اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اولین دلیلی که باعث می شود این موضوع یک ترمز برای رسیدن به ثروت باشد اینست که وقتی ما اینگونه از خدادرخواست می کنیم و به خدا می گوییم که خدایا تو به من ثروت بده تا منم مثلا به بیماران کمک کنم یا مدرسه و مسجد بسازم یا کار دیگری انجام دهم احساس خوبی از درخواست کردن از خداوند نداریم انگار داریم به خدا می گوییم که تو به من ثروت بده تا منم در ازای آن کار خیر انجام بدم و این نگاه را نداریم که خداوند بی نهایت وهاب و رزاقه و کافیه ما باورهامون درست باشه تا ثروت حتی بدون اینکه ما بخواهیم با آن کارهای خیریه انجام دهیم وارد زندگیمون بشه.
حضرت سلیمان وقتی از خداوند درخواست کرد که ثروت و حکومتی بهش بده که نه قبل از اون به کسی داده باشه نه بعد از اون به کسی داده بشه به خدا نگفت که تو به من ثروت بده تا منم به همه بندگانت کمک کنم یا نگذارم فقیری در جهان باشه بلکه با ایمان راسخ گفت که خدایا چون تو وهابی من از تو این درخواستو دارم.
و این گونه درخواست کردن وایمان داشتن به رزاق و وهاب بودن رب است که باعث می شود که حضرت سلیمان وحضرت سلیمان ها به ثروتی برسن که به قول قرآن بغیر الحسابه و به حساب نمیاد.
دومین دلیل اینه که ما به دست آوردن چیزهای مادی از طریق پول رو بهش حس خوبی نداریم که باعث میشه اینگونه از خدا درخواست کنیم.
مثلا اگه به خدا بگیم که تو به من ثروت بده تا ماشین های لوکس بخرم انگار احساس خجالت می کنیم و بجاش میگیم به من پول بده تا مدرسه بسازم.
یا مثلا اگه از خدا درخواست کنیم که به من ثروت بده تا بتونم بهترین هتلارو برم بهترین جاهای دنیا سفر کنم بهترین لباسو بپوشم و….حس میکنیم که خدا خوشش نمیاد و به همین دلیل به ما ثروت نمیده وبجاش میگیم به من ثروت بده تا بدم به پدر و مادرم بدم یا به فلان آدم بدبخت و….که این هم بر می گردد به همان دیدگاهی که ما خداوند را مثل خودمان با احساس ونه قانونمند تصور میکنیم وفکر می کنیم که با این درخواست های عاجزانه و ملتمسانه خدا هم میگه ایول من به تو پول میدم تا تو هم به بقیه کمک کنی و کار خیر بکنی.
دلیل دیگه اینه که ما فکر میکنیم با کمک مالی مان سودی به خدا میرسانیم یا زندگی فرد یا افراد دیگری اینطوری متحول می شود.در صورتی که ما اگر کمک می کنیم به خاطر خودمان کمک می کنیم چون هر چقدر که ببخشیم ثروت ونعمت بیشتری وارد زندگی خودمان می شود.
در قرآن هم هست که هر چه که ببخشید هفتاد برابرش یا هفتصد برابرش یا اگر در فرکانسش باشین بیشتر از هفتصد برابر هم به زندگیتان وارد می شود.
قانون خداوند اینه که چیزهایی وارد زندگی ما می شوند که با باورهای ما هماهنگن.مثلا اگر باورهای ما در مورد سلامتی خوب باشد لازم نیست به خدا بگوییم که خدا به من سلامتی بده تا در راه تو گام بردارم یادر کارهای خیریه شرکت کنم یا… بلکه اگر باورهای ما در مورد بدنمان خوب باشد و مثبت نگر باشیم خود به خود سالم هستیم.
در مورد دیگر موضوعات از جمله ثروت هم همین گونه است ما اگر باورهایمان در مورد ثروت خوب باشد فارغ از هر موضوع دیگری ثروت و نعمت وارد زندگی ما خواهد شد.
سلام و درود بر احمد بنده باعشق خدا دوست خوبم داداشم
خیلییییی حال کردم از کامنت پر از ثروتت بسیااااار زیبا نوشتی زیبا گفتی
که بدون هیچ ترس و نگرانی مثل حضرت سلیمان بگیم خداجونم بهم توان مالی عالی بده بهم لوکس ترین ماشین ها رو بده لوکس ترین ویلاها در بهترین مکان دنیارو بده بهم بهترین پنت هاوس در زیباترین برج دنیا رو بده بهم جرات بده تا هر روز بیشتر و بیشتر ازت ثروت بخوام نعمت بخوام چون خودت گفتی این جهان و با تمام نعمتهایش فقط برای تو آفریدم تا لدت ببری و باعث گسترش بیشترش باشی با قدردانی و شکرگزاری از من
درود بر احمدجان عزیز با کامنت بسیاااااار زیبایی که حال و جرات خوبی به آدم انتقال میده دمتگرررررررم رفیق دمتگرررررم
سلام به همه رفقا و دوستداران پیشرفت و سلام خدا بر استاد خوبم که منادی توحیده.
در مورد این قرارداهایی که در درون خودمون با خدا برای ثروتمند شدن میبندیم، چند باور مخرب به ذهن من میرسه:
۱- احساس عدم لیاقت:
وقتی به خدا میگیم که خدایا به من ثروت بده تا من هم به نیزمندان کمک کنم، مدرسه و مسجد بسازم و …. به این معنیه که ما در ناخودآگاه ذهنمون، خودمون رو لایق داشتن اون ثروت نمیدونیم و چون خیلی دلمون میخواد به ثروت برسیم و ازطرفی درون خودمون، احساس لیاقتِ داشتن اون ثروت رو نداریم، دلیل دیگه ای رو برای خدا بهانه میاریم که خدا به ما ثروت بده. در صورتی که اگر دعاهای پیامبران در قرآن رو ببینید متوجه میشید هیچ بهانه ای برای درخواست از خدا نمیتراشیدند و عزت نفس در وجودشون و در دعاهاشون موج میزنه. در نظر آدمهای بزرگ در این عالم، همین که خدا منو آفریده و به این دنیا آورده، یعنی من لیاقتِ داشتنِ بهترینها و بیشترینها رو دارم. و با این نگاه و باور و بدون هیچ دلیل اضافی از خدا ثروت و همسر و خیر و فرزند و همه چی میخواستند.
۲- عدم باور صحیح نسبت به خداوند:
ما وقتی با خدا قرارداد رو میبندیم، داریم ثروت رو در ازای یک تعهد ازخدا درخواست میکنیم. یعنی داریم یکی از باورهای مخربمون رو درمورد خدا آشکار میکنیم و اون باور احساسی عمل کردن خداست. یعنی با این قرارداد میخواهیم به خدا انگیزه بدیم تا برای گسترش خیر و خوبی در جهان ثروت رو از آسمون بندازه توی دست ما. درصورتی که اینقرارداد، ناخودآگاه آدم رو به یاد گفتگوی ظالمان در روز قیامت با خدا میندازه که میگن خدایا تو ما رو برگردون به دنیا، ما قول میدیم کارای خوب بکنیم. (عدم شناخت درست از خدا)
ما با این قرارداد بستن با خداوند، باز به صورت ناخودآگاه ایمان نادرست خودمون رو نشون میدیم. یعنی خدا برای دادن روزی و ثروت به بندگانش حتما ما رو لازم داره و خودش نمیتونه از راههای دیگه ای خیر و روزی و ثروت به بنده های فقیرش برسونه. (شرک)
یا خدا جهان رو ناقص آفریده و فقرا در جای خودشون نیستند و خداوند در مورد اونها عدالتی نداشته و ما باید این نواقص رو با این ثروتی که به ما قراره بده جبران کنیم. (عدم ایمان به قوانین الهی)
۳- عدم باور صحیح نسبت به ثروت:
ثروت در نظر فردی که با خداوند این قرارداد رو میبنده ذاتاً یک ماهیت منفی داره و این فرد ثروت رو یک پدیده بد میدونه که حتما لازمه برای بدست آوردنش حتما با قرارداهای اینچنینی با خداوند، بدست آوردن اون رو تبدیل به یک کار معنوی و مثبت بکنه.(پیش فرض ذهنی اغلب این افراد اینه که ثروت فساد میآورد ولی من بااین قرارداد باخدا عهد می کنم که در راه خیر از این ثروت استفاده کنم) در صورتی که داشتن ثروت یعنی عزیز بودن نزد خداوند.
نکته آخر و داروی این باورهای نادرست، تقویت باورهای صحیح نسبت به خداونده.
فقط به همین جنبه خدا اگر ایمان بیاریم که خداوند «وهاب» هست، دیگه دنبال این بستن قول و قرارها نخواهیم رفت. وهاب یعنی « بینهایت بخشنده» و اون هم چه بخشنده ای! بخشنده ای که در مقابل این بخشش بینهایتش هییییچی نمیخواد! مطلقا هیچی!
به همه رفقای عزیزم توصیه میکنم توی قرآن کلمه «الوهاب» یا فعل امر «هَب» رو جستجو کنید و ببینید توسط چه کسانی بکار برده شده و چه نتایجی براشون داشته و از خدا چه چیزهایی گرفتن.
۴- عدم باور صحیح در مورد فراوانی:
با این قرارداد، به صورت ناخودآگاه داریم دائماً به کمبودها و فقرها و نیازمندیها توجه میکنیم. همش داریم در گفتگوی ذهنی خودمون دنبال دیدن و تأیید فقر و یتیمی و کمبود مدرسه و مسجد و اینها میگردیم که به خدا بگیم ببین، اگه پول برسونی و ثروتمند بشم، اینا رو اوکی میکنم. (باور غلط کمبود)
دوست عزیز و مهربانم کامنت شما را خواندم و لذت بردم و کاملا شما را تحسین میکنم که بعه این قدرت رسیده اید که قانون اصلی جهان و سازوکار سیستمی بودن را زیبا درک کرده و به بچه ها گوش زد کردید شاد و سلامت و عاااااالی باشید در کنار و بیرق خدای مهربانم
محمد آقای عزیز از اظهار لطف و محبت تون خیلی متشکرم خوندن کامنت شما حالم را بهتر کرد واقعا خدارو به خاطر داشتن این آگاهی ها بی نهایت شکر می کنم.
به قول استاد عباس منش عزیز دانایی مهم نیست، مهم عمل کردن بر اساس این دانایی هست که من هم به لطف خداوند مهربان هدایت شدم و مثل شما و بقیه دوستان سعی می کنم بر اساس همین آگاهی ها عمل کنم و با تکرار و تکرار هر روز در این زمینه بهتر و دقیق تر و قوی تر عمل کنم. امیدوارم شما هم هر لحظه حرفه ای تر از لحظه قبل باشید.
آقای مناجاتی عزیز از اینکه کامنت من مورد توجه شما قرار گرفته خیلی خوشحالم و براتون بهترین ها را آرزو دارم هرکجا هستید شاد سالم ثروتمند و سعادتمند باشید
با عرض سلام به شما همه عباسمنشیها خوش حالم که تو جمعی هستم که می دونم اینجا همه یکتا پرستند جمعی که هیچ جای دنیا پیدا نمی کنی
در مورد این فایل یعنی واقعا جا خوردم و فکرشو نمی کردم که یه باور غلط یا یه ترمز دستی محکم پشته این جمله وجود داره واقعا میشه پی برد به اینکه حالا حالا ماها باید روی خودمون کار کنیم وحالا حالا جای کار کردن روی خودمون هس و نمی تونیم ادعای کاملی داشته باشیم می خواستم اول جواب بدم بعد نظر بزارم توی سایت ولی یه حسی بهم گفته که اول نظراتو بخون چراشو هم بهتون میگم شروع کردم به خوندن نظرات جواب اول .دوم.وای خدای من ج سوم چقدر همه چیز عالی بود تا جواب دهم رفتم جرقه ای تو ذهنم خورد من سعی کرده بودم گذشتم که پر از باورهای غلط نسل در نسل بودو زندگی …فراموش کنم تا اینکه ذهنم روشن شد یاد و خاطره ای تو ذهنم اومد دوست داشتم این داستان براتون بگم شاید داستانه ولی با خوندنش هرکس فکرکنم جواب این سوال مسابقه رو بگیره من از بچگی همیشه دوست داشتم کار کنم و کار می کردم حدود ده سال پیش بود پدرم خونه خریده بود یه ماشینم داشتیم ماشین دومم خریدیم همه چیز خوب بود تا اینکه خونمونو دادیم اجاره و خونه بزرگتر رهن کردیم شاید باورتون نشه الان که دارم براتون می نویسم مو به تنم داره سیخ میشه وفریاد بزنم خدا چرا زودتر نشناختمت تو مسیر خونه جدید یه مسجد حالت امامزاده بود از وقتی مسیرم تغیر کرد برای خونه جدید این گنبد و می دیدم سیمانی بود گنبدش همش می گفتم خدا تو به من ثروت بده من اینجا رو گنبدشو درست می کنم وای بر من که فکر می کردم فکر و کارم درسته بوده که الان به این اشتباهم پی بردم دوستان عزیز بعد از این ثروتی که از خدا می خواستم شاید باورتون نشه ولی همه زندگی ما تو ۶ماه از هم پاشید ماشین دومم روبروی همون امامزاده خودم پشتش بود چپ کرد به طوری که ماشینو فقط بعنوان آهن پاره خریدند و زنده موندن من فقط معجزه بود ماشین اول پدرمم با اتفاقی بی خود از بین رفت پدرم معتاد شد خونه که داشتیم افتاد دست طلب کار خلاصه اصلان ورق برگشت که من بخدا گفتم خدا ازت خواسم ثروت بهم بده گنبد مسجد درست کنم بدتر شد ولی الان می فهمم که اشتباه از من بوده وای برما که بخدا شرک می ورزیم خدایا ممنونم ممنونم ممنونم از شما عزیزان که وقت گذاشتید و داستان منو خوندید خوشحال میشم نظرتونو بدونم خدایا راه خداشناسی و خودشناسی را به ما نشان بده خدایا انقدر ثروت به ما بده که فریا بزنم این ماشین این خونه و همه چیزو خدا بهم داده خدا فقط خدا ممنونم از همتون وبیاید از این بعد ثروت را فقط برای خودمان بخواهیم
درود به شما که اینقدر شاکر هستید و با این اتفاقاتی که برایتان افتاده با این دید مثبت نگاه می کنید.
ان شاء الله قراره چیزهای بهتری به شما داده شه.
در مورد ساخت گنبد مسجد با توجه به اینکه دید ما در مورد بخشش درست باشه به نظر من خدا به مقدار پولی که می بخشیم نگاه نمی کنه به درصد پولی که می بخشیم نگاه می کنه مثلا خداوند می گوید خمس بدهید. حالا خمس یک نفر 100 میلیارده و خمس یک نفر 100 هزار تومان. با 100 میلیارد میشه 100 گنبد ساخت و با100 هزارتومان میشه چنتا لامپ برای روشنایی گنبد به عنوان مثال خرید. ولی ارزش کار این دو فرد یکی است. با همه ی این تفاسیر ما برای بخشش باید از همین ثروتی که الآن داریم شروع کنیم.
سلام بله درست در جایی که بخدا شرک می ورزیم همه چی بهم میریزه نه اینکه خداوند از ما انتقام بگیره ها نه .بلکه نوع این نگاه شرک آلود مدار مارو بشدت پایین مییاره. امیدوارم با این نگاه توحیدی جدید همه چیز به سرعت عالی تر از اولش بشه
سلام دوست عزیزم. اولین چیزی که نظرت رو به من جلب کرد فامیلی زیبات بود. و بعد اینکه به یاد پدرم افتادم چون ایشون علاقه خاصی به خانواده کامکارها(که همه اونها نوازنده و موسیقی دان هستند و آهنگ های کردی هم مینوازند) داشتند.
و دوم اینکه یه کم سرگذشتت شبیه من هم بوده. دوست عزیزم درسته که با مشکلات سخت دست و پنجه نرم کردی اما????یادت باشه هر آنچه که گذشته فقط تضادی در زندگی تو و پدرت بوده تا خودتونو تغییر بدید ولی پدر شما در برابر مشکلات زانو زده و تسلیم شدند(مثل پدر من). همین کار دستش داد.
و حالا که تو قصد تغییر خودت رو داری خودش بزرگگگگگگگگگترین نعمته.
برای خودت و خونوادت آرزوی بهههههههههترینها رو دارم??? شاد، سربلند، آزاده و ثروتمند باشی گلم. ?
۲- فکر میکنه اگه با خداوند معامله کنه( کمک به نیازمندان ،مسجد، …)خدا بهشون ثروت میبخشه، در حال که خداوند گفته تو منو باور کو، تو ظرف تو بزرگتر بساز من به تو خواهم داد.
۳- ما برای بدست آوردن خواسته هامون، باید ایراد رو سعی کنیم در خودمون پیدا کنیم، ظرف خود را بزرگتر کنیم، خود را لایق خواسته هامون بدونیم، نگوییم خدایا اگه تو اینارو بده به من، من این بنده تو رو کمک میکنم.
۴- کمک به دیگران از روی این نباشه که من فلانی را کمک کردمتا زندگیش بهتر بشه، یا کمکی کرده باشم، بلکه از روی این باشه که به خودم کمک کردم، برای خودم یه کاری کردم، برای پیشرفت خود یه قدمی برداشتم.
۵- وقتی آدم آینجور درخواست از خداوند داره به این معناست که: خدایا تو به من ثروت ندادی (عدم باور به خداوند) بیا معامله کنیم تو به من ثروت بده من این مقداریشو به اینا اینا کمک میکنم.
۶- ثروت در جهان بینهایت است، وقتی خدا را درست بشناسیم، باورهای خودمان را درست کنیم، خدا به ما نهایت ثروت میدهد، خداوند بینهایت رزاق است.
سپاسگزارم از شما دوست عزیز 😍♥️
🌹خدایا ازت میخوام منو به راه راست به راه آنهایی که به آنها نعمت و ثروت داده ای هدایت کن 🙏🥰♥️
بنام خدای بخشایشگرم که منم یکی ازخواسته هام اینه مثل خودش بخشنده باشم درهرزمینه ای .سلام خدمت استادعزیزم وخدمت دوستان میخوام بگم که من ۸سال پیش تویه روستایی زندگی میکردم که هیچ امکاناتی نداشت حتی سرویس بهداشتی خب من ازخداخواستم منوهدایت کنه به یه جای بهتر وکلی امکانات تااینکه بعدازیکسال من به ارزوم رسیدم وازاون روستانقل مکان کردم به شهر یه دوسالی مستاجربودم بعدسختم بودبازم به خداگفتم سختمه مستاجری من میخوام خودم صاحب خونه ای باشم که ازخودم باشه باکلی امکانات خب من اون خونه رو خودم تورویاهم تصورمیکردم شکلش وامکانات داخلش کابینتاش خب بعدازیکسال من باز پولی بدستم رسیدازجایی که اصلا فکرش نمیکردم خونه روساختم که اونموقع من فقط کابینتاشپزخونم با تمام پکیج سرمایشی گرمایشیش شد۱۲میلیون وبعدازاین همونموقع ازخدا خواستم یه ثروتی بمن بده که من به فامیلام که ندارن یه چیزی کمک کنم ودیدمم دیدکمک بودبه مردم وخداهم توهموسالی که من واردخونه نو شدم که مال خودم بود جوری بمن پول میرسوندکه من طی دومرتبه طلا خریدم واسه خودم چون مابلوچا علاقه زیادی به طلا داریم خب طلاهای من روی هم شد ۱۰۰میلیون واینقد پول داشتم وازخدا همون موقع خواستم خونه ای داشته باشم توکرمان واون خونه رو خریدم وبه بساط ازدواج زوجها کمک میکردیم به فک وفامیل و وصدقات زیادی میدادیم اما نمیفهمیدم اینکارای خیر به دیدافزایش پولم باید میکردم اما من به دیدکمک میدادم ولی الان میدونم نباید به دیدکمک باشه خب اینجاهم یادم رفته بودمن به خدای خودم یه تعهددادم ودرمدارثروتم قرارگرفته بودم ثروت داشت سرازیرمیشد اما توهمین حین من ترمزبزرگی کشیدم ویک باورمخربی اومده توذهنم وخودم اینو باخودم رشدمیدادم وخودم نمیدونستم خب من سواربرقطارخوشبختی وثروت ومعنویت سلامتی بودم که مسافراون قطارم خدام بود که همرام بودازمسیرداشتم لذت میبردم ناگهان شیطان چراغ رو بانجواهاش درمسیرراه برام قرمز کرد ومانعی سرراهم قراردادکه من ازچندکیلومتری شهرثروتها من ترمزمو کشیدم خب من ۳سال بوداین ترمز کشیدم هرچی تو3سال قبلش بدست اورده بودم تو۳سال بعدی همه چی روازدست دادم طلاهم فروخته شد خونه کرمانم همینجور وکلی بیماری وکلی خرج رودستامون وخودمو دورازخدا میدونستم تا اینکه دیشب استاد من ازبسته روانشناسی ثروت که کلی روتستاکارکردم اما این باورهای مخرب که تووجودمن چندسالی خاک میخورده پیداش نکردم اصلا توتستا درموردمن صدق نمیکرد تا اینکه درفایل ۲۹روانشناسی ثروت داشتم فایل گوش میکردم که میگفتی اگرفکرمیکنی ثروت ادم ازخدادورمیکنه این یک اشتباه جوابش صفر خب منم صفرداده بودم من روتستا خیلی کارکردم بعدفایلاروگوش کردم اما دراین تست من اون ترمز پیداکردم یادم اومد که اره من کلی ازخداخواستم وتعهد داده بودم چه کاراهای بکنم به ساخت مسجد ومدارس و ادمهای اطرافم که با ابرو زندگی میکنن اما چیزی ندارن کمک کنم وبه خودم بهترزندگی کنم وکمک به رشدجهان اما نجواهای شیطان حس بدبهم میدادوانگارحس میکردم من اگربیشترازاین ازخدا خواسته هامو بخوام ازخدا دورمیشم یادمه وقتی این حس داشتم همش بخداقسم بخودم میگفتم خدایا دوتا خونه دادی بهم ماشین وطلا و کلی امکانات دادی بهم خدایا بسه مگه من میخوام کی باشم چی باشم بکجابرسم الان اندازه خودم دارم همینکه چشم کف دست مردم نیس ازکسی کمک نمیخوام همین برام کافیه و بیشترازاین نمیخوام ازت دورباشم همش فکرمیکردم یک روزنه ای باید بازباشه که من التماس خداکنم وهمش فکرمیکردم با التماس وزاری به خدانزدیکم فکرمیکردباغمو ناراحتی به خدامتصلم جالب اینجاس من فکرمیکردم خدا دراسمونهاست غافل ازاینکه توقلبم بودوکلا عهدمو باخدام فراموش کردم که خواسته من چی بوده و خواسته هامو محدودکردم بانجواهای شیطان و ترمزم این بود که ثروت زیاد .ادموازخدادورمیکنه وهرکمکی شوهرم به هرکس میکردم اینموقع بهش میگفتم کمک نکن سنگ ازرودخونه بچینی تموم میشه چ برسه پول که کمک کنی به مردم پس پولمون تموم میشه نکن اینکارنمیفهمیدم هرچی ببخشم درهرزمینه ای پولهای زیادی واردحسابم میشه چندین برابرش وبه ثروت میرسم اینم یک ترمز بودبرام که دروانشناسی ثروت من ترمزهای زیادی روپیداکردم که من ترمزها کشیده بودم درمسیررسیدن به ثروت .اما استاد ودوستان جای نگرانی نیست من دوباره قطارمتوقفمو به حرکت درمیاورم ودوبار سواربرقطارثروت وخوشبختی دراین مسیرحرکت میکنم وکلی لذت میبرم اززندگیم خدایاشکرت بی نهایت سپاسگزارتم خدا دوباره منو توییم وعباسمنش عزیز…استادازاین فایل زیباتون وخصوصا بسته روانشناسی ثروت که باورهای خاک خورده خودمو ازدل این بسته دراوردم ودارم روی باورهام کارمیکنم به امیدخدای مهربان میام به وقتش ازنتیجه هام براتون میگم …..شادو پیروزباشید
سلام دوست عزیز گفته هایی که عرض کردی خیلی واضح و شفاف بودن خیلی ازش استفاده کردم ممنون وسپاسگزارم برای پخش اگاهی ها ونظراتتون ارزشمند تون وسپاسگزارم استاد وخدایا هممون که مارو گرد هم تو این مسیر زیبا قرار دادی…
((بنام خدا))سلام خدمت استادودوستان عزیز درموردقسمت اول فایل داستان اینه که وقتی ماخواسته ای داریم وبه اون خواسته نمیرسیم صددرصدخواسته ماباباورهایمان دریک راستانیست واگراون موانع وباورهای محدودکننده روپیداکنیم وتغییربدیم صدردرصدبه خواستمون میرسیم مثلاخواسته مااینه که شاگرداول بشیم ولی درباورهای ماشاگرداولی مترادفه بااینکه بیشترموردتوجه استادقرارمیگیری وبیشتربایدپای تخته باشی وبچه هابیشترازت توقع دارن واین باورهاچون باعث راحتی مانیست میشه ترمزبرای رسیدن به خواسته راه حلش اینه که باورهای مناسب روجایگزین کنیم حالادرهرزمینه ای ولی درمثال بالابایداین باورروجایگزین کنیم که شاگرداولی مترادفه باراحتی باارامش باازادی وزمان بیشتر.کل داستان همین باورهای محدودکنندست که نمیزاره به خواسته هامون برسیم. درموردجواب سوال؟طبق قوانین جهان هرکس فقط وفقط مسئول زندگی خودشه کسی که همچین ایده ای داره اصلاازقوانین جهان هستی اگاهی نداره وشایدهم اگاهی داره ولی باورنداره که هرکس باباورهایش زندگی خودش روخلق میکنه ومانع بعدی اعتمادنداشتن به عدل خداوندواحساس میکنه یک جایی اشتباهی رخ داده واین بایداونودرست کنه وباورنداره که کسی که الان گوشه خیابون داره گدایی میکنه یاالان شخصی که توی قصرزندگی میکنه یاشخصی که درزندان هست دقیقاجای درستشه چون خداوندداره همه چیزرومدیریت میکنه وطبق قوانینش هر کس نتیجه فرکانس خودش رومیگیره وخداوندبه بندگانش به اندازه ذره ای ستم نمیکندولی بندگان خودشون به خودشون ستم میکنن باباورهای محدودکننده وشرک.ومانع بعدی اگرطبق قوانین بگم اینه که درکل این ایده یعنی باورشخص اینه که عوامل بیرونی تاثیرداره درزندگی افرادکه این هم ازعدم درک قوانین نشات میگیره چون فکرمیکنه این بایدبرای دیگران کاری بکنه ولی تاثیرعوامل بیرونی برروی زندگی افرادصفردرصداست وفقط وفقط خودشخص اگربخوادمیتونه باتغییرباورهایش زندگیشوهرجوری که میخوادبسازه وتاوقتی خودش نخوادتوونه هیچکس دیگرنمیتونه کاری براش بکنه وبهترین قراردادباخدااینه که توموفق وثروتمندبشی تادیگران بادیدن توانگیزه بگیرن وتوروالگوقراربدهندواگرمیخوای به فقیران کمک کنی خودت جزواونهانباش.باتشکرازاستادودوستان عزیز.
سلام به استاد عزیزم و مریم جان و همه ی اعضای عزیز خانواده ام و شما آقاهادی عزیز
من از خواندن کامنت شما بسیار لذت بردم و همچنان آموختم و خیلی از نکات هم برای من یادآوری شد ، مثل اینکه قدرت ساختن زندگیمون دست خودمونه و یا ترمزهای مخفی که در ذهن ما هستند که مانع از رسیدن راحت ما به خواسته هامون هستند.
و بسیاری نکات آموزنده و مفید دیگر.
ممنون از شما و همه ی عزیزان که وقت میزارید و آگاهی ها خودتون رو با همه به اشتراک میزارید.
سلام دوستان، سلام استاد عزیزتر از جان،آقا اصلا باورم نمیشه اینقدر جذبم عالیه،درمورد همین موضوع داشتیم دیروز با شوهرم صحبت میکردیم بعدش فکرکن دقیقا موضوع صحبت ما شده سوال مسابقه?
داشتیم تفاوت انسان های ثروتمند و فقیر رو میگفتیم یکی از تفاوتاشون اینه که ثروتمندان اصلا ادعا نمیکنن میخوان دنیا رو نجات بدن،اونا خودشون رو لایق اون پول و ثروت میدونن،اونا خودشون رو ارزشمندتر از هر کسی میدونن،اونا میخوان ثروتمند بشن تا شادی و لذت بیشتری رو تجربه کنن،اصلا نمیدونم چرا و از کجا و چطور این دسته بندی تو ذهن ما شکلگرفته که هر چی برای خودمون بخواییم خودخواهانه و مادی گرایانه اس هر چی برای دیگران بخواییم معنویه؟؟
مردم عادی کلا فکر می کنند خودخواهی گناهه اما ثروتمندان فکر میکنند خودخواهی حُسن هست،ثروتمندان دوست دارند پیشرفت کنند و ثروتمند بشن تا خودشون رو خوشحال کنند اونها اصلا تظاهر نمی کنند که می خوان دنیا رو نجات بدن،مشکل اینجاس که دید مردم عادی به این قضیه منفی هست و همین اونها رو فقیر نگه میداره،اصلا باید طرز فکر ما این باشه که من اگر نتونم از خودم مواظبت کنم به خودم سود برسونم خودم رو لایق بدونم خودم رو دوست داشته باشم خودم رو تو اولویت قرار بدم، نمیتونم ؛ تاکید میکنم نمییییتوووونممم به کس دیگه ای کمک کنم.
مگه میشه از چیزی که نداریم واسه کس دیگه ای مایه بزاریم؟؟
به قول استاد سرشار و لبریز از عشق بشو از عشقی که سرریز میشه دور و بریاتو سیراب کن، وقتی من خودم رو دوست نداشته باشم طالب کمک به خودم نباشم چطور میتونم دیگران رو دوست داشته باشم و بهشون خدمت کنم،آقا نمیشه،این امکان نیست،دیروز نزدیک یه ساعت با شوهرم در این مورد صحبت کردیم،ما دوره ی کشف قوانین رو خریدیم و با هم داریم کار میکنیم روش،وقتی با هم در مورد کدای مخرب صحبت میکنیم این همفکری خیلی چیزا رو برامون روشن میکنه،یکی از اون موارد همین بود و خیلی برام جالبه که صحبتای ما شده سوال مسابقه،البته من کدای مخرب دیگه ای هم پیدا کردم تو این طرز فکر اما دوست دارم فقط به مهمترینش از نظر ذهن خودم اشاره کرده باشم.موفق و پیروز باشید دوستان.
بسیار لذت بردم از کامنتتون.بخصوص درمورد نگرش ثروتمندان که خودشونرو لایق میدونن و ذاتا نگاهشون با افرادی که ذهن فقیر دارن فرق میکنه.بخصوص این مطلبتون(تفاوت انسان های ثروتمند و فقیر رو میگفتیم یکی از تفاوتاشون اینه که ثروتمندان اصلا ادعا نمیکنن میخوان دنیا رو نجات بدن). بسیار خوشحال میشم وقتی میبینم دوستانی هستند در اینجا که با همسرشون درمسیر درک و شناخت قوانین و رشد و پیشرفت هستند.چون اینها نشونه هایی از طرف کائنات و خداوند برای منه که خواسته ای اینچنینی دارم و مطمئنم همسری که میخوام رو جذب میکنم
خانم رنجبری عزیز بابت دیدگاه خوبتون متشکرم ( مگه میشه از چیزی که نداریم واسه کس دیگه مایه بزاریم) به قول استاد سرشار و سرریز از عشق بشو واز عشقی که سرریز میشه دور و بریاتو سیراب کن. به نکات خوبی اشاره کردین و صحبت های طلایی استاد رو برای ما یادآوری و گوشزد کردین که باعث میشه هیچ وقت به دیگران اجازه ندیم احساس گناه را در ما بوجود بیارن. سپاس دوست خوبم.
سلام یکی از ترمزهای این باور که خدایا به من ثروت بده که دست نیازمندان را بگیرم اینست که شخص ناخودآگاه باور کمبود را همیشه در ذهنش تکرار میکندکه در جهان فقر وجود داردکمبود وجوددارد ومن باید این کمبودها را برطرف کنم وبافعال نگه داشتن این باور سیگنال کمبود را به جهان مخابره میکندوهمچنان جهان آن کمبودها یا فقر وبیماریها را به شخص منعکس میکند وهمیشه در حالت کمبود نگه میدارد واین استکه که هرچه به موتور گاز میدهد راه نمیرود واما اگر بخشی از درآمدش را به نیازمندان ببخشد باورش میشود که در جهان بینهایت ثروت وجود دارد وبابخشیدن ثروتش تمام نمیشود وجهان شرایط ثروت مند شدنش را آسانتر میکند
این باور احتمالا وجود داره که ثروت چیز خوبی نیست چون برای خودش نمی خوادش و احتمالا این باور هست که لیاقت ثروتمند شدن رو نداره پول بده ثروت بده و از این جهت برای خودش نمیخوادش
قوانین دنیا رو نمیدونه که هر کسی خودش مسئول زندگی خودشه هر کسی خودش داره دنیاشو میسازه و هر کسی خودش مسئول پولسازی و کسب دارامد و ثروتمند شدن خودشه و کسی نمیتونه به کس دیگه ای کمک کنه چون با کمک به اون فرد باور اون که عوض نمیشه و دنیاش که عوض نمیشه و ثروتمند نمیشه چون فرکانساش تغییری نکرده این باور وجود داره که میتونی به کسی کمک کنی و ثروتمندش کنی که قانون رو نمیدونه اون کسی که اینجوری فک میکنه چون قانون اینه که به کسی نمیتونی کمک کنی چون همه به یک اندازه به خدا نزدیکیم همه به یک اندازه به خوشبختی دسترسی داریم و اگه خودش بخواد که جهان از بینهایت طریق بهش کمک میکنه و تو دیگه مهم نیستی و اگه هم نخواد که هیچ کی نمیتونه به کسی کمک کنه و باز تو دیگه مهم نیستی. و این باور وجود داره که ثروت خیلی کمه و محدوده. که ثروت رو بخوایم که به بقیه کمک کنیم یعنی باور داریم که ثروت نیست برای اونا . در حالی که ثروت برای همه بینهایت وجود داره و مثل اکسیژن فراوانه برای همه. بحث دیگه ای که هست فداکاریه ما ثروت رو میخوایم ولی نه برای خودمون برای بقیه برای نیازمندا، یعنی خودمون اصلا مهم نیستیم بقیه مهمن و ما وقتی ارزشمندیم که چیزی رو برای خودمون نخوایم فقط دنبال فداکاری و کمک به هم نوع و کارهای خیر باشیم و مغرور نباشیم و بی احساس نباشیم و بقیه از یادمون نره از خود گذشته باشیم.
?????
موضوع بعدی نظر بقیه و تایید بقیه س که پولدار بشیم که مدرسه درست کنیم مسجد درست کنیم که بگن چقد فلانی ادم خوب و خیّر و دوست داشتنی و مومنیه و مردم دوستمون داشته باشن. میخوایم مشهور بشیم بهمون توجه زیادی بشه و خیلی تاییدمون کنن. و خیلی ما رو آدم حسابی بدونن خیلی ما رو بزرگ بدونن. این باورو داریم که ما مسئول فقرا و نیازمندان هستیم اگه ما کمک نکنیم اونوقت ادم نیستیم اصلا حس نوع دوستی و انسانیت نداریم این باورو داریم که اونا ما رو دارن و ما باید بهشون کمک کنیم و با این کار میتونیم فقر رو ریشه کن کنیم و دیگه کسی فقیر نمیمونه دیگه همه ثروتمند میشن این باور رو داریم که اونا نمیتونن ثروتمند باشن فقط عده ای خاص هستن که میتونن پولدار باشن پس باید بهشون کمک بشه این باورو داریم که خدا برای اونا نخواسته برای یه عده ای خواسته که باید به اونا کمک کنن اون عده. این باورو داریم که با کمک به اونا میتونیم اونا رو ثروتمند کنیم توجهمون اکثرا روی فقرا و نیازمندان و افراد با باورهای اشتباه هست و دلسوزی میکنیم بیشتر و این یعنی ما همیشه داریم به فقر توجه میکنیم که این باعث میشه روز به روز فقیرتر بشیم چون توجه مون رو فقره رو نیازمنداست. که اگه بخوایم ثروتمند بشیم باید توجه مون روی ثروت و فراوانی باشه . و توجه مون روی ثروتمندا و معاشرت با اونا باشه و اعراض کنیم از فقرا .
?????
ویژن و دیدی برای آینده نداریم یعنی رویایی و هدفی نداریم برای خودمون و توجه مون روی اون چیزایی که باید بسازیم نیست هیچ فرکانسی به اون سمت نمیفرستیم و طبیعتا هم هیچ نتیجه ای بوجود نمیاد چون توجه کلا روی اینه که ثروتمند بشم که به بقیه کمک کنم که فقیر نمونه که فقیر سیر بشه که نیازمند مشکلش برطرف شه و به این ترتیب کل توجه روی فقر و مشکله به جای فرکانس ثروت رو فرستادن و فرکانس رویاهاتو فرستادن و ساختنشون. چون تو فرکانسی در جهت ساخت رویاهات نفرستادی فرکانسی در جهت ثروتمند شدن نفرستادی فقط فرکانس فقر رو فرستادی و همونو میسازی
عجب نکته هایی توشه انصافا من در حین جواب دادن همه ی اینا اومد تو ذهنم واقعا اینجوری اگه کل باورای ثروت رو هم تو ذهنت ایجاد کنی ولی توجهت به کمک به نیازمندا باشه واقعا هیچ نتیجه ای بوجود نمیاد چون داری چیز دیگه ای رو میسازی داری فرکانس دیگه ای رو میفرستی.
?????
این باورو داره ثروت کمه ، برای اونا نیست و من مسئول زندگی اونام و من باید از خود گذشتگی کنم برای اونا، (و این واقعا از عدم شناخت خدا و قانونش و قدرتشه) در حالی که اونا خدا رو دارن و ما نمیتونیم جا پای خدا بذاریم و کاری براشون بکنیم چون ما که خدا نیستیم کل قدرت دست کس دیگه ایه و ما در اون جهت قدرتی نداریم
و این باورم داریم که خدا براشون نخواسته و من باید بهشون کمک کنم و اینکه اگه برای اونا نخواسته نکنه برای منم نمیخواد
باور بی ارزشی خود و بی لیاقتی و اعتماد به نفس کم هم توشه . که من لیاقت ثروتمند شدن رو ندارم نمیخوام که برای خودم ثروتمند بشم میخوام یه کاری برای نیازمندا کرده بکنم میخوام فقیر نمنه تو دنیا . بعد اگه اینا حل شد حالا برای خودمم یه فکری میکنم.
باور اینکه پول بده پول چیز خوبی نیست چون با اینکه میخواد پولدار بشه ولی برای خودش نمیخواد میخواد به بقیه کمک کنه.
انصافا خیلی نکات ارزشمندی رو نوشتم
این جوابی که دادم واقعا جواب برتره . حق برنده شدن رو خیلی داره
چقد زیبا نوشتی و بسیار زیبا احساس عدم لیاقت و باور کمبود و بی اعتماد بنفسی و باور فقررررر وشرک و در نوشته هات گنجاندی احسن بر تو لذت بردم خیلی مشتی هستی دمتگرم
از کامنتت بهترین چیزی که دستگیرم شد اینه که وقتی به دنبال این هستیم کی فقیره کی نیازمنده فقیری و نیازمندی وومصیبت فراوانی را وارد زندگیمون میکنیم برای همین هیجوقت حسمون خوب نمیشه مگر اینکه دست از خدایی کردن برداریم و تو کار خدا فضولی نکنیم و فقط ثروت برای عشق وحال کردن وونهایت لذت ووبردن خودمون بخوایم که با ثروتمند شدن ما خودکار بسیاری بی نیاز خواهند شد
باتوجه به آموخته های من فکر میکنم ترمزهای این حرف که بگیم خدایا تو بده تا منم به بندگانت کمک کنم از قراره زیر است:
۱.اولین مورد مهم حس ثروتمند بودنه
وقتی ما این تعهدرا ببندیم خودمان را ثروتمند نمی دانیم
و منتظریم تا خداوند به ما ثروت مالی دهد تا ما ببخشیم در صورتی که همین الان ما یک مولتی میلیاردریم
قیمت چشم چند؟ قیمت قلب چند؟ ۳. قیمت نفست چند؟
۲. از طرفی چرا با همین داشته های همین الانمان حرفمان را به خدا ثابت نکنیم .ماچه ضمانتی به خدا میدیم که اون وقت که مارا به وفور ثروت رساند این عمل بخشش را انجام دهیم در صورتی که همین الان با همین داراییمون حاضر به بخشش نیستیم؟؟؟
بسیاری از مولتی میلیاردهای تاریخ از قبل از آنکه به ثروت برسند عمل بخشش را انجام میدادند
۳.ثروت قلب بزرگ وظرف خالی می خواد
وقتی ماهمین الان نمی بخشیم ظرف وجودمان را خالی نمی کنیم تا دوباره از جانب رب پر شه
هنوز دل بزرگی برا بخشش نداریم
۴.با بستن این تعهد داریم ذهنمون را شرطی میکنیم که خدایا بده تا بدم یعنی اگه به اون حدی که ما ثروت میخواهیم خدا نداد ما بخشش نداشته باشیم؟؟؟
۵.مارازق بنده های خدا نیستیم آنها هم معبودی دارند
وقتی ما عمل بخشش را انجام میدهیم اول به خاطر وجود خودمان است نه دیگران . به خاطررهایی از مال وعدم وابستگی به آن این کار راانجام میدهیم .در حالیکه وقتی لحظه مرگ فرارسد دل کندن از آن سخت نباشد
در پایان از استاد سپاسگزارم
بابت طرح سوال که باعث میشه روز به روز در جهت پیشرفت گام برداریم
یکی از ترمز های که من الان یادم اومد اینه که من تو باور فراوانی خیلی مشکل دارم و همیشه به دنبال جنس ارزون و عمده هستم و خیلی مواقع خرید وسایلی که نیاز دارم رو عقب میندازم و به نیازم بی توجهی میکنم چون به خودم میگم شاید قیمت پایینتری هم بعد ببینم و بگم کاش پایینتر میخریدم و فکر میکنم که پول محدود هست متاسفانه،🙏🙏😐😐
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی
اولین دلیلی که باعث می شود این موضوع یک ترمز برای رسیدن به ثروت باشد اینست که وقتی ما اینگونه از خدادرخواست می کنیم و به خدا می گوییم که خدایا تو به من ثروت بده تا منم مثلا به بیماران کمک کنم یا مدرسه و مسجد بسازم یا کار دیگری انجام دهم احساس خوبی از درخواست کردن از خداوند نداریم انگار داریم به خدا می گوییم که تو به من ثروت بده تا منم در ازای آن کار خیر انجام بدم و این نگاه را نداریم که خداوند بی نهایت وهاب و رزاقه و کافیه ما باورهامون درست باشه تا ثروت حتی بدون اینکه ما بخواهیم با آن کارهای خیریه انجام دهیم وارد زندگیمون بشه.
حضرت سلیمان وقتی از خداوند درخواست کرد که ثروت و حکومتی بهش بده که نه قبل از اون به کسی داده باشه نه بعد از اون به کسی داده بشه به خدا نگفت که تو به من ثروت بده تا منم به همه بندگانت کمک کنم یا نگذارم فقیری در جهان باشه بلکه با ایمان راسخ گفت که خدایا چون تو وهابی من از تو این درخواستو دارم.
و این گونه درخواست کردن وایمان داشتن به رزاق و وهاب بودن رب است که باعث می شود که حضرت سلیمان وحضرت سلیمان ها به ثروتی برسن که به قول قرآن بغیر الحسابه و به حساب نمیاد.
دومین دلیل اینه که ما به دست آوردن چیزهای مادی از طریق پول رو بهش حس خوبی نداریم که باعث میشه اینگونه از خدا درخواست کنیم.
مثلا اگه به خدا بگیم که تو به من ثروت بده تا ماشین های لوکس بخرم انگار احساس خجالت می کنیم و بجاش میگیم به من پول بده تا مدرسه بسازم.
یا مثلا اگه از خدا درخواست کنیم که به من ثروت بده تا بتونم بهترین هتلارو برم بهترین جاهای دنیا سفر کنم بهترین لباسو بپوشم و….حس میکنیم که خدا خوشش نمیاد و به همین دلیل به ما ثروت نمیده وبجاش میگیم به من ثروت بده تا بدم به پدر و مادرم بدم یا به فلان آدم بدبخت و….که این هم بر می گردد به همان دیدگاهی که ما خداوند را مثل خودمان با احساس ونه قانونمند تصور میکنیم وفکر می کنیم که با این درخواست های عاجزانه و ملتمسانه خدا هم میگه ایول من به تو پول میدم تا تو هم به بقیه کمک کنی و کار خیر بکنی.
دلیل دیگه اینه که ما فکر میکنیم با کمک مالی مان سودی به خدا میرسانیم یا زندگی فرد یا افراد دیگری اینطوری متحول می شود.در صورتی که ما اگر کمک می کنیم به خاطر خودمان کمک می کنیم چون هر چقدر که ببخشیم ثروت ونعمت بیشتری وارد زندگی خودمان می شود.
در قرآن هم هست که هر چه که ببخشید هفتاد برابرش یا هفتصد برابرش یا اگر در فرکانسش باشین بیشتر از هفتصد برابر هم به زندگیتان وارد می شود.
قانون خداوند اینه که چیزهایی وارد زندگی ما می شوند که با باورهای ما هماهنگن.مثلا اگر باورهای ما در مورد سلامتی خوب باشد لازم نیست به خدا بگوییم که خدا به من سلامتی بده تا در راه تو گام بردارم یادر کارهای خیریه شرکت کنم یا… بلکه اگر باورهای ما در مورد بدنمان خوب باشد و مثبت نگر باشیم خود به خود سالم هستیم.
در مورد دیگر موضوعات از جمله ثروت هم همین گونه است ما اگر باورهایمان در مورد ثروت خوب باشد فارغ از هر موضوع دیگری ثروت و نعمت وارد زندگی ما خواهد شد.
در پناه رب العالمین شاد وسالم و ثروتمند باشید.
سلام و درود بر احمد بنده باعشق خدا دوست خوبم داداشم
خیلییییی حال کردم از کامنت پر از ثروتت بسیااااار زیبا نوشتی زیبا گفتی
که بدون هیچ ترس و نگرانی مثل حضرت سلیمان بگیم خداجونم بهم توان مالی عالی بده بهم لوکس ترین ماشین ها رو بده لوکس ترین ویلاها در بهترین مکان دنیارو بده بهم بهترین پنت هاوس در زیباترین برج دنیا رو بده بهم جرات بده تا هر روز بیشتر و بیشتر ازت ثروت بخوام نعمت بخوام چون خودت گفتی این جهان و با تمام نعمتهایش فقط برای تو آفریدم تا لدت ببری و باعث گسترش بیشترش باشی با قدردانی و شکرگزاری از من
درود بر احمدجان عزیز با کامنت بسیاااااار زیبایی که حال و جرات خوبی به آدم انتقال میده دمتگرررررررم رفیق دمتگرررررم
بنام خداوند مهربان
سلام به همه رفقا و دوستداران پیشرفت و سلام خدا بر استاد خوبم که منادی توحیده.
در مورد این قرارداهایی که در درون خودمون با خدا برای ثروتمند شدن میبندیم، چند باور مخرب به ذهن من میرسه:
۱- احساس عدم لیاقت:
وقتی به خدا میگیم که خدایا به من ثروت بده تا من هم به نیزمندان کمک کنم، مدرسه و مسجد بسازم و …. به این معنیه که ما در ناخودآگاه ذهنمون، خودمون رو لایق داشتن اون ثروت نمیدونیم و چون خیلی دلمون میخواد به ثروت برسیم و ازطرفی درون خودمون، احساس لیاقتِ داشتن اون ثروت رو نداریم، دلیل دیگه ای رو برای خدا بهانه میاریم که خدا به ما ثروت بده. در صورتی که اگر دعاهای پیامبران در قرآن رو ببینید متوجه میشید هیچ بهانه ای برای درخواست از خدا نمیتراشیدند و عزت نفس در وجودشون و در دعاهاشون موج میزنه. در نظر آدمهای بزرگ در این عالم، همین که خدا منو آفریده و به این دنیا آورده، یعنی من لیاقتِ داشتنِ بهترینها و بیشترینها رو دارم. و با این نگاه و باور و بدون هیچ دلیل اضافی از خدا ثروت و همسر و خیر و فرزند و همه چی میخواستند.
۲- عدم باور صحیح نسبت به خداوند:
ما وقتی با خدا قرارداد رو میبندیم، داریم ثروت رو در ازای یک تعهد ازخدا درخواست میکنیم. یعنی داریم یکی از باورهای مخربمون رو درمورد خدا آشکار میکنیم و اون باور احساسی عمل کردن خداست. یعنی با این قرارداد میخواهیم به خدا انگیزه بدیم تا برای گسترش خیر و خوبی در جهان ثروت رو از آسمون بندازه توی دست ما. درصورتی که اینقرارداد، ناخودآگاه آدم رو به یاد گفتگوی ظالمان در روز قیامت با خدا میندازه که میگن خدایا تو ما رو برگردون به دنیا، ما قول میدیم کارای خوب بکنیم. (عدم شناخت درست از خدا)
ما با این قرارداد بستن با خداوند، باز به صورت ناخودآگاه ایمان نادرست خودمون رو نشون میدیم. یعنی خدا برای دادن روزی و ثروت به بندگانش حتما ما رو لازم داره و خودش نمیتونه از راههای دیگه ای خیر و روزی و ثروت به بنده های فقیرش برسونه. (شرک)
یا خدا جهان رو ناقص آفریده و فقرا در جای خودشون نیستند و خداوند در مورد اونها عدالتی نداشته و ما باید این نواقص رو با این ثروتی که به ما قراره بده جبران کنیم. (عدم ایمان به قوانین الهی)
۳- عدم باور صحیح نسبت به ثروت:
ثروت در نظر فردی که با خداوند این قرارداد رو میبنده ذاتاً یک ماهیت منفی داره و این فرد ثروت رو یک پدیده بد میدونه که حتما لازمه برای بدست آوردنش حتما با قرارداهای اینچنینی با خداوند، بدست آوردن اون رو تبدیل به یک کار معنوی و مثبت بکنه.(پیش فرض ذهنی اغلب این افراد اینه که ثروت فساد میآورد ولی من بااین قرارداد باخدا عهد می کنم که در راه خیر از این ثروت استفاده کنم) در صورتی که داشتن ثروت یعنی عزیز بودن نزد خداوند.
نکته آخر و داروی این باورهای نادرست، تقویت باورهای صحیح نسبت به خداونده.
فقط به همین جنبه خدا اگر ایمان بیاریم که خداوند «وهاب» هست، دیگه دنبال این بستن قول و قرارها نخواهیم رفت. وهاب یعنی « بینهایت بخشنده» و اون هم چه بخشنده ای! بخشنده ای که در مقابل این بخشش بینهایتش هییییچی نمیخواد! مطلقا هیچی!
به همه رفقای عزیزم توصیه میکنم توی قرآن کلمه «الوهاب» یا فعل امر «هَب» رو جستجو کنید و ببینید توسط چه کسانی بکار برده شده و چه نتایجی براشون داشته و از خدا چه چیزهایی گرفتن.
۴- عدم باور صحیح در مورد فراوانی:
با این قرارداد، به صورت ناخودآگاه داریم دائماً به کمبودها و فقرها و نیازمندیها توجه میکنیم. همش داریم در گفتگوی ذهنی خودمون دنبال دیدن و تأیید فقر و یتیمی و کمبود مدرسه و مسجد و اینها میگردیم که به خدا بگیم ببین، اگه پول برسونی و ثروتمند بشم، اینا رو اوکی میکنم. (باور غلط کمبود)
امیدوارم در پناه خدای مهربان به همه چیز برسید.
دوست عزیز و مهربانم کامنت شما را خواندم و لذت بردم و کاملا شما را تحسین میکنم که بعه این قدرت رسیده اید که قانون اصلی جهان و سازوکار سیستمی بودن را زیبا درک کرده و به بچه ها گوش زد کردید شاد و سلامت و عاااااالی باشید در کنار و بیرق خدای مهربانم
محمد آقای عزیز از اظهار لطف و محبت تون خیلی متشکرم خوندن کامنت شما حالم را بهتر کرد واقعا خدارو به خاطر داشتن این آگاهی ها بی نهایت شکر می کنم.
به قول استاد عباس منش عزیز دانایی مهم نیست، مهم عمل کردن بر اساس این دانایی هست که من هم به لطف خداوند مهربان هدایت شدم و مثل شما و بقیه دوستان سعی می کنم بر اساس همین آگاهی ها عمل کنم و با تکرار و تکرار هر روز در این زمینه بهتر و دقیق تر و قوی تر عمل کنم. امیدوارم شما هم هر لحظه حرفه ای تر از لحظه قبل باشید.
جناب طهرانی عالی بود. موفق و پیروز باشید.
آقای مناجاتی عزیز از اینکه کامنت من مورد توجه شما قرار گرفته خیلی خوشحالم و براتون بهترین ها را آرزو دارم هرکجا هستید شاد سالم ثروتمند و سعادتمند باشید
سلام.دمتون گرم.موقع خوندن کامنتتون حس کردم که احساسم بهتر شد و گرفتم چی شد.دمتون گرررم.یا علی
محمد آقای عزیز از کامنت قشنگتون ممنونم و خدا رو بخاطر احساس خوبی که خوندن کامنتم بهتون داده بینهایت سپاسگذارم. همیشه شاد باشی
این نظر بسیار عالی بود خیلی استفاده کردم ممنونم.
سرکار خانم شیری سلام
ممنون از نظر زیباتون و اینکه به من روحیه دادین. خوشحالم که مورد توجه شما قرار گرفته. امیدوارم هرجا هستین بهترینها رو از خدا دریافت کنین.
به نام یکتای یکتا پرستان
با عرض سلام به شما همه عباسمنشیها خوش حالم که تو جمعی هستم که می دونم اینجا همه یکتا پرستند جمعی که هیچ جای دنیا پیدا نمی کنی
در مورد این فایل یعنی واقعا جا خوردم و فکرشو نمی کردم که یه باور غلط یا یه ترمز دستی محکم پشته این جمله وجود داره واقعا میشه پی برد به اینکه حالا حالا ماها باید روی خودمون کار کنیم وحالا حالا جای کار کردن روی خودمون هس و نمی تونیم ادعای کاملی داشته باشیم می خواستم اول جواب بدم بعد نظر بزارم توی سایت ولی یه حسی بهم گفته که اول نظراتو بخون چراشو هم بهتون میگم شروع کردم به خوندن نظرات جواب اول .دوم.وای خدای من ج سوم چقدر همه چیز عالی بود تا جواب دهم رفتم جرقه ای تو ذهنم خورد من سعی کرده بودم گذشتم که پر از باورهای غلط نسل در نسل بودو زندگی …فراموش کنم تا اینکه ذهنم روشن شد یاد و خاطره ای تو ذهنم اومد دوست داشتم این داستان براتون بگم شاید داستانه ولی با خوندنش هرکس فکرکنم جواب این سوال مسابقه رو بگیره من از بچگی همیشه دوست داشتم کار کنم و کار می کردم حدود ده سال پیش بود پدرم خونه خریده بود یه ماشینم داشتیم ماشین دومم خریدیم همه چیز خوب بود تا اینکه خونمونو دادیم اجاره و خونه بزرگتر رهن کردیم شاید باورتون نشه الان که دارم براتون می نویسم مو به تنم داره سیخ میشه وفریاد بزنم خدا چرا زودتر نشناختمت تو مسیر خونه جدید یه مسجد حالت امامزاده بود از وقتی مسیرم تغیر کرد برای خونه جدید این گنبد و می دیدم سیمانی بود گنبدش همش می گفتم خدا تو به من ثروت بده من اینجا رو گنبدشو درست می کنم وای بر من که فکر می کردم فکر و کارم درسته بوده که الان به این اشتباهم پی بردم دوستان عزیز بعد از این ثروتی که از خدا می خواستم شاید باورتون نشه ولی همه زندگی ما تو ۶ماه از هم پاشید ماشین دومم روبروی همون امامزاده خودم پشتش بود چپ کرد به طوری که ماشینو فقط بعنوان آهن پاره خریدند و زنده موندن من فقط معجزه بود ماشین اول پدرمم با اتفاقی بی خود از بین رفت پدرم معتاد شد خونه که داشتیم افتاد دست طلب کار خلاصه اصلان ورق برگشت که من بخدا گفتم خدا ازت خواسم ثروت بهم بده گنبد مسجد درست کنم بدتر شد ولی الان می فهمم که اشتباه از من بوده وای برما که بخدا شرک می ورزیم خدایا ممنونم ممنونم ممنونم از شما عزیزان که وقت گذاشتید و داستان منو خوندید خوشحال میشم نظرتونو بدونم خدایا راه خداشناسی و خودشناسی را به ما نشان بده خدایا انقدر ثروت به ما بده که فریا بزنم این ماشین این خونه و همه چیزو خدا بهم داده خدا فقط خدا ممنونم از همتون وبیاید از این بعد ثروت را فقط برای خودمان بخواهیم
سلام علی آقا
درود به شما که اینقدر شاکر هستید و با این اتفاقاتی که برایتان افتاده با این دید مثبت نگاه می کنید.
ان شاء الله قراره چیزهای بهتری به شما داده شه.
در مورد ساخت گنبد مسجد با توجه به اینکه دید ما در مورد بخشش درست باشه به نظر من خدا به مقدار پولی که می بخشیم نگاه نمی کنه به درصد پولی که می بخشیم نگاه می کنه مثلا خداوند می گوید خمس بدهید. حالا خمس یک نفر 100 میلیارده و خمس یک نفر 100 هزار تومان. با 100 میلیارد میشه 100 گنبد ساخت و با100 هزارتومان میشه چنتا لامپ برای روشنایی گنبد به عنوان مثال خرید. ولی ارزش کار این دو فرد یکی است. با همه ی این تفاسیر ما برای بخشش باید از همین ثروتی که الآن داریم شروع کنیم.
شاد باشی عزیز
سلام بله درست در جایی که بخدا شرک می ورزیم همه چی بهم میریزه نه اینکه خداوند از ما انتقام بگیره ها نه .بلکه نوع این نگاه شرک آلود مدار مارو بشدت پایین مییاره. امیدوارم با این نگاه توحیدی جدید همه چیز به سرعت عالی تر از اولش بشه
سپاس دوست عزیز
سلام دوست عزیزم. اولین چیزی که نظرت رو به من جلب کرد فامیلی زیبات بود. و بعد اینکه به یاد پدرم افتادم چون ایشون علاقه خاصی به خانواده کامکارها(که همه اونها نوازنده و موسیقی دان هستند و آهنگ های کردی هم مینوازند) داشتند.
و دوم اینکه یه کم سرگذشتت شبیه من هم بوده. دوست عزیزم درسته که با مشکلات سخت دست و پنجه نرم کردی اما????یادت باشه هر آنچه که گذشته فقط تضادی در زندگی تو و پدرت بوده تا خودتونو تغییر بدید ولی پدر شما در برابر مشکلات زانو زده و تسلیم شدند(مثل پدر من). همین کار دستش داد.
و حالا که تو قصد تغییر خودت رو داری خودش بزرگگگگگگگگگترین نعمته.
برای خودت و خونوادت آرزوی بهههههههههترینها رو دارم??? شاد، سربلند، آزاده و ثروتمند باشی گلم. ?
سلام علی آفا .چه خوب اشاره کردین
به دست میاریم هر چیزی رو که می خوایم تا در درجه به خودمون ثابت کنیم که میشه.. و خدا مهر تأیید مبزنه به همه خواسته های ما .
سلام دوست عزیزم
این نگرش همونطور که استاد فرمودند ترمزه ولی نگفتند که دنده عقبه
به حظر من علت برگشت رو باید در دیگر نگرشها و اعمالی که در نتیجه اونها انجام دادید پیدا کنید
شاد و خرسند باشید
عالی بود عالی بود
سلام دوستان
1-خودش را فی نفسه شایسته داشتن نعمت های الهی نمی داند و می خواهد با این کار شایستگی اش را به خود نشان دهد.
2- لزوم به اینکه صبر می کند پول به دستش برسد بعد به دیگران کمک کند. کمک کردن را مشروط به داشتن پول میکند.
سلام به استاد عزیز و تمام اعضای سایت🖐
بنظر من:
۱- عدم باور به فراوانی جهان
۲- فکر میکنه اگه با خداوند معامله کنه( کمک به نیازمندان ،مسجد، …)خدا بهشون ثروت میبخشه، در حال که خداوند گفته تو منو باور کو، تو ظرف تو بزرگتر بساز من به تو خواهم داد.
۳- ما برای بدست آوردن خواسته هامون، باید ایراد رو سعی کنیم در خودمون پیدا کنیم، ظرف خود را بزرگتر کنیم، خود را لایق خواسته هامون بدونیم، نگوییم خدایا اگه تو اینارو بده به من، من این بنده تو رو کمک میکنم.
۴- کمک به دیگران از روی این نباشه که من فلانی را کمک کردمتا زندگیش بهتر بشه، یا کمکی کرده باشم، بلکه از روی این باشه که به خودم کمک کردم، برای خودم یه کاری کردم، برای پیشرفت خود یه قدمی برداشتم.
۵- وقتی آدم آینجور درخواست از خداوند داره به این معناست که: خدایا تو به من ثروت ندادی (عدم باور به خداوند) بیا معامله کنیم تو به من ثروت بده من این مقداریشو به اینا اینا کمک میکنم.
۶- ثروت در جهان بینهایت است، وقتی خدا را درست بشناسیم، باورهای خودمان را درست کنیم، خدا به ما نهایت ثروت میدهد، خداوند بینهایت رزاق است.
سپاسگزارم از شما دوست عزیز 😍♥️
🌹خدایا ازت میخوام منو به راه راست به راه آنهایی که به آنها نعمت و ثروت داده ای هدایت کن 🙏🥰♥️
۵-
بنام خدای بخشایشگرم که منم یکی ازخواسته هام اینه مثل خودش بخشنده باشم درهرزمینه ای .سلام خدمت استادعزیزم وخدمت دوستان میخوام بگم که من ۸سال پیش تویه روستایی زندگی میکردم که هیچ امکاناتی نداشت حتی سرویس بهداشتی خب من ازخداخواستم منوهدایت کنه به یه جای بهتر وکلی امکانات تااینکه بعدازیکسال من به ارزوم رسیدم وازاون روستانقل مکان کردم به شهر یه دوسالی مستاجربودم بعدسختم بودبازم به خداگفتم سختمه مستاجری من میخوام خودم صاحب خونه ای باشم که ازخودم باشه باکلی امکانات خب من اون خونه رو خودم تورویاهم تصورمیکردم شکلش وامکانات داخلش کابینتاش خب بعدازیکسال من باز پولی بدستم رسیدازجایی که اصلا فکرش نمیکردم خونه روساختم که اونموقع من فقط کابینتاشپزخونم با تمام پکیج سرمایشی گرمایشیش شد۱۲میلیون وبعدازاین همونموقع ازخدا خواستم یه ثروتی بمن بده که من به فامیلام که ندارن یه چیزی کمک کنم ودیدمم دیدکمک بودبه مردم وخداهم توهموسالی که من واردخونه نو شدم که مال خودم بود جوری بمن پول میرسوندکه من طی دومرتبه طلا خریدم واسه خودم چون مابلوچا علاقه زیادی به طلا داریم خب طلاهای من روی هم شد ۱۰۰میلیون واینقد پول داشتم وازخدا همون موقع خواستم خونه ای داشته باشم توکرمان واون خونه رو خریدم وبه بساط ازدواج زوجها کمک میکردیم به فک وفامیل و وصدقات زیادی میدادیم اما نمیفهمیدم اینکارای خیر به دیدافزایش پولم باید میکردم اما من به دیدکمک میدادم ولی الان میدونم نباید به دیدکمک باشه خب اینجاهم یادم رفته بودمن به خدای خودم یه تعهددادم ودرمدارثروتم قرارگرفته بودم ثروت داشت سرازیرمیشد اما توهمین حین من ترمزبزرگی کشیدم ویک باورمخربی اومده توذهنم وخودم اینو باخودم رشدمیدادم وخودم نمیدونستم خب من سواربرقطارخوشبختی وثروت ومعنویت سلامتی بودم که مسافراون قطارم خدام بود که همرام بودازمسیرداشتم لذت میبردم ناگهان شیطان چراغ رو بانجواهاش درمسیرراه برام قرمز کرد ومانعی سرراهم قراردادکه من ازچندکیلومتری شهرثروتها من ترمزمو کشیدم خب من ۳سال بوداین ترمز کشیدم هرچی تو3سال قبلش بدست اورده بودم تو۳سال بعدی همه چی روازدست دادم طلاهم فروخته شد خونه کرمانم همینجور وکلی بیماری وکلی خرج رودستامون وخودمو دورازخدا میدونستم تا اینکه دیشب استاد من ازبسته روانشناسی ثروت که کلی روتستاکارکردم اما این باورهای مخرب که تووجودمن چندسالی خاک میخورده پیداش نکردم اصلا توتستا درموردمن صدق نمیکرد تا اینکه درفایل ۲۹روانشناسی ثروت داشتم فایل گوش میکردم که میگفتی اگرفکرمیکنی ثروت ادم ازخدادورمیکنه این یک اشتباه جوابش صفر خب منم صفرداده بودم من روتستا خیلی کارکردم بعدفایلاروگوش کردم اما دراین تست من اون ترمز پیداکردم یادم اومد که اره من کلی ازخداخواستم وتعهد داده بودم چه کاراهای بکنم به ساخت مسجد ومدارس و ادمهای اطرافم که با ابرو زندگی میکنن اما چیزی ندارن کمک کنم وبه خودم بهترزندگی کنم وکمک به رشدجهان اما نجواهای شیطان حس بدبهم میدادوانگارحس میکردم من اگربیشترازاین ازخدا خواسته هامو بخوام ازخدا دورمیشم یادمه وقتی این حس داشتم همش بخداقسم بخودم میگفتم خدایا دوتا خونه دادی بهم ماشین وطلا و کلی امکانات دادی بهم خدایا بسه مگه من میخوام کی باشم چی باشم بکجابرسم الان اندازه خودم دارم همینکه چشم کف دست مردم نیس ازکسی کمک نمیخوام همین برام کافیه و بیشترازاین نمیخوام ازت دورباشم همش فکرمیکردم یک روزنه ای باید بازباشه که من التماس خداکنم وهمش فکرمیکردم با التماس وزاری به خدانزدیکم فکرمیکردباغمو ناراحتی به خدامتصلم جالب اینجاس من فکرمیکردم خدا دراسمونهاست غافل ازاینکه توقلبم بودوکلا عهدمو باخدام فراموش کردم که خواسته من چی بوده و خواسته هامو محدودکردم بانجواهای شیطان و ترمزم این بود که ثروت زیاد .ادموازخدادورمیکنه وهرکمکی شوهرم به هرکس میکردم اینموقع بهش میگفتم کمک نکن سنگ ازرودخونه بچینی تموم میشه چ برسه پول که کمک کنی به مردم پس پولمون تموم میشه نکن اینکارنمیفهمیدم هرچی ببخشم درهرزمینه ای پولهای زیادی واردحسابم میشه چندین برابرش وبه ثروت میرسم اینم یک ترمز بودبرام که دروانشناسی ثروت من ترمزهای زیادی روپیداکردم که من ترمزها کشیده بودم درمسیررسیدن به ثروت .اما استاد ودوستان جای نگرانی نیست من دوباره قطارمتوقفمو به حرکت درمیاورم ودوبار سواربرقطارثروت وخوشبختی دراین مسیرحرکت میکنم وکلی لذت میبرم اززندگیم خدایاشکرت بی نهایت سپاسگزارتم خدا دوباره منو توییم وعباسمنش عزیز…استادازاین فایل زیباتون وخصوصا بسته روانشناسی ثروت که باورهای خاک خورده خودمو ازدل این بسته دراوردم ودارم روی باورهام کارمیکنم به امیدخدای مهربان میام به وقتش ازنتیجه هام براتون میگم …..شادو پیروزباشید
بنام خدای رزاق ووهاب
سلام دوست عزیز گفته هایی که عرض کردی خیلی واضح و شفاف بودن خیلی ازش استفاده کردم ممنون وسپاسگزارم برای پخش اگاهی ها ونظراتتون ارزشمند تون وسپاسگزارم استاد وخدایا هممون که مارو گرد هم تو این مسیر زیبا قرار دادی…
شااااد خوشبخت وثروتمند وسالم باشید….????
سلام شهربانو جان.کامنتتون خیلی واسم آموزنده بود???
((بنام خدا))سلام خدمت استادودوستان عزیز درموردقسمت اول فایل داستان اینه که وقتی ماخواسته ای داریم وبه اون خواسته نمیرسیم صددرصدخواسته ماباباورهایمان دریک راستانیست واگراون موانع وباورهای محدودکننده روپیداکنیم وتغییربدیم صدردرصدبه خواستمون میرسیم مثلاخواسته مااینه که شاگرداول بشیم ولی درباورهای ماشاگرداولی مترادفه بااینکه بیشترموردتوجه استادقرارمیگیری وبیشتربایدپای تخته باشی وبچه هابیشترازت توقع دارن واین باورهاچون باعث راحتی مانیست میشه ترمزبرای رسیدن به خواسته راه حلش اینه که باورهای مناسب روجایگزین کنیم حالادرهرزمینه ای ولی درمثال بالابایداین باورروجایگزین کنیم که شاگرداولی مترادفه باراحتی باارامش باازادی وزمان بیشتر.کل داستان همین باورهای محدودکنندست که نمیزاره به خواسته هامون برسیم. درموردجواب سوال؟طبق قوانین جهان هرکس فقط وفقط مسئول زندگی خودشه کسی که همچین ایده ای داره اصلاازقوانین جهان هستی اگاهی نداره وشایدهم اگاهی داره ولی باورنداره که هرکس باباورهایش زندگی خودش روخلق میکنه ومانع بعدی اعتمادنداشتن به عدل خداوندواحساس میکنه یک جایی اشتباهی رخ داده واین بایداونودرست کنه وباورنداره که کسی که الان گوشه خیابون داره گدایی میکنه یاالان شخصی که توی قصرزندگی میکنه یاشخصی که درزندان هست دقیقاجای درستشه چون خداوندداره همه چیزرومدیریت میکنه وطبق قوانینش هر کس نتیجه فرکانس خودش رومیگیره وخداوندبه بندگانش به اندازه ذره ای ستم نمیکندولی بندگان خودشون به خودشون ستم میکنن باباورهای محدودکننده وشرک.ومانع بعدی اگرطبق قوانین بگم اینه که درکل این ایده یعنی باورشخص اینه که عوامل بیرونی تاثیرداره درزندگی افرادکه این هم ازعدم درک قوانین نشات میگیره چون فکرمیکنه این بایدبرای دیگران کاری بکنه ولی تاثیرعوامل بیرونی برروی زندگی افرادصفردرصداست وفقط وفقط خودشخص اگربخوادمیتونه باتغییرباورهایش زندگیشوهرجوری که میخوادبسازه وتاوقتی خودش نخوادتوونه هیچکس دیگرنمیتونه کاری براش بکنه وبهترین قراردادباخدااینه که توموفق وثروتمندبشی تادیگران بادیدن توانگیزه بگیرن وتوروالگوقراربدهندواگرمیخوای به فقیران کمک کنی خودت جزواونهانباش.باتشکرازاستادودوستان عزیز.
سلام دوست گرامی.دیدگاهتون آموزنده بود سپاس که به اشتراک گذاشتید
به نام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم و مریم جان و همه ی اعضای عزیز خانواده ام و شما آقاهادی عزیز
من از خواندن کامنت شما بسیار لذت بردم و همچنان آموختم و خیلی از نکات هم برای من یادآوری شد ، مثل اینکه قدرت ساختن زندگیمون دست خودمونه و یا ترمزهای مخفی که در ذهن ما هستند که مانع از رسیدن راحت ما به خواسته هامون هستند.
و بسیاری نکات آموزنده و مفید دیگر.
ممنون از شما و همه ی عزیزان که وقت میزارید و آگاهی ها خودتون رو با همه به اشتراک میزارید.
با آرزوی بهترینها برای همه عزیزان
سلام دوستان، سلام استاد عزیزتر از جان،آقا اصلا باورم نمیشه اینقدر جذبم عالیه،درمورد همین موضوع داشتیم دیروز با شوهرم صحبت میکردیم بعدش فکرکن دقیقا موضوع صحبت ما شده سوال مسابقه?
داشتیم تفاوت انسان های ثروتمند و فقیر رو میگفتیم یکی از تفاوتاشون اینه که ثروتمندان اصلا ادعا نمیکنن میخوان دنیا رو نجات بدن،اونا خودشون رو لایق اون پول و ثروت میدونن،اونا خودشون رو ارزشمندتر از هر کسی میدونن،اونا میخوان ثروتمند بشن تا شادی و لذت بیشتری رو تجربه کنن،اصلا نمیدونم چرا و از کجا و چطور این دسته بندی تو ذهن ما شکلگرفته که هر چی برای خودمون بخواییم خودخواهانه و مادی گرایانه اس هر چی برای دیگران بخواییم معنویه؟؟
مردم عادی کلا فکر می کنند خودخواهی گناهه اما ثروتمندان فکر میکنند خودخواهی حُسن هست،ثروتمندان دوست دارند پیشرفت کنند و ثروتمند بشن تا خودشون رو خوشحال کنند اونها اصلا تظاهر نمی کنند که می خوان دنیا رو نجات بدن،مشکل اینجاس که دید مردم عادی به این قضیه منفی هست و همین اونها رو فقیر نگه میداره،اصلا باید طرز فکر ما این باشه که من اگر نتونم از خودم مواظبت کنم به خودم سود برسونم خودم رو لایق بدونم خودم رو دوست داشته باشم خودم رو تو اولویت قرار بدم، نمیتونم ؛ تاکید میکنم نمییییتوووونممم به کس دیگه ای کمک کنم.
مگه میشه از چیزی که نداریم واسه کس دیگه ای مایه بزاریم؟؟
به قول استاد سرشار و لبریز از عشق بشو از عشقی که سرریز میشه دور و بریاتو سیراب کن، وقتی من خودم رو دوست نداشته باشم طالب کمک به خودم نباشم چطور میتونم دیگران رو دوست داشته باشم و بهشون خدمت کنم،آقا نمیشه،این امکان نیست،دیروز نزدیک یه ساعت با شوهرم در این مورد صحبت کردیم،ما دوره ی کشف قوانین رو خریدیم و با هم داریم کار میکنیم روش،وقتی با هم در مورد کدای مخرب صحبت میکنیم این همفکری خیلی چیزا رو برامون روشن میکنه،یکی از اون موارد همین بود و خیلی برام جالبه که صحبتای ما شده سوال مسابقه،البته من کدای مخرب دیگه ای هم پیدا کردم تو این طرز فکر اما دوست دارم فقط به مهمترینش از نظر ذهن خودم اشاره کرده باشم.موفق و پیروز باشید دوستان.
سلام
بسیار لذت بردم از کامنتتون.بخصوص درمورد نگرش ثروتمندان که خودشونرو لایق میدونن و ذاتا نگاهشون با افرادی که ذهن فقیر دارن فرق میکنه.بخصوص این مطلبتون(تفاوت انسان های ثروتمند و فقیر رو میگفتیم یکی از تفاوتاشون اینه که ثروتمندان اصلا ادعا نمیکنن میخوان دنیا رو نجات بدن). بسیار خوشحال میشم وقتی میبینم دوستانی هستند در اینجا که با همسرشون درمسیر درک و شناخت قوانین و رشد و پیشرفت هستند.چون اینها نشونه هایی از طرف کائنات و خداوند برای منه که خواسته ای اینچنینی دارم و مطمئنم همسری که میخوام رو جذب میکنم
شاد و ثروتمند باشید
من ثروتمندم خدایا سپاسگذارم
سلام به شما دوست عزیز .
چقدر عاااالیه واقعا که شما با همسرتون در این دوره ها شرکت میکنید .
واقعا تبریک میگم به هر دوی شما و مطمئنم مسیر موفقیت و بسیار کوتاهتر و لذت بخش تره .
خانم رنجبری عزیز بابت دیدگاه خوبتون متشکرم ( مگه میشه از چیزی که نداریم واسه کس دیگه مایه بزاریم) به قول استاد سرشار و سرریز از عشق بشو واز عشقی که سرریز میشه دور و بریاتو سیراب کن. به نکات خوبی اشاره کردین و صحبت های طلایی استاد رو برای ما یادآوری و گوشزد کردین که باعث میشه هیچ وقت به دیگران اجازه ندیم احساس گناه را در ما بوجود بیارن. سپاس دوست خوبم.
سلام یکی از ترمزهای این باور که خدایا به من ثروت بده که دست نیازمندان را بگیرم اینست که شخص ناخودآگاه باور کمبود را همیشه در ذهنش تکرار میکندکه در جهان فقر وجود داردکمبود وجوددارد ومن باید این کمبودها را برطرف کنم وبافعال نگه داشتن این باور سیگنال کمبود را به جهان مخابره میکندوهمچنان جهان آن کمبودها یا فقر وبیماریها را به شخص منعکس میکند وهمیشه در حالت کمبود نگه میدارد واین استکه که هرچه به موتور گاز میدهد راه نمیرود واما اگر بخشی از درآمدش را به نیازمندان ببخشد باورش میشود که در جهان بینهایت ثروت وجود دارد وبابخشیدن ثروتش تمام نمیشود وجهان شرایط ثروت مند شدنش را آسانتر میکند
سلام به استاد عزیز و همه ی دوستان هم فرکانسی
????
این باور احتمالا وجود داره که ثروت چیز خوبی نیست چون برای خودش نمی خوادش و احتمالا این باور هست که لیاقت ثروتمند شدن رو نداره پول بده ثروت بده و از این جهت برای خودش نمیخوادش
قوانین دنیا رو نمیدونه که هر کسی خودش مسئول زندگی خودشه هر کسی خودش داره دنیاشو میسازه و هر کسی خودش مسئول پولسازی و کسب دارامد و ثروتمند شدن خودشه و کسی نمیتونه به کس دیگه ای کمک کنه چون با کمک به اون فرد باور اون که عوض نمیشه و دنیاش که عوض نمیشه و ثروتمند نمیشه چون فرکانساش تغییری نکرده این باور وجود داره که میتونی به کسی کمک کنی و ثروتمندش کنی که قانون رو نمیدونه اون کسی که اینجوری فک میکنه چون قانون اینه که به کسی نمیتونی کمک کنی چون همه به یک اندازه به خدا نزدیکیم همه به یک اندازه به خوشبختی دسترسی داریم و اگه خودش بخواد که جهان از بینهایت طریق بهش کمک میکنه و تو دیگه مهم نیستی و اگه هم نخواد که هیچ کی نمیتونه به کسی کمک کنه و باز تو دیگه مهم نیستی. و این باور وجود داره که ثروت خیلی کمه و محدوده. که ثروت رو بخوایم که به بقیه کمک کنیم یعنی باور داریم که ثروت نیست برای اونا . در حالی که ثروت برای همه بینهایت وجود داره و مثل اکسیژن فراوانه برای همه. بحث دیگه ای که هست فداکاریه ما ثروت رو میخوایم ولی نه برای خودمون برای بقیه برای نیازمندا، یعنی خودمون اصلا مهم نیستیم بقیه مهمن و ما وقتی ارزشمندیم که چیزی رو برای خودمون نخوایم فقط دنبال فداکاری و کمک به هم نوع و کارهای خیر باشیم و مغرور نباشیم و بی احساس نباشیم و بقیه از یادمون نره از خود گذشته باشیم.
?????
موضوع بعدی نظر بقیه و تایید بقیه س که پولدار بشیم که مدرسه درست کنیم مسجد درست کنیم که بگن چقد فلانی ادم خوب و خیّر و دوست داشتنی و مومنیه و مردم دوستمون داشته باشن. میخوایم مشهور بشیم بهمون توجه زیادی بشه و خیلی تاییدمون کنن. و خیلی ما رو آدم حسابی بدونن خیلی ما رو بزرگ بدونن. این باورو داریم که ما مسئول فقرا و نیازمندان هستیم اگه ما کمک نکنیم اونوقت ادم نیستیم اصلا حس نوع دوستی و انسانیت نداریم این باورو داریم که اونا ما رو دارن و ما باید بهشون کمک کنیم و با این کار میتونیم فقر رو ریشه کن کنیم و دیگه کسی فقیر نمیمونه دیگه همه ثروتمند میشن این باور رو داریم که اونا نمیتونن ثروتمند باشن فقط عده ای خاص هستن که میتونن پولدار باشن پس باید بهشون کمک بشه این باورو داریم که خدا برای اونا نخواسته برای یه عده ای خواسته که باید به اونا کمک کنن اون عده. این باورو داریم که با کمک به اونا میتونیم اونا رو ثروتمند کنیم توجهمون اکثرا روی فقرا و نیازمندان و افراد با باورهای اشتباه هست و دلسوزی میکنیم بیشتر و این یعنی ما همیشه داریم به فقر توجه میکنیم که این باعث میشه روز به روز فقیرتر بشیم چون توجه مون رو فقره رو نیازمنداست. که اگه بخوایم ثروتمند بشیم باید توجه مون روی ثروت و فراوانی باشه . و توجه مون روی ثروتمندا و معاشرت با اونا باشه و اعراض کنیم از فقرا .
?????
ویژن و دیدی برای آینده نداریم یعنی رویایی و هدفی نداریم برای خودمون و توجه مون روی اون چیزایی که باید بسازیم نیست هیچ فرکانسی به اون سمت نمیفرستیم و طبیعتا هم هیچ نتیجه ای بوجود نمیاد چون توجه کلا روی اینه که ثروتمند بشم که به بقیه کمک کنم که فقیر نمونه که فقیر سیر بشه که نیازمند مشکلش برطرف شه و به این ترتیب کل توجه روی فقر و مشکله به جای فرکانس ثروت رو فرستادن و فرکانس رویاهاتو فرستادن و ساختنشون. چون تو فرکانسی در جهت ساخت رویاهات نفرستادی فرکانسی در جهت ثروتمند شدن نفرستادی فقط فرکانس فقر رو فرستادی و همونو میسازی
عجب نکته هایی توشه انصافا من در حین جواب دادن همه ی اینا اومد تو ذهنم واقعا اینجوری اگه کل باورای ثروت رو هم تو ذهنت ایجاد کنی ولی توجهت به کمک به نیازمندا باشه واقعا هیچ نتیجه ای بوجود نمیاد چون داری چیز دیگه ای رو میسازی داری فرکانس دیگه ای رو میفرستی.
?????
این باورو داره ثروت کمه ، برای اونا نیست و من مسئول زندگی اونام و من باید از خود گذشتگی کنم برای اونا، (و این واقعا از عدم شناخت خدا و قانونش و قدرتشه) در حالی که اونا خدا رو دارن و ما نمیتونیم جا پای خدا بذاریم و کاری براشون بکنیم چون ما که خدا نیستیم کل قدرت دست کس دیگه ایه و ما در اون جهت قدرتی نداریم
و این باورم داریم که خدا براشون نخواسته و من باید بهشون کمک کنم و اینکه اگه برای اونا نخواسته نکنه برای منم نمیخواد
باور بی ارزشی خود و بی لیاقتی و اعتماد به نفس کم هم توشه . که من لیاقت ثروتمند شدن رو ندارم نمیخوام که برای خودم ثروتمند بشم میخوام یه کاری برای نیازمندا کرده بکنم میخوام فقیر نمنه تو دنیا . بعد اگه اینا حل شد حالا برای خودمم یه فکری میکنم.
باور اینکه پول بده پول چیز خوبی نیست چون با اینکه میخواد پولدار بشه ولی برای خودش نمیخواد میخواد به بقیه کمک کنه.
انصافا خیلی نکات ارزشمندی رو نوشتم
این جوابی که دادم واقعا جواب برتره . حق برنده شدن رو خیلی داره
دوستان لطفا امتیاز بدین تشکر??
هم خانواده عزیز باریک الله داری واقعا مفید بود وقانون مند
اونجایی که گفتی ما از خدا پول میخایم اما دریغ ازاینکه فرکانس
پول بفرستیم و همش ناامید که چرا پوله نمیاد
دریغ ازاینکه داریم باتوجه به فقر ونبودفراوانی والبته شرک
بااین نیت که خدا به ما بده
ما به قول میدیم دیگران از
یاد نبریم
خب بابا تمام حرف قانون اینکه
روی هرچی تمرکز کنی از همون دسته وارد زندگیت میشه
من باتوجه به فقر وکمبود. درخواست پول دارم؟!!!!!!!
خب اینم برمیگرده به باورهای محدودی که توی ذهنم دارم
اینکه من لایق ثروت نیستم
من آدم ارزشمندی نیستم
جهان عدالت نداره ومن باید کاری انجام بدم.
من باید جای خدا باشم وهمه دنیارا یکسان خوب وثروتمند کنم
اینکه باور دارم ثروت برای همه نیست وهمه به یک اندازه دسترسی ندارن
باور ندارم که اگه هرکسی هدایت بخاد خدا حتما هدایتش میکنه
کار خدا همینه
وچون توی ذهن من این باورها خونه دارن من بدون اینکه بدونم
این ها ترمز هستن این مدلی
از خدا درخواست میکنم
اما وقتی دارم روی باورهام کار میکنم
سعی میکنم برام مهم باشه تاجایی که بتونم
به این نتیجه رسیدم
که بابا دنیا عدل
وهیچ بی عدالتی رخ نداده
هرکسی جای درستشه. حتی من
چون کننده کار (خدا) نهایت عدله
عدالت مطلقه وبارها درقرآن گفته
من به اندازه ذره ای ظلم نمیکنم
این خودما هستیم که به خودمون ظلم میکنیم.
واز دیدگاه شما این نکته که گفتی
احساس ارزشمندی در من قوی نیست
یکی از ترمزهای مهم مو پیدا کردم
که احساس ارزشمندی داشته باشم وروش کارکنم
ممنون از پاسخ گویتتون
سلام دوست خوب
من جوابت رو بعداز برنده شدن می خونم
دنبال اونم بودم خیلی گشتم تا پیدا کردم
تو سایت هر چی سرچ میکردم ۴۸۰۰کامنت میومد
تصمیم گرفتم دونه دونه جوابها رو بخونم تا وسط صفحه ۱۰ به جواب شما رسیدم
خوب و عالی توضیح دادیم
آخرش هم با اعتماد به نفس گفتی
بهترین جوابه و امتیاز بدین
حقته که بهترین باشه
به قول بچهها
دمت گرم
فاروق جان ایول ایول 100 باریکلا به وقتی که گذاشتی این نظر زیبات را بذاری واقعا استفاده کردم
ممنونم بایت این همه نکته بینی ات
هر جا هستی خوش و خرم + تر باشی عزیز دل.
سلام و درود بر فاروق عزیز
چقد زیبا نوشتی و بسیار زیبا احساس عدم لیاقت و باور کمبود و بی اعتماد بنفسی و باور فقررررر وشرک و در نوشته هات گنجاندی احسن بر تو لذت بردم خیلی مشتی هستی دمتگرم
از کامنتت بهترین چیزی که دستگیرم شد اینه که وقتی به دنبال این هستیم کی فقیره کی نیازمنده فقیری و نیازمندی وومصیبت فراوانی را وارد زندگیمون میکنیم برای همین هیجوقت حسمون خوب نمیشه مگر اینکه دست از خدایی کردن برداریم و تو کار خدا فضولی نکنیم و فقط ثروت برای عشق وحال کردن وونهایت لذت ووبردن خودمون بخوایم که با ثروتمند شدن ما خودکار بسیاری بی نیاز خواهند شد
الهی شکرت
و سپاس از شما دوست گزامی بسیااااار لذت بردم
باعرض سلام خدمت استاد وتمام دوستان
باتوجه به آموخته های من فکر میکنم ترمزهای این حرف که بگیم خدایا تو بده تا منم به بندگانت کمک کنم از قراره زیر است:
۱.اولین مورد مهم حس ثروتمند بودنه
وقتی ما این تعهدرا ببندیم خودمان را ثروتمند نمی دانیم
و منتظریم تا خداوند به ما ثروت مالی دهد تا ما ببخشیم در صورتی که همین الان ما یک مولتی میلیاردریم
قیمت چشم چند؟ قیمت قلب چند؟ ۳. قیمت نفست چند؟
۲. از طرفی چرا با همین داشته های همین الانمان حرفمان را به خدا ثابت نکنیم .ماچه ضمانتی به خدا میدیم که اون وقت که مارا به وفور ثروت رساند این عمل بخشش را انجام دهیم در صورتی که همین الان با همین داراییمون حاضر به بخشش نیستیم؟؟؟
بسیاری از مولتی میلیاردهای تاریخ از قبل از آنکه به ثروت برسند عمل بخشش را انجام میدادند
۳.ثروت قلب بزرگ وظرف خالی می خواد
وقتی ماهمین الان نمی بخشیم ظرف وجودمان را خالی نمی کنیم تا دوباره از جانب رب پر شه
هنوز دل بزرگی برا بخشش نداریم
۴.با بستن این تعهد داریم ذهنمون را شرطی میکنیم که خدایا بده تا بدم یعنی اگه به اون حدی که ما ثروت میخواهیم خدا نداد ما بخشش نداشته باشیم؟؟؟
۵.مارازق بنده های خدا نیستیم آنها هم معبودی دارند
وقتی ما عمل بخشش را انجام میدهیم اول به خاطر وجود خودمان است نه دیگران . به خاطررهایی از مال وعدم وابستگی به آن این کار راانجام میدهیم .در حالیکه وقتی لحظه مرگ فرارسد دل کندن از آن سخت نباشد
در پایان از استاد سپاسگزارم
بابت طرح سوال که باعث میشه روز به روز در جهت پیشرفت گام برداریم
یاعلی
سلام دوست عزیز ممنون برای نظر زیباتون
یکی از ترمز های که من الان یادم اومد اینه که من تو باور فراوانی خیلی مشکل دارم و همیشه به دنبال جنس ارزون و عمده هستم و خیلی مواقع خرید وسایلی که نیاز دارم رو عقب میندازم و به نیازم بی توجهی میکنم چون به خودم میگم شاید قیمت پایینتری هم بعد ببینم و بگم کاش پایینتر میخریدم و فکر میکنم که پول محدود هست متاسفانه،🙏🙏😐😐
با سلام خدمت دوستان عزیز
به نظر من این نظر تمرکز روی باور فقر است و عدم تمرکز روی موضوع فراوانی و با این کار قرار نیست به کسی کمک کنیم.