اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد نازنینم.جواب مسابقه:اول اینکه این افراد باور دارند که قدرت کمک کردن به دیگران را ندارند و باید اول ثروتی کسب کنند تا توانایی خدمت به دیگران را داشته باشند،درصورتیکه تا نبخشند ثروتمند نمیشوند.چون کسی که از دارایی اش می بخشد باور دارد که ثروتمند است و در فرکانس ثروت قرار میگیردو چون احساس خوبی دارد لاجرم اتفاقات خوبی هم رقم میزند.دوم اینکه این افراد ثروتمند شدن را غیر معنوی میدانند و میخواهند با تعهد دادن به اینکه در قبال دریافت ثروت به دیگران کمک کنند ،در واقع آن را با معنویت گره بزنند تا پذیرشش را برای خود آسان کنند.یا به خیال خود خدا را برای دادن ثروت قانع کنند.در صورتیکه ثروت مثل باران بی نهایت و همیشگی است و خدا برای دادنش به بندگان نه تبعیض قایل میشود و نه رشوه میگیرد.شاد و آگاه در پنهاه الله یکتا باشید.
استاد از این بهشت که فایل ضبط میکنید خیلی احساس خوبی به ما هم دست میده و انرژی خوبی داره . اینجا واقعا زیباست . واقعا قدرت و عظمت خداوند رو میشه همه جای این بهشت دید. خدایا شکرت
در مورد سوال شما فکر کردم و این چند ترمز و مانع ذهنی به نظرم میرسه که ممکنه در افراد باشه و جلوی تحقق خواسته هاشونو در مورد ثروت بگیره :
1- اینکه من که خودم لیاقت داشتن ثروت رو ندارم پس اگر به واسطه کمک به دیگران اینو از خدا بخوام، خدا به خاطر کمک به بنده هاشم که شده دعای منو مستجاب میکنه و از اونجایی که همیشه شنیدیم که کمک به دیگران خیلی پسندیدست با این قرارداد و یا پیش شرط به احساس خوبی میرسیم که ببین خدا من ثروت رو فقط خودم نمیخوام میخوام بنده های دیگرتو خوشحال کنم . ( باور عدم لیاقت داشتن ثروت)
2- این مسئله رو خیلی جاها شنیدیم که آدم های ثروتمند ظالم هستند و فقط به خودشون فکر میکنن. با درخواست و قرارداد با خداوند میخوایم روی این مانع ذهنی سرپوش بزاریم که ببین خدا من مثل بقیه نیستم ، اگر به من ثروت بدی من بر خلاف ثروتمندای دیگه به دیگران کمک میکنم و دست نیازمندانو میگیرم و خیلی هارو به زندگی بهتری میرسونم. ( باور ظالم بودن ثروتمندان)
3- به خداوند ویژگی و صفات انسانی دادن . با این تصور که این درخواست رو از خداوند میکنم و خدا که دلش برای آدم های نیازمند و کسانی که مشکل دارن میسوزه وخودش گفته به دیگران کمک کنید وقتی میبینه و میشنوه که من واسه کمک به دیگران میخوام ثروت بشم خوب یه خدای خوب اونیه که واقعا این کارو میکنه. (عدم شناخت خداوند و سیستم جهان هستی)
4- مسئله بعدی صبور نبودن برای طی کردن تکامل برای ثروتمند شدنه . این که با این قرارداد و معامله با خداوند میخوایم ناگهان به ثروت های زیادی برسیم که از اون هم بشه به دیگران کمک کرد. یه اتفاقی یا در یک قرعه کشی این اتفاق خوبه بیافته و من ناگهان به ثروت زیاد برسم و قبلش هم کلی صحبت در مورد کمک به دیگران میکنیم.
(عدم شناخت قوانین کیهانی)
استاد عزیز این چند باور به ذهنم رسید. سپاس از شما
امیداورم تونسته باشم کمکی کرده باشم. منتظر نظرات فوق العاده دوستان هم هستم … :)
من این فایل استاد رو وقتی شنیدم بنظرم اومد بارها همین سوال رو از خودم پرسیدم.
اوایل آشنایی من با قانون چون شنیده بودم که هر آنچه بخوام رو میتونم داشته باشم، با خودم گفتم ای ول پس من چه خوبه پولدار شم برای داداشم ماشین بگیرم،مامانم دوست داره تو محله بهتر باشن پس اگه پولدار شم برای پدر و مادرم خونه میگیرم و…. خلاصه حسم فوق العاده خوب بود ولی پولدار نشدم که نشدم تا اینکه چند ماه پیش شروع کردم به هدف گذاری برای یک سال بعدم، اونجا بود که یاد حرف استاد افتادم که میگفتن یه سری خواسته ها عشقن و یه سری خواسته ها هوس. اونجا بود که تازه فهمیدم خودمم هستم و یه سری چیزا رو واقعا عاشقانه میخوام تو زندگیم از جمله پول ولی ایدفه با دلایل شخصی خودم و برای خودم.خدا میدونه از همون موقع به بعد زندگی من بصورت اساسی متحول شده چون فهمیدم زمانی به هر آنچه میخوام میرسم که یکی بشم با خواسته م. بقیه هم زمانی به خواستشون میرسن که خودشون به تکامل برسن. طبیعت شوخی نداره،پارتی بازی نمیکنه.
این سوال خیلی فوق العادست ،چون یه تکون حسابی به مغز آدم میدد.
جواب و توضیحات:
ما از بچگی بارها و بارها بمباران شدیم با دلسوزیهایی که برای افراد ضعیف داشتیم و این دلسوزیها در اطرافیانمون بسیار بسیار واضح دیده میشده و برا ما هم بازگو میشده.
مثلا؛
از اطرافیان شنیدیم یا خودمون از یه نفر شنیدیم که طرف میخواسته یه جهیزیه یا وسیله برا منزلش یا یه وسیله نقلیه یا هر چیز دیگه ای، بخره و وسع مالیش نرسیده.
بعد اومده تعریف کرده و علی رغم اینکه باور کمبود رو به ما القا ٕ کرده، این حس دلسوزی برا ما ایجاد شده و خودمون و اطرافیان هم یه سری افکار مریض گونه رو تکرار کردیم که :
آقایی که میری مکه ، بیا پولت رو بده به چهارتا فقیر بیچاره مثل این، نمیخواد مکه بری!
یا؛
توئی که بهترین ماشین و خونه رو داری و لوکس ترین زندگی رو داری، به جای این تجملات بیا یه کم پول به این بدبخت بیچاره ها بده تا نخواد با موتور زن و بچشو اینور و اونور ببره..
یه هزاران چرت و پرت دیگه
من که از این حرفا زیاد شنیدم ، شما رو نمیدونم.
خلاصه، یه حس دلسوزی با این باور که :
یه سری آدما در بدر هستند و یه سری دیگه پولدارند ، و این پولدارها نمیان هزینه کنند تا این آدمای بدبخت راحتتر زندگی کنند.
این چالشها و مسئله هایی که حتما هممون دیدیم و شنیدیم این باور رو ایجاد کرده که:
خدایا پول به من بده ، من قول میدم که مثل این پولدارا نباشم که به کسی کمک نمیکنند و من آدم خوبی میشم.
در ضمن ، به مسائلی که دیدیم و شنیدیم یه دیدگاهی پیدا کردیم ” که ” فکر میکنیم خداوند هم همینجوری به این مسائل نگاه میکنه.
این طرز تفکر باعث میشه پول رو بخوای ولی باورهای ایجاد شده این اجازه رو ندد که برا خودت بخوای و برای لذت بردن.
سلام به همه اعضای دوست داشتنی سایت و استاد عزیز و مریم نازنین
به نظر من علت اینکه تمام ثروت رو برای خودمون نمیخواییم احساس دلسوزی هست که نسبت به بقیه داریم. یا همون احساس گناه داشتن که برمیگرده به اینکه خودمون رو ارزشمند نمیدونیم و بیشتر تمرکزمون روی بقیه هست. به قول یکی از دوستان وقتی چیزی رو از خدا برای خودت نخوای و برای بقیه بخوای خدا اون ثروت رو بهت نمیده که بخوای حتی برای دیگران خرج کنی. خود من هر موقع تمرکزی خواسته ای داشتم خیلی راحت به دستش آووردم ولی وقتی فکرم پیش چندین نفر بوده که چیکار کنم اوضاع اونا هم بهتر بشه خودم از مسیر اصلیم خارج شدم. از خدا میخوام منو ثابت قدم در اهداف خودم قرار بده و مانع از حاشیه رفتن بشه. مشتاقانه میخوام کامنتهای خوب دوستان رو بخونم که میدونم خوندنشون نتایج عالی همراه خودش میاره.
ممنونم استاد عزیز که این فضای عالی رو در اختیارمون قرار دادین.
سپاس گزارم ازینکه کامنت من رو خوندید و موشکافانه اصل هارو ازش جدا کردید.
و سپاس گزارم بابت این انرژی که بهم دادید.
الان توی رختخواب بودم و گفتم قبل ازینکه بخوابم چندتا کامنت بخونم. سایت رو که باز کردم دیدم اعلان پاسخ به دیدگاهم اومده فوری اومدم چک کردم.
خواهرزاده عزیزم گفته بودن که دوستانی که بندرعباس هستن رو به صورت اتفاقی همدیگه رو پیدا کردن. منم با خودم میگفتم منم دوست دارم با دوستان همفرکانس شهرم آشنا بشم و گفتم هر موقع زمانش باشه این اتفاق میفته. تا اینکه پاسخ شمارو خوندم و پروفایلتون رو باز کردم دیدم داستان هدایت نوشتین، هر دوستی که حسم میگه پروفایلش رو باز کن اگه داستان هدایت داشته باشه حتما میخونم تا از نتایج دوستانم انگیزه بگیرم.
دوست خوبم من هم بندرعباس هستم و اولین آشناییم با استاد همون سمینار تند خوانی در تالار شهید آوینی بود. اما اونموقع ها منم تا این حد فرکانسم بالا نبود برای دریافت بیشتر آگاهی ها و باز هم خدارو شکر میکنم که همون موقع هم جز افرادی بودم که یک خواسته ای برای پیشرفت داشتم وگرنه همون سمینار هم نمیرفتم اون زمان. خدارو هزاران بار شکر که در این مسیر زیبا هستیم و از خدا میخوام کمکم کنه ثابت قدم باشیم در این راه.
وای سلام و درود دارم مهدیه جان اومدم یه مرور کنم به پاسخ دیدگاهام و لذت ببرم انگار اون موقع که پیام شماروخوندم تو موقعیت این نبودم یا بهتر بگم در مدار این نبودم که بیشتر با هم دانشجویان استاد که در بندرعباس هستند آشنا بشم الانکه خوندم خیلی خوشحالم و درک کردم و حسم گفت به شما بگم اگر خواستید بهتر و بیشتر از قانون صحبت کنیم و لذت ببریم و من نمیدونم چجوری راه های ارتباطی رو بگم فقط میتونید روی گوگل کلمه ی ( وزیری وصال – vazirivesal) رو سرچ کنید سایت بنده که دات کام هستش رو میتونید ببینید و راه های ارتباطی در سایتم نوشته شده همایمیل هم راه های تماس
واقعا خدارو شاکرم جسارت نباشه فقط پیشنهاد هستش به عنوان یک همفرکانسی ، خدارو شاکرم که به من فرصت داده به شما پیشنهاد بدم و در این مسیر و در این خانواده ی متمایز از جهان هستی باشم
من هم اون موقع در تالار شهید آوینی موقعی که وارد شدم در مدارش نبودم اما اون موقع به صدای قلبم گوش میدادم اما استاد رو نمیشناختم ودر سایت هم عضو نبودم اما خدارو شاکرم که هدایت خداوند به خواست خودمون که تغییر کنیم فقط تغییر باعث شد از زمین و زمان برامون هدایت بیاد ، استاد خوب انتخاب بشه و شروع کنیم با تمام اتفاقات خوشحالم که پیامتون روخدا نشونم داد با تمام وجود از خدا شاکرم مهدیه خانم سپاس از محبت شما
استاد من این تمرینو اول تو دفترم نوشتم حین نوشتن دیدم یه صفحه برگه اچار پر کردم 😐درحالی که اولش داشتم خودکارو تو دستم میچرخوندم حین نوشتن گفتم یاخدا اینا به قول شما نه تنها ترمز نمیدونستمشون بلکه فضیلتم برام حساب میشد بریم سراغ نوشتنشون:
1.اینکه خدا بلد نیست خدایی کنه جهانشو بچرخونه به کی بده به کی نده ولی من میشناسم ادمایی رو که مثل خودم پول ندارن و اگه من ثروتمند بشم اوناهم میشن تازه دارم عدالت خدارم زیر سوال میبرم که تو به هرکی دوس داشته باشی ثروت میدی شرک خالصه این باور
2.من لایق این نیستم که ثروتمند بشم بقیه رو هم باید شریک کنم چون ممکنه اونا حسودی کنن به ثروت من یا دزدی کنن ازم یا تو چشم باشم ولی وقتی اوناهم داشته باشن همه به یک اندازه داریم
3.ثروت تو دنیا انقد کمه که اگه خدا جاشو به من بگه من میرم همرو برمیدارم و بقیه تو رفاه نیستن پس بزار به بقیه هم کمک کنن
4.ثروتمندان ادم بدی هستن ولی اگه به من پول بدی من پولو میبخشم ببین من چقد ادم خوبی هستم قول میدم که پول خرابم نکنه تو فقط بده
5.خداوند انسانه اگه با زجه و التماس چیزی ازش بخوام بهم میده 5افل از اینکه من فرکانس گدایی و کمبود دارم میفرستم و به گدا پول خورد فقط میدن نه ثروت کلان
6.با کمک کردن باعث میشه بقیه بگن دمش گرم چه ادم خوبیه به به چه چه کنن نیازمند تایید دیگرانم
7.من میتونم زندگی بقیه رو عوض کنم اونم تا اخر عمر فقط منو دعا کنه خانوادشم خلا منو پر کنن با به به و چه چه
8.معامله باخدا که بده تا منم بدم سر خدارو میخوام انگار شیره بمالم
یعنی من با شناسایی ترمزام ریشه یابی که کردم تو خلوت خودم از ثروت رسیدم به عزت نفس که بقیه بگن دمش گرم چه ادم خوبو خیری که ب بقیه کمک میکنه نرگس چه خانومه چه دختر خوبیه روح منو ارضا کنن هرجا خواستم ریشه یابی کنم باورامو تو هر زمینه ای تهش رسید به تایید دیگران به حدی عین پیچک پرادایس به من چسبیده که منو انداخت ولی هیچوقت یادم نمیره که اون پیچکا هرچقدرم سفت بودن بلخره قطع شدن خداروشکر بابت شناسایی این ترمزا که وقتی پیداشون میکنی یه سبکی پشت گردنت حس میکنی انگار تا قبل از اون رو گردن تو نشسته بودن الان ولی سبک بال میشم خدایا شکرت اینارو نوشتم که رد پا بزارم که بعد که دوباره این فایلو دیدم برم سراغ اشغالای ریز تر که زیر فرشه بی نظیرید شما استاد عزیزم
سلام مشکل این نوع خواسته ها اینه که انگار خودمون رو لایق ثروتمندی و رفاه و استفاده از نعمات الهی نمی دونیم و ثروت رو برای دیگران و کمک به دیگران می خواهیم. در حالی که باید حق طبیعی خودمون بدونیم که از نعمات بیکران هستی استفاده کنیم. انگار برای غلبه بر حس گناه ثروتمندی داریم شرط می گذاریم که من ثروت رو برای دیگران می خوام نه خودم.
در ضمن من اولین باره که دارم نظر میدم و از اینکه با شما هم فرکانس شدم خیلی خوشحالم.
ومن هم از حضور شما در این جمع بینظیر از خانواده ی آگاه و عزیزو درجه یک بسیار خوشحالم
خوش آمدید
دقیقا در این نوع دعا احساس گناه و احساس بی لیاقتی موج میزنه ، و اگر ما در خودمون باورهای درست بسازیم و احساس لیاقت ایجاد کنیم و خودمون و خدا را بهتر بشناسیم هیچ گاه چنین درخواستی نمیکنیم.
من به محض اینکه شما این مطلب رو گفتید کاملا متوجه شدم ، در سال گذشته من کسی رو میخواستم کمک کنم که سالها در نظر داشتم و درست تیر ماه گذشته نامه ای برای یکی فرستادم که من حتما به او با رشد مالی ام کمک خواهم کرد از هر لحاظ ولی متاسفانه او دو ماهه که در اثر آتش گرفتن فوت کرد پدر جوانی بود ولی نامید …، پس از او من خیلی متاثر شدم ،در چند هفته پیش من با خودم می نوشتم که خدایا اگر من ثروتی که میخواهم بدستم برسد به فلانی و … کمک میکنم اما به ذهنم اومد نه مریم نگو ، نکنه این هم بمیره و بعدش به خودم گفتم چون هر شخصی باید خودش این درخواست ها را بدهد و شکر گزاری کند من میتوانم مثل استاد به هر کسی هدیه بدم .اما پدر و مادر و ایتام چون در قران سفارش شده اشکالی نداره که نیت کمکم را واضح بگویم .چون تو ای خداوند یکتا سفارش کرده ای به نیکی و… من دلم میخواد مثلا فلان کار را برایشان انجام دهم . خلاصه پس از این اگاهی ،من درخواستی که از خدا میخواستم را احساس فراوان میکردم و میخندیدم زیاد و از ته دل ، جوری که فکم درد میگرفت و من در حال حاضر، کاملا اون درخواست رو مثل اینکه دریافت کردم میمانم ، و امشب که فایل شما رو دیدم به خدا قسم ، پس از اینکه گفتم دقیقا درست میگویید استاد چون من هم به این نتیجه رسیدم، زیرا برای همه به اندازه هم و فراوان سهم هست و باید هر کسی بنا بر لیاقت وجودی که در داشتن هر چه هست در خود میبیند و شکر گزاری و شرایط و اتفاقاتی که خودش رقم میزنه آن را دریافت کنه ، چرا که او به کمال و خودسازی نمی افتد، و باید او نیز در حرکت باشد ، خلاصه با تایید این باورها ، سری به ایمیلها زدم ، که دیدم خدای من ایمیلی دریافت کردم که برای ادامه راهی که چند روز با توصیه های شما پله پله جلو رفتم ، روزنه ایی برای رسیدن به تمام خواسته هایم پیدا شد ، استاد عزیزم ایمیل هلندی هست و تاریخ و ساعتش مشخصه و اینکه این راه که درخواستش برایم باز شد رو من از وقتی شما رو تایید کردم شد ، و دیگه اسم کسی رو نیاوردم و فقط گفتم خدایا تو به من الهام کن در هر موقعیت که باید برای کسی اقدامی کنم ، و در عوض از او میخواهم شکرگزار تو باشد . حالا استاد عزیزم باید با توکل به خدا ادامه راه را بروم ، یا الله
دوستتون دارم با تمام وجودم چرا که خیلی درسها از شما بزرگوار گرفتم . الهی رب العالمین همواره به شما عزیزش بیش از پیش موهبت هایش را اهدا کند تا من و تمام افرادی که وجودمان را به خدا انس داده ایم از این چشمه ای که شما ما را جرعه جرعه مینوشانید به کمال برسیم و سعادتمند هم در دنیا و هم در آخرت شویم . اامین
استاد جان بِپَر بپر ،همون تخم مرغی که مرغتون تازه گذاشته اون مال منه هاااا، همون رو شوت کن بیاد اینطرف😁 میخوام بذارم روی چشمام که قراره ۲۳۵ 🤓 صفحه کامنت به یاری الله مطالعه کنم 😍😍😍
در رابطه با ترمزای خودم در مورد ثروت بخوام بگم که جدیدا دارم روش کار میکنم همین باور ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست و هرچقدر ثروتمندتر بشم نزد خدا محبوبتر میشم هست …
خونه ی ما علاوه بر اخبار صحبتای آخوندا هم زیاد پخش میشد، از این صحبتا زیاد شنیده بودم که طرف ثروتمند بوده بعد یه فقیر اومده نشسته کنارش لباسش رو جمع کرده پیغمبر گفته چیه ترسیدی فقرش به تو سرایت کنه اونم شرمنده شده گفته حاضرم نصف داراییم رو بدم به ایشون بدم و فقیره هم جواب داده من قبول نمیکنم میترسم منم ثروتمند بشم، بشم شبیه این ادم …
یا طرف به پیامبر گفته دعا کن ثروتمند بشم ،پیامبر میگه ممکنه به صلاحت نباشه اصرار میکنه نه شما دعا کن و دعا میکنه و مستجاب میشه و طرف دیگه زکات نمیده و…
یا نمیدونم یه چیزی تو این مایه ها که دونفر همزمان باهم بودن در محضر خدا داشتن حساب اعمالشون رو پس میدادن ، بعدیکی سریع وارد بهشت میشه ، اما دیگری چندین میلیون سال طول میکشه ، بعد که وارد بهشت میشه میپرسن چقدر طولانی شد دلیلش این بوده که این داراییش زیاد بوده بعد قرون به قرون مالش رو باید میگفته چطور استفاده کرده، ولی اون یکی پول ودارایی چندانی نداشته تونسته سریع وارد بهشت بشه… حالا این موردو دقیق یادم نیست ولی محتواش همین بود😂 که هرچی بیشتر پول داشته باشی اون دنیا بیشتر باید حساب پس بدی وسختتر وارد بهشت میشی😐
خلاصه که ازاین دست صحبتا زیاد شنیده بودم ، بعد وقتی که شما میگفتید یکی از باورایی که روش کار کردم این بود که من هرچقدر ثروتمند بشم نزد خدا محبوبتر میشم ، من بشدت مقاومت داشتم… نمیتونستم بگم تا همین چند وقت پیش نمیتونستم ، یا همین ثروتمند شدن معنویترین کاردنیاست، نمیتونستم اگرم میگفتم فقط یکی دودفعه بود… وقتی هم توسط دیگران گفته میشد، انگار حسم بد میشد😐… بااینکه برای خودم دلیل میاوردم که چرا ثروتمند شدن معنوی هست اما نمیتونستم تکرارش کنم یا بگم معنویترینه ،یعنی باز با صفت معمولی مقاومتم کمتر بود اما وقتی افضل میشد و ترین میومد گفتنش واسم سنگین بود😶 ……
بااینکه واقعاً پول دوستم 🤑 و دوست دارم ثروتمند بشم ،اما ورودیهایی که ازگذشته گرفته بودم نمیذاشت از لحاظ مالی پیشرفت کنم، با تمرین شکرگزاری وتوجه به نکات مثبت ویسری عبارات تاکیدی… پول بیشتری نسبت به گذشته خودم دریافت میکردم ،اما اون پیشرفتی که میخواستم رو نداشتم…. الان احساس میکنم مقاومتم کمتر شده نسبت به تکرار این جمله، خداروشکر برای همین پیشرفت …فقط باید بقدری تکرارش کنم که ببینم ذهنم هم بامن همراه میشه…
اوایلی که باقانون اشنا شده بودم مدام تکرار میکردم من تحت هرشرایطی ارامشم رو حفظ میکنم ، هر اتفاقی بیفته خیر هست یعنی انقدر تکرارش میکردم که وقتی یه اتفاقی میفتاد که عصبانی میشدم انگار ذهنم میگفت قرار بود ارامشت رو حفظ کنی ، ملکه ذهنم شده بود …و چقدر تکرار عبارات این چنینی به من کمک کرد که برخلاف گذشته م وارد بحث و اینا نشم .. یا واسه عزت نفسم موقعی که میگفتم حرف مردم برداشت وقضاوت مردم مهم نیست و باخودم صحبت میکردم، از لحاظ عزت نفس میدیدم که پیشرفت کردم که دیگه حرفایی که قبلا عصبانی و ناراحتم میکرد الان اصلا بنظرم ناراحت کننده نمیاد… که راحتتر به درخواستایی که میشد و نمیخواستم بپذیرم نه میگفتم ….
خداروشکر چند روزی هست برای ثروت هم میتونم تکرار کنم ثروتمندشدن معنویترین کار دنیاست ، هرچقدر ثروتمندتر بشم نزد خدا محبوبتر میشم …
باخودم صحبت میکنم که وقتی میری مناطق گرون قیمت ببین چقدر حالت خوب میشه ، لذت میبری از نمای زیبای خونه ها خیابونای شیک وتمیز و ماشینای قشنگ، فضای سبز زیبا،مجتمع های زیبای تجاری و اجناس باکیفیت، این محصول ثروته… ولی پایین شهر خیابونای پر چاله و خونه هاوماشینای درب و داغون و… این محصول بی پولیه
میگم قبلا شنیدم خداوند زیباست وزیباییها رو هم دوست داره ، ثروت باعث گسترش زیباییها میشه ،پس خدا ثروت رو دوست داره و ازثروتمند شدن حمایت میکنه… به خودم میگم ذات خدا غنی وثروتمند هست منم از خداهستم پس طبیعی هست که ثروتمند باشم ذات الهی من با ثروت هماهنگ هست… به خودم میگم با ثروت هست که جهان گسترش پیدا میکنه که جهان به جای بهتر وزیباتر وباکیفیت تری برای زندگی کردن تبدیل میشه که ثروتمند شدن من تحقق خواسته ی خداوند هست
با نگاهی به اطراف میبینم که انصافاً بی پولا هستن که واسه زمانشون ارزش قائل نیستن و وقتشون رو گذاشتن روی غیبت کردن و زیرآب زنی و حسرت خوردن وحسادت کردن و غرغر وگله شکایت وناسپاسی
میبینم که کسانی که ثروتمندن هم خودشون شادن هم از شادی دیگران شاد میشن هم موجب شادی دیگران میشن ، هم سپاسگزارن هم هدفمندن و برای زمان خودشون ارزش قائلن و واقعا هم خودشون عالی زندگی میکنن هم جهان رو به جای عالیتری برای زندگی تبدیل میکنن… نمونه ی واضحش هم که شما هستید…
دیروز داشتم کامنتای جلد ۴ کتاب رویاهایی که رویا نیستند رو مطالعه میکردم کامنت یکی از دوستان (دقیق یادم نیست 🤔)ولی محتواش این بود که 👇
باخودم میگفتم چرا من باید باور کنم پول بدست اوردن راحتترین کار دنیاست که این فصل کتاب واسم روشن کرد چون روح ما کامل هست وبرای روح داشتن همه ی انچه که میخوایم داشته باشیم بدیهی وطبیعی هست…
دقیقا دقیقا دقیقا من از خداهستم خدا ثروتمند هست طبیعی هست من هم که شکل خداهستم ثروتمند باشم،فقط باید دیدگاه ذهنم رو با روحم هماهنگ کنم
اگه اشتباه نکرده باشم بقول باب پراکتور تو ثروتمند زاده شدی…
ما ثروتمند زاده شدیم پیشاپیش نعمتها وثروتها عطاشده، جهان مسخر ورام ماهست بقول استاد کاری که باید انجام بدم هماهنگ کردن دیدگاه ذهن با روح هست ….
بینهایت خداروشاکرم که باسایت شما اشنا شدم استادعزیزم…نه تنها اشنا شدم حالا بیشتر و بهتر میتونم ازسایت استفاده کنم، چون عضو که از دوسال پیش عضو بودم اما متمرکز با اموزشهای شما کار نمیکردم…سپاسگزارم استاد عزیزم ،فایلهاتون فوق العاده س ،سایتتون بینظیره،کامنتها عالی هستن🤩🤩🤩 یک مورد دیگه هم که جدیدا درکم نسبت بهش بهتر شده تمرکز روی اصل به جای فرع هست انصافاً تنها استادی هستید که این موضوع رو درک کرده و عمل کرده و عالی بیان کرد سپاسگزارم… خداروشکر خداروشکر خداروشکر
به قول خودتون شاد سالم ثروتمند وسعادتمند در دنیا و آخرت باشید❤🌹🌹🌹🌹
_داشتن باور من مسئول زندگی بقیه هستم نه زندگی و خوشبختی خودم:
اول من باید پول داشته باشم و ثروتمند باشم بعد اگر کمک به بقیه افراد احساس خوب در من ایجاد میکنه کمک هم بکنم و در کل ثروت رو برای خوشبختی خودم بخوام نه برای بقیه.
_باور نداشتن به طبیعی بودن جریان ثروت در زندگی:
یعنی قبول نداریم که جریان ثروت باید به طور طبیعی در زندگیمون باشه و به نوعی دنبال ثروت مشروط میگردیم تا خداوند به بهانه کمک به مردم و خانواده و …. به ما ثروت بده
سلام خدمت استاد نازنینم.جواب مسابقه:اول اینکه این افراد باور دارند که قدرت کمک کردن به دیگران را ندارند و باید اول ثروتی کسب کنند تا توانایی خدمت به دیگران را داشته باشند،درصورتیکه تا نبخشند ثروتمند نمیشوند.چون کسی که از دارایی اش می بخشد باور دارد که ثروتمند است و در فرکانس ثروت قرار میگیردو چون احساس خوبی دارد لاجرم اتفاقات خوبی هم رقم میزند.دوم اینکه این افراد ثروتمند شدن را غیر معنوی میدانند و میخواهند با تعهد دادن به اینکه در قبال دریافت ثروت به دیگران کمک کنند ،در واقع آن را با معنویت گره بزنند تا پذیرشش را برای خود آسان کنند.یا به خیال خود خدا را برای دادن ثروت قانع کنند.در صورتیکه ثروت مثل باران بی نهایت و همیشگی است و خدا برای دادنش به بندگان نه تبعیض قایل میشود و نه رشوه میگیرد.شاد و آگاه در پنهاه الله یکتا باشید.
سلام به استاد عزیز و همه دوستان عباسمنشی
استاد از این بهشت که فایل ضبط میکنید خیلی احساس خوبی به ما هم دست میده و انرژی خوبی داره . اینجا واقعا زیباست . واقعا قدرت و عظمت خداوند رو میشه همه جای این بهشت دید. خدایا شکرت
در مورد سوال شما فکر کردم و این چند ترمز و مانع ذهنی به نظرم میرسه که ممکنه در افراد باشه و جلوی تحقق خواسته هاشونو در مورد ثروت بگیره :
1- اینکه من که خودم لیاقت داشتن ثروت رو ندارم پس اگر به واسطه کمک به دیگران اینو از خدا بخوام، خدا به خاطر کمک به بنده هاشم که شده دعای منو مستجاب میکنه و از اونجایی که همیشه شنیدیم که کمک به دیگران خیلی پسندیدست با این قرارداد و یا پیش شرط به احساس خوبی میرسیم که ببین خدا من ثروت رو فقط خودم نمیخوام میخوام بنده های دیگرتو خوشحال کنم . ( باور عدم لیاقت داشتن ثروت)
2- این مسئله رو خیلی جاها شنیدیم که آدم های ثروتمند ظالم هستند و فقط به خودشون فکر میکنن. با درخواست و قرارداد با خداوند میخوایم روی این مانع ذهنی سرپوش بزاریم که ببین خدا من مثل بقیه نیستم ، اگر به من ثروت بدی من بر خلاف ثروتمندای دیگه به دیگران کمک میکنم و دست نیازمندانو میگیرم و خیلی هارو به زندگی بهتری میرسونم. ( باور ظالم بودن ثروتمندان)
3- به خداوند ویژگی و صفات انسانی دادن . با این تصور که این درخواست رو از خداوند میکنم و خدا که دلش برای آدم های نیازمند و کسانی که مشکل دارن میسوزه وخودش گفته به دیگران کمک کنید وقتی میبینه و میشنوه که من واسه کمک به دیگران میخوام ثروت بشم خوب یه خدای خوب اونیه که واقعا این کارو میکنه. (عدم شناخت خداوند و سیستم جهان هستی)
4- مسئله بعدی صبور نبودن برای طی کردن تکامل برای ثروتمند شدنه . این که با این قرارداد و معامله با خداوند میخوایم ناگهان به ثروت های زیادی برسیم که از اون هم بشه به دیگران کمک کرد. یه اتفاقی یا در یک قرعه کشی این اتفاق خوبه بیافته و من ناگهان به ثروت زیاد برسم و قبلش هم کلی صحبت در مورد کمک به دیگران میکنیم.
(عدم شناخت قوانین کیهانی)
استاد عزیز این چند باور به ذهنم رسید. سپاس از شما
امیداورم تونسته باشم کمکی کرده باشم. منتظر نظرات فوق العاده دوستان هم هستم … :)
سلام خدمت استاد خوبم و همه ی دوستان عزیزم
من این فایل استاد رو وقتی شنیدم بنظرم اومد بارها همین سوال رو از خودم پرسیدم.
اوایل آشنایی من با قانون چون شنیده بودم که هر آنچه بخوام رو میتونم داشته باشم، با خودم گفتم ای ول پس من چه خوبه پولدار شم برای داداشم ماشین بگیرم،مامانم دوست داره تو محله بهتر باشن پس اگه پولدار شم برای پدر و مادرم خونه میگیرم و…. خلاصه حسم فوق العاده خوب بود ولی پولدار نشدم که نشدم تا اینکه چند ماه پیش شروع کردم به هدف گذاری برای یک سال بعدم، اونجا بود که یاد حرف استاد افتادم که میگفتن یه سری خواسته ها عشقن و یه سری خواسته ها هوس. اونجا بود که تازه فهمیدم خودمم هستم و یه سری چیزا رو واقعا عاشقانه میخوام تو زندگیم از جمله پول ولی ایدفه با دلایل شخصی خودم و برای خودم.خدا میدونه از همون موقع به بعد زندگی من بصورت اساسی متحول شده چون فهمیدم زمانی به هر آنچه میخوام میرسم که یکی بشم با خواسته م. بقیه هم زمانی به خواستشون میرسن که خودشون به تکامل برسن. طبیعت شوخی نداره،پارتی بازی نمیکنه.
سلام خدمت استاد و دوستان عزیزم.
این سوال خیلی فوق العادست ،چون یه تکون حسابی به مغز آدم میدد.
جواب و توضیحات:
ما از بچگی بارها و بارها بمباران شدیم با دلسوزیهایی که برای افراد ضعیف داشتیم و این دلسوزیها در اطرافیانمون بسیار بسیار واضح دیده میشده و برا ما هم بازگو میشده.
مثلا؛
از اطرافیان شنیدیم یا خودمون از یه نفر شنیدیم که طرف میخواسته یه جهیزیه یا وسیله برا منزلش یا یه وسیله نقلیه یا هر چیز دیگه ای، بخره و وسع مالیش نرسیده.
بعد اومده تعریف کرده و علی رغم اینکه باور کمبود رو به ما القا ٕ کرده، این حس دلسوزی برا ما ایجاد شده و خودمون و اطرافیان هم یه سری افکار مریض گونه رو تکرار کردیم که :
آقایی که میری مکه ، بیا پولت رو بده به چهارتا فقیر بیچاره مثل این، نمیخواد مکه بری!
یا؛
توئی که بهترین ماشین و خونه رو داری و لوکس ترین زندگی رو داری، به جای این تجملات بیا یه کم پول به این بدبخت بیچاره ها بده تا نخواد با موتور زن و بچشو اینور و اونور ببره..
یه هزاران چرت و پرت دیگه
من که از این حرفا زیاد شنیدم ، شما رو نمیدونم.
خلاصه، یه حس دلسوزی با این باور که :
یه سری آدما در بدر هستند و یه سری دیگه پولدارند ، و این پولدارها نمیان هزینه کنند تا این آدمای بدبخت راحتتر زندگی کنند.
این چالشها و مسئله هایی که حتما هممون دیدیم و شنیدیم این باور رو ایجاد کرده که:
خدایا پول به من بده ، من قول میدم که مثل این پولدارا نباشم که به کسی کمک نمیکنند و من آدم خوبی میشم.
در ضمن ، به مسائلی که دیدیم و شنیدیم یه دیدگاهی پیدا کردیم ” که ” فکر میکنیم خداوند هم همینجوری به این مسائل نگاه میکنه.
این طرز تفکر باعث میشه پول رو بخوای ولی باورهای ایجاد شده این اجازه رو ندد که برا خودت بخوای و برای لذت بردن.
برا این بخوایم که حتما به بقیه بخوایم کمک
کنیم.
عاشقتونم.
استاد جان ممنونتم که اِنقدر فوقالعاده ای.
در پناه الله یکتا.
سلام به همه اعضای دوست داشتنی سایت و استاد عزیز و مریم نازنین
به نظر من علت اینکه تمام ثروت رو برای خودمون نمیخواییم احساس دلسوزی هست که نسبت به بقیه داریم. یا همون احساس گناه داشتن که برمیگرده به اینکه خودمون رو ارزشمند نمیدونیم و بیشتر تمرکزمون روی بقیه هست. به قول یکی از دوستان وقتی چیزی رو از خدا برای خودت نخوای و برای بقیه بخوای خدا اون ثروت رو بهت نمیده که بخوای حتی برای دیگران خرج کنی. خود من هر موقع تمرکزی خواسته ای داشتم خیلی راحت به دستش آووردم ولی وقتی فکرم پیش چندین نفر بوده که چیکار کنم اوضاع اونا هم بهتر بشه خودم از مسیر اصلیم خارج شدم. از خدا میخوام منو ثابت قدم در اهداف خودم قرار بده و مانع از حاشیه رفتن بشه. مشتاقانه میخوام کامنتهای خوب دوستان رو بخونم که میدونم خوندنشون نتایج عالی همراه خودش میاره.
ممنونم استاد عزیز که این فضای عالی رو در اختیارمون قرار دادین.
😘😘😘🌸🌸🌸🌸
سلام مهدیه جان
سپاسگزارم از دیدگاه قشنگ و مفیدت که باور های اصلی و ریشه ای رو میگی ( احساس گناه + عدم لیاقت + کمبود ودلسوزی و…) که باعث این اتفاق شده
این نکته زیباست که مثال از نتیجه ی خودت حتی در فکر کردن برای دیگران خودت رو خارج از مسیر دیدی و کشفش کردی تحسینت میکنم واقعا
بینهایت سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
سلام دوست خوبم
سپاس گزارم ازینکه کامنت من رو خوندید و موشکافانه اصل هارو ازش جدا کردید.
و سپاس گزارم بابت این انرژی که بهم دادید.
الان توی رختخواب بودم و گفتم قبل ازینکه بخوابم چندتا کامنت بخونم. سایت رو که باز کردم دیدم اعلان پاسخ به دیدگاهم اومده فوری اومدم چک کردم.
خواهرزاده عزیزم گفته بودن که دوستانی که بندرعباس هستن رو به صورت اتفاقی همدیگه رو پیدا کردن. منم با خودم میگفتم منم دوست دارم با دوستان همفرکانس شهرم آشنا بشم و گفتم هر موقع زمانش باشه این اتفاق میفته. تا اینکه پاسخ شمارو خوندم و پروفایلتون رو باز کردم دیدم داستان هدایت نوشتین، هر دوستی که حسم میگه پروفایلش رو باز کن اگه داستان هدایت داشته باشه حتما میخونم تا از نتایج دوستانم انگیزه بگیرم.
دوست خوبم من هم بندرعباس هستم و اولین آشناییم با استاد همون سمینار تند خوانی در تالار شهید آوینی بود. اما اونموقع ها منم تا این حد فرکانسم بالا نبود برای دریافت بیشتر آگاهی ها و باز هم خدارو شکر میکنم که همون موقع هم جز افرادی بودم که یک خواسته ای برای پیشرفت داشتم وگرنه همون سمینار هم نمیرفتم اون زمان. خدارو هزاران بار شکر که در این مسیر زیبا هستیم و از خدا میخوام کمکم کنه ثابت قدم باشیم در این راه.
خوشحال شدم از آشناییتون دوست هم فرکانسم
شادو پیروز و ثروتمند باشید
🌷🌷🌷
وای سلام و درود دارم مهدیه جان اومدم یه مرور کنم به پاسخ دیدگاهام و لذت ببرم انگار اون موقع که پیام شماروخوندم تو موقعیت این نبودم یا بهتر بگم در مدار این نبودم که بیشتر با هم دانشجویان استاد که در بندرعباس هستند آشنا بشم الانکه خوندم خیلی خوشحالم و درک کردم و حسم گفت به شما بگم اگر خواستید بهتر و بیشتر از قانون صحبت کنیم و لذت ببریم و من نمیدونم چجوری راه های ارتباطی رو بگم فقط میتونید روی گوگل کلمه ی ( وزیری وصال – vazirivesal) رو سرچ کنید سایت بنده که دات کام هستش رو میتونید ببینید و راه های ارتباطی در سایتم نوشته شده همایمیل هم راه های تماس
واقعا خدارو شاکرم جسارت نباشه فقط پیشنهاد هستش به عنوان یک همفرکانسی ، خدارو شاکرم که به من فرصت داده به شما پیشنهاد بدم و در این مسیر و در این خانواده ی متمایز از جهان هستی باشم
من هم اون موقع در تالار شهید آوینی موقعی که وارد شدم در مدارش نبودم اما اون موقع به صدای قلبم گوش میدادم اما استاد رو نمیشناختم ودر سایت هم عضو نبودم اما خدارو شاکرم که هدایت خداوند به خواست خودمون که تغییر کنیم فقط تغییر باعث شد از زمین و زمان برامون هدایت بیاد ، استاد خوب انتخاب بشه و شروع کنیم با تمام اتفاقات خوشحالم که پیامتون روخدا نشونم داد با تمام وجود از خدا شاکرم مهدیه خانم سپاس از محبت شما
سلام
استاد من این تمرینو اول تو دفترم نوشتم حین نوشتن دیدم یه صفحه برگه اچار پر کردم 😐درحالی که اولش داشتم خودکارو تو دستم میچرخوندم حین نوشتن گفتم یاخدا اینا به قول شما نه تنها ترمز نمیدونستمشون بلکه فضیلتم برام حساب میشد بریم سراغ نوشتنشون:
1.اینکه خدا بلد نیست خدایی کنه جهانشو بچرخونه به کی بده به کی نده ولی من میشناسم ادمایی رو که مثل خودم پول ندارن و اگه من ثروتمند بشم اوناهم میشن تازه دارم عدالت خدارم زیر سوال میبرم که تو به هرکی دوس داشته باشی ثروت میدی شرک خالصه این باور
2.من لایق این نیستم که ثروتمند بشم بقیه رو هم باید شریک کنم چون ممکنه اونا حسودی کنن به ثروت من یا دزدی کنن ازم یا تو چشم باشم ولی وقتی اوناهم داشته باشن همه به یک اندازه داریم
3.ثروت تو دنیا انقد کمه که اگه خدا جاشو به من بگه من میرم همرو برمیدارم و بقیه تو رفاه نیستن پس بزار به بقیه هم کمک کنن
4.ثروتمندان ادم بدی هستن ولی اگه به من پول بدی من پولو میبخشم ببین من چقد ادم خوبی هستم قول میدم که پول خرابم نکنه تو فقط بده
5.خداوند انسانه اگه با زجه و التماس چیزی ازش بخوام بهم میده 5افل از اینکه من فرکانس گدایی و کمبود دارم میفرستم و به گدا پول خورد فقط میدن نه ثروت کلان
6.با کمک کردن باعث میشه بقیه بگن دمش گرم چه ادم خوبیه به به چه چه کنن نیازمند تایید دیگرانم
7.من میتونم زندگی بقیه رو عوض کنم اونم تا اخر عمر فقط منو دعا کنه خانوادشم خلا منو پر کنن با به به و چه چه
8.معامله باخدا که بده تا منم بدم سر خدارو میخوام انگار شیره بمالم
یعنی من با شناسایی ترمزام ریشه یابی که کردم تو خلوت خودم از ثروت رسیدم به عزت نفس که بقیه بگن دمش گرم چه ادم خوبو خیری که ب بقیه کمک میکنه نرگس چه خانومه چه دختر خوبیه روح منو ارضا کنن هرجا خواستم ریشه یابی کنم باورامو تو هر زمینه ای تهش رسید به تایید دیگران به حدی عین پیچک پرادایس به من چسبیده که منو انداخت ولی هیچوقت یادم نمیره که اون پیچکا هرچقدرم سفت بودن بلخره قطع شدن خداروشکر بابت شناسایی این ترمزا که وقتی پیداشون میکنی یه سبکی پشت گردنت حس میکنی انگار تا قبل از اون رو گردن تو نشسته بودن الان ولی سبک بال میشم خدایا شکرت اینارو نوشتم که رد پا بزارم که بعد که دوباره این فایلو دیدم برم سراغ اشغالای ریز تر که زیر فرشه بی نظیرید شما استاد عزیزم
سلام مشکل این نوع خواسته ها اینه که انگار خودمون رو لایق ثروتمندی و رفاه و استفاده از نعمات الهی نمی دونیم و ثروت رو برای دیگران و کمک به دیگران می خواهیم. در حالی که باید حق طبیعی خودمون بدونیم که از نعمات بیکران هستی استفاده کنیم. انگار برای غلبه بر حس گناه ثروتمندی داریم شرط می گذاریم که من ثروت رو برای دیگران می خوام نه خودم.
در ضمن من اولین باره که دارم نظر میدم و از اینکه با شما هم فرکانس شدم خیلی خوشحالم.
به نام الله یکتا
سلام به همه ی عزیزان
وحیده جان نظرتون عالی بود
ومن هم از حضور شما در این جمع بینظیر از خانواده ی آگاه و عزیزو درجه یک بسیار خوشحالم
خوش آمدید
دقیقا در این نوع دعا احساس گناه و احساس بی لیاقتی موج میزنه ، و اگر ما در خودمون باورهای درست بسازیم و احساس لیاقت ایجاد کنیم و خودمون و خدا را بهتر بشناسیم هیچ گاه چنین درخواستی نمیکنیم.
سلام به استاد عزیزم
من به محض اینکه شما این مطلب رو گفتید کاملا متوجه شدم ، در سال گذشته من کسی رو میخواستم کمک کنم که سالها در نظر داشتم و درست تیر ماه گذشته نامه ای برای یکی فرستادم که من حتما به او با رشد مالی ام کمک خواهم کرد از هر لحاظ ولی متاسفانه او دو ماهه که در اثر آتش گرفتن فوت کرد پدر جوانی بود ولی نامید …، پس از او من خیلی متاثر شدم ،در چند هفته پیش من با خودم می نوشتم که خدایا اگر من ثروتی که میخواهم بدستم برسد به فلانی و … کمک میکنم اما به ذهنم اومد نه مریم نگو ، نکنه این هم بمیره و بعدش به خودم گفتم چون هر شخصی باید خودش این درخواست ها را بدهد و شکر گزاری کند من میتوانم مثل استاد به هر کسی هدیه بدم .اما پدر و مادر و ایتام چون در قران سفارش شده اشکالی نداره که نیت کمکم را واضح بگویم .چون تو ای خداوند یکتا سفارش کرده ای به نیکی و… من دلم میخواد مثلا فلان کار را برایشان انجام دهم . خلاصه پس از این اگاهی ،من درخواستی که از خدا میخواستم را احساس فراوان میکردم و میخندیدم زیاد و از ته دل ، جوری که فکم درد میگرفت و من در حال حاضر، کاملا اون درخواست رو مثل اینکه دریافت کردم میمانم ، و امشب که فایل شما رو دیدم به خدا قسم ، پس از اینکه گفتم دقیقا درست میگویید استاد چون من هم به این نتیجه رسیدم، زیرا برای همه به اندازه هم و فراوان سهم هست و باید هر کسی بنا بر لیاقت وجودی که در داشتن هر چه هست در خود میبیند و شکر گزاری و شرایط و اتفاقاتی که خودش رقم میزنه آن را دریافت کنه ، چرا که او به کمال و خودسازی نمی افتد، و باید او نیز در حرکت باشد ، خلاصه با تایید این باورها ، سری به ایمیلها زدم ، که دیدم خدای من ایمیلی دریافت کردم که برای ادامه راهی که چند روز با توصیه های شما پله پله جلو رفتم ، روزنه ایی برای رسیدن به تمام خواسته هایم پیدا شد ، استاد عزیزم ایمیل هلندی هست و تاریخ و ساعتش مشخصه و اینکه این راه که درخواستش برایم باز شد رو من از وقتی شما رو تایید کردم شد ، و دیگه اسم کسی رو نیاوردم و فقط گفتم خدایا تو به من الهام کن در هر موقعیت که باید برای کسی اقدامی کنم ، و در عوض از او میخواهم شکرگزار تو باشد . حالا استاد عزیزم باید با توکل به خدا ادامه راه را بروم ، یا الله
دوستتون دارم با تمام وجودم چرا که خیلی درسها از شما بزرگوار گرفتم . الهی رب العالمین همواره به شما عزیزش بیش از پیش موهبت هایش را اهدا کند تا من و تمام افرادی که وجودمان را به خدا انس داده ایم از این چشمه ای که شما ما را جرعه جرعه مینوشانید به کمال برسیم و سعادتمند هم در دنیا و هم در آخرت شویم . اامین
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام سلام استاد عزیز وخانم شایسته دوست داشتنی وهمگی عزیزان
استاد جان بِپَر بپر ،همون تخم مرغی که مرغتون تازه گذاشته اون مال منه هاااا، همون رو شوت کن بیاد اینطرف😁 میخوام بذارم روی چشمام که قراره ۲۳۵ 🤓 صفحه کامنت به یاری الله مطالعه کنم 😍😍😍
در رابطه با ترمزای خودم در مورد ثروت بخوام بگم که جدیدا دارم روش کار میکنم همین باور ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست و هرچقدر ثروتمندتر بشم نزد خدا محبوبتر میشم هست …
خونه ی ما علاوه بر اخبار صحبتای آخوندا هم زیاد پخش میشد، از این صحبتا زیاد شنیده بودم که طرف ثروتمند بوده بعد یه فقیر اومده نشسته کنارش لباسش رو جمع کرده پیغمبر گفته چیه ترسیدی فقرش به تو سرایت کنه اونم شرمنده شده گفته حاضرم نصف داراییم رو بدم به ایشون بدم و فقیره هم جواب داده من قبول نمیکنم میترسم منم ثروتمند بشم، بشم شبیه این ادم …
یا طرف به پیامبر گفته دعا کن ثروتمند بشم ،پیامبر میگه ممکنه به صلاحت نباشه اصرار میکنه نه شما دعا کن و دعا میکنه و مستجاب میشه و طرف دیگه زکات نمیده و…
یا نمیدونم یه چیزی تو این مایه ها که دونفر همزمان باهم بودن در محضر خدا داشتن حساب اعمالشون رو پس میدادن ، بعدیکی سریع وارد بهشت میشه ، اما دیگری چندین میلیون سال طول میکشه ، بعد که وارد بهشت میشه میپرسن چقدر طولانی شد دلیلش این بوده که این داراییش زیاد بوده بعد قرون به قرون مالش رو باید میگفته چطور استفاده کرده، ولی اون یکی پول ودارایی چندانی نداشته تونسته سریع وارد بهشت بشه… حالا این موردو دقیق یادم نیست ولی محتواش همین بود😂 که هرچی بیشتر پول داشته باشی اون دنیا بیشتر باید حساب پس بدی وسختتر وارد بهشت میشی😐
خلاصه که ازاین دست صحبتا زیاد شنیده بودم ، بعد وقتی که شما میگفتید یکی از باورایی که روش کار کردم این بود که من هرچقدر ثروتمند بشم نزد خدا محبوبتر میشم ، من بشدت مقاومت داشتم… نمیتونستم بگم تا همین چند وقت پیش نمیتونستم ، یا همین ثروتمند شدن معنویترین کاردنیاست، نمیتونستم اگرم میگفتم فقط یکی دودفعه بود… وقتی هم توسط دیگران گفته میشد، انگار حسم بد میشد😐… بااینکه برای خودم دلیل میاوردم که چرا ثروتمند شدن معنوی هست اما نمیتونستم تکرارش کنم یا بگم معنویترینه ،یعنی باز با صفت معمولی مقاومتم کمتر بود اما وقتی افضل میشد و ترین میومد گفتنش واسم سنگین بود😶 ……
بااینکه واقعاً پول دوستم 🤑 و دوست دارم ثروتمند بشم ،اما ورودیهایی که ازگذشته گرفته بودم نمیذاشت از لحاظ مالی پیشرفت کنم، با تمرین شکرگزاری وتوجه به نکات مثبت ویسری عبارات تاکیدی… پول بیشتری نسبت به گذشته خودم دریافت میکردم ،اما اون پیشرفتی که میخواستم رو نداشتم…. الان احساس میکنم مقاومتم کمتر شده نسبت به تکرار این جمله، خداروشکر برای همین پیشرفت …فقط باید بقدری تکرارش کنم که ببینم ذهنم هم بامن همراه میشه…
اوایلی که باقانون اشنا شده بودم مدام تکرار میکردم من تحت هرشرایطی ارامشم رو حفظ میکنم ، هر اتفاقی بیفته خیر هست یعنی انقدر تکرارش میکردم که وقتی یه اتفاقی میفتاد که عصبانی میشدم انگار ذهنم میگفت قرار بود ارامشت رو حفظ کنی ، ملکه ذهنم شده بود …و چقدر تکرار عبارات این چنینی به من کمک کرد که برخلاف گذشته م وارد بحث و اینا نشم .. یا واسه عزت نفسم موقعی که میگفتم حرف مردم برداشت وقضاوت مردم مهم نیست و باخودم صحبت میکردم، از لحاظ عزت نفس میدیدم که پیشرفت کردم که دیگه حرفایی که قبلا عصبانی و ناراحتم میکرد الان اصلا بنظرم ناراحت کننده نمیاد… که راحتتر به درخواستایی که میشد و نمیخواستم بپذیرم نه میگفتم ….
خداروشکر چند روزی هست برای ثروت هم میتونم تکرار کنم ثروتمندشدن معنویترین کار دنیاست ، هرچقدر ثروتمندتر بشم نزد خدا محبوبتر میشم …
باخودم صحبت میکنم که وقتی میری مناطق گرون قیمت ببین چقدر حالت خوب میشه ، لذت میبری از نمای زیبای خونه ها خیابونای شیک وتمیز و ماشینای قشنگ، فضای سبز زیبا،مجتمع های زیبای تجاری و اجناس باکیفیت، این محصول ثروته… ولی پایین شهر خیابونای پر چاله و خونه هاوماشینای درب و داغون و… این محصول بی پولیه
میگم قبلا شنیدم خداوند زیباست وزیباییها رو هم دوست داره ، ثروت باعث گسترش زیباییها میشه ،پس خدا ثروت رو دوست داره و ازثروتمند شدن حمایت میکنه… به خودم میگم ذات خدا غنی وثروتمند هست منم از خداهستم پس طبیعی هست که ثروتمند باشم ذات الهی من با ثروت هماهنگ هست… به خودم میگم با ثروت هست که جهان گسترش پیدا میکنه که جهان به جای بهتر وزیباتر وباکیفیت تری برای زندگی کردن تبدیل میشه که ثروتمند شدن من تحقق خواسته ی خداوند هست
با نگاهی به اطراف میبینم که انصافاً بی پولا هستن که واسه زمانشون ارزش قائل نیستن و وقتشون رو گذاشتن روی غیبت کردن و زیرآب زنی و حسرت خوردن وحسادت کردن و غرغر وگله شکایت وناسپاسی
میبینم که کسانی که ثروتمندن هم خودشون شادن هم از شادی دیگران شاد میشن هم موجب شادی دیگران میشن ، هم سپاسگزارن هم هدفمندن و برای زمان خودشون ارزش قائلن و واقعا هم خودشون عالی زندگی میکنن هم جهان رو به جای عالیتری برای زندگی تبدیل میکنن… نمونه ی واضحش هم که شما هستید…
دیروز داشتم کامنتای جلد ۴ کتاب رویاهایی که رویا نیستند رو مطالعه میکردم کامنت یکی از دوستان (دقیق یادم نیست 🤔)ولی محتواش این بود که 👇
باخودم میگفتم چرا من باید باور کنم پول بدست اوردن راحتترین کار دنیاست که این فصل کتاب واسم روشن کرد چون روح ما کامل هست وبرای روح داشتن همه ی انچه که میخوایم داشته باشیم بدیهی وطبیعی هست…
دقیقا دقیقا دقیقا من از خداهستم خدا ثروتمند هست طبیعی هست من هم که شکل خداهستم ثروتمند باشم،فقط باید دیدگاه ذهنم رو با روحم هماهنگ کنم
اگه اشتباه نکرده باشم بقول باب پراکتور تو ثروتمند زاده شدی…
ما ثروتمند زاده شدیم پیشاپیش نعمتها وثروتها عطاشده، جهان مسخر ورام ماهست بقول استاد کاری که باید انجام بدم هماهنگ کردن دیدگاه ذهن با روح هست ….
بینهایت خداروشاکرم که باسایت شما اشنا شدم استادعزیزم…نه تنها اشنا شدم حالا بیشتر و بهتر میتونم ازسایت استفاده کنم، چون عضو که از دوسال پیش عضو بودم اما متمرکز با اموزشهای شما کار نمیکردم…سپاسگزارم استاد عزیزم ،فایلهاتون فوق العاده س ،سایتتون بینظیره،کامنتها عالی هستن🤩🤩🤩 یک مورد دیگه هم که جدیدا درکم نسبت بهش بهتر شده تمرکز روی اصل به جای فرع هست انصافاً تنها استادی هستید که این موضوع رو درک کرده و عمل کرده و عالی بیان کرد سپاسگزارم… خداروشکر خداروشکر خداروشکر
به قول خودتون شاد سالم ثروتمند وسعادتمند در دنیا و آخرت باشید❤🌹🌹🌹🌹
با سلام
_داشتن باور عدم لیاقت ثروت برای شخص خودم.
_داشتن باور من مسئول زندگی بقیه هستم نه زندگی و خوشبختی خودم:
اول من باید پول داشته باشم و ثروتمند باشم بعد اگر کمک به بقیه افراد احساس خوب در من ایجاد میکنه کمک هم بکنم و در کل ثروت رو برای خوشبختی خودم بخوام نه برای بقیه.
_باور نداشتن به طبیعی بودن جریان ثروت در زندگی:
یعنی قبول نداریم که جریان ثروت باید به طور طبیعی در زندگیمون باشه و به نوعی دنبال ثروت مشروط میگردیم تا خداوند به بهانه کمک به مردم و خانواده و …. به ما ثروت بده