اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ترمزها که مانع از رسیدن به ثروت میشوند عبارتنداز :نداشتن احساس لیاقت
۲-نداشتن باور فراوانی
۳-انسانها ثروت را دوست نداریم چون فکر میکنیم اکثر از راه نادرست ثروتمند شدن
۴-باورهای اشتباه مذهبی و قبول کردن اینکه که امامان ما همه فقیر بودن وبه سختی امورات خود را میگذراندن و پس من هم بایدمثل اماما باشم .
۵-با بعضی از شغلها نمیتوان پولدار شد و همه شغلها این قابلیت را ندارن که بشه باهشون ثروت ساخت .
۶-کسانی که ثروتمند میشن استعداد خاصی دارن وخیلی باهوش هستند .
۷-حتما باید سرمایه زیادی داشته باشم تا بتونم کارم را شروع کنم وثروتمند بشم .
۸-حتما باید کسی کمکم کنه وحمایت بشم ویا پارتی داشته باشم وگر نه نمیشه پولدار شد .
۹-من توانای ندارم آخه من یه زنم ویا میشه گفت من سنم کمه ویا سنم زیاده از من گذشته و……
۱۰-پول درآوردن خیلی سخته آخه اینجا ایران است تورم زیاده موقعیت کم است برای پول ساختن و…….
۱۱-اگه من فقیرم مقصر دولت است با سیاستهای غلطش و یا پدر ومادرم را مقصر بدونم ومسئولیت کارهام را نپذیرم.
۱۲-اگه ثروتمند بشم اون موقعه کسی من را بخاطر خودم دوست نداره همه بخاطر پولم به من نزدیک میشن .
ترمزهای ذهنی که میتونه توی بیشتر آدمها باشه و مانع از رسیدن به ثروت بشه بر خلاف میل شدید همه ما به رسیدن به ثروت پس پیدا کردن وشناسایی اونها خیلی میتونه بهمون کمک کنه برای تغییر اون باور من چند موردی که به ذهنم رسید را نوشتم امیدوارم شما هم باورهای خودتون را شخم بزنید وترمزهاتون را پیدا کنید موفق وثروتمند .
خب سوال از این قراره که خیلی از آدم هارو دیدم که مثلا یک فرد ثروتمند رو میبینن میگن اگر مثلا خدا اندازه این شخص به من پول میداد من مثل فلانی رفتار نمیکردم و در ازاش میرفتم انقدر ساختمون میساختم خدایا یه پولی به من بده من قول میدم فلان کار خوب رو انجام بدم و همه مردم ببینن که من بخاطر تو اینکارو کردم
خب مطمئن هستم اولین باور مخرب این افراد باور عدم احساس لیاقت هستش
اگر کسی لیاقت خودش رو بهبود بده و افزایش بده مطمئن هستم که میگه اقا من درآمد خوبی دارم و خداوند به من کمک میکنه و منم از اینکه خداوند به من ثروت های بیکران که هستش سپاس گذارم
وقتی کسی خودش رو لایق ثروت ندونه و فکر نکنه که میتونه ثروت بسازه اصلا نیازی نداره که بخواد قرارداد ببنده با خدا که اقا اگر من ثروتمند بشم فلان کارو میکنم
موضوع بعدی اینه که این اشخاص باور فراوانی ضعیفی دارند اگر میدونستن که ثروت اندازه اکسیژن در هوا هستش که اصلا چرا تقلا کنن و بخوان بگن خدایا مارو پولدار کن ما مدرسه میسازیم؟
هرچند که خود من هم دائم دارم روی این موضوع کار میکنم و خدایی از بس در بچگی به ما گفتن این مسائل رو که تو وجود ما رفته
مگ نیست بسیاری از آدما میگن اقا اگر خدا فلان بخت ما رو باز کنه ما چایی میدیم
نزری میدیم
یا حتی گوسفند قربانی می کنیم
10 هزار صلوات به نیت شفای مثلا فلانی
اصلا ما کلی قرارداد با خداوند داریم
خداوندی که گفته اقا من اجابت میکنم درخواست همه رو فرقی نداره چه دین و مذهبی داری یا یک ساعت پیش چیکار کردی
ولی ما کلا روی قرارداد کار میکنیم با خداوند
که اقا اگر فلان ارزو منو براورده کنی من این کارو میکنم
اگر من کنکور قبول بشم کل مدرسه قبلیمو شیرینی میدم یا هزاران موضوع دیگ
پس تا اینجا شد 2 تا باور غلط
عدم احساس لیاقت
عدم فراوانی
موضوع بعدی اینه که ما زمانی که اینطوری برخورد میکنیم تسلیم خداوند نیسیم
شما زمانی که یک درخواستی از خداوند میکنی و بعد میگی ببین خدا اگر من کنکور قبول بشم برای مادرم یا خانوادم یا دوستانم فلان کارو میکنم دائم تو ذهنته که حالا اینکارو میکنم فلان میکنم
بعد که این اتفاق نمیوفته شاکی میشیم از خدا که مگ من بنده خوبت نبودم مگ من نگفتم اگر این بشه من فلان کار خوب رو انجام میدم؟
این یعنی چسبیدن به یک موضوعی که خب صددرصد بهش نمیرسیم
مخصوصا که اون موضوع خیلی برای ما مهم باشه
مسئله بعدی که داخل باور ها هست اینه که ما میشینیم تا خداوند کارهارو برای ما انجام بده فارق از اینکه ما بخواهیم عملی انجام بدیم
خب شما توجه کنید کسایی که میگن خدایا منو پزشکی قبول کن من ماهی 100 بیمار رو رایگان ویزیت میکنم خب اصلا نمیره بخونه درسش رو برای کنکور اماده بشه
فقط میگه خدایا من قبول بشم
خب عزیز من بلند شو یه اقدامی بکن خدا وظیفشه به تو نعمت و برکت برسونه
ذات جهان پیشرفت به سمت خوبی هاست چرا داری قرارداد میبندی دوست عزیز؟
این چیزی بود که به من الهام شد تا بگم
خدایا شکرت که این همه عاشقانه دوستت دارم
و مرسی از بابت استاد و دوستان که هرروز زحمت میکشند تا ما داخل سایت بتونیم فضای ساده و راحت تری رو تجربه کنیم
با توجه به جواب های دوستان من یک سری ترمز مخرب پیدا کردم
1_باور به اینکه اگر به صلاحم باشه دریافت میکنم یا اگر که خدا تایید کنه و بخواد بهم داده میشه
طبق قانون جهان ما هر فرکانسی رو که میفرستیم همون رو هم دریافت میکنیم واین باور کاملا منقضیه و با قانون جهان مغایرت داره چون خداوند هیچ گونه دخالتی در خواسته های ما نداره
اگر اینطور بود قاعدتا می بایست به درخواست یک معتاد برای پیدا کردن مواد پاسخ داده نمیشد چون اصلا به صلاح نیست! اما خب ما میبینیم که معتاد ها همواره دارن به خواستشون میرسن !
2_خداوند از طریق من که پولدار بشم میخواد به بقیه پول برسونه ومن وسیله ای برای پول دادن به اعضای خانواده و اقوام و… بشم این باور کاملا شرک آلوده و خداوند از هزاران دست و هزاران طریق میتونه برای بقیه روزی برسونه و هیچگونه قرار داد وشرطی وجود نداره که من ملزم هستم اگر پولدارم به بقیه حتما کمک کنم!واین اصلا دیدگاه درستی نیست که من وسیله ای باشم برای رسوندن بقیه به خواسته هاشون
من میتونم با رسوندن خودم به خواسته هام مثلا با خرید ماشین مورد علاقم کلی به فروشنده و کارمندای شرکت سازنده و….پول برسونم
پس من پولدار نمیشم که بقیه رو به خواسته هاشون برسونم !من پولدار میشم که با رسوندن خودم به خواسته های خودم جهان رو گسترش بدم و جریان ثروت رو به راه بندازم
3_ثروتمند ها پول دارن اما سلامتی و آرامش و در کل احساس خوشبختی رو ندارن کاملا واضحه که سالم بودن یا حس آرامش داشتن همش به باور های اون شخص و فرکانس خودش بستگی داره واصلا این دو مورد ربطی به داشتن پول نداره ممکنه شخصی باور های کاملا درستی در مورد پول داشته باشه اما در مورد بدنش و سلامتیش نداشته باشه!و باور هاش در این مورد غلط بوده باشه البته که ما میتونیم مثل خود استاد با کار کردن روی خودمون در تمام جوانب عالی باشیم و خود استاد نمونه بارزی از شخص پولداری هستن که هم آرامش دارن هم سلامتی
4_باور به اینکه با بخشیدن پول به بقیه و دلسوزی کردن من سرنوشت اون هارو عوض میکنم پس وقتی پولدارم چرا این کارو نکنم!انسان ها تا باور های خودشون رو عوض نکنن و کمر همت برای عوض کردن شخصیتشون نبندن نتایجشون عوض نمیشه بر فرض که ما به اون شخص کمک کردیم کمک ما هم چند مدتی براش کارساز خواهد بود اون شخص با توجه به افکارو فرکانسش همون نتایج گذشته رو میگیره و پول ما براش معجزه نمیکنه ما با دلسوزی برای اون شخص یه جورایی داریم به بی عدالتی خداوند فکر میکنم به اینکه اون شخص سر جای درستش نیست در صورتی که دقیقا همون جا درسته اون شخص هیچوقت با پول ما زندگیش عوض نمیشه چون اون احساس آرامش درون اون شادی و حس لیاقت رو نداره و دوباره به همون وضعیت سابق بر میگرده پس کمک ما باید برای حس بخشندگی باشه نه از روی دلسوزی
5_پولدار ها سرشون شلوغه و فرصت برای تفریح ندارن نمونه بارز نقض این باور خود استاد وسبک زندگیشون هستن که در حال تفریح و مسافرت به کارشون هم رسیدگی میکنن
6_حتما باید کار فیزیکی خیلی سنگین و سختی انجام بشه که به پول کلان رسید یا یه سری شغل های خاص در آمد دارن اشخاص بسیار زیادی هستن که با رفتن به دنبال علائقشون پول های عالی ساختن اون هم باعشق وآسایش برای مثال شخصی که علاقش طراحی لباس هستش با علاقه کارش رو انجام میده و به پول میرسه از مسیرش لذت میبره وثمرش رو هم میبینه یا شخصی که بازی سازی رو دوست داره یا آرایشگری و…با عشق کارشون رو انجام میدن وسختی براشون نداره
یکی از اشتباهاتی هم که ممکنه رخ بده اینه که ما از خدا درخواست پول میکنیم وباور هامون رو پیدا میکنیم اما اون احساس رهایی رو که ناشی از اطمینانه نداریم همش منتظریم میگیم پس کو که این نشان دهنده اینه که تمرکز ما روی نبوده پوله و توی فرکانس انتظار بیشتر می افتیم و همش تردید داریم برای اجبت درخواستمون که به نظرم مهمترین باوری که موجب تردید میشه همینه که اگر به صلاحم باشه بهم داده میشه
یا چندین و چند بار درخواست رو تکرار میکنیم یه نگاهی مثل اینکه لابد خدا نشنیده دوباره بگم بهش که اینم یعنی ما ویژگی های انسانی رو به خدا نسبت میدیم در صورتی که خداوند بارها در قرآن گفته که من شنوام و باز هم همش توی فرکانس درخواست باقی میمونیم به جای اینکه روی داشتن پول متمرکز باشیم به نبودش تمرکز میکنیم این نشانه امروز من بود فایل با هرچه بجنگی اون رو ماندگار تر میکنی و دریافت من ازش این بود که نباید با نبود پول جنگید باید روی بودنش متمرکز شد
سپاسگزارم از خدای مهربونم که هر روز بیشتر از دیروز من رو آگاه و هدایت میکنه
ممنونم ازتون استاد عزیزم که درست نگاه کردن به دنیا رو بهم یاد دادین
خدایا اینقدر به من ثروت بده تا با این ثروت به پدر و مادرم کمک کنم مدرسه بسازم مسجد بسازم تا کارهای خوب انجام بدم به مردم دنیا کمک کنم ؟
ترمزها
1-خودمو لایق ثروت نمیدونم فکر میکنم اگه این حرف هااااا رو بزنم خدا دلش میسوزه و به من ثروت میده
2-افکار و باورهای نامناسب و فرستادن فرکانسهای نامناسب من هیچ درکی از خداوند و قوانینش ندارم نمیدونم خداوند یک انرزی هست و یک قوانین ثابتی داره که برای من و بقیه هیچ فرقی قائل نمیشه و دلسوزی نمیکنه وفرکانس منو دریافت میکنه و ناخواسته هایی از جمله فقر بیماری و غیره…….
رو وارد زندگی من میکنه
3-بین خودمو خداوند شریک قرار میدم و خداوند کسی رو که بهش شرک بورزه وناسپاسی کند رو دوست نداره و بهش هم ثروت نمیده بخاطر فرکانس بدش و در مداری قرارش میگیریم که از خدا دور هست یخبندان هست
از نظر من اینگونه خواسته به نوعی معامله با خدا به حساب میاد…که صحیح نیست.همین که میگیم خدایا فلان چیز رو بهم بده که فلان کارو انجام بدم درست نیست.اولا که احساس میشه خدا در صورتی چیزی رو به ما عطا میکنه که قبلش شرط و شروط گذاشته باشه…که وقتی بدستش آوردیم به عهدمون وفا کنیم.خداوند و جهان هیچ قضاوتی در خصوص خواسته ی ما یا هر چیز دیگه نداره.همه چیز فرکانس و ذهنیته…در صورتی به خواسته هامون میرسیم که از ته دل درخواست کنیم و البته( بی قید و شرط),این نکته خیلی مهمه.چون که خداوند بی قید و شرط میبخشه,بی قید و شرط عشق می ورزه…و برای تعالی و پیشرفت ما بیش از خود ما مشتاقه…
برای مثال: من خواسته ای دارم,برای بدست آوردنش در وهله ی اول احساس خوب رو در خودم به وجود میارم,و بعد میگم که الان احساس خیلی خوبی دارم,اما با بدست آوردن فلان خواسته احساسم کامل تر میشه و تا سپری کردن فاصله زمانی با اون خواسته هر لحظه احساسمو بهتر میکنم و دائما به نکات مثبت توجه میکنم (نکات مثبت رو شکار میکنم).به قول استاد پامو فقط روی گاز میذارم و آگاهانه سعی در عدم توجه به ترمز دارم…امیدوارم نظرم تا حدی کمک کنه به دوستان عزیزم.
در مورد ترمز یا کد مخرب که گفته شد بنظر من یکی از انها گروکشی از پروردگار است بدین معنی که اکثر مردم باور ندارند که پروردگار اولا میتواند و دوم اینکه انجام میدهد هرانچه که ما میخواهیم
و بخاطر همین عدم اطمینان به انجام ان خواسته میگویند اگر اتفاق افتاد منم انجام میدهم
دقیقا مثل نذر کردنهایی که عمومیت دارد و معمولا میگویند من نذر میکنم ان هزینه را انجام دهم اگر فلان خواسته من انجام شود و در واقع برای (پروردگار شرط نمیگذارند بلکه برای خودشان شرط میگذارند) و تضمین میکنند که به توانایی و بخشندگی پروردگار و فراوانی شک دارند پس واضح است که وقتی کسی به وجود چیزی مطمئن نیست قطعا عملکرد و نتیجه مثبتی هم نخواهد گرفت
ترمز دوم.. اینکه اگر شخصی بخشنده باشد و در کار خیر بخواهد اقدامی بکند نیاز نیست که ثروت مشخصی داشته باشد تا انچنان باشد شخص بخشنده در هر موقعیتی میتواند بخشنده باشد اصلا لزومی ندارد که حتما پول ببخشد میتواند بشکلهای دیگری به دیگران کمک کند و چون باور بخشندگی در وجودش هست جهان شرایط و توان بیشتر بخشیدن را برایش فراهم میاورد پس میشود نتیجه گرفت که کسی که اینچنین شرطی میگذارد میخواهد(قانون را دور بزند)و این غیر ممکن است چون با این شرط دارد سر خودش کلاه میگذارد پس خواسته اش به او نمیرسد
زمانی که فایل را گوش کردم دقیقا فهمیدم که چرا با این همه کار کردن روی خودم به اون اعدادی که میخوام نمیرسم و اصلا من را برد به بچگی برد به رمان امتحان ها به اوت موقه که به خدا میگفتم من قبول بشم فلان کار را میکنم . بعد یکم جلو تر دیدم که هر جایی که بخاطر باور های خودم یه جا گیر میوفتادم دقیقا همین رفتار را میکنم خدایا این مشکل را حل کن من فلان میکنم . این موضوع همیشه با من بود و اصلا حتی فکرش را هم نمیکردم که این یه ترمز اساسی باشه تازه فکر میکردم کارم هم درسته از ماه رمضان امسال که تصمیم گرفتم به حقیقت پی ببرم و کل قرآن را خوندم و البته به آن عمل کنم بحث انفاق که خیلی هم توسیه شده تمیم جدی گرفتم که ببخشم حتی توی سناریو و فایل صوتی که ساخته بودم تو هدف گزاریام نوشتم که من میخوام دست بخشنده تو بشم ای خدا البته این به معنای گرو کشی نیست چون هم در قران در مورد انفاق کردن خیلی تاکیید کرده و حتی تو یه سوره ها گقته “کیست که به خدا قرض الحسنه دهدتا خدا مالش را پاک کند و چند برابر کند” و در ادامه میفرماید”اما انسان نتوانست از آن گردنه گدر کنه”منظور انفاق کردن هست . تصمیم این که به ایات قران عمل کنم که البته در خفا و بدون ریاکاری . با نیت پاک
اما این ترمز بوده توی ذهنم که خدایا تو اینا بده من فلان میکنم یکم دیگه که بررسی کردم دیدم وایییی تمام نذر هایی که خودمون و اطرافیانمون دارن اثیر همین باور هدایا تو بچه من را سالم کن من هر سال فلان کار را میکنم . با یکم بررسی بیستر متوجه شدم که این باور بخاطر ورودی ها و تعصبات یکسان که در ایران هست در خیلیا هست کی دقیق متوجه میشیم که در ما هم هست زمانی که در یه کار به مشکل بر میخوریم دقیقا اونجا خودش را واضح نشون میده
و این باورها را نسون میده که :
1- من نمیتونم خودم با توکل به خدا با استفاده از قانون پول بسازم پس هدا تو به من بده من تصفش را میبخشم خیریه اگر من بتونیم بسازیم که انقدر بذل و بخشش نمیکنیم چرا تو بقیه کارهامون که توانایش را در خودمون میبینیم نصفش را نمیبخشیم . چون در خودمون نمیبینیم کخ مثلا 200 میلیون پول داشته باشیم.
2-باور عدم شایستگی به شدت در این مورد هودش را نشون میده که من شایسته 200 میلیون نیستم حاظرم 100 میلیون را ببخشم ولی 100 میلیون نش را داشته باشم
3- شرک مطلق که خدا این قدرت و بخشندگی را نداره که مثلا این 200 میلیون را بده برای خودم پس من باید یه عدد زیادش را ببخشم که خدا بخاطر اووون بخششه به من 100 میلیونش را بده نه بخاطر خودم
4- خدا من را دوست نداره اگه دوست داشت به میداد پی باید یه مقدارش را ببخشم خدا بگه ببین چون بخشیدی بهت میدم
5- خدا نمیخاد ما ثروت مند بشیم وگرنه انقدر پول ساختن گه سخت نبود و دنگ فنگ نداشت
6-پول سازی خیییلی سخته پی من بیام با بخشش توجه خدا را جلب کنم که باز بخاطر بخشش به من پوله را بده باز (عدم شایستگی)
7-ثروت ها محدوده نیست دیگه این به فرصت اگه من نصفشم نبخشم و به اون نصف دیگش قانع نباشم خب تموم میشه دیگه از این فرصت ها گیرم نمیاد.
8- ما باید یه کاری بکنیم که خدا دوست داشته باشه تا بعد بخاطر اون کاره به ما ثروت بده ئگرنه از راه طبیعی که ثروت نمیده
زمانی که شروع مردم به تایپ کردن فکرشم نمیکردم انقدر ترمز تو همین سوال فقط تو خودم داشته باشم همش از خودم سوال میکردم که چرا من که دارم خوب کار میکنم و هر کسی که من را میبینه تغییرات را به وضوح خوب میبینه و در خیلی از موارد نتیجه دیدم چرا در مورد ثروت نمیشه تا استاد سوال را طرح کرد متوجه شدم که ترمز ها تو همین قسمت هست الان که نوشتم و این باور ها خودشون را نشون دادن تازه فهمیدم کد خرابه کجاست و خوشحالم و از خدا سپاسگزارم ازش چند روز پیش خواسته بودم هدایتم کنه توسط استاد و طرح این سوال که خودم را به چالش بکشم جوابم را داد خدا جووون عاشقتم استتاد از شما هم سپاسگزارم
دوستان همتون را دوست دارم و از همین لحظه حمله میکنم به این باور ها و به لطف خدای مهربون و رزاق بعد میام براتون نتایج را میگم دوستتون دارم
درمورد نذر که نوشته بودید خیلی به فکر رفتم. من چند وقت پیش در سوالات عقل کل یه نفر درمورد نذر کردن پرسیده بود سوالشو دیدم ولی جواب خوبی براش پیدا نکردم دقیقا این حرف شما جواب درست بود که ما بخاطر همین باور مخرب میاییم نذر میکنیم
ترمزهایی هم که نوشته بودید واقعا کامل بود بسیار مختصر و مفید و البته جامع و کامل
به نام خدا و سلام بر شما دوستان فوق العاده و باورسازم❤
من بیست و سه سالمه و تا جایی که یادم میاد همیشه اینو از خدا خواستم! از زمان نوجوونی تو یادداشت هام برای خدا مینوشتم که خدایا اگه به من کمک کنی که پولدار بشم بهت قول میدم مقداری از اون پول رو صرف کارهای خیریه کنم. اگه دکتر بشم برای بیمارانم یه روزی رو تعیین میکنم و اونروز رایگان ویزیتشون میکنم. اگه معلم بشم کتابخونه و مدرسه میسازم تو مناطق محروم تا کمک کنم هست دارم روی باورهام کار میکنم این افکارم خیلی کمرنگ شدن…
حالا خودمو لایق میدونم که پولدار و بی نیاز باشم و از ثروتم هر طور که دلم می خواد لذت ببرم بخاطر اینکه من جزوی از خداوند هستم
من لایق داشتن ثروتم فقط بخاطر اینکه وجود دارم!
من هر نعمتی بخوام بهم داده میشه فقط بخاطر اینکه من خواستم!
من فکر میکردم لیاقت داشتن ثروت و نعمت رو ندارم، ولی از خدا ثروت میخواستم
و برای اینکه وقتی ثروت بدست اوردم اون عذاب وجدانم رو اروم کنم میگفتم میرم با اون پول کار خیر میکنم( برای اینکه از عذاب این فکر که من با اینکه لیاقتشو ندارم ولی پول دارم رها بشم)
اگه خواستم تمامشو برای خودم خرج میکنم یا اگه دوست داشتم کار خیر میکنم هیچ الزامی براش ندارم هیچ قول و قراری نمیبندم با خودم که حتما باید فلان کارو بکنم در ازای ثروتی که بدست اوردم.
فکر میکنم باور محدود کننده ای که این فکر برام داشته اینه که من فکر میکردم خدا وقتی بهمون نعمتی میده به جاش یه چیز دیگه رو از ما میگیره، یعنی من باید یه چیزی بدم که خدا خواستمو بهم بده و برای همین چنین قراردادی با خدا بسته بودم.
چون خدا رو مثل انسانها تصور کرده بودم که اگه یه چیزی داد حتما یه چیزی میگیره… در صورتیکه الان میدونم عشق خداوند به من بی قید و شرطه. خداوند به هرکس که بخواهد بی حساب روزی و نعمت می بخشد و در ازای آن هیچ نمی خواهد جز اینکه من خوشحال باشم و لذت ببرم…
باورهای دیگه ای که میتونه وجود داشته باشه و اینطوری خودشو نشون بده به نظرم اینه که من خودمو لایق دریافت نعمتهای الهی و پول و ثروت نمی دونستم.
و دیگه اینکه فکر میکردم ثروت چیز خوبی نیست اگه ثروتمند بشم از خدا فاصله میگیرم و برای اینکه این حس رو از خودم دور کنم میخواستم با اون ثروت کار خیر کنم که ثابت کنم من حالا درسته ثروتمندم ولی ببین من ادم خوبیما دارم کار خیر میکنم به دیگران دارم کمک میکنم!
تو همون دوران کودکی من باور کرده بودم که ثروتمند بودن و ادم خوب بودن دوتا چیز متضاد هستن…
در صورتیکه الان کاملا برعکس فکر میکنم در اصل اون ادمی که ثروتمند باشه میتونه ادم خوبی هم باشه. چون اون ثروتمند و بی نیازه خیلی راحتتر داره زندگی میکنه چشم به مال مردم نداره حسد نمی ورزه حرص و طمع نداره رشوه و ربا و دزدی و تهمت و دروغ و فلان… همه ی اینا رو ثروت میشوره میبره! چون شما انسان بی نیازی هستی. تو مدار فراوانی قرار گرفتی. انقدر نعمت و حال خوب داری که اصلا نیازی به این کارا نداری کاملا تو یه مدار دیگه هستی… و به معنایی واقعی کلمه؛ دارم باور میکنم که ثروت تقوا میاره
چون انسانی که ثروتمنده توانگر و بی نیازه اون خیلی از زندگیش لذت میبره آرامش فکری داره آزادی فکری داره خدا رو بیشتر و بهتر میشناسه و باورش داره. عبادتم بخواد بکنه کیفیت عبادتش خیلی بالاتره چون اون لحظه ای که به یاد خداست دقیقا به یاد خداست نه فکر نون شبش و اتفاقهای روزمره زندگیش.
من سه تا باور و ترمز قوی تو خودم پیدا کردم همین الان و اینجا براتون نوشتم.
آرزوم اینه که به زودی زود این باورها رو از ذهنم پاک کنم و باورهای عالی و فوق العاده بسازم. خدا قدم به قدم داره هدایتم میکنه و من خوشبخت ترینم❤ خدایا عاشقتم که به این صفحه هدایتم کردی و گفتی بنویس تا بهت گفته شه. عاشقتم که انقد هوامو داری و قدم به قدم راهمو روشن تر میکنی. عاشقتم من زندگیم ❤
بهتون تبریک میگم. تبریک بابت درک زیباتون از قانون و قرار گرفتنتون در مسیر رشد و تعالی. لذت بردم از پیامتون و مثل زلزله ای دیگه بود که باورهای کهنه و محدود کنندم رو به لرزه دراورد و بیشتر تخریب کرد
مرسی که وقت گذاشتید و درک و تجربه تون رو درمیون گذاشتید
بنام خدای مهربان بنام الله آیینه ای بنام خدای فرکانسی….🍃🌻🌸
ترمزهایی که درباره داشتن ثروت وجود دارن :
باید توانایی خاص و فوق العاده ای داشته باشی ، یه مهارت ویژه ای که بقیه ندارنش .. یه اخلاق بسیار خاص .. یه جور پررویی یا دریدگی .. یه چیزی که من ندارمش و بقیه دارن.. تیپ خاص یاهیکل خاص.. لفظ قلم حرف زدن و اصول مذاکره ای قوی که بتونی مشتری و مردم رو جذب خودت و کارت کنی ..!!
این مورد آخری رو خیییییلی جاها خونده و شنیده بودم و البته باور کرده بودم به شددددددت!!!!
اما حالا شکر خدا فهمیدم اینا ترمز هستند و تنها عامل درونی هست که تاثیر گزاره فققققققط!!!!!
چرا که خیلیا رو دیدم قیافه و تیپ خیلی معمولی دارن و به ثروت رسیدند.. دیدم فقط یک مهارتی که بهش علاقه مندن رو دارن و ازش پول ساختند…دیدم با اخلاق خیلی معمولی از علاقه شون پول ساختند…دیدم با سن کم بدون تحصیلات عالی فقط با طی تکامل در رشته مورد نظرشون تونستن پول بسازند….
اون افراد عزت نفس داشتند اعتماد بنفس داشتند در کارشون. خودشون و کارشون رو ارزشمند میدونن و به مسیرهای پولساز هدایت شدن . روی علاقه شون کار کردن و احساس لیاقت کردن تکاملشونو طی کردن صبر نکردن بهترین بشن بعد شروع به کار کنن از همونجایی که بودن استارت زدن اونا به الله یکتا ایمان داشتند میدونستن خدایی وجود داره که انرژی های هم فرکانس و درکنارهم قرار میده اونها به عدل خداوند اعتقاد داشتن میدونستن اگه به خداتوکل کنن و ادامه بدن مطمئنا جواب میگیرند ….اونا میخواستن از لحظه به لحظه زندگی لذت ببرن و حالشون خوب باشه و خدارو شاکر و سپاسگزار باشن .. نگاه تصدیق کننده به نعمات الهی دارند کفر نمیگن و خداوند بر آنها می افزاید .
به نظر من اون جور افراد (مثل من 7 سال پیش ) احساس میکنن همه چی بیرونی هست و خداوند یا هر شخص دیگه باید باعث بشه اونا ثروتمند و خوشبخت و … باشند و هیچ اختیاری را در خود احساس نمیکنن و فکر میکنن مهره هایی از شطرنج هستند.
به علاوه بخشنده نیستند و دلیلش را ندان ثروت از طرف خدا به آنها میدادن که کاملا فکر اشتباهی است.
امامان معصوم ما که میگویند بخشنده بودند اینطوری نبوده که دست به خاک بزنن طلا بشه بلکه کار میکردن مثل همه و میبخشیدن. چون اگه اونطوری نبود دیگه اصلا وظیفه بحساب میومد و اصلا کار خاصی نبود.
و جالب اینجاست اکثر افراد اینجور تصور میکنن.
در کل اگه بخوام جمع بندی کنم مانع بزرگی که هست به نظر من همان احساس عدم اختیار و تاثیر نیروی بیرونی در زندگی است.
من فقط تجربه 7 سال پیش ام رو میگم و عامل دیگه ای رو کشف نکردم در خودم. تا 17 سالگی ام اون تصور در من بود و در 18 سالگی کاملا توانستم رفع کنم ولی اذیت شدم ون اون موقع سایت استاد عباس منش نمیشناختم و اصلا اون سایتم نبود که بتونم با استفاده از محصولات استاد زودتر اون قضیه را حل کنم.
با تشکر از شما دوست عزیز که خونید و رای دادید. :))
سلام به همه دوستان واستاد عزیزم
ترمزها که مانع از رسیدن به ثروت میشوند عبارتنداز :نداشتن احساس لیاقت
۲-نداشتن باور فراوانی
۳-انسانها ثروت را دوست نداریم چون فکر میکنیم اکثر از راه نادرست ثروتمند شدن
۴-باورهای اشتباه مذهبی و قبول کردن اینکه که امامان ما همه فقیر بودن وبه سختی امورات خود را میگذراندن و پس من هم بایدمثل اماما باشم .
۵-با بعضی از شغلها نمیتوان پولدار شد و همه شغلها این قابلیت را ندارن که بشه باهشون ثروت ساخت .
۶-کسانی که ثروتمند میشن استعداد خاصی دارن وخیلی باهوش هستند .
۷-حتما باید سرمایه زیادی داشته باشم تا بتونم کارم را شروع کنم وثروتمند بشم .
۸-حتما باید کسی کمکم کنه وحمایت بشم ویا پارتی داشته باشم وگر نه نمیشه پولدار شد .
۹-من توانای ندارم آخه من یه زنم ویا میشه گفت من سنم کمه ویا سنم زیاده از من گذشته و……
۱۰-پول درآوردن خیلی سخته آخه اینجا ایران است تورم زیاده موقعیت کم است برای پول ساختن و…….
۱۱-اگه من فقیرم مقصر دولت است با سیاستهای غلطش و یا پدر ومادرم را مقصر بدونم ومسئولیت کارهام را نپذیرم.
۱۲-اگه ثروتمند بشم اون موقعه کسی من را بخاطر خودم دوست نداره همه بخاطر پولم به من نزدیک میشن .
ترمزهای ذهنی که میتونه توی بیشتر آدمها باشه و مانع از رسیدن به ثروت بشه بر خلاف میل شدید همه ما به رسیدن به ثروت پس پیدا کردن وشناسایی اونها خیلی میتونه بهمون کمک کنه برای تغییر اون باور من چند موردی که به ذهنم رسید را نوشتم امیدوارم شما هم باورهای خودتون را شخم بزنید وترمزهاتون را پیدا کنید موفق وثروتمند .
به نام خداوند بخشنده و مهربان
استاد عزیزم سلام و وقتتون بخیر
من بازم برگشتم با یه کامنت فوق العاده عالی
خب سوال از این قراره که خیلی از آدم هارو دیدم که مثلا یک فرد ثروتمند رو میبینن میگن اگر مثلا خدا اندازه این شخص به من پول میداد من مثل فلانی رفتار نمیکردم و در ازاش میرفتم انقدر ساختمون میساختم خدایا یه پولی به من بده من قول میدم فلان کار خوب رو انجام بدم و همه مردم ببینن که من بخاطر تو اینکارو کردم
خب مطمئن هستم اولین باور مخرب این افراد باور عدم احساس لیاقت هستش
اگر کسی لیاقت خودش رو بهبود بده و افزایش بده مطمئن هستم که میگه اقا من درآمد خوبی دارم و خداوند به من کمک میکنه و منم از اینکه خداوند به من ثروت های بیکران که هستش سپاس گذارم
وقتی کسی خودش رو لایق ثروت ندونه و فکر نکنه که میتونه ثروت بسازه اصلا نیازی نداره که بخواد قرارداد ببنده با خدا که اقا اگر من ثروتمند بشم فلان کارو میکنم
موضوع بعدی اینه که این اشخاص باور فراوانی ضعیفی دارند اگر میدونستن که ثروت اندازه اکسیژن در هوا هستش که اصلا چرا تقلا کنن و بخوان بگن خدایا مارو پولدار کن ما مدرسه میسازیم؟
هرچند که خود من هم دائم دارم روی این موضوع کار میکنم و خدایی از بس در بچگی به ما گفتن این مسائل رو که تو وجود ما رفته
مگ نیست بسیاری از آدما میگن اقا اگر خدا فلان بخت ما رو باز کنه ما چایی میدیم
نزری میدیم
یا حتی گوسفند قربانی می کنیم
10 هزار صلوات به نیت شفای مثلا فلانی
اصلا ما کلی قرارداد با خداوند داریم
خداوندی که گفته اقا من اجابت میکنم درخواست همه رو فرقی نداره چه دین و مذهبی داری یا یک ساعت پیش چیکار کردی
ولی ما کلا روی قرارداد کار میکنیم با خداوند
که اقا اگر فلان ارزو منو براورده کنی من این کارو میکنم
اگر من کنکور قبول بشم کل مدرسه قبلیمو شیرینی میدم یا هزاران موضوع دیگ
پس تا اینجا شد 2 تا باور غلط
عدم احساس لیاقت
عدم فراوانی
موضوع بعدی اینه که ما زمانی که اینطوری برخورد میکنیم تسلیم خداوند نیسیم
شما زمانی که یک درخواستی از خداوند میکنی و بعد میگی ببین خدا اگر من کنکور قبول بشم برای مادرم یا خانوادم یا دوستانم فلان کارو میکنم دائم تو ذهنته که حالا اینکارو میکنم فلان میکنم
بعد که این اتفاق نمیوفته شاکی میشیم از خدا که مگ من بنده خوبت نبودم مگ من نگفتم اگر این بشه من فلان کار خوب رو انجام میدم؟
این یعنی چسبیدن به یک موضوعی که خب صددرصد بهش نمیرسیم
مخصوصا که اون موضوع خیلی برای ما مهم باشه
مسئله بعدی که داخل باور ها هست اینه که ما میشینیم تا خداوند کارهارو برای ما انجام بده فارق از اینکه ما بخواهیم عملی انجام بدیم
خب شما توجه کنید کسایی که میگن خدایا منو پزشکی قبول کن من ماهی 100 بیمار رو رایگان ویزیت میکنم خب اصلا نمیره بخونه درسش رو برای کنکور اماده بشه
فقط میگه خدایا من قبول بشم
خب عزیز من بلند شو یه اقدامی بکن خدا وظیفشه به تو نعمت و برکت برسونه
ذات جهان پیشرفت به سمت خوبی هاست چرا داری قرارداد میبندی دوست عزیز؟
این چیزی بود که به من الهام شد تا بگم
خدایا شکرت که این همه عاشقانه دوستت دارم
و مرسی از بابت استاد و دوستان که هرروز زحمت میکشند تا ما داخل سایت بتونیم فضای ساده و راحت تری رو تجربه کنیم
سلام به استادعزیزم و همه ی دوستان
با توجه به جواب های دوستان من یک سری ترمز مخرب پیدا کردم
1_باور به اینکه اگر به صلاحم باشه دریافت میکنم یا اگر که خدا تایید کنه و بخواد بهم داده میشه
طبق قانون جهان ما هر فرکانسی رو که میفرستیم همون رو هم دریافت میکنیم واین باور کاملا منقضیه و با قانون جهان مغایرت داره چون خداوند هیچ گونه دخالتی در خواسته های ما نداره
اگر اینطور بود قاعدتا می بایست به درخواست یک معتاد برای پیدا کردن مواد پاسخ داده نمیشد چون اصلا به صلاح نیست! اما خب ما میبینیم که معتاد ها همواره دارن به خواستشون میرسن !
2_خداوند از طریق من که پولدار بشم میخواد به بقیه پول برسونه ومن وسیله ای برای پول دادن به اعضای خانواده و اقوام و… بشم این باور کاملا شرک آلوده و خداوند از هزاران دست و هزاران طریق میتونه برای بقیه روزی برسونه و هیچگونه قرار داد وشرطی وجود نداره که من ملزم هستم اگر پولدارم به بقیه حتما کمک کنم!واین اصلا دیدگاه درستی نیست که من وسیله ای باشم برای رسوندن بقیه به خواسته هاشون
من میتونم با رسوندن خودم به خواسته هام مثلا با خرید ماشین مورد علاقم کلی به فروشنده و کارمندای شرکت سازنده و….پول برسونم
پس من پولدار نمیشم که بقیه رو به خواسته هاشون برسونم !من پولدار میشم که با رسوندن خودم به خواسته های خودم جهان رو گسترش بدم و جریان ثروت رو به راه بندازم
3_ثروتمند ها پول دارن اما سلامتی و آرامش و در کل احساس خوشبختی رو ندارن کاملا واضحه که سالم بودن یا حس آرامش داشتن همش به باور های اون شخص و فرکانس خودش بستگی داره واصلا این دو مورد ربطی به داشتن پول نداره ممکنه شخصی باور های کاملا درستی در مورد پول داشته باشه اما در مورد بدنش و سلامتیش نداشته باشه!و باور هاش در این مورد غلط بوده باشه البته که ما میتونیم مثل خود استاد با کار کردن روی خودمون در تمام جوانب عالی باشیم و خود استاد نمونه بارزی از شخص پولداری هستن که هم آرامش دارن هم سلامتی
4_باور به اینکه با بخشیدن پول به بقیه و دلسوزی کردن من سرنوشت اون هارو عوض میکنم پس وقتی پولدارم چرا این کارو نکنم!انسان ها تا باور های خودشون رو عوض نکنن و کمر همت برای عوض کردن شخصیتشون نبندن نتایجشون عوض نمیشه بر فرض که ما به اون شخص کمک کردیم کمک ما هم چند مدتی براش کارساز خواهد بود اون شخص با توجه به افکارو فرکانسش همون نتایج گذشته رو میگیره و پول ما براش معجزه نمیکنه ما با دلسوزی برای اون شخص یه جورایی داریم به بی عدالتی خداوند فکر میکنم به اینکه اون شخص سر جای درستش نیست در صورتی که دقیقا همون جا درسته اون شخص هیچوقت با پول ما زندگیش عوض نمیشه چون اون احساس آرامش درون اون شادی و حس لیاقت رو نداره و دوباره به همون وضعیت سابق بر میگرده پس کمک ما باید برای حس بخشندگی باشه نه از روی دلسوزی
5_پولدار ها سرشون شلوغه و فرصت برای تفریح ندارن نمونه بارز نقض این باور خود استاد وسبک زندگیشون هستن که در حال تفریح و مسافرت به کارشون هم رسیدگی میکنن
6_حتما باید کار فیزیکی خیلی سنگین و سختی انجام بشه که به پول کلان رسید یا یه سری شغل های خاص در آمد دارن اشخاص بسیار زیادی هستن که با رفتن به دنبال علائقشون پول های عالی ساختن اون هم باعشق وآسایش برای مثال شخصی که علاقش طراحی لباس هستش با علاقه کارش رو انجام میده و به پول میرسه از مسیرش لذت میبره وثمرش رو هم میبینه یا شخصی که بازی سازی رو دوست داره یا آرایشگری و…با عشق کارشون رو انجام میدن وسختی براشون نداره
یکی از اشتباهاتی هم که ممکنه رخ بده اینه که ما از خدا درخواست پول میکنیم وباور هامون رو پیدا میکنیم اما اون احساس رهایی رو که ناشی از اطمینانه نداریم همش منتظریم میگیم پس کو که این نشان دهنده اینه که تمرکز ما روی نبوده پوله و توی فرکانس انتظار بیشتر می افتیم و همش تردید داریم برای اجبت درخواستمون که به نظرم مهمترین باوری که موجب تردید میشه همینه که اگر به صلاحم باشه بهم داده میشه
یا چندین و چند بار درخواست رو تکرار میکنیم یه نگاهی مثل اینکه لابد خدا نشنیده دوباره بگم بهش که اینم یعنی ما ویژگی های انسانی رو به خدا نسبت میدیم در صورتی که خداوند بارها در قرآن گفته که من شنوام و باز هم همش توی فرکانس درخواست باقی میمونیم به جای اینکه روی داشتن پول متمرکز باشیم به نبودش تمرکز میکنیم این نشانه امروز من بود فایل با هرچه بجنگی اون رو ماندگار تر میکنی و دریافت من ازش این بود که نباید با نبود پول جنگید باید روی بودنش متمرکز شد
سپاسگزارم از خدای مهربونم که هر روز بیشتر از دیروز من رو آگاه و هدایت میکنه
ممنونم ازتون استاد عزیزم که درست نگاه کردن به دنیا رو بهم یاد دادین
در پناه خدای همیشه حاضر و ناظرم
سلام به همه دوستان و استاد مهربون
خواسته
خدایا اینقدر به من ثروت بده تا با این ثروت به پدر و مادرم کمک کنم مدرسه بسازم مسجد بسازم تا کارهای خوب انجام بدم به مردم دنیا کمک کنم ؟
ترمزها
1-خودمو لایق ثروت نمیدونم فکر میکنم اگه این حرف هااااا رو بزنم خدا دلش میسوزه و به من ثروت میده
2-افکار و باورهای نامناسب و فرستادن فرکانسهای نامناسب من هیچ درکی از خداوند و قوانینش ندارم نمیدونم خداوند یک انرزی هست و یک قوانین ثابتی داره که برای من و بقیه هیچ فرقی قائل نمیشه و دلسوزی نمیکنه وفرکانس منو دریافت میکنه و ناخواسته هایی از جمله فقر بیماری و غیره…….
رو وارد زندگی من میکنه
3-بین خودمو خداوند شریک قرار میدم و خداوند کسی رو که بهش شرک بورزه وناسپاسی کند رو دوست نداره و بهش هم ثروت نمیده بخاطر فرکانس بدش و در مداری قرارش میگیریم که از خدا دور هست یخبندان هست
به نام خدای مهربان
سلام
از نظر من اینگونه خواسته به نوعی معامله با خدا به حساب میاد…که صحیح نیست.همین که میگیم خدایا فلان چیز رو بهم بده که فلان کارو انجام بدم درست نیست.اولا که احساس میشه خدا در صورتی چیزی رو به ما عطا میکنه که قبلش شرط و شروط گذاشته باشه…که وقتی بدستش آوردیم به عهدمون وفا کنیم.خداوند و جهان هیچ قضاوتی در خصوص خواسته ی ما یا هر چیز دیگه نداره.همه چیز فرکانس و ذهنیته…در صورتی به خواسته هامون میرسیم که از ته دل درخواست کنیم و البته( بی قید و شرط),این نکته خیلی مهمه.چون که خداوند بی قید و شرط میبخشه,بی قید و شرط عشق می ورزه…و برای تعالی و پیشرفت ما بیش از خود ما مشتاقه…
برای مثال: من خواسته ای دارم,برای بدست آوردنش در وهله ی اول احساس خوب رو در خودم به وجود میارم,و بعد میگم که الان احساس خیلی خوبی دارم,اما با بدست آوردن فلان خواسته احساسم کامل تر میشه و تا سپری کردن فاصله زمانی با اون خواسته هر لحظه احساسمو بهتر میکنم و دائما به نکات مثبت توجه میکنم (نکات مثبت رو شکار میکنم).به قول استاد پامو فقط روی گاز میذارم و آگاهانه سعی در عدم توجه به ترمز دارم…امیدوارم نظرم تا حدی کمک کنه به دوستان عزیزم.
شاد سلامت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
با سلام و بهروزی
امیدوارم بتوانم منظورم را بیان کنم
در مورد ترمز یا کد مخرب که گفته شد بنظر من یکی از انها گروکشی از پروردگار است بدین معنی که اکثر مردم باور ندارند که پروردگار اولا میتواند و دوم اینکه انجام میدهد هرانچه که ما میخواهیم
و بخاطر همین عدم اطمینان به انجام ان خواسته میگویند اگر اتفاق افتاد منم انجام میدهم
دقیقا مثل نذر کردنهایی که عمومیت دارد و معمولا میگویند من نذر میکنم ان هزینه را انجام دهم اگر فلان خواسته من انجام شود و در واقع برای (پروردگار شرط نمیگذارند بلکه برای خودشان شرط میگذارند) و تضمین میکنند که به توانایی و بخشندگی پروردگار و فراوانی شک دارند پس واضح است که وقتی کسی به وجود چیزی مطمئن نیست قطعا عملکرد و نتیجه مثبتی هم نخواهد گرفت
ترمز دوم.. اینکه اگر شخصی بخشنده باشد و در کار خیر بخواهد اقدامی بکند نیاز نیست که ثروت مشخصی داشته باشد تا انچنان باشد شخص بخشنده در هر موقعیتی میتواند بخشنده باشد اصلا لزومی ندارد که حتما پول ببخشد میتواند بشکلهای دیگری به دیگران کمک کند و چون باور بخشندگی در وجودش هست جهان شرایط و توان بیشتر بخشیدن را برایش فراهم میاورد پس میشود نتیجه گرفت که کسی که اینچنین شرطی میگذارد میخواهد(قانون را دور بزند)و این غیر ممکن است چون با این شرط دارد سر خودش کلاه میگذارد پس خواسته اش به او نمیرسد
سلام بر شما و دوستان و استاد عزیز
خدا را سپاسگزارم که حا همگیمون عالی هست
زمانی که فایل را گوش کردم دقیقا فهمیدم که چرا با این همه کار کردن روی خودم به اون اعدادی که میخوام نمیرسم و اصلا من را برد به بچگی برد به رمان امتحان ها به اوت موقه که به خدا میگفتم من قبول بشم فلان کار را میکنم . بعد یکم جلو تر دیدم که هر جایی که بخاطر باور های خودم یه جا گیر میوفتادم دقیقا همین رفتار را میکنم خدایا این مشکل را حل کن من فلان میکنم . این موضوع همیشه با من بود و اصلا حتی فکرش را هم نمیکردم که این یه ترمز اساسی باشه تازه فکر میکردم کارم هم درسته از ماه رمضان امسال که تصمیم گرفتم به حقیقت پی ببرم و کل قرآن را خوندم و البته به آن عمل کنم بحث انفاق که خیلی هم توسیه شده تمیم جدی گرفتم که ببخشم حتی توی سناریو و فایل صوتی که ساخته بودم تو هدف گزاریام نوشتم که من میخوام دست بخشنده تو بشم ای خدا البته این به معنای گرو کشی نیست چون هم در قران در مورد انفاق کردن خیلی تاکیید کرده و حتی تو یه سوره ها گقته “کیست که به خدا قرض الحسنه دهدتا خدا مالش را پاک کند و چند برابر کند” و در ادامه میفرماید”اما انسان نتوانست از آن گردنه گدر کنه”منظور انفاق کردن هست . تصمیم این که به ایات قران عمل کنم که البته در خفا و بدون ریاکاری . با نیت پاک
اما این ترمز بوده توی ذهنم که خدایا تو اینا بده من فلان میکنم یکم دیگه که بررسی کردم دیدم وایییی تمام نذر هایی که خودمون و اطرافیانمون دارن اثیر همین باور هدایا تو بچه من را سالم کن من هر سال فلان کار را میکنم . با یکم بررسی بیستر متوجه شدم که این باور بخاطر ورودی ها و تعصبات یکسان که در ایران هست در خیلیا هست کی دقیق متوجه میشیم که در ما هم هست زمانی که در یه کار به مشکل بر میخوریم دقیقا اونجا خودش را واضح نشون میده
و این باورها را نسون میده که :
1- من نمیتونم خودم با توکل به خدا با استفاده از قانون پول بسازم پس هدا تو به من بده من تصفش را میبخشم خیریه اگر من بتونیم بسازیم که انقدر بذل و بخشش نمیکنیم چرا تو بقیه کارهامون که توانایش را در خودمون میبینیم نصفش را نمیبخشیم . چون در خودمون نمیبینیم کخ مثلا 200 میلیون پول داشته باشیم.
2-باور عدم شایستگی به شدت در این مورد هودش را نشون میده که من شایسته 200 میلیون نیستم حاظرم 100 میلیون را ببخشم ولی 100 میلیون نش را داشته باشم
3- شرک مطلق که خدا این قدرت و بخشندگی را نداره که مثلا این 200 میلیون را بده برای خودم پس من باید یه عدد زیادش را ببخشم که خدا بخاطر اووون بخششه به من 100 میلیونش را بده نه بخاطر خودم
4- خدا من را دوست نداره اگه دوست داشت به میداد پی باید یه مقدارش را ببخشم خدا بگه ببین چون بخشیدی بهت میدم
5- خدا نمیخاد ما ثروت مند بشیم وگرنه انقدر پول ساختن گه سخت نبود و دنگ فنگ نداشت
6-پول سازی خیییلی سخته پی من بیام با بخشش توجه خدا را جلب کنم که باز بخاطر بخشش به من پوله را بده باز (عدم شایستگی)
7-ثروت ها محدوده نیست دیگه این به فرصت اگه من نصفشم نبخشم و به اون نصف دیگش قانع نباشم خب تموم میشه دیگه از این فرصت ها گیرم نمیاد.
8- ما باید یه کاری بکنیم که خدا دوست داشته باشه تا بعد بخاطر اون کاره به ما ثروت بده ئگرنه از راه طبیعی که ثروت نمیده
زمانی که شروع مردم به تایپ کردن فکرشم نمیکردم انقدر ترمز تو همین سوال فقط تو خودم داشته باشم همش از خودم سوال میکردم که چرا من که دارم خوب کار میکنم و هر کسی که من را میبینه تغییرات را به وضوح خوب میبینه و در خیلی از موارد نتیجه دیدم چرا در مورد ثروت نمیشه تا استاد سوال را طرح کرد متوجه شدم که ترمز ها تو همین قسمت هست الان که نوشتم و این باور ها خودشون را نشون دادن تازه فهمیدم کد خرابه کجاست و خوشحالم و از خدا سپاسگزارم ازش چند روز پیش خواسته بودم هدایتم کنه توسط استاد و طرح این سوال که خودم را به چالش بکشم جوابم را داد خدا جووون عاشقتم استتاد از شما هم سپاسگزارم
دوستان همتون را دوست دارم و از همین لحظه حمله میکنم به این باور ها و به لطف خدای مهربون و رزاق بعد میام براتون نتایج را میگم دوستتون دارم
در پناه خدای مهربون شاد و سلامت و ثروتمند باشید
سلام اقای شاکری عزیز
درمورد نذر که نوشته بودید خیلی به فکر رفتم. من چند وقت پیش در سوالات عقل کل یه نفر درمورد نذر کردن پرسیده بود سوالشو دیدم ولی جواب خوبی براش پیدا نکردم دقیقا این حرف شما جواب درست بود که ما بخاطر همین باور مخرب میاییم نذر میکنیم
ترمزهایی هم که نوشته بودید واقعا کامل بود بسیار مختصر و مفید و البته جامع و کامل
متشکرم دوست گرامی از دیدگاه خیلی خوب و موثرتون
به نام خدا و سلام بر شما دوستان فوق العاده و باورسازم❤
من بیست و سه سالمه و تا جایی که یادم میاد همیشه اینو از خدا خواستم! از زمان نوجوونی تو یادداشت هام برای خدا مینوشتم که خدایا اگه به من کمک کنی که پولدار بشم بهت قول میدم مقداری از اون پول رو صرف کارهای خیریه کنم. اگه دکتر بشم برای بیمارانم یه روزی رو تعیین میکنم و اونروز رایگان ویزیتشون میکنم. اگه معلم بشم کتابخونه و مدرسه میسازم تو مناطق محروم تا کمک کنم هست دارم روی باورهام کار میکنم این افکارم خیلی کمرنگ شدن…
حالا خودمو لایق میدونم که پولدار و بی نیاز باشم و از ثروتم هر طور که دلم می خواد لذت ببرم بخاطر اینکه من جزوی از خداوند هستم
من لایق داشتن ثروتم فقط بخاطر اینکه وجود دارم!
من هر نعمتی بخوام بهم داده میشه فقط بخاطر اینکه من خواستم!
من فکر میکردم لیاقت داشتن ثروت و نعمت رو ندارم، ولی از خدا ثروت میخواستم
و برای اینکه وقتی ثروت بدست اوردم اون عذاب وجدانم رو اروم کنم میگفتم میرم با اون پول کار خیر میکنم( برای اینکه از عذاب این فکر که من با اینکه لیاقتشو ندارم ولی پول دارم رها بشم)
اگه خواستم تمامشو برای خودم خرج میکنم یا اگه دوست داشتم کار خیر میکنم هیچ الزامی براش ندارم هیچ قول و قراری نمیبندم با خودم که حتما باید فلان کارو بکنم در ازای ثروتی که بدست اوردم.
فکر میکنم باور محدود کننده ای که این فکر برام داشته اینه که من فکر میکردم خدا وقتی بهمون نعمتی میده به جاش یه چیز دیگه رو از ما میگیره، یعنی من باید یه چیزی بدم که خدا خواستمو بهم بده و برای همین چنین قراردادی با خدا بسته بودم.
چون خدا رو مثل انسانها تصور کرده بودم که اگه یه چیزی داد حتما یه چیزی میگیره… در صورتیکه الان میدونم عشق خداوند به من بی قید و شرطه. خداوند به هرکس که بخواهد بی حساب روزی و نعمت می بخشد و در ازای آن هیچ نمی خواهد جز اینکه من خوشحال باشم و لذت ببرم…
باورهای دیگه ای که میتونه وجود داشته باشه و اینطوری خودشو نشون بده به نظرم اینه که من خودمو لایق دریافت نعمتهای الهی و پول و ثروت نمی دونستم.
و دیگه اینکه فکر میکردم ثروت چیز خوبی نیست اگه ثروتمند بشم از خدا فاصله میگیرم و برای اینکه این حس رو از خودم دور کنم میخواستم با اون ثروت کار خیر کنم که ثابت کنم من حالا درسته ثروتمندم ولی ببین من ادم خوبیما دارم کار خیر میکنم به دیگران دارم کمک میکنم!
تو همون دوران کودکی من باور کرده بودم که ثروتمند بودن و ادم خوب بودن دوتا چیز متضاد هستن…
در صورتیکه الان کاملا برعکس فکر میکنم در اصل اون ادمی که ثروتمند باشه میتونه ادم خوبی هم باشه. چون اون ثروتمند و بی نیازه خیلی راحتتر داره زندگی میکنه چشم به مال مردم نداره حسد نمی ورزه حرص و طمع نداره رشوه و ربا و دزدی و تهمت و دروغ و فلان… همه ی اینا رو ثروت میشوره میبره! چون شما انسان بی نیازی هستی. تو مدار فراوانی قرار گرفتی. انقدر نعمت و حال خوب داری که اصلا نیازی به این کارا نداری کاملا تو یه مدار دیگه هستی… و به معنایی واقعی کلمه؛ دارم باور میکنم که ثروت تقوا میاره
چون انسانی که ثروتمنده توانگر و بی نیازه اون خیلی از زندگیش لذت میبره آرامش فکری داره آزادی فکری داره خدا رو بیشتر و بهتر میشناسه و باورش داره. عبادتم بخواد بکنه کیفیت عبادتش خیلی بالاتره چون اون لحظه ای که به یاد خداست دقیقا به یاد خداست نه فکر نون شبش و اتفاقهای روزمره زندگیش.
من سه تا باور و ترمز قوی تو خودم پیدا کردم همین الان و اینجا براتون نوشتم.
آرزوم اینه که به زودی زود این باورها رو از ذهنم پاک کنم و باورهای عالی و فوق العاده بسازم. خدا قدم به قدم داره هدایتم میکنه و من خوشبخت ترینم❤ خدایا عاشقتم که به این صفحه هدایتم کردی و گفتی بنویس تا بهت گفته شه. عاشقتم که انقد هوامو داری و قدم به قدم راهمو روشن تر میکنی. عاشقتم من زندگیم ❤
سلام دوست ثروتمندم
بهتون تبریک میگم. تبریک بابت درک زیباتون از قانون و قرار گرفتنتون در مسیر رشد و تعالی. لذت بردم از پیامتون و مثل زلزله ای دیگه بود که باورهای کهنه و محدود کنندم رو به لرزه دراورد و بیشتر تخریب کرد
مرسی که وقت گذاشتید و درک و تجربه تون رو درمیون گذاشتید
سلام دوست عزیزم
خدا رو شاکرم که در چنین جمعی کنار شما عزیزان هستم. بهترین نعمتها و ثروتها و آگاهی ها رو براتون آرزو دارم
بنام خدای مهربان بنام الله آیینه ای بنام خدای فرکانسی….🍃🌻🌸
ترمزهایی که درباره داشتن ثروت وجود دارن :
باید توانایی خاص و فوق العاده ای داشته باشی ، یه مهارت ویژه ای که بقیه ندارنش .. یه اخلاق بسیار خاص .. یه جور پررویی یا دریدگی .. یه چیزی که من ندارمش و بقیه دارن.. تیپ خاص یاهیکل خاص.. لفظ قلم حرف زدن و اصول مذاکره ای قوی که بتونی مشتری و مردم رو جذب خودت و کارت کنی ..!!
این مورد آخری رو خیییییلی جاها خونده و شنیده بودم و البته باور کرده بودم به شددددددت!!!!
اما حالا شکر خدا فهمیدم اینا ترمز هستند و تنها عامل درونی هست که تاثیر گزاره فققققققط!!!!!
چرا که خیلیا رو دیدم قیافه و تیپ خیلی معمولی دارن و به ثروت رسیدند.. دیدم فقط یک مهارتی که بهش علاقه مندن رو دارن و ازش پول ساختند…دیدم با اخلاق خیلی معمولی از علاقه شون پول ساختند…دیدم با سن کم بدون تحصیلات عالی فقط با طی تکامل در رشته مورد نظرشون تونستن پول بسازند….
اون افراد عزت نفس داشتند اعتماد بنفس داشتند در کارشون. خودشون و کارشون رو ارزشمند میدونن و به مسیرهای پولساز هدایت شدن . روی علاقه شون کار کردن و احساس لیاقت کردن تکاملشونو طی کردن صبر نکردن بهترین بشن بعد شروع به کار کنن از همونجایی که بودن استارت زدن اونا به الله یکتا ایمان داشتند میدونستن خدایی وجود داره که انرژی های هم فرکانس و درکنارهم قرار میده اونها به عدل خداوند اعتقاد داشتن میدونستن اگه به خداتوکل کنن و ادامه بدن مطمئنا جواب میگیرند ….اونا میخواستن از لحظه به لحظه زندگی لذت ببرن و حالشون خوب باشه و خدارو شاکر و سپاسگزار باشن .. نگاه تصدیق کننده به نعمات الهی دارند کفر نمیگن و خداوند بر آنها می افزاید .
توکلت علی الله🙏🌹
با سلام خدمت دوستان و استاد عزیز
میرم سر اصل مطلب
به نظر من اون جور افراد (مثل من 7 سال پیش ) احساس میکنن همه چی بیرونی هست و خداوند یا هر شخص دیگه باید باعث بشه اونا ثروتمند و خوشبخت و … باشند و هیچ اختیاری را در خود احساس نمیکنن و فکر میکنن مهره هایی از شطرنج هستند.
به علاوه بخشنده نیستند و دلیلش را ندان ثروت از طرف خدا به آنها میدادن که کاملا فکر اشتباهی است.
امامان معصوم ما که میگویند بخشنده بودند اینطوری نبوده که دست به خاک بزنن طلا بشه بلکه کار میکردن مثل همه و میبخشیدن. چون اگه اونطوری نبود دیگه اصلا وظیفه بحساب میومد و اصلا کار خاصی نبود.
و جالب اینجاست اکثر افراد اینجور تصور میکنن.
در کل اگه بخوام جمع بندی کنم مانع بزرگی که هست به نظر من همان احساس عدم اختیار و تاثیر نیروی بیرونی در زندگی است.
من فقط تجربه 7 سال پیش ام رو میگم و عامل دیگه ای رو کشف نکردم در خودم. تا 17 سالگی ام اون تصور در من بود و در 18 سالگی کاملا توانستم رفع کنم ولی اذیت شدم ون اون موقع سایت استاد عباس منش نمیشناختم و اصلا اون سایتم نبود که بتونم با استفاده از محصولات استاد زودتر اون قضیه را حل کنم.
با تشکر از شما دوست عزیز که خونید و رای دادید. :))