عمل به قوانین خداوند، چگونه زندگیمان را متحول می کند - صفحه 45


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری عمل به قوانین خداوند، چگونه زندگیمان را متحول می کند
    513MB
    75 دقیقه
  • فایل صوتی عمل به قوانین خداوند، چگونه زندگیمان را متحول می کند
    72MB
    75 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

783 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    طاهره گفته:
    مدت عضویت: 2701 روز

    به نام خدا، سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان

    (زینب عبدالهی)

    من روز دوشنبه 6مرداد ماه 1404 به این فایل هدایت شدم،چجوری هدایت شدم اصلا یادم نیست،فقط وقتی این فایل اومد بهم گفت دانلودش کن و بذار رو ریپیت فقط اینو گوش کن

    بار اول گوش دادم قلبم خیلی آروم شد و ارتباط خوبی با لیلای عزیز و توضیحات استاد درباره قانون گرفتم

    دفعه دوم به اون قسمت پرداخت بدهی ها که رسید و استاد تاکید کرد که اول بدهی هارو پرداخت کنید اول بدهی هارو پرداخت کنید توی سرم زنگ زد

    یادم اومد که ما یه مبلغی بدهی داشتیم که بعد از گذشت سه سال تازه نصف شده بود،مبلغ بسیار زیادی نبود ولی خوب بالاخره بدهی بدهی بود،

    از طرفی هم مبلغی کنار گذاشته بودیم برای خرید یه وسیله،عصر که همسرم از خواب بیدار شد بهش گفتم نظرت چیه این پول رو بدیم بجای بدهی که داریم؟؟(با پرداخت این مبلغ تازه بدهی نصف میشد ولی خوب ما باید اقدام میکردیم)

    یجوری خوشحال شد و یه حس تحسین و غروری نسبت به من توی چشماش ظاهر شد که نگم

    بعد گفت خوب تو به اون وسیله احتیاج داری بذار پولتو خودم دستم رسید بدهی رو میدم،گفتم من بدهی نداشته باشیم برام مهمتره ،خدا هم خودش اون وسیله رو برام جور میکنه(این حرفا نه فقط به زبون بلکه از قلبم میومد و ایمان خیلی قوی پشتش بود)گفت پس باشه هرجور صلاح میدونی،

    اتفاقی که افتاد اون روز فقط نصف مبلغ رو تونستیم واریز کنیم و چون بعلت گرمی هوا بانک ها تعطیل شدن 3/4 بدهی هنوز مونده بود

    گذشت و روز چهارشنبه همسرم اومد گفت خبر خوب دارم ،یه مبلغی اومده یه حسابم که بدهی رو تسویه کنیم.کلی خوشحال شدم و سپاسگزاری کردم بابت این گشایش ها.

    ولی هنوز بدهی داشتیم 1/4 مبلغ بدهی هنوز پرداخت نشده بود.

    برنامه این بود که شنبه باقی مونده رو هم براش واریز کنیم و تسویه حساب.

    که دیروز طرف حسابمون زنگ زده بود به همسرم که چخبره؟چرا انقدر هی پول واریز میکنی؟!

    همسرم بهش میگه nتومن طلب داشتی،یادت نیست؟بالاخره باید تسویه کنیم ،و nتومن دیگه مونده که اونم شنبه براتون واریز میکنم.

    و اون فرد هم میگه مبلغ باقی مونده هدیه من به دخترتون هست و حساب ما تسویه شده.

    به همین راحتی بدهی که مبلغش از دور مثل یه غول بی شاخ و دم بود و سه سال نتونسته بودیم پرداختش کنیم،چون میخواستیم یک پول قلمبه و یکجا بیاد که تسویه کنیم(عدم قانون تکامل) به همین راحتی تسویه شد،و دخترم هم هدیه گرفت چرا؟چون ما ایمان خودمون رو نشون دادیم و اولین قدم رو برداشتیم و بقیه قدم هارو خدا برامون برداشت.نمیدونم چند نفر تو این دنیا بابت پرداخت بدهیشون هدیه گرفتن ولی دختر من همچین هدیه ای گرفت با هدایت و عمل به قوانین بدون تغییر خداوند.

    به خداوندی خدا قسم کل دنیا جمع میشدن نمیتونستن انقدر قشنگ این ماجرا رو بچینن که خدای وهاب من این کارو کرد.

