شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 42 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

5123 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    اویس آریامنش گفته:
    مدت عضویت: 2775 روز

    من جواب رو میخوام اینطور تشریح کنم

    همیشه میگفتم کسی که بخواد کمک کنه یا کاری رو انجام بده با داشته های حال حاضرش میتونه انجام بده و ما بقیش بهانس… . اگه قراره کمک کنم به خیره یا هرچیزی مثل اون، فقط کافیه یه « درصدی » از پولم رو هدیه بدم ؛ که مطمئنا به هدفم رسیدم. همه این داستان رو شنیدیم که : پادشاهی در بیابانی گرفتار بود و به مرد بیابان گردی رسید و بادیه نشین برای نجات پادشاه، تک گوسفندش رو قربانی کرد و بعدا پادشاه برای جبران کمکش متوجه شد که چون بادیه نشین تمام داراییش رو هدیه داده ،اگر پادشاه تمام پادشاهیش رو به اون ببخشه تازه دینش رو ادا کرده و سر به سر میشوند…

    من فهمیدم کمک کردن یا خیلی چیزهایی شبیه به این نسبی هست…

    « این یک ترمز هست» وقتی من الان می تونم کمکی بکنم چرا به تاخیر بیاندازم به زمانی که پول بیشتر داشته باشم… و منطقی هست الان که از 10 هزار تومنم، هزار تومن رو نمیبخشم ، فردا از 100 میلیون تومن دارایی ام هم 10 ملیونش رو نخواهم بخشید…

    در غیر این صورت این یک معامله دروغ خواهد بود…. باید از ابتدا بخشنده باشیم و بخشنده تر شویم تا وارد فرکانس های بالاتری از بخشندگی خداوند بشویم …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  2. -
    مهشید گفته:
    مدت عضویت: 3007 روز

    سلام میکنم به همه دوستان همه ی هم فرکانسی های عزیز

    ینی اااا من عاشق همین نکته سنجی شما هستم استاد

    گاهی با خودم فکر میکنم اگه اینو نمیگفتید قرار بود کی بهش برسم?

    موضوع ازین قراره ک ما خودمون رو لایق ثروت نمیدونیم و اعتماد بنفس کافی نداریم و نهایتاً پشت این قرارداد هایی ک با خودم بستیم پنهون میشیم

    یه جوراییم از عدم دوستی با کودک درون نشات میگیره

    ینی هرچی کمتر خودتو دوست داشته باشی کمتر خودتو لایق میدونی و اعتماد بنفس کمی داری

    خیلی خلاصه مختصر و مفید ?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  3. -
    آوا شکري گفته:
    مدت عضویت: 4251 روز

    سلام به استاد عزیز و همه ی دوستان گرامی.

    من تابستون داشتم فیلم طعم گیلاس عباس کیا رستمی رو نگاه میکردم.یه قسمت از دیالوگ در خطاب به کسی ک میخواست خودکشی کنه این بود.”یعنی دیگه نمیخوای طلوع و غروب خورشید رو ببینی ؟دیگه نمیخوای قرص ماهو ببینی ؟ از اون دنیا میخوان بیان این دنیا رو ببینن تو میخوای بری اون دنیا ؟همه ی اینا را ردش کن از مزه ی گیلاس میخوای بگذری؟”دوستان ب نظر من هم واقعا اگه آدم بخواد این جمله ها رو درک کنه چارش فقط یک کلمه است ?اعتماد به خدا.?من ی مدت حالم خوب نبود رو لبتابم نوشتم من به خدا اعتماد دارم همه چیز درست میشه و واقعا شد چون ب خدا اعتماد کردم.و وقتی امروز بارون و رعدو برق زد خودمو تو جریان قدرت زیبای طبیعت گذاشتم و فهمیدم چرا کیا رستمی میگفت از اون دنیا دوس دارن بیان این دنیا رو ببینن و اشک تو چشمم جمع شد.

    اینکه وقتی داریم با خدا معامله میکنیم ب خاطر اینه ک بهش اعتماد نداریم ن ب بخشندگیش ن به قدرتش و نه به ثروت و فراوانی ثروتش.وقتی داریم میگیم خدایا اینو بده تا این کارو بکنم فک میکنیم خدا فقط مارو داره ک اون کارش انجام بشه درحالی ک خدا دستان زیادی داره و ما یکی از دستان خداییم ک اگه با قدرت اصلی در هماهنگی باشیم و ب اون اعتماد داشته باشیم ما برد کردیم چون ما خودمون رو با قدرت بزرگه هم مسیر کردیم و ب قولی ما مریدش شدیم کل ک زیرمجموعه ی جزء نمیشه که.

    اما نباید فک کنید چون جزئیم ارزش نداریم چون همه جزئن و این اجزاهستن ک کل شدن.و این کل خیلی قوی هست.و ماهم باید ب اونا بپیوندیم.

    یکی دیگه از ترمزهایی ک در این باور وجود داره اینه ک من تا ثروتمند نشدم نمیتونم مرید تو باشم تو باید اول منو غنی کنی تا بعد منم کاری بکنم و این معلومه بخشش رو فقط داره چون بابه کپی میکنه و حساًهیچ لذتی از بخشش نداره .آدم اگه میخواد ببخشه از همین لحظه باید شرو کنه.مثلا من دوتا شکلات دارم یکی رو به بچه همسایه بدم این بخششه و باید بعدش حس لذت باشه.

    یکی دیگه از ترمزهایی ک در این باور وجود داره از نظر من و شاید زیاد معلوم نباشه خود کم بینی هست و اینکه من لایق این پول نیستم و چون لایق نیستم باید جلوی خدا یه خودی نشون بدم ک منو لایق این پول بدونه و بهم بده.این عزت نفس خیلی مهمه خیلی و بارها استاد گفتن و شاید بهش توجه نداشته باشیم دوستان از نظر من همین الان بشینید و فکر کنید ب چ خواسته هایی نرسیدید و فکر کنید آیا کمبود عزت نفس میتونه دلیلش باشه اگه فک میکنید تغییرش بدید .اینو میکم چون مشکل خودمم بوده و فک کردم مشکل ندارم اما بود.

    وقتی پارو از روی این ترمز بر میدارید خیلی از کارها روبه راه میشه.

    اینها مواردی بود ک از نظر من میتونه باعث ترمز بشه.اما امیدوارم همه شما بی ترمز به خواسته هاتون برسید در پناه خدای عزیز.?????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
    • -
      علی اکبر شفیعی گفته:
      مدت عضویت: 2040 روز

      سلام دوست عزیز ممنون بابت این دیدگاه عالی

      هم در مورد اعتماد به نفس

      هم در مورد اعتماد داشتن به خدا

      و اون قسمت دیالوگ فیلم که گفتید حسابی منا به فکر فرو برد

      دوست نداری دیگه طلوع و غروب خورشید را ببینی !

      دوست نداری دیگه قرص ماه را ببینی !

      میخوای از مزه گیلاس بگذری !

      بازم ممنونم خیلی عالی بود این دیالوگ

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2933 روز

    سلام

    فایل ۱۰۰

    به نظرم دلیل چنین درخواستی احساس عدم لیاقت در داشتن ثروت است.

    خدایا به من ثروت بده تا ببخشم !!!

    چرا نمیگم خدایا به من ثروت بده تا از زندگیم لذت ببزم !! ؟؟

    دوتا موضوعه

    دید انسانی به خدا داشتن

    و احساس عدم لیاقت در داشتن ثروت ..

