اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خداراسپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ام وفرشته الهیم.
من فک کنم 2سال پیش خواب دیدم که خودم 2تابودم یکی جسدم بودویکی خودم کسی نبودولی یک ندایی بودکه بخور واجباری هم بودبایداین جسدخودم رومیخوردم ازقسمت روی سینه هم بایدمیخوردم.که حتی توی خانواده که هستم هروقت میخوان صحبت کنند میگن عمه گوشهاتوبگیروهرچندکه منم ممکن الخطاهستم این خواب رودیدم.این ازخوردن جسدخودم بودکه خیلی سخت بود.
روز5شنبه باعزیزدلم و2تاپسربزرگترمون رفتیم روستاکه شب بریم باغ حاج داداش عزیزدلم بخوابیم به علت بارش باران وباغشون سیل خیزبود توروستاموندیم
توحیاط نشستن به چای خوردن وبچه هاباعموجان بگوبخندمیکردنداونم ازخاطرات بچه گی وجوانی نوجوانی تعریف میکردازبس که دلقکه لابه لای صحبتها ازخدابیامرزمادرش میگفت که چه بلاهایی به سرم آورده یاپیش نمازمسجداینجوری بود!!که رفتم برای نمازوبعدازنماز حاضرشدن که برن عروسی پسرکوچکش گفت مادربرابچم تخم مرغ بشکن!!!
خب شکست حالاچندتانمیدونم!!!؟؟؟
وهمشون رفتندعروسی ما تنهاموندیم من به عزیزدلم گفتم برای یک ساعت بریم خانه پسرعمه.
قبل از رفتن به باغ به دختربزرگ جاریم گفتم اون سری که آمدم گفتی عروس عموجان حامله س براش دلمه برگ میم درست کن پس لطفا اگه دیرترمیای باغ برام برگ جمع کن.
گفت چراازاینجابریم ازباغ جمع میکنیم اصلا وسیله میارم باغ خودم برای عروس عموجان درست میکنم!!!!
یگ گروه جلوتررفتیم تابقیه حاضرشدند وآمدن. جای همه پرازصفاومحبت.
اول که واردباغ شدیم من ازهمین پائین باغ رفتم خوب توت خوردم وتوتهابارون خورده وسردبود.
رفتیم بالاماشاءالله استخرآب 3تا ،آب از3تاچشمه توسط لوله وصل کرده بودن به استخر صدای دلنشین شرشر آب خیلی زیبا بود.
سریع آتیش درست کردن کتری روی آتیش دمنوش باکاکاتوی تازه دم کردند .
بچه هاشون رسیدندچای وصبحانه خوردندپسرهارفتندکوه کنارباغ برای جمع کردن کاکاتوی تازه ومنوجاری خانم برای درست کردن غذادست بکارشدیم کمکش کردم خمیردرست کردبرای پختن نان محلی بچهها ازکوه پائین آمدن سریع نردبان گذاشتن شروع کردن به چیدن آلبالوهای فرنگی درشت وبینظیر وگیلاس و چای سماورآتشی آماده روپای درخت درحال انجام کارآوردن میخوردن وشادی ولذت میبردن.
ناهارنوشجان کردندودوباره شروع کردند به چیدن میوها ویک عده ظرفهاروشستن .
منم به دخترجاریم گفتم پس پیچیدن دلمه باشما.
منم کمک جاری خانم کردم برای پختن نان البته کارهای ساده اولیه بامن بودداخل تنوررفتن با جاری خانم بود.
هی نون میزدبه تنوربعضیهاش میچسبیدبعضیهاش سقوط میکردته تنوربالاخره یک تنورتمام شد.
بچهها آهنگ گذاشتن منم گفتم من شب عیدقربان ، به دنیاآمدم.همه باهم شروع کردن به رقصیدن حتی جاری خانم که بالباسهای نونوایی تنش میرقصید.
خدایاچقدرروزبابرکت وشاد.
تاتونستیم هممون کمک حال بودیم گفتم مثل کتابهای درسی قدیم وشعرخوشابحالت ای روستایی/چه شادوخرم چه باصفایی.
بعدازظهرشددفترشکرگذاریم رو برداشتم روی قالیچه کناراستخرآب وریختن آب چشمه توسط لوله صدای دلنشینی داشت توی آفتاب کنارکوه صدای طبیعت بادوپرندهاجیرجیرگهاصدای هی هی چوپان وزنگوله گوسفندان وبع بع گوسفندان وصدای سگ گله خدایاسپاسگذارم بااین همه نعمت وثروت وبرکت وزیبایی همه برای من است.
پرسیدن چی می نویسی گفتم شکرگذاری مینویسم.
ودورهم بودند شروع کردن به صحبت وغیبت که فلانی دیشب توعروسی این مدل لباس پوشیده بود .
گفتم دخترهاغیبت نکنین به قول قدیمیها زن نامحرم بدترازمردنامحرمِ دختربزرگه جاریم گفت من روبه روی خودشم گفتم دخترکوچک جاریم گفت ازخواهرشوهرمن میگن انگارخواهرشوهرش دیگه اشکال نداره!!!!
به قول همین دخترکوچیکه خودش میگفت من دیگه نمیرقصم چون من خانم جلسه ای هستم!!!!!!
اینجای این جمله رو داشته باشین تاآخرکامنت ومنم خیلی معمولی طبق عادتهای هرروزه به عزیزدلم، که میخواستم صداش کنم صدامیزدم عزیزدل.
جاری خانم به هرکس میگفت برین توتهای روی چادر، روجمع کنین کسی به حرفش نمیکردورق بازی میکردند.
عزیزدلم که راه افتادبره برای جمع آوری توتهامنم سطل آماده کردم گفتم بروجیگرجان.
چندنفرباهم جمع شدندمقداری ازتوتهایی که دراثرباد روی پارچه های پای درخت ریخته بود رو جمع کردن وبرای شیره درست کردن به خانه بردیم. رسیدیم خانه هرچه منتظرعزیزدلم وجاری خانم هستم نمیان خانه.
بعدازنیم ساعت آمدن خانه منم ازهمه جابیخبربودم دخترجاریم گفت یک بطری عرق نعنابراتون کنارگذاشتم ببرین برای خودتون!!!!!!!
توماشین عزیزدلم گفت سرشب که دنبالم منوزن داداشم بودی ماپشت درب حیاط بودیم زنداداشم ازداداشم گله وشکایت میکردقسم میخورد میگفت ازاین زندگی میذارم میرم!!!!!!!
پرسیدم چرا؟؟؟؟!!!!!!
کجامیری!!!!؟؟؟؟
گداخانه!!!!!!!
گفته سربه سرم نذار جدی میگم.
گفته برادرت دیگه خسته م کرده دیروز رفتم کمی آلبالوبچینم چوب برداشته دنبالم کرده!!!!!!!
من میگم ازفلانی نفرت دارم مخصوصافلانی رو میبره باغ!!!!!ا(کانون توجه به ناخواسته ها)
تاحالاچندمرتبه ازدواج کرده بازبه عزیزدلم میفهمونده که شماباخانمت دامادش کردین عزیزدلم گفته هنوزهم حرفهای چندسال پیش رو، وسط میکشی منوخانمم بی تقصیریم حتی لیلاهم داداشم رو منع کرده وهم به خانمش گفته جاری من خیلی خوشگل وخانه داری خوبی میکنه شماخانم اشتباه کردی!!!!!و….الی آخر. ( داشتن کینه دیرینه توی سینه)!!!!!
به عزیزدلم گفته:به خدابرادر وقتی خانمت به شمامیگه عزیزجان من خیلی خوشحالم!!!!!!!!!!
ولی یک باربرادرت به من نمیگه خانم جان!!!!!(انگشت پلشت به سمت همه داشتن)!!!!!(توقع یکطرفه وبیجا داشتن ازدیگران).
عزیزدلم اصلا بلدنیست جواب بده !!!!!!!.
ولی کمی دلداریش داده بود.
اگه به من میگفت: میگفت اولاانگشت قضاوتت رو جمع کن بعدم زبونت رو کوتاه کن ونرمترش کن چون الان ازتیغ تیزتروبرنده تره!!!!!
چون من ازوقتی که زبونم نرم ترشده وانگشت قصاوتم راجمع کردم زندگی من خوب بوده الان عالیترشده شوهروبچه های من خوب بودن الان عالیترشدن چون من خودم روتغییردادم که مسیرم تغییر کرده است.
قربون اون چشمهایی که این دلنوشته رو خواندندوبه این ردپابافهم ودرک توجه کرد.
اولاًبرای شکرگذاری این همه نعمت زیبایی کامنت نوشتم که ازغیبت کردن هم یادآوری کردم.
ثانیاًاین دلنوشته رو براتون نوشتم که بگم دوستان، عزیزان، همکلاسی، همفرکانسی، هرچی که منوخطاب میکنی بافایلهای هدیه این نعمتها رو خدابه منوخانواده ام هدیه داده.
این عزیزدل وجیگرجان گفتن من .
شمافکر میکنید چه احساسی به جاری من دست میده که میگه من خوشحالم!!!!!!؟؟؟؟
خداازدلش بهترخبردارد!!!!!!
گفته داداشت به من اصلا حتی جلوی بچه هام به من احترام نمیداره!!!!!
خدایاشکرت توی شهرحیاط شون دوطبقه هست که طبقه ی همکف پسر وعروس کوچیکه زندگی می کنند.
طبقه ی بالاخودشون زندگی میکنند!!!!!!!!!!
توی روستایک طرف حیاط دو طبقه س بالا پسربزرگه باخانواده زندگی می کنه خودشون طبقه ی همکف زندگی میکنند .
یک طرف حیاط دختربزرگه ازشون خریده 3طبقه درست کرده زندگی می کنه وشهرهم خانه داره.
تقریبا همشون دستشون به دهانشون میرسه برادرعزیزدلم بازنشسته ی آموزس وپرورش حقوق میگیره وحقوق جانبازی هم داره!!!!
نمیدونم چقدرازحیاطهابه نام خانم هست!!!!؟؟؟
ولی مزدا2کابین وباغ رو به نام خانم کرده باکلی طلاوحج واجب وعمره وکربلاچندمرتبه سوریه وسالی یکی دومرتبه هم توی ایران سفرمیکنند ولی آرامش، شادی اصلا بویی توی زندگیشون نبرده!!!!!!
وامروزتوی دفترشکرگذاری برای خودشون تااولادخاتمشون دعای خیرنوشتم آرامش وشادی.
اینهاهمان خانواده ای هستندکه آرزوی مرگ وبدبختی برای ماداشتند!!!!!
وقتی بچه هام کوچیک بودند ازناآگاهی وبچگی خودم وعزیزدلم، هردوتاشون زن وشوهر از ما سوء استفاده میکردند ماروبه دعوامینداختندومن کتک میخوردم وفقط زورم میرسید به عزیزدلم فحش میدادم.
چرا؟؟؟؟چون خانم ازمن نفرت داشت.!!!!!!!
خانم دوست داشته خواهرش رو به عزیزدلم بندکنه!!!!!
عزیزدلم هم ازکل خانواده ی زن برادرش نفرت داشته ودارد.
آخ قربونت بشم خدای سیستمی که اون بذرهای نفرت زیزخاک کاشته بود حالادربرابردهقان سرازخاک به شکل میوه ی کینه و حسادت واسترس وجنگ برداشته و جولان میدهد.
کی بره این همه راه رو .
ازوقتی که ماتغیرکردیم ورق این خانواده هم برگشت حالا به مااحترام وعزت و……….
ولی من قبل از آشنایی با قانون جذب هرجاکه جاری خانم رومیدیدم سلام میکردم واحترام میذاشتم.
ولی اوسعی میکرد بامن روبه رو نشه!!!
یابه زور جواب سلام بی حال میداد اونم جلوچشم مردم.
حالاآرزوی یک نیم لحظه اززندگی من وعزیزدلم واولادم روداره.
که انشاالله 3تاپسرهای بزرگم به زودی بایدازدواج الهی داشته باشندانشاءالله.
انشاءالله خانه ی موردنظرمون روخداهدیه کنه انشاءالله.
ووووووووو………….خیلی خواسته های دیگرمون رو توهمین دنیاباآرامش و شادی باکل خانواده تجربه کنیم.انشاءالله.
انشاءالله به زودی زود درمشیت ورهبریت خداماهم توی همین دنیا به اهدافمون رسیده ایم.
خب حالایک سبدکوچک آلبالوگیلاس به مادادن آوردم تقسیم کردم برای پسرم وعروس گلم، برای نونوایی ویکی ازدوستانم بردم نون که گرفتم خانم نونوا میخواست باماشین بره خونه گفتم ببخشیدمن نون زیادگرفتم بچه ها نیستندلطفامنوبرسون خونه گفت چشم بفرمایین خب این همه اتفاقات عالی رو چه کسی توزندگی من آورده فقط خدااین فرصت تجربه ی زندگی خیلی عالی روبه منوخانواده ام داده است چون حق الهی ماس.
امروزهم 2تااتفاق عالی ازردپای خدادیدم یکی pvcبرای نصب کاربچه هارسید.
وردپای خداکه 20روزپیش یک خرید20میلیون تومانی پسرم برای یک ارگان داشت ،که 24 میلیون تومان سودکرد.
44میلیون تومان امروز واریزکردن.
الهی شکرت واین سودروپسرم ازاول به منوپدرش بخشید.خدایابابت دربهای رحمت ونعمت وسلامتی وثروت ودل خوش روبازکردی سپاسگذارم چون واقعایک خانواده ی بسیاردل رحم وبی ریاهستیم حالاهرکس هرچی میخوادبگه رضایم به رضای خودت .
عاشقتونم استادکه روش زندگی الهی وتوحیدی روبه سفارش خدابه من می آموزی باتوکل به خداعمل کنم.
دیگه چشمام خوابش میادهرچی نوشتم برای عبرت گرفتن ویادآوری به خودم است.
که چه زندگی داشتم!!!؟؟؟؟
والان دارم ودرآینده خواهم داشت!!!؟؟؟
برای کل دنیاسعادت و سربلندی آرزودارم دوستتون دارم یاحق.دمت گرم استاد.
درود بر استاد عزیز.بانو شایسته ی گرامی و دوستان هم فرکانس
در ابتدا هزاران بار خداوند رو بابت این فضا و آموزش ها و دوستان آگاهم شاکرم و حضورم در این فضا رو یکی از الطاف خداوند به خودم میدونم.آموزه ای این فایل برای من بینظیر بود و دیدگاه و تجربیاتم رو خوشحال میشم به اشتراک بذارم.
*به عنوان اولین موضوع:دوری و قطع ارتباط با افراد اهل غیبت و تهمت و افراد ادامه دهنده ی این زنجیره:
درین مورد شعری از سعدی بزرگوار به یاد دارم که همواره پدرم برایم میخواند و به عنوان هدیه چندسال پیش ,آن را برایم نوشت و گفت آن را در کتاب خاطرات خود بنویس که کلید عزت تو در آن مستتر است:
گلُی خوشبوی در حمام,روزی رسید از دست محبوبی به دستم
به او گفتم که مشکی یا عبیری که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا من,گِلی ناچیز بودم ولیکن مدتی با گُل نشستم
کمال همنشین در من اثر کرد وگرنه من همان خاکم که هستم
و من همیشه با تاثیر ازین شعر به اثری که هم نشینی با افراد روی من میگذارد آگاه شده و چند وقتیست که افراد زیادی از زندگی من خارج شده و یا از آنها فاصله گرفتم. ما هم رنگ و هم شکل با اطرافیانمان میشویم.و زمانی که خودسازی را شروع میکنیم و به معنای واقعی تعهد میدهیم به ماندن در این مسیر,افراد نامناسب از زندگی ما خارج میشوند بارها این را تجربه کردم.در مورد غیبت و تهمت میتوان گفت به نوعی آلودگی هایی هستند که اثرات بلندمدت فراوانی در زندگی داشته و ما را درگیر آن فرکانس میکنند.
*پرورش ذهن ب گونه ای که بتوان خود را در جایگاه کسی که در موردش صحبت یا قضاوت میکنیم قرار دهیم:
منطق بینظیری درین مورد,استاد ارایه دادند.آیا ما اشتباه نکرده ایم؟ آیا ما پاک و منزه هستیم؟
هرگاه اینگونه رویکردمان را تغییر دهیم و خود را جای دیگران گذاشته و به قول معروف:ابتدا کفش های شخص را بپوشیم و بعد در مورد راه رفتنش قضاوت کنیم قطعا هیچ قضاوتی در مورد اشخاص نخواهیم داشت.
*نقد کردن,اعتراض ,قضاوت,محکوم کردن ,اشکال مختلف توجه کردن است به موضوعاتی که نمیخواهیم و در واقع ناخواسته های ما هستند.و خیلی راحت با بی توجهی و فاصله گرفتن از موارد نادلخواه طبق قانون جهان هستی ,وارد مدار خواسته ها میشویم و در واقع ,هر رفتاری که خداوند ما را از آن منع فرموده برای آسیب نرسیدن به خود ماست.
*ظن:حدس و گمان هایی که شروع کننده ی مساِیل زیادی در روابط ما هستند.و شاید بهترین راه برای نداشتن ظن نسبت به دیگران,دارا بودن ذهنی پاک و صاف است اینکه همه مخلوقات خداوندیم و با خدا یکی هستیم و این نگاه به ما اجازه ی بد گمانی نمیدهد.
*تجسس:این ویژگی اخلاقی به قول استاد باعث غیبت میشود و من فکر میکنم هرچقدر انسان,مشغول به خودسازی و خودآگاهی شود کمتر فرصتی برای پرداختن به دیگران پیدامیکند. زیرا همواره دنبال یافتن هم اگر باشد ,میداند که یافتنی ها درون خودش است و بس. کار کردن روی خود ,این اثر را دارد که به شدت انسان را مشغول خود میگرداند.
*در معرض فضای غیبت و تهمت قرار نگیریم:نکته ی بسیار قابل توجه این فایل برای من این بود که اثرات این ویژگی های نامناسب اخلاقی به طور کامل شرح داده شد:با شنیدن غیبت و نظرات دیگران در مورد افراد ,پیش فرض ذهنی پیدا میکنیم و این موضوع در روند ارتباطی ما با دیگران اثر میگذارد و ویژگی های نامناسب افراد را برانگیخته میکنیم.
*به طور کلی تمام خصلتهای نامناسب اخلاقی مثل غیبت و تهمت و قضاوت و ظن و تجسس ,ما رادر فرکانس ناخواسته ها قرار داده و اعراض و دوری ازین فضاها اثرات بینظیری در جذب اتفاقات مثبت و افراد مثبت میگذارد.تجربه ی شخصی من در این زمینه به این صورت بوده که از زمان خودسازی ام تعداد افراد نامناسب اطرافم به شدت کم شده و بیشتر زمانم صرف ارتباط با خود و بهبود شخصیتم شده.علاوه بر اینکه خیلی از ارتباطات با افراد نامناسب,زمان و انرژی ما را هدر میدهد و ما را از واکاوی و درون نگری دور میکند.
استاد عزیزم خانم شایسته مهربان سپاس گزار وجودتون هستم چقدر درس برام داشت این فایل . متشکرم چقدر خوشحالم بابت توضیحات این فایل و این ظرافت شما دراندیشیدن به این آیات لذت بردم و ای وای بر من که چقدر به راحتی در جایی قرار میگرفتم که به راحتی تهمت میزدن و چقدر غیبت میشنیدم و بالاخره خودم هم خدا داند که میکردم یا نه
استاد جانم ادامه بدین این فایلهای قرانی رو خیلی زیباست دوست دارم بیشتر یاد بگیرم از شما خیلی کلام شما به دل میشینه چقدر عالی که هستین و بهمون کمک میکنین
سپاسگزار خداوندم که از شاگردان شما هستم و باعث افتخار من هستین
همینجا تعهد میدهم که دیگر در این جاها که غیبت میکنن و تهمت میزنن قرار نگیرم .
امیدوارم با گوش دادن زیاد به این فایل مورد لطف خداوند قرار بگیرم وقدم به قدم هدایتم کنه به سمت خوشبختی
خدا را شاکرم که هر موقع حتی اگه سر سوزن ما تصمیم به هدایت داریم خدا هزاران برابر ما رو هدایت میکنه.
دقیقا با این دو سری فایل و بابت اتفاقی که برام رخ داده بود، خدا خودش را بهم نشون داد.
آره من خدا را فراموش کرده بودم، و دل به بنده خدا بسته بودم. من شرک ورزیدم. واقعا شرک از مورچه ای که در تاریکی بر دل سنگی راه میره، مخفی تر به دل ما نفوذ میکنه. من باید این تجربه تلخ را پشت سر میذاشتم تا پس گردنی محکمی از دنیا بخورم که همیشه یادم بمونه موحد بودن فقط به حرف نیست باید مرد عمل باشی
استاد کاش بتونم آنقدر شجاع بشم که حاضر نباشم پای غیبت شنیدن از کسی بمونم و اونقدر رو خودم کار کنم قوی بشم که صدم ثانیه هم غیبت کسی را نکنم.
به نام خداوند دانا وتوانا وعالم و محیط به تمام جهان هستی
استاد سپاسگزارم از این دو سری فایلهای اخیرتون و جریان هدایتی که با مطالبی که توی فایلهاتون بود در مورد غیبت و تهمت و دوستی ..وهمزمان سد با اتفاقی که بین منو یکی از دوستان صمیمی ام افتاد راحت تر تونستم تصمیم بگیرم و این دوست عزیز و به راحتی و با آرامش از زندگی ام حذف کنم ، میدونم خداوند یکتای مهربان در زمان و مکان مناسب دوستان خوبی رو وارد زندگی ام خواهد کرد .
مچ شدن آگاهی های این روزهاتون و رشد و بهبود فردی شخصیتی مون با قرآن و آیات الهی چقدر زیباتر وکلام ودرسهای شما استاد نازنین واسمون شبوا و روانتر شده.
سلام درود فراوان به استاد عزیزم برای این دو فایل بی نظیر که چقدر آگاهی دهنده ،چقدر همه چی تمومه ،چقدر میشه یاد گرفت
سلام به مریم جااان عزیزم بانوی همیشه در صحنه ،بسیار بسیار از شما هم سپاسگذارم بابت تک تک این فایل های بی نظیر که شما به هدایت خدا گوش کردین و این قدم مهاجرت برداشتی که الان استاد دو تا فایل رو با آگاهی های الان ضبط میکنه و بهترین و بی نظیر ترین فایل ها میشه
مهاجرت به مدار بالاتر
مدار پانزدهم قسمت دوم تهمت
بشخصه دوس داشتم استاد راجع به این مسایل صحبت کنه و واقعا چقدر هماهنگی و همزمانی خدا برامون فراهم میکنه که من تو دفتر خودم سال هاست این ضعف هارو نوشتم و برای درست کردنشون قدم برداشتم و خداوند چقدر بی نظیر برام اون ور دنیا به مریم عزیزم الهام میکنه که این فایل هارو برام ضبط میکنه و من الان در مدار شنیدن این آگاهی هستم خدارو هزار مرتبه شکر ،خدارو هزاران هزاران بار شکر
استاد عزیزم بسیار بسیار از این فایل یاد گرفتم و مصمم تر شدم که سعی کنم هیچ وقت هیچ وقت خودم رو در مدار این ناآرامی ها ،این شرایط قرار ندهم تا گوشم نشنوه تا کانون توجه ام سمت این مدل رفتار ها نباشه و خودمم درگیر نشم
واقعا غیبت کردن خیلی اخلاق بدی ،آنقدر که قرآن راجع بهش صحبت میکنه و به قول استاد خدا راجع به همه چی تو قرآن صحبت کرده ،و وقتی من این آیه رو شنیدم واقعا تنم لرزید اجازه بدین اول آیه رو بنویسم
.” یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا… وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ…”[2] ای کسانی که ایمان آورده اید و بعضی از شما غیبت برخی دیگر را نکند آیا دوست دارید گوشت برادر مرده تان را بخورید پس دوری کنید از غیبت .
این آیه تن آدمو میلرزونه،در سال های کودکی که کلاس قرآن میرفتم این آیه رو شنیده بود و خیلی راجع بهش صحبت شده بود و خیلی بهمون تاکید میکردن که حواستون باااشه غیبت نکنین و ما تمام تلاشمان را میکردیم ولی بزرگتر که شدیم انگار یادمون رفت و شدت گناه این عمل در ذهنمون کمتر شد و ماهم درگیر شدیم تا زمانی که با استاد آشنا شدم و رسیدم به الان که آنقدر واضح و قشنگ استاد راجع به این موضوع صحبت کرد و تازه دارم این آیه رو درک میکنم البته خدارو هم شکر میکنم به برکت آموزش های استاد آنقدر روابطم با اطرافیان کم شده که دیگه در مدار شنیدن این حرف ها نیستم یا در مسیر اینجور آدم ها نیستم و الان بیشتر درک میکنم که چرا باید افراد سمی ،افرادی که سرشون تو زندگی دیگرانه،رو از زندگیمون حذف کنیم یکی از دلایلش همینه که ما از غیبت و تهمت و تجسس در زندگی دیگران دور باااشم و مشغول اهداف خودمون باشیم
خداوند متعال در سوره نساء آیه 112 میفرماید: «و َمَن یَکْسِبْ خَطِیئَهً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا؛ و هر کس خطا یا گناهى مرتکب شود سپس آن را به بىگناهى نسبت دهد قطعا بهتان و گناه آشکارى بر دوش کشیده است».
دوس دارم آیه هایی که راجع به تهمت رو اینجا بنویسم تا هر وقت برگشتم به کامنت خودم به خودم یادآور بشم که خداوند درباره همه چیز در قرآن صحبت کرده و راه کار داده
همچنین، در آیات 23 و 24 سوره مبارکه نور در این رابطه امده است: « إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ(23) یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ؛ بىگمان کسانىکه به زنان پاکدامن بىخبر [از همه جا] و با ایمان نسبت زنا مىدهند در دنیا و آخرت لعنت شدهاند و براى آنها عذابى سخت خواهد بود (23)در روزى که زبان و دستها و پاهایشان بر ضد آنان براى آنچه انجام مىدادند شهادت مىدهند».
در آیه 58 سوره احزاب نیز خداوند متعال در این رابطه میفرماید: «وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا»؛ و کسانىکه مردان و زنان مؤمن را بىآنکه مرتکب [عمل زشتى] شده باشند آزار مىرسانند قطعاً تهمت و گناهى آشکار به گردن گرفتهاند».
در آیه 12 سوره نور آمده است: «لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَیْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْکٌ مُّبِینٌ»؛ چرا هنگامىکه آن [بهتان] را شنیدید مردان و زنان مؤمن گمان نیک به خود نبردند و نگفتند این بهتانى آشکار است» در این آیه، جمله «چرا گمان خیر به خودشان نبردند» تعبیر بسیار لطیفی است و اشاره دارد به اینکه مؤمنان باید همه اعضای جامعه خود را، که افراد مؤمن هستند، یکی بدانند و همگان را از خود حساب کنند و هر چه را که درباره خود نمیپسندند، درباره آنان هم نپسندند؛ زیرا گمان بد بردن درباره دیگر مؤمنان را گمان بد درباره خودشان بر شمرده است.
استاد از آیه ی 12 سوره نور هم خیلی لذت بردم که چقدر قشنگ خدا بهمون میگه که وقتی شنیدید که به شما بهتان زدند چرا ناراحت میشین مگه به خودتون شک دارین ،چرا عکس العمل نشون میدین ،اصلا و ابدا هیچ عکس العملی نشون ندین ،فقط فقط
سکوت
سکوت
سکوت بهترین راه کار درباره تهمت و در آخر به قول خدا در همین آیه آخرش برای ما خیره ،یعنی ما نباید نگران تهمت باشیم و وقتی خودمون بسپاریم به خدا و اصلا نگران نباشیم و آرامش داشته باشیم اون موقع همه چی به نفع ما تموم میشه
چقدر قشنگ خدا میگه ،به خودت گمان بد نبر ، هیچ واکنشی نشون نده و اعراض کن و همیشه اعراض جواب میده
عاااآاشقتم خدااااااا که تو چقدر همه چی برای ما واضح کردی
بسیار بسیار لذت بردم ،استاد عزیزم ممنونم بابت همه زحماتت و از مریم جااان هم سپاسگذارم
من الان فکرکنم یه چندسالی هست غیبت کردنم بسیار کم شده،تو فامیل تو خونه همه میدون من علیه غیبت کردن نیستم یه مدت سفت وسخت واقعا ازاین جمعا دوری میکردم ،اگه مهمونی میرفتم همه دور هم جمع میشدن غیبت میکردن من هنذفری میزاشتم داخل گوشم وفایل گوش میدادم اصلا هم مهم نبود درموردم چی فکر میکنن
وجالبه هرکسی زنگ میزد خونمون زیاد بامن نمیتونستن صحبت کنن چون میدونستن من اهل غیبت نیستم یا سریع قطع میکردن بعداز یه گفتگو کوتاه یا گوشی رو میدادم به یکی از اعضای خانوادم کلی باهم میشستن غیبت میکردن
وخیلی از این موضوع خوشحال بودم ولی الان یه مدته شل کردم شروع کرده بودم به غیبت کردن که
این فایل بهم یه گوشزدی زد که حواست باشه مخصوصا با حرفی که استاد دوباره یاداوریش کردن که
با غیبت دارین گوشت برادر خودتون رو میخورید
این باعث شد من دوباره پیچ ومهره هارو سفت کنم مثل قبل خیلی محکم جلو برم اجازه ندم نه کسی غیبت کنه نه خودم به کمک حق
تهمت و قضاوت خدا مارو ببخشه خیلی انجام دادیم خیلی خیلی قضاوت کردیم
ماشین باسرعت میره یواش میره سبقت میگیره
ماکه نمیدونیم برای اون شخص چ اتفاقی افتاده سریع شروع میکنیم به قضاوت کردن
الان جوری شده حتی اگه کسی هم بوق بزنه سعی میکنم ذهنمو کنترل کنم نمیگم کامل شدم اصلا قضاوت نمیکنم خدا کمک کنه درکو آگاهیمون رو بیشتر کنه که کمتر دچار خطا واشتباه بشیم
کامنت یکی از بچه ها رو خوندم مثالی زده بوده در مورد درخت
که چقدر خوبه مثل یه درخت باشیم هم پرسوده ،هیچکسو قضاوت نمیکنه،کلی فواید داره
مثل درخت باشیم که هرچیزی هرکسی از جلوش رد میشه قضاوتش نمیکنه کسی بهش ضربه بزنه نزنه
داره کار خودشو انجام میده
اگه برای لحظه ای بهش تکیه کنی از سایش استفاده کنی
کاری نداره تو کی هستی سرجاش ایستاده داره روند تکاملی خودشو پیش میبره
پس چقدر خوبه مثل یه درخت باشیم بدون توجه به بقیه ،زندگی خودمون بکنیم از لحظه به لحطه زندگیمون لذت ببریم
من اینجا یاد گرفتم دیگه به کسی تهمت نزنم حتی اگر بهم ثابت بشه
چون این من هستم که با افکار و باورهام خالق شرایط زندگی خودم هستم
اینجاداریم یاد میگیریم کم کم عادتهای بدمون رو کنار بزاریم وبیشتر به سمت عادات ورفتارهای مناسبی بریم که درشان خدای خودمون باشه
سلام استاد عزیزم کمال تشکر از فایل بینظیر تون را دارم
من برای هر کدام از صحبتهای استاد الگوهایی داشته و دیده ام
چند مدت قبل با یک دوست عزیزی بعد از ده سال همراه و همنشین شدم این دوست عزیز کلمه به کلمه صحبتهاش از غیبت، تهمت، قضاوت نادرست پر شده بود وقتی شروع به صحبت میکرد از آن محیط بیرون میرفتم ،یا هندزفری تو گوشم می گذاشتم ،اما چهار ستون تنم میلرزید که چرا این چنین راحت و بدون ترس در مورد دیگران صحبت میکند .یک بار بهش گفتم آن تهمتی که شما به آن شخص میزنید من آنجا بودم چنین چیزی ندیدم، برآشفته شد و با آب تاب فراوان آن تهمت را ادامه داد .یادم آمد این آدم از بچگی چنین بوده و دیگه این رفتار براش عادت شد .و جالبه در مورد کسی غیبت میکرد و تهمت میزد که چند روزی خونشون بود وان بنده خدا کلی بهش محبت کرده بود .باید بگم از رفتار این آدم ترس وجودم را گرفت گفتم نکنه منم درگیر تهمتهاش بشوم در نهایت این ترس کار خودشو کرد و من مورد اتهام قرار گرفتم ،من خودم را مقصر دونستم چون ازش ترسیدم و علت اینکه این فرد آمده بود تو مدارم این بود که یک مدتی تمرکزم رفته بود روی فردی که شخصیت تهمت زنی داشت در نهایت این فرد را جذب کردم . وقتی با این فرد و این همه تهمت غیبت و قضاوتهاش رو برو شدم با خودم گفتم فلانی این نتیجه تمرکزت روی رفتارهای اشتباه دیگران است و یک جورایی خودمو نبخشیدم و سزاوار دونستم خداوند منو عذاب بده به این ترتیب مدت طولانی با این شخص همراه بودم و شرایط برام بسیار سخت میگذشت.
با اینکه گوشهامو میگرفتم و هندزفری تو گوشم می گذاشتم اما گاهی صحبتهای منفی اش به گوشم میرسید و احساس من داشت به آدمهایی که در مورد شون حرف میزد بدمیشد
تا اینکه خداوند یک جورایی بهم الهام کرد اگر این فرد مدت طولانی همراه تو شده به این علته که خودتو نبخشیدی ،اشتباهتو پذیر درسشو بگیر و خودتو لایق همنشینی با افراد خوب بدون
.برای حل این ماجرا که تهمتهای بی وقفه به گوشم نرسه با این آدم قهر کردم نمیدونم کارم درست بود یا نه ،چون نمیتونستم از آن محیط بیرون بروم و کافی بود بهش یک سلام کنم،با جواب دادن سلام حرفاش پر میشد از …
از خداوند خواستم هدایتم کنه به مسیر راستی درستی .————————————————-
چند سال قبل یکی از دوستام دوستشو که دختر خیلی خنده رو و مهربانی بود بهم معرفی کرد ومن با این دختر دوست شدم و روزهای خاطره انگیز داشتیم، اما یک روز آن دوستم بهم گفت با این دختر خانم زیاد صمیمی نشو چون آدمی است که زیاد حسرت دیگران را میخوره این حرف اینقدر تاثیر منفی روی من گذاشت با اینکه آن دختر خانم خیلی باهام مهربان بود اما نمیتونستم احساس خوبی بهش داشته باشم و در نهایت هر دونفر را کنار گذاشتم،بارها دیدم همین دوستی که میگه فلانی حسرت دیگران را میخوره خودش بیشتر این اخلاق را داره.
—————————————————–
واقعا شنیدن غیبت روح و روان ادمو جوری آلوده میکنه که حالا حالا زمان میبره که بشه از آلودگی ها پاکش کرد .
چند سال قبل متوجه یک احساس بدی توی وجودم شدم از یک سری آدمها بدم میآمد و ازشون نفرت داشتم در حالی که شاید یکی دو بار انها را بیشتر ندیده بودیم و فقط در حد یک سلام احوال پرسی بود و از خودم پرسیدم چرا من از این آدم اینقدر متنفرم در حالی که اصلا برخوردی باهاش نداشتم یا فقط اسمشو شنیده بودم و ایراد را در درد دلهای پیدا کردم که از افراد شنیده بودم که پر از غیبت و بدگویی و قضاوت در مورد دیگران بود .
امروز صبح تو تلگرام یه دستاورد گذاشتید از اقای مرتضی..
بعد اومدم تو سایت که ببینم خدا رو بشناسیم هست رایگان
پیدا نکردم بعد گفتم خدایا به نظرت کدوم از فایلها رو گوش بدم که به من میخوره و برای این روزهای من هست..
و فایل تهمت رو دیدم و گوش دادم
خیلی خیلی خیلی خیلی عااالی بوود.. ممنونم از خدا که شمارو مثل فرشته برای من گذاشت چون با ایات قران میگید خیلی برای من قابل هضم و مطمین هستش و صد در هزار جدی میگیرم..
خیلی کتاب خوندم خیلی دنبال مسایل روانشناسی رفتم خیلی خووب بودن اما نمیدونم چون زمینه من معنوی هست همیشه دوست دارم بدونم قران چه جوری میگه… با قران بهتر مسیر زندگیم و خدا رو میشناسم.. و مطمین تر مسیر زندگیم رو میرم جلووو..
چون من خیلی مورد تهمت قرار میگیرم از نزدیکترین افراد زندگیم و اینکه همیشه باعث شده کارهای بزرگ رو نصفه ول کنم از ترس نشنیدن حرفهاااشون..و اینکه میگفتن چرا خواهرات نمیکنن تو اینجوری هستی.. همیشه فکر میکردم من دارم اشتباه میکنم و کارهام رو ول میکردم و هدفهایم رو ،، بعد از مدتی دوباره یه چیز تو درونم میگفت این چه روتینی هست که داری… الان به حمایت خدااا دارم کارهایی میکنم که حتی کسایی هم که قبلن حمایت میکردن اونها هم شروع میکنن بهم میگن و یا پشت سرم و من میشنوم.. و خیلی روی خودم کار کردم که اگر قبلن ١٠٠ درصد ناراحت میشدم که نکنه مشکل دارم .. الان دیگه ده درصد ناراحت میشم.. و این فایل را امروز گوش دادم جواب دیشب من بود از خداااا
استاد واقعا ازتون سپاسگزارم باوت این فایلهای بسیار زیبا پر از آگاهی و درس زندگی واز قران کلام خدا که تا الان همچین چیزهای رو که درش بود نشنیده بودم چقدر عالی درک کردید قران رو وعمل کردید وهمین باعث موفقیت وخوشبختی شما شده عمل به قانون عمل به قرآن بهتون افتخار می کنم تحسین تون می کنم وباعث افتخار من هست که عضو این سایت الهی هستم خدا رو صد هزار مرتبه شکر.
درمورد تجسس کردن در زندگی دیگران خدا رو شکر اصلا تو این مسئله ها نبودم ونیستم دوستانی داشتم و دارم که مدام دوست دارن از همه چی سر در بیارن حتی از زندگی من که چقدر حقوق دارم چقدر خرج کردم چکار می کنم واین اخلاقشون واقعا مورد پسند من نیست چند وقت بود سعی می کردم فاصله بگیرم ارتباطم رو کمتر کردم این دوتا فایل واقعا بهم این انگیزه رو بیشتر داد که تا جای که امکان داره باهاشون ارتباط نداشته باشم درمورد دیگران خیلی کنجکاو بود وبا من هم صحبت می کرد نا خودآگاه من هم وارد همون مسیر میشدم باعث میشد غیبت کنیم به قول شما استاد عزیز تهمت هم بزنیم چیزی رو که خودمون ندیده ایم فقط حدس وگمان بود وقتی این فایلها رو گوش کردم چند بار مدام تایید کردم حرفهاتون رو وبه خودم قول دادم تمام سعی خودم بکنم مسیر درست رو برم از این دو دوست فاصله بگیرم چون بسیار تاثیر داره رو شخصیت ما که با چه کسانی دوستی می کنیم وحرفهای منفی دیدگاه منفی که بیشتر جامعه فلان هستن دزدن نظر بد دارن فلان اتفاق بد بیفته چی وهزاران افکار منفی دیگه
نمیگم من بی ایراد هستم اونها فقط ایراد دارن نه ولی واقعآ قلب من این رو احساس می کرد که من سازگار با این حرفها نیستم
من این قدرت رو ندارم اونها رو تغییر بدم ولی این قدرت دارم خودم رو تغییر بدم وتمرکزم رو بزارم روی خواسته هام روی نعمتهای زندگیم زیبایی ها سپاسگزاری کردن
خلوتی وتنهای خودم رو بیشتر دوست دارم خدا رو شکر نگران این که تنهاباشم نیستم که خوشحال هم هستم چون دیگه نمی خواد زور بزنی نشنوم ارتباطم با خدای خودم بیشتر میشه ارامشم بیشتر ورودیهام فقط فایلهای شما کامنت بچها سریالهای همین سایت واحساس خوب که قطعا هم فرکانس خوب اتفاقهای خوب رو رقم میزنه باید خیلی متعهدتر روی خودم کار کنم تمرین کنم وبه قول خانم شایسته عزیز نه بگم به هر انچه که بخواهد من رو از مسیر درست جدا کنه تمرکز من رو بگیره.
خدا رو شکر دیگه تو شبکه های اجتماعی نیستم خبر هم از چیزی ندارم.
سپاسگزار خداوند هستم که از زبان شما این درسها رو بهم داد وچیزی رو که قلبم با تمام وجود باور وتایید کرد.
15گام خوشبختی با مهاجرت به مداربالا تر
به نام خدا وسلام به خدا.
سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم.
خداراسپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ام وفرشته الهیم.
من فک کنم 2سال پیش خواب دیدم که خودم 2تابودم یکی جسدم بودویکی خودم کسی نبودولی یک ندایی بودکه بخور واجباری هم بودبایداین جسدخودم رومیخوردم ازقسمت روی سینه هم بایدمیخوردم.که حتی توی خانواده که هستم هروقت میخوان صحبت کنند میگن عمه گوشهاتوبگیروهرچندکه منم ممکن الخطاهستم این خواب رودیدم.این ازخوردن جسدخودم بودکه خیلی سخت بود.
روز5شنبه باعزیزدلم و2تاپسربزرگترمون رفتیم روستاکه شب بریم باغ حاج داداش عزیزدلم بخوابیم به علت بارش باران وباغشون سیل خیزبود توروستاموندیم
توحیاط نشستن به چای خوردن وبچه هاباعموجان بگوبخندمیکردنداونم ازخاطرات بچه گی وجوانی نوجوانی تعریف میکردازبس که دلقکه لابه لای صحبتها ازخدابیامرزمادرش میگفت که چه بلاهایی به سرم آورده یاپیش نمازمسجداینجوری بود!!که رفتم برای نمازوبعدازنماز حاضرشدن که برن عروسی پسرکوچکش گفت مادربرابچم تخم مرغ بشکن!!!
خب شکست حالاچندتانمیدونم!!!؟؟؟
وهمشون رفتندعروسی ما تنهاموندیم من به عزیزدلم گفتم برای یک ساعت بریم خانه پسرعمه.
جاتون پرازعشق چایی، میوه، توت خشک، نون ماست ،وروغن زردخیلی خوش گذشت.
لابه لا ی صحبتهاشون ازیک بنده ی خدا میگفتن که چقدراین آقاکثیفه!!!!یافلانی چقدرخانم تمیزی هست.
من گفتم چکاربه مردم دارین ازخودتون بگین عزیزدلم گفت میشناسمش میرم حلالیت میطلبم تازه اینقدرکه من به عزیزدلم میسپارم اینجوری گفت حالامنم خیلی پرفکت نیستم.
بنده خداعروس عمه یک مقداری نعناخشک، کاکاتو، گل محمدی ،ودمنوش ویک شیشه ی کوچکی روغن زرد به ماهدیه داد.
وشب رفتیم خانه حاج دادش عزیزدلم خوابیدیم ساعت 1 ازعروسی برگشتندبیدارشدم بازپسرکوچکش گفت مادربامون تخم مرغ بشکن خب رفته بودشکسته بودجاریم گفت 5تاشکستم!!!!!
منتظر اذان صبح بودم مدام میرفتم بیرون به اسمون ابری هوای سردروستاباخداعشق بازی داشتم تابه شکرانه الهی صدای گوشی عموجان وبلندگوی مسجدبه صدادرآمد وهمه بلندشدیم برانماز، بعدازنمازکمی خوابیدیم
بعدبرای رفتن به باغ حاضر شدیم .
قبل از رفتن به باغ به دختربزرگ جاریم گفتم اون سری که آمدم گفتی عروس عموجان حامله س براش دلمه برگ میم درست کن پس لطفا اگه دیرترمیای باغ برام برگ جمع کن.
گفت چراازاینجابریم ازباغ جمع میکنیم اصلا وسیله میارم باغ خودم برای عروس عموجان درست میکنم!!!!
یگ گروه جلوتررفتیم تابقیه حاضرشدند وآمدن. جای همه پرازصفاومحبت.
اول که واردباغ شدیم من ازهمین پائین باغ رفتم خوب توت خوردم وتوتهابارون خورده وسردبود.
رفتیم بالاماشاءالله استخرآب 3تا ،آب از3تاچشمه توسط لوله وصل کرده بودن به استخر صدای دلنشین شرشر آب خیلی زیبا بود.
سریع آتیش درست کردن کتری روی آتیش دمنوش باکاکاتوی تازه دم کردند .
بچه هاشون رسیدندچای وصبحانه خوردندپسرهارفتندکوه کنارباغ برای جمع کردن کاکاتوی تازه ومنوجاری خانم برای درست کردن غذادست بکارشدیم کمکش کردم خمیردرست کردبرای پختن نان محلی بچهها ازکوه پائین آمدن سریع نردبان گذاشتن شروع کردن به چیدن آلبالوهای فرنگی درشت وبینظیر وگیلاس و چای سماورآتشی آماده روپای درخت درحال انجام کارآوردن میخوردن وشادی ولذت میبردن.
ناهارنوشجان کردندودوباره شروع کردند به چیدن میوها ویک عده ظرفهاروشستن .
منم به دخترجاریم گفتم پس پیچیدن دلمه باشما.
منم کمک جاری خانم کردم برای پختن نان البته کارهای ساده اولیه بامن بودداخل تنوررفتن با جاری خانم بود.
هی نون میزدبه تنوربعضیهاش میچسبیدبعضیهاش سقوط میکردته تنوربالاخره یک تنورتمام شد.
بچهها آهنگ گذاشتن منم گفتم من شب عیدقربان ، به دنیاآمدم.همه باهم شروع کردن به رقصیدن حتی جاری خانم که بالباسهای نونوایی تنش میرقصید.
خدایاچقدرروزبابرکت وشاد.
تاتونستیم هممون کمک حال بودیم گفتم مثل کتابهای درسی قدیم وشعرخوشابحالت ای روستایی/چه شادوخرم چه باصفایی.
بعدازظهرشددفترشکرگذاریم رو برداشتم روی قالیچه کناراستخرآب وریختن آب چشمه توسط لوله صدای دلنشینی داشت توی آفتاب کنارکوه صدای طبیعت بادوپرندهاجیرجیرگهاصدای هی هی چوپان وزنگوله گوسفندان وبع بع گوسفندان وصدای سگ گله خدایاسپاسگذارم بااین همه نعمت وثروت وبرکت وزیبایی همه برای من است.
پرسیدن چی می نویسی گفتم شکرگذاری مینویسم.
ودورهم بودند شروع کردن به صحبت وغیبت که فلانی دیشب توعروسی این مدل لباس پوشیده بود .
گفتم دخترهاغیبت نکنین به قول قدیمیها زن نامحرم بدترازمردنامحرمِ دختربزرگه جاریم گفت من روبه روی خودشم گفتم دخترکوچک جاریم گفت ازخواهرشوهرمن میگن انگارخواهرشوهرش دیگه اشکال نداره!!!!
به قول همین دخترکوچیکه خودش میگفت من دیگه نمیرقصم چون من خانم جلسه ای هستم!!!!!!
اینجای این جمله رو داشته باشین تاآخرکامنت ومنم خیلی معمولی طبق عادتهای هرروزه به عزیزدلم، که میخواستم صداش کنم صدامیزدم عزیزدل.
جاری خانم به هرکس میگفت برین توتهای روی چادر، روجمع کنین کسی به حرفش نمیکردورق بازی میکردند.
عزیزدلم که راه افتادبره برای جمع آوری توتهامنم سطل آماده کردم گفتم بروجیگرجان.
چندنفرباهم جمع شدندمقداری ازتوتهایی که دراثرباد روی پارچه های پای درخت ریخته بود رو جمع کردن وبرای شیره درست کردن به خانه بردیم. رسیدیم خانه هرچه منتظرعزیزدلم وجاری خانم هستم نمیان خانه.
بعدازنیم ساعت آمدن خانه منم ازهمه جابیخبربودم دخترجاریم گفت یک بطری عرق نعنابراتون کنارگذاشتم ببرین برای خودتون!!!!!!!
منم صدازدم جیگرجان، جیگرجان برادشوهرم پرسیدجیگرجان کیه توآشپزخانه زن داداشم کارش داره؟؟؟!!!!
عزیزدلم گفت جان عزیزآمدم وبالاخره عرق نعناروگذاشت توماشین.
بازپسرکوچک جاریم گفت برای من کمرم دردمیکنه خانمم سرش دردمیکنه بچه م گریه میکنه تخم مرغ بشکن!!!!!!!!
منم گفتم پاشوخودت روجمع کن ازم دیروز یکسره تخم مرغ شکنی راه انداختی مسخره بازی خندیدگفت مازودچشم میخوریم تخم مرغ شکستن بالاخره راه افتادزن وبچه شوبرداشت رفت شهر.
منوبچه هام باعزیزدلم ودامادجاریم باهم کمک کردیم شیره های توت روگرفتیم گذاشیم .
شام حاضرشدنمیخواستم براشام بمونیم کل خانواده زن ومردشون گفتندمگه اجازه میدیم بدون شام خوردن برین!!!
شام خوردیم لحظه آمدن به سمت ماشین جاری خانم گفت وایستایک دانه نون محلی ببرگفتم همون که خوردیم بسه!!!!!!
چون بچههاشم نون برده بودند تقریبابیشترنونها روبردند وخورده شد.
بعدبه زوریک نون دادگفت داداش فردا رفتی سرکارببربخور.
الهی شکرت بااین همه مهربانی.
حالااینجای اتفاقات که مابی خبربودیم.
توماشین عزیزدلم گفت سرشب که دنبالم منوزن داداشم بودی ماپشت درب حیاط بودیم زنداداشم ازداداشم گله وشکایت میکردقسم میخورد میگفت ازاین زندگی میذارم میرم!!!!!!!
پرسیدم چرا؟؟؟؟!!!!!!
کجامیری!!!!؟؟؟؟
گداخانه!!!!!!!
گفته سربه سرم نذار جدی میگم.
گفته برادرت دیگه خسته م کرده دیروز رفتم کمی آلبالوبچینم چوب برداشته دنبالم کرده!!!!!!!
من میگم ازفلانی نفرت دارم مخصوصافلانی رو میبره باغ!!!!!ا(کانون توجه به ناخواسته ها)
تاحالاچندمرتبه ازدواج کرده بازبه عزیزدلم میفهمونده که شماباخانمت دامادش کردین عزیزدلم گفته هنوزهم حرفهای چندسال پیش رو، وسط میکشی منوخانمم بی تقصیریم حتی لیلاهم داداشم رو منع کرده وهم به خانمش گفته جاری من خیلی خوشگل وخانه داری خوبی میکنه شماخانم اشتباه کردی!!!!!و….الی آخر. ( داشتن کینه دیرینه توی سینه)!!!!!
به عزیزدلم گفته:به خدابرادر وقتی خانمت به شمامیگه عزیزجان من خیلی خوشحالم!!!!!!!!!!
ولی یک باربرادرت به من نمیگه خانم جان!!!!!(انگشت پلشت به سمت همه داشتن)!!!!!(توقع یکطرفه وبیجا داشتن ازدیگران).
عزیزدلم اصلا بلدنیست جواب بده !!!!!!!.
ولی کمی دلداریش داده بود.
اگه به من میگفت: میگفت اولاانگشت قضاوتت رو جمع کن بعدم زبونت رو کوتاه کن ونرمترش کن چون الان ازتیغ تیزتروبرنده تره!!!!!
چون من ازوقتی که زبونم نرم ترشده وانگشت قصاوتم راجمع کردم زندگی من خوب بوده الان عالیترشده شوهروبچه های من خوب بودن الان عالیترشدن چون من خودم روتغییردادم که مسیرم تغییر کرده است.
قربون اون چشمهایی که این دلنوشته رو خواندندوبه این ردپابافهم ودرک توجه کرد.
اولاًبرای شکرگذاری این همه نعمت زیبایی کامنت نوشتم که ازغیبت کردن هم یادآوری کردم.
ثانیاًاین دلنوشته رو براتون نوشتم که بگم دوستان، عزیزان، همکلاسی، همفرکانسی، هرچی که منوخطاب میکنی بافایلهای هدیه این نعمتها رو خدابه منوخانواده ام هدیه داده.
این عزیزدل وجیگرجان گفتن من .
شمافکر میکنید چه احساسی به جاری من دست میده که میگه من خوشحالم!!!!!!؟؟؟؟
خداازدلش بهترخبردارد!!!!!!
گفته داداشت به من اصلا حتی جلوی بچه هام به من احترام نمیداره!!!!!
ببین بچه های شماچقدربه شماومادرشون احترام میذارن!!!!!!!
خیلی هم گریه کرده بود.
خدایاشکرت توی شهرحیاط شون دوطبقه هست که طبقه ی همکف پسر وعروس کوچیکه زندگی می کنند.
طبقه ی بالاخودشون زندگی میکنند!!!!!!!!!!
توی روستایک طرف حیاط دو طبقه س بالا پسربزرگه باخانواده زندگی می کنه خودشون طبقه ی همکف زندگی میکنند .
یک طرف حیاط دختربزرگه ازشون خریده 3طبقه درست کرده زندگی می کنه وشهرهم خانه داره.
تقریبا همشون دستشون به دهانشون میرسه برادرعزیزدلم بازنشسته ی آموزس وپرورش حقوق میگیره وحقوق جانبازی هم داره!!!!
نمیدونم چقدرازحیاطهابه نام خانم هست!!!!؟؟؟
ولی مزدا2کابین وباغ رو به نام خانم کرده باکلی طلاوحج واجب وعمره وکربلاچندمرتبه سوریه وسالی یکی دومرتبه هم توی ایران سفرمیکنند ولی آرامش، شادی اصلا بویی توی زندگیشون نبرده!!!!!!
وامروزتوی دفترشکرگذاری برای خودشون تااولادخاتمشون دعای خیرنوشتم آرامش وشادی.
اینهاهمان خانواده ای هستندکه آرزوی مرگ وبدبختی برای ماداشتند!!!!!
چراچون شوهرخانم مدام زن صیغه میکردوبه بچه هاش میگفت پدرتون رو، عمووزن عموتون دامادمیکنند!!!!
وتوی کامنتهای روزشمارنوشتم که
وقتی بچه هام کوچیک بودند ازناآگاهی وبچگی خودم وعزیزدلم، هردوتاشون زن وشوهر از ما سوء استفاده میکردند ماروبه دعوامینداختندومن کتک میخوردم وفقط زورم میرسید به عزیزدلم فحش میدادم.
چرا؟؟؟؟چون خانم ازمن نفرت داشت.!!!!!!!
خانم دوست داشته خواهرش رو به عزیزدلم بندکنه!!!!!
عزیزدلم هم ازکل خانواده ی زن برادرش نفرت داشته ودارد.
آخ قربونت بشم خدای سیستمی که اون بذرهای نفرت زیزخاک کاشته بود حالادربرابردهقان سرازخاک به شکل میوه ی کینه و حسادت واسترس وجنگ برداشته و جولان میدهد.
کی بره این همه راه رو .
ازوقتی که ماتغیرکردیم ورق این خانواده هم برگشت حالا به مااحترام وعزت و……….
ولی من قبل از آشنایی با قانون جذب هرجاکه جاری خانم رومیدیدم سلام میکردم واحترام میذاشتم.
ولی اوسعی میکرد بامن روبه رو نشه!!!
یابه زور جواب سلام بی حال میداد اونم جلوچشم مردم.
حالاآرزوی یک نیم لحظه اززندگی من وعزیزدلم واولادم روداره.
که انشاالله 3تاپسرهای بزرگم به زودی بایدازدواج الهی داشته باشندانشاءالله.
انشاءالله خانه ی موردنظرمون روخداهدیه کنه انشاءالله.
ووووووووو………….خیلی خواسته های دیگرمون رو توهمین دنیاباآرامش و شادی باکل خانواده تجربه کنیم.انشاءالله.
انشاءالله به زودی زود درمشیت ورهبریت خداماهم توی همین دنیا به اهدافمون رسیده ایم.
خب حالایک سبدکوچک آلبالوگیلاس به مادادن آوردم تقسیم کردم برای پسرم وعروس گلم، برای نونوایی ویکی ازدوستانم بردم نون که گرفتم خانم نونوا میخواست باماشین بره خونه گفتم ببخشیدمن نون زیادگرفتم بچه ها نیستندلطفامنوبرسون خونه گفت چشم بفرمایین خب این همه اتفاقات عالی رو چه کسی توزندگی من آورده فقط خدااین فرصت تجربه ی زندگی خیلی عالی روبه منوخانواده ام داده است چون حق الهی ماس.
امروزهم 2تااتفاق عالی ازردپای خدادیدم یکی pvcبرای نصب کاربچه هارسید.
وردپای خداکه 20روزپیش یک خرید20میلیون تومانی پسرم برای یک ارگان داشت ،که 24 میلیون تومان سودکرد.
44میلیون تومان امروز واریزکردن.
الهی شکرت واین سودروپسرم ازاول به منوپدرش بخشید.خدایابابت دربهای رحمت ونعمت وسلامتی وثروت ودل خوش روبازکردی سپاسگذارم چون واقعایک خانواده ی بسیاردل رحم وبی ریاهستیم حالاهرکس هرچی میخوادبگه رضایم به رضای خودت .
عاشقتونم استادکه روش زندگی الهی وتوحیدی روبه سفارش خدابه من می آموزی باتوکل به خداعمل کنم.
دیگه چشمام خوابش میادهرچی نوشتم برای عبرت گرفتن ویادآوری به خودم است.
که چه زندگی داشتم!!!؟؟؟؟
والان دارم ودرآینده خواهم داشت!!!؟؟؟
برای کل دنیاسعادت و سربلندی آرزودارم دوستتون دارم یاحق.دمت گرم استاد.
به نام خدای مهربان
درود بر استاد عزیز.بانو شایسته ی گرامی و دوستان هم فرکانس
در ابتدا هزاران بار خداوند رو بابت این فضا و آموزش ها و دوستان آگاهم شاکرم و حضورم در این فضا رو یکی از الطاف خداوند به خودم میدونم.آموزه ای این فایل برای من بینظیر بود و دیدگاه و تجربیاتم رو خوشحال میشم به اشتراک بذارم.
*به عنوان اولین موضوع:دوری و قطع ارتباط با افراد اهل غیبت و تهمت و افراد ادامه دهنده ی این زنجیره:
درین مورد شعری از سعدی بزرگوار به یاد دارم که همواره پدرم برایم میخواند و به عنوان هدیه چندسال پیش ,آن را برایم نوشت و گفت آن را در کتاب خاطرات خود بنویس که کلید عزت تو در آن مستتر است:
گلُی خوشبوی در حمام,روزی رسید از دست محبوبی به دستم
به او گفتم که مشکی یا عبیری که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا من,گِلی ناچیز بودم ولیکن مدتی با گُل نشستم
کمال همنشین در من اثر کرد وگرنه من همان خاکم که هستم
و من همیشه با تاثیر ازین شعر به اثری که هم نشینی با افراد روی من میگذارد آگاه شده و چند وقتیست که افراد زیادی از زندگی من خارج شده و یا از آنها فاصله گرفتم. ما هم رنگ و هم شکل با اطرافیانمان میشویم.و زمانی که خودسازی را شروع میکنیم و به معنای واقعی تعهد میدهیم به ماندن در این مسیر,افراد نامناسب از زندگی ما خارج میشوند بارها این را تجربه کردم.در مورد غیبت و تهمت میتوان گفت به نوعی آلودگی هایی هستند که اثرات بلندمدت فراوانی در زندگی داشته و ما را درگیر آن فرکانس میکنند.
*پرورش ذهن ب گونه ای که بتوان خود را در جایگاه کسی که در موردش صحبت یا قضاوت میکنیم قرار دهیم:
منطق بینظیری درین مورد,استاد ارایه دادند.آیا ما اشتباه نکرده ایم؟ آیا ما پاک و منزه هستیم؟
هرگاه اینگونه رویکردمان را تغییر دهیم و خود را جای دیگران گذاشته و به قول معروف:ابتدا کفش های شخص را بپوشیم و بعد در مورد راه رفتنش قضاوت کنیم قطعا هیچ قضاوتی در مورد اشخاص نخواهیم داشت.
*نقد کردن,اعتراض ,قضاوت,محکوم کردن ,اشکال مختلف توجه کردن است به موضوعاتی که نمیخواهیم و در واقع ناخواسته های ما هستند.و خیلی راحت با بی توجهی و فاصله گرفتن از موارد نادلخواه طبق قانون جهان هستی ,وارد مدار خواسته ها میشویم و در واقع ,هر رفتاری که خداوند ما را از آن منع فرموده برای آسیب نرسیدن به خود ماست.
*ظن:حدس و گمان هایی که شروع کننده ی مساِیل زیادی در روابط ما هستند.و شاید بهترین راه برای نداشتن ظن نسبت به دیگران,دارا بودن ذهنی پاک و صاف است اینکه همه مخلوقات خداوندیم و با خدا یکی هستیم و این نگاه به ما اجازه ی بد گمانی نمیدهد.
*تجسس:این ویژگی اخلاقی به قول استاد باعث غیبت میشود و من فکر میکنم هرچقدر انسان,مشغول به خودسازی و خودآگاهی شود کمتر فرصتی برای پرداختن به دیگران پیدامیکند. زیرا همواره دنبال یافتن هم اگر باشد ,میداند که یافتنی ها درون خودش است و بس. کار کردن روی خود ,این اثر را دارد که به شدت انسان را مشغول خود میگرداند.
*در معرض فضای غیبت و تهمت قرار نگیریم:نکته ی بسیار قابل توجه این فایل برای من این بود که اثرات این ویژگی های نامناسب اخلاقی به طور کامل شرح داده شد:با شنیدن غیبت و نظرات دیگران در مورد افراد ,پیش فرض ذهنی پیدا میکنیم و این موضوع در روند ارتباطی ما با دیگران اثر میگذارد و ویژگی های نامناسب افراد را برانگیخته میکنیم.
*به طور کلی تمام خصلتهای نامناسب اخلاقی مثل غیبت و تهمت و قضاوت و ظن و تجسس ,ما رادر فرکانس ناخواسته ها قرار داده و اعراض و دوری ازین فضاها اثرات بینظیری در جذب اتفاقات مثبت و افراد مثبت میگذارد.تجربه ی شخصی من در این زمینه به این صورت بوده که از زمان خودسازی ام تعداد افراد نامناسب اطرافم به شدت کم شده و بیشتر زمانم صرف ارتباط با خود و بهبود شخصیتم شده.علاوه بر اینکه خیلی از ارتباطات با افراد نامناسب,زمان و انرژی ما را هدر میدهد و ما را از واکاوی و درون نگری دور میکند.
سپاس از استاد عزیز و دوستان هم فرکانسم.
سلام و عرض ادب
استاد عزیزم خانم شایسته مهربان سپاس گزار وجودتون هستم چقدر درس برام داشت این فایل . متشکرم چقدر خوشحالم بابت توضیحات این فایل و این ظرافت شما دراندیشیدن به این آیات لذت بردم و ای وای بر من که چقدر به راحتی در جایی قرار میگرفتم که به راحتی تهمت میزدن و چقدر غیبت میشنیدم و بالاخره خودم هم خدا داند که میکردم یا نه
استاد جانم ادامه بدین این فایلهای قرانی رو خیلی زیباست دوست دارم بیشتر یاد بگیرم از شما خیلی کلام شما به دل میشینه چقدر عالی که هستین و بهمون کمک میکنین
سپاسگزار خداوندم که از شاگردان شما هستم و باعث افتخار من هستین
همینجا تعهد میدهم که دیگر در این جاها که غیبت میکنن و تهمت میزنن قرار نگیرم .
امیدوارم با گوش دادن زیاد به این فایل مورد لطف خداوند قرار بگیرم وقدم به قدم هدایتم کنه به سمت خوشبختی
سلام استاد جانم
خدا را شاکرم که هر موقع حتی اگه سر سوزن ما تصمیم به هدایت داریم خدا هزاران برابر ما رو هدایت میکنه.
دقیقا با این دو سری فایل و بابت اتفاقی که برام رخ داده بود، خدا خودش را بهم نشون داد.
آره من خدا را فراموش کرده بودم، و دل به بنده خدا بسته بودم. من شرک ورزیدم. واقعا شرک از مورچه ای که در تاریکی بر دل سنگی راه میره، مخفی تر به دل ما نفوذ میکنه. من باید این تجربه تلخ را پشت سر میذاشتم تا پس گردنی محکمی از دنیا بخورم که همیشه یادم بمونه موحد بودن فقط به حرف نیست باید مرد عمل باشی
استاد کاش بتونم آنقدر شجاع بشم که حاضر نباشم پای غیبت شنیدن از کسی بمونم و اونقدر رو خودم کار کنم قوی بشم که صدم ثانیه هم غیبت کسی را نکنم.
به نام خداوند دانا وتوانا وعالم و محیط به تمام جهان هستی
استاد سپاسگزارم از این دو سری فایلهای اخیرتون و جریان هدایتی که با مطالبی که توی فایلهاتون بود در مورد غیبت و تهمت و دوستی ..وهمزمان سد با اتفاقی که بین منو یکی از دوستان صمیمی ام افتاد راحت تر تونستم تصمیم بگیرم و این دوست عزیز و به راحتی و با آرامش از زندگی ام حذف کنم ، میدونم خداوند یکتای مهربان در زمان و مکان مناسب دوستان خوبی رو وارد زندگی ام خواهد کرد .
مچ شدن آگاهی های این روزهاتون و رشد و بهبود فردی شخصیتی مون با قرآن و آیات الهی چقدر زیباتر وکلام ودرسهای شما استاد نازنین واسمون شبوا و روانتر شده.
خدایا شکرت برای همراه بودن با شما
خدایا سپاس برای هدایت شما به این مسیر قرآنی
به نام خدایی که بسیار داناست
سلام درود فراوان به استاد عزیزم برای این دو فایل بی نظیر که چقدر آگاهی دهنده ،چقدر همه چی تمومه ،چقدر میشه یاد گرفت
سلام به مریم جااان عزیزم بانوی همیشه در صحنه ،بسیار بسیار از شما هم سپاسگذارم بابت تک تک این فایل های بی نظیر که شما به هدایت خدا گوش کردین و این قدم مهاجرت برداشتی که الان استاد دو تا فایل رو با آگاهی های الان ضبط میکنه و بهترین و بی نظیر ترین فایل ها میشه
مهاجرت به مدار بالاتر
مدار پانزدهم قسمت دوم تهمت
بشخصه دوس داشتم استاد راجع به این مسایل صحبت کنه و واقعا چقدر هماهنگی و همزمانی خدا برامون فراهم میکنه که من تو دفتر خودم سال هاست این ضعف هارو نوشتم و برای درست کردنشون قدم برداشتم و خداوند چقدر بی نظیر برام اون ور دنیا به مریم عزیزم الهام میکنه که این فایل هارو برام ضبط میکنه و من الان در مدار شنیدن این آگاهی هستم خدارو هزار مرتبه شکر ،خدارو هزاران هزاران بار شکر
استاد عزیزم بسیار بسیار از این فایل یاد گرفتم و مصمم تر شدم که سعی کنم هیچ وقت هیچ وقت خودم رو در مدار این ناآرامی ها ،این شرایط قرار ندهم تا گوشم نشنوه تا کانون توجه ام سمت این مدل رفتار ها نباشه و خودمم درگیر نشم
واقعا غیبت کردن خیلی اخلاق بدی ،آنقدر که قرآن راجع بهش صحبت میکنه و به قول استاد خدا راجع به همه چی تو قرآن صحبت کرده ،و وقتی من این آیه رو شنیدم واقعا تنم لرزید اجازه بدین اول آیه رو بنویسم
.” یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا… وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ…”[2] ای کسانی که ایمان آورده اید و بعضی از شما غیبت برخی دیگر را نکند آیا دوست دارید گوشت برادر مرده تان را بخورید پس دوری کنید از غیبت .
این آیه تن آدمو میلرزونه،در سال های کودکی که کلاس قرآن میرفتم این آیه رو شنیده بود و خیلی راجع بهش صحبت شده بود و خیلی بهمون تاکید میکردن که حواستون باااشه غیبت نکنین و ما تمام تلاشمان را میکردیم ولی بزرگتر که شدیم انگار یادمون رفت و شدت گناه این عمل در ذهنمون کمتر شد و ماهم درگیر شدیم تا زمانی که با استاد آشنا شدم و رسیدم به الان که آنقدر واضح و قشنگ استاد راجع به این موضوع صحبت کرد و تازه دارم این آیه رو درک میکنم البته خدارو هم شکر میکنم به برکت آموزش های استاد آنقدر روابطم با اطرافیان کم شده که دیگه در مدار شنیدن این حرف ها نیستم یا در مسیر اینجور آدم ها نیستم و الان بیشتر درک میکنم که چرا باید افراد سمی ،افرادی که سرشون تو زندگی دیگرانه،رو از زندگیمون حذف کنیم یکی از دلایلش همینه که ما از غیبت و تهمت و تجسس در زندگی دیگران دور باااشم و مشغول اهداف خودمون باشیم
خداوند متعال در سوره نساء آیه 112 میفرماید: «و َمَن یَکْسِبْ خَطِیئَهً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا؛ و هر کس خطا یا گناهى مرتکب شود سپس آن را به بىگناهى نسبت دهد قطعا بهتان و گناه آشکارى بر دوش کشیده است».
دوس دارم آیه هایی که راجع به تهمت رو اینجا بنویسم تا هر وقت برگشتم به کامنت خودم به خودم یادآور بشم که خداوند درباره همه چیز در قرآن صحبت کرده و راه کار داده
همچنین، در آیات 23 و 24 سوره مبارکه نور در این رابطه امده است: « إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ(23) یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ؛ بىگمان کسانىکه به زنان پاکدامن بىخبر [از همه جا] و با ایمان نسبت زنا مىدهند در دنیا و آخرت لعنت شدهاند و براى آنها عذابى سخت خواهد بود (23)در روزى که زبان و دستها و پاهایشان بر ضد آنان براى آنچه انجام مىدادند شهادت مىدهند».
در آیه 58 سوره احزاب نیز خداوند متعال در این رابطه میفرماید: «وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا»؛ و کسانىکه مردان و زنان مؤمن را بىآنکه مرتکب [عمل زشتى] شده باشند آزار مىرسانند قطعاً تهمت و گناهى آشکار به گردن گرفتهاند».
در آیه 12 سوره نور آمده است: «لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَیْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْکٌ مُّبِینٌ»؛ چرا هنگامىکه آن [بهتان] را شنیدید مردان و زنان مؤمن گمان نیک به خود نبردند و نگفتند این بهتانى آشکار است» در این آیه، جمله «چرا گمان خیر به خودشان نبردند» تعبیر بسیار لطیفی است و اشاره دارد به اینکه مؤمنان باید همه اعضای جامعه خود را، که افراد مؤمن هستند، یکی بدانند و همگان را از خود حساب کنند و هر چه را که درباره خود نمیپسندند، درباره آنان هم نپسندند؛ زیرا گمان بد بردن درباره دیگر مؤمنان را گمان بد درباره خودشان بر شمرده است.
استاد از آیه ی 12 سوره نور هم خیلی لذت بردم که چقدر قشنگ خدا بهمون میگه که وقتی شنیدید که به شما بهتان زدند چرا ناراحت میشین مگه به خودتون شک دارین ،چرا عکس العمل نشون میدین ،اصلا و ابدا هیچ عکس العملی نشون ندین ،فقط فقط
سکوت
سکوت
سکوت بهترین راه کار درباره تهمت و در آخر به قول خدا در همین آیه آخرش برای ما خیره ،یعنی ما نباید نگران تهمت باشیم و وقتی خودمون بسپاریم به خدا و اصلا نگران نباشیم و آرامش داشته باشیم اون موقع همه چی به نفع ما تموم میشه
چقدر قشنگ خدا میگه ،به خودت گمان بد نبر ، هیچ واکنشی نشون نده و اعراض کن و همیشه اعراض جواب میده
عاااآاشقتم خدااااااا که تو چقدر همه چی برای ما واضح کردی
بسیار بسیار لذت بردم ،استاد عزیزم ممنونم بابت همه زحماتت و از مریم جااان هم سپاسگذارم
پیش به سوی مدار بالاتر
به نام خداوند بخشنده مهربان
خدایی که مهربانیش همیشگی و رحمتش بی انتهاس
سلام به روی ماه همگی
من الان فکرکنم یه چندسالی هست غیبت کردنم بسیار کم شده،تو فامیل تو خونه همه میدون من علیه غیبت کردن نیستم یه مدت سفت وسخت واقعا ازاین جمعا دوری میکردم ،اگه مهمونی میرفتم همه دور هم جمع میشدن غیبت میکردن من هنذفری میزاشتم داخل گوشم وفایل گوش میدادم اصلا هم مهم نبود درموردم چی فکر میکنن
وجالبه هرکسی زنگ میزد خونمون زیاد بامن نمیتونستن صحبت کنن چون میدونستن من اهل غیبت نیستم یا سریع قطع میکردن بعداز یه گفتگو کوتاه یا گوشی رو میدادم به یکی از اعضای خانوادم کلی باهم میشستن غیبت میکردن
وخیلی از این موضوع خوشحال بودم ولی الان یه مدته شل کردم شروع کرده بودم به غیبت کردن که
این فایل بهم یه گوشزدی زد که حواست باشه مخصوصا با حرفی که استاد دوباره یاداوریش کردن که
با غیبت دارین گوشت برادر خودتون رو میخورید
این باعث شد من دوباره پیچ ومهره هارو سفت کنم مثل قبل خیلی محکم جلو برم اجازه ندم نه کسی غیبت کنه نه خودم به کمک حق
تهمت و قضاوت خدا مارو ببخشه خیلی انجام دادیم خیلی خیلی قضاوت کردیم
ماشین باسرعت میره یواش میره سبقت میگیره
ماکه نمیدونیم برای اون شخص چ اتفاقی افتاده سریع شروع میکنیم به قضاوت کردن
الان جوری شده حتی اگه کسی هم بوق بزنه سعی میکنم ذهنمو کنترل کنم نمیگم کامل شدم اصلا قضاوت نمیکنم خدا کمک کنه درکو آگاهیمون رو بیشتر کنه که کمتر دچار خطا واشتباه بشیم
کامنت یکی از بچه ها رو خوندم مثالی زده بوده در مورد درخت
که چقدر خوبه مثل یه درخت باشیم هم پرسوده ،هیچکسو قضاوت نمیکنه،کلی فواید داره
مثل درخت باشیم که هرچیزی هرکسی از جلوش رد میشه قضاوتش نمیکنه کسی بهش ضربه بزنه نزنه
داره کار خودشو انجام میده
اگه برای لحظه ای بهش تکیه کنی از سایش استفاده کنی
کاری نداره تو کی هستی سرجاش ایستاده داره روند تکاملی خودشو پیش میبره
پس چقدر خوبه مثل یه درخت باشیم بدون توجه به بقیه ،زندگی خودمون بکنیم از لحظه به لحطه زندگیمون لذت ببریم
من اینجا یاد گرفتم دیگه به کسی تهمت نزنم حتی اگر بهم ثابت بشه
چون این من هستم که با افکار و باورهام خالق شرایط زندگی خودم هستم
اینجاداریم یاد میگیریم کم کم عادتهای بدمون رو کنار بزاریم وبیشتر به سمت عادات ورفتارهای مناسبی بریم که درشان خدای خودمون باشه
مسیرتون پرنور و هموار
حسبی اله ونعم الوکیل
سلام استاد عزیزم کمال تشکر از فایل بینظیر تون را دارم
من برای هر کدام از صحبتهای استاد الگوهایی داشته و دیده ام
چند مدت قبل با یک دوست عزیزی بعد از ده سال همراه و همنشین شدم این دوست عزیز کلمه به کلمه صحبتهاش از غیبت، تهمت، قضاوت نادرست پر شده بود وقتی شروع به صحبت میکرد از آن محیط بیرون میرفتم ،یا هندزفری تو گوشم می گذاشتم ،اما چهار ستون تنم میلرزید که چرا این چنین راحت و بدون ترس در مورد دیگران صحبت میکند .یک بار بهش گفتم آن تهمتی که شما به آن شخص میزنید من آنجا بودم چنین چیزی ندیدم، برآشفته شد و با آب تاب فراوان آن تهمت را ادامه داد .یادم آمد این آدم از بچگی چنین بوده و دیگه این رفتار براش عادت شد .و جالبه در مورد کسی غیبت میکرد و تهمت میزد که چند روزی خونشون بود وان بنده خدا کلی بهش محبت کرده بود .باید بگم از رفتار این آدم ترس وجودم را گرفت گفتم نکنه منم درگیر تهمتهاش بشوم در نهایت این ترس کار خودشو کرد و من مورد اتهام قرار گرفتم ،من خودم را مقصر دونستم چون ازش ترسیدم و علت اینکه این فرد آمده بود تو مدارم این بود که یک مدتی تمرکزم رفته بود روی فردی که شخصیت تهمت زنی داشت در نهایت این فرد را جذب کردم . وقتی با این فرد و این همه تهمت غیبت و قضاوتهاش رو برو شدم با خودم گفتم فلانی این نتیجه تمرکزت روی رفتارهای اشتباه دیگران است و یک جورایی خودمو نبخشیدم و سزاوار دونستم خداوند منو عذاب بده به این ترتیب مدت طولانی با این شخص همراه بودم و شرایط برام بسیار سخت میگذشت.
با اینکه گوشهامو میگرفتم و هندزفری تو گوشم می گذاشتم اما گاهی صحبتهای منفی اش به گوشم میرسید و احساس من داشت به آدمهایی که در مورد شون حرف میزد بدمیشد
تا اینکه خداوند یک جورایی بهم الهام کرد اگر این فرد مدت طولانی همراه تو شده به این علته که خودتو نبخشیدی ،اشتباهتو پذیر درسشو بگیر و خودتو لایق همنشینی با افراد خوب بدون
.برای حل این ماجرا که تهمتهای بی وقفه به گوشم نرسه با این آدم قهر کردم نمیدونم کارم درست بود یا نه ،چون نمیتونستم از آن محیط بیرون بروم و کافی بود بهش یک سلام کنم،با جواب دادن سلام حرفاش پر میشد از …
از خداوند خواستم هدایتم کنه به مسیر راستی درستی .————————————————-
چند سال قبل یکی از دوستام دوستشو که دختر خیلی خنده رو و مهربانی بود بهم معرفی کرد ومن با این دختر دوست شدم و روزهای خاطره انگیز داشتیم، اما یک روز آن دوستم بهم گفت با این دختر خانم زیاد صمیمی نشو چون آدمی است که زیاد حسرت دیگران را میخوره این حرف اینقدر تاثیر منفی روی من گذاشت با اینکه آن دختر خانم خیلی باهام مهربان بود اما نمیتونستم احساس خوبی بهش داشته باشم و در نهایت هر دونفر را کنار گذاشتم،بارها دیدم همین دوستی که میگه فلانی حسرت دیگران را میخوره خودش بیشتر این اخلاق را داره.
—————————————————–
واقعا شنیدن غیبت روح و روان ادمو جوری آلوده میکنه که حالا حالا زمان میبره که بشه از آلودگی ها پاکش کرد .
چند سال قبل متوجه یک احساس بدی توی وجودم شدم از یک سری آدمها بدم میآمد و ازشون نفرت داشتم در حالی که شاید یکی دو بار انها را بیشتر ندیده بودیم و فقط در حد یک سلام احوال پرسی بود و از خودم پرسیدم چرا من از این آدم اینقدر متنفرم در حالی که اصلا برخوردی باهاش نداشتم یا فقط اسمشو شنیده بودم و ایراد را در درد دلهای پیدا کردم که از افراد شنیده بودم که پر از غیبت و بدگویی و قضاوت در مورد دیگران بود .
سلام استاد
روزتون بخیر
من مهری هستم
امروز صبح تو تلگرام یه دستاورد گذاشتید از اقای مرتضی..
بعد اومدم تو سایت که ببینم خدا رو بشناسیم هست رایگان
پیدا نکردم بعد گفتم خدایا به نظرت کدوم از فایلها رو گوش بدم که به من میخوره و برای این روزهای من هست..
و فایل تهمت رو دیدم و گوش دادم
خیلی خیلی خیلی خیلی عااالی بوود.. ممنونم از خدا که شمارو مثل فرشته برای من گذاشت چون با ایات قران میگید خیلی برای من قابل هضم و مطمین هستش و صد در هزار جدی میگیرم..
خیلی کتاب خوندم خیلی دنبال مسایل روانشناسی رفتم خیلی خووب بودن اما نمیدونم چون زمینه من معنوی هست همیشه دوست دارم بدونم قران چه جوری میگه… با قران بهتر مسیر زندگیم و خدا رو میشناسم.. و مطمین تر مسیر زندگیم رو میرم جلووو..
چون من خیلی مورد تهمت قرار میگیرم از نزدیکترین افراد زندگیم و اینکه همیشه باعث شده کارهای بزرگ رو نصفه ول کنم از ترس نشنیدن حرفهاااشون..و اینکه میگفتن چرا خواهرات نمیکنن تو اینجوری هستی.. همیشه فکر میکردم من دارم اشتباه میکنم و کارهام رو ول میکردم و هدفهایم رو ،، بعد از مدتی دوباره یه چیز تو درونم میگفت این چه روتینی هست که داری… الان به حمایت خدااا دارم کارهایی میکنم که حتی کسایی هم که قبلن حمایت میکردن اونها هم شروع میکنن بهم میگن و یا پشت سرم و من میشنوم.. و خیلی روی خودم کار کردم که اگر قبلن ١٠٠ درصد ناراحت میشدم که نکنه مشکل دارم .. الان دیگه ده درصد ناراحت میشم.. و این فایل را امروز گوش دادم جواب دیشب من بود از خداااا
مجکرم مچکرم مچکرم
خدایا هرآنچه را که دارم از تو دارم.
سلام به استاد زیبا وفوق العاده وخانم شایسته زیبا وبی نظیر
سلام به همه دوستان عزیز در این سایت
استاد واقعا ازتون سپاسگزارم باوت این فایلهای بسیار زیبا پر از آگاهی و درس زندگی واز قران کلام خدا که تا الان همچین چیزهای رو که درش بود نشنیده بودم چقدر عالی درک کردید قران رو وعمل کردید وهمین باعث موفقیت وخوشبختی شما شده عمل به قانون عمل به قرآن بهتون افتخار می کنم تحسین تون می کنم وباعث افتخار من هست که عضو این سایت الهی هستم خدا رو صد هزار مرتبه شکر.
درمورد تجسس کردن در زندگی دیگران خدا رو شکر اصلا تو این مسئله ها نبودم ونیستم دوستانی داشتم و دارم که مدام دوست دارن از همه چی سر در بیارن حتی از زندگی من که چقدر حقوق دارم چقدر خرج کردم چکار می کنم واین اخلاقشون واقعا مورد پسند من نیست چند وقت بود سعی می کردم فاصله بگیرم ارتباطم رو کمتر کردم این دوتا فایل واقعا بهم این انگیزه رو بیشتر داد که تا جای که امکان داره باهاشون ارتباط نداشته باشم درمورد دیگران خیلی کنجکاو بود وبا من هم صحبت می کرد نا خودآگاه من هم وارد همون مسیر میشدم باعث میشد غیبت کنیم به قول شما استاد عزیز تهمت هم بزنیم چیزی رو که خودمون ندیده ایم فقط حدس وگمان بود وقتی این فایلها رو گوش کردم چند بار مدام تایید کردم حرفهاتون رو وبه خودم قول دادم تمام سعی خودم بکنم مسیر درست رو برم از این دو دوست فاصله بگیرم چون بسیار تاثیر داره رو شخصیت ما که با چه کسانی دوستی می کنیم وحرفهای منفی دیدگاه منفی که بیشتر جامعه فلان هستن دزدن نظر بد دارن فلان اتفاق بد بیفته چی وهزاران افکار منفی دیگه
نمیگم من بی ایراد هستم اونها فقط ایراد دارن نه ولی واقعآ قلب من این رو احساس می کرد که من سازگار با این حرفها نیستم
من این قدرت رو ندارم اونها رو تغییر بدم ولی این قدرت دارم خودم رو تغییر بدم وتمرکزم رو بزارم روی خواسته هام روی نعمتهای زندگیم زیبایی ها سپاسگزاری کردن
خلوتی وتنهای خودم رو بیشتر دوست دارم خدا رو شکر نگران این که تنهاباشم نیستم که خوشحال هم هستم چون دیگه نمی خواد زور بزنی نشنوم ارتباطم با خدای خودم بیشتر میشه ارامشم بیشتر ورودیهام فقط فایلهای شما کامنت بچها سریالهای همین سایت واحساس خوب که قطعا هم فرکانس خوب اتفاقهای خوب رو رقم میزنه باید خیلی متعهدتر روی خودم کار کنم تمرین کنم وبه قول خانم شایسته عزیز نه بگم به هر انچه که بخواهد من رو از مسیر درست جدا کنه تمرکز من رو بگیره.
خدا رو شکر دیگه تو شبکه های اجتماعی نیستم خبر هم از چیزی ندارم.
سپاسگزار خداوند هستم که از زبان شما این درسها رو بهم داد وچیزی رو که قلبم با تمام وجود باور وتایید کرد.
درپناه الله مهربان باشید