پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3 - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

701 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Im Not گفته:
    مدت عضویت: 409 روز

    یادم نیست

    واقعا ولی بیشتر انگار همش خواب‌ام ترسه یعنی با ترس بیدار میشم چیزای وحشتناک میبینم همش صحنه جنگ اینک خانوادم رو از دست میدم اینک قراره بمیرم و کلی چیزای وحشتناک و

    بقیه ازم دور میشن و تنهام میزارن کلا بیشتر انگار توخوابام‌ من تنها موندم تو جای تاریک

    ولی چند روزه که خواب بدی ندیدم درواقع کلا خوابی ندیدم پس زیاد یادم نیست ک توضیح بدم

    همش این ترس هست و یادمه آره چندین بار خواب ی پسری که ناشناسه‌ رو دیدم ‌.

    اون پسر رو نمی‌شناختم ولی طوری بود که انگار خود من بود بخشی از من یعنی از ته قلبم با تموم وجودم اون رو میخواستم :)))… یعنی‌ کلا توی خواب همش بغلم بود همش هم خواب بود. و بی حال تو بغلم ولی جون نداشت زیاد جون نداشت حالش داغون بود منم میخواستم بمیرم واسش اینطوری بود که دردشو حس میکردم.. خیلی بغلم بود بعد یهو دور شد رفتم دنبالش دیگه نمیومد پیشم همش میخواست جایی بره بعدش رفت خیلی رفت و دور شد ولی من هم دنبالش بودم خیلی جاها رفت که حال ندارم توضیح بدم ولی انقد دوستش داشتم و انقد ناراحت بودم میخواستم واسش بمیرم.. حتی وقتی از خواب بیدار شدم خیلی گریه کردم:))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      Asmakarimi گفته:
      مدت عضویت: 1627 روز

      سلام دوست عزیزمنم تقریبا مشابه این خوابهای شمارو دیدم

      اون پسر ک میگی کودک درونت بوده

      ک انقد خسته س و جون نداره و نیاز به استراحت و توجه و محبت تو داره

      واسه همینه ک انقد حس نزدیکی و شناخت و دوستداشتن بهش داشتی توخواب.

      باید سعی کنی بیشتر خودت رو ببینی باخودت رفیق باشی و مهربون باشی بخودت عشق و توجه بدی .استراحت بدی به ذهن و جسمت تا کودک درونت باهات رفیق باشه و همیشه کنارت باشه نه اینک ازت فراری باشه

      امیدوارم تونسته باشم کمک کرده باشم بهت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    علی شهرکی گفته:
    مدت عضویت: 1157 روز

    من دقیقا این مشکل رو دارم و دوست دار م به ادما کمک کنم بخاطره همین آدمای ضعیف رو همیشه جذب خودم میکنم چطور می تونم این مشکل رو حل کنم آیا توجه نکردن هش و تمرکز کردن روی چیز دیگه کافیه؟ ممنون میشم جواب بدین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      نرگس🫧حسینی گفته:
      مدت عضویت: 601 روز

      سلام دوست عزیز

      بنظرم اول مدت زمان بیشتری توی سایت وقت بگذارید و فایل های استاد رو ببینید اگه دوره ای خریداری کردید حتما روی خودتون کار کنید تمرین ها رو انجام بدید

      شما باید چندین باور رو در خودتون ایجاد یا تقویت کنید

      مثلا شاید شما کاملا باور ندارید هرکسی نتایج افکار و فرکانس های خودش رو دریافت می‌کنه

      و هر مدل زندگی ای که داره یا مشکلاتی که داره از نتایج افکار و باور های خودشه

      اگه همین یک بار رو به خوبی تقویت کنید متوجه میشید که کمک شما (کمک های مالی عاطفی یا هر موضوعی)به اون آدم ها هیچ کمکی نمیکنه تازه باعث میشه همیشه منتظر رسیدن کمک از طرف دیگران باشن

      دومین باور

      مگه قدرت برتر جهان خداوند نیست؟

      یعنی ما از خداوند بیشتر میفهمیم که اون شخص ضعیف چه نیاز های دارع و باید برطرف بشه؟

      خیر

      خداوند هیچ‌گاه هیچکس رو به حال خودش رها نکرده

      به قول استاد هیچ برگی از درخت بدون اراده خداوند روی زمین نمیفته تصور کنید میلیارد ها میلیارد روی کره زمین درخت هست و هیچ کدوم از درختان برگ هاشون بدون اراده خداوند روی زمین نمیفته

      پس بیایم قبول کنیم اگر اون شخص ضعیف ظرف دریافت نعمت هاشو بزرگ کرده بود و فقط از خداوند درخواست میکرد و اعتماد میکرد حتما نتایج خوبی به دست می‌آورد

      باید قبول کنید در این جهان هم نیاز هست که فقیر باشه هم ثروتمند

      هم باید یک فرد سالم باشه هم بیمار

      همه افراد حتی دزد ها هم نیاز هست باشم تا تدابیر جدید امنیتی اجرا بشه

      اگه همین چند باور و اصل رو تکرار و تمرین کنید کم‌کم افراد سمی از ما دور و افراد جدید وارد زندگی ما شده

      باز هم یاد آوردی میکنم که هرچی بیشتر توی سایت فعالیت کنید و فایل ها رو ببینید و استفاده کنید خودتون کم‌کم باورهاتون تغییر می‌کنه و شرایط و آدم ها هم تغییر میکنند به شرط تغییر باورها و افکار و کانون توجه شما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
  3. -
    آرزو کریمی گفته:
    مدت عضویت: 1945 روز

    و این قسمت ب عنوان نشانه من برام اومد اولش فکر کردم بی ربطه اما یکم ک فکر کردم دیدم

    خواب هایی ک من دارم به صورت تکرار میبینم الان چندین ماهه

    اینه که با اعضای خلنوادم یکجایی هستیم مثلا توی یه آپارتمان یا طبیعت و داره سیل میاد یا بارندگی شدید

    و هر بار من دارم باداسترس و عجله زیاد سوارماشینش ن میکنم تا از اون منطقه دورشون کنم ک غرق نشیم و بارها خواب دیدم توی موقعیت های مختلف دارم خانوادم رو از بلاهای طبیعی یا جنگ ها فراری میدم

    یه خواب دیگه ک میبینم

    یا دارم توی خواب بحث کردن مامان و بابام و میبینم یا بحث و دعوای خودمو با یکی از اعضای خانوادم

    میبینم و حس اضطراب و عصبانیت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    فاضل گفته:
    مدت عضویت: 812 روز

    به نام خداوند آرامش دهنده و روزی رسان

    سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بزرگوار

    خداروشکر میکنم که سالم هستم و میتونم ببینم ، بشنوم ، بخونم و بنویسم تا از خودم ردپایی به جا بذارم و برای تبدیل شده به بهترین نسخه خودم اقدام کنم.

    در رابطه با سوال مطرح شده این قسمت که چه الگوهای تکرار شونده ای را می توانی در خواب های خود پیدا کنی؟

    من عمدتا خواب راحتی دارم به حالتی که سرم رو میذارم رو بالش دیگه چیزی نمیفهمم تا صبح و خواب زیاد نمیبینم مگر اینکه توی مدت روز ذهنم درگیر موضوعی باشه که در بخش یک این تاپیک گفته شد یعنی تایم هایی که موقعیتی پیش میاد و احساسات منفی سراغم میاد یا عصبی میشم

    – خواب می بینم در حال فرار هستم. یک بار از دست یک حیوان وحشی، یک بار از یک آدم یا یک موقعیت که می خواهد مرا به دردسر بیاندازد و …

    – خواب می بینم باید در زمان مقرر در جایی باشم اما دیر می رسم.

    – خواب می بینم امتحان مهمی دارم اما برایش آماده نیستم و این خواب به شیوه های مختلف تکرار می شود.

    در مجموع این مورد خواب ها رو میبینم البته اونم چیییییی بشه ازین مورد خواب ها ببینم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 845 روز

    یا حق

    درود بیکران به استاد عزیز و مریم جان شایسته و همه ی دوستان عزیز و‌گرامی

    در مسئله ایی مانده بودم و برای حلش به بمبست میخوردم

    راستش کمی صبح با پسرم که ماشاالله نزدیک 16 سالشه سر انجام وظایف شخصیش بحثم شد با خودم فکر کردم چراااا آخه هر چند وقت یک بار باید این بحثها رخ میده

    گیج شده بودم و سوالش توی ذهنم میپیجید

    و با خودم گفتم ما که باهم مشکلی نداریم شکر خدا

    پس چرا به مسئله برمیخورم که زدم روی نشانه ی من و خداوند رحمان و رحیم مثل هزاران بار دیگر هدایتم کرد

    که متوجه شدم تنها به دلیل باوری هست که من در پس ذهنم نسبت به فرزندم ساختم

    آخه میدونید البته در مورد خودم میگم میام و داخل سایت مینویسم ولی بعد انگار فراموش میکنم و این هم به دلیل کم کار کردن روی باورها هست

    خدایا صد هزار بار شکرت که بیشتر از همیشه به این صحبتهای همچون در استاد واقف شدم و مسیرم بیشتر از قبل برایم روشن شد

    و اما در مورد خوابها من هر چند وقت یک بار خوابهای مختلفی میبینم که متوجه نمی شوم که الگوی تکرار شونده اش چیست؟یادمه خواب و بیدار بودم و روبروی یک اما زاده ایی نشسته بودم و حالت خسته و زار داشتم با سنی که مثلا در دوران کودکیم هستم و از خداوند طلب کمک شدید میکردم و با احساسی غمگین میگفتم خدایا من توی این مسیر ی که هستم (( حتی توی خواب هم میدونستم که در سایت استاد هستم و دارم روی خودم کار میکنم به لطف الله))

    بعد همونطور که با خدا صحبت می‌کردم

    پیرزنی که درست شبیه جادوگرهایی که توی انیمیشن های قدیمی بود که روی جا رو میشینن و پرواز میکنند

    اومد کنارم ایستاد و دستش و گذاشت روی شونم و گفت : پاشو انقدر تلاش نکن دیدی چیزی نشد و……

    دوباره دیروز خواب استاد رو دیدم که با مایکل که اصلا مایکل به صحبتهای استاد گوش نمیده و مدام کارهای مورد علاقه خودش رو انجام میده و بعد که بیدار شدم وبا خودم گفتم چه خوابی دیدم و دخترم که با من سفر به دور امریکا میبینه 9 سالشه به لطف خدا و استاد رو میشناسه گفتم این خواب رو دیدم و اونم راحت گفت : خوب مامان تو واقعیت هم همین بوده ، درست خواب دیدی !!!!!!!

    خدااااااای من.

    از طرفی شکر خدارو کردم که انقدر به لطف الله فایلهای استاد رو گوش میکنم برای چندین بار خواب استاد رو دیدم.

    حتی یک بار یادمه وقتی خواستم بخوابم جواب سوالی را از خدای مهربان درخواست کردم

    و استاد اومدن توی خوابم‌و جواب سوال رو با تاکید دوبار پشت سر هم به من دادند

    خدایا صد ها میلیون بار شکرت هموراه همگی ما را در این مسیر مستدام تر گردان و مسیرانجام کارهایمان را هموارتر گردان و همواره ما را آسان کن برای آسانیها

    الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    رحمت الله غزنی گفته:
    مدت عضویت: 2134 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیز و دوستان نهایت گرامی

    خدا ره بینهایت شکر میکنم که بعد از دو سه روز جنجالی که نتوانستم روی خودم کار کنم خداوند دوباره لطف کرد و حالا اینجام و میتوانم کامنت بنویسم و روی خودم کار کنم

    واقعیت اش من اصلا خواب آرامی ندارم اغلب مواقع خواب هایم خیلی بد می بینم و همین خواب ناآرام باعث شده خیلی مواقع تمام روزم خراب شود

    اغلب مواقع خواب میبینم در شرایط سختی هستم که نمیتوانم از آن بیرون بیایم مثلا امتحان دارم وقت نزدیک به تمام شدن است و من نمیتوانم جواب بدم

    یا اینکه با کسی جنگ کرده ام و درگیری شدید دارم

    یا اینکه در شرایط سختی هستم که هر چه تلاش میکنم نمیتوانم بیرون بیایم خیلی مواقع این قدر خواب هایم نامفهوم است که واقعا حالا هر چه فکر میکنم به یاد بیارم یادم نمیاد اما به صورت کلی الگوی که تکرار میشه همین است که در موقعیت های مختلف در شرایط سختی قرار گرفته ام که هر چه تلاش میکنم نمیتوانم از آن مشکل خودم را خلاص کنم و خیلی مواقع هم همان لحظه از خواب می پرم و بیدار میشم البته این را هم بگم که شب ها اغلب بینی ام بند میشه و یکی از دلیل مهم اش همین است که اکسیجن کافی به مغزم نمیرسد و باعث میشه خواب های بد ببینم اما در کل میدانم که همه یی اینها بخاطر افکار منفی تنش ها درگیری های ذهنی هستند که در طول روز دارم خدا ره شکر در این اواخر خیلی بهتر شده و باور دارم که به میزان که بتوانم روز بهتری را تجربه کنم شب هم خواب راحتی را تجربه میکنم

    الاهی به امید تو خودت کمک ام کن در این مسیر مرا ثابت قدم بگردان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    محبوبه مجرد گفته:
    مدت عضویت: 2446 روز

    بنام خدای مهربان و وهابم

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوستداشتنی و دوستان عالی و هم فرکانسیم

    پیشاپیش عید سعید غدیر رو به شما استاد نازنینم و همه دوستان تبریک میگم.

    در رابطه با خواب دیدن باید بگم که خوابهای من معمولا تکراری نیست همیشه با هم متفاوته.

    بخاطر همین یادم نمیاد که یه الگوی تکراری در خوابهام داشته باشم.گاهی اوقات ناراحت کننده هست

    ولی بیشتر مواقع خوابهای خوبی می بینم .دوران بچگی ام هم یادم نمیاد که یه خوابی همیشه برام تکرار شده باشه.

    البته این بستگی به افکار اون روزم داره اما بیشتر اوقات خودم رو تو موقعیت خیلی عالی می بینم

    مثلا همیشه دارم از یه بلندی بالا میرم و احساس خوبی دارم یا از نظر شغلی و کاری موقعیت خیلی خوبی دارم

    ولی پیش اومده که در طول روز به یه موضوع ناراحت کننده فکر کردم

    و همون شب یه خواب ناراحت کننده تقریبا در رابطه با افکاری که داشتم دیدم.

    اخیرا که استاد جانم همش خواب شما رو میبینم بس که مدتهاست هر روز صبح ام رو با فایلهای شما و دیدن شما و خواندن کامنتهای دوستان شروع می کنم

    و شبم رو هم باز با فایلها و دیدن شما و خواندن کامنتهای دوستان تمام می کنم.

    به همین دلیل خدارو شکر در طول روز احساسم خوبه و همیشه تو خوابم شما رو با چهره خندون و زیباتون می بینم. و این برای من نشانه خوبیه.

    صبح که از خواب بیدار می شم استاد جانم تاثیر چهره خندان شما در من احساس شادی و انرژی فوق العاده ای داره.سپاسگزار خداوندم

    که شما جزیی از خوابهای تکرار شونده من شدید.

    عاااااشقتم استاد جانم.

    بی نهایت خدا رو سپاسگزارم که من و به این مسیر زیبا و پر از آگاهی هدایت کرد.

    استاد عزیزم و مریم جان نازنینم از شما هم بی نهایت سپاسگزارم به خاطر این همه سخاوت و مهربانی که دارید.

    در پناه پروردگار مهربان همیشه شاد و سلامت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    محمد نوری گفته:
    مدت عضویت: 1784 روز

    سلام به همگی

    امیدوارم عالی باشید

    راستش من بابت این سوالی که استاد طرح کردن هر چی فکر کردم دیدم چیزی یادم نمیاد جز یه مثال که گفتم ولش کن این یه مثال زیادم توضیح نداره دیگه کامنتش نکردم و فقط عنوانش رو برای خودم نوشتم ولی با خوندن کامنت دوست عزیزم حمید امیری یه حسی بهم گفت همونجوری که کامنت حمید جان یادت آورد توام بنویس و شاید کامنت توام چیزی رو به یاد کسی بیاره و اینجوری همه در کنار هم چیز یاد بگیریم.

    من یادمه از وقتی که با استاد آشنا شدم خیلی خواب ندیدم در کل هم به نسبت بقیه بازم خیلی خواب نمیبینم ولی خوب قبل از آشنایی با استاد تعدادشون بیشتر بود و گاها هم کابوس و… که در ادامه میگم ؛

    یه خوابی که خدارو صد هزار مرتبه شکر از وقتی با استاد آشنا شدم دیگه ندیدم ولی تو گذشتم تکرار میشده این بوده که مثلا یه حالتی مثل برزخ یا انگار جایی بوده که محاکمه آخر میخواستن بکنن و من همیشه تو اون خوابا میدیدم که دوستانم عزیزنم یا آشنایان رو به یه حالت خیلی بدی دارن میبرن و انگار دارن میبرن که عذابشون کنن و من اونجا کلی التماس و گریه و خواهش که نبرید ولی میبرن و همیشه اونا رو که میبردن چند نفر بودن و بعدش یه نفر میومد و منو میبرد یه جای دیگه و از تو حسش میفهمیدم انگار این آدم خوبیه که اومده منو ببره یه جای خوب و این خواب به حدی برای من ناراحت کننده بود یا کلی تقلا و خواهش بود که نذارم ببرنشون که از خواب که بیدار میشدم یا گریه کرده بودم و چشمام کاملا خیس بود یا اینکه از اون حد تلاش و تقلا نفس نفس میزدم بعد از بیدار شدن وقتی هم که بیدار میشدم انگار کل بدنم اون سختی که تو خواب کشیدم رو داشت و بهش فکر میکردم و خب خیلی هم عذاب آور بود ولی خداروشکر الان چند ساله که دیگه نمیبینم این خواب و

    . مورد بعدی که هنوزم دارم ؛

    که هر بار تو یه جای خیلی عجیب غریبم مثلا یه بارش رو یادمه تو یه جنگل مانند بودم اما نه جنگل هایی که تو این دنیا هست انگار یه چاه بود ولی جنگل بود و یا فضاهای دیگه که یادم نمیاد بخوام توضیحش بدم و اتفاقی که میوفته با حیوون های عجیب غریب برخورد میکنم که میخوان منو اذیت کنن و من هر بار کلی فرار میکنم یا قایم میشم خلاصه یجوری ازشون در میرم و هیچوقتم تاحالا نتونستم و اقدامم نکردم به کشتنشون

    . مورد بعدی ؛ این خوابم خیلی کم تکرار شده شاید بگم 4-5 بار ولی چون تکرار شده میگم خواب میبینم که میگن تو دوباره بیا خدمت کن و من بهشون میگم آقا من یه بار خدمت کردم اینم کارتم چرا باید دوباره بیام ولی میگن باید بیای و تو آخرین باری که دیدم حتی یادمه میگفتم حله میام ولی همونجای قبلی خدمت میکنم و هی مدام قصه میخورم که کلی خدمت کردم حالا دوباره باید از اول خدمت کنم و جالبه که همیشه هم میگن 21 ماه خدمت کردی الانم باید 21 ماه دیگه خدمت کنی

    .اینم دلم نمیاد نگم خیلی برای خودم شیرینه اینم کم اتفاق افتاده ولی 2-3 بار فکر کنم بوده اینکه داره یه مشکلی برام پیش میاد و تو خواب به خودم میگم چجوری الان باید به زیبایی ها تمرکز کنم یا الان چه زیبایی رو میبینم یا سپاسگذاری کردم از خدا بخاطر یه نعمتی که این خواب برام خیلییی خیلییی شیرینه و یاد استاد میوفتم که یه جا گفتن انقدر داشتن خوب رو خودشون کار میکردن که بعضی موقع ها خواب قوانین رو میدیدن و خیلی اینجور موقع ها به خودم افتخار میکنم که تو اون بازه رو خودم خیلی خوب کار کردم که به این شکل شده نتیجش

    خواب دیگه ای رو یادم نمیاد و اینا بودن که بیشترین تکرار رو داشته

    نمیتونم انگاری اینو نگم استاد عزیزم خیلی ازتون ممنونم بخاطر این آگاهی هایی که انقدر عالی هستن به خودمون میدین اتفاقا دیروز یه پریروز بود ثروت 1 جلسه هشتمش رو گوش دادم همونجا انقدررر سپاسگذاری کردم از خدای خودم بخاطر شما که عالی و کاربردی و ساده یاد میدین و خیلی خوشحال بودم که به جز شما نه کسی رو میشناسم تو این حوزه و نه جز آموزش های شما آموزش کس دیگه رو دنبال کردم.

    از دوستان عزیزمم خیلی سپاسگذارم که انقدر کامنت های بینظیر میذارن و هم باعث ایده گرفتن میشن و هم باعث میشه که حس منم شروع کنه به اینکه برو بنویس تنبلی نکن شاید کامنت توام به کسی کمک کنه

    خدارو صد هزار مرتبه شکر بخاطر این جمع

    عاشقتونم

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    فاطمه رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1090 روز

    سلاامممممم

    خیلی جالب بود آگاهی های این فایل ممنون استاد

    خدایا شکرت که منو هدایت کردی ب دیدن سایت استاد

    خواب های عجیب و تکرا شونده من : هر چند وقت یه بار دارم دنبال چیزی یا کسی میگردم

    هر چند وقت یه بار در حال رانندگی هستم یا تو ماشینم و کسی دیگه رانندگی میکنه

    و البته دیر رسیدن که گفتین منم دچارم البته ب زمان بندی الهی اعتماد دارم و میدونم. ک به موقع میرسونه منو

    یه وقتایی بقیه اذیت میشن از دیر رسیدنم

    و دوست دارم بتونم آن تایم تر بشم

    چجوری؟ و باوری ک هست اون پشت چیه؟

    هر چند وقت یه بار برمیگردم نگاه میکنم ب مسیرم و از خودم میپرسم راه درستو اومدم؟

    و اگه راهم درست نباشه خیلی زیاد تر البته ک این الگو نمیتونه باشه حس میکنم هدایته خداونده که یادآور شه مسیرم درسته یا تغیر لازمه

    خداروشکر بابت تمامی نعمت های بیشمارش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    سمیه اسفندیاری گفته:
    مدت عضویت: 2127 روز

    سلام به استاد توحیدی من…

    استاد الان در وضعی هستم‌که پر از تضادها ست برام،ولی من‌حال عجیبی دارم، از اونجایی که شاگرد این سایت و شما هستم یاد گرفتم مسائل رو به خودم گره نزنم و درس هاشون رو بگیرم و الگوهای تکراری که هر بار به شکلی داره میزنه بیرون،سعی میکنم کنترل آگاهانه داشته باشم

    ریشه مسائل به عزت نفس و خود باوری و لیاقت بر میگرده

    الگوهای تکراری خوابهام که جدیدن بولد شده برام،رفتن سر جلسه امتحان،دیر رسیدن ترس از دیر شدنم،با میرم میبنم دمپایی پوشیدم،یا مداد ندارم یا سوالات رو بلد نیستم خلاصه همه بر پایه ترس هست و نگرانی و بلد نبودن و یکی هم الگوی ساختن خانه،هر بار به شکلی یا دارم میسازمش،یا خرابش کردم،یا تاریکه یا خیلی زیباست و این الگو هنگام بیدار شدن نگرانی منو بیشتر میکنه خدایا دلیل این تکرار چیه؟

    ولی این‌روزها باورهام داره برام روشن میشه و اینکه باور به باورهای مخرب خودم و اینکه فقط من مسؤلم فقط من…سعی میکنم آگاهانه اینو هی تکرار کنم تا به راه حل برسم…تا وقتی دریای پر تلاطم روحم و ذهنم آرام نشه این زیبای شکوه دریا رو نمیبینم این ماهی ها که هستن رو نمیبنم و ماهی هارو برای خودم به ایده و راهکار ساده تشبیه کردم ایراد از دریای پر تلاطم ذهن منه…

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم هدایتم کن که سخت به تو فقیر و محتاجم

    این روزها خیلی دارم روی عقل خودم حساب کنم خیلی،خدایا منو در حساب کردن روی خودت یاری و کمک کن که برای بنده ات کافی هستی….خدایا دارم رشد میکنم دارم بزرگ میشم و اوضاع بهتر و بهتر میشه من نجواها نیستم ،من هستم،بنده تو تنهای تنها.منو یاری کن…

    استاد عزیزم دوست دارم و از زحمات و تحقیق و بررسی برای درک بهتر و راحتر قانون سپاسگزارم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: