چگونه به راه راست هدایت می شویم یا از آن دور می شویم
در این فایل استاد عباس منش با توضیح آیاتی از سوره اعراف، مفهوم “هدایت” یا “گمراهی” را در عمل توضیح می دهد. گوش دادن به آگاهی های این فایل، از یک طرف ما را از افکار و باورهای محدود کننده ای آگاه می سازد که منجر به گمراهی ما از مسیر نعمت ها شده و به قول خداوند “برای سختی ها آسان کرده است” و از طرف دیگر، باورهای قدرتمند کننده ای را به ما می شناساند که پروراندن آنها در ذهن، موجب ورود به مدار خداوند، دریافت هدایت های این نیرو و ” آسان شدن برای آسانی ها ” می شود.
بخشی از سرفصل آگاهی های این فایل شامل:
- مفهوم فروتنی در برابر خداوند و ارتباط آن با ” احساس خود ارزشمندی درونی “؛
- مفهوم غرور مخرب و ارتباط آن با “گمراه شدن از راه راست”؛
- “مقایسه”، دروازه ورود به مسیر گمراهی است؛
- “مقایسه”، فرد را از صلح درونی با خودش خارج می کند؛
- راهکاری برای کنترل افکاری که منجر به “حسادت” یا “مقایسه” می شود؛
- چقدر از اینکه “چه افکاری منجر به ایجاد چه احساسی در شما می شود”، آگاه هستی؟!
- چه جنس افکار، احساس خوب را ایجاد می کند و چه افکاری، منجر به احساس بد می شود؛
- “حسادت”، از کدام باور محدود کننده نشات می گیرد و به چه شکل فرد را از مسیر دریافت نعمت ها خارج می کند؛
- ریشه “حسادت”، احساس بی ارزشی درونی است و منجر به تصمیمات و رفتارهایی می شود که فرد را به احساس بی ارزشی بیشتر می رساند؛
- کلیدهایی هدایتگر در آیه 32 سوره نساء؛
- مفهوم “تسلیم بودن دربرابر خداوند” و نتایج این ویژگی شخصیتی؛
- “مغرور بودن در برابر هدایت های خداوند” و عواقب این ضعف شخصیتی؛
- ساختن چه ویژگی های شخصیتی، موجب تشخیص و دریافت هدایت ها می شود؛
- چرا تسلیم بودن در برابر هدایت های خداوند، نه تنها ضروری بلکه “حیاتی” است؟!
- نقطه شروع تحول زندگی فرد؛
- شیطان همواره از در “ناسپاسی”، وارد می شود؛
- ارتباط “ناسپاسی” با “گمراهی”؛
- ارتباط “سپاسگزاری” با “هدایت به صراط مستقیم”؛
- چگونه از مدار شیطان خارج شویم و وارد “مدار خداوند” شویم؛
- تفاوت فرکانس ” احساس سپاسگزاری ” با سایر احساس های خوب؛
این فایل آگاهی بخش را بشنوید، در آن آگاهی ها تامل کنید، سپس درسهای سازنده آن را در بخش نظرات با سایر دوستان خود به اشتراک بگذارید.
منتظر خواندن نظرات تاثیرگذار تان هستیم
منابع کامل درباره آگاهی های این فایل:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری چگونه به راه راست هدایت می شویم یا از آن دور می شویم980MB94 دقیقه
- فایل صوتی چگونه به راه راست هدایت می شویم یا از آن دور می شویم93MB94 دقیقه














به نام خداوند بخشنده ی مهربان
با سلام خدمت همه ی عزیزان و اعضا گروه مقدس عباسمنش
من خلاصه برداری هام از این آگاهی های ناب و تحربیات خودم رو در اینحا مکتوب میکنم چون برام خیلی بابرکت بوده و هست
سوره اعراف ایات 10 تا 17
وَلَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَکُمْ فِیهَا مَعَایِشَ ۗ قَلِیلًا مَا تَشْکُرُونَ
و شما را در زمین جای دادیم، و در آن برای شما وسایل و ابزارزندگی قرار دادیم، ولی بسیار اندک و کم، سپاس می گزارید.
در مورد نعمت هایی که روی کره زمین خدا برای ما قرار داده میلیون ها ساعت میشه حرف زد ونام برد اما ما سپاسگذار نیستیم ،
وَلَقَدْ خَلَقْنَاکُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاکُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ لَمْ یَکُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ
و شما را آفریدیم، سپس شما را صورت گری کردیم، آن گاه به فرشتگان گفتیم: بر آدم سجده کنید؛ بی درنگ همه سجده کردند، جز ابلیس که از سجده کنندگان نبود.
در مورد صورتگری ،خدا میفرماید از روح خودم در ان دمیدم واینجا اون تفاوته ایجاد میشه و اینجا ما میشیم قسمتی از خداوند و میشم خالق زندگی خودمون، میشم دستانی از دستان خداوند و چون خداوند از طریق ما خودشو پخش کرده و خودشو گسترده کرده اینجا تنها جاییکه که خدا میگه سجده کنین برای به غیر از الله در این حد جایگاه ما بالاست و ارزشمندیم. و شیطان از امر خدا نافرمانی کرد و سجده نکرد
قَالَ مَا مَنَعَکَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ ۖ قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ
خدا فرمود: هنگامی که تو را امر کردم، چه چیز تو را مانع شد که سجده نکردی؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش پدید آورده ای و او را از گِل آفریدی.
خدا از شیطان دلیل میخواد که چرا سجده نکرده! چقدر احساس امنیت میده به ادم که خدای ما خدایی است که در اوج قدرت وقتی ازش نافرمانی میکنی ازت میپرسه که چرا و بهت اجازه جواب دادن میده به جای خشمگین شدن و نابود کردنت! خود ما این موقع ها چجوری عمل میکنیم؟ به محض اینکه چیزی بر خلاف میلمونه اصلا دنبال دلیل نیستیم فوری عکس العمل نشون میدیم و برآشفته میشیم و اصلا نمیپرسیم ، شاید اصلا ما فکر میکنیم طرف اشتباه کرده و اون اشتباه نکرده و انتظار ما بیجا بوده و سوتفاهم پیش اومده ، ما که قدرتی نداریم این فرصت رو به خودمون و دیگران نمیدیم ولی خدای قادر مطلق ، پروردگار جهانیان برآشفته نمیشه و از شیطان میپرسه چرا سجده نمیکنی؟!
خیلی وقتا اگه فرصت بدیم و از دید طرف مقابل به قضایا نگاه کنیم اصلا مسایل خود به خود حل میشه و مشکلی بین ما با دیگران پیش نمیاد ولی چون از زاویه دید درستی نگاه نمیکنیم باعث میشه از مسیر خارج بشیم و خشمگین بشیم و حرفایی بزنیم که نباید و رابطه رو خراب کنیم یا دلی رو بشکنیم و بعدش اون ناراحتی و حال بد باعث میشه از فرکانس خداوند دور بشیم و اتفاقات بدتری هم بیفته برامون. ما وقتی عصبانی میشیم اجاره نمیدیم طرف حرف راستشو به ما بگه و شاید مجبورش کنیم دروغ بگه یا حرف نزنه و اینجوری رابطه به مرور سرد و سردتر میشه و از بین میره اما صحبت کردن و از دید طرف مقابل به موضوع نگاه کردن رابطه رو بهبود میده.
شیطان میگه من از اون بهترم! هر موقع فک کنیم برترم بازی رو باختیم. خیلی وقتا ما این حس رو داریم به خاطر قیافه ، وضع مالی ، خانواده ، شغل ارتباطات که اگه خوبن از بقیه برتریم یا اگه بدن از بقیه پست تریم!
الهامی که خیلی وقتا بهمون میشه اینکه خاشع باش ، مغرور نشو ، یادت باشه منبع ان چه که داری خداونده ، خدایا هر آنچه که دارم از آن توست .این کلید واژه ای است که همیشه و هر روز باید تکرارش کنیم تا از مسیر درست منحرف نشیم، تمام مهارت ها و توانایی های مارو خدا به ما داده و فک نکنیم خبریه و ما چیزی هستیم! غرور خوبه ولی در مرز و محدوده داشتن برای ادم ها و اجازه ندادن به کسی که رو ما تاثیر بد بزاره ولی اینکه در ارتباط با ادم ها فک کنیم ما برتریم یا بیشتر حالیمونه یا تو هر زمینه ای این مارو زمین میزنه، ما هیچ برتری نسبت به هیچ کسی نداریم و بندگان خداوند قسمتی از خداونداند و نخواهیم تحقیرشون کنیم یا احساس بدی درشون ایجاد کنیم یا مسخرشون کنیم و هواسمون باشه چه رفتاری داریم ، نخواهیم اوضاع مالیمون رو به رخ بقیه بکشیم و این باعث میشه شرایط مالی هر روز بیشتر و بهتر هم بشه ولی وقتی برعکسش عمل کنیم و فخر بفروشیم از عرش به فرش میفتیم و ورشکست میشیم ، وقتی از دیدگاه بالاتر نگاه کنیم ارتباط های درست رو از دست میدیم همونجوری که وقتی کسی از دیدگاه بالاتر به ما نگاه میکنه اصلا اشتیاقی به برقراری ارتباط با اون افراد نداریم ،
«من با همه برابرم نه از کسی بالاترم و نه پایین ترم ، برتری ما نسبت به هم فقط به میزان کنترل ذهنمون برمیگرده» به میزان تقوایی که داریم و ربطی به قیافه و ثروت و خانواده و فلان نداره
«شیطان به خاطر این نگاه که فکر کرد برتر از بقیه اس از درگاه خدا رانده شد! ایا ما هم میخواهیم از رانده شده ها باشیم یا از مقربین درگاه خداوند »
شروع این احساس خود برتر بینی یا خودکم بینی از مقایسه میاد، وقتی ما میاییم خودمون رو با هایلایت زندکی دیگران مقایسه میکنیم معلومه که احساس بدبختی میکنیم و نمیفهمیم که با مقایسه داریم چه ظلم بزرگی به خودمون میکنیم و شخصیت خودمون رو نابود میکنیم و اعتماد به نفس خودمون رو از بین میبریم و خشم و حسادت در وجود ما شکل میگیره و از در صلح بودن با خودمون بیاییم بیرون ، هرکسی استعداد ها و توانایی هایی داره و یه سری نتایج هم میگیره اونم با حرکت و تلاش و رعایت تکامل ، و ما میوه هاشون رو میبینیم و الان خودمون رو با سال ها تلاش دیگران مقایسه میکنیم و این چه حسی میخواد به ما بده حز احساس حسادت و حقارت و نا امیدی و هر چه احساس بد دیگه! و احساس بد برای من چی به ارمغان میره؟ احساس بی عرضگی، احساس بدرنخور بودن، بی ارزشی و موندن تو این احساس فرکانس های مخرب تولید میکنه و در ادامه اتفاقاتی در زندگی من رخ میده که از جنس همین احساساته و باعث میشه من بیشتر و بیشتر سرخورده شم و بیشتر احساس بی عرضگی کنم و بیشتر فک کنم بی ارزشم و این چرخه قطع نمیشه و ادامه پیدا میکنه و منو به قهقرا میبره! نتیجه مقایسه کردن و عادت به مقایسه داشتن به همین راحتیا از زندگی ما بیرون نمیره ، ما در یک جریانی میفتیم که هر چه دست و پا میزنیم و بهش دامن میزنیم مثل باتلاق مارو بیشتر و بیشتر در خودش فرو میبره و غرقمون میکنه ، فک نکنیم اینکه عادت داریم تو حرفامون با دوستمون پشت سر یکی چهار تا غیبت از شرایط خوبش میکنیم و یه غری برای شرایط بد خودمون میزنیم یا تو صفحات اجتماعی چهار تا کلیپ از هایلایت زندکی بقیه میبینم و یه حسرتی میخوریم و رد میشیم اتفاقی نمیفته و یه سرگرمیه کوچیکه! نه اصلا کوچیک نیست، این مقایسه که عادت هر لحظمونه مارو که فک میکنیم یکم بدبختیم خیلی بدبخت تر میکنه، مارو که لبه چاهیم هول میده ته چاه ، مارو که به خاطر سرگرمی نگاه میکردیم کاری میکنه باهامون که فقط صبح تا شب باید به فکر حل مشکلاتی باشیم که تا دیروز تو زندگیمون نبود والان نمیدونیم از کجا ریخته رو سرمون ،
کار میخواییم راه بندازیم ، مقایسه ترسی در وجودمون میندازه که قدم از قدم نتونیم برداریم و سالها با داشتن مهارت عالی بگیم نه من هنوز خوب نیستم، رابطه میخواییم برقرار کنیم ، بگیم نه طرف فلانی بهتره طرف من هنوز مثل اون نیست، اگه تو رابطه ایم گند میزنیم بهش چون رابطه مون رو با خوشحال ترین موقع های رابطه بقیه مقایسه میکنیم، از خانواده مون راضی نیستیم و باهاشون حال نمیکنیم چون با پدر و مادر و خواهر و برادر بقیه اونارو مقایسه میکنیم، ما با مقایسه کردن داریم تمام تلاشمون رو میکنیم که حالمون رو بد کنیم و در حال بد بمونیم و اتفاق های ناخوشایند برای خودمون رقم بزنیم و بعدش بشینیم غصه بخوریم از اینکه من شانس ندارم فلانی شانس داره، خیلی جالبه که ما با دست خودمون خودمون رو بدبخت میکنیم و بعدش میریم سراغ واژه ی شانس! که وجود خارجی هم نداره. ما با مقایسه کردن یکی از بزرگترین ظلم هارو در حق خودمون میکنیم ، عزت نفسمون و احساس لیاقتمون رو که خدای عزوجل از روز ازل به ما ارزانی داشته رو نابود میکنیم، اما وقتی کاری به کسی نداریم و نگاه نمیکنیم و جلو ذهنمون رو میگیریم و دم به دم بقیه که همیشه مشغول غیبت از دیگران و گفتن نعمت های بقیه هستن نمیزاریم و هر روز سعی میکنیم یه ذره بیشتر عادت مقایسه نکردن و ندیدن زندکی بقیه چه خوب و چه بد، رو در خودمون تمرین میکنیم درها باز میشه ، حالمون خوب میشه ، احساسمون به خودمون، به زندگیمون ، به اطرافیانمون ، نعمت هارو میبینیم در زندگی ، سلامتی رو ، سقف روی سرمون، کفش پامون ، چشمامون، گوشامون ، دست و پامون ، قلبمون! پدر و مادر و خانواده مون ، پول تو جیبمون، نون سر سفرمون، دوستامون ، هم شهریهامون ، هم وطنامون، زمین ، اسمان ، دانه، باران، دریا، کوه ، هوا، اکسیژن ، دم و بازدم و…. هر روز همه ی اینارو داریم ، هر روز بی منت همه چی در اختیار ماست تا ازش استفاده کنیم، سپاسگذاری کنیم، حالمون رو خوب کنیم و با حال خوب در فرکانس بهتری قرار بگیریم و اتفاقات مبارکی رو تجربه کنیم و بزرگ شیم و پیشرفت کنیم و به هر چیزی که خواسته مونه طبق قانون تکامل برسیم ، ما اختیار داریم کدوم زندگی رو انتخاب کنیم، زندگی با مقایسه و احساس بد ، زندگی با دیدن نعمت ها و سپاسگذاری از هرانچه که الان داریم که میلیاردها مورده!
من یکی دو ماه اول که غذاخوریم رو راه انداخته بودم درگیر همین چیزا بودم ، مقایسه میکردم درامد یه کسب و کار نوپا رو با فلان جا که صد ساله هست! خب نتیجه اش مشخصه دیگه، احساس بدبختی و از این حس چه خروجی میخواد بیاد؟ برکت میاد تو زندگی؟ مسلما نه
خودمم نمیخواستم مقایسه کنم مگه حرف بقیه مهلت نفس کشیدن به ادم میده اخه، هر روز یه نظر از یکی میومد که فلان جارو دیدی توام مثل اون پک بزار فروشت میشه فلان قدر ، یکی میگفت چرا اینجا رستوران باز کردی مثل فلانیا اگه فلان قسمت شهر بودی الان دیگه پول پارو میکردی ، یکی میگفت فلان غذا رو فقط بزار و تک محصولی کار کن، یکی میگفت تنوع رو بیشتر کن ، خلاصهههههه دیگه ادم تو چه حالی میمونه
یکی از اخلاق های خوب من از بچگی این بوده که حرف هیچکی برام مهم نبود و هرکاری و تصمیمی که فکر میکردم در اون شرایط بهتره رو میگرفتم همیشه و توی تمام این سالهایی که گذشته از هزاران تصمیمی که گرفتم فارغ از نتیجه خوب و بدش کاملا راضی ام و خوشحالم بنابراین حرفای اونا یا دیدن کلیپای صفحات اجتماعی منو به کاری وادار نمیکرد ولی خب اون لحظه توی حال من تاثیر میذاشت و خب اگه ادامه پیدا میکرد هم صد در صد منجر به عکس العمل هم میشد
یکی از خوشبختی های بزرگ زندگی من اینکه توی همون اوایل کارم با سایت اشنا شدم و چسبیدم بهش و هر روز ساعت ها فایل گوش دادم و هر روز هم تغییر رو در خودم میدیم یکی از مهمترین تغییراتم همین مقایسه نکردن و اصلا ندیدن بقیه اس ، سر همین کلا اینستا رو حذف کردم حتی پیج مغازه رو هم حذف کردم گفتم اصلا اگه عصر دیجیتاله و خدا روزی تمام 8 میلیارد ادم رو از تبلیغ صفحات مجازی و فروش انلاین و اینا بده مال من یکی رو جور دیگه ای میده و نمیخواستم اصلا اپلیکیشن اینستا رو گوشیم باشه، با چسبیدن به فایل ها و درک اگاهی ها همه ی اون دوستانی هم میومدن و هر کدوم یه نظری میدادن هم حذف شدن از زندگیم بدون هیچ تلاشی از طرف من ، اصلا خودشون یه دفعه نیستن دیگه ، حال من روز به روز بهتر ، ایمانم بیشتر ، انتظاراتم معقول تر ، با درک قانون بی نظیر تکامل و به تبع اون رزق و روزی هم بیشتر و بیشتر ، انجام کارا ساده و ساده تر ، الان ازون روزا یکسال و خورده ای میگذره و من تو همون مغازه با همون شرایط ده ها برابر درامدم بیشتر شده، حال روحیم اصلا وصف نشدنیه، چقدر سپاسگذارترم ، چقدر سالم ترم و کلا همه چی برام عالی و فوق العاده داره پیش میره و میدونم این تازه اول راهه و با درک بیشتر همین آگاهی ها به خواسته هایی میرسم که تو خوابم هم یه زمانی نمیدیدم
خداوند در قران در سوره نسا مستقیم میگه که به نعمت های دیگران توجه نکنین، چشم ندوزین ، حسادت نورزید،ارزو نکن برتری دیگران رو،میگه شما خودتون اتفاقات زندگی خودتون رو رقم میزنیم و اگه کسی به چیزی رسیده به خاطر تمام قدم هایی که برداشته و مسیری که رفته هستش به خاطر همین این پاداش ها بهشون رسیده، و درخواست کن از رب جهانیان که از فضل خداوند به تو هم بده ، کاری به داشته بقیه نداشته باش که احساست بد شه که بخواهی تهمت بزنی و بگی بقیه دزدن! و باورت این بشه که تنها راه ثروتمند شدن دزدیه، پارتی داشتنه، کلاهبردار شدنه و با این باورا زندگیتو نابود کنی ، اینکه ما فک کنیم طرف با دزدی و کلاهبرداری پولدار شده به اون هیچ ضربه ای نمیزنه ولی ما بیچاره میشیم چون وقتی نگاه ما اینه اصلا باور نمیکنیم که میشه از راه درست هم پول دراوردو وقتی این نگاه رو داریم اصلا در مدار دریافت ایده ها و شرایط و موقعیت هایی نیستیم که که بخواد وضعیت مارو تغییر مثبتی بده ما وقتی در مدار بهتر قرار میگیریم که باورهای درستی رو در خود ایجاد کرده باشیم.
هرکسی هرجایی از زندگیش هست در جای درستشه و خداوند اشتباه نمیکنه،این جمله ی طلایی هم جلوی حسادت رو میگیره و هم جلو دلرحمی و دلسوزی بیخودی رو میگیره!
قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فِیهَا فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرِینَ
خدا فرمود: از این جایگاه و منزلتت فرود آی؛ زیرا تو را نرسد که در این جایگاه بلند، بزرگ منشی کنی پس بیرون شو که قطعاً از خوارشدگانی.
خدا وقتی میبینه شیطان برای جنسی که آفریده شده مغروره که خودشم براش هیچ غلطی نکرده و از دیدگاه خودبرتر بینی نگاه میکنه اخراجش میکنه و میگه نه تنها برتر نیستی که پر جایگاه پست تر و خوارتر جای داری
اگر ما وقتی خدا بهمون فرمان میده همون موقع تسلیم بشیم اونوقته که هدایت میشیم ، وقتی فرمان میده و گوش نمیدیم و تسلیم نمیشیم همیشه ضرر کردیم، وقتی مغرور میشیم و میگیم خودم بلدم ، من خودم میدونم ، صلاح کار خودمو خودم میدونم اونجاست که در جایگاه پست نر قرار میگیریم با دست خودمون خودمون رو میندازیم تو بلاهای بیشتر ، اصلا چی میشه که ما هدایت هارو دنبال کنیم موقعی که تسلیم میشیم وقتی تسلیم نیستیم هدایتی رو نمیفهمیمم
قَالَ أَنْظِرْنِی إِلَىٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ
گفت: مرا تا روزی که برانگیخته شوند، مهلت ده.
دلیل اینکه شیطان وجود پیدا کرده در دنیای مادی چون این دنیا باید قطب میداشته، چپ راست ، بالا پایین، خوبی بدی، و ….با وجود این قطب ها میشده بفهمیم که کجا هستیم ، با وجود نجواهای شیطان و الهامات خداوند ما میتونیم تصمیم بگیریم ، اگه فقط خدا و الهامات خداوند بود عملا تصمیم گیری در کار نبود و اختیاری در کار نبود و گسترشی در کار نبود ، وجود شیطان باعث شده ما اینجا انتخاب کنیم ، میتونیم به حرف شیطان گوش کنیم یا به حرف خداوند ،
قَالَ إِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ
خدا فرمود: البته تو از مهلت یافتگانی
در دنیای غیر مادی دیگه کلا قطبی وجود نداره، وهمه چی هست یا بهشته که کلا همه چی خوبه یا جهنمه که کلا همیشه شرایط بده، و خدا تا اون روز به شیطان مهلت میده تا ما بتونیم خواسته هامون رو ایجاد کنیم و دنیا رو گسترش بدیم
قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ
گفت: به سبب اینکه مرا به بیراهه و گمراهی انداختی، یقیناً بر سر راه راست تو در کمین آنان خواهم نشست.
شیطان به خدا میگه من که درست بودم تو منو گمراه کردی و راحت مسئولیت رو میندازه گردن خدا، خودش تکبر ورزیده، مغرور شده و مقایسه کرده بعد به خدا میگه تو منو گمراه کردی! یک راه راستی هست که اینا میتونن به تو برسن و من اونجا میشینم و اونارو از نعمت دور میکنم
چقدر ما این کارو انجام میدیم، ما باور داریم خدا داره همه کارو انجام میده و ما عروسک خیمه شب بازی هستیم و اون داره با ما بازی میکنه، نگاه ما این نیست که خداوند قدرت خلق زندکی مارو به خودمون داده، قسمتی از خودش رو در وجود ما قرار داده تا زندگیمون رو اونجور که میخواهیم خلق کنیم چون ما این قانون اصلی رو نمیپذیریم که: اولین قدم برای موفقیت و پیشرفت در زندکی اینکه بپذیریم این ما هستیم که داریم زندگی خودمون رو خلق میکنیم، ما مسئول زندگی خودمون هستیم و شرایط رو داریم رقم میزنیم، اینو بپذیریم تا بتونیم بریم سراغ مرحله ی بعد چون اگه باور این باشه من کاره ای نیستم هیچ کاری نمیشه کرد. چون این باور رو نداریم خیلی وقتا میگیم خدا فلان بلارو سرم اورد ، خدا بهمان ادم رو اورد تو زندگیم ، ما همینجوری که شیطان عمل کرده داریم عمل میکنیم! تقصیرهارو میندازیم گردن خدا به جای اینکه وقتی شکستی میخوریم بیاییم بررسی کنیم ببینیم من چه عادت های مخربی داشتم که این اتفاق رو رقم زدم میگیم خدا برام اینجوری خواست ، خدا برا یکی خوب میخواد برا یکی بد میخواد دیگه سرنوشت ما هم اینه دیگه چه میشه کرد!
خدا در قران بارها تکرار کرده خودتون به خود ظلم میکنین خدا به شما ظلمی نمیکنه ، چون همه اینجوری فک میکنن که خدا ظلم کرده بهشون، خدا گفته هر شری به تو میرسه از خودته و هر خیری بهت میرسه از منه ، ما داریم تصمیم میگیریم و اگه یه سری اتفاقا داره زیاد تکرار میشه و یه پترن شده صد در صد مشکل از باورهامونه و افکار ما داره رقمش میزنه،
خداوند هر کسی که در مشیتش باشه و طبق قوانین عمل کنه پاداش میده و هدایتش میکنه و هر کسی که در مسیر گمراهی قرار بگیره رو گمراه میکنه و جزا میده
شیطان داره ایرادهای خودشو میزاره رو خداوند، همون کاری که ما میکنیم با خدا !
ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ
سپس از پیش رو و پشت سر و از طرف راست و از جانب چپشان بر آنان می تازم و بیشترشان را سپاس گزار نخواهی یافت
حیله ی شیطان، فریب شیطان و مسیری که میفهمیم در راه شیطان قرار گرفتیم موقعی است که حس کنیم از مسیر سپاسگذاری اومدیم بیرون، تو ایه 10 از سپاسگذاری شروع شد و گفت با تمام نعمت های من شما خیلی هاتون سپاسگذار نیستین و اینجا هم با سپاسگذاری تمومش میکنه که شیطان دست میزاره رو همین نقطه و میگه کاری میکنم که بنده هات برن به مسیر ناراست و سپاسگذار نباشن
مسیر درست= سپاسگذار بودن از خداوند و از دستان خدا
ما هر لحظه باید سپاسگذار هزاران نعمتی باشیم که همین لحظه ی حال با ماست ، هوایی که نفس میکشیم، ابی که از لوله ها میاد و با چه مکانیزم پیچیده ای سالم و گوارا به دست ما میرسه ، گرمایش خونه هامون ، نعمت برق ، چه مسیرهایی طی شده تا ما این نعمت هارو بدون زحمت هر لحظه داشته باشیم ، بماند بقیه نعمته ها ….
ما سپاسگذار باشیم یعنی در مسیر درست و راه مستقیم هستیم و همیشه هم نتیجه هاشو تو زندگیم مون دیدیم که هر وقت نعمت هارو در زندگی مون دیدیم چقدرررررر نعمت های بیشتر به زندکی ما اومده
شکر نعمت نعمتت افزون کند / کفر نعمت از کفت بیرون کند
و خدا میگه که سپاسگذار باشید شمارا می افزایم ، فضل و نعمت خدا همیشه در حال باریدنه این ما هستیم که باید بزرگ شیم ، ظرفمون رو بزرگتر کنیم تا نعمت های بیشتری رو بتونیم دریافت کنیم، خداوند بخشنده اس همیشه در حال ارسال کردن نعمت ها به سمت ماست ما باید خودمون رو اماده دریافت نعمت ها کنیم و بهره مند کنیم خودمون رو از فضل الهی
درس میگیریم که شیطان به خاطر تکبر و غرور خودش خدا رو سرزنش میکنه و این نوع دیدگاه ، دیدگاه شیطانیه و در مقابل اون سپاسگذاریه که مارو به خداوند و نعمت ها نزدیک میکنه و احساس فوق العاده ای رو در ما ایجاد میکنه
ناسپاسی نتیجه مسیر شیطان است وقتی ناسپاسیم یعنی قدم در راه شیطان گذاشتین و در مسیر اون داریم میریم و وقتی سپاسگذاریم یعنی در مسیر راست و مسیر خداوندیم و داریم به خذا ، منبع تمام نعمت ها نزدیک و نزدیک تر میشیم
سپاسگذاری همه چیه ، نزدیک ترین فرکانس به فرکانس خداوند سپاسگرازیه ، جنس احساسش با تمام احساس ها ی خوب متفاوته، احساس سپاسگذاری انگار درجه بالاتری از تمام احساسات خوبی مثل عشق و موفقیت و پیشرفت و …. داره .
خداوندا کمکمون کن در مسیر تو ، همان صراط مستقیم قدم برداریم ، خداوندا کمکمون کن سپاسگذارتر باشیم هرچند که سپاسگذارترین بنده ها هم نمیتونن بابت یک هزارم نعمت هایی که تو به ما دادی هم سپاسگذار باشن، خداوندا کمکمون کن در مسیر آگاهی و عشق به تو ثابت قدم بمونیم و این احساسات لطیف رو همیشه تجربه کنیم، خدای وهاب کمکمون کن سپاسگذارتر باشیم تا از سرچشمه ی فضل تو بیشتر و بیشتر نسییمون بشه و هم در دنیا سعادتمند باشیم و هم در اخرت ، الهی آمین
یا حق