدم ازشون
و ترمز من ترس از خیانت
و حس میکنم شاید بخاطر این باشه که خودم، عمیقا خودم رو دوست ندارم و لایق عشق بی قید و شرط نمیدونم و برای همینه که با اینکه فرد موردعلاقم جذب کردم اما اخرش به نتیجه ثابت رسید
و ترمز دیگه ای که دارم ترس از قضاوت و اینکه بقیه فکر نکنند من دختر بدی هستم و همین باعث شده تاحالا کامنت نذارم
این اولین کامنت من توی سایت هست
و عمیقا از استاد ممنونم بخاطر آگاهی هایی که اختیار ما میزارند
چون از وقتی با ایشون اشنا شدم تغییرات خیلی زیادی توی زندگیم ایجاد شده
دیروز معجزه ای برام رخ داد که باز هم قدرت خداوند رو برام بیش از پیش یادآوری کرد. ما قرار بود خانوادگی یه سفری بریم به کشور گرجستان و از اونجا که جنگ شد و پروازها لغو شدن، سفر ما هم کنسل شد اما ما پول بلیط رو پرداخت کرده بودیم و چون چارتری بود پرواز، گفتن اگه خود ایرلاین کنسل کنه پولتون رو برمیگردونه، وگرنه که سوخت میشه. پرواز ما 4 روز قبل بود و دقیقا همون روز فرودگاه ها باز شد و ما میترسیدیم که پرواز انجام بشه و ما نتونیم بریم و کل مبلغ از بین بره. اما من همیشه سعی میکردم با باور به اینکه پول ما کاملا حلاله و باز به ما برمیگرده و یادآوری هزاران باری که خداوند کارها رو مدیریت کرده، احساسم رو خوب نگه دارم. و پروازمون خدا رو شکر کنسل شد و دیروز کل مبلغ رو به حسابمون واریز کردن. دوست داشتم این ماجرا رو تعریف کنم چون هم ایمانم رو بیشتر کرد و هم سپاسگزارتر شدم و شاید به دوستان هم کمک کنه تا به یادشون بیاد خدا همیشه حواسش به ما هست.
در مورد بحث الگوهای تکرارشونده در روابط، من اطرافم پر از آدمهای علی ایرادیه. یعنی آدمهایی که هیچی راضیشون نمیکنه و همیشه دنبال بحث و مخالفت هستن. یعنی کاری ندارن که طرف مقابل چه نقطه نظری داره، همیشه باید راهی برای مخالفت پیدا کنن و یه ایرادی در مورد اون موضوع پیدا کنن و منم در گذشته خیلی وارد بحث باهاشون میشدم، اما الان به مراتب بیشتر میتونم ذهنم رو کنترل کنم. هر چند نمیگم که قطع شده چون همین دیروز وارد بحث ناخواسته ای با یکی از این افراد شدم و خیلی انرژی ازم گرفت و احساس بدی پیدا کردم.
وقتی کمی به رفتارهای خودم نگاه کردم دیدم خودم هنوز این ویژگی ایرادگیری رو دارم و چنین آدمهایی رو وارد تجربه زندگی خودم میکنم. درسته با آموزشهای استاد خیلی بهتر شدم، اما هنوز ایرادگیری رو دارم. بنده خدا همسرم رو انقدر گاهی بهش گیرهای الکی میدم. یا از یه فضای کاملا مثبت میتونم ایرادهایی رو پیدا کنم و یهو مچ ذهنم رو میگیرم که داره ایرادهای الکی پیدا میکنه، مثلا اینجا خیلی قشنگه اما کثیفه یا مثلا چرا اینجا انقدر بی نظمه. یعنی ذهن ایرادگیرم هنوز هم داره اون پشت کارهاش رو انجام میده. من فکر میکردم که این پاشنه آشیلم بهتر شده، اما هنوز همون آدم قبلی هستم. حتی خیلی بدتر از اینکه برای دیگران ایراد میگیرم به خودم سخت گیرم. کوچکترین حرفی که میزنم، ایرادگیری هام از خودم شروع میشه. چرا این حرف رو زدی یا این کار رو کردی، حالا بقیه چی میخوان بگن، چطور قضاوتت میکنن.
یا مثلا فکر میکنم اگه از چیزی تعریف کنم بقیه میگن این چه سلیقه سطح پایینی داره و همه چیز به نظرش خوب میاد. ترمز ترس از قضاوت بقیه رو هم که دارم.
خدایا حالا که پاشنه آشیلم رو متوجه شدم، خودت هم کمکم کن تا بتونم بهترش کنم.
سلام به همه دوستای خوبم که تلاش میکنن زندگی خودشون رو با افکار مثبت حال خوب و تغییر نگرش زیبا تر کنن
سلام به استاد فوق العاده ام و مریم جان خوش صدای من
الگو های تکرار شونده
شاید توی زندگی من خیلیییییی کم باشه درصد اتفاقشون، اما همون چند تا مورد ریشه های عمیق و بزرگی دارن که امروز با فکر کردن و پیدا کردنشون توی زمینه روابط ، دیدم دقیقا همون مشکلی که دائم بهش فکر میکردم که از کجا برای من پیش میاد رو پیدا کردم
قبل از گفتن ترمز ذهنی خودم دوست دارم در مورد روابط ام که توی این چند سال تغییر کرده صحبت کنم
خداروشکررررر همیشه جز افرادی بودم که نخواستم و خودم رو درگیر حاشیه ها، غیبت ها …بکنم
چه توی خانواده
چه محل کار
چه روابط دوستانه
و حتی رابطه عاشقانه که داشتم
این موضوع باعث شده که همیشه جز افراد قابل اعتماد هر جمع باشم
و خداروشکر میکنم همیشه توی زندگیم با اینکه خانواده متوسط از لحاظ مالی داشتم اما افراد و دوستان و همکارانی جذب من میشن که شرایط مالی فوق العاده عالی دارن و من با حضور افراد در کنارم تونستم خودم رو خیلی نزدیک به ثروت احساس کنم و با توجه به افکار و رفتار اونها … ثروت رو تا حدی که هیچ وقت قابل باور نبود وارد زندگیم کنم
من درگذشته دوستانی داشتم از لحاظ سطح فکر در زمینه ثروت ، ارزو ، کار ، روابط… بسیار پایین تر از مدار خودم
و این باعث شده بود که من هم مدار خودم رو تا سطح اون افراد پایین بیارم و کم کم این خاسته در من شکل گرفت که من نمیخوام زندگی معمولی، روابط معمولی داشته باشم
و شروع کردم با گوش دادن به حرف های استاد و تصویر سازی روابط فوق العاده ، محل کار بزرگ و زیبا، همکاران ثروتمند، دوستان ثروتمند اون هارو به سمت خودم جذب کنم
و دقیقاااااااا این جمله استاد همیشه توی ذهن من تکرار میشه
(وقتی تو بخوای تغییر کنی جهان به صورت خودکار افراد و شرایطی رو برای تو فراهم میکنه که تو بتونی راحت تر تغییر کنی)
شرایط فراهم شد و من تمامی چیز های که بارها برای خودم تصویر سازی کرده بودم فراهم شد
که مهم ترین اون رابطه عاشقانه بود
اما توی این رابطه عاشقانه ام همیشه یه مورد برای من آزار دهنده بوده
همیشه با خودم میگفتم چرا همه کادو های گرون قیمت و به تکرار میگیرن اما من نه
این سوال برای من در شرایطی ایجاد شده که من از لحاظ دوست داشتن و احساس خوبی که بینمون هست کاملا راضی ام
از توجه
از حمایت های فوق العاده اش
از اخلاق های که بارها و بار ها من اون هارو تصویر سازی کرده بودم و اون الان داره
و هزاران نکات مثبت دیگه
اما همیشه این مورد منو اذیت کرده که چرا منی که همه چیز رو دارم اما به شدت عاشق هدیه گرفتن از شخص احساسیم هستم ، نمیتونم این رو هم داشته باشم
خیلی فکر کردم و متوجه شدم … من از بچگی همیشه ترس اینو داشتم که نکنه مردی بیاد توی زندگی من مثل پدرم خسیس باشه و همینجور که برای مادرم خیلی کادو نمیخره و بلد نیست خوشحالش کنه گیر منم بیاد
همین فکر و ترس توی ذهنم باعث شده بود که من به جای نگاه کردن به نکات مثبت پارتنرم توجه کنم به کوچیک ترین حرکتی که منو یاد کارهای پدرم میندازه
مثلا من میگفتم: من چقد دلم این مانتو رو میخواد میخری برام خیلیییی دوسش دارم ؟
(و این درخواستم توی شرایطی هستش که من هم خیلییی برای طرف مقابل ام میزارم از خرید و هدیه های بسیار گرفته )
و اون میگفت: نه چرا انقد لباس میخری
نه من برای تو لباس نمیخرم
نه چرا من باید بخرم
نه همین هفته گذشته خودت برای خودت خریدی
نه خودت برای خودت بخر
و این جمله ها چیزای بود که من بار ها بهشون با ترس فکر کرده بودم و وقتی میشینیدم دقیقا یاد ترس هام میوفتادم و چقدرررر حال منو بد میکرد
اما
اما
اما
چقدرررررر سخت
چقدررررررررررر سخت تونستم ی حجم زیادی از اون افکار منفی رو با افکار مثبت ام جایگزین کنم
اما هنور خیلییییی خیلیییی کار دارم که ترمز هام راجب اینکه من لیاقت داشتن این هارو دارم و این هدیه ها به صورت خودکار و بدون تلاش من وارد زندگیم بشن کار بشه
اما از روز که سعی کردم جایگزین کنم افکارمو با این جملات و کارها شروع کردم
1.من نباید از کسی غیر از خودم و خدای خودم توقع داشته باشم
2.من باید روی خواسته های خودم و تیک زدن خواسته های خودم با تلاش خودم و نعمت های خدا تمرکز کنم
من تمام ام رو از همه گرفتن و فقط روی خودم تمرکز کردم
چقدرررر باعث پیشرفت من شد وقتی انتظاراتمو از همه پایین اوردم و از خدا خواستم
و به شکلی پیش میرفتم که دونه دونه چیزایی که من از پارتنرم خواسته بودم خودم میخریدم و اون تماشا میکرد
و روزی رسید که من شاید در طول چند ماه گرون ترین هدیه ها و با ارزش ترین هدیه هارو من از پاتنرم گرفتم بدونی که من ازش درخواست کنم
و اون روز خیلییییی برای من ارزشمند بود
نه به خاطر هدیه گرون
نه به خاطر اینکه اون بلاخره تغییر کرد
فقط فقط به این دلیل که من تونسته بودم ی درجه مدار خودمو بالاتر ببرم
خودم لایق بدونم
و باور کردم به باورهای که به سختی ساخته بودم
با اینکه این باور یکی از بزرگترین ترمز های منه
عدم لیاقت ( برای هدیه گرفتن،ورودی پول زیاد)
ولی تا اینجا هم کلی تغییرش دادم
و میدونم حالا حالاها باید تلاش کنم تا بتونم بهترش کنم
اما الان راحت تر میتونم ادامه بدم برای تغییر
چون من نتایج ام رو دارم که با منطق جلو نجوا ها رو بگیرم
امید وارم هر کجا هستین تن سالم ذهنی ارام دلی شاد داشته باشین
خب قبل اینکه بازم برم سراغ کامنت قدیمی م اول نشستم ویژگی افرادی که این یکسال گذشته جذب کردم و نوشتم
بعد رفتم سراغ کامنت قدیمی م دیدم هنوز یسری ویژگی های مشترک و جذب میکنم که دقیقا ربط به بخش مالی من داره قشنگ سوراخه :))) راجع به همون مدیریت مالی نداشتن افراد دورم
اینکه ترس شروع کاری دارن بهتره بگم داریم (ایموجی دهن کجی)
خودشون و توانایی هاشون و باور ندارن خودشون و لایق نمیدونن
همه ی اینهایی که مینوشتم و دیدم خودم دارمشون
باور کمبود دارن …..
خیلی زشت میشه همینجا کامنتمو ببندم؟
یه لحظه واقعا رفتم تو فکر به اینکه عیمقا باید این نشتی ها رو برطرف کنم
شما تو فایل قبلی گفتین کم کم میشه هفته ای یبار بعد ماهی یبار بعدش چند ماه یبار و سالی بعد چند سال یبار
من خیلی از ویژگی ها رو اینقدر ندیدم به کل محو شدن و حتی این ویژگی هایی که گفتم کمتر شده ولی هست و میخوام اینقدر عمیق روش کار کنم که مثل خیلی ویژگی های دیگه حذف بشن کلن
برای همین صادقانه میام کامنت میزارم که چند سال بعد خوندم بفهمم کجای کارم
من خدا را صد هزار مرتبه شکر الگوهای تکرار شونده در روابط ام خیلی کمتر شده است با ساختن این باور که ««« همه خوبن . همه خوب هستن »» و هر کسی هم که می خواهد احساس ترد شدگی و حقارت ووو به من بدهد خدا را صد هزار مرتبه شکر زودتر از قبل می فهمم و به خودم میگم باید کنترل ذهن کنم . این اومده تا به من بگه که کجای کار هستم .
من روی وجه خوب و عالی و مثبت آدمها توجه و تمرکز کردم و خدا را صد هزار مرتبه شکر خیلی جواب می دهد یعنی دنیا را گلستان می کند این باور که خصوصیات خوب و مثبت آدمها را به خودم بگم و این در حالی باید باشد که حتماً نباید اون فرد
یا افراد در حق من خوبی یا بدی کرده باشند
من وظیفه ی خودم باید بدونم که نکات مثبت نکات خوب و عالی آدمها را برای خودم تکرار کنم همیشه و در هر لحظه ها واکنش متقابل همون را از
بقیه بگیرم .
خدایا شکرت
یه جاهایی خواستم بقیه را برای خودم خوب جلوه بدهم و همین هم شده ولی برای بعضی از افراد نه اصلا نشده است و همان نکته داشته است برام که باید باز هم ردی خودم کار کنم و نخواهم من دیگران را تغییر بدهم این وظیفه ی من نیست خدایا شکرت
الان که قانون را بیشتر درک می کنم خدا را صد هزار مرتبه شکر بیشتر در احساس خوب هستم خدایا شکرت و این یعنی مسیرم درسته فقط باید ادامه بدهم
و کم نیارم چون من از اون دسته افرادی هستم که زود کم میارم و میکشم کنار
در صورتیکه به قولی الان که اوضاع داره روی غلطک می افته خودمو بیشتر در احساس خوب نگه دارم و قانون را بیشتر به خودم یادآوری کنم
پروردگارا تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم
سلام به استاد عزیزم و دوستان هم خانواده عزیزم که همیشه بابت کامنتهاشون سپاسگزار خداوند هستم
نشانه امروز من:
فایل بی نظیری بود و عالی و یه یادآوری شد که دوباره به زندگیم نگاه کنم ببینم چه الگوهایی داره تکرار میشه در هر موضوعی از رابطه اما راستش اومدم تا از الگوهایی مثبتم که به لطف خدا داره تکرار میشه بگم و چقد خوشحام که داره نشون میده که باورهام تغییر کردن یا در حال تغییر هستند ..
اولین الگویی تکرار شونده در مورد پول که من همیشه هر چند وقت یکبار پول پیدا میکنم تو خیابون خیلی لذت بخش یا هر چند وقت یکبار یه پولی دستم میرسه به راحتی … خدارو شکر الگوی تکرار شونده لذت بخشی ..
دومین الگو اینه که هر چند وقت افرادی وارد زندگیم میشن که دقیقا دستان خداوند هستند بهم کمک میکنن ، دوست دارند بهم شادی بدن با بیرون رفتن ، با چیزی خریدن برام یا حتی با زنگ زدنشون و به یادآوردنم … با تعریف کردن از نکات مثبتم .. واقعا خدارو هزاران مرتبه سپاسگزارم که تا چند سال پیش اینا نبود بلکه کاملا برعکس بود …
سومین الگو اینه که هربار خداوند با یه اتفاق یا کاری وارد زندگیم کرده بهم لذت و خوشحالی میده و اون اتفاق یا انجام اون کاره خیلی بهم لذت میده و به احساس خوبم کمک میکنه ( مثلا تنها بودن از صبح تا عصر و لذت بردن از انجام کارهای خونه یا با خودم و خدا صحبت کردن ، سپاسگزاری تو تنهایی و مخصوصا فکر کردن و از همه لذت بخشتر اینه که وقتی میشینی و سوالاتت رو یا چیزهای که می خوایی خدا راهنماییت کنه با خدا شروع میکنی به صحبت کردن در سکوت و تنهایی ) خدایا شکرت عالیه ..
چهارمی الگو که خودمم همیشه از خداوند بابتش سپاسگزارم اینه که چند وقته متوجه شدم اتفاقات یا افراد یا موضوعاتی که امکان داره اگه من متوجه میشدم واقعا باعث برهم زدن آرامشم میشد اما زمانی من متوجه اون مسائل میشدم که حل شده یا یجورایی تموم شده یا عوض شده یعنی قشنگ خدا همه کارا رو میکنه بعد منو متوجه موضوع واون اتفاق میکنه که دیگه نه تنها آرامشم رو برهم نمیزنه بلکه چقد به آرامش بیشترم کمک کرده در حالی که تا یکسال پیش اینجور نبود و چقد همش باید کلی انرژی میذاشتم تا آرامشم رو برگردونم اما الان به لطف خدا خیلی خیلی این موضوع عالی شده …
استاد الگوهای تکرار شونده مثبت زیادی رو به لطف خدا در زندگیم دارم اما خوب این فایل باعث شد بشینم و سوالی که پرسیدین رو جواب بدم چون در بعضی موارد زندگیم یسری بالا پایین ها هست که باید پیداشون کنم و روشون کار کنم ..
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین بهترین را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
چه الگوهای تکرار شونده ای درباره روابط، در زندگی شما هست؟
درواقع من همش افرادی دوست میشم که اول انگار دوست خوبین ولی بعدش روی واقعیشون رو نشون میدن و معلوم میشه که اینطور نبوده.
همش تا ی جایی با بقیه خوبم یعنی بقیه باهام خوبن بعد همه چیز خراب میشه.
همشون درآخر به فکر خودشونن و من واسشون مهم نیستم
همشون افراد دورویی. هستن و شاید دروغگو .
درواقع اونا مثل من اونقد احساس ندارن بی احساسن
اونا منو درک نمیکنن بهم اهمیت نمیدن
هروقت با کسی دوست شدم آخرش پشیمون شدم. همش اونی که میخوام دوست واقعی واقعا پیدا نمیشه….
حتی از من دفاع هم نمیکنن:) آدم منو حساب نمیکنن درواقع
حوصله منو نداشتن.. فقط موقعی که نیاز داشتن منو کنارم بودن
هیچکدومشون حتی ی بار هم متوجه ناراحتیم نشدن. حتی همیشه من بودم که کلی پیام میدادم اونا سرد بودن… همشون اذیتم میکنن همشون ی بدی ای دارن
!همش کسایی میان تو زندگیم که من بهشون کلی اهمیت میدم و فکر میکنم اینا خوبن ولی بعدش برعکس میشه بعدش پشیمون میشم بعدش دیگه سرد میشم بعدش دیگه هیچی واسم مهم نیستم اما فایده نداره چون دوباره همینطوری میشه دوباره گرم میشم دوباره اذیتم میکنن… نمیدونم کی میخوام اینو یاد بگیرم واقعا اذیت میشم .
! مشکل دیگم اینه همش کسایی هستن که از من بالاترن و درواقع اذیت میشم درواقع منو مسخره میکنن و من تو اون لحظه نمیتونم مثل آدم درست جواب بدم . همش پیش بعضیا کم میارم…همش انگار دنبال توجه ام خدایا ..
خیلی چیزا هست ولی واقعا نمیتونم خوب بیان کنم و توضیح بدم….
سلام خدمت همه دوستانی ک کامنت بنده رو مطالعه میکنند
سلامی گرم خدمت استاد قشنگم و خانم شایسته مهربونم
دوست عزیز شما اولین کاری ک باید انجام بدی اینکه مسولیت کاملا 100٪ اتفاقات و شرایط زندگیتو قبول کنید( اصلا اولش کار راحتی نیست) و بعد از قبول مسولیت سعی کنی کانون توجهتونرو روی نکات مثبت اطرافیان و دوستانتون بزارین( مثل زیبایی ظاهری،نمرات خوب درسی،ترفیع شغلی،روابط خوبی ک با دیگران دارن و …) ک بازم ممکنه سخت باشه ک در این صورت میتونید اول توجه کنید ب نکات مثبت دیگای مثل ( تماشا کردن سریالهای زندگی در بهشت،سفر ب دور آمریکا ، توجه ب نکات مثبت و همچنین نکته برداری از این سریالها ، توجه ب سلامتی بدنتون، زیبایی ظاهرتون،زیبایی طبیعت اطرافتون، داشتن موبایل و درسترسیتون ب اینترنت و آشنا شدن با این سایت الهی، داشتن سوادتون و…) شاید یکسری از مثالها عجیب و مبتدی باشه اما قطره قطره جمع گردد … ک با تلاش خودتون در دیدن زیباییها و نعمتهاتون کم کم مقاومت ذهنتون کمتر میشه و اونوقت دیگ جهان هم بهتون در خوب شدن حالتون و افکارتون کمک میکنه
ب نظر من شما گوش کردن و کارکردن روی فایلهای
(فقط روی خدا حساب باز کن* ،ظلم ب خود از دیدگاه قرآن ، داستان هدیه تولدم )
حتما در الویت قراره بده ک بسیااار کمک کننده هستن و کمک بزرگی در درک کردن درست و راحت قانون میکنند
(( البته ک من خودم هنوز فقط این موضوعات و توضیحاتو یکمقداری درک کردم و خیلی خیلییی کم هم عمل کردم اما نتیجه کم و کوچکی هم دیدم و انشالله ک بتونم بهتر عمل کنم چون کامنتم باعث یادآوری ب خودمم شد همچنین ردپایی هم ثبت کردم ، روم سیاه استاد ولی من دوره کشف قوانین زندگی دراختیارم هست اما فقط خیلی وقت پیش گوشش کردم و عملی ک با تعهد باشه عملا انجام ندادم و فقط چکاپ فرکانسیمو نوشتم ولی واقعا تمرین و عمل نکردم ک بخوام توقع نتیجه داشته باشم اما مطمئنم دوره جواب میده چون نتیجه مامانمو با کمی عمل کردن دیدم ))
انشالله ک ب زودی زود شاهد نتایج فوقالعادهتون باشم تا باعث قوی تر شدن باور خودم و عمل کردن همراه با تعهد به قانون و پیدا کردن و بهبود انگیزه تحلیل رفتم باشه
من انسان هایی رو جذب میکنم که مسئولیت پذیر نیستن اصلا و این منو آزار میده هرکاری براشون میکنم اما بازم میبینم کاری که بهشون میسپرم رو درست انجام نمیدن و خودم باید آخر انجام بدم
انسان های رو جذب میکنم که باورهای مذهبی دارن یا اینطور بگم متعصب هستن
انسان های شاد و فوق العاده و ثروتمند رو جذب نمیکنم
انسان هایی که جذب میکنم از لحاظ مالی و اجتماعی از خودم پایین تر هستن
عرض سلام و احترام
خدمت استاد عزیز و مریم جان
من حدودا 8ماه که دوره 12 قدم رو شروع کردم و هدف اصلیم از شروع این دوره تغییر روابط عاطفی ام بود بعد گذشت 3ماه وارد رابطه ای شدم که شخص مقابلم تمام ویژگی هایی که من تو ذهنم داشتم رو داشتن از لحاظ مالی، توجه کردن، شغل، شخصیت و جایگاه اجتماعی
خیلی خوب بودن
با اینکه تو روابط قبلی شخص مقابلم این ویژگی هارو همه رو باهم نداشتن
و این یعنی تونستم توی روابط عاطفی پیشرفت کنم
اما توی این تایم که باهاشون بودم با اینکه احساس خیلی خوبی داشتم مدام ته ذهنم میومد که اگه خیانت کنه چی!
من این حس خیانت تو روابط قبلی تجربه کرده بودم و اینبار هم با وجود اینکه تمام معیار های منو داشتن
اما این باور و ذهنیت دوباره کار دست من داد
و خیانت دیدم ازشون
و ترمز من ترس از خیانت
و حس میکنم شاید بخاطر این باشه که خودم، عمیقا خودم رو دوست ندارم و لایق عشق بی قید و شرط نمیدونم و برای همینه که با اینکه فرد موردعلاقم جذب کردم اما اخرش به نتیجه ثابت رسید
و ترمز دیگه ای که دارم ترس از قضاوت و اینکه بقیه فکر نکنند من دختر بدی هستم و همین باعث شده تاحالا کامنت نذارم
این اولین کامنت من توی سایت هست
و عمیقا از استاد ممنونم بخاطر آگاهی هایی که اختیار ما میزارند
چون از وقتی با ایشون اشنا شدم تغییرات خیلی زیادی توی زندگیم ایجاد شده
و امیدوارم توی این زمینه هم تغییرات زیادی بکنم
سپاس فراوان از استاد عزیز و مریم جان
با نام و یاد تنها فرمانروای کیهان
نشانه امروز من 17 تیر 1404
با سلام به تمام دوستان عزیزم در این سایت الهی.
دیروز معجزه ای برام رخ داد که باز هم قدرت خداوند رو برام بیش از پیش یادآوری کرد. ما قرار بود خانوادگی یه سفری بریم به کشور گرجستان و از اونجا که جنگ شد و پروازها لغو شدن، سفر ما هم کنسل شد اما ما پول بلیط رو پرداخت کرده بودیم و چون چارتری بود پرواز، گفتن اگه خود ایرلاین کنسل کنه پولتون رو برمیگردونه، وگرنه که سوخت میشه. پرواز ما 4 روز قبل بود و دقیقا همون روز فرودگاه ها باز شد و ما میترسیدیم که پرواز انجام بشه و ما نتونیم بریم و کل مبلغ از بین بره. اما من همیشه سعی میکردم با باور به اینکه پول ما کاملا حلاله و باز به ما برمیگرده و یادآوری هزاران باری که خداوند کارها رو مدیریت کرده، احساسم رو خوب نگه دارم. و پروازمون خدا رو شکر کنسل شد و دیروز کل مبلغ رو به حسابمون واریز کردن. دوست داشتم این ماجرا رو تعریف کنم چون هم ایمانم رو بیشتر کرد و هم سپاسگزارتر شدم و شاید به دوستان هم کمک کنه تا به یادشون بیاد خدا همیشه حواسش به ما هست.
در مورد بحث الگوهای تکرارشونده در روابط، من اطرافم پر از آدمهای علی ایرادیه. یعنی آدمهایی که هیچی راضیشون نمیکنه و همیشه دنبال بحث و مخالفت هستن. یعنی کاری ندارن که طرف مقابل چه نقطه نظری داره، همیشه باید راهی برای مخالفت پیدا کنن و یه ایرادی در مورد اون موضوع پیدا کنن و منم در گذشته خیلی وارد بحث باهاشون میشدم، اما الان به مراتب بیشتر میتونم ذهنم رو کنترل کنم. هر چند نمیگم که قطع شده چون همین دیروز وارد بحث ناخواسته ای با یکی از این افراد شدم و خیلی انرژی ازم گرفت و احساس بدی پیدا کردم.
وقتی کمی به رفتارهای خودم نگاه کردم دیدم خودم هنوز این ویژگی ایرادگیری رو دارم و چنین آدمهایی رو وارد تجربه زندگی خودم میکنم. درسته با آموزشهای استاد خیلی بهتر شدم، اما هنوز ایرادگیری رو دارم. بنده خدا همسرم رو انقدر گاهی بهش گیرهای الکی میدم. یا از یه فضای کاملا مثبت میتونم ایرادهایی رو پیدا کنم و یهو مچ ذهنم رو میگیرم که داره ایرادهای الکی پیدا میکنه، مثلا اینجا خیلی قشنگه اما کثیفه یا مثلا چرا اینجا انقدر بی نظمه. یعنی ذهن ایرادگیرم هنوز هم داره اون پشت کارهاش رو انجام میده. من فکر میکردم که این پاشنه آشیلم بهتر شده، اما هنوز همون آدم قبلی هستم. حتی خیلی بدتر از اینکه برای دیگران ایراد میگیرم به خودم سخت گیرم. کوچکترین حرفی که میزنم، ایرادگیری هام از خودم شروع میشه. چرا این حرف رو زدی یا این کار رو کردی، حالا بقیه چی میخوان بگن، چطور قضاوتت میکنن.
یا مثلا فکر میکنم اگه از چیزی تعریف کنم بقیه میگن این چه سلیقه سطح پایینی داره و همه چیز به نظرش خوب میاد. ترمز ترس از قضاوت بقیه رو هم که دارم.
خدایا حالا که پاشنه آشیلم رو متوجه شدم، خودت هم کمکم کن تا بتونم بهترش کنم.
سلام به همه دوستای خوبم که تلاش میکنن زندگی خودشون رو با افکار مثبت حال خوب و تغییر نگرش زیبا تر کنن
سلام به استاد فوق العاده ام و مریم جان خوش صدای من
الگو های تکرار شونده
شاید توی زندگی من خیلیییییی کم باشه درصد اتفاقشون، اما همون چند تا مورد ریشه های عمیق و بزرگی دارن که امروز با فکر کردن و پیدا کردنشون توی زمینه روابط ، دیدم دقیقا همون مشکلی که دائم بهش فکر میکردم که از کجا برای من پیش میاد رو پیدا کردم
قبل از گفتن ترمز ذهنی خودم دوست دارم در مورد روابط ام که توی این چند سال تغییر کرده صحبت کنم
خداروشکررررر همیشه جز افرادی بودم که نخواستم و خودم رو درگیر حاشیه ها، غیبت ها …بکنم
چه توی خانواده
چه محل کار
چه روابط دوستانه
و حتی رابطه عاشقانه که داشتم
این موضوع باعث شده که همیشه جز افراد قابل اعتماد هر جمع باشم
و خداروشکر میکنم همیشه توی زندگیم با اینکه خانواده متوسط از لحاظ مالی داشتم اما افراد و دوستان و همکارانی جذب من میشن که شرایط مالی فوق العاده عالی دارن و من با حضور افراد در کنارم تونستم خودم رو خیلی نزدیک به ثروت احساس کنم و با توجه به افکار و رفتار اونها … ثروت رو تا حدی که هیچ وقت قابل باور نبود وارد زندگیم کنم
من درگذشته دوستانی داشتم از لحاظ سطح فکر در زمینه ثروت ، ارزو ، کار ، روابط… بسیار پایین تر از مدار خودم
و این باعث شده بود که من هم مدار خودم رو تا سطح اون افراد پایین بیارم و کم کم این خاسته در من شکل گرفت که من نمیخوام زندگی معمولی، روابط معمولی داشته باشم
و شروع کردم با گوش دادن به حرف های استاد و تصویر سازی روابط فوق العاده ، محل کار بزرگ و زیبا، همکاران ثروتمند، دوستان ثروتمند اون هارو به سمت خودم جذب کنم
و دقیقاااااااا این جمله استاد همیشه توی ذهن من تکرار میشه
(وقتی تو بخوای تغییر کنی جهان به صورت خودکار افراد و شرایطی رو برای تو فراهم میکنه که تو بتونی راحت تر تغییر کنی)
شرایط فراهم شد و من تمامی چیز های که بارها برای خودم تصویر سازی کرده بودم فراهم شد
که مهم ترین اون رابطه عاشقانه بود
اما توی این رابطه عاشقانه ام همیشه یه مورد برای من آزار دهنده بوده
همیشه با خودم میگفتم چرا همه کادو های گرون قیمت و به تکرار میگیرن اما من نه
این سوال برای من در شرایطی ایجاد شده که من از لحاظ دوست داشتن و احساس خوبی که بینمون هست کاملا راضی ام
از توجه
از حمایت های فوق العاده اش
از اخلاق های که بارها و بار ها من اون هارو تصویر سازی کرده بودم و اون الان داره
و هزاران نکات مثبت دیگه
اما همیشه این مورد منو اذیت کرده که چرا منی که همه چیز رو دارم اما به شدت عاشق هدیه گرفتن از شخص احساسیم هستم ، نمیتونم این رو هم داشته باشم
خیلی فکر کردم و متوجه شدم … من از بچگی همیشه ترس اینو داشتم که نکنه مردی بیاد توی زندگی من مثل پدرم خسیس باشه و همینجور که برای مادرم خیلی کادو نمیخره و بلد نیست خوشحالش کنه گیر منم بیاد
همین فکر و ترس توی ذهنم باعث شده بود که من به جای نگاه کردن به نکات مثبت پارتنرم توجه کنم به کوچیک ترین حرکتی که منو یاد کارهای پدرم میندازه
مثلا من میگفتم: من چقد دلم این مانتو رو میخواد میخری برام خیلیییی دوسش دارم ؟
(و این درخواستم توی شرایطی هستش که من هم خیلییی برای طرف مقابل ام میزارم از خرید و هدیه های بسیار گرفته )
و اون میگفت: نه چرا انقد لباس میخری
نه من برای تو لباس نمیخرم
نه چرا من باید بخرم
نه همین هفته گذشته خودت برای خودت خریدی
نه خودت برای خودت بخر
و این جمله ها چیزای بود که من بار ها بهشون با ترس فکر کرده بودم و وقتی میشینیدم دقیقا یاد ترس هام میوفتادم و چقدرررر حال منو بد میکرد
اما
اما
اما
چقدرررررر سخت
چقدررررررررررر سخت تونستم ی حجم زیادی از اون افکار منفی رو با افکار مثبت ام جایگزین کنم
اما هنور خیلییییی خیلیییی کار دارم که ترمز هام راجب اینکه من لیاقت داشتن این هارو دارم و این هدیه ها به صورت خودکار و بدون تلاش من وارد زندگیم بشن کار بشه
اما از روز که سعی کردم جایگزین کنم افکارمو با این جملات و کارها شروع کردم
1.من نباید از کسی غیر از خودم و خدای خودم توقع داشته باشم
2.من باید روی خواسته های خودم و تیک زدن خواسته های خودم با تلاش خودم و نعمت های خدا تمرکز کنم
من تمام ام رو از همه گرفتن و فقط روی خودم تمرکز کردم
چقدرررر باعث پیشرفت من شد وقتی انتظاراتمو از همه پایین اوردم و از خدا خواستم
و به شکلی پیش میرفتم که دونه دونه چیزایی که من از پارتنرم خواسته بودم خودم میخریدم و اون تماشا میکرد
و روزی رسید که من شاید در طول چند ماه گرون ترین هدیه ها و با ارزش ترین هدیه هارو من از پاتنرم گرفتم بدونی که من ازش درخواست کنم
و اون روز خیلییییی برای من ارزشمند بود
نه به خاطر هدیه گرون
نه به خاطر اینکه اون بلاخره تغییر کرد
فقط فقط به این دلیل که من تونسته بودم ی درجه مدار خودمو بالاتر ببرم
خودم لایق بدونم
و باور کردم به باورهای که به سختی ساخته بودم
با اینکه این باور یکی از بزرگترین ترمز های منه
عدم لیاقت ( برای هدیه گرفتن،ورودی پول زیاد)
ولی تا اینجا هم کلی تغییرش دادم
و میدونم حالا حالاها باید تلاش کنم تا بتونم بهترش کنم
اما الان راحت تر میتونم ادامه بدم برای تغییر
چون من نتایج ام رو دارم که با منطق جلو نجوا ها رو بگیرم
امید وارم هر کجا هستین تن سالم ذهنی ارام دلی شاد داشته باشین
“سوق”
سلام
چقدر برام جالب بود
چرا من تا حالا به این الگوهایی که تکرار میشد فکرنکرده بودم؟
من بیشتر آدمهایی که در حوضه ی کاریم برخورد میکنم و سرراهم قرارمیگیرن آدمهایی هستن که در گذشته خیلی آدم موفقی بودن و بعد شکست خوردن
دقیقا مثل فرمایش استاد فقط چهره ها و اسم های ادمها باهم فرق میکنه وگرنه ویژگی هاشون باهم برابره
سلام بر همه عزیزان
خب قبل اینکه بازم برم سراغ کامنت قدیمی م اول نشستم ویژگی افرادی که این یکسال گذشته جذب کردم و نوشتم
بعد رفتم سراغ کامنت قدیمی م دیدم هنوز یسری ویژگی های مشترک و جذب میکنم که دقیقا ربط به بخش مالی من داره قشنگ سوراخه :))) راجع به همون مدیریت مالی نداشتن افراد دورم
اینکه ترس شروع کاری دارن بهتره بگم داریم (ایموجی دهن کجی)
خودشون و توانایی هاشون و باور ندارن خودشون و لایق نمیدونن
همه ی اینهایی که مینوشتم و دیدم خودم دارمشون
باور کمبود دارن …..
خیلی زشت میشه همینجا کامنتمو ببندم؟
یه لحظه واقعا رفتم تو فکر به اینکه عیمقا باید این نشتی ها رو برطرف کنم
شما تو فایل قبلی گفتین کم کم میشه هفته ای یبار بعد ماهی یبار بعدش چند ماه یبار و سالی بعد چند سال یبار
من خیلی از ویژگی ها رو اینقدر ندیدم به کل محو شدن و حتی این ویژگی هایی که گفتم کمتر شده ولی هست و میخوام اینقدر عمیق روش کار کنم که مثل خیلی ویژگی های دیگه حذف بشن کلن
برای همین صادقانه میام کامنت میزارم که چند سال بعد خوندم بفهمم کجای کارم
چون کامنتهای دو سال پیشم خیلی بهم کمک کرد
خدایا شکرت بابت داشتن استاد عزیزم
خدایا شکرت که کنارمی و من و هدایت میکنی
به نام خدا
.
من خدا را صد هزار مرتبه شکر الگوهای تکرار شونده در روابط ام خیلی کمتر شده است با ساختن این باور که ««« همه خوبن . همه خوب هستن »» و هر کسی هم که می خواهد احساس ترد شدگی و حقارت ووو به من بدهد خدا را صد هزار مرتبه شکر زودتر از قبل می فهمم و به خودم میگم باید کنترل ذهن کنم . این اومده تا به من بگه که کجای کار هستم .
من روی وجه خوب و عالی و مثبت آدمها توجه و تمرکز کردم و خدا را صد هزار مرتبه شکر خیلی جواب می دهد یعنی دنیا را گلستان می کند این باور که خصوصیات خوب و مثبت آدمها را به خودم بگم و این در حالی باید باشد که حتماً نباید اون فرد
یا افراد در حق من خوبی یا بدی کرده باشند
من وظیفه ی خودم باید بدونم که نکات مثبت نکات خوب و عالی آدمها را برای خودم تکرار کنم همیشه و در هر لحظه ها واکنش متقابل همون را از
بقیه بگیرم .
خدایا شکرت
یه جاهایی خواستم بقیه را برای خودم خوب جلوه بدهم و همین هم شده ولی برای بعضی از افراد نه اصلا نشده است و همان نکته داشته است برام که باید باز هم ردی خودم کار کنم و نخواهم من دیگران را تغییر بدهم این وظیفه ی من نیست خدایا شکرت
الان که قانون را بیشتر درک می کنم خدا را صد هزار مرتبه شکر بیشتر در احساس خوب هستم خدایا شکرت و این یعنی مسیرم درسته فقط باید ادامه بدهم
و کم نیارم چون من از اون دسته افرادی هستم که زود کم میارم و میکشم کنار
در صورتیکه به قولی الان که اوضاع داره روی غلطک می افته خودمو بیشتر در احساس خوب نگه دارم و قانون را بیشتر به خودم یادآوری کنم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
.
بنام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم مریم جون عزیز و بچه های بینظیر سایت بهشتی عباسمتش
یه الگویی که من داشتم اینه که با جنس مخالف وقتی رابطه پیدا میکردم اولش براشون خیلی جذاب و فوق العاده بودم
یعنی میگفتن تو یه دختر بینظیری اخلاقات با اکثریت دخترای دیگه فرق داره
بعدش نه اینکه دیگه این فکرو نکنن
من انقدر بهشون وابسته میشدم که دیگه براشون عادی میشدم
اینو الان میفهمم که علتش وابستگیه خودم به اونا بوده
قبلنا فکر میکردم پسر جماعت همینن
تا یه مدت براشون عزیزی بعد عادی میشی و دیگه اون جذابیتت ازبین میره
اصلا دست من نمک نداره به هرکی عشق میدم بعد ازمدتی اون عشق دیگه براش جذاب نیست
کلا من آدمی بودم که وقتی عاشق یه نفر میشدم تمام خودمو واسش میزاشتم
انقدر زیاد که شاید از درون خالی میشدم
الان داره اینا به ذهنم میرسه
خدایا تو داری میگی به والله خودش داره میگه ومینویسم
استاد وقتی در مورد انفاق میگید باید از مازادتون ببخشید نه اینکه تکه ای از وجودتون رو بدید اونوقت خالی میشید ودنبال یکی میگردید که پرتون بکنه
درمورد عشقم باید انقدر عاشق خودت باشی وبا خودت درصلح باشی
که از لبریزت عشقی رو ببخشی
اونوقته که بی قید وشرط عشقتو نثارمیکنی
منتظر جبران نیستی
و برعکس جون منتظرجبران نیستی دریافتش هم میکنی
اونم در حدزیاد
احتمالا من از درون پر نبودم در واقع خودمو انقدر دوست نداشتم با خودم در صلح نبودم که وجودم غنی باسه
بعد میومدم از اونچه که برای خودمم کافی نبود در حد اعلا میبخشیدم
بعد خودم خالیه خالی میشدم
مثل برکه ی کم آبی که همون یه ذزه آبش هم خشک میشه تبدیل میشه به کویر و برهوت
ومنتظره از بیرون یکی سیرابش کنه
ولی نمیدونه که فقط خودشه که میتونه آبی رو این کویر بپاشه و با عشق ورزیدن به خودش میتونه کم کم این کویر رو تبدیل به رودی پرآب کنه
ولی فقط منتظره اونایی که اینهمه بهشون عشق داده حداقل چند درصد جبران کنن تا بتونه نفس بکشه تا حداقل روحش زنده بمونه
ووقتی این اتفاق نمیفته سوئ تفاهم ها شروع میشه
بی محلی و کم محلی و سردی بینشون ایحاد میشه
و اون عشق تبدیل میشد به نفرت
خدایاشکرت که الان همه ی اینارو گفتی
پس ریشه ی این مسئله این بود که من اولا باخودم در صلح نبودم خودمو به اندازه ی کافی دوست نداشتم
احساس ارزشمندیم ایراد داشت و نهایتا اینکه وابسته بودم
عشق بدون وابستگی رو اصلا بلد نبودم
نمیدونستم میشه عاشق واقعی بود درعین حال هم رها
فکر میکردم هرچی بیشتر بهم بچسبین و تو هرکار همدیگه اظهارنظر کنی و دم به ثانیه جویای حال همدیگه باشین
عشقتون عمیق تره واین یعنی عشق واقعی
وقتی تو فایلاتون میگفتید شما و مریم جان یه عشق رویایی دارین
یا تو فایل در پراو اگاهی در مورد عشق بی قید وشرط میگفتید
نمیفهمیدم یعنی چی بعد تو سریالها و درک بهتری که از قانون پیدا کردم فهمیدم منظورتون چیه
مدتیه دارم رو دوست داشتن خودم کار میکنم برا خودم و خواسته هام ارزش بیشتری قائلم
رفتارهمسرم که باهام خیلی فرق کرده
یه جوری که باورم نمیشه
این همون مردیه که خیلی از چیزایی که من تو رابطه دوست داشتم و فطرتا بلد نبود
ولی الان داره انجامشون میده
استاد خیلی خوبه
خیلی خوشحالم که اصل و ریشه رو فهمیدم
اینکه مجرای همه چی رو فهمیدم که هر عملم باعث کدوم عکس العمل میشد .
خدایاشکرت برا علم واگاهی درست برا هدایتم به این سایت و امروز به این فایل و انچه که گفتی و من نوشتم
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
پروردگارا تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم
سلام به استاد عزیزم و دوستان هم خانواده عزیزم که همیشه بابت کامنتهاشون سپاسگزار خداوند هستم
نشانه امروز من:
فایل بی نظیری بود و عالی و یه یادآوری شد که دوباره به زندگیم نگاه کنم ببینم چه الگوهایی داره تکرار میشه در هر موضوعی از رابطه اما راستش اومدم تا از الگوهایی مثبتم که به لطف خدا داره تکرار میشه بگم و چقد خوشحام که داره نشون میده که باورهام تغییر کردن یا در حال تغییر هستند ..
اولین الگویی تکرار شونده در مورد پول که من همیشه هر چند وقت یکبار پول پیدا میکنم تو خیابون خیلی لذت بخش یا هر چند وقت یکبار یه پولی دستم میرسه به راحتی … خدارو شکر الگوی تکرار شونده لذت بخشی ..
دومین الگو اینه که هر چند وقت افرادی وارد زندگیم میشن که دقیقا دستان خداوند هستند بهم کمک میکنن ، دوست دارند بهم شادی بدن با بیرون رفتن ، با چیزی خریدن برام یا حتی با زنگ زدنشون و به یادآوردنم … با تعریف کردن از نکات مثبتم .. واقعا خدارو هزاران مرتبه سپاسگزارم که تا چند سال پیش اینا نبود بلکه کاملا برعکس بود …
سومین الگو اینه که هربار خداوند با یه اتفاق یا کاری وارد زندگیم کرده بهم لذت و خوشحالی میده و اون اتفاق یا انجام اون کاره خیلی بهم لذت میده و به احساس خوبم کمک میکنه ( مثلا تنها بودن از صبح تا عصر و لذت بردن از انجام کارهای خونه یا با خودم و خدا صحبت کردن ، سپاسگزاری تو تنهایی و مخصوصا فکر کردن و از همه لذت بخشتر اینه که وقتی میشینی و سوالاتت رو یا چیزهای که می خوایی خدا راهنماییت کنه با خدا شروع میکنی به صحبت کردن در سکوت و تنهایی ) خدایا شکرت عالیه ..
چهارمی الگو که خودمم همیشه از خداوند بابتش سپاسگزارم اینه که چند وقته متوجه شدم اتفاقات یا افراد یا موضوعاتی که امکان داره اگه من متوجه میشدم واقعا باعث برهم زدن آرامشم میشد اما زمانی من متوجه اون مسائل میشدم که حل شده یا یجورایی تموم شده یا عوض شده یعنی قشنگ خدا همه کارا رو میکنه بعد منو متوجه موضوع واون اتفاق میکنه که دیگه نه تنها آرامشم رو برهم نمیزنه بلکه چقد به آرامش بیشترم کمک کرده در حالی که تا یکسال پیش اینجور نبود و چقد همش باید کلی انرژی میذاشتم تا آرامشم رو برگردونم اما الان به لطف خدا خیلی خیلی این موضوع عالی شده …
استاد الگوهای تکرار شونده مثبت زیادی رو به لطف خدا در زندگیم دارم اما خوب این فایل باعث شد بشینم و سوالی که پرسیدین رو جواب بدم چون در بعضی موارد زندگیم یسری بالا پایین ها هست که باید پیداشون کنم و روشون کار کنم ..
بی نهایت ازتون سپاسگزارم
به نام هدایت الله
سلام خدمت خواهر عزیزم سحر دوست ارزشمند و توحیدی وفعال سایت
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین بهترین را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
چه الگوهای تکرار شونده ای درباره روابط، در زندگی شما هست؟
درواقع من همش افرادی دوست میشم که اول انگار دوست خوبین ولی بعدش روی واقعیشون رو نشون میدن و معلوم میشه که اینطور نبوده.
همش تا ی جایی با بقیه خوبم یعنی بقیه باهام خوبن بعد همه چیز خراب میشه.
همشون درآخر به فکر خودشونن و من واسشون مهم نیستم
همشون افراد دورویی. هستن و شاید دروغگو .
درواقع اونا مثل من اونقد احساس ندارن بی احساسن
اونا منو درک نمیکنن بهم اهمیت نمیدن
هروقت با کسی دوست شدم آخرش پشیمون شدم. همش اونی که میخوام دوست واقعی واقعا پیدا نمیشه….
حتی از من دفاع هم نمیکنن:) آدم منو حساب نمیکنن درواقع
حوصله منو نداشتن.. فقط موقعی که نیاز داشتن منو کنارم بودن
هیچکدومشون حتی ی بار هم متوجه ناراحتیم نشدن. حتی همیشه من بودم که کلی پیام میدادم اونا سرد بودن… همشون اذیتم میکنن همشون ی بدی ای دارن
!همش کسایی میان تو زندگیم که من بهشون کلی اهمیت میدم و فکر میکنم اینا خوبن ولی بعدش برعکس میشه بعدش پشیمون میشم بعدش دیگه سرد میشم بعدش دیگه هیچی واسم مهم نیستم اما فایده نداره چون دوباره همینطوری میشه دوباره گرم میشم دوباره اذیتم میکنن… نمیدونم کی میخوام اینو یاد بگیرم واقعا اذیت میشم .
! مشکل دیگم اینه همش کسایی هستن که از من بالاترن و درواقع اذیت میشم درواقع منو مسخره میکنن و من تو اون لحظه نمیتونم مثل آدم درست جواب بدم . همش پیش بعضیا کم میارم…همش انگار دنبال توجه ام خدایا ..
خیلی چیزا هست ولی واقعا نمیتونم خوب بیان کنم و توضیح بدم….
( کامنت از نازنین قدیمی دختر خانم مهمانپرست )
سلام دوست عزیزم
سلام خدمت همه دوستانی ک کامنت بنده رو مطالعه میکنند
سلامی گرم خدمت استاد قشنگم و خانم شایسته مهربونم
دوست عزیز شما اولین کاری ک باید انجام بدی اینکه مسولیت کاملا 100٪ اتفاقات و شرایط زندگیتو قبول کنید( اصلا اولش کار راحتی نیست) و بعد از قبول مسولیت سعی کنی کانون توجهتونرو روی نکات مثبت اطرافیان و دوستانتون بزارین( مثل زیبایی ظاهری،نمرات خوب درسی،ترفیع شغلی،روابط خوبی ک با دیگران دارن و …) ک بازم ممکنه سخت باشه ک در این صورت میتونید اول توجه کنید ب نکات مثبت دیگای مثل ( تماشا کردن سریالهای زندگی در بهشت،سفر ب دور آمریکا ، توجه ب نکات مثبت و همچنین نکته برداری از این سریالها ، توجه ب سلامتی بدنتون، زیبایی ظاهرتون،زیبایی طبیعت اطرافتون، داشتن موبایل و درسترسیتون ب اینترنت و آشنا شدن با این سایت الهی، داشتن سوادتون و…) شاید یکسری از مثالها عجیب و مبتدی باشه اما قطره قطره جمع گردد … ک با تلاش خودتون در دیدن زیباییها و نعمتهاتون کم کم مقاومت ذهنتون کمتر میشه و اونوقت دیگ جهان هم بهتون در خوب شدن حالتون و افکارتون کمک میکنه
ب نظر من شما گوش کردن و کارکردن روی فایلهای
(فقط روی خدا حساب باز کن* ،ظلم ب خود از دیدگاه قرآن ، داستان هدیه تولدم )
حتما در الویت قراره بده ک بسیااار کمک کننده هستن و کمک بزرگی در درک کردن درست و راحت قانون میکنند
(( البته ک من خودم هنوز فقط این موضوعات و توضیحاتو یکمقداری درک کردم و خیلی خیلییی کم هم عمل کردم اما نتیجه کم و کوچکی هم دیدم و انشالله ک بتونم بهتر عمل کنم چون کامنتم باعث یادآوری ب خودمم شد همچنین ردپایی هم ثبت کردم ، روم سیاه استاد ولی من دوره کشف قوانین زندگی دراختیارم هست اما فقط خیلی وقت پیش گوشش کردم و عملی ک با تعهد باشه عملا انجام ندادم و فقط چکاپ فرکانسیمو نوشتم ولی واقعا تمرین و عمل نکردم ک بخوام توقع نتیجه داشته باشم اما مطمئنم دوره جواب میده چون نتیجه مامانمو با کمی عمل کردن دیدم ))
انشالله ک ب زودی زود شاهد نتایج فوقالعادهتون باشم تا باعث قوی تر شدن باور خودم و عمل کردن همراه با تعهد به قانون و پیدا کردن و بهبود انگیزه تحلیل رفتم باشه
موفق باشین :)
سلام و درود فراوان
خوشحالم که فایل قسمت 2 رو تونستم ببینم
در ادامه میخوام به این سوا جواب بدم
من انسان هایی رو جذب میکنم که مسئولیت پذیر نیستن اصلا و این منو آزار میده هرکاری براشون میکنم اما بازم میبینم کاری که بهشون میسپرم رو درست انجام نمیدن و خودم باید آخر انجام بدم
انسان های رو جذب میکنم که باورهای مذهبی دارن یا اینطور بگم متعصب هستن
انسان های شاد و فوق العاده و ثروتمند رو جذب نمیکنم
انسان هایی که جذب میکنم از لحاظ مالی و اجتماعی از خودم پایین تر هستن
انسان های قدرتمند رو جذب نمیکنم
انسان های شکست خورده رو جذب میکنم
خعلی سپاسگزارم ازتون استاد