اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
الگوی تکرارشونده من درموردمدیرت مالی است هردفعه باخودم اراده میکنم ایندفعه پولی که دستم اومداین مقدارذخیره میکنم حتی تعهددادم اون فایل استادشنیدم که ازیه چک پول50هزارتومنی شروع کرده استادهردفعه گفتن تااینقدرنشه خرج نمیکنم چندین مرحله انجام دادم بازبه یه مقداری رسیده برداشتم خرجش کردم
البته الان که دارم روی دوره دوازده قدم کارمیکنم بهترشدم وهنوزخیلی جای بهترشدن دارم
یادرموردیادگیری اصلاتلاش نمیکنم چیزی رویادبگیرم مثلامطلبی درموردیادگیری چیزی که سرچ میکنم دارم میخونم سری میزنم ردمیکنم میگم کافیه تاهمینجاخوندم یاکتابی میخونم نصف ونیمه رهاش میکنم کلاتوی این موضوع هم تکرارمیکنم همیشه
وچیزی که چندوقته متوجه شدم نداشتن ارزش لیاقت درخودمه واحساس میکنم این اشتباهاتم هم ازکمبودارزش لیاقت میاد
البته اینهاباکارکردن دردوره دوازده قدم خیلی بهترشده وخیلی هم جاداره بهتربشه این ارزش لیاقت رودرقدم دهم جلساتی که استادعبارات تاکیدی رومیگن متوجه شدم وازروزی که تکرارکردم من ارزشمندم خیلی احساس لیاقت وارزشمندی میکنم
کارهای اشتباهی که من با وجود اینکه می دونم اشتباه هست ولی دوباره تکرار می کنم:
من همیشه انجام کارهای ضروری ام رو مرتب به تعویق می اندازم مثلا می بینی ساعت 3 بعد ظهر شده و من به شدت ضعف کردم و هنوز نه چای و نه صبحانه و.. نخوردم و می گم بزار این کار انجام بدم بعدش میریم یک چیزی می خوریم و یا بعضی وقت ها، شب که شام می خوریم به جایی که همون موقع ظرف ها رو بشورم می گم الان خسته ام و خوابم می یاد فردا صبح می شورم و می بینم ظهر شده نه صبحانه خوردم نه ظرف ها رو شستم و دارم یک کاری رو که بعدا هم می تونم انجام بدم رو دارم الان انجام می دم.
من وقتی به کسی قول می دهم سر قولم هستم ولی به خودم اصلا متعهد نیستم وبار ها شده یک هدفی رو انتخاب کردم و به خودم قول دادم که از فردا برای رسیدن به هدفم تلاش می کنم و تو دفترم هم نوشتم وامضا هم کردم که من به این چیزی که گفتم متعهد هستم وتمام تلاشم رو می کنم اما دیدم یک ماه شده و من عملا هیچ کاری رو انجام ندادم ومدام دارم می گم از فردا و.. شروع می کنم.
من در مدیریت پول خیلی مشکل دارم و کلا نمی تونم پول رو تو حسابم ببینم و هر بار پول می یاد تو حسابم به خودم می گم این دفعه دیگه هر اتفاقی بیافتد بیهود خرجشون نمی کنم باز می بینی بعد چند روز کل پولم رو خرج کردم تا حسابم خالی خالی شده ودیگه هیچ چیزی برای خرج کردن باقی نمونده و همین روند رو همیشه تکرار می کنم.
من همیشه اولویت بندی کارها رو رعایت نمی کنم و مدام به خاطرش ضربه می خورم وکارهای اساسی رو که باید اول انجام بدم رو می زارم آخر وقت و کارهایی که اصلا مهم نیستند و اگه اصلا انجامشون ندم اتفاق خاصی نمی افتد رو همان اول انجام می دم وبعد برای کار های که حتما باید انجامشون می دادم وقت کم می یارم و با وجود اینکه می دونم نباید این جوری عمل کنم ولی دوباره تکرار می کنم.
سلام ب استاد عزیز عباسمنش وخانم شایسته وتمامی دوستان هم فرکانسی های عزیز
من همیشه تعهد تو کارم واز اونجایی که کارمو خیلی دوست دارم متعهدم وسر قولم هستم ولی مشتریام برای اینکه حق وحقوقمو بدن تعجیل یا سر فرصت ب قولشون پای بند نیستن ومن هم احساس میکنم ی جورایی ک دوست خوبمون خانم بهاره گفتن حس قربانی شدن بهم دست میده وهمیشه ضربه میخورم از طرف مشتریام.اینم البته بگم بعد از مدتی ن چندان کوتاه و بلند مدت حق وحقوقمو میدن من هم از خدا سپاسگزارم ک تو این مدتم حقمو میدن. خب گاها حس قربانی شدن بهم دست میده .واین الگو همیشه واسم تکرار میشه نمیتونم از کارم دست بکشم چون ب رشته کاریم علاقه خاصی دارم .
با یاری خدا میخوام رو خودم وباورها اشتباهی که
تو ذهنم هست کار کنم وب امید خدای وهابم این الگوهای تکرار شونده اشتباهم رو از ذهنم پاک وصاف کنم وبا خودم ب صلح برسم و تو این راهی ک هستم با توکل ب خدا واستاد عزیزم این باورهای اشتباه روبشناسم و حذفشون کنم
با سلام ووقت به خیر خدمت استادگرامی و خانم شایسته گل و همه دوستان خوبم:
الگوی تکرار اشتباه برای من در چندین مورد هست:
اول اینکه بارهاو بارها که دیدم طرف تو زندگیش مشکل داره ،مخصوصا از نظر روابط،اومدم راهنماییش کردم به سمت سایت و آموزشهای اون.
یعنی تا اونجا که خودم براش فایل صوتی فرستادم و گفتم گوش کن واگه دوست داشتی ادامه بدی بگو.
طرف جواب داده فایل طولانی بود حوصله ام نرسید گوش کنم یا اینکه این حرفا رو من نمیفهمم و… .
خب من درسمو نگرفتم.
دوباره اومدم براش اکانت درست کردم گفتم لطفا ازاین اکانت واردشو برو تو سایت ،خیلی مطالبی داره که بهت کمک میکنه،ولی چون طرف تو مدارش نبوده هیچ فایده ای نداشته،غیر از اینکه خودمو زجررررر دادم و حرص و جوش خوردم که آقا برو توسایت و فقط و فقط حس خودم رو بد کردم و دقیقا از زندگی و برنامه هام عقب افتادم.
چندین و چندبار این اتفاق برام تکرارشده که اومدم به کسی کمک کنم که آمادش نبوده ،البته اینو بگم که اونها جز افراد خانواده ام هستن و بسیار دوست دارم که رشد کنند ولی خواسته من مهم نیس،مهم اینه که خودشون متعهدانه بخوان تغیییرکنن.
مورد دیگه اینکه از اقوام و خانواده ،میان و درددل میکنن و من میدونم که کاملا اشتباه است ولی دراون لحظه نه میتونم صحبت رو عوض کنم و نه جلسه رو ترک کنم و بدترازهمه منم همراهیش میکنم ،مثلا اگر دارن از اقتصاد وشانس حرف میزنند ،منم ده ها مثال براشون میزنم که همراهی کرده باشم.
البته میدونم همش برمیگرده به درون خودم و اگر من آدم درست تری بشم ،طبق قانون آدمهایی با فرکانس اون لحظه من وارد رابطه ام میشوند.
ولی میخوام بگم خیلی مواقع فقط برای اینکه تو رودربایستی میافتادم و اینکه طبعیت از قانون رو مساوی میدونم با بی احترامی به شخصی که مثلا داره غیبت میکنه یا درددل میکنه،خودم گرفتار عواقب تخطی از قانون میشم.
یعنی مثلا مادرشوهرم شروع به غیبت از کسی میکنه،من میدونم اشتباهه که به حرفش گوش میدم ولی به خاطر ترس از اینکه نظرم رو بگم یا حتی ترس از نظر اطرافیان که مثلا بگن حرف مادرشوهرش رو قطع کرد ،این باعث شده بود که چندین سال من بشم سنگ صبور مادرشوهرم.
خداشاهده خیلی از مواقع که غیبتهاشو گوش میکردم و میترسیدم نظر واقعیم رو بگم ،بعدش مریض میشدم یا اینکه مستقیما روی روابط خودم و همسرم تنش ایجاد میکرد.
ولی چندساله که با استادآشنا شدم ،خداروشکر دیگه مادرشوهرم و دردل هاش از مدار من خارج شدند.
اما هنوز خواهرم و دردلهاش هست ،البته اونم همیشه ازسردلسوزی و اینکه جز من کسی رو نداره باعث میشد که زیاد قاطع نباشم،و بارها ازش بخوام که توی سایت بیاد ولی اینقدر لگد خوردم و خوردم که فهمیدم فقط و فقط خودم مهم هستم و احساسم مهم هست.
ودیگه درس عبرتی برام شده که زورالکی نزنم که خودم هم از مسیر دورمیشم .
همین دلسوزی بیجا برای همه مخصوصا خانواده همسرم باعث تکرارالگوی اشتباه شده.
مثلا مادرشوهرم دکترمیره ،من خودم میگم جواب ازمایشتو بده ببینم و نظر میدم ،خب طبیعتا دیگه منو وارد بیماریهاش و روند درمانیش میکنه و این پروسه ادامه داره…
البته واقعاحالا بهترشدم اما هرازگاهی این دلسوزی های بیجا کاردستم میده.
یا اینکه میدونم شاید اصلا وقت نداشته باشم که فلان روز کاری رو برای کسی انجام بدم،ولی خیلی با اصرار میگم نه ،من حتما این کار رو براتون انجام میدم،یعنی دقیقا برنامه های خودم رو کنسل میکنم که طرف راضی بشه ازم.
در زمینه اینکه باید جاهایی حرف بزنم و سکوت میکنم ،دیگه استاد هستم.البته این برمیگرده به خانواده ام ،جایی که هیچ وقت جلوی پدرمون حق نداشتیم حتی به حق ،اعتراضی بکنیم و کلا آدم مودب کسی بوده که هرگز حرف خودش رو نباید بزنه.
ولی مثلا بعد از اون جلسه چنان در هم میریزم که واقعا میخوام طرف رو بکشم و خودخوری دارم تا چندوقت.
ممنونم از استاد گرامی به خاطر فایلهای بی نظیرشون که باعث میشه به خودشناسی برسیم.
امروز بعد از مدت ها فقط دانلود کردن فایل های شما (به نظرم به خاطر کمالگرایی که دوست داشتم همه فایل ها رو داشته باشم و …) بالاخره قضیه رو گرفتم
امروز نشستم و برای خودم یه پیش گرفتم و گفتم آمریکا تو باید فقط همینا رو گوش بدی حداقل تا آخر امسال و تا عمل نکردی به آنچه که میدانی تا همین لحظه لازم نیست چیز دیگری دانلود کنی
باید مانند استاد خودت به اصل توجه کنی
همیشه با خودم چند روزی یادآوری میکنم که آیت الله بهجت یه چیز را همان موقع ها گت و اینقدر در حدود 2 سال پیش روی من تاثیر گذاشت که تازه متوجه شدم…
من نتایج فوق العاده ای در همین 3 4 ماهی که هر شب فایل تخصصی خودم (مخصوص خودم که ارشیای عزیز بود) رو گرفتم
فهمیدم که باید شخصیت خودم و این خود را تغییر دهم تا دنیای من تغییر کند
باید تمرکزم را روی زیبایی ها بگذارم
باید فراوانیها را تحسین کنم چون میدانم مشکل دارم
باید اخلاقم را کنترل کنم
باید جاهایی که لازم است با نیت خوب در راه خدا انفاق کنم اما هیچ جوره زیر پای قرص و لوله نروم و وام و قسط نگیرم
باید برای خودم ارزش قائل شم و مداوم خود را تحسین کنم
بایدافراد ثروتمند را تحسین کنم و بدانم که بی نهایت ثروتمند در این جهان وجود دارند و من هم دست کمی از آنان ندارم
همیشه یه حسی میگفت برو و تا راهنمای عملی جلسات 7 8 9 10 11 را مثل ارشیا نخریدی و تا وقتی فلان فایل را دانلود نکردی عمل نکن…
امروز یاد گرفتم باید به دل ناشناخته ها بروم و برای همین آمدم تا کاری را که زیاد دوست ندارم (کامنت گذاشتن) را انجام دهم تا یاد بگیرم باید با مسائل به خاطر عزت نفسم هم که شده دست و پنجه نرم کنم و وارد دل اهدافم شوم
یاد گرفتم از خودم ردپا بگذارم و مانند هادی ترابی عزیز با جسارت صحبت کنم…
یاد گرفتم خودم با پول خودم آنچه را که میخواهم بخرم و برای همین امروز از هرچه برایم وابستگی ایجاد کرده بود گذشتم و گفتم باید با پول خودم باشد و بایدپسر الگوی کم کم را رعایت کنی
یاد گرفتم که دنبال جلب توجه و تأیید دیگران نباشم و به نظر خودم بزرگترین پاشنه آشیل من فعلا همین است و از نظر لیاقت و احساس ارزشمندی مشکل زیادی ندارم هر چند که اذعان دارم باید هرروز رو خودم کار کنم
استاد من با خرید همان قدم اول
به نظر خودم و با تکرار ورودی مناسب بالاخره امروز قضیه را گرفتم
و حالا میخواهم تمام تمرکزم را بگذارم روی پروژه ای که میخواهم بردارم…
من این کامنت را برای از همه مهمتر خودم و برای هرکه که پریشان بوده مثل چند وقت پیش من میگذارم…
سلام و قربونتون برم های فراوان خدمت شما استاد عزیز و همه عزیزان ارزشمند در بهشت ابدی.
خدا رو شکر میکنم که مهمون سفره پر برکتتون هستم.
الگویی که برا من تکرار شده و بارها ازش ضربه خوردم اینه که مدت هاست که دوست دارم بیزینس خودمو داشته باشم ولی هربار چه موقعی که پس انداز داشتم چه موقعی که پس انداز نداشتم اقدامی نکردم. اصن وقتی میخوام شروع کنم دست و پاچه میشم و هنگ میکنم و نمیفهمم از کجا باید شروع کنم و بعد از چند روز که کلا گیج میشم ازش دست میکشم و منصرف میشم و دوباره بعد مدتی همین سیکل برام تکرار میشه.
و نتیجه ای ک احساس میکنم که بسنده میکنم به شرایط موجود و خواسته هام کوچیک میکنم. ولی قلبا خیلی خیلی دلم میخواد این سیکل رو بشکنم و وارد مسیر شغلی مستقل بشم.چون این مسیره که توش بهتر میتونم خودمو بشناسم و بهبود ببخشم و پیشرفت کنم و خب نتایج مثبتش اعتماد به نفس عمیق تری بهم میده و احساس خوشبختی و رضایت بیشتری دارم.
من دو سال تمام فایلهای هدیه رو روی هاردم دانلود و سیو کرده بودم و هر روز میرفتم سراغ فایلهای سیو شده و هر فایلی که بهم چشمک میزد رو انتخاب میکردم و گوش میدادم.کلا شیوه ی انتخاب فایل برای گوش دادنم اینجوریه که حسی انتخابش میکنم.
هیچوقت توی سایت نظر نمیذاشتم و سوالها رو جواب نمیدادم.مطمئن بودم ی روزی میاد که این احساس بهم غالب میشه که دلم میخاد بیام وارد سایت بشم و فایلها رو ببینم و بعد از دیدنش کامنت بذارم.چون فکر کنم تا اندازه خوبی قانون تکامل رو درک کردم.
خوشحالم که حالا این احساس رو دارم که دوست دارم برای هر فایلی یک کامنت بذارم.
چقدر این فایلهای الگوهای تکرار شونده جالب و جذابه برای من.چون در تمام ده سال گذشته ی زندگیم ناخواسته این کار رو انجام میدادم و مثلا اینو مینوشتم که مثلا من خیلی زود عصبانی میشم و الگوهاش رو پیدا میکردم که دقیقا چه جور جاهایی عصبانی میشم و دقیقا به چی فکر میکنم که این اتفاق می افته؟!
بعد چندین هفته هر روز کف دستم با خودکار مینوشتم عصبانی نشو و هربار پاک میشد تمدیدش میکردم که فراموش نکنم.خلاصه به همین شیوه الگوهای تکراری زیادی رو توی شخصیتم تغییر دادم.
وقتی میبینم استاد راجب چیزایی حرف میزنن که من ی جاهایی ناآگاهانه استفاده کردم و تونستم ازشون نتیجه بگیرم بیشتر از هر زمانی به این مسیری که داریم میریم ایمان میارم.
اما درباره ی سوالی که توی این فایل پرسیدین:
1.بزرگترین الگوی تکراری من درباره ی اشتباه کردن مربوط به مسائل مالی هست، یعنی من همیشه جیبم خالیه.امکان نداره کمترین پولی که قابل شمارش باشه توی حساب من بمونه،،همیشه فقط در حد برآورده شدن نیازهام پول میاد برام.همیشه هم به خودم میگم که باید پول سیو کنی اما نه میتونم نه میشه.
چیز عجیب اینه که هر درخواستی دارم برای مثلا گوشی موبایل یا لب تاب یا اینکه استخر برم و شنا کردن یاد بگیرم و از این درخواستها از طریق آدمای دیگه برآورده میشه بدون اینکه من حتی درخواستی بکنم ازشون یا حتی اونا بدونن که من به چه چیزی نیاز دارم!
مثلا تقریبا دو ماه پیش متوجه شدم که من هنوز شنا یاد نگرفتم و از خدا درخواست کردم و بعد فراموش کردم. بعد از دوماه چند روز پیش خواهرم بهم زنگ زد و گفت من استخر ثبت نام کردم برای آموزش خصوصی اما نمیتونم برم، تو بجای من برو. و من واقعا متحیر شدم…
اما هیچ وقت این پولا وارد حسابم نمیشه.
تقریبا همه چیز تو زندگی من عالیه.خیلی خوب میتونم الگوهای اشتباهم رو پیدا کنم و برطرفشون کنم اما درباره ی پول… بدترین باورها رو دارم و بدترین الگو های اشتباه درباره ی پول برای من اتفاق میفته.
همیشه صفرم.در طول ماه نیازهام برآورده میشه، آخر ماه برای اجاره خونه م به ی طریقی پول فراهم میشه اما هیچوقت بدهکار نمیشم.
ولی همیییییشه صفرم.بیشتر از 5 میلیون در ماه وارد حساب من نمیشه.
2.موارد دیگه ای هم هست که میتونم اضافه کنم
مثلا هربار به خودم میگم مصرف شیرینی جات رو کم کن اما انجامش نمیدم.
3.به خودم میگم یک تایم بیداری و خواب برای خودت تعیین کن و بهش پایبند باش اما ی مدت انجامش میدم و بعد از ی مدت رها میشه.
از خداوند میخام با وارد شدن به دوره ی فوق العاااااااااااااده ی کشف قوانین زندگی که اون هم جزو درخواست هام بود و در کمال ناباوری خواهرم خریداریش کرد(و با رضایت استاد من هم دارم استفاده میکنم) این الگو های اشتباه از زندگیم بیرون بره.
یک اگاهی رو از فایل هدفگزاری و تاثیر ان در زندگی دریافت کردم از صحبت های استاد که حتما واجب دونستم که بیام درموردش صحلت کنم که درمورد دومین الگو تکرار اشتباه من یعنی ادامه ندادن بود
و استاد توی اون فایل گفتن من برای اینکه مسیر درست رو ادامه بدم به شدت توی ذهنم اینکه برم بالا باز دوباره بیام پایین رو سخت کردم و یکی از رنج اور ترین چیز ها برای من هست که در هر موضوعی این اتفاق برام بیفته:
یعنی به شدت برای استاد رنج اور هست که یک مدت از لحاظ سلامتی رشد کرده باشه و باز بیاد پایین و از بین بره نتایج
به شدت برای استاد سخته که توی کارش خوب باشه و باز بیاد پایین
این برای استاد به شدت سخت هست و یکی از مواردی که به اعتقاد من خیلی کمک میکنه که توی مسیر ادامه بدم ساختن یک همچین ذهنیتی هست که به خودم بگم من نمیتونم بپذیرم که یک روز خوب باشم یک روز نه
و باید ذهنم رو جوری تنظیم کنم که اون رفتار تبدیل به عادت بشه
خب حالا توی موضوعاتی که من میخوام. این هستش که اقا تمرکز لیزری و بهبود روی خودم و در کارم رو ادامه بدم و اصلا نپذیرم که بخاطر اینکه یک مدت وروردی مهارت توی کارم ندادم این مهارت از بین بره و از دست در بره.
دقیقا این موضوع یکی از اساسی ترین موضوعاتی هست که من اگر در خودم ایجاد کنم مطمئنم خیلی اتفاقات فوق العاده ایی رخ میده همین الان با گوش دادن اون فایل و تکرار منطق ها و نوشتن این کامنت هم احساس رشد رو دارم احساس میکنم، احساس اینکه قراره ادامه بدم و دارم احساس میکنم و این صد در صد نتیجه فوق العاده ایی خواهد داشت
من باید پایدار باشم در مسیر و این رفتارهایی که نتیجه رو میاره تبدیل کنم به شخصیت و لایف استایل!
خدایا شکرت که هدایتم میکنی
این اگاهی دوباره به من کمک کرد تا درک کنم اینکه استاد میگه باید عادت بشه برامون مسیر درست یعنی چی.
یعنی توی ذهنم جوری باشه که امکان نداشته باشه ادامه ندم حتی هوس هم نکنم که یک ثقت ادامه ندم!
خدایاشکرت
وای که این موضوع رو من درک میکنم ک چدر رنج اوره یک روز بالا باشی یک روز پایین و توی هرجنبه ایی بنظرم باید حواسمون باشه
توی رابطه با خدا باگر میبینم خوبم باید ادامه بدمش
توی تمرکز لیزری توی کارم اگر میبینم دارم خوب عمل میکنم و نتایج داره میاد باید ادامه بدم.
و…
خدایا ازت هدایت میخوام بیشتر کمکم کنی که این اگاهی رو در عمل ازش استفاده کنم! خدا یار و نگهدار هممون الهی شکرت…
بنام رب العالمین پروردگارجهانیان
سلام خدمت استادان توحیدی وهمه دوستان همفرکانسی ام
الگوهای تکرارشونده 7
خدایاسپاسگزارتوهستم که هرلحظه منوهدایت میکنی
الگوی تکرارشونده من درموردمدیرت مالی است هردفعه باخودم اراده میکنم ایندفعه پولی که دستم اومداین مقدارذخیره میکنم حتی تعهددادم اون فایل استادشنیدم که ازیه چک پول50هزارتومنی شروع کرده استادهردفعه گفتن تااینقدرنشه خرج نمیکنم چندین مرحله انجام دادم بازبه یه مقداری رسیده برداشتم خرجش کردم
البته الان که دارم روی دوره دوازده قدم کارمیکنم بهترشدم وهنوزخیلی جای بهترشدن دارم
یادرموردیادگیری اصلاتلاش نمیکنم چیزی رویادبگیرم مثلامطلبی درموردیادگیری چیزی که سرچ میکنم دارم میخونم سری میزنم ردمیکنم میگم کافیه تاهمینجاخوندم یاکتابی میخونم نصف ونیمه رهاش میکنم کلاتوی این موضوع هم تکرارمیکنم همیشه
اشتباه دیگه که همیشه حرفم نزدم وبارهاهم گفتم ایندفعه میگم بازحرفم نزدم دراین موردهم الان خیلی بهترشدم ازوقتی روی اعتمادبنفس خودم کارمیکنم
وچیزی که چندوقته متوجه شدم نداشتن ارزش لیاقت درخودمه واحساس میکنم این اشتباهاتم هم ازکمبودارزش لیاقت میاد
البته اینهاباکارکردن دردوره دوازده قدم خیلی بهترشده وخیلی هم جاداره بهتربشه این ارزش لیاقت رودرقدم دهم جلساتی که استادعبارات تاکیدی رومیگن متوجه شدم وازروزی که تکرارکردم من ارزشمندم خیلی احساس لیاقت وارزشمندی میکنم
سپاسگزارخداوندواستادبینظیرم هستم
درپناه الله یکتاشادباشیدوسربلند
به نام خدای زیبایی ها
سلام به استاد عزیزم و دوستان خوبم
کارهای اشتباهی که من با وجود اینکه می دونم اشتباه هست ولی دوباره تکرار می کنم:
من همیشه انجام کارهای ضروری ام رو مرتب به تعویق می اندازم مثلا می بینی ساعت 3 بعد ظهر شده و من به شدت ضعف کردم و هنوز نه چای و نه صبحانه و.. نخوردم و می گم بزار این کار انجام بدم بعدش میریم یک چیزی می خوریم و یا بعضی وقت ها، شب که شام می خوریم به جایی که همون موقع ظرف ها رو بشورم می گم الان خسته ام و خوابم می یاد فردا صبح می شورم و می بینم ظهر شده نه صبحانه خوردم نه ظرف ها رو شستم و دارم یک کاری رو که بعدا هم می تونم انجام بدم رو دارم الان انجام می دم.
من وقتی به کسی قول می دهم سر قولم هستم ولی به خودم اصلا متعهد نیستم وبار ها شده یک هدفی رو انتخاب کردم و به خودم قول دادم که از فردا برای رسیدن به هدفم تلاش می کنم و تو دفترم هم نوشتم وامضا هم کردم که من به این چیزی که گفتم متعهد هستم وتمام تلاشم رو می کنم اما دیدم یک ماه شده و من عملا هیچ کاری رو انجام ندادم ومدام دارم می گم از فردا و.. شروع می کنم.
من در مدیریت پول خیلی مشکل دارم و کلا نمی تونم پول رو تو حسابم ببینم و هر بار پول می یاد تو حسابم به خودم می گم این دفعه دیگه هر اتفاقی بیافتد بیهود خرجشون نمی کنم باز می بینی بعد چند روز کل پولم رو خرج کردم تا حسابم خالی خالی شده ودیگه هیچ چیزی برای خرج کردن باقی نمونده و همین روند رو همیشه تکرار می کنم.
من همیشه اولویت بندی کارها رو رعایت نمی کنم و مدام به خاطرش ضربه می خورم وکارهای اساسی رو که باید اول انجام بدم رو می زارم آخر وقت و کارهایی که اصلا مهم نیستند و اگه اصلا انجامشون ندم اتفاق خاصی نمی افتد رو همان اول انجام می دم وبعد برای کار های که حتما باید انجامشون می دادم وقت کم می یارم و با وجود اینکه می دونم نباید این جوری عمل کنم ولی دوباره تکرار می کنم.
بنام خدای مهربان و هدایتگر
سلام ب استاد عزیز عباسمنش وخانم شایسته وتمامی دوستان هم فرکانسی های عزیز
من همیشه تعهد تو کارم واز اونجایی که کارمو خیلی دوست دارم متعهدم وسر قولم هستم ولی مشتریام برای اینکه حق وحقوقمو بدن تعجیل یا سر فرصت ب قولشون پای بند نیستن ومن هم احساس میکنم ی جورایی ک دوست خوبمون خانم بهاره گفتن حس قربانی شدن بهم دست میده وهمیشه ضربه میخورم از طرف مشتریام.اینم البته بگم بعد از مدتی ن چندان کوتاه و بلند مدت حق وحقوقمو میدن من هم از خدا سپاسگزارم ک تو این مدتم حقمو میدن. خب گاها حس قربانی شدن بهم دست میده .واین الگو همیشه واسم تکرار میشه نمیتونم از کارم دست بکشم چون ب رشته کاریم علاقه خاصی دارم .
با یاری خدا میخوام رو خودم وباورها اشتباهی که
تو ذهنم هست کار کنم وب امید خدای وهابم این الگوهای تکرار شونده اشتباهم رو از ذهنم پاک وصاف کنم وبا خودم ب صلح برسم و تو این راهی ک هستم با توکل ب خدا واستاد عزیزم این باورهای اشتباه روبشناسم و حذفشون کنم
در پناه الله یکتا شادو پیروز باشید
با سلام ووقت به خیر خدمت استادگرامی و خانم شایسته گل و همه دوستان خوبم:
الگوی تکرار اشتباه برای من در چندین مورد هست:
اول اینکه بارهاو بارها که دیدم طرف تو زندگیش مشکل داره ،مخصوصا از نظر روابط،اومدم راهنماییش کردم به سمت سایت و آموزشهای اون.
یعنی تا اونجا که خودم براش فایل صوتی فرستادم و گفتم گوش کن واگه دوست داشتی ادامه بدی بگو.
طرف جواب داده فایل طولانی بود حوصله ام نرسید گوش کنم یا اینکه این حرفا رو من نمیفهمم و… .
خب من درسمو نگرفتم.
دوباره اومدم براش اکانت درست کردم گفتم لطفا ازاین اکانت واردشو برو تو سایت ،خیلی مطالبی داره که بهت کمک میکنه،ولی چون طرف تو مدارش نبوده هیچ فایده ای نداشته،غیر از اینکه خودمو زجررررر دادم و حرص و جوش خوردم که آقا برو توسایت و فقط و فقط حس خودم رو بد کردم و دقیقا از زندگی و برنامه هام عقب افتادم.
چندین و چندبار این اتفاق برام تکرارشده که اومدم به کسی کمک کنم که آمادش نبوده ،البته اینو بگم که اونها جز افراد خانواده ام هستن و بسیار دوست دارم که رشد کنند ولی خواسته من مهم نیس،مهم اینه که خودشون متعهدانه بخوان تغیییرکنن.
مورد دیگه اینکه از اقوام و خانواده ،میان و درددل میکنن و من میدونم که کاملا اشتباه است ولی دراون لحظه نه میتونم صحبت رو عوض کنم و نه جلسه رو ترک کنم و بدترازهمه منم همراهیش میکنم ،مثلا اگر دارن از اقتصاد وشانس حرف میزنند ،منم ده ها مثال براشون میزنم که همراهی کرده باشم.
البته میدونم همش برمیگرده به درون خودم و اگر من آدم درست تری بشم ،طبق قانون آدمهایی با فرکانس اون لحظه من وارد رابطه ام میشوند.
ولی میخوام بگم خیلی مواقع فقط برای اینکه تو رودربایستی میافتادم و اینکه طبعیت از قانون رو مساوی میدونم با بی احترامی به شخصی که مثلا داره غیبت میکنه یا درددل میکنه،خودم گرفتار عواقب تخطی از قانون میشم.
یعنی مثلا مادرشوهرم شروع به غیبت از کسی میکنه،من میدونم اشتباهه که به حرفش گوش میدم ولی به خاطر ترس از اینکه نظرم رو بگم یا حتی ترس از نظر اطرافیان که مثلا بگن حرف مادرشوهرش رو قطع کرد ،این باعث شده بود که چندین سال من بشم سنگ صبور مادرشوهرم.
خداشاهده خیلی از مواقع که غیبتهاشو گوش میکردم و میترسیدم نظر واقعیم رو بگم ،بعدش مریض میشدم یا اینکه مستقیما روی روابط خودم و همسرم تنش ایجاد میکرد.
ولی چندساله که با استادآشنا شدم ،خداروشکر دیگه مادرشوهرم و دردل هاش از مدار من خارج شدند.
اما هنوز خواهرم و دردلهاش هست ،البته اونم همیشه ازسردلسوزی و اینکه جز من کسی رو نداره باعث میشد که زیاد قاطع نباشم،و بارها ازش بخوام که توی سایت بیاد ولی اینقدر لگد خوردم و خوردم که فهمیدم فقط و فقط خودم مهم هستم و احساسم مهم هست.
ودیگه درس عبرتی برام شده که زورالکی نزنم که خودم هم از مسیر دورمیشم .
همین دلسوزی بیجا برای همه مخصوصا خانواده همسرم باعث تکرارالگوی اشتباه شده.
مثلا مادرشوهرم دکترمیره ،من خودم میگم جواب ازمایشتو بده ببینم و نظر میدم ،خب طبیعتا دیگه منو وارد بیماریهاش و روند درمانیش میکنه و این پروسه ادامه داره…
البته واقعاحالا بهترشدم اما هرازگاهی این دلسوزی های بیجا کاردستم میده.
یا اینکه میدونم شاید اصلا وقت نداشته باشم که فلان روز کاری رو برای کسی انجام بدم،ولی خیلی با اصرار میگم نه ،من حتما این کار رو براتون انجام میدم،یعنی دقیقا برنامه های خودم رو کنسل میکنم که طرف راضی بشه ازم.
در زمینه اینکه باید جاهایی حرف بزنم و سکوت میکنم ،دیگه استاد هستم.البته این برمیگرده به خانواده ام ،جایی که هیچ وقت جلوی پدرمون حق نداشتیم حتی به حق ،اعتراضی بکنیم و کلا آدم مودب کسی بوده که هرگز حرف خودش رو نباید بزنه.
ولی مثلا بعد از اون جلسه چنان در هم میریزم که واقعا میخوام طرف رو بکشم و خودخوری دارم تا چندوقت.
ممنونم از استاد گرامی به خاطر فایلهای بی نظیرشون که باعث میشه به خودشناسی برسیم.
به نام الله یکتا
سلام استاد نازنیم
سلام خانم شایسته
و سلام دوست های توحیدی ام
استاد.
چیزی که خیلی با اینکه میدونم و هزار بار به خودم میگم باز تکرار میکنم
باز گو کردن قوانین برای دیگران
خدا شکر خیلی خیلی از قبل بهتر شدم
ولی هنوز خیلی خیلی جای کار داره
اتلاف وقت هم خیلی تکرار میشه
همش به خودم میگمتو تنهایی رو خودم کار کنم و از وقتم بهتر بهره ببرم
ولی همیشه نمیشه
ی تکرار دیگه اولویت قرار ندادن کار ها
یعنی همیشه کار های اصلی رو اول انجام نمیدم
انگار حال نمیده
حتما باید تحت فشار قرار بگیرم بعد انجام بدم
بازم تشکر استاد
سلام استاد عزیزم
خیلی من شما رو دوست دارم و واقعا تحسینتون میکنم…
امروز بعد از مدت ها فقط دانلود کردن فایل های شما (به نظرم به خاطر کمالگرایی که دوست داشتم همه فایل ها رو داشته باشم و …) بالاخره قضیه رو گرفتم
امروز نشستم و برای خودم یه پیش گرفتم و گفتم آمریکا تو باید فقط همینا رو گوش بدی حداقل تا آخر امسال و تا عمل نکردی به آنچه که میدانی تا همین لحظه لازم نیست چیز دیگری دانلود کنی
باید مانند استاد خودت به اصل توجه کنی
همیشه با خودم چند روزی یادآوری میکنم که آیت الله بهجت یه چیز را همان موقع ها گت و اینقدر در حدود 2 سال پیش روی من تاثیر گذاشت که تازه متوجه شدم…
من نتایج فوق العاده ای در همین 3 4 ماهی که هر شب فایل تخصصی خودم (مخصوص خودم که ارشیای عزیز بود) رو گرفتم
فهمیدم که باید شخصیت خودم و این خود را تغییر دهم تا دنیای من تغییر کند
باید تمرکزم را روی زیبایی ها بگذارم
باید فراوانیها را تحسین کنم چون میدانم مشکل دارم
باید اخلاقم را کنترل کنم
باید جاهایی که لازم است با نیت خوب در راه خدا انفاق کنم اما هیچ جوره زیر پای قرص و لوله نروم و وام و قسط نگیرم
باید برای خودم ارزش قائل شم و مداوم خود را تحسین کنم
بایدافراد ثروتمند را تحسین کنم و بدانم که بی نهایت ثروتمند در این جهان وجود دارند و من هم دست کمی از آنان ندارم
همیشه یه حسی میگفت برو و تا راهنمای عملی جلسات 7 8 9 10 11 را مثل ارشیا نخریدی و تا وقتی فلان فایل را دانلود نکردی عمل نکن…
امروز یاد گرفتم باید به دل ناشناخته ها بروم و برای همین آمدم تا کاری را که زیاد دوست ندارم (کامنت گذاشتن) را انجام دهم تا یاد بگیرم باید با مسائل به خاطر عزت نفسم هم که شده دست و پنجه نرم کنم و وارد دل اهدافم شوم
یاد گرفتم از خودم ردپا بگذارم و مانند هادی ترابی عزیز با جسارت صحبت کنم…
یاد گرفتم خودم با پول خودم آنچه را که میخواهم بخرم و برای همین امروز از هرچه برایم وابستگی ایجاد کرده بود گذشتم و گفتم باید با پول خودم باشد و بایدپسر الگوی کم کم را رعایت کنی
یاد گرفتم که دنبال جلب توجه و تأیید دیگران نباشم و به نظر خودم بزرگترین پاشنه آشیل من فعلا همین است و از نظر لیاقت و احساس ارزشمندی مشکل زیادی ندارم هر چند که اذعان دارم باید هرروز رو خودم کار کنم
استاد من با خرید همان قدم اول
به نظر خودم و با تکرار ورودی مناسب بالاخره امروز قضیه را گرفتم
و حالا میخواهم تمام تمرکزم را بگذارم روی پروژه ای که میخواهم بردارم…
من این کامنت را برای از همه مهمتر خودم و برای هرکه که پریشان بوده مثل چند وقت پیش من میگذارم…
که یادمان باشد اصل چیست…
ردپای من
امیرحسین 17 ساله
خدایا خودت کمکم کن…
سلام و قربونتون برم های فراوان خدمت شما استاد عزیز و همه عزیزان ارزشمند در بهشت ابدی.
خدا رو شکر میکنم که مهمون سفره پر برکتتون هستم.
الگویی که برا من تکرار شده و بارها ازش ضربه خوردم اینه که مدت هاست که دوست دارم بیزینس خودمو داشته باشم ولی هربار چه موقعی که پس انداز داشتم چه موقعی که پس انداز نداشتم اقدامی نکردم. اصن وقتی میخوام شروع کنم دست و پاچه میشم و هنگ میکنم و نمیفهمم از کجا باید شروع کنم و بعد از چند روز که کلا گیج میشم ازش دست میکشم و منصرف میشم و دوباره بعد مدتی همین سیکل برام تکرار میشه.
و نتیجه ای ک احساس میکنم که بسنده میکنم به شرایط موجود و خواسته هام کوچیک میکنم. ولی قلبا خیلی خیلی دلم میخواد این سیکل رو بشکنم و وارد مسیر شغلی مستقل بشم.چون این مسیره که توش بهتر میتونم خودمو بشناسم و بهبود ببخشم و پیشرفت کنم و خب نتایج مثبتش اعتماد به نفس عمیق تری بهم میده و احساس خوشبختی و رضایت بیشتری دارم.
قسمت هفتم الگوهای تکرار شونده
چه اشتباهاتی را شما زیاد تکرار میکنید؟ یعنی با اینکه فهمیدهاید این کار اشتباه است اما دوباره آن را انجام میدهید؟
1- عقب انداختن کارها
یه عادت نامناسبی که دارم اینه که همیشه کارهام رو عقب میندازم و خیلی وقتا اینقدر دیر میشه که دیگه ارزش انجام دادن نداره
2- ثابت قدم نبودن در کارهام به علت عجول بودن و صبر نکردن برای ایجاد نتیجه
خیلی زود ناامید میشم و ول میکنم مسیر و ادامه نمیدم تا نتایج بیاد
3- نصف نیمه رها کردن کارها
4- غذاخوردن و غذا اشغال
خیلی عادت کردم به خوردن خوراکی های مضر و چرت و پرت
5- پیاده روی نکردن
با اینکه خیلی بهم کمک میکنه ولی پشت گوش میندازم و عمل نمیکنم
6- صبح زود بیدار نشدن
خیلی دوست دارم ساعت 5 بیدار بشم چون خیلی به کارهام بهتر میرسم و من زمان صبح برام خیلی مفیده ولی هیچ وقت عمل نمیکنم
7- جایی که باید در مورد حق و حقوقم صحبت کنم ساکت میشم
8- نخوندن کتاب کاری و دنبال یادگیری نمیرم
خیلی خیلی دارم این موضوع رو عقب میندازم یعنی 6 ماه من میخام شروع کنم کتاب کاری خوندن ولی شروع نمیکنم یا دوره ها رو نمیبینم
9- سر قولم به خودم نمیمونم
مثلا تعهد به دورهها تعهد به انجام برنامه میریزیم تعهد به ….
10- جدی کار نکردن دورهها و نامنظم بودن در انجام دورهها
11- برنامه ریزی نکردن
خیلی بهم کمک میکنه ولی یا انجام نمیدم یا انجام میدم اینقدر کمالگرایانه مینویسم که نمیتونم اجرا کنم
12- ورزش نکردن
13- مقایسه کردن خودم با دیگران
14- خیلی از دیگران نظر میپرسم و سر مسیر خودم وای نمیستم
15- خیلی زود تو ذهنم ادم ها رو قضاوت میکنم و سریع تخریب میکنم و تو ذهنم باهاشون میجنگم
16- بعضی وقتا شبکه اجتماعی رو چک میکنم یا دوست دارم اهنگ منفی و غمگین گوش کنم
سلام استاد عزیزم.
من دو سال تمام فایلهای هدیه رو روی هاردم دانلود و سیو کرده بودم و هر روز میرفتم سراغ فایلهای سیو شده و هر فایلی که بهم چشمک میزد رو انتخاب میکردم و گوش میدادم.کلا شیوه ی انتخاب فایل برای گوش دادنم اینجوریه که حسی انتخابش میکنم.
هیچوقت توی سایت نظر نمیذاشتم و سوالها رو جواب نمیدادم.مطمئن بودم ی روزی میاد که این احساس بهم غالب میشه که دلم میخاد بیام وارد سایت بشم و فایلها رو ببینم و بعد از دیدنش کامنت بذارم.چون فکر کنم تا اندازه خوبی قانون تکامل رو درک کردم.
خوشحالم که حالا این احساس رو دارم که دوست دارم برای هر فایلی یک کامنت بذارم.
چقدر این فایلهای الگوهای تکرار شونده جالب و جذابه برای من.چون در تمام ده سال گذشته ی زندگیم ناخواسته این کار رو انجام میدادم و مثلا اینو مینوشتم که مثلا من خیلی زود عصبانی میشم و الگوهاش رو پیدا میکردم که دقیقا چه جور جاهایی عصبانی میشم و دقیقا به چی فکر میکنم که این اتفاق می افته؟!
بعد چندین هفته هر روز کف دستم با خودکار مینوشتم عصبانی نشو و هربار پاک میشد تمدیدش میکردم که فراموش نکنم.خلاصه به همین شیوه الگوهای تکراری زیادی رو توی شخصیتم تغییر دادم.
وقتی میبینم استاد راجب چیزایی حرف میزنن که من ی جاهایی ناآگاهانه استفاده کردم و تونستم ازشون نتیجه بگیرم بیشتر از هر زمانی به این مسیری که داریم میریم ایمان میارم.
اما درباره ی سوالی که توی این فایل پرسیدین:
1.بزرگترین الگوی تکراری من درباره ی اشتباه کردن مربوط به مسائل مالی هست، یعنی من همیشه جیبم خالیه.امکان نداره کمترین پولی که قابل شمارش باشه توی حساب من بمونه،،همیشه فقط در حد برآورده شدن نیازهام پول میاد برام.همیشه هم به خودم میگم که باید پول سیو کنی اما نه میتونم نه میشه.
چیز عجیب اینه که هر درخواستی دارم برای مثلا گوشی موبایل یا لب تاب یا اینکه استخر برم و شنا کردن یاد بگیرم و از این درخواستها از طریق آدمای دیگه برآورده میشه بدون اینکه من حتی درخواستی بکنم ازشون یا حتی اونا بدونن که من به چه چیزی نیاز دارم!
مثلا تقریبا دو ماه پیش متوجه شدم که من هنوز شنا یاد نگرفتم و از خدا درخواست کردم و بعد فراموش کردم. بعد از دوماه چند روز پیش خواهرم بهم زنگ زد و گفت من استخر ثبت نام کردم برای آموزش خصوصی اما نمیتونم برم، تو بجای من برو. و من واقعا متحیر شدم…
اما هیچ وقت این پولا وارد حسابم نمیشه.
تقریبا همه چیز تو زندگی من عالیه.خیلی خوب میتونم الگوهای اشتباهم رو پیدا کنم و برطرفشون کنم اما درباره ی پول… بدترین باورها رو دارم و بدترین الگو های اشتباه درباره ی پول برای من اتفاق میفته.
همیشه صفرم.در طول ماه نیازهام برآورده میشه، آخر ماه برای اجاره خونه م به ی طریقی پول فراهم میشه اما هیچوقت بدهکار نمیشم.
ولی همیییییشه صفرم.بیشتر از 5 میلیون در ماه وارد حساب من نمیشه.
2.موارد دیگه ای هم هست که میتونم اضافه کنم
مثلا هربار به خودم میگم مصرف شیرینی جات رو کم کن اما انجامش نمیدم.
3.به خودم میگم یک تایم بیداری و خواب برای خودت تعیین کن و بهش پایبند باش اما ی مدت انجامش میدم و بعد از ی مدت رها میشه.
از خداوند میخام با وارد شدن به دوره ی فوق العاااااااااااااده ی کشف قوانین زندگی که اون هم جزو درخواست هام بود و در کمال ناباوری خواهرم خریداریش کرد(و با رضایت استاد من هم دارم استفاده میکنم) این الگو های اشتباه از زندگیم بیرون بره.
استاد جان عاشقتونم…
براتون از خداوند عمر طولانی طلب میکنم..
به نام خدای مهربان
یک اگاهی رو از فایل هدفگزاری و تاثیر ان در زندگی دریافت کردم از صحبت های استاد که حتما واجب دونستم که بیام درموردش صحلت کنم که درمورد دومین الگو تکرار اشتباه من یعنی ادامه ندادن بود
و استاد توی اون فایل گفتن من برای اینکه مسیر درست رو ادامه بدم به شدت توی ذهنم اینکه برم بالا باز دوباره بیام پایین رو سخت کردم و یکی از رنج اور ترین چیز ها برای من هست که در هر موضوعی این اتفاق برام بیفته:
یعنی به شدت برای استاد رنج اور هست که یک مدت از لحاظ سلامتی رشد کرده باشه و باز بیاد پایین و از بین بره نتایج
به شدت برای استاد سخته که توی کارش خوب باشه و باز بیاد پایین
این برای استاد به شدت سخت هست و یکی از مواردی که به اعتقاد من خیلی کمک میکنه که توی مسیر ادامه بدم ساختن یک همچین ذهنیتی هست که به خودم بگم من نمیتونم بپذیرم که یک روز خوب باشم یک روز نه
و باید ذهنم رو جوری تنظیم کنم که اون رفتار تبدیل به عادت بشه
خب حالا توی موضوعاتی که من میخوام. این هستش که اقا تمرکز لیزری و بهبود روی خودم و در کارم رو ادامه بدم و اصلا نپذیرم که بخاطر اینکه یک مدت وروردی مهارت توی کارم ندادم این مهارت از بین بره و از دست در بره.
دقیقا این موضوع یکی از اساسی ترین موضوعاتی هست که من اگر در خودم ایجاد کنم مطمئنم خیلی اتفاقات فوق العاده ایی رخ میده همین الان با گوش دادن اون فایل و تکرار منطق ها و نوشتن این کامنت هم احساس رشد رو دارم احساس میکنم، احساس اینکه قراره ادامه بدم و دارم احساس میکنم و این صد در صد نتیجه فوق العاده ایی خواهد داشت
من باید پایدار باشم در مسیر و این رفتارهایی که نتیجه رو میاره تبدیل کنم به شخصیت و لایف استایل!
خدایا شکرت که هدایتم میکنی
این اگاهی دوباره به من کمک کرد تا درک کنم اینکه استاد میگه باید عادت بشه برامون مسیر درست یعنی چی.
یعنی توی ذهنم جوری باشه که امکان نداشته باشه ادامه ندم حتی هوس هم نکنم که یک ثقت ادامه ندم!
خدایاشکرت
وای که این موضوع رو من درک میکنم ک چدر رنج اوره یک روز بالا باشی یک روز پایین و توی هرجنبه ایی بنظرم باید حواسمون باشه
توی رابطه با خدا باگر میبینم خوبم باید ادامه بدمش
توی تمرکز لیزری توی کارم اگر میبینم دارم خوب عمل میکنم و نتایج داره میاد باید ادامه بدم.
و…
خدایا ازت هدایت میخوام بیشتر کمکم کنی که این اگاهی رو در عمل ازش استفاده کنم! خدا یار و نگهدار هممون الهی شکرت…