اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من هر وقت در شرایط ناراحتی و استرسزا قرار میگرفتم گریه میکردم میگفتم من چرا انقدر بدبختم و سریع توی ذهنم یه تصمیم اشتباهی رو میگرفتم و تلفنی با کسی صحبت میکردم
یه جورایی انگار خودمو خالی میکردم ولی بعد از اینکه سبک میشدم میفهمیدم تصمیمم اشتباهه و عملیش نمیکردم
دقیقا امروز 5 ساعت قبل من توی همون شرایط قرار گرفتم ولی خداروشکر چون ویسهای استاد رو گوش میدم یه کمی متفاوت عمل کردم
اول اینکه گریه نکردم
ناراحت نشدم
همهاش توی دلم میگفتم این بخشی از تکامل من هستش
میگفتم تو توی مسیر هدایت هستی
گفتم تو خودت دیشب از خدا کمک خواستی
تا مسیرت رو روشن کنه اینم بخشی از مسیره
کاملا آروم و ریلکس بودم و اتفاقا این آروم بودن من باعث شد همسرم بدتر عصبانی بشه و چندتا بشقاب بشکنه ولی من بازم بیتفاوت بودم
و خیلی با آرامش خونه رو تمیز کردم و حدود یک ساعت بعد به خواهرم زنگ زدم و یه کمی صحبت کردم و گفتم که ویس های استاد رو شروع کردم و باعث آرامشم شده
اونم تقریبا هم فرکانس با خودمه
و از صحبت باهاش لذت بردم
و الان که اومدم نشانه امروزم رو زدم
من رو به این فایل هدایت کرد
و خیلی خوشحالم که در این مسیر درست قرار گرفتم
روز به روز ایمانم بیشتر میشه
مطمئنم که خدا هر لحظه هواسش به من هست و صدامو میشنوه و به من کمک میکنه
جوری که احساس میکنم دستامو گرفته میگه من هستم که اجابت کنم تو فقط بخواه
خدایا شکرت بابت آگاهیهایی که هر روز از سایت عباسمنش دات کام کسب میکنم
من درشرایط استرس زا قبلا خودم رو قربانی شرایط میدونستم و دوست داشتم ک تمامی تقصیرات رو بندازم گردن اطرافیانم.همش خود خوری میکردم ونشخوار ذهنی داشتم توی ذهنم همش درگیر بودم و میخواستم ک خودم رو قربانی نشون بدم و گاهی هم انقدر فشار زیاد میشد ک گریم میگرفت و یادوست نداشتم درموردشون باکسی حرفی بزنم ک منو مقصر بدونن.حتی دوستداشتم با اطرافیانم دعوا کنم تا خودمو خالی کنم.
ولی از وقتی با آموزههای شما استاد عزیز آشنا شدم اینها خیلی کمتر شده،آگاهانه سعی میکنم ک ب اون موضوع فکر نکنم ب نکات مثبت ک اطرافم هست فکر کنم
میام توی سایت یا قرآن میخونم تا آرومتربشم،دیگه دنبال مقصرنمیگردم سعی میکنم خودمو بهترآنالیزکنم ک چه باوری داشتم ک این اتفاقات برام رقم خورده،وجالب اینجاست ک اون چالش و شرایط خیلی زود برطرف میشه چون من آگاهانه سعی میکنم ک حالمو خوب نگه دارم و ب نجواهای ذهنم گوش نکنم و نکات مثبتهارو ک اطرافمونم زیاد هست رو ببینم.
امیدوارم ک همیشه و در هرلحظه بتونم أگاهانه احساسات خودم رو کنترل کنم تا اتفاقات زیبایی برام رخ بده
ممنون ازشما استاد عزیز بابت این فایلهای بینظیر ک باعث میشه ما ب خودشناسی برسیم و درهرلحظه کنترل ذهن و زندگیمون رو در دست داشته باشیم
درپناه الله مهربان،شاد،سالم،ثروتمندوسعادتمند باشید.
سلام خدمت استاد و خانم شایسته عزیزم. من توی تمام چالش هایی که گیر میکنم و برام اتفاق میوفته همیشه دنبال راه حل میگردم ب خودم میگم کجای کارم می لنگه و کجارو باید درست کنم ی مثال براتون بزنم دقیقا سال 93بود که من توی ی رابطه عاطفی که داشتم خیلی برام سخت تموم شد و من خیلی تحقیر شدم من قبلا هم رابطه عاطفی داشتم و تموم شدن و اصلا برام مهم نبودن ولی این رابطه سخت ترین چالش زندگیم بود. یادمه اون شکست خیلی برام سرنوشت ساز شد چون من ب خودم میگفتم مگه من چیکار کردم اشتباه من چی بوده و دنبال راه حل بودم و رفتم دنبال کتابا و روانشناس توی روابط. خیلی هم فکر میکردم یادمه اون موقع ب خودم میگفتم چی میشد ی سایتی ی برنامه ای باشه آدما برن تجربیاتشنونو ب اشتراک بزارن و مشاوره بگیرن که فقط حرف نباشه واقعا ب درد بخوره و وقتی عقل کل دیدم و ی سری کامنت هارو خوندم فهمیدم این همون سایتی هست که من خواستمش ب خودم گفتم اگه من سال 93با استاد و سایت آشنا بودم هیچ وقت اون همه درد نمی کشیدم و اون همه سوال بی جواب توی ذهنم درگیر نبود ولی از اون سال بود که من واقعا با تمام وجود خواستم تغییر کنم. من کلا یادم نمیاد از کی این طرز فکر و داشتم که هراتفاقی میوفته من مقصرم ن دیگران ن شایدم بخاطر همین طرز فکره که هیچ وقت زیاد گله و شکایت نمیکنم و دنبال درست کردن خودم و شرایط هستم. خیلی ممنون از شما استاد عزیز و خانم شایسته عزیز
من هرزمان به الگوهای تکرار شونده برمیخورم باعث میشه که تحرکم خیلی کمتر میشه و بدنی با عضلاتی شل و ول و سست همراه خواهد بود و هرچقدر تلاش کنم نمیتونم با صدای محکم و رسا صحبت کنم بلکه صدای تقریبا ضعیف و پایین صحبت میکنم حتی اگه بلند هم صحبت کنم اما خوب میدونم که جنس اون صحبت کردنه سست و بی تاثیر خواهد بود
اما برخلاف این جور مواقع و احساس میتونم با ریلکسی و احساس درخواست شدیدتری در رابطه با خواسته ها و تجسماتم رو کاغذ بنویسم و از خداوند بخواهم که منو به درخواستهای لذتبخشم برسونه
و یه تمرینی هم که از خیلی سالهای قبل حتی قبلا ناخودآگاه انجامش میدادم و الان هم انجامش میدم همیشه و همچنین در مواقع هایی که انرژیم پایین میاد باعث میشه خیلی احساسمو خوب میکنه
حقیقتا اینه که من از خیلی سال پیش عاشق یه نفر بودم و خودشم خبر نداشت فقط خودم در این مورد میدونم تا اینکه یه نفر دیگه وارد زندگیش شد و بااینکه الان زندگی خودشو داره اما من از وجودش از فکر کردن بهش همیشه لذت میبرم و رابطه مون بعنوان فامیل بودن خیلی خوبه و همیشه میگم درسته اون تو زندگی خودشه برا من مهم اینه که فقط از فکر کردن بهش احساسم لذتبخش باشه و چونکه شکرخدا با این باورهای فراوانی و انرژی های مشابه آشنا و آگاه هستم میگم وقتی من از فکر کردن همچین فردی احساس لذت دریافت میکنم پس خداوند هم به موقع حتما همچین فردی وارد زندگیم میکنه چونکه من دارم این نوع درخواست رو به جهان ارسال میکنم، و چونکه هم ظاهرش هم رفتارهاشو خیلی دوست دارم و خیلی جالبه ایشون بدون اینکه بدونه من از سالها پیش عاشقش بودم اما بخاطر رابطه دوستانه بعنوان اقوام بودن خیلی منو دوست داره و همیشه تحسینم میکنه و خیلی با من راحته
خلاصه حرفم اینه که مهم نیست تمرین برا درون ما چیه ،فقط یه تجسمه،فمر و خیاله،واقعیته،رخ داده،نداده هرچه که باشه زیاد مهم نیست بلکه مهم اینه که احساس قلبی ما رو خوب کنه که باعث احساس های بهتر بیشتر و اتفاقات بهتر بیشتری برامون بیاره
خب این دیالوگ از خودم که گفتم به دوستان عزیز یه راهنمایی و ایده بدم که از هر تفکر و احساسی که ظاهرش مهم نیست بلکه احساسش مهمه،،
هم برا رسیدن به اهداف و خواسته هاست هم در مواقعی که احساس درونی اومده باشه پایین میشه ازش استفاده کرد برا بالا بردن احساس خوب و لذتبخش
من که خیلی از این تمرین درونی استفاده سازنده میکنم و نتایج ها ازش گرفته ام
سلام استاد عزیز و مریم جون خوشحالم که اینجا تو این مدار خیلی خوب و این فایل جادویی
میدونم کلی برکت و نتیجه های باحال برام داره جواب به این سوال
###
من در شرایط مثلا یه حرفی میزنم یه کاری فراتر میکنم که نیاز به جرات داره بعدش استرس میگیرم یکم مثلا وقتی راحت یه حرفی میزنم میدونم میشه کنترل کرد راحت میشه دید تو درس کنی و از هر چیزی برا یه قدم به سمت جلو برداری برای یه قدم به سمت جرات بیشتر ایمان بیشتر و یه قدم تو ترس ها رفتن عاشق این حرکت هیجان انگیزم و راحت میشه با منطق ساختن کنترل کرد
مثلا دیروز یه عکس از خودم دادم به یکی یه لحظه به دلم اومد گفتم چه خوشگلم بعد زهنم هی نشخوار کرد اوووف مگف الان میگه این چقد از خود راضیه الان میگه گدای محبت محبت نداره کمبود اعتماد به نفس داره دلش میخاد یکی ازش تعریف کنه بعد حالااا من پاسخ های خوشگل موشکل و خودمو اروم کردم به قظیه جوری نگاه کردم که بهم احساس خوب میداد
مثلا اورین چه خوب صحبت میکنی
اورین چه جرات بیشتر شده
اورین واقعا خوشگلی چقد با خوشگلیات لذت میبری
اگه زیاد تر شدن خوشگلیات تعجب نکنی باااج
دیگه به این راحتی کنترل شد و کلی میدونم این کنترل کردنا این پاسخ دادنا این حرکت بی جواب نمیمونه و کلی خوشحالی و ثروت لذت پشتشونه
استادم من این پاشنه آشیل رو دارم که اگه شرایطی مخالف اون چیزی که من میخوام پیش بره به شدت بهم میریزم و عصبی میشم مخصوصا اگه با شخصی به مشکل برخورم و تو چالش بیوفتم به شدت عکس العمل نشون میدم و پرخاش میکنم و باید به یه طریقی خودمو خالی کنم و در اکثر مواقع هم گریه ام میگیره و احساس ضعف و ناتوانی بهم دست میده و این برون ریزی به هر طریقی باید انجام بشه بعد آروم میشم و گاها حرمت ها و دوستی ها از بین میره در 90درصد مواقع از این برخورد و کارام پشیمون میشم که ای کاش به این شدت برخورد نمیکردم و ….. مهمتر از همه به شدت ارتعاشم پایین میاد و فرکانسم بد میشه البته الان خیلی به نسبت گذشته بهتر شدم و هر روز یه قدم واسش برمیدارم و همین که پذیرفتم و به فکر اصلاحم نصف راه رو رفتم ولی چونکه از کمبود عزت نفسم سرچشمه میگیره و از اطرافیانم هم همینو دیدم فقط اینو یاد گرفتم ،،،، الان یه سری از الگو هارو میبینم که در شرایط مشابه شرایط من چقد با خونسردی و متانت و عاقلانه رفتار میکننداونارو تحسین میکنم و سعیم اینه که خودم در شرایط استرس زا و ناراحت کننده شبیه به اونا عمل کنم
اگه در شرایطی باشه که یا کسی نباشه که داد و بیدادامو سرش خالی کنم یا کاری از دستم برنیاد و عاقلانه تر برخورد کنم خودمودمیزارم جای اون فرد یا شرایط گذشته مشابه الآنم یادم میاد که با این برخوردام فقط به خودم آسیب زدم و روابطم بدتر شد و خودم از اون آرامش و صلح درونی دورتر شدم و با خودم میگم حتما حکمتی تو کاره که من ازش بیخبرم یا اینکه هر شرایطی پیش بیاد به نفع منه و در بیشتر مواقع میام تو سایت یه فایل گوش میدم و حالم خیلی بهتر میشه و خودمو با کارهای خونه سرگرم میکنم تا زیاد بهش توجه نکنم خودش درست بشه و یا چندتا نفس عمیق میکشم و به خوبیای اون شخص فک میکنم و گاها با خودم میگم این منم که این احساسات و رفتارها و تواین شخص برانگیختم پس مقصر خودمم یه چیزی تو وجود من هست که با من از طرق مختلف یک نوع برخورد میشه این خیلی بهم آرامش میده و باعث میشه تمرکزمو از رو این شخص یا شرایط بردارم و بذارم رو خودم و قضاوت هم نکنم
بیشتر این تکنیک هارو از دوره حل مسائل زندگی یاد گرفتم و فهمیدم مشکل کارم کمبود عزت نفسمه
با سلام در مورد سوال این فایل من در این موارد یا آرام هستم ویا سریع تر میشم خودم آروم می کنم سعی در تصمیم درست گرفتن هستم سعی می کنم دیگران رو هم آروم کنم همین الان یک ترمز یا باور اشتباه رو پیدا کردم که من باعث این هستم که افراد
ضعیف رو که همیشه می خوان
بهشون توجه وکمک بشروجذب می کنم و باید به خودم یاد آوری کنم که من به هیچ عنوان نمی تونم به کسی کمک کنم من تنها می تونم به خودم کمک کنم
به نام خداوندی ک از رگ گردن ب من نزدیکتره سلام خدمت استاد عزیز وبانو شایسته من وقتی با شرایط استرس زا وچالشی مواجه میشم همیشه سعی میکنم اول از هر کاری اونجا را ترک میکنم بعد هم سعی میکنم با کسی حرف نزنم ،بعد با یاد خدا وبا توکل ب او سعی میکنم بیشتر مواقع خودم آروم کنم یکم ک آروم شدم دفترم برمیدارم شروع ب نوشتن میکنم سعی میکنم با سپاسگزاری ب نعمت هایی ک دارم شروع بشه وبعد اون چالشی ک برام بوجود اومده میگم حتما میخواد یه قدم مرا هدایت کنه ب جلو، از خدا میخوام ک بهم کمک کنه بتونم از این چالش ب راحتی بگذرم
سلام به همه عزیزان واستاد گرامی
من وقتی استرسی میشم واکنش های مختلفی دارم
در بعضی از مواقع استرس زا کلا حرف نمیزنم وسکوت میکنم وتلاش می کنم ک اون محیط ترک کنم
احساس خفگی بهم دست میده
در مواقعی دیگر استرسی
خوابم میگیره ودلم میخواد که فقط بخوابم واز همه چیز بی اطلاع باشم و رها
در بعضی مواقع هم به شدت از دست خودم عصبانی میشم خودمو سرزنش میکنم
و دچار عذاب وجدان میشم ویا نقش قربانی بازی میکنم
همه ی تقصیر هارو به گردن خودم میاندازم
به نام خداوند هدایتگر مهربان
سلام خانم لطفی عزیز
انشالله در پناه هدایت خداوند باشید
خیلی خوبه که آگاه به احساساتت هستی و میتونی الگو هات رو پیدا کنی
من مشاهده کردم محصولاتی که شما خریداری کردین
بنظرم شما خیلی محصولات با ارزشی رو تهیه کردی و باید تعهد بدین و روی خودتون کار کنید و نگذارید توی سیکل معیوب بمونید
موندن توی سیکل معیوب حال شما رو هر لحظه بدتر میکنه
من خودم وقتی تو شرایط مشابهی مثل شرایط شما قرار میگیرم سعی میکنم توجه کنم به نکات مثبت و بیام و توی سایت فعالیت داشته باشم
سعی میکنم فایل های استاد رو گوش کنم و کامنت های دوستانم رو بخونم
شاید حالم خوب نشه اما به وضوح میبینم که بهتر میشم
امیدوارم کامنت من برای شما مفید باشه
سلام خانم حسینی عزیز
ممنونم از پاسخگویی شما
من تقریباً همین کار انجام میدم
وقتی میبینم ک یک سایت عالی اینجا هست ک حال دلمو عوض میکنه وخیلی بهتر میشه خدارو هزار بار شکر میکنم
چون استاد همیشه تاکیددارن که اشکال نداره حالمون بد بشه ولی اشکال داره تو حال بد بمونیم
سلام خدمت استاد و دوستان عزیزم
من هر وقت در شرایط ناراحتی و استرسزا قرار میگرفتم گریه میکردم میگفتم من چرا انقدر بدبختم و سریع توی ذهنم یه تصمیم اشتباهی رو میگرفتم و تلفنی با کسی صحبت میکردم
یه جورایی انگار خودمو خالی میکردم ولی بعد از اینکه سبک میشدم میفهمیدم تصمیمم اشتباهه و عملیش نمیکردم
دقیقا امروز 5 ساعت قبل من توی همون شرایط قرار گرفتم ولی خداروشکر چون ویسهای استاد رو گوش میدم یه کمی متفاوت عمل کردم
اول اینکه گریه نکردم
ناراحت نشدم
همهاش توی دلم میگفتم این بخشی از تکامل من هستش
میگفتم تو توی مسیر هدایت هستی
گفتم تو خودت دیشب از خدا کمک خواستی
تا مسیرت رو روشن کنه اینم بخشی از مسیره
کاملا آروم و ریلکس بودم و اتفاقا این آروم بودن من باعث شد همسرم بدتر عصبانی بشه و چندتا بشقاب بشکنه ولی من بازم بیتفاوت بودم
و خیلی با آرامش خونه رو تمیز کردم و حدود یک ساعت بعد به خواهرم زنگ زدم و یه کمی صحبت کردم و گفتم که ویس های استاد رو شروع کردم و باعث آرامشم شده
اونم تقریبا هم فرکانس با خودمه
و از صحبت باهاش لذت بردم
و الان که اومدم نشانه امروزم رو زدم
من رو به این فایل هدایت کرد
و خیلی خوشحالم که در این مسیر درست قرار گرفتم
روز به روز ایمانم بیشتر میشه
مطمئنم که خدا هر لحظه هواسش به من هست و صدامو میشنوه و به من کمک میکنه
جوری که احساس میکنم دستامو گرفته میگه من هستم که اجابت کنم تو فقط بخواه
خدایا شکرت بابت آگاهیهایی که هر روز از سایت عباسمنش دات کام کسب میکنم
خدایا شکرت که با منی
خدایا غظمتت را شکر
با تشکر از زحمتکشان سایت و استاد و بانوی محترمشون
به نام خداوند وهاب و رزاقم.فرمانروای کل کیهان
سلام خدمت استاد وخانم شایسته ی عزیز
من درشرایط استرس زا قبلا خودم رو قربانی شرایط میدونستم و دوست داشتم ک تمامی تقصیرات رو بندازم گردن اطرافیانم.همش خود خوری میکردم ونشخوار ذهنی داشتم توی ذهنم همش درگیر بودم و میخواستم ک خودم رو قربانی نشون بدم و گاهی هم انقدر فشار زیاد میشد ک گریم میگرفت و یادوست نداشتم درموردشون باکسی حرفی بزنم ک منو مقصر بدونن.حتی دوستداشتم با اطرافیانم دعوا کنم تا خودمو خالی کنم.
ولی از وقتی با آموزههای شما استاد عزیز آشنا شدم اینها خیلی کمتر شده،آگاهانه سعی میکنم ک ب اون موضوع فکر نکنم ب نکات مثبت ک اطرافم هست فکر کنم
میام توی سایت یا قرآن میخونم تا آرومتربشم،دیگه دنبال مقصرنمیگردم سعی میکنم خودمو بهترآنالیزکنم ک چه باوری داشتم ک این اتفاقات برام رقم خورده،وجالب اینجاست ک اون چالش و شرایط خیلی زود برطرف میشه چون من آگاهانه سعی میکنم ک حالمو خوب نگه دارم و ب نجواهای ذهنم گوش نکنم و نکات مثبتهارو ک اطرافمونم زیاد هست رو ببینم.
امیدوارم ک همیشه و در هرلحظه بتونم أگاهانه احساسات خودم رو کنترل کنم تا اتفاقات زیبایی برام رخ بده
ممنون ازشما استاد عزیز بابت این فایلهای بینظیر ک باعث میشه ما ب خودشناسی برسیم و درهرلحظه کنترل ذهن و زندگیمون رو در دست داشته باشیم
درپناه الله مهربان،شاد،سالم،ثروتمندوسعادتمند باشید.
سلام خدمت استاد و خانم شایسته عزیزم. من توی تمام چالش هایی که گیر میکنم و برام اتفاق میوفته همیشه دنبال راه حل میگردم ب خودم میگم کجای کارم می لنگه و کجارو باید درست کنم ی مثال براتون بزنم دقیقا سال 93بود که من توی ی رابطه عاطفی که داشتم خیلی برام سخت تموم شد و من خیلی تحقیر شدم من قبلا هم رابطه عاطفی داشتم و تموم شدن و اصلا برام مهم نبودن ولی این رابطه سخت ترین چالش زندگیم بود. یادمه اون شکست خیلی برام سرنوشت ساز شد چون من ب خودم میگفتم مگه من چیکار کردم اشتباه من چی بوده و دنبال راه حل بودم و رفتم دنبال کتابا و روانشناس توی روابط. خیلی هم فکر میکردم یادمه اون موقع ب خودم میگفتم چی میشد ی سایتی ی برنامه ای باشه آدما برن تجربیاتشنونو ب اشتراک بزارن و مشاوره بگیرن که فقط حرف نباشه واقعا ب درد بخوره و وقتی عقل کل دیدم و ی سری کامنت هارو خوندم فهمیدم این همون سایتی هست که من خواستمش ب خودم گفتم اگه من سال 93با استاد و سایت آشنا بودم هیچ وقت اون همه درد نمی کشیدم و اون همه سوال بی جواب توی ذهنم درگیر نبود ولی از اون سال بود که من واقعا با تمام وجود خواستم تغییر کنم. من کلا یادم نمیاد از کی این طرز فکر و داشتم که هراتفاقی میوفته من مقصرم ن دیگران ن شایدم بخاطر همین طرز فکره که هیچ وقت زیاد گله و شکایت نمیکنم و دنبال درست کردن خودم و شرایط هستم. خیلی ممنون از شما استاد عزیز و خانم شایسته عزیز
به نام خدای عشق و زندگی
سلام به خانواده عزیزم
الگوهای تکرار شونده:
من هرزمان به الگوهای تکرار شونده برمیخورم باعث میشه که تحرکم خیلی کمتر میشه و بدنی با عضلاتی شل و ول و سست همراه خواهد بود و هرچقدر تلاش کنم نمیتونم با صدای محکم و رسا صحبت کنم بلکه صدای تقریبا ضعیف و پایین صحبت میکنم حتی اگه بلند هم صحبت کنم اما خوب میدونم که جنس اون صحبت کردنه سست و بی تاثیر خواهد بود
اما برخلاف این جور مواقع و احساس میتونم با ریلکسی و احساس درخواست شدیدتری در رابطه با خواسته ها و تجسماتم رو کاغذ بنویسم و از خداوند بخواهم که منو به درخواستهای لذتبخشم برسونه
و یه تمرینی هم که از خیلی سالهای قبل حتی قبلا ناخودآگاه انجامش میدادم و الان هم انجامش میدم همیشه و همچنین در مواقع هایی که انرژیم پایین میاد باعث میشه خیلی احساسمو خوب میکنه
حقیقتا اینه که من از خیلی سال پیش عاشق یه نفر بودم و خودشم خبر نداشت فقط خودم در این مورد میدونم تا اینکه یه نفر دیگه وارد زندگیش شد و بااینکه الان زندگی خودشو داره اما من از وجودش از فکر کردن بهش همیشه لذت میبرم و رابطه مون بعنوان فامیل بودن خیلی خوبه و همیشه میگم درسته اون تو زندگی خودشه برا من مهم اینه که فقط از فکر کردن بهش احساسم لذتبخش باشه و چونکه شکرخدا با این باورهای فراوانی و انرژی های مشابه آشنا و آگاه هستم میگم وقتی من از فکر کردن همچین فردی احساس لذت دریافت میکنم پس خداوند هم به موقع حتما همچین فردی وارد زندگیم میکنه چونکه من دارم این نوع درخواست رو به جهان ارسال میکنم، و چونکه هم ظاهرش هم رفتارهاشو خیلی دوست دارم و خیلی جالبه ایشون بدون اینکه بدونه من از سالها پیش عاشقش بودم اما بخاطر رابطه دوستانه بعنوان اقوام بودن خیلی منو دوست داره و همیشه تحسینم میکنه و خیلی با من راحته
خلاصه حرفم اینه که مهم نیست تمرین برا درون ما چیه ،فقط یه تجسمه،فمر و خیاله،واقعیته،رخ داده،نداده هرچه که باشه زیاد مهم نیست بلکه مهم اینه که احساس قلبی ما رو خوب کنه که باعث احساس های بهتر بیشتر و اتفاقات بهتر بیشتری برامون بیاره
خب این دیالوگ از خودم که گفتم به دوستان عزیز یه راهنمایی و ایده بدم که از هر تفکر و احساسی که ظاهرش مهم نیست بلکه احساسش مهمه،،
هم برا رسیدن به اهداف و خواسته هاست هم در مواقعی که احساس درونی اومده باشه پایین میشه ازش استفاده کرد برا بالا بردن احساس خوب و لذتبخش
من که خیلی از این تمرین درونی استفاده سازنده میکنم و نتایج ها ازش گرفته ام
حتی برا دریافت خواسته های متفاوت از این خواسته،،
دوستتون دارم باعشق فراران.
سلام استاد عزیز و مریم جون خوشحالم که اینجا تو این مدار خیلی خوب و این فایل جادویی
میدونم کلی برکت و نتیجه های باحال برام داره جواب به این سوال
###
من در شرایط مثلا یه حرفی میزنم یه کاری فراتر میکنم که نیاز به جرات داره بعدش استرس میگیرم یکم مثلا وقتی راحت یه حرفی میزنم میدونم میشه کنترل کرد راحت میشه دید تو درس کنی و از هر چیزی برا یه قدم به سمت جلو برداری برای یه قدم به سمت جرات بیشتر ایمان بیشتر و یه قدم تو ترس ها رفتن عاشق این حرکت هیجان انگیزم و راحت میشه با منطق ساختن کنترل کرد
مثلا دیروز یه عکس از خودم دادم به یکی یه لحظه به دلم اومد گفتم چه خوشگلم بعد زهنم هی نشخوار کرد اوووف مگف الان میگه این چقد از خود راضیه الان میگه گدای محبت محبت نداره کمبود اعتماد به نفس داره دلش میخاد یکی ازش تعریف کنه بعد حالااا من پاسخ های خوشگل موشکل و خودمو اروم کردم به قظیه جوری نگاه کردم که بهم احساس خوب میداد
مثلا اورین چه خوب صحبت میکنی
اورین چه جرات بیشتر شده
اورین واقعا خوشگلی چقد با خوشگلیات لذت میبری
اگه زیاد تر شدن خوشگلیات تعجب نکنی باااج
دیگه به این راحتی کنترل شد و کلی میدونم این کنترل کردنا این پاسخ دادنا این حرکت بی جواب نمیمونه و کلی خوشحالی و ثروت لذت پشتشونه
عاشقتونم اینم ردپای خفن امروزم
استاد سلام
درسته که من دوساله که روی سایت هستم
اما حس میکنم تازه بعد از اینهمه وقت ریسرچ و نگاه کردن به فایل ها
دارم به قسمت های روانشناسی و شناخت خودم
شناخت مطالب سایت میرسم
البته دوره همجهت را جریان خداوند منو خیلی پیشرفت داد
میخوام بگم انگار روز اول آشناییم با سایت هست
میخوام به خودم بگم هانیه تو امروز روز اول بدنیا اومدنت هست
پری روز تولدم بود
و من امروز روز دوم زندگیم هست به امید الله مهربان شروع کردم وارد مرحله جدیدی از زنذگیم شدم انشالله امسال
کلی عمیق تر بشم توی شناخت الگوهای ناخودآگاهم و برگشت به خودم
چرخه افکار، احساسات و رفتارهای تکرارشونده در شرایط استرس زا
احساسات اصلی:
اضطراب، تنهایی، کمبود اعتماد به خودم و دیگران
رفتارهای معمول وقتی این احساسات وجود دارند:
بهم ریختن محیط
نداشتن لبخند و بیحالی
عصبانی شدن
کسل شدن
بهم خوردن رژیم و پرخوری
بسته شدن قلب
دنبال مقصر بودن و عیب دیگران را پیدا کردن
گم کردن وسیله هام
ارزش قایل نشدن برای وسیله هام
و خودم
به نام خالق زیبایی
سلام و درود خدمت استادان بزرگوارم
استادم من این پاشنه آشیل رو دارم که اگه شرایطی مخالف اون چیزی که من میخوام پیش بره به شدت بهم میریزم و عصبی میشم مخصوصا اگه با شخصی به مشکل برخورم و تو چالش بیوفتم به شدت عکس العمل نشون میدم و پرخاش میکنم و باید به یه طریقی خودمو خالی کنم و در اکثر مواقع هم گریه ام میگیره و احساس ضعف و ناتوانی بهم دست میده و این برون ریزی به هر طریقی باید انجام بشه بعد آروم میشم و گاها حرمت ها و دوستی ها از بین میره در 90درصد مواقع از این برخورد و کارام پشیمون میشم که ای کاش به این شدت برخورد نمیکردم و ….. مهمتر از همه به شدت ارتعاشم پایین میاد و فرکانسم بد میشه البته الان خیلی به نسبت گذشته بهتر شدم و هر روز یه قدم واسش برمیدارم و همین که پذیرفتم و به فکر اصلاحم نصف راه رو رفتم ولی چونکه از کمبود عزت نفسم سرچشمه میگیره و از اطرافیانم هم همینو دیدم فقط اینو یاد گرفتم ،،،، الان یه سری از الگو هارو میبینم که در شرایط مشابه شرایط من چقد با خونسردی و متانت و عاقلانه رفتار میکننداونارو تحسین میکنم و سعیم اینه که خودم در شرایط استرس زا و ناراحت کننده شبیه به اونا عمل کنم
اگه در شرایطی باشه که یا کسی نباشه که داد و بیدادامو سرش خالی کنم یا کاری از دستم برنیاد و عاقلانه تر برخورد کنم خودمودمیزارم جای اون فرد یا شرایط گذشته مشابه الآنم یادم میاد که با این برخوردام فقط به خودم آسیب زدم و روابطم بدتر شد و خودم از اون آرامش و صلح درونی دورتر شدم و با خودم میگم حتما حکمتی تو کاره که من ازش بیخبرم یا اینکه هر شرایطی پیش بیاد به نفع منه و در بیشتر مواقع میام تو سایت یه فایل گوش میدم و حالم خیلی بهتر میشه و خودمو با کارهای خونه سرگرم میکنم تا زیاد بهش توجه نکنم خودش درست بشه و یا چندتا نفس عمیق میکشم و به خوبیای اون شخص فک میکنم و گاها با خودم میگم این منم که این احساسات و رفتارها و تواین شخص برانگیختم پس مقصر خودمم یه چیزی تو وجود من هست که با من از طرق مختلف یک نوع برخورد میشه این خیلی بهم آرامش میده و باعث میشه تمرکزمو از رو این شخص یا شرایط بردارم و بذارم رو خودم و قضاوت هم نکنم
بیشتر این تکنیک هارو از دوره حل مسائل زندگی یاد گرفتم و فهمیدم مشکل کارم کمبود عزت نفسمه
با سلام در مورد سوال این فایل من در این موارد یا آرام هستم ویا سریع تر میشم خودم آروم می کنم سعی در تصمیم درست گرفتن هستم سعی می کنم دیگران رو هم آروم کنم همین الان یک ترمز یا باور اشتباه رو پیدا کردم که من باعث این هستم که افراد
ضعیف رو که همیشه می خوان
بهشون توجه وکمک بشروجذب می کنم و باید به خودم یاد آوری کنم که من به هیچ عنوان نمی تونم به کسی کمک کنم من تنها می تونم به خودم کمک کنم
با سپاس
به نام خداوندی ک از رگ گردن ب من نزدیکتره سلام خدمت استاد عزیز وبانو شایسته من وقتی با شرایط استرس زا وچالشی مواجه میشم همیشه سعی میکنم اول از هر کاری اونجا را ترک میکنم بعد هم سعی میکنم با کسی حرف نزنم ،بعد با یاد خدا وبا توکل ب او سعی میکنم بیشتر مواقع خودم آروم کنم یکم ک آروم شدم دفترم برمیدارم شروع ب نوشتن میکنم سعی میکنم با سپاسگزاری ب نعمت هایی ک دارم شروع بشه وبعد اون چالشی ک برام بوجود اومده میگم حتما میخواد یه قدم مرا هدایت کنه ب جلو، از خدا میخوام ک بهم کمک کنه بتونم از این چالش ب راحتی بگذرم