    این موضوع رو انقدر با جزئیات نوشتم که

    اول خودم یادم بمونه کجا بودم و( در عرض سه روز ) به کجااااا رسیدم

    دوم یادم بمونه که قانون همیشه جواب میده،قانون همیشه درسته فقط من باید باهاش هماهنگ بشم و در مدار درست قرار بگیرم.

    سوم اینکه اون بخش کامنت لیلای عزیز که درباره سپاسگزاری بود بعلاوه توضیحات استاد بهترین مکمل برای جلسه 16 دوره هم جهت با جریان خداونده، و من بعد از چندین و چندبار گوش کردنش بازم چیزی برای شکرگزاری نداشتم تا اینکه هدایت شدم به این فایل و اینجا با کامنت لیلای عزیز متوجه شدم توانایی شکرگزاری چه نعمت بزرگیه که من خودم رو از اون محروم کردم. با حرف های لیلا یه تلنگری بهم خورد که لیلا توی اون شرایط تونسته سپاسگزار باشه بعد تو نمیتونی یخچال ساید بای ساید و پر از خوراکی به این بزرگی رو ببینی؟ رابطه پر از عشق و محبت و احترام رو نمیبینی؟ خونه ی نوساز در بهترین و بزرگترین خیابون شهرت رو نمیبینی؟ویو رو به دریای بالکن خونت رو نمیبینی؟چشمان زیبای لاله(دخترم) که هرکسی میبینه فکر میکنه نقاشیه(یه رنگی بین سبز و آبی و طوسی) رو نمیبینی؟خرید ماهانه صفر تا صد برای خودت و لاله رو نمیبینی؟تن سلامت خودت رو نمیبینی که به تنهایی همه کار های خودت و خونه رو انجام میدی؟سلامتی و صبور بودن دخترت رو نمیبینی؟سلامتی و اکتیو بودن و پرانرژی بودن همسرت رو نمیبینی که بعد از کلی ساعت کار فیزیکی سنگین میاد خونه و کلی با لاله بازی میکنه؟

    در یک لحظه این ها و مواردی بیشتر از این هارو توی ذهنم گزروندم و به خودم گفتم و از خدا طلب بخشش کردم و شروع کردم به سپاسگزاری و اونجا بود که فهمیدم منظور دقیق استاد در جلسه 16 دوره هم جهت چی بوده .

    همه این ها هدایت خداوند بود و جواب درخواست های من که خیلی طبیعی و بدیهی بهش هدایت شدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    مرضیه رحیم زاده گفته:
    مدت عضویت: 729 روز

    .سلام خدمت استاد عزیز و همراهن گرامی

    استاد من شش هفت ماهی هست توی سایت شما هستم و خیلی وقت میرارم و فایل هاتون رو گوش میدم و تلاش می‌کنم بفهمم و عمل کنم

    ولی وقتی ی مسئله ای برات پیش میاد مهمه که بتونی از این آگاهی ها استفاده کنی

    من دیروز رفتم درمانگاه و مت جه شدم مسئله ای برام پیش اومده اینم بگم من دیدم صحیفه و به مرور داره ضعیف تر میشه و تو زندگی روزمره ام با مشکل مواجه هستم دیروز که اون مسئله بظاهر مشکل جسمی جدید که برام آشکار شد ناراحت شدم و رفتم تو خودم که من دیدم مشکل دارم الانم وابسته هستم دیگه اینم اضافه بشه بده حالا چیکار کنم و اینا

    ظهر رو تختم دراز کشیدم همونطور که ناراحت بودم گفتم بخوابم از ی طرف میگفتم ی فایل استاد بدارم گوش بدم به این دک فکر بودم که تصمیم گرفتم گفتم میزنم رو نشانه هرچی اومد

    زدم و این صفحه برام باز شد

    عمل به قوانین خداوند چگونه زندگی ما رو متحول میکنه ؟

    اصلا بهتم زد اشکم در اومد خودت عنوان فایل تمام حرف رو به من زد ک جواب من رو داد و بعد با شوق و حسی پر از حضور خداوند و نزدیک بودن خدا ند و سمیع و مجیب بودن خداوند فایل رو گوش دادم و یکبار دیگه درک کردم که شرایط الان من در هر زمینه ای خودم بوجود آوردم با فرکانسی و الان هم با قدرتی که خداوند در درونم قرار داده میتونم تغییرش بد و دوستانی مثل لیلا و مثل شما نشون دادین که این حرف درسته و اگر بتوانی به قوانین عمل کنی صد در صد نتیجه میگیری تا الان هم خودم هر روز دارم خبرهایی رو میشنوم که خیلی جالبه دوستم که شاید ده ساله بچه دار نمیشدن الان بارداره همسایه مون که سنش یکم بالا رفته دیشب شنیدم که داره نامزد میکنه و … اینا رو من خواسته بودم الان حضور خداوند و بودن قوانین رو می بینم و می بینم به میزانی که به قوانین عمل میکنی نتایج رو تو زندگیت می بینی و این برای من از هر کلامی تاثیر گدارتره و انگیزه و انید من رو به یقین تبدیل که اگه اینا شده پس مسیرت درسته نشانه ها رو می بینم ایمانم تقویت میشه و باعث میشه بیشتر روی حرف های استاد روی تک تک جملاتی که استاد میگن دقت کنم و اون رو رفتار خودم ببینم که رفتار من چقد با این حرف تفاوت داره بعصی موقع میگی نه من اینطوری نیستم ولی وقت دقت میکنی در زندگی و رفتارم مبینم نه یکمی هست و اون یکم هم داره تو زندگیت تاثیر میداره و اونم باید پاک کنی و درستش کنی

    درود بر لیلای عزیز و استاد نازنین که اینقد با آرامش و اطمینان صحبت میکنن و خود همین آرامش در صحبت کردن دل آدم رو مطمعن میکنه و ایمان آدم رو بیشتر

    خدا حفظتون کنه روز به روز شادتر و آرامش زندگیتون بیشتر بشه آن شاءالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    فهیمه جون ثروتمند گفته:
    مدت عضویت: 635 روز

    امروز جمعه 3 مرداد 1404

    سلام و سپاس از پروردگارم بابت شنیدن این فایل ارزشمند برای نشانه ی امروز

    و سپاس از استاد که با بیانی شیوا و شفاف اینقدر واضح توضیح میدهند.

    و سپاس از لیلا جان عزیز و خداروشکر بابت این همه پیشرفت شون

    و سپاس از خودم که گوش دادم و به خودم و خدای خودم قول دادم تمام سعی خود را بکنم بیشتر روی خودم کار کنم .

    من می‌خوام واقعی تغییر کنم

    حس میکنم یک جاهایی حس تغییر داشتم و باید روی خودم کار کنم و کار میکنم .

    پیش به سوی تغییرات ژرف و مثبت و فوق العاده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    محمدعلی ملک خویان گفته:
    مدت عضویت: 895 روز

    27 تیرماه 1404

    سلام خدمت استاد گرامی

    حدود پنج شش روز پیش یادم نیست چجوری هدایت شدم به شنیدن این فایل و بعد از حدود دو سال که دارم با فایلهای رایگان و قدم یک تا 6 دوازده قدم هر روز زندگی میکنم، این فایل کاری با من کرد و خداوند چشمانم رو جوری باز کرد که هیچکدوم از فایلهای قبلی با من این کارو نکرده بود و البته مطمئنا تا قبل از این آماده درک موضوع “به این سادگی” نبودم با وجود اینکه حتی میدونستم و تصمیم میگرفتم‌ سپاسگزار باشم تو همه جنبه های زندگیم، ولی انگار هنوز چشمها و گوشهام بسته بود و از لحاظ فرکانسی به این حد نرسیده بودم که این حقیقت تو قلب و روحم نفوذ کنه و شخصیت منو تغییر بده

    من اسنپ کار میکنم و همیشه برام سوال بود که چرا هر کی اومده حتی مدت کمی با فایلای استاد کار کرده تحول رو تو زندگیش دیده ولی من از لحاظ مالی نه تنها پیشرفت نداشتم بلکه پس رفت زیادی هم داشتم

    البته تو جنبه های دیگه زندگیم واقعا تغییر رو حس کرده بودم:

    هم از لحاظ روابط هم از لحاظ آرامش و ایمان و هم از لحاظ سلامتی جسمی و روحی

    ولی آخرش گیر بودم به بحث مالی و شغلم

    مثل خود شما استاد گرامی که تو مرحله ای از زندگیتون به جایی رسیدید که خیلی نتیجه گرفته بودین ولی از لحاظ مالی مشکل داشتین

    تا اینکه هدایت شدم به این فایل و یه فایل میکس دیگه که در مورد سپاسگزاری بود و به طور اتفاقی توی یه کانال تلگرامی دانلودش کردم و استاد اونجا میگن “وقتی ما سپاسگزاری میکنیم که نزدیکترین فرکانس به فرکانس خداونده…”

    که این جمله هم منو تکون داد و میخاستم فریاد بزنم یافتم یافتم

    چرا من تا الان با سپاسگزاری خودمو اینقدر به خداوند نزدیک نکرده بودم؟

    و تازه ایراد کارمو پیدا کردم که من با وجود اینکه صبح تا شب با فایلای متنوع استاد زندگی میکنم، ولی بابت چیزایی که دارم به اندازه کافی که بتونه فرکانسهای طول روز منو بهبود بده، سپاسگزار نعمتها و داشته هام نبودم و از لحاظ مالی کلا آدم ناراضی و غرغرویی بودم؛ البته تقریبا فقط از درون با خودم و خداوند غرغر میکردم و البته این نارضایتی تقریبا همیشگی بود و همین موضوع گند زده بود به فرکانسهای طول روز من…

    ((و تازه انگار سوراخ اصلی سطلم و زندگیمو پیدا کردم))

    کیمیای سعادت رو یافتم!

    و تو این پنج شش روز اصلا یه آدم دیگه ای شدم

    شروع کردم به دیدن چیزایی که دارم

    که اصلا نمیتونم بشمارمشون

    و روزها دارم قطره قطره ی این دریای بیکران نعمتهام رو میشمارم و فرکانسهام به کلی عوض شده

    و در نتیجه این تغییر فرکانسهام، رفتارهام هم به کلی عوض شده و منتظرم که طبق قانون بدون تغییر خداوند نتایجم هم به کلی تغییر کنه

    لیلای عزیز تو کامنتش یه جمله داره که منو تکون داد: “به بی نیازی قبل از بی نیازی رسیدم”

    و من حسم میکنم دارم به اون حد میرسم و از خداوند بابت این لطف عظیمش بینهایت سپاسگزارم

    امروز که داشتم نعمتهایی که دارم رو به یاد میاوردم و بابتشون با حس شدیدا خوب از خداوند سپاسگزاری میکردم یهو به خودم اومدم و گفتم اصلا مگه امکان داره با دیدن اینهمه نعمت و داشته ها، آدم سپاسگزار نباشه؟؟؟

    اصلا مگه ممکنه؟ مگه داریم؟؟؟

    و یاد اونجایی افتادم که خداوند میگه صمُّ بکم عمی فهم لا یعقلون؛ فهم لایشعرون

    و دیدم من هم تا همین پنج شش روز پیش تو همین دسته بودم

    کور بودم و کر بودم و لال بودم و نمیفهمیدم، عقلمو به کار نمینداختم

    و البته که دلیلش این بود که تو مدارش نبودم!

    از خداوند منان بابت اینکه چشمامو باز کرد و بیدارم کرد بینهایت سپاسگزارم

    و سپاسگزارم بابت وجود شما استاد گرامی که واسطه شدید برای اینکه خداوند این حرفها رو به گوش و قلب عده بسیار زیادی از جمله من برسونه

    در پناه خداوند بی همتا شاد و پیروز و سربلند باشید تا همیشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    هنرمند گفته:
    مدت عضویت: 552 روز

    سلام استاد

    دو نکته را خلاصه و مفید عرض میکنم

    ابتدا اینکه من 25آبان چهارصدوسه یعنی کمتر از یکسال پیش از طریق یکی از بستگانم با شما و سایت شما آشنا شدم و او دستی از دستان خدا شد تا نگاه و زندگی من متحول شود در حالی که در زندگی ایشان گمان میکنم تغییری ایجاد نشده و گویا تنها رسالت ایشان وصل کردن من به شما بود .

    دوم اینکه صحبتهای شما به مانند آیات قران و مخصوصا آن آیاتی که محکم و اطمینان بخش هستند و دل آدم را قرص و محکم میکنند دقیقا همان تاثیر را دارند و چقدر موثر و اطمینان بخش است

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1121 روز

    سلااام صبح بخیر خدای خوبم

    مرسی که دوباره چشامو باز کردم، نفس کشیدم، بدنم سالمه، قلبم میزنه، روحم زنده‌ست.

    مرسی که امروزو دادی، با یه عالمه فرصت تازه برای لبخند زدن، برای انتخاب‌های خوب، برای ساختن یه روز قشنگ

    از همین لحظه‌ی اول صبح، قبل اینکه اتفاق خاصی بیفته، دلم پر از شکره…

    شکرت خدااایا که یه خونه‌ی گرم و امن دارم

    یه لیوان آبِ خنک هست که اول صبح گلومو تازه کنه

    یه آیینه دارم که وقتی توش نگاه می‌کنم، یه من می‌بینم که هر روز داره تلاش می‌کنه، رشد می‌کنه

    یه قابلمه، یه ماهیتابه، یه گاز کوچیک که قراره باهاش ناهار خوشمزه‌ای درست کنم

    شکرررت واسه اینترنتی که کارمو راه می‌ندازه

    واسه گوشی که باهاش کار می‌کنم، با آدمای خوب حرف می‌زنم، ازش ایده می‌گیرم، امید می‌گیرم

    واسه اون موسیقی ملایمی که الان تو پس‌زمینه پخش میشه و حس خوب میده بهم

    واسه لباسی که می‌پوشم و توش حسِ راااحتی دارم

    خدایا شکرررت که امروز قراره کار اداریم راحت و بی‌دردسر پیش بره

    قراره با خیال راحت رانندگی کنم، با دل خوش برم و برگردم

    قراره مشتری‌های مهربون و خوب باهام تماس بگیرن، سفارش بدن، تعریف کنن

    قراره پول بیاد توی حسابم، پولی که برکت داره، انرژی خوب داره، باعث رشده

    شکرت واسه اون لیوان چای یا قهوه‌ای که قراره امروز بهم جون بده

    واسه اون نون سنگک داغ، اون پنیر ساده، اون خرمای شیرین

    شکرت واسه نور آفتابی که از پنجره می‌تابه و می‌شینه روی صورتم

    شکرت واسه لحظه‌هایی که قراره یه لیوان آب بخورم و به خودم برگردم

    واسه اون لحظه‌هایی که یه موزیکِ خوب پخش میشه و دلم یههو خوشحال میشه

    واسه اون پیام‌های محبت‌آمیزِ کوچیکی که قراره بیاد و روزمو بسازه

    شکرت برای حس امنیتی که توی دل منه، حتی وقتی اوضاع نامعلومه، چون می‌دونم تو هوامو داری…

    خدایا شکرت بابت خودم، با همه‌ی بالا پایینام، ولی هنوز ادامه می‌دم

    شکرت که امروز هنوز شروع نشده ولی دلم روشنه بهش

    شکرت که می‌دونم قراره اتفاقای خوب بیفته… حتی اگه کوچیک، حتی اگه آروم… ولی واقعی و پر از لطف تو

    و اما یه آیه که دلمو قرص می‌کنه، مخصوص همین لحظه:

    وَکَأَیِّن مِّن دَابَّهٍ لَّا تَحْمِلُ رِزْقَهَا ۗ اللَّهُ یَرْزُقُهَا وَإِیَّاکُمْ ۚ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ

    عنکبوت – 60

    و چه بسیار جنبندگانی که روزیِ خود را با خود حمل نمی‌کنند؛ خداوند آنها را روزی می‌دهد و شما را نیز. و او شنوا و داناست

    حتی پرنده‌هایی که نه حساب بانکی دارن، نه مغازه، نه رزومه… خدا روزیشونو می‌رسونه.

    پس منم بی‌دلیل نگران نباشم.

    خدایی که حواسش به گنجشک‌ها هست، حواسش به منم هست…

    من فقط با دلِ آروم و نیتِ پاک جلو برم، بقیه‌ش با تو خداااای خوبم

    پیش به سوی یه روز تووووپ توووپ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    سارا صمدی پور گفته:
    مدت عضویت: 1859 روز

    به نام الله صمد

    سلام دوستان و استاد عزیزم و مریم جان

    بعد از مدت ها فشار که بار سنگینش داشت شونه هامو میشکست و من حتی ناخوداگاه خمیده و قوز کرده راه میرم، چند لحظه احساس رهایی کردم

    اونجایی که استاد راجب سپاسگزاری صحبت کرد

    به خودم اومدم

    هر مثالی که استاد و لیلای عزیز میزدن برای شکرگزاری من بهترشو دارم و صد برابر بهترشو داشتم و از دست دادم

    میخواستم اینو توی دفترم بنویسم ولی اینجا نوشتم

    من داشتم به بخش سپاسگزاری گوش میدادم و تو هوای 43 درجه یهو باد خنکی اومد از خود بهشت

    چشمام پر اشک شد و لبخند زدم

    راستش مشکلم یک سال و نیم همراه منه ، گاهی دو درصد بهتر میشه و بعد صد قدم میره قدم

    مشکلم خیلی کوچیکه ولی خیلی تاثیر گذاره توی زندگی و همه مون روش گیریم ، اونم بحث مالیه

    خواستم بنویسمش اینجا ولی روم نشد انقدر هی تکرارش کردم اصلا انگار ازش بدم میاد

    بگذریم

    امروز رفتم تو عمقش دیدم الان بدون حل شدن اون مشکل هم من 90٪ چیزایی که میخوام رو دارم یعنی هنوز برای چند ماهم پول دارم ، یه رابطه رویایی دارم یه دوست صمیمی دارم که اندازه چشمام بهش اعتماد دارم خیلی ادم خوبیه

    پدر و مادرم سلامتن اصلا ازم توقعی ندارن با همه وجودشون سعی میکنن بهم کمک کنن

    همونایی که یه زمانی تف و لعنتم میکردن الان نفسشون به نفس من بنده به وجودم به زنده بودنم افتخار میکنن با اینکه دستم خالیه…

    من سالمم انقدر سالم و سلامت که کمتر کسیو تو این شرایط جسمانی عالی دیدم

    دیدم گیر سه پیچ من به این خواسته برای این هست که خودمو لایق همون پولی که الان دستم هست نمیدونم خودمو حتی لایق خوشی و شادی نمیدونم انگار برای هر لحظه شادی باید مدت ها تاوان بدم

    یه لحظه دراز کشیدم و گفتم خدایا

    من خیلی زور زدم

    خیلی عذاب کشیدم و گریه کردم

    دیگه بسه

    « بهت اعتماد میکنم ، از اینجا به بعد با تو»

    حتی اگه اونجور که من میخوام نشه ، وقتی من حالمو خوب نگه دارم هر اتفاقی میافته بهترینه پس بهترش میشه حتی اگه ظاهرش اول منو گیج کنه

    دیگه رها کردم این طنابیو که انقدر کشیدمش دستم خون اومد

    رها کردم

    میخوام یاد بگیرم سپاسگزار بودن رو

    میخوام یاد بگیرم اعتماد به رب رو

    میخوام توحید رو یاد بگیرم

    میخوام عزت نفس و احساس ارزشمندی رو یاد بگیرم

    حتی اگه هیچی نشم و هیچ اتفاقی نیافته و هرگز نتونم به پدر و مادرم دین ام رو ادا کنم

    من میخوام فقط شاد باشم

    از غمگین بودن خسته ام

    سعی میکنم هر لحظه تمرین کنم

    که بسپرم به خودش

    انشالله خودش همه چی رو حل کنه

    خودش مدیریت کنه

    همه چی درست میشه

    ناسپاسی بزرگترین پاشنه اشیل منه

    دوست دارم تا جایی که میتونم از بین ببرمش

    انشالله خدا کمکم کنه تو این مسیر

    آمین

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
    • -
      ساناز گفته:
      مدت عضویت: 1636 روز

      به نام خدای معجزه ها

      سلام دوست قشنگم

      و دوست قدیمی

      و حتی میشه گفت اولین دوست من تو این سایت مقدس

      چقدر خوشحالم که حال دلت خوبه

      چقدر خوشحالم که احساس خوب داری

      من همیشه کامنت شمارو میخونم و چقدر برات ذوق میکنم که داری پیشرفت میکنی

      خدایا هزاران بار شکرت

      بارها خواستم برات بنویسم که بگم خواسته رو رها کن تا به دست جهان برسه تا بهت جواب بده

      اما گفتم بزار خودش بهش برسه و تا وقتی خودش بهش نرسه من هرچی بگم تاثیری نداره

      و الان چقدر ذوق کردم که گفتی رها کردی و تسلیم قدرت خدا شدی

      بهت تبریک میگم که به زودی نتیجه رها کردنت به زندگیت میاد

      اخه میدونی چیه

      من همیشه میگم تا وقتی به ی خواسته بچسبم اون خواسته رو تو دستای خودم زندانی کردم و قطعا جهان چیزی از من دریافت نکرده که بخواد پاسخ بده

      ولی وقتی رها کنم یعنی میسپارم به اون قدرت ماورایی و خودش جواب اعتماد من و سپردن بهش رو بهم میده

      گاها خواسته های ما مث ی بالن میمونه

      تا وقتی بچسبیم بهش انگاری تو کیسه هست و کنار دستمونه

      همین که ی شب دل به دریا میزنیم و ی فندک میزنیم به فیتیلش و رها میکنیم میبینم تو اسمون لاجوردی ی نوری به دست ما روشن شده و باد داره میبره

      اصلا شده ی بالن روشن کنی و بگی میخوام اینوری بره ؟؟؟

      مگه نکه وقتی بالن میره تو آسمون باد هدایتش میکنه؟؟؟

      الان هم همین هستش

      بسپار به خودش

      خواسته رو بسپار به جایگاه خودش

      مث بالن که جایگاهش اسمونه

      خودش میدونی چجوری هدایتت کنه

      و بازم میخوام اولین نفری باشم که بهت تبریک میگم بابت دریافت رزق بی نهایت خدا

      خیلی دوستت دارم اولین و قدیمی ترین دوست من

      میبوسمت

      خدایا هزاران بار شکرت

      2

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
      • -
        مهدی رضازاده گفته:
        مدت عضویت: 1184 روز

        سلام آبجی ساناز

        سپاسگزارتم برای پاسخ قشنگی که برای سارا خانم نوشتی

        خیلی کوتاه مفید و مختصر لپ مطلب رو گفتی

        مرسی از آگاهی که داری و نشرش میدی

        یکسالی میشه که توی سایت دارم دنبالت میکنم و از خوندن کامنتهات لذت میبرم و همچنین از کامنتهای سارا خانم

        ممنونم ازت آبجی عالی نوشتی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          ساناز گفته:
          مدت عضویت: 1636 روز

          به نام خدای معجزه ها

          سلام دوست عزیز

          امیدوارم حالت دلت الهی و شیدایی باشه

          ممنون که کامنت های بنده رو میخونین و خدارو شکر که میتونم چراغی و امیدی تو قلب ی نفر روشن کنم و اینجوری خیالم راحته که شده حتی اندازه سر سوزن زحمت های استاد رو جبران کرده باشم

          خدایا شکرت

          دوست عزیزم تو این مدتی که من عضو این سایت بودم با اینکه به شدت بازیگوش بودم و هی از مسیر خارج میشدم میتونم به جرات بگم معجزه هایی دیدم که به والله هزاران بار بیشتر از معجزه هایی ست که خدا تو قران مثالشو زده

          اینقدر اتفاقات زندگی من گنگ بودن که وقتی معجزه های پیامبرا میخونم واقعا برام قابل هضم هستش

          اینقدر این سایت این فایل ها این کامنت ها روح و روان منو جلا دادن اینقدر به زندگی من آرامش اوردن که در هر شرایطی که تا الان پیش اومده من فقط خندیدم و گفتم بابا نچسبین به این متعلقات زود گذر..

          کنه بشین به اون خدای وهاب که هیچ قدرتی در جهان نمیتونه این ارتباط رو قطع کنه

          و برای ایجاد هر ارتباطی با خدا قطعا ی بستر مناسبی لازمه و اون بستر این سایت هستش

          این فایل های میلیارد دلاری

          و این کامنت دوستان

          و ماها چه انسان های برگزیده ای بودیم که خداوند بهمون فرصت شاگردی این استاد عشق رو داده

          و من هر روز بابت این فرصت ی دنیا از خدا سپاس گذارم

          خدایا هزاران بار شکرت

          خدایا هزاران بار شکرت

          خدایا هزاران بار شکرت

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  8. -
    محدثه جوون گفته:
    مدت عضویت: 2013 روز

    سلام به این فضای بهشتی و پاک سایت استاد عباس منش و مریم جون و تمامی دوستان عزیزم در این بهشت زیبا.واقعا این فایل خیلی خیلی خییییلی انرژی مثبت و عالی دارهدچون یکی از بچه های گل سایت کامنت جذابی نوشتن و قشنگ ترش اینه که استاد تشریح کردن کامنت ایشون .یعنی هر چی بگم کمه.به قول بعضی از دوستان این خودش یه دوره کاملا مجزا محسوب میشه همین یه فایل.وااای از شکر گزاری.من چند روزه دارم روی خودم عالی کار میکنم و واقعا یه شادی درونی دارم که فقط میخوام بالا پایین بپرم و جیغ بکشم اصلا یه وضعی دارم که نگو..از خوشحالی از حال دل عالی نفسم بند میاد یه وقتایی .مثل کسی که انگار کلید گنج پیدا کرده.خیلی خوشحالم.راست میگن استاد و لیلا جون.که سپاسگزاری همه چیزه.وای خدا سپاسگزاری کن فیکون میکنه زندگی رو .خدایا بهمون کمک کن چشم بینا داشته باشیم.خدایا کمک کن آنقدر ناشکر و نامرد نباشیم.خدایا دست همه ما بچه های سایت بگیر محکم ببر توی بغلت.به نظرم شکر گزاری خیلی لطیفت میکنه خیلی حس خوبی میده.من که این چند روز رو هوام باور کنید یه شادی عجیب غریب که نمیشه توصیفش کرد دارم توی قلبم فقط دوست دارم برقصم جیغ بزنم بخندم اصلا حالم آنقدر خوبه که میخوام بری توی آسمون خدا رو بغل کنم ببوسم بعد بیام پایین دوباره .خدایا میدونم توی وجودمی ولی خب طبق باورهای بچگی فکر می‌کنیم تو توی آسمونا هستی.خدایا کمک کن همه ما رو.الهی آمین.شکر گزاری یعنی خدایا من دارم میبینم نعمت هات.خدایا شکرت برای سلامتی برای زیبایی.برای پاهای قشنگم که بهم خدمت میکنن که سالم هستن.خدایا شکرت برای دستام که آنقدر ناز دارن تایم میکنن.وااای خدایا برای چشمای سالم شککککر.بچه ها یه دیقه به چشماتون فکر کنین بعد فکر کنین که ندارین ای چشم ها رو الان.دنیا چ رنگی میشد برامون؟میشه گفت جهنم میشد.خداااایا شکر ما رو بپذیر و ما رو از رستگاران قرار بده.خدایا کمک کن .خدایا شکرت بابت همسرم که فوق العاده ست.بابت فرزند ناز و خوشگل و شیطون و سالم که بهم عطا کردی و منت روی سرم گذاشتی.خدایا همه اینا رو تو بهم دادی حواسم هست خدایا تا تو هستی نگرانی معنایی نداره ناامیدی معنایی نداره .خدایا فقط باش که همه ما بدون تو بدون این مسیر نابودی.خدایا کمکم کن بهتر درکت کنم که کم درکت کردم که تو کی هستی.دوستون دارم اعضای این سایت بهشتی و ممنونم بابت کامنت های زیباتون.خدا یار و نگهدار و هدایتگر هممون باشه.الهی آمین.به امید دیدار همتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    سحر حسینی گفته:
    مدت عضویت: 391 روز

    درود بر شما . چقدر نیاز داشتم به این فایل گوش کنم . الان چهار ماه دارم روی روانشناسی 1.2.3 گوش میدادم ولی پورسانتم کمتر شد نسبت به اولین بار که شروع کردم به گوش کردن. صبح به خدا گفتم هدایتم کن تا بفهمم ضعفم چیه. فهمیدم من فروش و پورسانا میخواستم از ترس مدیرعامل که مبادا اخراجم نکنه در واقع الان تمرکزم دارم میزارم روی مهاجرتی که پنج ساله بلوکه شده . با شنیدنش یک پاشنه آشیل خودم رو سریع فهمیدم و در جا شروع کردم به نوشتن جملات تاکیدی و الگو ها و بعدشم شگرگزاری . همین لحظه که داشتم شکرگزاری میکردم سه تا سفارش خوب برام اومد . واقعا ناامید بودم. حالا از خدا میخوام راه مهاجرت رو برام باز کنه . ممنونم از شما بابت آگاهی هایی که میدهید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 464 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام ب همگی دوستان گلم

    واقعا لذت بردم بالای ده باره داره گوشش میدم این فایل رو ک حفظ شدم

    و واقعا چقدر لذت بردم

    الان داشتم به یه چیزی فکر میکردم و دیدم عه تو این فایل بهش اشاره شده

    اینکه من کار مورد علاقم واینری هست (بازیگری ) که کارای طنز می‌کنه

    و از همین الان دارم یه سری مهارت های پایه رو کم کم ب خودم اضافه میکنم ک موقع انجامش یه چیزایی بلد باشم

    و یه لحظه ذهنم گفت یه فایل خنده داره دیگه این همه مهارت میخوای یاد بگیری بیکاریا

    بعد من گفتم که می‌دونی می‌دونم ویدیو طنزه

    ولی نمیخوام رو هوا باشه الکی باشه

    برای این باشه ک ویو بگیرم واچ تایم بگیرم

    خنده بگیرم

    می‌خوام باهر ویدیو ک درست میکنم واقعا رشد کنم مهارت من رشد کنه و توی اون ویدیو نشون داده بشه که این ویدیو واقعا با عشق درست شده ن رو هوا ک یه ویدیو کوتاه بزاریم تموم بشه بره قشنگ از جون مایه بزاریم

    یا حتی گفتم برای پرورش سناریو نویسی کتاب بخونم ک ی حسی گفت ن

    بهت گفته میشه چی بنویسی و انقد قوی بود ک گفتم اوکی حله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: