اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد گرانقدرم و استاد شایسته نازنینم با این فایل های گران به و درهای نایاب
و سلام به دوستان عزیزم که واقعا با خوندن کامنت هاشون دری از اگاهی به رومون باز میشه.
من الان خیلی کمتر شده اما هنوزم خواب میبینم.
یکی از ترسناک ترین خواب هایی که اخیرا دیدم و الانم که میخوام بنویسم خیلی ترس دارم خواب بچه هست یه شب خواب میدیدم یه بچه دارم و زبانش مثل مار هستو اینقدر میترسیدم و حتی بعد از خواب هم تا مدتی میترسیدم و خداروشکر میکردم که خواب هست و بیشتر در مورد بچه هست که یه مشکلی داره.
ما بعد از چندسال ازدواج هنوز صاحب بچه نشدیم و یکی از ترس هام هم اینه که کودک ناقص باشه برا همین هر سری که نمیشد هم بچه میخواستم و هر سری هم که نمیشد میگفتم خداروشکر که حامله نشدم بخاطر همین ترس یه جوری شده که هم از خدا میخوایم و هم از خدا نمیخوایم.
و فکر میکنم دلیل این خواب ها هم این باشه و اون داستانهای مزخرفی که قدیما برامون تعریف میکردن که فلانی فلان گناه رو کرده خدا اون رو عذاب کرده تنش تن ادم هست سرش سر سگ هست و الانم توی موزه هست. یا چه میدونم تنش تن هزار پا هست سرش سر ادمه؟!!!
الان میگم نکنه بخاطر این که ما اون کار بده رو انجام ندیم اون حرفا رو به ما میزدن که ما بترسیم اصلا هم واقعیت نداره،!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟
باز یه جای ذهنم میگه نه اونا راست میگفتن خدا تو قران گفته اونایی که اون صید ماهی روز شنبه رو رعایت نکردن به شکل بوزینه درومدن. خیلی مستاصل شدم اگه استاد عزیزم یا دوستان نازنینم راهکاری بدن مممنون میشم.
خواب های تکراری که قبلا میدیدم درگیری با مادرشوهر و خواهرشوهرم میبود،.
یا افتادن از یه بلندی به پایین بود یا توی چاه می خواستم بیفتم همین که میفتادم بیدار میشدم.
یا خیلی قبلنا مثل اینکه یکی روم نشسته باشه و نتونم تکون بخورم هر چی تو خواب صدا میزدم صدام درنمیومد که کسی بیاد کمکم کنه کسی صدام رو نمیشنید هر چی بسم الله بسم الله میکردم که اگه غولی هست بره نمیرفت انگار هیشکی نه صدام رو میشنید نه حرکت های دستم و اشاره هام که بیاد کمکم کنه.
یا خواب میدیدم امتحان داریم و باید برم سر جلسه امتحان.، من تو کلاسم دارم با همکلاسی هام درس میخونم.
استاد عزیزم سپاسگذارم که مارو به تفکر وامیداری دوستان عزیزم بابت کامنتهای ارزشمندتون سپاسگذارم.️️
استاد متشکرم که هر چند وقت یکبار از طریق این فایل های ارزشمند به ما درس های عالی میدین ،استاد منم خیلی خواب های تکراری می دیدم، قبل از اینکه با شما آشنا بشم، بیشتر شب ها، خواب خونه ی پدر بزرگ م، رو خیییییلی برام تکرار میشد ، که آره تو خونه همش مهمانی گرفتن، من حالم خیلی خوبه دارم با بچهها بازی می کنم ، و هم صحبت با آدم های دور ولرم هستم ، یا اینکه قرار ه، اسباب کشی کنم و خونه م، بیاد اونجا ، حالا امکانات هم نداره، دارم راهکار های براش پیدا می کنم، یا تو خواب بچه شیر میدم خیلی دارم لذت می برم، یا سر جلسه امتحان هستم و بلد نیستم چیزی بنویسم ، یا خواب اموات رو می بینم که شادن، و مشکلات دنیای مادی رو ندارن ، یا بعضی هاشون، ادامهی زندگی دنیا رو دارن انجام میدن،منم دارم می بینم، و…
اما از وقتی که با استاد عزیزم آشنا شدم، و قانون رو دارم یاد میگیرم ، خیییییلی خیییییلی کمتر یا اصلا این نمونه خواب ها رو نمیبینم ، چون تاااا سرم رو روبالشی میزارم دگه رفتم بیهوش بیهوش م، و صبح که بلند میشم بیشتر خواب ها م، رو یادم نمیاد.
خدایا صد هزار مرتبه شکرت که حتی قانون خواب ها رو بهم داری یاد میدی ، خیییییلی دوست داشتم اینو بدونم،
واقعا خدارو سپاسگذارم که منو هدایت کرد به سمت این سایت بی نظیر وآشنایی با شما عزیز
استاد عزیز در جواب به سوال الگوهای تکرار شونده شماره (3) خواب
استاد عزیزم من کلا خیلی خواب میبینم
خواب های جور واجور
حتی هنوز تو خواب وبیداری هستم خواب میبینم واسه خودم همیشه جای تعجب بوده که اینقدر خواب میبینم
حتی پیش اومده که در حال خواب دیدن بودم که بیدار شدم ،مجدد که خوابیدم ادامه خوابم رو دیدم
من هم خیلی خواب میبینم که در حال پرت شدن از یه بلندی هستم
بعضی شب ها خواب میدیدم
فقط نمیدونم این خواب بوده یا چیز دیگه که تو خواب بیدارم نمیتونم نفس بکشم میخوام خفه بشم حتی به زور داد میزنم که یکی منو بلند کنه در حال بند اومدن نفسم هستم که یه دفعه بیدار میشم
خیلی حس بدی بهم دست میده
دخترمم 9 سالشه اونم خیلی شب ها شده از خواب پریده ازش که سوال کردم میگه مامان داشتم پرت میشدم
خیلی خواب دریا وآب و بارون میبینم
وقتی یه مهمونی باشم تمام اون شرایطی که میگذره من تو خواب میبینم
وقتی میخواد واسم مهمون بیاد یا برم مهمونی همون آدم ها رو تو خواب میبینم
وقتی کسی فوت میکنه میاد تو خوابم
خواب مجلس هایی که بی نهایت شلوغ زیاد میبینم
استاد عزیزم پدرم 3 ماه مریض بودند بیمارستان بستری بودند چون تو آی سی یو بستری بودند و راه نمیدادند که ایشون رو ملاقات کنیم تقریبا هفته ای دوبار خواب همون صحنه که میرم ییمارستان پشت در ای سی یو رو میدیدم
خواب آخری که راجبه پدرم دیدم
تو غسلخونه بودند وشسته بودنشون و من داشتم نگاشون میکردم
استاد عزیزم بعد 3 هفته این خوابم به حقیقت پیوست همون صحنه تو خواب رو تو واقعیت دیدم
و پدرم به رحمت خدا رفتند
اندکی از خواب هام به حقیقت پیدا میکنه
خلاصه که استاد عزیزم هروقت خوابم ،خواب میبینم
ممنون استاد عزیزم
بابت سوال های بی نظیرتون که خود واقعیمون رو پیدا میکنیم
و واقعیت زندگی وخودمون رو با گفته های ارزشمند شما خلق میکنیم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و همه دوستان جااااان
راستش من خیلی کم خواب میبینم شاید هر دوهفته یه بار یا ماهی یک بار.
نمیدونم بقیه دوستان هم اینجورین.
بیشتر مواردی که گفتین رو تو خواب دیدم.
جالبه که همه این مواردو خواب دیدن.
همین خودش یه کلیده که میشه خیلی مطلب ازش درابورد.
خوابی که برام خیلی تکرار شده باشه نداشتم چون خیلی کم خواب میبینم.
سرمو بزارم رو بالش رفتم جوری میرم که تو خوابمم خوابم. خواب نمیبینم.
ولی الان که فکر میکنم انگار این خواب بیشترین تکرار رو برام داشته:
خواب میبینم تو یه رودخونه که آبشم خیلی کمه دارم ماهی گیری میکنم ماهیارو تو آب میبینم و یه سری موجوداتی که بیشتر شبیه حشرهای توی آبن. انگار هم از آبش هم از ماهیاش بدم میاد. ماهی میگیرم ماهی بزرگ اما انگار ماهیش یه جوریه انگار خوردنی نیست انگار ماهیش چندش آوره خیلیم زیاده.
یه خواب دیگم که انگار بیشتر برام تکرار شده:
خواب میبینم ساعت پیدا میکنم یه عالمه ساعتهای سیکو خوشگل باصفحه های سبز آبی و… خیلیم خوشحالم همینجوری از رو زمین از زیر خاک ساعت پیدا میکنم و کلی ذوق میکنم.
امروز نشانهای از جانب خداوند دریافت کردم؛ پاسخی روشن به درخواستی که با تمام وجود از او خواستم. در لحظاتی که مستأصل شده بودم و نمیدانستم چه باید بکنم، این نشانه برایم آشکار شد. بیش از دو سال است که در چرخهای تکرارشونده گرفتارم—چرخهای که خودم با افکارم ساختهام. میدانم که مسیرم اشتباه است، اما گسستن از این الگو برایم دشوار شده است. بارها تلاش کردهام که آن را ترک کنم، اما هر بار، پس از مدتی، دوباره به همان نقطه بازگشتهام.
مدتی است که خوابهایی میبینم که تعبیرشان به چالش تغییر و رشد شخصیام مربوط میشود. خوابهایی که نشانهای از تحولی عمیق در زندگیام هستند، مانند سوار شدن بر اژدها و پرواز در آسمان—گویی که در حال تجربهی پیشرفتی بزرگ و تغییری بنیادین هستم.
شاید این خوابها، این نشانهها، همه دست خداوند هستند که مرا به سوی راهی جدید هدایت کنند. شاید وقت آن رسیده است که از این چرخهی تکراری رها شوم و شجاعانه به استقبال مسیری نو بروم…
خدایا شکرت برای هدایتم به این فایل و نشانه ای که جوابی واضح به درخواستم بود…..خدایا شکرت.
من به این نتیجه رسیدم که افکار تکرار شونده ما تبدیل به خواب میشن. مثلا من یه مدت زیادی به یک
دختری عاشق شده بودم و بهش فکر میکردم و همیشه پای ثابت خواب هام بود، ولی الان دیگه نه چون یادگرفتم که به شخص خاصی فکر نکنم و اجازه بدم خدا هدایتم کنه. قبلنا اوضاع روحیم خیلی داغون بود و همیشه در خواب هام یک سگ یا گرگ یا حیوان دیگه ای دنبالم
میکرد یا از جای بلندی سقوط میکردم و سعی در نجات خودم داشتم، یا میخواستن منو بزنن یا بهم اسیب بزنن، زمانی که استرس درس خوندن داشتم دائم میدیدم که سر جلسه کنکور هستم و وقت تموم میشه و من نمیتونم جواب بدم. خلاصه فرمت کلی خواب هام استرس و ترس بوده و وقتی از خواب بیدار میشدم انگار قلبم توی دهنم بود و خیس عرق بودم.
البته هنوز هم شکل خواب هام اینجوریه ولی از وقتی
روی خودم کار کردم، دفعات تکرارش کم شده و شدت
ترسناک و بد بودنش هم کم شده و باور دارم اگر همچنان روی خودم کار کنم بهتر هم خواهد شد
من معمولا خوابی که میبینم برمیگرده به افکاری که داشتم و اون فکر حس شدیدی رو در من ایجاد کرده
یادمه اون روز که تهران موشک زدن من پنیک شدم و لرز داشتم بعد که به زور خودمو خوابوندم خواب دیدم اوضاع مون مثل فلسطینی ها شده که اخبار لعنتی نشون میده
بچه که بودم خواب خواب عراقی هارو میدیدم که میان خونمون حمله میکنن از بس تلویزیون سریال های دفاع مقدس نشون میداد
خواب مار و زنبور هم زیاد میدیدم الان کمتر شده
خواب اینکه میخوام جیغ بزنم میخوام داد بزنم درمورد ظلمی که داره بهم میشه ولی هرچ به فکم فشار میارم نمیتونم دهنم باز کنم این بیشترین خوابی که تو زندگیم دیدم و بعدش هم که بیدار شدم دندونام و فکم درد میکردن از بس تو خواب فشار دادمشون
خودم العان فهمیدم چرا اینو بیشتر دیدم چون همیشه میخوام یچیزی بگم ولی نمیگم و این خیلی بهم صدمه زده تو زندگی و شش ماهی هست که دارم درستش میکنم
بعضی وقتا میدیدم که میدوم و زیر پام یهو خالی میشه از خواب میپرم
سلام استاد عزیزم خیلی از سایت دور شدم و خیلی وقته کامنت نذاشتم ولی همه فایل رایگان ها رو دنبال میکنم ولی از خودم راضی نیست اما خیلی خیلی نتایج عالی تو زندگیم داشتم از سال 95 به شما آشنا شدم الانم نمیدونم چجوری صوتی براتون تعریف کنم و باهاتون حرف بزنم دنیای زندگیم عوض شده
و اینکه من خواب این موضوع رو زیاد میبینم که تو امامزاده محل بچگیم و نوجوونیم هستم یا تو پشت بومشم یا تو حیاطش پرسه میزنم
انقد چند سال خواب دیدم گفتم شاید باید برم زیارتش تو اوج گرفتاریم بود با توجه به فایلهای شما که کفته بودین واسطه نمیخوام بین شما و خدا گفتم حالا برم شاید دیگه نیاد به خوابم تو اون شرایط دنبال شغل مناسب هم بودم
دیگه رفتم زیارت و نشستم دعا خوندم ولی حسم دیگه مثل قبل نبود ولی خب انگار راحت شد خیالم وقتی رفتم زیارت
بنام خداوند هدایتگر
سلام خدمت استادجان و همه دوستان عزیزم.
و تشکر بابت آموزشهای بسیار عالی استاد که واقعا زندگی منو متحول کردند.
من دوالگوی خواب تکرارشونده دارم ک استاد درمثالهاشون گفتند.
مورد اول ک سالهاست دائم تکرار میشه،اینه ک از یک نردبان بالا میرم و به انتها ک میرسم نردبان میفته و من حس سقوط رو تجربه میکنم و از خواب میپرم.
مورد دوم اینک دیر به جلسه امتحان میرسم و یا اینک امتحان مثلا دیروز برگزار شده و من نمیدونستم.
خیلی علاقمندم بدونم تأثیر کدامیک از افکارم به شکل خواب ظاهر میشه چون در طول روز خیلی فکرممشغوله.
همگی رو به دستان پرمهر خداوند میسپارم
به نام الله یکتا
سلام خدمت استاد گرانقدرم و استاد شایسته نازنینم با این فایل های گران به و درهای نایاب
و سلام به دوستان عزیزم که واقعا با خوندن کامنت هاشون دری از اگاهی به رومون باز میشه.
من الان خیلی کمتر شده اما هنوزم خواب میبینم.
یکی از ترسناک ترین خواب هایی که اخیرا دیدم و الانم که میخوام بنویسم خیلی ترس دارم خواب بچه هست یه شب خواب میدیدم یه بچه دارم و زبانش مثل مار هستو اینقدر میترسیدم و حتی بعد از خواب هم تا مدتی میترسیدم و خداروشکر میکردم که خواب هست و بیشتر در مورد بچه هست که یه مشکلی داره.
ما بعد از چندسال ازدواج هنوز صاحب بچه نشدیم و یکی از ترس هام هم اینه که کودک ناقص باشه برا همین هر سری که نمیشد هم بچه میخواستم و هر سری هم که نمیشد میگفتم خداروشکر که حامله نشدم بخاطر همین ترس یه جوری شده که هم از خدا میخوایم و هم از خدا نمیخوایم.
و فکر میکنم دلیل این خواب ها هم این باشه و اون داستانهای مزخرفی که قدیما برامون تعریف میکردن که فلانی فلان گناه رو کرده خدا اون رو عذاب کرده تنش تن ادم هست سرش سر سگ هست و الانم توی موزه هست. یا چه میدونم تنش تن هزار پا هست سرش سر ادمه؟!!!
الان میگم نکنه بخاطر این که ما اون کار بده رو انجام ندیم اون حرفا رو به ما میزدن که ما بترسیم اصلا هم واقعیت نداره،!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟
باز یه جای ذهنم میگه نه اونا راست میگفتن خدا تو قران گفته اونایی که اون صید ماهی روز شنبه رو رعایت نکردن به شکل بوزینه درومدن. خیلی مستاصل شدم اگه استاد عزیزم یا دوستان نازنینم راهکاری بدن مممنون میشم.
خواب های تکراری که قبلا میدیدم درگیری با مادرشوهر و خواهرشوهرم میبود،.
یا افتادن از یه بلندی به پایین بود یا توی چاه می خواستم بیفتم همین که میفتادم بیدار میشدم.
یا خیلی قبلنا مثل اینکه یکی روم نشسته باشه و نتونم تکون بخورم هر چی تو خواب صدا میزدم صدام درنمیومد که کسی بیاد کمکم کنه کسی صدام رو نمیشنید هر چی بسم الله بسم الله میکردم که اگه غولی هست بره نمیرفت انگار هیشکی نه صدام رو میشنید نه حرکت های دستم و اشاره هام که بیاد کمکم کنه.
یا خواب میدیدم امتحان داریم و باید برم سر جلسه امتحان.، من تو کلاسم دارم با همکلاسی هام درس میخونم.
استاد عزیزم سپاسگذارم که مارو به تفکر وامیداری دوستان عزیزم بابت کامنتهای ارزشمندتون سپاسگذارم.️️
سلام به خدای مهربونم.
استاد متشکرم که هر چند وقت یکبار از طریق این فایل های ارزشمند به ما درس های عالی میدین ،استاد منم خیلی خواب های تکراری می دیدم، قبل از اینکه با شما آشنا بشم، بیشتر شب ها، خواب خونه ی پدر بزرگ م، رو خیییییلی برام تکرار میشد ، که آره تو خونه همش مهمانی گرفتن، من حالم خیلی خوبه دارم با بچهها بازی می کنم ، و هم صحبت با آدم های دور ولرم هستم ، یا اینکه قرار ه، اسباب کشی کنم و خونه م، بیاد اونجا ، حالا امکانات هم نداره، دارم راهکار های براش پیدا می کنم، یا تو خواب بچه شیر میدم خیلی دارم لذت می برم، یا سر جلسه امتحان هستم و بلد نیستم چیزی بنویسم ، یا خواب اموات رو می بینم که شادن، و مشکلات دنیای مادی رو ندارن ، یا بعضی هاشون، ادامهی زندگی دنیا رو دارن انجام میدن،منم دارم می بینم، و…
اما از وقتی که با استاد عزیزم آشنا شدم، و قانون رو دارم یاد میگیرم ، خیییییلی خیییییلی کمتر یا اصلا این نمونه خواب ها رو نمیبینم ، چون تاااا سرم رو روبالشی میزارم دگه رفتم بیهوش بیهوش م، و صبح که بلند میشم بیشتر خواب ها م، رو یادم نمیاد.
خدایا صد هزار مرتبه شکرت که حتی قانون خواب ها رو بهم داری یاد میدی ، خیییییلی دوست داشتم اینو بدونم،
خدایا متشکرم
استاد عزیزم متشکرم
مرغ جان متشکرم
سلام به استاد عزیزومریم گلم
واقعا خدارو سپاسگذارم که منو هدایت کرد به سمت این سایت بی نظیر وآشنایی با شما عزیز
استاد عزیز در جواب به سوال الگوهای تکرار شونده شماره (3) خواب
استاد عزیزم من کلا خیلی خواب میبینم
خواب های جور واجور
حتی هنوز تو خواب وبیداری هستم خواب میبینم واسه خودم همیشه جای تعجب بوده که اینقدر خواب میبینم
حتی پیش اومده که در حال خواب دیدن بودم که بیدار شدم ،مجدد که خوابیدم ادامه خوابم رو دیدم
من هم خیلی خواب میبینم که در حال پرت شدن از یه بلندی هستم
بعضی شب ها خواب میدیدم
فقط نمیدونم این خواب بوده یا چیز دیگه که تو خواب بیدارم نمیتونم نفس بکشم میخوام خفه بشم حتی به زور داد میزنم که یکی منو بلند کنه در حال بند اومدن نفسم هستم که یه دفعه بیدار میشم
خیلی حس بدی بهم دست میده
دخترمم 9 سالشه اونم خیلی شب ها شده از خواب پریده ازش که سوال کردم میگه مامان داشتم پرت میشدم
خیلی خواب دریا وآب و بارون میبینم
وقتی یه مهمونی باشم تمام اون شرایطی که میگذره من تو خواب میبینم
وقتی میخواد واسم مهمون بیاد یا برم مهمونی همون آدم ها رو تو خواب میبینم
وقتی کسی فوت میکنه میاد تو خوابم
خواب مجلس هایی که بی نهایت شلوغ زیاد میبینم
استاد عزیزم پدرم 3 ماه مریض بودند بیمارستان بستری بودند چون تو آی سی یو بستری بودند و راه نمیدادند که ایشون رو ملاقات کنیم تقریبا هفته ای دوبار خواب همون صحنه که میرم ییمارستان پشت در ای سی یو رو میدیدم
خواب آخری که راجبه پدرم دیدم
تو غسلخونه بودند وشسته بودنشون و من داشتم نگاشون میکردم
استاد عزیزم بعد 3 هفته این خوابم به حقیقت پیوست همون صحنه تو خواب رو تو واقعیت دیدم
و پدرم به رحمت خدا رفتند
اندکی از خواب هام به حقیقت پیدا میکنه
خلاصه که استاد عزیزم هروقت خوابم ،خواب میبینم
ممنون استاد عزیزم
بابت سوال های بی نظیرتون که خود واقعیمون رو پیدا میکنیم
و واقعیت زندگی وخودمون رو با گفته های ارزشمند شما خلق میکنیم
هروز سلامت تر وثروت مند تر شوید*
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و همه دوستان جااااان
راستش من خیلی کم خواب میبینم شاید هر دوهفته یه بار یا ماهی یک بار.
نمیدونم بقیه دوستان هم اینجورین.
بیشتر مواردی که گفتین رو تو خواب دیدم.
جالبه که همه این مواردو خواب دیدن.
همین خودش یه کلیده که میشه خیلی مطلب ازش درابورد.
خوابی که برام خیلی تکرار شده باشه نداشتم چون خیلی کم خواب میبینم.
سرمو بزارم رو بالش رفتم جوری میرم که تو خوابمم خوابم. خواب نمیبینم.
ولی الان که فکر میکنم انگار این خواب بیشترین تکرار رو برام داشته:
خواب میبینم تو یه رودخونه که آبشم خیلی کمه دارم ماهی گیری میکنم ماهیارو تو آب میبینم و یه سری موجوداتی که بیشتر شبیه حشرهای توی آبن. انگار هم از آبش هم از ماهیاش بدم میاد. ماهی میگیرم ماهی بزرگ اما انگار ماهیش یه جوریه انگار خوردنی نیست انگار ماهیش چندش آوره خیلیم زیاده.
یه خواب دیگم که انگار بیشتر برام تکرار شده:
خواب میبینم ساعت پیدا میکنم یه عالمه ساعتهای سیکو خوشگل باصفحه های سبز آبی و… خیلیم خوشحالم همینجوری از رو زمین از زیر خاک ساعت پیدا میکنم و کلی ذوق میکنم.
االهی دلخوشی باشه پناتون
گلای رازقی تن پوش راتون
به نام خداوند بخشندهی مهربان
خدایا، هر آنچه دارم از آن توست…
سلام و احترام به استاد عزیزم و دوستان گرامی،
امروز نشانهای از جانب خداوند دریافت کردم؛ پاسخی روشن به درخواستی که با تمام وجود از او خواستم. در لحظاتی که مستأصل شده بودم و نمیدانستم چه باید بکنم، این نشانه برایم آشکار شد. بیش از دو سال است که در چرخهای تکرارشونده گرفتارم—چرخهای که خودم با افکارم ساختهام. میدانم که مسیرم اشتباه است، اما گسستن از این الگو برایم دشوار شده است. بارها تلاش کردهام که آن را ترک کنم، اما هر بار، پس از مدتی، دوباره به همان نقطه بازگشتهام.
مدتی است که خوابهایی میبینم که تعبیرشان به چالش تغییر و رشد شخصیام مربوط میشود. خوابهایی که نشانهای از تحولی عمیق در زندگیام هستند، مانند سوار شدن بر اژدها و پرواز در آسمان—گویی که در حال تجربهی پیشرفتی بزرگ و تغییری بنیادین هستم.
شاید این خوابها، این نشانهها، همه دست خداوند هستند که مرا به سوی راهی جدید هدایت کنند. شاید وقت آن رسیده است که از این چرخهی تکراری رها شوم و شجاعانه به استقبال مسیری نو بروم…
خدایا شکرت برای هدایتم به این فایل و نشانه ای که جوابی واضح به درخواستم بود…..خدایا شکرت.
به نام خدا سلام
من به این نتیجه رسیدم که افکار تکرار شونده ما تبدیل به خواب میشن. مثلا من یه مدت زیادی به یک
دختری عاشق شده بودم و بهش فکر میکردم و همیشه پای ثابت خواب هام بود، ولی الان دیگه نه چون یادگرفتم که به شخص خاصی فکر نکنم و اجازه بدم خدا هدایتم کنه. قبلنا اوضاع روحیم خیلی داغون بود و همیشه در خواب هام یک سگ یا گرگ یا حیوان دیگه ای دنبالم
میکرد یا از جای بلندی سقوط میکردم و سعی در نجات خودم داشتم، یا میخواستن منو بزنن یا بهم اسیب بزنن، زمانی که استرس درس خوندن داشتم دائم میدیدم که سر جلسه کنکور هستم و وقت تموم میشه و من نمیتونم جواب بدم. خلاصه فرمت کلی خواب هام استرس و ترس بوده و وقتی از خواب بیدار میشدم انگار قلبم توی دهنم بود و خیس عرق بودم.
البته هنوز هم شکل خواب هام اینجوریه ولی از وقتی
روی خودم کار کردم، دفعات تکرارش کم شده و شدت
ترسناک و بد بودنش هم کم شده و باور دارم اگر همچنان روی خودم کار کنم بهتر هم خواهد شد
باسپاس فراوان.
سلام
من معمولا خوابی که میبینم برمیگرده به افکاری که داشتم و اون فکر حس شدیدی رو در من ایجاد کرده
یادمه اون روز که تهران موشک زدن من پنیک شدم و لرز داشتم بعد که به زور خودمو خوابوندم خواب دیدم اوضاع مون مثل فلسطینی ها شده که اخبار لعنتی نشون میده
بچه که بودم خواب خواب عراقی هارو میدیدم که میان خونمون حمله میکنن از بس تلویزیون سریال های دفاع مقدس نشون میداد
خواب مار و زنبور هم زیاد میدیدم الان کمتر شده
خواب اینکه میخوام جیغ بزنم میخوام داد بزنم درمورد ظلمی که داره بهم میشه ولی هرچ به فکم فشار میارم نمیتونم دهنم باز کنم این بیشترین خوابی که تو زندگیم دیدم و بعدش هم که بیدار شدم دندونام و فکم درد میکردن از بس تو خواب فشار دادمشون
خودم العان فهمیدم چرا اینو بیشتر دیدم چون همیشه میخوام یچیزی بگم ولی نمیگم و این خیلی بهم صدمه زده تو زندگی و شش ماهی هست که دارم درستش میکنم
بعضی وقتا میدیدم که میدوم و زیر پام یهو خالی میشه از خواب میپرم
سلام استاد عزیزم خیلی از سایت دور شدم و خیلی وقته کامنت نذاشتم ولی همه فایل رایگان ها رو دنبال میکنم ولی از خودم راضی نیست اما خیلی خیلی نتایج عالی تو زندگیم داشتم از سال 95 به شما آشنا شدم الانم نمیدونم چجوری صوتی براتون تعریف کنم و باهاتون حرف بزنم دنیای زندگیم عوض شده
و اینکه من خواب این موضوع رو زیاد میبینم که تو امامزاده محل بچگیم و نوجوونیم هستم یا تو پشت بومشم یا تو حیاطش پرسه میزنم
انقد چند سال خواب دیدم گفتم شاید باید برم زیارتش تو اوج گرفتاریم بود با توجه به فایلهای شما که کفته بودین واسطه نمیخوام بین شما و خدا گفتم حالا برم شاید دیگه نیاد به خوابم تو اون شرایط دنبال شغل مناسب هم بودم
دیگه رفتم زیارت و نشستم دعا خوندم ولی حسم دیگه مثل قبل نبود ولی خب انگار راحت شد خیالم وقتی رفتم زیارت
و بعد مشغول به کار شدم ولی دوباره خوابشو میبینم
بنام خدا
سلام استادجان
چقدر زیباست این قوانین بی تغییرجهان
چقدر زیباست بک گراند پشتتون
چه احساس خوبی آدم دست میده وقتی
روی اون چوبها دست میکشه
عجب صندلی چرمی فکرکنم اصل پوست گاو
هست چه کیفی میده دراز کشیدن روی صندلی ودیدن فایلها شما ونت برداری کردن
عجب نقشه بزرگی کیف میده برنامه ریزی کردن ویکی یکی تیک زدن سفره هایی که قرار تجربه اش کنیم
چه کف تمیز وبزرگی کیف میده ورزش کردن
چه کلاه ولباس آسی
چه اندامی
باور یک فکری هست که بارها وبارها تکرارمیشه
حالا کار ماچیه. ازجملات تاکیدی به همراه احساس رو تکرار کنیم
مثلا من ثروتمندم تجسم اینکه در اتاقی پر از پول دارم غلت میزنم
محصول من به صورت عالی فروش میره تجسم اینکه اس ام اس واریز پشت سر هم میاد
این باور من
آهنگ من به گوش تمام کسانی که درحال تغییر هستند میرسه من آرمین اصغری تنها ترانه سرا وخواننده درجه یک جهان هستم
وحالا تجسم اینکه من پیش شما هستم ویک خونه لوکس خریدم و فقط دارم ترانه مینویسم
وآهنگ میدم بیرون وبا قیمت بالا دارن ازمن میخرند
وحالا بریم سر سوالهای استاد عزیزم
8سال خواب تکراری
1_چه خوابهای تکراری میبنی؟
من معمولا خیلی کم خواب میبینم
2_درخصوص دنبال کردن درخواب؟
قبلا این خواب رو دیدم
3_خوابها تکرار شونده ؟
یکی از خوابهایی که چندبار دیدم
در مورد این بود که من شب به خدا میگفتم خدا
ازاینکه پاهام آسیب دیده دوس دارم بدونم دقیقا کجاش آسیب دیده وچه کاری باید بکنم
که خواب دیدم باید نوار عصب وعضله زانو بگیرم
که تا چند روز آینده میگیرم
فقط یه سوالی ذهنمو مشغول کرده دیدن ساعتهای رُند چی نشونه ای میتونه داشته باشه
مثلا من در روزچندبار میبینم ساعت11:11
17:17
00:00
22:22
آیا دیدین این ساعتها هم جزیی از نشانست؟
استاد جان ممنونم ازاینکه وقت میزاری واین فایلها گرانبهاء رو با ما به اشتراک میزاری