اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست.
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
خدای مهربونم شکرت که هر آنچه دارم از آن توست
خدای مهربونم شکرت که مرا به بهترین مسیرها هدایت کردی
با سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان عزیزم
استاد فایل بی نظیری بود سپاسگزارم
استاد من هم درگیر این مسئله هستم و اعتراف میکنم که گاهی اوقات هم میشنوم و هم میگویم ولی بلافاصله احساس به شدت بد میگیرم به طوری که حالم خیلی خراب میشه و با خودم میگویم چرا اجازه دادی تا بشنوی و چرا غیبت کردی.
خدارو شکر که این احساس بد من رو به این فایل هدایت کرد و اینکه بتونم یاد بگیرم و آگاهانه روی رفتارها و صحبتهام تمرکز کنم و نزارم بشنوم و بگویم
خدایا سپاسگزارم
من تعهد میدم و سعی میکنم که دیگر وارد این بازی ویران کننده تهمت و غیبت نشوم
البته خیلی سعی میکردم که هیچ وقت درگیر این مسائل نشوم ولی گاهی اوقات ناآگاهانه اتفاق می افتاد و من را به شدت از مسیر آگاهی دور میکرد
امیدوارم بتوانیم کنترل ذهن در مورد این مسئله داشته باشیم و از آن به شدت اعراض کنیم
هر حرف استاد و ایات قران درسی برای زندگی و ارامش در زندکی داره
نکته های این فایل در مورد تهمت
_وقتی ما در مسیر درست باشبم و اونقدر بزرگ شده باسیم که کنترل ذهن اشته باشیم اونوقت در مقابل تهمت های دیکران براشفته نمیشیم خیلی راحت بی اهمیت از کنارش رد میشبم به قول قران اوقدر باید قوی باشیم و به خودمون ایمان داشته باشیم که ذهنیتمون نسبت به خودمون خراب تشه و دنبال اثبات خودمون نباشبم که اون تهمت از بیت بره
_مورد بعدی دایره ارتباطات و دوستان هست
وقتی تو جمعی باسیم که خیلی راحت حرف این و اون هست و هر انگی که بخوان به بقیه زده میشه ناخوداکاه ماهم مثل اونا میشیم و هم مسیر
ولی وقتی از اول جلوی این داستان گرفته بشه و اجازه ندیم هر حرفی جلو مازده بشه اونوقت ادم های مناسب گلچین میشن و دایرع ارتباط ما سالم تر و درست تر میشه
_نکته بعدی نباید نشر دهنده تهمت باشیم هرجی که میخواد باشه ولو اشتباه یک شخص ما نه باید بشنویم و نشر بدیم
وقتی میشنویم قضاوت و تهمتی رو در مورد یکی اولا که ذهنیت ما نسبت به اون فرد خراب نیشه و ثانیا اونقدر تو ذهنمون براش دادگاه میذاریم که اون شرایط رو برای خودمون خلق میکنیم
درست مثل امشب من که سر نیومدن همکارم 2 روز تو ذهن خودم هی داشتم میگفتم اینطوری اونطوری اینو میگم اونو نیگم و…قضاوت بی مورد که فقط خودمو ناراحت میکرد و احساس منو بدتر وقتی استار گفت که اصلا اهمیت ندیم به رفتار های دیگران چون کانون توجه مارو میبرن دیدم دقیقا من دارم به چیزی توجه میکنم که نمیخوام و احساس م بد شده
_ نکته بعدی سرمون تو زندگی خودمون باشه اقا
چه کار داریم کی چه کار میکنه وقتی ما همش دنبال زندگی بقیه باشیم اولا وقتی برای خودموت نمیمونه ثانیا دست اوردی نداریم جز اینکه بخوایم یه سری حرفایی که ازش مطمئن نیستیم به بقیه ام بگیم چون با ذهن محدود خودمون درست کردیم
_غیبت نکته بعدیه و واقعا چه مثال وحشتناکی
خوردن گوشت بردار مرده
وقتی ما به بقیه توجه میکنیم قضاوت میکنیم بالاجبار هم غیبتش شکل میگیره و حرفای بی مفهمون و پوچ زده برای طرف
چقدر واضح و زیبا قران درس زندگی رو میده
به نظرم شاید به دید بقیه برای زمان پیامبر باش بعضی چیزا ولی همین مثال داد زدن
چیزی که درون من یه به دلایل موجود تو بچگی عادی بود خیلی زود عصبی شدن و داد زدن سر هرکسی و بی احترامی
در نزدیکترین حالت سر پدر و مادر و خانواده
حتی قران لین موردم توضیح داده که داد نزن و با احترام صحبت کن
قبل از این خیلی بی اختیار داد میزدم پرخاش میکردم هرچی با شما بیشتر کار کردم شرایط بهتر شد و امشب دیگه حجت برمن تموم شد و یه باور خوب برام روشن شد که داد زدن رو خدا هم منع کرده و زیبا نیست از دیدش چون احترام رو از بین میبره
بی نهایت میشه این فایل رو گوش داد و درس زندگی گرفت
ممنون استاد نازنین دمت گرم
خدایا شکرت بابت هر لحظه که به من اگاهی میرسه تا بتونم ذره ای از دیروز بهتر باشم️
به یقین کسانى که آن تهمت [بزرگ] را [دربارۀ یکى از همسران پیامبر به میان] آوردند، گروهى [هم دست و همفکر] از [میان] خود شما بودند، آن را براى خود شرّى مپندارید، بلکه آن براى شما خیر است، براى هر مردى از آنان کیفرى به میزان گناهى است که مرتکب شده، و آن کس که بخش عمدۀ آن را بر عهده گرفته است، برایش عذابى بزرگ است
در اینجا بیشتر کمک میکند این آیت که اگر شما در در فکر و فضای تهمت آمیز نباشید طرف برایتان چیز عکس العمل نمیداشته باشد .
و اگر فکر کنید کسی است که بر شما غیبت میزند و شما بد نمایان میکند آن گونه به شر تان نخواهد شد حتما به خیر مطلق تان حساب میشود .
چرا بر آن تهمت، چهار شاهد نیاوردند؟ و چون شاهدان را نیاوردند، پس خود آنان نزد خدا محکوم به دروغگویى اند؛
اگر زمانی لازم شد که یک تهمت را بزنید باید برایش چهار شاهد پیدا کنید اگر این کار را نکردند حرف و کلام آنها قابل درک و یا اعتبار نیست، انها نزد خداوند دروغگو میباشند .
اى اهل ایمان! از بسیارى از گمان ها [در حقّ مردم] بپرهیزید؛ زیرا برخى از گمان ها گناه است، و [در امورى که مردم پنهان ماندنش را خواهانند] تفحص و پى جویى نکنید، و از یکدیگر غیبت ننمایید، آیا یکى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ بى تردید [از این کار] نفرت دارید، و از خدا پروا کنید که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است
در اینجا بعث گمان را پیش میبرد میگوید اگر شما گمان بد داشته باشید کاملآ دور شوید و از مسیر زندگی و رابطه داشتن لذت ببرید .
اصل نکته اینجاست که خداوند چقدر گمان بد زدن را به نمونه واضع تعریف کرده ( آیا شما خوش دارید گوشت برادر مورده تان را بخورید ؟)
هرچقدرررر دوری کنید از تهمت ها و گمان های بد همانقدر به سمت رشد و پیشرفت فردی میرسید ودر اصل موقع پیدا نمیکنید برای این شرایط ها .
خداوندی که راهنما و هدایتگر ماست و برکات خلقتش همیشه شامل ما بوده و هست و خواهد بود.
الهی شکر بابت فضیلت کامنت نوشتن
همان نوشتن که قرآن ازش یاد کرده.
ن و القلم ما یسطرون.
خدایا شکرت بابت این سایت بهشتی. اینجا انگار یه جهان موازیه با کلی امکانات و قابلیت ها که ما داریم توش کیف میکنیم. خدارو شکر که داریمش. خدارو شکر که ما را وادار کرد که اگاهانه اندیشیدن. خدایا شکرت که از زندگی طوطی وار دور شدم و افتادم وسط قلب خداوند.
الهی شکرت معبود من.
با توجه به اینکه درک هر چیزی تکامل میخواد چه درکمون از قوانین، چه درکمون از خودمون و همینطور درکمون از علت رفتارها و تصمیماتمون، نمیخوام حکم قطعی بدم و الان صرفا با توجه به میزان درکم میخوام صحبت کنم..
از اونجایی که من قبلا (منظورم تا همین 4 ماه پیش) قطع به یقین میگفتم توی بحث مهم نبودن حرف مردم اصلا باگی ندارم و واسم مهم نیس که مردم قضاوتم کنن و یا راجع بهم چی فکر میکنن، مدتی بعد طی یه سری اتفاقات و کشفیات متوجه شدم اوه اوه. هر چی هست زیر سر این باگه . که اتفاقا در بسیاری از مسائل حرف مردم برای من خیلی هم مهمه.
و حالا چرا قبلا فک میکردم حرف مردم برای من مهم نیس؟ چون در اون چیزایی که توش اعتماد به نفس داشتم و میدیدم بقیه روشون نمیشه انجامش بدن درعوض من خیلی پرو بودم و برام مهم نبود مسخره بشم یا بقیه بگن این دیوونه س.
مثلا اینکه پاشی یه جای عمومی برقصی منظورم توی جامعه ست یا مثلا لباس عجیب غریبی بپوشی یا ماسک عجیب غریبی بزنی یا چیزای شبیه این. چون ملاکم بیشتر مردم غریبه بود خیلی به چشمم نمیومد که کندوکاو کنم ببینم ایا این همه جا صادقه یا نه. خلاصه که میخوام بگم گاهی یه چیزیو با اطمینان میگیم که اینو که من اوکی اوکیم خب بریم سراغ مسئله ی بعدی، به نظرم یه تجدید نظر کنید شاید از نتایج به دست اومده شگفت زده بشید.
اینو مطرح کردم که بگم الانم راجع به تهمت و غیبت همین حسو دارم . البته که باید دقیق تر رصدش کنم. ولی در حال حاضر با درک الانم حس میکنم هیچ وقت زندگی دیگران برام مهم نبوده(البته الان که دارم مینویسم حس کردم گاهی بحث مقایسه و این داستانا که پیش میاد و نجواها شروع میشه باعث میشه که برم کنجکاوی بکنم که ببینم طرف چیکار میکنه و احتمالا یه قضاوت های ذهنی هم میکنم و خدا میدونه به کجا ختم بشه) خب خداروشکر فهمیدم اونجاهایی که پاشنه اشیلمه مثل مقایسه کردن گاهی در حال تجسس هستم.
تلاشم این بوده که اینجوری نباشم ها. مثلا کلا اینستاگرام توی گوشی من تعطیله و بازش نمیکنم و اصلا برام مهم نیس کی چیکار میکنه. یا کلا خودمو توی شرایطی نمیذارم که وقتی نشستیم با یکی حرف میزنیم ، حرف که کم بیاد بحث یکیو بندازیم وسطو سریع پشتش بزنم و غیبت کنم. خدایی هر جا هم این مورد پیش اومده سریع با سوال های هدفمند یا برشمردن ویژگی های مثبت اون ادم سعی میکنم برم توی فاز تحسین کردنش. انشالا خدا کمکم کنه.
مورد دیگه که برام از این فایل جالب بود اینکه استاد میگفتن اگر شروع به شنیدن این غیبت ها کنید ذهنیت منفی میگیرید نسبت به اون شخص، منو یاد این انداخت که دقیقا ذهن ما با ما اینکار میکنه. مثلا توی باورهای مالی و بحث ثروت، میاد شروع میکنه به غیبت کردن راجع به بحث های ثروت و نجواها مدام مارو جوری تربیت میکنه که ذهنیت بدی نسبت به حالا ثروت سلامتی روابط بگیریم و اگر همون اول بهش بگیم عزیزم نمیخوام بشنوم. نمیخوام ذهنیت بگیرم. نمی خوام در جهت منفی برانگیخته بشم دیگه اون باورهای محدود کننده شکل نمیگیره که بخواد ادامه دار بشه و توجه مارو بهش جلب کنه. هر جا ذهن میاد غیبتو شروع کنه بهش بگید استاپ عزیزم. جلوتر نیا که پرتت میکنم تو دره. نمیخوام بشنوم و همونجا ویژگی های مثبت اون مسئله رو پر رنگ کنیم. راحت نیس . اصلا راحت نیس. مخصوصا تو پاشنه اشیل ها مخصوصا وقتی توی موقعیتی هستیم که تضاد بزرگیه. واقعا تقواکنندگان پاداش دارند. خدایی نوش جونشون.
ایشالا خداوند هدایت کنه امروز همگی توحیدی تر بشیم و کنار هم دیگه توی این سایت بیایم از نتایج قشنگمون بگیم وکلی ذوق کنیم.
راستی دیروز وسط تهران خ ولیعصر ساعت 11 شب روباه دیدم خیلی حال داد.
تویی که با چشمای قشنگت تا انتهای این کامنت کنارم بودی ازت ممنونم . ماچ به کله ت . امیدوارم که امروز چرخ زندگیت حسابی روغن کاری بشه و یکی از خواسته های خوشگلت تیک بخوره.
انگار با گوش دادن به این فایل تازه فهمیدم وقتی استاد از « خودخواهی » حرف میزدن دقیقا منظورشون چی بود.
از بچگی هر چیزی که درمورد خودخواهی شنیدم منفی بود.
خودخواه کسیه که فقط به خودش فکر میکنه،
تنها چیزی که براش مهمه منافع خودشه،
به راحتی حقوق دیگران رو زیر پا میذاره،
هیچکی و هیچی به غیر از خودش براش مهم نیست،
اما الان میفهمم تو مفهوم خودخواهی اصلا « دیگران » جایی ندارن. هرچی که هست، مربوط به خودمونه و خودمون.
چیزی که من فهمیدم اینه که
ما باید انقدررررر برای خودمون، روحمون، وقتمون، پولمون و انرژیمون ارزش قائل باشیم که هرچیزی که باعث بشه احساسمون بد بشه و ما در مسیری قرار بگیریم که توجه بهش هیچ سودی برامون نداره، ازش دوری کنیم.
یعنی من انقدررررر روی خودم و هدفم و زندگیم تمرکز دارم که عملا خودم رو صرف غیبت و تهمت که هیچ کمکی به زندگی من نمیکنه نمیکنم.
و این چقدررررر کمک میکنه بهمون در « کنترل ذهن »
در « توجه آگاهانه به نکات مثبت »
در « صرفه جویی در وقت »
در « جلوگیری از نشتی انرژی »
حتی در « نحوهی برخورد آدم ها با ما »
من یه زندایی دارم که بسیاااااار به نکات مثبت دیگران توجه میکنه. هیچوقت هیچگونه غیبتی درمورد هیچکس نمیکنه و به طرز شگفت انگیزی همه رو تحسین میکنه. حتی کوچکترین چیزها رو. و من الان که فکر میکنم میبینم ابدا هیچکس هیچ موقع هیچ رفتار بدی با زنداییم نداره. همه حتی اگر در بدترین حال و هوای خودشون هم باشن، وقتی به این آدم میرسن شاد و مهربونن. و من و خواهرم، « حسینی ترین نرگس دنیا » چندین بار به این نکته توجه و اشاره کردیم که زندایی زهرا چقدر توجهش همیشه رو نکات مثبته، چقدر حالش خوبه، چقدر همه رو تحسین میکنه.
یه دوست دیگه هم دو سال پیش تو مدرسه داشتم که ایشون هم خیلی خنده رو و بی خیال و آدم مثبتی بود. من هیچوقت ندیدم و نشنیدم که هیچکدوم از بچه های مدرسه هیچ نظر بدی درمورد این آدم داشته باشن. همیشه هم همه چیز به طرز راحت و خوبی به نفع این آدم پیش میرفت.
معاون مدرسهی ما، یه سری اخلاق های خاصی داره که تقریبا از هر ده نفر توی مدرسه، حداقل نه نفر ازش متنفرن. این خانم یک بار با من رفتار بسیار خوب و محترمانه ای داشت و این رفتار از همون موقع ثبت شده توی ذهن من. من همیشه خانم سعیدی رو با این ویژگی های خوب توی ذهنم دارم و همین باعث شده ایشون همیشه با من متفاوت رفتار کنه و به قول بچه ها که مسخرم میکنن و بهم میگن « سوگلی سعیدی ». من هیچوقت نمیفهمم که چرا بچه ها باید اینقدر پشت سر یه آدم غیبت کنن و حتی از کوچکترین رفتارهاشم که خیلی عادیه، یه چیزی بکشن بیرون که انگار خیلی آدم بدیه. من هیچوقت نخواستم نظر بدی درموردش داشته باشم و همین باعث شده که خیلی دوستش داشته باشم و ایشون هم همش بهم میگن چقدر بااستعدادی، توانمندی، تحسینم میکنن.
یادمه استاد تعریف میکردن که یه آقای بسیار خوش رو و مهربونی بهشون گفتن من همیشه اخلاقم همینجوریه با همه عشق میکنم خیلی حالم خوبه اما نسبت به اون خانوم خاص یه جوری ام که همیشه عصبانی میشم، از حالت خودم خارج میشم و وقتی استاد چندتا سوال پرسیده بودن از اون خانوم، فهمیده بودن اون خانم توی ذهنشون یه حسی به اون آقا دارن که خشم اون آقا رو برمیانگیزن و باعث میشه اون روی شخصیت آقا جلوی خانم پدیدار بشه؛ که درواقع نتیجهی باورهای خود خانم هست.
حالا دارم دلیل تک تک رفتارهای اطرافیان باهم رو میفهمم؛ حالا میفهمم کی چه حسی نسبت به کی داره و دلیل رفتارها چیه.
چقدر لذت بخشه درک قانون در زندگی واقعی.
کنترل آگاهانه که میگن یعنی همین.
یعنی ریشهی رفتارها و باورها رو شناسایی کنی و اون وقت میفهمی که دلیل همه چیز خودتی؛ هیچ عامل دیگه ای وجود نداره. همه چیز خودتی. اونوقت دیگه هر ناخواسته ای که توی زندگیت میبینی، یقهی بقیه رو نمیگیری. برمیگردی به خودت و ریشهش رو در خودت حل میکنی.
خدایا شکرت
خدایا هزاران مرتبه شکرت که در این مسیرم.
مسیری که هر روز بیشتر توش یاد میگیرم و عمل میکنم.
به یقین کسانی که آن تهمت [بزرگ] را آوردند، گروهی [هم دست و هم فکر] از [میان] خود شما بودند، آن را برای خود شرّی مپندارید، بلکه آن برای شما خیر است، برای هر مردی از آنان کیفری به میزان گناهی است که مرتکب شده، و آن کس که بخش عمده آن را بر عهده گرفته است، برایش عذابی بزرگ است.
-خداوند درباره ی اینکه چه تهمتی به پیامبر زده شده صحبتی نکرده است
-به جای تمرکز بر فرع تمرکز خود را بر اصل و قوانین قرار دهیم
-اگر خداوند صلاح می دانست درباره ی تهمتی که به پیامبر زده شده بود صحبت می کرد
-تفسیر و روایات ما را از مسیر درست منحرف می کنند
-فردی که تهمت زدن به دیگران را آغاز می کند مشمول گناه بسیار بزرگی است و کسی که آن را ادامه می دهد در این گناه سهم دارد
-با افرادی که به دیگران تهمت می زنند رفت و امد نکنیم
-با شنیدن تهمت و غیبت ذهنیت ما نسبت به طرف مقابل تخریب می شود
-اگر با افرادی که به دیگران تهمت زده یا پشت سر افراد غیبت می کنند مواجه شدیم از همان ابتدا بسیار محکم به آنها بگوییم نمی خواهیم در مورد دیگران صحبت کرده یا صحبتی بشنونیم
-بسیار سخت است با شنیدن غیبت و تهمت نگرش ما نسبت به طرف مقابل مثبت باقی بماند
-حد و مرز خود را با افراد مشخص کنیم
-به جای داشتن رابطه با افراد زیاد و بی کیفیت روابط محدود و با کیفیت با افراد کمتر برقرار کنیم
-امکان ندارد بتوانیم با افراد بسیار زیاد رابطه ی صمیمی برقرار کنیم
-نگران از دست دادن افراد نباشیم
-دوستان بسیار بیشتر از اینکه فکرش را بکنیم در ما تاثیر بر جای می گذارند
-برای انتخاب دوستان صمیمی خود بسیار حساس باشیم
-تنها افراد با کیفیت را به عنوان دوستان صمیمی خود انتخاب کنیم
-شنیدن غیبت و تهمت از دیگران را خط قرمز خود قرار دهیم
-با بودن در مدار مناسب افراد مناسب به سمت ما هدایت می شوند
چرا هنگامی که آن [تهمت بزرگ] را شنیدید، مردان و زنان مؤمن به خودشان گمان نیک نبردند [که این تهمت کار اهل ایمان نیست] و نگفتند: این تهمتی آشکار [از سوی منافقان] است؟! [که می خواهند در میان اهل ایمان فتنه و آشوب و بدبینی ایجاد کنند]
-اگر ایمان و باور داریم تهمت افراد نادرست است چرا از شنیدن آن ناراحت می شویم
-هرگز اجازه ندهیم در صورت شنیدن تهمت شخصیت ما متزلزل شود
-با داشتن سندرم فریبکار و نداشتن احساس ارزشمندی به خودمان شک نکنیم
چون [که آن تهمت بزرگ را] زبان به زبان از یکدیگر می گرفتید و با دهان هایتان چیزی می گفتید که هیچ معرفت و شناختی به آن نداشتید و آن را [عملی] ناچیز و سبک می پنداشتید و در حالی که نزد خدا بزرگ بود.
-غیبت هایی که ادامه می دهیم و آن را کم اهمیت می دانیم گناه بسیار بزرگی است
و چرا وقتی که آن را شنیدید نگفتید: ما را نسزد [و هیچ جایز نیست] که به این تهمت بزرگ زبان بگشاییم، شگفتا! این بهتانی بزرگ است.
-وقتی تهمتی را از دیگران می شنویم زنجیره ی ان را قطع کرده و آن را ادامه ندهیم
-به پخش شدن تهمت کمک نکنیم
-همه ی ما ممکن است اشتباه کنیم
-هیچ یک از ما مبری از خطا و اشتباه نیستیم
-افراد را قضاوت نکرده به آنها تهمت و غیبت نزنیم
-ما از گذشته ی افراد خبر نداریم بنابراین نمی توانیم فکر کنیم اگر جای افراد بودیم چگونه عمل می کردیم
-با قضاوت غیبت و تهمت زدن به افراد در مدار آنها قرار می گیریم و شرایط مشابه با آنها را تجربه می کنیم
-با عدم توجه به افراد نامناسب از مدار انها خارج می شویم
-هیچ گاه ادامه دهنده ی غیبت های دیگران نباشیم
-با محکوم کردن اعتراض و شکایت کردن وارد مدار ناخواسته های بیشتر می شویم
-افرادی که همواره بر مسائل و مشکلات توجه داشته و در پی حل آنها با تقلا هستند اتفاقات نامناسب بیشتری را تجربه کرده و با مسائل و مشکلات بدتری مواجه می شوند
-به هر چیزی توجه کنیم از جنس اصل و اساس آن را دریافت می کنیم
ای اهل ایمان! از بسیاری از گمان ها [در حقّ مردم] بپرهیزید؛ زیرا برخی از گمان ها گناه است، و [در اموری که مردم پنهان ماندنش را خواهانند] تفحص و پی جویی نکنید، و از یکدیگر غیبت ننمایید، آیا یکی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ بی تردید [از این کار] نفرت دارید، و از خدا پروا کنید که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است.
-گمان به معنای: چیزی است که به آن علم نداریم
-به دنبال زندگی دیگران و اینکه آنها چه کارهایی انجام می دهند نباشیم
-اگر هدف و برنامه داشته باشیم تمرکزمان به جای دیگران بر روی خودمان قرار دارد
-تجسس در زندگی دیگران باعث غیبت می شود
-وقتی همواره تمرکزمان بر زندگی دیگران باشد پشت سر آنها غیبت و بدگویی می کنیم
-اگر وقت اضافه برای تجسس و غیبت در زندگی داریم در مسیر نادرستی هستیم
-برای تحقق اهداف خود باید اقدامات زیادی انجام داده و فرصتی برای غیبت و تجسس در زندگی دیگران نداریم
-غیبت مانند خوردن گوشت برادر مرده است
-تجسس و غیبت نکردن باعث می شود بر برنامه ها و اهداف خود تمرکز کنیم
-به هیچ وجه غیبت دیگران را نشنویم اینگونه رابطه ی خوبی با تمام افراد داریم
-با داشتن ذهنیت مثبت نسبت به افراد رفتار خوب آنها را به نفع خود برانگیخته می کنیم
-با داشتن ذهنیت منفی نسبت به افراد رفتار نامناسب آنها را به ضرر خود برانگیخته می کنیم
-با نداشتن پیش فرض منفی در مورد افراد رفتار خوب آنها را به نفع خود برانگیخته می کنیم
-با غیبت کردن پشت سر افراد رفتار منفی آنها را علیه خود برانگیخته می کنیم
ای مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید، و آن گونه که با یکدیگر بلند سخن می گویید با او بلند سخن نگویید، مبادا آنکه اعمالتان تباه و بی اثر شود و شما تباهی آن را درک نکنید.
-خداوند فرموده: با صدای بلند با پیامبر صحبت نکنید
-قرآن متناسب با شرایط پیامبر نازل شده است
-قرآن مسائلی که نیاز به توضیح داشته را بیان کرده است
-خداوند با هر فرد متناسب با باورها و شرایطش صحبت می کند
بی تردید کسانی که صدایشان را نزد رسول خدا پایین می آورند، همانان هستند که خدا دل هایشان را برای پرهیزکاری امتحان کرده، آنان را آمرزش و پاداشی بزرگ است.
دیروز قسمت اول و امروز قسمت دوم رو دیدم و بدون اغراق دقیقا چیزی بود که به شنیدنش احتیاج داشتم. من کمی بیشتر از یکماهونیم گذشته شروع کردم به دیدن فایلهای دانلودی، از مهمترین دستاوردهام آرامش درونی و پیداکردن شغل تو حیطه تخصصی خودم بوده و مطمئنم اگر با جدیت بیشتری کارکنم دستاوردهای بیشتری هم خواهم داشت؛ اما نکتهای که بسیار توجهمو جلبکرده آمادگی بیشترم برای یادگیری بهتر و بیشتر در این حوزههاست؛ به عنوان مثال اگر سابقا میشنیدم که نباید غیبت کنم و به تهمتهای دیگران توجه کنم و دیگران رو قضاوت کنم علیرغم اینکه میدونستم کارهای خوبی نیستن اما حس میکردم کاملا شعارگونه باشن اما الان از نظرم بسیار عملی میان و فقط با یاری خداوند و تکرار و تمرین و مرزگذاری شدنی هستن. به امید پروردگاری که تابهالان هدایتم کرده و بعد از اینم میکنه روزبهروز بیشتر درمسیر انسان بهتری شدن پیشمیرم.
خیلی خوشحالم که تا اینجا پیش اومدم و روی پروژه مهاجرت به مدار بالاتر کار میکنم و کاملا مشهود هست که مدارم بالاتر رفته، اینو از احساس خودم و اتفاقاتی که برام میوفته حس میکنم و خدارو برای این فرصت زندگی شکر میکنم و خوشحالم که الان جاییم که باید باشم و معتقدم که من تا همین جا که پیش اومدم برنده ام مثل اینه که یه دونده رکورد قبلی رو شکونده اما بازم جلوتر میره چون بهش لذت میده این پیشروی و منم همین الانش برنده ام و احساس میکنم خوشبخت ترینم اما بازم ادامه میدم چون این مسیر برام لذت بخشه کار کردن روی خودم ، اعتماد به نفسم ، روابطم ، معنویات و… همه چیز برام مثل یه عادت لذت بخش شده نمیتونم دیگه حتی آهنگ هایی که قبلا مورد علاقم بود رو گوش بدم به جاش میام توی سایت فایل گوش میدم یا دوره قانون سلامتی رو مرور میکنم یا دیالوگای مربوط به بازیگریم رو که ضبط کردم گوش میدم که بیشتر حفظ بشم و اینا خیلی برام لذت بخشه خداروشکر میکنم که فرصت زندگی دارم و زنده ام.
برداشتم از آگاهی های این جلسه:
یه نکته ای که استاد همون ابتدا فایل گفتن و من تونستم عملی اجراش کنم توی زندگیم و روابطم واقعا بهبود پیدا کرده از وقتی دارم آگاهانه رفتار درست انجام میدم اینه که من دل به دل بقیه نمیدم موقع غیبت و از وقتی پروژه جدید تئاترمون شروع شده خب یه عالمه حواشی به وجود اومده که توی گروهای تئاتری خیلی زیاده ولی من حتی یک بار هم پشت سر کسی بد نگفتم و حتی بچه ها دیگه نمیان پیش من غیبت کنن میگن اصلا حال نمیده با صبا غیبت کرد اصلا نمیشه بشینی باهاش خاله کنی و… و این به خاطر واکنش من نسبت به حرفای بقیه بوده که اونا نتیجه گرفتن صبا کیس مناسبی برای پشت سر کسی حرف زدن نیست ، اینطوری نیست که من بتونم کلا با اون آدما قطع ارتباط کنم چون توی یه پروژه هستیم و هر روز می بینمشون و باهاشون صحبت میکنم اما با رفتار خودم نشون دادم که از غیبت کردن لذت نمیبرم و اونا هم یا کلا با من غیبت نمیکنن اگرم در حال غیبت باشن میدونن من یا میرم یا اگه شرایط رفتن نباشه کلا مشارکتی توی بحث ندارم و خیلی جالبه که جدیدا اصلا گوشم غیبتا رو نمیشنوه! دیروز خود کارگردانمون که استادمونم هست، داشت غیبت یکی از بازیگرا رو پیش ما میکرد و من اصلا توی یه دنیای دیگه بودم ، داشتم به کارگردانمون نگاه میکردم اما حتی یه کلمه از حرفاشو متوجه نمیشدم و عجیب ترش اینه که داشتم اخلاقای خوبی که ایشون داره رو تحسین میکردم و نبوغی که توی کارگردانی و هنر داره همش میومد جلوی چشمم و یادم میوفتاد که چقدر برای استادمون ارزش و احترام قائلم و چقدر خوب تا حالا تونستم ازش بازیگری رو یاد بگیرم و چقدر خوب تربیتم کرده و چه متد های خاصی برای هدایت بازیگر داره و اون بخش هیولاوش با شکوه منو میکشه بیرون که میخواد تلاش کنه و بهترین باشه و حرفاشون که تموم شد از ما نظر پرسید درباره همون شخصی که درموردش صحبت میکرد و حضور نداشت و من نمیدونستم چی بگم چون اصلا گوش ندادم و موضوع رو سعی کردم عوض کنم و خداروشکر به خیر گذشت.
اینو گفتم که یادم بیاد چقدر برای هدفم و ارتباطاتم ارزش قائلم و عملی دارم نشون میدم که میخوام تغییر کنم و دیگه رفتار مثل گذشته خودم و اکثر جامعه نیست پس نتایج متفاوتی هم خواهم گرفت و هر روز فقط میتونم بهتر و بهتر بشم.
خدایا سپاسگزارم ازت.
ممنونم استاد بابت این آگاهی ها
ممنونم و قدر دانم از تیم محترم سایت که استفاده از این آگاهی ها رو هزاران برابر برای ما راحت تر کردن.
به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست.
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
خدای مهربونم شکرت که هر آنچه دارم از آن توست
خدای مهربونم شکرت که مرا به بهترین مسیرها هدایت کردی
با سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان عزیزم
استاد فایل بی نظیری بود سپاسگزارم
استاد من هم درگیر این مسئله هستم و اعتراف میکنم که گاهی اوقات هم میشنوم و هم میگویم ولی بلافاصله احساس به شدت بد میگیرم به طوری که حالم خیلی خراب میشه و با خودم میگویم چرا اجازه دادی تا بشنوی و چرا غیبت کردی.
خدارو شکر که این احساس بد من رو به این فایل هدایت کرد و اینکه بتونم یاد بگیرم و آگاهانه روی رفتارها و صحبتهام تمرکز کنم و نزارم بشنوم و بگویم
خدایا سپاسگزارم
من تعهد میدم و سعی میکنم که دیگر وارد این بازی ویران کننده تهمت و غیبت نشوم
البته خیلی سعی میکردم که هیچ وقت درگیر این مسائل نشوم ولی گاهی اوقات ناآگاهانه اتفاق می افتاد و من را به شدت از مسیر آگاهی دور میکرد
امیدوارم بتوانیم کنترل ذهن در مورد این مسئله داشته باشیم و از آن به شدت اعراض کنیم
در پناه الله یکتا شاد و پیروز و سلامت باشید
سلام ودرود به همه عزیزان
بعدازعید یک شخصیت فوق العاده قوی ساختم صبح ساعت 7صبح بیدارمیشم پیاده روی میکنم دوش میگیرم آرایش میکنم مژه مصنوعی وناخن مصنوعی ماهی یکبار درسالن زیبایی برای خودم انجام میدم – که زیباتربشم – شکرگزاری میکنم -خواسته هامومینویسم – دعا میکنم – روزی یک وعده غذای سالم میخورم -چای بدون قندمیخورم – یک لیترآب اضافه میخورم – فایل گوش میکنم -کامنت مینویسم – تاظهر – عصرباویانا میرم پارک وخریدمیکنیم -ماهی یکبار سرتا پاتیپ نومیزنیم دوتایی – دلبری وعشوه گری برای خودم دارم وخیلی ملیح رفتارمیکنم وزنانگی خودم یادم نمیره هیچوقت – بابچم خیلی مهربونم و اروم رفتارمیکنم چون الگوی دخترم هستم – از درو دیوارثروت میادتوزندگیم – شادم ازلحظاتم لذت میبرم -ادمهای حسابی دورم پرشدن – بهترین سرگرمیم خریدکردنه – پیک نیک ومهمانی میرم -بهترین لباسهامو حتی توتنهایی درخانه میپوشم وبهترین ارایش توخلوتمم دارم -ازتنهایی لذت میبرم -عاشق مطالعه هستم -تواینیستا پیجهای انگیزشی و اموزش ارایشی رو نگاه میکنم – برای اموزش وبه روز بودنم – متواضعم -بدکسی رونمیخام – وغیبت نمیکنم وتهمت نمیزنم و مثبت صحبت میکنم – بوقتش میخام عمل پروتز سینه انجام بدم برای زیبایی بیشتر ومرتب فیلرلب تزریق کنم این دومورد خیلی دوستدارم و اینجوری خودمو بیشتر دوستدارم – ازناخواسته ها اعراض میکنم تا ناپدیدبشن براحتی – به خواسته هام توجه میکنم – به همسردلخواهم به اندازه توجه میکنم هروقت اونم پاسخمو داد بهش پاسخ میدم – ومنتظرم بیاد دنبالم وبیادسراغموبگیره همیشه- بعدمن بهش توجه کنم – جلوی پارو زدن تنهایی رومیگیرم وبدون همسرم فقط تنهایی پارونمیزنم که اون به خواب بره – چشمام بینایی داره گوشام شنوایی داره قلبم به نورخدا روشنه – چون موحدهستم – نازکش وخریدار اینقدر دارم که خدا فراوانیشوبهم ثابت کرده – پرنسسم و بهترین خودمم خاصم – عاشق خودمم -اعتمادبه نفسم قویه -عزت نفسم قویه خداروشکر – همه ادمای حسابی براحتی جذبم میشن -ادمهای ضعیف دفع میشن چون درمدارم نیستن –
به نام خدا
سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته پرتلاش
عجب فایلی عجب اکاهیی هایی
هر حرف استاد و ایات قران درسی برای زندگی و ارامش در زندکی داره
نکته های این فایل در مورد تهمت
_وقتی ما در مسیر درست باشبم و اونقدر بزرگ شده باسیم که کنترل ذهن اشته باشیم اونوقت در مقابل تهمت های دیکران براشفته نمیشیم خیلی راحت بی اهمیت از کنارش رد میشبم به قول قران اوقدر باید قوی باشیم و به خودمون ایمان داشته باشیم که ذهنیتمون نسبت به خودمون خراب تشه و دنبال اثبات خودمون نباشبم که اون تهمت از بیت بره
_مورد بعدی دایره ارتباطات و دوستان هست
وقتی تو جمعی باسیم که خیلی راحت حرف این و اون هست و هر انگی که بخوان به بقیه زده میشه ناخوداکاه ماهم مثل اونا میشیم و هم مسیر
ولی وقتی از اول جلوی این داستان گرفته بشه و اجازه ندیم هر حرفی جلو مازده بشه اونوقت ادم های مناسب گلچین میشن و دایرع ارتباط ما سالم تر و درست تر میشه
_نکته بعدی نباید نشر دهنده تهمت باشیم هرجی که میخواد باشه ولو اشتباه یک شخص ما نه باید بشنویم و نشر بدیم
وقتی میشنویم قضاوت و تهمتی رو در مورد یکی اولا که ذهنیت ما نسبت به اون فرد خراب نیشه و ثانیا اونقدر تو ذهنمون براش دادگاه میذاریم که اون شرایط رو برای خودمون خلق میکنیم
درست مثل امشب من که سر نیومدن همکارم 2 روز تو ذهن خودم هی داشتم میگفتم اینطوری اونطوری اینو میگم اونو نیگم و…قضاوت بی مورد که فقط خودمو ناراحت میکرد و احساس منو بدتر وقتی استار گفت که اصلا اهمیت ندیم به رفتار های دیگران چون کانون توجه مارو میبرن دیدم دقیقا من دارم به چیزی توجه میکنم که نمیخوام و احساس م بد شده
_ نکته بعدی سرمون تو زندگی خودمون باشه اقا
چه کار داریم کی چه کار میکنه وقتی ما همش دنبال زندگی بقیه باشیم اولا وقتی برای خودموت نمیمونه ثانیا دست اوردی نداریم جز اینکه بخوایم یه سری حرفایی که ازش مطمئن نیستیم به بقیه ام بگیم چون با ذهن محدود خودمون درست کردیم
_غیبت نکته بعدیه و واقعا چه مثال وحشتناکی
خوردن گوشت بردار مرده
وقتی ما به بقیه توجه میکنیم قضاوت میکنیم بالاجبار هم غیبتش شکل میگیره و حرفای بی مفهمون و پوچ زده برای طرف
چقدر واضح و زیبا قران درس زندگی رو میده
به نظرم شاید به دید بقیه برای زمان پیامبر باش بعضی چیزا ولی همین مثال داد زدن
چیزی که درون من یه به دلایل موجود تو بچگی عادی بود خیلی زود عصبی شدن و داد زدن سر هرکسی و بی احترامی
در نزدیکترین حالت سر پدر و مادر و خانواده
حتی قران لین موردم توضیح داده که داد نزن و با احترام صحبت کن
قبل از این خیلی بی اختیار داد میزدم پرخاش میکردم هرچی با شما بیشتر کار کردم شرایط بهتر شد و امشب دیگه حجت برمن تموم شد و یه باور خوب برام روشن شد که داد زدن رو خدا هم منع کرده و زیبا نیست از دیدش چون احترام رو از بین میبره
بی نهایت میشه این فایل رو گوش داد و درس زندگی گرفت
ممنون استاد نازنین دمت گرم
خدایا شکرت بابت هر لحظه که به من اگاهی میرسه تا بتونم ذره ای از دیروز بهتر باشم️
بنام خداوند مهربان و نهایت بخشاینده .
درود تقدیم استاد عزیز خانم شایسته عزیز و هم مومنتوم های مثبت و سازندهم .
خدایاااااشکررررررت بابت این همه آگاهی هااا و این آیت های آرامش بخش !
توضیحات این قدم .
سوره نور
إِنَّ ٱلَّذِینَ جَآءُو بِٱلْإِفْکِ عُصْبَهࣱ مِّنکُمْۚ لَا تَحْسَبُوهُ شَرࣰّا لَّکُمۖ بَلْ هُوَ خَیْرࣱ لَّکُمْۚ لِکُلِّ ٱمْرِیࣲٕ مِّنْهُم مَّا ٱکْتَسَبَ مِنَ ٱلْإِثْمِۚ وَٱلَّذِی تَوَلَّىٰ کِبْرَهُۥ مِنْهُمْ لَهُۥ عَذَابٌ عَظِیمࣱ (١١)
به یقین کسانى که آن تهمت [بزرگ] را [دربارۀ یکى از همسران پیامبر به میان] آوردند، گروهى [هم دست و همفکر] از [میان] خود شما بودند، آن را براى خود شرّى مپندارید، بلکه آن براى شما خیر است، براى هر مردى از آنان کیفرى به میزان گناهى است که مرتکب شده، و آن کس که بخش عمدۀ آن را بر عهده گرفته است، برایش عذابى بزرگ است
در اینجا بیشتر کمک میکند این آیت که اگر شما در در فکر و فضای تهمت آمیز نباشید طرف برایتان چیز عکس العمل نمیداشته باشد .
و اگر فکر کنید کسی است که بر شما غیبت میزند و شما بد نمایان میکند آن گونه به شر تان نخواهد شد حتما به خیر مطلق تان حساب میشود .
کسی که کیفر میورزد برایش عذاب خواهد دادیم .
سوره نور
لَّوْلَا جَآءُو عَلَیْهِ بِأَرْبَعَهِ شُهَدَآءَۚ فَإِذْ لَمْ یَأْتُواْ بِٱلشُّهَدَآءِ فَأُوْلَـٰٓئِکَ عِندَ ٱللَّهِ هُمُ ٱلْکَٰذِبُونَ(١٣)
چرا بر آن تهمت، چهار شاهد نیاوردند؟ و چون شاهدان را نیاوردند، پس خود آنان نزد خدا محکوم به دروغگویى اند؛
اگر زمانی لازم شد که یک تهمت را بزنید باید برایش چهار شاهد پیدا کنید اگر این کار را نکردند حرف و کلام آنها قابل درک و یا اعتبار نیست، انها نزد خداوند دروغگو میباشند .
سوره حجرات
یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ ٱجْتَنِبُواْ کَثِیرࣰا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ ٱلظَّنِّ إِثْمࣱۖ وَلَا تَجَسَّسُواْ وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًاۚ أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتࣰا فَکَرِهْتُمُوهُۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابࣱ رَّحِیمࣱ(١٢)
اى اهل ایمان! از بسیارى از گمان ها [در حقّ مردم] بپرهیزید؛ زیرا برخى از گمان ها گناه است، و [در امورى که مردم پنهان ماندنش را خواهانند] تفحص و پى جویى نکنید، و از یکدیگر غیبت ننمایید، آیا یکى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ بى تردید [از این کار] نفرت دارید، و از خدا پروا کنید که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است
در اینجا بعث گمان را پیش میبرد میگوید اگر شما گمان بد داشته باشید کاملآ دور شوید و از مسیر زندگی و رابطه داشتن لذت ببرید .
اصل نکته اینجاست که خداوند چقدر گمان بد زدن را به نمونه واضع تعریف کرده ( آیا شما خوش دارید گوشت برادر مورده تان را بخورید ؟)
هرچقدرررر دوری کنید از تهمت ها و گمان های بد همانقدر به سمت رشد و پیشرفت فردی میرسید ودر اصل موقع پیدا نمیکنید برای این شرایط ها .
درپناه الله یکتا شاد باشید .
به نام خداوند عز و جل
خداوندی که راهنما و هدایتگر ماست و برکات خلقتش همیشه شامل ما بوده و هست و خواهد بود.
الهی شکر بابت فضیلت کامنت نوشتن
همان نوشتن که قرآن ازش یاد کرده.
ن و القلم ما یسطرون.
خدایا شکرت بابت این سایت بهشتی. اینجا انگار یه جهان موازیه با کلی امکانات و قابلیت ها که ما داریم توش کیف میکنیم. خدارو شکر که داریمش. خدارو شکر که ما را وادار کرد که اگاهانه اندیشیدن. خدایا شکرت که از زندگی طوطی وار دور شدم و افتادم وسط قلب خداوند.
الهی شکرت معبود من.
با توجه به اینکه درک هر چیزی تکامل میخواد چه درکمون از قوانین، چه درکمون از خودمون و همینطور درکمون از علت رفتارها و تصمیماتمون، نمیخوام حکم قطعی بدم و الان صرفا با توجه به میزان درکم میخوام صحبت کنم..
از اونجایی که من قبلا (منظورم تا همین 4 ماه پیش) قطع به یقین میگفتم توی بحث مهم نبودن حرف مردم اصلا باگی ندارم و واسم مهم نیس که مردم قضاوتم کنن و یا راجع بهم چی فکر میکنن، مدتی بعد طی یه سری اتفاقات و کشفیات متوجه شدم اوه اوه. هر چی هست زیر سر این باگه . که اتفاقا در بسیاری از مسائل حرف مردم برای من خیلی هم مهمه.
و حالا چرا قبلا فک میکردم حرف مردم برای من مهم نیس؟ چون در اون چیزایی که توش اعتماد به نفس داشتم و میدیدم بقیه روشون نمیشه انجامش بدن درعوض من خیلی پرو بودم و برام مهم نبود مسخره بشم یا بقیه بگن این دیوونه س.
مثلا اینکه پاشی یه جای عمومی برقصی منظورم توی جامعه ست یا مثلا لباس عجیب غریبی بپوشی یا ماسک عجیب غریبی بزنی یا چیزای شبیه این. چون ملاکم بیشتر مردم غریبه بود خیلی به چشمم نمیومد که کندوکاو کنم ببینم ایا این همه جا صادقه یا نه. خلاصه که میخوام بگم گاهی یه چیزیو با اطمینان میگیم که اینو که من اوکی اوکیم خب بریم سراغ مسئله ی بعدی، به نظرم یه تجدید نظر کنید شاید از نتایج به دست اومده شگفت زده بشید.
اینو مطرح کردم که بگم الانم راجع به تهمت و غیبت همین حسو دارم . البته که باید دقیق تر رصدش کنم. ولی در حال حاضر با درک الانم حس میکنم هیچ وقت زندگی دیگران برام مهم نبوده(البته الان که دارم مینویسم حس کردم گاهی بحث مقایسه و این داستانا که پیش میاد و نجواها شروع میشه باعث میشه که برم کنجکاوی بکنم که ببینم طرف چیکار میکنه و احتمالا یه قضاوت های ذهنی هم میکنم و خدا میدونه به کجا ختم بشه) خب خداروشکر فهمیدم اونجاهایی که پاشنه اشیلمه مثل مقایسه کردن گاهی در حال تجسس هستم.
تلاشم این بوده که اینجوری نباشم ها. مثلا کلا اینستاگرام توی گوشی من تعطیله و بازش نمیکنم و اصلا برام مهم نیس کی چیکار میکنه. یا کلا خودمو توی شرایطی نمیذارم که وقتی نشستیم با یکی حرف میزنیم ، حرف که کم بیاد بحث یکیو بندازیم وسطو سریع پشتش بزنم و غیبت کنم. خدایی هر جا هم این مورد پیش اومده سریع با سوال های هدفمند یا برشمردن ویژگی های مثبت اون ادم سعی میکنم برم توی فاز تحسین کردنش. انشالا خدا کمکم کنه.
مورد دیگه که برام از این فایل جالب بود اینکه استاد میگفتن اگر شروع به شنیدن این غیبت ها کنید ذهنیت منفی میگیرید نسبت به اون شخص، منو یاد این انداخت که دقیقا ذهن ما با ما اینکار میکنه. مثلا توی باورهای مالی و بحث ثروت، میاد شروع میکنه به غیبت کردن راجع به بحث های ثروت و نجواها مدام مارو جوری تربیت میکنه که ذهنیت بدی نسبت به حالا ثروت سلامتی روابط بگیریم و اگر همون اول بهش بگیم عزیزم نمیخوام بشنوم. نمیخوام ذهنیت بگیرم. نمی خوام در جهت منفی برانگیخته بشم دیگه اون باورهای محدود کننده شکل نمیگیره که بخواد ادامه دار بشه و توجه مارو بهش جلب کنه. هر جا ذهن میاد غیبتو شروع کنه بهش بگید استاپ عزیزم. جلوتر نیا که پرتت میکنم تو دره. نمیخوام بشنوم و همونجا ویژگی های مثبت اون مسئله رو پر رنگ کنیم. راحت نیس . اصلا راحت نیس. مخصوصا تو پاشنه اشیل ها مخصوصا وقتی توی موقعیتی هستیم که تضاد بزرگیه. واقعا تقواکنندگان پاداش دارند. خدایی نوش جونشون.
ایشالا خداوند هدایت کنه امروز همگی توحیدی تر بشیم و کنار هم دیگه توی این سایت بیایم از نتایج قشنگمون بگیم وکلی ذوق کنیم.
راستی دیروز وسط تهران خ ولیعصر ساعت 11 شب روباه دیدم خیلی حال داد.
تویی که با چشمای قشنگت تا انتهای این کامنت کنارم بودی ازت ممنونم . ماچ به کله ت . امیدوارم که امروز چرخ زندگیت حسابی روغن کاری بشه و یکی از خواسته های خوشگلت تیک بخوره.
– گام پانزدهم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر –
میدونید دارم به چی فکر میکنم!؟
انگار با گوش دادن به این فایل تازه فهمیدم وقتی استاد از « خودخواهی » حرف میزدن دقیقا منظورشون چی بود.
از بچگی هر چیزی که درمورد خودخواهی شنیدم منفی بود.
خودخواه کسیه که فقط به خودش فکر میکنه،
تنها چیزی که براش مهمه منافع خودشه،
به راحتی حقوق دیگران رو زیر پا میذاره،
هیچکی و هیچی به غیر از خودش براش مهم نیست،
اما الان میفهمم تو مفهوم خودخواهی اصلا « دیگران » جایی ندارن. هرچی که هست، مربوط به خودمونه و خودمون.
چیزی که من فهمیدم اینه که
ما باید انقدررررر برای خودمون، روحمون، وقتمون، پولمون و انرژیمون ارزش قائل باشیم که هرچیزی که باعث بشه احساسمون بد بشه و ما در مسیری قرار بگیریم که توجه بهش هیچ سودی برامون نداره، ازش دوری کنیم.
یعنی من انقدررررر روی خودم و هدفم و زندگیم تمرکز دارم که عملا خودم رو صرف غیبت و تهمت که هیچ کمکی به زندگی من نمیکنه نمیکنم.
و این چقدررررر کمک میکنه بهمون در « کنترل ذهن »
در « توجه آگاهانه به نکات مثبت »
در « صرفه جویی در وقت »
در « جلوگیری از نشتی انرژی »
حتی در « نحوهی برخورد آدم ها با ما »
من یه زندایی دارم که بسیاااااار به نکات مثبت دیگران توجه میکنه. هیچوقت هیچگونه غیبتی درمورد هیچکس نمیکنه و به طرز شگفت انگیزی همه رو تحسین میکنه. حتی کوچکترین چیزها رو. و من الان که فکر میکنم میبینم ابدا هیچکس هیچ موقع هیچ رفتار بدی با زنداییم نداره. همه حتی اگر در بدترین حال و هوای خودشون هم باشن، وقتی به این آدم میرسن شاد و مهربونن. و من و خواهرم، « حسینی ترین نرگس دنیا » چندین بار به این نکته توجه و اشاره کردیم که زندایی زهرا چقدر توجهش همیشه رو نکات مثبته، چقدر حالش خوبه، چقدر همه رو تحسین میکنه.
یه دوست دیگه هم دو سال پیش تو مدرسه داشتم که ایشون هم خیلی خنده رو و بی خیال و آدم مثبتی بود. من هیچوقت ندیدم و نشنیدم که هیچکدوم از بچه های مدرسه هیچ نظر بدی درمورد این آدم داشته باشن. همیشه هم همه چیز به طرز راحت و خوبی به نفع این آدم پیش میرفت.
معاون مدرسهی ما، یه سری اخلاق های خاصی داره که تقریبا از هر ده نفر توی مدرسه، حداقل نه نفر ازش متنفرن. این خانم یک بار با من رفتار بسیار خوب و محترمانه ای داشت و این رفتار از همون موقع ثبت شده توی ذهن من. من همیشه خانم سعیدی رو با این ویژگی های خوب توی ذهنم دارم و همین باعث شده ایشون همیشه با من متفاوت رفتار کنه و به قول بچه ها که مسخرم میکنن و بهم میگن « سوگلی سعیدی ». من هیچوقت نمیفهمم که چرا بچه ها باید اینقدر پشت سر یه آدم غیبت کنن و حتی از کوچکترین رفتارهاشم که خیلی عادیه، یه چیزی بکشن بیرون که انگار خیلی آدم بدیه. من هیچوقت نخواستم نظر بدی درموردش داشته باشم و همین باعث شده که خیلی دوستش داشته باشم و ایشون هم همش بهم میگن چقدر بااستعدادی، توانمندی، تحسینم میکنن.
یادمه استاد تعریف میکردن که یه آقای بسیار خوش رو و مهربونی بهشون گفتن من همیشه اخلاقم همینجوریه با همه عشق میکنم خیلی حالم خوبه اما نسبت به اون خانوم خاص یه جوری ام که همیشه عصبانی میشم، از حالت خودم خارج میشم و وقتی استاد چندتا سوال پرسیده بودن از اون خانوم، فهمیده بودن اون خانم توی ذهنشون یه حسی به اون آقا دارن که خشم اون آقا رو برمیانگیزن و باعث میشه اون روی شخصیت آقا جلوی خانم پدیدار بشه؛ که درواقع نتیجهی باورهای خود خانم هست.
حالا دارم دلیل تک تک رفتارهای اطرافیان باهم رو میفهمم؛ حالا میفهمم کی چه حسی نسبت به کی داره و دلیل رفتارها چیه.
چقدر لذت بخشه درک قانون در زندگی واقعی.
کنترل آگاهانه که میگن یعنی همین.
یعنی ریشهی رفتارها و باورها رو شناسایی کنی و اون وقت میفهمی که دلیل همه چیز خودتی؛ هیچ عامل دیگه ای وجود نداره. همه چیز خودتی. اونوقت دیگه هر ناخواسته ای که توی زندگیت میبینی، یقهی بقیه رو نمیگیری. برمیگردی به خودت و ریشهش رو در خودت حل میکنی.
خدایا شکرت
خدایا هزاران مرتبه شکرت که در این مسیرم.
مسیری که هر روز بیشتر توش یاد میگیرم و عمل میکنم.
خدایا شکرت
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
إِنَّ الَّذِینَ جَاءُوا بِالْإِفْکِ عُصْبَهٌ مِنْکُمْ ۚ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ ۖ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ۚ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ ۚ وَالَّذِی تَوَلَّىٰ کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِیمٌ
به یقین کسانی که آن تهمت [بزرگ] را آوردند، گروهی [هم دست و هم فکر] از [میان] خود شما بودند، آن را برای خود شرّی مپندارید، بلکه آن برای شما خیر است، برای هر مردی از آنان کیفری به میزان گناهی است که مرتکب شده، و آن کس که بخش عمده آن را بر عهده گرفته است، برایش عذابی بزرگ است.
-خداوند درباره ی اینکه چه تهمتی به پیامبر زده شده صحبتی نکرده است
-به جای تمرکز بر فرع تمرکز خود را بر اصل و قوانین قرار دهیم
-اگر خداوند صلاح می دانست درباره ی تهمتی که به پیامبر زده شده بود صحبت می کرد
-تفسیر و روایات ما را از مسیر درست منحرف می کنند
-فردی که تهمت زدن به دیگران را آغاز می کند مشمول گناه بسیار بزرگی است و کسی که آن را ادامه می دهد در این گناه سهم دارد
-با افرادی که به دیگران تهمت می زنند رفت و امد نکنیم
-با شنیدن تهمت و غیبت ذهنیت ما نسبت به طرف مقابل تخریب می شود
-اگر با افرادی که به دیگران تهمت زده یا پشت سر افراد غیبت می کنند مواجه شدیم از همان ابتدا بسیار محکم به آنها بگوییم نمی خواهیم در مورد دیگران صحبت کرده یا صحبتی بشنونیم
-بسیار سخت است با شنیدن غیبت و تهمت نگرش ما نسبت به طرف مقابل مثبت باقی بماند
-حد و مرز خود را با افراد مشخص کنیم
-به جای داشتن رابطه با افراد زیاد و بی کیفیت روابط محدود و با کیفیت با افراد کمتر برقرار کنیم
-امکان ندارد بتوانیم با افراد بسیار زیاد رابطه ی صمیمی برقرار کنیم
-نگران از دست دادن افراد نباشیم
-دوستان بسیار بیشتر از اینکه فکرش را بکنیم در ما تاثیر بر جای می گذارند
-برای انتخاب دوستان صمیمی خود بسیار حساس باشیم
-تنها افراد با کیفیت را به عنوان دوستان صمیمی خود انتخاب کنیم
-شنیدن غیبت و تهمت از دیگران را خط قرمز خود قرار دهیم
-با بودن در مدار مناسب افراد مناسب به سمت ما هدایت می شوند
لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْرًا وَقَالُوا هَٰذَا إِفْکٌ مُبِینٌ
چرا هنگامی که آن [تهمت بزرگ] را شنیدید، مردان و زنان مؤمن به خودشان گمان نیک نبردند [که این تهمت کار اهل ایمان نیست] و نگفتند: این تهمتی آشکار [از سوی منافقان] است؟! [که می خواهند در میان اهل ایمان فتنه و آشوب و بدبینی ایجاد کنند]
-اگر ایمان و باور داریم تهمت افراد نادرست است چرا از شنیدن آن ناراحت می شویم
-هرگز اجازه ندهیم در صورت شنیدن تهمت شخصیت ما متزلزل شود
-با داشتن سندرم فریبکار و نداشتن احساس ارزشمندی به خودمان شک نکنیم
لَوْلَا جَاءُوا عَلَیْهِ بِأَرْبَعَهِ شُهَدَاءَ ۚ فَإِذْ لَمْ یَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَٰئِکَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْکَاذِبُونَ
چرا بر آن تهمت، چهار شاهد نیاوردند؟ و چون شاهدان را نیاوردند، پس خود آنان نزد خدا محکوم به دروغگویی اند؛
-اگر افراد شاهدی برای درست بودن ادعای خود ندارند در پیشگاه خداوند دروغگویند
-اگر نمی توانیم تهمت خود را با آوردن 4 شاهد اثبات کنیم در مورد آن با دیگران صحبت نکنیم
-هر فردی نتیجه ی باورها و افکار خود را دریافت می کند
-اگر فردی در خلوت خود اقدام به انجام کارهای ناشایست کرده است نتیجه ی آن را دریافت می کند لازم نیست علنی شود
-تنها انجام کارهایی نادرست است که در جامعه و در برابر مردم انجام شود
إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِکُمْ مَا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَیِّنًا وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِیمٌ
چون [که آن تهمت بزرگ را] زبان به زبان از یکدیگر می گرفتید و با دهان هایتان چیزی می گفتید که هیچ معرفت و شناختی به آن نداشتید و آن را [عملی] ناچیز و سبک می پنداشتید و در حالی که نزد خدا بزرگ بود.
-غیبت هایی که ادامه می دهیم و آن را کم اهمیت می دانیم گناه بسیار بزرگی است
وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ مَا یَکُونُ لَنَا أَنْ نَتَکَلَّمَ بِهَٰذَا سُبْحَانَکَ هَٰذَا بُهْتَانٌ عَظِیمٌ
و چرا وقتی که آن را شنیدید نگفتید: ما را نسزد [و هیچ جایز نیست] که به این تهمت بزرگ زبان بگشاییم، شگفتا! این بهتانی بزرگ است.
-وقتی تهمتی را از دیگران می شنویم زنجیره ی ان را قطع کرده و آن را ادامه ندهیم
-به پخش شدن تهمت کمک نکنیم
-همه ی ما ممکن است اشتباه کنیم
-هیچ یک از ما مبری از خطا و اشتباه نیستیم
-افراد را قضاوت نکرده به آنها تهمت و غیبت نزنیم
-ما از گذشته ی افراد خبر نداریم بنابراین نمی توانیم فکر کنیم اگر جای افراد بودیم چگونه عمل می کردیم
-با قضاوت غیبت و تهمت زدن به افراد در مدار آنها قرار می گیریم و شرایط مشابه با آنها را تجربه می کنیم
-با عدم توجه به افراد نامناسب از مدار انها خارج می شویم
-هیچ گاه ادامه دهنده ی غیبت های دیگران نباشیم
-با محکوم کردن اعتراض و شکایت کردن وارد مدار ناخواسته های بیشتر می شویم
-افرادی که همواره بر مسائل و مشکلات توجه داشته و در پی حل آنها با تقلا هستند اتفاقات نامناسب بیشتری را تجربه کرده و با مسائل و مشکلات بدتری مواجه می شوند
-به هر چیزی توجه کنیم از جنس اصل و اساس آن را دریافت می کنیم
-حواسمان باشد به چه چیزی توجه داریم
یَعِظُکُمُ اللَّهُ أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ
خدا شما را اندرز می دهد که اگر ایمان دارید، هرگز مانند آن را [در حقّ کسی] تکرار نکنید.
وَیُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیَاتِ ۚ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ
و خدا آیات [خود] را برای شما بیان می کند، و خدا دانا و حکیم است.
-به اندازه ای که تهمتی را گسترش می دهیم مشمول عذاب بیشتری هستیم
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا ۚ أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ
ای اهل ایمان! از بسیاری از گمان ها [در حقّ مردم] بپرهیزید؛ زیرا برخی از گمان ها گناه است، و [در اموری که مردم پنهان ماندنش را خواهانند] تفحص و پی جویی نکنید، و از یکدیگر غیبت ننمایید، آیا یکی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ بی تردید [از این کار] نفرت دارید، و از خدا پروا کنید که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است.
-گمان به معنای: چیزی است که به آن علم نداریم
-به دنبال زندگی دیگران و اینکه آنها چه کارهایی انجام می دهند نباشیم
-اگر هدف و برنامه داشته باشیم تمرکزمان به جای دیگران بر روی خودمان قرار دارد
-تجسس در زندگی دیگران باعث غیبت می شود
-وقتی همواره تمرکزمان بر زندگی دیگران باشد پشت سر آنها غیبت و بدگویی می کنیم
-اگر وقت اضافه برای تجسس و غیبت در زندگی داریم در مسیر نادرستی هستیم
-برای تحقق اهداف خود باید اقدامات زیادی انجام داده و فرصتی برای غیبت و تجسس در زندگی دیگران نداریم
-غیبت مانند خوردن گوشت برادر مرده است
-تجسس و غیبت نکردن باعث می شود بر برنامه ها و اهداف خود تمرکز کنیم
-به هیچ وجه غیبت دیگران را نشنویم اینگونه رابطه ی خوبی با تمام افراد داریم
-با داشتن ذهنیت مثبت نسبت به افراد رفتار خوب آنها را به نفع خود برانگیخته می کنیم
-با داشتن ذهنیت منفی نسبت به افراد رفتار نامناسب آنها را به ضرر خود برانگیخته می کنیم
-با نداشتن پیش فرض منفی در مورد افراد رفتار خوب آنها را به نفع خود برانگیخته می کنیم
-با غیبت کردن پشت سر افراد رفتار منفی آنها را علیه خود برانگیخته می کنیم
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ
ای اهل ایمان! بر خدا و پیامبرش [در هیچ امری از امور دین و دنیا و آخرت] پیشی مگیرید و از خدا پروا کنید که خدا شنوا و داناست.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ
ای مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید، و آن گونه که با یکدیگر بلند سخن می گویید با او بلند سخن نگویید، مبادا آنکه اعمالتان تباه و بی اثر شود و شما تباهی آن را درک نکنید.
-خداوند فرموده: با صدای بلند با پیامبر صحبت نکنید
-قرآن متناسب با شرایط پیامبر نازل شده است
-قرآن مسائلی که نیاز به توضیح داشته را بیان کرده است
-خداوند با هر فرد متناسب با باورها و شرایطش صحبت می کند
-هیچ ایرادی در ایات قرآن وجود ندارد
-اصول قرآن تحت هیچ شرایطی تغییر نمی کند
إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَىٰ ۚ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ
بی تردید کسانی که صدایشان را نزد رسول خدا پایین می آورند، همانان هستند که خدا دل هایشان را برای پرهیزکاری امتحان کرده، آنان را آمرزش و پاداشی بزرگ است.
إِنَّ الَّذِینَ یُنَادُونَکَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ
یقیناً کسانی که تو را از پشت اطاق ها صدا می کنند، بیشترشان معرفت و آگاهی [به حرمت و عظمت تو] ندارند.
وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّىٰ تَخْرُجَ إِلَیْهِمْ لَکَانَ خَیْرًا لَهُمْ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ
و اگر آنان صبر می کردند تا به سویشان بیرون آیی، یقیناً برای آنان بهتر بود، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَهٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ
ای اهل ایمان! اگر فاسقی خبری برایتان آورد، خبرش را بررسی و تحقیق کنید تا مبادا از روی ناآگاهی، گروهی را آسیب و گزند رسانید و بر کرده خود پشیمان شوید.
-اگر غیبت یا تهمتی از دیگران شنیدیم آن را ادامه ندهیم که پشیمان شویم
-اگر بتوانیم ذهن و احساس خود را در مقابل تهدیدها و تهمت ها کنترل کنیم آنها نمی توانند هیچ تاثیری در زندگی ما بگذارند
-خودمان کسی نباشیم که تهمت زده غیبت کنیم و زنجیره ی ان را ادامه دهیم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام به همه دوستام
امیدوارم در احساس عالی باشید
ممنونم از تمام کسانی که در تهیه این فایل زحمت کشیدن.
انقدر که این فایل نکته و آگاهی داشتاااا….
اصلا نمیدونم راجب کدوم نکته ارزشمند بگم
خداروشکر… بابت این فایل عالی…
امیدوارم همه ما از حلقه افرادی که اهل غیبت تهمت و تجسس در زندگی دیگران هستن، با شجاعت خارج بشیم.
حتی اعضای خانواده…
بنظرم میاد وقتی آدم قصد کنه برای عدم معاشرت با این مدل ادم ها، جهان هستی هم یاری گر اون میشه
و ما رو در موقعیت های قرار نمیده که حتی بصورت گذرا غیبت یا تهمتی رو بشنویم.
ما باید به اصل بچسبیم(کنترل کانون توجه =احساسات خوب=اتفاقات خوب)
و همه امور زندگی مون رو باید براساس اصل تنظیم کنیم
غیبت، تهمت و تجسس در راستای توجه به ناخواسته هاست.
ما اول که نباید به ناخواسته های زندگی خودمون توجه کنیم و راجب اونا گفتگوی داشته باشیم
در وهله دوم راجب ناخواسته در زندگی اطرفیان.
برای تمام خانواده عباس منش، آرزوی شهود قوی و ایمان محکم و رفتار توحیدی رو دارم.
«دستانم در دستان محکم و قدرتمند خداست»
سلام و وقت شما بخیر باشه
تشکر از استاد عزیز و همسر محترم ایشون
دیروز قسمت اول و امروز قسمت دوم رو دیدم و بدون اغراق دقیقا چیزی بود که به شنیدنش احتیاج داشتم. من کمی بیشتر از یکماهونیم گذشته شروع کردم به دیدن فایلهای دانلودی، از مهمترین دستاوردهام آرامش درونی و پیداکردن شغل تو حیطه تخصصی خودم بوده و مطمئنم اگر با جدیت بیشتری کارکنم دستاوردهای بیشتری هم خواهم داشت؛ اما نکتهای که بسیار توجهمو جلبکرده آمادگی بیشترم برای یادگیری بهتر و بیشتر در این حوزههاست؛ به عنوان مثال اگر سابقا میشنیدم که نباید غیبت کنم و به تهمتهای دیگران توجه کنم و دیگران رو قضاوت کنم علیرغم اینکه میدونستم کارهای خوبی نیستن اما حس میکردم کاملا شعارگونه باشن اما الان از نظرم بسیار عملی میان و فقط با یاری خداوند و تکرار و تمرین و مرزگذاری شدنی هستن. به امید پروردگاری که تابهالان هدایتم کرده و بعد از اینم میکنه روزبهروز بیشتر درمسیر انسان بهتری شدن پیشمیرم.
سلام
گام 15:
خیلی خوشحالم که تا اینجا پیش اومدم و روی پروژه مهاجرت به مدار بالاتر کار میکنم و کاملا مشهود هست که مدارم بالاتر رفته، اینو از احساس خودم و اتفاقاتی که برام میوفته حس میکنم و خدارو برای این فرصت زندگی شکر میکنم و خوشحالم که الان جاییم که باید باشم و معتقدم که من تا همین جا که پیش اومدم برنده ام مثل اینه که یه دونده رکورد قبلی رو شکونده اما بازم جلوتر میره چون بهش لذت میده این پیشروی و منم همین الانش برنده ام و احساس میکنم خوشبخت ترینم اما بازم ادامه میدم چون این مسیر برام لذت بخشه کار کردن روی خودم ، اعتماد به نفسم ، روابطم ، معنویات و… همه چیز برام مثل یه عادت لذت بخش شده نمیتونم دیگه حتی آهنگ هایی که قبلا مورد علاقم بود رو گوش بدم به جاش میام توی سایت فایل گوش میدم یا دوره قانون سلامتی رو مرور میکنم یا دیالوگای مربوط به بازیگریم رو که ضبط کردم گوش میدم که بیشتر حفظ بشم و اینا خیلی برام لذت بخشه خداروشکر میکنم که فرصت زندگی دارم و زنده ام.
برداشتم از آگاهی های این جلسه:
یه نکته ای که استاد همون ابتدا فایل گفتن و من تونستم عملی اجراش کنم توی زندگیم و روابطم واقعا بهبود پیدا کرده از وقتی دارم آگاهانه رفتار درست انجام میدم اینه که من دل به دل بقیه نمیدم موقع غیبت و از وقتی پروژه جدید تئاترمون شروع شده خب یه عالمه حواشی به وجود اومده که توی گروهای تئاتری خیلی زیاده ولی من حتی یک بار هم پشت سر کسی بد نگفتم و حتی بچه ها دیگه نمیان پیش من غیبت کنن میگن اصلا حال نمیده با صبا غیبت کرد اصلا نمیشه بشینی باهاش خاله کنی و… و این به خاطر واکنش من نسبت به حرفای بقیه بوده که اونا نتیجه گرفتن صبا کیس مناسبی برای پشت سر کسی حرف زدن نیست ، اینطوری نیست که من بتونم کلا با اون آدما قطع ارتباط کنم چون توی یه پروژه هستیم و هر روز می بینمشون و باهاشون صحبت میکنم اما با رفتار خودم نشون دادم که از غیبت کردن لذت نمیبرم و اونا هم یا کلا با من غیبت نمیکنن اگرم در حال غیبت باشن میدونن من یا میرم یا اگه شرایط رفتن نباشه کلا مشارکتی توی بحث ندارم و خیلی جالبه که جدیدا اصلا گوشم غیبتا رو نمیشنوه! دیروز خود کارگردانمون که استادمونم هست، داشت غیبت یکی از بازیگرا رو پیش ما میکرد و من اصلا توی یه دنیای دیگه بودم ، داشتم به کارگردانمون نگاه میکردم اما حتی یه کلمه از حرفاشو متوجه نمیشدم و عجیب ترش اینه که داشتم اخلاقای خوبی که ایشون داره رو تحسین میکردم و نبوغی که توی کارگردانی و هنر داره همش میومد جلوی چشمم و یادم میوفتاد که چقدر برای استادمون ارزش و احترام قائلم و چقدر خوب تا حالا تونستم ازش بازیگری رو یاد بگیرم و چقدر خوب تربیتم کرده و چه متد های خاصی برای هدایت بازیگر داره و اون بخش هیولاوش با شکوه منو میکشه بیرون که میخواد تلاش کنه و بهترین باشه و حرفاشون که تموم شد از ما نظر پرسید درباره همون شخصی که درموردش صحبت میکرد و حضور نداشت و من نمیدونستم چی بگم چون اصلا گوش ندادم و موضوع رو سعی کردم عوض کنم و خداروشکر به خیر گذشت.
اینو گفتم که یادم بیاد چقدر برای هدفم و ارتباطاتم ارزش قائلم و عملی دارم نشون میدم که میخوام تغییر کنم و دیگه رفتار مثل گذشته خودم و اکثر جامعه نیست پس نتایج متفاوتی هم خواهم گرفت و هر روز فقط میتونم بهتر و بهتر بشم.
خدایا سپاسگزارم ازت.
ممنونم استاد بابت این آگاهی ها
ممنونم و قدر دانم از تیم محترم سایت که استفاده از این آگاهی ها رو هزاران برابر برای ما راحت تر کردن.