پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 6


توجه: توضیحات این فایل شامل یک بخش مقدمه و سپس یک سوال است. 

بخش ” مقدمه ” در تمام مجموعه قسمت های ” پیدا کردن الگوهای تکرار شونده ” یکسان است اما در انتهای این توضیحات، در هر قسمت یک ” سوال متفاوت ” پرسیده می شود. (یعنی هر قسمت از این مجموعه، مقدمه یکسان اما سوال متفاوتی دارد)

لازمه درک سوال و پاسخ به آن این است که مقدمه را حتما بشنوید. هرچند در هر قسمت که دوباره مقدمه را می شنویم، از زاویه ی دیگری آن را درک می کنید که در نهایت به درک کلی ما از این اصل کمک می کند و می توانیم پاسخ های دقیق تری برای سوالات پیدا کنیم.

و اما سوال این قسمت از مجموعه ی ” پیدا کردن الگوهای تکرار شونده “

سوال:

در روابط خودت با دیگران – خصوصا روابط عاطفی – شما چه نقشی را بازی می کنید؟

بعنوان مثال ممکن است پاسخ فرد این باشد که:

  • من نقش مراقب را بازی می کنم. مثلا من همیشه مراقب هستم تا فرد به دردسر  نیفتد؛
  • من در روابط همیشه دنبال صلح هستم و اگر بحثی پیش بیاید، من راهی پیدا می کنم برای تمام کردن بحث و صلح دوباره؛
  • من در رواوبطم نقش قربانی را دارم و احساس می کنم به من ظلم می شود؛
  • من در روابطم ناجی هستم و همیشه سعی می کنم اگر فرد مشکلی دارد به او کمک کنم تا مشکل خود را حل کند

و…

نکته: توضیحات استاد عباس منش پیرامون این سوال را در فایل صوتی یا تصویری بشنوید تا بتوانید درک بهتری از این مفهوم پیدا کنید.

سپس پاسخ خود به این سوال را در بخش نظرات این قسمت بنویسید.

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 6
    205MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 6
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

553 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «تیامو» در این صفحه: 1
  1. -
    تیامو گفته:
    مدت عضویت: 1030 روز

    به نام خدای مهربانم

    سلام خدمت استاد عزیزم وخانم شایسته عزیز وهمه ی دوستان خوبم

    در جواب این سوال باید بگم من در روابط با نزدیکانم واقوام همیشه سعی کردم به دیگران محبت کنم اگر شده از وقت وکار خودم بزنم ولی برای آنها کاری انجام بدم در یک مورد برای یکی از اقوام که در شهرستان هست هر کاری که می گفت ومی خواست من انجام می دادم شده بود نوزاد کوچک خودم رو پیش مادرم می گذاشتم ومی رفتم بیرون وان چیزی رو که می خواست رو می خریدم واین کار رو به دفعات وسالیان سال انجام می دادم تا جایی که شد برام وظیفه واون بصورت شفاف بهم گفت تو فلان کار رو برام نکردی ولی گویا من از این قضیه درس نگرفتم تا دوباره به شکل دیگه بازخورد کارهام از خانم برادرم گرفتم واین مسئله بارها وبارها برام اتفاق افتاده وانگار من همش دارم تلاش می‌کنم که آدم خیلی خوبی باشم همه از من راضی باشن ویک کاری برای دیگران انجام بدم حتی اگه شده از آگاهی هایی که استاد از این قوانین در اختیار ما قرار می ده دیگران رو مطلع کنم وبهشون بگم که باید به چه صورتی فکر کنند وچه رفتاری داشته باشند ونتیجه این افکار واعمال من فقط شده تنش درگیری وناراحتی از سوی دیگران ومدام با خودم فکر می کردم من که سعی میکنم درست رفتار کنم چرا هربار یه بحثی وناراحتی با دیگران دارم چرا این اتفاقات برای من پیش میاد گویا من از نه گفتن به دیگران می ترسم ومی خوام همه از من راضی باشن همینجوری که به دیگران محبت می کردم دلم می خواست خب اونها هم محبت کنند ولی من نمی دیدم که آنها هم این کار رو بکنند واین واقعا ناراحتم می کرد واحساس قربانی شدن میکردم تا در همین 2 ماه اخیر من به صورتی که خودم هم متوجه نبودم نه این که از سر آگاهی بوده باشه کاری رو انجام دادم که به مذاق همون آدمها خوش نیومد وسیل انتقاد وبی احترامی به سمت من روانه شد ومن مات ومبهوت که چرا این اتفاق افتاد ومن چرا این حرف رو زدم که باعث ناراحتی آنها شد به خودم آمدم ودیدم که دارم له میشم زیر حرف وحدیثها گویا من باید زودتر از اینها باید درسم رو می گرفتم ونتونسته بودم وجهان من رو در شرایطی قرار داد تا به خودم بیام که لزومی نداره که همیشه سوپر من باشم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: