پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 4 - صفحه 34 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 4
    225MB
    23 دقیقه
  • فایل صوتی پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 4
    11MB
    23 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

609 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زینب خان محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2573 روز

    استاد من به لطف دوره 12 قدم(1 ساله خریدیم تا قدم 4 رفتیم دوباره برگشتیم الان مرور قدم 2 هستیم)

    خداروشکر میکنم خییییلی عالی تر شدم تو شرایط استرس زا

    قبلا یادمه گریه زاری میکردم و حرص میخوردم جوری که دستامو دندون میگرفتم و همه رو مقصر میکردم

    خودمو قربانی میدونستم و خیلی مستاصل بودم و فکر میکردم دیگه راهی نیس

    به خدا کفر میگفتم که چرا واسه من مگه من چه گناهی کردم

    چون قانون رو نمیدونستم که خودم خالق زندگیمم

    البته بیشتر تو تنهایی خودم این حسای بد و ناراحتی و گریه بود و ی گاهی با امین درمیون میزاشتم

    الان به لطف خداوند و اموزه های شما خییییلی کم پیش میاد که تو شرایط استرس زا قرار بگیرم و اگر قبلا این موارد 20 روز درگیرش بودم تا رفع بشه از سرم و الان به جرات میتونم بگم در عرض نصف روز نهایتا 1 روز طول میکشه تا حالمو خوب کنم و اصولا هم درموردش با کسی حرف نمیزنم و خودم تنهایی حلش میکنم و از امین چون اونم با شما آشناس مشاوره میگیرم و اصلا خودمو سرزنش نمیکنم بابت اون ی روزی که حس بد داشتم و عصبی بودم

    یکی از باورهای خیلی عالی که کمکم کرده تو شرایط استرس زا زیاد بهم نریزم اینه

    که من مسوول زندگی خودمم و میتونم هرجوری بخوام زندگیمو خلق کنم پس اگه این مشکلی که پیش اومده رو دوسش ندارم میشینم رو خودم و باورهام کار میکنم حلش میکنم و اقداماتی که بهم الهام میشه رو انجام میدم قدم به قدم و انتظار اینم ندارم که یک شبه همه چی واسم تغییر کنه تو این مورد خاص

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    ملیحه امامی گفته:
    مدت عضویت: 1101 روز

    سلام و عرض ادب به استاد نازنینم و بچه های گل توسایت

    واکنش من نسبت به این سوال اینه که در چه شرایطی اون استرس تا چه اندازه باید باشه مثلا :

    اولا زنی هستم که اصلا تحت هیچ شرایطی عصبانی نمیشم حتی در بدترین شرایط سعی میکنم تمرکزم رو بذارم روی صحبتهای طرف مقابلم ببینم اون چی از دهانش میاد بیرون میخواد دوستم باشه یا همسرم یا بچه هام باشن فرقی نمیکنه یه نگاه تو چشم طرف میندازم و سرم رو یه تکونی میدم یعنی که برات متاسفم و از اون مکان میرم ولی اگه اون استرس خیلی زیاد باشه یعنی با داد و بیداد طرف باشه میرم تو اتاق وبا خودم حرف میزنم و گریه میکنم ولی دیگه تا چند روز حرف نمیزنم تو وجود خودم میجوشم ودنبال راه حل میگردم و سعی میکنم افکارم رو روی چیزهای خوب متمرکز کنم تا از اسیب روحی دور شم درپناه ایزد یکتا شادو سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    سمانه بیک زاده گفته:
    مدت عضویت: 1390 روز

    سلام به استاد عزیزم ومریم گلم

    وهمه هم فرکانسی های خوبم

    واقعا چقدر خوبه که قانون دنیا رو فرا گرفتیم ودر حال اجرا کردن و فرستادن فرکانس های مثبت به جهان کیهانی هستیم

    استاد عزیزم همیشه از خداوند سپاسگذارم که من رو هدایت کرد به سمت شما تا بتوانم خودم رو،ذهنم

    رو، افکارم رو،رفتارم رو کاملا بشناسم تا تغییر کنم

    در مورد سوال استرس

    یه چند سالی بود من به یه تضاد خیلی سختی برخورده بودم با همسرم

    اوایلی که این تضاد یا مسعله در زندگیم نقش گرفت واسم مهم نبود یعنی زیاد بهش فکر نمیکردم

    ولی وقتی یه چیزهایی واسم رو شد اینقدر در روحیه من تاثیر بدی گذاشت که آب از گلوم پایین نمیرفت انگار گلومو دوخته بودند

    رفتم دکتر اعصاب و قرص های آرام بخش استفاده کردم

    من با خوردن اون قرص ها حال خوبی پیدا نکردم فقط معتاد اونا شدم

    یادم نمیره هیچ وقت یه روز حال خیلی بدی داشتم سه بسته از اون قرص هارو خوردم ولی هیچ تاثیری روی حال من نداشت و هروز بدتر از دیروز میشدم

    اینقدر چهره ام بهم ریخته شده بود که چند نفر بهم گفتند شبیه معتاد ها شدی

    الان میفهمم که چقدر نا آگاهانه این عمل رو انجام میدادم

    تو اون روزهای سخت

    خیلی اتفاقی هدایت شدم به سمت کار در شرکت نیوشا و کلا از اون فضا کنده شدم

    از همون روزهای اول شروع به کار

    حرف های زیبایی زده میشد هروز بهتر از دیروز میشدم

    خیلی به خدا نزدیک تر شده بودم

    خیلی غیر نا باورانه بود آدمی که اینقدر ارام بخش استفاده میکرد

    قرص ها و حال بدش رو گذاشت کنار

    خیلی خوشحال بودم که اینقدر تغییر در من ایجاد شد

    الان وقتی فکر میکنم متوجه میشم که خودم خواستم که حالم بد باشه وبد شد

    وفهمیدم که خواستم حالم خوب باشه و عالی شد

    والان متوجه میشم که دنبال هر اتفاق بدی رو بگیری هروز پرنگ تر و تازه تر میشه

    اما وقتی که رها کردم وسپردم به دست فرمانروای جهان هستی رها شدم از هر آنچه حال بد بود

    خدایا تو را سپاس بی نهایت که قدرت خلق تمام جنبهای زندگی ام را از کوچک تا بزرگ در اختیار خودم گذاشته ای.

    استاد عزیزم ومریم گلم هروز سلامت تر از دیروز باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    رسول بنادری گفته:
    مدت عضویت: 1674 روز

    من توی شرایط استرس زا ناخونام رو میخورم

     وقتی قراره یه تصمیم خیلی مهمی رو بگیرم

     هی فکر میکنم

    هی فکر میکنم

    ترجیه میدم بخوابم و از گرفتن اون تصمیم فرار میکنم

    این مکانیزم دفاعی منه

     در مورد فرار کردن اینجا هم صدق میکنه

    مثلا دانشگاه ک بودم میگفتن ارائه بدین 6 نمره

    پایانی براتون داره ولی اختیاریه هرکی نخواست میتونه نده

    من اینجا از شدت استرس اصلا سمت ارائه دادن نمیرفتم، حاضر بودن حجم بیشتری رو بخونم ولی ارائه ندم

    درکل خیلی توی این شرایط قرار نمیگیرم چون از نقطه ی امنم خارج نمیشم و باید ذره ذره برم توی دل ترسام

    تشکر فراوان از استاد شایسته و عباس منش عزیزم

    و دوستانم ک نظرات و تجربیاتشون رو ب اشتراک میزان

    و تحسین میکنم اون دسته از عزیزانی ک توی شرایط استرس زا متعهد تر میشن و مثه یکی از دوستای عزیزم ب خودشون یادآوری میکنن ک الان موقع عمله و هرچی یاد گرفتم رو باید بهش عمل کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    بهنام جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1014 روز

    سلام و صد سلام به همه عزیزان مخصوصا استاد عزیز و عزیز دلشون …

    همه این شرایطو زیاد تجربه میکنیم و خیلی جالبه واکنش های بدن …

    من معمولا تو این شرایط فعالیت مغزم میره بالا و یک احساس بیقراری و تپش قلب سراغم میاد .. به هیچ عنوان نمیتونم بخابم و به بدترین سناریوهایی ممکن فکر میکنم و هواسم همیشه پرته .. بدنم وارد موضع دفاعی میشه انگار میخان چاقو بزنن بهش …

    خیلی دوست دارم این الگو من اصلاح شه چون واقن اذیت میشم …

    سپاسگذارم اول از خداوند ک منو در این مسیر قرار داد … و از شما که زحمت میکشید دستی از دستان خداوند باشید ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 1052 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم

    سلام خداجونم عشق مطلقم

    سلام استاد جونم وبانو مریم عزیز

    سلام به دوستان هم خانواده در این سایت معنوی و توحیدی

    همه عشقین بخدا

    هممون هدایت یافتگان مسیر زیبای الهی هستیم

    خدا خیلی لطف و عنایت ومنت بر ما گذاشته ودر این مسیر زیبا چراغ راهمون شده

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه گمراهان

    خدایا سپاسسسسسگزارم که مرا دراین مدتی که با استادو این سایت آشنا کردی تغییراتم هم شروع شد وپیش بسوی خوشبختی دستم را با دستان قدرتمندت گرفتی و هدایت وحمایتم هر لحظه باتوست

    من هیچی نمیدانم تو علمت بر تمام عالم محیط است سپاسسسسسگزارم

    خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین موقعیت قرار دارم

    استاد جونم از زمانی که دراین سایت الهی و کار کردن روی خودم هستم از اون الهام مرده قبلی جدا شدم و به این الهام زنده الان هم مسیر هستم خیلی عالیتر شده ام (باید هرمز محمتر و استوار تر روی خودم کار کنم و ثابت قدم ومتعهد تر باشم)باشد که خداوند هر لحظه با من در وجود من ودر قلب من است و هوامو همه جوره خودش گفته که داره من باور دارم که همه کاره خداست و با یادش تطمئن القلوب هستم الله و اکبرررر

    هر اتفاقی که پیش میاد میگم الخیر و فی ما وقع قطعا خیری دران است برای من و کمی که میگذره دقیقا نشود میده که خیر بوده الهی شکرت

    قبلا که کاملا با خودم وحشیانه رفتار میکردم . اصلا خیلی تو دار بودم . از نظر بقیه خیلی آرام و مهربان و صبور بودم ولی از درون کاملا بمب انفجار . خیلی سکوت میکردم در برابر بی عدالتی های دیگران و همش هم بقیه رو مقصر میدونستم که من قربانی شرایط هستم و من بیچاره و بدبخت و ….هستم پورت باید این اتفاقات سر من بیاد ومن حتی با رفتار به ضاهر خوبم در نگاه دیگران نمیتونم از خودم دفاع کنم و همش سکوت میکردم ولییییی یه تپش قلب یه عصبانیت و استرس و لرزشی تمام وجودم را می‌گرفت که یه مدت افسردگی گرفته بودم و جالب اینجاست خودم مشاوره برا بقیه بودم و خودم کاملا زیر صفر ومنفییییی تا دلتون بخواد .

    بیشتر مواقع از مشکلاتم با کسی حرف نمی‌زدم ومیگفتم با خودم مثال خواهرم میاد در ودلهاشو به من میگه و آرام میشه اگه بفهمه من خودم این همه مشکل دارم اونم دیگه باهام دردودل هاشو نمیگه ولی استاد یه اعترافی یا نمیدونم اسمشو چی بزارم

    وقتی به خواهرم در اون شرایط بد خودم مشاوره میدادم کاملا برام واضح بود که زندگی خواهرم خیلی عالی تر شد واز به سری اتفاقات تونست خودشو بیرون بکشه والان که من در این مسیر الهی هستم وقتی باهم ارتباط داریم خیلی خدارو تو زندگیش پیدا کرده و هر بار از رفتار های خوب و اتفاقات خوبی که در زندگیش رخ میده برام تعریف می‌کنه .و با اینکه خواهرم هم قرص افسردگی میخورد الان بهم میگه الهام از وقتی تو بهم مشاوره میدادم من هرروز حالم بهتر میشد و الانم داره به فایلهای شما گوش میده و عمل می‌کنه وحتی عضو سایت هم شده . ومن هم از آنجایی که دارم به خود شناسی وخدا شناسی نزدیکتر میشم به خواهرام گفتم هر وقت خبر خوب . قشنگی دارین به من زنگ بزنین و گرنه گوشی رو قطع میکنم که خداروشکر احساس میکنم عزت نفس و اعتماد به نفسم بیشتر شده و دیگه هیچ کدوم از ناراحتی و دلگیری حرف نمی‌زنند خدایا شکرت

    و من قبلاً با هر تنش استرس زا سریع دل‌پیچه می‌گرفتم و باید میرفتم دستشویی .

    چهره بار مقصر که باید دیگران می‌بودم. ومن همانطور که گفتم قربانی شرایط ولی الان اصلا خبری از اون استرس‌ها و شرک و گناهان به لطف الله دیگه نیست و نگاه و نیازم فقط به خداوند کل کیهان است که اینقدر هوامو داره و با آگاهی های ناب درون قانون آفرینش دارم یاد میگیرم که با پرسیدن سوالات عالی از خودم راه حل مسائل را پیدا کنم چون خداوند منبع اصلی و خیر هست ودر وجود من است خودش جوابها را براحتی در اختیارم قرار میدهد و من با لذت و دید بهتری از زندگی هرروز بهتر و بهتر هستم . خدایا کرور کرور شکررررت

    هر لحظه

    استاد جونم سپاسگزارم از شما بابت آگاهی های ناب

    مانا باشید برامون عزیزانم

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      فرزاد بازیار گفته:
      مدت عضویت: 1030 روز

      سلام

      چقدر خوب که به خواهرتون مشاوره می‌دین و اون حالش بهتر شده و هم حال شما این خیلی خوبه که ما حال همدیگه رو خوب کنیم امیدوارم همیشه حالتون خوب خوب باشه،منم قبلاً خیلی این کار رو میکردم و با اینکه خوب نبودم مشاوره میدادم و حالم خوب میشه

      همیشه حالتون خوب و خوش باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    سید محمد امین طباطبایی گفته:
    مدت عضویت: 859 روز

    عاشقتم تازه شروع کردم زود میام پیش همتون اون بالای تپه موفقیت با یه عالمه خرف خاطره واسه گفتن و خندیدن به نکرانی و استرسای بیخود کذشته وقتی خدا هست اصلا یک لحظه ناراحتی معنی نداره استااااااد کلاه قرمز بزار ما پرسپولی هستیییم سلام خیلی پر انرژی از یرو تشکر سپاس فراوان از خداوند بابت وجود شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    ساغر گفته:
    مدت عضویت: 859 روز

    من موقعی که استرس شدید میگیرم میخوابم.

    اگر در جمعی باشم و عصبانی بشم سکوت میکنم و تلاشم اینه هرچی سریعتر اون جمع و ترک کنم برم تو تنهاییم و شروع کنم به نوشتن که بار انرژی منفی و عصبانیتم کمتر شه.

    موقعی که عصبانی ام اگر نتونم اون محل و ترک کنم و واقعا عصبانی شم شروع میکنم به بحث مودبانه.

    سوالاتم درمورد الگوهای تکرارشونده:

    اگه یه سری چیزا برای من اتفاق نمیفته اگه یسری دوستام شوهری دارن که واقعا دوست راشتنی و اصبل و فاداره چرا من ندارم؟

    چرا کسایی که بامن هستن اونجور که میخوام قدرمو نمیدونن….

    چرا اونجورکه میخام خرجم نمیکنن

    چرا اونجور که میخام بهم وفادار نیستن

    چرا اونجور که مبخوام قدر منو نمیدونن و هوامو ندارن و حواسشون به من نیس

    چرا کسی نیومد که یه دوست داشتن دوطرفه ی عاشقونه سالم داشته باشیم

    چرا من با اینهمه دستاورد و پول اون ادمی که لایقمه و اندازه ی منه نیومده

    دوست دارم باورهای درست بهم بدین تا من روشون کار کنم و باورشون کنم

    سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    سارا گفته:
    مدت عضویت: 699 روز

    چرا فایل های الگوهای تکرار شونده

    همه یک محتوا دارند

    وقتی باز میکنیم همه همون فایل اول رو تکرار میکنم

    اما فقط اسم فایل فرق می‌کنه

    برای فایل 1تا 4 الگوهای تکرار شونده همش یک فایل تکرار شده ؟!

    دوستان کسی می‌دونه اطلاع بده

    استاد عزیز لطفاً راهنمایی کنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      ایوب همتی دیناروند گفته:
      مدت عضویت: 961 روز

      به نام پروردگار هستی.

      سلام دوست عزیز

      قسمت اول این فایلها همش یکیه تقریبا در آخر هر فایل یک سوال متفاوت پرسیده شده که جواب دادن به اون سوال ها خیلی به پیدا کردن الگو های تکرار شونده کمک می‌کنه .و دلیل اینکه ابتدای فایل ها مشابه هست اینه که هربار با پاسخ دادن به سوال قبلی و گوش دادن فایل در قسمت بعدی درک دیگه ای از اونها پیدا می‌کنی .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    فرزاد بازیار گفته:
    مدت عضویت: 1030 روز

    سلام خدمت همه عزیزان

    چالشی که الان باهاش مواجه هستم اینه که خیلی استرس دارم و یکم غمگینم استرس تو شرایط کاری و حتی تو خونه واسه خوابیدن،الان این هفته دچار استرس شدم که شاید تو کل هفته شبی 2ساعت خوابیده باشم،حتی استرسم اونقدر زیاده که الان اینارو می‌نویسم نمی‌دونم نوشتنش درسته یا نه چون خیلی به همه چی فکر میکنم یکیشم اینه که میگن نباید چیزی که بده رو بگی خوب اینایی که من میگم بده دیگه ولی خوب موضوع چالشم همین چیزاس که کامنت بذارید و بگی خلاصه که یه کامنت جالبی خواندم که نوشته بود باید همه چی خوب پیش بره اگه نه که یه جای کار میلنگه،من زیاد همه چی رو گم میکردم یا جا میذاشتندالانم هست ولی خیلی کمتر شده،ولی الان چال اصلی من صحبت کردن راجع به موضوعی هست که می‌دونم و نمیتونم بیانش کنم و میمونم هاج و واج این وسط و یکی دیگه هم اینه که استرس دارم. دارم انگار همه جوره باهامه یادمه استاد میگفتن که زیر میبل نریزین آشغالرو و جمعش کنین منم الان همینم که کامل جمع نمیکنم و یه مقداری میمونه،من یه زمانی که افسرده بودم بدجور هیچ درکی از شرایط نداشتم و میخواستم که فقط بگذره و تموم بشه،الان که افسردگی جاشو داده به غم یعنی دلیل تموم اتفاقات و می‌دونی ولی کار اونجوری که بخواد پیش نمیره،مثلا تو از فلانی یه چیزی یا کاری میخوای که باید انجام بده یا اصلا نباید اونکارو انجام بده و می‌دونی بده اون کارش و تو رو ناراحت می‌کنه ولی تو هیچ کاری نمیکنی،این باعث غم میشه حرف میزنی همه کاری میکنیم ولی حواست جایی دیگه پیش اون موضوعی که حلش نکردی میمونه،دقیقا باورهای من اشتباس خیلی وقتا،چند وقت پیش داشتم به این فکردم که بعضی آدما سرکار چقدر راحتن میرن میان بدون استرس و راضین حداقل وقتی باهاشون حرف میزنی اینجوریه ،بعد من استرس دارم ناراحتم بیخوابم،نمیدونم چرا تمرکز ندارم و یه جورایی دوست دارم از اون شرایط فرار کنم،بعد به خودم میگم خوب این چه باوری داره که اینقدر راحته سرکار چقدر حسش خوبه،منم باید اینجوری باشم یه الگوی رفتاری مناسب،میگم که کلا من سرکار استرس دارم نه میتونم بخوابمو استراحت کنم نه درست ارتباط برقرار کنم و کارمو اونجوری که خودم دوست دارم پیش ببرم البته یکم کمالگرایی هست ولی خوب دوست دارم ارتباطاتتم خوب باشه آدمایی جذب کنم بهم کمک کنند رشد کنم یا نکات مثبت افراد رو ببینم این کامنتم شد یه جوری مثل نکته برداری از فایل،یعنی همزمان هم گوش میکنم هم کامنت می‌ذارم البته قبل از اینکه فایلو گوش کنم کامنتای زیادی خواندم و فایل رو قبلا هم گوش کرده بودم،دوس دارم که اوضاع اونجوری پیش بره که می‌خوام و خودمو به نکات مثبت دادم بدم و حالمو خوب نگه دارم و به شرایط بیرونی کاری نداشته باشم زیاد البته که شرایط بیرونی تاثیر می‌ذاره ولی 10 درصد یا شایدم کمتر چون برمیگرده به حال خودمون،به نظر من اگه بتونیم رهنمون رو کنترل کنیم و تو شرایط مناسب مناسبترین کارو انجام بدیم همه چی واسمون خوب پیش میره،من الان وسایل گم کردن و فراموش کردن مو دارم روش کار میکنم و می‌خوام آدمای مناسب به سمتم بیاین مناسبترین های و خوبترین ها،من تو شرایطی که خیلی خیلی استرس دارم سعی میکنم ساکت بمونم هیچ حرفی نزنم تا اوضاع بهتر بشه قبلا می‌خوابیدم الان خوابن نمیبره و فقط دراز میکشم رو تخت،بیشتر تو خودم میریزم زمانی که استرس دارم،

    من یه زمانی با خانومم سر این سایت و استاد عباس منش چالش داشتم ولی الان با توصیه های پدرم باز می‌خوام بیام تو سایت بمونم..

    سپاس از همه تون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: