اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من فکر میکنم این خواسته احساس هماهنگی با ارتعاشی که فرستاده میشه وجود نداره یعنی احساس کمبود و فقر بیشتر از احساس توانگری در خواسته وجود دارد و بعد از آن یک احساس تمنا هست در خواسته که این خودش یک نوع ترمز محسوب میشه و در آخر به نظرم شرط یکی دیگه از موانع و ترمزهایی هست که اجازه ورود خواسته را نمیده برای رسیدن به ثروت باید حس توانگری (احساس درونی نه به زبان آوردن) وجود داشته باشه هنگام فرستادن ارتعاش، در غیر این صورت اگر با خواهش و تمنا و احساس نیاز باشه مانع بزرگی هست بر سر راه ورود ثروت (حسی که درخواسته هست باید مساوی باشه با حس همین الان که دارید درخواست میکنیدش)
امیدوارم تک تکون موفق باشید و از منشاء بهزیستی که برای همه ما انسان ها گسترده شده به بهترین شکل استفاده کنید.
سلام خدمت استاد عزیزم و همه ی دوستان گرامی.ما یه جورایی خدارو دلسوز فرض میکنیم و فکر میکنیم که هر چی ما دست به دعا بشیم برای افرادی که تو فقر هستند یا اینکه ما بهشون کمک کنیم خدا بیشتر دوستمون داره باورهای اشتباهی که ماداریم در مورد خداوند اینه که فک میکنیم خدا افراد تنگدست رو بیشتر دوست داره برا همینه ما که اعتماد به نفس پایینی هم داریم از خدا میخوایم که به ما پول بده تا ما بتونیم به بقیه کمک کنیم در صورتی که ما هیچوقت قدرت یه همچین کاری رو نداریم .ما فقط باید روی خواسته های خودمون کار کنیم و از خدا بخوایم که مارو هدایت کنه به سوی خوشبختی و ثروت و اینکه وقتی به خوشبختی رسیدیم میتونیم به بقیه کمک کنیم و بگیم که من از خدا خواستم و خداوند هدایتم کرد پس شما هم بخواین که خدا هدایتتون کنه .ما فقط اینطور میتونم هم خودمون در مسیر خوشبختی باشیم هم بقیه رو تشویق به این کار کنیم .امیدوارم که همه ی ما بتونیم روزی در راهی قرار بگیریم که هدایت بشیم به سوی خوشبختی، سلامتی رابطه عالی، ثروت .خدارو شکر میکنم بخاطر اینکه استاد عباسمنش رو سر راهم قرار داد تا قانون دنیارو یاد بگیرم و خوشبخت زندگی کنم و به بقیه هم یاد بدم که اونهام خوشبخت زندگی کنن.ممنونم استاد عزیزم سپاسگزارم
با خوندن کامنت های برار دوستان تقریبا توی همه ی صفحات متوجه
————————————————
ترمزی کمتر بهش اشاره شده???
————————————————
شهرت و خود نمایی، با این نوع درخواست، بطور خیلی خیلی ضمنی به دنبال شهرت هستیم. شاید به ظاهر از این کار بدمون بیاد. از اینکه کسی بفهمه ما چقدر خیّر هستیم اما بازم ته ته دلمون، دوست داریم که یه طوری که مثلا ما نفهمیدیم، این خیّر بودن لو بره و بقیه و آشنایان به ما افتخار کنند.
دید سیستمی به خداوند و جهان هستی نداریم و فکر می کنیم خداوند به خاطر ما قوانین جهان رو نادیده می گیره. اما هیچ وقت تبدیلی در سنت الهی نبوده و نخواهد بود و این ما هستیم که باید خودمون رو با این قوانین هماهنگ کنیم.
احتمالا باور داریم که افرادی ثروتمند توی یک موقعیت و به خاطر شانس شون ثروت مند شدند، اما من چون شانسی ندارم پس باید با چنین معاملاتی با خدا شانس رو به سمت خودم بکشونم تا ثروت مند بشم.
اما به نظرم این نوع ثروت و بر پایه ی ترس و شانس اصلا پایدار نیست. احتمالا چنین فردی خودش رو بدشانس هم می دونه، پس خیلی زود با این عبارت روبرو میشه: “می دونستم که این پول برام نمی مونه!من همیشه بد شانس بودم”
من باورم این بوددر گذشته این بود که هرچیزی راکه می خواهم تهیه کنم باید باقیمت پائین ویا مفتی بدست اورم وهیچ هزینه ای پرداخت نکنم بخاطراینکه ذهن ام فقیر بود شرایطی که زندگی کرد بودم خانوادم واجتماع ودوستانم این باور رادرخودم ایجاد کرده بودم
این باور احساس زرنگی بهم میداد وفکر میکردم زرنگ هستم
باورامروزم به لطف خداوند وکمک شما دوستان واستاد عزیز اینکه باید بهای هرچیزی راکه میخوام پرداخت کنم در جهان بینهایت ثروت است هیچ چیز مفتی روبه کسی نمیده اگراینجوری بود کسی کارنمیکرد وجهان ازبین میرفت
این سوال استاد واقعا ذهن من رو به چالش کشیده و خیلی دارم بهش فکر می کنم . امروز که داشتم به این سوال فکر میردم به این نتیجه رسیدم که مهمترین باور اشتباهی که اینجا وجود داره اینه که همه به یک اندازه به خداوند دسترسی ندارند . بر خلاف فرموده خداوند که به پیامبر گفته : اگر بندگان من از من سوال کردند به آنها بگو که من نزدیکم .
اینجا اون کسی که داره دعا میکنه به این باور هست که خداوند قابل دسترس همه بندگان نیست و من باید وظیفه خدا رو انجام بدم .
سلام به استاد دوست داشتنی و همه دوستان هم فرکانسی خودم. من فکر می کنم کل این درخواست ترمزه. یعنی همش پر از باورهای اشتباهه که تا درست نشه به نتیجه نخواهد رسید. زیرا طبق فرمایشات استاد اولا: ما اگر ذهن و روحمان را با هم یکی کنیم همه چیز خودش میاد و نیازی به درخواست کردن اونم با قید و شرط نداره وقتی تو ذهن و روحت را با هم یکی می کنی داری فرکانس میفرستی دیگه و شادی درونی هر روز برات به اشکال مختلف بیشتر میاد تو زندگیت. یعنی اول باید از ته دل از درون شاید داشته باشیم و شکرگزار باشیم تا بعد به همه خواسته هامون برسیم.
دوم: ما باید به جای این طور درخواست کردن اولا شکرگزار باشیم از همان نعمت و همان میزان ثروتی که در همان زمان داریم اینطور درخواست کردن یعنی توجه به نداشته ها نه تمرکز بر داشته ها که استاد بارها و بارها اینو توضیح دادند. شکر نعمت نعمتت افزون کند.
سوم اینکه مگر کمک به دیگران فقط با ثروته ما میتونیم در هرکدام از موارد نامبرده شده به اشکال خیلی بهتری کمک کنیم که شاید ارزشش از ثروت بسیار بالاتر باشه
چهارم اینکه بازم طبق فرمایشات استاد ما تا نبخشیم نمیتونیم ثروتمند بشیم به طوری که یکی از عبارات تاکیدی خود استاد در روانشناسی ثروت یک این است که من ایمان دارم هر چه بیشتر به دیگران کمک کنم و ببخشم ثروتمندتر میشوم یعنی اول باید بخشید و کمک کرد با همین اندازه نعمتی که داریم تا بعد به ثروت برسیم نه برعکس آن. پس این نوع تقاضا کلا برعکس شده یعنی اول باید بخشید بعد ثروت خودش میاد نه که اول ثروت بخواهیم تا بعدش معلوم نیست بتونیم ببخشیم یا نه.
پنجم: وقتی ما درخواست می کنیم کائنات فقط موضوع اصلی را درک میکنه نه شروط بعدش را ضمن اینکه با این نوع تقاضا خودمان و ذهنمان را درگیر و محدود به نوع خرج کردن ثروتی که در وهله اول درست نخواستیم کردیم.
ششم اینکه همانطور که استاد فرمودند ادمی که به ثروت نرسدیه نمیتونه ادعا کنه بدش میاد از پول یا خوشش میاد ادمی هم که به ثروت نرسدیه هنوز نمیتونه چنین شرطی را کنه باید اول به ثروت رسید بعد ببینیم اصلا ظرفیت داریم میتونیم ببخشیم یا نه
هفتم فرض کنید کسی نخواست هیچکدوم از اینکارها را انجام بده پس اون باید هیچی بخواد از خدا؟ یعنی ما نباید برای خودمون هیچی ارزشی قائل باشیم نباید خودمون را لایق ثروتمندشدن بدونیم بدون اینکه بخواهیم به اطرافیان و جامعه مان کمک کنیم؟ تشکر از استاد عزیز به خاطر سوال زیباشون
با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستانی که وجودشان منبع آگاهی و برکت هست در زندگیم
به نظر من وقتی چیزی را از خداوند درخواست می کنیم و در قبالش وعده ای به خداوند می دهیم و در نهایت به خواسته مون نمی رسیم دلیلش رو باید در باورهای توحیدیمون جستجو کنیم.
1.خداوند با شرط و شروط می بخشد(شرک ورزیدن) :
زمانیکه چیزی را از خداوند درخواست می کنیم و آن را در قبال انجام کار خیری از خداوند می خواهیم یعنی هنوز نمی دانیم با چه کسی طرف هستیم ، هنوز به این درک نرسیدیم که او می بخشد نه برای اینکه چیزی دریافت کند ، او می بخشد زیرا عاشق درخواست کردن ماست ، او می بخشد زیرا از برآورده کردن آرزوی ما لذت می برد و بخشش با شرط با عشق واقعی مغایرت دارد. بنابراین وقتی ما از بعد انسانی خودمان خداوند را باور می کنیم که در قبال دادن چیزی به ما بایستی کاری انجام دهیم یعنی شرک به او ، شرک به اینکه خداوند با بندگانش معامله می کند در حالیکه عشق واقعی تهی از هر گونه توقع و ستاندن است.
2. به جای او خدایی کردن :
وقتی چیزی را از خداوند می خواهیم و به او وعده کمک به دیگران می دهیم یعنی ما می خواهیم به جای پروردگار عالم برای بندگانش خدایی کنیم در حالیکه وظیفه ما تنها درخواست کردن و ایمان داشتن به بخشندگی ، به محبت و بزرگی اوست، خدایی که جهانی با این شگفتی را آفریده و بدون ذره ای نقص آنرا مدیریت می کند قطعا به اوضاع و احوال تمام بندگانش آگاه است، وظیفه ما رساندن دیگران به آرزویشان نیست، ما تنها با ایمان می خواهیم و او اجابت می کند و تفاوتی بین بندگانش قایل نیست.
3. باور کمبود:
باور بازدارنده دیگری که مانع از رسیدن ما به خواسته مان می شود این است که ما هنوز به این باور نرسیده ایم که در جهانی سرشار از فراوانی زندگی می کنیم و خداوند از هر چیزی بی نهایت آفریده است و کمبودی نیست و بیش از نیاز همه بندگانش نعمت و فراوانی آفریده است ، هنوز به این باور نرسیده ایم که هر چیزی وارد زندگیمان می شود نتیجه فرکانس های ماست نه شروطی که برای خداوند تعیین می کنیم و هیچ کسی در این جهان محکوم به نیازمند و فقیر بودن آفریده نشده است کافیست باورهایش را تغییر دهد و نعمتهای زیادی را دریافت نماید.
با سپاس فروان بابت آگاهی های ارزشمند همه دوستان خوب و استاد بینظیرم
به نام یگانه هستی
با سلام خدمت همه دوستان عزیز
من فکر میکنم این خواسته احساس هماهنگی با ارتعاشی که فرستاده میشه وجود نداره یعنی احساس کمبود و فقر بیشتر از احساس توانگری در خواسته وجود دارد و بعد از آن یک احساس تمنا هست در خواسته که این خودش یک نوع ترمز محسوب میشه و در آخر به نظرم شرط یکی دیگه از موانع و ترمزهایی هست که اجازه ورود خواسته را نمیده برای رسیدن به ثروت باید حس توانگری (احساس درونی نه به زبان آوردن) وجود داشته باشه هنگام فرستادن ارتعاش، در غیر این صورت اگر با خواهش و تمنا و احساس نیاز باشه مانع بزرگی هست بر سر راه ورود ثروت (حسی که درخواسته هست باید مساوی باشه با حس همین الان که دارید درخواست میکنیدش)
امیدوارم تک تکون موفق باشید و از منشاء بهزیستی که برای همه ما انسان ها گسترده شده به بهترین شکل استفاده کنید.
سلام خدمت استاد عزیزم و همه ی دوستان گرامی.ما یه جورایی خدارو دلسوز فرض میکنیم و فکر میکنیم که هر چی ما دست به دعا بشیم برای افرادی که تو فقر هستند یا اینکه ما بهشون کمک کنیم خدا بیشتر دوستمون داره باورهای اشتباهی که ماداریم در مورد خداوند اینه که فک میکنیم خدا افراد تنگدست رو بیشتر دوست داره برا همینه ما که اعتماد به نفس پایینی هم داریم از خدا میخوایم که به ما پول بده تا ما بتونیم به بقیه کمک کنیم در صورتی که ما هیچوقت قدرت یه همچین کاری رو نداریم .ما فقط باید روی خواسته های خودمون کار کنیم و از خدا بخوایم که مارو هدایت کنه به سوی خوشبختی و ثروت و اینکه وقتی به خوشبختی رسیدیم میتونیم به بقیه کمک کنیم و بگیم که من از خدا خواستم و خداوند هدایتم کرد پس شما هم بخواین که خدا هدایتتون کنه .ما فقط اینطور میتونم هم خودمون در مسیر خوشبختی باشیم هم بقیه رو تشویق به این کار کنیم .امیدوارم که همه ی ما بتونیم روزی در راهی قرار بگیریم که هدایت بشیم به سوی خوشبختی، سلامتی رابطه عالی، ثروت .خدارو شکر میکنم بخاطر اینکه استاد عباسمنش رو سر راهم قرار داد تا قانون دنیارو یاد بگیرم و خوشبخت زندگی کنم و به بقیه هم یاد بدم که اونهام خوشبخت زندگی کنن.ممنونم استاد عزیزم سپاسگزارم
با خوندن کامنت های برار دوستان تقریبا توی همه ی صفحات متوجه
————————————————
ترمزی کمتر بهش اشاره شده???
————————————————
شهرت و خود نمایی، با این نوع درخواست، بطور خیلی خیلی ضمنی به دنبال شهرت هستیم. شاید به ظاهر از این کار بدمون بیاد. از اینکه کسی بفهمه ما چقدر خیّر هستیم اما بازم ته ته دلمون، دوست داریم که یه طوری که مثلا ما نفهمیدیم، این خیّر بودن لو بره و بقیه و آشنایان به ما افتخار کنند.
————————————————–
ترمز دید سیستمی!
————————————————–
دید سیستمی به خداوند و جهان هستی نداریم و فکر می کنیم خداوند به خاطر ما قوانین جهان رو نادیده می گیره. اما هیچ وقت تبدیلی در سنت الهی نبوده و نخواهد بود و این ما هستیم که باید خودمون رو با این قوانین هماهنگ کنیم.
—————————————
ترمز شانس
—————————————
احتمالا باور داریم که افرادی ثروتمند توی یک موقعیت و به خاطر شانس شون ثروت مند شدند، اما من چون شانسی ندارم پس باید با چنین معاملاتی با خدا شانس رو به سمت خودم بکشونم تا ثروت مند بشم.
اما به نظرم این نوع ثروت و بر پایه ی ترس و شانس اصلا پایدار نیست. احتمالا چنین فردی خودش رو بدشانس هم می دونه، پس خیلی زود با این عبارت روبرو میشه: “می دونستم که این پول برام نمی مونه!من همیشه بد شانس بودم”
باسلام به دوستان عزیزواستاد عزیزیمت
من باورم این بوددر گذشته این بود که هرچیزی راکه می خواهم تهیه کنم باید باقیمت پائین ویا مفتی بدست اورم وهیچ هزینه ای پرداخت نکنم بخاطراینکه ذهن ام فقیر بود شرایطی که زندگی کرد بودم خانوادم واجتماع ودوستانم این باور رادرخودم ایجاد کرده بودم
این باور احساس زرنگی بهم میداد وفکر میکردم زرنگ هستم
باورامروزم به لطف خداوند وکمک شما دوستان واستاد عزیز اینکه باید بهای هرچیزی راکه میخوام پرداخت کنم در جهان بینهایت ثروت است هیچ چیز مفتی روبه کسی نمیده اگراینجوری بود کسی کارنمیکرد وجهان ازبین میرفت
سلام ترمزهای من
اگه خدا به من پول بده به برادرم مادرم خواهران و بچه های اونا میدم اصلا تا بحال از خدا برای خودم پول نخواستم
با سلام مجدد خدمت دوستان عزیز و استاد بزرگوارم
این سوال استاد واقعا ذهن من رو به چالش کشیده و خیلی دارم بهش فکر می کنم . امروز که داشتم به این سوال فکر میردم به این نتیجه رسیدم که مهمترین باور اشتباهی که اینجا وجود داره اینه که همه به یک اندازه به خداوند دسترسی ندارند . بر خلاف فرموده خداوند که به پیامبر گفته : اگر بندگان من از من سوال کردند به آنها بگو که من نزدیکم .
اینجا اون کسی که داره دعا میکنه به این باور هست که خداوند قابل دسترس همه بندگان نیست و من باید وظیفه خدا رو انجام بدم .
سلام به استاد دوست داشتنی و همه دوستان هم فرکانسی خودم. من فکر می کنم کل این درخواست ترمزه. یعنی همش پر از باورهای اشتباهه که تا درست نشه به نتیجه نخواهد رسید. زیرا طبق فرمایشات استاد اولا: ما اگر ذهن و روحمان را با هم یکی کنیم همه چیز خودش میاد و نیازی به درخواست کردن اونم با قید و شرط نداره وقتی تو ذهن و روحت را با هم یکی می کنی داری فرکانس میفرستی دیگه و شادی درونی هر روز برات به اشکال مختلف بیشتر میاد تو زندگیت. یعنی اول باید از ته دل از درون شاید داشته باشیم و شکرگزار باشیم تا بعد به همه خواسته هامون برسیم.
دوم: ما باید به جای این طور درخواست کردن اولا شکرگزار باشیم از همان نعمت و همان میزان ثروتی که در همان زمان داریم اینطور درخواست کردن یعنی توجه به نداشته ها نه تمرکز بر داشته ها که استاد بارها و بارها اینو توضیح دادند. شکر نعمت نعمتت افزون کند.
سوم اینکه مگر کمک به دیگران فقط با ثروته ما میتونیم در هرکدام از موارد نامبرده شده به اشکال خیلی بهتری کمک کنیم که شاید ارزشش از ثروت بسیار بالاتر باشه
چهارم اینکه بازم طبق فرمایشات استاد ما تا نبخشیم نمیتونیم ثروتمند بشیم به طوری که یکی از عبارات تاکیدی خود استاد در روانشناسی ثروت یک این است که من ایمان دارم هر چه بیشتر به دیگران کمک کنم و ببخشم ثروتمندتر میشوم یعنی اول باید بخشید و کمک کرد با همین اندازه نعمتی که داریم تا بعد به ثروت برسیم نه برعکس آن. پس این نوع تقاضا کلا برعکس شده یعنی اول باید بخشید بعد ثروت خودش میاد نه که اول ثروت بخواهیم تا بعدش معلوم نیست بتونیم ببخشیم یا نه.
پنجم: وقتی ما درخواست می کنیم کائنات فقط موضوع اصلی را درک میکنه نه شروط بعدش را ضمن اینکه با این نوع تقاضا خودمان و ذهنمان را درگیر و محدود به نوع خرج کردن ثروتی که در وهله اول درست نخواستیم کردیم.
ششم اینکه همانطور که استاد فرمودند ادمی که به ثروت نرسدیه نمیتونه ادعا کنه بدش میاد از پول یا خوشش میاد ادمی هم که به ثروت نرسدیه هنوز نمیتونه چنین شرطی را کنه باید اول به ثروت رسید بعد ببینیم اصلا ظرفیت داریم میتونیم ببخشیم یا نه
هفتم فرض کنید کسی نخواست هیچکدوم از اینکارها را انجام بده پس اون باید هیچی بخواد از خدا؟ یعنی ما نباید برای خودمون هیچی ارزشی قائل باشیم نباید خودمون را لایق ثروتمندشدن بدونیم بدون اینکه بخواهیم به اطرافیان و جامعه مان کمک کنیم؟ تشکر از استاد عزیز به خاطر سوال زیباشون
با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستانی که وجودشان منبع آگاهی و برکت هست در زندگیم
به نظر من وقتی چیزی را از خداوند درخواست می کنیم و در قبالش وعده ای به خداوند می دهیم و در نهایت به خواسته مون نمی رسیم دلیلش رو باید در باورهای توحیدیمون جستجو کنیم.
1.خداوند با شرط و شروط می بخشد(شرک ورزیدن) :
زمانیکه چیزی را از خداوند درخواست می کنیم و آن را در قبال انجام کار خیری از خداوند می خواهیم یعنی هنوز نمی دانیم با چه کسی طرف هستیم ، هنوز به این درک نرسیدیم که او می بخشد نه برای اینکه چیزی دریافت کند ، او می بخشد زیرا عاشق درخواست کردن ماست ، او می بخشد زیرا از برآورده کردن آرزوی ما لذت می برد و بخشش با شرط با عشق واقعی مغایرت دارد. بنابراین وقتی ما از بعد انسانی خودمان خداوند را باور می کنیم که در قبال دادن چیزی به ما بایستی کاری انجام دهیم یعنی شرک به او ، شرک به اینکه خداوند با بندگانش معامله می کند در حالیکه عشق واقعی تهی از هر گونه توقع و ستاندن است.
2. به جای او خدایی کردن :
وقتی چیزی را از خداوند می خواهیم و به او وعده کمک به دیگران می دهیم یعنی ما می خواهیم به جای پروردگار عالم برای بندگانش خدایی کنیم در حالیکه وظیفه ما تنها درخواست کردن و ایمان داشتن به بخشندگی ، به محبت و بزرگی اوست، خدایی که جهانی با این شگفتی را آفریده و بدون ذره ای نقص آنرا مدیریت می کند قطعا به اوضاع و احوال تمام بندگانش آگاه است، وظیفه ما رساندن دیگران به آرزویشان نیست، ما تنها با ایمان می خواهیم و او اجابت می کند و تفاوتی بین بندگانش قایل نیست.
3. باور کمبود:
باور بازدارنده دیگری که مانع از رسیدن ما به خواسته مان می شود این است که ما هنوز به این باور نرسیده ایم که در جهانی سرشار از فراوانی زندگی می کنیم و خداوند از هر چیزی بی نهایت آفریده است و کمبودی نیست و بیش از نیاز همه بندگانش نعمت و فراوانی آفریده است ، هنوز به این باور نرسیده ایم که هر چیزی وارد زندگیمان می شود نتیجه فرکانس های ماست نه شروطی که برای خداوند تعیین می کنیم و هیچ کسی در این جهان محکوم به نیازمند و فقیر بودن آفریده نشده است کافیست باورهایش را تغییر دهد و نعمتهای زیادی را دریافت نماید.
با سپاس فروان بابت آگاهی های ارزشمند همه دوستان خوب و استاد بینظیرم