پیغامِ هدایتگرایانه ی تضادها - صفحه 3 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

328 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    بهار بختیاری گفته:
    مدت عضویت: 1989 روز

    سلام بر زیباترین استاد دنیا

    استاد عزیزم چقدر این فایل قدیمی به من چسبید، خانه ی هشت خوابه ی شما در تمپا، مایک و موتورهای فراوان

    روحم پرواز کرد و با شما تو خانه راه میرفت، با شما رفت تو گاراژ و با شما دوباره برگشت تو خانه، استاد عزیزم تحسین میکنم آزادی مالی تون را، تحسین میکنم وجود این همه ابزارآلات درجه یک و اتوماتیک را، تحسین میکنم کیفیت بالای زندگی شما را، استاد تحسین میکنم شما را که از ایران به آمریکا رفتید و اینقدر عالی و با کیفیت در اونجا زندگی میکنید.

    استاد جان تحسین میکنم این صلح درونی و آرامش همیشگی و خنده ی همیشگی تون را،

    تحسین میکنم رابطه ی زیباتون با مایک عزیزم و با مریم جانم را.

    استاد این رابطه ی قلبی تون با خودم را تحسین میکنم.

    اعتراف میکنم که شما این رابطه را ساختید.

    استاد عزیزم وقتی از ماجرای موتور و افتادن روی زمین گفتید ، فقط تحسین کردم شما را برای این همه جرات و جسارت، بزنی به جاده، و فقط لذت ببری، و چند سال بعد این تضادها به تو میوه های شیرین بدهد. چرا؟؟؟ چون چشم از زمین خوردن با موتور داغون برداشتید و چشم دوختید به خواسته ی موتور . باید هم به جایی برسید که موتورهاتون از فراوانی بیان تو خونه.

    استاد ممنونم برای شما. چقدر شما نعمت بزرگی هستید.

    عشق من و جان من و جانان من هستید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    علی رضا بهرامی گفته:
    مدت عضویت: 4045 روز

    سلام استادعزیز

    چقدرخوبه که شماماهی به دست کسی ندادیدوبلکه ماهیگیری رودارید بهمون یادمیدیدوداریدصیادهای ماهری ازمامیسازید

    ایمان دارم ماهم میتونیم مثل شما همچین ماهی های بزرگی صیدبکنیم فقط اگرموبه موبه گفته های شماعمل بکنیم.

    به نظرمن اینطوری نیست که شمافقط تصویرموتورهاتون و به مانشون بدیدودیگه تموم،چون اگه اینطوری باشه دنیای اینترنت پرازاین تصاویر موتوروماشین هاست

    بلکه شمابانشون دادن تصویرهر کدوم ازداشته هاتون داریدراه رسیدن به این داشته هارو برای ماترسیم میکنیدکه من ازاین بابت خیلی سپاسگزارم

    نمیخوام بگم بزودی میام اونجا می بینمتون چون خیلی مدارها هست که بایدطی کنم تابه مدارشما برسم ولی قول میدم بزودی خودم روبه مدارهای بالاتری برسونم که بانتایج ام مهرتاییدی برقدرت خداوندوصحت گفته های شمابزنم.

    شایدالان طوفان نباشم امامیتوانم باوزش های کوچک خودم رابه یک طوفان تبدیل کنم.

    دوست تون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3258 روز

    سلام استاد عزیزم

    خدا تنها خدای یک چیز است و اون خدای فرکانس هاست … دوسال طول کشید تا با قاطعیت بتونم اینو بگم ، درست مثل کسی هستم که یک عمر در تاریکی زندگی کرده و تمام اشیا دور و بر خودش را و تمام اتفاقات را در تاریکی دیده و لمس کرده و حالا فهمیده که پدیده ای به نام روز و چیزی به اسم خورشید هم وجود داره که جهان را روشن میکنه و از این درک عظیم بسیار خوشحاله اما میترسه که چشم هاش را باز کنه ، که مبادا از شدت نور حقیقت کور بشه و از درک نظام حاکم بر آفرینش که میبایست حاکم بر تمام زندگی باشه تا کارها به آسانی و شرایط به راحتی و بدون زجر و زحمت برای یک زندگی ایده آل فراهم بشه و اتفاقات با فرکانس ها رخ بده و میترسه که از شدت اینهمه آگاهی قلبش از تپش بایسته …من اون کس هستم که پله به پله صدبار کمی درک کردم کمی بلند شدم و چون پاهایم یاری مقاومت در برابر اون همه آگاهی را نداشت افتادم و دوباره بلند شدم …

    مشکل ما اینه که زندگی اونقدر قشنگه که اون میزان زیبایی و قشنگی در تجربه های ذهن ما نمیگنجه ، مشکل ما اینه که انقدر اختیار اتفاقات در دستان خود ماست که نمی تونیم باورش کنیم ، مشکل ما اینه که انقدر خالق هستیم که نمی تونیم داشتن اینهمه قدرت را باور کنیم …..اینها را برای این میگم که بارها همه مون از استاد شنیدیم که زندگی ما توسط افکار ما رقم میخوره و افکار حاصل فرکانس ها و فرکانس ها حاصل باورهای ماست اما نمی تونیم غیر از فرکانس هامون عامل یا عوامل دیگری را در ایجاد خواسته هامون دخیل ندونیم اما حقیقت چیز دیگریست ….حقیقت اینه که غیر از من و فرکانسم هییییییییچ چیز دیگری نیست …. حالا دیگه فریاد میزنم و اینو میگم چون به وضوح تجربه ش کردم … تصمیم گرفتم با آگاهی های ناب کشف قوانین زندگی و دوره دستیابی به رویاها و باورهای ثروت یک ، خواسته خودم را خلق کنم ، کدها را نوشتم و برای باور پذیری اینکه انرژی به هر شکلی که من بخوام در میاد تمرکز زیادی روی فایل 9و10دستیابی به رویاها گذاشتم ، باور کنید انقدر خواسته م به من نزدیک شده بود که احساسش میکردم ، گفتم استاد گفت اگه ترمز نباشه باید در ثانیه رخ بده ، این جمله طلایی از ذهنم گذشت ، باید در ثانیه رخ بده ، بخدا خواسته م بغل گوشم بود ، تو اتاق خونه مون حسش میکردم اما رخ نمی داد ، از خدا هدایت خواستم و به محض اینکه گفتم خدایا هیچ قدرتی در پیدا کردن ترمزم ندارم (که البته با فرکانسم گفتم چون خدا کاری به کلام آدم نداره مگر اینکه کلام با فرکانس همسو باشه) ، خدا بمن الهام کرد که تو باور نداری که انقدر بمن نزدیکی که به هیچ فاصله زمانی برای دریافت پاسخ از جانب من نیاز نداری ، خدا بمن الهام کرد که اونقدر لایق هستی که بمن چسبیدی و تو خود منی ، تو در درون منی ، من از رگ گردن به تو نزدیک ترم ، من یک انرژی ام ، یک قدرت بی پایان که از رگ گردن به تو نزدیک ترم ، پس بدان که چطور ازم استفاده کنی ، چطور شکلم بدی ، من به هر شکلی بخوای درمیام ، بمن الهام شد که ای بنده من تو خواسته ت را گفتی اما بعدش فرار کردی و پشت دیوار قایم شدی ، بیا جلو و خواسته ت را بردار …. تمام اینها از ذهنم می گذشت ، واقعا من خودم را لایق دریافت نعمت ، لایق دریافت خواسته هام نمی دیدم ، در حالیکه ما بیشتر از اونکه فکرش را بکنیم لایق هستیم ، بیشتر از اونکه فکرش را بکنیم دسترسی مون به نعمتها آسونه اما مشکل اینجاست که اصلا نمی دونیم معنی لیاقت چیه ، هرچند که میشه صدها صفحه در مورد معنی لیاقت نوشت اما برای من در اون لحظه لیاقت به معنای احساس نزدیکی بیش از حد ، احساس چیزی مثل چسبندگی به خدا بعنوان نیرویی که تمام خواسته هام در دستانش هست ، بود … جهان ، بزرگترین هایپرمارکته که از شیر مرغ تا جون آدمیزاد درش موجوده فقط باید خودت را لایق ورود به اون هایپرمارکت شیک و باکلاس بدونی و با قدرت و افتخار و احساس لیاقت ، واردش بشی و بعد که واردش شدی هر چی دلت خواست بردار … من فهمیدم که سد دریافت نعمتها در احساس لیاقت هست که اگر این سد برداشته بشه ……..

    من که پس از درک آگاهی هایی که نوشتم در احساسی فرو رفتم که دلم میخواست هرگز از اون حال قشنگ بیرون نیام ، دیگه خواسته م یادم رفته بود و فقط درک شده بودم و درک که با صدای گوشیم چشم هام را باز کردم … فکر میکنید کی بود ؟ خواسته م بود ….دقیییییییقا اون مشتری با تمام خصوصیات رفتاری و حتی نوع کاری که داشت ، همون بود که من تعیین کرده بودم ، من تو خونه بودم نه سرکار اما انقدر فرکانس هام درست ارسال شده بود که « در ثانیه رخ داد » ………… در ثانیه رخ داد …….حال میکنم با این جمله

    استاد عزیزم تو نوری از خدایی که پیغام خدا را به گوش من رساندی ….. این اولین باری بود که کاملا آگاهانه خواسته م را خلق کردم و معنی اون تعهدی که در اولین جلسه دوره کشف قوانین زندگی دادم که متعهد میشم باور کنم خودم هستم که خواسته هام را خلق میکنم را فهمیدم ….درود بر تو استاد عزیزم ، درود بر خانم شایسته عزیزم که در مورد باور لیاقت در جوابهای عقل کل و راهکار برای مسائل شما انقدر عالی نوشتند و منو در کشف ترمزم بسیار یاری کردند ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    فاطمه تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2629 روز

    به نام خالق هستی

    سلام استاد عزیزم وسلام مریم جانم

    خداروشکر امروز 02/8/21ازطریق نشانه امروزم هدایت شدم به این فایل بی نظیر

    استاد عزیزم سپاسگزارم از مسیر درستی که انتخاب کردین وبا ایمان حرکت کردین وبه این نتیجه های بزرگ در زندگیتون دست پیدا کردین تا بشین واسه ما بهترین الگو وبهترین راهنما وبهترین نیروی محرک واسه حرکت کردن در زندگیم

    استاد سپاسگزارم اینقدر از حرفها وصحبتهاتون انرژی میگیرم واسه حرکت کردن

    سپاسگزارم که این آگاهی های ناب رو سخاوتمندانه در اختیار ما قرار میدین

    درسهایی که از این فایل گرفتم این هست که وجود تضادها درزندگیم نشونه هست برای رسیدنم به خواسته هام وهیچ وقت نا امید نشم وخواستهامو در درونم نکشم با امید حرکت کنم وامیدوارم باشم که به تمام خواسته هایی که در درونم شکل گرفته میرسم فقط باید با ایمان به مسیرم ادامه بدم فارغ از این که الان درچه جایگاهی هستم وچه شرایطی دارم.ایمان داشته باشم که خودم خالق زندگیم هستم ومیتوانم با حال خوب واحساس خوب شرایط زندگیم رو عوض کنم وزندگیم اونی بشه که آرزوشودارم

    انشاالله به لطف خداوندم وآموزهای شما استاد عزیزم همینطور که درحال حاضر سعادت حضور در دوره ی لیاقت پیدا کردم انشاالله به خودشناسی برسم ویه رابطه خالص وپاک با خداوندم برسم وبه خود ارزشی برسم وشرایط تهیه دوره دوازده قدم هم واسم فراهم بشه آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    محمد دِرخشان گفته:
    مدت عضویت: 2237 روز

    به نام خدا

    سلام

    شرایط فعلی را با شرایطی که می‌خواهی بهش برسی مقایسه نکن

    نتیجه ها تغییر میکنه از جایی که نمیدونی

    خاطره رفتن به سلمانشهر به مدت هفت روز در 7 مهر با 30 هزار تومن پول ،با کنسرو لوبیا

    آرزوهای ما از بین نمیره

    اگه به تحقق اونها ایمان داشته باشیم و هر روز که بیدار میشیم انرژی بده بهمون اون آرزوها

    روزهایی که سخته بتونیم ذهنمون را کنترل کنیم و به رویاها و جایگاهی که خواهیم رسید فکر کنیم به اون روزهایی که از نظر پول،ثروت،روابط،عشق،سلامتی در بالاترین حد خودمون هستیم و بلند داد میزنیمخدایا شکرت رسیدم به این روزها،من میدیدم این روزها را،امید داشتم به این روزها

    وای چه روزی بشه اون روز

    هارلی-دیویدسن (Harley-Davidson) نام تجاری گونه‌ای موتورسیکلت است که در کشور آمریکا توسط شرکتی با همین نام تولید می‌شود

    تعداد 5,800 کارمند داره و سود خالصش در سال 2017 برابر بوده با 522 میلیون دلار و حدود 242,000 دستگاه در سال 2017 تولید داشته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    afshin abbaspoor گفته:
    مدت عضویت: 2901 روز

    سلام دوستان صمیمی و عزیز سایت عباسمنش

    ما بخاطر این به رویاهامون باور نداریم چون شرایط حالمون رو بررسی میکنیم و از داشته هامون لذت نمیبریم؛

    این فایل استاد منو یاد داستان رسیدن به لب تاپ رو در دانشگاه در شرایط بی پولی انداخت که براتون میگم…

    یادم میاد در دانشگاه خیلی به لب تاپ نیاز داشتم و همین تضاد باعث شده بود به فکر خریدش بیفتم اما من پولم خیلی کم بود اصلا نمیشد حتی بفکر خریدش بود، من باتوجه به چیزی که در کتابها یادگرفته بودم ؛

    میرفتم در فروشگاه های کامپیوتر لپ تاپ ها رو نگا میکردم و قیمت میکردم و دوسداشتم مدل ایسوز بخرم لیست قیمت لپ تاپ رو گرفتم و میرفتم خوابگاه و بدون اینکه به قدرت مالیم نگاه کنم مشخصاتشون رو بررسی میکردم که کدوم برا کارم مناسب همشو مقایسه میکردم و دیگ به مدلش گوش نمیکردم فقط مشخصاتش رو توجه میکردم…

    اما ذهن منطقیم میگفت تو الان برای پروژه هات چکار میکنی منم میگفتم باید برا انجام کارهای کامپیوتریم در اون زمان یه راه حلی پیدا میکردم…

    همانگونه که استاد از موتور قدیمی یاماها لذت میبردند …

    منم یادم افتاد که شاید بشه از سیستمهای دانشگاه استفاده کرد،

    رفتم دانشگاه و از مسئول اتاق کامپیوتر درخواست کردم که اتاق کامپیوتر رو زمانی که خالیه در اختیارم بگذارد و منم با کارت دانشجویی از اون کامپیوتر ها به نحو احسن استفاده کردم و لذت بردم از لحظاتم و احساس کمبود بروز ندادم ولی چون ترمزهای زیادی داشتم و زیادی به خواستم وابسته شدم اونسال بدون لب تاپ گذروندم.

    جالبه بعد از مدتی ک دانشگاهم تموم شد یک لب تاپ بصورت غیر منتظره از طریق داییم بهم با قیمت ١۵٠ هزار تومن داده شد که شارژ ایناشو گم شده بود و گفته بودن که من لب تاپ میخوام

    و جالبه مدلش سونی بود و حتی مشخصاتشم بالاتر از چیزی بود که درخواستم کرده بودم…

    برام جالب بود لپ تاپی که چند میلیون پولش بود رو خدا با این هزینه کم برام بفرسته درسته زمان رسیدنش دیر بود ولی برام سوال بود چرا دیر بهش رسیدم!؟

    من این روش درخواست رو از کتاب راز که سالها پیش خونده بودم یاد گرفتم بودم

    و ناقص بود و سوالهای زیادی در ذهنم بود

    اما حالا که با سایت استاد عباسمنش هدایت شدم جواب سوالهامو پیدا کردم

    چون ترمزهای زیادی داشتم که ان زمان به آموزه های استاد دسرسی نداشتم اما حالا که به آگاهی های استاد عباسمنش دسترسی پیدا کردم یاد گرفته ام با برداشتن ترمز های مقابل خواستم و درک قوانین تکامل و تجسم و تمرکز بر نقاط مثبت به رویاهام زودتر جامه عمل بپوشم و اینو گفتم به همه که به رویاهاتون باور داشته باشید و برا خودمم یادآوری شد که وقتی من یک چیز کوچکی که آنزمان برایم بزرگ بود رو خلق کردم میتونم رویا ها و خواسته های خیلی بزرگتر رو نیز خلق کنم و ذهن منطقیمون رو قانع کنیم…

    شاد و سعادتمند و ثرمتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 3040 روز

    سلام استاد عزیزدلم

    اولین فایل شما بود که من کامل و بدون وقفه گوش دادم حالا یا بخاطر تغییرات این مدت خودمه و یا بخاطر اون عشقیه که تو وجودت پسرت بود و با تمام وجود داشت نگات میکرد و حرفات تایید میکرد

    خیلی خیلی عالیه که یه پسر اینجوری عاشقانه به پدرش نگاه میکنه

    خداحفظش کنه واستون

    استاد دارم رو خودم کار میکنم چون یه مدتی دور بودم ازتون ولی خوبیش این بهتر و باقدرت تر برگشتم و متعهدم به بودن در این مسیر و لذت بردن و رسیدن به خواسته هام

    استاد یه جایی خیلی جدی به خودم گفتم یا میخوای با عباس منش باشی یا نمیخوای باشی و باید یکیش انتخاب کنی

    مثل این جمله پارادوکس

    تاحال حضور حاضر غایب شنیده ای ؟?

    بعله آدم یا حاضره یا غایب و نصفه نیمه نداریم

    پس منم با شما هستم و رسما حضورم اعلام میکنم

    استاد جدیدا بهتر رو زبان انگلیسی کار میکنم چون یه حسی بهم میگه یه مدت دیگه شما جهانی میشی و فایلاتون با زبان انگلیسی

    و یه چیز دیگه اینکه تیشرتاتون عالیه خیلی خوجمل و اون جارو برقی ?

    اصن مال خودمه و دلم خواست مرسی که نشونمون دادی یه همچین چیزی آرزوم بود ولی نمیدونستم که وجود داره

    دوستتون دارم و بی زحمت یه تیکه تو سایت طراحی کنید که لایو میذارین اینجاهم پخش زنده بشه چون نه تلگرام دارم نه اینستا

    ممنونم استاد جان

    من دارم رو جلسه اول عزت نفس کار میکنم و جلسه9 قانون آفرینش خیلی عالی هستن

    و کامنت های بیشتری میذارم ازین به بعد

    دوستتون دارم در پناه الله یکتا شاد باشید?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    محمد دالوند گفته:
    مدت عضویت: 3845 روز

    سلام دوستان خوبم و استاد بینظیرم ??????

    خداوند رزاق را شاکرم که با نشان دادن این فایل بهم این خواسته در من شکل گرفت که میتوانم به یک زندگی فوق العاده و مدرن با امکانات عالی برسم چقد خوشحال شدم از دیدن این همه زیبایی فراوانی و نعمت های خوب سیر نمیشوم چه زندگی هدفمند و خوبی که حتی لباسهای تنت را هم خودت طراحی کنید و تابلو های الهام بخش روی دیوار و از همه مهمتر شعار ما به خدا اعتماد داریم چقد برام جالب بود یک زندگی رویایی در یک محله که انگار نقاشی شده خیابان تمیز و آسمان آبی و ابرهای سفید و بوی چمن که یک لحظه به مشامم رسید اینها برای من ی پیغام داشت که تو هم میتونی چقد حال کردم از موتورهای قشنگ که پارکینگ را پر کرده بودند انگار خودم توی اون خونه و محله دارم زندگی میکنم استاد منم تازه دارم یاد میگیرم از همین جا و همین امکاناتی که دارم لذت ببرم تا حالم خوب شه مثل اون یاماهای جوش خورده خودت که باهاش رفتی شمال واقعا باید از کمترین امکاناتمون لذت ببریم و شکر گزار خالق هستی باشیم تا به احساس خوب و رویاهامون برسیم استاد این فایل برای من حکم یک درین بورد را داره که هر روز باید نگاهش کنم و خودم را جای شما مجسم کنم این همه فراوانی و رابطه فوق العاده با پسر گلتون و عزیز دلتون قابل تحسینه شما فراتر از یک الگوی موفقی استاد ممنونم ازت که باز هم یک قدم دیگه برای باور داشتن رویاهامون کمکم کردی و اینها همه لطف و بزرگی پرودگاری میدانم که شما را وارد زندگی من کرد سپاسگزارم ??????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    هلن گفته:
    مدت عضویت: 4317 روز

    سلام به عزیزانم واستاد محبوبم.

    امروز اولش خیلی خوب بود کلی شکرگزاری کردم وکلی حس خوب برای خودم ایجاد کردم ولی بعد از ظهری برای حل یه مساله یه جورایی مجبور شدم همراه عزیز دلم برای حل اون تضاد همراه بشم که اینم به خاطر یه باور ناجور من بوده که اتفاق افتاد.

    ما به محل مورد نظر رفتیم ولی کلی حالمون گرفته شد ومساله که حل نشد هیچ، کلی هم انرژی منفی خش تا دلتون بخواد دریافت کردیم و برگشتیم خونه.

    تو مسیر هم چون حالمون روی مدار وفرکانس منفی بود لابد اتفاقات منفی بازم دریافت کردیم.

    الان که اومدم خونه سعی کردم به زور حالم رو خوب کنم وبتونم خودمو از اون انرژی منفی رها کنم.

    مقداری قدم زدم ولی فایده نداش.

    حوصله هیچی رو هم نداشتم.

    با خودم گفتم چرا اینجوری شد؟

    امروزم رو که خوب شروع کردم.

    الان چکار کنم تا حالم خوب بشه؟

    خدایا حوصله ندارم من چکار کنم؟ وندایی در درونم گفت برو ونشانه امروزت رو بخون.

    منم اینبار به ندای درونم لبیک گفتم و اومدم زدم رو نشونه و تصمیم گرفتم بیام محبوبترین دیدگاهها ودیدگاههای لایک شده رو بخونم تا راهنمایی بشم.

    عنوان فایل اینه: پیغام هدایتگرانه تضادها.

    وقتی عنوان رو دیدم به قول معروف پرهام ریخت.

    خود خودش بود.

    چون با یه تضاد امروز روبرو شدم واحتمالا درسی داشته که‌من نگرفته بودم.

    ادامه دادم و دیدگاه الهام خانم و زد کارتیست و اقا محمد رو خوندم.

    بعدش دیدم ۴ تا دونه لایک شده بیشتر نداره و گفتم حالا لایک شده ها رو هم بخونم و ……

    به محص اینکه زدم رو لایک شده ها، اولین کامنت لایک شده مال خودم بود که مدتها پیش نوشته بودم واصلا یادم نبود.

    وقتی شروع کردم به خوندن، اونجا من کلی از کارهای مثبتی که امسال برام اتفاق افتاده بود نوشته بودم.

    دیگه نمیدونم چی بگم.

    خدا داشت جوابمو میداد.

    خدا داست میگفت حالا اینهمه خودت گفتی که اتفاقات خوب برات افتاده وتو به خاطر یه تضاد که پیعام برات داره داری ناشکری میکنی؟

    خدا با حرفهای خودم جواب خودمو داد.

    خدایا داری چکار میکنی؟

    اینجا کجاست؟

    اینجا خود عرشه.

    خود بهشته.

    خود خداست.

    اینجا مدیر خداست و همه کارهارو داره ریز به ریز مدیریت میکنه.

    به خدا اینجا خونه ی خود خداس.

    خدایا شکرت منو لایق دونستی وتو خونه خودت راهم دادی.

    خدایا سپاسگزارم.

    دیگه زیباتر از این نمیشد که خدا با حرفای خودم جواب سوال خودم رو بدهد.

    خدایا ممنونم.

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  10. -
    رامین خانی گفته:
    مدت عضویت: 3216 روز

    سلام استاد،این اولین یا دومین بار هستش که من دیدگاه میذارم روی سایت،کاری که میکنید واقعا کلمه ی با ارزش براش کوچیکه و بشدت افکار و خواست های همه مون رو بزرگ میکنه،ی چیزی که میخواستم بگم و مطمئنم نظر خیلی از دوستان باشه اینه که واقعا دیگه برامون قطعی شده که تا چند سال آینده به نتایج بزرگ در همه زمینه ها خواهیم رسید وقتی در مسیر هستیم و بمونیم در مسیر… اما خودتون بهتر میدونید که ادم هم عجول هست هم اینکه شاید یک سری از دوستان مثل من توی برهه ای باشن که نیاز دارن تا اتفاقا کمی سریع بیفته براشون،من موزیسین هستم و در سطح خوبی هم کار میکنم اتفاقا امروز فایل استعداد کافی نیست رو از ارشیو پیدا کردم و دیدمش و اون هنرمندای توی فیلم رو هم دیدم که ازشون تصویربرداری کردین و قبولم دارم که استعداد کافی نیست،پارسال کسبو کاری داشتم که درامدم بد نبود و برای خودم کار میکردم اما مرتبط با تخصص و علاقم نبود تصمیم گرفتم تا پل های پشت سرم رو خراب کنم و خودم رو مجبور به موفقیت کنم،اون کارم هم چندسالی بود که داشتمش و کاری که کردمو(ترک اون شغل رو و درامدی که داشتم) هرکسی نه میفهمید نه قدرت انجامشو داشت اما من برای موفقیت و نتایج بزرگ این رو انجام دادم،الان چند ماه هستش که گذشته و من هیچگونه درآمدی از تخصصی که میبینم خیلیا از من ضعیف ترن و درامد دارن ندارم و میدونم که بخاطر باورام هستش گرچه این رو میدونم اما وقتی ادم توی همچین شرایطی قرار میگیره و این سختیا رو میبینه که البته هم میدونه گذرا هستن و میبینه این شرایط داره خیلی چیزارو توی زندگیش تحت تاثیر قرار میده مثل رابطه عاشقانه مثل نگاه اعضای خانواده و چیزای شبیه به این…گرچه نگاهش باز هستش اما بازم این اتفاقات ضربه میزنه و کمی از قدرت ذهنی و حرکتی رو تحت تاثیر قرار میده،وقتی میبینه صرفا بخاطر درامد و اون چیزی که چند ماه پیش توی زندگیش داشته مثل درامد ثابت رابطه فوق العاده ی چندسالش تحت تاثیر قرار میگیره واقعا رنج اور هست و این کاری که من کردم برام خیلی بزرگ و به قول خودتون جز ویژگی های انتحاری افراد موفقه(خراب کردن پل ها یا سوزاندن کشتی ها)ازتون درخواست دارم توضیحی در قابل ی فایل یا لایو برای افرادی مثل من که دنبال درامد از تخصص هستن یا شرایطی مثل من دارن بدید،واقعا دوستون دارم و سپاسگزارم از تمام راهنمائیائی که تاحالا توی زندگیم ازتون گرفتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      احسان چیانی گفته:
      مدت عضویت: 2911 روز

      سلام آقا رامین

      امیدوارم روزه خوبی را شروع کرده باشی

      راستیتش منم سال قبل کاره دیگه ای داشتم درآمدم خوب بود ولی هیچ علاقه ای به اون کار نداشتم و امسال تغییر شغل دادم و به قول شما درامدی از کارم ندارم ولی دستان خدا را تویه زندگیم نبستم من کافیه به مبلغ مورده نظر فقط چند روز نه…فقط چند ساعت توجه کنم صدها بار شده که به این صورت فقط با تمرکز و اینکه احساس خوب داشته باشی و رها باشی و مهمتر از اون احساس نگرانی نداشته باشی ، من شخصا به خودم میگم میگم که خدا را شکر که دارم کاری که مورده علاقه ام هست را دنبال میکنم و از لحظاتم لذت میبرم .

      امیدوارم تو این لحظه به هرچه فکر کنی واستون براورده بشود.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: