اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این سومین پاسخ من به فایل از استاد که هر کدام به فاصله دوسال نوشته شدن!
یعنی اولین پاسخ من، در سال 97 زیر این فایل نوشته شد و دومنی پاسخ در سال 99، و سومین پاسخ که این پاسخ میشه در سال 1401!
خودم هم باورم نمیشه … ولی بعد از اینکا گزینهی “دیدگاههای من” رو زدم متوجه شدم و برام جالب بود و پاسخهای قبلیم رو هم مطالعه کردم.
اما امروز اومدم بنویسم، برای بچههای سایت، خیلی از ترمزهای مخفی دیگه واضح شده و یه جورایی همهی بچهها ترمزا رو ازبر شدن امااا
میخوام از یک شاهترمز اساسی صحبت کنم که به قول کپشن فایل، نهتنها اونو یک نکتهی منفی و ترمز نمیدونیم، بلکه اونو یک خصلت مثبت هم میدونیم!
شاید حواسمون نباشه ولی اگر به حرفا و مکالماتمون دقت کنیم، همش میگیم که …
خدایا به من ثروت بده، خدایا به من بیحساب بده، خدایا به من اونقدر بده تا فلان کنم و بهمان کنم، تا شادتر باشم و تا خواستههامو تیک بزنم و …
ولی حواسمون نیست که ما درست مثل یک بچهای که فلان چیزو تو ویترین مغازه دیده داریم از خدا میخوایم!
یعنی درست مثل بچهای که یه چیزی رو میبینه و هروز از باباش خواهش میکنه براش بگیره! هی اصرار و هی اصرار، حتی با گریه و زاری و تضرع!
چرا حواسمون نیست که ما خودمون کی هستیم و کجای این بازی قرار داریم؟!
چرا یادمون رفته که خوده خداوند گفته “فنفخت فیهه من روحی!”
من کی هستم؟!
کسی جز تجلی خداوند!؟
مگه من بخشی از روح خود خداوند نیستم که از روحش در من قرار داده؟
اصلا چه حکمتی در این ماجرا هست؟
آیا این یکی از اصلیترین آگاهاییهایی نیست که یادمون رفته و فراموشص کردیم؟!
خب اگر من روح خدا رو دارم، پس همهی صفات خداوند رو به صورت default دارم و به عبارتی خداگونه هستم! به شرطی که این موضوع رو فراموش نکنم و ایمان داشته باشم و درک کنم!
عایا این ایمان، همون ایمانی نیست که این همخ ازش حرف میزنیم؟
ایمان به این که من خدام و به میزانی که به خدای درونم نزدیکتر بشم، میتونم صفات خداگونهام رو کشف کنم و بروز بدم و به کار بگیرم!
چه رسالتی در این دنیا بر ما از این واجبتر؟!
این همون خود شناسی نیست که به خدا شناسی منجر میشه؟!
من فقط کافیه بتونم با کمتر کردن فاصلهی ذهن و روحم، با بهتر کردن و بهتر نگهداشتن احساسم، به خدای درونم نزدیک بشم و نزدیک بمانم تا بتونم چون خودش که خود منه، بگم کن فیکون!
حالا که اصل ماجرا اینه، چرا بیام خودمو یک مهرهی بیفایده فرض کنم و هرچی میخوام رو با اصرار از خدایی بخوام که درون منه و خود منه!؟
چرا نیام با نزدیک تر شدنم بهش، که درون منه، هر آنچه میخوام رو از خودم بخوام؟
وقتی میگم خودم، یعنی اونی که به خدای درونش نزدیک شده و نزدیک مانده و خودش شده!
حالا مگه فرقی بین او و من هست؟!
اینجاست که شاعر میگه …
از خود بطلب که هرآنچه خواهی تویی!
این اصلیترین و مهمترین و نهانترین ترمزی بود که یافتم … ترمزی که در قالب قانون برداشت ما از قانون رو اشتباه کرده و باعث شده خواستههامون رو از بیرون خودمون بخوایم!
دوست من وقتی تو با خدای درونت یکی بشی، به عبارتی خدا بشی، از چه کسی جز خودت توقع رسیدن به خواستههاتو داری!؟
رسیدن که چه عرض کنم، بهتره بگم خلق خواسته ها! چون در این حالت تو خودت خالق خواهی بود!
اصلا هدف از شکلگیری خواستهها چیه؟! صرفا رسیدن؟!
یا اینکه انگیزهای محرک باشه برات تا با نزدیکی به خودت، قوهی خلاقیتت رو به کاربگیری و با نزدیک شدن به خدات، خواستهت رو خلق کنی!
اینجاست که تو اگر اینو یادبگیری، به میزانی که خواستههاتو خلق کنی، ستاره بر شانهات میزنی و با افتخار، هر موقع از دنیا رفتی راضی هستی که با نزدیکی و شناخت خودت و خدای درونت نهتنها به این همه خواسته رسیدی، بلکه تمام این خواستهها گواه اقن خواهند بود که تو رسالت خودشناسی و خداشناسی و نزدیکی به خدای درونت رو در دنیای مادی به درستی انجام دادب و تونستی دنیا رو بهشت کنی برای خودت!
دیدگاه شما بسیار خالص هست و یه حس ارزشمندی و لیاقت خاصی رو به ما میده اگر بتونیم درکش کنیم و فکر می کنم باید تکامل خود را طی کنیم تا به این درک برسیم اول که خوندم گفتم پس از کی درخواست کنیم ما همیشه عادت کردیم از کسی چیزی بخواهیم و هنوز این قدرت واقعی خودمون رو قبول نکردیم و حتی لحظه این حس در من شکل گرفت نه این شرک هست مگه میشه من همه کاره باشم پس خدا چی؟انگار آنچه تا حالا فهمیده بودم متفاوت بوده اما با مرور قوانین گفتم نه این طور نیست من فرستنده فرکانس هستم و جهان دریافت می کنه و تیدیل می کنه به چی؟ به چیزی از جنس فرکانس من. آیا من می تونم درخواست بدم و دریافت کنم چیزی متفاوت با فرکانسم را؟ نه. پس تا اینجا یه طرف اصلی من هستم منه درخواست دهنده و قدرتمندی خدا در این هست چنین سیستمی رو در نهایت عدالت ،علم و قدرت به وجود آورده پس در اصل همه کاره خداست و او اینقدر من رو ارزشمند و صاحب اختیار قرار داه که گفته با درخواست تو بهت داده میشه چی داده میشه؟ هر آنچه خودت خواسته باشی .واقعا این باور و این درک هنوزم برام سنگین هست ولی جذاب . ازتون متشکرم دوست عزیز برای کامنت زیباتون
خیلی متشکرم علیرغم اینکه نسبت به پذیرش کامنت مقاومت داشتین، اومدین و نوشتین!
این نشون میده علیرغم مقاومتی که درونتون احساس میکردین، ته قلبتون نسبت به این موضوع احساس خوبی داشتین و شما با اعتماد به همون احساس خوب بوده که شهامت به خرج دادین و نوشتین! ممنونم …
اما در پاسخ به سوال مهمی که پرسیدین “پس خدا چهکارست” باید بگم که …
خدا همون کسیه که این سیستم رو خلق کرد، قوانین رو وضع کرد و مرا به عنوان بازیکن و بازیگر اینجا قرار داد؛
و به من این امکان را داد که با شناخت دو قوهی نیرومند احساسات و الهامات، بتونم در مسیر آن چیزی که میخوام حرکت کنم!
درست مثل یک مسابقهی فوتبال؛ اگر میخوای گل بزنی و بازی رو ببری، نمیتونی داخل زمین گریه و زاری کنی و از مربی تیمت خواهش کنی که بهت پیروزی بده! چقدر غیرمنطقی به نظر میاد؟
برای پیروزی در بازی تو باید سعی کنی اولا قوانین رو خوب بلد باشی و دوما با اجرای درست قوانین و خوب بازی کردنت به صورت مستمر، بازی رو ببری!
این تویی که داری بازی میکنی نه مربی، نه مدیر، نه داور و نه هیچ کس دیگه! پس پیروزی رو از خودت بخواه و نه هیچ کس دیگهای …
بسیار طبیعی و بدیهیه که مربی بیشتر از من میخواد برنده بشیم، به همین خاطر هر سوالی بپرسم جواب میده و هدایت میکنه، حتی بهم میگه نقاط ضعفم چیه، ولی این منم که باید نقاط ضعفم رو برطرف کنم و هدایات رو اجرا کنم …
خودِ من، بازیگر نقش اصلی هستم! خوده من! به شرطی که با او باشم و نردیک او باشم و شنوای صدای او باشم و مجری هدایات او باشم؛ وگرنه من به تنهایی، هیچی نیستم!
سلام آقای نظری سپاسگزارم که وقت گذاشتین و به کامنتم پاسخ دادید
من باز هم هر دو نظر شما رو مطالعه کردم و این مقاومت رو بیشتر احساس کردم البته مثال شما خیلی عالی بود و برام خیلی واضح کرد و در کنارش این باور لیاقت رو تقویت می کنه که خداوند سیستم و من انسان رو با اختیار خلق کرده و این قدرت رو به ما داده که خودمون خالق باشیم.
و اینکه نظر شما این موضوع که تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا حاصل باورهای خودمون هست رو بهتر نشون میده .متوجه شدم این مقاومت در من به دو دلیل هست یکی اینکه پس من چرا باید شکرگزاری کنم و اینکه پس اینطوریه همه کار با خودم هست کارم سخت تر میشه اینطوری من همه اش از خدا می خواستم حالا خودم همه کاره هستم یه جوری احساس اینکه تنها هستم بهم دست میده . چون شما به این درک بالا رسیدید فکر می کنم بهتر می تونید راهنمایی کنید .متشکرم
پرسیدین که اگر ما همهکارهایم پس چه لزومی به شکرگزاری هست …
من میگم اتفافا اگر درک کنیم که خودمان همه کارهایم، شکرگزاری ما از خداوند خیلی عمیقتر و واقعیتر خواهد بود چون؛
همانا اصلیترین و بالاترین شکرگزاری ما از خداوند، بابت این خواهد بود که سُکان کشتی زندگیمون رو به دست خودمون داده!
که هیچ عامل تاثیرگذار خارجی در زندگی ما تاثیر نخواهد داشت، مگر به اذن خودمان!
که این مدیر و مدبر، مسئولیت صد درصد زندگی خودم رو به خودم داده!
که این استادِ خلاقیت و نقاشی، این قدرت رو به من داده که تابلوی نقاشی زندگیام رو خودم بکشم، به سلیقهی خودم!
عایا من سپاسگزارتر نخواهم بود؟!
اما من کی میتونم مثل او یک خالق باشم؟
زمانی که به اون نزدیک باشم؛ یعنی یک بوم نقاشی سفید به من داده شده تا اونجوری که میخوام نقاشیش کنم، اما من زمانی میتونم یک نقاشی زیبا رو خلق کنم که به استادم نزدیک باشم، شنوای او باشم و هدایتاشو اجرا کنم!
او که درون منه، از جنس منه، خودِ منه!
پس من زمانی یک خالق خوب خواهم بود که به کسی که خلاقیت بلده نزدیک باشم! وگرنه بدون او و تنهایی هیچی نیستم و حتی قلم رو نمیتونم به تنهایی بگیرم! طبیعیه که احساس تنهایی کنم!
در آخر لازمه این نکته رو ذکر کنم که دوست من آگاهیهایی که به ما داده میشه، یک شبه تبدیل به مفهومی واقعی و درک عینی نمیشه؛
پس توقع نداشته باشیم یه آگاهی رو که شنیدیم، سریع تمام مقاومتهاش برداشته بشه و در ذهن ما جای بگیره و تبدیل به جزئی از شخصیت ما بشه!
بسیار سپاسگزارم اول بابت کامنت اولتون که من رو به تفکر عمیق تر و بیشتر وادار کرد و دوم برای وقتی که گذاشتید برای پاسخ به سوالاتم . بعد از اینکه این سوالات رو از شما پرسیدم با مطالعه و تفکر بیشتر به همین حس زیبا رسیدم که خداوند در نهایت عدالت و مهربانی جهانی چنین پر نعمت و ثروتمند آفریده و این جهان رو با این سیستم پاسخگو به فرکانس من و قوانین ثابت خلق کرده و من رو خالق زندگیم قرار داده طوری که هیچ چیز و هیچ کسی نمی تونه تو این خالق بودن من دخالت کنه و این یعنی می خواسته من وابسته کسی نباشم و فقط روی خودم و خودش حساب باز کنم و این هر لحظه هم بابتش سپاسگزار بودن هم کم هست . و بابت مثال های عالی هم بسیار متشکرم . همین سیستمی بودن جهان که همواره پاسخ مثبت به درخواستم می دهد نشان دهنده این هست که هر لحظه از خدا هدایت بخواهم درخواستش مثبت هست و حمایتم می کنه.
1- یکی از ترمز ها این باور که ما باید یه چیزی رو به خدا بدیم تا خدا ام یه چیزی رو به ما بده ، مگه خدا الکی چیزی رو به کسی میده و…
مثلا خدایا تو کمک کن من کنکور قبول بشم منم بعد از اینکه قبول شدم به کلی آدم کمک میکنم تا کنکور قبول بشن
میشه اسمشو گذاشت درخواست شرطی از خدا
۲- دومین ترمز اینکه آدمای ثروتمند آدمای بدی هستن
حالا اگه بخوایم پولدار بشیم باید به خدا بگیم که این پول واس کارای خوبه
۳- سومین ترمز اینکه خدایا من که لیاقت پول ندارم ولی تو پولدارم بکن تا من بتونم از طریقش به دیگران کمک کنم
۴- چهارمین ترمز اینکه آدم وقتی میتونه ببخشه و کمک کنه به دیگران که پولدار بشه در غیر اینصورت نمیشه به کسی کمک کرد
۵- پنجمین ترمز باور کمبود رو داره چنین کسی مطمئنن
و در آخر چنین کسی که چنین چیزی میگه هیچوقت نمی تونه با پول هم فرکانس بشه چون خلع داره
استاد جونم خیلی عاشقتم لطفا ماهی یه بار از این چالشا برامون بذار هر کدوم از ما یه ایده یا یه ترمز بریم میشه هزااااران ایده و ترمز که توی هیچ کتابی نیست
سلام به همه دوستان و استاد عزیزم که انقدر پر انرژی و مثبت هستید و ما هم شارژ میشیم وقتی شما رو میبینیم.
به نظر من اولین ترمز اینه که ما خدارو یک خدای احساساتی میبینیم و میخوایم اون رو احساسی کنیم که اگه به ما اینو بدی ما به اینو اون کمک میکنیم
و هنوز باور صد درصد نداریم که خودمون خالق زندگیمون هستیم و خدا اختیار صد در صد زندگی را به ما داده و هر کسی طبق قانونش عمل کنه به همه چیز میرسه (انقدر که به حساب نمیاد) نیازی نیست خدا رو احساساتی کنیم که به ما چیزی بده
و اختیار زندگیمون دست خودمون هست حتی میتونیم ثروت فراوان داشته باشیم و خودمون تصمیم بگیریم که با پولمون چیکار کنیم
و یکی از باورهای مخرب اینه که: ما که الان پول و ثروت نداریم که بخوایم کمک کنیم وقتی خدا تو به من ثروت دادی من کمک میکنم به بقیه.
کلا نشستیم که ببینیم خدا چی میخواد برامون.
من خودم جزو کسانی هستم که هدف گذاری میکنم که وقتی پولدار شدم چیکار میخوام بکنم با پولم ولی فقط واسه این که انگیزهام رو پیدا کنم نه این که خدا رو احساساتی کنم،و باور دارم که خدا بیشتر از خودم میخواد ثروتمند باشم.
سلام ودرود بر استاد عزیزم سید حسین عباسمنش و رفقای عزیزم در سایت که نظرهای عالیشون باعث پیشرفت ذهنی و فکری من است
خدارا شاکر و سپاسگذارم به خاطر دریافت این همه آگاهی
جواب من در مورد این سوال کاربردی و تاثیر گذار و چالشی:
1-شرطی کردن ذهن که برای به دست آوردن ثروت فقط یک راه وجود دارد و ذهن را محدود میکنیم و به عبارتی دست خداوند را برای هدایت ما به سمت ثروت از به نهایت مسیر راحتر و زیباتر میبندیم،،،
هر کس در مدار مشخصی است و فرکانس خودش را دارد و شاید در مدار فقر باشدو هنوز تکامل خودش را به سمت ثروت طی نکرده باشه حالا چه فردی یا گروهی ،،و چه شخصی یا وابسته به موسسه های مختلف،که با بخشیدن مبلغی پول به این شخص یا موسسه بدون هیچ حرکت مفیدی از طرف ایشان(ماهی دادن)باعث توقف تکامل و یا شکستن ایشان بشویم که از عدل خداوند به دور است که این اتفاق بیافتد مگر درخواست خودشان باشد
مثل لیوانی که همون لحظه در آن آب یخ ریخته باشی و بلا فاصله در آن آب جوش بریزی به راحتی میشکند و آب جوش داخل لیوان باعث سوختن میشود و لیوانی که شکست در یک صورت دوباره لیوان میشود و اونم اینکه که دوباره وارد کوره ذوب شده و در قالب لیوان ریخته شده، لیوان شود
با توجه به اینکه فرکانس هر کس برای خودش در نزد خداوند این انرژی لایتناهی قادر، عادل
و قوانین ثابت او،
ارجعیت دارد، شکستنی در کار نیست مگر اینکه خود شخص درخواست کند و در مدارش باشیدو فرکانسش را ارسال کند
یکی دیگر از باورهایی که ترمز گونه عمل میکند و خلاف قوانین است عمل به بخشش بدون فکر و تدبیر است، (سیستم گدا پروری) و ایست تفکر و عمل است، بدین صورت که وقتی ذهن عادت به دریافت مبلغی ثابت شود یا خیالش راحت از مبلغی که هر از چند گاهی به زندگی اش وارد میشود(مثل یارانه در زندگی مردم ایران) دیگر تلاشی برای پیشرفت در زندگی نمیشود و این عمل برخلاف قوانین جهان هستی است چون جهان هستی هر لحظه در حال پیشرفت است و از هرچی که باعث ایستا شدنش شود مقابله میکند و مانع میشود
پس درخواست های ثروت درازای بخشش بر خلاف قوانین است و باعث باورهای نامناسب در مورد ثروت شده و مانع وردش میشود
تقویت نامحسوس باور فوق العاده مخرب چشم زخم:
وقتی که بدون تفکر و بدون تدبیر ،مستقیم به شخص یا موسسه ای به عنوان نیت بخشش یا بخشش،،،بخششی انجام شود باور تخریب کننده که خیلی نامحسوس تقویت میشود باور چشم زخم است،
اگر روی این باور با قدرت کار کرده باشیم بازهم تاثیر خودش را میگذارد حتی یک لحظه تفکر در این مورد باشد
این مواردی بود که قبل از خوندن کامنت دوستان به ذهنم رسید و میدونم با مطاله کامنت دوستان چقدر سطح آگاهی مان بالا میرود و چه تاثیری در روند باورسازی های مناسب در مورد ثروت میشود البته اگر خواسته باشیم
لازم به ذکر است اصل بخشش به جهان هستی مورد تائید تمام بزرگان و موفقان تاریخ بوده و هست ولی از راه درستش
من همیشه با این موضوع و روش انجام آن درگیر بودم تا اینکه به لطفت خداوند این رب جلیل و خالق،، ایده ای به ذهنم رسید به نام (عشق آسمانی ،بچه های ایرانی)
و کلیت این موضوع در مورد روش راحت و پر نشاط کسب درامد از علاقه مندیها است برای فزندان سرزمینم از 5تا 15 سال (یاد دادن ماهیگیری) که به زیبایی انجام میشود
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و تمام دوستان عزیزم در این سایت الهی
سوال
۱.چرا خیلی از ما افراد وقتی ثروت از خداوند میخواهیم با خداوند معامله میکنیم و قرارداد میبندیم و میگویم خدا جون به من ثروت بده من میخواهم به دیگران(پدر و مادرم، اعضای خانواده، فامیل، نیازمندان،موسسه خیریه ) کمک کنم میخواهم با ثروتمند شدنم کار خیر انجام بدهم؟
۲. چرا هیچ وقت با این نوع درخواست به ثروت نمیرسیم با اینکه برای رسیدن به ثروت سعی کردیم باور خوب بسازیم، به ایده هایمان عمل کنیم،خواسته هایمان تجسم کردیم اما به خواسته هایمان نمیرسیم چرا ؟
🔹دلیل نرسیدن من به ثروت و خواسته ام کدهای مخرب یا همان ترمز های مخفی در ذهنم هست که مانع رسیدن من به ثروت میشود در واقع من یک پام روی گاز هست و یک پام روی ترمز و محکم دارم فشار میدم که باعث میشود به خواسته ام نرسم
حالا کد های مخربی که در این نوع درخواست من وجود داره که مانع رسیدن من به ثروت میشه چیه؟
۱.من خودم را لایق دریافت ثروت نمیدونم و میخواهم با معامله با خداوند که قرار داد بندم که خدایا تو به من ثروت بده منم ثروتم را برای کمک به دیگران ببخشم اینطوری لایق نیستم همینطوری به من ثروت بدی در واقع دارم خدا را گول میزنم با این نوع درخواستم
۲.من خودم را مسئول خوشبختی دیگران بدونم ولی قانون جهان اینه که من توانایی تغییر زندگی هیچ کس را ندارم نمیتوانم نه کسی را خوشبخت کنم نه بدبخت همه به یک اندازه به خداوند دسترسی دارند
۳.با درخواست ثروت برای کمک به نیازمندان توجه من بیشتر روی فقر هست و باعث توجه من به کمبود پول میشود و با توجه به فقیران فقر وارد زندگی ام میشود بجای اینکه تمرکزم روی خواسته ام باشه تمرکزم بر روی نیازمندان هست
۴.به عدالت خداوند شک کنم بگویم ثروت درست تقسیم نشده و وظیف من هست که ثروت را درست تقسیم کنم میخواهم برای دیگران خدایی کنم و به عدالت خداوند شک دارم که روزی به همه بدهد ولی در قران خداوند وعده رزق و ثروت فراوان به همه ی موجودات داده است من به وعده خداوند باور ندارم من رزق بی حساب خداوند و عدالت خداوند را باور ندارم
۵.خدا را مثل انسان تصور میکنیم که عواطف و احساسات داره که با این نوع درخواست من خداوند از روی دلسوزی به من ثروت میده که چون نیت من خیر هست میخواهم به دیگران کمک کنم ولی قانون جهان اینه خداوند طبق سیستم عمل میکند و به فرکانس های من جواب میدهد نه به حرف های من ،عواطف در این سیستم جایی ندارد
۶.باور کمبود دارم که ثروت کمه اگر من دریافت کردم باید سهم بقیه را بدم
۷.خیلی از ما ها دوست داریم با کمک به دیگران از ما تعریف کنند بگویند چه آدم خوبی چه ادم خیری میخواهیم به دیگران نشان بدهیم ما آدم های خوبی هستیم
۸.هدف من از کمک به دیگران فقط بخاطر خودم باشه چون باعث پیشرفت من میشود چون یکی بدم هفتاد تا بهم برمیگرده و از مازاد انچه را که دارم ببخشم
چرا چیزهای خوب برای خودم نخوام فقط به فکر دیگران باشم بجای تمرکزم بر روی خواسته هام تمرکزم روی نیازمندان باشه
سپاس گزارم استاد عزیز که در شناخت بهتر ترمز های مخفی ذهنمان به ما کمک میکنی
سلام.کامنت شمارو خوندم مرسی از نگاه زیباتون و خیلی زیبا توصیف کردید ترمزهارو ، ذهنم رو بازتر کردید و چند قلم از نوشته هاتون رو کپی کردم . سپاسگذارم دوست عزیزم . خدا قوت
۱) خواسته مشروط : قرار نیست با خدا معامله کنیم اینجوری ارزش خود و خدای خودمون رو به شدت پایین میاریم
میتونه گوشه ی ذهنمون کمک به بقیه هم باشه که خیلی هم عالیه ولی نه اینکه خواسته رو به این شکل مطرح کنیم اگه فلان چیز بهم داده بشه منم فلان کارو میکنم چون به این صورت میشه معامله .
باید ببینیم رسیدن به اون خواسته برای خودمون چه مزایایی به همراه داره چون رشد من خودبخود باعث رشد دیگران و جهان هستی میشه و بعد باید در مورد دیگران بگیم
۲) بخشیدن در اوج نعمت : اول باید بخشید تا فراوانیهای بیشتری نصیبمون بشه ولی با طرح این خواسته ما اول میخایم بگیریم و بعد ببخشیم و این یک کد مخربه. بخشیدن در اوج نعمت هنر نیست .
۳) نداشتن لیاقت رسیدن به خواسته : وقتی ما روی کمک به بقیه تاکید میکنیم یعنی داریم این مفهوم رو میرسونیم که من ارزش رسیدن به این ثروت رو ندارم و چون بخشی ازون ثروت رو برای بقیه میخایم حالا خودمون رو لایق میدونیم انگار که این فکر در اعماق وجودمون هست که من باید کار خاصی بکنم تا لایق این ثروت باشم .
۴) تایید طلبی و جلب توجه دیگران : در هنگام خواستن هدف به این فکر میکنیم که با حل کردن مشکلِ عده ای ، توجه اون عده رو جلب کنیم و محبوب اون عده بشیم این یعنی وابستگی به نظر دیگران و این یک کد مخربه.
۵) نگاه شرک آمیز : اگر خودمون رو به جای خدای خودمون حلال مشکلات اون عده از انسانها بدونیم این ما را از رسیدن به اون خواسته دور میکنه و یک کد مخربه در واقع باید پسِ ذهنمون این باشه که من دستی شدم از دستان خداوند برای کمک به دیگران نه این که من بقیه رو کمک میکنم
خدای من خدای اون انسانها هم هست و فقط من نیستم که باید به اونها کمک کنم باید این رو بدونیم که اونها از هزاران راه دیگه هم مشکلشون قابل حله
۶) سلب مسئولیت در وضعیت کنونی : ما در هر لحظه و هر زمانی میتونیم به بقیه کمک کنیم و این اشتباهه که ما رسیدگی به پدر و مادر و …. رو موکول میکنم به زمان ثروتمند شدن خودمون.به نحوی با اینجور طرح کردن خواسته میخایم شونه خالی کنیم از کمک به خونواده و دیگران . و خودمون رو توجیه میکنیم که چون ندارم نمیتونم کمک کنم .
۷) تمرکز بر روی نداشته ها : همه ما میدونیم که احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب . و زمانی که خواسته ی ما در قبال کمک به وضعیت بد دیگران مطرح میشه ما رو از احساس خوب دور میکنه.
به نظر من در این شیوه ی دعا کردن 4 کد مخرب وجود دارد:
1- کسی که اینگونه دعا میکند این باور را دارد که خداوند به برخی از بندگانش ثروت فراوان عطا میکند و برخی از بندگانش را از این نعمت محروم میکند و انسان هیچ نقشی در ثروتمند شدن خودش ندارد برای همین از واژه ی اگر استفاده میکند چون تردید دارد که آیا خدا میخواهد که به او ثروت بدهد یا نه؟
2- او خود را لایق ثروت نمیداند و به خدا میگوید درست است که من لیاقت ثروت را ندارم ولی اگر آن را به من بدهی در عوض من نیز با کمک کردن به نیازمندان و کارهای خیر، آن را جبران میکنم.
3- او پول را کثیف میداند و معتقد است که با بدست آوردن ثروت از خدا دور میشود و انسان خسیس و سنگدلی میشود که حاضر نیست به کسی کمک کند برای همین متعهد میشود که انسان خسیس و خودخواهی نباشد و به نیازمندان کمک کند.
4- او این باور را دارد که ثروت در جهان محدود است و باید تعدادی از انسان ها از ثروت محروم شوند تا او به ثروت برسد برای همین خود را متعهد میکند تا مقداری از پول گرفته شده از آنها را به آنها برگرداند.
البته دیروز ک پول دستم اومد با خیال راحت و بدون عذاب وجدان رفتم خرید کردم چقدر خوش گذشت چقد بازم دلم پول خواااست با تمام قلبم احساس کردم چقدرررر پول داشتن شیرین و خوبه.
اتافاقا من درمورد خودم هم حس میکنم ثروت عظیمی پشت یه سد جمع شده و این سد ترک هایی خورده و کم مونده بریزه و سیل عظیمی از ثروت به سمتم جاری شه تا من روش شناور شم به همین دلیل همزمانی این سوال رو به فال نیک میگیرم چون قراره با پاسخ های شما عزیزان آگاهتر شم و اون سد رو زودتر بشکونم پس از کامنتهای قشنگ شما عزیزانِ هم خانواده تشکر میکنم.
بریم سر اصل مطلب:
1. احساس عدم لیاقت
به قیافه این عبارت نمیخوره جواب باشه اما خودمم با چندبار گوش کردن به فایل استاد کشفش کردم. وقتی میگیم خدایا تو به من ثروت بده من کارای خیر کنم یعنی اینو واسه خودم نمیخواما، قرار نیست همشو خودم بردارما، نه اشتباه فکر نکن، من آدم خَیّری هستم قول میدم نعمتتو حیف و میل نکنم ، قول میدم به بقیه هم بدم. همه ی اینا یعنی من در خودم لیاقت داشتن همه ی این ثروتو نمیبینم و یه جورایی حتی با داشتنش عذاب وجدان هم میگیرم پس با بخشیدنِ بخشیش وجدانمو اروم میکنم. در حالیکه باور درست اینه که چون من با لیاقتم خدا به صورت دیفالت اینو بهم میده نه اینکه به خاطر کمک به بقیه بندگانش بهم پول بده تا وسیله ای شم برای کمک به خلق الله. انگار با این حرف میخواییم بهونه بدیم دست خدا یا تو رودروایسی بگذاریمش که بهمون ثروت بده، اما قانون جهان بر فراوانی و ثروت و خوب زندگی کردنه. پس من اول برای بهتر زندگی کردنِ خودم این ثروتو میخوام و خودم رو لایقش میدونم و وقتی من حالم خوب باشه و زندگیم عالی باشه در این صورت میتونم کمک کنم دنیا جای بهتری برای زندگی کردن باشه. پس اولویت باید خودمون باشه و هرچقدرم زیاد از خدا بخواییم اشکالی نداره که هیچ تازه خدا بیشترم حال میکنه باهامون. واللااا :)))))
2. احساس دلسوزی و سوپِرمَنی
یکی دیگه از اون باگ گنده ها همینه، آقا جان ما باید با این باور که کمک به بقیه در اصل کمک به خودمونه، از نعمت هامون ببخشیم نه اینکه سوپرمن شیم واسه بقیه تا حالشونو خوب کنیم یا لطفی در حقشون کنیم. هرکسی سر جای درستشه و عدالت بر این جهان حاکمه و ما قدرت تغییر سرنوشت هیچ کسی غیر از خودمون رو نداریم. ما نمیتونیم شرایط زندگی کسیو تغییر بدیم.
3. شوآف
فکر میکنم قدری از این خواسته هم ریشه در خودنمایی و شوآف داره و البته اثبات کردن خود به دیگران، اینکه من آدم خوبی ام. ببینید چقدر خوبم؟
4. بخشش منوط بر …
مساله دیگه اینه که ما طبق قوانین و آموزه های استاد یاد گرفتیم نسبت به یک خواسته، همیشه جوری رفتار کنیم که انگار الان واقعا داریمش، وقتی به خدا میگیم اگر ثروت بدی فلان کارو میکنیم و شرطی رفتار میکنیم والان از دارایی هامون نمیبخشیم و منتظریم خدا بده تا ببخشیم، یعنی الان نداریمش و توجه بر نداشتنه. بخشش رو منوط به دریافت پول بیشتر میکنیم در حالیکه همین الان هم میتونیم به شکل های مختلف بخشش کنیم. روش درست اینه که همین الان با ایمان به وهاب بودن خدا ببخشیم در حد و اندازه الانمون، البته با باور درست که به خاطر خدا و خودم میدم تا 10 برابرش بیاد تو زندگیم و موقع بخشش احساس خوبی داشته باشیم.
خدا انسان نیست که باهاش معامله کنیم، سیستمیه که به فرکانسمون جواب میده و فرکانسه موجود در رفتار معامله ای، تمرکز بر نداشتن و کمبود منابع مالیه. (خودم هنوز تو این مورد مشکل دارما، باید بیشتر تمرین کنم :) )
5. تمرکز بر نکات منفی
با این حرفا به خدا، همین اولش گند زدیم که :))) وقتی میگیم ثروت بده تا من خّیر شم یعنی تمرکز بر کمبودها و نیازهای دیگرانه و اصلا با این بِیس داریم درخواست میکنیم. تمرکز بر کمبوده نه نکات مثبت و فراوانی، پس کمبود جذب میکنیم نه ثروت.
نهایتا اینکه به نظرم باید بگیم: من ثروتو برای خودم ، فقط خودم میخوام و میبخشم اون هم به خاطر اینکه بازم ثروتم بیشتر و حالم خوبتر بشه
دیدن شادی دیگران، خانواده و بچه های یتیم و … منو شاد میکنه، پس چون خودم شاد میشم این کارارو انجام میدم نه به خاطر اون بچه ها یا … . یک کلام خودمونو بیشتر دوست داشته باشیم دیگه آقا
هیچ وقت کار خدا یوهوکی نیست و یا مثل سدی که یوهو ترک برداره و سیل عظیمی بیاد و همه زندگی تو بر باد بده
عزیزم کارهای خدا آرام آرام است یعنی از یه چشمه شروع می شود و آرام آرام شما را به رود و بعد به رودخانه و بعد به دریاچه و بعد به دریا و بعد به اقیانوس هدایتت می کنه.
و اگر روی این باور که سدی داره می شکنه و یوهو سیل فراوانی و ثروت می خواد توی زندگیت روان بشه، به احتمال قوی هنوز قانون خداوند را بهش مسلط نشده ای و به نظر من باید هنوز روی باورهات کار کنی و باید بدانی که ابتدائی ترین قانون خداوند، قانون تکامل است و تکامل آرام آرام صورت می گیرد.
این مورد که قول میدم همه پول برای خودم نخام وبه بقیه بدیم
یک دیدگاهی هست که اگه همه ثروتمندان کمک میکردن دیگه هیچ فقیری روی کره باقی نمیموند.وما به خدا میگیم خدایاپول بده من قول میدم متل بقیه تروتمندان بد نباشم
اتفاقاخیلی خَیروخوب میشم
وتمام پول برنمیدارم، حواسم بهشون هست
من که مثل بقیه نیستم من جز اون آدم ثروتمندان نمیشم
2احَساس ارزشمندی به هیچ وجه نداریم فکرمیکنیم که هرچقدر کمتر پول برداریم آدم خوبه ماهستیم. یاخدایاخرما
دقیقا صحبت هایی که نوشتی صحیح بود. حتی اینکه اگر زیاد بخوای یا از هر چیزی چندتا داشته باشی اصراف کردی.
مثلا یه لباس تا پاره نشه لباس دیگه نمیخریم
یا به خودمون اجازه میدیم فقط از هر چیزی یه دونه بخریم
من توی فایل های استاد وقتی دیدم حتی از یک کالا که یادمه اهنربا بود 4 – 5 تا خریدن گفتن یه دونه واسه این خونه یه دونه واسه ماشین rv یه دونه واسه پارادایس یه دونه واسه تمپا و…
یا مثلا یه دستگاه لازمشون بودن و اون دستگاه توی خونه تمپا بود
اما خودشون پارادایس بودن، مجدد همونو خریدن
ولی ماها که باشیم میگیم ول کن توی اون یکی خونه هست دیگه
همچنین یه دونه مثلا اسپیکر ضبط صوت میخرن بعد میگن این به نظر میاد صداش کمه یا حالا هر چیزی میرن یکی دیگه میخرن
ما باشیم میگیم قبلی رو چیکار کنم پس حیفه!
کلا این تفاوت ها رو من خیلی بین زندگی خودمون و استاد دیدم و سعی میکنم خودمو ببرم سمت سبک زندگی ایشون
سلام دوست عزیزم از خوندن کامنتت وشناساییی ترمزو کدهای مخرب که گفتین خیلی لذت بردم وباهاشم خندیدم اره همین اول راه با خدا ی مهربان وبی منت گند زدیم به درخواست هامون….
من خیلی روی خودم و باورهام کار میکردم و میکنم ولی این کده مخربه که بخشم خیلی مینازیدم بلای جانم بود از اون ور کلی درخواست از این ور وااااااااا خدااااا سپاسگزارم درخواست فرکانس هامو برای جواب دادی….
برای پخش اگاهی ها ازتون سپاسگزارم عالی بود
در پناه رب قدرتمند وبی منت شاااد و خوشبخت وثروتمند وسالم باشین
یه چیزی بگم من جای کامنت ها رو عوض کنم در پاسخ به نظر دوست هم فرکانسیم خانم نگار عزیز نوشتم هووول شدم این چند روزه ازبس میام کامنت بچه هارو میخوام و بزرگترین ترمز های زندگیم و پیدا کردم…
فوق العاده ای خدایااا جونم واستاد جوووونم نمیدونیم چه حالی دارم
کد های مخربی که حس میکنم در این خواسته وجود داره به شرح زیر مینویسم:
1- من خودم لیاقتی برای بهره مند شدن از مزایای ثروت ندارم و ثروت رو فقط برای خوبی رساندن به دیگران میخوام.
2- اگه من خودم ثروتمند بشم ، مردم طوری دیگه به من نگاه میکنند و برام حرف در میارن ولی اگه اون ثروتو برای کمک به دیگران صرف کنم، از حرف مردم در امان میمونم و حتی تعریف هم ازم میکنند.( یعنی ثروت رو در پناه حرف و تعریف مردم میخواهند)
3- ثروت در ذات وفی النفسه خوب نیست مثل آتیشه ( داغ و سوزاننده) است ولی اگه برای چیزایی که مفیده، استفاده بشه ( گرم کردن خونه و غذا) اون موقع چیز خوبی میشه و میشه ازش استفاده کرد.
4-ثروت فی النفسه خوب و پاک نیست و دردسر زاست ولی اگر از فیلتر کمک به مردم رد بشه، پاک میشه و تطهیر پیدا میکنه و میشه ازش استفاده کرد .
5- اگه من ثروتو برای خودم همشو بخوام، خدا بلا سرم میاره و از راه خدا دور میشم ولی اگه قسمتی از اونو یا بخش اعظمشو برای کمک به دیگران و رفع مشکلات اونا صرف کنم ، اون موقع خدا از اینکه از باقی ثروتم استفاده کنم ازم راضیه و میذاره که از اون ثروت هم طوری استفاده کنم که از راه خدا هم دور نشوم.
6-اگه من همه ثروتو برای خودم بخوام، خدا ازم ناراحت میشه و بلا سرم میاره و خوشی رو ازم میگیره، ولی اگه بخشیشو برای دیگران استفاده کنم ، اون موقع خدا ازم راضی میشه و میگه به به چه پسر خوبی، پس من ثروت بیشتر به این پسر بدم که بیشتر به دیگران کمک کنه، چون اون این ثروتو برای خودش نمیخواد و خود خواه نیست بلکه برای کمک به دیگران میخواد ( خدا را انسان و دارای احساسات تصور کردن)
7- من اگه با خدا به این صورت معامله بکنم که بهم ثروت بده تا من بخشیش رو ( یا بخش بیشتریش رو ) در راه کمک به دیگران استفاده کنم ، اون موقع خدا میگه دمش گرم، ببین ، این آدم خوبیه، این میدونه ثروت رو باید برای دیگران و رفاه حال اونا صرف کرد ( رابین هودی عمل کردن) و به همین خاطر حتما خدا تحت تاثیر من قرار میگیره و کم میاره و بهم ثروت میده.
8-ثروت در جهان کمه و محدوده و فقط دست یه سری افراد خاصه که اکثرشون هم از راههای خلاف به ثروت رسیدن و هیچ احساسی در قبال دیگران ندارند و اون افراد خاص ، هیچکس غیر خودشون رو آدم حساب نمیکنند و هیچ کمکی به دیگران نمیکنند و بسیار سنگدل ،خسیس و مطیع امر شیطان هستند و همه ثروتشون رو در راه عشق و حال و هوسشون خرج میکنند ، پس خدایا از ثروت اون ثروتمندان عوضی و سنگدل بکاه و به منی که آدم خیلی خوبی هستم و مومن و نمازخون و اهل حلال و حرامم اون ثروتو ببخش که من اون ثروت رو بین آدمهایی که نیاز دارن و انسانهای خوبی هستند تقسیم کنم تا اینجوری عدالت در جهان هم رعایت بشه.
9- ثروت چیز خوبی نیست، ولی من نمیتونم ببینم یه سری آدم خوب و پاک که عدل خدا نصیبشون نشده به خاطر نداشتن پول زجر بکشند، پس تو ای خدا اگه واقعا عادلی به من ثروت بده تا اون ثروت رو به دیگران بدم که کمتر بخاطر بیماری و گرسنگی و بیکاریشون زجر بکشند.
10- همه ادمهای ثروتمند ، ادمهای بی دین و هوسباز و سنگدلن و اصلا براشون مهم نیست پول رو به چه صورتی بدست میارن و خیلی راحت از راه دزدی و ضایع کردن حق دیگران و کلاهبرداری به ثروت رسیدند و هر روز هم سالمتر و تپل تر میشند و هیچ مرگشون هم نمیزنه! ( حرف عامیانه ) من نمیدونم خدا اصلا حواسش هست یانه؟!، و این ناقض عدل در جهان هست. پس خدایا به من ثروت بده و من ثروت رو میخوام که نقش سوپر منو ایفا کنم و به مردم کمک کنم . نه اینکه از اون برای لذت بردن خودم از زندگی استفاده کنم
با تشکر از استاد عزیزم، این نمونه هایی از ترمزهایی بود که خودم قبلا با ذهنیت خرابم داشتم و خدا رو شکر که این ترمزها رو دیگه ندارم…..این نوع مسابقه ها خیلی خوبه و خیلی از ما میتونیم ترمزامون رو در این طوفان فکری که بین اعضای سایت ایجاد میشه کشف و رفع کنیم.
مجیدا همه باحال وودوست داشتنی اند خخخخخ چون خودمم اسمم مجید
مجید یعنی بزرگوار و بزرگی من بزرگی در جهان را برای شما میخواهم دوست خوبم بزرگی تو بزرگی منه بزرگی من بزرگی تو همه مون برای بزرگ شدن اینجا جمع شدیم بزرگ شیم نه از لحاظ سنی یا قدی از لحاظ ذهنی و درونی تا بتونیم از بهترین نعمتهای خدا که اون بالا بالا هست در فرکانس بالا دست ذهنمون بهش برسه چیزای خوب بالاهاست تا دست هرکس ووناکسی بهش نرسه شاید خیلیا بگن این حرف منفیه اتفاقا مثبته مثبته چون باید قد خواستت بشی تا بتونی جذبش کنی درسته که همه مون همینجوری لایق دریافت بهترینها هستیم ولی نمیشه پست و کوچک و دنی باشیم و بهترینها نصیبمون بشه درسته همه انسانها لایق بهترین ها هستیم ولی باید در قبال خواسته های خوب چیز خوبی به جهان بدیم نمیشه بدی بدیم بعد بگیم من که لایق بهترینها هستم جهان باید بهم خوبی بده اینطوری که نمیشه پس چیزای خوب اون بالا بالاست و همه توانایی دستیابی بهشونو دارن یعنی ابزار دسترسی به اون بالا برای همه وهمه به ندازه کافی وجود داره حالا من اگه ندارم دلیل بر بی لیاقتی من نیست دلیل بر تنبلی و حرکت نکردن و یا نااگاهی منه یا اینکه با بدی از ابزارها دور شدم
مثل اینکه اکسیژن که خیلی از دوستان مثالشو زدن به اندازه کافی برای همه و همه و همه موجودات هست فقط باید نفس بکشیم و اگه جلوی نفسمونو بگیریم چی میشه این میشه که ما کار درست که نفس کشیدن رو انجام ندادیم بلکه کار به اصطلاح نادرست و بد و انجام دادیم که جلوی راه نفسمونو با ابزار دست گرفتیم و این شد که خفه شدیم پس برای بدست آوردن بهترینها باید بهترین شد یا نباید بدترین شد
و شما هم دوست خوبم بسیاااااار زیبا این ترمزهارو توضیح دادین ازتون ممنونم نمیدونم آیا چیزایی که گفتم ربطی به بحثمون داشت یا نه
ما باید همه چیو فقططط واسه خودمون بخوایم و اصلا تو کار خدا دخالت نکنیم چون با ثروتمندشدنمون بصورت خودکار دیگران از ما بهرمند خواهند شددددد اینو بایددددد درک کنیم ما با خرید هر چیزی با سفر رفتن با خوراکی خریدن با لباس خریدن با لوازم خانه و زندگی خریدن داریم به جهان خیر میکنیم فقط مشکل اینه که ما خیرات و فقط دست فقیر و نیازمندی رو گرفتن میدانیم واسه همین نمیتونیم ثروتمند بشیم چون توجه ما همیشه با سمت پیدا کردن و اضافه کردن نیازمند و فقیره همه جا دنبال این هستیم آخه فلانی نیاز به کمک داره آخع فلانی فقره یا فلانی دور برت کسی و نمیشناسی فقیر باشه بهش کمک کنم یا گروهی جمع میشن دوره میزارن میگن بیاین پول بزاریم به فلانی کمک کنیم تا وقتی اینجوری زوم کردیم رو فقیر یابی خوب معلومه که ثروت سمت ما نمیاد
ما بایدددد درکمون به خیرات کردن و عوض کنیم تا رشد برامون رقم بخوره باید توجه مونو ببریم به شادی کردن و عشق وحال کردن خودمون تا بتونیم باعث رشد بهتر جهان بشیم مثل کاری که استاد باعشق داره میکنه و یا ایلان ماسک بیل گیتس و دیگر ثروتمندان و مخترعین و تولیدکنندگان عزیز که دارند خیرات بزرگ انجام میدن به این میگن خیرات گره از کار مردم باز کردن برای آسان کردن زندگی در جهان زیبا
دوست من ممنونم که هستین تا من آگاهتر بشم ممنونم از پاسخ نابتون سپااااااااااس مجیدخان
به نام تنها فرمانروا و هدایتگر عالم خداوند وهاب و رزاق
سلام به استاد عباس منش عزیز
سلام به مریم نازنین
و سلام به همه دوستان خوبم
بعد از مدتها کامنت نذاشتن امروز من به لطف الله یکتا اینجام برای کامنت گذاشتن چون خواستم از خدای رحمان بهبود وضعیت مالیم بود و همونطور که اون سریع الاجابت هست الان اینجا هستم تا قدمی دیگه برای رسیدن به خواسته م بردارم….نشانه امروز من فایل منطق هایی قوی برای تغییر بنیادین باورها بود و اما تمرینش جواب به سوال این فایل و خوندن کامنت های شما دوستان عزیز بود….به لطف و اعتبار خداوند یکتا کسی که برگی از درخت بدون اذن اون نمیفته شروع می کنم و ازش می خوام که تمام باورهای مخربم در بحث ثروت رو بهم بگه….تا هم خودم بفهمم و هم شما دوستان عزیزم….منم مثل شماها یک عمر آرزوی این رو داشتم که خدا بهم پول زیاد بده تا برای مادرم خونه شو بسازم و خونه نوساز باشه تا جبران زحماتش بشه تا آسایش داشته باشه و دیگه دغدغه هزینه تعمیر خونه رو نداشته باشه چون معتقد بودم مادرم به خاطر زحماتی که برام کشیده حقشه توی یه خونه لوکس باشه…مامان من عاشق فرشته ست و من شبهایی متعددی رو تا دیر وقت بیدار می موندم و توی تختم تجسم این رو می کردم که خونه رو طوری بسازم که نمای خونه با مجسمه های فرشته باشه…مادرم پله مارپیچ خیلی دوست داره البته خودمم دوست دارم اما وقتی فکر ساخت خونه رو می کردم انگار فقط سلایق مادرم رو در نظر می گرفتم….سالها این تجسم ها رو انجام می دادم اما هیچ اتفاقی نیفتاد نه تنها من نتونستم این کار رو برای مادرم انجام بدم بلکه هر روز بیشتر و بیشتر محتاج مال مادرم می شدم طوری که تا سن ۳۴ سالگی تمام مخارجم رو مادرم می داد…قبلش ۲ بار سره یه کارایی رفتم اما به دلیل حقوق کم و غر زدن های مادرم که تو مگه محتاج این پولای کم هستی از خیرش می گذشتم و به خودم می گفتم چقدر بی چشم و رویی چرا محبت مادرتو درک نمی کنی بشین توی خونه راحت درستو بخون و قدردان رفاهی باش که در اختیارت مادرت گذاشته ….آخ آخ خدایا شکرت دارم می فهمم چی میگی؟ داری خیلی واضح بهم می گی که چقدر شرک داشتم ممنونم ازت مهربان خدای من…روزها گذشت و من هر روز با وجود اینکه مادرم بهترین و شیک ترین چیزا رو برام می خرید افسرده تر می شدم…و این باعث می شد که اتفاقا رابطه م هم با مادرم خوب نباشه و همه ش بحث و درگیری و منت باشه چون من خودم ساخته بودم که هر کاری که مادرم برام می کنه اگه بخوام برم سره کار و روی پای خودم باشم قدر مادرم رو ندارم….همه می گفتن تو که همیشه بهترین لباس و بهترین خرجا رو برات می کنن کمدت داره از لباس منفجر می شه کرم صورتت که مارک و….دیگه چته چرا می خوای بری سره کار؟؟؟ اما درون من جنگ بود و این رو به صورت افسردگی و لجبازی و خواب زیاد بروز می دادم…آخه وجودم دنبال عزت بود دنبال استقلال بود…اما نمی فهمیدم مشکل کجاست ….اما الان می فهمم که داستان چیه؟ مادرم برای من خدا بود(شرک مخفی) یه خونه و یه ماشین و یه حقوق ثابتو کل ثروت دنیا می دونستم به دلیل سبک رفتاری مادرم که همیشه حرف حرف اون بود و سبک درست سبک اون خودمو لایق این نمی دونستم که خونه داشته باشم ماشین داشته باشم پولدار باشم ….وقتی استاد می گن داستان های من و بابام من میگم داستان های من و مامانم ….همیشه ماادرم معتقد بوده و هست که دور از جون استاد و شماها پولدارا آدمای خوبی نیستن…پول زیاد از راه حلال نیست…همیشه پول کم حلال بود علی الخصوص اگه طرف معلمم باشه که دیگه هیچ😄😄😄😄…حالا اون معلمایی که چند صد میلیون با تدریس درآمد دارن اونا رو نمی دونم نظر مادرم چیه؟؟….خلاصه اینکه یه عمر مادرم خدام بود و نمی دونستم دارم تیشه می زنم به ریشه زندگیم نمی دونستم علت نداشتن پول برای خودم چیه؟ من خودم رو فراموش کرده بودم….مورد دیگه ای که بود می گفتم خدایا من این خونه رو با خونه بقلیش می خرم بعد یه زیرزمین خیلی قشنگ با کف سنگ می سازم و توش روضه امام حسین می گیرم هر سال عاشورا و تاسوعا…من احساس گناه می کردم حس می کردم خدا بهم میگه تو چی داری که من پول بهت بدم؟؟؟ اگه پول می خوای باید بهم قول بدی آدم خوبی باشی با ایمان باشی…من در واقع الگوی رفتاری که با افکار مادرم داشتم رو در مورد خدا پیاده می کردم …وقتی چیزی برای خودم می خریدم و خلاف نظر مادرم بود و ولخرجی بود پول دور ریختن مادرم بهم می گفت این چیه خریدی؟؟؟ پولی که بهم دادمو حروم نکن ولخرجی نکن اگه دفعه دیگه اینطوری پول منو خرج کردی دیگه بهت پول نمی دم…خدا بهم گفت تحویل گرفتی؟؟؟؟!!!!!! ….هر بار سره این ماجراها بحث می شد و من تحقیر می شدم احساس سرباری و مفید نبودن می کردم شخصیتم خورد می شد پودر می شد اما اون وقت تنها راهکار فقط خواب بود و قهر کردن…خودم نخواستم خدایا من خودم به خودم ظلم کردم حقمه کسی که تو رو دست کم بگیره بهتر از اینم براش پیش نمیاد….کسی که یادش بره تنها خداست که براش عزت می خواد همین خفت و خواریارم باید بکشه….به لطف خدا بعد مدتها فکر می کنم چندین روز که هر روز پشت سر هم هر تعداد صفحه ای که برسم معنی فارسی قرآن رو می خونم…فکر می کنم دیروز بود که آیه ای رو خوندم که خدا گفته بود:آیا به کسانی دل می بندین که نه چیزی رو خلق کردن و نه توان سود و ضرر رسوندن به خودشون رو دارن توقع دارین به شما سود برسونن؟؟؟!!!!!!! چقدر راحت خدا جواب آدمو داده…چقدر خوندن قرآن بهم آرامش میده ….بهترین راه به آرامش رسیدن و روشن کردن امید در دلمونه….دیروز از خدا خواستم به خدا گفتم خدایا خودت از شرایط مالی من آگاهی و می دونی که پولم داره تموم میشه خودت چاره ی کارم کن(در کمال آرامش چند ماه پیش کل پس اندازمو دادم برای دوره های تخصصی رشته م و به لطف الله یکتا با افتخار دوره عزت نفس رو خریدم تا بخرم عزت و شایستگی ای که سالها به شرک فروخته بودم) و خدا در جواب من آیاتی رو آورد که اشک از چشمام جاری شد:
سوره انبیا آیات ۷۶ تا ۹۰
و یاد کن حکایت نوح را که پیش از این او را به رسالت فرستادیم و قومش مخالفت و عصیان پیش گرفتند و وی خدا را به یاری خود خواند ما هم او و اهل بیتش را از بلای سخت نجات دادیم.
و او را بر دفع آن قومیکه که آیات ما را تکذیب کردند نصرت دادیم و آن قوم بدکار کافر را یکسر به طوفان غرق کردیم.
و داود و سلیمان را که وقتی که درباره گوسفندان بی شبانی که مزرعی را تباه کردند قضاوت نمودند و ما بر حکم آنها گواه بودیم.
و ما آن را به سلیمان وحی آموختیم و به هر یک مقام حکمفرمائی و دانش عطا کردیم و کوهها و مرغان را به آهنگ داوود مسخر او گردانیدیم و ما این معجزات را از او پدید آوردیم.
و ما به داوود صنعت زره ساختن آموختیم تا شما را از زخم شمشیر و آزار یکدیگر محفوظ دارد آیا شکر به جا می آورید؟
و باد تند سیر صرصر را ما مسخر سلیمان گردانیدیم تا به امر او و بدان سرزمین شامات که با برکت برای جهانیان کردیم حرکت کند و ما به همه امور عالم و مصالح بندگان دانائیم.
و نیز برخی از دیوان را مسخر سلیمان کردیم که به دریا غواصی کنند و یا به کار دیگر در دستگاه او بپردازند و ما نگهبان دیوان برای حفظ ملک سلیمان بودیم.
حال ایوب را وقتیکه دعا کرد که ای پروردگار مرا از بیماری و رنج سخت رسیده و تو از همه مهربانان عالم مهربان تری.
پس ما دعای او را مستجاب کردیم و درد و رنجش برطرف ساختیم و به لطف خود اهل و فرزندانش را با عده دیگر به مثل آنها باز به او عطا کردیم تا اهل عبادت متذکر لطف و احسان ما شوند.
و نیز یاد آر حال اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را که همه از بندگان صابر ما بودند.
و ما آنها را به رحمت خود آوردیم زیرا آنان از نیکان عالم به شما بودند.
و یاد آر حال یونس را هنگامیکه از میان قوم خود غضبناک بیرون رفت و چنین پنداشت که ما هرگز او را در مضیقه و سختی نمی افکنیم آنگاه در آن ظلمت ها فریاد کرد که الها خدایی به جز ذات یکتای تو نیست تو پاک و منزهی و من از ستمکارانم.
پس دعای او را مستجاب کردیم و او را از گرداب غم نجات دادیم و اهل ایمان را اینگونه نجات می دهیم.
و یاد آر حال زکریا را هنگامیکه خدا را ندا کرد که بارالها مرا یک تن و تنها وامگذار که تو بهترین وارث اهل عالم هستی.
پس ما هم دعای او را مستجاب کردیم و یحیی را به او عطا فرمودیم و جفتش را شایسته گردانیدیم زیرا آنها در کارهای خیر تعجیل می کردند و در حال بیم و امید ما را می خواندند و همیشه به درگاه ما خاضع و خاشع بودند.
به خدا گفتم خدایا بارها و بارها توی قرآنت تا اینجایی که خوندم بهم گفتی صبر کن تحمل کن و من رو بشارت دادی من با افتخار به درگاهت صبر می کنم تا منو به ثروت نامحدود و استقلال مالی برسونی….
چقدرررررررررررررررررررررررررر زیبااااااااا خدا به من پاسخ داد و امید رو در دل من زنده کرد و دیشب ایده ای بهم الهام کرد که برام یک تیره و چند تا نشون و به لطفش از دیشب شروع کردم و قدم اول رو برداشتم…..امیدوارم خدای یکتا همه ما رو کمک کنه و امیدوارم استاد عباس منش عزیز رو در دنیا و آخرت به عزت و جلال خدای یکتا عزت و جلال بیشتر بهشون بده….امیدوارم به همه ما توکل و ایمان واقعی بده…امیدوارم که خدای یکتا پرده از دلمون برداره که مشرک نباشیم و اون وقته که همه چیز رو نامحدود بهمون عطا می کنه…..پروردگار یکتای من مرا بنده خودت قرار ده و هر روز بهم یادآوری کن در کلامت که تنها تو را بپرستم و تنها از تو یاری بجویم…خدای خوبم به عزت و جلالت قسم همه ما به فقیریم و هر خیری که از جانب تو به ما برسد ما به آن محتاجیم….
💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎متوکل…موحد…ثروتمند…سلامت…شاد….. و سعادتمند در دنیا و آخرت زیر سایه پر فروغ الله یکتا باشید…💎💎💎💎💎💎💎💎💎
💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐دست حق یار و مددکار همه شما عزیزان باشه….💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐
اول از خدا سپاس گزارم که زیبا هدایت کرد منو به زیبا ترین به بهترین شکل ممکن و به ساده ترین راه ممکن که بیام و بخونم متن فوق العادت رو متنی که با پوست و استخوم حسش کردم حس کردم لحظه لحظه ی داستان زیبای تورو چون دقیقااا همین رو تجربه کردم تجربه کردم احساس گناه رو تجربه کردم احساس کم ارزش رو تجربه کردم شرک داشتن رو ولی خواستم و هدایت شدم و خدارو بازم سپاسگزارم که روز به روز در حال بهتر شدن و تکاملم و روز به روز به هدف امسالم یعنی اجرای توحید در عملم نزدیکتر و نزدیک تر میشم.
آهو جان وقتی شروع کردم به خوندن رسیدم به یه جمله ی کوتاه >>> مهربان خدای من
ممنونم از لطف و احساس خوبت….ممنونم از اینکه وقت ارزشمندتو گذاشتی و کامنت من رو خوندی کامنتی که من فقط نویسنده ش بودم و ربّ یکتا گوینده اون….خدا رو بییییییی نهایت شکررررر می کنم برای تک تک ثانیه های نزدیکتر شدنت به خدای مهربان… برای تک تک موفقیتهات….برای تک تک ثانیه های تکاملت…از ته قلبم برات آرزو می کنم که به همه اهدافت برسی و انسان موحدی بشی مانند حضرت ابراهیم….برات بهترینها رو آرزو دارم در تک تک جنبه های زندگیت علی الخصوص عزت و ثروت و سعادت در دنیا و آخرت….
پروردگار یکتای من مرا بنده خودت قرار ده و هر روز بهم یادآوری کن در کلامت که تنها تو را بپرستم و تنها از تو یاری بجویم…خدای خوبم به عزت و جلالت قسم همه ما به فقیریم و هر خیری که از جانب تو به ما برسد ما به آن محتاجیم….
آهو جانِ جانان .. پیامت نور روشنی قلبم بود عزیز دلم .. میتونم بهت بگم که تا قبل از اینکه پیامت را بخوانم تا الان این میزان آرامشم، اتصالم، احساس خوبم الان که پیامت راخواندم و به پای سپاس گزاری رفتم خیلی خیلی بیشتر شده خداروصدهزار مرتبه شکر .. اگر این پیامی که گذاشتی ثروتمندتر شدن خودت شادتر زندگی خودت نیست پس چیه .. تو میخواستی که پاشنه ها را پیدا کنی .. پیدا شد و حالا میخواستی که با هم پاره هات به اشتراک بذاری و این کارو کردی و حالا هر کسی که توی مدار دریافت این آگاهی های نابِ ناب بوده هدایت شده مثل الان ِ حالِ من و لذت بیشتری برده .. میدونی انگاری دریچه ی قلبم وااا شده انقدر که آرامش= خدا را احساس کردم در این پیام الهی ..
چقدر این هدایت زیباست ..
چقدر سپاس گزارم از خدا به خاطر قوانین ثابتش
چقدر از تو سپاس گزارم عزیز دل ِ مهربونممم خوش قلبم عزیزم ثروتمندم
چقدر از پدر ممنونم برای اینکه یک روزی میخواست و هدایت شد به ایجاد این سایت الهی و ..
چقدر از خودم ممنونم که منم میخوام به وظیفه ی الهی انسانیم عمل کنم .. همیشه خوب عمل کنم .. همیشه
عاشقتممم عاشقتمم عاشقتممم دوست دارم عزیزم
هر جاا هستی در پناه الله یکتا شادتر و خندون تر و موحدتر و متوکل ترر باشی
ممنونم عزیز دلم از لطف و محبتت…خوشحالم که تونستم با نوشتن پیغام خداوند برای همه مون باعث آرامش و اتصالت به خالق یکتا و بی همتا بشم…ممنونم ازت قربونت برم از این همه محبت و مهربونیت…منم منم منم عااااااااااااااااشقتم عااااااااااشقتم عاااااااااشقتم عزیز دلم…امیدوارم هر روز به پروردگار یکتا نزدیک و نزدیک تر بشی…الهی که به حق بزرگیش همیشه حال دلت عاااااااااااااااااالی باشه…الهی که همیشه غرق در ثروت و نعمت و سلامتی و خوشبختی باشی محمد مهربانم….
دوست داااارم عزیز دلم
شاد باشی و همیشه در آغوش الله یکتا غرق در آرامش باشی عزیزم
این سومین پاسخ من به فایل از استاد که هر کدام به فاصله دوسال نوشته شدن!
یعنی اولین پاسخ من، در سال 97 زیر این فایل نوشته شد و دومنی پاسخ در سال 99، و سومین پاسخ که این پاسخ میشه در سال 1401!
خودم هم باورم نمیشه … ولی بعد از اینکا گزینهی “دیدگاههای من” رو زدم متوجه شدم و برام جالب بود و پاسخهای قبلیم رو هم مطالعه کردم.
اما امروز اومدم بنویسم، برای بچههای سایت، خیلی از ترمزهای مخفی دیگه واضح شده و یه جورایی همهی بچهها ترمزا رو ازبر شدن امااا
میخوام از یک شاهترمز اساسی صحبت کنم که به قول کپشن فایل، نهتنها اونو یک نکتهی منفی و ترمز نمیدونیم، بلکه اونو یک خصلت مثبت هم میدونیم!
شاید حواسمون نباشه ولی اگر به حرفا و مکالماتمون دقت کنیم، همش میگیم که …
خدایا به من ثروت بده، خدایا به من بیحساب بده، خدایا به من اونقدر بده تا فلان کنم و بهمان کنم، تا شادتر باشم و تا خواستههامو تیک بزنم و …
ولی حواسمون نیست که ما درست مثل یک بچهای که فلان چیزو تو ویترین مغازه دیده داریم از خدا میخوایم!
یعنی درست مثل بچهای که یه چیزی رو میبینه و هروز از باباش خواهش میکنه براش بگیره! هی اصرار و هی اصرار، حتی با گریه و زاری و تضرع!
چرا حواسمون نیست که ما خودمون کی هستیم و کجای این بازی قرار داریم؟!
چرا یادمون رفته که خوده خداوند گفته “فنفخت فیهه من روحی!”
من کی هستم؟!
کسی جز تجلی خداوند!؟
مگه من بخشی از روح خود خداوند نیستم که از روحش در من قرار داده؟
اصلا چه حکمتی در این ماجرا هست؟
آیا این یکی از اصلیترین آگاهاییهایی نیست که یادمون رفته و فراموشص کردیم؟!
خب اگر من روح خدا رو دارم، پس همهی صفات خداوند رو به صورت default دارم و به عبارتی خداگونه هستم! به شرطی که این موضوع رو فراموش نکنم و ایمان داشته باشم و درک کنم!
عایا این ایمان، همون ایمانی نیست که این همخ ازش حرف میزنیم؟
ایمان به این که من خدام و به میزانی که به خدای درونم نزدیکتر بشم، میتونم صفات خداگونهام رو کشف کنم و بروز بدم و به کار بگیرم!
چه رسالتی در این دنیا بر ما از این واجبتر؟!
این همون خود شناسی نیست که به خدا شناسی منجر میشه؟!
من فقط کافیه بتونم با کمتر کردن فاصلهی ذهن و روحم، با بهتر کردن و بهتر نگهداشتن احساسم، به خدای درونم نزدیک بشم و نزدیک بمانم تا بتونم چون خودش که خود منه، بگم کن فیکون!
حالا که اصل ماجرا اینه، چرا بیام خودمو یک مهرهی بیفایده فرض کنم و هرچی میخوام رو با اصرار از خدایی بخوام که درون منه و خود منه!؟
چرا نیام با نزدیک تر شدنم بهش، که درون منه، هر آنچه میخوام رو از خودم بخوام؟
وقتی میگم خودم، یعنی اونی که به خدای درونش نزدیک شده و نزدیک مانده و خودش شده!
حالا مگه فرقی بین او و من هست؟!
اینجاست که شاعر میگه …
از خود بطلب که هرآنچه خواهی تویی!
این اصلیترین و مهمترین و نهانترین ترمزی بود که یافتم … ترمزی که در قالب قانون برداشت ما از قانون رو اشتباه کرده و باعث شده خواستههامون رو از بیرون خودمون بخوایم!
دوست من وقتی تو با خدای درونت یکی بشی، به عبارتی خدا بشی، از چه کسی جز خودت توقع رسیدن به خواستههاتو داری!؟
رسیدن که چه عرض کنم، بهتره بگم خلق خواسته ها! چون در این حالت تو خودت خالق خواهی بود!
اصلا هدف از شکلگیری خواستهها چیه؟! صرفا رسیدن؟!
یا اینکه انگیزهای محرک باشه برات تا با نزدیکی به خودت، قوهی خلاقیتت رو به کاربگیری و با نزدیک شدن به خدات، خواستهت رو خلق کنی!
اینجاست که تو اگر اینو یادبگیری، به میزانی که خواستههاتو خلق کنی، ستاره بر شانهات میزنی و با افتخار، هر موقع از دنیا رفتی راضی هستی که با نزدیکی و شناخت خودت و خدای درونت نهتنها به این همه خواسته رسیدی، بلکه تمام این خواستهها گواه اقن خواهند بود که تو رسالت خودشناسی و خداشناسی و نزدیکی به خدای درونت رو در دنیای مادی به درستی انجام دادب و تونستی دنیا رو بهشت کنی برای خودت!
خودتو دست کم نگیر دوست من، تو خود اویی😄
سلام دوست عزیزم آقای نظری
دیدگاه شما بسیار خالص هست و یه حس ارزشمندی و لیاقت خاصی رو به ما میده اگر بتونیم درکش کنیم و فکر می کنم باید تکامل خود را طی کنیم تا به این درک برسیم اول که خوندم گفتم پس از کی درخواست کنیم ما همیشه عادت کردیم از کسی چیزی بخواهیم و هنوز این قدرت واقعی خودمون رو قبول نکردیم و حتی لحظه این حس در من شکل گرفت نه این شرک هست مگه میشه من همه کاره باشم پس خدا چی؟انگار آنچه تا حالا فهمیده بودم متفاوت بوده اما با مرور قوانین گفتم نه این طور نیست من فرستنده فرکانس هستم و جهان دریافت می کنه و تیدیل می کنه به چی؟ به چیزی از جنس فرکانس من. آیا من می تونم درخواست بدم و دریافت کنم چیزی متفاوت با فرکانسم را؟ نه. پس تا اینجا یه طرف اصلی من هستم منه درخواست دهنده و قدرتمندی خدا در این هست چنین سیستمی رو در نهایت عدالت ،علم و قدرت به وجود آورده پس در اصل همه کاره خداست و او اینقدر من رو ارزشمند و صاحب اختیار قرار داه که گفته با درخواست تو بهت داده میشه چی داده میشه؟ هر آنچه خودت خواسته باشی .واقعا این باور و این درک هنوزم برام سنگین هست ولی جذاب . ازتون متشکرم دوست عزیز برای کامنت زیباتون
سلام مرضیه خانم،
خیلی متشکرم علیرغم اینکه نسبت به پذیرش کامنت مقاومت داشتین، اومدین و نوشتین!
این نشون میده علیرغم مقاومتی که درونتون احساس میکردین، ته قلبتون نسبت به این موضوع احساس خوبی داشتین و شما با اعتماد به همون احساس خوب بوده که شهامت به خرج دادین و نوشتین! ممنونم …
اما در پاسخ به سوال مهمی که پرسیدین “پس خدا چهکارست” باید بگم که …
خدا همون کسیه که این سیستم رو خلق کرد، قوانین رو وضع کرد و مرا به عنوان بازیکن و بازیگر اینجا قرار داد؛
و به من این امکان را داد که با شناخت دو قوهی نیرومند احساسات و الهامات، بتونم در مسیر آن چیزی که میخوام حرکت کنم!
درست مثل یک مسابقهی فوتبال؛ اگر میخوای گل بزنی و بازی رو ببری، نمیتونی داخل زمین گریه و زاری کنی و از مربی تیمت خواهش کنی که بهت پیروزی بده! چقدر غیرمنطقی به نظر میاد؟
برای پیروزی در بازی تو باید سعی کنی اولا قوانین رو خوب بلد باشی و دوما با اجرای درست قوانین و خوب بازی کردنت به صورت مستمر، بازی رو ببری!
این تویی که داری بازی میکنی نه مربی، نه مدیر، نه داور و نه هیچ کس دیگه! پس پیروزی رو از خودت بخواه و نه هیچ کس دیگهای …
بسیار طبیعی و بدیهیه که مربی بیشتر از من میخواد برنده بشیم، به همین خاطر هر سوالی بپرسم جواب میده و هدایت میکنه، حتی بهم میگه نقاط ضعفم چیه، ولی این منم که باید نقاط ضعفم رو برطرف کنم و هدایات رو اجرا کنم …
خودِ من، بازیگر نقش اصلی هستم! خوده من! به شرطی که با او باشم و نردیک او باشم و شنوای صدای او باشم و مجری هدایات او باشم؛ وگرنه من به تنهایی، هیچی نیستم!
سلام آقای نظری سپاسگزارم که وقت گذاشتین و به کامنتم پاسخ دادید
من باز هم هر دو نظر شما رو مطالعه کردم و این مقاومت رو بیشتر احساس کردم البته مثال شما خیلی عالی بود و برام خیلی واضح کرد و در کنارش این باور لیاقت رو تقویت می کنه که خداوند سیستم و من انسان رو با اختیار خلق کرده و این قدرت رو به ما داده که خودمون خالق باشیم.
و اینکه نظر شما این موضوع که تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا حاصل باورهای خودمون هست رو بهتر نشون میده .متوجه شدم این مقاومت در من به دو دلیل هست یکی اینکه پس من چرا باید شکرگزاری کنم و اینکه پس اینطوریه همه کار با خودم هست کارم سخت تر میشه اینطوری من همه اش از خدا می خواستم حالا خودم همه کاره هستم یه جوری احساس اینکه تنها هستم بهم دست میده . چون شما به این درک بالا رسیدید فکر می کنم بهتر می تونید راهنمایی کنید .متشکرم
سلام دوست و هممسیر من،
پرسیدین که اگر ما همهکارهایم پس چه لزومی به شکرگزاری هست …
من میگم اتفافا اگر درک کنیم که خودمان همه کارهایم، شکرگزاری ما از خداوند خیلی عمیقتر و واقعیتر خواهد بود چون؛
همانا اصلیترین و بالاترین شکرگزاری ما از خداوند، بابت این خواهد بود که سُکان کشتی زندگیمون رو به دست خودمون داده!
که هیچ عامل تاثیرگذار خارجی در زندگی ما تاثیر نخواهد داشت، مگر به اذن خودمان!
که این مدیر و مدبر، مسئولیت صد درصد زندگی خودم رو به خودم داده!
که این استادِ خلاقیت و نقاشی، این قدرت رو به من داده که تابلوی نقاشی زندگیام رو خودم بکشم، به سلیقهی خودم!
عایا من سپاسگزارتر نخواهم بود؟!
اما من کی میتونم مثل او یک خالق باشم؟
زمانی که به اون نزدیک باشم؛ یعنی یک بوم نقاشی سفید به من داده شده تا اونجوری که میخوام نقاشیش کنم، اما من زمانی میتونم یک نقاشی زیبا رو خلق کنم که به استادم نزدیک باشم، شنوای او باشم و هدایتاشو اجرا کنم!
او که درون منه، از جنس منه، خودِ منه!
پس من زمانی یک خالق خوب خواهم بود که به کسی که خلاقیت بلده نزدیک باشم! وگرنه بدون او و تنهایی هیچی نیستم و حتی قلم رو نمیتونم به تنهایی بگیرم! طبیعیه که احساس تنهایی کنم!
در آخر لازمه این نکته رو ذکر کنم که دوست من آگاهیهایی که به ما داده میشه، یک شبه تبدیل به مفهومی واقعی و درک عینی نمیشه؛
پس توقع نداشته باشیم یه آگاهی رو که شنیدیم، سریع تمام مقاومتهاش برداشته بشه و در ذهن ما جای بگیره و تبدیل به جزئی از شخصیت ما بشه!
امیدوارم پاسخ دو سوال شما دوست عزیز رو داده باشم.
سلام وقتتون بخیر
بسیار سپاسگزارم اول بابت کامنت اولتون که من رو به تفکر عمیق تر و بیشتر وادار کرد و دوم برای وقتی که گذاشتید برای پاسخ به سوالاتم . بعد از اینکه این سوالات رو از شما پرسیدم با مطالعه و تفکر بیشتر به همین حس زیبا رسیدم که خداوند در نهایت عدالت و مهربانی جهانی چنین پر نعمت و ثروتمند آفریده و این جهان رو با این سیستم پاسخگو به فرکانس من و قوانین ثابت خلق کرده و من رو خالق زندگیم قرار داده طوری که هیچ چیز و هیچ کسی نمی تونه تو این خالق بودن من دخالت کنه و این یعنی می خواسته من وابسته کسی نباشم و فقط روی خودم و خودش حساب باز کنم و این هر لحظه هم بابتش سپاسگزار بودن هم کم هست . و بابت مثال های عالی هم بسیار متشکرم . همین سیستمی بودن جهان که همواره پاسخ مثبت به درخواستم می دهد نشان دهنده این هست که هر لحظه از خدا هدایت بخواهم درخواستش مثبت هست و حمایتم می کنه.
با درود فراوان خدمت استادم
مختصر میگم
البته چیزی که من درک کردم
1- یکی از ترمز ها این باور که ما باید یه چیزی رو به خدا بدیم تا خدا ام یه چیزی رو به ما بده ، مگه خدا الکی چیزی رو به کسی میده و…
مثلا خدایا تو کمک کن من کنکور قبول بشم منم بعد از اینکه قبول شدم به کلی آدم کمک میکنم تا کنکور قبول بشن
میشه اسمشو گذاشت درخواست شرطی از خدا
۲- دومین ترمز اینکه آدمای ثروتمند آدمای بدی هستن
حالا اگه بخوایم پولدار بشیم باید به خدا بگیم که این پول واس کارای خوبه
۳- سومین ترمز اینکه خدایا من که لیاقت پول ندارم ولی تو پولدارم بکن تا من بتونم از طریقش به دیگران کمک کنم
۴- چهارمین ترمز اینکه آدم وقتی میتونه ببخشه و کمک کنه به دیگران که پولدار بشه در غیر اینصورت نمیشه به کسی کمک کرد
۵- پنجمین ترمز باور کمبود رو داره چنین کسی مطمئنن
و در آخر چنین کسی که چنین چیزی میگه هیچوقت نمی تونه با پول هم فرکانس بشه چون خلع داره
استاد جونم خیلی عاشقتم لطفا ماهی یه بار از این چالشا برامون بذار هر کدوم از ما یه ایده یا یه ترمز بریم میشه هزااااران ایده و ترمز که توی هیچ کتابی نیست
آی لاو یو حسین جونم
میئدونی دوست عزیزم
اون قسمت اول کامنتت رو بار ها خوندم و توی پس ضمینه های ذهنم خیلی خیلی این جمله رو شندیدم از توی فیلم ها
مثلا اخراجی ها و فوتبالیستهاو مدرسه موش ها و توی برنامه کودک ها و ….
خیلی خوب توضیح دادی ممنون
سلام به همه دوستان و استاد عزیزم که انقدر پر انرژی و مثبت هستید و ما هم شارژ میشیم وقتی شما رو میبینیم.
به نظر من اولین ترمز اینه که ما خدارو یک خدای احساساتی میبینیم و میخوایم اون رو احساسی کنیم که اگه به ما اینو بدی ما به اینو اون کمک میکنیم
و هنوز باور صد درصد نداریم که خودمون خالق زندگیمون هستیم و خدا اختیار صد در صد زندگی را به ما داده و هر کسی طبق قانونش عمل کنه به همه چیز میرسه (انقدر که به حساب نمیاد) نیازی نیست خدا رو احساساتی کنیم که به ما چیزی بده
و اختیار زندگیمون دست خودمون هست حتی میتونیم ثروت فراوان داشته باشیم و خودمون تصمیم بگیریم که با پولمون چیکار کنیم
و یکی از باورهای مخرب اینه که: ما که الان پول و ثروت نداریم که بخوایم کمک کنیم وقتی خدا تو به من ثروت دادی من کمک میکنم به بقیه.
کلا نشستیم که ببینیم خدا چی میخواد برامون.
من خودم جزو کسانی هستم که هدف گذاری میکنم که وقتی پولدار شدم چیکار میخوام بکنم با پولم ولی فقط واسه این که انگیزهام رو پیدا کنم نه این که خدا رو احساساتی کنم،و باور دارم که خدا بیشتر از خودم میخواد ثروتمند باشم.
عاشقتونم در پناه ربّ باشید
سمی somi
Big like Bro
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام ودرود بر استاد عزیزم سید حسین عباسمنش و رفقای عزیزم در سایت که نظرهای عالیشون باعث پیشرفت ذهنی و فکری من است
خدارا شاکر و سپاسگذارم به خاطر دریافت این همه آگاهی
جواب من در مورد این سوال کاربردی و تاثیر گذار و چالشی:
1-شرطی کردن ذهن که برای به دست آوردن ثروت فقط یک راه وجود دارد و ذهن را محدود میکنیم و به عبارتی دست خداوند را برای هدایت ما به سمت ثروت از به نهایت مسیر راحتر و زیباتر میبندیم،،،
هر کس در مدار مشخصی است و فرکانس خودش را دارد و شاید در مدار فقر باشدو هنوز تکامل خودش را به سمت ثروت طی نکرده باشه حالا چه فردی یا گروهی ،،و چه شخصی یا وابسته به موسسه های مختلف،که با بخشیدن مبلغی پول به این شخص یا موسسه بدون هیچ حرکت مفیدی از طرف ایشان(ماهی دادن)باعث توقف تکامل و یا شکستن ایشان بشویم که از عدل خداوند به دور است که این اتفاق بیافتد مگر درخواست خودشان باشد
مثل لیوانی که همون لحظه در آن آب یخ ریخته باشی و بلا فاصله در آن آب جوش بریزی به راحتی میشکند و آب جوش داخل لیوان باعث سوختن میشود و لیوانی که شکست در یک صورت دوباره لیوان میشود و اونم اینکه که دوباره وارد کوره ذوب شده و در قالب لیوان ریخته شده، لیوان شود
با توجه به اینکه فرکانس هر کس برای خودش در نزد خداوند این انرژی لایتناهی قادر، عادل
و قوانین ثابت او،
ارجعیت دارد، شکستنی در کار نیست مگر اینکه خود شخص درخواست کند و در مدارش باشیدو فرکانسش را ارسال کند
یکی دیگر از باورهایی که ترمز گونه عمل میکند و خلاف قوانین است عمل به بخشش بدون فکر و تدبیر است، (سیستم گدا پروری) و ایست تفکر و عمل است، بدین صورت که وقتی ذهن عادت به دریافت مبلغی ثابت شود یا خیالش راحت از مبلغی که هر از چند گاهی به زندگی اش وارد میشود(مثل یارانه در زندگی مردم ایران) دیگر تلاشی برای پیشرفت در زندگی نمیشود و این عمل برخلاف قوانین جهان هستی است چون جهان هستی هر لحظه در حال پیشرفت است و از هرچی که باعث ایستا شدنش شود مقابله میکند و مانع میشود
پس درخواست های ثروت درازای بخشش بر خلاف قوانین است و باعث باورهای نامناسب در مورد ثروت شده و مانع وردش میشود
تقویت نامحسوس باور فوق العاده مخرب چشم زخم:
وقتی که بدون تفکر و بدون تدبیر ،مستقیم به شخص یا موسسه ای به عنوان نیت بخشش یا بخشش،،،بخششی انجام شود باور تخریب کننده که خیلی نامحسوس تقویت میشود باور چشم زخم است،
اگر روی این باور با قدرت کار کرده باشیم بازهم تاثیر خودش را میگذارد حتی یک لحظه تفکر در این مورد باشد
این مواردی بود که قبل از خوندن کامنت دوستان به ذهنم رسید و میدونم با مطاله کامنت دوستان چقدر سطح آگاهی مان بالا میرود و چه تاثیری در روند باورسازی های مناسب در مورد ثروت میشود البته اگر خواسته باشیم
لازم به ذکر است اصل بخشش به جهان هستی مورد تائید تمام بزرگان و موفقان تاریخ بوده و هست ولی از راه درستش
من همیشه با این موضوع و روش انجام آن درگیر بودم تا اینکه به لطفت خداوند این رب جلیل و خالق،، ایده ای به ذهنم رسید به نام (عشق آسمانی ،بچه های ایرانی)
و کلیت این موضوع در مورد روش راحت و پر نشاط کسب درامد از علاقه مندیها است برای فزندان سرزمینم از 5تا 15 سال (یاد دادن ماهیگیری) که به زیبایی انجام میشود
در پناه خداوند شاد و پر روزی باشید??
به نام خداوند مهربان
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و تمام دوستان عزیزم در این سایت الهی
سوال
۱.چرا خیلی از ما افراد وقتی ثروت از خداوند میخواهیم با خداوند معامله میکنیم و قرارداد میبندیم و میگویم خدا جون به من ثروت بده من میخواهم به دیگران(پدر و مادرم، اعضای خانواده، فامیل، نیازمندان،موسسه خیریه ) کمک کنم میخواهم با ثروتمند شدنم کار خیر انجام بدهم؟
۲. چرا هیچ وقت با این نوع درخواست به ثروت نمیرسیم با اینکه برای رسیدن به ثروت سعی کردیم باور خوب بسازیم، به ایده هایمان عمل کنیم،خواسته هایمان تجسم کردیم اما به خواسته هایمان نمیرسیم چرا ؟
🔹دلیل نرسیدن من به ثروت و خواسته ام کدهای مخرب یا همان ترمز های مخفی در ذهنم هست که مانع رسیدن من به ثروت میشود در واقع من یک پام روی گاز هست و یک پام روی ترمز و محکم دارم فشار میدم که باعث میشود به خواسته ام نرسم
حالا کد های مخربی که در این نوع درخواست من وجود داره که مانع رسیدن من به ثروت میشه چیه؟
۱.من خودم را لایق دریافت ثروت نمیدونم و میخواهم با معامله با خداوند که قرار داد بندم که خدایا تو به من ثروت بده منم ثروتم را برای کمک به دیگران ببخشم اینطوری لایق نیستم همینطوری به من ثروت بدی در واقع دارم خدا را گول میزنم با این نوع درخواستم
۲.من خودم را مسئول خوشبختی دیگران بدونم ولی قانون جهان اینه که من توانایی تغییر زندگی هیچ کس را ندارم نمیتوانم نه کسی را خوشبخت کنم نه بدبخت همه به یک اندازه به خداوند دسترسی دارند
۳.با درخواست ثروت برای کمک به نیازمندان توجه من بیشتر روی فقر هست و باعث توجه من به کمبود پول میشود و با توجه به فقیران فقر وارد زندگی ام میشود بجای اینکه تمرکزم روی خواسته ام باشه تمرکزم بر روی نیازمندان هست
۴.به عدالت خداوند شک کنم بگویم ثروت درست تقسیم نشده و وظیف من هست که ثروت را درست تقسیم کنم میخواهم برای دیگران خدایی کنم و به عدالت خداوند شک دارم که روزی به همه بدهد ولی در قران خداوند وعده رزق و ثروت فراوان به همه ی موجودات داده است من به وعده خداوند باور ندارم من رزق بی حساب خداوند و عدالت خداوند را باور ندارم
۵.خدا را مثل انسان تصور میکنیم که عواطف و احساسات داره که با این نوع درخواست من خداوند از روی دلسوزی به من ثروت میده که چون نیت من خیر هست میخواهم به دیگران کمک کنم ولی قانون جهان اینه خداوند طبق سیستم عمل میکند و به فرکانس های من جواب میدهد نه به حرف های من ،عواطف در این سیستم جایی ندارد
۶.باور کمبود دارم که ثروت کمه اگر من دریافت کردم باید سهم بقیه را بدم
۷.خیلی از ما ها دوست داریم با کمک به دیگران از ما تعریف کنند بگویند چه آدم خوبی چه ادم خیری میخواهیم به دیگران نشان بدهیم ما آدم های خوبی هستیم
۸.هدف من از کمک به دیگران فقط بخاطر خودم باشه چون باعث پیشرفت من میشود چون یکی بدم هفتاد تا بهم برمیگرده و از مازاد انچه را که دارم ببخشم
چرا چیزهای خوب برای خودم نخوام فقط به فکر دیگران باشم بجای تمرکزم بر روی خواسته هام تمرکزم روی نیازمندان باشه
سپاس گزارم استاد عزیز که در شناخت بهتر ترمز های مخفی ذهنمان به ما کمک میکنی
سلام.کامنت شمارو خوندم مرسی از نگاه زیباتون و خیلی زیبا توصیف کردید ترمزهارو ، ذهنم رو بازتر کردید و چند قلم از نوشته هاتون رو کپی کردم . سپاسگذارم دوست عزیزم . خدا قوت
سلام به شما دوست خوبم فهیمه جان
بسیار بسیار نکات ارزنده ای گفتیددوست عزیزم، سپاس
واقعا از شیوه ی نگاه و نکته سنجیتان لذت بردم.
ایشالا حال دلتون خوب خوب باشه، همراه با آرامش و ثروت ان شا الله:))
و خداوند کمک کنه بتونیم ظرف وجودمونو بزرگ تر و خالص تر کنیم، الهی امین
سلام و عرض ادب .
ترمزهای ذهنی در مورد خواسته مطرح شده :
۱) خواسته مشروط : قرار نیست با خدا معامله کنیم اینجوری ارزش خود و خدای خودمون رو به شدت پایین میاریم
میتونه گوشه ی ذهنمون کمک به بقیه هم باشه که خیلی هم عالیه ولی نه اینکه خواسته رو به این شکل مطرح کنیم اگه فلان چیز بهم داده بشه منم فلان کارو میکنم چون به این صورت میشه معامله .
باید ببینیم رسیدن به اون خواسته برای خودمون چه مزایایی به همراه داره چون رشد من خودبخود باعث رشد دیگران و جهان هستی میشه و بعد باید در مورد دیگران بگیم
۲) بخشیدن در اوج نعمت : اول باید بخشید تا فراوانیهای بیشتری نصیبمون بشه ولی با طرح این خواسته ما اول میخایم بگیریم و بعد ببخشیم و این یک کد مخربه. بخشیدن در اوج نعمت هنر نیست .
۳) نداشتن لیاقت رسیدن به خواسته : وقتی ما روی کمک به بقیه تاکید میکنیم یعنی داریم این مفهوم رو میرسونیم که من ارزش رسیدن به این ثروت رو ندارم و چون بخشی ازون ثروت رو برای بقیه میخایم حالا خودمون رو لایق میدونیم انگار که این فکر در اعماق وجودمون هست که من باید کار خاصی بکنم تا لایق این ثروت باشم .
۴) تایید طلبی و جلب توجه دیگران : در هنگام خواستن هدف به این فکر میکنیم که با حل کردن مشکلِ عده ای ، توجه اون عده رو جلب کنیم و محبوب اون عده بشیم این یعنی وابستگی به نظر دیگران و این یک کد مخربه.
۵) نگاه شرک آمیز : اگر خودمون رو به جای خدای خودمون حلال مشکلات اون عده از انسانها بدونیم این ما را از رسیدن به اون خواسته دور میکنه و یک کد مخربه در واقع باید پسِ ذهنمون این باشه که من دستی شدم از دستان خداوند برای کمک به دیگران نه این که من بقیه رو کمک میکنم
خدای من خدای اون انسانها هم هست و فقط من نیستم که باید به اونها کمک کنم باید این رو بدونیم که اونها از هزاران راه دیگه هم مشکلشون قابل حله
۶) سلب مسئولیت در وضعیت کنونی : ما در هر لحظه و هر زمانی میتونیم به بقیه کمک کنیم و این اشتباهه که ما رسیدگی به پدر و مادر و …. رو موکول میکنم به زمان ثروتمند شدن خودمون.به نحوی با اینجور طرح کردن خواسته میخایم شونه خالی کنیم از کمک به خونواده و دیگران . و خودمون رو توجیه میکنیم که چون ندارم نمیتونم کمک کنم .
۷) تمرکز بر روی نداشته ها : همه ما میدونیم که احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب . و زمانی که خواسته ی ما در قبال کمک به وضعیت بد دیگران مطرح میشه ما رو از احساس خوب دور میکنه.
به نام خداوند یکتا
سلام به استاد و دوستان عزیز
به نظر من در این شیوه ی دعا کردن 4 کد مخرب وجود دارد:
1- کسی که اینگونه دعا میکند این باور را دارد که خداوند به برخی از بندگانش ثروت فراوان عطا میکند و برخی از بندگانش را از این نعمت محروم میکند و انسان هیچ نقشی در ثروتمند شدن خودش ندارد برای همین از واژه ی اگر استفاده میکند چون تردید دارد که آیا خدا میخواهد که به او ثروت بدهد یا نه؟
2- او خود را لایق ثروت نمیداند و به خدا میگوید درست است که من لیاقت ثروت را ندارم ولی اگر آن را به من بدهی در عوض من نیز با کمک کردن به نیازمندان و کارهای خیر، آن را جبران میکنم.
3- او پول را کثیف میداند و معتقد است که با بدست آوردن ثروت از خدا دور میشود و انسان خسیس و سنگدلی میشود که حاضر نیست به کسی کمک کند برای همین متعهد میشود که انسان خسیس و خودخواهی نباشد و به نیازمندان کمک کند.
4- او این باور را دارد که ثروت در جهان محدود است و باید تعدادی از انسان ها از ثروت محروم شوند تا او به ثروت برسد برای همین خود را متعهد میکند تا مقداری از پول گرفته شده از آنها را به آنها برگرداند.
شماره ۳ چقد منم،ممنونم از دیدگاه زیبات.
البته دیروز ک پول دستم اومد با خیال راحت و بدون عذاب وجدان رفتم خرید کردم چقدر خوش گذشت چقد بازم دلم پول خواااست با تمام قلبم احساس کردم چقدرررر پول داشتن شیرین و خوبه.
سلام به همه
ممنونم از استاد برای مطرح کردن این سوال
اتافاقا من درمورد خودم هم حس میکنم ثروت عظیمی پشت یه سد جمع شده و این سد ترک هایی خورده و کم مونده بریزه و سیل عظیمی از ثروت به سمتم جاری شه تا من روش شناور شم به همین دلیل همزمانی این سوال رو به فال نیک میگیرم چون قراره با پاسخ های شما عزیزان آگاهتر شم و اون سد رو زودتر بشکونم پس از کامنتهای قشنگ شما عزیزانِ هم خانواده تشکر میکنم.
بریم سر اصل مطلب:
1. احساس عدم لیاقت
به قیافه این عبارت نمیخوره جواب باشه اما خودمم با چندبار گوش کردن به فایل استاد کشفش کردم. وقتی میگیم خدایا تو به من ثروت بده من کارای خیر کنم یعنی اینو واسه خودم نمیخواما، قرار نیست همشو خودم بردارما، نه اشتباه فکر نکن، من آدم خَیّری هستم قول میدم نعمتتو حیف و میل نکنم ، قول میدم به بقیه هم بدم. همه ی اینا یعنی من در خودم لیاقت داشتن همه ی این ثروتو نمیبینم و یه جورایی حتی با داشتنش عذاب وجدان هم میگیرم پس با بخشیدنِ بخشیش وجدانمو اروم میکنم. در حالیکه باور درست اینه که چون من با لیاقتم خدا به صورت دیفالت اینو بهم میده نه اینکه به خاطر کمک به بقیه بندگانش بهم پول بده تا وسیله ای شم برای کمک به خلق الله. انگار با این حرف میخواییم بهونه بدیم دست خدا یا تو رودروایسی بگذاریمش که بهمون ثروت بده، اما قانون جهان بر فراوانی و ثروت و خوب زندگی کردنه. پس من اول برای بهتر زندگی کردنِ خودم این ثروتو میخوام و خودم رو لایقش میدونم و وقتی من حالم خوب باشه و زندگیم عالی باشه در این صورت میتونم کمک کنم دنیا جای بهتری برای زندگی کردن باشه. پس اولویت باید خودمون باشه و هرچقدرم زیاد از خدا بخواییم اشکالی نداره که هیچ تازه خدا بیشترم حال میکنه باهامون. واللااا :)))))
2. احساس دلسوزی و سوپِرمَنی
یکی دیگه از اون باگ گنده ها همینه، آقا جان ما باید با این باور که کمک به بقیه در اصل کمک به خودمونه، از نعمت هامون ببخشیم نه اینکه سوپرمن شیم واسه بقیه تا حالشونو خوب کنیم یا لطفی در حقشون کنیم. هرکسی سر جای درستشه و عدالت بر این جهان حاکمه و ما قدرت تغییر سرنوشت هیچ کسی غیر از خودمون رو نداریم. ما نمیتونیم شرایط زندگی کسیو تغییر بدیم.
3. شوآف
فکر میکنم قدری از این خواسته هم ریشه در خودنمایی و شوآف داره و البته اثبات کردن خود به دیگران، اینکه من آدم خوبی ام. ببینید چقدر خوبم؟
4. بخشش منوط بر …
مساله دیگه اینه که ما طبق قوانین و آموزه های استاد یاد گرفتیم نسبت به یک خواسته، همیشه جوری رفتار کنیم که انگار الان واقعا داریمش، وقتی به خدا میگیم اگر ثروت بدی فلان کارو میکنیم و شرطی رفتار میکنیم والان از دارایی هامون نمیبخشیم و منتظریم خدا بده تا ببخشیم، یعنی الان نداریمش و توجه بر نداشتنه. بخشش رو منوط به دریافت پول بیشتر میکنیم در حالیکه همین الان هم میتونیم به شکل های مختلف بخشش کنیم. روش درست اینه که همین الان با ایمان به وهاب بودن خدا ببخشیم در حد و اندازه الانمون، البته با باور درست که به خاطر خدا و خودم میدم تا 10 برابرش بیاد تو زندگیم و موقع بخشش احساس خوبی داشته باشیم.
خدا انسان نیست که باهاش معامله کنیم، سیستمیه که به فرکانسمون جواب میده و فرکانسه موجود در رفتار معامله ای، تمرکز بر نداشتن و کمبود منابع مالیه. (خودم هنوز تو این مورد مشکل دارما، باید بیشتر تمرین کنم :) )
5. تمرکز بر نکات منفی
با این حرفا به خدا، همین اولش گند زدیم که :))) وقتی میگیم ثروت بده تا من خّیر شم یعنی تمرکز بر کمبودها و نیازهای دیگرانه و اصلا با این بِیس داریم درخواست میکنیم. تمرکز بر کمبوده نه نکات مثبت و فراوانی، پس کمبود جذب میکنیم نه ثروت.
نهایتا اینکه به نظرم باید بگیم: من ثروتو برای خودم ، فقط خودم میخوام و میبخشم اون هم به خاطر اینکه بازم ثروتم بیشتر و حالم خوبتر بشه
دیدن شادی دیگران، خانواده و بچه های یتیم و … منو شاد میکنه، پس چون خودم شاد میشم این کارارو انجام میدم نه به خاطر اون بچه ها یا … . یک کلام خودمونو بیشتر دوست داشته باشیم دیگه آقا
دم همه گرم
شاد و ثروتمند باشیم
سلام دوست عزیز
هیچ وقت کار خدا یوهوکی نیست و یا مثل سدی که یوهو ترک برداره و سیل عظیمی بیاد و همه زندگی تو بر باد بده
عزیزم کارهای خدا آرام آرام است یعنی از یه چشمه شروع می شود و آرام آرام شما را به رود و بعد به رودخانه و بعد به دریاچه و بعد به دریا و بعد به اقیانوس هدایتت می کنه.
و اگر روی این باور که سدی داره می شکنه و یوهو سیل فراوانی و ثروت می خواد توی زندگیت روان بشه، به احتمال قوی هنوز قانون خداوند را بهش مسلط نشده ای و به نظر من باید هنوز روی باورهات کار کنی و باید بدانی که ابتدائی ترین قانون خداوند، قانون تکامل است و تکامل آرام آرام صورت می گیرد.
سربلند و عزتمند باشید
این مورد که قول میدم همه پول برای خودم نخام وبه بقیه بدیم
یک دیدگاهی هست که اگه همه ثروتمندان کمک میکردن دیگه هیچ فقیری روی کره باقی نمیموند.وما به خدا میگیم خدایاپول بده من قول میدم متل بقیه تروتمندان بد نباشم
اتفاقاخیلی خَیروخوب میشم
وتمام پول برنمیدارم، حواسم بهشون هست
من که مثل بقیه نیستم من جز اون آدم ثروتمندان نمیشم
2احَساس ارزشمندی به هیچ وجه نداریم فکرمیکنیم که هرچقدر کمتر پول برداریم آدم خوبه ماهستیم. یاخدایاخرما
ینی هرچی بیشتر به فکر پول باشیم ازخدا دورمیشیم
وسعی کنیم خیلی باپول گرفتار وسرگرم نشیم
خدایی نمیدونیم که خدا پول هم هست
نمیدونیم که در نبود پول انسان کافرمیشه وشرک میگه
نمیدونیم که کسی که پولداربشه
تموم لذت وخوبی های که خدا. گذاشته بهش میرسیم. وتجربه میکنیم
نمیدونیم که باثروت من شدن خودمون به گسترش جهان کمک میکنیم
نمیدونیم که پول چقدرازادی میاره
آزادی مکانی زمانی میاره
خلاصه اینکه همش میخایم
طبق شنیدهها مثل الگوهای دینی
ساده باشیم وسازه زندگی کنیم
تابوده مارابه ساده زیستن
تشویق کردن وما سعی کردم
که ساده باشیم واین مقدار پول
درخواستی از خدا را تمام برای خود نخواهیم
هیچ نمیدونیم که همین الگوهای دینی اتفاقا خیلی باایمان هستن
وخیلی هم ثروتمند ولی به خورد ما چیزهای دیگه دادم!!
خیلی دیدگاه تون به من کمک کرد که یک ترمز پیدا کنم
ممنونم
سلام دوست عزیزم
نکته مهم اینجاست که وقتی میگم خدایا به مابده منم قول میدم به دیگران کمک کنم
اینکه فک میکنیم نیست
ومن نامرد بازی درنمیارم
ویه مقداری به دیگران میبخشم
یادمه که یه حرفی شنیده بودم
وشد بود برام باور
که اگه هرکسی به یه فقر
فقط به یه فقیر کمک کنه دیگه
درجهان فقر باقی نمیمونه
خخخخخخخ
پس بخاطر همین که من باید کمک کنم و مثل بقیه ثروتمندان
نامرد نشم وکمکموانجام بدم
مثل بقیه یادم نره که منم وظیفه دارم. اگه من مثل بقیه یادم نره
وکمک انجام بدم دیگه فقیرها
وضعیتشون عالی میشه
پس یه جورایی هم بقیه ثروتمند هارو آدم سنگ دل و بدکارمیدونیم
پس همه چی درسته اگه اون
ثروتمندان دیدگاه من داشتن که
الان ثروتمند نبودن
مورد بعدی که خیلی خوب اشاره کردی اینکه من همه پول برنمیدارماااا
خدا فک نکنی من همه پول برای خودم میخام خخخخخخ
یه جورایی برای ما زندگی ساده
قانع بودن به پول کم
متواضع بودن به قول خودم
درخواست کم
پرو نبودن به قول خودم
دنیامادی نخواستن
من پولی میخام که گذاری زندگیم بشه وباید مثل هزاران الگو دینی
که به ما گفتن ساده زندگی کنیم
اینجوری فشار ازروی دوش پدر
خانواده وجامعه برمیداریم
خخخخخخخخ
مثل علی وفاطمه نون نمک بخوریم
جالبه همیشه برام سوال بود که
چجوری میتونستن نون با نمک بخورن
یا همیشه نون خرما و شیر بخورن
وخودشون نون خالی بخورن
ومثلا خرما کمک کنن
خب نشستن پای حرف بیهوده دیگران ساختن چیزی جز این
باورها اندازه
من خودم میگفتم بابا من کمتر بخام یه جورایی دختر خوبیم
حتی خواهرام بیشترازمن میخاستن من باهاشون دعوامیکردم
الان میفهمم که بابا پول بخواه برای خودت. همشم بخاه
اصلا بشترشم بخاه
هم خرما هم خدا
ولی بخاطر باورهای محدودکننده
حاظر نبودم همه پول برای خودم
بخام ومیگفتم نامردی اگه الان
که قراره بهت پول برسه وکمک نکنی
پس توام بابقیه ثروتمندان فرق نداری
1پای حرف بقیه نشینیم
تلویزیون باشه میخاد فضای مجازی باشه
چون جوری باورمیسازن که باورت نمیشه
مثل الان من. که باخوردن کامنت شما یادش افتادم
2کارکردن همیشگی روی باور
ممنونم از دیدگاه تون
که منو به گذشته برد
وباعت شد فکر کنم
نسترن عزیز سلام
دقیقا صحبت هایی که نوشتی صحیح بود. حتی اینکه اگر زیاد بخوای یا از هر چیزی چندتا داشته باشی اصراف کردی.
مثلا یه لباس تا پاره نشه لباس دیگه نمیخریم
یا به خودمون اجازه میدیم فقط از هر چیزی یه دونه بخریم
من توی فایل های استاد وقتی دیدم حتی از یک کالا که یادمه اهنربا بود 4 – 5 تا خریدن گفتن یه دونه واسه این خونه یه دونه واسه ماشین rv یه دونه واسه پارادایس یه دونه واسه تمپا و…
یا مثلا یه دستگاه لازمشون بودن و اون دستگاه توی خونه تمپا بود
اما خودشون پارادایس بودن، مجدد همونو خریدن
ولی ماها که باشیم میگیم ول کن توی اون یکی خونه هست دیگه
همچنین یه دونه مثلا اسپیکر ضبط صوت میخرن بعد میگن این به نظر میاد صداش کمه یا حالا هر چیزی میرن یکی دیگه میخرن
ما باشیم میگیم قبلی رو چیکار کنم پس حیفه!
کلا این تفاوت ها رو من خیلی بین زندگی خودمون و استاد دیدم و سعی میکنم خودمو ببرم سمت سبک زندگی ایشون
موفق و پایدار و ثروتمند باشی نسترن جان❤
سلام
دوست خوب
از متن مشخصه که فکر باز و خلاقی دارید ممنونم که با نظرات خوبت به بچه ها کمک میکنی اماده شناور شدن باش
به زودی
بنام خدای وهاب
سلام دوست عزیزم از خوندن کامنتت وشناساییی ترمزو کدهای مخرب که گفتین خیلی لذت بردم وباهاشم خندیدم اره همین اول راه با خدا ی مهربان وبی منت گند زدیم به درخواست هامون….
من خیلی روی خودم و باورهام کار میکردم و میکنم ولی این کده مخربه که بخشم خیلی مینازیدم بلای جانم بود از اون ور کلی درخواست از این ور وااااااااا خدااااا سپاسگزارم درخواست فرکانس هامو برای جواب دادی….
برای پخش اگاهی ها ازتون سپاسگزارم عالی بود
در پناه رب قدرتمند وبی منت شاااد و خوشبخت وثروتمند وسالم باشین
یه چیزی بگم من جای کامنت ها رو عوض کنم در پاسخ به نظر دوست هم فرکانسیم خانم نگار عزیز نوشتم هووول شدم این چند روزه ازبس میام کامنت بچه هارو میخوام و بزرگترین ترمز های زندگیم و پیدا کردم…
فوق العاده ای خدایااا جونم واستاد جوووونم نمیدونیم چه حالی دارم
با درود فراوان.
کد های مخربی که حس میکنم در این خواسته وجود داره به شرح زیر مینویسم:
1- من خودم لیاقتی برای بهره مند شدن از مزایای ثروت ندارم و ثروت رو فقط برای خوبی رساندن به دیگران میخوام.
2- اگه من خودم ثروتمند بشم ، مردم طوری دیگه به من نگاه میکنند و برام حرف در میارن ولی اگه اون ثروتو برای کمک به دیگران صرف کنم، از حرف مردم در امان میمونم و حتی تعریف هم ازم میکنند.( یعنی ثروت رو در پناه حرف و تعریف مردم میخواهند)
3- ثروت در ذات وفی النفسه خوب نیست مثل آتیشه ( داغ و سوزاننده) است ولی اگه برای چیزایی که مفیده، استفاده بشه ( گرم کردن خونه و غذا) اون موقع چیز خوبی میشه و میشه ازش استفاده کرد.
4-ثروت فی النفسه خوب و پاک نیست و دردسر زاست ولی اگر از فیلتر کمک به مردم رد بشه، پاک میشه و تطهیر پیدا میکنه و میشه ازش استفاده کرد .
5- اگه من ثروتو برای خودم همشو بخوام، خدا بلا سرم میاره و از راه خدا دور میشم ولی اگه قسمتی از اونو یا بخش اعظمشو برای کمک به دیگران و رفع مشکلات اونا صرف کنم ، اون موقع خدا از اینکه از باقی ثروتم استفاده کنم ازم راضیه و میذاره که از اون ثروت هم طوری استفاده کنم که از راه خدا هم دور نشوم.
6-اگه من همه ثروتو برای خودم بخوام، خدا ازم ناراحت میشه و بلا سرم میاره و خوشی رو ازم میگیره، ولی اگه بخشیشو برای دیگران استفاده کنم ، اون موقع خدا ازم راضی میشه و میگه به به چه پسر خوبی، پس من ثروت بیشتر به این پسر بدم که بیشتر به دیگران کمک کنه، چون اون این ثروتو برای خودش نمیخواد و خود خواه نیست بلکه برای کمک به دیگران میخواد ( خدا را انسان و دارای احساسات تصور کردن)
7- من اگه با خدا به این صورت معامله بکنم که بهم ثروت بده تا من بخشیش رو ( یا بخش بیشتریش رو ) در راه کمک به دیگران استفاده کنم ، اون موقع خدا میگه دمش گرم، ببین ، این آدم خوبیه، این میدونه ثروت رو باید برای دیگران و رفاه حال اونا صرف کرد ( رابین هودی عمل کردن) و به همین خاطر حتما خدا تحت تاثیر من قرار میگیره و کم میاره و بهم ثروت میده.
8-ثروت در جهان کمه و محدوده و فقط دست یه سری افراد خاصه که اکثرشون هم از راههای خلاف به ثروت رسیدن و هیچ احساسی در قبال دیگران ندارند و اون افراد خاص ، هیچکس غیر خودشون رو آدم حساب نمیکنند و هیچ کمکی به دیگران نمیکنند و بسیار سنگدل ،خسیس و مطیع امر شیطان هستند و همه ثروتشون رو در راه عشق و حال و هوسشون خرج میکنند ، پس خدایا از ثروت اون ثروتمندان عوضی و سنگدل بکاه و به منی که آدم خیلی خوبی هستم و مومن و نمازخون و اهل حلال و حرامم اون ثروتو ببخش که من اون ثروت رو بین آدمهایی که نیاز دارن و انسانهای خوبی هستند تقسیم کنم تا اینجوری عدالت در جهان هم رعایت بشه.
9- ثروت چیز خوبی نیست، ولی من نمیتونم ببینم یه سری آدم خوب و پاک که عدل خدا نصیبشون نشده به خاطر نداشتن پول زجر بکشند، پس تو ای خدا اگه واقعا عادلی به من ثروت بده تا اون ثروت رو به دیگران بدم که کمتر بخاطر بیماری و گرسنگی و بیکاریشون زجر بکشند.
10- همه ادمهای ثروتمند ، ادمهای بی دین و هوسباز و سنگدلن و اصلا براشون مهم نیست پول رو به چه صورتی بدست میارن و خیلی راحت از راه دزدی و ضایع کردن حق دیگران و کلاهبرداری به ثروت رسیدند و هر روز هم سالمتر و تپل تر میشند و هیچ مرگشون هم نمیزنه! ( حرف عامیانه ) من نمیدونم خدا اصلا حواسش هست یانه؟!، و این ناقض عدل در جهان هست. پس خدایا به من ثروت بده و من ثروت رو میخوام که نقش سوپر منو ایفا کنم و به مردم کمک کنم . نه اینکه از اون برای لذت بردن خودم از زندگی استفاده کنم
با تشکر از استاد عزیزم، این نمونه هایی از ترمزهایی بود که خودم قبلا با ذهنیت خرابم داشتم و خدا رو شکر که این ترمزها رو دیگه ندارم…..این نوع مسابقه ها خیلی خوبه و خیلی از ما میتونیم ترمزامون رو در این طوفان فکری که بین اعضای سایت ایجاد میشه کشف و رفع کنیم.
سلام و درود بر مجید عزیز
مجیدا همه باحال وودوست داشتنی اند خخخخخ چون خودمم اسمم مجید
مجید یعنی بزرگوار و بزرگی من بزرگی در جهان را برای شما میخواهم دوست خوبم بزرگی تو بزرگی منه بزرگی من بزرگی تو همه مون برای بزرگ شدن اینجا جمع شدیم بزرگ شیم نه از لحاظ سنی یا قدی از لحاظ ذهنی و درونی تا بتونیم از بهترین نعمتهای خدا که اون بالا بالا هست در فرکانس بالا دست ذهنمون بهش برسه چیزای خوب بالاهاست تا دست هرکس ووناکسی بهش نرسه شاید خیلیا بگن این حرف منفیه اتفاقا مثبته مثبته چون باید قد خواستت بشی تا بتونی جذبش کنی درسته که همه مون همینجوری لایق دریافت بهترینها هستیم ولی نمیشه پست و کوچک و دنی باشیم و بهترینها نصیبمون بشه درسته همه انسانها لایق بهترین ها هستیم ولی باید در قبال خواسته های خوب چیز خوبی به جهان بدیم نمیشه بدی بدیم بعد بگیم من که لایق بهترینها هستم جهان باید بهم خوبی بده اینطوری که نمیشه پس چیزای خوب اون بالا بالاست و همه توانایی دستیابی بهشونو دارن یعنی ابزار دسترسی به اون بالا برای همه وهمه به ندازه کافی وجود داره حالا من اگه ندارم دلیل بر بی لیاقتی من نیست دلیل بر تنبلی و حرکت نکردن و یا نااگاهی منه یا اینکه با بدی از ابزارها دور شدم
مثل اینکه اکسیژن که خیلی از دوستان مثالشو زدن به اندازه کافی برای همه و همه و همه موجودات هست فقط باید نفس بکشیم و اگه جلوی نفسمونو بگیریم چی میشه این میشه که ما کار درست که نفس کشیدن رو انجام ندادیم بلکه کار به اصطلاح نادرست و بد و انجام دادیم که جلوی راه نفسمونو با ابزار دست گرفتیم و این شد که خفه شدیم پس برای بدست آوردن بهترینها باید بهترین شد یا نباید بدترین شد
و شما هم دوست خوبم بسیاااااار زیبا این ترمزهارو توضیح دادین ازتون ممنونم نمیدونم آیا چیزایی که گفتم ربطی به بحثمون داشت یا نه
ما باید همه چیو فقططط واسه خودمون بخوایم و اصلا تو کار خدا دخالت نکنیم چون با ثروتمندشدنمون بصورت خودکار دیگران از ما بهرمند خواهند شددددد اینو بایددددد درک کنیم ما با خرید هر چیزی با سفر رفتن با خوراکی خریدن با لباس خریدن با لوازم خانه و زندگی خریدن داریم به جهان خیر میکنیم فقط مشکل اینه که ما خیرات و فقط دست فقیر و نیازمندی رو گرفتن میدانیم واسه همین نمیتونیم ثروتمند بشیم چون توجه ما همیشه با سمت پیدا کردن و اضافه کردن نیازمند و فقیره همه جا دنبال این هستیم آخه فلانی نیاز به کمک داره آخع فلانی فقره یا فلانی دور برت کسی و نمیشناسی فقیر باشه بهش کمک کنم یا گروهی جمع میشن دوره میزارن میگن بیاین پول بزاریم به فلانی کمک کنیم تا وقتی اینجوری زوم کردیم رو فقیر یابی خوب معلومه که ثروت سمت ما نمیاد
ما بایدددد درکمون به خیرات کردن و عوض کنیم تا رشد برامون رقم بخوره باید توجه مونو ببریم به شادی کردن و عشق وحال کردن خودمون تا بتونیم باعث رشد بهتر جهان بشیم مثل کاری که استاد باعشق داره میکنه و یا ایلان ماسک بیل گیتس و دیگر ثروتمندان و مخترعین و تولیدکنندگان عزیز که دارند خیرات بزرگ انجام میدن به این میگن خیرات گره از کار مردم باز کردن برای آسان کردن زندگی در جهان زیبا
دوست من ممنونم که هستین تا من آگاهتر بشم ممنونم از پاسخ نابتون سپااااااااااس مجیدخان
اقا مجید نظرت عالیییی بود… فوق العاده
بینهایت سپاسگزارم محمد عزیزم…..ممنون از نظر لطفت…شاد باشی :)
پاسختون عالی بود دوست عزیز
سپاسگزارم محمد عزیز..ممنون از دقت نظرت….شاد باشی :)
به نام تنها فرمانروا و هدایتگر عالم خداوند وهاب و رزاق
سلام به استاد عباس منش عزیز
سلام به مریم نازنین
و سلام به همه دوستان خوبم
بعد از مدتها کامنت نذاشتن امروز من به لطف الله یکتا اینجام برای کامنت گذاشتن چون خواستم از خدای رحمان بهبود وضعیت مالیم بود و همونطور که اون سریع الاجابت هست الان اینجا هستم تا قدمی دیگه برای رسیدن به خواسته م بردارم….نشانه امروز من فایل منطق هایی قوی برای تغییر بنیادین باورها بود و اما تمرینش جواب به سوال این فایل و خوندن کامنت های شما دوستان عزیز بود….به لطف و اعتبار خداوند یکتا کسی که برگی از درخت بدون اذن اون نمیفته شروع می کنم و ازش می خوام که تمام باورهای مخربم در بحث ثروت رو بهم بگه….تا هم خودم بفهمم و هم شما دوستان عزیزم….منم مثل شماها یک عمر آرزوی این رو داشتم که خدا بهم پول زیاد بده تا برای مادرم خونه شو بسازم و خونه نوساز باشه تا جبران زحماتش بشه تا آسایش داشته باشه و دیگه دغدغه هزینه تعمیر خونه رو نداشته باشه چون معتقد بودم مادرم به خاطر زحماتی که برام کشیده حقشه توی یه خونه لوکس باشه…مامان من عاشق فرشته ست و من شبهایی متعددی رو تا دیر وقت بیدار می موندم و توی تختم تجسم این رو می کردم که خونه رو طوری بسازم که نمای خونه با مجسمه های فرشته باشه…مادرم پله مارپیچ خیلی دوست داره البته خودمم دوست دارم اما وقتی فکر ساخت خونه رو می کردم انگار فقط سلایق مادرم رو در نظر می گرفتم….سالها این تجسم ها رو انجام می دادم اما هیچ اتفاقی نیفتاد نه تنها من نتونستم این کار رو برای مادرم انجام بدم بلکه هر روز بیشتر و بیشتر محتاج مال مادرم می شدم طوری که تا سن ۳۴ سالگی تمام مخارجم رو مادرم می داد…قبلش ۲ بار سره یه کارایی رفتم اما به دلیل حقوق کم و غر زدن های مادرم که تو مگه محتاج این پولای کم هستی از خیرش می گذشتم و به خودم می گفتم چقدر بی چشم و رویی چرا محبت مادرتو درک نمی کنی بشین توی خونه راحت درستو بخون و قدردان رفاهی باش که در اختیارت مادرت گذاشته ….آخ آخ خدایا شکرت دارم می فهمم چی میگی؟ داری خیلی واضح بهم می گی که چقدر شرک داشتم ممنونم ازت مهربان خدای من…روزها گذشت و من هر روز با وجود اینکه مادرم بهترین و شیک ترین چیزا رو برام می خرید افسرده تر می شدم…و این باعث می شد که اتفاقا رابطه م هم با مادرم خوب نباشه و همه ش بحث و درگیری و منت باشه چون من خودم ساخته بودم که هر کاری که مادرم برام می کنه اگه بخوام برم سره کار و روی پای خودم باشم قدر مادرم رو ندارم….همه می گفتن تو که همیشه بهترین لباس و بهترین خرجا رو برات می کنن کمدت داره از لباس منفجر می شه کرم صورتت که مارک و….دیگه چته چرا می خوای بری سره کار؟؟؟ اما درون من جنگ بود و این رو به صورت افسردگی و لجبازی و خواب زیاد بروز می دادم…آخه وجودم دنبال عزت بود دنبال استقلال بود…اما نمی فهمیدم مشکل کجاست ….اما الان می فهمم که داستان چیه؟ مادرم برای من خدا بود(شرک مخفی) یه خونه و یه ماشین و یه حقوق ثابتو کل ثروت دنیا می دونستم به دلیل سبک رفتاری مادرم که همیشه حرف حرف اون بود و سبک درست سبک اون خودمو لایق این نمی دونستم که خونه داشته باشم ماشین داشته باشم پولدار باشم ….وقتی استاد می گن داستان های من و بابام من میگم داستان های من و مامانم ….همیشه ماادرم معتقد بوده و هست که دور از جون استاد و شماها پولدارا آدمای خوبی نیستن…پول زیاد از راه حلال نیست…همیشه پول کم حلال بود علی الخصوص اگه طرف معلمم باشه که دیگه هیچ😄😄😄😄…حالا اون معلمایی که چند صد میلیون با تدریس درآمد دارن اونا رو نمی دونم نظر مادرم چیه؟؟….خلاصه اینکه یه عمر مادرم خدام بود و نمی دونستم دارم تیشه می زنم به ریشه زندگیم نمی دونستم علت نداشتن پول برای خودم چیه؟ من خودم رو فراموش کرده بودم….مورد دیگه ای که بود می گفتم خدایا من این خونه رو با خونه بقلیش می خرم بعد یه زیرزمین خیلی قشنگ با کف سنگ می سازم و توش روضه امام حسین می گیرم هر سال عاشورا و تاسوعا…من احساس گناه می کردم حس می کردم خدا بهم میگه تو چی داری که من پول بهت بدم؟؟؟ اگه پول می خوای باید بهم قول بدی آدم خوبی باشی با ایمان باشی…من در واقع الگوی رفتاری که با افکار مادرم داشتم رو در مورد خدا پیاده می کردم …وقتی چیزی برای خودم می خریدم و خلاف نظر مادرم بود و ولخرجی بود پول دور ریختن مادرم بهم می گفت این چیه خریدی؟؟؟ پولی که بهم دادمو حروم نکن ولخرجی نکن اگه دفعه دیگه اینطوری پول منو خرج کردی دیگه بهت پول نمی دم…خدا بهم گفت تحویل گرفتی؟؟؟؟!!!!!! ….هر بار سره این ماجراها بحث می شد و من تحقیر می شدم احساس سرباری و مفید نبودن می کردم شخصیتم خورد می شد پودر می شد اما اون وقت تنها راهکار فقط خواب بود و قهر کردن…خودم نخواستم خدایا من خودم به خودم ظلم کردم حقمه کسی که تو رو دست کم بگیره بهتر از اینم براش پیش نمیاد….کسی که یادش بره تنها خداست که براش عزت می خواد همین خفت و خواریارم باید بکشه….به لطف خدا بعد مدتها فکر می کنم چندین روز که هر روز پشت سر هم هر تعداد صفحه ای که برسم معنی فارسی قرآن رو می خونم…فکر می کنم دیروز بود که آیه ای رو خوندم که خدا گفته بود:آیا به کسانی دل می بندین که نه چیزی رو خلق کردن و نه توان سود و ضرر رسوندن به خودشون رو دارن توقع دارین به شما سود برسونن؟؟؟!!!!!!! چقدر راحت خدا جواب آدمو داده…چقدر خوندن قرآن بهم آرامش میده ….بهترین راه به آرامش رسیدن و روشن کردن امید در دلمونه….دیروز از خدا خواستم به خدا گفتم خدایا خودت از شرایط مالی من آگاهی و می دونی که پولم داره تموم میشه خودت چاره ی کارم کن(در کمال آرامش چند ماه پیش کل پس اندازمو دادم برای دوره های تخصصی رشته م و به لطف الله یکتا با افتخار دوره عزت نفس رو خریدم تا بخرم عزت و شایستگی ای که سالها به شرک فروخته بودم) و خدا در جواب من آیاتی رو آورد که اشک از چشمام جاری شد:
سوره انبیا آیات ۷۶ تا ۹۰
و یاد کن حکایت نوح را که پیش از این او را به رسالت فرستادیم و قومش مخالفت و عصیان پیش گرفتند و وی خدا را به یاری خود خواند ما هم او و اهل بیتش را از بلای سخت نجات دادیم.
و او را بر دفع آن قومیکه که آیات ما را تکذیب کردند نصرت دادیم و آن قوم بدکار کافر را یکسر به طوفان غرق کردیم.
و داود و سلیمان را که وقتی که درباره گوسفندان بی شبانی که مزرعی را تباه کردند قضاوت نمودند و ما بر حکم آنها گواه بودیم.
و ما آن را به سلیمان وحی آموختیم و به هر یک مقام حکمفرمائی و دانش عطا کردیم و کوهها و مرغان را به آهنگ داوود مسخر او گردانیدیم و ما این معجزات را از او پدید آوردیم.
و ما به داوود صنعت زره ساختن آموختیم تا شما را از زخم شمشیر و آزار یکدیگر محفوظ دارد آیا شکر به جا می آورید؟
و باد تند سیر صرصر را ما مسخر سلیمان گردانیدیم تا به امر او و بدان سرزمین شامات که با برکت برای جهانیان کردیم حرکت کند و ما به همه امور عالم و مصالح بندگان دانائیم.
و نیز برخی از دیوان را مسخر سلیمان کردیم که به دریا غواصی کنند و یا به کار دیگر در دستگاه او بپردازند و ما نگهبان دیوان برای حفظ ملک سلیمان بودیم.
حال ایوب را وقتیکه دعا کرد که ای پروردگار مرا از بیماری و رنج سخت رسیده و تو از همه مهربانان عالم مهربان تری.
پس ما دعای او را مستجاب کردیم و درد و رنجش برطرف ساختیم و به لطف خود اهل و فرزندانش را با عده دیگر به مثل آنها باز به او عطا کردیم تا اهل عبادت متذکر لطف و احسان ما شوند.
و نیز یاد آر حال اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را که همه از بندگان صابر ما بودند.
و ما آنها را به رحمت خود آوردیم زیرا آنان از نیکان عالم به شما بودند.
و یاد آر حال یونس را هنگامیکه از میان قوم خود غضبناک بیرون رفت و چنین پنداشت که ما هرگز او را در مضیقه و سختی نمی افکنیم آنگاه در آن ظلمت ها فریاد کرد که الها خدایی به جز ذات یکتای تو نیست تو پاک و منزهی و من از ستمکارانم.
پس دعای او را مستجاب کردیم و او را از گرداب غم نجات دادیم و اهل ایمان را اینگونه نجات می دهیم.
و یاد آر حال زکریا را هنگامیکه خدا را ندا کرد که بارالها مرا یک تن و تنها وامگذار که تو بهترین وارث اهل عالم هستی.
پس ما هم دعای او را مستجاب کردیم و یحیی را به او عطا فرمودیم و جفتش را شایسته گردانیدیم زیرا آنها در کارهای خیر تعجیل می کردند و در حال بیم و امید ما را می خواندند و همیشه به درگاه ما خاضع و خاشع بودند.
به خدا گفتم خدایا بارها و بارها توی قرآنت تا اینجایی که خوندم بهم گفتی صبر کن تحمل کن و من رو بشارت دادی من با افتخار به درگاهت صبر می کنم تا منو به ثروت نامحدود و استقلال مالی برسونی….
چقدرررررررررررررررررررررررررر زیبااااااااا خدا به من پاسخ داد و امید رو در دل من زنده کرد و دیشب ایده ای بهم الهام کرد که برام یک تیره و چند تا نشون و به لطفش از دیشب شروع کردم و قدم اول رو برداشتم…..امیدوارم خدای یکتا همه ما رو کمک کنه و امیدوارم استاد عباس منش عزیز رو در دنیا و آخرت به عزت و جلال خدای یکتا عزت و جلال بیشتر بهشون بده….امیدوارم به همه ما توکل و ایمان واقعی بده…امیدوارم که خدای یکتا پرده از دلمون برداره که مشرک نباشیم و اون وقته که همه چیز رو نامحدود بهمون عطا می کنه…..پروردگار یکتای من مرا بنده خودت قرار ده و هر روز بهم یادآوری کن در کلامت که تنها تو را بپرستم و تنها از تو یاری بجویم…خدای خوبم به عزت و جلالت قسم همه ما به فقیریم و هر خیری که از جانب تو به ما برسد ما به آن محتاجیم….
💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎متوکل…موحد…ثروتمند…سلامت…شاد….. و سعادتمند در دنیا و آخرت زیر سایه پر فروغ الله یکتا باشید…💎💎💎💎💎💎💎💎💎
💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐دست حق یار و مددکار همه شما عزیزان باشه….💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐
سلام آهو جان
اول از خدا سپاس گزارم که زیبا هدایت کرد منو به زیبا ترین به بهترین شکل ممکن و به ساده ترین راه ممکن که بیام و بخونم متن فوق العادت رو متنی که با پوست و استخوم حسش کردم حس کردم لحظه لحظه ی داستان زیبای تورو چون دقیقااا همین رو تجربه کردم تجربه کردم احساس گناه رو تجربه کردم احساس کم ارزش رو تجربه کردم شرک داشتن رو ولی خواستم و هدایت شدم و خدارو بازم سپاسگزارم که روز به روز در حال بهتر شدن و تکاملم و روز به روز به هدف امسالم یعنی اجرای توحید در عملم نزدیکتر و نزدیک تر میشم.
آهو جان وقتی شروع کردم به خوندن رسیدم به یه جمله ی کوتاه >>> مهربان خدای من
سلام علی جان
ممنونم از لطف و احساس خوبت….ممنونم از اینکه وقت ارزشمندتو گذاشتی و کامنت من رو خوندی کامنتی که من فقط نویسنده ش بودم و ربّ یکتا گوینده اون….خدا رو بییییییی نهایت شکررررر می کنم برای تک تک ثانیه های نزدیکتر شدنت به خدای مهربان… برای تک تک موفقیتهات….برای تک تک ثانیه های تکاملت…از ته قلبم برات آرزو می کنم که به همه اهدافت برسی و انسان موحدی بشی مانند حضرت ابراهیم….برات بهترینها رو آرزو دارم در تک تک جنبه های زندگیت علی الخصوص عزت و ثروت و سعادت در دنیا و آخرت….
ممنونم ازت خدای مهربان پشت و پناه ثانیه ثانیه های زندگیت باشه….💐
پروردگار یکتای من مرا بنده خودت قرار ده و هر روز بهم یادآوری کن در کلامت که تنها تو را بپرستم و تنها از تو یاری بجویم…خدای خوبم به عزت و جلالت قسم همه ما به فقیریم و هر خیری که از جانب تو به ما برسد ما به آن محتاجیم….
آهو جانِ جانان .. پیامت نور روشنی قلبم بود عزیز دلم .. میتونم بهت بگم که تا قبل از اینکه پیامت را بخوانم تا الان این میزان آرامشم، اتصالم، احساس خوبم الان که پیامت راخواندم و به پای سپاس گزاری رفتم خیلی خیلی بیشتر شده خداروصدهزار مرتبه شکر .. اگر این پیامی که گذاشتی ثروتمندتر شدن خودت شادتر زندگی خودت نیست پس چیه .. تو میخواستی که پاشنه ها را پیدا کنی .. پیدا شد و حالا میخواستی که با هم پاره هات به اشتراک بذاری و این کارو کردی و حالا هر کسی که توی مدار دریافت این آگاهی های نابِ ناب بوده هدایت شده مثل الان ِ حالِ من و لذت بیشتری برده .. میدونی انگاری دریچه ی قلبم وااا شده انقدر که آرامش= خدا را احساس کردم در این پیام الهی ..
چقدر این هدایت زیباست ..
چقدر سپاس گزارم از خدا به خاطر قوانین ثابتش
چقدر از تو سپاس گزارم عزیز دل ِ مهربونممم خوش قلبم عزیزم ثروتمندم
چقدر از پدر ممنونم برای اینکه یک روزی میخواست و هدایت شد به ایجاد این سایت الهی و ..
چقدر از خودم ممنونم که منم میخوام به وظیفه ی الهی انسانیم عمل کنم .. همیشه خوب عمل کنم .. همیشه
عاشقتممم عاشقتمم عاشقتممم دوست دارم عزیزم
هر جاا هستی در پناه الله یکتا شادتر و خندون تر و موحدتر و متوکل ترر باشی
میبوست …
مارکو ی دوست داشتنی ))
به نام خدای یکتا و بی همتا
سلام به محمد جان مهربان و عزیزم
ممنونم عزیز دلم از لطف و محبتت…خوشحالم که تونستم با نوشتن پیغام خداوند برای همه مون باعث آرامش و اتصالت به خالق یکتا و بی همتا بشم…ممنونم ازت قربونت برم از این همه محبت و مهربونیت…منم منم منم عااااااااااااااااشقتم عااااااااااشقتم عاااااااااشقتم عزیز دلم…امیدوارم هر روز به پروردگار یکتا نزدیک و نزدیک تر بشی…الهی که به حق بزرگیش همیشه حال دلت عاااااااااااااااااالی باشه…الهی که همیشه غرق در ثروت و نعمت و سلامتی و خوشبختی باشی محمد مهربانم….
دوست داااارم عزیز دلم
شاد باشی و همیشه در آغوش الله یکتا غرق در آرامش باشی عزیزم
بازم از همه مهربونیات ممنونم عزیزم💓💐