اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با سلام خدمت دوستان عزیز و استاد عزیزم جناب آقای عباس منش
باورهای نادرستی که در این خواسته میتوان دید به این قرار میباشد :
1- با این درخواست ما داریم اعلام میکنیم که ما شایستگی و لیاقت ثروتمند شدن را نداریم.
2 – ما به کائنات اعلام میکنیم که من انسان ارزشمندی نیستم.پس به خاطر اینکه فلان کار خیر را انجام دهم به من ثروت بده.
3 _ با این درخواست ما وهابیت خداوند را زیر سوال میبریم و فکر میکنیم که خداوند مثل ما انسانهاست که برای اینکه به ما چیزی بدهد حتما باید شرط و شروطی را بپذیریم تا خداوند به ما ثروت بدهد.
4 _ ما با توجه به اتفاقات ناخوشایند مثل فقر دیگران و دلسوزی کردن برای آنها داریم خودمان را از ثروت دور میکنیم.
5 – با این درخواست ما داریم علیم بودن خداوند را زیر سوال میبریم و میگوییم که خداجون تو حواست به فلان بندگانت و فلان چیز نیست پس به ما بده تا به فلانی ها کمک کنم.
با تشکر از استاد عزیزم جناب آقای عباس منش و تمامی دوستان گلم
ترمزها و یا کدهای مخرب در مورد خواستن پول و ثروت از خداوند و قول و تعهد دادن اینکه در قبال گرفتن ثروت کار خاصی انجام دهیم.
به نظر من اولین ترمزی که در این نوع درخواست وجود دارد.عدم احساس لیاقت است.یعنی من که لیاقت ندارم ثروتمند باشم مگر اینکه بخواهم این ثروت رو برای کاری که انگار خدا دوست داره. و بعدش یعنی من بنده دارم خدا رو گول میزنم آخه بابا مگه با بچه طرفی آقا میثم که از خدا پول بخوای تا به دیگران کمک کنی. مگه همون دیگران خدا ندارند و فقط خدا از طریق تو میتونه به اونها کمک کنه.وبعدش هم اگه اینجوری فکر کنیم و خدا هم فرضا به ما پولو بده به همون خدا اگه به کسی کمک کنیم.(البته اینا رو فقط در مورد خودم عرض می کنم.)
و ترمز دیگه اینکه خدا فقط برای انجام کارهای خیر از دید من پول میده نه برای کارهای دیگه.
خوب اگه اینجوری بود چرا یهودی ها ثروتمندترین انسان های روی زمین هستند.مگه اونا تمام پولشون رو مدرسه و مسجد می سازن .
وترمز دیگه نگاه انسانی به خداوند است در موقع درخواست که با قرار دادن خداوند در دام احساسات بتونیم به خواسته مان برسیم.
و غافل از سیستمی بودن خداوند و قوانین بدون تغییر.بازهم با توجه به نامه ۳۱ حضرت علی ع خطاب به فرزند بزرگش امام حسن ع
که همواره تمام خواسته هایت را فقط از خداوند بخواه که اوست اجابت کننده هر درخواستی به محض خواستن.اما اگر اجابت نشد اولا نا امید نشو چون که حتما میخواهد بهترش را در زمان بهتری به تو عطا کند.و درخواست های تو به اندازه نیت(باور و فرکانس ) تو پاسخ داده می شود.
در پناه الله مهربان برای شما دوستان و استاد عزیز آرزوی سعادت در دنیا و آخرت را دارم.
استاد همیشه میگفتین ما برای رسیدن به خواسته ها مون نباید کار خاصی بکنیم فقط کافیه پا مون رو از ترمز بر داریم روند طبیعیش اینه که یکی پس از دیگری اتفاقات عالی و خواسته ها مون برامون رقم میخوره و به راحتی در مسیر مون قرار میگیره
من چقدر بی راهه رفتم امروز که ک آمدم کامنت های این صفحه رو خوندم و کمی فکر کردم خدا وند بهم الهاماتی رو رسوند که بهت زده شدم چقدددر باور منفی پنهان توی این تفکر هست که خدا یا تو به من بده فلان کار خیرو انجام میدم آدم خوبی میشم و…
١؛ این نشون میده کا ما خودمون رو لایق ثروت و نعمت نمیدونیم و ثروت و نعمت رو فقط برای خودمون و لذت بیشتر بردن از زندگی نمیخوایم میگیم اینجوری با خدا معامله میکنم اونم خوشش میاد دلش ب رحم میاد و فلان
٢: بنظر مون آنقدر ثروت کمه ک برای دیگران نیست بغول شما ک تو دوره ١٢ قدم میگفتین ثروت مثل اکسیژنه مگه ما برای دریافت اکسیژن میگیم خدا یا اگه فردا بهم اکسیژن بدی قسمتی از این رو میبخشم ن هیچ کس همچین چیزی نمیاد حتی تو ذهنش چون داشتن و در دسترس بودن فراوانی بی نهایت بودن اکسیژن رو یک چیز بدیهی و طبیعی میدونه و حق مثلم خودش میدونه در مقابل دریافتش نمیخاد کاری بکنه ک اون صاف بشه
٣: شرک وای وای وای تاحالا به اینجوری سرم جرقه نخورده بود که همچین مار خوش خط و خالی چقدر میتونه سمی باشه ببین ظاهرش چقدر قشنگه ک میگه خدایا تو ب من بده من قول میدم بیمارستان بسازم قول میدم خیریه بسازم و… ینی چی؟ ینی خدایا تو نمیتونی از بی نهایت طریق ب فقرا کمک کنی من میخام کار تو رو انجام بدم ینی خدایا تو نمیتونی مدرسه بسازی من انجامش میدم یا کمک دست تو میشم ینی میخام تو زندگی دیگران تاثیر بزارم ببخشم بهشون دلشون رو شاد کنم و… در صورتی که بخشش فقط و فقط خود خواهانه ارزشمند و درست و قابل قبوله اصن خودخواهانه که باشه تو صورت طرف هم نگاه نمیکنی توقع حتی تشکر ساده هم نداری اصن نمیخای ک ازت تشکر کنه تازه خودتم درونا ازش تشکر میکنی که بهت اجازه داده این کارو انجام بدی مهم نیست کی هست چی هست چیکار میکنه با اون پول یا هرچیزی فقط خود خواهانه است
و بازم این شرک هست که تو نا خود آگاه من این بود ک همیشه از ثروت توقع داشتم یجوری که انگار خدا بهت داده باید ب بقیه کمک کنی اگه ن آدم بدی هستی و من اگه ثروتمند بشم این توقع آدم های فقیر رو برآورده میکنم ن ن ن ن ن اینا نیست هرکی ثروتمند حقشه نوش جانش اگه بخشید ب خودش برمیگرده اگ نبخشید هم ب ما چه اون ثروت مال خودشه حق خودشه داده خداوند به اون شخصه نوشه جانشه ١ درصد هم لزومی نداره ک بخاد ببخشه یا از یک ریال بقیه پول خریدش یا هرچیزی بگذره مگه خودش ب خاد ک اونم ب ما ربطی نداره ما هرچی ثروت و نعمت میخوایم فقط از خدا و فقط برای خودمون باید بخوایم و با بخشش ب (فقط خود خواهانه و فقط خودمون) کمک میکنیم و برای دریافت ثروت لزومی ب بخشش نیست خدا اینقدر بینهایت داره و مهربونه که کیلویی نعمت و ثروت میده به ما حتی اگه یک ریال هم ن بخشیم این حقه ما است که داشته باشیم و خدا ب ما بده (ما هم اگه خاستیم دلمون خاست تو حال مون بود حالمون رو خوب میکرد میتونیم خود خواهانه ببخشیم ن برای بهتر شدن وضع دیگران یا جبران لطف خدا یا هرچیزی کاملا خود خواهانه برای حال خوب مون و میدونیم بدون بخشش بینهایت خدا ثروت بهمون میده چون ما لایق دریافتش هستیم مثل اکسیژن و با بخشش هم چیزی ازمون کم نمیشه بلکه بیشتر هم میشه )
4؛ باور بعدی اینه که خدا با دادن ثروت یا نعمت میخاد ما رو امتحان کنه میگیم میبخشیم مگه خدا برای اکسیژن رسانی ب ما مارو تحت امتحان سخت الاهی قرار میده؟؟؟؟؟؟. نه والا اکسیژن رو بی منت میده بی معطلی میده بی امتحان میده فراوان میده ب خود مون میده اینم مثل همونه فقط ما کلللی ترمز داریم در مقابل دریافتش که اگه پامون از رو ترمز برداریم اینم مثل همونه مثلا میبینیم کسب ثروت برای خیییلی از آدم های جهان از آب خوردن راحت تره مثلا استاد جان که حتی وقتی خواب هستن یا در حال تفریح محصولات شون ب فروش میره و واریزی ها میاد ب حساب شون اصن حتی نمیخاد یه لیوان هم برداره ک آب بریزه توش بعد بنوشه ن ب همین راحتی حتی تو خواب داره میاد
5؛ باور بعدی عدم شناخت درست خداوند و عدالت خداونده خدایا تو اگ ب من بدی اون جاهایی که تو حواست نبوده ب آدمایی که کم رسیده یا نرسیده من براشون کم کاری تو رو جبران میکنم چون تو نمیتونی از بی نهایت طریق بهشون برسونی باید از طریق من بهشون برسونی
6 عدم شناخت قانون که خدایا من هر فرکانسی رو بفرستم نتیجه شو میگیرم هرچی که باشه اینجوری نیست که من با خدا معامله کنم اگه اکسیژن میخام فقط باید نفس بکشم نه این که معامله کنم اگه بهم اکسیرژن بدی نصفشو میدم ب همسایه و…
نه فارق از هرچیزی ما فقط نتیجه فرکانس خودمون رو دریافت میکنیم
مرسی استاد جانم که این فرصت رو بهمون دادین تا اینجا نظر مون رو بنویسیم در پناه الله مهربان باشید استاد جانم ️🫂
ممنون از دوستانی که نظرمنو مطالعه کردن انشاالله ثروت مثل اکسیژن تو زندگی همه تون باشه.
بنظرم وقتی داریم میگیم که خدایا به من ثروت بده قدرت بده و مرا مشهور کن تا عدالت را برقرار کنم یا دست درراه ماندگان را بگیرم یا یتیمان را سیر کنم …. ، داریم به ذهن ناخودآگاهمون این پیغام رو میدیم که نه عدالتی هست و نه خدایی که حواسش به در راه مانده ها و فقیرها و یتیم ها باشه و وقتی این وارد ذهن میشه که خدا به اونا کمک نکرده پس به تو هم کمک نخواهد کرد.هر کسی در هر جایی هست در جای درستشه و باید به خدا اعتماد داشت .
بنظرم اعتماد به خدا و آرامش داشتن و آروم بودن به اینکه خدا حواسش بهت هست میتونه کمک شایانی به انسان ها بکنه.بنظرم تو این دوره زمونه مردم خدا رو فراموش کردن خدا حلال مشکلاته خدا وهابه خدا رزاقه خدا آرامشه هر چی از خدا بخوای بهت میده اگر فکر کنیم که خدایا به من ثروت بده تا دست فقرا رو بگیرم شاید همون فقرا رو هم از خدا دور کنی.چون ممکنه فکر کنن که من نویی که کمک کردم بهشون رزق و روزیشونو دادم در صورتی که اینظوری نیست باید ماهی گیری یاد داد نه اینکه ماهی بدی.بهترین کمکی که میشه به فقرا داد اینکه که شکل درست خدا و خدا باوری رو توشون بیدار کنی.
دارم گریه میکنم تو اتاق راه میرم و این پیام رو مینویسم
واقعن سپاسگزار رب هستم
رو این سوال تمرکز کردم و کامنت ها رو خوندم چقدر حس گرمای توحید خوبه ، سپاسگزارم
با خوندن کامنت ها رشد کردم و چیزهایی متوجه شدم که اشک شوق رو از چشمام جاری کرد من همین الان رفتم و همه سپاسگزاری ها رو پاک کردم رو دیوار سرامیکی خونه ام هر روز لیست سپاسگزاری مینویسم و متن های سپاسگزاری که دائم اونجا هست، اما الان رفتم همه رو پاک کردم چون شرک داشت چون من سپاسگزاری میکردم تا خدا منو زیاد کنه و الان فهمیدم این شرک آلود هستش . با این آگاهی ها فهمیدم که من باید سپاسگزاری کنم چون رب من لیاقت سپاسگزاری رو داره نه اینکه داد و ستد کنم یعنی سپاسگزاری کنم تا خدا هم به وعده اش عمل کنه، نه این توحید نیست خدای من لیاقت سپاسگزاری رو داره و من هم لیاقت نعمت رو دارم،من لیاقت ثروت رو دارم و از این به بعد لیست سپاسگزاری من یعنی شمردن لیاقت های خودم و یادآوری وهاب بودن خداوند.
قبلا از خدا میخواستم که به من ثروت بده تا سپاسگزار تر بشم اما الان فهمیدم این شرکه این معامله ست فهمیدم اقتضای خدا اینه که به ما ثروت بده ذات خدا این طور هست که به ما ثروت میده مثل اینکه ذات عقرب اینگونه است که نیش میزنه نه که کینه داشته باشه هر کس با عقرب برخورد داشته باشه نیش میزنه حالا عرب باشه فارس باشه بالا شهری باشه دکتر باشه یا خانه دار فرقی نداره خدا رو هم همینطور شناختم هر کس از خدا چیزی بخواد خدا بهش میده بهشت بخواد یا جهنم( کُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّکَ وَ ما کانَ عَطاءُ رَبِّکَ مَحْظُوراً) ذات خدا وهاب و اجابت کننده ست فقط کافیه در مسیر و مدار دریافت نعمت قرار بگیریم(اعتماد به رب)
خدایا برای همه نعمت ها ممنونم
خدایا از تو همه خیرها رو با هم میخوام
خدایا از همه شر ها به تو پناه میبرم
خدایا برای همه گناهانم از تو مغفرت میخوام
برای همه شما ثروت و سلامتی و طول عمر بیشتر از خدا میخوام
خدای من لیاقت سپاسگزاری رو داره و من لیاقت دریافت نعمت ها …
چ جالب دقیقا همین امروز ک من تصمیم گرفتم تمرکزم رو ب صورت لیزری بزارم روی شکر گزاری تا نعمت های بیشتری رو دریافت کنم باید کامنت شما رو بخونم….
خیلی لذت بردم از اینکه خدای من در هر لحظه داره نعمت میده، در هر لحظه ذاره هدایت میکنه
و من در هر لحظه لایف دریافت نعمت ها و هدایت های بیشتر هستم
و شکرگزاری یعنی یاداوری اینکه خدای من لایق سپاسگزاری هست و من لایق دریافت نعمت های بیشتر….
سپاسگزاری یادم میندازه ک این خدایی ک ذات بخشیدن نعمت هست این همه بهت نعمت داده و باز هم میده ….
سپاسگزاری یعنی یاداوری اینکه من لایق دریافت نعمت ها هستم همینجور ک تا الان این نعمت های فراوان رو دارم و لیاقت بدست اوردنشون رو داشت از این ب بعد خدایی ک ذاتش بخشیدن هست بیشتر از این ها رو برای منی ک لایقشم میبخشه….
چقدر این نگاه ب شکرگزاری قشنگ تر بود و چقدر این نگاه توحیدی تر و با ارامش تر هست …
منم متوجه شدم ک توی شکرگزاری هامم احساس عدم لیاقت بوده حس داد و ستد بوده ک خدایا من دارم شکرگزتری میکنم پس بیشتر بهم بده …
خدارو شکر میکنم ک ب کامت شما هدایت شدم …
چقدر این بهشت(سایت) سرشار از اگاهی هست…
و چقدر خدای بخشنده ام رو سپاسگزارم ک من رو هدایت کرد ب این بهشت چون لیاقتش رو داشتم….
سلام به شهاب عزیزم بسیار لذت بردم از این نگاه متفاوت تو به سپاس گذاری و کیف کردم
ایمان خداوند لایق سپاسگذاری خداوند رو سپاس گذار باش چون لایق سپاس گذاری نه این که سپاس گذاری کنی که بهت نعمت بده باید ازین داد و ستد با خدا خودتو خارج کنی خداوند لایق سپاس گذاری و به همه نعمت میده و تو لایق ترین فردی برا دریافت نعمت های خداوند
باورهای محدود کننده ی پنهانی که در این درخواست وجود داره بنظر من اینهاست:
۱.دیدگاه انسانی داشتن به خداوند و ندیدن خداوند به صورت یک سیستم(چون که فکر میکنیم خدا یک انسانها که اگه ما بیایم تعهدی بدیم که به آدمها کمک کنیم (که در دنیای انسان ها این عمل یک عمل خوب و پسندیده به حساب میاد)میتونیم روش تاثیر بیشتری بذاریم تا خواسته ی مارو بهمون بده)
۲.درک نکردن اساس قانون به اینصورت که قانون کاری به این نداره که ما چرا خواسته مون رو میخوایم!!بلکه قانون میگه درخواست کن و در مسیر بمون بهت میدم حالا مهم نیست نیتت مثبته یا منفی((این مورد هم نگاه انسانی به خداوند و قانون داشتن توش هست))
۳.باور عدم لیاقت(به اینصورت که ما حس میکنیم لیاقت ثروت رو نداریم به خودی خود و حتما باید برای بقیه خرج کنیم ثروتمون)
۴.این باور که ثروت فقط زمانی خوبه که ما بخواهیم برای بقیه خرجش کنیم و اگه برای خودمون خرج کنیم کار بدی کردیم .
خیلی خلاصه و با پرهیز از زیاده گویی و بیان حواشی به اصل موضوع می پردازم. بنده دو نکته مهم در این نوع خواسته ها و اهداف میبینم که از باورهایی بسیار مخرب نشات می گیرند:
1- چنین فردی با این خواسته، تصورش این است که اگر با انگیزه کمک به نیازمندان از خداوند درخواست ثروت و رشد داشته باشد در این صورت خداوند یکتا با دلسوزی بیشتر و انگیزه بالاتر به رشد سریعتر این فرد کمک خواهد کرد. این فرد باور دارد که می توند حس ترحم خداوند(کائنات) را برانگیزد و زودتر به خواسته اش برسد. در حالیکه خداوند یکتا بر پایه قانون ثابت و لایتغیر خود، نه از کسی و چیزی تاثیر پذیرفته و نه حس ترحم او برانگیخته می شود بلکه قانون این است: باور به وجود و قدرت بی نهایت الله یکتا(نیروی برتر یا کائنات) و درخواست از او شکرگذاری او باعث شده تا مدارهای رشد را تدریجا طی کرده و هیچ عامل دیگری در این جهان تاثیری ندارد. همانطور که گریه و زاری برای دریافت خواسته خود از سر استیصال به جای تغییر باورها نمی تواند تاثیری در رشد فرد داشته باشد.
2- نکته دوم این است که چنین فردی خود را لایق ثروت نمیداند و تنها در صورتی خود را لایق درخواست ثروت از خداوند می بیند که بتواند کار خیر انجام دهد. این فرد احتمالا ثروت اندوزی بدون توجه به نیازمندان را امری نادرست می پندارد و به خودی خود نگاه مثبتی به ثروت ندارد. همه ما میدانیم که خداوند متعال بیش از ما مشتاق موفقیت و ثروتمند شدن ماست و این نکته بسیار مهم و باور بسیار درستی به موضوع ثروت و موفقیت است.
3- نکته سوم که بسیار پراهمیت و البته مخفی است ازین باور مخرب نشات می گیرد که راه بهروزی فقیران و نیازمندان، کمک ثروتمندان به آنهاست. این فرد به احتمال فراوان در حال حاضر نیز خود منتظر کمک ثروتمندان به خود است تا پیشرفت کند. این نکته بسیار ضروری همان امید به غیر خدا بستن و مصداق شرک است. همه ما خوب میدانیم که تنها راه رشد این است که خود از درون باورهای خود را تغییر داده و اصلاح کنیم تا گام به گام این رشد به اندازه اصلاح باورهایمان ایجاد شود. و این باور که کمک ثروتمندان می تواند سطح درآمدی فقیران را افزایش بدهد کاملا نادرست است که هم شرک محسوب شده و هم ایمان به رشد از طریق عوامل بیرونی بجای عوامل درونی است که انسان را روز به روز فقیرتر و نیازمندتر خواهد ساخت.
من سپاسگزار خداوندم که در مسیر رشد و هدایت قراردارم و با انجام سخت ترین کرر دنیا که تعییر باورهاست در کنار شما عزیزان هستم
من نظر شخصی خودم را البته با کمک از بخشی از کاامنت های شما عزیزان ارائه میدهم تا در این بخش سهیم باشم
سوال همه میدونیم پس پاسخ من
١-در فایل ارزش تضاد نکته زیرکانه ای اشاره شده که ترمز این فایله
توضیح:ما وقتی میگیم خدایا به من فلان بدی برای فقرا ،خانواده،یا هر کسی کاری میکنیم التدا نشون دادیم که خدایا من اصلا درکی از تضاد در دنیا ندارم و من نفهمیدم که تنوع بخشی از جهانه فقر مقابل ثروت برای این جهان نیازه و انگار دارم در ناخودآگاهم با فقر میجنگم
موضوع بعدی اینه که من نپذیرفتم که درسته فقر و ثروت مقابل هم نیازه این جهانه اما اجبار بر انسانها نیست مثال:استاد در فایل مصاحبه فرمودند مادرشون و خواهرشون به مکه مشرف شدند اما در کنارش سریعا اعلام کردند درسته رویای مادرشون بوده ولی تا مادرشون در باورهاش اغییر ایجاد نکردند مشَّرف به مکه نشدن پس در اعمال استاد نتیجه میگیریم استاد هرگز ثروت و اهدافشون بدست نیاوردند که کاری برای کسی انجام دهند بلکه با رسیدن به رویاهاشون فقط مسیر برای باور کردن اطرافیان که ما هم میتونیم هموار کردند و مهم ترین نکته باید بپذیریم اصلا ما تران رساندن دیگران به رویاهاشون تداریم مگر خودشون بخوان
٢-لیاقت
در اعتماد به نفس استاد میفرمودند اگر غذای سرد توی رستوران آوردن بگو عوض کنه از چی میستزسی اینا مگه کی هستن که توی زندگیت تاثیر بزارن
من درس میگیرم که من برای خودم و دلم به اهدافم میرسم و اگه کسی گفت زیاده خواهی یا داری به دیگران کمک کن یا هر چی دیگه جواب اینه که من از شکم ما ر که نیاوردم روشش تو استفاده کن خودت بدست بیار این روش طرف مقابل به فرمانروای جهان وصل کرده و برای همیشه ثروت و سعادت بهش دادیم و ثابت کردیم مهم نرین انسان خود من هستم نه دیگران از من مهم تر باشند
٣اشرف مخلوقات
وقتی خداوند میفرماید به خودم احسنت گفتم برای خلق انسان
اونوقت ما میگیم خدایا من که ادم نیستم به من فلان بده که به فلانی که ادمه کمک کنم وای چه مسخره
۴ فقر بخشی از مسیر زندگی یک انسانه
همانطور که یک پروانه وقتی داره از پیله در میاد نباید بیرون بکشیمش وگرنه بهش خیانت کردیم نباید در مسیر زندگی انشانی تاثیر مستقیم بزایرم استاد میگه به بچه هاتون اعتماد به نفس بدید نه پول
ما وقتی میخوایم به فلان هدف برسیم میریم به دیگران فلان کمک میکنیم مثل این بود که استاد در بندر عباس در دانشگاه کلاس هارو برکزار میکرد دانشکاه بجای اینکه با تضاد روبروشون کنه و نزاره کلاس برگزار کنه حمایتشون میکرد اونجا بود که این گوهر شگفت انگیز درونشون هرگز شکوفا نمیشد و همونجا میموند پس تضاد و فقر بخشی از مسیر هدایت خداوند برای برخی انسانهاست
۵حس انسانی به خداوند دادن
من فکر میکنم که وقتی با خدا حرف میزنم انگار مثلا رهبر مملکته یا پدرمه
در صورتی که ارباب جهانایان یک انرژی بدون حس انسانی وچه توهینی بهش میشه از طرف ما که میگیم بهمون فلان چیز بدی فلان میکنیم
مثال آیه اذا سعلک عبادی اینجا صدق میکنه
خداوند میفرماید پیامبر وقتی عبادت کنندگان از تو درباره من میپرسند بگو من نزدیکم و اجابت میکنم درخواست درخواست کننده را
ببینید خدا میفرماید از من بخواهید تا اجابت کنم شمارا
سلیمان تبی
موسی ع
عیسی
نوح
پیامبر اسلام
همه فقط درخواست کردند در مقام فقر مقابل خداوند
ما کافیه خودمون نیازمند حق بدونیم و بگیم خدایا تو میدهی ما درخواست میکنیم سپاس از عظمت حق
۶ درک قانون درخواست
یعنی دلایل درخواست ما باید شخصی باشد
٧بخشش
یک جمله میگم چون بسیاری در این باره توضیح دادن
استاد میگه اگه میخوای به فقرا کمک کنی اولین قدم اینه که جزیی از فقرا نباشی
٨با علم بر اینکه تضاد ها مارو به خراسته هامون رسوندن درواقع در بازی زندگی خداوند کارو هدایت به مسیر رشد کرده خود خدا مارو هدایت کرده حالا خود خدا به عنوان ایده به سر ما اومد حالا به عنوان درخاست به جهان ارسال میشه و خود خدا به عنوان پاسخ به زندگی ما میاد در کل مگه جیزی جز خدا وجود داره خمش خداست ولی ما با عدم آگاهی جلوی ورود ثروت به زندگیم ن میگیریم
و هزاران دلیل دیگه که دوستان فرمودند
من خودم به همی گفته های خودم عمل کنم به همه خواسته هام میرسک بقیش دیگه هنر منه و شما که چقدر روی خودمون مار کنیم
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به این آگاهی های توحیدی
سپاسگزارم از شما استاد عباسمنش عزیزم که این آگاهی های زندگی ساز رو دراختیارمون قرارمیدین
از وقتی که یادم میاد، همیشه اینو شنیدم که خدایا تو کمک کن من ماشین بخرم ، منم تو اولین سفر بزرگترای خونه رو میارم مشهد
خدایا تو کمک کن فلان وامم جورشه ، من یه گوسفند میخرم پخش میکنم
خدایا کمک کن خونمو بخرم ، یه سفره ابوالفضل میندازم همه رو دعوت میکنم
خدایا بچم تو سربازی بیوفته استان خودمون ، آش میپزم محله رو مهمون میکنم
و هزااااران ، گرو کشی دیگه که تو اینو بده منم فلان کارو برات میکنم
این داستان ناآشنایی نبود و تقریبا روال رسیدن به هرخواسته ای بود ، از انداختن پول تو ضریح ها گرفته تا کمک به موسسه ها و ...
اونم نه با نیّت فراوانی در جهان هستی که هرچی ببخشم بیشتر برام میاد ، بلکه با نیت به رحم آوردن دل خداوند
من فکر میکردم که این راه تنها راه رسیدن به خواسته های بزرگه ، اما هیچ وقت قلبم به این کار راضی نبود ، حالم از این گرو کشی بد میشد و گاهی لج میکردم و میگفتم اصلا من هیچی بهت نمیدم تو هم هیچی نده ،نخواستم ….
در درونم یه صدایی بود که میگفت راه صحیح،،، این نیست
اما چون نمیدونستم راه درست کدومه باز دست به دامن همین گرو کشی میشدم ،این، سبکی بود که من از اجدادم یاد گرفته بودم و چون اونا گاهی جواب میگرفتن ،پس احتمالا راه صحیحی بود …
تا اینکه درهمین فایل از شما شنیدم این سبک صحیح نیست و اشکال داره و در فایل دیگری شنیدم که شما میفرمایید این باور مخرب از عدم احساس لیاقت میاد ….
خیییییلی برام جالب بود کاااااملا با توضیحاتتون برام منطقی شد که شما درست میفرمایید و این آگاهی جدید با روحم هماهنگ بود و قلبم فریاد میزد که قبولش کن این باور سازنده ایه.
خدارو شکر بعد ازاون هرجا تو خودم این الگوی مخرب رو دیدم با باور لیاقت جاشو عوض کردم و همیشه حالم عالی بود و همچنان دارم رو تقویت احساس لیاقت کار میکنم و از اونجایی که خودم خالق عامدانه ی خواسته هام هستم ، پس همچنان عزتمندانه روی باورهام کارمیکنم و بهبودشون میدم واز این طریق به خواسته هام میرسم ، نه طریق گِرو کشی های قبل.
استاد عباسمنش عزیزم چطور ازتون سپاسگزاری کنم که زبانم قاصرِ برای این حجم از سپاسگزاری
شما چراغ راهم شدید دراین مسیر توحیدی، شما خالصانه هرآنچه باعث تغییر زندگیتون شد دراختیارما قراردادید سپاسگزارم ،دوستتون دارم وعششششششق برای همه ی دوستانم در سرزمین توحیدی عباسمنش 🟢
واقعا سپاسگزار این همه نعمت و خوشبختی در جهان هستیم.با کامنت های زیبای این فایل که استاد به بهترین شکل ممکن کاری کرد که ترمز های مخرب را پیدا کنیم و قانون رو درک کنیم.
ماریا عزیز که چقدر قشنگ و زیبا این ترمز هارو شناسایی کرد و توضیح داد که برای رسیدن به خواسته ها خودمون رو لایق نمیدونیم بلکه گروکشی میکنیم که فلان چیزو بده و بعد من کمک میکنم و کارای خیر انجام میدهم این کاملا به نظر من یک نوع پنهانی از شرک ورزیدن به خداوند است و بی ایمانی و در تمام ابعاد زندگی میتواند ردپای این را دید چقدر زیباست وقتی این ترمز هارا شناسایی کنی و خودت را ببینی که مستقیم و بدون واسطه یه چیز را میخواهی و خودت را لایق میدانی اون وقت این میشود که در جهت رسیدن به ثروت و هر خواسته دیگری راهت هموار تر است و موقعیت های بی نظیری سر راهت قرار میگیرد و این مواقع تلاشت هم چند برابر است و واقعا از تلاش و کاری که میکنی لذت میبری و اون موقع طعم واقعی لذت از زندگی رو درک میکنی.
با سلام خدمت دوستان عزیز و استاد عزیزم جناب آقای عباس منش
باورهای نادرستی که در این خواسته میتوان دید به این قرار میباشد :
1- با این درخواست ما داریم اعلام میکنیم که ما شایستگی و لیاقت ثروتمند شدن را نداریم.
2 – ما به کائنات اعلام میکنیم که من انسان ارزشمندی نیستم.پس به خاطر اینکه فلان کار خیر را انجام دهم به من ثروت بده.
3 _ با این درخواست ما وهابیت خداوند را زیر سوال میبریم و فکر میکنیم که خداوند مثل ما انسانهاست که برای اینکه به ما چیزی بدهد حتما باید شرط و شروطی را بپذیریم تا خداوند به ما ثروت بدهد.
4 _ ما با توجه به اتفاقات ناخوشایند مثل فقر دیگران و دلسوزی کردن برای آنها داریم خودمان را از ثروت دور میکنیم.
5 – با این درخواست ما داریم علیم بودن خداوند را زیر سوال میبریم و میگوییم که خداجون تو حواست به فلان بندگانت و فلان چیز نیست پس به ما بده تا به فلانی ها کمک کنم.
با تشکر از استاد عزیزم جناب آقای عباس منش و تمامی دوستان گلم
به نام رب جهانیان
سلام به استاد، خانم شایسته و دوستان عزیز
سفرنامه روز ۱۰۰
ترمزها و یا کدهای مخرب در مورد خواستن پول و ثروت از خداوند و قول و تعهد دادن اینکه در قبال گرفتن ثروت کار خاصی انجام دهیم.
به نظر من اولین ترمزی که در این نوع درخواست وجود دارد.عدم احساس لیاقت است.یعنی من که لیاقت ندارم ثروتمند باشم مگر اینکه بخواهم این ثروت رو برای کاری که انگار خدا دوست داره. و بعدش یعنی من بنده دارم خدا رو گول میزنم آخه بابا مگه با بچه طرفی آقا میثم که از خدا پول بخوای تا به دیگران کمک کنی. مگه همون دیگران خدا ندارند و فقط خدا از طریق تو میتونه به اونها کمک کنه.وبعدش هم اگه اینجوری فکر کنیم و خدا هم فرضا به ما پولو بده به همون خدا اگه به کسی کمک کنیم.(البته اینا رو فقط در مورد خودم عرض می کنم.)
و ترمز دیگه اینکه خدا فقط برای انجام کارهای خیر از دید من پول میده نه برای کارهای دیگه.
خوب اگه اینجوری بود چرا یهودی ها ثروتمندترین انسان های روی زمین هستند.مگه اونا تمام پولشون رو مدرسه و مسجد می سازن .
وترمز دیگه نگاه انسانی به خداوند است در موقع درخواست که با قرار دادن خداوند در دام احساسات بتونیم به خواسته مان برسیم.
و غافل از سیستمی بودن خداوند و قوانین بدون تغییر.بازهم با توجه به نامه ۳۱ حضرت علی ع خطاب به فرزند بزرگش امام حسن ع
که همواره تمام خواسته هایت را فقط از خداوند بخواه که اوست اجابت کننده هر درخواستی به محض خواستن.اما اگر اجابت نشد اولا نا امید نشو چون که حتما میخواهد بهترش را در زمان بهتری به تو عطا کند.و درخواست های تو به اندازه نیت(باور و فرکانس ) تو پاسخ داده می شود.
در پناه الله مهربان برای شما دوستان و استاد عزیز آرزوی سعادت در دنیا و آخرت را دارم.
بنام الله مهربان
استاد جانم سلام
سلام به همه دوستانی که این متن رو میخونن
بریم سراغ اصل مطلب
استاد همیشه میگفتین ما برای رسیدن به خواسته ها مون نباید کار خاصی بکنیم فقط کافیه پا مون رو از ترمز بر داریم روند طبیعیش اینه که یکی پس از دیگری اتفاقات عالی و خواسته ها مون برامون رقم میخوره و به راحتی در مسیر مون قرار میگیره
من چقدر بی راهه رفتم امروز که ک آمدم کامنت های این صفحه رو خوندم و کمی فکر کردم خدا وند بهم الهاماتی رو رسوند که بهت زده شدم چقدددر باور منفی پنهان توی این تفکر هست که خدا یا تو به من بده فلان کار خیرو انجام میدم آدم خوبی میشم و…
١؛ این نشون میده کا ما خودمون رو لایق ثروت و نعمت نمیدونیم و ثروت و نعمت رو فقط برای خودمون و لذت بیشتر بردن از زندگی نمیخوایم میگیم اینجوری با خدا معامله میکنم اونم خوشش میاد دلش ب رحم میاد و فلان
٢: بنظر مون آنقدر ثروت کمه ک برای دیگران نیست بغول شما ک تو دوره ١٢ قدم میگفتین ثروت مثل اکسیژنه مگه ما برای دریافت اکسیژن میگیم خدا یا اگه فردا بهم اکسیژن بدی قسمتی از این رو میبخشم ن هیچ کس همچین چیزی نمیاد حتی تو ذهنش چون داشتن و در دسترس بودن فراوانی بی نهایت بودن اکسیژن رو یک چیز بدیهی و طبیعی میدونه و حق مثلم خودش میدونه در مقابل دریافتش نمیخاد کاری بکنه ک اون صاف بشه
٣: شرک وای وای وای تاحالا به اینجوری سرم جرقه نخورده بود که همچین مار خوش خط و خالی چقدر میتونه سمی باشه ببین ظاهرش چقدر قشنگه ک میگه خدایا تو ب من بده من قول میدم بیمارستان بسازم قول میدم خیریه بسازم و… ینی چی؟ ینی خدایا تو نمیتونی از بی نهایت طریق ب فقرا کمک کنی من میخام کار تو رو انجام بدم ینی خدایا تو نمیتونی مدرسه بسازی من انجامش میدم یا کمک دست تو میشم ینی میخام تو زندگی دیگران تاثیر بزارم ببخشم بهشون دلشون رو شاد کنم و… در صورتی که بخشش فقط و فقط خود خواهانه ارزشمند و درست و قابل قبوله اصن خودخواهانه که باشه تو صورت طرف هم نگاه نمیکنی توقع حتی تشکر ساده هم نداری اصن نمیخای ک ازت تشکر کنه تازه خودتم درونا ازش تشکر میکنی که بهت اجازه داده این کارو انجام بدی مهم نیست کی هست چی هست چیکار میکنه با اون پول یا هرچیزی فقط خود خواهانه است
و بازم این شرک هست که تو نا خود آگاه من این بود ک همیشه از ثروت توقع داشتم یجوری که انگار خدا بهت داده باید ب بقیه کمک کنی اگه ن آدم بدی هستی و من اگه ثروتمند بشم این توقع آدم های فقیر رو برآورده میکنم ن ن ن ن ن اینا نیست هرکی ثروتمند حقشه نوش جانش اگه بخشید ب خودش برمیگرده اگ نبخشید هم ب ما چه اون ثروت مال خودشه حق خودشه داده خداوند به اون شخصه نوشه جانشه ١ درصد هم لزومی نداره ک بخاد ببخشه یا از یک ریال بقیه پول خریدش یا هرچیزی بگذره مگه خودش ب خاد ک اونم ب ما ربطی نداره ما هرچی ثروت و نعمت میخوایم فقط از خدا و فقط برای خودمون باید بخوایم و با بخشش ب (فقط خود خواهانه و فقط خودمون) کمک میکنیم و برای دریافت ثروت لزومی ب بخشش نیست خدا اینقدر بینهایت داره و مهربونه که کیلویی نعمت و ثروت میده به ما حتی اگه یک ریال هم ن بخشیم این حقه ما است که داشته باشیم و خدا ب ما بده (ما هم اگه خاستیم دلمون خاست تو حال مون بود حالمون رو خوب میکرد میتونیم خود خواهانه ببخشیم ن برای بهتر شدن وضع دیگران یا جبران لطف خدا یا هرچیزی کاملا خود خواهانه برای حال خوب مون و میدونیم بدون بخشش بینهایت خدا ثروت بهمون میده چون ما لایق دریافتش هستیم مثل اکسیژن و با بخشش هم چیزی ازمون کم نمیشه بلکه بیشتر هم میشه )
4؛ باور بعدی اینه که خدا با دادن ثروت یا نعمت میخاد ما رو امتحان کنه میگیم میبخشیم مگه خدا برای اکسیژن رسانی ب ما مارو تحت امتحان سخت الاهی قرار میده؟؟؟؟؟؟. نه والا اکسیژن رو بی منت میده بی معطلی میده بی امتحان میده فراوان میده ب خود مون میده اینم مثل همونه فقط ما کلللی ترمز داریم در مقابل دریافتش که اگه پامون از رو ترمز برداریم اینم مثل همونه مثلا میبینیم کسب ثروت برای خیییلی از آدم های جهان از آب خوردن راحت تره مثلا استاد جان که حتی وقتی خواب هستن یا در حال تفریح محصولات شون ب فروش میره و واریزی ها میاد ب حساب شون اصن حتی نمیخاد یه لیوان هم برداره ک آب بریزه توش بعد بنوشه ن ب همین راحتی حتی تو خواب داره میاد
5؛ باور بعدی عدم شناخت درست خداوند و عدالت خداونده خدایا تو اگ ب من بدی اون جاهایی که تو حواست نبوده ب آدمایی که کم رسیده یا نرسیده من براشون کم کاری تو رو جبران میکنم چون تو نمیتونی از بی نهایت طریق بهشون برسونی باید از طریق من بهشون برسونی
6 عدم شناخت قانون که خدایا من هر فرکانسی رو بفرستم نتیجه شو میگیرم هرچی که باشه اینجوری نیست که من با خدا معامله کنم اگه اکسیژن میخام فقط باید نفس بکشم نه این که معامله کنم اگه بهم اکسیرژن بدی نصفشو میدم ب همسایه و…
نه فارق از هرچیزی ما فقط نتیجه فرکانس خودمون رو دریافت میکنیم
مرسی استاد جانم که این فرصت رو بهمون دادین تا اینجا نظر مون رو بنویسیم در پناه الله مهربان باشید استاد جانم ️🫂
ممنون از دوستانی که نظرمنو مطالعه کردن انشاالله ثروت مثل اکسیژن تو زندگی همه تون باشه.
سلام
تو تشنه ای
هر چقدر از خواص آب بکوبم
آب در صد درجه به جوش می آید و در صفر درجه یخ می زند
آب بسیار گواراست
تو سیراب نمی شوی
حتی اگر جای تو آب بنوشم ذره ای از تشنگی تو فروکش نمی کند
تو باید خود آب را بنوشی تا سیراب شوی
سلام به دوستان
بنظرم وقتی داریم میگیم که خدایا به من ثروت بده قدرت بده و مرا مشهور کن تا عدالت را برقرار کنم یا دست درراه ماندگان را بگیرم یا یتیمان را سیر کنم …. ، داریم به ذهن ناخودآگاهمون این پیغام رو میدیم که نه عدالتی هست و نه خدایی که حواسش به در راه مانده ها و فقیرها و یتیم ها باشه و وقتی این وارد ذهن میشه که خدا به اونا کمک نکرده پس به تو هم کمک نخواهد کرد.هر کسی در هر جایی هست در جای درستشه و باید به خدا اعتماد داشت .
بنظرم اعتماد به خدا و آرامش داشتن و آروم بودن به اینکه خدا حواسش بهت هست میتونه کمک شایانی به انسان ها بکنه.بنظرم تو این دوره زمونه مردم خدا رو فراموش کردن خدا حلال مشکلاته خدا وهابه خدا رزاقه خدا آرامشه هر چی از خدا بخوای بهت میده اگر فکر کنیم که خدایا به من ثروت بده تا دست فقرا رو بگیرم شاید همون فقرا رو هم از خدا دور کنی.چون ممکنه فکر کنن که من نویی که کمک کردم بهشون رزق و روزیشونو دادم در صورتی که اینظوری نیست باید ماهی گیری یاد داد نه اینکه ماهی بدی.بهترین کمکی که میشه به فقرا داد اینکه که شکل درست خدا و خدا باوری رو توشون بیدار کنی.
ممنون از همه
به نام رب
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته
سلام به همه دوستانم
دارم گریه میکنم تو اتاق راه میرم و این پیام رو مینویسم
واقعن سپاسگزار رب هستم
رو این سوال تمرکز کردم و کامنت ها رو خوندم چقدر حس گرمای توحید خوبه ، سپاسگزارم
با خوندن کامنت ها رشد کردم و چیزهایی متوجه شدم که اشک شوق رو از چشمام جاری کرد من همین الان رفتم و همه سپاسگزاری ها رو پاک کردم رو دیوار سرامیکی خونه ام هر روز لیست سپاسگزاری مینویسم و متن های سپاسگزاری که دائم اونجا هست، اما الان رفتم همه رو پاک کردم چون شرک داشت چون من سپاسگزاری میکردم تا خدا منو زیاد کنه و الان فهمیدم این شرک آلود هستش . با این آگاهی ها فهمیدم که من باید سپاسگزاری کنم چون رب من لیاقت سپاسگزاری رو داره نه اینکه داد و ستد کنم یعنی سپاسگزاری کنم تا خدا هم به وعده اش عمل کنه، نه این توحید نیست خدای من لیاقت سپاسگزاری رو داره و من هم لیاقت نعمت رو دارم،من لیاقت ثروت رو دارم و از این به بعد لیست سپاسگزاری من یعنی شمردن لیاقت های خودم و یادآوری وهاب بودن خداوند.
قبلا از خدا میخواستم که به من ثروت بده تا سپاسگزار تر بشم اما الان فهمیدم این شرکه این معامله ست فهمیدم اقتضای خدا اینه که به ما ثروت بده ذات خدا این طور هست که به ما ثروت میده مثل اینکه ذات عقرب اینگونه است که نیش میزنه نه که کینه داشته باشه هر کس با عقرب برخورد داشته باشه نیش میزنه حالا عرب باشه فارس باشه بالا شهری باشه دکتر باشه یا خانه دار فرقی نداره خدا رو هم همینطور شناختم هر کس از خدا چیزی بخواد خدا بهش میده بهشت بخواد یا جهنم( کُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّکَ وَ ما کانَ عَطاءُ رَبِّکَ مَحْظُوراً) ذات خدا وهاب و اجابت کننده ست فقط کافیه در مسیر و مدار دریافت نعمت قرار بگیریم(اعتماد به رب)
خدایا برای همه نعمت ها ممنونم
خدایا از تو همه خیرها رو با هم میخوام
خدایا از همه شر ها به تو پناه میبرم
خدایا برای همه گناهانم از تو مغفرت میخوام
برای همه شما ثروت و سلامتی و طول عمر بیشتر از خدا میخوام
چ نگاه قشششنگی …
خدای من لیاقت سپاسگزاری رو داره و من لیاقت دریافت نعمت ها …
چ جالب دقیقا همین امروز ک من تصمیم گرفتم تمرکزم رو ب صورت لیزری بزارم روی شکر گزاری تا نعمت های بیشتری رو دریافت کنم باید کامنت شما رو بخونم….
خیلی لذت بردم از اینکه خدای من در هر لحظه داره نعمت میده، در هر لحظه ذاره هدایت میکنه
و من در هر لحظه لایف دریافت نعمت ها و هدایت های بیشتر هستم
و شکرگزاری یعنی یاداوری اینکه خدای من لایق سپاسگزاری هست و من لایق دریافت نعمت های بیشتر….
سپاسگزاری یادم میندازه ک این خدایی ک ذات بخشیدن نعمت هست این همه بهت نعمت داده و باز هم میده ….
سپاسگزاری یعنی یاداوری اینکه من لایق دریافت نعمت ها هستم همینجور ک تا الان این نعمت های فراوان رو دارم و لیاقت بدست اوردنشون رو داشت از این ب بعد خدایی ک ذاتش بخشیدن هست بیشتر از این ها رو برای منی ک لایقشم میبخشه….
چقدر این نگاه ب شکرگزاری قشنگ تر بود و چقدر این نگاه توحیدی تر و با ارامش تر هست …
منم متوجه شدم ک توی شکرگزاری هامم احساس عدم لیاقت بوده حس داد و ستد بوده ک خدایا من دارم شکرگزتری میکنم پس بیشتر بهم بده …
خدارو شکر میکنم ک ب کامت شما هدایت شدم …
چقدر این بهشت(سایت) سرشار از اگاهی هست…
و چقدر خدای بخشنده ام رو سپاسگزارم ک من رو هدایت کرد ب این بهشت چون لیاقتش رو داشتم….
خدایا شکرت
سلام به شهاب عزیزم بسیار لذت بردم از این نگاه متفاوت تو به سپاس گذاری و کیف کردم
ایمان خداوند لایق سپاسگذاری خداوند رو سپاس گذار باش چون لایق سپاس گذاری نه این که سپاس گذاری کنی که بهت نعمت بده باید ازین داد و ستد با خدا خودتو خارج کنی خداوند لایق سپاس گذاری و به همه نعمت میده و تو لایق ترین فردی برا دریافت نعمت های خداوند
باورهای محدود کننده ی پنهانی که در این درخواست وجود داره بنظر من اینهاست:
۱.دیدگاه انسانی داشتن به خداوند و ندیدن خداوند به صورت یک سیستم(چون که فکر میکنیم خدا یک انسانها که اگه ما بیایم تعهدی بدیم که به آدمها کمک کنیم (که در دنیای انسان ها این عمل یک عمل خوب و پسندیده به حساب میاد)میتونیم روش تاثیر بیشتری بذاریم تا خواسته ی مارو بهمون بده)
۲.درک نکردن اساس قانون به اینصورت که قانون کاری به این نداره که ما چرا خواسته مون رو میخوایم!!بلکه قانون میگه درخواست کن و در مسیر بمون بهت میدم حالا مهم نیست نیتت مثبته یا منفی((این مورد هم نگاه انسانی به خداوند و قانون داشتن توش هست))
۳.باور عدم لیاقت(به اینصورت که ما حس میکنیم لیاقت ثروت رو نداریم به خودی خود و حتما باید برای بقیه خرج کنیم ثروتمون)
۴.این باور که ثروت فقط زمانی خوبه که ما بخواهیم برای بقیه خرجش کنیم و اگه برای خودمون خرج کنیم کار بدی کردیم .
سلام به همه دوستان عزیز
خیلی خلاصه و با پرهیز از زیاده گویی و بیان حواشی به اصل موضوع می پردازم. بنده دو نکته مهم در این نوع خواسته ها و اهداف میبینم که از باورهایی بسیار مخرب نشات می گیرند:
1- چنین فردی با این خواسته، تصورش این است که اگر با انگیزه کمک به نیازمندان از خداوند درخواست ثروت و رشد داشته باشد در این صورت خداوند یکتا با دلسوزی بیشتر و انگیزه بالاتر به رشد سریعتر این فرد کمک خواهد کرد. این فرد باور دارد که می توند حس ترحم خداوند(کائنات) را برانگیزد و زودتر به خواسته اش برسد. در حالیکه خداوند یکتا بر پایه قانون ثابت و لایتغیر خود، نه از کسی و چیزی تاثیر پذیرفته و نه حس ترحم او برانگیخته می شود بلکه قانون این است: باور به وجود و قدرت بی نهایت الله یکتا(نیروی برتر یا کائنات) و درخواست از او شکرگذاری او باعث شده تا مدارهای رشد را تدریجا طی کرده و هیچ عامل دیگری در این جهان تاثیری ندارد. همانطور که گریه و زاری برای دریافت خواسته خود از سر استیصال به جای تغییر باورها نمی تواند تاثیری در رشد فرد داشته باشد.
2- نکته دوم این است که چنین فردی خود را لایق ثروت نمیداند و تنها در صورتی خود را لایق درخواست ثروت از خداوند می بیند که بتواند کار خیر انجام دهد. این فرد احتمالا ثروت اندوزی بدون توجه به نیازمندان را امری نادرست می پندارد و به خودی خود نگاه مثبتی به ثروت ندارد. همه ما میدانیم که خداوند متعال بیش از ما مشتاق موفقیت و ثروتمند شدن ماست و این نکته بسیار مهم و باور بسیار درستی به موضوع ثروت و موفقیت است.
3- نکته سوم که بسیار پراهمیت و البته مخفی است ازین باور مخرب نشات می گیرد که راه بهروزی فقیران و نیازمندان، کمک ثروتمندان به آنهاست. این فرد به احتمال فراوان در حال حاضر نیز خود منتظر کمک ثروتمندان به خود است تا پیشرفت کند. این نکته بسیار ضروری همان امید به غیر خدا بستن و مصداق شرک است. همه ما خوب میدانیم که تنها راه رشد این است که خود از درون باورهای خود را تغییر داده و اصلاح کنیم تا گام به گام این رشد به اندازه اصلاح باورهایمان ایجاد شود. و این باور که کمک ثروتمندان می تواند سطح درآمدی فقیران را افزایش بدهد کاملا نادرست است که هم شرک محسوب شده و هم ایمان به رشد از طریق عوامل بیرونی بجای عوامل درونی است که انسان را روز به روز فقیرتر و نیازمندتر خواهد ساخت.
موفق و پیروز باشید…
سلام دوستان عزیزم
من سپاسگزار خداوندم که در مسیر رشد و هدایت قراردارم و با انجام سخت ترین کرر دنیا که تعییر باورهاست در کنار شما عزیزان هستم
من نظر شخصی خودم را البته با کمک از بخشی از کاامنت های شما عزیزان ارائه میدهم تا در این بخش سهیم باشم
سوال همه میدونیم پس پاسخ من
١-در فایل ارزش تضاد نکته زیرکانه ای اشاره شده که ترمز این فایله
توضیح:ما وقتی میگیم خدایا به من فلان بدی برای فقرا ،خانواده،یا هر کسی کاری میکنیم التدا نشون دادیم که خدایا من اصلا درکی از تضاد در دنیا ندارم و من نفهمیدم که تنوع بخشی از جهانه فقر مقابل ثروت برای این جهان نیازه و انگار دارم در ناخودآگاهم با فقر میجنگم
موضوع بعدی اینه که من نپذیرفتم که درسته فقر و ثروت مقابل هم نیازه این جهانه اما اجبار بر انسانها نیست مثال:استاد در فایل مصاحبه فرمودند مادرشون و خواهرشون به مکه مشرف شدند اما در کنارش سریعا اعلام کردند درسته رویای مادرشون بوده ولی تا مادرشون در باورهاش اغییر ایجاد نکردند مشَّرف به مکه نشدن پس در اعمال استاد نتیجه میگیریم استاد هرگز ثروت و اهدافشون بدست نیاوردند که کاری برای کسی انجام دهند بلکه با رسیدن به رویاهاشون فقط مسیر برای باور کردن اطرافیان که ما هم میتونیم هموار کردند و مهم ترین نکته باید بپذیریم اصلا ما تران رساندن دیگران به رویاهاشون تداریم مگر خودشون بخوان
٢-لیاقت
در اعتماد به نفس استاد میفرمودند اگر غذای سرد توی رستوران آوردن بگو عوض کنه از چی میستزسی اینا مگه کی هستن که توی زندگیت تاثیر بزارن
من درس میگیرم که من برای خودم و دلم به اهدافم میرسم و اگه کسی گفت زیاده خواهی یا داری به دیگران کمک کن یا هر چی دیگه جواب اینه که من از شکم ما ر که نیاوردم روشش تو استفاده کن خودت بدست بیار این روش طرف مقابل به فرمانروای جهان وصل کرده و برای همیشه ثروت و سعادت بهش دادیم و ثابت کردیم مهم نرین انسان خود من هستم نه دیگران از من مهم تر باشند
٣اشرف مخلوقات
وقتی خداوند میفرماید به خودم احسنت گفتم برای خلق انسان
اونوقت ما میگیم خدایا من که ادم نیستم به من فلان بده که به فلانی که ادمه کمک کنم وای چه مسخره
۴ فقر بخشی از مسیر زندگی یک انسانه
همانطور که یک پروانه وقتی داره از پیله در میاد نباید بیرون بکشیمش وگرنه بهش خیانت کردیم نباید در مسیر زندگی انشانی تاثیر مستقیم بزایرم استاد میگه به بچه هاتون اعتماد به نفس بدید نه پول
ما وقتی میخوایم به فلان هدف برسیم میریم به دیگران فلان کمک میکنیم مثل این بود که استاد در بندر عباس در دانشگاه کلاس هارو برکزار میکرد دانشکاه بجای اینکه با تضاد روبروشون کنه و نزاره کلاس برگزار کنه حمایتشون میکرد اونجا بود که این گوهر شگفت انگیز درونشون هرگز شکوفا نمیشد و همونجا میموند پس تضاد و فقر بخشی از مسیر هدایت خداوند برای برخی انسانهاست
۵حس انسانی به خداوند دادن
من فکر میکنم که وقتی با خدا حرف میزنم انگار مثلا رهبر مملکته یا پدرمه
در صورتی که ارباب جهانایان یک انرژی بدون حس انسانی وچه توهینی بهش میشه از طرف ما که میگیم بهمون فلان چیز بدی فلان میکنیم
مثال آیه اذا سعلک عبادی اینجا صدق میکنه
خداوند میفرماید پیامبر وقتی عبادت کنندگان از تو درباره من میپرسند بگو من نزدیکم و اجابت میکنم درخواست درخواست کننده را
ببینید خدا میفرماید از من بخواهید تا اجابت کنم شمارا
سلیمان تبی
موسی ع
عیسی
نوح
پیامبر اسلام
همه فقط درخواست کردند در مقام فقر مقابل خداوند
ما کافیه خودمون نیازمند حق بدونیم و بگیم خدایا تو میدهی ما درخواست میکنیم سپاس از عظمت حق
۶ درک قانون درخواست
یعنی دلایل درخواست ما باید شخصی باشد
٧بخشش
یک جمله میگم چون بسیاری در این باره توضیح دادن
استاد میگه اگه میخوای به فقرا کمک کنی اولین قدم اینه که جزیی از فقرا نباشی
٨با علم بر اینکه تضاد ها مارو به خراسته هامون رسوندن درواقع در بازی زندگی خداوند کارو هدایت به مسیر رشد کرده خود خدا مارو هدایت کرده حالا خود خدا به عنوان ایده به سر ما اومد حالا به عنوان درخاست به جهان ارسال میشه و خود خدا به عنوان پاسخ به زندگی ما میاد در کل مگه جیزی جز خدا وجود داره خمش خداست ولی ما با عدم آگاهی جلوی ورود ثروت به زندگیم ن میگیریم
و هزاران دلیل دیگه که دوستان فرمودند
من خودم به همی گفته های خودم عمل کنم به همه خواسته هام میرسک بقیش دیگه هنر منه و شما که چقدر روی خودمون مار کنیم
عاشق همه شما عزیزان و استاد عزیز هستم
خدا رو سپاس از این محیط عشاقانه
خیلی عالی بود ???
ممنونم امیدوارم بتونم به گفته های خودم عمل کنم
سپاسگزارم از توجه شما
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به این آگاهی های توحیدی
سپاسگزارم از شما استاد عباسمنش عزیزم که این آگاهی های زندگی ساز رو دراختیارمون قرارمیدین
از وقتی که یادم میاد، همیشه اینو شنیدم که خدایا تو کمک کن من ماشین بخرم ، منم تو اولین سفر بزرگترای خونه رو میارم مشهد
خدایا تو کمک کن فلان وامم جورشه ، من یه گوسفند میخرم پخش میکنم
خدایا کمک کن خونمو بخرم ، یه سفره ابوالفضل میندازم همه رو دعوت میکنم
خدایا بچم تو سربازی بیوفته استان خودمون ، آش میپزم محله رو مهمون میکنم
و هزااااران ، گرو کشی دیگه که تو اینو بده منم فلان کارو برات میکنم
این داستان ناآشنایی نبود و تقریبا روال رسیدن به هرخواسته ای بود ، از انداختن پول تو ضریح ها گرفته تا کمک به موسسه ها و ...
اونم نه با نیّت فراوانی در جهان هستی که هرچی ببخشم بیشتر برام میاد ، بلکه با نیت به رحم آوردن دل خداوند
من فکر میکردم که این راه تنها راه رسیدن به خواسته های بزرگه ، اما هیچ وقت قلبم به این کار راضی نبود ، حالم از این گرو کشی بد میشد و گاهی لج میکردم و میگفتم اصلا من هیچی بهت نمیدم تو هم هیچی نده ،نخواستم ….
در درونم یه صدایی بود که میگفت راه صحیح،،، این نیست
اما چون نمیدونستم راه درست کدومه باز دست به دامن همین گرو کشی میشدم ،این، سبکی بود که من از اجدادم یاد گرفته بودم و چون اونا گاهی جواب میگرفتن ،پس احتمالا راه صحیحی بود …
تا اینکه درهمین فایل از شما شنیدم این سبک صحیح نیست و اشکال داره و در فایل دیگری شنیدم که شما میفرمایید این باور مخرب از عدم احساس لیاقت میاد ….
خیییییلی برام جالب بود کاااااملا با توضیحاتتون برام منطقی شد که شما درست میفرمایید و این آگاهی جدید با روحم هماهنگ بود و قلبم فریاد میزد که قبولش کن این باور سازنده ایه.
خدارو شکر بعد ازاون هرجا تو خودم این الگوی مخرب رو دیدم با باور لیاقت جاشو عوض کردم و همیشه حالم عالی بود و همچنان دارم رو تقویت احساس لیاقت کار میکنم و از اونجایی که خودم خالق عامدانه ی خواسته هام هستم ، پس همچنان عزتمندانه روی باورهام کارمیکنم و بهبودشون میدم واز این طریق به خواسته هام میرسم ، نه طریق گِرو کشی های قبل.
استاد عباسمنش عزیزم چطور ازتون سپاسگزاری کنم که زبانم قاصرِ برای این حجم از سپاسگزاری
شما چراغ راهم شدید دراین مسیر توحیدی، شما خالصانه هرآنچه باعث تغییر زندگیتون شد دراختیارما قراردادید سپاسگزارم ،دوستتون دارم وعششششششق برای همه ی دوستانم در سرزمین توحیدی عباسمنش 🟢
واقعا سپاسگزار این همه نعمت و خوشبختی در جهان هستیم.با کامنت های زیبای این فایل که استاد به بهترین شکل ممکن کاری کرد که ترمز های مخرب را پیدا کنیم و قانون رو درک کنیم.
ماریا عزیز که چقدر قشنگ و زیبا این ترمز هارو شناسایی کرد و توضیح داد که برای رسیدن به خواسته ها خودمون رو لایق نمیدونیم بلکه گروکشی میکنیم که فلان چیزو بده و بعد من کمک میکنم و کارای خیر انجام میدهم این کاملا به نظر من یک نوع پنهانی از شرک ورزیدن به خداوند است و بی ایمانی و در تمام ابعاد زندگی میتواند ردپای این را دید چقدر زیباست وقتی این ترمز هارا شناسایی کنی و خودت را ببینی که مستقیم و بدون واسطه یه چیز را میخواهی و خودت را لایق میدانی اون وقت این میشود که در جهت رسیدن به ثروت و هر خواسته دیگری راهت هموار تر است و موقعیت های بی نظیری سر راهت قرار میگیرد و این مواقع تلاشت هم چند برابر است و واقعا از تلاش و کاری که میکنی لذت میبری و اون موقع طعم واقعی لذت از زندگی رو درک میکنی.