اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدا روشکر، من خیلی خواب تکرارشونده نمیبینم. مگر این که یه وقتایی ذهنم تو روز درگیره یا یه چیزی اذیتم کرده ، شب در موردش خواب میبینم.
آخرین خوابی که دیدم، خیلی برام جالب و عالی بود. تو خواب، چهار نفر از آدمهای گذشتهم رو دیدم .( دختر و پسر )
چهار نفری که دیگه هیچ ارتباطی باهاشون ندارم و البته اینا هیچ ارتباطی با هم نداشتن و رابطه ی من با هر کدومشون طی فواصل مختلف قطع شده .
هر کدومشون به یه نحوی منو رنجوندن. وقتی بیدار شدم، با خودم گفتم چرا باید خوابشون رو می دیدم بعد از سالها .
پیش خودم گفتم شاید هنوز اونارو رو نبخشیدم و ذهنم میخواست با احساسات باقیمونده روبهرو بشم .
پس رفتم دنبال تعبیر و درک اونا .
به نظرم این خواب نشون میده که:
«گذشتهی روابطمون هنوز تو ذهن و ناخودآگاه ما اثر داره.
فاصله گرفتن و گذاشتن مرز، یعنی داریم یاد میگیریم چه کسایی واقعا شایستهی صمیمیت و اعتماد هستن.
و اینکه هنوز ترس و شک نسبت به بعضی آدمها هست، طبیعیه و بخشی از روند رشد و مراقبت از خوده.
خلاصه اینکه: خوابم انگار داشت بهم یادآوری میکرد که مرزم رو حفظ کنم و صمیمیت واقعی رو با کسایی که لیاقتشو دارن بسازم و هواسم باشه الگوهای قدیمی رو تکرار نکنم و باورهای درست بسازم .
شاید خواب میخواست بهم نشون بده که با این الگوها روبهرو بشم، اونا رو ببینم و با بخشهایی از خودم که هنوز درگیر رنجشهاست، صلح کنم. در واقع، فهمیدم که بخشیدن و پذیرفتن گذشته، فقط دربارهٔ اونها نیست، دربارهٔ خودم هم هست.
البته هر کدوم از اون ها باعث ساخت باور و الگویی در من بودن که من اونارو فهمیدم و براشون باور درست ساختم .
عجیب بود که وقتی من این خواب رو دیدم، درست دو روز بعدش تونستم وارد سایت بشم و سریع رفتم روی قسمت «نشانه ی امروز من» و «قسمت 10 الگوهای تکرار شونده » برام اومد.
وقتی گوش کردم خیلی بهم کمک کرد که بهتر بفهمم خوابم چی میخواست بهم بگه و با گذشته و روابطم روبرو بشم. واقعاً حس خوبی داد و بهم کمک کرد تا بفهمم چطور مرز بگذارم و صمیمیت واقعی رو با کسایی بسازم که شایستهش هستن .
این یه هدایت برای من بود؛ حس میکنم مسیر درسته و واقعا حال خوبی بهم داد.
استاد عزیز، از شما بینهایت سپاسگزارم.
خیلی ممنونم بابت این مسیر زیبایی که در اختیارم گذاشتید.
قدم به قدم دارم به سمت زیبایی حرکت میکنم، قدم به قدم دارم خودم رو بهتر میشناسم و از همه مهمتر، به خدای خودم نزدیکتر میشم .
در حال حاضر که سالهاست خوابی ندیدم اخرین خوابم که یادم میاد شما تو خوابم بودین که با نگاه تون و لبخندتون بهم گفتین نجمه جون مسیر درست همین ادامه بده…
ولی درکودکی یک خواب برام زیاد تکرار میشد و این بود که می دیدم با خانواده ی فضایی جنگی مانند هستیم و قایم شدیم و ی حالت ماشین تراکتوری میاد اون وسیله رو روی ما میذاره انگار هم قایم می شدیم به نحوی هم اسکن میشدیم و بعد جنگ بود و فرار و تاااا می گرفتنمون و ی بار هم به شکنجه من رسید
ولی غالباً همین ترس و فرار بود
که باز بر میگرده به ترس از دست دادنم از خوابم هم این ترس تایید میکرد
چه الگوهای تکرار شونده ای را می توانی در خواب های خود پیدا کنی؟
با اینکه به لطف خدا خوابهای آرام و لذت بخش و عمیقی دارم اما خواب زیاد نمیبینم و یا اینکه اگر هم میبینم خوابهای من بیادم نمیمونه اما بعضی وقتها که خواب میبینم بعضی هاشون رو یادمه مثلا این مدت گذشته خوابهای خوب و زیبایی رو میدیدم و وقتی که بیدار میشدم حس خوبی داشتم از خوابهایی که دیدم و یکی از این خوابها ، خواب دیدن استاد بود که باهم بودیم و کنار هم بودیم و یک جمله بهم گفت که از اون موقع تا الان توی ذهنم هی تکرار میشه و بهم گفت که اینقدر نگو نمیتونم این رو هم نه باحالت خنده و شوخی بلکه کمی هم جدی گفت و این بارها توی ذهن من داره تکرار میشه
به لطف خدا همیشه خوابهایی عمیق و راحتی رو دارم و به ندرت خواب میبینم
و اگر هم خوابی میبینم اصلا یادم نمیاد و یا خیلی کم بیاد دارم و سعی میکنم اگر هم که دیدم ازش بگذرم و ندارم که اون خواب حالم رو بد کنه
خدا ره بینهایت شکر میکنم که بعد از دو سه روز جنجالی که نتوانستم روی خودم کار کنم خداوند دوباره لطف کرد و حالا اینجام و میتوانم کامنت بنویسم و روی خودم کار کنم
واقعیت اش من اصلا خواب آرامی ندارم اغلب مواقع خواب هایم خیلی بد می بینم و همین خواب ناآرام باعث شده خیلی مواقع تمام روزم خراب شود
اغلب مواقع خواب میبینم در شرایط سختی هستم که نمیتوانم از آن بیرون بیایم مثلا امتحان دارم وقت نزدیک به تمام شدن است و من نمیتوانم جواب بدم
یا اینکه با کسی جنگ کرده ام و درگیری شدید دارم
یا اینکه در شرایط سختی هستم که هر چه تلاش میکنم نمیتوانم بیرون بیایم خیلی مواقع این قدر خواب هایم نامفهوم است که واقعا حالا هر چه فکر میکنم به یاد بیارم یادم نمیاد اما به صورت کلی الگوی که تکرار میشه همین است که در موقعیت های مختلف در شرایط سختی قرار گرفته ام که هر چه تلاش میکنم نمیتوانم از آن مشکل خودم را خلاص کنم و خیلی مواقع هم همان لحظه از خواب می پرم و بیدار میشم البته این را هم بگم که شب ها اغلب بینی ام بند میشه و یکی از دلیل مهم اش همین است که اکسیجن کافی به مغزم نمیرسد و باعث میشه خواب های بد ببینم اما در کل میدانم که همه یی اینها بخاطر افکار منفی تنش ها درگیری های ذهنی هستند که در طول روز دارم خدا ره شکر در این اواخر خیلی بهتر شده و باور دارم که به میزان که بتوانم روز بهتری را تجربه کنم شب هم خواب راحتی را تجربه میکنم
الاهی به امید تو خودت کمک ام کن در این مسیر مرا ثابت قدم بگردان
درود بیکران به استاد عزیز و مریم جان شایسته و همه ی دوستان عزیز وگرامی
در مسئله ایی مانده بودم و برای حلش به بمبست میخوردم
راستش کمی صبح با پسرم که ماشاالله نزدیک 16 سالشه سر انجام وظایف شخصیش بحثم شد با خودم فکر کردم چراااا آخه هر چند وقت یک بار باید این بحثها رخ میده
گیج شده بودم و سوالش توی ذهنم میپیجید
و با خودم گفتم ما که باهم مشکلی نداریم شکر خدا
پس چرا به مسئله برمیخورم که زدم روی نشانه ی من و خداوند رحمان و رحیم مثل هزاران بار دیگر هدایتم کرد
که متوجه شدم تنها به دلیل باوری هست که من در پس ذهنم نسبت به فرزندم ساختم
آخه میدونید البته در مورد خودم میگم میام و داخل سایت مینویسم ولی بعد انگار فراموش میکنم و این هم به دلیل کم کار کردن روی باورها هست
خدایا صد هزار بار شکرت که بیشتر از همیشه به این صحبتهای همچون در استاد واقف شدم و مسیرم بیشتر از قبل برایم روشن شد
و اما در مورد خوابها من هر چند وقت یک بار خوابهای مختلفی میبینم که متوجه نمی شوم که الگوی تکرار شونده اش چیست؟یادمه خواب و بیدار بودم و روبروی یک اما زاده ایی نشسته بودم و حالت خسته و زار داشتم با سنی که مثلا در دوران کودکیم هستم و از خداوند طلب کمک شدید میکردم و با احساسی غمگین میگفتم خدایا من توی این مسیر ی که هستم (( حتی توی خواب هم میدونستم که در سایت استاد هستم و دارم روی خودم کار میکنم به لطف الله))
بعد همونطور که با خدا صحبت میکردم
پیرزنی که درست شبیه جادوگرهایی که توی انیمیشن های قدیمی بود که روی جا رو میشینن و پرواز میکنند
اومد کنارم ایستاد و دستش و گذاشت روی شونم و گفت : پاشو انقدر تلاش نکن دیدی چیزی نشد و……
دوباره دیروز خواب استاد رو دیدم که با مایکل که اصلا مایکل به صحبتهای استاد گوش نمیده و مدام کارهای مورد علاقه خودش رو انجام میده و بعد که بیدار شدم وبا خودم گفتم چه خوابی دیدم و دخترم که با من سفر به دور امریکا میبینه 9 سالشه به لطف خدا و استاد رو میشناسه گفتم این خواب رو دیدم و اونم راحت گفت : خوب مامان تو واقعیت هم همین بوده ، درست خواب دیدی !!!!!!!
خدااااااای من.
از طرفی شکر خدارو کردم که انقدر به لطف الله فایلهای استاد رو گوش میکنم برای چندین بار خواب استاد رو دیدم.
حتی یک بار یادمه وقتی خواستم بخوابم جواب سوالی را از خدای مهربان درخواست کردم
و استاد اومدن توی خوابمو جواب سوال رو با تاکید دوبار پشت سر هم به من دادند
خدایا صد ها میلیون بار شکرت هموراه همگی ما را در این مسیر مستدام تر گردان و مسیرانجام کارهایمان را هموارتر گردان و همواره ما را آسان کن برای آسانیها
سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بزرگوار
خداروشکر میکنم که سالم هستم و میتونم ببینم ، بشنوم ، بخونم و بنویسم تا از خودم ردپایی به جا بذارم و برای تبدیل شده به بهترین نسخه خودم اقدام کنم.
در رابطه با سوال مطرح شده این قسمت که چه الگوهای تکرار شونده ای را می توانی در خواب های خود پیدا کنی؟
من عمدتا خواب راحتی دارم به حالتی که سرم رو میذارم رو بالش دیگه چیزی نمیفهمم تا صبح و خواب زیاد نمیبینم مگر اینکه توی مدت روز ذهنم درگیر موضوعی باشه که در بخش یک این تاپیک گفته شد یعنی تایم هایی که موقعیتی پیش میاد و احساسات منفی سراغم میاد یا عصبی میشم
– خواب می بینم در حال فرار هستم. یک بار از دست یک حیوان وحشی، یک بار از یک آدم یا یک موقعیت که می خواهد مرا به دردسر بیاندازد و …
– خواب می بینم باید در زمان مقرر در جایی باشم اما دیر می رسم.
– خواب می بینم امتحان مهمی دارم اما برایش آماده نیستم و این خواب به شیوه های مختلف تکرار می شود.
در مجموع این مورد خواب ها رو میبینم البته اونم چیییییی بشه ازین مورد خواب ها ببینم
سلامممم
یکی از خواب هایی که زیاد دیدم خواب راه رفتن کنار دریا بوده و لمس شن های دریا زیر پاهام ….جوری که وقتی بیدار شدم کلی ناراحت شدم که کاش خواب نبود
از خواب هایی که خیلی کوتاه بوده و تکرار شده پرت شدن از یه ارتفاع بوده که تا خوابیدم دیدم و بعدش از خواب پریدم ….
قبلا تو خونه قبلیمون که بودم خواب اینکه خونمون خراب کردیم و داریم میسازیمش و علتش هم به نظرم این بوده خیلی دوست داشتم خونمون بسازیم ….
سلام از دل
خدا روشکر، من خیلی خواب تکرارشونده نمیبینم. مگر این که یه وقتایی ذهنم تو روز درگیره یا یه چیزی اذیتم کرده ، شب در موردش خواب میبینم.
آخرین خوابی که دیدم، خیلی برام جالب و عالی بود. تو خواب، چهار نفر از آدمهای گذشتهم رو دیدم .( دختر و پسر )
چهار نفری که دیگه هیچ ارتباطی باهاشون ندارم و البته اینا هیچ ارتباطی با هم نداشتن و رابطه ی من با هر کدومشون طی فواصل مختلف قطع شده .
هر کدومشون به یه نحوی منو رنجوندن. وقتی بیدار شدم، با خودم گفتم چرا باید خوابشون رو می دیدم بعد از سالها .
پیش خودم گفتم شاید هنوز اونارو رو نبخشیدم و ذهنم میخواست با احساسات باقیمونده روبهرو بشم .
پس رفتم دنبال تعبیر و درک اونا .
به نظرم این خواب نشون میده که:
«گذشتهی روابطمون هنوز تو ذهن و ناخودآگاه ما اثر داره.
فاصله گرفتن و گذاشتن مرز، یعنی داریم یاد میگیریم چه کسایی واقعا شایستهی صمیمیت و اعتماد هستن.
و اینکه هنوز ترس و شک نسبت به بعضی آدمها هست، طبیعیه و بخشی از روند رشد و مراقبت از خوده.
خلاصه اینکه: خوابم انگار داشت بهم یادآوری میکرد که مرزم رو حفظ کنم و صمیمیت واقعی رو با کسایی که لیاقتشو دارن بسازم و هواسم باشه الگوهای قدیمی رو تکرار نکنم و باورهای درست بسازم .
شاید خواب میخواست بهم نشون بده که با این الگوها روبهرو بشم، اونا رو ببینم و با بخشهایی از خودم که هنوز درگیر رنجشهاست، صلح کنم. در واقع، فهمیدم که بخشیدن و پذیرفتن گذشته، فقط دربارهٔ اونها نیست، دربارهٔ خودم هم هست.
البته هر کدوم از اون ها باعث ساخت باور و الگویی در من بودن که من اونارو فهمیدم و براشون باور درست ساختم .
عجیب بود که وقتی من این خواب رو دیدم، درست دو روز بعدش تونستم وارد سایت بشم و سریع رفتم روی قسمت «نشانه ی امروز من» و «قسمت 10 الگوهای تکرار شونده » برام اومد.
وقتی گوش کردم خیلی بهم کمک کرد که بهتر بفهمم خوابم چی میخواست بهم بگه و با گذشته و روابطم روبرو بشم. واقعاً حس خوبی داد و بهم کمک کرد تا بفهمم چطور مرز بگذارم و صمیمیت واقعی رو با کسایی بسازم که شایستهش هستن .
این یه هدایت برای من بود؛ حس میکنم مسیر درسته و واقعا حال خوبی بهم داد.
استاد عزیز، از شما بینهایت سپاسگزارم.
خیلی ممنونم بابت این مسیر زیبایی که در اختیارم گذاشتید.
قدم به قدم دارم به سمت زیبایی حرکت میکنم، قدم به قدم دارم خودم رو بهتر میشناسم و از همه مهمتر، به خدای خودم نزدیکتر میشم .
سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم
سلام به استاد عزیزم
در حال حاضر که سالهاست خوابی ندیدم اخرین خوابم که یادم میاد شما تو خوابم بودین که با نگاه تون و لبخندتون بهم گفتین نجمه جون مسیر درست همین ادامه بده…
ولی درکودکی یک خواب برام زیاد تکرار میشد و این بود که می دیدم با خانواده ی فضایی جنگی مانند هستیم و قایم شدیم و ی حالت ماشین تراکتوری میاد اون وسیله رو روی ما میذاره انگار هم قایم می شدیم به نحوی هم اسکن میشدیم و بعد جنگ بود و فرار و تاااا می گرفتنمون و ی بار هم به شکنجه من رسید
ولی غالباً همین ترس و فرار بود
که باز بر میگرده به ترس از دست دادنم از خوابم هم این ترس تایید میکرد
سپاسگزارم استاد ازتون
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به همه عزیزانم
قسمت سوم خواب
اما سوال این قسمت:
چه الگوهای تکرار شونده ای را می توانی در خواب های خود پیدا کنی؟
با اینکه به لطف خدا خوابهای آرام و لذت بخش و عمیقی دارم اما خواب زیاد نمیبینم و یا اینکه اگر هم میبینم خوابهای من بیادم نمیمونه اما بعضی وقتها که خواب میبینم بعضی هاشون رو یادمه مثلا این مدت گذشته خوابهای خوب و زیبایی رو میدیدم و وقتی که بیدار میشدم حس خوبی داشتم از خوابهایی که دیدم و یکی از این خوابها ، خواب دیدن استاد بود که باهم بودیم و کنار هم بودیم و یک جمله بهم گفت که از اون موقع تا الان توی ذهنم هی تکرار میشه و بهم گفت که اینقدر نگو نمیتونم این رو هم نه باحالت خنده و شوخی بلکه کمی هم جدی گفت و این بارها توی ذهن من داره تکرار میشه
به لطف خدا همیشه خوابهایی عمیق و راحتی رو دارم و به ندرت خواب میبینم
و اگر هم خوابی میبینم اصلا یادم نمیاد و یا خیلی کم بیاد دارم و سعی میکنم اگر هم که دیدم ازش بگذرم و ندارم که اون خواب حالم رو بد کنه
الهی شکر برای همه نعمتهای فراوان خدای مهربان
بسم الله الرحمان الرحیم
خدایا هر آنچه دارم از آن توست
تمرین ستاره قطبی امروز 13/9/1404
میخوام امروز ی روز عالی داشته باشم
میخوام کارهام به اسانی حل شوند
میخوام اسان شوم برای اسانی ها.
میخوام سرحال و پر انرژی باشم.
میخوام دروازه ای از نعمت و سلامتی وثروت وفراوانی ب رویم باز شود
میخوام کار اداری ب راحتی انجام شود.
میخوام از هر مسیری ک فایده ای نداره نروم.
میخوام به همسرم عش بورزم.
میخوام تمرکز بر نکات مثبت افراد داشته باشممیخوام ی خبر خوب بهم برسد.
میخوام ی ماشین خوب گیرم بیاد.
میخوام بسلامتی به خونه برسیم.
میخوام ی ورودی مالی عالی داشته باشم
میخوام بر اعتماد بنفسم کار بکنم.
میخوام اسان شوم برای آسانی ها.
شکر گزاری امروز
خدایا شکرت بابت دیروز ک بسلامتی گذشت
خدایا شکرت بابت درسهایی م ازراین سفر حاصل کردم.
خدایا شکرت ک بر ترسهام غلبه کردم..
خدایا شکرت که سرحال و پر انرژی بودم.
خدایا شکرت ک سالمم
خدایا شکرت بابت بدن سالمی ک دارم.
خدایا شکرت بابت بودنت
خدایا شکرت بابت تمام نعمت هایی ک در زندگی دارم
سلام بر عزیزانم از سایت خدایی استاد عباس منشم
یکی از بهترین استادای جهان(خدایا شکرت)
امروز اولین کامنتمه توی سایت همیشه دلم میخواست یه چیزی بنویسم ولی نمی دونم چرا دستم نمی رفت
استاد عزیزم الگوی تکرار شونده ی من اینه ک هر چند وقت یکبار مریض میشم نمی دونم چ باوری دارم همه بهم میگن بدنت ضعیغه ولی خودم این فکرو ندارم تو ذهنم
امروزم هدایت خداوندم بود ک بیام سایت و این فایلو گوش بدم( خدایا شکرت)
دوستای عزیزم خوشحال میشم برا اولین کامنت تو سایت برام چند تا باور سلامتی بنویسین و راهنماییم کنین
خدایا صد هزااااران مرتبه شکرت
بنام خدا،
سلام به مامان سارا
نوشتن اولین کامنتت راتبریک عرض می کنم،
خوش آمدی به بهترین سایت توحیدی
در مورد باور های درست سلامتی
فایل های ،هدیه ،دانلودی ارامش در پرتو اگاهی استاد خیلی خوبه ،فکر کنم فایل شماره 8 باشه گوش کنید،
من خودم همیشه به لطف خدا این باور را دارم ،که بدنم قدرتمند هست،
واصلا از کسی مریضی نمیگیرم،
وخدا را شکر خیلی وقت ها مثل عبارت تاکیدی ،به خودم میگم،
انرژی شفا بخش کیهانی من شفا میدهد،حالا برای هر موردی باشه میگم وخیلی خوب خداراشکر، جواب میگیرم،
در پناه امن الهی باشیم همه مان،
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیز و دوستان نهایت گرامی
خدا ره بینهایت شکر میکنم که بعد از دو سه روز جنجالی که نتوانستم روی خودم کار کنم خداوند دوباره لطف کرد و حالا اینجام و میتوانم کامنت بنویسم و روی خودم کار کنم
واقعیت اش من اصلا خواب آرامی ندارم اغلب مواقع خواب هایم خیلی بد می بینم و همین خواب ناآرام باعث شده خیلی مواقع تمام روزم خراب شود
اغلب مواقع خواب میبینم در شرایط سختی هستم که نمیتوانم از آن بیرون بیایم مثلا امتحان دارم وقت نزدیک به تمام شدن است و من نمیتوانم جواب بدم
یا اینکه با کسی جنگ کرده ام و درگیری شدید دارم
یا اینکه در شرایط سختی هستم که هر چه تلاش میکنم نمیتوانم بیرون بیایم خیلی مواقع این قدر خواب هایم نامفهوم است که واقعا حالا هر چه فکر میکنم به یاد بیارم یادم نمیاد اما به صورت کلی الگوی که تکرار میشه همین است که در موقعیت های مختلف در شرایط سختی قرار گرفته ام که هر چه تلاش میکنم نمیتوانم از آن مشکل خودم را خلاص کنم و خیلی مواقع هم همان لحظه از خواب می پرم و بیدار میشم البته این را هم بگم که شب ها اغلب بینی ام بند میشه و یکی از دلیل مهم اش همین است که اکسیجن کافی به مغزم نمیرسد و باعث میشه خواب های بد ببینم اما در کل میدانم که همه یی اینها بخاطر افکار منفی تنش ها درگیری های ذهنی هستند که در طول روز دارم خدا ره شکر در این اواخر خیلی بهتر شده و باور دارم که به میزان که بتوانم روز بهتری را تجربه کنم شب هم خواب راحتی را تجربه میکنم
الاهی به امید تو خودت کمک ام کن در این مسیر مرا ثابت قدم بگردان
یا حق
درود بیکران به استاد عزیز و مریم جان شایسته و همه ی دوستان عزیز وگرامی
در مسئله ایی مانده بودم و برای حلش به بمبست میخوردم
راستش کمی صبح با پسرم که ماشاالله نزدیک 16 سالشه سر انجام وظایف شخصیش بحثم شد با خودم فکر کردم چراااا آخه هر چند وقت یک بار باید این بحثها رخ میده
گیج شده بودم و سوالش توی ذهنم میپیجید
و با خودم گفتم ما که باهم مشکلی نداریم شکر خدا
پس چرا به مسئله برمیخورم که زدم روی نشانه ی من و خداوند رحمان و رحیم مثل هزاران بار دیگر هدایتم کرد
که متوجه شدم تنها به دلیل باوری هست که من در پس ذهنم نسبت به فرزندم ساختم
آخه میدونید البته در مورد خودم میگم میام و داخل سایت مینویسم ولی بعد انگار فراموش میکنم و این هم به دلیل کم کار کردن روی باورها هست
خدایا صد هزار بار شکرت که بیشتر از همیشه به این صحبتهای همچون در استاد واقف شدم و مسیرم بیشتر از قبل برایم روشن شد
و اما در مورد خوابها من هر چند وقت یک بار خوابهای مختلفی میبینم که متوجه نمی شوم که الگوی تکرار شونده اش چیست؟یادمه خواب و بیدار بودم و روبروی یک اما زاده ایی نشسته بودم و حالت خسته و زار داشتم با سنی که مثلا در دوران کودکیم هستم و از خداوند طلب کمک شدید میکردم و با احساسی غمگین میگفتم خدایا من توی این مسیر ی که هستم (( حتی توی خواب هم میدونستم که در سایت استاد هستم و دارم روی خودم کار میکنم به لطف الله))
بعد همونطور که با خدا صحبت میکردم
پیرزنی که درست شبیه جادوگرهایی که توی انیمیشن های قدیمی بود که روی جا رو میشینن و پرواز میکنند
اومد کنارم ایستاد و دستش و گذاشت روی شونم و گفت : پاشو انقدر تلاش نکن دیدی چیزی نشد و……
دوباره دیروز خواب استاد رو دیدم که با مایکل که اصلا مایکل به صحبتهای استاد گوش نمیده و مدام کارهای مورد علاقه خودش رو انجام میده و بعد که بیدار شدم وبا خودم گفتم چه خوابی دیدم و دخترم که با من سفر به دور امریکا میبینه 9 سالشه به لطف خدا و استاد رو میشناسه گفتم این خواب رو دیدم و اونم راحت گفت : خوب مامان تو واقعیت هم همین بوده ، درست خواب دیدی !!!!!!!
خدااااااای من.
از طرفی شکر خدارو کردم که انقدر به لطف الله فایلهای استاد رو گوش میکنم برای چندین بار خواب استاد رو دیدم.
حتی یک بار یادمه وقتی خواستم بخوابم جواب سوالی را از خدای مهربان درخواست کردم
و استاد اومدن توی خوابمو جواب سوال رو با تاکید دوبار پشت سر هم به من دادند
خدایا صد ها میلیون بار شکرت هموراه همگی ما را در این مسیر مستدام تر گردان و مسیرانجام کارهایمان را هموارتر گردان و همواره ما را آسان کن برای آسانیها
الهی آمین
به نام خداوند آرامش دهنده و روزی رسان
سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بزرگوار
خداروشکر میکنم که سالم هستم و میتونم ببینم ، بشنوم ، بخونم و بنویسم تا از خودم ردپایی به جا بذارم و برای تبدیل شده به بهترین نسخه خودم اقدام کنم.
در رابطه با سوال مطرح شده این قسمت که چه الگوهای تکرار شونده ای را می توانی در خواب های خود پیدا کنی؟
من عمدتا خواب راحتی دارم به حالتی که سرم رو میذارم رو بالش دیگه چیزی نمیفهمم تا صبح و خواب زیاد نمیبینم مگر اینکه توی مدت روز ذهنم درگیر موضوعی باشه که در بخش یک این تاپیک گفته شد یعنی تایم هایی که موقعیتی پیش میاد و احساسات منفی سراغم میاد یا عصبی میشم
– خواب می بینم در حال فرار هستم. یک بار از دست یک حیوان وحشی، یک بار از یک آدم یا یک موقعیت که می خواهد مرا به دردسر بیاندازد و …
– خواب می بینم باید در زمان مقرر در جایی باشم اما دیر می رسم.
– خواب می بینم امتحان مهمی دارم اما برایش آماده نیستم و این خواب به شیوه های مختلف تکرار می شود.
در مجموع این مورد خواب ها رو میبینم البته اونم چیییییی بشه ازین مورد خواب ها ببینم
درود به دوستان عزیز
من سالها خواب میدیدم بدنبال خونم میگردم اما نمیدونم کجاست
بعد میفهمیدم پیداش کردم
یهو میفهمیدم خونه دیگه ای هم دارم
حالا یه نفر تو خونه اس یا میخوام خودم اونجا ساکن شم خیلی خوشحال میشدم
بعد میفهمیدم یه خونه دیگه ام دارم
بهد گاهی تو خواب دیگه میدیدم رفتم خونم میبینم درو پیکرش شکسته یا اونجارو خوابگاه کردن واسه دانشجوها
بعد خواب میدیدم طرف دادگاه من تو خونه و داره معماریان عوض میکنه بهش میگم تو حق نداری
خلاصه اینکه آخرش خونمو دادگاه تو مزایده فروخت و الان آواره و بی جا و مسکن هستم
تلاش میکنم خونمو پس بگیرم و دیگه خواب نمیبینم
اینقد که من اضطراب داشتم و احساس نا امنی میکردم نقطه امن من به فنا رفت
الان خونمو میخوام
و خوابی در کار نیست
اضطرابم درمان شده
استاد دلم میخواد اینقد راهکارخوبی بیاد که خونه به آسانی به من داده بشود انشاالله
خونه مال من هست
من تنهام
و دخترم
راهکار میخوام
که جهان هستی به امر پروردگار خونمو به من بده
خونه رو توقیف کردم که نفروشند
اما من خونمو میخوام بزودی و به آسانی
انشاالله
سپاسگزارم