اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من 30سالمه و درحال حاضر 29سال زندگی از نظر من یک طرف واین تقریبا یک سال یک طرف که با استاد آشنا شدم
دیشب دفتر یادداشتم رو نگاه کردم دیدم نوشتم تو شب تولدم،خدایا ممنونم بزرگترین هدیه رو بهم دادی(آشنایی با سایت استاد)اون زمان فقط ماهی همسرم بهم 300تومن میداد(البته فقط دوماه این کار رو کردو سر مدل خرج کردنش باهم کنار نیومدیم و دیگه همون رو هم قطع کرد)
من یه فایل استاد در مورد هدف گذاری شنیدم وبلافاصله هدف تعیین کردم گفتم تعهد میدم تو مدت یکسال درآمدم رو 6برابر کنم!!!بعد گفتم نه اگه قراره حرف استاد جواب بده چرا ننویسم 15برابر!!!باز یکم فک کردم گفتم 20برابر که بهتره!!!
خیلی نوشتم دیگه پررررو نشو_همون 15برابر خوبه
اما اما ذهنم همش مخالفت میکرد،بااینکه نوشته بودم15برابر ولی میگفت ببین اون6برابر ممکنه(خب یعنی من گفتم سال بعد این موقع300تومنت بشه 6برابر)
تازه تصمیم گرفته بودم از چیزی که کاملا خودآموز یادش گرفتم درآمد دربیارم
اما هیچ ایده ای نداشتم
خلاصه روزها گذشت و….همه چی جور شد به لطف الله
این وسط ها هم گیروگور پیش اومد اما دلم پرازشوق بود
والان که تابستانه نزدیک یک ماه و نیم تو بهترین آموزشگاه شهر مدرس هستم و ماهی 2700تومن درآمد دارم
خیلی خیلی خیلی خوشحالم
ولی یه چیزی هست اینجا ،اگر کسی پیام من رو درک کرد لطفا جوابم رو بده
حالا یه جورایی این رو نمیخام ،یعنی تا آخر تابستون این ماهی 2700رو دارم
ولی دلم میخواد بیشترش رو داشته باشم
این روزها گاهی حس و حالم میره سمت حال بد
گذشته رو خوب یادم میاد ازکجا رسیدم کجا
ولی الان رونمیدونم چکار کنم؟؟؟یعنی باید منتظر بمونم ولذت ببرم
دوره آفلاین تهیه کردم اما خیلی ها زنگ میزنن بخرن ولی آخرش اکی نمیشه،اصلا یه جوری میشم
میگم چطوری پس ؟؟؟من بخام وبسپارم به خدا
حالا که از300رسیدم به 2700میگم این کمه،من خیلی کارها دارم باید انجام بدم این پوله نمیرسه به اون کارها
استاد جانم سپاسگزارم به خاطر این سوال ارزشمند و این فایل پرمحتوا و سپاسگزارم از مریم جانم به خاطر همکاری بی نظیرش کنار استاد
و خداروشکرررر میکنم به خاطر این مسیر قشنگ
من بارها هدف گذاشتم که پیاده روی کنم ولی هر بار به خاطر تنبلی نتونستم یا اینکه هر بار میخوام خوراکی هایی که میدونم خوردنش خوب نیست نخورم ولی باز هم نتونستم چون شکموام و میبینم ولع خوردن میاد سراغم
یا اینکه هدف گذاشتم دیگه کل پولی که داریم خرج نکنیم ولی باز هر وقت چیزی رو میدیدیم که دلمون میخواست بدون فکر و بر اساس احساس میخریدیم و یهو متوجه میشدیم که پول تموم شد
خداروشکررر خیلی از هدف گزاریهامون نتیجه میده دلیلش هم اینه که خیلی سعی کردم به آموزش هام جامه ی عمل بپوشونم
با سالم درود خدمت دوستان هم فرکانسی و استاد محترم و خانوم شایسته عزیز!
خوب برویم سر اصل مطلب
اگر امروز من به یکسری خواستهام نرسیدم
بخاطریکه مثل وحی منزل این باور را نپذیرفتم که تمام شرایط زندگی ما حاصل فرکانسهای هست که هر لحظه به جهان هستی ارسال میکنم و جهان هستی شرایط و اتفاقات همجنس با باورهای ما را سر راه زندگی ما قرار میدهد.
نمیگم که من به هیچ خواستهای نرسیدم بلکه به میزان که به این قانون خوبتر عمل کردم.
نتایج خوبتر گرفتم در زندگیم.
مثل هماهنگی خوب که بین جسم و روحم دارم، سلامتی که دارم، پشرفت خوبی که در کسپوکارم به دست آوردم و خیلی چیزهای دیگه که دارم خداره سپاسگزارم از بابتش.
و منظور من عمل کردن به قانون به گونه اساسی و حرفیای کار کردند هست که من باید انجام میدادم.
یعنی یک خواستهای که برایم اولویت بالای دارد. برای خودم مشخص کنم و باورهای هم جهت با خواستهام را بنویسم.
و هروز الگوهای های مشابه برایش پیداکنم
و هروز این باورها را به گونه متفاوت با خودم تکرار کنم و دلیل های منطقی برایش پیدا کنم.
و این مسیر را باید همیشه ادامه بادم نه یک روز و دو روز بلکه همیشه و همیشه…
واگر کلی قانون به همین یک موضوع خلاصه میشود و اصلی ترین موضوع همین هست، پس چرا من وقت و زمانی کافی نمیگذارم روی قانون،
منیکه ادعا دارم که به این درک رسیدم. که تمام اتفاقات زندگیم دست خودم است. هیچ عامل بیرونی در زندگیم تأثیری ندارد. و همهای شرایط را با افکارم خلق میکنم.
خوب پس چرا زمان کافی برای این موضوع نمیگذارم و هی تعلول میکنم و پشت گوش میاندازم؟
پس چرا من وقت و زمان زندگیم را جمع کرده روی این موضوع نمیگذارم؟
پس چرا باور های هماهنگ با خواسته هایم را نمیسازم؟
پس چرا کوشش میکنم که تبلیغات کنم تا مشتریان بیشتر به دست بیارم؟
پس چرا من به عوامل بیرونی قدرت میدم. که اگر وضعیت دولت تغییر کند شرایط من هم تغییر میکند؟
پس چرا من میترسم اگر کسی ایده و محصولم را کاپی کند؟
پس چرا میترسم وقتی کسی مرا تحدید کند؟
پس چرا وقتی فروشم کم میشود، روی باورهایم کار نمیکنم و میگی بازار خرابه، مشتری نیست؟
پس چرا وقتی روابطی خوبی با دیگران ندارم، باورهای خوب در مورد روابط نمیسازم؟
پس چرا مسئولیت تمام زندگیم را در تمام ابعادش، به عهده نمیگیرم؟
جواب تمام این سوالها اینه که من مثل وحی منزل باور نکردم که تمام شرایط و اتفاقات زندگی من 100% حاصل ورودی های ذهن من هست، هیچ عاملی بیرونی تاثیر گذار نیست،
و اگر امروز به یکسری خواستهام نرسیدم بخاطری کم کاری خودم روی موضوع بوده
و خداوند را سپاسگزارم که امروز به این درک رسیدم که باید به قانون با جدیت نگاه کنم.
و همیشه این موضوع را برایم یاد آورم شوم که اصل قانون همین موضوع هست. و گاهی موقع ها ما اینقدر به شاخ و برگ قانون میچسپیم، که فراموش میکنیم که اصل قانون چه بوده، به قول استاد در قدم دوم میگه اگر ما هروز مواظب فرکانسهای خود باشیم و تمرکز روی نکات مثبت بگذارم جهان خودش ما را هدایت میکنه به سمت تورموزهای که باید برداشته شود.
یعنی تو وقتی در مسیر درست قدم میگذاری جهان از حرکت کردن تو همایت میکند.
به همین دلیل خیلی آدم های موفق جهان از قانون به گونهای که ما آگاهی داریم. و همچین استاد داریم که فقط به ما قانون درس میدهد. نداشتن، ولی خیلی خوب تصمیم های خوب میگرفتن و به مسیر های خوب هدایت میشدن و خیلی موفقیت های بزرگ خلق کردند. مثل انیشتین، گرانبیل، ادیسون و ایلان ماسک که همهای شان یک مسیر درست را ادامه دادند و مسیرها برایشان باز شدند و در یک کلام جهان همایت کردند از اهداف شان.
و اینها نمونهای خوب هست که به ما این باور را یاد آوری کند که خداوند از اهداف ما همایت میکند و خداوند دوست دارد که ما موفق شویم. به شرطیکه ما بخواهیم و این را به جهان ثابت کنیم. بعد جهان در خدمت ما در میآید و روی خوش خود را به ما نشان میدهد.
و یکی تورموز های دیگه که دارم.
ذهنم چند تیکه هست هم میخواهم ازدواج کنم و هم میخواهم به استقلال مالی و زمانی برسم و هم میخواهم مهاجرت کنم. و این با قانون در تضاد هست، چون فرکانسهای من چند تیکه هست.
و یکی از دلیل های که من به خواستم نرسیدم.
حتمآ همین موضوع هست چون فرکانسهای من چند تیکه هست و تمرکز لیزری که عامل خلق هر خواستهای هست ندارم و به همین دلیل به خواستهایم نرسیدم و مسیری موفقیتم خیلی آ هسته و کند بوده.
بخاطریکه تمرکز 100درصدی نگذاشتم روی خواستم.
به قول استاد اگر شما روی دوتا موضوع تمرکز میگذارید نتیجش هم پنجاه پنجاه نیست بلکه هشت هشت میشود
و قانون تمرکز را رعایت نکردم.
و خداوند را سپاسگزارم که متوجه این موضوع شدم.
و از استاد عباس منش عزیز و خانوم شایسته مهربان سپاس گذارم که همچین فضای ایجاد کردند که ما خودمان را کندوکاو کنم و بشناسیم که چه باور های مخرب داریم که اصلا متوجهش نبودیم تا حالا
و سپاسگزارم از دوستان که با کامنت های شان تجارب شان را به اشتراک میگذارند تا بتوانیم درک خوب از خودمان و جهان داشته باشیم.
سوال: درباره هدف هایی که هر بار به عنوان هدف سالانه یا هدف کوتاه مدت انتخاب می کنید اما به آنها نمی رسید، چه دلایلی باعث می شود که شما باز هم به آن اهداف تعیین شده، نرسید؟
1-چون من در شروع کار خیلی زیاد انگیزه وشور و شوق دارم و از کاری که دارم برای رسیدن به هدفم انجام می دهم خیلی لذت می برم، اما خیلی زود انگیزه وشور وشوقم رو از دست میدم و همین باعث میشه دیگه تمایلی برای انجام قدم هایی که باید بردارم تا به هدف مورد نظر برسم نداشته باشم و وقتی که انگیزه وشور شوقم زود از بین میره، باعث میشه تمرکز هم روی کاری که دارم انجام می دم نداشته باشم و به جای لذت برن از کاری که دارم انجام می دهم، مدام به دنبال بهانه ای برام فرار کردن از زیر کار باشم و کاری که دارم انجام می دم رو به خوبی انجام ندهم.
2- چون من، قدم هایی را که برای رسیدن به هدفم مشخص کردم وباید بردارم رو مدام به تعویق می اندازم، وامروز وفردا می کنم.
3-چون من از شکست خوردن می ترسم، می ترسم که مثل دفعه قبل هدفم رو دنبال کنم ودوباره به هدفم نرسم و اطرافیان من رو با افرادی که به این هدف مشترک رسیدند مقایسه کنند وبگن باز هم شکست خودی
4- چون فکر می کنم به خاطر اینکه، هنوز نتونستم اون چیزی که واقعا بهش علاقه دارم رو در درون خودم پیدا کنم به خاطر همین بعضی هدف هایی که انتخاب می کنم و فکر می کنم بهشون علاقه دارم مثلا یک کاری رو به عنوان شغلم برای آینده انتخاب می کنم اما بعد چند روز که دارم برای رسیدن به اون شغل تلاش می کنم، می بینم من که واقعا به این کار علاقه ندارم و اگه بهش برسم هم فکر نکنم از انجام دادنش لذت ببرم و فکر می کنم به خاطر دیگران و…. انتخاب کردم بعد در وسط کار ولش می کنم و دنبالش نمی رم و کلا اون هدف رو بی خیال می شم.
5- فکر می کنم به خاطر اینکه شاید هنوز *واقعا از ته قلبم باور نکردم که می تونم به هدفم برسم و دارم ادا در می یارم وخودم رو گول می زنم وسر خودم کلاه می گذارم ،و مگم که من باور دارم به هدفم می رسم، و به خاطر همن هم به هدفم نمی رسم، و از شکست خوردن می ترسم چون اگر باور داشتم که به هدفم می رسم نباید ترس از شکست خودن می داشتم ونگران می بودم
و علت اصلی کوتاه بودن سقف آرزوهام و قانع بودنم به همین چیزی که هست
اینها عواملی هستند که من حس میکنم عامل اصلیه نرسیدن من به اهدافمه
همیشه اون نیرو محرکه لازم برای شروع یه هدف رو حس میکنم ندارم.
یعنی از نظر شور و اشتیاق خیلی بالا پایین میشم در مسیر رسیدن به اهداف
اولش جو گیر میشم و چند روز ،یا حتی چند ساعت که میگذره عین اینکه باد یه بادکنکو بکشی،فِسسسسسس،باد اشتیاق و انگیزه من هم برای رسیدن به هدف از بین میره و دوباره دچار همون روزمرگی ها میشم.
خصوصا زمانهایی که روی خودم کار میکنم انگیزه ام خیلی بالا میره و خیلی تصمیمها میگیرم اما همینکه فضا و محیطم عوض میشه واز اون صحبتهای استاد فاصله میگیرم همه چی رو فراموش میکنم و انگیزه ام کم فروغ میشه.
کلا تا به اینجای مسیر به هر هدفی که داشتم و واقعا خواستم رسیدم اما با سرعت خیلی کم و در بازه زمانی طولانی
و از این مورد اصلا راضی نیستم و باید بتونم سریعتر مدارم رو تغییر بدم و فرکانسهامو با اهدافم هماهنگ کنم.تا سریعتر نتیجه بگیرم.
مثلا قبلا برای تغییر شغل،یا خرید خونه و ماشین خیلی طول کشید تا بهشون برسم و الان هم برای افزایش ثروت خیلی لاکپشتی دارم پیش میرم با اینکه چندین ساله دارم روی دوره ها کار میکنم.
خودم میدونم که علتش نداشتن شور و شوق لازم برای شتاب گرفتن تو مسیر اهدافمه.
حالا اینکه چطور در خودم آتش شور و شوق رو شعله ور کنم باید تمرکزی تر این موضوع رو بررسی و روش کار کنم تا به مسیر راحتتر و سریعتر هدایت شم.
در جواب سوال باید بگم که من حدود دوازده سال پیش تا حالا این سوال برام پیش اومد که چرا بعضی ها به سادگی و خیلی فراوان و آسانتر ثروت پاک و حلال و زیاد پول می سازند.
؟؟؟؟
هدف بزرگ زندگی من استقلال مالی است.
هدف های دیگر مثل وزن کم کردن و ورزشی را دست یافتم و یا در روابط با اینکه انسان بسیار بسیار عصبانی و پرخاشگری بودم به لطف خدا و راهنمایی های شما در حد بسیار قابل قبولی خوب و به آنها رسیده ام.
استاد عزیز یکی از دوستان ده دقیقه برای من از قانون سلامتی که خریده بود گفت و شاید باورش برای دیگران سخت باشه منی که آرزوی وزن مناسب با ورزش وحشتناک سخت کشتی رو داشتم و وزنم پایین نمی آمد در عرض دو ماه نزدیک بیش از سی کیلو وزن کم کردم که اصلا باورش برای دیگران و خانواده ام هم سخته. وقتی تعریف کرد بازم داد زدم دمت گرم استاد اصل رو باز فهمیده اره اره اینه جواب تمام سوالات م در باره وزن کم کردن رو گرفتم و تمام تمام الان عالیم عالی تمام مریضی ها رفتند تقریبا اگزما و سینوزیت و ……..
اما هدف مالی که امسال از ترس هام گذشتم و وارد کار مورد علاقه ام شدم دارد خوب پیش می رود ولی بزرگ هنوز نیست .
یادمه زمانی که این سوالات برام حدود دوازده سال پیش آمد با اینکه بستر اینترنت بسیار بسیار ضعیف بود به سایت شما هدایت شدم و شما کلا دو تا فایل داشتید به نام فایل شماره یک و فایل شماره دو.
سریع دانلود کردم با همون اینترنت ضعیف و خدای من با اینکه اون زمان سمینار خیلی می رفتم و کتاب هم خیلی می خواندم قلبم شروع به طپش از هیجان کرد و انگار استاد نیمه گمشده ام را پیدا کردم.
انگار اون اساتید نصفه و نیمه و یک جای کار می لنگید و یادمه داخل ماشین داد زدم همینه
ایشون درست می گن و عشق بازی من با فایل های شما شروع شد و حدود ده سالی است که از برکات بی نظیر سایت بهره بردم و الحق و بالنصاف در روابط و دیگر موضوعات بسیار پیشرفت کردم.
اما از لحاظ مالی شاید بهتر نشدم که پسرفت کردم که دلایلش رو اینجا می خوام برای شما و دوستان عزیزم بگم.
یک . از سر شور و شوق هر جا و به هرکس تقریباً می رسیدم این مباحث را می گفتم و تبلیغ انجام می دادم برای شما چون قلبا شما رو خیلی قبول و دوست دارم.
با اینکه جنابعالی بار ها و بارها گفته بودید این کار را نکنید ولی فراموشی و چند هفته بعد روز از نو و روزی از نو
دو . ترس از دنبال کاری که عاشقش هستم رفتند که بحمدالله الان دارم تو حوزه کار مورد علاقه ام هستم و شاید کتابی بنویسم بنام (((معجزه ای کار مورد علاقه.)))
سه. بنظر خودم نخریدن محصولات شما . چون هر چقدر که فایل های دانلودی عالی هستند ولی بنظر من در محصولات بسیار توضیحات کاملتر هستند.
با اینکه که یادمه روانشناسی ثروت یک اون اول یک میلیون بود و من پولش رو داشتم نخریدم و یا قانون آفرینش جلسه ای سی و دو هزار تومان بود و اصلا پولی نبود ولی متاسفانه من بهای رسیدن به اهداف رو ندادم در حالی که با اندک فایل های دانلودی شما نتایج بی نظیری و در خودم بسیار خوب مالی گرفته بودم.
نکته : واقعیت تا سال های اول که فایل های دانلودی زیادی نبود و شما یادمه با تلاش تقریبا هر هفته یک فایل دانلودی سعی می کردید روی سایت بگذارید.
بچه های عزیز دوستان گلم الان سایت بسیار بسیار فایل دانلودی که در حد محصولات هستند و با بخش بندی عالی و آسان و یک گنج هدیه استاد در طول این سال ها برای ما محیا کرده آمد. تو رو خدا همه قدر فایل ها را بدونیم که با عشق استاد زحماتش رو کشیده اند.
الحمدلله امسال دوره دوازده قدم رو خریدم. بی نظیره بنظرم.
چهار . فراموشی یا عمل نکردن به آگاهی های همون فایل ها یا تفکر نکردن و یا ننوشتن اون فایل ها یا سینوسی عمل کردن و فراموش کردن دوباره و دوباره چون خیلی وقته گذشته این مطالب به ذهنم می رسند.
پنجم . یادمه یک سالی رو هدفم گذاشتم خرید یک خودرو پژو و به طرز معجزه آسایی توی قرعه ها اسمم در میومد و می توانستم بخرم ولی طمع کردم و یک مغازه در کاری که هیچ تخصصی و علاقه ای نداشته ریختم و اون پول و ماشینی که داشتم از قبل و دو سال عمرم و سرمایه و پس اندازمون همگی از بین رفت.
ششم . دانلود غیرقانونی و از طریق سایت های که غیر قانونی محصولات شما را با قیمتی اندک می فروختند و یکی از بزرگترین اشتباهات زندگیم رو مرتکب شدم که هیچ خیری ازش ندیدم و بعدش سریع همه رو پاک کردم.
هفتم . از این شاخه به اون شاخه پریدن و یا چند کار همزمان انجام دادن از کارمندی و شغل آزاد و …. داشتند یادمه کتی شش تا شغل همزمان هم داشتم .
هشتم . توکل به غیر خدا . و چقدر واقعا روزگارم …… شد. طلب از دیگران داشتند . انتظار از دیگران داشتند.
نهم . دیگران را مسئول زندگی خودم دانستند اشتباهات شاید خانواده و …. جامعه و دولت و روی دیگران حساب کردن.
اشتباهات مالی و قرض و قوله کردن . وام گرفتن و دور زدن قانون تکامل و ……
استاد عزیز در همه ای این سال ها من همیشه فایل دانلودی شما را با عشق گوش دادم و دست و پا شکسته انجام دادم ولی همیشه دعا گوی شما بوده ام ولی بقول شما تغییرات و اقدامات در نهایت باید توسط ما انجام بشود که من در زمینه مالی کوتاهی زیاد کردم.
کار و تلاش بسیار مغازه و شرکت و کارهای زیاد و زحمات زیادی کشیده ام ولی هنوز به استقلال مالی که از بچگی می خواستم نرسیده ام ولی انشالله بصورت لیزری و با تمرکز زیاد الان دارم روش کار می کنم و نتایج خوبی گرفته ام .
ممنون بابت همه چیز
امیدوارم به زودی زود بیام و از نتایج بزرگ مالی در زندگیم بنویسم.
خدا را شکر برای قوانین ساده و بدون تغییر ش ، برای بندگان شایسته و موحدش که هر روز چشم ما را به حقایق بیشتر باز می کند.
با هر بار گوش کردن یک فایل و یا گرفتن هر دوره جدید، درک بهتر و کامل تری از این قانون بدون تغییر خداوند پیدا می کنه ، فکر کنم برای همین با هر بار گوش دادن یک فایل قدیمی تر انگار برای اولین بار داریم این حرفها را می شنویم ، یک پازل زیبا که قطعاتش کنار هم داره چیده میشه و قرار ه یک تابلوی زیبا بشه .
باز هم هم زمانی جدید ، این هم زمانی ها که رخ میده یک حس شور و شعف و خوشحالی درونی خوبی دارم ، این فایل هم زمان شد با جلسه ۵ دوره کشف قوانین که اون هم در مورد هدف گذاری و داشتن شور و انگیزه بوده وهمچنین نشانه امروز من ” هدف گذاری با طی تدریجی تکامل ” بود و همه ابنها زمانی أست که در حال برداشتن اولین قدم ها برای کار جدید هستم .
کاری که ترکیبی از جند علاقه أست که از کودکی داشتم . کاری که در حال حاضر دارم را خیلی دوست دارم و جای پیشرفت زیاد دارد ولی خواسته من کار مستقل از زمان و مکان أست کاری که در هر جای دنیا با ابزاری که در کیف و جیب بشه گذاشت انجام بدم اون هم در هر زمانی که دوست داشته باشم .
به غیر از ان من در کار فعلی وارد یک منطقه امن شدم کارم هچ چالشی نداره ، با اینکه درخواست موقعیت جدید و بالاتر را دادم ، ولی تغییری حاصل نشد . دنبال موقعیت جدید هستم که در ان پیشرفت کنم و چالش برانگیز باشه، هر روز وادار به فکر کردن برای ایده جدید باشم ، مطالعه برای رسیدن به هدف بالاتر ، انگیزه بیشتر و بیشتر و از حالت یکنواختی خارج بشم ،
فکر می کنم عجله ما در رسیدن به نقطه پایان هر هدف و گرفتن نتیجه بزرگ باعث می شه گاهی اصلا حرکت نکنیم یک جورایی بترسیم به انچه که در ذهن داریم و دلمون میخواد نرسیم ، بعدش یا سر خورده بشیم یا از قضاوت بقیه بترسیم و یا هزار فکر و نجوای منفی دیگه که اصلا پاهامون سست بشه برای حرکت . برای همین مصمم شدم کار جدید را مرحله به مرحله با نگاه به یک قدم جلوتر شروع کنم ، هر شب را فقط برای فردا برنامه بذارم یک قدم به جلو ، یک ایده جدید برای کار ، و در این راستا دارم درک می کنم اینکه میگید قدم بعدی و ایده گفته میشه یعنی چی ، دیشب اینقدر برای فکر هایی که دارم ذوق داشتم اصلا خوابم نمی برد دوست داشتم تا صبح کار کنم ولی باید هنوز کار فعلی را انجام بدم .
اینکه میگید انگیزه چه ها می کنه واقعا درک می کنم ، خیلی وقته که به این باور رسیدم که داشتن یک هدف ، یک برنامه برای اینده چه انگیزه ای برای حرکت میده ، زمانی که مدرسه میرفتم ، موقع امتحانات اخر سال، یا ثلث دوم ، اگر برنامه سفر برای عید و تابستون بود اصلا با ذوق و شوق دیکه درس می خوندم الان هم اکر برنامه ای پیش رو باشه حتی یک دور همی ساده اصلا حس و حال ادم جور دیکه أست .
ولی این تکه کردن هدف به قدم ها و هدف های کوچکتر را الان. دارم درک می کنم همیشه چشم من به نقطه پایان بود که زودتر نتیجه بگیرم که یک وقت از بقیه جا نمونم الان دارم می بینم هر روز داره فرصت ها بیشتر و بیشتر میشه واقعا خدا داره خودش راه را نشون میده انگار داری تو یک جاده جنگلی پر شاخ و برگ میری و با هر قدم ، راه برای قدم بعدی باز میشه ، الان خیلی حس خوبی دارم , الان انگار تازه دارم متوجه میشم “خدا اسمان و زمین و هر انچه بین ان أست مسخر انسان کرده ” یعنی چی .خدا را شکر برای وجود با برکت شما و همه عزیزان ،از خدا میخوام من را در این راه و هدف ثابت قدم نگه داره .
استاددرقسمت30سریال زندگی دربهشت هدفی که یعقوب گذاشته روتوضیح میدن وچقدراین پسردنبال هدفش سری رفته وحرکت کرده
هدفی که تا بحال چنددفعه است که تعهدمیدم ومینویسم که درآمدم بالاببرم ولی نشده چون خیلی دوست دارم روی هدف درآمدثروت یاچه چیزی درون منه که میتونم رشدش بدم ازتوانایی خودم ثروت بسازم اینوخیلی دوست دارم بفهمم واین هدف رودارم احساس میکنم روی باورفراوانی وارزش لیاقت خودم بایدکارکنم، هدفم عشق وعلاقه ام باشه .اینارواحساس میکنم بایدروی خودم کارکنم
هدفهای دیگه ای که گذاشتم مسافرت بوده هرچیزی سری بدستش آوردم
به لطف خدای بخشنده الانم خیلی عالیه درآمدمون
امامن دوست دارم خودم ازعشق وعلایق خودم ثروت بسازم رشدبدم اون عشق وعلاقه ام رو
وهمیشه این هدف روگذاشتم وهنوزمتوجه نشدم چرابدستش نیاوردم
1. همیشه بعد از شروع کردن افکار باطل به سراغم می آید.
مثلاْ : – سنم زیاده فایده نداره
– خب در سن بالا به این هدف هم برسم فایده نداره دیگه لذت 20 سالگی و 30 سالگی رو برام نداره
– حالا مثلا زبان c رو هم یاد گرفتی از کجا معلوم که به درآمد زایی برسه؟
– الان بیشتر نیاز دارم امورات روزمره ی زندگیم بگذره. خرج زندگی اولویت اول هستش حالا در کنار اون تلاش می کنم فلان چیز رو هم یاد بگیرم(که در همه ی موارد هرگز دیگه وقت و تمرکز برای یادگیری پیش نمی آد اگر هم وقتش باشه تمرکزش نیست)
-حالا وقت زیاد دارم بذار سر فرصت انجام می دم هر وقت انرژی زیاد داشتم و حالم از هر جهت خوب بود.
-امروز این کار رو انجام بدم اولویتش بیشتره. وقتی این کار انجام شد بعد با خیال راحت می شینم سر یادگیری مثلا زبان.
-ای بیچاره فکر نون باش که خربزه آبه آخه الان توی این سن و سال باید فکر دو زار درآمد باشی نه اینکه تازه به صرافت بافتی که مهارت جدید یادبگیری.
– اول باید همه ی فایل های عباسمنش رو گوش بدم و نکته برداری کنم بعد شروع به یادگیری زبان برنامه نویسی کنم.
-در کنار یادگیری زبان باید چند کار دیگه هم انجام بدم مثلا اکتفا نکنم فقط به زبان انگلیسی باید برنامه نویسی هم یادبگیرم فایل های عباس منش رو هم گوش کنم حدود 500 کتاب موفقیت رو هم بخونم(که در اکثر اوقات در همون چند روز اول وقتی نمی تونم همه ی این کارها را با هم انجام بدم سرد می شم و همه رو رها می کنم)
-در کنار تمام این گفتگو های ذهنی سرزنش اطرافیان هم که اضافه می شه دیگه واقعا همه چیز رها می شه (تو بی کاری یه شغل درست حسابی نداری یه خونه از خودت نداری لاابالی هستی تا کی می خوای این روش رو پیش بگیری و ….)
تمام این مدت که برنامه ریزی می کنم برای هدفم به همین منوال می گذره و تلاشم شبیه به یک موج سینوسی بالا و پایین می ره تا بالاخره این افکار بر من غلبه می کنه و کلا رها می کنم و دست از تلاش می کشم.
این الگو و این دور باطل یا لوپ از 24 سالگیم شروع شد و الان که 44 سال دارم همچنان ادامه داره …
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته خوش صدا
من 30سالمه و درحال حاضر 29سال زندگی از نظر من یک طرف واین تقریبا یک سال یک طرف که با استاد آشنا شدم
دیشب دفتر یادداشتم رو نگاه کردم دیدم نوشتم تو شب تولدم،خدایا ممنونم بزرگترین هدیه رو بهم دادی(آشنایی با سایت استاد)اون زمان فقط ماهی همسرم بهم 300تومن میداد(البته فقط دوماه این کار رو کردو سر مدل خرج کردنش باهم کنار نیومدیم و دیگه همون رو هم قطع کرد)
من یه فایل استاد در مورد هدف گذاری شنیدم وبلافاصله هدف تعیین کردم گفتم تعهد میدم تو مدت یکسال درآمدم رو 6برابر کنم!!!بعد گفتم نه اگه قراره حرف استاد جواب بده چرا ننویسم 15برابر!!!باز یکم فک کردم گفتم 20برابر که بهتره!!!
خیلی نوشتم دیگه پررررو نشو_همون 15برابر خوبه
اما اما ذهنم همش مخالفت میکرد،بااینکه نوشته بودم15برابر ولی میگفت ببین اون6برابر ممکنه(خب یعنی من گفتم سال بعد این موقع300تومنت بشه 6برابر)
تازه تصمیم گرفته بودم از چیزی که کاملا خودآموز یادش گرفتم درآمد دربیارم
اما هیچ ایده ای نداشتم
خلاصه روزها گذشت و….همه چی جور شد به لطف الله
این وسط ها هم گیروگور پیش اومد اما دلم پرازشوق بود
والان که تابستانه نزدیک یک ماه و نیم تو بهترین آموزشگاه شهر مدرس هستم و ماهی 2700تومن درآمد دارم
خیلی خیلی خیلی خوشحالم
ولی یه چیزی هست اینجا ،اگر کسی پیام من رو درک کرد لطفا جوابم رو بده
حالا یه جورایی این رو نمیخام ،یعنی تا آخر تابستون این ماهی 2700رو دارم
ولی دلم میخواد بیشترش رو داشته باشم
این روزها گاهی حس و حالم میره سمت حال بد
گذشته رو خوب یادم میاد ازکجا رسیدم کجا
ولی الان رونمیدونم چکار کنم؟؟؟یعنی باید منتظر بمونم ولذت ببرم
دوره آفلاین تهیه کردم اما خیلی ها زنگ میزنن بخرن ولی آخرش اکی نمیشه،اصلا یه جوری میشم
میگم چطوری پس ؟؟؟من بخام وبسپارم به خدا
حالا که از300رسیدم به 2700میگم این کمه،من خیلی کارها دارم باید انجام بدم این پوله نمیرسه به اون کارها
خداوندا پشتیبانم تویی درهرلحظه،شکرت
سلام زهره جان روزتون بخیر
بهت تبریک میگم بابت نتیجه
اینکه درآمد چندین برابر شده ایول
با این درآمد راحت شو نگو من میخوام چطور برسم کلا حساب و کتاب نکن بزار باهاش راحت بشی
و یه جمله دوستمون در کامنت گفت
تکرار کن اون خدایی که دراند 300 رو کرده 2700
باز هم میتونه اینو 10 برابر کنه
و بدون راهها باز میشه و بهش میرسی
از زندگی لذت ببر بقیه وارد زندگی میشه
شاد موفق و ثروتمند باشید
ممنونم زیبای عزیز
خوشحالم کردی اول صبحی
شاید یادم رفته واقعا،شاید طبیعی شده و فک میکنم همه ی کارها رو من انجام داده
ولی خب میدونم که نه اینطور نیست،احساسای قبل ورود به این کاررو که خواندم فهمیدم چقدر آرزو بود برام همچین موقعیتی
سپاس
سلااام به استاد عزیزم و همه دوستانم
استاد جانم سپاسگزارم به خاطر این سوال ارزشمند و این فایل پرمحتوا و سپاسگزارم از مریم جانم به خاطر همکاری بی نظیرش کنار استاد
و خداروشکرررر میکنم به خاطر این مسیر قشنگ
من بارها هدف گذاشتم که پیاده روی کنم ولی هر بار به خاطر تنبلی نتونستم یا اینکه هر بار میخوام خوراکی هایی که میدونم خوردنش خوب نیست نخورم ولی باز هم نتونستم چون شکموام و میبینم ولع خوردن میاد سراغم
یا اینکه هدف گذاشتم دیگه کل پولی که داریم خرج نکنیم ولی باز هر وقت چیزی رو میدیدیم که دلمون میخواست بدون فکر و بر اساس احساس میخریدیم و یهو متوجه میشدیم که پول تموم شد
خداروشکررر خیلی از هدف گزاریهامون نتیجه میده دلیلش هم اینه که خیلی سعی کردم به آموزش هام جامه ی عمل بپوشونم
به خدای بزرگ میسپارمتون
با سالم درود خدمت دوستان هم فرکانسی و استاد محترم و خانوم شایسته عزیز!
خوب برویم سر اصل مطلب
اگر امروز من به یکسری خواستهام نرسیدم
بخاطریکه مثل وحی منزل این باور را نپذیرفتم که تمام شرایط زندگی ما حاصل فرکانسهای هست که هر لحظه به جهان هستی ارسال میکنم و جهان هستی شرایط و اتفاقات همجنس با باورهای ما را سر راه زندگی ما قرار میدهد.
نمیگم که من به هیچ خواستهای نرسیدم بلکه به میزان که به این قانون خوبتر عمل کردم.
نتایج خوبتر گرفتم در زندگیم.
مثل هماهنگی خوب که بین جسم و روحم دارم، سلامتی که دارم، پشرفت خوبی که در کسپوکارم به دست آوردم و خیلی چیزهای دیگه که دارم خداره سپاسگزارم از بابتش.
و منظور من عمل کردن به قانون به گونه اساسی و حرفیای کار کردند هست که من باید انجام میدادم.
یعنی یک خواستهای که برایم اولویت بالای دارد. برای خودم مشخص کنم و باورهای هم جهت با خواستهام را بنویسم.
و هروز الگوهای های مشابه برایش پیداکنم
و هروز این باورها را به گونه متفاوت با خودم تکرار کنم و دلیل های منطقی برایش پیدا کنم.
و این مسیر را باید همیشه ادامه بادم نه یک روز و دو روز بلکه همیشه و همیشه…
واگر کلی قانون به همین یک موضوع خلاصه میشود و اصلی ترین موضوع همین هست، پس چرا من وقت و زمانی کافی نمیگذارم روی قانون،
منیکه ادعا دارم که به این درک رسیدم. که تمام اتفاقات زندگیم دست خودم است. هیچ عامل بیرونی در زندگیم تأثیری ندارد. و همهای شرایط را با افکارم خلق میکنم.
خوب پس چرا زمان کافی برای این موضوع نمیگذارم و هی تعلول میکنم و پشت گوش میاندازم؟
پس چرا من وقت و زمان زندگیم را جمع کرده روی این موضوع نمیگذارم؟
پس چرا باور های هماهنگ با خواسته هایم را نمیسازم؟
پس چرا کوشش میکنم که تبلیغات کنم تا مشتریان بیشتر به دست بیارم؟
پس چرا من به عوامل بیرونی قدرت میدم. که اگر وضعیت دولت تغییر کند شرایط من هم تغییر میکند؟
پس چرا من میترسم اگر کسی ایده و محصولم را کاپی کند؟
پس چرا میترسم وقتی کسی مرا تحدید کند؟
پس چرا وقتی فروشم کم میشود، روی باورهایم کار نمیکنم و میگی بازار خرابه، مشتری نیست؟
پس چرا وقتی روابطی خوبی با دیگران ندارم، باورهای خوب در مورد روابط نمیسازم؟
پس چرا مسئولیت تمام زندگیم را در تمام ابعادش، به عهده نمیگیرم؟
جواب تمام این سوالها اینه که من مثل وحی منزل باور نکردم که تمام شرایط و اتفاقات زندگی من 100% حاصل ورودی های ذهن من هست، هیچ عاملی بیرونی تاثیر گذار نیست،
و اگر امروز به یکسری خواستهام نرسیدم بخاطری کم کاری خودم روی موضوع بوده
و خداوند را سپاسگزارم که امروز به این درک رسیدم که باید به قانون با جدیت نگاه کنم.
و همیشه این موضوع را برایم یاد آورم شوم که اصل قانون همین موضوع هست. و گاهی موقع ها ما اینقدر به شاخ و برگ قانون میچسپیم، که فراموش میکنیم که اصل قانون چه بوده، به قول استاد در قدم دوم میگه اگر ما هروز مواظب فرکانسهای خود باشیم و تمرکز روی نکات مثبت بگذارم جهان خودش ما را هدایت میکنه به سمت تورموزهای که باید برداشته شود.
یعنی تو وقتی در مسیر درست قدم میگذاری جهان از حرکت کردن تو همایت میکند.
به همین دلیل خیلی آدم های موفق جهان از قانون به گونهای که ما آگاهی داریم. و همچین استاد داریم که فقط به ما قانون درس میدهد. نداشتن، ولی خیلی خوب تصمیم های خوب میگرفتن و به مسیر های خوب هدایت میشدن و خیلی موفقیت های بزرگ خلق کردند. مثل انیشتین، گرانبیل، ادیسون و ایلان ماسک که همهای شان یک مسیر درست را ادامه دادند و مسیرها برایشان باز شدند و در یک کلام جهان همایت کردند از اهداف شان.
و اینها نمونهای خوب هست که به ما این باور را یاد آوری کند که خداوند از اهداف ما همایت میکند و خداوند دوست دارد که ما موفق شویم. به شرطیکه ما بخواهیم و این را به جهان ثابت کنیم. بعد جهان در خدمت ما در میآید و روی خوش خود را به ما نشان میدهد.
و یکی تورموز های دیگه که دارم.
ذهنم چند تیکه هست هم میخواهم ازدواج کنم و هم میخواهم به استقلال مالی و زمانی برسم و هم میخواهم مهاجرت کنم. و این با قانون در تضاد هست، چون فرکانسهای من چند تیکه هست.
و یکی از دلیل های که من به خواستم نرسیدم.
حتمآ همین موضوع هست چون فرکانسهای من چند تیکه هست و تمرکز لیزری که عامل خلق هر خواستهای هست ندارم و به همین دلیل به خواستهایم نرسیدم و مسیری موفقیتم خیلی آ هسته و کند بوده.
بخاطریکه تمرکز 100درصدی نگذاشتم روی خواستم.
به قول استاد اگر شما روی دوتا موضوع تمرکز میگذارید نتیجش هم پنجاه پنجاه نیست بلکه هشت هشت میشود
و قانون تمرکز را رعایت نکردم.
و خداوند را سپاسگزارم که متوجه این موضوع شدم.
و از استاد عباس منش عزیز و خانوم شایسته مهربان سپاس گذارم که همچین فضای ایجاد کردند که ما خودمان را کندوکاو کنم و بشناسیم که چه باور های مخرب داریم که اصلا متوجهش نبودیم تا حالا
و سپاسگزارم از دوستان که با کامنت های شان تجارب شان را به اشتراک میگذارند تا بتوانیم درک خوب از خودمان و جهان داشته باشیم.
به نام خداوند یکتا
سلام به همه عزیزان
سوال: درباره هدف هایی که هر بار به عنوان هدف سالانه یا هدف کوتاه مدت انتخاب می کنید اما به آنها نمی رسید، چه دلایلی باعث می شود که شما باز هم به آن اهداف تعیین شده، نرسید؟
1-چون من در شروع کار خیلی زیاد انگیزه وشور و شوق دارم و از کاری که دارم برای رسیدن به هدفم انجام می دهم خیلی لذت می برم، اما خیلی زود انگیزه وشور وشوقم رو از دست میدم و همین باعث میشه دیگه تمایلی برای انجام قدم هایی که باید بردارم تا به هدف مورد نظر برسم نداشته باشم و وقتی که انگیزه وشور شوقم زود از بین میره، باعث میشه تمرکز هم روی کاری که دارم انجام می دم نداشته باشم و به جای لذت برن از کاری که دارم انجام می دهم، مدام به دنبال بهانه ای برام فرار کردن از زیر کار باشم و کاری که دارم انجام می دم رو به خوبی انجام ندهم.
2- چون من، قدم هایی را که برای رسیدن به هدفم مشخص کردم وباید بردارم رو مدام به تعویق می اندازم، وامروز وفردا می کنم.
3-چون من از شکست خوردن می ترسم، می ترسم که مثل دفعه قبل هدفم رو دنبال کنم ودوباره به هدفم نرسم و اطرافیان من رو با افرادی که به این هدف مشترک رسیدند مقایسه کنند وبگن باز هم شکست خودی
4- چون فکر می کنم به خاطر اینکه، هنوز نتونستم اون چیزی که واقعا بهش علاقه دارم رو در درون خودم پیدا کنم به خاطر همین بعضی هدف هایی که انتخاب می کنم و فکر می کنم بهشون علاقه دارم مثلا یک کاری رو به عنوان شغلم برای آینده انتخاب می کنم اما بعد چند روز که دارم برای رسیدن به اون شغل تلاش می کنم، می بینم من که واقعا به این کار علاقه ندارم و اگه بهش برسم هم فکر نکنم از انجام دادنش لذت ببرم و فکر می کنم به خاطر دیگران و…. انتخاب کردم بعد در وسط کار ولش می کنم و دنبالش نمی رم و کلا اون هدف رو بی خیال می شم.
5- فکر می کنم به خاطر اینکه شاید هنوز *واقعا از ته قلبم باور نکردم که می تونم به هدفم برسم و دارم ادا در می یارم وخودم رو گول می زنم وسر خودم کلاه می گذارم ،و مگم که من باور دارم به هدفم می رسم، و به خاطر همن هم به هدفم نمی رسم، و از شکست خوردن می ترسم چون اگر باور داشتم که به هدفم می رسم نباید ترس از شکست خودن می داشتم ونگران می بودم
شاد و سعادتمند باشید.
به نام خدای هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته مهربان و
دوستان خوبم
الگوهای تکرار شونده جلسه نهم موضوع هدف
چه هدف و یا هدفهایی انتخاب کردیم و به آنها
نرسیدیم
هدف اول ـسالهاست که دوست دارم رانندگی کنم
ولی به خاطر ترس از تصادف ،ترس از مسخره
شدن ،ترس از اینکه خسارتی به ماشین وارد کنم و
همسرم منو دعوا کنه ،و یا اینکه در خیابون نتونم
ماشین رو کنترل کنم و برای بقیه دردسر درست کنم
در صورتی که با چند روز رانندگی من عالی رانندگی
میکنم ولی به خاطر ترسهایی که ریشش خلأ عزت
نفس هست به هدفم نرسیدم و تصمیم گرفتم
زمانیکه بتونم با پول خودم ماشین بخرم رانندگی
کنم
هدف دوم ـخیلی دوست داشتم شغلی داشته باشم
ولی کار عملی انجام ندادم چون باور اینو داشتم من
تحصیلات دانشگاهی ندارم و اینکه شرک داشتم
همسرم همیشه میگه من نمی خواهم همسرم هزار
تومان درآمد داشته باشه چون اونم ترس از دست
دادن داره و میخواد که از لحاظ مالی به خودش
وابسته باشم
توی این مدتی که در سایت فعال بودم یه سری
باورهام در مورد ثروت درست شده چون فقط با
چند ماه بودن توی بورس کلی از دورهای سایت رو
خریدم و الان در زمینه علاقم دارم فعالیت
میکنم خیلی امیدوار م ادامه میدم تا به نتیجه
برسم
هدف سوم ـ داشتن رابطه عاطفی عالی که بهش
نرسیدم به خاطر همین الگوهای تکرار شونده که
ریشش نداشتن احساس ارزشمندیه ،و اینکه تلاش
کردم یه نفر دیگه رو تغییر بدم
هدف چهارم ـ داشتن سلامتی که بهش نرسیدم بازم
ریشش عدم احساس ارزشمندی و بودن در
احساس قربانی بودن هست چون من توهم بیمار
شدن دارم و چند سال پیش که با یه روانشناس
صحبت کردم معلوم شد من طرحواره آسیب پذیری
دارم و طبق باورهای که استاد در این جلسات
گفتن احتمالا باورم اینه که من انسان ضعیفی
هستم بدن من ضعیفه چون در زمان کودکی یکی
دو ماه من در بیمارستان بستری بودم به خاطر
ضعف جسمی و این شده باور که من جسمم
ضعیف هست
یکی دیگه از باورامو در دوره روانشناسی ثروت پیدا
کردم و یا زمانیکه خواسته هامو تجسم میکنم به
کلی موفقیت رسیدم سکانس آخر بعد از رسیدن به
آرزوهام من متوجه میشم که جسمم به شدت
بیماره و چند وقت دیگه میمیرم ترس از موفق
شدن دارم
و به خاطر احساس عدم لیاقت حتی وقتی به پولی
میرسم و یا چیزی میخرم احساس گناه دارم و اگه
کادویی بگیرم حسم بد میشه چون سریع فک
میکنم باید جبران کنم و خودمو از نعمتها دور میکنم
استاد توی این دوره الگوهای تکرار شونده من خیلی
خودمو و شخصیت مو گشتم و گشتم و ریشه
تمامی مساعل و مشکلاتم در زمینه مالی در زمینه
سلامتی در زمینه روابط فقط و فقط نداشتن عزت
نفس و احساس ارزشمندی است الان دیگه مثل روز
برام روشن شده با وجود اینهمه تلاش نتیجه ای که
منو راضی کنه نگرفتم چیه باید مثل آقای ابراهیم
خسروی برادر خوبم که کامنتاشو پیگیری میکنم باید
در هر نفسم تا روزی که زنده هستم روی احساس
ارزشمندیم کار کنم دلیل خیلی از رفتارام رو توی این
دو هفته برام واضح شده و هر لحظه یه چیزی برام
روشن میشه به خودم میگم آره این مشکلم هم به
خاطر عدم لیاقته فقط جلسه دهم الگوهای تکرار
شونده بازخورد مونده که اونم کار میکنم و به امید
خدا دوباره حرف به حرف از اول روی عزت نفس کار
میکنم بعد دوباره احساس لیاقت رو شروع میکنم
استاد اونقدر احساس لیاقت روکار کردم که همه رو
حفظ کردم یه کم بهتر شدم چون همسرم میگه تو
خیلی تغییر کردی مغرور شدی فقط به فکر خودتی
میگم خوب پس یه کوچولو تغییر کردم عزت نفسم
از منفی صد به ده رسیده ولی هنوز اول راهم باید
تکاملم رو طی کنم این رد پاها رو در این دوره
الگوهای تکرار شونده گذاشتم که پیشرفته رو در
آینده بهتر متوجه بشم
از خدا وند سپاسگزارم به خاطر هدایتم به این
سایت استاد دست مریزاد سلامت و برقرار باشید
به نام خالق زیبایی ها
الگوهای نرسیدن به اهداف؟
انگیزه نداشتن،کم شدن شور و شوق در مسیر
و علت اصلی کوتاه بودن سقف آرزوهام و قانع بودنم به همین چیزی که هست
اینها عواملی هستند که من حس میکنم عامل اصلیه نرسیدن من به اهدافمه
همیشه اون نیرو محرکه لازم برای شروع یه هدف رو حس میکنم ندارم.
یعنی از نظر شور و اشتیاق خیلی بالا پایین میشم در مسیر رسیدن به اهداف
اولش جو گیر میشم و چند روز ،یا حتی چند ساعت که میگذره عین اینکه باد یه بادکنکو بکشی،فِسسسسسس،باد اشتیاق و انگیزه من هم برای رسیدن به هدف از بین میره و دوباره دچار همون روزمرگی ها میشم.
خصوصا زمانهایی که روی خودم کار میکنم انگیزه ام خیلی بالا میره و خیلی تصمیمها میگیرم اما همینکه فضا و محیطم عوض میشه واز اون صحبتهای استاد فاصله میگیرم همه چی رو فراموش میکنم و انگیزه ام کم فروغ میشه.
کلا تا به اینجای مسیر به هر هدفی که داشتم و واقعا خواستم رسیدم اما با سرعت خیلی کم و در بازه زمانی طولانی
و از این مورد اصلا راضی نیستم و باید بتونم سریعتر مدارم رو تغییر بدم و فرکانسهامو با اهدافم هماهنگ کنم.تا سریعتر نتیجه بگیرم.
مثلا قبلا برای تغییر شغل،یا خرید خونه و ماشین خیلی طول کشید تا بهشون برسم و الان هم برای افزایش ثروت خیلی لاکپشتی دارم پیش میرم با اینکه چندین ساله دارم روی دوره ها کار میکنم.
خودم میدونم که علتش نداشتن شور و شوق لازم برای شتاب گرفتن تو مسیر اهدافمه.
حالا اینکه چطور در خودم آتش شور و شوق رو شعله ور کنم باید تمرکزی تر این موضوع رو بررسی و روش کار کنم تا به مسیر راحتتر و سریعتر هدایت شم.
اهدافی که بارها تعیین کردم و هنوز بهش نرسیدم :
1.مسلط شدن به زبان انگلیسی
2.خرید ماشین
3.برقراری رابطه عاشقانه
خدایا سپاسگذارم به خاطر بودن در مسیر هدایت
به نام خداوند بخشنده مهربان
حسن شفیقیان
استاد عزیز سلام
در جواب سوال باید بگم که من حدود دوازده سال پیش تا حالا این سوال برام پیش اومد که چرا بعضی ها به سادگی و خیلی فراوان و آسانتر ثروت پاک و حلال و زیاد پول می سازند.
؟؟؟؟
هدف بزرگ زندگی من استقلال مالی است.
هدف های دیگر مثل وزن کم کردن و ورزشی را دست یافتم و یا در روابط با اینکه انسان بسیار بسیار عصبانی و پرخاشگری بودم به لطف خدا و راهنمایی های شما در حد بسیار قابل قبولی خوب و به آنها رسیده ام.
استاد عزیز یکی از دوستان ده دقیقه برای من از قانون سلامتی که خریده بود گفت و شاید باورش برای دیگران سخت باشه منی که آرزوی وزن مناسب با ورزش وحشتناک سخت کشتی رو داشتم و وزنم پایین نمی آمد در عرض دو ماه نزدیک بیش از سی کیلو وزن کم کردم که اصلا باورش برای دیگران و خانواده ام هم سخته. وقتی تعریف کرد بازم داد زدم دمت گرم استاد اصل رو باز فهمیده اره اره اینه جواب تمام سوالات م در باره وزن کم کردن رو گرفتم و تمام تمام الان عالیم عالی تمام مریضی ها رفتند تقریبا اگزما و سینوزیت و ……..
اما هدف مالی که امسال از ترس هام گذشتم و وارد کار مورد علاقه ام شدم دارد خوب پیش می رود ولی بزرگ هنوز نیست .
یادمه زمانی که این سوالات برام حدود دوازده سال پیش آمد با اینکه بستر اینترنت بسیار بسیار ضعیف بود به سایت شما هدایت شدم و شما کلا دو تا فایل داشتید به نام فایل شماره یک و فایل شماره دو.
سریع دانلود کردم با همون اینترنت ضعیف و خدای من با اینکه اون زمان سمینار خیلی می رفتم و کتاب هم خیلی می خواندم قلبم شروع به طپش از هیجان کرد و انگار استاد نیمه گمشده ام را پیدا کردم.
انگار اون اساتید نصفه و نیمه و یک جای کار می لنگید و یادمه داخل ماشین داد زدم همینه
ایشون درست می گن و عشق بازی من با فایل های شما شروع شد و حدود ده سالی است که از برکات بی نظیر سایت بهره بردم و الحق و بالنصاف در روابط و دیگر موضوعات بسیار پیشرفت کردم.
اما از لحاظ مالی شاید بهتر نشدم که پسرفت کردم که دلایلش رو اینجا می خوام برای شما و دوستان عزیزم بگم.
یک . از سر شور و شوق هر جا و به هرکس تقریباً می رسیدم این مباحث را می گفتم و تبلیغ انجام می دادم برای شما چون قلبا شما رو خیلی قبول و دوست دارم.
با اینکه جنابعالی بار ها و بارها گفته بودید این کار را نکنید ولی فراموشی و چند هفته بعد روز از نو و روزی از نو
دو . ترس از دنبال کاری که عاشقش هستم رفتند که بحمدالله الان دارم تو حوزه کار مورد علاقه ام هستم و شاید کتابی بنویسم بنام (((معجزه ای کار مورد علاقه.)))
سه. بنظر خودم نخریدن محصولات شما . چون هر چقدر که فایل های دانلودی عالی هستند ولی بنظر من در محصولات بسیار توضیحات کاملتر هستند.
با اینکه که یادمه روانشناسی ثروت یک اون اول یک میلیون بود و من پولش رو داشتم نخریدم و یا قانون آفرینش جلسه ای سی و دو هزار تومان بود و اصلا پولی نبود ولی متاسفانه من بهای رسیدن به اهداف رو ندادم در حالی که با اندک فایل های دانلودی شما نتایج بی نظیری و در خودم بسیار خوب مالی گرفته بودم.
نکته : واقعیت تا سال های اول که فایل های دانلودی زیادی نبود و شما یادمه با تلاش تقریبا هر هفته یک فایل دانلودی سعی می کردید روی سایت بگذارید.
بچه های عزیز دوستان گلم الان سایت بسیار بسیار فایل دانلودی که در حد محصولات هستند و با بخش بندی عالی و آسان و یک گنج هدیه استاد در طول این سال ها برای ما محیا کرده آمد. تو رو خدا همه قدر فایل ها را بدونیم که با عشق استاد زحماتش رو کشیده اند.
الحمدلله امسال دوره دوازده قدم رو خریدم. بی نظیره بنظرم.
چهار . فراموشی یا عمل نکردن به آگاهی های همون فایل ها یا تفکر نکردن و یا ننوشتن اون فایل ها یا سینوسی عمل کردن و فراموش کردن دوباره و دوباره چون خیلی وقته گذشته این مطالب به ذهنم می رسند.
پنجم . یادمه یک سالی رو هدفم گذاشتم خرید یک خودرو پژو و به طرز معجزه آسایی توی قرعه ها اسمم در میومد و می توانستم بخرم ولی طمع کردم و یک مغازه در کاری که هیچ تخصصی و علاقه ای نداشته ریختم و اون پول و ماشینی که داشتم از قبل و دو سال عمرم و سرمایه و پس اندازمون همگی از بین رفت.
ششم . دانلود غیرقانونی و از طریق سایت های که غیر قانونی محصولات شما را با قیمتی اندک می فروختند و یکی از بزرگترین اشتباهات زندگیم رو مرتکب شدم که هیچ خیری ازش ندیدم و بعدش سریع همه رو پاک کردم.
هفتم . از این شاخه به اون شاخه پریدن و یا چند کار همزمان انجام دادن از کارمندی و شغل آزاد و …. داشتند یادمه کتی شش تا شغل همزمان هم داشتم .
هشتم . توکل به غیر خدا . و چقدر واقعا روزگارم …… شد. طلب از دیگران داشتند . انتظار از دیگران داشتند.
نهم . دیگران را مسئول زندگی خودم دانستند اشتباهات شاید خانواده و …. جامعه و دولت و روی دیگران حساب کردن.
اشتباهات مالی و قرض و قوله کردن . وام گرفتن و دور زدن قانون تکامل و ……
استاد عزیز در همه ای این سال ها من همیشه فایل دانلودی شما را با عشق گوش دادم و دست و پا شکسته انجام دادم ولی همیشه دعا گوی شما بوده ام ولی بقول شما تغییرات و اقدامات در نهایت باید توسط ما انجام بشود که من در زمینه مالی کوتاهی زیاد کردم.
کار و تلاش بسیار مغازه و شرکت و کارهای زیاد و زحمات زیادی کشیده ام ولی هنوز به استقلال مالی که از بچگی می خواستم نرسیده ام ولی انشالله بصورت لیزری و با تمرکز زیاد الان دارم روش کار می کنم و نتایج خوبی گرفته ام .
ممنون بابت همه چیز
امیدوارم به زودی زود بیام و از نتایج بزرگ مالی در زندگیم بنویسم.
سلام بر استاد عزیز و مریم بانو
خدا را شکر برای قوانین ساده و بدون تغییر ش ، برای بندگان شایسته و موحدش که هر روز چشم ما را به حقایق بیشتر باز می کند.
با هر بار گوش کردن یک فایل و یا گرفتن هر دوره جدید، درک بهتر و کامل تری از این قانون بدون تغییر خداوند پیدا می کنه ، فکر کنم برای همین با هر بار گوش دادن یک فایل قدیمی تر انگار برای اولین بار داریم این حرفها را می شنویم ، یک پازل زیبا که قطعاتش کنار هم داره چیده میشه و قرار ه یک تابلوی زیبا بشه .
باز هم هم زمانی جدید ، این هم زمانی ها که رخ میده یک حس شور و شعف و خوشحالی درونی خوبی دارم ، این فایل هم زمان شد با جلسه ۵ دوره کشف قوانین که اون هم در مورد هدف گذاری و داشتن شور و انگیزه بوده وهمچنین نشانه امروز من ” هدف گذاری با طی تدریجی تکامل ” بود و همه ابنها زمانی أست که در حال برداشتن اولین قدم ها برای کار جدید هستم .
کاری که ترکیبی از جند علاقه أست که از کودکی داشتم . کاری که در حال حاضر دارم را خیلی دوست دارم و جای پیشرفت زیاد دارد ولی خواسته من کار مستقل از زمان و مکان أست کاری که در هر جای دنیا با ابزاری که در کیف و جیب بشه گذاشت انجام بدم اون هم در هر زمانی که دوست داشته باشم .
به غیر از ان من در کار فعلی وارد یک منطقه امن شدم کارم هچ چالشی نداره ، با اینکه درخواست موقعیت جدید و بالاتر را دادم ، ولی تغییری حاصل نشد . دنبال موقعیت جدید هستم که در ان پیشرفت کنم و چالش برانگیز باشه، هر روز وادار به فکر کردن برای ایده جدید باشم ، مطالعه برای رسیدن به هدف بالاتر ، انگیزه بیشتر و بیشتر و از حالت یکنواختی خارج بشم ،
فکر می کنم عجله ما در رسیدن به نقطه پایان هر هدف و گرفتن نتیجه بزرگ باعث می شه گاهی اصلا حرکت نکنیم یک جورایی بترسیم به انچه که در ذهن داریم و دلمون میخواد نرسیم ، بعدش یا سر خورده بشیم یا از قضاوت بقیه بترسیم و یا هزار فکر و نجوای منفی دیگه که اصلا پاهامون سست بشه برای حرکت . برای همین مصمم شدم کار جدید را مرحله به مرحله با نگاه به یک قدم جلوتر شروع کنم ، هر شب را فقط برای فردا برنامه بذارم یک قدم به جلو ، یک ایده جدید برای کار ، و در این راستا دارم درک می کنم اینکه میگید قدم بعدی و ایده گفته میشه یعنی چی ، دیشب اینقدر برای فکر هایی که دارم ذوق داشتم اصلا خوابم نمی برد دوست داشتم تا صبح کار کنم ولی باید هنوز کار فعلی را انجام بدم .
اینکه میگید انگیزه چه ها می کنه واقعا درک می کنم ، خیلی وقته که به این باور رسیدم که داشتن یک هدف ، یک برنامه برای اینده چه انگیزه ای برای حرکت میده ، زمانی که مدرسه میرفتم ، موقع امتحانات اخر سال، یا ثلث دوم ، اگر برنامه سفر برای عید و تابستون بود اصلا با ذوق و شوق دیکه درس می خوندم الان هم اکر برنامه ای پیش رو باشه حتی یک دور همی ساده اصلا حس و حال ادم جور دیکه أست .
ولی این تکه کردن هدف به قدم ها و هدف های کوچکتر را الان. دارم درک می کنم همیشه چشم من به نقطه پایان بود که زودتر نتیجه بگیرم که یک وقت از بقیه جا نمونم الان دارم می بینم هر روز داره فرصت ها بیشتر و بیشتر میشه واقعا خدا داره خودش راه را نشون میده انگار داری تو یک جاده جنگلی پر شاخ و برگ میری و با هر قدم ، راه برای قدم بعدی باز میشه ، الان خیلی حس خوبی دارم , الان انگار تازه دارم متوجه میشم “خدا اسمان و زمین و هر انچه بین ان أست مسخر انسان کرده ” یعنی چی .خدا را شکر برای وجود با برکت شما و همه عزیزان ،از خدا میخوام من را در این راه و هدف ثابت قدم نگه داره .
شاد و ثروتمند باشید
بنام الله زیبایی ها
سلام به استادعزیزم ومریم بانو
الگوهای تکرارشونده+قسمت30سریال زندگی دربهشت=هدف
استاددرقسمت30سریال زندگی دربهشت هدفی که یعقوب گذاشته روتوضیح میدن وچقدراین پسردنبال هدفش سری رفته وحرکت کرده
هدفی که تا بحال چنددفعه است که تعهدمیدم ومینویسم که درآمدم بالاببرم ولی نشده چون خیلی دوست دارم روی هدف درآمدثروت یاچه چیزی درون منه که میتونم رشدش بدم ازتوانایی خودم ثروت بسازم اینوخیلی دوست دارم بفهمم واین هدف رودارم احساس میکنم روی باورفراوانی وارزش لیاقت خودم بایدکارکنم، هدفم عشق وعلاقه ام باشه .اینارواحساس میکنم بایدروی خودم کارکنم
هدفهای دیگه ای که گذاشتم مسافرت بوده هرچیزی سری بدستش آوردم
به لطف خدای بخشنده الانم خیلی عالیه درآمدمون
امامن دوست دارم خودم ازعشق وعلایق خودم ثروت بسازم رشدبدم اون عشق وعلاقه ام رو
وهمیشه این هدف روگذاشتم وهنوزمتوجه نشدم چرابدستش نیاوردم
سپاسگزاراستادهستم بابت این فایلهای بینظیرشون
درپناه الله یکتاشادوسربلندباشید
چرا به اهدافم نمی رسم؟
1. همیشه بعد از شروع کردن افکار باطل به سراغم می آید.
مثلاْ : – سنم زیاده فایده نداره
– خب در سن بالا به این هدف هم برسم فایده نداره دیگه لذت 20 سالگی و 30 سالگی رو برام نداره
– حالا مثلا زبان c رو هم یاد گرفتی از کجا معلوم که به درآمد زایی برسه؟
– الان بیشتر نیاز دارم امورات روزمره ی زندگیم بگذره. خرج زندگی اولویت اول هستش حالا در کنار اون تلاش می کنم فلان چیز رو هم یاد بگیرم(که در همه ی موارد هرگز دیگه وقت و تمرکز برای یادگیری پیش نمی آد اگر هم وقتش باشه تمرکزش نیست)
-حالا وقت زیاد دارم بذار سر فرصت انجام می دم هر وقت انرژی زیاد داشتم و حالم از هر جهت خوب بود.
-امروز این کار رو انجام بدم اولویتش بیشتره. وقتی این کار انجام شد بعد با خیال راحت می شینم سر یادگیری مثلا زبان.
-ای بیچاره فکر نون باش که خربزه آبه آخه الان توی این سن و سال باید فکر دو زار درآمد باشی نه اینکه تازه به صرافت بافتی که مهارت جدید یادبگیری.
– اول باید همه ی فایل های عباسمنش رو گوش بدم و نکته برداری کنم بعد شروع به یادگیری زبان برنامه نویسی کنم.
-در کنار یادگیری زبان باید چند کار دیگه هم انجام بدم مثلا اکتفا نکنم فقط به زبان انگلیسی باید برنامه نویسی هم یادبگیرم فایل های عباس منش رو هم گوش کنم حدود 500 کتاب موفقیت رو هم بخونم(که در اکثر اوقات در همون چند روز اول وقتی نمی تونم همه ی این کارها را با هم انجام بدم سرد می شم و همه رو رها می کنم)
-در کنار تمام این گفتگو های ذهنی سرزنش اطرافیان هم که اضافه می شه دیگه واقعا همه چیز رها می شه (تو بی کاری یه شغل درست حسابی نداری یه خونه از خودت نداری لاابالی هستی تا کی می خوای این روش رو پیش بگیری و ….)
تمام این مدت که برنامه ریزی می کنم برای هدفم به همین منوال می گذره و تلاشم شبیه به یک موج سینوسی بالا و پایین می ره تا بالاخره این افکار بر من غلبه می کنه و کلا رها می کنم و دست از تلاش می کشم.
این الگو و این دور باطل یا لوپ از 24 سالگیم شروع شد و الان که 44 سال دارم همچنان ادامه داره …