    دید انسانی باعث میشه ما خدا رو یک انسان قوی و بخشنده بدونیم و در باورهایمان این باشد که خدا شرطی عمل میکنه … یعنی خدایا من نذر میکنم و نذرمم اینه که ببخشم پس تو هم به من ثروت بده… دلیلش دید انسانی به خداست..وهمچنین لایق ندونستن خودمون در داشتن ثروت..

    نه نه ..

    اون افراد اگر شخصیتشون هم گام با ثروت باشه خودشون به ثروت میرسن من نیازی نیست با این فرض که خدا شرطیه و احساس گناه داشته باشم از خدا یه همچنین درخواستی بکنم..

    این درخواست به خاطر این باوره که ما باورمون اینه که میتونیم فرشته ی نجات دیگران باشیم و خدا رو شرطی فرض کرذیم..

    نه نه..

    خدایا به من ثروت بده تا خودم بهترین مسافرت ها و بهترین زندگی رو داشته باشم تا بقیه با دیدن من الگو بگیرن از من و دست از توجیح بردارن و حرکت کنن !!!!

    من خودم وقتی به ثروت میرسم که شخصیتم با ثروت همگام بشه..

    با دعا کردن و نذر کردن کسی به پول نمیرسه..

    ولی ازونجایی که ما اغلب در بچگی شرطی بار اومذیم همه چی رو شرطی فرض میکنیم و به جای تلاش برای اصلاح شخصیتمون هیچ کاری نمیکنیم و فکر میکنیم با نذر کردن به پول میرسیم..

    اگر هم تلاش کنیم و حرکت کتیم به خاطر اینکه خودمون زو لایق دریافت ثروت نمیدونیم میگیم خدایا به من ثروت بده تا مثلا دست این و اون رو بگیرم !!!

    در صورتی که واقعیت اینه که نمیتونیم فرشته ی نحات کسی جز خودمون باشیم..

    پس باید اول از همه ثزوت رو برای خودمون و رفاه خودمونیم در باورهاموم بخوایم تا تلاش هامون جواب بده …

    پس دو تا دسته داریم :

    دسته ی اول هیچ تلاشی نمیکنن و خدا خدا میکنن که پول برسن و نذر و نیاز و نماز روزه میگیزن و ورد میخونن ووووو به پول نمیرسن .. اینا اصولا در توهمن !!!

    دسته ی دوم همه ی تلاششون زو کردن و هر ایده ای رو اجرا کردن و مهارت کسب کردن ولی به پول نمیرسن… اینا به دلیل اینکه اعتماد به نفس پایینی دارن و خودشون رو لایق نمیدونن به خاطر اخساس عدم لیاقت ثروت رو برای این میخوان که به دیکران کمک کنن نه برای خودشون !!! که از دید انسانی به خدا میاد…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  5. -
    علی قاسم پور گفته:
    مدت عضویت: 1740 روز

    سلام به همه دوستان عزیزم و استاد عزیز

    چقدر پاسخ های عالی دادن بچه های پرادایس

    با توجه به این که مدتی دارم روی باور هرچه ثروت مند تر شوم نزد خدا محبوب تر میشوم کار میکنم به نظر من متاسفانه دلیل این درخواست اینه که ما ادم ها مخصوصا ماهایی که در خانواده و کشور مذهبی به دنیا اومدیم اینه که برای رسیدن به معنویت باید مادیات رو از دست داد و باید دور بشی از مادیات تا به خدا برسی , ما وقتی ثروتمندی پولی از دست میده یا کارخیر میکنه میگم اره ادم خوبیه اگه نکنه و پول از دست نده …….

    از استاد عزیزم عذر خواهی میکنم ولی میخوام کامنتی که در عقل کل گذاشتم اینجا در ادامه این مطلب بزارم شاید بچه ها علاقه داشته باشن به مطالعه دقیق تر درمورد ثروت و معنویت

    پول و معنویت

    من مدت کوتاهی هستش که دارم بر روی باور ثروت و معنویت کار‌میکنم و ترمز های خوبی رو پیدا کردم حتی چندروز پیش کامنت هم گذاشتم در این موضوع،

    الان یعنی امروز که روز تعطیلی استفاده کردم و بیشتر تمرکز کردم براین موضوع و بقول استاد که هرباوری ریشه ای دارد به یک ریشه رسیدم ،اصلا خودم متعجب شدم با این ریشه کاملا منطقی و علمی یا هرچیزی که بخواین اسمش رو بزارید، این اگاهی ک اومد رو میخوام اینجا اشتراک بزارم براتون امید وارم بتونم کمکی کرده باشه به گسترش این اگاهی زیبا ،از استاد عزیزم و خانم شایسته هم میخوام اگه امکانش هست نظرشون رو درمورد این موضوع بدن تا مهر تاییدی باشه به دست یابی به این ریشه .

    به نام خدا

    پول و مسیر معنوی

    میخوام یکم عمیق تر و ریشه ای تر فکر‌کنیم به این موضوع

    این مبحث سال های سال است مطرح شده است حدودا 2/3 صده گذشته باب شده است

    چند هزار سال ‌‌پیش در زمان فینیقی ها و سومریان که جمعیت بسیار کم بود و مشاغل بسیار محدود و افراد درون قبیله ای زندگی میکردند،مردم یا کشاورز بودن یا دامدار، اون زمان پولی وجود نداشت و معامله پایاپای انجام میشد، ولی در اصل داشتن تبادل یا ترید می کردن ،مثلا یکی میگفت تو گوشت بده من بهت نخود میدم بخوری ،اون یکی میگفت تو شیر بده بخورم من بهت سیب و پرتغال میدم بخوری،با این روش جور میشد جنسشون و مشکلی بابت خوراک و غذا و مسکن و پوشاک نداشتن.

    جمعیت زیاد شد ، مشاغل زیاد شدن و کنترل این معامله پایاپای امکان پذیر نبود دگ ، همون جوری ک میدونین اومدن ساختاری شبیه بهذپول اختراع کردن .

    این کل روالی بود که پول اختراع شد و تکاملش طی شد تا به الان رسید و امروزه توی این دوره پول چیزی هست که اگر نباشد هممون بدون شک از بین میریم و میمیریم، مگر این که شخصی رو پیدا کنیم که بگیم این نور خوار و هواخوار هستش، این از انرژی پرانیک و هوا استفاده میکنه ، که اصلا همچین چیزی وجود نداره، یعنی اگه وجود داشته باشه مشیت و سنت الهی شکسته میشه،اگر کسی با این مشخصات باشد قوانین فیزیک رو بهم زده قطعا.

    پس این پول باید باشه، یه موضوع دگ هم که میدونین اینه که در این دنیا هیچ چیزی وجود نداره که لزومی نباشد وجود داشته باشد، چون همه چیز هدف مند است، هییچ چیز اتفاقی نیست، پس وجود پول هم اتفاقی نیست و لزوم و الزام هست و درحال حاضر پول یکی از صورت های(سرویس های انرژی یا خدا ) فراوانی در سطح فیزیکی است.

    حالا سوال پیش میاد پول از سمت خدا میاد !!؟

    بله پول از سمت خدا میاد ، این که تو با باورات جلوشو میگیری بحثش جداست و استاد کامل در دوره هاشون توضیح دادن .

    اره پول از اسمون نمیریزه ولی این گردش انرژی که ما (انرژی از حالتی به حالت دیگر تبدیل میشود)تبدیل میشود به این فراوانی (انرژی مهارت به انرژی پول)

    این که پول کمه ، سخته ، نیست و همه و همش به باورهامون برمیگرده

    مثال های باور های محدود کننده ثروت

    1- پول کثیفه چرک کف‌دسته .

    2-پول‌مادر یا ریشه تمام بدبختی ها است.

    3-پول اهمیت چندانی ندارد

    4- پول پول میاره

    این مورد رو یه توضیح بدم ، وقتی میگیم پول‌پول‌میاره یعنی هیچ چیز دیگ پول نمیاره این همه ادم از صفر کلوین شروع کردن، باید بگیم (پول هم پول میاره)

    5-پول از دهن خرس میاد

    6-ما خانوادگی هیچ‌وقت پول نداشتیم

    7-پول زیاد بدبختی میاره

    دوستان عزیزم دنیای فیزیکی بخشی بسییییار کوچکی از مسیر معنوی روح مااست.

    موضوع اصلی

    همه ما تحصیل میکنیم،مدرسه میریم، دانشگاه میریم، زبان های مختلف یاد میگیریم، دوره اموزشی شرکت میکنیم تا در نهایت بگویم پیشرفت مادی و معنوی داشته ایم .

    این تعریف رو خیلی جاها شنیدیم از دیگران که 2 تا بال زندگی 2 تا بازوی اصلی زندگیمون که مادی و معنوی بودن است رو بالانس نگه میداریم، این افراد ازین جمله زیاد استفاده میکنند که من این کارارو کردم الانم دارم روی اون کار‌میکنم که هم پیشرفت مادی داشته باشم هم معنوی

    اینجا یک مشکل بسیار بسیار بزرگ وجود داره که همه ما‌وقتی داریم ازش استفاده میکنیم یک باوری داریم

    و اون باور که خیییلی ترسناک و این نشانه جاهلیت ماست

    که دنیای معنوی و دنیای مادی 2 چیز جدا از هم هستند و تفکر جدایی تفکر مرتبط با بعد فیزیکی است

    All is one همه چیز یکی است

    One is all یکی همه چیز است

    من نمیدونم ما ادم ها جدایی این دوتا رو از کجامون دراوردیم !!!!؟

    وقتی میگیم بالانس بین دنیای مادی و معنوی یعنی دنیای مادی یک دنیای دیگست و دنیای معنوی یک دنیای دیگ!!!!

    و هییییچ ربطی ب هم ندارن و من باید براش بالانس ایجاد کنم، نه واقعا این طوری نیس دوستان

    باور کنین این طوری نیست، الان مثال میزنم تا بتونیم بهتر درک کنیم و شوق منو از این اگاهی شماهم شریک بشین تا بتونیم باهم این ریشه رو ریشه کن کنیم

    مثال :قدیما که اساتید و مدرسین مباحث مختلف که اصطلاحا پولی مت بودن(polymath)

    (معمولا به دلیل باور های کمبود عوام که نمیشه درس خوند و اینا)

    پولی مت: ادم هایی هستند که در زمینه های مختلف تخصص دارند نه فقط یادداشته باشند.

    مثلا شیخ بهایی، ابوعلی سینا ، رازی ، گالیله ، داوینچی و ……

    آیا به نظر شما این افراد که گسترش آگاهی و خرد نمیدادند!؟

    کارشون بودن و آگاهی و گسترش خرد میدادن

    آیا بابت این کارشون پول دریافت نمیکردند!؟

    ایا اگر میگرفتن اشتباه میکردن!؟گناه میکردن!؟

    به نظرم این وسط کسی اشتباه میکند و گناه میکند که توی این باور ترسناک و خطرناک جدایی دنیای فیزیکی و معنوی گیرافتاده و فکر میکند پول مانع رسیدن به معنویت و آگاهی است.

    حالا یه مثال جدید تر میزنم چون ماکه‌اون قدیما نبودیم شاید ذهنمون بگه اونا باد هوا میخوردن یا مثلا شاید شغل دیگ داشتن برا امرار معاش،مثلا داوینچی تمام علوم اون زمان رو داشته ولی کار دیگ برای گذروندن زندگیش میکرده و با آموزه هاش درامدی نداشته .

    توی همین چند دهه گذشته که تکنولوژی موبایل و تلوزیون و اینا اختراع نشده بود ، اساتید در زمینه های مختلف مکتب داشتن ، از اموزش الفبا بگیر تا علوم پزشکی و مذهبی و زبان های مختلف و غیره ،نمونش هم خودتون میدونین علامه طباطبایی و اساتید بزرگ دیگ، اینا برای آموزش هاشون نورخواری میکردن!؟پول دریافت نمیکردن!؟

    پول دریافت میکردن،نهایتش اگه از همه دریافت نمیکردن مثل فینیقی ها معامله پایاپای انجام میدادن، براشون هدیه میاوردن و زندگی میکردن چون شغلشون این بوده گسترش آگاهی ، این که من اموزش های استاد عباسمنش رو آگاهی بدونم به خودم مربوطه و مختارم انتخاب کنم، ولی این که استاد با این هدف داره این کارو انجام میده مختار و به من هیچ ربطی نداره،من میتونم انتخاب کنم میتونم نکنم.

    مثال جدید تر

    ماکه 3/4 دهه پیش زندگی نمیکنیم که الان داریم زندگی میکنیم

    استاد عباس منش، جودیسپنزا،گرت بردن، جوویتالی و …..

    اینا گسترش آگاهی خرد و معنویت می دهند و بابتش پول میگیرند چون هواخوار و نور خوار‌ نیستن

    چرا پول میگیرند!؟اشتباه میکنند!؟نه دوستان اشتباه نمیکنند، تنها کسی اشتباه میکند که گیر این باور ترسناک و خطرناک افتاده که دنیای مادی و معنوی از هم جداست و پول مانع گسترش و دریافت آگاهی و معنویت است و دنیای مادی و معنوی را 2 چیز مجزا میداند

    الان توی هند ،تایلند، چین، یا هرجای دیگ اساتید معنوی هستند که درمورد طب سوزی و یوگا و مدیتیشن و غیره و غیره دوره میزارن ، اینا هزینه نمیگیرند!؟ اتفاقا هزینه دریافت میکنند و اصلا هم این هزینه ارزان نیست، مگر در مکتب های بودیسم و دین خودمون و تمام ادیان جهان کار معنوی انجام نمیشه!؟

    پس چرا پول میگیرند!؟اینا همشون روی سایتاشون گزینه دونیشن و خیرات و هدیه دارند که ماهانه هزاران هزار دلار و یورو براشون واریز میشه ، اینا اسپانسر های بسیار بزرگ دارند که میلیون دلاری ساپورت میشن چون طرف که پولداره خوشش اومده ازون طرف پول میده تا دیگرون هم استفاده کنند ، دوستان پول صورتی از فراوانی است، این اسپانسرهای بزرگ ساپورت ، حتی در اکثر کشور ها دولت ها هم حامی این مکتب ها هستند حامی مالی مثل ارشرام ها مساجد معبد ها حوزه های علیمه توی ویتنام،تایلند،بوتان،حتی خود ایران، چین ،تبت دولت ها حمایت های مالی بزرگ انجام‌میدن چون اونا خوب میدونن این پول لازمه زندگی فیزیکی است و زندگی فیزیکی از زندگی معنوی جدا نیست

    بخاطر این باور هستش تا یکی میگه‌پول‌بده میگیم اهااا اینم میخواد جیبش رو‌پر کنه ،اااااها اینم یک کلاهبردار دیگست

    آگاهی چیه:

    اگاهی یعنی علوم معنوی،به نظر من علم ساخت پنکه، موبایل ،تلفن، خونه، سایت ،میز، کتاب، چراغ و هر چیز دیگری که در جهان برای نیازمندی و رفع نیاز انسان معنوی هستش چون هممون معنوی هستیم چون‌روح‌داریم

    چون (All is one) این علوم هم‌معنوی هستند

    این علوم ابزار فراهم میکند تا من بهتر زندگی کنم پس این علم هم معنوی هست، ساخت موبایل معنوی هستش،ساخت فرش معنوی هستش ساخت تخت معنوی است، اموزش های استاد عباس منش معنوی هستش، اینا همش معنوی هستن و دنیای معنوی‌و‌فیزیکی از هم جدا نیست کل دنیا معنویه که جهان معنویه بخش بسیاااار بسیار کوچیک از این دنیای معنوی فیزیکی است، اونم فقط صرفا به خاطر این که چکالی این انرژی زیاد شده است، چون چگالی انرژی زیاد و مادی شده و میتونیم بهش دست بزنیم جداش کردیم از دنیای معنوی!؟

    کی این حق رو به ماداده!؟کی به ما این اجازه رو‌داده اصلا!؟

    ما این باور رو به ارث بردیم

    برای درک کامل و بهتر حرفم ازتون میخوام عکس (طیف الکترو مغناطیس)رو از ویکی پدیا پیدا کنید تا این کارو نکردین ادامه مطلب رو نخونین ، یک خط افقی خاکستری یا مشکی که مسطش یه خط عمودی رنگی وجود داره

    طیف الکترو مغناطیس رو خوب نگاه کنید، یک خط است با اعداد مختلف نمایان شده ،و اون خط عمودی رنگی وسط نور مرئی ،اون خط باریک کل ما و دنیای که میبینیم توی اون خط رنگی خلاصه شده ولی باقی اون طیف وجود دارد جهان اونجاها هم هست، پس فکر نکنیم هر چیزی نمیبینیم (فیزیکی ، مادی و مرئی نیست) معنوی هستش، کل اون خط خاکستری یا مشکی طیف معنویه که به‌ صورت مرئی و نامرئی دسته بندی شده، که دنیای مادی، فیزیکی و مرئی ما یک باریکه بسییییار کوچکی ازین جهان و دنیای معنوی هستش.

    اولا بگم ما حق داریم دنیارو به فیزیکی و غیرفیزیکی تقسیم کنیم ،مرئی و نامرئی ،دنیای قابل مشاهده و غیر قابل مشاهده ،که هردو تقسیم در یک دنیای واحد دنیای معنوی‌وجود دارد، ما‌حق‌نداریم و نمیتوانیم دنیا‌رو به دنیای فیزیکی و معنوی تقسیم کنیم این تقسیم بندی اشتباه است، چون کل جهان معنویه فقط به دو بخش قابل مشاهده و قابل لمس و غیر قابل مشاهده تقسیم شده .

    دنیای فیزیکی : دنیای قابل مشاهده و قابل لمس که یک معنی بیشتر ندارد آن هم این که چگالی انرژی انقدر فشرده و زیاد شده تا به ماده و فیزیک و قابل مشاهده تبدیل شده یا به صورت اصطلاحی میگن هبوط کرده، وقتی چگالیشو از دست بده دوباره به غیرفیزیکی تبدیل میشه(این مثال رو تصور کنین برای اموزش استاد عباس منش درمورد انقدر تمرکزی ارتعاش ارسال کنید تا خواسته شما موجود شود)

    وقتی ما میگیم اساتید معنویت نباید پول بگیرند یعنی اومدیم دنیای فیزیکی و معنوی تقسم کردیم برای خودمون ، من الان یک مثال دیگ میزنم تا ذهنمون قبول‌کنه این دوتا یکی هستن هرچی اگاهی هست و علم هست معنویه

    مثال خاص، پزشکان کارشون معنوی نیس!؟

    نجات جان یک انسان معنوی نیست!؟

    چرا پول میگیرند!؟چرا پول‌ویزیت و جراحی میگیرند!؟

    ما دوره های مختلف میریم از مدرسه و دبستان بگیر تا دانشگاه و کلاس های زبان مختلف دوره های تخصصی مربوط به مهارتمون و همین دوره های استاد عزیز ،مگر اینا معنوی‌نیستن!؟چرا بابتش پول میدیم!؟

    پول‌دراوردن بخشی از مسیر زندگی در دنیای فیزیکی که باید تجربه کنیم

    پول در اوردن، کسب درامد ، بی نیاز شدن از این پول بخشی از مسیر معنوی ما است که باید یادبگیریم که این پول و این جهان فراوانی است، همیشه هست نامحدود هست و من باید باش هم فرکانس شوم که نیازمند این فراوانی نباشم.

    پس مفهوم و بحث مادی گرایی و معنوی گرایی که باب شده در دنیا اشتباه است، غربی ها مادی گرا هستند اشتباه است، شرقی ها معنوی گرا هستند اشتباه است ،تقابل مادی گرایی و معنوی کرایی اشتباه است، چون ریشه تعریف مادی و فیزیکی و معنوی اشتباه است

    ماده و فیزیک هم جزئی از دنیای معنوی هستند و فقط مرئی شده است

    متاسفانه وقتی میگویم دنیای فیزیکی و مادی معنوی نیست یعنی جز خداست، یعنی خدا و انرژی در ان نیست، اگر این باور‌‌ رو داریم قطعا داریم شرک میگیم داریم کفر میگیم، خداروناقص میکنیم پس داریم کفر میگیم.

    دنیای فیزیکی و دنیای مادی از هم جدا نیست، پول صورتی از فراوانی است اگر در دنیای ما نیست به خاطر باور های محدود کننده ما وجود ندارند.

    وقتی پول معنویه یعنی انرژیه و انرژی از حالتی به خالت دیگ تبدیل میشه ما میتونیم با انرژی هایی که داریم مهارت ، سواد ، تخصص، فیزیک، ذهن، احساس یا حتی کلامت استفاده کنی و این انرژی رو یه صورت دیگری که اسمش پول هست تبدیل کنیم

    ببخشید یکم‌طولانی شد امیدوارم استفاده کامل رو‌کرده باشم از فزصتی که داشتم

    از استاد عزیز و خانم شایسته هم ممنونم بابت این همه اگاهی و درس زندگی که به ما دادن

    استادمونم ماشالله پولی مت هستن

    توی چند موضوع تخصص دارند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
    • -
      عارفه گفته:
      مدت عضویت: 1531 روز

      سلام علی عزیز

      خدا قوتت بده که انقدر با حوصله از جوانب مختلف این موضوع را باز کردی

      لذت بردم یه لحظه احساس کردن استاد دانشگاه میتونید باشید

      چون جوری نوشتید که گویی دارید افراد را می‌بینید و باهاشون صحبت می‌کنید

      چقدر خوشحالم که چند وقته منم تمرکز کرد بر باور ثروت و هدایت شدم به دوباره گوش کردن این کلید واژه های ثروت واعتراف میکنن کامنت هارا نخونده بودم و تصمیم گرفتم بخونم و اولینش کامنت پر محتوای ما بود

      من خودم یه ترمز ذهنی که دارم اینکه که زن باید بشینه تو خونه خانمی کنه و وظیفه مرده بره سر کار

      یا

      اگه تربیت بچه خوب نباشه مال اینه زن بیرون بوده و وقت برای تربیت بچه ها نزاشته

      و چون مامانم همیشه تو خونه بوده فکر میکنم کار بیرون خیلی شایسته نیست من باید کاری داشته باشم که تو خونه باشم

      و چون یه مدت برای خودم در آمد داشتم ولی با پول همسرم قاطی میشد و خرج میشد حس پول درآوردن بهم دست نمی‌داد

      ولی به شدت از مصرف کننده بودم بدم میاد و دوست دارم از همه لحاظ مستقل بشم

      بهترین هارا برات آرزو دارم علی عزیز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        علی قاسم پور گفته:
        مدت عضویت: 1740 روز

        سلام دوست عزیز

        این قطعا یک باور محدود کنندست

        ولی بابت مصرف کننده بودن بگم بهشون به قول استاد کشورهای جهان اول مصرف کنندن مثل امریکا و از مصرف کردن لذت میبرند و این همه پیشرفت کردن ،ولی ما تو کشورمون باوری داریم بابت خرج کمتر و مصرف کننده نبودن و اسراف نکردن .

        موفق باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      لیلی گفته:
      مدت عضویت: 2079 روز

      عاقااااادمت گرممن همیشه میدونستم هر شیی اطراف ما هست جان دارد و حالت معنویت هم درون انها زندس ولی با توضیحات و اگاهی شما چنان درک کردم و کیف کردم ماده وجود نداره دقیقا دیدی میگن همه از خاکیم و بخاک میرویم اینجا فرض کن جنس ما ک میگن از خاک و از خانه بگیر تمام وسایل ما ب نوعی از طبیعت گرفته شده پس همه یکی هستیم انچه هم ب گفته شما روئیت میشه بازم ماده نیس همششششش روحی دارن و معنوی هستیم پس پول هم ک واسطه ای برای تهیه همه ی این معنویات زندگیمون هست اونم خودش ماده نیس و معنوی هست وااااااای چقدر زیبا همه یکی هستیم همهههههه ی چیز هستیم همهههههه از یک جنس هستیم همه…عالی بود رفیق عالی سپاس بی نهایت خداوند بابت این درک این اگاهی کائناتی سپاس بابت این استاد عزیز و این شاگردان ممتازش پس منو استاد و شما دوست خوبم همه یکی هستیم باز …حال دلهمه ما یکی ها همیشه عالی تا جهانی زیبا بسازیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        علی قاسم پور گفته:
        مدت عضویت: 1740 روز

        سلام

        میتونین تئوری تخم مرغ رو ببینین که به صورت انیمیشن هست حدودا 10 دقیقه کمکتون میکنه

        خیلی کمک میکنه درک بهتری از همه چیز یه چیز است داشته باشین

        سلام

        میتونین تئوری تخم مرغ رو ببینین که به صورت انیمیشن هست حدودا 10 دقیقه کمکتون میکنه

        خیلی کمک میکنه درک بهتری از همه چیز یه چیز است داشته باشین

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      فرشاد نصیری گفته:
      مدت عضویت: 1398 روز

      سلام،

      داش علی،

      یه چیزی نوشتی که خواب ظهرانه من رو از سرم پروند

      کودتا کردی با این کامنت،

      چقدر حرفای زیبایی خوندم و چقد باورهای مخرب و ریشه داری جستم،

      داداش دمت خیلی گرم

      کامنتت رو کپی کردم که عصر دوباره بخونم و باز بیام راجع بهش باهات حرف بزنم،

      آفرین پسر،به چه دستاوردی رسیدی،

      بخدا به وجد اومدم،

      عصر راجع بهش باهات گفتگو میکنم

      شاد باشی داداش و همیشه ثروتمند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مهدی صدیق گفته:
    مدت عضویت: 4233 روز

    بنام خدای وهاب و دانا

    و سلام به همه دوستان عزیز

    و تشکر از استاد عباس منش

    حقیقتا با بسته روانشناسی 1 تازه متولد شده ام.

    و اما جواب سوال:

    بنظرم در این نوع خواسته ها چندین و چند ترمز و بقول استاد کد مخرب مخفی وجود دارد.

    1- اثبات عدم لیاقت داشتن ثروت بطور مطلق

    2- مشروط بودن داشتن ثروت

    3- خود را بجای خدا قراردادن و القای این مفهوم که من تشخیص داده ام که باید این فرد از این حالت گرفتاری یا فقر رهایی یابد ولی خداوندی که پر از وهابیت و دانش و توانمندی و مهربانی است تشخیص نداده است.

    4- اثبات باور غلطی که خود فرد یا افراد نمیتوانند بخودشان کمک کنند و دیگران در زندگیشان نقش دارند و سرنوشت و شرایط انسانها بدست دیگران است.

    5- تقابل و انکار قوانین جهان هستی زیر

    الف) هرکسی در شرایط و موقعیتی که الآن قرار دارد دقیقا درست است و بقول قرآن دلسوزی کردن جهل مطلق و غلبه احساسات بر عقل است.

    ب) لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم

    ج) با بخشش و کمک من هیچ اتفاقی برای فرد یا افراد مورد نظر نخواهد افتاد چون مدارهایشان تغییر نخواهد کرد و بعد از چندی دوباره به حالت اول برخواهند گشت.

    د) بخشش و کمک باید اولا با اعتدال باشد ثانیا در جهت یاد دادن ماهیگیری باشد نه دادن ماهی.

    و در پایان ما با ثروتمند شدن بدون قید و شرطمان به ثروتمند شدن و رشد جهان هستی کمک خواهیم کرد نه با شرط و شروطهای بی مورد.

    ثروتمند و شاد باشید و سعادتمند در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  7. -
    هانیه گفته:
    مدت عضویت: 2554 روز

    سلام خیلی وقت بود که کامنت نذاشته بودم اخ چقد دلتنگ این حس بودم

    با خوندن چند صفحه ای از کامنتای دوستان عزیزم اینقد حس خوبی توی وجودم سرازیر شد اینقد این حس خالص بود اینقد عمیق بود که گفتم بنویسم تا منم در این جریان عظیم نقش خودم رو ایفا کنم🌹

    من بعد این همه مدت واقعا رد پای این ترمز ها رو تا قبل از دیدن و درک تا این حد از فایل رو داشتم

    واقعا حسم عالیه چون میدونم با برداشته شدن این ترمز های مخرب قراره چه اتفاقات عظیمی برای من رخ بده خدایا سپاسگزارتم💋😘

    من توی خانواده ای بزرگ شدم که خوب پدرم از سن بچگی وظیفه ی خرج و‌ مخارج خانوادش رو به عهده داشته و خودشو مسئول زندگی تک تک اونا میدونسته و تا بزرگی و ……این قضیه ادامه داشته

    تا جاییی که رویای درس خوندن خودش تو همون بچگی تموم شده به خاطر اینکه مسئول و حامی خانواده باشه

    رویای زندگی رویایی وخیلی چیز هایی که همیشه از بچگی چه با زبان کلمات چه با زبان تصاویر و چه با زبان خاطرات ورودی های ذهن من و خواهر و برادرم بوده

    من (خواهرم+برادرم)همیشه با این تصویر بزرگ شدم که من هم باید بعد از اینکه به درآمد برسم همین کارو بکنم و چون پدرم جوونیشو برای خانواده گذاشته عصای دست پدر و مادر و حامی و خواهر و برادران خودش بوده+ زندگی شخصی خودش

    و هیچی از زندگی نفهمیده

    خواهرم که سرکار میرفت من دانشجو بودم میدیدم که حسی اونو به سمت ارزوهاش میکشونه اما حسی و انتظاری که در خانواده بود باعث اون میشد که همه حقوقش صرف تفریح با خانواده یا خرید برای خونه یا کمک به پدرم بشه

    من از قانون چیزی نمیفهمیدم اما میدیدم که اشتیاق خواهرم برای مستقل شدن تبدیل به زجر شده بود تا اینکه بعد دو سال ازدواج کرد

    اما بعد از اشنایی من با قانون :

    و هدایت شدم به شغل فعلی که واقعا از درامد صفر مطلق در ظرف یک ماه درآمد بالای ۱۰-۱۵میلیون در ظرف ۲-۳ماه خلق کردم

    من هم طبق عادت(در ناخود آگاهم)هر پولی که به دستم میرسید مقداریشو برای مادرم ،پدرم،خانه و غیره خرج میکردم و خیلی توی مدار جذب وسیعی از ثروت (توی شرایط مداری ) خودم بودم

    اما کم‌کم درامد من صفر شد و راکد ماند و هیچ وقت دلیل رو نفهمیدم

    تا اینکه همش پدرم و مادرم میگفتند: تو خیلی ولخرجی میکردی

    تو حق خانواده را ادا نکردی

    تو باید همه پول هاتو میذاشتی برای خانواده

    خیلی از لحاظ روحی بهم ریخته بودم

    واقعا نیاز به کمک داشتم و بین ارزو های خودم و زندگی به سبک خودم

    و زندگی به سبک خانواده گیر کرده بودم

    با بازمانده درامدم دوره عزت نفس رو خریدم و شروع کردم به کار کردن اساسی حدود ۲ماه بعد دوباره درامد من

    اما ایندفعه با مدار بهتری

    ۱_راحتتر ثروت خلق میکردم

    ۲_درامدم ۵/۵برابر شده بود

    ۳_محیط اطرافم عوض شده بود

    دوباره شروع شد نجواهای شیطانی

    اگر برای خودم خرج میکردم !

    خانواده ام که در شرایط مناسبی نبودند چه؟

    اگه همه درامدم رو به خانواده کمک میکردم!

    خودم که وظیفه زندگی کردن داشتم چه؟

    این پروسه ۶ماه طول کشید و من درامدی تقریبا ۹۰ میلیون خلق کردم

    و دوباره درامد من ثابت و صفر شد

    من در تمام مدت درگیر کار کردن روی دوره ی روابط و شکرگزاری و در کل زندگی کردن بودم

    اما اینکه چرا مدار های مالیم اینجوریه انگار نشتی فرکانسی من بود که نمیزاشت متمرکزانه روی ان ها تمرکز کنم از خدا هدایت خاستم گفت بنویسم تا بلکه خودم کد های مخفی و آشغال هایی که جلوی ورودی مالی جلوی ارامش جلوی لذت زندگیم رو گرفتن بدونم

    اینکه همیشه از خدا درخاست پول میکردم تا خانواده ام را به مسافرت بفرستم و اینکارو کردم

    اما خودم چی؟مگر من لایق تفریح و سفر نیستم؟مگر من نباید زندگی کنم؟لذت ببرم؟ مگر وظیفه ی من از زندگی در این دنیا لذت و تجربه ی زندگی به سبک خودم نیست؟ مگر ثروت حق زندگی من و لذت بردن از آن حق زندگی من نیست؟ و همیشه میگفتم شاید من دست خدا باشم برای پدر مادرم و خواهرم که اون ها هم از زندگی لذت ببرند

    در حالی که خودم را در نظر نگرفته بودم من الویت زندگی خودم نبودم قانون را شنیده بودم ولی نخاسته بودم درک کنم

    که من آفریننده خانواده ام نیستم

    من مالک اونا نیستم

    و اونا هم خدای خودشون رو دارن

    من وظیفه ام رسیدگی و پرداختن به خودم بود رو از یاد برده بودم

    وقتی حتی برای خودم چیزی میخریدم با لذت میبردم یه نگاه بد از خانواده توی ذهن خودم ساخته بودم که اونا ممکنه از دستم ناراحت بشن و همینطور هم میشد و همه بهم میگفتن که تو ولخرجی

    در حالی که من لایق لذت بردن از پول و ثروت هستم

    ثروت توی زندگی من جاریه و فراوونه و باید ازش لذت ببرم و از خرج کردنش حس خوب داشته باشم

    قبلا یه سم کشنده هم وارد باور های ذهنی من شده بود از طریق ورودی های نامناسب که دوستی داشتم که با اینکه درامد بالایی داشت همیشه به من میگفت اگه برای خانواده خرج کنی براشون وظیفه میشه

    و من نفهمیده بودم این باور مثه خوره توی وجودم تمام احساس خوبم رو میبلعید و من چه نشت فرکانسی داشتم

    در حالی که من تا زمانی که به بی نیازی از ثروت نرسم چجوری میتونم به بقیه ببخشم؟ و این بخشش حس خوب داشته باشم؟

    چجوری میتونم وقتی حس خوبی درکار نیست و یه خلا و بخشی از خودمو به دیگران بدم و هی من خالی تر و خالی تر بشم

    فهمیدم چقد این احساس دلسوزی ام نسبت به خانواده حس کشنده ایه

    من اصلا و ابدا مسئول زندگی حتی نزدیک ترین افراد خانوادم نیستم

    من مسئول اینکه اونا چه تجربیاتی رو دوست دارن ولی چیو دارن تجربه میکنند نیستم

    من فقط مسئول لذت و شادی و تجربیات زندگی خودمم

    و با تمام وجودم دیدم که اینکه خودتو مسئول زندگی پدر و مادر و برادر خواهر بدونی چه جهنمی برای پدرم ایجاد هیچ وقت تو زندگیش نتوست موفقی مالی رو کسب کنه همه ی عمه هام و عمو ها مهاجرت کردن و در رفاه دارن زندگی میکنند اما پدرم هیچ وقت بااینکه شغل های متعدد رو عوض کرد پیشرفتی نداشت

    چون یه عمر خودشو مسئول زندگی خانواده دونست

    و چیزی که در ناخود آگاه من خواهرم و برادر کوچک ترم نقش بسته بود

    و به امید الله این کد مخربو از بین میبرم

    از ریشه از بینش میبرم چون من تواناییشو دارم

    چون من رویاهای بزرگی دارم برای خودم و برای زندگی خودم چون من هدایت شدم و خدا بهم فهموند این کدی که درب ورودی مالی رو با اینکه داشتم روی خودم با چنین انرژی کار میکردم بسته بود

    چون این ترمز بزرگی بود که از پدرم توی وجودم بوده و امروز خبر دارشدم

    حالا از این زاویه برای خودم مینویسم که الگوی ذهنی داشته باشم برای خودم

    پدر رویای تحصیل و پزشک شدن و داشت

    و پسر عموی پدرم (هم سن و هم دوره ای پدرم بوده) همین رویا از لحاظ مالی و خانوادگی در یک جایگاه بودن

    حالا زندگی پسر عموی پدرم :

    من بهش میگم دایی حسین اینقد عشق به رویای خودش داشته که

    توی سن ۱۵-۱۶سالگی ،خانواده اش رو که با سه خواهر کوچیک و پدر و مادر مسن از کار افتاده در شرایط مالی بد

    رها میکنه و به عشق تحصیل بورسیه آلمان میشه و میره دنبال رویاهای خودش‌

    الان بهترین متخصص مغز و اعصاب در کشور آلمان هست

    یه ازدواج رویایی کرد و زندگی مرفه و شادی داره

    پسر و دخترایی داره که مستقل زندگی میکنند و همش در سفرن و کل جهانو تقریبا دیدند

    و زندگی شاد به نسبت قشنگی برای خودش ساخته

    و فقط و فقط دلیلش اینکه که به این نجوای ذهنی که من مسئول زندگی پدر و مادر و خواهرای‌ کوچیکم هستم پیروز شده بود

    خودشو خدای اونا ندونسته و بقیه همیشه پشت سر شماتتش میکنن و میکردن در فامیل

    در حالی که من الان فهمیدم چه ایمانی داشته و چقد تحسینش میکنم چقد توی ذهنم تحسینش میکنم

    و خداروشکر میکنم توی این قضیه یه الگویی منطقی برای ذهنم دارم که

    عاقبت کسانی که میدونن همه برای خودشون خدایی دارند (مثل ابراهیم یکتا پرست که خودشو مسئول زندگی هاجر و اسماعیل ندوست و اونارو توی صحرا رها کرد این یعنی ایمان)اینه🙏

    و عاقبت کسانی که فک میکنند خدا و روزی رسان بقیه هستند و به خودشون و رویاهاشون بها نمیدند اینه(پدرم و..)

    خدایا این کد مخرب برام مثه یه پرتگاه عمیق بود که کارکردن روی خودم نمیزاشت پرت بشم

    واین کدم نمیزاشت به جلو حرکت کنم

    ترس از سقوط حسمو بد میکرد ولی ایمان به هدایت نجاتم داد

    استادم مشکل این کد من در مورد بیمارستان سازی و کار خیر انچنانی نبود

    من به دلیل شرایط زندگیم خودم توی یه جهنم خود ساخته از جهل گیر کرده بودم و با نوشتن این کامنت حس خوبی توی قلبم سرازیر شد و احساس میکنم از همین الان دارم از پرتگاه دور‌میشم و خدایی دارم که اینقد عاشقانه هدایتم میکنه و حامی منه و پاسخ به همه ی درخاست های منو به سمتم روانه میکنه

    دوستتون دارم❤️💋

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      غزال گفته:
      مدت عضویت: 2659 روز

      سلااااام هانیه عزییییزم عشق مننن

      چقدرررررررررررررررررر از خوندن کامنتت انرژی گرفتم چقدرررررررررررر زیبا به تصویر کشیده بودی موفقیت های خودت و دایی حسین بی نظیرت رو…..چقدررررر سرشار از حس خوب و انگیزه شدم خانوم گل…..عاااااااااااااالی بود عزیز دلم عااااااااااااااشقتم منننن….برای تو دختر گل درآمد 90 میلیونی که هیچ درآمد 90 میلیاردی هم کمه….امیدوارم در پناه خداوند مهربان و وهاب خبر درج اسمت رو توی مجله فوربس با عکست ببینم و از ته دل بگم خدایا شکررررررت که هانیه جونم اونقدر موفق و ثروتمنده….عزیز دلییییییی💋💋😍😍💘💘💘

      در پناه خداوند یکتا همیشه در اوج موفقیتها در تمام جنبه های زندگیت باشی گل من

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      امین گفته:
      مدت عضویت: 1938 روز

      سلام به همه دوستان

      چقد خوب حستون رو انتقال دادین.

      چقد با تجربه و مثال‌های خوب تشریح کردید

      من در این بخش کامنتهای زیادی خوندم و قطعا کامنت شما جزء دلچسبترین اونها بود

      سپاسگذارم از شما بابت انتقال‌ این حس خوب ❤️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      Ati kia گفته:
      مدت عضویت: 3622 روز

      سلام هانیه جون مرسی از کامنت خیلی خوبت

      واقعا تک تکشون رو کاملا درک میکنم…

      من هم دقیقا اینجوریم یعنی هر چی در بیارم دوست دارم برای خانوادم خرج کنم… و حتی گاهی که میخوام سفر برم هم‌ میگم پس اینا چی…. و پشیمون میشم و اگه گاهی هم برم واقعا عذاب وجدان میگیرم… حتی دلم نمیاد واسه خودم خرید کنم… یا اینکه میگم آخه خواهرم که نمیتونه اینکارو بکنه چی… و اینکه الان گفتی از پدرتون رسیده دقیقا همینه… چون پدرم تمام زندگیشو خرج برادر و پدرش کرد و الان برادرش خیلی راحت زندگی میکنه و پدرم هنوز تو این سن مجبوره کار کنه… حالا میشه بگی چه جوری این باور رو از بین ببریم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    میثم گفته:
    مدت عضویت: 2279 روز

    سلام خدمت استاد عزیز ❤️

    و

    تمام دوستان هم خانواده عباس منشی🌹

    این دقیقا موضوعیه که تقریبا همه مون برامون آشناست و تجربه اش کردیم

    مثلا خود من بارها شده گفتم خدایا انقد پول بمن بده من انقدشو میدم به نیازمند

    یا فلان چیزو به من بده من فلان کارو در قبالش میکنم

    یا اگه فلان ماشینو بدی بهم نذر میکنم بار اول برم باهاش مشهد زیارت امام رضات

    و…

    مثلا چند سال پیش که من با یکی از دوستانم کار فروش بیمه انجام میدادیم دوستم مدام میگفت اگر تو این کار ثروتمند شدیم من خیلی دوس دارم لباس تمیز و وسایل حمام و نظافت برای کارتن خواب ها بگیرم

    منم میگفتم من هم اگه به پول برسم حتما کلی ساندویچ خوشمزه میگیرم و تو طول ماه چندین بار بین بچه های کار و زباله گردا پخش میکنم تا لذت خوردن بهترین غذاهارو بچشن و…

    درسته که انجام این کارا خوب و قشنگ میتونه باشه اما نیت ما تو این مسایل خیلی مهمه

    من فکر میکنم در مورد خودم مهمترین چیزی که باعث مشروط کردن خواسته ام از خدا به انجام فلان کار و بهمان کار بود موارد زیر باشه؛

    اولیش و مهمترینش احساس عدم لیاقت

    یعنی اینکه خدایا من که لیاقت ندارم این مقدار پول و ثروت رو بهم بدی، حالا بیا و بده منم باهاش این فلان کارایی که مورد پسند تو هست رو انجام میدم پس لطفا اجابت کن خواستمو

    دومین چیز برمیگرده به نگاه غلط من به خداوندم، انگار اونو یه آدم گونه فرض کردم که میخام یجورایی احساساتشو برانگیزم که تحریک بشه و کارمو بواسطه اون قولای خوبی که بهش میدم راه بندازه

    مورد بعد اینکه ما خودمون مسول بقیه میدونیم و فکر میکنیم ما باید اگر پولی بدست میاریم باهاش بدبختیای دیگرانم سر و سامون بدیم حتما

    مورد دیگه که الان به ذهنم رسید اینکه ما خودمونو نزدیک به خدامون نمیبینیم و همش دنبال یه چیز یا یه واسطه دیگه ایم که ما رو به اون وصل کنه، مثلا فکر میکنیم اگر من الان خودم اینهمه ثروت یا فلان خونه یا فلان ماشینو بدون واسطه و مستقیما خودم برای خودم از خدا بخوام که نمیشه پس باید یه سری چیزا رو این وسط درگیر کنم که بتونم وصل شم به خدا و اونم بخاطر اون چیزای دیگه هم که شده احتمالا خواسته مو بپذیره

    و اینکه انگار من خوشبختی رو حق خودم نمیدونم، دنبال اینم یجورایی سر خدا رو گول بزنم که انگاری این لالویا به منم یه چیزی بده حالا

    برای خودم انگار شان و منزلتی قایل نیستم در حدی که مثلا زندگیم ده برابر بهتر ازینی که هست باشه و میخام بواسطه کارای خوبی که به خدا وعده میدم اونم در ازاش شرایط زندگی منو بهتر کنه

    انگار عادت کردم به دارایی های حداقلی فعلیم و یجورایی دور و خارج از دسترسم میبینم داشته های بهتر و ارزشمند تر رو و میگم یه چیزی به خدا بگم که بلکه به اون خاطر یه لول ببرتم بالاتر

    انگار ظرف خودم کوچیکه و خودمو ناتوان از بزرگ کردن ظرفم میدونم میخام بیشتر از ظرفم بهم بده خدا منم سر ریزشو بذارم تو کارای دیگه در عوض خودمم از سر ریزش مستفیض بشم

    انگار معامله دارم میکنم با خدای خودم و سببشم نداشتن نگاه فراوانی نعمته انگار، یعنی نعمتو اونقدی فراوان و زیاد نمیبینم که بشه شامل همه قرار بگیره و مخصوص یه عده خاص میدونم که یه ویژگیهای خاصی دارن منم با مشروط کردن انجام اون کارای خوب میخوام یجورایی تو اون دسته خاصه قرار بگیرم

    یجورایی شیتیل دارم میدم به خدا، اونم شاید برا اینه که نگاه ادم گونه به خدا داریم و چون تو جامعه زیاد دیدیم که اگر یه چیزی بخوای باید یه چیزی بدی به ازاش تا اون گیرت بیاد

    نبود عزت نفس، من کیلو چندم، بیا بخاطر اون کار خوبا که انجام میدم بهم فلان چیزو بهمان چیزو بده

    راحت نبودن با خدا و یکی ندونستنمون با او، انگار فاصله زیادی احساس میکنیم بین خودمون و خدامون و یه چیز دیگه ای بیرون از خود ما باید این فاصله رو پر کنه

    استاد من نه خیلی اهل حرف زدنم نه خیلی اهل نوشتن

    اینارو به عشق خودت که اینهمه وقت و انرژی میذاری برای ما زور زدم 😅 و واقعا زور زدم تا نوشتم😄😄

    دوستتون دارم، امیدوارم به لطف الله یکتا برای خودم و دوستانم مفید واقع بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  9. -
    ایمان محبی گفته:
    مدت عضویت: 2949 روز

    سلام خدمت خانواده بزرگم و استاد گرامی

    چه سوال خوب و چه جوابهایی واقعا لذت میبرم .

    و اما جواب من که جواب خود استاد هم هست:

    به جواب این سوال ، استاد در دوره ی روانشناسی ثروت2 یه توضیح داده اند و من دوباره از طرف ایشون فقط بصورت خلاصه میگم:

    با این افکار و باورها ما “جا روی پای خدا میگذاریم” و هر کسی این کار رو بکنه “نابود میشه” و این یه قانونه.

    بعدش داستان یک معتاد رو تعریف میکنن که یه زنه عاشقش میشه و این معتاد

    پس از خلاف و دزدی ، سر از زندان در میاره و این خانومه میره و با وثیقه و

    ضمانت و … این معتاد رو آزاد میکنه و میبرتش خونه و تمام اسباب راحتی این

    معتاد رو فراهم میکنه (شام و ناهار و همه چی خلاصه فول آپشن) بعد چند هفته

    مادر این خانومه که توی یه شهر دیگه بوده به دخترش زنگ میزنه که بیا بابات

    مریضه و بیمارستانه، خلاصه قرار شد خانومه واسه چند روز بره پیش مامان

    باباش. به این مرده گفت که من باید واسه چند روز برم و تمام لباساتو اتو کردم

    و غذات هم آماده گذاشتم. همینکه این خانومه از در میره بیرون، این معتاده میره

    سمساری و تمام وسایل خونه و با ماشینش میفروشه و میره موادش رو میزنه. بعد

    چند ماه که خانومه اینو میبینه بهش میگه تو بهم خیانت کردی و من همه چی بهت

    دادم (با گریه و زاری) .، اینکه معتاد بوده این چیزا حالیش نبوده که چی میگه .

    بعد مدتها خودش میگه آره اون زنه میخواسته “”جای خدا بشینه”” و نقش اونو

    بازی کنه.

    و یه مثال دیگه هم که اگه ما بخواهیم یه کرم ابریشم رو زودتر از موعدش از پیله بیرون بیاریم تا پروانه بشه، میمیره که اما تفاوتش توی این قضیه اینه که ما هم با این افکار میمیریم و نابود میشیم مثله همون زنه.

    “” خداوند عادله ، هر کسی در هر جایی هست دقیقا در جایی هست که باید باشه “”

    هر کسی پاداش و نتایج افکار و باوراشو داره میگیره.

    هر کسی که بدبخت و بیچاره است دقیقا جاش درسته چون خداوند اشتباه نمیکنه نخواه که کار خدا رو براش انجام بدی.

    باید طوری باشه که “” وقتی ما میبخشیم با این فکرو با این باور ببخشیم که زندگی خود ما متحول بشه نه زندگی کسی دیگه “”

    برای اینکه جریان ثروت رو توی زندگی خومون را بیندازیم میبخشیم ، نه برای دیگران . اینو باور کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  10. -
    فرید آهنگری گفته:
    مدت عضویت: 3193 روز

    با سلام

    چیزی تا اینجا آموختم اینه که ما برای رسیدن به چیزی باید در ذهنمون داشتنشو احساس کنیم و به همون حسی برسیم که اگه بصورت واقعی داشتیم میرسیدیم اگه به این احساس برسیم بصورت فیزیکی هم در زندگی مون اتفاق میافته

    پس اگه ما میگیم خدایا به من ثروت بده تا ببخشم اگه اینو تبدیل به زبان فرکانسی کنیم معنیش به جهان این میشه که من ثروت ندارم اگه داشتم میبخشیدم یعنی ما فرکانس نداشتن ثروت میفرستیم یعنی به جهان احساس نداشتن ثروت میدیم و جهان هم از همون جنس احساس (نداشتن ثروت )برامون تقدیم میکنه

    و این ترمزی هست که در لباس خواسته به ذهن ما میاد و ما فکر میکنیم که داریم گاز میدیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای: