خداوند را بهتر بشناسیم | قسمت 2


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی های این فایل نگاه استاد عباس منش به خداوند و قوانینش است که ایشان این مفهوم را نگاه سیستمی به خداوند نامیده اند. نگاه سیستمی به خداوند، نگاهی است که خداوند را نه به عنوان یک موجود انسان‌گونه با احساسات خشم، انتقام یا دلسوزی، بلکه به عنوان انرژی هوشمندی معرفی می کند که قوانین ثابت و تغییرناپذیری را بر جهان وضع کرده و طبق قوانینش عمل می کند. هدف استاد عباس منش از گسترش این جهان بینی، رسیدن به درکی عملی از خداوند است که نتیجه‌اش هم در زندگی مادی و بهبود شرایط مان ملموس باشد، هم آرامش ذهنی و معنوی. وقتی ما خداوند را به عنوان یک سیستم قانون‌مند بشناسیم که جهان را بر اساس مشیت و سنت‌های غیرقابل‌تغییر رهبری می‌کند، ترس‌ها و نگرانی‌هایمان جای خود را به اطمینان و قدرت می‌دهند، زیرا می‌دانیم که در این سیستم، هیچ تاس انداختن، شانس یا تبعیضی وجود ندارد و همه چیز بر اساس “قانون” پیش می‌رود.

در دل این نگاه توحیدی، مفهوم انرژی و فرکانس به عنوان زبان گفتگو با جهان هستی مطرح می‌شود. استاد عباس‌منش با استناد به مفاهیم علمی و قرآنی، تشریح می‌کنند که انرژی ای که آن را خداوند نامیده ایم، مانند آبی بی‌شکل است که به شکل ظرف باورهای ما در می‌آید. این ما هستیم که با کانون توجه و فرکانس‌های ارسالی خود، تعیین می‌کنیم که این انرژی در زندگی‌مان به صورت ثروت ظاهر شود یا فقر، سلامتی یا بیماری، روابط عاشقانه یا تنهایی. این سیستم هوشمند، فارغ از نژاد، ملیت و حتی مذهب ظاهری ما، تنها به فرکانس‌های ما واکنش نشان می‌دهد. اینجاست که عدالت مطلق خداوند معنا پیدا می‌کند؛ عدالتی که در آن هیچ پارتی‌بازی یا نظرکرده‌ای وجود ندارد. حتی پیامبران الهی نیز برای موفقیت باید از همین قوانین پیروی می‌کردند و هرگاه -مانند جنگ احد- از اصول و قوانین تخطی شد، نتیجه آن شکست بود، نه به این دلیل که خدا نخواست، بلکه به این دلیل که سیستم طبق قانون عمل کرد. این فایل به شما می‌آموزد که مسئولیت تمام اتفاقات زندگی‌تان، از کوچک‌ترین جزئیات تا بزرگ‌ترین حوادث را بپذیرید و بدانید که هیچ ظلمی از جانب خداوند به بندگان نمی‌شود، بلکه هر چه هست بازتاب فرکانس‌های خود ماست.

 استاد با ظرافت خاصی تفاوت میان ضمیر “من” و “ما” را در قرآن بررسی می‌کنند و توضیح می‌دهند که هر جا خداوند از کلمه “ما” (نحن) استفاده کرده، اشاره به سازوکار جهان و قوانین بدون تغییر خداوند دارد که همان مشیت های الهی در قرآن هسند. مانند نازل شدن باران، روییدن گیاهان یا حتی عذاب‌های الهی که همگی حاصل عملکرد دقیق قوانین طبیعی و بازتاب اعمال خود انسان‌ها بوده‌اند. این نگاه، خرافات را از ذهن می‌زداید و به ما نشان می‌دهد که معجزات نیز نقض قوانین طبیعت نیستند، بلکه استفاده هوشمندانه و هم‌زمانی دقیق وقایع در چارچوب قوانین الهی هستند که افراد به دلیل هماهنگی با قوانین، این همزمانی را تجربه می کنند. درک این موضوع که ما در جهانی با قوانین ثابت زندگی می‌کنیم -مانند زندگی در کشوری با ثبات اقتصادی و قانونمندی دقیق است و به ما قدرت برنامه‌ریزی و خلق آگاهانه آینده را می‌دهد. برای درک عمیق‌تر این قوانین و یادگیری نحوه هماهنگ شدن با این سیستم هوشند و خواندن فکر خداوند، دوره 12 قدم مرجعی بی‌نظیر است که جزئیات این نگاه توحیدی، یعنی نگاه سیستمی به خداوند را شرح می‌دهد.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

765 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «آمیتیس» در این صفحه: 4
  1. -
    آمیتیس گفته:
    مدت عضویت: 4293 روز

    part 2

    مثلا زمان قدیم اگه یه طوفانی میومد ما فکر میکردیم که خداوند عذاب نازل کرده این طوفان اومده در صورتی که یک سیستم آب و هواییه. همین الان شما میبیند که طوفان ها رو پیش بینی میکنن از یه هفته قبل مثلا میگن آقا تا یک هفته ی بعد، 5 روز بعد، 2 روز بعد، 3 روز بعد در فلان منطقه یک طوفان وحشتناکی میخواد بیاد که درصد خرابیش هم مثلا احتمالا تا اینقدره، زلزله رو میتونن پیش بینی کنن، یعنی اون چیزایی که قبلا پیشینیان ما فکر میکردن که این عذاب الهیه، این چیزایی که الان ما میدونیم آقا نه این جریان طبیعی سیستم آب و هوایی اگر در این دما قرار بگیره، اگر باد به این جهت بوزه، اگر در گسل های زمین این اتفاق بیفته، این فشارها وارد بشه یک زمین لرزه داریم یا هر چیزی شبیه این.

    خداوند داره توضیح میده حالا غیر از اون یه تیکه ش که همه فکر میکنن اونجایی که گفته به هرکه بخواهد زیان میرساند یعنی اون بارونه ممکنه یه بارونی یا تگرگی باشه که بزنه همه ی میوه ها رو خراب کنه، ممکنه یه بارونی باشه که چشمه ها رو جوشان کنه، این “با هر کسی بخواهد” منظورش خواستن خدا نیست من بارها و بارها در مورد “یشا” و “یرید” صحبت کردم. اینجا از “یشا” استفاده میکنه یعنی با هر کسی که با قوانین الهی هماهنگه، هر قانونی که در قانون الهی هست همون اتفاق میفته نه اینکه خواست خداست. تفاوت فراوانی هست بین کلمه ی “یشا” و “یرید”، “من اراد الله” یا ” انشاالله” یا “ان تشاالله” یا “ان اراد الله” یا ” ان یریدالله”.

    ادامه ی آیه ها رو باهم ببینیم:

    خداوند شب و روز را بر یکدیگر میگرداند و در این عبرتی است برای دیده وران

    یعنی ما الان میگیم که آقا این منظومه ی شمسی، حرکت زمین به دور خورشید، حرکت زمین به دور خودش باعث مثلا شب و روز میشه اما داره قرآن به خدا نسبت میده. این نگاه سیستمی رو ببینید:

    خداوند همه ی جنبندگان را از آب آفرید، گروهی بر شکم میخزند و گروهی بر 2 پا راه میروند، گروهی بر 4 پا راه میروند. خداوند هرچه را بخواهد می آفریند زیرا بر همه چیز قادر است.

    ما الان دیگه میدونیم که بر اساس قانون تکامل جهان به وجود اومده و موجودات به وجود اومدن. یعنی اینجوری نبوده که خدا یهویی مثلا یه آدم رو به وجود بیاره برخلاف اون چیزی که ما تصور میکردیم قبلا و اون هم به خاطر تورات بود. اینجوری نیست که مثلا بگیم خدا یهویی آدم رو به وجود آورد بعد از دنده ی چپ مرد حوا رو به وجود آورد و …، این اتفاق نیفتاده. اون چیزی که خیلی خیلی بحث شد سر تئوری داروین این بود که داروین فهمید که نه آقا همه چیز بر اساس قانون تکامل به وجود اومده و تمام موجودات به این شکل نسلشون گسترش پیدا کرده. جهان گسترش داد خودشو یه سری از حیوانات نتونستن با تغییرات رشد کنن، نتونستن زنده بمونن، اون ها مردن و نسلی که قوی تر بود نسل پیروز شد. این تنازع بقا بوده درواقع، به این شکل جهان پیشرفت کرده. یعنی همین جنبندگانی که از آب آفریده شده که الانم ثابت شده که همه ی جهان از آب به وجود اومده و اولین تک سلولی ها به قول قرآن که اینو تایید کرده در فاصله ی بین خشکی و آب (یعنی در ساحل) به وجود اومدن و رشد کردن اینا به شاخه های مختلف تبدیل شدن. این حیوانی که اول ماهی بوده بعدا اومده تو خشکی اول پا نداشته بعدا یواش یواش با توجه به هزاران هزار سال، صدها هزار سال و میلیون ها سال تکامل پا به وجود اومده، بال به وجود اومده، تقسیم شده، پستانداران به وجود اومدن، تخم گذاران به وجود اومدن، پرندگان به وجود اومدن. اینا رو دیگه الان ما میدونیم یعنی دیگه الان اصلا چیزی نیست که بخواد قابل بحث باشه بگی نه آقا تکامل وجود نداشته مثلا، یه حیوونی هست این حیوونه یهویی همینجوری خودش به وجود اومد هیچ تکاملی هم نبوده. همه ی جهان از همون تک سلولی هایی که در فواصل بین آب و خاک بودن به وجود اومدن و رشد کردن و همینجوری هم ادامه پیدا میکنه. این اتفاق رو که دیگه همه میدونن و خداوند میگه ما این کار رو کردیم در صورتی که سیستم این کار رو کرده ولی چون اون سیستم خود خداست خداوند میگه ما این کار رو کردیم.

    شما به این فکر کنید یه جاهایی هست که همیشه بحثه سر اینکه چرا خدا میگه “انا انزلناه”؟ چرا میگه “ما” این کار رو کردیم؟ چرا نمیگه “من”؟ شما نگاه کنید میگه “انا اوحینا”، “ما وحی کردیم”، ما نازل کردیم”، “ما عذاب میکنیم”، این “ما” کی هستن؟ چرا نمیگه “من”؟ ما که تو باورمون اینه که خدا یکیه، میگیم “لا اله الا هو” فقط همونه، همون یه دونه هست، چرا خودش وقتی میخواد در مورد خودش صحبت کنه همیشه میگه “ما”؟ ما این کارو میکنیم، ما اون کارو میکنیم، ما فلانیم، ما بهمانیم و … به خاطر اینکه سیستمه، به خاطر اینکه یک مجموعه هست. شما دقت کنید در تمام جاهایی که یک سیستم داره کار میکنه خداوند میگه “ما”، اما جاهایی که نگاه، نگاه توحیدی باید باشه خدا میگه “من”. شما هیچوقت در قرآن نمی بینید که خدا بگه ما رو بپرستید یا ما رو شکرگزار باشید، گفته من رو بپرستید، من رو سپاسگزار باشید، نگفته “ما”. ولی در نگاه سیستمی متوجه میشیم اون جاهایی که سیستم داره کار میکنه، اونجایی که جهان داره عمل میکنه همیشه داره از “ما” استفاده میکنه نه از “من”. از فعل جمع استفاده میکنه. بعضیام حالا به اشتباه فکر میکنن نه به خاطر اینکه مثلا احترام بذاره (!) مثل پادشاها تو این فیلما نشون میدن که پادشاهه مثلا میگه ما برنامه ریختیم که این کار رو انجام بدیم، چون پادشاهه خودشو بزرگ می بینه میگه ما، نمیگه من. نه خداوند نه نیازی داره که بقیه یه همچین نگاهی بهش داشته باشن نه اصلا نیاز داره ما عبادتش کنیم و اصلا نیاز به اینکه ما یه کاری براش انجام بدیم نداره به خاطر همینم نیاز نداره که بگه “ما”. شما دقت کنید هر کجا از کلمه ی “ما” استفاده کرده نگاه نگاه سیستمی بوده، یک مجموعه اتفاق باید میفتاده تا اون شرایط به وجود بیاد، اگر وحی بوده، اگر باران بوده، اگر عذاب بوده یا هر چیزی شبیه این.

    در ادامه خداوند میفرماید: ما آیات روشنگری نازل کردیم و خدا هرکس را بخواهد به راه راست هدایت میکند “لقد انزلنا آیات مبینات” “ما” این کار رو کردیم، چون اینا همش سیستم داره این کار رو انجام میده و بازم اگر دقت کنید خدا هرکس را بخواهد به راه راست هدایت میکند باز هم داره از “یشا” استفاده میکنه. “والله یهدی من یشا الی صراط المستقیم” نه “یرید”. “یشا” به معنی خواستن نیست، به معنای اینه که هرکسی در این قوانین باشه هدایت میشود هرکس به قوانین عمل نکنه هدایت نمی شود. اینکه خدا دوست داشته باشه بگه نه من حال میکنم که اینو مثلا هدایت کنم، اصلا با قیافه ی این بابا حال نمیکنم بذار پدرشو دربیارم، نه سیستم اینجوری نیست سیستم طبق قوانین عمل میکنه خداوند طبق قوانین عمل میکنه. ما همینو میخوایم بدونیم، ما میخوایم بدونیم که قوانین چیه؟ من دوست دارم که به این موضوع فکر کنید.

    از وقتی که من نگاهم به خداوند یک نگاهی بوده که قوانین داره عمل میکنه خیلی خیلی موفقیت های بزرگی کسب کردم، به نتایج خیلی خوبی رسیدم، به آرامش رسیدم آرامش نکته ی مهمش اینه، به آرامش رسیدم خیالم راحته که آقا من در جهانی زندگی میکنم که خداوند قوانینی رو وضع کرده که اگر از قوانین آگاه باشم و طبق اونها عمل کنم همیشه در همه ی زمینه ها اتفاقات خوب رو تجربه میکنم. یعنی من الان وقتی اتفاقات بد برام به وجود میاد به راحتی میتونم بفهمم که آقا اینو خودم به وجود آورم خدا برای من به وجود نیاورده، خودم فرکانسش رو ارسال کردم. نگرانی بوده، ناراحتی بوده، عصبانیت بوده، خشم بوده در یک موضوعی، باور نادرست بوده، باور کمبود بوده، نتیجه ش این بود. کاملا دیگه فهمیدم این موضوع رو اصلا یک درصد شک ندارم، یعنی اگه همه ی دوستان بیان بگن نه آقا تو داری غلط فکر میکنی ذره ای در اطمینان من به این موضوع کم نمیشه چون بارها و بارها هر چند حالتشو تجربه کردم. نگران بودم بلا سرم اومده، امیدوار بودم اتفاقات خوب برام رخ داده، حالم خوب بوده اتفاقات خوب رخ داده، حالم بد بوده عصبی بودم خشمگین بودم داد و بیداد کردم اتفاقات بد رو تجربه کردم برام به وجود اومده، این دیگه اصلا یقین یقین. میخوام این اتفاق رو تو هم برای خودت تجربه کنی، برای خودت به وجود بیاری. میخوام به این موضوع فکر کنی نمیخوام حرف های منو قبول کنید شما حق دارید فکر کنید، حق دارید که مطالعه کنید حق دارید که بررسی کنید و دوست دارم که این روند رو بهتر و بهتر بتونیم با همدیگه ادامه بدیم و نتایج خیلی خوبی بگیریم.

    بعضی از دوستان در مورد عذاب گفته بودن که نه مثلا خداوند اومده برای فلانی فلان عذاب رو به وجود آورده مثلا ابابیل بودن، طوفان اومده، سیل اومده، داستان حضرت لوط بوده، داستان حضرت نوح بوده و … اینا هم جزو همون سیستم بوده، اونا هم طبق سیستم عمل کرده یعنی در واقع اون سیستم داشته کار میکرده، روندش اینجوری بوده که آقا اونایی که فرکانس منفی داشتن، اونایی که شرک داشتن، اونایی که بی ایمان بودن و احساس بدی هم داشتن در شرایط عذاب قرار بگیرن. نتیجه ی بی ایمانی احساس ترسه، نگرانیه، احساس ناامیدیه. کسی که امید داره حتما ایمان داره به یه خدایی که امید داره، کسی که آرامش داره ایمان داره، “الا بذکر الله تطمئن القلوب” فقط با یاد خداوند دلها آرام میگیرد. کسی که بی ایمانه کسی که شرک داره کسی که کفر داره اون که همیشه مضطربه، همیشه نگرانه، همیشه میترسه، همیشه نا امیده، نتیجه ی اون احساس این اتفاقاته که به وجود میاد نه اینکه خدا بگه “نه خوب بذار من حال اینو بگیرم! خیلی دیگه عصبی شدم از دست اینا حالشونو بگیرم!” تو قرآن پره از این مثال ها. این فرکانسی که ارسال کردن نتیجه ش این بوده و اگر دقت کنید زمان عذاب اگر که سیستم داره عمل میکنه سیستم جوری برنامه ریزی شده که خشک و تر رو با هم نمیسوزونه برخلاف بقیه ای که باور دارن نه دیگه عذاب که بیاد خشک و تر با هم میسوزه.

    یکی از نگاه هایی که متوجه میکنه سیستم داره عمل میکنه و سیستم بدون نقص داره عمل میکنه، فارغ از احساسات داره عمل میکنه، اینه که هرکجا که عذاب خواسته بیاد نازل بشه اون کسی که فرکانس مثبت فرستاده در اون موقعیت و در اون لوکینشینی که عذاب میخواسته نازل بشه نبوده. یعنی اگر نوح بوده، نوح و اون اصحاب و یارانی که ایمان آورده بودن سوار کشتی بودن رفته بودن بعد عذاب نازل شده، یا لوط یا هر کس دیگه ای که این اتفاق براش افتاده. شما می بینید توی قرآن پیامبر و یارانی که فرکانس مثبت داشتن تو اون موقعیت نبودن. این سیستم داره اینجوری عمل میکنه، کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز، هر اتفاق نتیجه ی فرکانسیه که خودشون میفرستن اینجوری هم نیست که سیستم خطا کنه، اشتباه کنه، سیستم قانونشو عوض کنه، سیستم داره عمل میکنه.

    در مورد معجزات: ببینید دوستان معجزه اون چیزی نیست که ما فکر میکنیم که خداوند بیاد قوانین طبیعت رو عوض کنه برای مثلا موسی معجزه رو ایجاد کنه. اصلا این اتفاق نیفتاده. یعنی همین الان ثابت کردن که آقا اگر باد از یک زاویه ی خاصی با یک سرعت خاصی از رود نیل حرکت کنه و رود نیل هم در حالت جزر باشه آب باز میکنه رود رو و میتونن از کف رود حرکت کنن! یعنی اینجوری نبوده که مثلا خدا بیاد بگه که نه موسی من الان تمام قوانین چسبندگی مولکولی رو، تمام قوانین جاذبه رو، تمام قوانین رو تغییر میدم برای اینکه تو رو نجات بدم! نه. اون لحظه ای که این باد داشته میومده مقارن شده با اون زمانی که موسی رسیده به رود نیل یعنی اون همزمانی اتفاق افتاده اونم به خاطر اینکه سیستم خیلی هوشمنده، سیستم خیلی خیلی هوشمند داره عمل میکنه.

    نمیخوام حالا در مورد این مسائل خیلی صحبت کنم دوست دارم خودتون فکر کنید. اصلا به همه ی حرف های من منکر بشید هیچ اشکالی نداره فقط فکر کن، برس به یه راه بهتر، برس به یه جایی که نگاهی که به خداوند داری بهت احساس آرامش بده، برس به یه جایی که وقتی به خدا فکر میکنی حالت خوب بشه، برس به یه جایی که وقتی در طول مسیر زندگیت در طول سالهای زندگی نگاه میکنی به گذشته ت می بینی که آقا من خوب زندگی کردم از زندگیم لذت بردم. ببین چه نگاهی میتونه برای تو این شرایط رو به وجود بیاره؟ چه ایمانی؟ چه درکی از خداوند؟

    اعتقادی که به من کمک کنه طبق قوانین عمل کنم خیلی اعتقاد خوبیه که بگم آقا یه سری قوانین هست بدون تغییره. فرض کنید شما تو یه کشوری هستید که قوانین داره، قوانینش محکمه، مشخصه، میگه آقا اگه شما انقدر اینجا سرمایه گذاری کنید تا اینقدر سال دولت حمایت میکنه، تا اینقدر سال مالیات نمیخواد بدید، این جنس هایی که میخواید شما همیشه میتونید وارد کنید، هیچ ممنوعیت گمرکی نداره و… همه ی قوانین رو شفاف بهت میگه، میگه آقا تغییری هم نمیکنه این قوانین مثلا تا 40 سال همینه. شما مواد اولیه ت رو میتونی وارد کنی با اینقدر درصد گمرکی، مثلا اینجا میتونی محصولاتت رو بفروشی با اینقدر مالیات، همه چی از قبل مشخصه چقدر احساس آرامش داری؟ چقدر خیالت راحته؟ چقدر خوب میتونی برنامه ریزی کنی؟ چقدر خوب میتونی فکر کنی؟ چقدر حالت خوبه؟ تا یه کشوری که بگن نه آقا ممکنه ما امروز بذاریم تو اینجا سرمایه گذاری کنی فردا بگیم نه آقا اصلا تو غلط کردی اومدی اینجا سرمایه گذاری کنی، کلا جمع کن بساطتو برو! امروز میگیم که آقا این جنس رو میتونی وارد کنی فردا میگیم نه آقا نظرمون عوض شد جنس رو دیگه نمیتونی وارد کنی! امروز میگیم مالیات اینقدره فردا میگیم نه چه مالیاتی؟ مالیات مثلا 10برابر اینه! اگر تو یک همچین کشوری بخوای سرمایه گذاری کنی، بخوای کار کنی چقدر نگرانی؟ چقدر میترسی؟ چقدر پات میلرزه؟ چقدر همه چی تغییر میکنه؟ این همونه دیگه، این نگاهی که من به خداوند دارم نگاهیه که به من کمک کرده که خیالم راحت باشه تو این دنیا بگم آقا اگر این قوانین داره عمل میکنه من اگر این کار و این کار رو به این شکل انجام بدم، این باور رو داشته باشم، این احساس رو داشته باشم، این نگاه و ایمان رو داشته باشم، این نتایج رو میگیرم چه بقیه خوششون بیاد چه بقیه خوششون نیاد، چه بقیه بخوان چه بقیه نخوان.

    دقیقا همین اتفاق برای من افتاد یعنی وقتی که من ایمانم رو به خداوند تغییر دادم تونستم اینجوری خداوند رو ببینم که خداوند احساساتی نمیشه که من بیام جلوش مثلا گریه و زاری کنم مثلا بگم خدایا بهم کمک کن، بگه عهههه من میخواستم تو گریه و زاری کنی بعد بهت کمک کنم! خداوند طبق یه سری قوانین عمل میکنه، این قوانینی که به وجود اومده نه مال امروزه نه مال فرداس نه مال دیروزه، این از اول بوده تا آخر هم هست، “هوالظاهر و هوالباطن، هوالاول و هوالاخر” همه چی همین بوده. حالا که اینجوریه پس من میتونم خیالم راحت باشه، میتونم طبق این قواینن عمل کنم طبق این قوانین نتیجه بگیرم، هر کجام اشتباه میکنم تقصیر خودمه، خودم اشتباه کردم خداوند عذابی نازل نکرده اشتباهات خودم بوده “بما کانوا یعملون”، برید قرآن رو بخونید ببینید چند بار این آیه اومده که خداوند به بندگان خود ظلم نمیکنه؟ ببینید چند بار این آیه اومده که هر اتفاقی میفته برای خودتونه به واسطه ی خودتونه؟ “بما کسبت ایدیهم” هست؟ “بما قدمت ایدیهم” هست؟ ببینید چند بار این آیه ها تو قرآن اومده؟ خداوند به بندگان خودش ظلم نمیکنه. اینجوری نیست که بگیم نه آقا مثلا خدا با حضرت محمد حال میکرد گفتش که شما چون دیگه ایمان دارید دیگه، من خدای شما هستم و اونا هم که بی ایمانن (ابوسفیان و بقیه) و من که طرفدار شما هستم که به من ایمان دارید پس شما تو هر جنگی برید پیروز میشید، برید بگید “یا الله” و پیروز میشید! خوب اینا تو جنگ احد شکست خوردن، حمزه سیدالشهدا شهید شد، پیامبر به شدت مجروح شد که حتی گفتن پیامبر کشته شده و کشتیمش، چقدر اتفاق افتاد؟ چقدر کشته داد سپاه اسلام؟ حالا مثلا خدا اومد گفتش که نه من واقعیتش نتونستم دیگه زورم نرسید؟! اونا اون قلعه رو از پشت حمله کردن و بالاخره ما زورمون نرسید؟! نه، خدا در همون قرآن میفرماید که آقا این به خاطر خودتون بود، پیامبر گفته بود که آقا اون کوه رو ازش محافظت کنید، این قوانین جنگیه، شما از قوانین تبعیت نکردید، شما پشت جبهه رو خالی گذاشتید از پشت برگشتن به شما حمله کردن و کلی از نفراتتون رو کشتن خدا این وسط تقصیری نداشت، خدا این وسط کار خاصی برای پیامبر نمی خواست بکنه.

    بارها و بارها به شکل های مختلف تو قرآن میگه، شما برید بخونید قرآن رو متوجه میشید که اصلا اینجوری نیست که مثلا خداوند بیاد بگه نه مثلا ما یک نگاه ویژه ای داریم به فلانی یا فلان پیامبر، این نگاه ویژه ی ما مثلا باعث میشه که اون هرکاری کنه پیروز بشه! نه، اشتباه کنه شکست میخوره طبق قوانین عمل نکنه شکست میخوره میخوای پیامبر باش میخوای هرکس دیگه ای باش، این قانونشه، اصلا این یعنی عدل این عدالت واقعیه که پارتی بازی جایی نداره این قانون. همه چی طبق قانون عمل میکنه و این نگاه برای من نگاه خوبی بود. امیدوارم که بتونیم خدای واقعی رو بشناسیم خدایی که وقتی بهش فکر میکنیم به ما احساس آرامش میده به ما قدرت میده به ما یقین میده.

    پایان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    آمیتیس گفته:
    مدت عضویت: 4293 روز

    part 1

    متن کامل فایل ارزشمند “خدا را بهتر بشناسیم 2” تقدیم به دوستان عزیز هم فرکانسی:

    به نام خدای مهربان

    سلام خدمت شما دوست عزیز

    میخوام امروز در مورد موضوعات مهمی صحبت کنم. اولا من تشکر میکنم از دوستانی که دارن فکر میکنن. اینکه ما داریم فکر میکنیم، اینکه ما به چالش میکشیم آنچه را که قبلا میدونستیم، آنچه را که قبلا بهمون گفتن، این خودش خبر خیلی خوبیه. یعنی به قول معروف برای اینکه به خدا یقین پیدا کرد اول باید به خدا شک کرد، یعنی نگران این موضوع نباشید انسان از طریق شک به یقین میرسه. داستان حضرت ابراهیم رو به یاد بیارید که در مورد خداوند اول فکر کرد ستاره خداست، بعد فکر کرد ماه ربش هست، بعد گفت خورشید ربمه و بعد از خدا خواست که هدایتش کنه. میخوام بگم که نگران این موضوع نباشید که ما شاید مثلا درست نفهمیم قضیه رو، نکنه مثلا شک کنیم، نکنه به یه سری مسائل و باورهای قبلی و اعتقادات قبلیمون ضربه بخوره و بشکنه، اصلا نگران نباشید، اعتقادی که بر پایه ی تقلید از گذشتگان باشه اصلا اعتقاد نیست. یعنی خدایی که بپرستیم و قبولش داشته باشیم و این پرستش و قبول داشتن بدون فکر باشه، بدون دلیل باشه، بدون منطق باشه طبق گفته ی قرآن اصلا اون ایمان واقعی نیست. ایمان واقعی ایمانیه که خودمون بهش برسیم نه اینکه از بچگی در گوشمون اذان گفته باشن و گفته باشن تو بچه مسلمونی، باید یه همچین خدایی رو بپرستی، یه همچین دیدگاهی داشته باشی و ما هم همون راه رو ادامه بدیم. پس خیلی خوبه، تا اینجای کار خیلی خوبه فقط ازتون میخوام که اجازه ندید که باورهای گذشته شما رو متعصب بار بیاره، نه در این مورد، در همه ی موارد تو زندگیتون. یعنی اجازه ندید که آنچه که از قبل پذیرفتید بدون دلیل، بدون مدرک، فقط به واسطه ی اینکه پدر و مادر و پیشینیانتون بهتون اینو گفتن نذارید که چشم شما رو ببنده بر روی حقایق، بر روی آنچه که دونستنش میتونه به شما خیلی کمک کنه.

    من اومدم گفتم که نگاه سیستمی به خداوند نگاه خیلی خیلی بهتریه و به نظر بنده خداوند یک انسان نیست، یک موجود نیست که یه جایی باشه، یه سری کارهایی رو مثل ما انجام بده. من در مورد احساساتی عمل کردن خداوند خیلی صحبت کردم، گفتم خداوند احساسات بشری نداره. بعضیا اینو به رحمان بودن خداوند یا رحیم بودن خداوند ربط دادن، بعضیا در مورد مسائل مختلف صحبت کردن، بعضیا از بحث های فلسفی استفاده کردن. دوستان به هیچ عنوان من نه به فلسفه علاقه دارم نه خوشم میاد وارد بحث های فلسفی بشم چون باز به اعتقاد بنده این بحث های فلسفی نه سر داره نه ته داره! یعنی نتیجه ای نمی گیریم. ما میخوایم اینجا نتیجه بگیریم، یعنی ما میخوایم به یه نتیجه ای برسیم که آقا ما اگر خداوند رو چطور ببینیم زندگی بهتری داریم؟ اول یه قانون کلی رو با همدیگه مرور کنیم: هرجور که خداوند رو ببینی همون جور اتفاق میفته. خداوند رو رحمان ببینی رحمان دیده میشه، خداوند رو غفور ببینی غفور برات دیده میشه و تجربه ش میکنی، خداوند رو جبار ببینی، خداوند رو ستمگر ببینی ستمگر دیده میشه، خداوند رو خدایی ببینی که خدای عشقه خدای عشق برای تو دیده میشه. ممکنه بغل دستیت یا برادرت خدا رو یه جور دیگه ببینه، به همون نسبتی که خدا رو می بینه به همون نسبت نتایج متفاوتی رو دریافت میکنه از تو. آنچه را که ما در مورد خداوند باور میکنیم همون رو تجربه میکنیم.

    باور ما نسبت به خداوند باعث میشه ما شرایط و اتفاقات رو تجربه کنیم اما یه سری چیزا قانونه یعنی اینجوری نیست که مثلا من فکر کنم بگم که خوب آقا من باورم اینه که نمیفتم زمین برم از یه ساختمون 100 طبقه خودمو بندازم پایین بگم نه من باورم اینه که جاذبه وجود نداره. یه سری چیزا هست قانونمندیه اصلا کاری به باور نداره یعنی بعضیا من تعجب میکنم اشتباه فرض میکنن میگن آقا نه من باورمو عوض میکنم مثلا میرم توی خلا بدون آب و بدون غذا و بدون اکسیژن مثلا یه سال زنده می مونم. من چون باورمو عوض کردم که بدن من نیاز به اکسیژن نداره! یه سری چیزا قانونمندیه، یه سری چیزا رو نمیشه تغییرش داد، یه سری قوانین حاکم بر جهان هستند که خداوند در قرآن از مشیت نام میبره.

    بیاید یه چندتا موضوع رو با همدیگه مرور کنیم. به اینجا رسیدیم که هرجور خدا رو ببینیم همونجوری درکش میکنیم، همونجوری دریافت میکنیم، اگر با محبت ببینیم با محبت تجربه ش میکنیم، اگر ستمگر ببینیم ستمگر تجربه ش میکنیم. اما موضوعی که من خیلی علاقمندم بهش و دوست دارم که شما هم بهش فکر کنید اینه که بیایم ببینیم که قوانین جهان چطوره؟ یه بحثی بود آلبرت انیشتین دنبال یه موضوعی بود به نام Theory of everything یا تئوری همه چیز. میگفتش که به نظر من خدا تاس نمیندازه که مثلا اگر 6 اومد اینجوری جهان رو رهبری کنه، اگر 2 اومد مثلا یه جور دیگه جهان رو رهبری کنه. برای هر کارش بیاد یه تاسی بندازه بالا و طبق اون عددی که تاس نشون میده اتفاقات رو رهبری کنه. خداوند خداوند قانون هاست و طبق یک قانون کلی داره جهان رو رهبری میکنه و جهان داره طبق این قانون عمل میکنه. خیلی فکر کرد که بتونه این قانون کلی رو ببینه که هم فیزیک کوانتوم رو بتونه جواب بده و هم فیزیک سیارات رو بتونه جواب بده. یعنی در کوچکترین ذرات، در اتم، در الکترون همون قانونی باشه که در کهکشان راه شیری داره اتفاق میفته. خوب اون تا آخر عمرش نتونست به جواب درست برسه. یه فرد دیگه ای به نام پروفسور استیون هاوکینگ هم خیلی سعی کرد که به این موضوع برسه، یه سری اعتقادات متفاوتی هم داشت، یه فیلمی هم جدیدا ساختن به نام Theory of everything که نامزد جایزه ی اسکار هم بود توی اون فیلم یه نقل قولی میکنه و میگه که نه انیشتین اشتباه کرد، به نظر من خدا تاس رو میندازه ولی تاس رو انقدر دور میندازه که کسی پیداش نکنه اصلا یعنی کسی نفهمه به چه شکله و یه سری تغییرات تو عقاید داشت یه بار میگفت من خدا رو قبول دارم و یه بارم این اواخر میگفت نه من اصلا بعید میدونم که خدایی وجود داشته باشه و جهان برای خلقش نیاز به خدایی داشته باشه.

    کاری ندارم به این صحبت ها اینا تئوریه، اینا فلسفه س، اینا نظریه س، اینا بحث های بی فایده س، ما میخوایم برسیم به یه موضوع خیلی مهم که بتونیم قوانین خداوند رو درک کنیم. خداوند بر طبق سیستم عمل میکنه. این که حالا خداوند چیه؟ بعضی از دوستان این موضوع رو گفتن که نه خداوند بالاتر از سیستمه، من گفته بودم خداوند انرژیه بعضیا گفته بودن نه بالاتر از انرژیه، مافوق انرژیه و… دوستان انرژی همه چیزه! من نمیدونم چرا بعضیا دوست دارن مقاومت کنن در مورد موضوع انرژی، اصلا چیزی غیر از انرژی در جهان وجود نداره. یعنی هرآنچه که شما می بینید، هرآنچه که شما نمی بینید، هرآنچه که سیاهچاله هست یا هرآنچه که درواقع دنیای شناخته شده یا به قول ستاره شناس ها دنیای قابل مشاهده یا دنیای غیرقابل مشاهده هست، هرآنچه که هست از Dark Matter (ماده ی سیاه) Dark Energy (انرژی سیاه) و هرچی که هست در جهان انرژیه، بیسش انرژیه، پایه ش انرژیه، پایه ش کوارکه، چیزیه که ما بهش میتونیم بگیم انرژی. اگر در فیزیک قانون پایستگی انرژی رو یادتون بیاد ما میگیم که انرژی نه به وجود میاد نه از بین میره فقط از شکلی به شکل دیگه تغییر حالت میده، بعد نگاهمون هم به خدا میگیم “لم یلد و لم یولد” ما میگیم خدا نه زاییده شده و نه میزاید. ما نگاهمون در مورد قرآن همون نگاهیه که در مورد انرژی داریم، در مورد خدا همون نگاهیه که در مورد انرژی داریم فقط یه ذره تفاوت داره یکی بهش میگه خدا یکی بهش میگه انرژی یکی بهش میگه نیروی حاکم بر جهان یکی میگه نیروی برتر، نیروی خیر هرچی که اسمشو میذاریم. من فکر میکنم بهترین کلمه ای که میتونیم براش بذاریم یک انرژیه، یعنی انرژی پایه، انرژی ای که همه ی جهان رو خلق کرده و داره گسترش میده. ما میخوایم قوانین حاکم بر این انرژی رو درک کنیم. نمیدونم به عمر ما جواب میده یا جواب نمیده، نمیدونم اصلا ما در نهایت میتونیم تمام قوانین رو درک کنیم و ازش استفاده کنیم یا نه ولی حداقل داریم شروع میکنیم به فکر کردن، شروع میکنیم به حرکت کردن و ما میخوایم قوانینی رو استفاده کنیم که به دردمون میخوره.

    چرا من میگم وارد فلسفه نشینم، وارد بحث های فلسفی نشیم؟ چون بحث های فلسفی نتیجه ندارن آخر. یعنی من انقدر از فیلسوف های عزیز و دوستان خودم رو که دکترای فلسفه دارن میخونن سراغ دارم که اصلا سرشون درد میکنه برای بحث کردن ولی زندگیشو نگاه میکنی هیچی نداره تو زندگیش نون نداره برای خوردن. زندگیش همیشه پر از تشنجه، پر از نگرانیه، پر از ناراحتیه ولی ماشاالله فقط برای بحث این آدم رو ساختن بشینه فقط بحث کنه در مورد موضوعات مختلف. سوال من اینه که خوب تو انقدر بحث کردی چه زندگی داری الان؟ چقدر حالت خوبه؟ چقدر سلامتی؟ چقدر ارتباط های خوبی داری؟ چقدر وضع مالی خوبی داری؟ ما میخوایم به این برسیم که در این دنیا سعادتمند زندگی کنیم و در آخرت هم سعادتمند زندگی کنیم و برای این ما باید برسیم به قوانینی که حاکمه بر جهان.

    اینکه من میگم نگاه سیستمی داشته باشیم برای اینکه نگاه سیستمی به ما آرامش میده من همیشه گفتم که بزرگترین سپاسگزاری من از خداوند اینه که خدایا ازت ممنونم که قوانینی رو وضع کردی که تغییر نمیکنه، ازت ممنونم که پامو محکم میذارم زمین، ازت ممنونم که نگرانی ها رو از وجود من کشیدی بیرون به من گفتی آقا قانون من اینه اگر این فرکانسو ارسال کنی مطلقا این جواب رو میگیری نه جواب دیگه. این قانون منه طبق این قانون دارم جهان رو رهبری میکنم. بزرگترین سپاسگزاری من به عنوان کسی که دارم تو این حوزه کار میکنم اینه که خدایا ازت ممنونم که جهان رو با قوانین بدون تغییر آفریدی، اینجوری نیست که شانسی باشه، اتفاقی باشه، من نتونم چیزی رو کنترل کنم، من تمام قسمت های زندگیمو میتونم کنترل کنم چون من میتونم افکارم رو کنترل کنم، چون من میتونم فرکانس هامو کنترل کنم، چون من میتونم احساساتمو کنترل کنم و مهم تر از همه چون من میتونم نگاهم رو به جهان کنترل کنم، دیدگاهمو کنترل کنم. به این دلیل که من میتونم نگاهمو کنترل کنم من میتونم اتفاقاتم رو هم کنترل کنم، شرایطمم کنترل کنم.

    من میخوام به اینجا برسیم نمیخوام وارد بحث های حاشیه ای بشیم. من میخوام این نگاه رو داشته باشیم که چطور میتونیم اتفاقات رو برای خودمون اونجور که خودمون میخوایم رقم بزنیم؟ ما موقعی میتونیم این نتیجه رو برای خودمون به وجود بیاریم که باور کنیم که جهان یا خداوند داره با یک سیستم بدون تغییر حرکت میکنه. خداوند یک انرژی هست که تمام جهان از اون انرژی به وجود اومده، به قول فیزیکدان ها از شکلی به شکل دیگر تغییر حالت میده ولی نه به وجود اومده نه از بین میره، همیشه هست همیشه بوده و همیشه خواهد بود (همون تعریفی که ما از خداوند داریم) فقط در تمام اشکال خودشو تبدیل میکنه. حالا قوانین حاکم بر این انرژی رو ما میخوایم بدونیم چیه؟ ما میخوایم قوانین حاکم بر این انرژی ای که کهکشان ها رو خلق کرده و اتم رو هم خلق کرده بدونیم چجوریه؟

    برای اینکه اینو درک کنیم یه نگاهی به حرف های من داشته باشید. ما میتونیم فرکانس هایی رو به جهان هستی ارسال کنیم و این انرژی هوشمند با توجه به فرکانس های دریافتی ما انرژی اطراف ما رو که اتفاقات، شرایط، روحیه ی آدمها، وضع مالی، سلامتی و…. همه ی اینام قسمتی از همون انرژیه رو رقم میزنه. مثل یه آب مایعی می مونه که توی ظرف مثلا شبیه یه لیوان بریزی، اون آب مایع بی شکله ولی شبیه اون ظرفی میشه که تو براش آماده کردی، شبیه لیوان میشه. اون انرژی به هر شکلی درمیاد اما اون شکل رو تو براش تعیین میکنی. البته 95% آدما ناآگاهانه ظرفشون رو شکل میدن، ناآگاهانه فرکانس هاشون رو به جهان هستی ارسال میکنن به خاطر همین اتفاقاتی که نمیخوان وارد زندگیشون میشه.

    ما میخوایم یه کاری کنیم از این قوانین حاکم بر انرژی استفاده کنیم و اون چیزی که دوست داریم رو خلق کنیم. هدف من اینه به قول انیشتین بتونیم فکر خدا رو بخونیم. یه جمله ی خیلی معروفی داره آلبرت انیشتین میگه همه چیز جزئیاته من میخوام بتونم فکر خدا رو بخونم ما بقی چیزا همش جزئیاته. میخوایم ببینیم که این قوانین چطور عمل میکنه؟ باز هم من تاکید میکنم یه نگاهی به قرآن بندازید هرکجا دیدید که این نگاه من (نگاه سیستمی ب خداوند) نگاه اشتباهیه به من بگید که آقا نه ما تو قرآن آیه هایی رو آوردیم که نگاه سیستمی نداره. بعضیا گفتن که رحمانیت خداوند برای همه ی موجوداته، رحیم بودنش مثلا فقط برای مومنینه. اینم یک سیستمه، یعنی شما هرجوری که نگاه کنی سیستمه. سیستم اینجوری عمل میکنه طبق یه قانونی. اگر سیستم میگه که آقا رحمانیت، محبت، عشق برای همه ی موجوداته ولی یک عشق خاص برای مومنینه این سیستمه. مثل یه معلمی می مونه که به همه ی بچه های کلاس داره درس میده، عشقیه که داره به همه درس میده اما به افرادی که خیلی خیلی خوب گوش میکنند بیشتر توجه میکنه، بیشتر بهشون تمرین میده، بیشتر بهشون کلید میده، بیشتر بهشون کمک میکنه. اونایی که توجه نمیکنن دارن مسخره بازی میکنن ته کلاس معلم درسشو میده ولی به این بچه ای که داره خیلی خوب گوش میکنه توجه بیشتری میکنه، ازش تمرین بیشتری میخواد، بهش کتاب های بیشتری رو معرفی میکنه ولی درسشو داره به همه میده، اینم یه سیستمه. سیستم داره این کار رو انجام میده یعنی سیستم تعریف شده که آقا به این شکل عمل کن. ما میخوایم همینا رو بدونیم دیگه که این سیستم چطور کار میکنه؟

    حالا من گفتم این سیستم به این شکل عمل میکنه که شما هر فرکانسی رو ارسال کنی همون رو برات برمیگردونه فارغ از اینکه ظاهرت چیه؟ ملیتت چیه؟ جنسیتت چیه؟ سنت چقدره؟ تحصیلاتت چیه؟ دینت چیه؟ فارغ از اینکه حجابت چیه؟ هرچی که فکر میکنید دیگه، این به این شکل عمل میکنه. در تمام طول دوران هم این اتفاق افتاده. هرکسی با هر دینی که داشته فرکانس مثبت اتفاقات مثبت رو به وجود میاورده و فرکانس منفی اتفاقات منفی. اصلا دین باید به شما آرامش بده اگر دین اگر یاد خداوند برای شما آرامش ایجاد نمیکنه که اصلا دینه کلا اشتباهه دیگه. دینی که برای شما آرامش ایجاد نکنه، دینی که در دل شما ترس بندازه احتمالا نگاهتون به اون دین اشتباهه. نمیگم اون دین اشتباهه ها، اون مذهب اشتباهه، نگاه شما به اون مذهب یا درک شما از اون دین یا از اون مذهب اشتباهه که به شما داره این احساس بد رو میده.

    هر فرکانسی رو که ارسال میکنی میخوای بدونی فرکانس خوبی داری ارسال میکنی یا فرکانس بد؟ (بهتره که بگم فرکانس در زمینه ی خواسته هات یا در زمینه ی ناخواسته هات) نگاه کن به احساست، اگر احساس بدی داری داری اتفاقات بد رو برای خودت رقم میزنی، داری یه ظرف به درد نخور رو درست میکنی که اون انرژی به اون شکل درمیاد، اگر احساس خوبی داری، داری فرکانس های خوب به جهان هستی ارسال میکنی که همه ی این احساس بد یا خوب رو ما میتونیم با نگاهمون درست کنیم. یعنی میتونه یک اتفاق یکسان برای 2 نفر آدم بیفته این 2 نفر با توجه به اعتقادشون به خداوند یکیشون به آرامش برسه بگه “الخیر فی ما وقع” من مطمئنم یه خیریتی تو اینه و به آرامش برسه، یکی بگه نه خداوند منو دوست نداره اگه منو دوست داشت مثلا به من کمک میکرد، اگه خداوند بود که خدا منو می دید، خدایی وجود نداره که اینقدر بلا سر من اومده وگرنه اینقدر بلا سر من نمیومد! این نگاه نگاه اشتباهه دیگه، نگاهی که مثلا فکر میکنه که خدا وایساده اونجا که یه کاری برای تو بکنه نگاه اشتباهیه. خیلی از آدما دوست دارن که اینجوری فکر کنن، نگاه بکنن به خدا، آخرشم به همین کفره میرسن. هرچند که این کفر هم چیز بدی نیست بعدا یواش یواش این نقطه ی عطفی میشه برای اینکه خدا رو بهتر درک کنه البته شاید، نمیدونم شاید هم نشه. ولی در هر صورت اینکه ما فکر کنیم که آقا خدا یه گوشه ای وایساده یه کاری انجام بده این وسط این نگاه اشتباهیه.

    این سیستم یه واکنشی نسبت به فرکانس های ما میده. این انرژی واکنشی نسبت به فرکانس های ما میده نه نسبت به ظاهر ما، نه نسبت به قیافه ی ما، به دین ما یا به هر چیز دیگه ای که فکر میکنیم. حالا هرچقدر که بتونی فرکانس هاتو بهتر ارسال کنی اتفاقات بهتری رو تجربه میکنی، هر چقدر که نتونی این کار رو بکنی، نه. حالا برای اینکه نگاه سیستمی رو به خداوند بهتر درک کنیم من یه چندتا آیه رو از سوره ی “نور” براتون بخونم، از آیه ی 42 با هم یه مرور کنیم:

    فرمانروایی آسمان ها و زمین از آن خداست و بازگشت به سوی خداست. مگر ندیدی که خداوند ابرها را میپراکند و به هم میآورد و متراکم میکند و آنگاه می بینی قطرات باران را که از میان ابر فرو میریزد و از کوه های آسمان دانه های تگرگ نازل میکند

    خدا رو داره میگه ها. خوب همه ی ما میدونیم که سیستم داره این کار رو انجام میده ولی تو قرآن هرکجا سیستم رو داره میگه درواقع داره میگه خدا این کار رو داره انجام میده.

    و با آن هر که را بخواهد زیان میرساند و از هرکه بخواهد این زیان را برطرف میکند. نزدیک است درخشندگی برق آن حس بینایی را ببرد. (منظورش رعد و برقه)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    آمیتیس گفته:
    مدت عضویت: 4293 روز

    سلام

    در مورد انرژی بودن خداوند و اینکه قوانین اصلا تغییر نمیکنه و در مورد همه انجام میشه هیچ بحثی نیست و من کاملا با نظر استاد جان جانان موافقم. (همانطور که خداوند فرمودند سنت الهی هرگز تغییر نمیکنه)

    و اما در مورد معجزات که خیلی از دوستان باهاش درگیر شده بودن، جناب حافظ یک شعر بسیار زیبایی دارن که میفرمایند : “فیض روح القدس ار باز مدد فرماید دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد” یعنی آقا شما برس به اون توکل و به اون شناخت و به اون حد از ایمانی که محمد و ابراهیم و موسی و بقیه داشتن، باشه ما قوانین رو برای شما تغییر میدیم. البته باز هم جا داره اشاره کنم شاید چون ما هنوز نرسیدیم به حد ایمان و شناخت پیامبران نمیدونیم که این معجزات آیا تغییر قوانین بوده؟آیا جزئی از قوانین دیگه ای بوده که هنوز نمیدونیم؟ یا چی بوده؟ شاید یک سری قوانین و مشیت ها هست که انقدر سطحشون بالاست که پیامبران ازش باخبر بودن و این معجزات هم در گروه همون قوانین قرار میگرفتن.

    به هر حال بیس صحبت های استاد میخواد ما رو به یه نتیجه برسونه و اونم اینه که حالتو خوب نگه دار و طبق قانون اتفاقات خوب میفته. حالا اینکه این وسط یه حرفی هم از معجزه شده که به کام بعضی ها خوش نیومده اینا حاشیه س. لپ کلام رو بگیرید دوستان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  4. -
    آمیتیس گفته:
    مدت عضویت: 4293 روز

    سلام باران جان ممنونم از نظر لطفت و خوشحالم که تونستم کمکی بهت بکنم. عزیزم من هر فایلی رو که عمیق روش کار میکنم متنش رو به صورت تایپ شده برای همه میذارم گاها بچه ها پرینت میگیرن و نت برداری میکنن. این فایل هم تایپش تقریبا آماده شده و تا هفته آینده انشالله روی سایت قرار میگیره.

    شاد و ثروتمند باشی دوست خوبم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: