خداوند را بهتر بشناسیم | قسمت 2


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی های این فایل نگاه استاد عباس منش به خداوند و قوانینش است که ایشان این مفهوم را نگاه سیستمی به خداوند نامیده اند. نگاه سیستمی به خداوند، نگاهی است که خداوند را نه به عنوان یک موجود انسان‌گونه با احساسات خشم، انتقام یا دلسوزی، بلکه به عنوان انرژی هوشمندی معرفی می کند که قوانین ثابت و تغییرناپذیری را بر جهان وضع کرده و طبق قوانینش عمل می کند. هدف استاد عباس منش از گسترش این جهان بینی، رسیدن به درکی عملی از خداوند است که نتیجه‌اش هم در زندگی مادی و بهبود شرایط مان ملموس باشد، هم آرامش ذهنی و معنوی. وقتی ما خداوند را به عنوان یک سیستم قانون‌مند بشناسیم که جهان را بر اساس مشیت و سنت‌های غیرقابل‌تغییر رهبری می‌کند، ترس‌ها و نگرانی‌هایمان جای خود را به اطمینان و قدرت می‌دهند، زیرا می‌دانیم که در این سیستم، هیچ تاس انداختن، شانس یا تبعیضی وجود ندارد و همه چیز بر اساس “قانون” پیش می‌رود.

در دل این نگاه توحیدی، مفهوم انرژی و فرکانس به عنوان زبان گفتگو با جهان هستی مطرح می‌شود. استاد عباس‌منش با استناد به مفاهیم علمی و قرآنی، تشریح می‌کنند که انرژی ای که آن را خداوند نامیده ایم، مانند آبی بی‌شکل است که به شکل ظرف باورهای ما در می‌آید. این ما هستیم که با کانون توجه و فرکانس‌های ارسالی خود، تعیین می‌کنیم که این انرژی در زندگی‌مان به صورت ثروت ظاهر شود یا فقر، سلامتی یا بیماری، روابط عاشقانه یا تنهایی. این سیستم هوشمند، فارغ از نژاد، ملیت و حتی مذهب ظاهری ما، تنها به فرکانس‌های ما واکنش نشان می‌دهد. اینجاست که عدالت مطلق خداوند معنا پیدا می‌کند؛ عدالتی که در آن هیچ پارتی‌بازی یا نظرکرده‌ای وجود ندارد. حتی پیامبران الهی نیز برای موفقیت باید از همین قوانین پیروی می‌کردند و هرگاه -مانند جنگ احد- از اصول و قوانین تخطی شد، نتیجه آن شکست بود، نه به این دلیل که خدا نخواست، بلکه به این دلیل که سیستم طبق قانون عمل کرد. این فایل به شما می‌آموزد که مسئولیت تمام اتفاقات زندگی‌تان، از کوچک‌ترین جزئیات تا بزرگ‌ترین حوادث را بپذیرید و بدانید که هیچ ظلمی از جانب خداوند به بندگان نمی‌شود، بلکه هر چه هست بازتاب فرکانس‌های خود ماست.

 استاد با ظرافت خاصی تفاوت میان ضمیر “من” و “ما” را در قرآن بررسی می‌کنند و توضیح می‌دهند که هر جا خداوند از کلمه “ما” (نحن) استفاده کرده، اشاره به سازوکار جهان و قوانین بدون تغییر خداوند دارد که همان مشیت های الهی در قرآن هسند. مانند نازل شدن باران، روییدن گیاهان یا حتی عذاب‌های الهی که همگی حاصل عملکرد دقیق قوانین طبیعی و بازتاب اعمال خود انسان‌ها بوده‌اند. این نگاه، خرافات را از ذهن می‌زداید و به ما نشان می‌دهد که معجزات نیز نقض قوانین طبیعت نیستند، بلکه استفاده هوشمندانه و هم‌زمانی دقیق وقایع در چارچوب قوانین الهی هستند که افراد به دلیل هماهنگی با قوانین، این همزمانی را تجربه می کنند. درک این موضوع که ما در جهانی با قوانین ثابت زندگی می‌کنیم -مانند زندگی در کشوری با ثبات اقتصادی و قانونمندی دقیق است و به ما قدرت برنامه‌ریزی و خلق آگاهانه آینده را می‌دهد. برای درک عمیق‌تر این قوانین و یادگیری نحوه هماهنگ شدن با این سیستم هوشند و خواندن فکر خداوند، دوره 12 قدم مرجعی بی‌نظیر است که جزئیات این نگاه توحیدی، یعنی نگاه سیستمی به خداوند را شرح می‌دهد.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

765 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «شیدا میرزایی» در این صفحه: 1
  1. -
    شیدا میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 2633 روز

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به مریم خانم مهربانم

    و سلام به تمام دوستان نازنینم

    احساس خوب=اتفاق خوب

    استاد از موقعی که با شما آشنا شدم و روی خودم کار کردم خدا رو شکر احساس خوب رو بر همه چی مقدم میدونم چون واقعا حالم خوب بوده یه لحظات بسیار زیبایی رو تجربه کردم بزارین یه مثال از خودم براتون بزنم که آگاهانه احساسم رو خوب کردم و خدا رو شکر نتیجه خوبی هم گرفتم

    من یه روز که میخواستم برم سر کار باید چهار وربع دیگه نهایتش چهار و نیم مطب بودم چون دیگه مریضا میومدن و کارمون شروع میشد اون روز کاری برام پیش اومد برادر داشت منو میبرد سرکارم ماشینمو لازم داشت بهش دادم و اون رفت با بیست دقیقه تاخیر رسیدم در مطب اون روزم شانس من دکتر زود اومده بود و پشت در مونده بود و یکی دونفر مریضم اومده بودن…هر چی کیفمو نگاه کردم کلیدارو پیدا نکردم یادم افتاد کلیدام رو سوئیچ بوده و برادر برده بود همه منتظر بودن درو باز کنم جو اونجا برام سنگین بود دیر رسیده بودم و علاوه بر اون کلیدم نداشتم گفتم کلیدامو نیاوردم…هر چی به برادرم زنگ زدم جواب نمی داد احساس کردم آقای دکتر تقریبا ناراحت شدن کلا آدم مهربون و توداری هستن اما خوب کمی شرایط جالبی نبود دیگه به پسرش زنگ زد و گفت که کلیداشو بیاره…خوب چند دقیقه گذشت نمیدونستم چکارکنم هیچ کاری از دستم بر نمیومد یک دفعه آگاهانه حسمو خوب کردم دیگه پیش اومده پیش خودم گفتم کاش پیش نمیومد اما حالا دیگه پیش اومده چه میشه کرد هیچ کاری نمیتونستم انجام بدم با ناراحتی وغصه خوردن هم فقط شرایط بدتر میشد پس فوری به خودم اومدم انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده حس و حالمو خوب کردم با مریضا صحبت و شوخی کردم تا اینکه کلیدا رو آوردن

    خیلی حس خوبی داشتم خیلی زیاد شاید اگه کسی بود حداقل میزد زیر گریه و اظهار ناراحتی

    احساس میکردم چه قدر قوی تر شدم چه قدر رشد کردم خدا رو شکر…خلاصه به آقای دکتر معذرت خواهی بدهکار بودم و باید وظیفه مو انجام میدادم و پیش خودم گفتم شاید این شرایط برام لازم بود که تجربه ای کسب کنم که دیگه هم پیش نیاد…مریضا که ویزیت شدن به حس خوب دورنی و قدرت رفتم و از آقای دکتر عذر خواهی کردم و ایشونم راحت پذیرفتن و همه چی به خیر و خوشی و حس خوب تموم شد…اتفاق یا خاطره بدی بوجود نیامد و مطمئن بودم همش مال حس خوب خودم بود که این شرایط رو جذب کردم که همه چی سهل و آسان تموم شد.الهی شکرت برای قانونهای زیبات.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: