شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 56 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

5123 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1522 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز صدم از فصل چهارم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت حال خوبم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که برروی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه برای ناهار مرغ پلو با ماست موسیر و کباب کوبیده خوشمزه خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه رفتم به ماشینم گاز زدم

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز

    خدایا شکرت بابت اینکه با خواهرم رفتیم فروشگاه کوروش و بستنی شکلاتی نیم لیتری دومینو خریدیم و رفتم ماشینو نگه داشتم توی پارک جدید بهشت فاطمه که چراغ های پروژکتور جدید پرنوری نصب کردند اونجا و خوردیم و لذت بردیم

    خدایا شکرت بابت چراغ های هیولای پارک جدید

    خدایا شکرت بابت اینکه بابت زیبایی های پارک سپاسگزاری کردم

    خدایا شکرت بابت چمن های کات شده زیبای پارک خدایا شکرت بابت بوی زیبای چمن ها که دیوانم کرد

    خدایا شکرت بابت آسمان زیبا و خوش رنگ در ساعت دور و ور 8 آبی تیره میشه و خدایا شکرت بابت ستاره های قشنگی که دیدم تو آسمون

    خدایا شکرت بابت چمن های مصنوعی زیبای پارک

    خدایا شکرت بابت اینکه تو پارک قدم زدم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت ماشین های سنگین شهرداری تو پارک خیلی خفن و هیولا بودن میخوان اونجا رو آسفالت کنند ماشین بزرگ قیرگونی اینا بود که نمود فراوانیه

    خدایا شکرت بابت اینکه خواهرزادم و بچه ها داشتند بازی می‌کردند که من رفتم بدون اینکه به نظر دیگران اهمیت بدم سوار سرسره شدم با خواهرزادم و کلی لذت بردم و این اولین بارم بود از وقتی بزرگ شده بودم سوار سرسره نشده بودم

    خدایا شکرت که مامانم و خواهرم رو رسوندم خونه خالم و من نرفتم و با دوستم رفتیم بیرون و کلی خوش گذشت

    خدایا شکرت بابت اینکه خالم برا من و پدرم غذای رشته پلو با مرغ خوشمزه فرستاده بود و خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت مشتری هایی که بابت پودر زعفران پیام دادند

    خدایا شکرت بابت اینکه 100 قسمت از روز شمار رو متعهدانه ادامه دادم

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت

    استاد میگه : یه خواسته ای رو من توی بچه ها میبینم که یه ترمز مخفی توشه

    میخوام ببینم دوستان میتونند این ترمز رو پیدا کنند

    تو دوره کشف قوانین زندگی ما چیکار میکنیم؟

    شما یه سری خواسته داری کلی روش کارکردی

    تجسم کردی و درموردش نوشتی و عبارات تاکیدی کار کردی و …

    حالا درمورد ازدواجه کاره ثروته روابطه و هر چی که هست برسی

    یه مدت زیاده هم کار می‌کنی 

    هر ایده ای هم به ذهنت رسیده انجام دادی اما هیچ اتفاقی نیفتاده هیچ موفقیتی کسب نکردی

    دلیل این داستان یه کد مخرب یا چند تا کد مخرب توی باورهای شماست که ما به اصطلاح بهش میگیم ترمز

    یعنی شما پاتو روی گاز گذاشتی ولی یه پای دیگه شما رو ترمزه

    موتور داره کار میکنه فشار بسیار زیادی داری به موتور وارد میکنی بنزین و سوخت زیادی داره مصرف میکنه اما ماشین هیچ حرکتی نمیکنه

    سوال مسابقه اینه که

    خیی از دوستان قبل از اینکه به خواسته ای برسند یه همچین چیزی از خدا میخوان :

    خدایا به من انقدر ثروت بده من میخوام اینو برای مامانم برای دوستام بخرم من میخوام خیر مدرسه ساز بشم و به بیماران سرطانی کمک کنم و…

    خلاصه خدایا یه پولی به من بده من میخوام اینو کمک کنم به بنده هات

    خیلیاتون وقتی به ثروت فکر کردید یه همچین قراردادی رو با خدا بستید

    یه سری کد مخرب توی این درخواست هست

    حالا شما بگید این کدهای مخرب چه هستند؟

    من که میگم خدایا به من ثروت بده تا اون ثروت رو کمک کنم به دیگران ،یکی از کدهای مخرب باور عدم لیاقته که خدایا من به خودی خود لیاقت ثروت رو ندارم تو به من بده من نمیخوام اون ثروت رو برای خودم نگه دارم من میخوام به دیگران اون ثروت رو بدم این از باور عدم لیاقت و خود کم بینی و عدم عزت نفس میاد

    من اگه برای خودم ارزش قائل باشم و لیاقت بالایی رو درخودم ایجاد کنم میگم خدایا تو به من ثروت بده ثروت بی نهایت بده همونجوری که به سلیمان نبی دادی من و سلیمان نبی هیچ فرقی باهم نداریم میگم خدایا به من ثروت زیادی بده تا جهان رو گسترش بدم با ثروتم نه اینکه به این و اون بدم ثروتم رو میگم خدایا به من ثروت زیاد بده تا تجربه های لذت بخش بیشتری رو داشته باشم

    یکی دیگه از ترمز ها یا کدهای مخرب این هست که رابطه بین ثروت و خدا رو از هم دور میبینم اگه این درخواست رو دارم یعنی خدایا به من ثروت بده و اون ثروت رو برا خودم نگه نمیدارم من خدایی هستم و آدم خوبی هستم و چون ثروت رو برای خودم نگه نمیدارم و میدم به بقیه و…. خدایی میشم آدم خوبی میشم چون اونوقت ثروت ندارم

    درحالی‌که توی قرآن خیلی دیدم رابطه خداوند با نعمت های بی نهایت ارتباط مستقیمی داره و اینکه خداوند  زمین و آسمان رو مسخر ما کرده

    من هر چقدر به ثروت برسم به خدا نزدیک تر میشم

    من هرچقدر به خدا نزدیک تر بشم ثروتمند تر میشوم

    یکی دیگه از کدها یا ترمزهای مخرب اینه که من خداوند رو سیستم نمیدونم و دارم با خدا معامله میکنم

    آخه مگه خدا نمیتونه ببخشه اونوقت میگم خدایا تو به من ثروت بده من به دیگران ببخشم خدایی که ثروت رو به تو میده به هر کی که توی مدارشه میبخشه تو نمیخواد با خدا معامله کنی که خدایا به من ثروت بده من دلسوزی کنم و ببخشم این یعنی اینکه به عدالت خداوند شک داری و باور داری هیچ چیز سرجای خودش قرار نگرفته

    درحالیکه یه نظم دقیقی توی جهان  برقراره که هرکی هرجایی هست جای درست خودشه تو نمیخواد بگی خدایا بهم ثروت بده من این ثروت رو به دیگران بدم

    خیلی از این دعاها کردم تو محرم و تاسوعا و عاشورا و خیلیا قرارداد میبندن با خدا حتی با امامان که تو اینو بهم بده منم از خودم یه چیزی رو کم میکنم نذری میدم

    ترمز دیگه ای که هست اینه که فکر میکنیم باید یه چیزی از ما کم بشه تا آدم خوبی بشیم

    چرا فکر نمیکنیم اتفاقا باید نعمت ما هرروز بیشتر و بیشتر بشه تا انسان خوبی بشیم تا تجربه های جدیدی داشته باشیم تا لذت ببریم

    ترمز دیگه ای که هست اینه که خودمونو مسئول زندگی دیگران میدونیم که اگه من نباشم فلانی میخواد چیکار کنه اتفاقا خدا هوای همه رو داره تو فقط مسئول زندگی خودتی

    وقتی میگی خدایا بهم ثروت بده تا مثلا به بیماران سرطانی کمک کنم یعنی خودتو مسئول زندگی دیگران میدونی

    ترمز دیگه ای که هست اینه که در ذهن من باور کمبود هست که به خدا میگم تو به من ثروت بده تا به دیگران بدم یعنی ثروت محدوده ثروت کمه و از ثروتی که خدا به من میده من کمک میکنم

    ترمز دیگه ای که هست اینه که باور ندارم به این که من خودم خالق زندکی خودم هستم من فرکانس میفرستم و اون فرکانس ارسالی اتفاقات رو برای شخص من به وجود میاره نه دیگران پس اگه به اینکه من خالق زندگی خودم هستم باور داشته باشم دیگه هرگز از خداوند همچین درخواستی رو نمیکنم من خودم خالق زندگیمم دیگران هم خودشون خالق زندگی خودشونن

    ترمز دیگه ای که هست اینه که باور دارم خداوند ظلم میکنه به بنده هاش و باور ندارم به اصل بقای اصلح که ضعیفا از بین میرن قوی ها میمونند اینکه انقدر به ما گفتند به ضعیفا و فقرا کمک کنید انگار جهان خداوند بی عدالته هرکسی نتیجه اعمال خودشو میگیره هیچ دلسوزی در کار نیست ما تو داستان پیامبران میبینم مثل جنگ های پیامبر و داستان حضرت نوح

    ترمز دیگه ای که هست اینه که من تاثیر دارم تو زندگی دیگران اینو باید آویزه گوشمون کنیم که ما هیچ تاثیری تو زندگی دیگران نداریم که فکر کنیم اگه خدا بهمون ثروت بده ما به دیگران کمک کنیم و این کمک ما میتونه زندگی دیگران رو متحول کنه

    من ثروتمند میشم و الگو میشم برای دیگران و دیگران هم منو می‌بینند باور می‌کنند و ثروتمند میشند من اینجوری میتونم به دیگران کمک کنم اینطوری جهان گسترش پیدا می‌کنه ن اینکه بگم خدایا بهم ثروت بده این ثروت رو کمک کنم به دیگران 

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      فاطمه هلالی گفته:
      مدت عضویت: 981 روز

      چرا فکر نمیکنیم اتفاقا باید نعمت ما هرروز بیشتر و بیشتر بشه تا انسان خوبی بشیم تا تجربه های جدیدی داشته باشیم تا لذت ببریم

      سلام دوست عزیزم

      ازبین تمام ترمزهایی ک پیداکردی و نوشتی چقد خوشم اومد ازین جمله و باور

      گفتم عجب ایده ای

      ک هرروز بیام با خودم حرف بزنم و بگم من باید هرروز و هرروز نعمتها و ثروت تو زندگیم بیشتر بشه ک من آدم خوبی باشم ک من ب خدا نزدیک شوم .

      فاطمه جان شما باید هرروز نعمت و ثروت بیات تو زندگیت ک آدم خوبی باشی

      اگه دوست داری ب خدات نزدیک بشی باید ثروت بیات باید حسابت همیشه توش پول باشه

      اگر ک ثروت نداری پس تو از خدات دوری

      هیچ عذر و بهانه ای هم پذیرفتنی نیست…

      ساناز جان خیلی عالی نوشتی

      برات آرزوی موفقیت وشادی و ثروت روز افزون دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 950 روز

    به نام رب العالمین

    سلام به دو استادعزیزم، و سلام به همه دوستان .

    رب‌العالمین هدایت کرد و من به این فایل رسیدم، و یک بار براش کامنت نوشته بودم و فهمیدم واقعاً بهش سطحی نگاه کرده بودم و انگار نفهمیدمش.

    من خودم، چون پدرم خداروشکر از همون چند سال اول رشد مالی خوبی داشت، هیچ‌وقت این احساس رو نداشتم که ثروتمندان بدجنس هستن یا باید بهشون فحش داد.

    برای همین متوجه یه چیزایی نشدم و از فایل سرسری رد شدم، و الان می‌خوام درک اولیه‌م رو برای خودم باز کنم.

    وقتی به لطف خداوند تو باورام گشتم و خداوند بهم جواب رسوند، یادم اومد: چیزی که هست، من متوجه شدم در عمق وجودم شوقی برای ثروت ندارم.

    من ثروت رو می‌خوام که به خانوادم کمک کنم و همش به‌طور ناخودآگاه این فکر میاد که براشون بهترین زندگی رو رقم بزنم و کمکشون کنم و کاری کنم بهشون خوش بگذره.

    یه احساس دین و مدیون بودن همراه با احساس گناه دارم و قبلاً تو اهدافم می‌نوشتم که با پولم به بقیه کمک می‌کنم و صد نوع نقشه داشتم، ولی رو تردمیل بودم و دلیلشو نمی‌دونستم که چرا همیشه بی‌پولم.

    زمانی که مدرسه می‌رفتم، منظورم دوره ابتدایی و راهنمایی هست، و تو مدرسه منطقه محروم درس می‌خوندم چون نزدیک به خونه بود، و مادر و پدر چون منو دوست داشتن برام لباس‌های خیلی شیک و زیبا می‌خریدن یا خوراکی می‌ذاشتن.

    اما نمی‌دونم از کی، چه احساس بدی در من شکل می‌گرفت که وقتی می‌دیدم بقیه لباس خوب ندارن یا ساندویچ ندارن بخورن، احساس عذاب وجدان می‌کردم که من اون نعمت رو دارم ولی بقیه ندارن.

    واسه همین، به‌خاطر همدردی، اون لباس‌های شیک رو نمی‌پوشیدم یا ساندویچم رو تو مدرسه نمی‌خوردم، و مثل روز، روز برام روشنه، خصوصاً تو دوره راهنمایی، که الان هم که دارم می‌نویسم، اون احساس گناه اون موقع رو تو قلبم حس می‌کنم.

    در ادامه، خب، پدر من درآمدش خوب بود، ولی مادرم خیلی ازش گلایه داشت که خسیسه و پول نمی‌ده، و همین‌طور بقیه افراد فامیل هم انتظار و کنایه می‌زدن که پدرم کمک کنه یا پول بهشون قرض بده، برای مراسمات، افطاری، ختم و خرج.

    ولی پدرم خیلی قدر پولشو می‌دونست، چون خودش با صفر شروع کرده بود، و من که بزرگ‌تر شدم، این احساس رنج مادرم و بقیه گفتگوهای معلما و جامعه و… منو برد به سمت کارهای کمک‌رسانی به مردم و مذهب و هیئت و اینا.

    و شدم کسی که ارزش رو تو خدمت کردن می‌دیدم و همین‌جوری اومدم جلو، اما چقدر از این دلسوزی و احساس گناه آسیب دیدم و دقیقاً ورشکست شدم.

    دیشب فکر کردم که آره، منم تو ذهنم تضادی هست بین ثروت و خداوند و معنویت.

    1. اینکه من ناخودآگاه باوری ساختم که سختی مساوی است با ارزشمندی:

    ناخودآگاه من دنبال سختی کشیدنه و ارزش رو در سختی می‌بینه، و چون ثروت نشونه آسایشه، پس ذهنم می‌گه: اگه راحت زندگی کنی، مثلاً ثروتمند باشی، پس آدم ارزشمندی نیستی.

    2. احساس گناه از داشتن:

    وقتی بچه بودم و لباس نو یا میوه‌ی خوب داشتم، احساس گناه می‌کردم چون بقیه نداشتن.

    این از کودکی بهم گفته: «داشتن = ناراحت کردن دیگران، پس داشتن = گناهه»، و این باور هنوز هم توی ذهنم فعاله.

    حالا وقتی دوست دارم پولدار شم، بخشی از ذهنم می‌گه: «اگه من داشته باشم و بقیه نداشته باشن، باید عذاب بکشم.»

    3. ناجی‌گری و فداکاری:

    یکی از الگوهای قوی ذهنی من «ناجی‌گری» و «فداکاری»ه؛ یعنی باید به بقیه کمک کنی، باید دلسوز باشی.

    اما اگه خودم ثروتمند بشم، حس می‌کنم از جایگاه «فداکارِ فقیر» به «آدم خودخواهِ ثروتمند» منتقل شدم.

    4. معنویت اشتباه تعریف شده:

    خیلی جاها (توی جامعه، مدرسه، خانواده) شنیدم: «پولدارها خدا رو یادشون می‌ره»، «پول حرامه»، «ساده‌زیستی یعنی نزدیکی به خدا» و از پیامبرا مثال زدن.

    این‌ها باعث شده که من فکر کنم ثروت با گناه، دنیاپرستی، خودخواهی یا دور شدن از خدا گره خورده و اینکه «اگه پول داشته باشم، دیگه آدم معنوی یا خوبی نیستم.»

    می‌خوای به خانواده کمک کنی؟ ثروت باعث می‌شه بقیه ناراحت شن، پس ثروت گناه داره.

    می‌خوای زندگی آسوده داشته باشی؟ فقط سختی کشیدن ارزشمنده، پس راحتی = بی‌ارزشی.

    می‌خوای معنوی باشی؟ معنویت یعنی فقر و سختی، پس ثروت = بی‌معنویتی.

    و در نهایت به این رسیدم که: «اگر نمی‌خوای عذاب وجدان بگیری، بهتره تو هم نداشته باشی.»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      کاظم مظفری گفته:
      مدت عضویت: 946 روز

      سعید عزیزم سلام

      چقدر خوب تونستی نقاط ضعف خودت و باورهای مخفی خودت رو موشکافانه بررسی و پیدا کنی

      الان که داشتم فکر میکردم دیدم دقیقا همه ی این باورها رو منهم دارم و وقتی کامنتتو خوندم متوجه شدم که چجوری باید باورهای مخرب خودمون رو‌ پیدا کنیم

      البته هنوز اول راهم و تا در پیدا کردن باورهام استاد بشم خیلی مونده اما مطمئنم با کارکردن میتونم تغییر کنم و به تمام خواسته هام برسم

      امیدوارم هرچه‌زودتر موفقیتت رو ببینم و کامنتشو بنویسی و بخونم شاد باشی و شکرکزار

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    دانیال محمدی گفته:
    مدت عضویت: 3503 روز

    اینها شناخت درستی نه از خود و نه از خدا داره.و باور های غلطی در مورد خدا و دنیای خودش داره.باورهای غلط در مورد خدا.۱.با نشستن و فقط دعا کردن هیچکسی به ثروت نرسیده.و فقط انرژی و وقت هدر داده.چون باورش اینه اگه خدا بخواد بده به تلاش کاری نداره و از اسمون میفته واسش.یااز هر راهی بجز تلاش کردن.ایده رو هم خوب نشناخته.ایده یعنی هدف، مثال طرف میخواد کار خونه بزنه فلان محصول رو تولید کنه.و استارتش رو میزنه و تلاش خودش و انرژیشو میذاره.و نتیجشو رها میکنه به خدا مسپارد خدا خودش گفته تلاش کنی نتیجشو میگیری.۲..اینها دارن با این ایده یا خواسته با خدا معامله میکنن.خدا انسان نیست که وقتی کاری برات انجام بده بالا سرت وایسه بگه باید جبران کنی.چون اصلا به تو و امثال تو نیازی نداره و اگه بخواد به کسی کمک کنه از هر راه و هر طریقی میتونه چون یه عالمه دست داره.حالا چه شما چ کسی دیگه.۳.شما نمیخواد دایه بهتر از مادر باشی ازخدا بخشنده تر که نیستی.یا نکنه میخوای تو کارش دخالت کنی.خود استاد تو فایل به کبوترها غذا ندهید توضیح داده که چطور کمک کردن به دیگران شاید باعث مرگش بشه.شما اگه میخوای کمک کنی اول باید بخودت کمک کنی.تغییر کنی.وقتی باخدا معامله میکنی یعنی بهش شک کردی.خدا مث ادما نیست وقتی بهت چیزی میده منت بذاره و بگه باید جبران کنی.شک کردی چون فکر کردی کارش بهت گیر میفته.این همه سال از شروع دنیا میگذره و خیلی تکنولوژی و ساخت و ساز پیشرفت کرده چون سیستم خدا فرق داره و کارش رو خودش انجام میده.چه من و تو باشیم چه نباشیم دنیا در حال پیشرفته.خدا بی نیازه.اینا قدرت رو از خدا گرفتن و دادن به یسری ادما و فک میکنن یه پولدار باید بیاد تا مدرسه بسازه که بتونن برن مدرسه یا یکی از این ادما یروز میان و از این همه بدبختی نجاتشون میدن.وقتی قدرت رو میدی به غیر از خدا و انتظار جواب داری اما جواب نمیگیری به بن بست میخوری.نا امید میشی به جای اینکه به خدا و خودت تکیه کنی،انتظارات بیجا باعث کدورت میشه میخوای هم به خدا و هم به کسایی که ازشون انتظار داشتی ضرر برسونی ولی بخودت ضرر میزنی.اینها هم یعنی شرک ب خدا.حالا اگه خدا بهشون خواسته و ثروت نده چیکار میکنن؟ همه بدبختیاشونو میندازن گردن خدا و از چشم خدا میبینن این ها یعنی شِرک!حتما بعدش میفتن دنبال مردم و ازاری و خدارو تهدید میکنن.وقتی باخدا معامله میکنی یعنی تهدیدش هم کردی.میخوان به خدا ضرر بزن ولی در خقیقت به خودشون ضرر میزنن!!پس این همه قدرت اراده قدرت انتخاب قدرت تصمیم گیری که داده.قدرت اختیار و قدرت تغییر دادن داده پس چی میشه.

    ثروت خودش یه نوع نتیجه و پاداش متفاوت هستش.که با تلاش بدست میاد.هدف خواسته ایده+تلاش=نتیجه

    وقتی تلاش نمیکنی عامل بدبختیات خدا نیست خودتی.شناختت از خدا غلطه.از خودت شناخت نداری که انقدر قدرت بهت داده.اگه داری سختی فقرو میکشی خدا گفته بعد هر سختی آسانی هستش.خدا خودش انسان رو آفریده و ذاتشون رو میشناسه.واسه همین دنیا براساس یسری قانون داره میچرخه.دنیا دنیای لیاقت هاست.واسه هرچی تلاش کنی بدستش میاری.

    مهم تر از همش اینکه وقت معامله گفته که اگه ثروتمند بشه حتما به پدرو مادرش بیشتر میرسه.یعنی اگه ثروتمند نشی رسیدگی نمیکنی؟یا حتما باید اول ثروتمند بشی.؟قبل از رسیدن به ثروت تو باید به همه دنیا عشق بورزی و انتظار جبران نداشته باشی.محبت کردن و احترام گذاشتن عشق ورزیدن هیچ خرجی نداره بااینکه ارزشش زیاده مجانیه.اینکار نشون میده که که تولایق ثروت هستی.واین یعنی خودثروت.بدون سرمایه و مال هم میتونی اینکار رو انجام بدی….

    این هم هست که یسری ها وقتی میبینن باید تلاش کنن جا میزنن.اگه نتیجه میخوای باید تلاش کنی.نابرده رنج گنج میسر نمیشود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      مهدی امامی گفته:
      مدت عضویت: 3426 روز

      دوست عزیز به فرمایش استاد این ضرب المثل نابرده رنج گنج میسر نمی شود یک باور غلط هست خیلیها هستند باروزی چندساعت کار باکامپیوتر ثروت زیاد میسازن

      خواستی بیشتر بدانی ثروت یک استاد را تهیه کنید

      موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    مرجان شاد توانگر گفته:
    مدت عضویت: 2829 روز

    با سلام بر دوستان و استاد عزیز

    سارا هستم.

    پاسخ سوال :

    به نظرمن یه باوری است که بسیار مهمه که رعایت شه و وقتی نمیشه جزعی از ترمز های قوی ما محسوب میشه .

    وقتی باور داری قبل از اینکه ثروتمند بشی ، به ثروت رسیدی و یا مثلا وقتی باور داری که تو سلامتی رو کسب کردی قبل از این که در واقعیت زندگیت کسب کرده باشی . همه ی اینا احساسی رو ایجاد میکنند که تو درواقع کسبشون کردی، و چون احساس کسب کردن چیزی که میخواستی با احساس که هنوز کسبش نکردی و میخوای داشته باشی از زمین تا اسمون متفاوته در نتیجه پاسخ جهان هم به احساس تو متفاوت میشه . از اون جا که احساسات ما که ریشه از باور های ماست و اون احساسس که ما به جهانمون فرستادیم و جهان از همون رو به ما بیشتر میده.

    واقعا به نظر من این مهترین چیزه و حتی خودم تو زندگیم استفاده میکنم و باور دارم . وقتی باور داری که تو به این خواسته ات رسیدی ، تصورش کن از ته دلت و با تمام وجودت این رو بپذیر که من اینو بهش رسیدم وفقط همان طور عادی که به خواستمون میرسیم و از خدا تشکر میکنیم، از خدا تشکر کن و میبینیت چه معجزه ای رخ میده. خیلی با تصوراتمون باید بازی کنیم جوری که بهش بفهمونیم من به این خواسته ام رسیدم و مهتر از هر چیز این احساس رسیدن به خواستمون رو باید ایجاد کنیم یعنی احساس کن که تو خواسته ات رو گرفتی و چقدر داری از خدا شکر میکنی!!!

    دنبال پیدا کردن افرادی بودم که با این جور طرز تفکر و باور صحیح به چه خواسته هایی رسیدند.

    خانمی بود که سرطان سینه داشتند ، از اونجایی که از این قانون مطلع بودند ازش استفاده کرد. هر روز در هر لحظه از زندگیش با تمام وجودش ، با قلبش سپاسگزاری میکرد بابت اینکه من بهبود یافتم و باور او این بود که من از قبل بهبود یافتم و هروز بابتش خدارو شکر میکرد و با خوشحالی زندگی میکرد. اتفاقی که افتاد تنها در ۳ ماه او به طور کامل بدون هیچ عمل جراحی و یا دکتر رفتنی بهبود کامل پیدا کرد!

    این واقعا مهمه که بتونی احساس را در خودت ایجا کنی که من خواسته مد نظرم رو گرفتم و براش هر لحظه شکر کنی!

    من همیشه صبح ها مینویسم که دوست دارم‌ چه اتفاقاتی برایم بیوفتند ولی هیچ وقتی نمینویسم خدای امروز میخوام این اتفاق بیوفته یا اون … بلکه به زمانی مینویسم که اتفاق افتاده و با حالت بسیار شگفت انگیزی دارم فقط از خدا تشکر میکنم. وقتی که در روز میبینم هر انچه که میخواستم برام اتفاق بیافتد را افتاده است.

    آن شور و اشتیاق بعد از رسیدن به خواستس که حس عالی را میدهد . پس چه بهتر که باور خودمون رو بر این بزاریم که من به خواسته ام رسیدم و اونو باید احساسش کنید شده اهنگ مرتبط با اون رو بزارید مثلا از ماشینه خاصی خوشتون میاید

    صدای اون ماشین را در موبایلتان داشته باشید و چشمان خود را ببندید جوری که داریم اون رو میرونید و میدونید چه احساسی رو ایجا میکنه ، چه شور و اشتیاقی رو ایجاد میکنه!!!

    واقعا این باور خیلی کمک به گرفتن خواسته هامون میکنه اون حسه از همه چیز مهم تره که احساس کنی که تو خواسته ات را گرفتیش .

    با تشکر

    امیدوارم برای هممون این باور نهادینه شه و لذت زندگی را ببریم.???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  5. -
    افرا گفته:
    مدت عضویت: 3088 روز

    سلام به همه دوستان عزیزم …

    خیلی خوشحالم می بینم این همه انسان آگاه و مسلط به قانون تو سایت در حال فعالیت هستند و نظراتشون از خیلی کتاب ها پر بار تر و با ارزش تر هستش!

    همچنین درود بیکران به استاد عباس منش عزیزم …

    به نظر من عبارت: “خدایا به من ثروت بده تا به دیگران (خانواده، ایتام، بیماران و … فرقی نداره!) ببخشم، درسته که احساس خوبی در ما بوجود میاره، ولی درواقع از چند باور غلط ناشی میشه! اول اینکه:

    “خداوند انگار حواسش به همه نیست! یا صلاح نمیبینه به همه نعمت بده! یا اونقدر قدرتش رو نداره! و عقایدی این چنینی … !”

    خوب این جمله باور من در عمق وجودمه که باعث شده من از “خداوند” درخواست کنم به من ثروت بده تا ببخشم!

    از اونجایی که من دارم این درخواست رو از “خداوند” طلب میکنم! پس باور دارم فقط “خداوند” می تونه به من نعمت و ثروت ببخشه!!!

    البته این باور به تنهایی عالیه و درسته! اما …

    من دارم از همون “خداوندی” درخواست نعمت می کنم که خودم در اعماق وجودم باور دارم “شاید صلاح ندونه یا نتونه یا حواسش نباشه و …” و نتیجه این باور احساس ترس و نگرانی هستش!!!

    و این خودش یک ترمز قدرت منده که مانع رسیدن من به خواسته ام میشه. در واقع من با شناسایی این ترمز و ایجاد باور متضاد و قدرتمند کننده اش یعنی:

    “خداوند صاحب تمام نعمت هاست (غنی و بی نیاز است) و ثروت و نعمت را به هر کس از بندگانش که در مشیت و قانونمندی ثروتمند شدن (فرکانس ها و باور های ثروت آفرین – کانون توجه) باشد، به هر اندازه که آن فرد باور داشته باشد (ظرف دریافت نعمت ها – سطل) بغیرالحساب و بدون نیاز به هیچ معامله و توافقی، بار ها و بار ها می بخشد”

    همان طور که سلیمان نبی در قرآن از خداوند خواست ثروت و قدرتی بی انتها بهش ببخشه، زیرا که باور داشت خداوند بینهایت وهاب و بخشنده و غنی صاحب تمام گنج ها و ثروت هاست! و البته هرگز سلیمان نبی توضیح نداد که می خواد با این ثروت و قدرت چیکار کنه!!!

    اگر من هم در اعماق وجودم این باور رو داشته باشم، دیگه از خداوند درخواست نمی کنم به من ببخشه تا منم به دیگران ببخشم، بلکه فقط ازش می خوام بهم ببخشه! این که بعد از بدست آوردن ثروت، میخوام باهاش چیکار کنم دیگه مثاله ای نیستش که خداوند بخواد راجع بهش قضاوت کنه یا تحت تاثیرش قرار بگیره (البته که قانونمندی خداوند اصلاً عواطف انسانی نداره و فقط مثل آینه، بازتاب دهنده فرکانس من هستش)!

    (همین الآن به ذهنم رسید – بهم گفته شد درواقع!!!) باور غلط بعدی همینه:

    این که من با این در خواستم (ثروتمند بشم تا ببخشم) در حقیقت باور دارم که “خداوند” از بخشش و کمک های من به نیازمندان خوشحال میشه (عواطف انسانی) و حال می کنه!

    و این یعنی من در عمق وجودم “خداوند” رو یک سیستم قانونمند که بدون در نظر گرفت انگیزه و نیاز من، صرفاً به فرکانس ها و باور ها و کانون توجه من پاسخ میده! قبول ندارم!!!

    یعنی من در اعماق وجودم قانون جذب خواسته هام و قانون آفرینش رو شانسی می دونم و باور دارم ممکنه ازش نتیجه نگیرم! و این نگرانی در من احساس ترس و نا امیدی ایجاد می کنه! (احساس بد = اتفاقات بد و دور شدن از خواسته هام!)

    که این هم یک ترمز هستش و باور متضادش اینه که :

    جهان هستی مثل یک سیستم (آینه) عمل می کنه و فقط کافیه من مثل یک برنامه نویس بشینم و کُد درخواست هامو بنویسم و به جهان ارسال کنم (فرکانس و باور درست) و جهان هستی 100% شرایط مطابق با فرکانس من رو واسم ایجاد می کنه! و هیچ صلاح و تقدیر و قسمت و … در کار نیست (آیه های ما قدمت و ما کسبت و ما کانو در قرآن کاملاً روشن و بیانگر همین موضوع هستند!)

    حتی فرمانده داعش هم داره با همین قانون جهان هستی، خواسته هاشو درخواست و سپس دریافت می کنه (پاسخ خداوند همیشه مثبت هستش) (آیات 18 تا 20 سوره اسراء “کلا نمد هولاء و هولاء …”)

    ضمناً ما از همین جایی که هستیم و همین شرایطمون هم می تونیم ببخشیم! نیازی نیست اول ثروتمند بشیم بعدش ببخشیم! مثل همون جمله معروفه که میگن: برای موفقیت خودت نمیشه اول ببینی تا باور کنی! بلکه باید اول باور کنی تا ببینی!

    اینم خودش یه ترمز بود!!!

    من فکر میکنم ترمز های اصلی این ها بودن …

    ممنون از همه دوستان و استاد عزیزم و دست اندرکاران سایت فوق العاده عباس منش دات کام، که ماشاله هر روز الکسای سایت داره بهتر و بهتر میشه!!! تبریک به استاد عزیزم بابت این موضوع!

    شاد و پیروز و ثروتمند باشید در پناه فرمانروای کل هستی …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  6. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2935 روز

    درود..

    ترمز اول :

    باور محدود کننده (( هر وقت پول داشته باشم، آن وقت میبخشم))

    با این باور اصلا پولی به دست نمیاد..چون طرف باور داره بدبخته، پس بدبخت باقی میمونه….مربوط میشه به باور کمبود پول در جهان..

    ترمز دوم:

    باور عدم لیاقت داشتن پول…پول رو اول باید برای خودت بخوای نه دیگران..اول خودمون بعد بقیه..

    ترمز سوم:

    (( من هستم که تمام اتفاقات و شرایط را رقم میزنم)) طرف شاه کلید زندگی رو باور نداره و دچار شرکه..تمام قدرت رو خداوند به خودمون داده پس هر کسی خودش میتونه ثروتمند شه..

    ترمز چهارم:

    بدترین چیزی که آدم رو بدبخت میکنه و حرکت رو ازش میگیره و بی هدفش میکنه..اینه که بهش پول بدی و حقوق ثابت بهش بدی..مثل یه آب راکت میشه و میگنده طرف..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  7. -
    اریا خانی گفته:
    مدت عضویت: 2882 روز

    سلام ب بروبچ قانون جذبی

    سپاسگذار خدای بزرگم ک مارو از معدود افرادی قرار داده ک راه خدایی شدن و پادشاهی کردن رو برامون روشن کرده ( جدای از ثابت قدم موندنمون)

    دوستان جواب این سوال :

    بنظر من این دیدگاه از بیس ایراد داره چون خدا اصلا شخص نیس ک احساس داشته باشه ک با وعده دادن و التماس کردن و شرط و شروط و نیات خیر و کارهای خوب بخاد احساس دلسوزی بهمون پیدا کنه!

    خدا رو ما بعنوان سیستم وانرژی پذیرفتیم و میدونیم ک سیستم برایاس قوانین وسنتهای ثابت الهی داره کارمیکنه

    این ک بگیم خدایا پولم بده تا کار خیر بکنم ب همون اندازه بیمعنایت ک بگیم خدایا پولم بده میخام برم باهاش کمک ب مثلا تروریست و داعش بکنم!!!

    و اصل مفهوم این داستان رو میشه در قران پیدا کرد ک وقتی نوح هم باخدا درد ودل خاست بکنه خدا گفت ک مرا مورد خطاب خود قرار مده و تذکر بهش داد ک ای نوح درسته پیغمبری ولی فرکانس و قوانین من ثابت هستن و حال بد فقط اتفاقات بدتر برات رقم میزنه حتی اگر مرا گوش شنوای خودت بدونی!!!

    پس این سیستم درصورتی بهمون ثروت میده ک درمسیر ومدارثروت اندوزی باشیم( حتی اگر دشمن بندگان خداباشیم) بقول قارون( ک شاید از دید افرادی بدجنس بود) گفته درقران ک من چون علمش رو داشتم ثروتمند شدم( اینجا مشخصه ک طریقه ی بدست اوردن ومصرف پول دلیل بر فقیر و غنی شدن ما نخاهد شدو هرچیزی حساب کتابش مجزایت)

    دوستان این پرواضحه ک با داشتن احساس خوب و لذت بردن از زندگیمون میتونیم ارتعاشمون رو قوی وقویتر کنیم و مدارهارو پشت سر هم طی کنیم و با طی کردن تکامل ب آنچه ک میخاهیم میرسیم و نباید خدارو ب چشم یک انسان پراحساس نگاه کرد و انتظار بیجا داشته باشیم

    و بنظر من کد منفی این سوال اینه ک اگر ما بشکل احساس دار بودن نگاه کنیم مطمینا جواب دلخواه رو نمیگیریم و کم کم از امید داشتن سرد میشویم وعواقبش این اتفاقات میشه:

    1فک میکنیم خدا لیاقت ثروتمند شدن رو بهمون نمیده و ازش دوری میکنیم

    2امیدمون رو ازدست میدیم

    3ب خدا بدبین میشیم و فک میکنیم عدالت نداره

    4ب ثروتمندها بدبین میشیم ک چرا طرف ادم بدیه ولی خدا مالشو زیادترمیکنه و بمن ک میدونه خوبم ثروت نمیده

    5کم کم ناشکری میکنیم و دست از توجه ب نعمات برمیداریم

    6خدا رو از حالت انرژی و سیستماتیک بودن جدا میکنیم و بهش احساس میدیم و یکی پس از دیگری دعاهایمان ب سنگ میخوره و نا امیدترمیشویم

    ۷ ناشکری بسیار بزرگی هم تواین درخاست وجود داره واینه ک هزاران نعمتی ک بهمون داده رو نمیبینیم و لذت بردن رو فقط در انجام کار خیر میبینیم

    ۸ و ب احتمال زیاد ما وقتی چنین درخاستی ازخدا داشته باشیم بیشک ی راهی ام براش درنظر گرفتیم ( مثل وامی جایزه یی قرعه کشی یا گنجی چیزی …)و دست خدا رو بستیم ک بمن ازین راه بده ک این بسیار بد ونا بجاست

    ۹ ب قانون فراوانی ایمان نداریم و فک میکنیم باید ی معجزه بشه تا پولدار بشم وگرنه محاله از راه طبیعی و با ایمان و اقدام ب پول زیاد برسم

    ۱۰ این درخاست نشان از بی ایمانی ما نسبت ب سنتهای الهیست و پولدارشدن رو فقط در معجزه اتفاق افتادن و زیر پاگذاشتن عدالت خدا توسط خوده خدا میدونیم و درنهایت ب رب الارباب رو متهم میکنیم ب سنگ دل بودن!

    ۱۱ و باور مخربی دیگه هم اینه ک پولدارهارو ادمای مفسد و بدی میبینه ک ثروتشون نتها از راه غیر مشروع بدست اومده بلکه برای راه های غیر مشروع و کثیف هم داره خرج میشه و داره میگه خدا بمن اگر بدی من با اونا فرق دارم و باوره ریز ومخربی هس ک مخفیه

    سپاسگذار از خدا بابت این جمع دوستانه با این سطح از اگاهی ها

    و ممنونم از استاد گلم و همچنین دوستای عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  8. -
    فاطمه رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2833 روز

    سلام خدمت همه ی شما دوستان عزیزم

    ۱. باور عدم لیاقت

    یعنی اینکه خدایا من که لیاقت داشتن این همه ثروت رو ندارم ، تو این ثروت رو به من بده و در عوض من قول میدم که بخشی از اون رو ببخشم و یا برای انجام کار خیر خرج کنم تا به این صورت لیاقت دریافت این ثروت رو داشته باشم.

    ۲. دیدن خداوند به شکل یک انسان

    با این صورت که میگیم خدایا به من این ثروت و نعمت رو بده چون من میخوام به فقیر و بدبختا کمک کنم مثلا اینطوری که بابا من با این ثروت میخوام به بنده هات کمک کنم. و فکر میکنیم واکنش خداوند و سیستم به این صورته که مثلا با خودش میگه بزار بهش این نعمت رو بدم چون میخواد به بندگانم کمک کنه اینکه فکر میکنیم خدا دلش برای بقیه بندهاش میسوزه و به همین خاطر به ما ثروت میده.

    ۳. باور اینکه نامردیه که من همه چیز رو برای خودم بخوام در صورتی که دیگران در تنگنا هستند و نون ندارند بخورند.

    یه جورایی میشه دلسوزی برای دیگران در صورتی که خودت هم نیازمندی و یادمون باشه که با دلسوزی برای دیگران خودمون رو از ثروت و نعمت دور میکنیم.

    ممنون که نظر من رو خوندین

    در پنها فرمانروای کل کیهان و کسی که قدرت در دستانشه … هیشه بخند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  9. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2486 روز

    این ترمز برمیگرده به کودکی ما که مادرمون باهامون معامله میکرد !!!!!!!!!!!

    اگه این کار رو بکنی اگه نمره ات بیست بشه میریم مشهد تابستون ….اگه ظرف ها رو بشوری میریم بازار خرید کنی ….

    من خودم که نیت کرده بودم هر موقع ثروتمند شوم به مادرشوهرم کمک خواهم کرد از بس میگفت ما که نداریم!!!!! فلانیها دارن. ما که نداریم.. من همش به خدا می گفتم اونقدر ثروت به من بده تابتونم مادرشوهرم رو تامینش کنم

    پس اینها نشون میده که همش در حال معامله کردن بودیم و این جاس که ترمزه خودشو نشون میده

    ………………….

    من خودم ترمزم ////شغل بود ////// همش به خودم میگفتم باید یه شغلی داشته باشم تا بتونم ثروتمند بشم در صورتیکه خیلی از کارها رو هم کردم ها ولی این باوره هنوز خودشو نشون میده و باورهای مخربش رو در آوردم و بازم باید بیشتر روش کار کنم

    نه به شغله .. نه به آدم خاصیه

    فقط کدهای مخرب رو پیدا کردنه هسش و رفع اونها

    خدایا شکرت چقدر سبک شدم

    انگار بدنم یخ داشت و آب شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  10. -
    آرزو ملک زاده گفته:
    مدت عضویت: 2506 روز

    به نام ِ خداوند ِ بخشنده ی مهربان و هدایتگر

    سلام خدمت ِ شما استاد ِ نازنین و مریم جان ِ شایسته ام که اینقدر متعهّدانه و عالی روی خودتون کار میکنین و خودتون اولین ها هستین در عمل کردن به قانونی که عاشقانه به ما آموزشش میدین.

    باشد که قدر بدونم و سپاسگزار باشم و استفاده کنم و درک کنم و اجرا کنم و نعمت ها و پاداش ها رو دریافت کنم.پاداش هایی که خداوند وعده ش رو به صابرین داده.پس من به زیبایی صبر پیشه میکنم.

    واااقعا خدارو سپاسگزارم بابت ِ وجود ِ استادی توی زندگیم که کلمه ی والای استاد براازندشه.

    توی زندگی ِ اول خود ِ شما کاملا میشه پاسخ دادن ِ جهان رو دید و ایمان در دل ِ من که با افتخار شاگردی ِ شما رو میکنم

    و

    همینطور توی زندگی ِ خودم دارم به وضوح میبینم که قانون ، ثابته و در هر کجای این جهان باشی ، به همه پاسخ میده.

    من واااقعا تحسینتون میکنم و همیشه از خدای وهّابمون میخوام که عزّت ِ نفس و جهانبینی ِ توحیدی ِ شما برای درک ِ هر چه بهتر ِ قانون ِ آفرینش رو قدم به قدم برای کشف ِ قوانین ِ زندگی از مسیر ِ به صلح رسیدن با خودم برای فراگیری ِ علم ِ روانشناسی ِ ثروت با راهنمای عملی ِ دستیابی به رویاهایی که رویا نیستند که پاداشش زندگی در بهشت ِ این جهان و جهان ِ بعدی هست رو به نگاه ِ من عطا کنه و آگاهی های آنچه می‌گوید و میشنویم رو در من جاری کنه…آمین

    این همیشه بزرگترین خواسته م از خداست…

    درک ِ هر چه بهتر ِ قوانین ِ جهان ِ هستی که تغییری نمیکنه و من با خیال ِ راحت میتونم هر چه بیشتر روش کار کنم.

    برای پاسخ به این سوال ِ فوق العاده که همیشه از شما بارها شنیدم و یاد گرفتم که میفرمایین سوالات ِ خوب بپرسین

    این سوال ِ فوق العاده یک شخم ِ حسابی به زمین ِ ذهن میندازه و بصورت ِ اساسی این زمین رو آماده ی کاشت ِ بذرهای فوق العاده میکنه که قراره از هر بذر ، یک درخت ِ تنومند و پر ثمر متولّد بشه.

    اینو من از خودم نمیگم قول ِ استادی که امینه و صادقه و هر چی گفته درست در اومده از آب.نتیجه ی آموزش ها ش رو دارم میبینم که از منبعه.

    جواب هایی که به ذهن ِ من رسید این ها بود 👇👇👇

    🎗🎗 همچنان رد ّ ِ پای عزّت ِ نفس :

    عدم ِ احساس ِ لیاقت:

    من دارم به خداوند به چشم ِ یک انسان نگاه میکنم و هنوز سیستمی بودنش برام جا نیفتاده که همچین دیالوگی باهاش دارم.اینکه خدا شرطی من رو دوست داره وگرنه من به خودی ِ خود دوست داشتنی نیستم…مثل ِ والدینم یا آدم ها…اگر بچه ی خوبی باشم و اگر کاری که اونا میخوان رو انجام بدم و طبق ِ چارچوب ِ ذهنی ِ اونا رفتار کنم ،دوستم دارن… اگر فلان کار رو که خانواده م نمیپسندن انجام بدم ، دختر ِ بدی هستم…و…و…و

    🎗🎗 عدم ِ احساس ِ لیاقت و ارزشمندی :

    من که خودم به خودی ِ خود آدم که نیستن ، لایق ِ دوست داشته شدن و لایق ِ دریافت ِ پاداش نیستم ، لایق ِ دریافت ِ ثروت نیست …مگر اینکه ببخشم و بخاطر ِ اونها بهم ثروت بدی

    🎗🎗 معنوی و پاک نبودن ِ ثروت:

    ثروت به خودی ِ خود پاک نیست…با این وجود ازت میخوام خدایا من رو ثروتمند کنی تا پاکش کنم با بخشیدنش به کسانیکه میدونم نیاز دادن…برای خودم که فقط نمیخوام…میخوام ببخشمش.کمک کنم.

    🎗🎗 باور به تاثیر ِ عوامل ِ بیرونی در زندگی :

    دادم در عمل خط ِ بُطلان میکشن روی این باور که عوامل ِ بیرونی کوچکترین تاثیری روی زندگی ِ من یا دیگران نداره. اما در رفتار میگم

    خدایا به من ثروت بده فلانی ها گناه دادن به من ثروت بده تا زندگیشون رو تغییر بدم ((تاثیر بزارم روی زندگیشون زندگیشون رو خوب کنم)) ….

    🎗🎗 باور نداشتن به اصل ِ قانون که میگه انسان ، توانایی و قدرت ِ خلق ِ زندگی ِ خودش رو داره همه ی انسان ها :

    جهان به کلمات ِ من کاری نداره ، به اعمال و رفتار ِ سر زده از باورها و فرکانس های من کار داره…

    اینکه میگم خدایا به من ثروت بده تا به بندگانت کمک کنم دقیقا در عمل دارم اعلام می‌کنم که من هنوز کامل و بصورت ِ بنیادی ، باور نکردم که همه ی انسان ها ، همه ی انسانها بلا استثناء توانایی ِ خلق ِ اتفاقات ِ زندگیشون رو دارن.

    🎗🎗 باور ِ عدم ِ فراوانی در جهان :

    اینکه انگار یه مقدار ِ مشخص و کم از ثروت وجود داره ، که میگم خدایا اونی که هست رو بده به من ، من تقسیم کنم بصورت ِ برابر بین ِ آدم هایی که نیاز دارن.

    انگار خدا خودش قادر به جاری کردن ِ نعمت به زندگی ِ افراد نیست و اشتباهی صورت گرفته که اون ها از ثروت و نعمت محرومن . در حالیکه به قول ِ قرآن :

    خداوند به بنده اش ظلم نمیکند.خداوند می‌فرماید:

    همه ی اتفاقات ِ زندگیت بما قدّمت ایدیهمه…

    بما کسب ایدیهمه

    بما کانوا یعملونه…

    این ها به ذهنم رسید که از لا به لای باورهام کشیدم بیرون.

    تمرین رو انجام دادم چون قبول دارم که این‌ باور هارو دارم و باید ریشه ای و اساسی تر از دیروزم ، روشون کار کنم و همواره بهتر و بهتر بشم.

    استاد جانم ،مریم جانم، بینهایت دوستتون دارم و از خدا براتون شادی ِ بیشتر،،،ثروت ِ بیشتر،،،توحید ِ بیشتر،،،نعمت ِ بیشتر،،،آگاهی ِ بیشتر،،،عشق ِ بیشتر،،،سلامتی ِ بیشتر،،،آرامش ِ بیشتر،،،درک ِ بیشتر،،،پاداش های بیشتر،،،طلب میکنم.

    آرزومند ِ آرزوهاتون آرزو…

    من یک عباسمنشی ِ شایسته هستم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      محبوبه گفته:
      مدت عضویت: 1811 روز

      با سلام به استاد عزیز و بزرگوار

      و بانو شایسته و تمامی دوستان عزیز حاضر در سایت و بانو ملک زاده …

      سحر گاه روز هفتم ماه رمضان ۱۴۰۱

      من بعد یه فاصله چند هفته ای که از سایت داشتم

      امشب این فایل رو دیدم و بی نهایت لذت بردم

      قبل دیدن این فایل هم از فایل های نشانه ی روزانه یکی از قسمت های زندگی در بهشت رو دیدم که پیامی برایم داشت و هدایتی عالی …

      خانوم ملک زاده عزیز خیلی خوشحالم که در فرکانسی هستم که می‌توانم آگاهی های عالی رو از دستان خدا دریافت کنم ،کامنت شما بی نهایت عالی بود و خیلی عالی توضیح دادین لذت بردم .

      براتون آرزوی سلامتی و آرامش شادی و تمام خوبی هارو دارم

      در پناه الله یکتا باشید

      من هم در این مورد که استاد فرمودن رد پای ترس میبینم که خدا رو مثل یک انسان می‌بینیم که شرطی محبت میکنه و منتظره تا ما اشتباه کنیم و اون ثروتی که به ما داده از ما بگیره در واقع ترس داریم که اگه نبخشیم خدا ثروتی که داده از ما میگیره و از روی ترس و ناچاری باید به دیگران کمک کنیم تا خودمون هم داشته باشیم….

      ودر پایان بگم حس میکنم مخاطبم خداست

      میخوام از خودت،

      (خدا )به خاطر لطفی که به من داری و داشتی بی نهایت سپاسگزاری کنم ، عاشقتم خدااااا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: