شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 37
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-62.gif
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2018-10-19 18:24:222024-07-17 13:54:48شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروتشاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
سلام استاد عزیز و دوستان
در جواب این سوال زیبا این حرفا ب ذهنم رسید براتون می نویسم ،
احساس می کنم در این شرایط ما فکر می کنیم خدانمی تونه به بنده هاش کمک کنه یا مسئولیت بعضی از فقراوخانواده بر عهده ماست وما ازش می خوایم که کمکمون کنه که ثروت رو بهمون بده که بتونیم ب دیگران و خانوادمون یه سروسامونی بدیم.وبه نظرم این عین شرکه .خداروشکر می کنم که در این مدار قرارگرفتم که می تونم زندگیمو تغیر بدم ،یه سوالم داشتم استا دلیل افزایش محصولاتتون چیه لطفا بگید
سلام به خانوده عزیز عباس منش
من با توجه به گفته های استاد در فایلهای قبل چند تا دلیل و قانون الهی برای این سوال به ذهنم میرسه:
۱. اول اینکه همونطور که استاد گفتند این دنیا و نعمتهاش مثل سلف سرویس رستوران میمونه، شما میتونید هرچقدر نعمت و ثروت و خوشبختی از خدا تقاضا کنید و از این سلف سرویس دنیا هر چقدر نعمت خواستید بردارید و در بشقابتان برای خودتان بکشید، حالا اگر یکی دیگه اومد و نشست و با حسرت غذای شمارو نگاه کرد شما از غذای خودتان به او نمیدهید بلکه به او میگویید اینجا بینهایت غذا و نعمت هست خودت درخواست کن خودت بلند شو و از بینهایت غذا برای خودت در بشقابت بگذار، پس یعنی اگر کسی فقیر یا بیمار یا دچار مشکل است خودش باید خدا را بشناسد و از منبع رزق و قدرت و سلامتی و ثروت که همان خدا است درخواست کند نه از ما.
۲. دوم اینکه ما نمیتوانیم با تقسیم نعمتهای خودمون کسی را غنی و ثروتمند و خوشبخت کنیم زیرا اگر او در مدار درست نباشد ما حتی با تکه تکه کردن خودمان هم نمیتونیم او را خوشبخت و راضی کنیم ، شاید یه مقداری از لحاظ مالی به او کمک کنیم ولی چون خود شخص در مدار درست نیست و افکار نادرست دارد و چون قدرت خدا را نشناخته با آن کمک مالی ثروتمند و خوشبخت نمیشود و چه بسا کمکهای مالی ما را هم بخاطر عقاید و افکار غلطش از دست میدهد.
۳. سوم اینکه ما نمیتوانیم برای خدا تعیین تکلیف کنیم که تو به من ثروت بده و تا من به خانوادم یا دوستم کمک کنم زیرا ما نمیدانیم که شاید خدا میخواهد از بینهایت دستانی که دارد به آنها کمک کند چرا ما فکر میکنیم که خدا فقط از طریق ما میتواند به آنها کمک کند و با این کار خدا را محدود میکنیم در حالیکه او بینهایت دست دارد برای کمک به بندگانش.
۴. چهارمین موضوعی که ترمز ثروتمند شدن است چسبندگی است. یعنی ما همش به این فکر که باید ثروتمند بشیم، در مورد این موضوع فکر میکنیم تمام تخیلاتمان، نوشته هایمان تمام فکر و ذکرمان کسب ثروت میشه و در واقع یجورایی به پول و ثروت محتاج میشیم در این صورت هیچگاه به ثروت نمیرسیم،
ما باید از قانون رهایی استفاده کنیم، میتونیم فایلی در مورد آرزوهایمان درست کنیم یا دقایقی خودمان را تصور کنیم که ثروتمند شدیم اما بقیه روز را باید رها از تمام خواسته هایمان باشیم، رها از آینده و گذشته باشیم، خدا درخواست ما را حتی اگر یک بار از ته دل بگوییم میشنود و کارش را برای رساندن ما به خواسته هایمان شروع میکند و وظیفه ما فقط این است که از همین لحظه حال زندگی لذت ببریم و به نکات مثبت توجه کنیم، فقط در لحظه حال حضور داشته باشیم و مطمئن باشیم خواسته ما در زمان مناسب و به شیوه کاملا طبیعی و ساده در زندگی ما متجلی میشه و به مرور و آهسته آهسته در زندگیمان اتفاق میافتد.
اینها مطالب و قوانینی بود که با شنیدن این سوال از فایلها و گفته های استاد عزیزم بخاطرم رسید و همان لحظه بعد از دیدن این فایل نوشتم ، امیدوارم که برداشتها و تعابیرم از تمام فایلهای استادم درست بوده باشه ، این موضوع خیلی منو خوشحال میکنه که بدونم تمام حرفهای استاد رو درست درک کردم .
با تمام وجودم سپاسگزارم از خدایم و استاد عزیزم بخاطر آگاهیهایی که به من دادند.
آفرین عزیزم عالی نوشتی. حرفهای استاد را هم به خوبی درک کردی.موفق باشی
سلام استاد عزیز و دوستان
در جواب این سوال زیبا این حرفا ب ذهنم رسید براتون می نویسم ،
احساس می کنم در این شرایط ما فکر می کنیم خدانمی تونه به بنده هاش کمک کنه یا مسئولیت بعضی از فقراوخانواده بر عهده ماست وما ازش می خوایم که کمکمون کنه که ثروت رو بهمون بده که بتونیم ب دیگران و خانوادمون یه سروسامونی بدیم.وبه نظرم این عین شرکه ..
سلام خدمت همه دوستان و استاد عزیز
دیدگاهی که من داشتم هم میشه گفت اوایل همینجوری بود که من وقتی ثروت مند باشم دست به کارهای خیر میزنم و به همه کمک میکنم یه احساس دین و جبران لطف الهی میدونستم برای خودم اما الان با دوره های استادعزیز این احساس من تغییر کرده و دیگه اینجوری فکر نمیکنم چون خدای من فوق العاده بخشنده و مهربان هست و هرکس که بخواد از فضل خدا میتونه دریافت کنه یسری از افراد واقعا نمیخوان که رحمت الهی شامل حالشان بشه
من میتونم باثروتمند شدنم اول از همه به خودم کمک کنم و همین طور که الان دارم از زندگیم لذت میبرم و احساس خوشبختی و سعادت و آرامش میکنم این احساس رو در خودم بیشتر پرورش بدم و در کنارش افرادی هم که دوست داشته باشن رو میتونم به عنوان دستی از دستان خدا باعث خوشحالی و شادی و پیشرفتشون بشم همین طوری که الان این کار احساس نشاط و شادی رو در من افزایش میده
خدای من بی نهایت رزاق هست و بی حساب نعمت میدهد.پس هیچ دین و اجباری برای جبران لطف الهی نیست بلکه حس خوب دیدن شادی و لبخند عزیزان و اطرافیانم هست
خداروسپاسگزارم بابت حس خوب خوشبختی که دارم
خداروشکر بابت آشنایی با افرادی مثبت اندیش و دوست داشتنی که باعث آشنایی من با استاد عزیزیم شدن
خداروشکر که من با تمام وجود درک کردم که خودم خالق زندگی خودم هستم و آرامش و سعادت وسلامت و ثروت و خوشبختی و تمام شرایط رو خودم خلق میکنم
و خداروشکر میکنم که همیشه زمانی که اراده کردم دوره ای از دوره های شمارو تهیه کنم به راحترین شکل ممکن شرایط برای من فراهم شده
دوستان و استاد عزیزم بعداز ۲سال آشنایی با شما و همراهی شما امروز برای اولین بار یه حسی بهم گفت که اینارو بگم براتون
همیشه شادوموفق و سلامت و سعادتمند باشید
با سلام و احترام خدمت استاد عزیز و خانواده ی صمیمی ایشان. موانع ذهنی که در این فایل میشه بهش اشاره کرد اینه که ما برای درخواست از خداوند نیازی به معامله نداریم . ما فکر میکنیم که باید چیزی رو به خدا ارائه بدیم قبلش تا بتونیم چیزی ازش بخواییم و این بدین معناست که ما خدا رو وهاب نمیدونیم . وهاب یعنی کسی که فضلش بی انتهاست. خداوند رو مثل انسانی میبینیم که برای جبران کاری ک برامون میکنه حس میکنیم ما هم باید براش در مقابل کاری انجام بدیم و این یک محدودیت بزرگه ک ما پروردگار رو مثل یک انسان ببینیم که فکر کنیم پس اون هم مثل برخی ادمها از ما توقع داره کارهایی براش انجام بدیم تا به ما ببخشه. این یعنی ما وهابیت او را باور نداریم و مثل ادمها باهاش معامله میکنیم. مانع ذهنی بعدی اینه که ما ثروت رو برای لذت خودمون نمیخواییم . میخواییم باهاش کارهایی انجام بدیم که دیده بشیم. اینکه میخوایم اطرافیان به به و چه چه کنند که عجب آدم خیریه که داره به دورو وریاش میبخشه و کمک میکنه و بعد تو ذهن آدمها بزرگ بشیم و مورد توجه قرار بگیریم و سر زبونها بیافتیم و این یکی از موزیانه ترین نیازهای بشره ،نیاز به توجه و دیده شدن. که انسانها گاهی به خاطرش هر کاری میکنند. باید به خودمون بگیم اگه من ثروتمند بشم طوری ک اطرافیانم نفهمند که من چقدر ثروتمند شدم ایا باز هم دلم میخواد به ثروت زیاد برسم؟ یا دوست دارم بقیه ادمها هم در جریان ثروتمند شدن من قرار بگیرند؟ و بعد اینکه بخشش خداوند بی قیدو شرطه نیازی نداره که ما کاری براش انجام بدیم که ب ما ببخشه. چیزی ک از بچگی ب خورد ذهن ما دادند که باید کارهای نیک انجام بدیم ک خدا دوستمون داشته باشه وگرنه همبنی هم که داریم ازمون میگیره. در حالی ک پروردگار یکتا ب همه ما بی قیدو شرط عشق میورزه بدون استثنا و بدون اینکه متوقع باشه کاری انجام بدیم براش پس خدا نیازی به کارهای ما نداره این ما هستیم که ب خدا نیازمندیم. وگرنه خدا بی نیازه مطلقه.
امیدوارم تونسته باشم حق مطلب رو ادا کنم. در پناه رب باشید.
به نظرم تو اینجور خاسته یه جور معامله با خداوند هست واز نظر احساسی شاید خدا رو تحت تاثیر قرار بدیم ولی در صورتی که خداوند هیچ کدوم از اینا رو تو وجودش نداره و به نظر من بخشش باید بر این باور باشه که جزوی از برنامه مالی ما باشه و بی دلیل باشه یه حس شادی درونی یعنی تقسیم شادی بادیگران
درود..
به نام خداوند یکتا…
۱)یکی از مهمترین ترمزها دراین خواسته ثروتمند شدن اینه که ما باید ثروت رو برای خودمون بخواهیم نه برای دیگران..این یعنی که فرد احساس میکنه لیاقت ثروتمند شدن رو نداره و دیگران از خودش مهمترن..اگر با خودت میگی که ثروتمند بشوم تا ببخشم یعنی برای خودت ارزش قائل نیستی و دیگران ازت مهمترن.و خودت رو لایق ثروتمند شدن نمیدونی پس طبق قانون بهت ثروت داده نمیشه..ثروت رو اول باید برای خودمون بخواهیم..چون ما لایق بهترین ها هستیم..ما لیاقت ثروتمند شدن رو داریم..
۲) ترمز دوم بر میگرده به باور محدود کننده که (( هر وقت داشته باشم آن وقت می بخشم))..تااا نبخشید ثروتمند نمیشوید تا جاری نکنید انرژی رو انرژی به دست نمیاد..افرادی هستند که میگن ما پول داشته باشیم تا ببخشیم..مشکل این دیدگاه اینه که با این دیدگاه هرگز پولی به دست نمیاد که ببخشیم..یعنی فرد الان باور نداره که این ثروت وجود داره..و چون باور داره که بد بخته پس بدبخت باقی میمونه..و بر میگرده به باور کمبود پول در جهان..بارون میباره بینهایت ثروت میباره بینهایت..این ثروته هست فقط کافیه بری تو مدارش و به دستش بیاری..کسی میتونه ببخشه که باور داشته باشه که ثروت بی نهایته..میگه من میبخشم بازم میاد..مثل نفس کشیدن..مومنان واقعی در هر زمانی میبخشند چون باور دارن که این جریان ثروت همیشه وجود داره..و دیگه نگران نیستن..و چون نگران نیستن می بخشن و چون میبخشن به دست میارن..پول رو باید بخشید برای اینکه خودمون به این جریان ثروت نیاز داریم..چون پول مثل آب باید در جریان باشه..نه اینکه روی سر دیگران منت بذاریم..
۳) ترمز سوم بر میگرده به اینکه طرف کلا توانمندی های خودش رو باور نداره، و باور نداره که خالق زندگی خودشه..یعنی شاه کلید زندگی (( من هستم که تمام اتفاقات و شرایط رو خلق میکنم)) رو باور نداره..پس برای خدا شرط میذاره..این یه سیستمه به فرکانس هات پاسخ میده پس وقتی میگی به من بده تا ببخشم یعنی اولا باور نداری ک همین الانشم بارون بی نهایت ثروت داره میباره پس توجهت رو کمبود ثروته پسس ثروت به دست نمیاری ..دوم که اصلا سیستم رو درک نکردی و گرنه واسه خدا که شرط نمیذاشتی..این یه سیستمه..خدا یه کله..خدا همه چیزه..خدا همین بستره که ما کدا را توش مینویسیم…کد مینویسیم..فرکانس ارسال میکنیم..و اتفاق میافته..پس ما خالق زندگی خودمون هستیم..خداوند قدرت خلق کنندگی به ما داده..شرط گذاشتن نداره که..وقتی شرط میذاری یعنی نه خودتو باور داری نه این سیستمو..همه چیز در این جهان وجود داره..این بارون بینهایت ثروت همیشه میباره و برای همه به یک اندازه وجود داره..مثل یه سلف سرویس بینهایته این جهان..این انرژی ثروت برای همه به اندازه وجود داره..هر کسی خودش میتونه این ثروتو به دست بیاره..فقط کافیه فرکانسش رو پیدا کنی و ایجادش کنی و اینقدر تقویتش کنی و وقتی که فرکانس به حدی قدرت گرفت که با ارتعاش ثروت همسنگ شد اونوقت در مدارش قرار میگیری و به دستش میاری..
۴) با این دیدگاه عدل هم خدا هم زیر سوال میره..ثروت همه جا هست..همه میتونن داشته باشن.. تو لازم نیس واسه خدا شرط بذاری، یعنی انگار خدا واساده فقط بیاد به تو پول بده تا تو بری ببخشیش..
سلام به استادعباس منش عزیزودوستان همفرکانسی ام من برای باراول هست کامنت یادیدگاه میگذارم من فکرمیکنم همون خدایی که میتونه به تک تک انسانها وموجودات زنده اش ثروت وفراوانی نعمت عطا کنه پس میتونه به دوستان وپدرومادروافرادسرطانی وهمه مردم بدون کمک من فراوانی عطا کنه واینکه من فکرکنم خدایاتوبه من بده من به دیگران کمک میکنم شایدمیخواهیم به خدابگیم اگربه من نمیخواهی بدی حداقل به خاطر دیگران بده تامن هم به دیگران بدهم چرافکرمیکنم خدابایدبه خاطردیگران به من ثروت بده من انقدردوست داشتنی وباارزشمندهستم که خدابده فقط به خودم .که خودم لذت ببرم من خودم روانقدربالیاقت وشایسته نعمتهایش میدونم که فقط بگم خودم .شایدهم یه نوع شرک خفی باشه که فکرکنم خدابه خاطرمن ثروت نمیده به خاطر پدرومادرم که عزیزترن به من ثروت بده البته این نظرشخصیه منه ممنون وسپاسگذارم
سلام خدمت استاد بزرگوارم اولین باره ک دارم درنظرسنجی شرکت میکنم وخوشحالم. من به محض اینکه فایلتون را گوش کردم اولین چیزی ک بذهنم رسید این بود ک دارم با خدا معامله میکنم اینکه اگر به خواسته ام رسیدم من هم درقبالش اینکار را میکنم واین( اگر) یعنی تردید و شک داشتن به تواناییها وباورهای خودم یعنی اینکه ددرفرکانس خواسته ام قرار نگرفته ام وهمین باعث میشه از خواسته ام دور بشم من متعهد شدم ک خودم زندگیم را رقم میزنم پس باید برای رسیدن به اهدافم اول به توانایی خودم تکیه کنم وبعد خدا با دستان توانمندش راه را برای من باز میکنه همونطور ک الان کرده ورابطه عالی با همسرم وفرزندانم ایجاد شده چون خودم خواستم وخدا کمکم ِِِِِکرد معامله ای هم درکار نبود والان فهمیدم ک. واقعا خودم خالق زندگی خودم هستم وچقدر توانایی داشتم ک بتوانم با خواسته ام همراه بشوم والان ارامش عالی دارم شاید هنوز کمی راه برای رسیدن به خواسته هایم باشد ولی دیگر مطمعنم ک به راحتی وبه زودی. به هرانچه میخواهم میرسم چون افکارم پراز انرژی وفرکانس مثبت شده وواقعااستاد عزیزم هر ثانیه خداراشکر میکنم بخاطر حضور زیبایت در زندگیم ک دستان توانای خدارا بمن یاد اور میشی سپاسگذارم شبنم 28/7/97
سلام دوست عزیز خیلی عالیه که قانون را خوب درک کردین ودارین پیشرفت میکنیدآفرین
موفق باشید
سلام به دوستان عزیزم
سوال فوق العاده قشنگ و به جایی بود.
به نظر من مشکل این نوع تفکر در احساس عدم لیاقت است.
ما با گفتن این جملات که خدایا به من ثروت بده تا من به دیگران کمک کنم در واقع داریم این فرکانس رو میفرستیم که خدایا من که لیاقت ثروت رو ندارم، واسه خودم هم نمی خوام، واسه دیگران می خوام تو بهم بده که من به دیگران کمک کنم.