اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر خوبه مطرح شدن این سوالات، چون الان من و مامانم رفتیم توی فکر و هرکدوممون یهو مواردی به ذهنمون میرسه و به هم میگیم و جالب تر اینجاست که الانم رسیدیم به تمرینات تکرار عبارات تاکیدی و قدرت کلام همزمان با طرح این سوال استاد
به نظر من وقتی چنین چیزی با خدا معامله میکنیم ریشه در چنتا چیز داره:
1. باور نبود پول ، که الان وضعیت مالیم خوب نیست، باید اول پولدار بشم تا بتونم ببخشم وگرنه که الان نمیتونم
2. ایمان نداشتن : که خدایا تو که به من اینطوری پول نمیدی، ببین اگه به من پول بدی، من چند نفر دیگه هم کنار خودم به ثروت میرسونم
3. شرک: که من بیشتر میتونم کمک کنم تا خود خدا
4. کمبود ثروت: خدایا از اونجا که ثروت کمه، به من اگه بدی من چند نفر به ثروت میرسونم کنار خودم، درواقع با یک تیر به چند هدف زدی
5. عدم لیاقت: من لیاقت ندارم تنهایی به ثروت برسم. تو پول بده به من، من به ثروت برسم ، لذتشو ببرم، ولی چون نمیدونم با این همه پول چیکار کنم و اصلا لیاقتشو ندارم، منم به یکی که بیشتر از من لیاقت داره کمک میکنم
6. نشناختن معنی بخشش: بخشش لزوما به کس دیگه ای نیست، بخشش میتونه به خودمون باشه، اول باید خودمون انقدر سیراب بشیم ، ناخواسته اون ثروت از ما سرازیر میشه و خیرش اول به خودمون، بعد نزدیکانمون و هرچی بیشتر بشه وسعت بیشتری میگیره.
7. نشناختن قانون تکامل: این یکی از مواردی که مانع خودم هست، و اون اینه که هرچند وقت یکبار یادم میره که قانون تکامل چیه و دوست دارم یه شبه به همه جا برسم و البته که واسه اینکه متوجه بشم این باور عوض شده، به قول استاد راه تشخیصش اینکه که دیگه گریبان منو نگیره
6. ترس : ترس از اینکه نکنه این پول یک امتحان الهی باشه و اگر نبخشم بدترشو از دست بدم و حتی گناه کنم از اینکه نبخشیدم
چیزی که با فکر کردن بهش رسیدم اینه که از بخشش به خودم شروع کنم، از این ماه یه مقداری به خودم ببخشم و واسه خودم هدیه بخرم، هم بخشش انجام دادم، هم واسه خودم ارزش قائل شدم، هم به روحم توجه کردم ، هم دوست داشتن به خودم ثابت کردم، هم از پولم لذت میبرم ، هم باور فراوانی تقویت کردم و هزاران مورد دیگه که میتونه تاثیر عالی تری روی ثروت مند شدن من داشته باشه و وقتی ثروت الهی به سوی من سرازیر شد، خود به خود این ثروت از من هم سرازیر میشه به سمت بقیه بندگان دوست داشتنی و پر عشق خدا .
امیدوارم که این توضیحات بتونه به شما خانواده عزیزم هم کمک کنه که از من جاری شد
درسته دوست عزیز، این باور اشتباه رو اکثر ما داریم که فکر میکنیم پولی که خدا به ما میده برای اینه که ما رو امتحان کنه، اما حقیقت اینه که نه پولدار شدن ما امتحان الهی هست و نه فقر ما امتحان الهی هست بلکه هر دو حالت، نتیجه ی فرکانسهای ماست که به ما برگردانده شده توسط جهان، و این دید که خداوند میخواد ما رو امتحان کنه با موارد مختلف از جمله دادن ثروت یه دید انسانی نسبت به خداست و البته یه دید انسانی از نوع منفیش، چون ما خودمون گاهی با رفتاری میخواییم مچ یکی رو بگیریم همین گمان رو در مورد خدا داریم
سلام خدمت استاد عزیزم خانواده صمیمی و بزرگ عباس منش
استاد اولش یه تشکر خیلی خیلی زیاد میخوام بکنم اول از شما که اینقدر خالصانه مطالب آماده میکنید که البته باید از خدای بزرگ تشکر کرد برای اینها در اصل
دوم از مدیر سایت ومدیر فروش وکسایی که کارای فنی سایت رو انجام میدن که یه خدا قوت باید بهشون گفت
سوم از کاربرای و در اصل خانواده صمیمی که وقت میزارن وکامنتا رو میخونن وکامنتای عالی میزارن و بهسوالای بقیه جواب میدن واین آگاهی های رو گسترش میدن
بعدشم باید از خودم تشکر کنم که دارم این کامنت رو مینویسم??
واما در مورد سوال استاد:
ایده افراد زیادی برای ثروتمند شدن این است که، از خداوند بخواهند به آنها ثروت زیادی ببخشد تا آنها با مقداری از آن ثروت در جهت انجام کارهای خیر استفاده نمایند. مثلاً بیمارستان، مدرسه، خیریه، مسجد و … بسازند یا به پدر و مادرشان رسیدگی کنند یا مقداری از ثروت شان را صرف تأمین نیازهای بیماران سرطانی و … نمایند. به عبارت دیگر، افراد زیادی در اولین قدم برای ثروتمند شدن، وارد چنین قراردادی با خدا می شوند که به آنها ثروت ببخشد تا آنها به افراد نیازمند کمک کنند.
به نظر من ما با این طور حالت قراردادی حرف زدن با خدا که فلان چیز رو بده ومنم در عوضش این کارو میکنم خدا رو مثل یه آدم میبینیم که دارای احساسات انسانی مثل ماست و میخوایم با این کارا راضیش کنیم که اون چیزی رو که میخوایم رو بهمون بده .
این همون حالتیه که از بچگی به ما گفتن که نذر بده …گرو کشیه دیگه خدایا تو اینو بده تا منم فلان کارو بکنم
اینکه بخوایم از ثروتی که خدا میده مثلا مدرسه بسازیم یا بیمارستان یا هر کار خیری خیلی هم خوبه ولی مهم اینه که باچه نیت ودیدگاهی داریم اون کارو میکنیم با این دیدگاه که به فلانیا میخوام کمک کنم چون خیلی بدبخت و بیچارن یا اینکه خودمو دستی از دستان خدا میدونم که خدا داره از طریق من کمک میکنه به اونا من چی کارم ..من فقط دارم به جریان ثروت و کهربانی و خوبی کمک میکنم که در اصل خدا این کارو بوسیله من وبینهایت دست دیگش داره انجام میده.
اگه بخوایم از زاویه دیگه به این جملات نگاه کنیم وشاید عمیق تر به این نتیجه میرسیم که ما باور هایی مثل
ثروتمندان رو خدا دوست نداره
ثروتمندا از فقرا می گیرن تا ثروتمند بشن
ثروتمندا آدمای نادرستین وفقط به فکر جمع کردن پول وپرکردن جیب خودشونن
واز این جور باورا که باعث میشه این جملات رو به کار ببریم وبا خدا قرار داد ببندیم که تو ثروت بده من عوض به نیاز مندا کمک میکنم وحواسم هست که به اونا هم کمک کنم وبه فکر خودمو وجیب خودم نباشم آدم خوبی باشم نه اینکه از راه تو دور بشم این حرفا یه جورایی بوی ترس هم داره که نکنه من ثرتمند بشم بع د بعد از مرگ برم جهنم
از یه زاویه دیگه اینطوری میشه برداشت کردکه:
ما خودمون رو لایق ثروتمند شدن نمی دوننیم و میخوایم با این حرفا وقراردادا واعمال نشون بدیم که آدم خوب و لایق و با ارزشی هستیم برای ثرتمند بودن وزندگیه خوبی داشتن چون ما داریم یه فقرا ونیازمندا کمک میکنیم که کار خیل عالی هستش پس با ارزشیم
غافل از این که ما با ارزش و عظیم وقدرتمند ومحترم وشایسته آفریده شدیم وخدا نخواسته کاری بکنیم تا با ارزش بشیم یا اینو ثابت بکنبم (امیدوارم هممون مخصوصا خودم واقعا به این باور برسیم اگه برسیم واقعا نمیدونم چقدر میتونه نتایج عظیم باشه فقط میدونم که نمیشه تصورشم کرد)
در مورد همین موانع وقفلای ذهنی یا بهتر بگم کدای اشتباه من چند وقتیه در مورد خوایتم با تضاد هایی که برخورد کردم وتجربه های افرادی که چیز مشابه منو میخواستن به یه وضوحی در مورد خواستم رسیدم و نشانه هایی میبینم و به نظرم بدیهی شده اون اتفاق ولی اتفاق نمی افته دیروز از خدا پرسیدم که مشکل کجاست مشکل چیه؟که امروز شما این فایل رو آپلود کردین که من البته منتظر فایل طوفان مایکل بودم البته چند وقت پیش هم این سوالو پرسیده بودم ولی به جواب خدا توجه نکرده بودم ولی امروز یه چیزی تو ذهنم به قول شما گفت دینگ این جوابته.حالا یه چند هفته بعد که اتفاق افتاد در موردش توضیح میدم که چی بوده ومراحلشم میگم ولی خب بهقول شما داره بوش میاد.
ایتاد یهچیز دیگه من خیلی دوس دارم محصول جدیدتون رو بخرم فکر میکنم خیلی میتونه کمکم کنه امیدوارم تو مدارش باشم وبه دستش بیارم که خیلی زود اینطوری میشه .به نظرم کسایی که شرایطشو دارن ومیتونن الان بخرن محصول رو شک دارنیک لحظه هم شک نکنن چون 1000 برابر که صحله یک میلیون برابرش رو از هر جهت در یافت میکنن برا خودمون سرمایه گزاری نکینیم وخرج نکنیم برا کی میخوایم این کارو بکنیم. چون با رسیدن به نتیجه علاوه بر خودمون هزاران وبلکه میلیون ها ومیلیارد ها نفر از موفقیت ما استفاده میکنن وما میشیم یه نور امید ودستی از دستان خدا برای خیلیا که میخوان توی زندگیشون به اهدافشون برسن و از زندگی قبلیشون خسته شدن که این کار واقعا خیلی جالب وباحاله.
امیدوارم کامنتم بتونه کمکی به کسی که شاید جوابشو توی سایت و این قسمت و این فایل میگرده کرده باشه.
ممنون از همگی که وقت گزاشتین وخوندینش
به امید موفقیت های فراوان
ا راستی استاد از این فایلای ت.حید عملی بیشتر بزارین خیلی عالین کاش یه جوری میشد دوستانی که میکسایی از فایلا درست کردن میتونستن براتون بفرستن تا شما تو سایت وکانال بزارین
2-اینطوری خدا از من راضیتره و ثروت بیشتری سمت من میاد.
3-من برا عاقبت خودم کمک میکنم.
4-وظیفه منه که به دیگران کمک کنم.
5-بخاطر حرف مردم که ازم تعریف کنن.
6-بعد یه مدت وظیف ات میشه .
باورهای درست:
من از اینکه تو کارهای نیکوکاری مشارکت میکنم حس و حال بهتری میگیرم و حالم واقعا خوب میشه حالا کاری ندارم که در مورد من مردم چه قضاوتی میکنن همین که واسه دلم اینکارو میکنم با تمام وجودم لذت میبرم و دوست دارم اینجوری زندگی کنم و با این باور که از هر دستی بدی از همون دست میگیری این قانون طبیعته.
من یه تعهدی با خدای خودم دارم که 5درصد درآمد ماهیانمو برا کار خیر هزینه میکنم حالا هر چقدر که میخواد باشه و تعهدی به کسی ندارم.
یادت نره که یه زمانی تو هم با یک سری باورهای زیبا زندگیتو ساختی و به هدف هات رسیدی و ثروتمند شدی و تو مسیر دستانی از طرف خدا بودند که تو رو همراهی کردن و چقر زیباست این فکر که حالا تو دستی از دستان بی نهایت خداوند شدی و به دیگران کمک میکنی و نشون بدی که دنیا چه جایه قشنگیه برا زندگی.
از خواندن کامنت زیباتون لذت بردم ، به ویژه قسمتی که باورهای درست رو گفتین…
و به خودتون یادآوری کردین که شما هم قبلاً باورهای غلطی داشتین که درستش کردین و در این مسیر دستان خداوند خیلی زیبا بهتون کمک کردن و واقعاااا حس خوبتون رو گرفتم از اینکه شما هم الان دستی از خداوند هستید که با انفاقتون با حال خوب به دیگران کمک میکنید و اشکم سرازیر شد و از صمیم قلبم برای خودم و همه ی عزیزان نتایج عالی و تجربه زندگی دلخواه رو آرزو کردم.
سپاس گزارم بابت کامنت زیباتون. دوروز الان دارم کامنت های این بخش میخونم کلی کد های مخرب برام باز شد ولی همش تو ذهنم این بود چرا کسی باور درست جایگزین این باور های مخرب رو نمینویسه. اول از خدا تشکر میکنم منو هدایت کرد به کامنت شما بعد از شما دوست عزیز لذت بردم. سپاسگزارم از تمام دوستانی که تجارب شونو در اختیار همه میزارن. واز شما استاد برای طرح همچنین چالش هایی تشکر میکنم.
ممنون از استاد عباس منش عزیز که با طرح این سوالات ما رو درباره قانون به چالش میکشن:)
جواب من به این سوال و برداشتی که من درباره این نگرش درباره ثروت دارم به نظر من این باورها رو میشه برداشت از این نگرش
–ما میتونیم ثروت رو از خداوند بخوایم به خاطر رشد و تکامل خودمون به خاطر اینکه زندگی بهتری داشته باشیم و از نعمتهای خداوند استفاده کنیم کمک کردن به خیریه خیلی عالیه و خیلی از ثروتمندان اینکارو میکنن اما به نظرم این باور رو نشون میده که استفاده کردن از ثروت و لذت بردن از نعمتهای خداوند ایراد داره و باید با خدا معامله کنیم تا به ما ثروت بده و شاید هم تو باورهامون هست که ممکنه ما از ثروت در راه غیر خدا استفاده کنیم و ثروت ما رو از خدا دور کنه به خاطر همین اینطور از خدا درخواست میکنیم.مصداق همون جمله که “خدایا اگه من لیاقتش رو دارم به من ثروت بده” یعنی می ترسیم که اگه خدا به ما ثروت بده جنبه شو نداشته باشیم.در واقع با این نوع درخواست داریم میگیم که خدایا من دوست ندارم از ثروت در راه نادرست استفاده کنم و داریم به خدا توضیح میدیم که چه قصد و هدف خوبی داریم.کلا این باور که درخواست ثروت از خداوند بد هست.
ما می تونیم با جسارت ثروت رو برای لذت بردن از نعمت های خداوند درخواست کنیم و هیچ ایرادی هم نداره
–باور بعدی به نظرم عدم احساس لیاقت که چرا ما ثروت رو برای خودمون درخواست نمیکنیم؟ اول برای خودمون می تونیم با جسارت درخواست کنیم بدون اینکه نیاز باشه با خدا معامله کنیم
–باور دیگه میتونه دلسوزی کردن برای فقرا باشه که فکر میکنیم ثروت رو از خدا بگیریم و با بخشیدن فقر رو از بین ببریم در واقع فکر میکنیم اگه ثروت داشته باشیم حق افراد دیگه خورده میشه و حتما باید به فکر فقرا باشیم و با فقرا همدردی کنیم.باید با این باور از خدا درخواست کنیم که ثروت بی انتهاست و خداوند میتواند به همه ببخشد و هرکس که در مدار ثروت قرار بگیرد ثروت را دریافت می کند و دلسوزی بی جا برای فقرا نداشته باشیم فقر هم با خیریه از بین نمی رود.
این تلاش من بود برای پیدا کردن باورها واقعا خیلی ریز و دقیق بود این سوال و خیلی نیاز به دقت و کنکاش تو باورها داشت.
اقای مرادی عزیز باور چهارم که درمورد پرداخت بها نوشته بودید نکته بسیار جالب و متفاوتی بود که من در کامنتهایی که تاحالا خوندم ندیده بودم باور خیلی ریز و مخربی بود ممنون که به این مطلب توجه کردید و اینجا نوشتید عالی بود
اقای محمدرضا مرادی دوست عزیزم خیلی از دیدگاهتون خوشم اومد اره درسته ما اول برای ثروتمند شدن باید هزینه اش را پرداخت کنیم باید بهاش را پرداخت کنیم. یعنی تواول برادریت را ثابت کن. محصولات استاد همه شون ثروتند اگر ما از راه درست بدستش بیاریم وبهاش راپرداخت کنیم یعنی لیاقت استفاده ازاون محصول را داریم ثروت هم همینه ما باید احساس ثروتمند شدن را داشته باشیم نمیدونم چرا امروز هر باخوندن نظرات به ذهنم مرسه دوست دارم به اشتراک بذارم در پناه حق
سلام و درود خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز خدا رو شکر میکنم که امروز تونستم برای اولین بار دیدگاه خودم رو در اینجا به اشتراک بذارم….
میدونیم که ما در هر لحظه فقط قادر به ارسال یک فرکانس به کائنات هستیم. یا مثبت یا منفی، وقتی که از خدا درخواستی رو میکنیم با این شرط که اگه ثروتمند شدم به نیازمندان کمک میکنم، قطعا داریم فرکانس منفی به کائنات میفرستیم چرا که با هر بار تکرار این درخواست همزمان داریم چند قانون اصلی و خیلی مهم رو نقض میکنیم و حتی نشون میدیم که فهم درستی از قانون آفرینش نداریم.
1- عدم باور به قانون فرکانس: اگر ایمان داشته باشی که در مدار درست هستی، یقینا مطمئنی که در «هر نقطه از این مدار» کائنات ما رو در درست ترین موقعیتی (که قطعا فقط مالی نیست) قرار میده که بتونیم به عنوان «دستان خداوند بروی زمین»به وسعت بخشیدن به این جهان کمک کنیم. و نه اینکه مثلا به نقطه ی خاصی از ثروت یا درجه ی خاصی از مقام و منصب و فضایل برسیم! در واقع ما قائل به مسیر (یا مدار) درست هستیم و نه نقطه ای خاص !
2- قانون جذب: با گذاشتن این شرط یعنی در مدار افرادی هستی که خود را لایق ثروت نمیدانند! و با هر بار تکرار این شرط، با توجه کردن به آن (هر چند غیرارادی)، باور بی لیاقتی در تو تقویت شده، آن را جذب کرده و قطعا در عمل به ثروت دست نخواهی یافت!
3- قانون درخواست: در صورتی که ایمان داشته باشی که در مدار درست هستی به گونه ای از خداوند درخواست میکنی که مطمئن هستی که جواب میگیری پس شک و شرط معنی ندارد!
4- قانون فراوانی: اگر به این قانون ایمان داشته باشی میدانی که ثروت برای همه هست فقط باید در مدار آن قرار بگیرند. پس با هر بار تکرار این درخواست نا آگاهانه فرکانسی میفرستی مبنی براینکه همه ی مردم نمیتوانند به ثروت و فراوانی دست یابند و من میخواهم به آنها ببخشم! و این یعنی تقویت و تکرار باور کمبود! و به طبع انعکاس آن را در زندگی خواهی دید.
5- باور به ربوبیت و وهابیت الله یکتا: اگر در مدار درست باشی یقین داری که به گنج بی نهایت بدون قید و شرط دست خواهی یافت و همچنین الله یکتا برای رشد جهان به دستان تو، هیچ نیازی به قید و شرط ندارد!
دقیقا این سوالی بود که چند وقتیه ذهن منو مشغول کرده بود، چرا من وقتی از خدا ثروت بیشتر میخوام تهش میگم وقتی بیشتر داشته باشم به خانوادم کمک میکنم ، دوستامو خوشحالتر میکنم با خرید هدیه های مختلف یا بخشیدن پول … و واقعا برام سوال بود که اصلا این فکر و خواسته درسته؟ یعنی من فکر میکنم اگه به خدا نگم بخشی از ثروتی که بهم میدی رو میبخشم خدا بهم ثروت نمیده؟ اگه بخشی ازش بخشیده نشه ، معنوی نیست؟ منو از خدا و معنویت دور میکنه؟ چرا من عمیقا این حس عذاب وجدان نامحسوس رو دارم که اگه من به یه ثروتی برسم وظیفه دارم که حتما این کارها رو انجام بدم وگرنه این پول حلال نیست، من لایق این همه ثروت نیستم، من داشته باشم بقیه نداشته باشن؟ نمیشه که! من که لیاقتشو ندارم!! انگار که ثروت تو این دنیا محدوده، خدا دلش برای من سوخته ، دیده من هی ازش میخوام پس حق یه سری دیگه رو ازشون گرفته داده به من یا فکر میکنم بقیه توانایی اینو ندارن که ثروت بسازن حالا که من راهشو پیدا کردم وظیفمه بهشون ببخشم چون خدا یادش رفته به اونا ببخشه، عدل خدا رو زیر سوال میبرم.
فکر میکنم خودخواهیِ که فقط من ازین ثروت و نعمتها استفاده کنم،
فقط من نه! همه باید استفاده کنن
بخشش از روی دلسوزی ، خدا عادلانه نعمت هاشو تقسیم نکرده، این آدم ها در جایگاه درستشون نیستن و من وظیفمه کمکشون کنم پول بهشون بدم تا این غضبی که خدا به اونها داشته رو جبران کنم!!
چون پول و ثروت تو دنیا کمه ، خب حالا که این همه به من رسیده ، من وظیفمه ، رسالتمه این محدودیت و کمبود رو برای اونایی که بهشون نرسیده جبران کنم!
یا شاید فکر میکنم نکنه بقیه ناراحت شن ببینن من دارم و اونا ندارن و من چقد سنگدلم که به اونا نمیبخشم…(باز هم حرف مردم!)
یا شایدم خجالت میکشم از خدا بیشتر بخوام پس بهش میگم حالا که من جسارت کردم بیشتر خواستم پس درعوض منم به بنده هات بیشتر کمک میکنم?
اینا ترمزهایی بود که با وجود اینکه من میدونم بخششی درسته که با هدف ادامه جریان پول و ثروت باشه نه از روی دلسوزی ، تو این دو روزی که دارم به جواب این سوال فکر میکنم پیدا کردم!
با دیدن این فایل ترمز ها و باور های باز دارنده ای که در این درخواست وجود داره بنظر من اینهایی هستن که میخوام براتون بگم:
اول اینکه در این جمله درخواستی جود دارد که بقول استاد همون گاز دادن ما هست. درخواست این جمله اینکه از خداوند میخوایم به ما ثروت بدهد اما نه بخاطر خودمان به دلیل اینکه میخواهیم کار خیر کنیم به بیمار ها کمک کنیم مسجد بسازیم و… . اولین سوالی که برای من پیش امد اینکه چرا از خدا درخواست نمیکنیم که به ما ثروت بدهد چون حق ماست و ثروت مند بودن یه امر طبیعیه و درخواست ثروت از خدا و ثروتمند بودن چیز عجیبی نیست و چرا اصلا باید اینقدر برای خدا دلیل بیاوریم که ثروت را برا چی میخوایم؟ و چرا نمیگیم به ما ثروت بده چون دوست داریم ثروتمند باشیم چون ثروت خوبه و مارو از همه جز خدا بی نیاز میکنه چون ثروت رو میخواهیم تا به خواسته هامون برسیم.
بعد از این پرسش ها و پاسخ هایی که به این پرسش ها میدهیم باور های نامناسب و ترمز هایی که وجود دارند رو میتونیم در پاسخ این سوال ها به راحتی دید و اون هارو شناسایی کرد.
بنظرم یکی از مهم ترین ترمز ها در این جمله نداشتن احساس لیاقت است. چرا؟ چون ما با این جور درخواست کردن میگم ماکه لیاقت داشتن ثروت رو که نداریم و خدایا به ما ثروت بده نه بخاطر خودمون چون میخوایم کمک مریضها بکنیم میخواهیم مسجد بسازیم و از طرف دیگه خواسته های خودمون رو از خودراضی بودن میدونیم مثلا یه ماشین داریم از خدا میخوایم بهمون ثروت بده تا یه ماشین بهتر بخریم ولی اون باوره تویه ذهن مون میگه فلانی مریضه پول داروهاشو نداره خدا بهش پول نمیده بعد تو از خدا میخوای بهت پول بده تا ماشین بهتر بخری خدارو شکر کن ماشین داری به همین دلیله که ما میگیم خدایا تو به ما پول و ثروت بده ما میخواهیم به بیمارا کمک کنیم حالا یه ماشین بهترم این وسط برا خودمون بخریم.
یه ترمز دیگه اینکه ما فکر میکنم باید حق دیگران رو خدا به ما بده تا ما ثروت مند بشیم . یعنی اگه یکی ثروتمنده مثلا حق ۱۰ تا ادم بدبخت و فقیرو خورده تا ثروتمند شده و حتما همه شندید که بعضیا میگن خدایا چه حکمتیه به یکی ملیاردی میدی و یکی نون شب نداره انگار خدا حق اون فقیرو داده به اون ثروتمند تا به ثروت رسیده و مسلما هیچ کس یه همچین ادمی رو دوست نداره و بازهم به همین دلیل میگیم خدایا به ما ثروت بده تا به فلان فقیر کمک کنیم انگار میگم خدایا تو به ما ثروت بده ما حق اونم میدیم.
یه ترمز دیگه بنظرم مسئولیته: من خودم چند بار شنیدم که میگن داشتن ثروت مسئولیت داره و ثروت مثل یه امانت از طرف خدا میمونه و یا خدا به کسایی که ثروت میده میخواد امتحانشون کنه. مثلا خدا به یکی ثروت میده تا امتحانش کنه ببینه اگه ثروتمند باشه مغرور نمیشه یا بقول معروف خودشو گم نمیکنه یا مثلا ببینه از ثروتش در راه خیر استفاده میکنه به بیمار ها کمک میکنه یانه و اگه ادم بدی شد اون ثروتو ازش میگیره.( یا من شنیدم خدا هرکدوم از بندهاشو که دوست نداره اینقدر بهش ثروت میده تا دیگه اصلا به یاد خدا نیوفته و اینکه ثروت مندا خدارو فراموش میکنن و خدا هرکدوم از بنده هاشو خیلی دوست داره بهش مشکل زیاد میده تا همیشه به یاد خدا باشه و خدارو صدا کنه) و خلاصه اینکه اگه ثروتمند بشیم وظیفه داریم به همه کمک کنیم و این برامون مسئولیته.
ترمز دیگه بنظرم از این باور میاد که میگه ثروتمندا ادمایه بدی هستن مثلا همه دیدیم که تو فیلما همه ثروتمندا پدر و مادر شون رو اگه پیر بشن میبرن خانه سالمندان و یا با پدر مادرشون خیلی بد رفتاری میکنن ولی فقیرها خیلی با پدرمادرشون مهربون هستن و با همه مشکلاتی که دارن از اونها خیلی خوب مراقبت میکنن و خیلی احترامشون رو دارن. وقتی ما میگیم خدایا به ما ثروت بده تا کمک پدر مادرمون کنیم یعنی به نوعی میگم ما مثل فلان پول دار نیستیم اگه پولدار شدیم با پدرمون بد رفتاری کنیم من میخوام پولدارشم برایه پدرم ماشین بخرم برایه مادرم هدیه بخرم.
یا مثلا همه مون دیدم پدر مادرها خیلی دوست دارن بچه هاشون موفق باشن مثلا میگیم خدایا خودم هیچی بزار من پولدارشم بخاطر پدرم دلش خوشحال بشه گناه داره ویا مادرم به ارزوش برسه موفقیت منو ببینه .
و ترمز دیگه ای که من میبینم این باور هست که خداوند فقط به این دلیل به ما ثروت میده یه با اون ثروت یا به بقیه کمک کنیم و یا کار خیر انجام بدیم یعنی خدا بخاطر خود ما بهمون ثروت نمیده و به همین دلیله که میگیم مثلا خدایا به من ثروت بده تا مسجد بسازم یعنی خدا به این دلیل بهت ثروت میده که مدرسه و مسجد و… بسازی نه بخاطر خودت و نه اینکه یه خونه خوب برا خودت داشته باشی و حتما شماهم الگو های زیادی بهتون نشون دادن و گفت فلانی رو میبینی اینقدر پولداره چون این مدرسه رو واسه این روستا ساخته و یا خیلی کمک فقرا میکنه ویا فلان مسجدرو ساخته خداهم بهش ثروت داده و داستان هایه زیادی روهم در کتاب های مدرسه خوندیم و شنیدیم که یکی چون به بقیه کمک میکرده مثلا یه شبه پولدار شده گنج و الماس پیدا کرده و…
دوستان این ترمز ها و باورهایی بود که من در این نوع درخواست ثروت از خداوند دیدم و نکته جالب برام این بود که اکثریت این ها باور های اشتباه و ترمز های خودن من هستن که من شناسایی شون کردم و کلی به خودم کمک کردم تا راحت تر به ثروت برسم امید وارم که شماهم ترمز هاتون رو پیدا کنید تا باهم این مسیر زیبارو برای رسیدن به ثروت سلامتی ارامش و ایمان به خدایی که منبع تمام خوبی ها و تنها منبع خیر و نیکی هست رو طی کنیم
خداروشاکرم که من رو در این مسیر قرار داد تا با استاد خوبم و شما دوستان هم قدم بشم و مسیر سعادت رو طی کنم دوستتون دارم ?
به نظرم باید جهت فلش ها رو تغییر بدیم …………. همه میگن کار+ تلاش+اراده = موفقیت بعد فلش میزنن که موفقیت هم باعث شادی و زندگی بهتر میشه
در حالیکه به نظر من درستش اینه که شادی اولین قدمه و شادی آخرین قدمه ……. شادی = انگیزه داشتن …….شادی = لذت بردن از زندگی ……..شادی = کار کردن با شادمانی ………….. و همه ی اینها رو میتونیم فلش بزنیم و بگیم در نهایت وقتی شادی داری تو زندگی به هر آن چیزی که میخوای میرسی پس یعنی موفقی
یه جایی خوندم نوشته بود موفقیت هایت از مسیر شادی هایت میگذرد ………..
به نظرم اگه میخواییم باغبون بشیم باید بتونیم همین الان دو تا گیاه تو خونمون پرورش بدیم ………… به نظرم اگه آرزو داریم یه روزی ثروتمند بشیم باید بتونیم 1000 تومنمون رو به 2000 تومن تبدیل کنیم ………..به نظرم اگه هدفمون اینه که خیاط ماهری بشیم باید بتونیم دو تا چیز کوچولو موچولو رو بدوزیم ………. حداقل باید تلاش کنیم …………اگرهم میخواییم یه روزی اون قدر ثروت داشته باشیم که به دیگران ببخشیم باید بتونیم همین الآن هم ببخشیم ………….. به نظرم محاله آدمی پیدا بشه که چیزی برای بخشیدن نداشته باشه ………….همه ی ما یه چیزی و البته که هزاران چیز برای بخشیدن داریم ………… اگه میخواییم یه روزی ثروتمند بشیم که خدا تو به من پول بده که منم مدرسه بسازم یا به دیگران کمک کنم …….. خب از همین الان بیاییم حسن نیتمون رو نشون بدیم به خدا خخخخخخخخخ همین الان بیاییم 10 درصد از ورودیمون رو ببخشیم ………..حالا چه درآمدمون 10 هزار تومنه چه 10 میلیارد تومن …….. فرقی نمیکنه به هر حال 10 درصدش سهم خداست ……….. مال بخششه ……. خدایا من نمیگم تو به من پول بده تا منم به دیگران کمک کنم ……… خدایا من همین الان سهم بخشش رو میذارم کنار تو هر چه قدر به من بیشتر بدی سهم بخشش هم بیشتر میشه خخخخخخخ
منم یه روزایی بود سهم بخششم مبلغ کمتری میشد و حالا سهم بخششم بیشتر و بیشتر شده …….. وقتی دارم اون پول بخشش رو خرج میکنم هم ذوق اینو دارم که من تونستم این ماه هم سهم بخشش رو پرداخت کنم الهی شکر و هم اینکه وقتی میبینم سهم بخششم بیشتر شده این یعنی درآمدم و ورودیهام بیشتر شده ………….این خیلی خوشاینده ………… خیلی وقتا سهم بخششم رو هم برای خانواده ام خرج میکنم ……..گاهی هم بهم الهام میشه که سهم بخششم رو در یه راه خاص خرج کنم ………….. یه روز دیدم یه پیرمردی کنار خیابون نشسته …………. من رد شدم با ماشین ……..یهو یه حسی از درون بهم گفت برو براش غذا بخر …………من رد شده بودم ……… به حسم گفتم من رد شدم حالا ولش کن ………….بعد اومدم مثلا اعراض کنم خخخخخ گفتم خب شایدم یکی دیگه همین الآن براش غذا بخره …………. ولی حس درونم خیلی قوی بود …………. رفتم براش غذا خریدم ………….. اومدم نشستم تو ماشین اشک تو چشمام جمع شده بود ……..گفتم خدایا اون بنده ت بهت چی گفته بود که تو منو مامور کردی که با اینکه از اون مسیر رد شده بودم بازم دور بزنم و برم براش غذا بخرم …………… گفت بنده جان این همه آدم رو مامور کردم که به تو کمک کنن و دستهایی از طرف من برای تو باشند ……..حالا تو افتخار اینو داشتی که دستی باشی برای من که اون بنده سیر شه …………. من معمولا از دستفروشای خیابونی چیزی نمیخرم و به فقرا کمک نمیکنم و دلسوزی نمیکنم …………… تو دلم گفتم خدایا اون بنده ت بهت چی گفته بود که تو منو مامور کردی ………… شاید باورتون نشه ….. ولی خدا گفت: هیچی اون بنده خیلی راحت بهم گفت گرسنمه …………… یهو من یه ترمزی توی ذهنم شناخته شد …………ترمزم این بود که فکر میکردم باید راههای سخت رو پشت سر بذارم ……….. فهمیدم منم باید به خدا بگم خدایا من فلان چیزو میخوام …………. همین …………… انگار خواست بهم بفهمونه که بنده جان به همین راحتیه ……… فقط به من بگو که چی میخوای ………… خیلی آسونه ………….. بازی اون قدر آسونه که بیشتر آدمها جدی نمیگیرنش …………چرا ما میخواییم با خدا معامله کنیم ؟ چرا میخواییم یه چیزی بدیم یه چیزی بگیریم ؟ چرا بگیم خدایا تو به ما پول بده ما هم به دیگران میبخشیم ؟ وا اگه این طوریه خب خدا چرا بیاد به ما بده ؟ راه کوتاهتر رو میره ……. میره پولو میده به همون دیگران دیگه خخخخخخخخخخخخخخ خدایی درست میگم دیگه خخخخخخخ به نظرم ما باید بخشش رو شروع کنیم ……… اون وقت جهان میگه این داره میبخشه اگه میخواییم بخشیدن رو گسترش بدیم باید به این بنده پول بدیم تا بتونه بیشتر و بیشتر ببخشه ………….
من یه روزی داشتم به این فکر میکردم که خدا و جهان بلاخره ماها رو امتحان میکنه ………… دیدم این باور که بلاخره ما آزموده میشیم خیلی توی من قوی هست ………….. اومدم گفتم خدایا باشه منو امتحان کن ولی فقط منو با خوبیها و شادی و تفریح امتحان کن …………. بهم یه عاااااااالمه خوشی و لذت بده ببین اون موقع هم به یاد تو هستم یا نه ………….. اگه به یادت بودم که دمم گرم … خیلی بنده ی خوبی هستم ………………..اگرم اون موقع به یادت نبودم اشکالی نداره وظیفه ی تو هست که یادآوری کنی بهم ………….بهم بگی بنده جان به یاد من باش خخخخخخخخخخخخخ این طوری میتونی منو امتحان کنی خخخخخخ خلاصه زندگی خیلی لذت بخشه وقتی هم ریش و هم قیچی دست خودمونه …………. زندگی خیلی خوبه وقتی میدونی که خدا همیشه میگه بله ………. تو باید درخواستهاتو درست کنی ………چون جواب خدا همیشه بله هست ………….. به جون عزیز خودم دوستای خوبم اینا رو دارم مینویسم که خودم یادم بمونه ………….. میدونید گاهی که میرم نظر میذارم تو سایت ……….. بعد یه اتفاقی میفته با خودم میگم سمانه اگه الآن تو بخش عقل کل یکی این مشکل رو مطرح میکرد تو چه جوابی بهش میدادی؟ حالا همین الآن خودت به همون جواب خودت عمل کن …………..یادمه یه بار تو بخش عقل کل واسه یکی از دوستان در جواب سوالش نوشتم: که دوست من باید بتونی خودتو کنترل کنی وگرنه اونی که تو رو عصبی میکنه در واقع تونسته کنترل تو رو توی دستاش بگیره و این اصلا خوب نیست …………. بعد فرداش یه موقعیتی پیش اومد که من دقیقا داشتم تو دلم میگفتم : سمانه حالا وقتشه که به چیزی که دیروزگفتی عمل کنی ………. همونجا عصبانیتم تموم شد و آروم شدم ………… عالی بود ………… این روزا گاهی با خودم میگم سمانه میدونم شاید سخته اما ببین قانون چی میگه ……….. از نظر قانون کدوم کار درسته ……… همونو انجام بده ……… به این نتیجه رسیدم که یه قانون بیشتر تو زندگی وجود نداره و اونم شادی کردنه …………..شادی کردن و شادی کردن …………….یادمون باشه وظیفمون لذت بردن از زندگیه
سلام به همه ی دوستان و اعضای صمیمی خانواده من
چقدر خوبه مطرح شدن این سوالات، چون الان من و مامانم رفتیم توی فکر و هرکدوممون یهو مواردی به ذهنمون میرسه و به هم میگیم و جالب تر اینجاست که الانم رسیدیم به تمرینات تکرار عبارات تاکیدی و قدرت کلام همزمان با طرح این سوال استاد
به نظر من وقتی چنین چیزی با خدا معامله میکنیم ریشه در چنتا چیز داره:
1. باور نبود پول ، که الان وضعیت مالیم خوب نیست، باید اول پولدار بشم تا بتونم ببخشم وگرنه که الان نمیتونم
2. ایمان نداشتن : که خدایا تو که به من اینطوری پول نمیدی، ببین اگه به من پول بدی، من چند نفر دیگه هم کنار خودم به ثروت میرسونم
3. شرک: که من بیشتر میتونم کمک کنم تا خود خدا
4. کمبود ثروت: خدایا از اونجا که ثروت کمه، به من اگه بدی من چند نفر به ثروت میرسونم کنار خودم، درواقع با یک تیر به چند هدف زدی
5. عدم لیاقت: من لیاقت ندارم تنهایی به ثروت برسم. تو پول بده به من، من به ثروت برسم ، لذتشو ببرم، ولی چون نمیدونم با این همه پول چیکار کنم و اصلا لیاقتشو ندارم، منم به یکی که بیشتر از من لیاقت داره کمک میکنم
6. نشناختن معنی بخشش: بخشش لزوما به کس دیگه ای نیست، بخشش میتونه به خودمون باشه، اول باید خودمون انقدر سیراب بشیم ، ناخواسته اون ثروت از ما سرازیر میشه و خیرش اول به خودمون، بعد نزدیکانمون و هرچی بیشتر بشه وسعت بیشتری میگیره.
7. نشناختن قانون تکامل: این یکی از مواردی که مانع خودم هست، و اون اینه که هرچند وقت یکبار یادم میره که قانون تکامل چیه و دوست دارم یه شبه به همه جا برسم و البته که واسه اینکه متوجه بشم این باور عوض شده، به قول استاد راه تشخیصش اینکه که دیگه گریبان منو نگیره
6. ترس : ترس از اینکه نکنه این پول یک امتحان الهی باشه و اگر نبخشم بدترشو از دست بدم و حتی گناه کنم از اینکه نبخشیدم
چیزی که با فکر کردن بهش رسیدم اینه که از بخشش به خودم شروع کنم، از این ماه یه مقداری به خودم ببخشم و واسه خودم هدیه بخرم، هم بخشش انجام دادم، هم واسه خودم ارزش قائل شدم، هم به روحم توجه کردم ، هم دوست داشتن به خودم ثابت کردم، هم از پولم لذت میبرم ، هم باور فراوانی تقویت کردم و هزاران مورد دیگه که میتونه تاثیر عالی تری روی ثروت مند شدن من داشته باشه و وقتی ثروت الهی به سوی من سرازیر شد، خود به خود این ثروت از من هم سرازیر میشه به سمت بقیه بندگان دوست داشتنی و پر عشق خدا .
امیدوارم که این توضیحات بتونه به شما خانواده عزیزم هم کمک کنه که از من جاری شد
در پناه خدا ، شاد و ثروتمند باشید.
درسته دوست عزیز، این باور اشتباه رو اکثر ما داریم که فکر میکنیم پولی که خدا به ما میده برای اینه که ما رو امتحان کنه، اما حقیقت اینه که نه پولدار شدن ما امتحان الهی هست و نه فقر ما امتحان الهی هست بلکه هر دو حالت، نتیجه ی فرکانسهای ماست که به ما برگردانده شده توسط جهان، و این دید که خداوند میخواد ما رو امتحان کنه با موارد مختلف از جمله دادن ثروت یه دید انسانی نسبت به خداست و البته یه دید انسانی از نوع منفیش، چون ما خودمون گاهی با رفتاری میخواییم مچ یکی رو بگیریم همین گمان رو در مورد خدا داریم
احسنت..مورد 6 که گفتید در ذهنم بود اما نتونستم بیانش کنم..موفق باشید
به نام خدا
سلام خدمت استاد عزیزم خانواده صمیمی و بزرگ عباس منش
استاد اولش یه تشکر خیلی خیلی زیاد میخوام بکنم اول از شما که اینقدر خالصانه مطالب آماده میکنید که البته باید از خدای بزرگ تشکر کرد برای اینها در اصل
دوم از مدیر سایت ومدیر فروش وکسایی که کارای فنی سایت رو انجام میدن که یه خدا قوت باید بهشون گفت
سوم از کاربرای و در اصل خانواده صمیمی که وقت میزارن وکامنتا رو میخونن وکامنتای عالی میزارن و بهسوالای بقیه جواب میدن واین آگاهی های رو گسترش میدن
بعدشم باید از خودم تشکر کنم که دارم این کامنت رو مینویسم??
واما در مورد سوال استاد:
ایده افراد زیادی برای ثروتمند شدن این است که، از خداوند بخواهند به آنها ثروت زیادی ببخشد تا آنها با مقداری از آن ثروت در جهت انجام کارهای خیر استفاده نمایند. مثلاً بیمارستان، مدرسه، خیریه، مسجد و … بسازند یا به پدر و مادرشان رسیدگی کنند یا مقداری از ثروت شان را صرف تأمین نیازهای بیماران سرطانی و … نمایند. به عبارت دیگر، افراد زیادی در اولین قدم برای ثروتمند شدن، وارد چنین قراردادی با خدا می شوند که به آنها ثروت ببخشد تا آنها به افراد نیازمند کمک کنند.
به نظر من ما با این طور حالت قراردادی حرف زدن با خدا که فلان چیز رو بده ومنم در عوضش این کارو میکنم خدا رو مثل یه آدم میبینیم که دارای احساسات انسانی مثل ماست و میخوایم با این کارا راضیش کنیم که اون چیزی رو که میخوایم رو بهمون بده .
این همون حالتیه که از بچگی به ما گفتن که نذر بده …گرو کشیه دیگه خدایا تو اینو بده تا منم فلان کارو بکنم
اینکه بخوایم از ثروتی که خدا میده مثلا مدرسه بسازیم یا بیمارستان یا هر کار خیری خیلی هم خوبه ولی مهم اینه که باچه نیت ودیدگاهی داریم اون کارو میکنیم با این دیدگاه که به فلانیا میخوام کمک کنم چون خیلی بدبخت و بیچارن یا اینکه خودمو دستی از دستان خدا میدونم که خدا داره از طریق من کمک میکنه به اونا من چی کارم ..من فقط دارم به جریان ثروت و کهربانی و خوبی کمک میکنم که در اصل خدا این کارو بوسیله من وبینهایت دست دیگش داره انجام میده.
اگه بخوایم از زاویه دیگه به این جملات نگاه کنیم وشاید عمیق تر به این نتیجه میرسیم که ما باور هایی مثل
ثروتمندان رو خدا دوست نداره
ثروتمندا از فقرا می گیرن تا ثروتمند بشن
ثروتمندا آدمای نادرستین وفقط به فکر جمع کردن پول وپرکردن جیب خودشونن
واز این جور باورا که باعث میشه این جملات رو به کار ببریم وبا خدا قرار داد ببندیم که تو ثروت بده من عوض به نیاز مندا کمک میکنم وحواسم هست که به اونا هم کمک کنم وبه فکر خودمو وجیب خودم نباشم آدم خوبی باشم نه اینکه از راه تو دور بشم این حرفا یه جورایی بوی ترس هم داره که نکنه من ثرتمند بشم بع د بعد از مرگ برم جهنم
از یه زاویه دیگه اینطوری میشه برداشت کردکه:
ما خودمون رو لایق ثروتمند شدن نمی دوننیم و میخوایم با این حرفا وقراردادا واعمال نشون بدیم که آدم خوب و لایق و با ارزشی هستیم برای ثرتمند بودن وزندگیه خوبی داشتن چون ما داریم یه فقرا ونیازمندا کمک میکنیم که کار خیل عالی هستش پس با ارزشیم
غافل از این که ما با ارزش و عظیم وقدرتمند ومحترم وشایسته آفریده شدیم وخدا نخواسته کاری بکنیم تا با ارزش بشیم یا اینو ثابت بکنبم (امیدوارم هممون مخصوصا خودم واقعا به این باور برسیم اگه برسیم واقعا نمیدونم چقدر میتونه نتایج عظیم باشه فقط میدونم که نمیشه تصورشم کرد)
در مورد همین موانع وقفلای ذهنی یا بهتر بگم کدای اشتباه من چند وقتیه در مورد خوایتم با تضاد هایی که برخورد کردم وتجربه های افرادی که چیز مشابه منو میخواستن به یه وضوحی در مورد خواستم رسیدم و نشانه هایی میبینم و به نظرم بدیهی شده اون اتفاق ولی اتفاق نمی افته دیروز از خدا پرسیدم که مشکل کجاست مشکل چیه؟که امروز شما این فایل رو آپلود کردین که من البته منتظر فایل طوفان مایکل بودم البته چند وقت پیش هم این سوالو پرسیده بودم ولی به جواب خدا توجه نکرده بودم ولی امروز یه چیزی تو ذهنم به قول شما گفت دینگ این جوابته.حالا یه چند هفته بعد که اتفاق افتاد در موردش توضیح میدم که چی بوده ومراحلشم میگم ولی خب بهقول شما داره بوش میاد.
ایتاد یهچیز دیگه من خیلی دوس دارم محصول جدیدتون رو بخرم فکر میکنم خیلی میتونه کمکم کنه امیدوارم تو مدارش باشم وبه دستش بیارم که خیلی زود اینطوری میشه .به نظرم کسایی که شرایطشو دارن ومیتونن الان بخرن محصول رو شک دارنیک لحظه هم شک نکنن چون 1000 برابر که صحله یک میلیون برابرش رو از هر جهت در یافت میکنن برا خودمون سرمایه گزاری نکینیم وخرج نکنیم برا کی میخوایم این کارو بکنیم. چون با رسیدن به نتیجه علاوه بر خودمون هزاران وبلکه میلیون ها ومیلیارد ها نفر از موفقیت ما استفاده میکنن وما میشیم یه نور امید ودستی از دستان خدا برای خیلیا که میخوان توی زندگیشون به اهدافشون برسن و از زندگی قبلیشون خسته شدن که این کار واقعا خیلی جالب وباحاله.
امیدوارم کامنتم بتونه کمکی به کسی که شاید جوابشو توی سایت و این قسمت و این فایل میگرده کرده باشه.
ممنون از همگی که وقت گزاشتین وخوندینش
به امید موفقیت های فراوان
ا راستی استاد از این فایلای ت.حید عملی بیشتر بزارین خیلی عالین کاش یه جوری میشد دوستانی که میکسایی از فایلا درست کردن میتونستن براتون بفرستن تا شما تو سایت وکانال بزارین
بازم ممنون از همگی وخودم
دوستنون دارم وعاشقتونم
حمید
سلام به همه دوستان گل ام
ترمزها:
1-با این کارها خودمو مطرح کنمو سر زبون ها بندازم.
2-اینطوری خدا از من راضیتره و ثروت بیشتری سمت من میاد.
3-من برا عاقبت خودم کمک میکنم.
4-وظیفه منه که به دیگران کمک کنم.
5-بخاطر حرف مردم که ازم تعریف کنن.
6-بعد یه مدت وظیف ات میشه .
باورهای درست:
من از اینکه تو کارهای نیکوکاری مشارکت میکنم حس و حال بهتری میگیرم و حالم واقعا خوب میشه حالا کاری ندارم که در مورد من مردم چه قضاوتی میکنن همین که واسه دلم اینکارو میکنم با تمام وجودم لذت میبرم و دوست دارم اینجوری زندگی کنم و با این باور که از هر دستی بدی از همون دست میگیری این قانون طبیعته.
من یه تعهدی با خدای خودم دارم که 5درصد درآمد ماهیانمو برا کار خیر هزینه میکنم حالا هر چقدر که میخواد باشه و تعهدی به کسی ندارم.
یادت نره که یه زمانی تو هم با یک سری باورهای زیبا زندگیتو ساختی و به هدف هات رسیدی و ثروتمند شدی و تو مسیر دستانی از طرف خدا بودند که تو رو همراهی کردن و چقر زیباست این فکر که حالا تو دستی از دستان بی نهایت خداوند شدی و به دیگران کمک میکنی و نشون بدی که دنیا چه جایه قشنگیه برا زندگی.
شاد باشید
به نام خدا
سلام به همه ی عزیزان
از خواندن کامنت زیباتون لذت بردم ، به ویژه قسمتی که باورهای درست رو گفتین…
و به خودتون یادآوری کردین که شما هم قبلاً باورهای غلطی داشتین که درستش کردین و در این مسیر دستان خداوند خیلی زیبا بهتون کمک کردن و واقعاااا حس خوبتون رو گرفتم از اینکه شما هم الان دستی از خداوند هستید که با انفاقتون با حال خوب به دیگران کمک میکنید و اشکم سرازیر شد و از صمیم قلبم برای خودم و همه ی عزیزان نتایج عالی و تجربه زندگی دلخواه رو آرزو کردم.
خدایا هدایتم کن
خدایا شکرت
سلام خدمت شما جناب باقری .
سپاس گزارم بابت کامنت زیباتون. دوروز الان دارم کامنت های این بخش میخونم کلی کد های مخرب برام باز شد ولی همش تو ذهنم این بود چرا کسی باور درست جایگزین این باور های مخرب رو نمینویسه. اول از خدا تشکر میکنم منو هدایت کرد به کامنت شما بعد از شما دوست عزیز لذت بردم. سپاسگزارم از تمام دوستانی که تجارب شونو در اختیار همه میزارن. واز شما استاد برای طرح همچنین چالش هایی تشکر میکنم.
سلام
ممنون از استاد عباس منش عزیز که با طرح این سوالات ما رو درباره قانون به چالش میکشن:)
جواب من به این سوال و برداشتی که من درباره این نگرش درباره ثروت دارم به نظر من این باورها رو میشه برداشت از این نگرش
–ما میتونیم ثروت رو از خداوند بخوایم به خاطر رشد و تکامل خودمون به خاطر اینکه زندگی بهتری داشته باشیم و از نعمتهای خداوند استفاده کنیم کمک کردن به خیریه خیلی عالیه و خیلی از ثروتمندان اینکارو میکنن اما به نظرم این باور رو نشون میده که استفاده کردن از ثروت و لذت بردن از نعمتهای خداوند ایراد داره و باید با خدا معامله کنیم تا به ما ثروت بده و شاید هم تو باورهامون هست که ممکنه ما از ثروت در راه غیر خدا استفاده کنیم و ثروت ما رو از خدا دور کنه به خاطر همین اینطور از خدا درخواست میکنیم.مصداق همون جمله که “خدایا اگه من لیاقتش رو دارم به من ثروت بده” یعنی می ترسیم که اگه خدا به ما ثروت بده جنبه شو نداشته باشیم.در واقع با این نوع درخواست داریم میگیم که خدایا من دوست ندارم از ثروت در راه نادرست استفاده کنم و داریم به خدا توضیح میدیم که چه قصد و هدف خوبی داریم.کلا این باور که درخواست ثروت از خداوند بد هست.
ما می تونیم با جسارت ثروت رو برای لذت بردن از نعمت های خداوند درخواست کنیم و هیچ ایرادی هم نداره
–باور بعدی به نظرم عدم احساس لیاقت که چرا ما ثروت رو برای خودمون درخواست نمیکنیم؟ اول برای خودمون می تونیم با جسارت درخواست کنیم بدون اینکه نیاز باشه با خدا معامله کنیم
–باور دیگه میتونه دلسوزی کردن برای فقرا باشه که فکر میکنیم ثروت رو از خدا بگیریم و با بخشیدن فقر رو از بین ببریم در واقع فکر میکنیم اگه ثروت داشته باشیم حق افراد دیگه خورده میشه و حتما باید به فکر فقرا باشیم و با فقرا همدردی کنیم.باید با این باور از خدا درخواست کنیم که ثروت بی انتهاست و خداوند میتواند به همه ببخشد و هرکس که در مدار ثروت قرار بگیرد ثروت را دریافت می کند و دلسوزی بی جا برای فقرا نداشته باشیم فقر هم با خیریه از بین نمی رود.
این تلاش من بود برای پیدا کردن باورها واقعا خیلی ریز و دقیق بود این سوال و خیلی نیاز به دقت و کنکاش تو باورها داشت.
با ارزوی موفقیت برای همه ی دوستان
سلام به خانواده بزرگ وصمیمی عباس منش
برای اینکه نظرخودم رو بنویسم لازمه که جمله رو
به۲قسمت تفکیک کنم.
قسمت اول:
خدایابه من ثروت زیادی ببخش،
قسمت دوم:
تامقداری ازآن ثروت را به نیازمندان ببخشم و
کمک کنم.
من درگفتاربالایکسری باورهای قدرتمندکه حکم
گاز دادن رو دارندو
یکسری باورهاوموانع ذهنی که حکم ترمزکردن رو
دارند می بینم،
که دربعضی مواردهمزمان یک پا روی گاز است
وپای دیگر روی ترمز.
(۱)_باورقدرتمند:
خداوند تنهامنبع اصلی قدرت وحامی من است
که این باور درجمله اول بابیان اینکه؛
خدایابه من ثروت زیادی ببخش،
کاملامشخص است و
خواسته خود(ثروت)راازخداوند طلب کرده نه
کس دیگر(پای خودراروی گاز گذاشته)
ولی درجمله دوم
مانع ذهنی وباورشرک آمیز:
بابیان اینکه؛
تامقداری ازآنرابه نیازمندان ببخشم وکمک کنم.
خودرادرجایگاه حامی وپشتیبان دیگران معرفی
کرده وخیلی پنهاااان خود راشریک خداقرار داده
وبااین باور شرک آمیزهمزمان پای دیگرخود را
روی پدال ترمزگذاشته است.
که اگرغیر ازاین می بود میتوانست
همانطور که برای خود ازخودخداطلب می کرد
برای دیگران هم ثروت راازخودخدا طلب کند.
(۲)_باورقدرتمندبخشش:
قبل اینکه دراین موردتوضیح بدم بهتره معنای
بخشش را مرور کنیم
بخشش=دادن چیزی به کسی بدون قراردادن
شرط یابدون انتظاروچشمداشتی.
باورقدرتمندبخشش:
خداوند بخشنده است.
که باوربالا درجمله اول بابیان اینکه؛
خدایابه من ثروت زیادی ببخش،
کاملا مشخص است وبخشش خداوند نسبت
به خود راباور دارد(بااین باور پا روی گازگذاشته)
ولی درجمله دوم
مانع ذهنی وعدم باوربه اصل مفهوم بخشش:
مقداری ازثروت رابرای کمک به نیازمندان
میبخشم اگررررررخدا به من ثروت زیادی ببخشی
واین دیگربه معنی بخشیدن به دیگران نیست
چون درمقابل بخشش خود چیزی طلب کرده
بخش قراردادی نیست ویکطرفه است واینجا
همزمان پای دیگر راروی پدال ترمز گذاشته.
(۳)_باورقدرتمند فراوانی:
باور فراوانی درجمله اول بابیان اینکه؛
خدایا به من ثروت زیاااادی ببخش،
کاملا نمایان است واین یعنی باور به فراوانی
ثروت دارم(پاروی گاز گذاشته است)
ولی درجمله دوم
مانع ذهنی کمبود وعدم باور به فراوانی:
بابیان اینکه؛
تامقدارررری ازآنرابه نیازمندان کمک کنم.
چرا که اگر به فراوانی ثروت باور وایمان کامل
داشت از این باور به این شکل استفاده میکرد
ومیگفت؛
خدایا ثروت ونعمتهای تو آنقدر زیاد است و
همان قدر که به دیگران ثروت زیاد دادی به
من هم ثروت بده.
چون ثروت ونعمت فراوان است واین ما هستیم که باید ظرف وجودمان را بزرگتر کنیم تا بتوانیم
آنرا دریافت کنیم.
درموارد۱و۲و۳ که خدمتتون نوشتم
همزمان با فشاردادن گاز پای دیگر هم روی پدال
ترمز گذاشته شده بود
ولی درموارد۴ وبعدی پا روی ترمز است که خلاصه
آنها رو مینویسم.
(۴)_عدم باور به قانون پرداخت بها برای رسیدن
به خواسته هاقبل ازرسیدن بهآن خواسته
یا بهتر بگویم؛
درک ناقص قانون پرداخت بها
که درجملات این درک ناقص کاملا مشهود است
اینطور گفته؛
خدایا اول مدا به خواسته ام(ثروت)برسان
بعداز رسیدن به خواسته ام(ثروت)
مقداری از آنرا به………میبخشم.
واز این طریق مثلا بهای خواسته ام را می پردازم
که این دیگر به معنای پرداخت بها نیست
هناتطور که استاد گفته اند:
قبل از رسیدن یا در حین رسیدن به خواسته باید
بهای آنرا پرداخت(نه بعد از آن)
(۵)_عدم باور به عدالت خداوند:
چرا که خدا به همه یکسان نعمت داده وفقط
خودمان باید دستمان رادراز کنیم واستفاده کنیم
(۶)_مانع ذهنی عدم باور به قانون تکامل:
وگرنه این درخواست را به این شکل مطرح
نمیکرد،
واین باور دقیقا باوری است که دراکثرما هست
ومارافلج میکندوحتی از حرکت کردن به جلو
واینکه پای خود راروی گاز هم فشار دهیم باز
می دارد ودوست داریم بدون طی مراحل تکامل
لنگان لنگان دست دیگران را هم بگیریم و به
دیگران کمک کنیم درصورتیکه هنوز پای ما
روی ترمز است وآنرا هنوز رها نکرده ام چه برسد
به اینکه گاز بدهیم و حرکت کنیم.
درپناه الله یکتا شاد وموفق وپیروز باشید.
خیلی قشنگ تحلیل کردی افرین عالی بود
اقای مرادی عزیز باور چهارم که درمورد پرداخت بها نوشته بودید نکته بسیار جالب و متفاوتی بود که من در کامنتهایی که تاحالا خوندم ندیده بودم باور خیلی ریز و مخربی بود ممنون که به این مطلب توجه کردید و اینجا نوشتید عالی بود
سلام دوست عزیزم محمدرضا مردادی
واقعا عاااالی و حرفه ای توضیح دادین ایول
thanks a lot
اقای محمدرضا مرادی دوست عزیزم خیلی از دیدگاهتون خوشم اومد اره درسته ما اول برای ثروتمند شدن باید هزینه اش را پرداخت کنیم باید بهاش را پرداخت کنیم. یعنی تواول برادریت را ثابت کن. محصولات استاد همه شون ثروتند اگر ما از راه درست بدستش بیاریم وبهاش راپرداخت کنیم یعنی لیاقت استفاده ازاون محصول را داریم ثروت هم همینه ما باید احساس ثروتمند شدن را داشته باشیم نمیدونم چرا امروز هر باخوندن نظرات به ذهنم مرسه دوست دارم به اشتراک بذارم در پناه حق
سلام و درود خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز خدا رو شکر میکنم که امروز تونستم برای اولین بار دیدگاه خودم رو در اینجا به اشتراک بذارم….
میدونیم که ما در هر لحظه فقط قادر به ارسال یک فرکانس به کائنات هستیم. یا مثبت یا منفی، وقتی که از خدا درخواستی رو میکنیم با این شرط که اگه ثروتمند شدم به نیازمندان کمک میکنم، قطعا داریم فرکانس منفی به کائنات میفرستیم چرا که با هر بار تکرار این درخواست همزمان داریم چند قانون اصلی و خیلی مهم رو نقض میکنیم و حتی نشون میدیم که فهم درستی از قانون آفرینش نداریم.
1- عدم باور به قانون فرکانس: اگر ایمان داشته باشی که در مدار درست هستی، یقینا مطمئنی که در «هر نقطه از این مدار» کائنات ما رو در درست ترین موقعیتی (که قطعا فقط مالی نیست) قرار میده که بتونیم به عنوان «دستان خداوند بروی زمین»به وسعت بخشیدن به این جهان کمک کنیم. و نه اینکه مثلا به نقطه ی خاصی از ثروت یا درجه ی خاصی از مقام و منصب و فضایل برسیم! در واقع ما قائل به مسیر (یا مدار) درست هستیم و نه نقطه ای خاص !
2- قانون جذب: با گذاشتن این شرط یعنی در مدار افرادی هستی که خود را لایق ثروت نمیدانند! و با هر بار تکرار این شرط، با توجه کردن به آن (هر چند غیرارادی)، باور بی لیاقتی در تو تقویت شده، آن را جذب کرده و قطعا در عمل به ثروت دست نخواهی یافت!
3- قانون درخواست: در صورتی که ایمان داشته باشی که در مدار درست هستی به گونه ای از خداوند درخواست میکنی که مطمئن هستی که جواب میگیری پس شک و شرط معنی ندارد!
4- قانون فراوانی: اگر به این قانون ایمان داشته باشی میدانی که ثروت برای همه هست فقط باید در مدار آن قرار بگیرند. پس با هر بار تکرار این درخواست نا آگاهانه فرکانسی میفرستی مبنی براینکه همه ی مردم نمیتوانند به ثروت و فراوانی دست یابند و من میخواهم به آنها ببخشم! و این یعنی تقویت و تکرار باور کمبود! و به طبع انعکاس آن را در زندگی خواهی دید.
5- باور به ربوبیت و وهابیت الله یکتا: اگر در مدار درست باشی یقین داری که به گنج بی نهایت بدون قید و شرط دست خواهی یافت و همچنین الله یکتا برای رشد جهان به دستان تو، هیچ نیازی به قید و شرط ندارد!
ممنونم از بابت پیغامی که گذاشتید
خیلی خوووب بود بانو
سلام
امیدوارم همگی خوب و پرانرژی باشید
دقیقا این سوالی بود که چند وقتیه ذهن منو مشغول کرده بود، چرا من وقتی از خدا ثروت بیشتر میخوام تهش میگم وقتی بیشتر داشته باشم به خانوادم کمک میکنم ، دوستامو خوشحالتر میکنم با خرید هدیه های مختلف یا بخشیدن پول … و واقعا برام سوال بود که اصلا این فکر و خواسته درسته؟ یعنی من فکر میکنم اگه به خدا نگم بخشی از ثروتی که بهم میدی رو میبخشم خدا بهم ثروت نمیده؟ اگه بخشی ازش بخشیده نشه ، معنوی نیست؟ منو از خدا و معنویت دور میکنه؟ چرا من عمیقا این حس عذاب وجدان نامحسوس رو دارم که اگه من به یه ثروتی برسم وظیفه دارم که حتما این کارها رو انجام بدم وگرنه این پول حلال نیست، من لایق این همه ثروت نیستم، من داشته باشم بقیه نداشته باشن؟ نمیشه که! من که لیاقتشو ندارم!! انگار که ثروت تو این دنیا محدوده، خدا دلش برای من سوخته ، دیده من هی ازش میخوام پس حق یه سری دیگه رو ازشون گرفته داده به من یا فکر میکنم بقیه توانایی اینو ندارن که ثروت بسازن حالا که من راهشو پیدا کردم وظیفمه بهشون ببخشم چون خدا یادش رفته به اونا ببخشه، عدل خدا رو زیر سوال میبرم.
فکر میکنم خودخواهیِ که فقط من ازین ثروت و نعمتها استفاده کنم،
فقط من نه! همه باید استفاده کنن
بخشش از روی دلسوزی ، خدا عادلانه نعمت هاشو تقسیم نکرده، این آدم ها در جایگاه درستشون نیستن و من وظیفمه کمکشون کنم پول بهشون بدم تا این غضبی که خدا به اونها داشته رو جبران کنم!!
چون پول و ثروت تو دنیا کمه ، خب حالا که این همه به من رسیده ، من وظیفمه ، رسالتمه این محدودیت و کمبود رو برای اونایی که بهشون نرسیده جبران کنم!
یا شاید فکر میکنم نکنه بقیه ناراحت شن ببینن من دارم و اونا ندارن و من چقد سنگدلم که به اونا نمیبخشم…(باز هم حرف مردم!)
یا شایدم خجالت میکشم از خدا بیشتر بخوام پس بهش میگم حالا که من جسارت کردم بیشتر خواستم پس درعوض منم به بنده هات بیشتر کمک میکنم?
اینا ترمزهایی بود که با وجود اینکه من میدونم بخششی درسته که با هدف ادامه جریان پول و ثروت باشه نه از روی دلسوزی ، تو این دو روزی که دارم به جواب این سوال فکر میکنم پیدا کردم!
سلام به استاد عزیزم و تمامی دوستان خوبم
با دیدن این فایل ترمز ها و باور های باز دارنده ای که در این درخواست وجود داره بنظر من اینهایی هستن که میخوام براتون بگم:
اول اینکه در این جمله درخواستی جود دارد که بقول استاد همون گاز دادن ما هست. درخواست این جمله اینکه از خداوند میخوایم به ما ثروت بدهد اما نه بخاطر خودمان به دلیل اینکه میخواهیم کار خیر کنیم به بیمار ها کمک کنیم مسجد بسازیم و… . اولین سوالی که برای من پیش امد اینکه چرا از خدا درخواست نمیکنیم که به ما ثروت بدهد چون حق ماست و ثروت مند بودن یه امر طبیعیه و درخواست ثروت از خدا و ثروتمند بودن چیز عجیبی نیست و چرا اصلا باید اینقدر برای خدا دلیل بیاوریم که ثروت را برا چی میخوایم؟ و چرا نمیگیم به ما ثروت بده چون دوست داریم ثروتمند باشیم چون ثروت خوبه و مارو از همه جز خدا بی نیاز میکنه چون ثروت رو میخواهیم تا به خواسته هامون برسیم.
بعد از این پرسش ها و پاسخ هایی که به این پرسش ها میدهیم باور های نامناسب و ترمز هایی که وجود دارند رو میتونیم در پاسخ این سوال ها به راحتی دید و اون هارو شناسایی کرد.
بنظرم یکی از مهم ترین ترمز ها در این جمله نداشتن احساس لیاقت است. چرا؟ چون ما با این جور درخواست کردن میگم ماکه لیاقت داشتن ثروت رو که نداریم و خدایا به ما ثروت بده نه بخاطر خودمون چون میخوایم کمک مریضها بکنیم میخواهیم مسجد بسازیم و از طرف دیگه خواسته های خودمون رو از خودراضی بودن میدونیم مثلا یه ماشین داریم از خدا میخوایم بهمون ثروت بده تا یه ماشین بهتر بخریم ولی اون باوره تویه ذهن مون میگه فلانی مریضه پول داروهاشو نداره خدا بهش پول نمیده بعد تو از خدا میخوای بهت پول بده تا ماشین بهتر بخری خدارو شکر کن ماشین داری به همین دلیله که ما میگیم خدایا تو به ما پول و ثروت بده ما میخواهیم به بیمارا کمک کنیم حالا یه ماشین بهترم این وسط برا خودمون بخریم.
یه ترمز دیگه اینکه ما فکر میکنم باید حق دیگران رو خدا به ما بده تا ما ثروت مند بشیم . یعنی اگه یکی ثروتمنده مثلا حق ۱۰ تا ادم بدبخت و فقیرو خورده تا ثروتمند شده و حتما همه شندید که بعضیا میگن خدایا چه حکمتیه به یکی ملیاردی میدی و یکی نون شب نداره انگار خدا حق اون فقیرو داده به اون ثروتمند تا به ثروت رسیده و مسلما هیچ کس یه همچین ادمی رو دوست نداره و بازهم به همین دلیل میگیم خدایا به ما ثروت بده تا به فلان فقیر کمک کنیم انگار میگم خدایا تو به ما ثروت بده ما حق اونم میدیم.
یه ترمز دیگه بنظرم مسئولیته: من خودم چند بار شنیدم که میگن داشتن ثروت مسئولیت داره و ثروت مثل یه امانت از طرف خدا میمونه و یا خدا به کسایی که ثروت میده میخواد امتحانشون کنه. مثلا خدا به یکی ثروت میده تا امتحانش کنه ببینه اگه ثروتمند باشه مغرور نمیشه یا بقول معروف خودشو گم نمیکنه یا مثلا ببینه از ثروتش در راه خیر استفاده میکنه به بیمار ها کمک میکنه یانه و اگه ادم بدی شد اون ثروتو ازش میگیره.( یا من شنیدم خدا هرکدوم از بندهاشو که دوست نداره اینقدر بهش ثروت میده تا دیگه اصلا به یاد خدا نیوفته و اینکه ثروت مندا خدارو فراموش میکنن و خدا هرکدوم از بنده هاشو خیلی دوست داره بهش مشکل زیاد میده تا همیشه به یاد خدا باشه و خدارو صدا کنه) و خلاصه اینکه اگه ثروتمند بشیم وظیفه داریم به همه کمک کنیم و این برامون مسئولیته.
ترمز دیگه بنظرم از این باور میاد که میگه ثروتمندا ادمایه بدی هستن مثلا همه دیدیم که تو فیلما همه ثروتمندا پدر و مادر شون رو اگه پیر بشن میبرن خانه سالمندان و یا با پدر مادرشون خیلی بد رفتاری میکنن ولی فقیرها خیلی با پدرمادرشون مهربون هستن و با همه مشکلاتی که دارن از اونها خیلی خوب مراقبت میکنن و خیلی احترامشون رو دارن. وقتی ما میگیم خدایا به ما ثروت بده تا کمک پدر مادرمون کنیم یعنی به نوعی میگم ما مثل فلان پول دار نیستیم اگه پولدار شدیم با پدرمون بد رفتاری کنیم من میخوام پولدارشم برایه پدرم ماشین بخرم برایه مادرم هدیه بخرم.
یا مثلا همه مون دیدم پدر مادرها خیلی دوست دارن بچه هاشون موفق باشن مثلا میگیم خدایا خودم هیچی بزار من پولدارشم بخاطر پدرم دلش خوشحال بشه گناه داره ویا مادرم به ارزوش برسه موفقیت منو ببینه .
و ترمز دیگه ای که من میبینم این باور هست که خداوند فقط به این دلیل به ما ثروت میده یه با اون ثروت یا به بقیه کمک کنیم و یا کار خیر انجام بدیم یعنی خدا بخاطر خود ما بهمون ثروت نمیده و به همین دلیله که میگیم مثلا خدایا به من ثروت بده تا مسجد بسازم یعنی خدا به این دلیل بهت ثروت میده که مدرسه و مسجد و… بسازی نه بخاطر خودت و نه اینکه یه خونه خوب برا خودت داشته باشی و حتما شماهم الگو های زیادی بهتون نشون دادن و گفت فلانی رو میبینی اینقدر پولداره چون این مدرسه رو واسه این روستا ساخته و یا خیلی کمک فقرا میکنه ویا فلان مسجدرو ساخته خداهم بهش ثروت داده و داستان هایه زیادی روهم در کتاب های مدرسه خوندیم و شنیدیم که یکی چون به بقیه کمک میکرده مثلا یه شبه پولدار شده گنج و الماس پیدا کرده و…
دوستان این ترمز ها و باورهایی بود که من در این نوع درخواست ثروت از خداوند دیدم و نکته جالب برام این بود که اکثریت این ها باور های اشتباه و ترمز های خودن من هستن که من شناسایی شون کردم و کلی به خودم کمک کردم تا راحت تر به ثروت برسم امید وارم که شماهم ترمز هاتون رو پیدا کنید تا باهم این مسیر زیبارو برای رسیدن به ثروت سلامتی ارامش و ایمان به خدایی که منبع تمام خوبی ها و تنها منبع خیر و نیکی هست رو طی کنیم
خداروشاکرم که من رو در این مسیر قرار داد تا با استاد خوبم و شما دوستان هم قدم بشم و مسیر سعادت رو طی کنم دوستتون دارم ?
به نام خدا
با سلام
عدد 1 رو به توان 365 برسونید جواب میشود 1
حالا عدد 1.01 رو به توان 365 برسونید . جواب میشه 37
یعنی با یک قدم کوچک روزانه در طی یک سال 37 درصد پیشرفت هست.
سپاسگزارم
عدد ۱ رو به توان ۳۶۵ برسونید جواب میشود ۱
حالا عدد ۱.۰۱ رو به توان ۳۶۵ برسونید . جواب میشه ۳۷
چقدر عالی گفتین!
عالی بود ایمان جان
مثال خیلی قشنگی زدید ممنون دوست عزیز ???
سلام به روی ماه همه تون
به نظرم باید جهت فلش ها رو تغییر بدیم …………. همه میگن کار+ تلاش+اراده = موفقیت بعد فلش میزنن که موفقیت هم باعث شادی و زندگی بهتر میشه
در حالیکه به نظر من درستش اینه که شادی اولین قدمه و شادی آخرین قدمه ……. شادی = انگیزه داشتن …….شادی = لذت بردن از زندگی ……..شادی = کار کردن با شادمانی ………….. و همه ی اینها رو میتونیم فلش بزنیم و بگیم در نهایت وقتی شادی داری تو زندگی به هر آن چیزی که میخوای میرسی پس یعنی موفقی
یه جایی خوندم نوشته بود موفقیت هایت از مسیر شادی هایت میگذرد ………..
به نظرم اگه میخواییم باغبون بشیم باید بتونیم همین الان دو تا گیاه تو خونمون پرورش بدیم ………… به نظرم اگه آرزو داریم یه روزی ثروتمند بشیم باید بتونیم 1000 تومنمون رو به 2000 تومن تبدیل کنیم ………..به نظرم اگه هدفمون اینه که خیاط ماهری بشیم باید بتونیم دو تا چیز کوچولو موچولو رو بدوزیم ………. حداقل باید تلاش کنیم …………اگرهم میخواییم یه روزی اون قدر ثروت داشته باشیم که به دیگران ببخشیم باید بتونیم همین الآن هم ببخشیم ………….. به نظرم محاله آدمی پیدا بشه که چیزی برای بخشیدن نداشته باشه ………….همه ی ما یه چیزی و البته که هزاران چیز برای بخشیدن داریم ………… اگه میخواییم یه روزی ثروتمند بشیم که خدا تو به من پول بده که منم مدرسه بسازم یا به دیگران کمک کنم …….. خب از همین الان بیاییم حسن نیتمون رو نشون بدیم به خدا خخخخخخخخخ همین الان بیاییم 10 درصد از ورودیمون رو ببخشیم ………..حالا چه درآمدمون 10 هزار تومنه چه 10 میلیارد تومن …….. فرقی نمیکنه به هر حال 10 درصدش سهم خداست ……….. مال بخششه ……. خدایا من نمیگم تو به من پول بده تا منم به دیگران کمک کنم ……… خدایا من همین الان سهم بخشش رو میذارم کنار تو هر چه قدر به من بیشتر بدی سهم بخشش هم بیشتر میشه خخخخخخخ
منم یه روزایی بود سهم بخششم مبلغ کمتری میشد و حالا سهم بخششم بیشتر و بیشتر شده …….. وقتی دارم اون پول بخشش رو خرج میکنم هم ذوق اینو دارم که من تونستم این ماه هم سهم بخشش رو پرداخت کنم الهی شکر و هم اینکه وقتی میبینم سهم بخششم بیشتر شده این یعنی درآمدم و ورودیهام بیشتر شده ………….این خیلی خوشاینده ………… خیلی وقتا سهم بخششم رو هم برای خانواده ام خرج میکنم ……..گاهی هم بهم الهام میشه که سهم بخششم رو در یه راه خاص خرج کنم ………….. یه روز دیدم یه پیرمردی کنار خیابون نشسته …………. من رد شدم با ماشین ……..یهو یه حسی از درون بهم گفت برو براش غذا بخر …………من رد شده بودم ……… به حسم گفتم من رد شدم حالا ولش کن ………….بعد اومدم مثلا اعراض کنم خخخخخ گفتم خب شایدم یکی دیگه همین الآن براش غذا بخره …………. ولی حس درونم خیلی قوی بود …………. رفتم براش غذا خریدم ………….. اومدم نشستم تو ماشین اشک تو چشمام جمع شده بود ……..گفتم خدایا اون بنده ت بهت چی گفته بود که تو منو مامور کردی که با اینکه از اون مسیر رد شده بودم بازم دور بزنم و برم براش غذا بخرم …………… گفت بنده جان این همه آدم رو مامور کردم که به تو کمک کنن و دستهایی از طرف من برای تو باشند ……..حالا تو افتخار اینو داشتی که دستی باشی برای من که اون بنده سیر شه …………. من معمولا از دستفروشای خیابونی چیزی نمیخرم و به فقرا کمک نمیکنم و دلسوزی نمیکنم …………… تو دلم گفتم خدایا اون بنده ت بهت چی گفته بود که تو منو مامور کردی ………… شاید باورتون نشه ….. ولی خدا گفت: هیچی اون بنده خیلی راحت بهم گفت گرسنمه …………… یهو من یه ترمزی توی ذهنم شناخته شد …………ترمزم این بود که فکر میکردم باید راههای سخت رو پشت سر بذارم ……….. فهمیدم منم باید به خدا بگم خدایا من فلان چیزو میخوام …………. همین …………… انگار خواست بهم بفهمونه که بنده جان به همین راحتیه ……… فقط به من بگو که چی میخوای ………… خیلی آسونه ………….. بازی اون قدر آسونه که بیشتر آدمها جدی نمیگیرنش …………چرا ما میخواییم با خدا معامله کنیم ؟ چرا میخواییم یه چیزی بدیم یه چیزی بگیریم ؟ چرا بگیم خدایا تو به ما پول بده ما هم به دیگران میبخشیم ؟ وا اگه این طوریه خب خدا چرا بیاد به ما بده ؟ راه کوتاهتر رو میره ……. میره پولو میده به همون دیگران دیگه خخخخخخخخخخخخخخ خدایی درست میگم دیگه خخخخخخخ به نظرم ما باید بخشش رو شروع کنیم ……… اون وقت جهان میگه این داره میبخشه اگه میخواییم بخشیدن رو گسترش بدیم باید به این بنده پول بدیم تا بتونه بیشتر و بیشتر ببخشه ………….
من یه روزی داشتم به این فکر میکردم که خدا و جهان بلاخره ماها رو امتحان میکنه ………… دیدم این باور که بلاخره ما آزموده میشیم خیلی توی من قوی هست ………….. اومدم گفتم خدایا باشه منو امتحان کن ولی فقط منو با خوبیها و شادی و تفریح امتحان کن …………. بهم یه عاااااااالمه خوشی و لذت بده ببین اون موقع هم به یاد تو هستم یا نه ………….. اگه به یادت بودم که دمم گرم … خیلی بنده ی خوبی هستم ………………..اگرم اون موقع به یادت نبودم اشکالی نداره وظیفه ی تو هست که یادآوری کنی بهم ………….بهم بگی بنده جان به یاد من باش خخخخخخخخخخخخخ این طوری میتونی منو امتحان کنی خخخخخخ خلاصه زندگی خیلی لذت بخشه وقتی هم ریش و هم قیچی دست خودمونه …………. زندگی خیلی خوبه وقتی میدونی که خدا همیشه میگه بله ………. تو باید درخواستهاتو درست کنی ………چون جواب خدا همیشه بله هست ………….. به جون عزیز خودم دوستای خوبم اینا رو دارم مینویسم که خودم یادم بمونه ………….. میدونید گاهی که میرم نظر میذارم تو سایت ……….. بعد یه اتفاقی میفته با خودم میگم سمانه اگه الآن تو بخش عقل کل یکی این مشکل رو مطرح میکرد تو چه جوابی بهش میدادی؟ حالا همین الآن خودت به همون جواب خودت عمل کن …………..یادمه یه بار تو بخش عقل کل واسه یکی از دوستان در جواب سوالش نوشتم: که دوست من باید بتونی خودتو کنترل کنی وگرنه اونی که تو رو عصبی میکنه در واقع تونسته کنترل تو رو توی دستاش بگیره و این اصلا خوب نیست …………. بعد فرداش یه موقعیتی پیش اومد که من دقیقا داشتم تو دلم میگفتم : سمانه حالا وقتشه که به چیزی که دیروزگفتی عمل کنی ………. همونجا عصبانیتم تموم شد و آروم شدم ………… عالی بود ………… این روزا گاهی با خودم میگم سمانه میدونم شاید سخته اما ببین قانون چی میگه ……….. از نظر قانون کدوم کار درسته ……… همونو انجام بده ……… به این نتیجه رسیدم که یه قانون بیشتر تو زندگی وجود نداره و اونم شادی کردنه …………..شادی کردن و شادی کردن …………….یادمون باشه وظیفمون لذت بردن از زندگیه
شاداب باشید
سلام به روی ماه خودت سمانه خانوم
واقعا عالی ه این جمله ها…
لحن و کلام و انرژی تو هر خط دیدم و گرفتم ، کلی بهم حال داد
مرسی که جلو خودتو نگرفتی و هرچی به ذهنت الهام شد رو تایپ کردی
خدا حفظت کنه دست خدا …
تا بی نهایت ، بی نهایت شاد باشی و
غرق بی نهایت لذت و عشق
عالییییییی بوددد