اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بعد از اینکه روز اول این فایل کامنتم رونوشتم که به لطف بودنم در این مسیر و آگاهی هایی که دریافت و سعی کردم هر روز بهتر و بیشتر بهشون عمل کنم خب همونطور که توکامنت اولم گفتم تقریبا اغلب بازخوردهای مثبت بوده که نتیجه تغییر من هست چون قبلش همه شون کاملا برعکس بود ولی یکی از بازخوردهایی که تقریبا از چند نفر دریافت کردم و داشتم مربوط به شخصیتم نیست و مربوط به صورتم هست و اون شکل بینی ام هست که تکرار شده که زینب چقدر بینی ات بزرگه بابا برو عمل کن، چند سال پیش که فوتسال بازی میکردم وکاپیتان تیممون بودم یادمه یکی از عموهام بهم میگفت دختر چقدر لاغر شدی فقط دماغ شدی که:))))
قبل اینکه بطور جدی وارد این مسیر بشم و کار کردن روی خودم رو شروع کنم یه بار اینقدر این بازخورده روی من تاثیر داشت (در صلح نبودن با خودم وپایین بودن عزت نفسم که بسته بودجه به ظاهرم) که یک بار یا نگرانی و یه حال خیلی بد به یکی از هم دانشکده ای ها ودوستام گفتم فلانی خدایی راستش رو بهم بینی من زشته؟ نظر تو خیلی مهمه واسم (در این حد بود عزت نفسم که منتظر بودم دیگران در این خصوص بهم بگن) ولی به لطف الله مهربان که بی نهایت شکر میکنم همون موقع هم من رو به اون بنده خدا هدایت کرد که بهم بگه نه زینب شاید در تعریف بعضی ها بزرگ باشه بینی ات ولی روی چهره ات نشسته اتفاقا ولی بازم قلب و ذهنم راضی نبودن و منی که اینقدر شاید خودم رو دوست نداشتم که خیلی خودم رو تو اینه نگاه کنم ولی بخاطر راضی نبودن از فرم بینی ام برای اینکه هی با خودم تکرار کنم که زینب چیه این بینی آن اخه واسه اینم شده برای تخریب خودم تو اینه نگاه میکردم ولی ولی به لطف خداوند وقتی تصمیم گرفتم روی خودم کار کنم و شروع کردم جدی تر گوشدادن فایل ها اول رایگان های ارزشمند و گرانبها و بعد به لطف خودش توانمند شدن در قدرت خریدم و خریدم دوره ها شروع شد دوست داشتن خودم و این رو با تکام وجودم حس میکردم لمس میکردم عشق به خودم رو که هر روز پررنگ تر و پایدارتر میشد و میدونم که باور میکنید ولی بعد این حتی شده بهم گفتن زینب کا میخواستم قبلش بهت بگیم ولی حالا یادمون می رفت ولی دختر انگار بینی ات عوض شده انگار کوچیک تر شده دختر چقدر خوشگل تر شدی ، آره به همین راحتی بدون اینکه کار فیزیکی ای بکنم در خصوص بینی ام ولی همین که حالم با خودم خوب شد همین که عاشق خودم شدم حتی زیباتر هم شدم، زیبایی ای که قبلش بخاطر جنس باورها و احساسی که داشتم نمی تونستم ببینمش
خیلی وقته که کلی از خودم عکسمیگیرم و کلی با نگاه کردنشون قربون صدقه خودم میرم خیلی وقته که همیشه با عشق خودم رو تو آینه نگاه میکنم در. حالیکه قبلا حتی عکس هم از خودم کم داشتم چون فکر میکردم زیبا نیستم به اندازه کافی و باید جشنی عروسی می رفتیم که بخوام عکسی بگیرم
خدایا شکرت
استاد عزیزم و مریم بانو بی نهایت از شما برای ضبط و تهیه وتدوین این فایل های ناب سپاسگزارم
سلام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته و خانواده عباسمنشی ام، و اما پاسخ به این سوال: چه الگوهای تکرار شونده ای رو از بازخورد رفتار اطرافیان دریافت میکنیم؟ پیامبر خدا(ص) فرمود: «المؤمن مرآت المؤمن؛ مؤمن آیینه مؤمن است
واقعا اگه الگوهای تکرار شونده رو از رفتارها و سکناتمون فاکتور بگیریم دیگه چی میمونه این وسط؟
اگه دقت کنیم افراد در برخورد با ما هر روز رفتار مشخصی از خودشون بروز میدن، کلمات مشخصی به کار میبرن، در محاورات، حال و احوالپرسی ها…هممون در سطوح مختلفی از عملکرد ناخودآگاه هستیم. وقتی با افرادی برخورد میکنیم که میبینیم در رفتارشون، زندگی شون، تغییرات و آثار خلاقیت مشهوده پی میبریم این افراد در سطوح بالای آگاهی قرار دارن… خیلیها ریتم زندگیشون یه ملودی مشخص و تکرار شوندس، اما معدود افرادی هستن که هر روز یه آهنگ جدید برای نواختن دارن. و این افراد هستن که وقتی باهاشون تعامل میکنی خیلی مشعوف میشی و لذت میبری. دلیلش هم مشخصه… چون اسیر یکی انگاشتن خود با ذهن شرطی شده نیستن و با منبع اصلی خلاق آفرینش در ارتباط نزدیک هستن این نزدیکی به منبع خودشو در قالب یه حس زیبا و آرامش بخش نشون میده……حتی نگاه کردن به صورتشون بهت آرامش میده. این موضوع به حدی مهمه در در مکاتب فلسفی دو جناح مختلف ایجاد میکنه، مشائین و اشراقیون… مشائین کسانی بودن که عینا انگاره های ذهنی شونو به دیگران تدریس میکردن و اشراقیون در طلب اشراق و آگاهی و دریافت علم از منبع اصلیش بودن.امان از این اسارت ذهن و صد البته که ما را راهی جز استفاده از این ذهن نیست اما امیدوارم که با مراقبه بتونم ذهنمو در حد یه ابزار که برنامه ریزی میشه واس زمانهایی که حواسم نیست تنزل بدم… ذهن ابزار ماست اما متاسفانه بر مسند حکومت وجود ما جا خوش کرده!!! بگذریم.. ذهن یوزر اینترفیس و رابط کاربری ما با دنیاست و با برنامه ریزی بر اساس تکرار به ما در تعامل با جهان پیرامون کمک میکنه.. بگذریم که این جهان پیرامون خودش مثل نور بیرنگیه که از منشور ذهن عبور کرده و به رنگ های مختلف خودشون نشون داده… و اما الگوهای تکراری بنده که از بازخورد دیگران متوجهش میشم… تو آدم کم حرفی هستی.. تو آدم ساده ای هستی!!! بخاطر اینکه هر کی هرچی میگه قبول میکنی !! (در واقع من هر چیزی رو باور نمیکنم اما خیلی مراقبه میکنم که کسی رو دروغگو فرض نکنم! هر چند این جنبه از ویژگی های شخصیتیم نشون میده خودم به لطف خداوند آدم صادقی بودم… وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یؤْذُونَ النَّبِی وَیقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ … قُلْ أُذُنُ خَیرٍ لَّکمْ یؤْمِنُ بِاللهِ وَیؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ وَرَحْمَهٌ لِّلَّذِینَ آمَنُوا مِنکمْ … وَالَّذِینَ یؤْذُونَ رَسُولَ اللهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ
و از ایشان کسانی هستند که پیامبر را آزار میدهند و میگویند: «او زودباور است.» بگو: «گوش خوبی برای شماست، به خدا ایمان دارد و [سخن] مؤمنان را باور میکند، و برای کسانی از شما که ایمان آوردهاند رحمتی است.» و کسانی که پیامبر خدا را آزار میرسانند، عذابی پر درد [در پیش] خواهند داشت.
امید آنکه با مراقبه، مشارطه و محاسبه بتونیم هر روز روی ویژگی های شخصیتیمون کار کنیم چرا که تنها چیزی که باهاش از این دنیا مفارغت میکنیم و عوالم بعدی رو سیر میکنیم کما این که در این دنیا هم اونو تجربه کردیم باورهای ماست… قد افلح من زکی ها. با آرزوی بهترین ها برای خواهران و برادران گلم
امروز تو دفترم نوشتم که یه فایل خوب بیاد روی سایت که صبح سایت باز کردم دشت اول خواسته های روزم انجام شد
و بعد چون دارم سفر به دور امریکا نگاه میکنم و تحسین میکنم هدایت شدم به یه چشمه اب که از دل کوهها میومد خیلی جای رویایی بود ولی کلی هم شکرگذار بودم برای این همه زیبایی و این که قانون چقد دقیق کار میکنه کانون توجه ما داره شرایط و اتفاقات وارد زندگی ما میکنه
و یه مدت هست دارم روی مهاجرت کردن به یه شهر دیگه فکر میکنم و خدا برام انجامش داده یه کاری برام پیدا شد که انشالله برم و تجربه کنم
این تجربیات امروزم وخواسته ام از خداوندبرای مهاجرت ربطی به موضوع این فایل نداشت
ولی یه حسی بهم گفت که بنویس نوشتم
تمرین این جلسه
چه بازخوردهای اغلب از افراد میگیرید چه الگوهای تکرار شونده ای از بازخورد های که افراد بهتون میدن میتونید پیدا کنید؟
بخوام صادق باشم با خودم
فقط اکثرا بهم میگن چرا دوماد نمیشی داره از سنت میگذره
و همیشه تکرار میشه و میگن بهم،و اینم فکر میکنم به این دلیله که خودم بهش فکر میکنم هی داره تکرار میشه
در غیر این صورت هر چی فکر میکنم فقط ازم تعریف میشه
چه بچه خوبی هستی ما دوست داریم
این اخلاقت خوبه ما دوست داریم
کلا انتقادی ازم نمیشه زیاد
شده حالا یه سری انتقادا پشت سرم کردن بقیه امدن بهم گفتن فلانی اینجور میگه انصافا خیلی کم بود منم خیلی توجه نکردم به حرفش
مثلا یکی داداشم دیده گفته میثم یه همچین کاری انجام داده یا یه حرفی زده
من توجهی نکردم حالا یا گفتم کارم اشتباه بوده خودم بخشیدم سعی کردم تکرارش نکنم
ویا گفتم کارم درست بوده بهترین کار ممکن انجام دادم نظر اون برام مهم نیست
جالبه اون طرف خودم دیده بعدش دیگه چیزی بهم نگفته و رفته
در مورد گوشی قبلا خیلی انتقاد میشد الان نیست
مثلا در مورد نظافت و بهداشت گفتین من خودم خیلی اهمیت میدم که همیشه تمیزومرتب باشم
من یه عادتی دارم یه پیراهن یا یه شلوار میگیرم
تا از کار نیوفته همیشه میپوشمش
مادرم میگه بزار برا مهمونی واینا خرابش نکن ولی من میپوشم
اما همیشه به تمیز بودنش اهمیت میدم
در مورد قول واینا هم خیلی خودم حساس هستم رو این قضیه خوش قول باشم اکثرا خوش قول بودم انتقادی نشده تا جایی که یادمه
در مورد خودم هم خیلی تعریف میکنم ولی به نظرم خودم چون راستش میگم در مورد کارای که کردم انتقادی نشده
استاد عزیز مثل همیشه خداوند سپاسگزام که شما راهنمای زندگیم هستی
اگه نتیجه ای تو زندگیم بوده برای عمل به گفته های شما بوده
اگه نتیجه ای نگرفتم برای تنبلی خودم بوده که عملگرایی تو اون موضوع نداشتم
از خدای خودم ممنونم که در این جمع بهشتی هستم و از نعمات بیشمارش بهره میبرم و استفاده میکنم
استاد فایل های رو که در مورد توحید و یگانگی خدا صحبت میکنید در همه ما مخصوصا خود من انقلابی ایجاد میکنه و کلی قلبم رو باز میکنه واین سوالات خودشناسی باعث میشه که ما اول بهتر خودمون و بعد خدا رو بهتر بشناسیم
فایل های توحید عملی 8 و 9 و درسهایی از انیمیشن گربه چکمه پوش برای من خیلی بی نظیر بود و چقدر فهمیدم که بخدای خودم نزدیکم و من چقدر خودم رو دور میددیم
اما سوال این بخش
سوال : چه الگوهای تکرار شونده ای در بازخوردهایی که افراد از رفتار و عملکرد تان به شما می دهند، می توانید پیدا کنید؟
یک بازخوردی که خیلی از بقیه شنیدم و خیلی هم سعی میکنم که درستش کنم اما نیمدونم ریشه این کار به چی برمیگرده این هست که توی کارم با اینکه خیلی دقت میکنم اما باز هم یک جاهایی ایراد پیدا میشه و چون دوست دارم کار بی عیب و نقصی تحویل مشتری بدم خودم رو خیلی به سختی میندازم اما باز هم ایراد پیدا میشه
جالبه بعضی وقت ها هم اون ایراد رو میبینم اما انگار که نمیبینم ن اینکه بخوام سرسری بگیرم نه ولی فکر میکنم توی ذهنم اون ایراد نیست بعد همون مسیله رو مشتری میاد بهم میگه بعد باید زمان و انرژی بیشتری بذارم تا همون کاری که فکر میکردم ایراد نیست رو درست کنم و این باعث میشه حالم بدتر بشه و خودم رو بیشتر سرزنش کنم
خیلی وقت ها هم حقیقتا متوجه اون ایرادهای یا مشکلات نشدم و اصلا واقعا ندیدم اما یک نفر دیگه بهم میگه بعد به خودم میگم چطور ندیدم این ایراد رو که این همه دقت بخرح دادم و باز هم ندیدمش
این جا هم به خودم میگم ای بابا چرا دقت نمیکنی
این مسئله خیلی در من تکرار شده مخصوصا جدیدا در کارم واقعا نمیدونم چیکار کنم که دیگه این مشکل ها پیش نیاد
یا وقتی که کلاس زبان میرفتم توی تمرین ها درست مینوشتم بعضی جمله ها رو ولی یک تمرین دگه که همون مدلی بود توی همون برکه من اشتباه مینوشتم
و بارها از استادام (چه در کار چه در درس) این جمله رو شنیدم که میگن تو خوبی اما یکم بی دقت یا کم دقت هستی و من بهم برمیخورد از خودم که آخه من که این همه دقت میکنم چرا باید این ایراد ها پیش بیاد چرا همش این داستان در من هست
حالا بریم یک وجه مثبت دیگه رو بگم از خودم
من همیشه سعی میکنم وجه مثبت و خوب آدم ها رو ببینم حتی تا جایی که وقتی با کسی به مشکلی میخورم سعی میکنم تمرکز بذارم روی نکات مثبت طرف
و همیشه از خوبی های اطرافیان صحبت میکنم و میگم که همیشه به لطف خدا آدم ها ی خوبی دوروبرم هستند و بقیه بدون استثنا این جمله رو میگن بهم که چون تو خودت خوب هستی بقیه هم خوبن برات و بارها و بارها این جمله رو از بقیه شنیدم و البته که تایید هم کردم و اعتبارش رو به خدای خودم دادم و میدم
فقط از دوستان عزیزم میخوام که در مورد اول اگر نظر ایده و یا حرفی دارند که بتونند کمکم کنند و راهنماییم کنند ممنون میشم
در پناه الله مهربان باشید استاد عزیزم
و دوستان خوبم که عاشقانه کامنت هاتون رو میخونم و لذت میبرم از خواندنشون و لذت میبرم
بعد باخودم میگم چقد عالی میشه وقتی آماده بشه خییلی حسم خوب میشه و کلی خودم ذوق میکنم و انرژی میگیرم
مرحله بعد کشیدن الگو هست ک باز با دقت این کارو انجام میدم
اول میکشم و بعد میام کنترل میکنم ک اندازه ها دقیق باشه.. (بقول استادم اینا رمز موفقیت هر کاره این نکات ظریف ک خیلی ها ساده ازش میگذرن)
و بعد ک خیالم راحت شد پارچه رو برش میزنم
و میرم برای دوخت
ک تو این مرحله هم کلی تجسم میکنم حین دوخت انگار ب پارچه و چرخم انرژی میدم باحس خوب و لبخند این مرحله رو هم انجام میدم ب عبارت دبگه مرحله ی آخر کارو تو ذهنم میارم و لذت میبرم ک دارم ارزش خلق میکنم
و جالبه در حین انجام کار ی ایده های جدیدی بهم گفته میشه و عمل میکنم ک کارم و خییلی متفاوت تر میشه از آجیم ک
نزدیک 16ساله داره خیاطی میکنه و همیشه 4یا5،کارو باهم انجام میده
و بعد آخر سر از هیچ کدومشون راضی نیست
وخیلی هاشونو هم نمیپوشه همیشه میگه
میخوام زود کارم تموم بشه یعنی عجله میکنه
و دقت نمیکنه
یا بهتر بگم لذت نمیبره از مسیر:))
سرعت کارم ولی نسبت ب آجیم پایین تره ولی مهم نیست چون من دارم از هر لحظه م لذت میبرم و کم کم داره سرعتمم بیشتر میشه
چند وقتی ست، که شدم صاب مغازه و خیییییلی حالم خوبه خیلی درس ها، تجربه ها دارم تو این رشته ی، کاریم یاد می گیرم. یه روز مشتری اومد خرید کرد داشتم حساب و کتاب می کردم که یه دفعه بهم گفت مگه تو کله ی ، تو کاه ه، خوب حساب من اینو و اینو این میشه ،
خیییییلی تکون خوردم همون لحظه وقتی فکر کردم، دیدم ذهن م ، داشت میگفت ، جلوی مشتری با ماشین حساب ، به اضافه و ضرب ، نکن ، میگن این ریاضی ش، ضعیف ه، وقتی اون حرف ها رو از اون مشتری شنیدم گفتم فاطمه حالا بخور ،چون به حرف ذهن گوش کردی،
تو باید با ماشین حساب هی کار کنی اشکالی نداره جلوی مشتری باشه عوضش هم راه می افتی ، توو حساب کتاب، هم دقیق حساب مردم بهت گفته میشه، پس گوش نکن به نجواهای ذهن که احترام ت، عزت نفس ت، زیر پا به میشه ، اینو قبول کن.
سوال: چه الگوهای تکرار شونده ای در بازخوردهایی که افراد از رفتار و عملکرد تان به شما می دهند، می توانید پیدا کنید؟
من اکثرا ارومم و با افراد رابطم راحت شده میگیم میخندید بعضی وقتا باهم کل میندازیم شوخی میکنیم ولی قبلا خیلی بیشتر احساساتی بودم همه میگن این زهرا زهرای قبلی نیس مظلوم باشه و خیلی خوشحالم وخودمو دوس دارم دیگه هیچ رنج و غمی رو یه زره هم نمتونه تحمل کنه و فقط شادی راحتی احساس خوب و سلامتیه بیشترو میخاد
دیگه اکثرا از بودن باهم لذت میبریم و تشکر میکنن و چیزی که من میدونم من کارنمی تونم بکنم حتی این همه لذتی که میبرم هم باز دز خدا میخام سپاس گزار تر باشم لذت بیشتر ببرم و همیشه تو این راه ثابت قدم باشم چون ادم کلن ناتوانه و همه چیشو خدا داده و اعتبارش این همه قشنگی حاله خوب میدونم از طرف خالق زیبایی عشق
عاشقتم
الگو های ترمزی من
پول برام کمه من پول لازمم برا من پول کمه یا پول هس پول تو دستم نیس پول برا من زودی اب میشه پول زودی یجور الکی خرج میشه هر وقت یه چی میخام بخرم نمیشه
…………
از خدا هدایت میخام برای جواب
……………………………………………..
بازخورد های خوب
میگن تو لاغری یا لباسات ترتیبشون خوب نیس….من میشه هیکل خیلی خوشگل تیپای خیلی خوشگل داشته باشم شکرت
میگن با ما حرف نمیزنی با ما گرم نمیگیری….من میشه کلی با ابجی با شوهری مامان همه رابطه خیلی خوب صمیمی داشته باشیم
یادم رفت اینکار یادم رف یا نشد یا بهونه الکی ولی خیلی بهتر شدمم… میشه خدا خیلی کار ها مسله هارو برام راحت کنه خیلی لذت بخش مثل امروز مهمونی خفن خیلی راحت داشتم کلی عشق کردم کلی لذت بردم شکرت
خیلی به گوشی ور میرمم درگیر تلفنم ….میشه خیلی تو گوشی نباشم خیلی راحت تر احساس خوب بیشتر بهم بدی بدون گوشی چون میدونم تو همه جایی تو خیلی لذت بخشی
نیاز توجه دارن نیاز حرف باهاشون بزنم … میدونم من نمیتونم به کسی لذت بروم من نمتونم کاری کنم کسی احساس خوب داشته باشه ولی میشه ازت بخام کلی رابطه مون بهتر و لذت بخشتر و یاد اورم باشی همیشه که این همه نعمت کارایی تو تا خودمو گم نکنم خالق زیبایی
نیاز باهم لذت ببریم نیاز دارم خیلی رابطه راحت تر و نیاز محبت هنوزم توش هس من نیاز اینکه باهات یکی قشنگ حرف بزنه نیاز اینکه عشق بهت من دوس دارم لذت ببرم خیلی من دوس از رابطه با بقیه کلی لذت ببرم از رابطه با خودم بازم بیشتر بیشتر الان خودمو خیلی دوس دارم هوای خودمو دارم بازم میخام بیشتر بیشترش کنی
….بیشتر تو گوشیم به گوشیم ور میرم تو خودمم
البته خیلی بهتر شدم بقیه برام مهم نیست و حواسم به گوشیمه و همه میگن رابطه باما خیلی گرم نیس تو خودمم ابجیم یه بار گف دیشبم انقد دوتایی تو گوشی هرکدوم بازی کردیم انگار دلم میخاس از هم دیگه بیشتر باهم لذت ببریم حرف بزنیم حال کنیم
…میشه من کلی لذت ببرم با اون حرف بزنم از خودم از اون کلی لذت ببرم
نمیشه کاری کنم که اون حال کنه بخنده
ولی خدایی من خنده شادی خیلی دوس دارم شادی خنده خودم بقیه
یکم از جم میترسم از اینکه بقیه باهام خوب نباشن از اینکه بقیه ازم لذت نبرن میترسم اخلاقم خوب نباشه و نتونم خوشبگزرونم واقعی بگم بخندم
پیدا کردم ترمزم نشت زیاد انرژی
بقیه خودشون لذت میبرن بقیه خودشون خداشون هس باهاشون حرف میزنه بهشون لذت میده پس کارت اینه خودت لذت ببری خودت بخایی که احساس خیلی خیلی خوب داشته باشی خودت احساس خیلی خیلی بی نیازی احساس خیلی خیلی ایمان داشته باشی احساس خیلی خیلی ارامش شکرت عاشقتم از این حس خوب
……………………
خب حالا اصلاح
من ادم اجتماعیم ینی از جم میشه کلی کلی لذت برد حال کرد
دوتایی میشه کلی لذت برد خیلی راحت خیلی گفت خندید کیف کرد عشق کرد واقعا مثل استاد و مریم جان مثل خیلیای دیگه مثل خواهر شوهر بچه هاش
خیلی خوشگزرون پر حیاهو و لذت
باهاشون کلی خوشمیگزره راحت حرفشونو میزنن باهم میریم جاهای خوب خودشون کلی دوس دارن خودشون قبول دارن کلی راحت مسله هاشون حل میشه همه اینا من کلی اینجوری دوس دارم رابطه های خیلی خوب و گرمو
…………..….
اکثرا بهم میگن کلی تغییر کردی داری اخلات هی عوض میشه خاستنی تر میشی قویتر میشی میگن بیشتر میتونی مسله حل کنی با اینکه من فقط لذت بردم و احساس خوب داشتم که همه همه اینا کاره تو بود میدونم همش مطمنم شکرررت دمت گرم عاشقتم انقد هوامو داری
خدایا تسلیمم. خدایا من نمیدونم تو میدونی. خدایا هدایتم کن ازهرخیری که ازجانب تو میرسه من محتاجم
خدایا شکرت بخاطر این سایت الهی. بخاطر هدایت های لحظه به لحظه ی تو
چندروزی بود درگیر فایل گربه چکمه پوش بودم. غرور. غروری که انسان رااز عرش به فرش میکشونه. ذلت رو باخودش میاره
غروری که شیطان با شش هزار سال بندگی وامام جماعت بودن فرشتگان به دورشدن ازرحمت خدا میرسونه
منم دستم رابالا میارم ومیگم من مغرورم. تو بچه های قدم ان ای. اولین قدم اقرار هست. که من ..یک معتاد هستم .وتعداد روز شمارپاکی خود راعلام میکنند. تا نپذیری نمیتونی درمان کنی.
چندروزی هست که پذیرفته ام. من یک مغرور هست. وچقدر از این غرور ضربه خوردم. دربرابر ربم غرور داشتم میخواستم خودم هرکاری راانجام بدم کنترل کنم
وچقدر ممنون دوستم هستم که این پاشنه آشیل رابهم یاداوری کرد. چیزی که واقعا نمیدیدم. وچقدر الان که دارم روی این موضوع کارمیکنم آرامتر شده ام
امروز هدایت شدم به کامنت دوست خوبم حمید امیری عزیز.
چقدر همزمانی. انگار کلام خدابود که با من گفته میشد. چقدر احساس گناه داشتم. چقدر حال دلم با این کامنت عالی شد.
باز خوردی که این روزها گرفتم از دوستان واطرافیانم باعث شد دوباره بشینم وبا خودم خلوتی کنم.
من از هرچیزی که بخواد حالم را بد کنه. اعراض میکنم. سکوت میکنم. از جایی که میدونم تو فرکانس من نیستند دوری میکنم ومتهم میشم به سنگ دلی. بی احساسی. به اینکه فقط خودت مهمی. مغروری.
در دوره بی نظیر دوازده قدم فرمودید که الگوهای تکرار شونده را باید ریشه یابی کنیم فرکانسش را پیدا کنیم و وقتمون را برای پیداکردن فرکانس اتفاقاتی که اهمیتی ندارند یا تکرار شونده نیستند تلف نکنیم این موضوع پنجاه درصد ذهنم را خالی کرد
و ضمن اینکه پیدا کردن فرکانسهای موضوعات بی اهمیت حسم را بد میکنه و طبق قوانین زندگی حس بد مساوی با اتفاقات بد
حالا که تکلیف مشخص شد باید دنبال الگوهای تکرار شونده فقط باشم
ده تا سوال پرسیدید استاد جان از ما
10.بازخورد :,این سوال و بارها از خودم پرسیدم انتقاد و بازخورد ی که تکرار میشه برای من چیه
اینکه چرا سرم تو گوشیه هر پنج دقیقه یکبار چک میکنم گوشیمو خب که چی بشه ، اشکال کجاست اصلا حواسم به چیه ، اگه این ویژگی و بخام کنار بزارم باید چی کار کنم باید الگو پیدا کنم براش که خیلی ها فقط ساعت بخصوصی را قرار میدن برای چک کردن پیامها مابقی وقتشون برای انجام امورشون میره مگه اونها نمیتونن زندگی کنند یا اصلا چه خبره تو گوشی که تمام روزا براش وقت بزارن ،
یکی دیگه از بازخوردها همین تعریف کردن از خودمه شاید با عزت نفس قاطی بشه ولی نه مدام تعریف کردن از خودم و برنامه هام برای دیگران خب کلافه کننده س ، مگه من علاقه به شنیدن برنامه های دیگران دارم این از کجا آب میخوره ؟!!!!دوستان لطف میکنن جواب بدن ممنونم
بازخورد دیگه اینکه چرا نمیتونی نه بگی!!!!وقتی شرایطشو نداری ،وقتی سختت هست مثلاً برای بیرون رفتن برای قبول کردن دعوت مهمون یا دورهمی یا….. حتی خواسته بچه ام چرا نمیتونی قاطعانه با احترام بگم
نه این پاشنه آشیلمه
یکی دیگه قاطی کردن کارهامه همسرم همیشه بهم میگه چنتا کلاس ثبت نام میکنی دور خودتا شلوغ میکنی بعد کلافه میشی حست بد میشه !!!راست میگه خب تمرکز روی هیچ کدوم ندارم فرکانسش میدونید چیه اینکه وقت نیست باید همه چیز یاد بگیرم عمرم داره بیهوده میگذره آقا اینو باید اساسی حلش کنم بد جور پاشنه آشیلمه
عصبانیت یکش بود الان خداروشکر خیلی بهتر شدم
بازخورد دیگه اینکه چرا غذاهاتو عجله ای درست میکنی!!!آره انگار هول دارم باید وقت بزارم براش این فرکانس ش چیه دوستان لطف میکنن راهنمایی کنند ممنونم
مورد دیگه اینکه چرا همش خودما مسول میدونم که باید از مالم ببخشم یا فکر میکنم اگه به کسی ندم آدم بدی هستم شوهرم بازخورد میده بهم که باید متعادل باشم در این مورد اگه هم عملی کمک نکنم خودما سرزنش میکنم و بعد حس بد و بعد …..
فکر میکنم خیلی از این موارد داشته باشم بازهم دوستای گلم ممنونم که پاسخ میدهید سپاسگزارم
چه الگوهای تکرار شونده ای در بازخوردهایی که افراد از رفتار و عملکرد تان به شما می دهند، می توانید پیدا کنید؟
سلام خدمت تمام دوستان هم فرکانسی
اولین موضوع اینکه من همیشه چیزی رو جایی جا میگذارم
فراموش کار هستم
اصراف کار هستم
تنبلی که هر روز در زندگیم تکرار میشه
در مورد روابط با جنس مخالف هر بار با آدمهایی ارتباط میگیرم که قدر منو نمیدونن و بهم احترام نمیزارن.
در مورد کسب و کار و سرمایه گذاری تقریبا هر بار سر به سر و یا با ضرر کاری رو تموم یا از سرمایه گذاری خارج شدم
ولی واقعا الگوی تکرار شونده ی خودمو در مورد این موضوعات پیدا نمیکنم
کاش عزیزان راهکار میگفتن،
راهکار در مورد اینکه چه طور الگو های تکرار شونده ی خودمون رو پیدا کنیم؟
این اولین کامنت من در سایت هستش
سلام زهرا جان
اول آفرین بهت که اومدی و نوشتی
دوم اگه یکبار دیگه کامنت خودت رو با دقت بخونی متوجه الگوهای تکرارشونده خودت میشی
مثلا جاگذاشتن وسیله. ارتباط با افرادی که قدرت رو نمیدونن و همچنین در مورد کسب و کارت و …
به نظرم دوباره این 10 قسمت فایلهای الگوهای تکرارشونده رو با دقت ببین و بعد از هرکدوم در موردشون فکر کن وبنویس خیلی بهت کمک میکنه .
موفق باشی دوست خوبم .
بنام خدایی که بشدت کافیست
بازم سلام
بعد از اینکه روز اول این فایل کامنتم رونوشتم که به لطف بودنم در این مسیر و آگاهی هایی که دریافت و سعی کردم هر روز بهتر و بیشتر بهشون عمل کنم خب همونطور که توکامنت اولم گفتم تقریبا اغلب بازخوردهای مثبت بوده که نتیجه تغییر من هست چون قبلش همه شون کاملا برعکس بود ولی یکی از بازخوردهایی که تقریبا از چند نفر دریافت کردم و داشتم مربوط به شخصیتم نیست و مربوط به صورتم هست و اون شکل بینی ام هست که تکرار شده که زینب چقدر بینی ات بزرگه بابا برو عمل کن، چند سال پیش که فوتسال بازی میکردم وکاپیتان تیممون بودم یادمه یکی از عموهام بهم میگفت دختر چقدر لاغر شدی فقط دماغ شدی که:))))
قبل اینکه بطور جدی وارد این مسیر بشم و کار کردن روی خودم رو شروع کنم یه بار اینقدر این بازخورده روی من تاثیر داشت (در صلح نبودن با خودم وپایین بودن عزت نفسم که بسته بودجه به ظاهرم) که یک بار یا نگرانی و یه حال خیلی بد به یکی از هم دانشکده ای ها ودوستام گفتم فلانی خدایی راستش رو بهم بینی من زشته؟ نظر تو خیلی مهمه واسم (در این حد بود عزت نفسم که منتظر بودم دیگران در این خصوص بهم بگن) ولی به لطف الله مهربان که بی نهایت شکر میکنم همون موقع هم من رو به اون بنده خدا هدایت کرد که بهم بگه نه زینب شاید در تعریف بعضی ها بزرگ باشه بینی ات ولی روی چهره ات نشسته اتفاقا ولی بازم قلب و ذهنم راضی نبودن و منی که اینقدر شاید خودم رو دوست نداشتم که خیلی خودم رو تو اینه نگاه کنم ولی بخاطر راضی نبودن از فرم بینی ام برای اینکه هی با خودم تکرار کنم که زینب چیه این بینی آن اخه واسه اینم شده برای تخریب خودم تو اینه نگاه میکردم ولی ولی به لطف خداوند وقتی تصمیم گرفتم روی خودم کار کنم و شروع کردم جدی تر گوشدادن فایل ها اول رایگان های ارزشمند و گرانبها و بعد به لطف خودش توانمند شدن در قدرت خریدم و خریدم دوره ها شروع شد دوست داشتن خودم و این رو با تکام وجودم حس میکردم لمس میکردم عشق به خودم رو که هر روز پررنگ تر و پایدارتر میشد و میدونم که باور میکنید ولی بعد این حتی شده بهم گفتن زینب کا میخواستم قبلش بهت بگیم ولی حالا یادمون می رفت ولی دختر انگار بینی ات عوض شده انگار کوچیک تر شده دختر چقدر خوشگل تر شدی ، آره به همین راحتی بدون اینکه کار فیزیکی ای بکنم در خصوص بینی ام ولی همین که حالم با خودم خوب شد همین که عاشق خودم شدم حتی زیباتر هم شدم، زیبایی ای که قبلش بخاطر جنس باورها و احساسی که داشتم نمی تونستم ببینمش
خیلی وقته که کلی از خودم عکسمیگیرم و کلی با نگاه کردنشون قربون صدقه خودم میرم خیلی وقته که همیشه با عشق خودم رو تو آینه نگاه میکنم در. حالیکه قبلا حتی عکس هم از خودم کم داشتم چون فکر میکردم زیبا نیستم به اندازه کافی و باید جشنی عروسی می رفتیم که بخوام عکسی بگیرم
خدایا شکرت
استاد عزیزم و مریم بانو بی نهایت از شما برای ضبط و تهیه وتدوین این فایل های ناب سپاسگزارم
سلام و درود به استاد عزیزم، آقای عباس منش، و همه دوستان فرکانس بالای سایت!
هر روز که در مغازه به مشتریان خوشحسابم فکر میکنم،
انرژی و شادی در فضای مغازه جاری میشود.
روزم پر از برکت و رحمت است،
پر از وفور و فراوانی،
پر از مشتریانی که با لبخند و خوشحسابی به سراغم میآیند.
با خودم میگویم:
«این عزیزان تا حالا کجا بودند؟!»
و هرگاه حتی لحظهای به حسابهای دفتری فکر کنم،
به خودم یادآوری میکنم:
«همین الآن تسویه میکنند، همه چیز در زمان درستش رخ میدهد.»
قانون فرکانس واقعاً شگفتانگیز است،
و اثر آن خیلی سریع در زندگی و فروش من دیده میشود.
تصمیم گرفتم هر روز نام چند مشتری خوشحسابم را بیاورم و به خاطر بسپارم.
این کار نه تنها انرژی و اعتماد به نفس من را بالا میبرد،
بلکه جریان فراوانی و وفور مشتریان خوشحساب را روز به روز بیشتر میکند.
با شکرگزاری، ایمان و تمرکز روی وفور و خوشحسابها،
میدانم که هر روزم پر از فروش نقدی، رضایت مشتری و آرامش قلبی خواهد بود.
هر فروش، هر لبخند، هر مشتری خوشحساب،
یادآوری است بر این که زندگی من پر از فراوانی و نعمت است.
خالق من، شکرت از این همه نعمت،
از این همه انرژی مثبت،
از این همه فراوانی و مشتریان خوشحساب که هر روز به زندگیام وارد میشوند.
من با عشق و ایمان، روزانه وفور و ثروت را جذب میکنم،
و هر مشتری خوشحساب، برکت و انرژی بیشتری به زندگی من میآورد.
هر روز که مشتری خوشحسابی به مغازه میآید،
انگار فرشتهای با خودش شادی و برکت میآورد.
هر لحظه، هر تراکنش، هر سلام و لبخند،
یادآور وفور و فراوانی است که من در زندگی خود جذب کردهام.
و من مطمئنم که این جریان مثبت ادامه خواهد داشت،
و هر روز، تعداد بیشتری مشتری خوشحساب و باانرژی به زندگی من وارد میشوند.
با شکرگزاری و تمرکز روی فراوانی، من هر روز ثروت، رضایت و انرژی مثبت را به زندگی خود جذب میکنم.
سلام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته و خانواده عباسمنشی ام، و اما پاسخ به این سوال: چه الگوهای تکرار شونده ای رو از بازخورد رفتار اطرافیان دریافت میکنیم؟ پیامبر خدا(ص) فرمود: «المؤمن مرآت المؤمن؛ مؤمن آیینه مؤمن است
واقعا اگه الگوهای تکرار شونده رو از رفتارها و سکناتمون فاکتور بگیریم دیگه چی میمونه این وسط؟
اگه دقت کنیم افراد در برخورد با ما هر روز رفتار مشخصی از خودشون بروز میدن، کلمات مشخصی به کار میبرن، در محاورات، حال و احوالپرسی ها…هممون در سطوح مختلفی از عملکرد ناخودآگاه هستیم. وقتی با افرادی برخورد میکنیم که میبینیم در رفتارشون، زندگی شون، تغییرات و آثار خلاقیت مشهوده پی میبریم این افراد در سطوح بالای آگاهی قرار دارن… خیلیها ریتم زندگیشون یه ملودی مشخص و تکرار شوندس، اما معدود افرادی هستن که هر روز یه آهنگ جدید برای نواختن دارن. و این افراد هستن که وقتی باهاشون تعامل میکنی خیلی مشعوف میشی و لذت میبری. دلیلش هم مشخصه… چون اسیر یکی انگاشتن خود با ذهن شرطی شده نیستن و با منبع اصلی خلاق آفرینش در ارتباط نزدیک هستن این نزدیکی به منبع خودشو در قالب یه حس زیبا و آرامش بخش نشون میده……حتی نگاه کردن به صورتشون بهت آرامش میده. این موضوع به حدی مهمه در در مکاتب فلسفی دو جناح مختلف ایجاد میکنه، مشائین و اشراقیون… مشائین کسانی بودن که عینا انگاره های ذهنی شونو به دیگران تدریس میکردن و اشراقیون در طلب اشراق و آگاهی و دریافت علم از منبع اصلیش بودن.امان از این اسارت ذهن و صد البته که ما را راهی جز استفاده از این ذهن نیست اما امیدوارم که با مراقبه بتونم ذهنمو در حد یه ابزار که برنامه ریزی میشه واس زمانهایی که حواسم نیست تنزل بدم… ذهن ابزار ماست اما متاسفانه بر مسند حکومت وجود ما جا خوش کرده!!! بگذریم.. ذهن یوزر اینترفیس و رابط کاربری ما با دنیاست و با برنامه ریزی بر اساس تکرار به ما در تعامل با جهان پیرامون کمک میکنه.. بگذریم که این جهان پیرامون خودش مثل نور بیرنگیه که از منشور ذهن عبور کرده و به رنگ های مختلف خودشون نشون داده… و اما الگوهای تکراری بنده که از بازخورد دیگران متوجهش میشم… تو آدم کم حرفی هستی.. تو آدم ساده ای هستی!!! بخاطر اینکه هر کی هرچی میگه قبول میکنی !! (در واقع من هر چیزی رو باور نمیکنم اما خیلی مراقبه میکنم که کسی رو دروغگو فرض نکنم! هر چند این جنبه از ویژگی های شخصیتیم نشون میده خودم به لطف خداوند آدم صادقی بودم… وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یؤْذُونَ النَّبِی وَیقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ … قُلْ أُذُنُ خَیرٍ لَّکمْ یؤْمِنُ بِاللهِ وَیؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ وَرَحْمَهٌ لِّلَّذِینَ آمَنُوا مِنکمْ … وَالَّذِینَ یؤْذُونَ رَسُولَ اللهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ
و از ایشان کسانی هستند که پیامبر را آزار میدهند و میگویند: «او زودباور است.» بگو: «گوش خوبی برای شماست، به خدا ایمان دارد و [سخن] مؤمنان را باور میکند، و برای کسانی از شما که ایمان آوردهاند رحمتی است.» و کسانی که پیامبر خدا را آزار میرسانند، عذابی پر درد [در پیش] خواهند داشت.
امید آنکه با مراقبه، مشارطه و محاسبه بتونیم هر روز روی ویژگی های شخصیتیمون کار کنیم چرا که تنها چیزی که باهاش از این دنیا مفارغت میکنیم و عوالم بعدی رو سیر میکنیم کما این که در این دنیا هم اونو تجربه کردیم باورهای ماست… قد افلح من زکی ها. با آرزوی بهترین ها برای خواهران و برادران گلم
به نام خالق مهربان
سلام وخسته نباشید خدمت استاد عزیزم خانم شایسته مهربان ودوست داشتنی و دوستان گلم
امروز تو دفترم نوشتم که یه فایل خوب بیاد روی سایت که صبح سایت باز کردم دشت اول خواسته های روزم انجام شد
و بعد چون دارم سفر به دور امریکا نگاه میکنم و تحسین میکنم هدایت شدم به یه چشمه اب که از دل کوهها میومد خیلی جای رویایی بود ولی کلی هم شکرگذار بودم برای این همه زیبایی و این که قانون چقد دقیق کار میکنه کانون توجه ما داره شرایط و اتفاقات وارد زندگی ما میکنه
و یه مدت هست دارم روی مهاجرت کردن به یه شهر دیگه فکر میکنم و خدا برام انجامش داده یه کاری برام پیدا شد که انشالله برم و تجربه کنم
این تجربیات امروزم وخواسته ام از خداوندبرای مهاجرت ربطی به موضوع این فایل نداشت
ولی یه حسی بهم گفت که بنویس نوشتم
تمرین این جلسه
چه بازخوردهای اغلب از افراد میگیرید چه الگوهای تکرار شونده ای از بازخورد های که افراد بهتون میدن میتونید پیدا کنید؟
بخوام صادق باشم با خودم
فقط اکثرا بهم میگن چرا دوماد نمیشی داره از سنت میگذره
و همیشه تکرار میشه و میگن بهم،و اینم فکر میکنم به این دلیله که خودم بهش فکر میکنم هی داره تکرار میشه
در غیر این صورت هر چی فکر میکنم فقط ازم تعریف میشه
چه بچه خوبی هستی ما دوست داریم
این اخلاقت خوبه ما دوست داریم
کلا انتقادی ازم نمیشه زیاد
شده حالا یه سری انتقادا پشت سرم کردن بقیه امدن بهم گفتن فلانی اینجور میگه انصافا خیلی کم بود منم خیلی توجه نکردم به حرفش
مثلا یکی داداشم دیده گفته میثم یه همچین کاری انجام داده یا یه حرفی زده
من توجهی نکردم حالا یا گفتم کارم اشتباه بوده خودم بخشیدم سعی کردم تکرارش نکنم
ویا گفتم کارم درست بوده بهترین کار ممکن انجام دادم نظر اون برام مهم نیست
جالبه اون طرف خودم دیده بعدش دیگه چیزی بهم نگفته و رفته
در مورد گوشی قبلا خیلی انتقاد میشد الان نیست
مثلا در مورد نظافت و بهداشت گفتین من خودم خیلی اهمیت میدم که همیشه تمیزومرتب باشم
من یه عادتی دارم یه پیراهن یا یه شلوار میگیرم
تا از کار نیوفته همیشه میپوشمش
مادرم میگه بزار برا مهمونی واینا خرابش نکن ولی من میپوشم
اما همیشه به تمیز بودنش اهمیت میدم
در مورد قول واینا هم خیلی خودم حساس هستم رو این قضیه خوش قول باشم اکثرا خوش قول بودم انتقادی نشده تا جایی که یادمه
در مورد خودم هم خیلی تعریف میکنم ولی به نظرم خودم چون راستش میگم در مورد کارای که کردم انتقادی نشده
استاد عزیز مثل همیشه خداوند سپاسگزام که شما راهنمای زندگیم هستی
اگه نتیجه ای تو زندگیم بوده برای عمل به گفته های شما بوده
اگه نتیجه ای نگرفتم برای تنبلی خودم بوده که عملگرایی تو اون موضوع نداشتم
تشکر میکنم ازتون
درپناه الله مهربان شاد سلامت وتندرست باشید
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی
از خدای خودم ممنونم که در این جمع بهشتی هستم و از نعمات بیشمارش بهره میبرم و استفاده میکنم
استاد فایل های رو که در مورد توحید و یگانگی خدا صحبت میکنید در همه ما مخصوصا خود من انقلابی ایجاد میکنه و کلی قلبم رو باز میکنه واین سوالات خودشناسی باعث میشه که ما اول بهتر خودمون و بعد خدا رو بهتر بشناسیم
فایل های توحید عملی 8 و 9 و درسهایی از انیمیشن گربه چکمه پوش برای من خیلی بی نظیر بود و چقدر فهمیدم که بخدای خودم نزدیکم و من چقدر خودم رو دور میددیم
اما سوال این بخش
سوال : چه الگوهای تکرار شونده ای در بازخوردهایی که افراد از رفتار و عملکرد تان به شما می دهند، می توانید پیدا کنید؟
یک بازخوردی که خیلی از بقیه شنیدم و خیلی هم سعی میکنم که درستش کنم اما نیمدونم ریشه این کار به چی برمیگرده این هست که توی کارم با اینکه خیلی دقت میکنم اما باز هم یک جاهایی ایراد پیدا میشه و چون دوست دارم کار بی عیب و نقصی تحویل مشتری بدم خودم رو خیلی به سختی میندازم اما باز هم ایراد پیدا میشه
جالبه بعضی وقت ها هم اون ایراد رو میبینم اما انگار که نمیبینم ن اینکه بخوام سرسری بگیرم نه ولی فکر میکنم توی ذهنم اون ایراد نیست بعد همون مسیله رو مشتری میاد بهم میگه بعد باید زمان و انرژی بیشتری بذارم تا همون کاری که فکر میکردم ایراد نیست رو درست کنم و این باعث میشه حالم بدتر بشه و خودم رو بیشتر سرزنش کنم
خیلی وقت ها هم حقیقتا متوجه اون ایرادهای یا مشکلات نشدم و اصلا واقعا ندیدم اما یک نفر دیگه بهم میگه بعد به خودم میگم چطور ندیدم این ایراد رو که این همه دقت بخرح دادم و باز هم ندیدمش
این جا هم به خودم میگم ای بابا چرا دقت نمیکنی
این مسئله خیلی در من تکرار شده مخصوصا جدیدا در کارم واقعا نمیدونم چیکار کنم که دیگه این مشکل ها پیش نیاد
یا وقتی که کلاس زبان میرفتم توی تمرین ها درست مینوشتم بعضی جمله ها رو ولی یک تمرین دگه که همون مدلی بود توی همون برکه من اشتباه مینوشتم
و بارها از استادام (چه در کار چه در درس) این جمله رو شنیدم که میگن تو خوبی اما یکم بی دقت یا کم دقت هستی و من بهم برمیخورد از خودم که آخه من که این همه دقت میکنم چرا باید این ایراد ها پیش بیاد چرا همش این داستان در من هست
حالا بریم یک وجه مثبت دیگه رو بگم از خودم
من همیشه سعی میکنم وجه مثبت و خوب آدم ها رو ببینم حتی تا جایی که وقتی با کسی به مشکلی میخورم سعی میکنم تمرکز بذارم روی نکات مثبت طرف
و همیشه از خوبی های اطرافیان صحبت میکنم و میگم که همیشه به لطف خدا آدم ها ی خوبی دوروبرم هستند و بقیه بدون استثنا این جمله رو میگن بهم که چون تو خودت خوب هستی بقیه هم خوبن برات و بارها و بارها این جمله رو از بقیه شنیدم و البته که تایید هم کردم و اعتبارش رو به خدای خودم دادم و میدم
فقط از دوستان عزیزم میخوام که در مورد اول اگر نظر ایده و یا حرفی دارند که بتونند کمکم کنند و راهنماییم کنند ممنون میشم
در پناه الله مهربان باشید استاد عزیزم
و دوستان خوبم که عاشقانه کامنت هاتون رو میخونم و لذت میبرم از خواندنشون و لذت میبرم
سلام آقاجواد دوست خوبم
سپاسگزارم بابت کامنتهای خوبتون
میخواستم تجربه ی خودم و درمورد کارم بگم بهتون ان شالله ک مفید باشه براتون
من کارم خیاطی هست پایه ابتدایش و از خواهرم یاد گرفتم ولی چون دوسداشتم اصولی کار کنم رفتم ی متد جدید ایتالیایی ترکیبی و آموزش دیدم
البته هدایت خدا بود ک تونستم استادی ک دوسداشتم و پیدا کنم
استادم میگه همیشه از کنار هر قرار گرفتن کارهای کوچیک کارهای بزرگ شکل میگیره
چطوری؟
وقتی ک ما اصول ی چیزی و یادبگیریم والبته بهاشو پرداخت کنیم
تخصصت میره بالاتر و اعتماد ب نفست
من خیلی روکارم تمرکز میکنم و البته باعشق ولذت این کارو انجام میدم
قبل هر کاری اول میام تو دفترم مینویسم
ک میخوام فلان چیز و بدوزم خدایا هدایتم کن ک عالی بشه
مرحله ی بعد تو ذهنم تجسم میکنم میخوام چی درست کنم
بعد باخودم میگم چقد عالی میشه وقتی آماده بشه خییلی حسم خوب میشه و کلی خودم ذوق میکنم و انرژی میگیرم
مرحله بعد کشیدن الگو هست ک باز با دقت این کارو انجام میدم
اول میکشم و بعد میام کنترل میکنم ک اندازه ها دقیق باشه.. (بقول استادم اینا رمز موفقیت هر کاره این نکات ظریف ک خیلی ها ساده ازش میگذرن)
و بعد ک خیالم راحت شد پارچه رو برش میزنم
و میرم برای دوخت
ک تو این مرحله هم کلی تجسم میکنم حین دوخت انگار ب پارچه و چرخم انرژی میدم باحس خوب و لبخند این مرحله رو هم انجام میدم ب عبارت دبگه مرحله ی آخر کارو تو ذهنم میارم و لذت میبرم ک دارم ارزش خلق میکنم
و جالبه در حین انجام کار ی ایده های جدیدی بهم گفته میشه و عمل میکنم ک کارم و خییلی متفاوت تر میشه از آجیم ک
نزدیک 16ساله داره خیاطی میکنه و همیشه 4یا5،کارو باهم انجام میده
و بعد آخر سر از هیچ کدومشون راضی نیست
وخیلی هاشونو هم نمیپوشه همیشه میگه
میخوام زود کارم تموم بشه یعنی عجله میکنه
و دقت نمیکنه
یا بهتر بگم لذت نمیبره از مسیر:))
سرعت کارم ولی نسبت ب آجیم پایین تره ولی مهم نیست چون من دارم از هر لحظه م لذت میبرم و کم کم داره سرعتمم بیشتر میشه
ان شالله ک براتون مفید باشه تجربه ی من از کارم
در پناه الله یکتا باشید
به نام خدای مهربان
خداروشکر میکنم بابت وجود دوستانی چون شما زکیه خانم
که با عشق وقت میدارید و از تجربه های خودتون برای من میگید و راهنماییم میکنید
بسیار این دیدگاهتون بکارم میاد و میتونم به خوبی ازش استفاده کنم
البته اگر تکرار زیاد کنم و بشه ناخودآگاه من
همینکه وقت گذاشتید و کامنت من رو خوندید و بعد راهکار دادید این بسیار برای من ارزشمند هست و از شما و خدای بزرگم ممنونم
امیدوارم که موفق و شاد باشی
سلام خدای من
چند وقتی ست، که شدم صاب مغازه و خیییییلی حالم خوبه خیلی درس ها، تجربه ها دارم تو این رشته ی، کاریم یاد می گیرم. یه روز مشتری اومد خرید کرد داشتم حساب و کتاب می کردم که یه دفعه بهم گفت مگه تو کله ی ، تو کاه ه، خوب حساب من اینو و اینو این میشه ،
خیییییلی تکون خوردم همون لحظه وقتی فکر کردم، دیدم ذهن م ، داشت میگفت ، جلوی مشتری با ماشین حساب ، به اضافه و ضرب ، نکن ، میگن این ریاضی ش، ضعیف ه، وقتی اون حرف ها رو از اون مشتری شنیدم گفتم فاطمه حالا بخور ،چون به حرف ذهن گوش کردی،
تو باید با ماشین حساب هی کار کنی اشکالی نداره جلوی مشتری باشه عوضش هم راه می افتی ، توو حساب کتاب، هم دقیق حساب مردم بهت گفته میشه، پس گوش نکن به نجواهای ذهن که احترام ت، عزت نفس ت، زیر پا به میشه ، اینو قبول کن.
من از این بازخورد درس گرفتم که نگم من خودم بلدم
خدا جونم متشکرم
استاد متشکرم
سلام استاد ومریم جان
سوال: چه الگوهای تکرار شونده ای در بازخوردهایی که افراد از رفتار و عملکرد تان به شما می دهند، می توانید پیدا کنید؟
من اکثرا ارومم و با افراد رابطم راحت شده میگیم میخندید بعضی وقتا باهم کل میندازیم شوخی میکنیم ولی قبلا خیلی بیشتر احساساتی بودم همه میگن این زهرا زهرای قبلی نیس مظلوم باشه و خیلی خوشحالم وخودمو دوس دارم دیگه هیچ رنج و غمی رو یه زره هم نمتونه تحمل کنه و فقط شادی راحتی احساس خوب و سلامتیه بیشترو میخاد
دیگه اکثرا از بودن باهم لذت میبریم و تشکر میکنن و چیزی که من میدونم من کارنمی تونم بکنم حتی این همه لذتی که میبرم هم باز دز خدا میخام سپاس گزار تر باشم لذت بیشتر ببرم و همیشه تو این راه ثابت قدم باشم چون ادم کلن ناتوانه و همه چیشو خدا داده و اعتبارش این همه قشنگی حاله خوب میدونم از طرف خالق زیبایی عشق
عاشقتم
الگو های ترمزی من
پول برام کمه من پول لازمم برا من پول کمه یا پول هس پول تو دستم نیس پول برا من زودی اب میشه پول زودی یجور الکی خرج میشه هر وقت یه چی میخام بخرم نمیشه
…………
از خدا هدایت میخام برای جواب
……………………………………………..
بازخورد های خوب
میگن تو لاغری یا لباسات ترتیبشون خوب نیس….من میشه هیکل خیلی خوشگل تیپای خیلی خوشگل داشته باشم شکرت
میگن با ما حرف نمیزنی با ما گرم نمیگیری….من میشه کلی با ابجی با شوهری مامان همه رابطه خیلی خوب صمیمی داشته باشیم
یادم رفت اینکار یادم رف یا نشد یا بهونه الکی ولی خیلی بهتر شدمم… میشه خدا خیلی کار ها مسله هارو برام راحت کنه خیلی لذت بخش مثل امروز مهمونی خفن خیلی راحت داشتم کلی عشق کردم کلی لذت بردم شکرت
خیلی به گوشی ور میرمم درگیر تلفنم ….میشه خیلی تو گوشی نباشم خیلی راحت تر احساس خوب بیشتر بهم بدی بدون گوشی چون میدونم تو همه جایی تو خیلی لذت بخشی
نیاز توجه دارن نیاز حرف باهاشون بزنم … میدونم من نمیتونم به کسی لذت بروم من نمتونم کاری کنم کسی احساس خوب داشته باشه ولی میشه ازت بخام کلی رابطه مون بهتر و لذت بخشتر و یاد اورم باشی همیشه که این همه نعمت کارایی تو تا خودمو گم نکنم خالق زیبایی
نیاز باهم لذت ببریم نیاز دارم خیلی رابطه راحت تر و نیاز محبت هنوزم توش هس من نیاز اینکه باهات یکی قشنگ حرف بزنه نیاز اینکه عشق بهت من دوس دارم لذت ببرم خیلی من دوس از رابطه با بقیه کلی لذت ببرم از رابطه با خودم بازم بیشتر بیشتر الان خودمو خیلی دوس دارم هوای خودمو دارم بازم میخام بیشتر بیشترش کنی
….بیشتر تو گوشیم به گوشیم ور میرم تو خودمم
البته خیلی بهتر شدم بقیه برام مهم نیست و حواسم به گوشیمه و همه میگن رابطه باما خیلی گرم نیس تو خودمم ابجیم یه بار گف دیشبم انقد دوتایی تو گوشی هرکدوم بازی کردیم انگار دلم میخاس از هم دیگه بیشتر باهم لذت ببریم حرف بزنیم حال کنیم
…میشه من کلی لذت ببرم با اون حرف بزنم از خودم از اون کلی لذت ببرم
نمیشه کاری کنم که اون حال کنه بخنده
ولی خدایی من خنده شادی خیلی دوس دارم شادی خنده خودم بقیه
یکم از جم میترسم از اینکه بقیه باهام خوب نباشن از اینکه بقیه ازم لذت نبرن میترسم اخلاقم خوب نباشه و نتونم خوشبگزرونم واقعی بگم بخندم
پیدا کردم ترمزم نشت زیاد انرژی
بقیه خودشون لذت میبرن بقیه خودشون خداشون هس باهاشون حرف میزنه بهشون لذت میده پس کارت اینه خودت لذت ببری خودت بخایی که احساس خیلی خیلی خوب داشته باشی خودت احساس خیلی خیلی بی نیازی احساس خیلی خیلی ایمان داشته باشی احساس خیلی خیلی ارامش شکرت عاشقتم از این حس خوب
……………………
خب حالا اصلاح
من ادم اجتماعیم ینی از جم میشه کلی کلی لذت برد حال کرد
دوتایی میشه کلی لذت برد خیلی راحت خیلی گفت خندید کیف کرد عشق کرد واقعا مثل استاد و مریم جان مثل خیلیای دیگه مثل خواهر شوهر بچه هاش
خیلی خوشگزرون پر حیاهو و لذت
باهاشون کلی خوشمیگزره راحت حرفشونو میزنن باهم میریم جاهای خوب خودشون کلی دوس دارن خودشون قبول دارن کلی راحت مسله هاشون حل میشه همه اینا من کلی اینجوری دوس دارم رابطه های خیلی خوب و گرمو
…………..….
اکثرا بهم میگن کلی تغییر کردی داری اخلات هی عوض میشه خاستنی تر میشی قویتر میشی میگن بیشتر میتونی مسله حل کنی با اینکه من فقط لذت بردم و احساس خوب داشتم که همه همه اینا کاره تو بود میدونم همش مطمنم شکرررت دمت گرم عاشقتم انقد هوامو داری
به نام فرمانروای قلبم رب العالمین
سلام ودرود بر استاد عباس منش ومریم جووون
سلام باخانواده ی بزرگ عباس منش
خدایا تسلیمم. خدایا من نمیدونم تو میدونی. خدایا هدایتم کن ازهرخیری که ازجانب تو میرسه من محتاجم
خدایا شکرت بخاطر این سایت الهی. بخاطر هدایت های لحظه به لحظه ی تو
چندروزی بود درگیر فایل گربه چکمه پوش بودم. غرور. غروری که انسان رااز عرش به فرش میکشونه. ذلت رو باخودش میاره
غروری که شیطان با شش هزار سال بندگی وامام جماعت بودن فرشتگان به دورشدن ازرحمت خدا میرسونه
منم دستم رابالا میارم ومیگم من مغرورم. تو بچه های قدم ان ای. اولین قدم اقرار هست. که من ..یک معتاد هستم .وتعداد روز شمارپاکی خود راعلام میکنند. تا نپذیری نمیتونی درمان کنی.
چندروزی هست که پذیرفته ام. من یک مغرور هست. وچقدر از این غرور ضربه خوردم. دربرابر ربم غرور داشتم میخواستم خودم هرکاری راانجام بدم کنترل کنم
وچقدر ممنون دوستم هستم که این پاشنه آشیل رابهم یاداوری کرد. چیزی که واقعا نمیدیدم. وچقدر الان که دارم روی این موضوع کارمیکنم آرامتر شده ام
امروز هدایت شدم به کامنت دوست خوبم حمید امیری عزیز.
چقدر همزمانی. انگار کلام خدابود که با من گفته میشد. چقدر احساس گناه داشتم. چقدر حال دلم با این کامنت عالی شد.
باز خوردی که این روزها گرفتم از دوستان واطرافیانم باعث شد دوباره بشینم وبا خودم خلوتی کنم.
خیلی جاها فکرمیکنم کارم درسته. وقتی باقانون میسنجم میبینم کارم درسته. حتی اگه اطرافیانم ناراحت بشن
من از هرچیزی که بخواد حالم را بد کنه. اعراض میکنم. سکوت میکنم. از جایی که میدونم تو فرکانس من نیستند دوری میکنم ومتهم میشم به سنگ دلی. بی احساسی. به اینکه فقط خودت مهمی. مغروری.
خدایا کمکم کن. هدایتم کن.
این روزها بیشتر از همیشه به هدایت تو محتاجم.
ایاک نعبد وایاک نستعین
سلام ودرود استاد عزیزم
و سلام دوستان همفرکانسم
در دوره بی نظیر دوازده قدم فرمودید که الگوهای تکرار شونده را باید ریشه یابی کنیم فرکانسش را پیدا کنیم و وقتمون را برای پیداکردن فرکانس اتفاقاتی که اهمیتی ندارند یا تکرار شونده نیستند تلف نکنیم این موضوع پنجاه درصد ذهنم را خالی کرد
و ضمن اینکه پیدا کردن فرکانسهای موضوعات بی اهمیت حسم را بد میکنه و طبق قوانین زندگی حس بد مساوی با اتفاقات بد
حالا که تکلیف مشخص شد باید دنبال الگوهای تکرار شونده فقط باشم
ده تا سوال پرسیدید استاد جان از ما
10.بازخورد :,این سوال و بارها از خودم پرسیدم انتقاد و بازخورد ی که تکرار میشه برای من چیه
اینکه چرا سرم تو گوشیه هر پنج دقیقه یکبار چک میکنم گوشیمو خب که چی بشه ، اشکال کجاست اصلا حواسم به چیه ، اگه این ویژگی و بخام کنار بزارم باید چی کار کنم باید الگو پیدا کنم براش که خیلی ها فقط ساعت بخصوصی را قرار میدن برای چک کردن پیامها مابقی وقتشون برای انجام امورشون میره مگه اونها نمیتونن زندگی کنند یا اصلا چه خبره تو گوشی که تمام روزا براش وقت بزارن ،
یکی دیگه از بازخوردها همین تعریف کردن از خودمه شاید با عزت نفس قاطی بشه ولی نه مدام تعریف کردن از خودم و برنامه هام برای دیگران خب کلافه کننده س ، مگه من علاقه به شنیدن برنامه های دیگران دارم این از کجا آب میخوره ؟!!!!دوستان لطف میکنن جواب بدن ممنونم
بازخورد دیگه اینکه چرا نمیتونی نه بگی!!!!وقتی شرایطشو نداری ،وقتی سختت هست مثلاً برای بیرون رفتن برای قبول کردن دعوت مهمون یا دورهمی یا….. حتی خواسته بچه ام چرا نمیتونی قاطعانه با احترام بگم
نه این پاشنه آشیلمه
یکی دیگه قاطی کردن کارهامه همسرم همیشه بهم میگه چنتا کلاس ثبت نام میکنی دور خودتا شلوغ میکنی بعد کلافه میشی حست بد میشه !!!راست میگه خب تمرکز روی هیچ کدوم ندارم فرکانسش میدونید چیه اینکه وقت نیست باید همه چیز یاد بگیرم عمرم داره بیهوده میگذره آقا اینو باید اساسی حلش کنم بد جور پاشنه آشیلمه
عصبانیت یکش بود الان خداروشکر خیلی بهتر شدم
بازخورد دیگه اینکه چرا غذاهاتو عجله ای درست میکنی!!!آره انگار هول دارم باید وقت بزارم براش این فرکانس ش چیه دوستان لطف میکنن راهنمایی کنند ممنونم
مورد دیگه اینکه چرا همش خودما مسول میدونم که باید از مالم ببخشم یا فکر میکنم اگه به کسی ندم آدم بدی هستم شوهرم بازخورد میده بهم که باید متعادل باشم در این مورد اگه هم عملی کمک نکنم خودما سرزنش میکنم و بعد حس بد و بعد …..
فکر میکنم خیلی از این موارد داشته باشم بازهم دوستای گلم ممنونم که پاسخ میدهید سپاسگزارم