اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
باتشکر از همه دوستای خوبم که اینقدر پاسخ های زیبایی دادند ولی من یکم گیج شدم پس تکلیف آیاتی که خداوند میگه به فقرا اطعام کنید چی میشه؟ مثلا در سوره یس آیه ۴۷ ؟؟؟؟؟؟
سردرگمی نداره که ، کل قرآن ما را دعوت به خیر و نیکی کرده چون از طرف منبع خیر و نیکی برامون نازل شده و طعام دادن به فقرا، انفاق کردن ، راستگویی، امانتداری و…….. همش به خاطر خوب و سرافراز زندگی کردنه خودمونه،تا سعادتمند بشیم در دنیا و آخرت و اگر شما کار خیری میکنی در اینجا همون موردی که خودتون گقتین اشاره میکنم طعام دادن به فقرا ، باید نیتت این باشه که من این کار را به خاطر خودم انجام میدم تا جریانی از نعمت وارد زندگیم بشه و برای خشنودی خداوند چون خداوند عاشق اینه که بنده هاش کارهای خیر بکنن و او هم هزاران برابر به آنها پاداش بده . ما با این کار فقط به خودمون کمک میکنیم تا اون بنده چرا که خداوند بی نهایت دست داره واگر ما کمک نکنیم دستان دیگش این کار را انجام میدن برای همینه که مومنان واقعی در انجام کارهای خیر پیشی میگیرن چون هزاران بار این کار را انجام دادن و خداوند چندین برابر به آنها برگردونده و به همین خاطر وقتی کار خیری انجام دادن شیپور دست نمیگیرن که ما فلان کردیم بهمان کردیم تا اجر کار خودشون را ضایع کنند اونا میدونند اون کسی که باید ببینه به خوبی دیده و چه نگاه خوبی که هر لحظه ما فکر کنیم که خدا می بینه و به همین خاطر همیشه کارهایی انجام میدیم که هم به نفع خودمونه و هم رضایت خالقمون را داریم و چه نعمتی از این قشنگتر
امیداوارم که تمامی اعضای سایت همانند استاد گرامی در صف مومنان واقعی باشیم و با نیتهای توحیدی در انجام کارهای خیر ثابت قدم باشیم
واقعا هیچ تعلقی به شخصیت قبلیم ندارم که فرد کینه جویی بودم،از وقتیکه آگاه شدم،همه احترام منو پاس میدارن،خدایا شکرت و ممنونم ازینکه داری منو رشدم میدی به وسیله ی دستان پر محبتت که استاد عباسمنش هستند،بینهایت ازت سپاسگزارم،و میدونم که یروز خودم این شرایط و موقعیت هارو خواستم….
به نظر من از ابتدا جمله چون با شک و نوعی معامله نشان میدهد غلط میباشد نشان دهنده که ما هنوز به باور صد درصدی به بی انتهایی رحمت منشا و سرچشمه انرژی نداریم ما باید از کمک کردن به خودمان و باورمان شروع کنیم
بخشش جزو قوانین خداوند برای دستیابی به ثروت نمی باشد و باور تضعیف کننده بخشش یکی از مهمترین ترمزهای ذهنی است که باید تغییر نماید .
قراردادن خودمان بین خداوند و نیازهای دیگران به عنوان واسطه و … نیز جزو اصول و قوانین خداوند نمی باشد و فضل خداوند دائما” و بدون وقفه بر جهان و همه موجودات آن جاری است و تابع قوانین و باورهای مشخصی است .
چندسال پیش درمورد بحث نذری کردن خیلی فکر کردم چون زیاد میبینم که طرف نذر میکنه که خدایا تو این رو به من بده منم مثلا غذا درست میکنم بین فقرا پخش میکنم و در کل با این نوع طرز تفکر مشکل داشتم ولی اصلا نمیدونستم باور چیه، ترمز چیه ودر کل هیچ نظری راجع به خدا نداشتم، فقط به ذهنم رسید که آخه این چه رابطه ایه که آدم میتونه با خدا داشته باشه انگار همه چی تو این رابطه بده بستونیه و این نوع رابطه رو رد کردم.
امشب بعد از شنیدن این فایل و مرور درسهایی که این چندوقت آموختم این باورها به ذهنم رسید:
– اولین باور مخربی که به چشم میاد اینه که اکثر ما انسانها خداوند رو مثل یک انسان با مشخصات انسانی فرض میکنیم و با این دیدگاه میخواهیم یه جورایی با خداوند معامله کنیم که آره تو به ما فلان مقدار ثروت رو بده ما هم به بنده هات کمک میکنیم یجورایی داریم با خدا معامله میکنیم و البته داریم حس دلسوزی خداوند رو هم تحت تاثیر قرار میدیم که ببین من چه بنده خوبی هستم که به فکر بقیه هم هستم .این هم تو ذهنمون هست که اگه نبخشیم چون خدا قدرتش از ما بیشتره ازمون میگیره.( یه جورایی داریم با حس زرنگیمون خدارو گول میزنیم )
– دومین باور مخرب اینه که ما خودمون رو لایق داشتن ثروت فراوان نمیدانیم ..من خودم لایق داشتن این ثروت نیستم .انگار حتما باید این ثروت رو با دیگران قسمت کنم که برام یه جورایی توجیه بشه.
– سومین باور اینه که به صورت خیلی خیلی نامحسوس ثروت در سطح ناخودآگاهمون عامل دور شدن از معنویات و خداوند هست و باید یه جورایی و با گذاشتن شرط و شروط معنویش کنیم و اصولا با این باور که ” ثروتمندشدن معنوی ترین کار دنیاست ” مشکل داریم و میخواهیم با بخشیدن به فقرا ، ساختن مدرسه ،کتابحانه ، مسجد و .. جلوه معنوی به ثروتمون بدیم و خیالمون رو راحت کنیم که آره نگران نباش ثروتی که به دست آوردی رو در راه “خیر” صرف کردی و حالا آسوده برو به زندگیت برس.
– چهارمین باور مخرب اینه که انگار لذت بردن از ثروت یه حس مذموم شده ست . انگار اگه خودم لذت ببرم یه خلایی وجود داره و لذت بردن مادی هست و ما از معنویات و ارتباطمون با خدا دور میشیم و اگه فقط و فقط ثروتت رو درجهت لذت بردن از زندگی استفاده کنی خدا ناراحت میشه و ازت میگیره.
– باور مخرب دیگه اینه که انگار منابع محدود هستن و ما باااید به دیگران کمک کنیم و از بی عدالتی ها کمی بکاهیم ( باور عدم فراوانی و باور بی عدالتی).
و این رو هم باید اشاره کنم اکثر ما با داشتن این دیدگاه هنوز در سطح نا خودآگاهمان نپذیرفته ایم که این ما هستیم که خالق زندگی خودمان هستیم و از طریق فرستادن فرکانس درست و قرار گرفتن در مدار مناسب ثروت رو بدست میآوریم.
از خداوند وهاب و مهربان بهترینهارو براتون آرزومیکنم. ممنون.
من هم خودم سالیان زیاد با این باور اشتباه زندگی کردم و نتیجه ش هم رسیدن به احساس بد بود. من فکر می کنم مهمترین دلیل این بوده که زمانی که ما می خوایم کار خیری رو انجام بدیم و در ازای آن از خداوند یک سری خواسته ها رو درخواست کنیم در واقع ما داریم به ناخواسته مون فکر می کنیم. مثلا می گوییم که هر وقت که خداوند منو ثروتمند کنه من هم می تونم به شخص نیازمندی کمک کنم و این باور اشتباه رو که من خیلی وقتا داشتم و الان هم بعضی مواقع در ذهنم ایجاد می شه به خاطر اونه که من مدام به ناخواسته ام فکر می کردم و باور اینو داشتم که من الان ثروتمند نیستم و پول به اندازه ی کافی برای کمک کردن ندارم . در واقع من بیشتر به نبود پول و ثروت فکر می کردم و تا زمانی که این باور رو داشتم نمی تونستم به ثروت برسم چون همیشه باور نداشتن اون رو داشتم. و جهان هم همون باور رو به من ثابت می کرد و بهم ثابت می کرد که تو پول به اندازه ی کافی نداری. چون مدام به نداشتن آن فکر می کردم یعنی به ناخواسته هام.
و من باور درستش رو جایگزین کردم که من فردی ثروتمند هستم و از آنچه که که دارم راضی هستم و خداوند رو به خاطر داشته هام هر روز سپاسگزاری می کنم و چون این باور رو داشتم از همون نعمت هایی که داشتم می تونستم تا اندازه ای ببخشم و باور داشتم که هر چقدر که ببخشم خداوند چند برابرش رو به من می دهد و خداروشکر در حال حاضر بسیار آرامش بیشتری رو دارم و رزق و روزی ام نسبت به قبل بیشتر شده. خدایا شکرت
با سلام خدمت استاد بینظیرم و بقیه دوستان نازنین.???
این جملاتی که میخوام بنویسم در طول روز و در حین کارهام به من الهام شده و بدون اینکه بخوام از ذهنم کمک بگیرم. امیدوارم راهگشای سؤالات دوستای گلم باشه.
((باورهای مخرب و محدودکننده)): ???
1. اگر خداوند این ثروت ها رو به من نده, پس من هم این کارهای خیر و نمیتونم یا نمیخوام انجام بدم(یعنی شرطی شدن آرزوها. برای اینکه خدا آرزوی ما رو برآورده کنه به کمک کردن به بقیه انسانها نیاز داره.)?
2. خداوند از ثروت(ثروتی که بدون ادای نذر یا دین باشه) خوشش نمیاد و به انسانی که این کارهای خیر و انجام نده ثروتی نمیده و این عمل خدا پسندانه نیست.?
3. ثروتمند شدن ?باید? با بذل و بخشش زیاد همراه باشه در غیر اینصورت گناه مرتکب شده و به نوعی ظلم تلقی میشه و منجر به عذاب وجدان میشه.?
4. موکول کردن آرزو به زمان آینده یعنی باور دارد که آرزوهایش در آینده برآورده میشوند و منتظر آینده است. ?
1. خداوند بی قید و شرط به من این ثروت رو میده و من هم میتونم (از روی اختیار و نه از روی جبر) کم یا زیاد به انسانها کمک کنم که حتی کوچکترین کار خیر هم با ارزش است. ?
2. خداوند از ثروتمند شدن ما خوشحال میشه و به ما بدون هیچ چشم داشتی بینهایت ثروت میده حتی اگر کم یا زیاد هم کار خیر کنیم و لازم نیست که خود را در فشار مالی گذاشته تا به انسانها کمک کنیم واین ثروتمند شدن ما هم به خودی خود سبب خشنودی خدا میشه. و ثروتمند شدن ما هم امری خداپسندانه است حتی اگر کمک مالی نکنیم(فقط جهت تقویت باورها اینو گفتم چون قطعا همه ما انسانها میل به کمک به همنوعان رو داریم وقتی که ثروتمند هم بشیم) . ?
3. ثروت واقعی و زیاد زمانی بدست میاد که ما به منبع خیر و خوبی وصل بشیم پس این نوع ثروت که از راه درست بدست بیاد، هم امری معنوی است چون به منبع ثروت بی پایان خدا متصل میشیم و هم سبب تقویت رابطه عاشقانه ما با خدا میشه. معمولا افرادی رو دیدید که چون از لحاظ مالی در شرایط نابسامانی بسر میبرند قطع به یقین روابطشون با خدا هم دچار دست انداز هایی شده. پس ثروتمند شدن از راه درست خودش به تنهایی یک کار خیر محسوب میشه و احساس پاکی و درستی به انسان میده. ثروتی هم که بدست ما میاد صد در صد سبب منفعت دیگران میشه مثل خرید کالاهامون. ?
4. مهم تر از همه اینه که همین الان باور و احساس کنی که همین ثروت رو الان داری و همین الان هم در حال کمک به هم موهاتون هستید. حتی یک مثقال…. ?
این ترفند افکار منفیه که میگه:?? ای بابا این کمک های کوچیک توهم شد کمک؟؟؟ اینا هیچ ارزشی نداره
در صورتیکه. واقعیت اینه که:?? کوچکترین کمک تو هم هییییییچ فرقی با کارهای بزرگ نداره.
دوستت دارم استاد عزیزتر از جانم و همه ی شما دوستای نازنینم?????????
باتشکر از همه دوستای خوبم که اینقدر پاسخ های زیبایی دادند ولی من یکم گیج شدم پس تکلیف آیاتی که خداوند میگه به فقرا اطعام کنید چی میشه؟ مثلا در سوره یس آیه ۴۷ ؟؟؟؟؟؟
ﻭَﺇِﺫَﺍ ﻗِﻴﻞَ ﻟَﻬُﻢ ﺃَﻧﻔِﻘُﻮﺍ ﻣِﻤَّﺎ ﺭَﺯَﻗَﻜُﻢ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻗَﺎﻝَ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﻛَﻔَﺮُﻭﺍ ﻟِﻠَّﺬِﻳﻦَ ﺁﻣَﻨُﻮﺍ ﺃَﻧُﻄﻌِﻢُ ﻣَﻦ ﻟَّﻮ ﻳَﺸَﺎءُ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﺃَﻃﻌَﻤَﻪُ ﺇِﻥ ﺃَﻧﺘُﻢ ﺇِلاَّ ﻓِﻰ ﺿَلاَﻝٍ ﻣُّﺒِﻴﻦٍ (47)
ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﻮﺩ: ، ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ: ! (47)
سلام عزیزم
سردرگمی نداره که ، کل قرآن ما را دعوت به خیر و نیکی کرده چون از طرف منبع خیر و نیکی برامون نازل شده و طعام دادن به فقرا، انفاق کردن ، راستگویی، امانتداری و…….. همش به خاطر خوب و سرافراز زندگی کردنه خودمونه،تا سعادتمند بشیم در دنیا و آخرت و اگر شما کار خیری میکنی در اینجا همون موردی که خودتون گقتین اشاره میکنم طعام دادن به فقرا ، باید نیتت این باشه که من این کار را به خاطر خودم انجام میدم تا جریانی از نعمت وارد زندگیم بشه و برای خشنودی خداوند چون خداوند عاشق اینه که بنده هاش کارهای خیر بکنن و او هم هزاران برابر به آنها پاداش بده . ما با این کار فقط به خودمون کمک میکنیم تا اون بنده چرا که خداوند بی نهایت دست داره واگر ما کمک نکنیم دستان دیگش این کار را انجام میدن برای همینه که مومنان واقعی در انجام کارهای خیر پیشی میگیرن چون هزاران بار این کار را انجام دادن و خداوند چندین برابر به آنها برگردونده و به همین خاطر وقتی کار خیری انجام دادن شیپور دست نمیگیرن که ما فلان کردیم بهمان کردیم تا اجر کار خودشون را ضایع کنند اونا میدونند اون کسی که باید ببینه به خوبی دیده و چه نگاه خوبی که هر لحظه ما فکر کنیم که خدا می بینه و به همین خاطر همیشه کارهایی انجام میدیم که هم به نفع خودمونه و هم رضایت خالقمون را داریم و چه نعمتی از این قشنگتر
امیداوارم که تمامی اعضای سایت همانند استاد گرامی در صف مومنان واقعی باشیم و با نیتهای توحیدی در انجام کارهای خیر ثابت قدم باشیم
خدا میبیند
و من الله توفیق
واقعا هیچ تعلقی به شخصیت قبلیم ندارم که فرد کینه جویی بودم،از وقتیکه آگاه شدم،همه احترام منو پاس میدارن،خدایا شکرت و ممنونم ازینکه داری منو رشدم میدی به وسیله ی دستان پر محبتت که استاد عباسمنش هستند،بینهایت ازت سپاسگزارم،و میدونم که یروز خودم این شرایط و موقعیت هارو خواستم….
سلام بر استاد و دوستان عزیز همراه
به نظر من از ابتدا جمله چون با شک و نوعی معامله نشان میدهد غلط میباشد نشان دهنده که ما هنوز به باور صد درصدی به بی انتهایی رحمت منشا و سرچشمه انرژی نداریم ما باید از کمک کردن به خودمان و باورمان شروع کنیم
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت دوستان عباسمنشی
به نظر من مهمترین موانع رسیدن به ثروت و یا هر خواسته ای به ترتیب به شرح ذیل می باشد.
1- کمبود یا عدم ایمان(باور) به خدا .که تو دل این مورد ترس خیلی نقش مهمی رو بازی میکنه.
2-عجول بودن
3-یاس و ناامیدی .که 2مورد اول باعث بوجود آمدن این احساس میشه.
سلام به استد عزیز وهمراهان گرامی
استاد چقدر دقیق وباظرافت ترمز ها وباورهای اشتباه رو پیدا می کنید .
درمورد پاسخ به سوال مسابقه من هم معتقدم :
۱-اینکه خداوند اهل معامله کردن نیست ومثل ما انسانها نیست که باوعده دادن والتماس کردن دلش به رحم بیاد
۲-من می خوام در جایگاه خداوند قرار بگیرم وبه فقرا کمک کنم.
۳-ذهن من چقدر فقیره وچقدر اعتماد به نفسم پایینه که خودم را لایق ثروت وخوشبختی نمی دونم.
۴-وفراموش کردم که ما خودمان خالق زندگی خود هستیم وهرکسی در هر جایگاهی هست خودش با افکار وباورهاش اون موقعیت را برای خودش خواسته .
۵- فکر می کنم من باید یک ناجی باشم برای فقرا ودرد مندان درصورتی که بااین کار خودم را از ثروت وخوشبختی دور می کنم
شاد باشید
سلام و عرض ادب
بخشش جزو قوانین خداوند برای دستیابی به ثروت نمی باشد و باور تضعیف کننده بخشش یکی از مهمترین ترمزهای ذهنی است که باید تغییر نماید .
قراردادن خودمان بین خداوند و نیازهای دیگران به عنوان واسطه و … نیز جزو اصول و قوانین خداوند نمی باشد و فضل خداوند دائما” و بدون وقفه بر جهان و همه موجودات آن جاری است و تابع قوانین و باورهای مشخصی است .
سلام به استاد عزیز و همه دوستان عباسمنشی
چندسال پیش درمورد بحث نذری کردن خیلی فکر کردم چون زیاد میبینم که طرف نذر میکنه که خدایا تو این رو به من بده منم مثلا غذا درست میکنم بین فقرا پخش میکنم و در کل با این نوع طرز تفکر مشکل داشتم ولی اصلا نمیدونستم باور چیه، ترمز چیه ودر کل هیچ نظری راجع به خدا نداشتم، فقط به ذهنم رسید که آخه این چه رابطه ایه که آدم میتونه با خدا داشته باشه انگار همه چی تو این رابطه بده بستونیه و این نوع رابطه رو رد کردم.
امشب بعد از شنیدن این فایل و مرور درسهایی که این چندوقت آموختم این باورها به ذهنم رسید:
– اولین باور مخربی که به چشم میاد اینه که اکثر ما انسانها خداوند رو مثل یک انسان با مشخصات انسانی فرض میکنیم و با این دیدگاه میخواهیم یه جورایی با خداوند معامله کنیم که آره تو به ما فلان مقدار ثروت رو بده ما هم به بنده هات کمک میکنیم یجورایی داریم با خدا معامله میکنیم و البته داریم حس دلسوزی خداوند رو هم تحت تاثیر قرار میدیم که ببین من چه بنده خوبی هستم که به فکر بقیه هم هستم .این هم تو ذهنمون هست که اگه نبخشیم چون خدا قدرتش از ما بیشتره ازمون میگیره.( یه جورایی داریم با حس زرنگیمون خدارو گول میزنیم )
– دومین باور مخرب اینه که ما خودمون رو لایق داشتن ثروت فراوان نمیدانیم ..من خودم لایق داشتن این ثروت نیستم .انگار حتما باید این ثروت رو با دیگران قسمت کنم که برام یه جورایی توجیه بشه.
– سومین باور اینه که به صورت خیلی خیلی نامحسوس ثروت در سطح ناخودآگاهمون عامل دور شدن از معنویات و خداوند هست و باید یه جورایی و با گذاشتن شرط و شروط معنویش کنیم و اصولا با این باور که ” ثروتمندشدن معنوی ترین کار دنیاست ” مشکل داریم و میخواهیم با بخشیدن به فقرا ، ساختن مدرسه ،کتابحانه ، مسجد و .. جلوه معنوی به ثروتمون بدیم و خیالمون رو راحت کنیم که آره نگران نباش ثروتی که به دست آوردی رو در راه “خیر” صرف کردی و حالا آسوده برو به زندگیت برس.
– چهارمین باور مخرب اینه که انگار لذت بردن از ثروت یه حس مذموم شده ست . انگار اگه خودم لذت ببرم یه خلایی وجود داره و لذت بردن مادی هست و ما از معنویات و ارتباطمون با خدا دور میشیم و اگه فقط و فقط ثروتت رو درجهت لذت بردن از زندگی استفاده کنی خدا ناراحت میشه و ازت میگیره.
– باور مخرب دیگه اینه که انگار منابع محدود هستن و ما باااید به دیگران کمک کنیم و از بی عدالتی ها کمی بکاهیم ( باور عدم فراوانی و باور بی عدالتی).
و این رو هم باید اشاره کنم اکثر ما با داشتن این دیدگاه هنوز در سطح نا خودآگاهمان نپذیرفته ایم که این ما هستیم که خالق زندگی خودمان هستیم و از طریق فرستادن فرکانس درست و قرار گرفتن در مدار مناسب ثروت رو بدست میآوریم.
از خداوند وهاب و مهربان بهترینهارو براتون آرزومیکنم. ممنون.
با سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیر
من هم خودم سالیان زیاد با این باور اشتباه زندگی کردم و نتیجه ش هم رسیدن به احساس بد بود. من فکر می کنم مهمترین دلیل این بوده که زمانی که ما می خوایم کار خیری رو انجام بدیم و در ازای آن از خداوند یک سری خواسته ها رو درخواست کنیم در واقع ما داریم به ناخواسته مون فکر می کنیم. مثلا می گوییم که هر وقت که خداوند منو ثروتمند کنه من هم می تونم به شخص نیازمندی کمک کنم و این باور اشتباه رو که من خیلی وقتا داشتم و الان هم بعضی مواقع در ذهنم ایجاد می شه به خاطر اونه که من مدام به ناخواسته ام فکر می کردم و باور اینو داشتم که من الان ثروتمند نیستم و پول به اندازه ی کافی برای کمک کردن ندارم . در واقع من بیشتر به نبود پول و ثروت فکر می کردم و تا زمانی که این باور رو داشتم نمی تونستم به ثروت برسم چون همیشه باور نداشتن اون رو داشتم. و جهان هم همون باور رو به من ثابت می کرد و بهم ثابت می کرد که تو پول به اندازه ی کافی نداری. چون مدام به نداشتن آن فکر می کردم یعنی به ناخواسته هام.
و من باور درستش رو جایگزین کردم که من فردی ثروتمند هستم و از آنچه که که دارم راضی هستم و خداوند رو به خاطر داشته هام هر روز سپاسگزاری می کنم و چون این باور رو داشتم از همون نعمت هایی که داشتم می تونستم تا اندازه ای ببخشم و باور داشتم که هر چقدر که ببخشم خداوند چند برابرش رو به من می دهد و خداروشکر در حال حاضر بسیار آرامش بیشتری رو دارم و رزق و روزی ام نسبت به قبل بیشتر شده. خدایا شکرت
با تشکر
با سلام خدمت استاد بینظیرم و بقیه دوستان نازنین.???
این جملاتی که میخوام بنویسم در طول روز و در حین کارهام به من الهام شده و بدون اینکه بخوام از ذهنم کمک بگیرم. امیدوارم راهگشای سؤالات دوستای گلم باشه.
((باورهای مخرب و محدودکننده)): ???
1. اگر خداوند این ثروت ها رو به من نده, پس من هم این کارهای خیر و نمیتونم یا نمیخوام انجام بدم(یعنی شرطی شدن آرزوها. برای اینکه خدا آرزوی ما رو برآورده کنه به کمک کردن به بقیه انسانها نیاز داره.)?
2. خداوند از ثروت(ثروتی که بدون ادای نذر یا دین باشه) خوشش نمیاد و به انسانی که این کارهای خیر و انجام نده ثروتی نمیده و این عمل خدا پسندانه نیست.?
3. ثروتمند شدن ?باید? با بذل و بخشش زیاد همراه باشه در غیر اینصورت گناه مرتکب شده و به نوعی ظلم تلقی میشه و منجر به عذاب وجدان میشه.?
4. موکول کردن آرزو به زمان آینده یعنی باور دارد که آرزوهایش در آینده برآورده میشوند و منتظر آینده است. ?
((باورهای سازنده و گسترش دهنده)) : ??? ((که بترتیب معکوس باورهای بالاست))
1. خداوند بی قید و شرط به من این ثروت رو میده و من هم میتونم (از روی اختیار و نه از روی جبر) کم یا زیاد به انسانها کمک کنم که حتی کوچکترین کار خیر هم با ارزش است. ?
2. خداوند از ثروتمند شدن ما خوشحال میشه و به ما بدون هیچ چشم داشتی بینهایت ثروت میده حتی اگر کم یا زیاد هم کار خیر کنیم و لازم نیست که خود را در فشار مالی گذاشته تا به انسانها کمک کنیم واین ثروتمند شدن ما هم به خودی خود سبب خشنودی خدا میشه. و ثروتمند شدن ما هم امری خداپسندانه است حتی اگر کمک مالی نکنیم(فقط جهت تقویت باورها اینو گفتم چون قطعا همه ما انسانها میل به کمک به همنوعان رو داریم وقتی که ثروتمند هم بشیم) . ?
3. ثروت واقعی و زیاد زمانی بدست میاد که ما به منبع خیر و خوبی وصل بشیم پس این نوع ثروت که از راه درست بدست بیاد، هم امری معنوی است چون به منبع ثروت بی پایان خدا متصل میشیم و هم سبب تقویت رابطه عاشقانه ما با خدا میشه. معمولا افرادی رو دیدید که چون از لحاظ مالی در شرایط نابسامانی بسر میبرند قطع به یقین روابطشون با خدا هم دچار دست انداز هایی شده. پس ثروتمند شدن از راه درست خودش به تنهایی یک کار خیر محسوب میشه و احساس پاکی و درستی به انسان میده. ثروتی هم که بدست ما میاد صد در صد سبب منفعت دیگران میشه مثل خرید کالاهامون. ?
4. مهم تر از همه اینه که همین الان باور و احساس کنی که همین ثروت رو الان داری و همین الان هم در حال کمک به هم موهاتون هستید. حتی یک مثقال…. ?
این ترفند افکار منفیه که میگه:?? ای بابا این کمک های کوچیک توهم شد کمک؟؟؟ اینا هیچ ارزشی نداره
در صورتیکه. واقعیت اینه که:?? کوچکترین کمک تو هم هییییییچ فرقی با کارهای بزرگ نداره.
دوستت دارم استاد عزیزتر از جانم و همه ی شما دوستای نازنینم?????????
به این دلیل که فکر میکنند رحمت وبخشش خداوند محدود است
فکرمیکنند خدابخاطر چیزهای خوبی که وارد زندگیمان میکند باید حتما چیزی ازمادریافت کند
نابردرنج گنج میسر نمی شود
نمی خواهند تغیرکنند وفکر میکنند اینگونه درخواست کردن ازخداوند جوابگوست
فکرمیکنندافرادثروتمند انسان های بدی هستند ودارند قبل ازموفقیت مالی باخداپیمان می بندند که اگرمن ثروتمند شوم انسان خوبی میشوم
اینگونه افراد این باوررادارند که فرصت هابرای ثروتمند شدن محدود است دوست دارند خیلی زودثروتمند شوند
فکرمیکنند هردرخواستی ازخداوند داری بایدحتماباگریه والتماس ازخداونددرخواست کنی خدارایک پادشاه خشمگین میبینند که حتما بااینگونه درخواست کردن پاسخ می دهد
اعتماد به نفس ندارند ونمی توانند خوب درخواست کنند
وفکر میکنند اگریک درخواست ازخداداشتی دیگر خدا به تومیگوید پررونشو دیگه کافیه
فکرمیکنند خدامثل شهرداری برای درخواست های ما عوارض ومالیت میگیرد
این باوردرته ضمیرناخوداگاهشان است که فقراباخداهستند ووقتی میگویند به فقراکمک میکنیم این پول دارد بهخدا می رسد
فکرمیکنند بایدبه خداهم رشوه داد
قوانین راباتمام وجوددرک نکردهاند وخدارامانندانسان تصور میکنند وازاینکه باقوانین کیهانی نتیجه نگرفتهاند میخواهند خدارامانندانسان تصور کنند
بخاطراینکه زیادتلاش کرده اند وبه هردلیلی نتیجه نگرفته اند می خواهند ازاین راه واردشوند واین روش راهم امتحان کنند
مفهوم قانون بخشش رااشتباه درک کرده اند
دریک کلام من فکر میکنم اگراین افراد برروی باور فراوانی کارکنند وباورهای توحیدی می توانند این مانع ذهنی راازمیان بردارند