پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 6


توجه: توضیحات این فایل شامل یک بخش مقدمه و سپس یک سوال است. 

بخش ” مقدمه ” در تمام مجموعه قسمت های ” پیدا کردن الگوهای تکرار شونده ” یکسان است اما در انتهای این توضیحات، در هر قسمت یک ” سوال متفاوت ” پرسیده می شود. (یعنی هر قسمت از این مجموعه، مقدمه یکسان اما سوال متفاوتی دارد)

لازمه درک سوال و پاسخ به آن این است که مقدمه را حتما بشنوید. هرچند در هر قسمت که دوباره مقدمه را می شنویم، از زاویه ی دیگری آن را درک می کنید که در نهایت به درک کلی ما از این اصل کمک می کند و می توانیم پاسخ های دقیق تری برای سوالات پیدا کنیم.

و اما سوال این قسمت از مجموعه ی ” پیدا کردن الگوهای تکرار شونده “

سوال:

در روابط خودت با دیگران – خصوصا روابط عاطفی – شما چه نقشی را بازی می کنید؟

بعنوان مثال ممکن است پاسخ فرد این باشد که:

  • من نقش مراقب را بازی می کنم. مثلا من همیشه مراقب هستم تا فرد به دردسر  نیفتد؛
  • من در روابط همیشه دنبال صلح هستم و اگر بحثی پیش بیاید، من راهی پیدا می کنم برای تمام کردن بحث و صلح دوباره؛
  • من در رواوبطم نقش قربانی را دارم و احساس می کنم به من ظلم می شود؛
  • من در روابطم ناجی هستم و همیشه سعی می کنم اگر فرد مشکلی دارد به او کمک کنم تا مشکل خود را حل کند

و…

نکته: توضیحات استاد عباس منش پیرامون این سوال را در فایل صوتی یا تصویری بشنوید تا بتوانید درک بهتری از این مفهوم پیدا کنید.

سپس پاسخ خود به این سوال را در بخش نظرات این قسمت بنویسید.

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 6
    205MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 6
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

553 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فرانک رمضانی» در این صفحه: 1
  1. -
    فرانک رمضانی گفته:
    مدت عضویت: 1159 روز

    به نام‌خدای مهربان

    با سلام‌خدمت استاد گرامی وعزیزدلم

    من همیشه در روابط خودم با دیگران اینجورم که از خودم میگذرم ودرواقع خودم را اصلا به حساب نمی یارم برای خودم‌کمترین و‌ناچیز ترین سهم‌از هر موضوعی را در نظر میگیرم سعی میکنم برای دیگران بسیار جان فشانی کنم تا بقیه را خوشحال از خودم ببینم این موضوع مربوط به الانم هم نمیشه از کودکی اینجور بودم والان که یه زن 57 ساله هم‌هستم دیگه صد ها برابرشده تمام خانواده ی خودم دوستانم همکارهام وبخصوص شوهر وپسرم هم‌این شناخت را در رابطه با من‌میدونند به تازگی این رفتارهام پسر 27 ساله ام را خیلی آزار میده واصلا راضی به این سبک‌رفتارم که با خون‌وجون‌من عجین گشته وترکش برام‌واقعا سخته را عصبانی میکنه طوری که برای خودش این رفتار منو‌می پسنده ولی دوست نداره دیگران اینجور وبا این‌زمینه فکری رو من حساب کنند

    واقعا خیلی وقتها آزار میبینم از اینکه درباره ام‌سو‌استفاده میشه واین رفتارم را به عنوان وظیفه میدونندوضربه های بسیار سنگینی از این بابت خوردم واز اینکه کسی نمیتونه متوجه این بشه که من نه از روی ضعف که رفتاریه که یه عمر انجامش دادم مثل یه عادت این کارها را میکنم جدا ناراحتم

    لطفا راهنماییم‌کنید سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: