سریال تمرکز بر نکات مثبت | قسمت 6 - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

408 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    هێژا مەهتابی گفته:
    مدت عضویت: 3446 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش خیلی سپاسگذارم ازشما چون بزرگ ترین کاری که در دنیا میتونه وجود داشته باشه رو شما دارید انجام میدید شما دارید خیلی ها رو نجات میدید که ممکنه بدون راهنمایی های شما هرگز لذت واقعی زندگی رو نچشند بعد از ماها پیگیری سخنان پر معنا شما به باور هایی دست یافتم که قبلا جرات در خواب دیدنشون رو نداشتم اهدافی رو در نظر گرفتم که قبلا جرات فکر کردن بهشون رو هم نداشتم اما شما زندگی منو تغییر دادی قبل ها این ایمان رو داشتم که همیشه راهی هست تا تصادفا با سایت شما اشنا شدم و کلی دگرگون شدم و مانند حرفی که در کلیپ بالا زدید انقدر اهدافمو باور دارم که اونا رو لمس میکنم خودمو صاحب اهداف لذت بخشم میدونم و نشونه هایی هم بدست اوردم که بیشتر امیدوارم میکنه هر چه به سمت جلو حرکت میکنم ایمانم به اهدافم بیشتر میشه حرف های شما منو راه انداخت به شما این ارامشو مدیونم فقط خواستم حس واقعیمو بگم ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    هلن گفته:
    مدت عضویت: 4268 روز

    سلام

    این فایل نشونه امروزم بود که منو راهنمایی کرد.

    میخواسم یه کاری رو شروع کنم ولی هی این دس واون دس میکردم.

    نمیدونستم کارم درسته یا نه؟

    میتونم از پسش بر بیام؟

    میتونم به این هدفم برسم؟

    با موانع بر سر راهم چه کنم؟

    شاید زورم نرسه موانع رو بردارم وحلشون کنم.

    چه جوری باید به این هدفم برسم

    و هزاران سوال وترمز و…….

    واین آهویی تموم سوالات منو جواب داد.

    باید حرکت کنم.

    باید با موانع روبرو بشم وتداش خودمو بکنم، قطعا خدا با منه ویاریم میکنه.

    ممنونم که دست خدا شدین و خیلی عالی جواب سوالم رو گرفتم.

    الان صبحانه خوشمزه ام رو میخورم وبه امید الله میرم دنبال هدفی که مدتهاس میخام انجامش بدم ولی دو دل بودم.

    من امروز اولین قدم رو برمیدارم وبقیه اونو به خدا میسپارم.

    ومیدونم که با همین قدمهای کوچیک خدا منو یاری میکنه ومیتونم کم کم گامهای بلندتری رو بردارم.

    خدایا شکرت.

    خودم رو به آغوش گرم ومهربان تو میسپارم.خودت مدیریت کار وزندگی منو به عهده بگیر.

    ممنونم خدای خوب وقدرتمندم.❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3522 روز

    مهم نیست که چه محدودیت هایی الان دارم.

    مهم نیست که کسی به من کمک میکند یا نه .

    زیرا این وسط تنها خودم هستم که میتوانم به خودم کمک کنم یا خودم را

    از نعمت دور کنم.

    همانطور که مانند خواسته های قبل با ان محدودیت ها به انها رسیدم اینبار

    هم به خواسته ی الانم خواهم رسید ایمان دارم چند ماه دیگر

    مینویسم که رسیدم همانطور که قبلا رسیدم.

    زیرا همان خدایی که عشق این رویاهارا در وجودم رویانده

    نه تنها توانایی رسیدن به انها را به من داده است

    بلکه بزرگترین حامی من در راه رسیدن به این رویاهاست.

    الان نیز در وجودم انقلاب و غوقایی به پاست و بخش های عظیم دیگری

    از توانایی هایم در حال بیدار شدن هستن در جهت رسیدن به خواسته ام.

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت بابت ماشینم

    هزاران مرتبه شکرت بابت .

    فضل خداوند بی انتهاست همانطور که به دیگران داده ای به من هم

    میدهی. اگر من تنها بندگی تو را بکنم و به تو ایمان داشته باشم

    خداوند باید به من بدهد هر انچه میخواهم.

    و هدایتم میکند ایمان دارم همانطور که قبلا هدایتم کرده و این

    جهان را اداره میکند .

    برای همین احساسم خوب است و با تمام وجود دارم حرکت میکنم

    و هرگز چشمم به دست کسی نیست.

    در ضمن مهم نیست چقدر مسیر دور است

    من ارام ارام حرکت میکنم و با طی کردن تکاملم میرسم.

    تمام کار من این است رسیدن به خواسته ام را شدنی بببینم.

    به صورت خودکار تمام روز انرا تجسم کنم.

    الگوهایی که رسیدند را پیدا کنم و تایید و تحسین کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    هستی محمدی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1456 روز

    سلام استاد بی نظیرم و‌دوستان همکلاسی

    واقعا باورش خیلی سخته که یه بز تونسته باشه این همه اشیا ٕ سنگین رو‌جابجا کرده باشه برای رسیدن به چیزی که دوست داره.

    مثل این می مونه که بگن یه آدم فلج تونسته یه ماشین سنگین رو برونه.

    همه چیز برمیگرده به باور های بزرگ و قدرتمند که از نشد شد میسازه.و ما همین الانشم از اینطور افراد دوروبرمون کم نداریم.نمونش ایلان ماسک که عاشق تحقق ناممکن هاست و این برمیگرده به باورهای قدرتمند و فکرهای بزرگ.

    استادجان شماهمیشه می گید فکرهای بزرگ در سرتون بپرورونید و واقعا درست می گید.

    من خودم از ارتفاع خیلی ترس دارم حتی از پل هوایی عابر پیاده هم میترسم

    شاید عجیب باشه اما تاهمین چند سال پیش از پله برقی هم میترسیدم اما با کمک روانپزشک و دوستانم وتمرین هر روزه در ساعات خلوتی پله برقی تا حدود زیادی ترسم از پله برقی ریخت اما باز هم اگر مرکز خریدهایی برم که شیب پله برقی زیاد و غیر استاندارد باشه نمی تونم برم مخصوصا اگر تایم شلوغی باشه و با آسانسور میرم.

    اما اما اما

    منی که انقدر ترس از ارتفاع دارم ،اگر مثلا نوک یه کوه گیر افتاده باشم و نوک یه کوه دیگه دخترم مثلا در خطر شکارشدن مثلا توسط یه شیر درنده باشه ،و مثلا این دو تا کوه توسط یه طناب به باریکی یک مو به هم وصل شده باشه ،

    حاضرم از روی طناب به اون باریکی رد بشم و برم نوک اون یکی کوه و دخترمو نجات بدم

    اینجا دخترم میشه هدف،و حس مادرانه میشه ایمان و باورم.

    یه جایی خوندم آدمها اگر هدف داشته باشند و اراده کنند میتونند کوه رو جابجا کنند و این به نظرم شدنیه

    این وسط دیگه منطق کارایی نداره .منطق اصلا از دید کیهان و کائنات وجود خارجی نداره. و قوانین کیهان هست که به انسانها پر پرواز و قدرت های خارق العاده میده.

    ورودی خوب و حس مثبت =

    خروجی دلخواه با حس خوب و عالی.

    خداروشکر به خاطر وجود تک تک تون

    در پناه الله یکتا شاد و سربلند تر باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    دریای بیکران گفته:
    مدت عضویت: 983 روز

    بسم الله الرحیم الرحیم

    قانون تکامل + لذت از مسیر +صبر

    خدایا شکرت این راه را نشانم دادی

    چقدر زیبا قشنگ ارام و ساده همه چیز به نحو احسن در حال گذره

    واقعا الان معنی این جمله رو فهمیدم(با خدا باش و پادشاهی کن)

    نمیخواد با زور فیزیکی تلاش کنی

    کافیه از زندگی لذت ببری

    عجله نکنی به هرچی میخوایی میرسی

    این مسیر اینقدر زیباست که به هرچی نازیبا برخورد کردین باز هم خداروشکر کنید تضادها مارو رشد میدن

    هرلحظه یک پله بالاتر میرویم

    من در ابتدای مسیر هستم

    همیشه بی صبر و‌عجول و بی حوصله بودم همش به انتهای مسیر توجه میکردم نجواها میاد به ذهنم پس کی به خواسته ام میرسم

    چندتا دوره و‌کتاب باهم خریدم و همیشه باور اینو داشتم باید برای یادگیری صحیح باید خرج کنم

    ولی نه استاد هم قشنگ گفتن از فایلای رایگان هم میشه خیلی چیزای گرانبها فهمید

    تا درکمون نسبت به قانون بیشتر بشه تا نا امید و افسرده نشیم ابتدای مسیر

    ادامه بده نترس راهی که رفتی انتهایش زیباست….

    میخواهم رها کنم گذشته و اینده و فقط لحظه

    حال رو زندگی‌کنم

    همه چیز را مسیپارم بخدا من ایمان دارم بهترین مسیر را برایم فراهم میکند و بهترین زندگی

    کافیه یک قدم برداری خدا هزاران قدم برایت بر میدارد

    من به دستان خدا خیره شدم معجزه کرد

    خدایا شکرت که منو با این سایت اشنا کردی

    من از نو متولد شدم

    إِنَّمَا النَّجْوَی مِنَ الشَّیْطَانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَلَیْسَ بِضَارِّهِمْ شَیْئاً إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

    به نجواهای شیطان توجه نکنید استرس نگرانی ترس و هرچیز دیگر کنار بذاریم

    شیطان تسلطی بر من ندارد چون خداوند تکیه گاه من است

    مراقب من است

    عاشق من است

    در پناه خدای یکتا

    شاد و سلامت .ثروتمند و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    سایه سهیلی گفته:
    مدت عضویت: 987 روز

    سلام استاد

    ممنونم بابت اینکه انقدر خالصانه و مشتاقانه با حرف هاتون، هی تلنگری به ما میزنید.

    خدا رو سپاس گزارم که رهام نکرده

    دارم تلاش میکنم با خدا باشم

    باهاش حرف بزنم

    و بزرگترین آرزوم در این لحظه اینه که یاد بگیرم با خدا حرف بزنم و هدایت های خدا رو بشنوم و شجاعت داشته باشم که عمل کنم

    من هم برای خودم یک گرین برد درست کردم

    و از دیدنش دلم شاد میشه و انگیزه میگیرم

    اما میخوام دو مورد دیگه به گرین بردم اضافه کنم

    یک عکس درباره علاقه ای که در زندگی دارم

    و یک عکس که به یادم بیاره باید همه چیز رو از خدا بخوام

    همه چیز رو

    حتی کوچکترین و جزئی ترین مسائل رو

    و چی بهتر از این؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 453 روز

    سلام و عرض ادب

    ششمین روز و ششمین قسمت سریال تمرکز بر نکات مثبت

    دیروز من این قسمت رو دیدم اما چون از دیروز به لحاظ جسمی حالم خوب نیست نتونستم بلافاصله کامنت بزارم ،

    اینکه انگیزه در من هست و هدف در من هست خیلی پر رنگ ، شکی نیست

    یادمه روز اول که سریال تمرکز بر نکات مثبت رو شروع کردم به امید سلامتی کامل و تلاش برای رسیدن به هدف هام بود ، اما از دیروز دوباره بیماری عود کرد ، و داره شدت میگیره ، درد و فشار روحیه م رو دوباره بهم ریخت ،

    کلی دوباره فرکانسم پایین اومد ترس نگرانی ناامیدی ،

    اینکه من واقعا دارم انگیزه و هدفم رو میبینم اما دست و پام رو این بیماری بسته واقعا خشمگین و نا امیدم می‌کنه

    نمی‌دونم کجای کارم ایراد داره

    هر روز شکرگزاری میکنم هر روز با صدای ضبط شده ی خودم رو باورهای سلامتی کار میکنم ، و سعی میکردم حالم رو مثبت نگه دارم و ناباورانه بدون هیچ دلیل مشخصی دوباره جسمم ناتوان شد

    از خداوند خواستم راه رو نشون بده

    علاقه عجیبی به نقاشی دارم، کارهام عالی هستند و یکساله که تصمیم دارم حرفه ای دنبال کنم نقاشی رو ، اما جسمم یاری نمیکنه

    خدایا خودت راه رو آسان کن .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    شفق گفته:
    مدت عضویت: 1800 روز

    درود بر استاد گرانمایه ام

    ممنونم از ذکر مثال آهویی و تذکراتی که دادین تا به یاد آوریم چه موفقیتهایی تا کنون بر اساس ایمان به گرفتن نتیجه به دست آورده ایم.

    مثالی که من از خودم میتونم بزنم برمیگرده به هفت سال پیش زمانی که در سن سی و پنج سالگی تصمیم به مهاجرت تحصیلی به آلمان گرفتم.اینکه قراره چه اتفاقی در آینده بیفته برای من کاملا گنگ و تار بود. یعنی به این فکر نمیکردم که وقتی که بیام آلمان باید چه کار کنم،چه جوری کار پیدا کنم چه جوری خونه بگیرم و برم دانشگاه.

    اون زمان فقط با تک تک سلولهای بدنم میخواستم که بهم ویزا بدن و بیام آلمان. دیگه بعدش برام مهم نبود ،با خودم میگفتم بعدا به بعدش فکر می‌کنم.

    فقط تمرکزم روی کلاسهای زبانم و کاری که اون موقع از دستم بر میومد بود. یعنی خوندن زبان و آماده کردن مدارکم.

    استاد شاید ندونید ولی وقتی کسی بخواد به صورت دانشجویی بیاد آلمان حتما باید اون موقع با خودش نزدیک ده هزار یورو پول نقد میاورد. من نه تنها اون پول رو نداشتم بلکه قسط بانک هم داشتم. یعنی یه چیزی حدود شش میلیون تومن اون موقع بدهی به بانک داشتم.

    اما فقط یک چیز میخواستم و میدونستم به دستش میارم.

    استاد به طرز عجیبی باور داشتم که میشه. طوری که نزدیک عید وقتی که دو ماه به نوبت مصاحبه سفارتم مونده بود و داشتم برای امتحانات زبان آماده میشدم، مثبت مادرم مشغول جمع کردن لباس زمستونی هام بودیم که به مامانم گفتم هر کدوم رو میخوای بردار بقیه رو هم ببخش به نیازمند چون من زمستون سال بعد آلمانم و از اونجا هرچی بخوام برای خودم می‌خرم.

    استاد اون موقع من با شما و دوره هاتون آشنا نبودم فقط کتاب بیست و هشت روز شکرگزاری رو خونده بودم و الان میفهمم شمردن روزانه نعمتهام و تمرکز روی خواسته قلبیم و باور این که میشه و میتونم چقدر معجزات تو زندگیم پدید آورد. چه برسه الان که دستم رو گذاشتم تو دست شما. قطعا پله های ثروت و موفقیت رو با حفظ تکامل، سریعتر پیش میبرم.

    استاد در شرایطی که خیلی ها میگفتن با سن بالای سی شانس کمی برای دریافت ویزا داری، من یک ماه بعد از مصاحبه ویزام رو گرفتم و 23 تیرماه سال 97 با یک پرواز مستقیم ماهان اومدم آلمان.

    پول سفرم هم به طور معجزه آسایی جور شد. برادرم هر که ماشالله وضع مالی خوبی داشت، هر موقع سفر خارجی میرفت باقیمونده دلار و یورو رو میداد به مامانم که براش نگه داره. من ازش خواهش کردم این پول رو بهم قرض بده و همون رو دقیقا به یورو بهش پس بدم. تا حالا فقط سه هزار تاش رو بهش پس دادم ولی امید به خدا به زودی مابقیش رو هم بهش برمیگردونم.

    من اصلا میخواستم برم یه شهر دیگه، اصلا روی داییم که آلمان زندگی می‌کرد و یک خانم خارجی داشت حساب نمیکردم.اما خانمش به داییم گفته بود بگو خواهرزاده ات بیاد شهر ما و اینجا زبان بخونه!! استاد با اینکه من خانمش رو تا حالا ندیده بودم اما برای اتاق پسر بزرگش رو خالی کرد و اجازه دادن یه مدتی اونجا بمونم.بعد از نزدیک دو ماه،به خواست خودم رفتم خوابگاه و نمیدونین چه حمایت‌هایی از جانب رییس خوابگاه شامل حالم شد. من هیچ کار خاصی نمیکردم اما به وضوح میدیدم خدا برام دستانش رو‌میفرسته و همه چیز مثل دارا داره سر جای خودش میره. تا سال 2021 توی اون خوابگاه زندگی کردم و کلی اتفاقات عالی تجربه کردم. بعد با همسرم آشنا شدم و مستقیما اومدم سر خونه زندگیم.

    کار پیدا کردم در همان زمان خودش معجزه ای بود، گرفتن اجازه کار از اداره خارجی ها یک معجزه دیگه.

    استاد همه چیز عالی پیش میرفت تا اینکه من افکارم رو دیگه کنترل نکردم و کنترل ذهنم رو رها کردم.

    این هست که به شما و دوره های شما پناه آوردم و با تمرکز بر آگاهی های روانشناسی ثروت یک و کمک پروردگار یکتا دوباره معجزه آفرین خواهم شد و شاهد نعمتها و دستیابی به آرزوهایم خواهم شد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    وحید ولاشجردی گفته:
    مدت عضویت: 1601 روز

    به نام خدا

    سلام استاد عزیز و همه دوستان

    فایلی رو دیدم که حس میکنم خیلی بهش نیاز داشتم حرفایی رو شنیدم که لازم داشتم بشنوم

    وقتی یه رویایی تو ذهن شکل نیگیره قطعا توان رسیدن بهش هم داریم فقط کافیه باورش کنیم و حرکت کنیم

    دقیقا هر بار که هدفی رو قابل دسترس و رسیدن دیدم بدون درنگ سمتش حرکت کردم

    وقتی بدونیم که در پس همه تلاش ها بلاخره به هدف میرسیم این خودش موتور محرکه خودش اهرم رنج و لذته

    باید باور کنیم که ما میرسیم و در دسترسمون هست اون هدفی که داریم هرچند بزرگ و حتی از نظر ذهن محدودمون دست نیافتنی

    ولی با تغییر باور ها و ایمان و توکل و اینکه بدونیم میرسیم بهش اقدام میکنیم

    همیشه باید جلوی چشممون باشه و هر لحظه باش زندگی کنیم به قول استاد احساس کنیم که همین لحظه ام داریمش و کمبودشو حس نکنیم

    و طلایی ترین جنله ای که تو گوشم صدا داد همون جمله بود که گفتین هدفا همه در دسترس و نزدیکن میشه به همشون رسید به شرط اینکه باور کنیم و اونارو تو ذهنمون قابل رسیدن بدونیم

    خدایا شکرت بابت این همه زیبایی و فراوونی تو این فایل چقدر اسمون قشنگ و صافی داشت چه درختایی و چه اب بی نهایتی خدایا شکرت بابت این همه تعمت

    ممنون استاد جان🫡

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1174 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که هر چه دارم همه از آن اوست خدایی که قدرت خلق خواسته و زندگیم را به من داده فقط باید من خودم را باور کنم قوانین این جهان را باور کنم و منطقی کنم برای خودم که اگر تلاش ذهنیم را بالا ببرم میتونم با قدرت بالایی به خواسته ام برسم

    پس باید من تمام تلاشمو و تمرکزمو بذارم برای رسیدن به خواسته

    و هر روز قدم‌هایی براش بردارم

    خدایا شکرت می‌گویم سپاسگزارتم برای 6دابت امروزم

    سلام و سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان نازنینم

    مریم جانم ممنونم از نوشتن متن زیبا اول صفحه

    و ممنونم از استاد عزیزم بابت مثال قشنگشون از آهویی و رسیدن و تلاش کردن برای غذا خوردنش

    که درس خوبی برای ما هم بود متشکرم عزیزانم

    واقعا همینطوره فقط باید باور کنیم این باور کردن امکان قدرت داشتن رو به ما می‌دهد

    وقتی باور میکنیم با قدرت پا روی ترسهای واهی می‌گذاریم و جلو میرویم و پله پله صعود میکنیم

    پس همه چیز باور و ذهن ماست که همه چیز و همه کارها رو هم سخت جلوه دهد هم آسان جلوه دهد در نظر ما

    این ما هستیم که با دیدگاهه درست و مناسب

    می‌توانیم همه جیز رو به نفعه خودمون رقم بزنیم

    با تعهد قدم برداریم برای رسیدن به اهداف و خواسته هامون و باور و ایمان به قدرت و نیروی خداوند مهربانم

    خدایا شکرت سپاسگزارتم برای تمام داشته هایم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: