خداوند را بهتر بشناسیم | قسمت 2
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این فایل نگاه استاد عباس منش به خداوند و قوانینش است که ایشان این مفهوم را نگاه سیستمی به خداوند نامیده اند. نگاه سیستمی به خداوند، نگاهی است که خداوند را نه به عنوان یک موجود انسانگونه با احساسات خشم، انتقام یا دلسوزی، بلکه به عنوان انرژی هوشمندی معرفی می کند که قوانین ثابت و تغییرناپذیری را بر جهان وضع کرده و طبق قوانینش عمل می کند. هدف استاد عباس منش از گسترش این جهان بینی، رسیدن به درکی عملی از خداوند است که نتیجهاش هم در زندگی مادی و بهبود شرایط مان ملموس باشد، هم آرامش ذهنی و معنوی. وقتی ما خداوند را به عنوان یک سیستم قانونمند بشناسیم که جهان را بر اساس مشیت و سنتهای غیرقابلتغییر رهبری میکند، ترسها و نگرانیهایمان جای خود را به اطمینان و قدرت میدهند، زیرا میدانیم که در این سیستم، هیچ تاس انداختن، شانس یا تبعیضی وجود ندارد و همه چیز بر اساس “قانون” پیش میرود.
در دل این نگاه توحیدی، مفهوم انرژی و فرکانس به عنوان زبان گفتگو با جهان هستی مطرح میشود. استاد عباسمنش با استناد به مفاهیم علمی و قرآنی، تشریح میکنند که انرژی ای که آن را خداوند نامیده ایم، مانند آبی بیشکل است که به شکل ظرف باورهای ما در میآید. این ما هستیم که با کانون توجه و فرکانسهای ارسالی خود، تعیین میکنیم که این انرژی در زندگیمان به صورت ثروت ظاهر شود یا فقر، سلامتی یا بیماری، روابط عاشقانه یا تنهایی. این سیستم هوشمند، فارغ از نژاد، ملیت و حتی مذهب ظاهری ما، تنها به فرکانسهای ما واکنش نشان میدهد. اینجاست که عدالت مطلق خداوند معنا پیدا میکند؛ عدالتی که در آن هیچ پارتیبازی یا نظرکردهای وجود ندارد. حتی پیامبران الهی نیز برای موفقیت باید از همین قوانین پیروی میکردند و هرگاه -مانند جنگ احد- از اصول و قوانین تخطی شد، نتیجه آن شکست بود، نه به این دلیل که خدا نخواست، بلکه به این دلیل که سیستم طبق قانون عمل کرد. این فایل به شما میآموزد که مسئولیت تمام اتفاقات زندگیتان، از کوچکترین جزئیات تا بزرگترین حوادث را بپذیرید و بدانید که هیچ ظلمی از جانب خداوند به بندگان نمیشود، بلکه هر چه هست بازتاب فرکانسهای خود ماست.
استاد با ظرافت خاصی تفاوت میان ضمیر “من” و “ما” را در قرآن بررسی میکنند و توضیح میدهند که هر جا خداوند از کلمه “ما” (نحن) استفاده کرده، اشاره به سازوکار جهان و قوانین بدون تغییر خداوند دارد که همان مشیت های الهی در قرآن هسند. مانند نازل شدن باران، روییدن گیاهان یا حتی عذابهای الهی که همگی حاصل عملکرد دقیق قوانین طبیعی و بازتاب اعمال خود انسانها بودهاند. این نگاه، خرافات را از ذهن میزداید و به ما نشان میدهد که معجزات نیز نقض قوانین طبیعت نیستند، بلکه استفاده هوشمندانه و همزمانی دقیق وقایع در چارچوب قوانین الهی هستند که افراد به دلیل هماهنگی با قوانین، این همزمانی را تجربه می کنند. درک این موضوع که ما در جهانی با قوانین ثابت زندگی میکنیم -مانند زندگی در کشوری با ثبات اقتصادی و قانونمندی دقیق است و به ما قدرت برنامهریزی و خلق آگاهانه آینده را میدهد. برای درک عمیقتر این قوانین و یادگیری نحوه هماهنگ شدن با این سیستم هوشند و خواندن فکر خداوند، دوره 12 قدم مرجعی بینظیر است که جزئیات این نگاه توحیدی، یعنی نگاه سیستمی به خداوند را شرح میدهد.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD469MB40 دقیقه
- فایل صوتی خداوند را بهتر بشناسیم | قسمت 236MB40 دقیقه














به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم
روز سوم، روز شمار توانایی تشخیص اصل از فرع!
من این فایل شما استاد قشنگم رو چندین بار گوش کرده بودم واز دیشب تا الان 4 بار دیگه گوش دادم وحین گوش دادن به حرفهای ناب شما که البته فقط حرف نیست وبلکه یکدنیا اگاهی ناب و زندگی سازه، داشتم مسیری رو که توی زندگیم برای شناحت ودرک خداوند طی کردم توی ذهنم مرور میکردم…
38 سال زندگی با ترس والتماس واشک وآه و گلمندی و دلخوری بین منو خدا سپری شد، 38 سال خدا رو طوری می دیدم که 98 درصد مردم می بینند، احساسی و انتقام گیرنده و عذاب کننده و ظالم و حکم فرما…..
اما از وقتی خدایی رو که شما بهم معرفی کردید در طی اون دوسال واندی شناختم و بهش نزدیک شدم وباهاش ارتباط گرم وصمیمانه ای برقرار کردم، یه جوری شسته وبرده و پاک کرده انگار از صفحه ی زندگی و روزگار من، اون سالهای بی خدایی و دور از خدا بودنم رو، یه جوری دلبسته وشیدا و عاشقش شدم، که حالا تواین رابطه مشخص نیست عاشق کیه ؟،معشوق کیه؟ هر دو ادا داریم کلی توی این رابطه ای که از سر شوق و دوستداشتن و صداقت و برپایه عهد و وفای به عهد و دو طرفست…
از صبح تاحالا چند بار اومدم فایل رو برای 3 تا خواهرای عزیزم بفرستم، تا اون خدایی که من درکش کردم رو وباهاش در رابطه ی عاشقانه وصمیمانه ای هستم رو بشناسند، اما یه ندایی از درونم بهم گفت مگه تو خودت با شنیدن یه فایل از سیدحسین عباسمنش خدات رو شناحتی؟ درکش کردی و رابطت باهاش اوکی شده، که حالا فک میکنی خواهرات که عزیزای دلت هستند با این فایل مسیر زندگی وخدا شناسیشون عوض میشه؟
توهم اوایل با شک وتردید تو این مسیر بودی، هر روز داشتی بین خودت وخدات یه امتحان برگزار میکردی، هی میومدی تو مسیر و سعی میکردی با صداقت و درستکاری وپاکی دل و تلاشت یه خودی نشون بدی وهی خدا میومد و با پاداشهات سورپرایزت میکرد و هر روز این رابطه داشت بیشتر جون میگرفت تا اینکه از یه جایی باور کردی همه چیز به خودت بستگی داره، به اینکه در کدوم فرکانس ودر کدوم مسیر باشی…
در مسیر خیر که همه چیز توش هست وبه آسونی بدست میاد به شرط پاکی دل و صداقت و درستکاری ویکتاپرستی و…
یا در مسیر شر، پراز شرک خفی و شرک واضح و ناصداقتی و نادرستی و احساس بی لیاقتی و ظالم دیدن خدا و دوری از درگاهش به واسطه ی جسبیدن به آدمها و ظواهر گول زننده دنیوی و…
اره اینارو به خودم گفتم و منصرف شدم از اینکه این فایل رو برای خواهرام بفرستم فقط از خدا خواستم یعنی میخوام انقدر توی زندگیم از لحاظ سلامتی وشادی ومالی و عاطفی و معنوی پیشرفت کنم که به خانوادم وعزیزانم دیگه صد در صد ثابت بشه چیزی به نام شانس وجود نداره واین مسیر، مسیر پراز خیر دنیا وآخرت هست برای هرکسی که واردش بشه و بهش عمل کنه…
باخودم گفتم اونا که میدونند من تو سایت عباسمنش عزیز هستم وهر تغییر مثبت و شرایط عالی که از هر نظر الان دارم، از بودن در این مسیر و آموختن از شما و عملکرد داشتن توی زندگیم ودریافت نتایج عالی هست ، تا حالام چندتا فایل تواین یکسال اخیر از شما براشون فرستادم گوش کردن تشکر کردن ولی نیومدن تواین مسیر وهربار این تغییرات منو ربط میدن به اینکه تو همیشه خوش شانس هستی، خدا یه جور دیگه دوستت داره، تو کلا با ما فرق میکنی، یا مثلا میگن کی حالشو داره هر روز تمرین انجام بده و فایل ببینه وگوش کنه!!!!
چقدر اوایل دلم میخواست قانعشون کنم که بابا جان عزیزای دلم، شما باید هرچی حاشیه هست ول کنید، اصل اینجاست، اصلا اونچه که باید همه چیز شما بشه وتمرین هر لحظه وعادت همیشگی و کم کم جزء شخصیتتون کلا همینه، همین مسیره، چرا اخه خودتون رو میخواین عذاب بدید وقتی راه راحت و شیرین و لذت بخش و در دسترسی هست اونم با کمترین هزینه!!!!!
ولی خب از شما اموختم به مسیر تجربه کردن دیگران دست نزنم، حتی اگه اون شخص عزیزترینم باشه…
کاش ایکاش همه اینو میفهمیدن که زندگی خیلی راحت ودلچسب و شیرین ودوستداشتنی هست وقتی فقط وفقط از سیستمی بودن جهان و از قوانین بدون تغییر خداوند آشنا بشن، اگه فقط بتونند فکر خدا رو بخونند و اون خواسته وفکر خدا رو توی زندگیشون پیاده کنند…
از وقتی جهان وخداوند رو سیستمی دیدم، یعنی از شما اینو یادگرفتم ودرک کردم، یه کوله بار سنگین از روی دوشم برداشته شد، کمرم راست قامت شد و دلم قرص…
از اینکه فهمیدم تو جهان دوتا مسیر دوتا فرکانس بیشتر نیست، خیر وشر، ومن باید حواسم باشه که توی کدوم مسیر هر لحظه قرار دارم…
اونم کار سختی نیست اگه حسابی از باورهای پوچ وکادب گذشته ات و راه وروشی که قبلا باهاش زندگی میکردی، دست کشیده و دلزده و خسته شده باشی…
انوقته که حس میکنم چراغ جادو افتاده دستت، در خواست میدی اجابت میشه، البته قدرت و بزرگی چراغ جادوی هرکسی به اندازه ایمان و باورش هست….
یعنی هر کسی هر چقدر ایمان ویقین به توانایی وقدرت وبزرگی وعدل وانصاف خداوند داره به همون مقدار هم نتیجه میگیره، اونم نتیجه ی عالی…
استاد جانم خیر دنیا واخرت هر لحظه وهمیشه نسیبتون باشه که همچین خدایی رو بهم هدیه دادید..
دوستتون دارم واز دور روی ماه شما ومریم جان رو می بوسم، به امید دیدارهایی نزدیک
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربان
وسلام به تک تک دوستانم
روز جهل وپنجم روز شمار تحول زندگی من!!
استاد جانم مدتهاست بعد اینهمه اگاهی که شما باعشق واز روی لطف ومهربانی در مورد سیستمی بودن جهان وقوانینش بهمون دادید، من تنها یه باور توی تمام ذهنم وجود داره، واونم اینه که کسیکه منو خلق کرده همه چیز در اختیارم قرار داده تا بتونم خوشبخت وسعادتمند زندگی کنم، البته باید بدونم خوشبختی وسعادت رو در چه چیز می بینم؟.
من خوشبختی وسعادت رو در آرامش وامنیت می بینم، اینکه یاور دارم هیچ قدرتی بیرون از من وجود نداره که بتونه منو از پا دربیاره، مگر اینکه من به اون قدرت بدم!
به اون شخص یا اشخاص، یا شرایط یا حتی حیوانات وبلایای طبیعی…
وقتی من مطمعنم تحت مراقبت خداوند هستم، وقتی میدونم حتی با کشتن من هم کسی نمی تونه بهم آسیب بزنه، وقتی همه چیز من در روح من خلاصه شده، وقتی من میدونم توسط نیروی برترم دارم هدایت میشم و نشونشم حس رضایت وآرامش وشادی من هست، دیگه تفسیر اینهمه اما واگر و خدا کیه،خدا چیه؟ چه به درد من میخوره؟
وقتی خدا از نظر من نیرویی هست که منو خلق کرده وبهم اختیار عمل داده و از طریق روح و روان واحساساتم بهم خیر وشر رو فهمونده، دیگه چه لزومی هست من دنبال علم وفلسفه و دلیل و برهان بگردم؟!
وقتی خداتو میشناسی بهش اعتماد وایمان داری باهاش یکی میشی، خودت که عطر وزنگ خدایی گرفتی جهان پیرامونت هم عطر ورنگ خدا رو میگیره…
همقدم باهات راه میاد، تو غصه هات، تونگرانیهات، توشادیهات، تو تنهایی هات، توندازی وبی پولیهات، تو دارایی وثروتت، تو خستگی هاتو و سرمستیهات همیشه وهر لحظه باهاته، باهات اشک میریزه،باهات میخنده، باهات بازی میکنه و میچرخه ومیرقصه، برات غذا میشه، لباس میشه، خونه میشه، برات جنگل ودریا و رودخونه و دشت ودمن میشه، برات تکیه گاه میشه، نازتو میخره و گاهی دعوات میکنه…
خدای من این شکلیه…هرکسی باید خداشو خودش پیدا کنه، با کلی شک ویقین و اما واگر …بره تا برسه به اون اصل به اون واقعییتی که درکش کرده واونی که درک کرده وبهش یقین پیدا کرده رو باهاش عجین بشه، درش حل بشه، باهاش یکی بشه…
از نظر من خدا جایی هست ودر کنار کسی هست که شادو سرحال و سرخوش و خندان وامیدواره..حال دلش باخودش خوبه…..ولاغیر…
من الان اون حال رو دارم مدتهاست…
جوریکه دوست دارم همش باهاش تنها باشم وهیچکسی وهیچ چیزی توی حریم این عشق ودلدادگی نباشه…
دلم میخواست کلا تویه سرزمینی بودم که فقط من بودم و خدا…
تا واضحتراز این، شفاف تر از این، زیباتر از این، وبیشتر از این حسش میکردم وهیچکس وهیچ چیز نمی تونست حتی لحظه ای بین ماقرار بگیره وفکر وذهن وجسم وروح و روان منو به خودش مشغول کنه….
از بس که من این خدای نادیدنی رو همه جا می بینم وحسش میکنم…..
همین یه باور، باور اینکه خدا وقتی کنارم هست که من شاد وخندان وسرخوشم، باعث شده به همه چیز این روزگار وزندگی بخندم، وجدیشون نگیرم…
چون میدونم اونجاها که غمگین وناراحت و افسرده ام، شیطان هست، انرژی منفی هست، بدی هست، تاریکی هست وخدا اونجا نیست..
چون خدا نور هست روشنایی هست، زیبایی هست، ارامش هست، شادی هست..
اگر غیر این بود هرگز نمی تونست جهانی به این زیبایی خلق کنه..
به من چه که کی چه باوری نسبت به خدا، به اون انرژی بی پایان وهمیشه زنده و پاینده داره؟
من باید طوری زندگی کنم که از اینهمه سرخوشی و در صلح بودنم باخود وبا جهان، دیگران اون انرژی پاینده و همیشه زنده رو در من حس کنند و خواهانش باشند….
خواهان خدایی که در زندگی من، به شکل سلامتی، به شکل شادی، به شکل ثروت، به شکل امنیت وآرامش، به شکل خوشبختی وسعادت، در اومده….
در حالیکه 98 درصد آدمهای اطرافم مثل گذشته ی من سرگردان و اسیر و گرفتارند هنوز، گوشهاشون بسته، چشمهاشون بسته، قلبشون بسته، وباید برای هوشیاری خودشون کاری کنن تا دیر نشده…
خدای خوبم ازت سپاسگزارم که اجازه دادی چنین درکی ازت داشته باشم وباز هم بیشتر سپاسگزارم که یاری ام میکنی هر روز به درک وشناخت بهتری از تو برسم…
واستاد عزیزم از شماهم بی نهایت سپاسگزارم که اون خدایی رو که شناختید و بهش دل دادید رو اینطور با جزییات کامل بهم معرفی کردید تا منم پیداش کنم و بشناسمش وبهش دل بسپارم
سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز وهمه ی دوستانم…
خدارو هزاران بار شاکرم که شناختی عمیق و دوستداشتنی از خداوند رو ازتجربه های شما استاد عزیزم تو این مدتی که تو مسیر شماهستم پیدا کردم…
راستش برای منم اولش درک اینکه خداوند یه سیستم هست وسیستمی عمل میکنه وجهان کلا برپایه سیستم و قوانینی که خداوند براون حاکم کرده داره اداره میشه سخت بود..
تا اینکه تواین یکسال واندی همینطور که باشما دراین مسیربودم اتفاقاتی برام توی زندگیم افتاد که این موضوع سیستمی بودن کاروبار جهان وخداوند رو بهتر درک کردم…
یه روز اومدم یه نقطه کشیدم وسط یه برگه سفید گفتم این نقطه خداست،یا همون انرژی منبع که من وروح وروانم داره ازش انرژی میگیره ،چون من از خودش به وجود اومدم از روح خالقم…
بعد اومدم تابی نهایت مدار دایره وار دوره اون نقطه مرکز کشیدم از اولین دایره ونزدیکترین دایره به نقطه مرکز(خدا یا همون انرژی) شروع کردم روی دایره دور تادورش نوشتن کلمات،مثل( آرامش، رهایی،عشق،محبت،سکوت عاشقانه،لبخند،شادی،دلخوشی،……) خلاصه هرچی که انرژی مثبت داشت ویه جورایی یه انسان با داشتن اون احساسات حس آرامش وسبک بالی داره،نوشتم …
روی دایره های دورتر شروع کردم به نوشتن کلماتی که بار منفی دارن،مثل( ناامیدی،گریه،شک وتردید،ترس،انزوا،خشم،درد،تنهایی و…..
خلاصه که هرچی از منبع از نقطه مرکز وانرژی اصلی فاصله دایره ها دورتر وکلمات با بارمنفی منزجر بیشتر میشد حس بد بیشتری منو دربر میگرفت…
یه لحظه همه ی اینهارو واقعی تصور کردم وکل زندگیمو مرور کردم ودیدم هرجا من به واسطه ی تربیت خانوادگی ،بودن در جامعه و باور باورهای غلط از منبع خودم دور شدم زندگیم پرشد از تردید وترس و تنهایی وناامیدی و….
بنابراین من مطمعن شدم که منبع وانرژی من یعنی خداوند از ابتدای خلقتم در وجودم احساساتی قرار داده که بتونم خوب وبد رو حس کنم وتشخیص بدم، ولی وقتی من هربار به خاطر نااگاهی وباورهای غلط از منبع نور،از انرژی عظیم وروشنایی دور بشم معلومه که جز سیاهی وتاریکی و ….چیزی عایدم نمیشه توزندگی…
الان دیگه یه بچه ۷ ساله هم میدونه مدرسه وکلاس درسش قوانینی داره واگه رعایت کنه هم از نظر درسی وهم اخلاقی می تونه شاگرد اول کلاس ومدرسه باشه، چون همه چی طبق یه قانون واصول داره پیش میره…
وقتی اون بچه ۷ ساله از کلاس اول طعم درس خوندن ونتیجه عالی گرفتن وحتی تجربه درس نخوندن ونمره بد گرفتن وعواقبش رو بدست میاره هر اتفاقی تودوران مدرسش بیفته مسئولش خودشه، چون مدرسه قانون داره درس بخونی قبولی میری کلاس بالاتر درس نخونی رفوزه میشی….
جهان وزندگی زمینی ماهم همینه، قانون خداوند وجهان هستی مشخصه، در نبود نور تاریکی میاد سراغ آدم، وقتی شادی وایمان،توکل، آرامش، صبر با عشق،نباشه ترس وتردیدها وناامیدیها و گرفتاریها میاد سراغ آدم..
همه ی آدمهای دنیا ذاتن خوب وبد رو از هم تشخیص میدن،حتی وقتی میگیم خدا احساساتی برخورد نمیکنه بازم این می تونه حقیقت داشته وقتی انسانی با اراده شخصی خودش انقد در گمراهی ها رفته ورفته توی ظلمت ونامید شده ولی بازهم نمیخواد به اصل خودش وبه منبع خودش برگرده ،چطور خدا بیاد بدون درخواست هدایت شدن اونو به شادی نور ایمان وروشنایی برگردونه؟؟؟!!!
اما هستند کسایی که تو اوج تاریکی ها وظلمت ها تسلیم میشن وباتمام وجود میخوان که برگردن به نیروی برتر خودشون همونجا که احساس رهایی وآرامش وشادی رو تجربه کنن واینجاست که نیروهای غیبی از راه میرسن وکمک میکنن هرچی انسان امیدوارتر میشه مسیرش به سمت منبع انرژی (اون نقطه مرکز) به خداوند روشن وروشن ونزدیک ونزدیکتر میشه تا جایی که انقد به منبع اصلی انرژی ونیروی برتر خودش نزدیک میشه که تمام روح وروان و جسم وجانش روشن نورانی میشه وآرامش،شادی،سلامتی ونعمت وبرکت وثروت رو یکجا تجربه میکنه…
چون اونجا که برسی به اون انرژی منبع اون نقطه نورانی ،مرکز،جز خوبی وروشنایی وآرامش و شادی و نعمت وثروت چیز دیگه ای وجود نداره…
حالا دیگه این ماهستیم که بخوایم برای حال خوبمون وهمیشه در شادی وسلامتی وثروت بودنمون نزدیک اون منبع انرژی ( خداوند) بمونیم یا ازش دورشیم…
اونجاها که خداوند توکتابش میگه ما همه رو هدایت میکنیم چه گمراهان چه خودمراقبان(پرهیزگاران) منظورش از نظر من مثل نظر استاد عزیزمه، یعنی توی این جهان سیستمی راهها مشخصه …راه از بیراهه نشون داده شده..
حال خوب وشاد بودن اتفاقات خوب میاره
حال بد غمگین بودن اتفاقات بد میاره
از مسیر روشن که قلبت گواهی میده درسته بری نتیجش نور وروشنایی هست(بهشت)
از مسیر بیراهه که نجواهای ذهن میگه بری نتیجش ظلمت وتاریکیه(جهنم)
خداوند قدرت اراده به انسانها داده وتوی قلبشون فطرت پاک خودش رو،یعنی همون احساسات خالص(وجدان) رو قرار داده…
اونکه جرم وجنایت وقتل و غارت میکنه هم وجدان داشته، روزیکه متولد شده واز منبع خودش به همون انرژی مرکز نزدیک بوده اما مسیر رو اشتباه رفته به الهاماتش توجه نکرده که بهش میگفته داری از نور دور میشی و به سمت سیاهی میری،ویه روزی رسیده که دیده تمام دنیاشو سیاهی گرفته!!
حالا اینجاست که مشخص میشه جهان سیستمی کار میکنه، سمت نور بری سعادت نسیبت میشه، سمت تاریکی بری بدبختی وذلت……
اونجاها که ما میگیم خدا رحمانه بخشندس مهربونه اونجاشم سیستمیه، چون از اول خلقت همین بوده، خداوند از طریق کتابهای آسمانیش وفرستاده هاش ،مسیر خوب وبد رو نشون داده…
گفته بنده ی من مخلوق من اگر از مسیر بد وگمراهی وسیاهی خسته شدی هرجافهمیدی مسیرت اشتباه بوده برگرد به مسیر نور و روشنایی اونجا سعادت باز نسیبت میشه….
واقعا اگه بخوام از درکی که از تجربه های شمااستاد عزیزم در مورد قانون آفرینش جهان هستی و سیستمی بودن جهان گرفتم بگم شاید بتونم صد صفحه بنویسم…
الان درک من از جهان اینه از منبع وانرژی وسیستم جهان هستی..
که اتفاقا خیلی خیلی به کمکم اومده تا زندگی شادتری داشته باشم ،وقتی دست از مقصر دونستن دیگران برداشتم،دست از گله وشکایت نسبت بخدا برداشتم، وقتی متوجه شدم مسئول صد درصد زندگیم فقط وفقط خودم بودم وهستم…
واینکه امکان نداره بازم میگم امکان نداره من در مدار یا همون فرکانس سپاسگزاری شادی عشق امید باشم وآرامش وشادی وثروت ونعمت بیشتری به سمتم نیاد…
درسته توشرایط سخت برای هرکسی سخته مثبت فکر کنه(امیدشو از دست نده) اما شمااستاد عزیزم انقدر راه کارهای عملی دادید به ما که اگه عمل کنیم تمرین کنیم می تونیم از پس از مشکلی بربیایم به امید الله…
چون دیگه قانون آفرینش جهان هستی رو میدونیم
احساس خوب=اتفاقات خوب
این دیگه به منه مینا بستگی داره که بخوام توشرایط بد بادیدن کوچیکترین حس خوب خودمو به اوج احساسات خوب برسونم یا نه تواون حال بد بمونم تا اتفاقات بدتری رو تجربه کنم واز منبع خودم دور بشم!!
تمرین تمرین تمرین…
این کار هر روز منه…
فقط باتمرین میشه باورهای مثبت رو تقویت کرد وتوبدترین شرایط حال واحساس درونی وبیرونی خودمون خوب نگهداشت …
سیستم از این زیباتر وبهتر و عادلانه تر ؟!!!!!
خدارو هزاران مرتبه شکر،بابت شناختی که توسط شما استاد عزیز دلم😍نسبت به خداوند وجهان هستی بدست آوردم…
استادجان مریم جانم منتظر فایلهای جدید سریال سفربه دور امریکا و زندگی در بهشتون هستم😎😎😎
دوستتون دارم حسااااابی💗
انشالله به لطف خداوند هممون در پناه امن خداوند همیشه در شادی وسلامتی و آرامش و سعادت وثروت جاری وساری و فراوان باشیم😘