پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 9 - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

572 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعید گنجی گفته:
    مدت عضویت: 2057 روز

    به نام خدای تمام جهان هستی

    سلام استاد مهربان و شاگردان دوست داشتنی

    استاد جواب این سوآل

    درباره هدف هایی که هر بار به عنوان هدف سالانه یا هدف کوتاه مدت انتخاب می کنید اما به آنها نمی رسید، فکر می کنید چه دلایلی باعث می شود که شما باز هم به آن اهداف تعیین شده، نرسید؟

    استاد فکر میکنم من همیشه یه ایرادی که دارم عجله کردنه . همیشه وقتی میخوام کاری را شروع کنم اوایلش خیلی ذوق دارم ولی بعدها که میره فک کنم چون سریع نتایجشو نمیبینم کمی دلسرد میشم و از هدف دور میشم . البته اینم بگم من وقتی هدفی روشروع میکنم به سمتش میرم خوب نتیجشو میبینم ولی چون اون حدی که میخوام فعلا دست پیدا نمیکنم سریع یه بیحوصلگی سمتم میاد . و دیگه براش قدم اشتیاق برنمیدارم و میشه برام دوباره رفتارهای معمولی.

    اینم بگم وقتی همیشه شروع میکنم برای بدست اوردن یه خرید ملکی اونو تجسم میکنم شروع میکنم به کار کردنم در کسبوکارم بعد که خیلی کم پیش میره درامدم ناخوداگاه میبینی هدفام کمرنگ شدن . شاید خونه شیک 200 متری شده توی هدفام همون خونه 85 متری . میرسم به هدفم ولی کمی دلسرد ولی این حرفتونو از یاد نمیبرم من اولشم همونو نداشتم تکامل پیدا کردم و این قانونو نباید از یادم ببرم .

    واقعا قانون تکامل خیلی کمکم میکنه وقتی به هر هدف کوچکی میرسم سریع به خودم میگم ببین این همون راهه میرسم بازم . این یه ایرادو دارم که کمی دلسرد میشم ولی دارم روش کار میکنم .

    همینطور توی درامدم وقتی شروع میکنم به هدفم که همجوره درامدموبیشتر کنم شروع میکنم با کارهایی روی خودم کار کردن ولی چون سقف رو توی درامد فلان دیدم ولی میرسم به درامد کم بیشتر خودم دلسرد میشم . اینجاست که نقطه ضعف دارم همیشه به خودم میگم سعید تو همین درامد جدیدم با حرکتت کسب کردی میرسی به اون ولی زور دلسردی بیشتر از مواقعی میشه که انگیزه پاش میاد وسط .

    استاد دوس دارم همیشه روی خودم کار کنم و هربار بهتر بشم و اون اشتیاق شروع رو تا آخرش داشته باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    مهدی اکبر گفته:
    مدت عضویت: 1624 روز

    ب نام خدا

    سلام ب اشتاد عباس‌منش و دوستای عزیزم.

    در مورد سوال این جلسه که دلایل نرسیدن ب اهدافمون چیه من فکر کردم و اینا ب ذهنم رسید:

    -پشت گوش انداختن: این میتونه یکی از دلایل اصلی باشه. من متاسفانه خیلی کارامو ب بعد موکول میکنم، وقتی بخوام ی تغییری تو زندگیم ایجاد کنم یا ی کار جدید کنم همش امروز و فردا میکنم و انقد لفتش میدم که دیگه انگیزم هم کمتر میشه و حتی اگه شروع کردم ادامش نمیدم و همون اوایل کار میذارمش کنار.

    -درک غلط از رنج و لذت: وقتی با اهرم رنج و لذت و نحوه تأثیرگذاریش آشنا شدم فهمیدم که یکی از مهمترین دلایل نرسیدن ب اهدافم اینه که جای رنج و لذت تو ذهنم اشتباهه، تو ذهنم تلاش کردن برای هدف و نظم و استمرار داشتن شده رنج و انجام کارهای بیهوده و چسبیدن ب لذت های لحظه ای شده لذت.

    -ترس از شکست خوردن

    -ریسک پذیری پایین: حتی وقتی خدا بهم الهاماتی میکنه چون میترسم تهش نتیجه نده و شکست بخورم حاظر نیستم انجامشون بدم.

    -اهمیت دادن ب نظرات دیگران

    -تفکر سرمایه و امکانات کم

    -تفکر کمبود وقت

    -تفکر محدودیت سنی

    -احساس عدم لیاقت و عزت نفس پایین

    -عادات بد

    -استمرار نداشتن

    -نداشتن ایمان و توکل

    _

    ب امید گذشتن از این مسائل و تحقق تک‌تک اهداف هممون.

    در پناه خدا شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    محمد چکرائی گفته:
    مدت عضویت: 1779 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    استاد جان این فایل برام پر از آگاهی بود و اگاهی جالبش این بود که بعد از نوشتن کامنتم ،سایت به عنوان اینکه قبلا هم چنین چیزی نوشته بودین،ردش کرد.

    این منو به فکر انداخت ،رفتم دفترم رو اوردم و شروع به نوشتن کردم…

    اره اینبار سایت هم بهم نشونه داد..

    و اون این بود..

    داشتم مثل همیشه غر میزدم

    داشتم به نکات منفی توجه میکردم

    تمرکزم روی جنبه منفی قضیه بود

    داشتم همون چیزهایی رو مینوشتم که نباید مینوشتم

    قرار بود روی عکس این موارد کار کنم و من همچنان تمرکز ناخودآگاهم روی جهت منفی خواسته هام بود.

    رفتم کامنتهارو خوندم و کلی اگاهی گرفتم خصوصا از کامنت دوست عزیزمون ندا که چنتا از ترمزهای درونیم رو هم بهم یاداوری کرد.

    توی دفترم ترمزهام رو پیدا میکنم،مینویسم و برای کار کردن روی اونها،،جملات و باورهای متقابلش رو پیدا میکنم و مینویسم تا روی اونها کار کنم.نمونه هارو پیدا کنم و برای خودم منطقیش کنم.

    میشه.باید بشه.و منم که باید انجامش بدم.

    زندگی من چیزی نیست جز، همونی که خودم میسازم.

    مرسی از آگاهیهاتون همگی که هر کامنتی یه کتاب با ارزشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    آسمان گفته:
    مدت عضویت: 1817 روز

    به نام خدایی که فقط اوست که برام کافیست و باقی

    سلام به همه عزیزانم

    ((مهم کارهایی نیست که انجام میدم، مهم باورهای منه))

    من میرم دلار میخرم برای اینکه دلار بره بالا و من بتونم بفروشم و پول بیشتری به دست بیارم اما دلار میاد پایین و همونی هم که دارم از دست میدم چرا،؟؟؟؟

    مهم این نیست که من چکارهایی میکنم مهم اینه که من چه باورهایی دارم

    من میتون با توجه به الهامات عمل کنم با ایمان و توکل به خداوند من میتونم به خدا بگم چی میخوام و عمل کنم به چیزی قدرت ندم جز به خداوند .همون مثال خرید دلار شاید خیلی پیش اومده که اینکارو نکن نه این درست نیست اما من بدون توجه انجام دادم و نهایتا شده اونی که نباید خداوند خودش گفته من خیرو شرتون رو بهتون میگم مهم اینه که من بشنوم و عمل کنم و عمل کنم گاهی میشنویم اما نمی‌فهمیم این از طرف خداست و پافشاری می‌کنیم روی خواسته خودمون(خدایا کمکم کن اونی باشم که باید)

    من باید بگم چی میخوام و با توکل و ایمان به خداوند عمل کنم و نتیجه رو بسپارم به خودش که خودش برامون کافیه

    مهم اینه که بفهمم چه چیزی در درون من باعث اتفاقات میشه و تعقیرش بدم

    مهم تعقیره وقتی تعقیر کنم نوع اتفاقات هم تعقیر میکن

    به چه دلیل به هدفم نمیرسم؟؟

    اون شورو شوق و انگیزه اولیه رو ندارم اولش هست اما کم کم از ش خبری نیس

    وقتی مشکلی پیش بیاد کنار میکشم و بعد از مدتی دوباره شروع میکنم اونم وقتی مشکل حل شد

    خدایا کمکم کن اونی باشم که باید

    الهی شکر الهی شکر الهی شکر

    خدایا مارا هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده ای آمین یا رب العالمین

    در پناه خدای مهربانم باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    سولماز ستاری گفته:
    مدت عضویت: 2519 روز

    با سلام ووقت به خیر خدمت استاد گرامی و خانم شایسته گل و همه دوستان خوبم:

    اول از همه تشکر خیلی زیاد دارم از استاد گرامی که با فایلهای سریالی الگوهای تکرارشونده ،دارند بهمون کمک میکنن که به خودشناسی برسیم.

    یعنی این مجموعه خودش یه دوره بی نظیر هست که رایگان در اختیارمون قرار دادند و به خاطرش خیلی سپاسگزار استاد هستم.

    الگوهای تکراری هدف:

    منم زندگیم به دو بخش تقسیم میشه ،بخشی که با استاد آشنایی نداشتم و بخشی که آشنا شدم.

    در سالهایی که آشنایی نداشتم ،به صورت کاملا مرموز برای خودم آرزوهایی داشتم ،مثل: یادگیری زبان،خانه خوب داشتن ویادگرفتن نرم افزارهای گرافیکی و کلا ثروت داشتن.و حتی از به زبون آوردنشون هم میترسیدم .

    یعنی در تمام ارزوهام ،اول و اخرش به این نتیجه میرسیدم که من با این خانواده و با این شهر که به جایی نمیرسم.پس کلا بی خیال میشدم و درگیر روزمرگی بودم.

    اما بعداز آشنایی با استاد،ودر طی تکامل خود بعداز سالها،تازه با مفهوم هدفگذاری و رسیدن به اون رو درک میکنم.

    همینکه ما خالق تمام شرایط خودمون هستیم،خوب این جمله رو من اوایل که وارد سایت میشدم هم بارها میشنیدم و کلا بگم فایلها رو هم جسته و گریخته نگاه میکردم و کامنت که اصلا نمیزاشتم.

    خوب نتیجه اش این بود که با اولین تضاد ،دوباره برمیگشتم به همون حالت قبلی .

    یعنی هر وقت حالم خوب بود فایلی گوش میدادم و هروقت به چالش می افتادم دیگه کلا منکر همه چیز میشدم.

    و برای هدفگذاری هم همینطور بود ،یعنی میگفتم حالا من این موارد مثل یادگیری زبان،رانندگی،ماشین و خونه خریدن و یادگیری کلی نرم افزار رو میخوام.

    ولی با اولین چالش،مثل اینکه اصلا همسرم منو همراهی نکنه و تایید نکنه ،یا اینکه مثلا ایشون حالش خوب نباشه و درگیر یه مسئله ای میشد،دیگه بلکل اهداف خودم رو کنار میزاشتم تا مسئله همسرم حل بشه و باید کمکش میکردم.یعنی نقش حامی من خیلی پررنگ بوده است.یا اینکه یع کوچولو داشتم توی مسیر اهدافم میرفتم مثلا خواهرم با بچه اش مشکل پیدا میکرد ،دیگه من باید نقش مشاور رو براش اجرا میکردم،اونم در حالی بوده که نقش حامی بودن برای همسرم ونقش مشاور برای خواهرم فقط و فقط بهم انرژی منفی میداد و خودم رو از اهدافم دورمیکرد.

    فکر میکنم مغز من برنامه ریزی شده بود که فقط به همین کارهای روتین بپردازه و حالا اهداف فقط روی کاغذ بمونه ،یعنی تا حدود زیادی هم فکر میکردن با این شرایط من که به اهدافم نمیرسم پس زیاد پیگیر اهدافم نباشه.

    و اینکه خودم رو لایق نمیدونستم،یعنی میگفتم حالا همه از خودم مهمترن ،یا اینکه من حالا باید به فلانی کمک کنم.

    کلا تایید نشدن توسط دیگران،عدم اصولی برنامه ریزی برای اهداف ،عدم احساس لیاقت و… .

    باعث شده بود یا به اهدافم برسم اون نتیجه دلخواه رو نگیرم،یا اینکه اصلا وسط کار،کار رو رارها کنم.

    حالا خیلی خیلی جدی تر میگیرم که روی باورهام کارکنم.و هر چیزی که پیش میاد دیگه خیلی زود از کوره در نمیرم و یه نگاه به باورهام میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3361 روز

    سلام و درود فراوان بر استاد عزیز

    من خودم خیلی پیش میاد با تلاش فراوان بر هدفم نمیرسم ویکی از مهمترین دلایل آن این است که به قول استاد در جلسه 4قانون آفرینش تلاش جسمی ام با تلاش ذهنی ام هم خوانی ندارد،وچونکه در ذهنم باور ندارم به آن موفقیت وهدف میرسم هرچه که بیشتر تلاش میکنم آن هدف از من دورتر میشود و واقعا خودم باور دارم که نمیشود ولی تلاشم را می‌کنم

    و نتیجه هم که مشخص است…

    از دیگر علت های نرسیدن به اهداف صحبت کردن درباره ای اهدافتان با انسان های نامناسب است به چند دلیل میتواند صحبت کردن درباره اهدافمان با انسان های ناسالم ضرر آفرین باشد…

    دلیل اول آنها با مسخره کردن و تحقیر کردن ما سعی میکنند که اعتماد به نفس ما در آن موضوع را کاهش دهند

    دلیل دوم این افراد سعی میکنند هدفمان را برای ما پست وزشت کنند مثلاً اگر هدف ما مهاجرت به یک کشور پیشرفته است سعی میکنند با بد وبیراه گفتن به آن کشور وگفتن اتفاقات ناجالب آن کشور هدف ما را زشت کرده و در ضمیر ناخودآگاه ما تأثیرات منفی بگذارند ویا اگر هدف ما لاغر شدن باشد با گفتن ضررهای لاغری ما را از هدفمان منصرف کنند…

    دلیل سوم سعی میکنند که برنامه هایی مثله مسافرت و دورهمی های ناسالم ترتیب دهند و تمرکزمان را از هدفمان برداشته و بر موضوعات دیگر ببرند…

    همان صحبتی که استاد در دوره هایشان میگویند که درباره مباحث این دوره با کسی صحبت نکنید به نظر من درباره اهدافمان هم صدق میکند… با آرزوی اینکه هرکس این کامنت را می‌خوانند به تمام اهدافش برسد…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    منیره صدیقی گفته:
    مدت عضویت: 600 روز

    سلام استاد عزیزم صبح شما بخیر

    سپاس گزارم برای آگاهی های این فایل که دلیل اصلی نرسیدن به هدفم با وجود تلاش های فراوانی که کردم رو بوسیله اش با فکر کردن و تعمق کردن فهمیدم

    دلایلی که باعث شده به هدفم نرسم:

    / انتظار داشتم که زود نتیجه دلخواهم رو به دست بیارم ( ترمز عجله)

    / عجله باعث شد نتایج کوچکی رو که در مسیر برام اتفاق میفتاد رو نبینم و‌تمرکزم ازم گرفته بشه و هی از این شاخه به اون شاخه بپرم و به برای این که به اون نتیجه دلخواهم برسم هی به دنبال مسیر های جدید باشم و تغییر مسیر بدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1567 روز

    بنام تنها خالق هستی….

    بنام خدای نشانهایم که هر سو مرا میخواند….تا من در این مسیر پر از خیر و برکت قدم بردارم..

    نه فقط برای یسری خاستهایم..

    بلکه برای احساس خوشبختی در تمام سلولهای بدنم…

    سلام دوباره به تنها خالق هستی..خداوتدیکه باران رحمتش را بر سرمون سرازیر کرد تا بدونیم…پایان شب سیه سفید است..

    انروز یه افتای حسابی و حس حال خوب…وقتیکه داشتم تمییزکاری زمین رو انجام میدادم..دیدم سبزه ها سر از خاک بیرون آوردن…

    همین درک این زیباییها…چقدر وجود الهی رو توی درونمون بولد میکنه…

    هر روز صبح که از خواب بیدار میشم..میگم آخ جون بازم یه روز آکبند و نو برای دیدن زیباییها…

    چقدر خوبه…آزادی زمانی دارم..که میرم طبیعت گردی زیباییهای خداوند رو میبینم و از تمام لحظاتش لذت میبرم..

    قبلنا..برای دیدن این زیباییها حتما باید یسری چسبونکا رو بخودم میچسبوندم..و لذت نمیبردم..

    الان با در صلح بودن با خودم…قدر تمام این لحظات ناب آکبند که خیلیا ازش دور هستند….رو با آغوش باز میبینمو درک میکنم..

    .خدایا شکرت…خدایا همینجور گیاهان نیاز به رحمت باران تو دارند..به محض اینکه رحمتتت روی زمین گسترده میشه…

    سر از خاک بیرون میارند….

    منم با وجود تو نو میشم.و جوانه هایم هر روز رشد میکند…..

    خدایا شکرت بابت نشانهایت که هر چقدر درکم از وجودت زیاد میشه..بیشتر حس میکنم…نیاز به رحمتتت دارم…

    مثل همین بارش باران و سبز شدن جوانهای سرسبز گیاهان…

    خدایا هزاران بار شکرت بابت تمام نعمتهایت…

    خدایا هزاران بار شکرت بابت تمام داشتهام…

    خدایا شکرت….که فرصت دیدن روی زیباییها رو بهم داده ایی..این بهترین نعمتتته…

    خدایا هزاران بار شکرت ..هر چقدر که فکر میکنم میبینم چقدر این سعتدتمندی که همه جوره از زندگیت لذت ببری..

    خیلیا رو میبینم اینقدر درگیر مسائل زندگیشون هستند..میگن…ما چیزی بنام دیدن فلان زیبایی در طبیعت نیستیم…

    یه شخص بهم گفت..من هنوز نگاه به ماه و اسمون ننداختم..

    یادم بخودم اومد…که چقدر درگیر روزمرگیها بودم…

    بهر حال ،”لطف خداوند شامل حالمون شده..

    فقط تنها کارمون اینه…از همین لحظات ساده و کوچک لذت ببرییم انشالله و سپاسگزار خداوند باشیم..

    …….

    برییم سر وقت تمرین….

    …..

    هدف هایی که هر بار به عنوان هدف سالانه یا هدف کوتاه مدت انتخاب می کنید اما به آنها نمی رسید، فکر می کنید چه دلایلی باعث می شود که شما باز هم به آن اهداف تعیین شده، نرسید؟

    …………

    من حدودا به مدت چهار ساله در این مسیر الهی هستم..

    یسری خاستها خیلی زودتر از اونچیزی که فکرشو نمیکردم وارد زندگیم شد..

    اونم دقیق توی روز خاص و دقیقا توی نقزعه درستش….خیلی برام جالبه…

    مثل خرید دوره عزت نفس…دقیق اون لحظه به بهترین و ساده ترین شکل ممکن طبق الهاماتم وارد زندگیم شد…

    مثل یسری وسایل جانبی….خیلی خیلی راحت و اسان…

    من یه خاسته داشتم به مدت چند سال براش میدویدم و دوستداشتم اون خاسته برام واضحتر بشه..الهاماتش میومد…

    بهم میگفت این اتفاق برات پیش میاد..فقط باید صبر کنی تو مسیر باشی…این خاسته از طرف من انجام شده باید تکاملتو بگذرونی..

    زمانش منم که برات تاییدش میکنم.

    تو سمت خودت احساس خوبتو نگهدار..من بقیه کار رو انجام میدم…

    اتفاقی که افتاد…

    من عید همین 404…بهم گفت اینکار رو انجام بده..صبح زود منو از خواب بلند کرد…و دقیق طبق الهاماتش پیش رفتم..خدا شاهده…اون خاسته همونجا برام کن فیکون شد..خیلی راحت بدون یه زره اختلالی…

    اشک ذوقم ریخت…گفت اینم خاست تو..

    و چیزیکه من از سال 97 براش میدویدم و داشتم شرک میورزیدم بدون اینکه کسی از این موضوع بفهمه..براحتی به من داده شد…

    و من اونجا گفتم خدایا من قبل از اینکه این اتفاق بیفته من تصویرشو توی یکی از دفترهای طراحیام کشیده بودم..

    دقیقا همون صحنه الله اکبر….

    بهم گفت نرگس بفرما…..

    و خیلی خاستهای دیگم که به 24 ساعت طول نکشیده..

    و از بی نهایت طریق بهم داده شده..که گفتم خدایا قربون عظمتتت برم که اینقدر دقیق داری کارها رو انجام میدی..

    بعضی از خاستها…..

    دلیلش اینه..امروز هدایت شدم به کامنت یکی از بچها…داشت راجع به عجله کردن میگفت…

    و صحبت شما..که بچها توی تمرین ستاره قطبی و نوشتن خاستهاشون بهش نمیرسن..

    میگن چرا این خاسته نشد…

    منم خیلی این نقطعه رو انجام دادم…ولی هر بار که مینوشتم…میدیدم اون اتفاق نمیفته..ذهنم شروع میورد منچول بافی…

    دیدی نوشتی اتفاق نیفتاد…

    راجع بهمین خاسته که گفتم براش تقلا میکردم..

    وقتی بهم داده شد..

    بهم میگفت..نه این دروغه…نگاش میکردم..ذهنم نیگفت نه بابا نیست..بازم خدا میگفت نرگس خودشه درسته..خاسته تو هست..

    بازم ذهنم میگفت..نه دروغه..

    تا اینکه مهر تاییدشو زد..و من فهمیدم درسته همین خاسته منه…

    الله اکبر…

    میدونی دقیقا به این درک رسیدم…وقتی یه خاسته دارم خاسته ایی که میدونم باید یسری تکاملها رو بگذرونم و روی خودم کار کنم تا زمانش برسه..دیگه اون همزمانیها کار خداونده..

    و میدونم….و میدونم…و میدونم…..همزمانیها کار خداونده…و انتظار یه روزه نتیجه رو دارم..و اون تمرین ستاره قطبی رو توی احساس عجله و حال بد میرسونه..

    ولی میبینم استاد عزیز…اتفاقی که میفته هماهنگ روح و ذهنمو بهم میریزه….

    و دارم میبینم توی سفرنامه هاتون و سریال بهشتیتون…

    شما داریید ستاره قطبیتونو روی زمان و مکان مناسب و احساس خوب بدون نتیجه فلان مسیر پایبند میکنید…

    و منم باید مثل شما ستاره قطبی ام رو روی توحید و جریان توحید قرار بدم…

    و خوشحالم استاد عزیزم که هر چقدر پیش میرم..میبینم کل لطف خداوند روی همین موضوع برقرار هست..چیزی که خیلی ادمها ازش بیخبرن..

    ماها هم که توی این مسیر هستیم….یجاهایی نادانی میکنیم…

    از نظر من..همه چیز جریان الهی و حال و احساس خوب و رها بودن که خداوند تو زمان مناسبش؟خاستهامو بهمون میده….

    و دور از عجله این مسیر رو پیش میرییم…

    من سالها دوستداشتم یه تختخواب سفید با تاج سفید و ساده داشته باشم…

    و کلا یادم رفته بود..تا اینکه خداوند لطفش شامل حالم شد…

    خداوند یه شب توی پیاده روی که داشتم میرفتم..

    بهم گفت برو خونه خواهرت…

    از قبل از زبان مادرمم بهم میگفت با اینهمه پافشاری…

    و بهم نور زد گفت از این مسیر برو خونه خواهرت..

    و منم پیروی کردم..و خوشحال بودم که اینقدر الهام قوی هست…

    و رفتم…دیدم تو اوج زمان و مکان مناسب رسیده ام..

    تخت سفید با تاج سفید تکنفره…نو نو به من داده شد اونم با تشک نو…..

    قرار بود این تختو بدن به فلان شخصشون..

    من تو اون زمان هدایت شدم به این تخت زیبا الان روبروم گذاشته برای نصب…

    و خاسته ایی دیگه ام …خیلی راحت بدون اینکه من بدونم تو زمانش بهم داده شد..

    خاسته دیگم مثل رشد بیزنسم…الان به این درک رسیدم که اون قدمهای تکاملی که رفتم ..دقیق برای فلان رشد مهارتیم بوده…

    و با هر پروجکتی چقدر مهارتم قوی شد..خداوند بهم میگفت..تو باید این مسیرها رو بری…تو فقط پاسخگوی الهاماتم باش..

    و حتی موارد دیگه..بهم گفت……تو فقط سعی ات ماندن در مسیر باشه اومدن خاسته توی زندگیت فقط کار منه…دیگه کار تو نیست…

    و من دقیقا دیدم تو زمانی اون خاسته بهم داده شده..که باید اتفاق میفتاده…این عین حقیقته..

    و اون زمان و اون همزمانیها…دقیقا نقطعه اوجشه..چقدر احساستم خوبه چقدر حالم دگرگون میشه…

    توی مسئله سلامتی ام من خیلی دوستداشتم قانون سلامتی رو بخرم…و قدم به قدم طبق الهامات خداوند هدایت شدم به حذف یسری چیزها…

    و بهم گفت باید بری آزمایش بدی..دیدم بیمه پدرمم برام کار نمیکنه بهم گفت برو آزاد حسابش کن..حتی خودشم پولشو بهم داد..

    و بهم گفت باید پیاده روی رو شروع کنی..

    من تقریبا افزایش وزنم 63 این حدودا بود.الان 60 شدم..

    و به خودم وفادار بودم پیاده روی رو توی این چند روز بارندگی انجام دادم..حتی کاپشن بارندگی هم خودش بهم هدیه داد اونم مارک خارجی ..اصلا بارندگی اذیتم نمیکنه ..

    وقتی نگاه به تیپم کردم دیدم تمام لباسهایم سوغاتی و هدیه خداونده…

    بخدا چی میشه گفت از این عظمتش…

    گفتم خدایا شکرت که فرصت این پیاده روی پر از خیر و برکت رو بهم دادی بدون اینکه من چیزی بدونم منو روانه یسری جاها میکنه و از لطفش به من میبخشه…

    من اصلا از جیب خودم خرج نمیکنم همه لطف خداونده اونم به بهترین شکل ممکن…

    بخدا یه زمانی برای همین کاپشن برلی همین فلان خاسته سگ دو میزدم..

    الان براحتی بهم میده خدایا شکرت…

    اره….من بجز کم کردن وزن..چقدر بدنم از حالت چاقی و احساس بد دراومد…بدنم میگفت نرگس مواظب خوراکت باش..کلا شیرینی جات صنعتی رو حذف کردم..

    یبار تقلبی کردم برای خوردن پفک و چیپس..دیگه بخودم قول دادم بلطفش اینا هم حذف شد..

    و فهمیدم برای خرید قانون سلامتی باید بها پرداخت کنم..

    چون میبینم خیلی از؟بچها بازگشت میخورن..ولی به لطفش من دارم خودمو اماده این نبرد ذهنی و خوراکی میکنم…

    و بخودم قول دادن که برای رسیدن خاستهای با ارزش..باید سر قربانیهامو ببرم…

    چون میدونم چه درهایی رو همین قانون سلامتی میتونه برام شکوفا کنه..

    چون یسری تضادها دارم و میدونم دارم بهش ورودی نامناسب میدم همون غذای ناسالم..

    انشالله سعی کردم و سعی میکنم بگم خدایا همینجور که تمام خاستهامو توی زمان درستش بهم دادی ..و اشک ذوقمو ریختی…

    و بهم گفتی نرگس توی مسیر وایسا با احساس خوب استقامت کن…

    براحتی بقیه خاستهامو بهم میدی خیلی راحت..حتی خودمممم نمیتونم فکرشو کنم چجوری!؟

    در نهایت سپاسگزار خداوندم که هر چقدر که میگذره انگیزه هام به توحیدش؟بیشتر میشه…

    چون …..همه چیز توحیده از نظر خودم

    و افتادن توی دام عجله و بدو بدو…

    بدون رعایت نکردن قانون تکامل..چیزیکه بنفع خودمون هست…

    چیزیکه خودمون هر چقدر پیش برییم میدونیم اصل و اساسش همینه…

    در نهایت سپاسگزار خداوندم که هر چقدر از بزرگیش توی این سایت صلات کنم کمه…

    چون خودش بهم گفت..با احساس خوب این مسیر حرکت کن بقیه کارها و همزمانیها دست منه…

    به لطفش استاد عزیزم..من پاشنهای دیگه ندارم..

    من فقط باید تسلیم باشم و انگیزهامو به نتایج گره نزنم..

    بقول شما توی دوره عزت نفس ادامه میدم تا نتایج بیاد این عین عزت نفس و اعتماد بنفسه‌‌.

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت تمام نعمتهایت..

    الحمدالله رب العالمین

    لبَّیک اللّهمّ لبَّیک، لبَّیک لا شریک لک لبَّیک، إنّ الحمد و النّعمه لک و الملک، لا شریک لک لبَّیک.

    گوش به‌فرمانم و به‌سوی تو می‌شتابم، خدایا گوش به‌فرمانم و به‌سوی تو می‌شتابم، هیچ چیزی همتای تو نیست، گوش به‌فرمانم و به‌سوی تو می‌شتابم، فقط تو هستی که سزاوار ستایش و بزرگی هستی، تمام نعمت‌ها از جانب توست، همه چیز به تو تعلق دارد و تو بر همه چیز مسلط هستی، هیچ چیزی همتای تو نیست، گوش به‌فرمانم و به‌سوی تو می‌شتابم.

    فقط ماندن در مسیر درست…صبر.به معنای کار کردن روی باورها و فرکانسها و بسمت کن فیکون شدن لطف خداوند الحمدالله …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    علی عابدینی گفته:
    مدت عضویت: 3205 روز

    به نام خدا.

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و همه دوستان و عزیزان.

    استاد ممنون که فایل میزارید

    دلیل اینکه به هدف هایی که انتخاب نکردم نمیرسم؟؟

    دلیل اینکه به استقلال مالی نمیرسم یا اون شرایط دلخواه که میخواهم نمیرسم چیه؟؟

    یه دلیل اینکه من میخواهم مبلغی پول رو کنار بزارم هربار ولی شرایط به گونه ای پیش میره که مجبور میشم اون مبلغ رو استفاده کنم و حسابم خالی بشه مثل مهمون اومدن یا مریض شدن بچه هام یا خراب شدن وسیله یا به هرشکل مجبور میشم اون مبلغ رو خرج کنم و نتونم مبلغی رو کنار بزارم.

    نمیدونم دلیل اینکه به استقلال مالی نمیرسم دقیقا چیه؟؟

    میدونم باورهام مشکل دارن.

    احساس میکنم مشکل مالی ام حل بشه یا برای پول کار نکنم یا اینکه همش زور نزنم برای اینکه مشکل مالی نداشته باشم کلی از مسائل دیگه ام باهاش حل بشه.

    میام بگم الان شرایط اقتصادی جوری هستش که همه به مشکل مالی خوردن ولی افرادی رو میبینم که واقعا خیلی خوب وراحت زندگی میکنن پس چرا برای اونا شرایط سخت نیست؟

    مشکل فقط باورهام هستش باور کمبود باور عدم لیاقت و نداشتن احساس خوب و کلی باور دیگه

    هدف دیگه ام اینکه میخواهم غذا کم تر بخورم و سبک تر و سرحال تر باشم ولی با دیدن غذای خوشمزه یا مهمونی رفتن یا شرایطی قرار گرفتن مجبور میشم یا طبق عادت زیاد تر بخورم.

    یا هدف دیگه اینکه کم تر عصبانی بشم ولی شرایط دست به دست میده و باعث میشه که من زود عصبانی بشم

    یا روی سایتم کار کنم ولی هر بار نمیشه و کاری پیش میاد و به تعویق میافته.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    لیلا شریفی گفته:
    مدت عضویت: 1426 روز

    ب خدای مهربان !

    سلام ب استادعزیزم ومریم جان!

    درمورد سوالی ک فرمودید اینکه چ اهدافی هرسال انتخاب می‌کنید وب آنهانمیرسید و چ دلایلی باعث میشه ب آنهانرسید؟ 1 بارها باهار تلاش کردم آرامش داشته باشم ب هیچ چیز جز آرامش فکرنکنم ی مدتی تمام تمرینات مربوط ب آرامش انجام میدم یعنی خوب پیش میرم بعددوباره میریزم بهم دلیلش هم افکار منفی مثل ترس احساس گناه فکرکردن ب آینده وو.. 2هدف بعدیم شعل معلمی بودک باوجودتلاش زیاد ادامه تحصیل رفتن ب دانشگاه دررشته تربیت بدنی نتوستم ب این هدفم برسم افکارمحدودکننده اینکه تو چی میخوای ب بچه ها آموزش بدی دس کم گرفتن خودم ولایق ندونستن وباخوددرصلح نبودن باعث شد فاصله بگیرم رویاهام ونرسم ب این هدفم 3هدف بعدی رابطه ای ک توش وابستگی نباشه هرموقع من برنامه میریزم ک وابسته نباشم آزاد رها باشم نمیشه ی مدت کوتاه انجام میدم ولی باز افکارمنفی مثل زنم و ب مرد نیازدارم باید باشه تابتونم اززندگی لدت ببرم فقط باید بامن باشه ب من محبت کنه برای من همه کاری انجام بده شادم کنه ووودرحالیکه هیچ کس مسئول شادکردن خوشبختی آرامش من نیس ومن خالق زندگی خودم هستم من مسئول شادی آرامش خودم هستم ن کس دیگه ..4هدف بعدی گرفتن باغ بزرگ سرسبز و ی خونه باغ زیبا همراه استخر است فعلا بهشون نرسیدم البته باغ خریدم ولی باغ سرسبزی نیس فعلا ولی خداروشکرکنم اونم خریدم ولی باچیزی گ توذهنم فاصله دارم ک فعلا افکار محدودکننده مثل نداشتن لیاقت ،کمبودپول ،بدست آوردن این چیزا سخته بایدخیلی تلاش کنم ترس ازپیشرفت ،

    5_هدف بعدی داشتن ماشین برای خودم هست ک تصمیم گرفتم بخرم همه چی جور بود ولی نشدبخرم بازم ی سری موانعی مثل ترس وحرفای همسرم ک ازماشین من استفاده کن ماشین جدا میخوای چیکار کجامیخوای بزای جاکمه پارکینگ برای ی ماشین هست اگ ماشین بخری ضررمیکنی فلان بهمان نشد ماشین بخرم خیلی هدف‌ ها هست ک ب بعضیاشون امسال رسیدم گرفتن مدرک تزریقات سالها بود از آمپول سروم زدن میترسیدم گفتم باید پارو ترسم بزارم برم آموزش ببینم هم ترسم میریزه هم میتونم تزریقات انجام بدم ک خداروشکر تونستم این کارانجام بدم ،بافتن تابلو فرش هدف بعدیم بود گ شکر خدااونم انجام دادم واقعا لدت بخش برام وقتی گلهای قالی میبینم ک چ چیزی خلق کردم احساس فوق العاده ای بهم دس میده همین چیزا بهم انگیزه میده برای هدفای بعدیم ک امیدوارم ب کمک خداوند ب تمام اهدافم برسم ..از استاد عزیزم ومریم جانم بی نهایت سپاسگزارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: