چگونه مولد ثروت باشیم - صفحه 20 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

359 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه ۹۵ گفته:
    مدت عضویت: 1150 روز

    بنام خدای رازق

    سلام به استاد عزیزم

    ادم ها دو دسته هستن ، دسته اول کسانی هستن که مهارت های عالی دارن اما چون عزت نفس و احساس لیاقت کمی دارن ، نتوان ارائه و پولسازی ندارن ، دسته دوم ادم هایی که هیچ تلاشی برای بهبود مهارت هاشون نمیکنن و منتظرن خدا پولو برسونه .

    استاد من بعد دوره احساس لیاقت تمرینات جلسه 16 رو مدام و هر روزه انجام میدم ، قبل از شروع هر کاری متعهدم که این تمرین رو انجام بدم ، تو تمرین ها از ارزشمندی ویژگی های شخصیتی ، مهارت ها و توانمندی هام میگم و مدام تحسین میکنم ، جلسه 11 هم فوق العاده بود برام .

    اما من هنوز نمیدونم علاقه مندی اصلیم چیه

    اصلا نمیدوننم جزو کدوم دسته هستم .

    مهارت هام رو تا حدودی میدونم چیه ، نقاط قوتم رو میدونم اما دقیق نمیدونم چه کاری.

    من از بچگی وقتی از مدرسه می اومدم خونه با شوق و ذوق شروع میکردم به معلم بازی کردن و هی برای خود م برگه امتحان میساختم و صحیح میکردم ، اسم بچه های کلاس رو مینوشتم و نمره بهشون میدادم ، طوریکه بابام اسم همکلاسیام رو دیگه از حفظ بود ( استیکر خنده ، اشکم از چشماش اومده ) . تو مدرسه هم وقتی مطالب رو توضیح میدادم به دوستام خیلی خوششون میاومد و میگفتن عالی توضیح میدی و تو دانشگاه هم کنفرانسای خوبی میدادم که تحسین میشدم امااااا ترس از صحبت جمع حتی صحبت معمولی همچنان با منه !!

    خلاصه من هدفم برای شغل معلمی نبود اما بعد دانشگاه معلم شدم ، کارم رو دوست دارم فراوان اما حواشیش مثل جمعیت زیاد کلاسا ، شیطنت بچه ها ، اولیای متوقع ، کمبود و… اذیتم میکنه که میدونم قسمت زیادیش از کمبود عزت نفس خودمه . تو دوره احساس لیاقت ، تو جلسه 13 متوجه شدم من کارهای فردی و در محیط های خلوت رو بیشتر دوست دارم ، محیط مدرسه پر از شلوغیه و کنترل جمع برام سخته !

    خلاصه از توضیح دادن مطالب لذت میبرم اما محیط کارم رو دوست ندارم .

    من قبل اشنایی با شما هم تو فکر کارافرینی بودم اما هنوز نمیدونم دقیقا چکار باید بکنم .

    اینکه گفتید نیومدیم تو این دنیا که بریم سر یه کاری و پول دربیاریم رو موافقم باهاش ، اومدیم خودمون و توانمندی هامون رو کشف کنیم و گسترشش بدیم ، تا جهان هم گسترش پیدا کنه .

    برید دنبال لذت و علاقتون پول هم دنبال شما میاد ، واقعا شور و شوق امید به زندگی میده و باعث میشه ادم حرکت کنه سمت جلو ، حتی به جایی برسه که پول های کلان داشته باشه و بی نیاز باشه ولی همچنان ادامه بده !

    البته گفتید که در کنار علاقه باید ترس از حرف مردم رو هم بذاریم کنار ، قدم در دل ترسامون بذاریم .

    من اینطور خودمو گول میزدم که تو از حرف زدن تو جمع میترسی پس به توضیح دادن مطالب علاقه نداری ، چون اگه علاقه داشتی ترس و اضطراب نمیگرفتی ، در صورتی که ترسها رو همه دارن و طبیعیه و باید بها بدیم ، بدون بها نمیشه .

    اصلا یکی از دلایل اینکه دوست دارم کسب و کارم انلاین باشه اینکه تو جمع نباشم . حالا نمیدونم ریشش توجه به ویژگی های شخصیتیمه و باید با این طوری بودنم راحت باشم یا نه از ترس دارم اینو میگم .

    استاد من از بچگی به خاطر جوی که توش بزرگ شدم خودباوری بسیااار ضعیفی داشتم، یعنی توانمندی هام عالی بود ولی همیشه برای حرکت یکی باید هولم میداد ، یا همیشه خودمو کمتر از بقیه میدیدم ، باید کامل میبودم ، از اشتباه و شکست وحشت داشتم ، اصلا طرز برخورد با چالش ها رو بلد نبودم ، با کوچکترین انتقادی بهم می ریختم و حرفای سمی دیگران درباره خودم رو باور میکردم .

    الانم دارم با اشک مینویسم ، احساس میکنم خودمو تازه پیدا کردم و محکم این فاطمه رو بغل میکنم ، به خاطر تمام کمبود هایی که از خودباوری خودش داشت . میگم خوش به حال همسنای من که تو خانواده هایی بودن که از بچگی بهشون خودباوری دادن و الان موفقن ، اما میگم اشکال نداره مگه عباسمنش کسی بهش خودباوری داد؟

    نه ، خودش حرکت کرد ، تازه شما گفتید کسایی که خودشون سعی در بهبود عزت نفسشون دارن خیلی بهتر از کسانی میشن که از اول تو خانواده عزت نفس خوبی بهشون دادن .

    من الان چند ماهه فهمیدم خودباوری چیه

    خودمو از زیر خروار خروار خاک پیدا کردم

    استاد الماس احساس ارزشمندی و لیاقتم خیلی خاک خورده بود ، با اموزش های دوره لیاقت کمی پاکش کردم اما باید ادامه بدم تا شفاف شفاف بشه .

    من چاره ای جز رفتن تو دل ترسام ندارم ، چاره ای جز اینکه انتقادات سمی بقیه رو بشنوم و قوی بمونم ندارم ، من باید قائم به ذات خودم باشم و منتظر تایید بقیه نباشم ، باید ترس از اشتباه رو از خودم دور کنم ، خیلی بااااید هست که باید انجام بدم اما میدونم تکامل میخواد .

    درد تضاد ها اونقدر بالا بوده برام که انگیزم برای حرکت به تنهایی خیلی بیشتر از قبل شده .

    من از بیماری خودکم بینی رنج میبرم ، هنوزم هست چون یه شبه نمیشه درست بشه

    چارش هم زدن به دل ترس هاست

    چارش اینه که دیگران رو عاقل تر از خودم نبینمو و هر حرفی رو درباره خودم نپذیرم .

    خوشا به حال اونایی که علاقه مندیشون رو کشف کردن و حرکت کردن .

    به امید روزی که منم مثل همونا باشم .

    این جملتون خیلی امیدبخش بود که در دنیا اکثریت فلج مغزی و فکری هستن و تاپ لول شدن با تمرکز گذاشتن و علاقه کار سختی نیست و اد خیلی راحت رشد میکنه .

    تکامل هم به معنای زمان زیاد نیست ، با تمرکز میشه تو زمان کم تکامل داشت و بهترین شد.

    مسئله ای که الان درگیرشم ازادیه ، یکی از مهم ترین انگیزه هام برای پولسازی و کسب و کار انلاین داشتن ازادیه چون الان زمانم ، تصمیم گیریم درشغلم دست خودم نیست ، من تفکر انتقادی بالایی دارم و باگ و نقص رو خیلی زود میفهمم ، برای همین شاید همکارای دیگم خیلی متوجه نواقص محیط کاریم نشن اما من زود گرفتم و فهمیدم جای موندن نیست از همون اول ، حتی ادم هایی رو هم که باهاشون معاشرت دارم خودم نمیتونم انتخاب کنم .

    مولد ثروت شدن یعنی حق انتخاب داشتن در همه زمینه های زندگیت ، ثروت ازت خالق بهتری میسازه .

    ادم های ثروتمند از حل تضاد های مربوط به خودشون تونستن جهان رو گسترش بدن نه تمرکز بر تضادهای دیگران و حلشون .

    برای ثروتمندشدن باید خلاف نظر اکثریت حرکت کنی ، تو فرهنگ ما تا چشم باز میکنی همش باید درس بخونی ، از مدرسه تا دانشگاه تازه تو دانشگاه هم تا دکتری پیش بری بعدش استخدام بشی ،خب این راه اکثریته، مگه میشه یه جمعیت عظیمی به درس خوندن داشته باشن ، اونم درسی که همش یاداور اضطراب و ترس و رقابت و نمرس ، انگار همه محکومن به دنبال کردن این سیستم ،مگه ما اشرف مخلوقات نیستیم ، نهایت خودباوری ما تو درس و کنکور خلاصه شده ؟ اصلا همین درس و دانشگاه تمرکز ادم رو از علاقه مندی هاش میگیره ، مثلا یه نفر ورزش دوست داره ، سر کنکور و دانشگاه میذاره کنار . اخرش هم باید بیفته دنبال کار و پول دراوردن . این الگوی اکثریته ، البته الان با انلاین شدن تب و تاب دانشگاه کمی خوابیده اما خیلیییی جا داره !

    عمل کردن طبق اکثریت خلاقیت و انگیزه رو درون ادم میکشه ، تبدیل به ادمی میشی که نمیتونی ایده هات رو اجرا کنی ، کپی کاری میشی که مجبوری مثل بقیه عمل کنی . جایی هم اشکال ببینی حق اعتراض نداری چون بقیه همین جورن و راه درسته .

    تمام سال های خوشیم به درس گذشت چون از بچگی تو مغزمون کردن میخوایی چیزی بشی باید درس بخونی .

    استاد من الان شش ماهه دارم تمرینات رو جدی انجام میدم اما خدا گواهه از لحاظ ارامش ، نعمت و برکت چیزایی بدست اوردم ک محال بود از راهی که اکثریت میگن بدست بیارم . من واقعا نمیخوام طبق روش اکثریت برم چون تجربش کردم همش سختی ، زجر ، بی علاقگی ، نداشتن تصمیم گیری ، بردگیه . اختیارت دست خودت نیست ، من نمیدونم این مسیرهای سخت رو گذشتگان ما چطور ایجاد کردن که الان اکثریتمون فلج شدیم و همه کارمون با سختیه .

    بابا راه راحتم هست دیگه

    من یه ذره رو باورام کار میکنم ، دنیا روی خوشش رو بهم نشون میده ، فقط هم کار ذهنی میکنم ، دنیا خودش کارای فیزیکی رو انجام میده ، بابا از این راحت تر ؟؟؟

    از نظر خودم میگم اگه بخوام به خاطر حرف بقیه و ترس از تایید نشدن خانواده راه سخت و سنگلاخی اکثریت رو بر به خودم خیانت کردم و حماقت محض کردم ، خانواده من هیچ وقت از من رای نمیشن ، پس بهتره راه خودم رو برم ، حداقل در حد خودم از این مسیر کلی نتیجه خوب گرفتم . فقط باید بیشتر ادامه بدم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    آتنا شکیب گفته:
    مدت عضویت: 478 روز

    به نام خداوند مهربون و غنی که دارای فضل بی انتهاست ، که هر چه دارم از آن اوست خدایا تو هستی همه کاره و من تسلیم تو هستم که فرمانروای کل جهانی و همه ما از آن تو هستیم و به سوی تو بازمیگردیم ، خدایا سپاسگزارم که در این مسیر الهی هستم و پای تعهدم هستم و ادامه میدم . سلام به استاد عشق و خانم شایسته عزیز

    درسی که از این فایل گرفتم اینکه باید دنبال کاری بریم که عشق باشه نه فقط ببینیم چه کاری پول سازه ، من از اول روانشناسی علاقه داشتم و به خاطر حرف دیگران روانشناسی کار نداره رفتم کامپیوتر تا ارشد هم خوندم ولی علاقه ندارم و چون علاقه ندارم فقط مدرک گرفتم ولی در رشته خودم کار نکردم و میشه گفت وقتمو 6 سال هدر دادم ، یادمه منم مثل استاد میرفتم کتابخونه فقط کتابهای موفقیت روانشناسی میخوندم و چقد دفتر مصرف میکردم دوستهام میامدن درس میخوندن بعضی ها مدرک زبان گرفتن ولی من بیشتر کتابخونه کتاب میخوندم نکته مینوشتم و بعضی اوقات به دوست‌هام نمیگفتم من کتاب موفقیت میخونم میگفتم رو پایان نامه م کار میکنم ، چون میدونستم حرف هاشون منو نا امید میکنه ، من الانم علاقه دارم ، البته من دنبال تغییر خودم بودم و خیلی دوره ها هم در زمینه موفقیت شرکت کردم و من از اول دوست داشتم کتاب بنویسم و در این زمینه مشاوره بدم ، درسته حتی در زمینه دیگه کار کردم ولی هنوز این علاقه تو وجودم هست ، من حتی در محل کارم هم یادمه وقت اضافه داشتم کتابهای پی دی اف میخوندم ولی یه کتاب شاید خیلی زمان میبرد من بخونم که باید کلاس های تندخانی شرکت کنم که تمرکزم بالاتر بره ، من در این سایت هم اومدم فقط میخواستم تغییر کنم ، خود آموزش های استاد در این سایت از صد تا کتاب بهتره و خیلی آگاهی خدا رو شکر کسب کردم در این مدت عضویتم ، ولی مطمئنم یک روز این کار مورد علاقه مو انجام میدم و من دارم قدم برمیدارم و حرکت میکنم حتما نتیجه میگیریم ،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    حمزه دهنو گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم…

    استادجان من بین چند هدف گیر کردم به هرسه تاشونم علاقه شدید دارم نمی‌دونم چجوری باید قدم بردارم تا به هر سه تاشونم برسم…فوتبال،بازیگری،بدنسازی…البته الان ۲۳ سالمه و یه باور اشتباه که تو ذهنمه اینه ک فک میکنم تو این سن شروع فوتبال نمیتونه منو تبدیل به یه ستاره کنه هرچند این فقط یه باور غلطه اما ذهن من نسبت بهش گارد میگیره بااینکه فوتبال و بدنسازی تنها چیزایی ان که من وقتی واردشون میشم به ساعتم نگاه نمیکنم و تمام تمرکزم رو اینه ک بهتر انجامشون بدم…

    اما ازتون می‌خوام لطفاً راهنمایی کنید چجوری ازین سردرگمی دربیام

    خیلی ممنونم استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    Zahra گفته:
    مدت عضویت: 1926 روز

    به نام رب العالمین

    سلام استاد عزیزم مریم جان و دوستان گلم

    خدا رو شکر که توفیق گوش دادن به این فایل و درکش رو بهم بخشید انشالله به اندازه درکم عمل کننده به آگاهی هاش باشم که این عمل نشان دهنده سپاسگزاری من هست به خاطر گوش دادنش ..و عمل نکردن من نشانه ناسپاسی من هست این رو من جدیدا هر فایلی از شما چه دوره ها چه دانلودی گوش کنم به خودم یاد آوری میکنم.

    خدا رو شکر من دوره ثروت 2 رو دارم ولی فکر میکنم در عمل به آگاهی هاش ضعیف بودم و الان هدایت شدم که انشاالله دوباره از اول متعهدتر شروع کنم و به تمریناتش بیشتر عمل کنم.

    با شنیدن چندین و چند باره ی این فایل

    درک کردم اینکه نتونستم پیشرفت کافی در تمام جنبه های زندگی داشته باشم و به سطح قابل قبولی که میخوام در زندگی برسم اینها بوده

    نداشتن اعتماد به نفس

    نداشتن باور ارزشمندی در مورد علاقه ام در مورد خودم در مورد توانمندی هام

    نداشتن باور فراوانی

    نداشتن باورهای قدرتمند در مورد علاقه

    ارزشمند ندانستن سرمایه های اصلیم که شامل تمام ویژگی های شخصیتی مثبتم هست و عادی پنداشتنشون

    عدم درک تکامل

    عدم درک اصل قانون

    کمال گرایی

    و …

    حتی موقعی که دنبال علایقم بودم به خاطر نداشتن اعتماد به نفس کافی نداشتن باور ارزشمندی در مورد خودم و توانمندی هام و نداشتن باورهای قدرتمند کننده در مورد علایقم و پیشرفت در موردش به جای اینکه تضادی که بهش برمی خوردم رو حل کنم و جلوتر برم و قویتر بشم یا بی‌توجه میشدم یا مسیر رو رها میکردم…

    هر بار درکم بهتر میشه از قانون به یه نقطه ای میرسم مثل اینکه قبلاً هیچی نمی‌دونستم …

    الان بهتر درک کردم هدف از زندگی چیه یا چرا انتخاب کردم بیام این دنیا…

    هدف تجربه خودمه با حرکت در مسیر علایقم با حل تضادهایی که در مسیرش هست و هر بار با حل کردنشون خودم پیشرفت میکنم جهان بیشتر رشد میکنه هر چقدر جلوتر برم در این مسیر ارزشهایی که خلق میکنم بیشتره و ارزشمندتر و جهان ثروت و پاداش بیشتری به من هدیه میده هم خودم از زندگیم و مسیرش لذت میبرم هم باعث میشم جهان بیشتر گسترش پیدا کنه….

    الان یه مدت هست دارم روی علاقم کار میکنم و هنوز قدمهام کوچولو اند ولی لذت میبرم الان بهتر درک کردم که در مسیرم بمونم به خاطر خودم و تجربه بیشتر خودم ادامه بدم تا زندگی رو زندگی کنم…

    استاد عزیزم و مریم جان بینهایت از شما سپاسگزارم به خاطر تمام فایلها تمام توضیحات فایل ها تمام دوره ها تمام آگاهی ها و تمام امکانات این سایت بینظیر که هر روز بهتر و بهتر میشه.

    دوستتون دارم .انشاالله در پناه رب العالمین همواره شاد سالم پیروز و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مائده سازگار گفته:
      مدت عضویت: 906 روز

      سلام زهرا جان️

      بسیار از خوندن کامنتت حس خوب گرفتم

      چیزی که نوشتی خیلی به احساسات درونیه‌من‌نزدیکه

      وحالمو خوب‌کرد

      من مدتیه که دارم روی عزت نفسم‌کار میکنم

      اول میخواستم دوره ی‌ثروت‌رو تهیه‌منم بعد تو فایلهای مختلف متوجه‌شدم که عزت‌نفس‌پایه‌واساس همه ی موفقیت‌هاست

      ومن واضحأ تو تو اینمورد خلا داشتم

      و دگ اونو تهیه کردم و دارن روش کارمیکنم

      و الان میبینم که چه انتخاب‌درستی کردم

      وچقدرررر اعتماد به نفس ، خودباوری،عزت نفس واحساس‌لیاقت‌رابطه‌ی مستقیم باثروت‌داره

      خدارو خییلی شکر میکنم

      و برای شما دوست عزیزم ارزوی ثروت‌وشادیه روزافزون دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    زینب ندرلو گفته:
    مدت عضویت: 1239 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستانم

    روز 115

    چگونه مولد ثروت باشیم

    من جز دسته اول هستم مهارت رو کسب میکنم ولی اصلا اعتماد به نفس ندارم چند سال پیش وقتی رفتم قالیبافی یاد گرفتم خیلی دوست داشتم مربی باشم ولی سریع نجوا میاومد تو نمیتونی مربی باشی اگه کسی سوال بپرسه گیر می‌کنی تو خودت همه چیز رو بلد نیستی و کلی نجوا که من قانون رو بلد نبودم و بهشون قدرت میدادم و همین باعث میشد من فقط یه کاری رو برای دل خودم یاد بگیرم ول کنم

    دیگه تلاشی نمی‌کردم مهارتمو بیشتر کنم

    آدم هایی که موفق شدم یه مهارتی داشتن و تو دل ترس هاشون رفتن و ادامه دادن از وقتی با شما آشنا شدم خیلی کسایی که موفق هستن رو زیر نظر میگیرم میبینم برای همه ی اونا هم نجوا بوده یه جاهایی نا امید شدن ولی ادامه دادن ،مثلا تو ی همین اتفاقات اخیر ایران اولش شاید همه ناراحت شدن ولی خیلی ها از این فرصت استفاده کردن و آموزش دیدن و الان شروع کردن قوی تر از قبل

    چون به قول استاد 99 درصد کردم معلول ذهنی هستن که رقابت باهاشون کار راحتیه

    وقتی داشتم به این مثال شما فکر میکردم با خودم گفتم چرا آنقدر برای خودم سختش میکنم تو حوزه ای که من دارم کار میکنم خیلی آدم های موفق هست که کارشون عالی ولی تعدادشان زیاد نیست و جالب اینکه تو همین دوسال بیشترشون رشد کردن پس اگر برای اونا شده برای منم میشه تنها تفاوت اونا ادامه دادنشونه کم نیاوردنشونه اینه که سعی کردن تو مهارتشون هر روز بهتر از قبل بشن

    من قبلاً فیلم ها و عکس های اطرافیانم رو ادیت میزدم ساعت ها پشت سیستم مینشستم و با ذوق این کار رو میکردم یا مثلا موهای بچه ها رو درست میکنم و وقتی کار تموم میشه ذوق میکنم اصلا گذر زمان رو نمی‌فهمم

    ولی تصمیم گرفتم برم دنبال ادیت

    استاد وقتی گفتید زندگی یه فرصت کوتاه به این فک کنیم که بریم دنبال علایقمون

    سعی کنیم لذت ببریم نه اینکه عذاب آور کنیم این زندگی رو

    استاد من آنقدر هدایتی جواب یه سوالم رو هم تو این فایل گرفتم ،و‌این بهم کمک کرد که بیشتر اینو باور کنم که خدا تو هر زمینه ای ما رو هدایت می‌کنه

    تو فایل دیروز سفرنامه وقتی گفتید من مدرک خاصی ندارم سریع ذهن من گفت استاد دانشگاه رفته حتما تو رشته روانشناسی یا چیزی شبیه به این درس خونده بالاخره زمینه اش رو داشته تو دانشگاه نرفتی و….و برام این سوال ایجاد شد رشته استاد چی بوده

    اصلا به نصف روز نکشید که خدا این سوالمو جواب داد و شما اشاره کردید به رشته تون یعنی خدا میخاست بهم بگه آنقدر زود وراحت به همه ی سوالاتون جواب میدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    روف رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1159 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته

    سلام خدمت دوستانم

    بعد از چهل و چند روز خانم شایسته آمده پیش استاد و چقدر احساس خوبی دارند و خوشحال هستند

    و چقدر این دور بودن از یکدیگر نتایج های خوبی را در پی داشته است

    چون فقط با تمرکز بالای روی یک موضوع کار کردن خلی تاثیر گذار است

    مولد ثروت بودن خلی قشنگ است

    چقدر مثالی قشنگ و عالی را بیان کردید

    بعضی ها از آن توانای کنی که دارند بهترین استفاده را می برند چون آنها با اعتماد به نفس هستند

    و بعضی ها دیگر که توانای های دارند اما نداشتن اعتماد به نفس باعث می شود که اصلا حرکت نکند و هر روز حتی پس رفت داشته باشد

    من در این بخش مثال های خلی خوبی به یادم آمد که این چنین افراد بشتر برایم یاد آوری شد

    چون من خلی از این چنین افراد را دیدم که بدون داشتن کدام توانای خاص به خلی از جاهای خوبی رسیدند چون آنها اعتماد به نفس بالای داشتند و خودش را باور داشتند

    اما بازهم افرادی را دی م که یکسری توانمندی و مهارت داشتند اما هیچ وقت از این مهارت و توانمندی هایش استفاده نکرد و هنوز که هنوز است بیکار و سرگردان می گردد

    داداش من عشق و علاقه ای به تیاتر و بازی گری داشت و در کودکی حتی به این بخش علاقمند بود و یکسری کار های را در مدرسه در روز های خاص انجام می داد

    وقتی که وارد دانشگاه شد به همین رشته تیاتر و سینما قبول شد و با علاقه بسیار زیاد در این بخش درس می خواند و یکسری فعالیت های را داشتند

    و در دوران دانشجوی برای خودش تیم ساخته بود و در هر جای که در خواست می کردند و در بعضی روز های خاص می رفتند و تیاتر بازی کردن

    کم کم جا پیدا کرد و تجربیات بهتری کسب کرد و تیمش را بزرگتر کرد و زمانیکه از دانشگاه فارغ شد برای خودش کسی شده بود و چون علاقه که به این کار داشت باعث می شد که فلم زیاد نگاه کند و مطالعه کتاب های سینمایی هم داشت و آگاهی خوبی در این بخش داشت

    و قتی از دانشگاه فارغ شد قشنگ برای خودش کسب و کار پیدا کرد و در چینل یوتیوب شروع به فعالیت کرد

    خودش نتوانست چینل یوتیوب از خودش داشته باشد اما برای دیگران کار می کرد و حقوق بالای در بافت می کرد و این باعث شد که خلی های دیگر علاقمند کار و شخصیت اش باشد

    و تا هنوز که هنوز است بهترین کار. انجام می دهد حقوقی بالای دریافت می کند و عشق می کند

    چون به گفته خودش من عاشق این کار هستم و من کار دیگری را انجام داده نمی توانم

    اما در همین شرایط و ضعیت پسر عموی من هم وارد دانشگاه شد و در رشته موسیقی آن غاز به تحصیل کرد

    چهار سال در این بخش تحصیل کرد کار کرد و تمرین کرد و یکسری حرفه های را مانند ورک و پیانو را آموخت و در بعضی ها دعوت می شد و از این آلات موسیقی استفاده می کرد اما به صورت که بی تواند از این طریق صاحب کسب و کار و در آمد شود چیزی نشد

    چون دیدگاهش این بود که از این طریق به جای نمی رسیم

    و همین هم شد و از آن طریق که تحصیل کرد و آموخت هیچ چیزی نشد و حتی باعث شد که راه مهاجرت در پیش گیرد به دلیلی که این رشته تحصیلی نون ندارد و من بروم در کشور های دیگر نون پیدا کنم و به آن مقصد هایش هم نرسید و تا هنوز که هنوز است این آدم بیکار و سرگردان است و از این حرفه و فن و توانی کسب کرده بود پول نتوانست بی سازد

    چون دیدگاهش این بود که از این طریق نمی شود

    در کل وقتی نگاه می کردیم این بود که از نگاه اعتماد به نفس خلی ضعیف بود

    و خود باوری اصلا ندارد

    و فقط دنبال دیگران است و هیچ وقت به خودشان و توانای های شأن با دی گاه بهتری نگاه نکرد

    و همیشه خودشان را ضعیف و نا توان حس می کند.

    و من خودم هم همین گونه شد

    خلی فرصت های بهتری برایم فراهم شد که می زد سریع و راحت تر رشد کنم

    اما به دلیلی ترس از نظر و حرف مردم هیچ کاری را شروع نکردم

    همیشه هر کاری می خواستم شروع کنم اپل می گفتم فلانی ها چی خواهد گفت

    اگر جالب نباشد چی خواهد شد

    اگر نتایج نگریم چی خواهد شد

    اگر خوب پیش برده نتوانیم چی خواهد شد

    همیشه به جنبه منفی آن نگاه می کردیم و قبل از شروع کردم خود را شکست خورده احساس می کردیم و همین می شد که هیچ قدمی بر نداریم و نظاره گر مردم باشیم

    به این دلیلی که مردم نظری بدی به ما نداشته باشد

    چون ما دوست داشتیم همیشه آن جنبه تعریف از مردم را برجسته سازیم و مردم از ما تعریف کند

    و این باعث شد که همیشه در وضعیت های نا مطلوب بسر ببریم

    و شرایط های نا جالب را داشته باشم

    حالا که با استاد آشنا شدم خوشحال هستم و امید وارم که بی توانم تغیراتی بهتری در زندگیم ایجاد کنم

    خداوند را خلی ممنون و سپاسگذارم که مرا به این مسیر خوب هدایت کرد

    خدایا صد هزار بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    Eshrat Fard گفته:
    مدت عضویت: 3060 روز

    افرین افرین مشالله چقد جونتر شدین.

    تمام فکر من این بود که چقدررر خانم شایسته روی خودشون کار کردن،چقد فرکانس بالایی دارن که شما اینقدر دوست داشتین بیان پیشتون،یا میخ.استین برین پیششون.بهشون تبریک میگم و تحسینشون میکنم که چقد با عشق و علاقه این کار رو انجام میدن.

    چقدررر دارن توی کارشون رشد میکنن،تلاش دایمیشون مشخصه همه چی عالی هست،صددرد دارن در مسیر رشد حرکت میکنن.

    من خواسته ی داشتن این دوره توی وجودم بود شدید و گفتم پول در حال حاضر توی دستم نیست هدایت میشم که چکار کنم،فقط ایران یه پولی پیش خواهرم بود که بخاطر فروش گردنبندم بود،گفتم نه. دیگه اون رو دس نمیزنم دیگه پوله سفر شد و نمیتونم بخرم و گردنبندم که ندارم دیگه پولشم نیست خلاصه از این موارد،بعد از جایی که مقاومت داشتم و هدایت خ.استم،وقتی که شما گفتید زمینی فروختید برای کارتون،گفتم خدایا این حرف برای من بود،از اونجایی که باورهای ما اعمال ماست،گفتم ببین تو هنوز ایمانت به دورع ها صددرصصد نیست ،که بدونی با عمل بهشون صد برابر پول گردنبند بهت برمیگرده،نتایج در حد باورهای ماست.این باور رو شکستم و پول دوره دادم و باید روش کاز بشه،این هدایت و نکته خیلی جالب بود که گفتم اینجا بنویسم.

    در پناه حق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    سمیه حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1855 روز

    باسلام خدمت استاد عزیزم مریم جان خیلی خیلی خوشحال شدم شما دوزوج راکنارهم دیدم وبازهم فایلی پربار ازحرفهای قشنگ شما استاد. من همون فردی ‌که گفتین ابروهارو قشنگ برمی‌داره قشنگ ‌که میگم یعنی واقعا به صورت تخصصی طوری که روسرم قسم میخورن اما ۲۰سالی هست که به صورت تفننی دارم این کارو انجام میدم وبا حرفای شما فهمیدم احساس عدم لیاقت باعث میشه نتونم سری توسرا دربیارم ناامید نیستم چون حداقل به طور ‌کامل کارمو کنار نگذاشتم اما فهمیدم هرروز باید برای ارتقای بیشترم یه حرکتی بزنم میخوام ازفیلمهای یوتیوپ شروع کنم استاد درخیلی موارد زندگیم پیشرفت کردم اثلا زندگیم روغن کاری شده یه مورد دیگه به من الهام شده زبان عربی یاد بگیرم. فقط خورد توذوقم. گفتین ازعربی خوشتون نمیومده من احساس میکنم زبان عربی انتخاب خدا بوده ومن هم باید یادش بگیرم بازهم تشکر میکنم از وقتی که برای ما میزارین آرزوی موفقیت روز افزون برای شما وبچههای گل سایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    مرضیه جعفری گفته:
    مدت عضویت: 3200 روز

    با سلام خدمت همه شما عزیزان

    اگر بخوام صادقانه بگم من جز اون دسته دوم هستم که حتی بازم جز دسته دوم تو همون دسته دوم بودم.توهمی زندگی میکردم تو خواب و خیال مسخره.خدا روشکر الان از اون حالت توهمی خارج شدم اما وقتی خوب نگاه میکنم میبینم نه هنوز خبری از اون شوروشوقه نیست(من کار میکنم اما نه در مسیر علایقم من خواسته دارم اما نه با شوروشوق نه هدفمند من هنوز با احساس ارزشمندی و لیاقت درخواست نمیکنم حرکت نمیکنم قدم برنمیدارم اقدام نمیکنم).

    من بشدت درگیر زندگی بخور نمیر یه درآمدی باشه یه پوشاکی باشه یه سقفی بالای سر هستم.من شروع میکنم به قدم برداشتن تو حوزه ای که دوست دارم یه کارایی میکنم اما بمحض اینکه یکم فشار مالی میاد رهاشدمیکنم.

    من چسبیدن سفت و سخت به کویر می‌خوام توش برنج بکارم من هنوز به این درک نرسیدم به این ایمان و باور قلبی نرسیدم که میتونم هم کار مورد علاقم رو بکنم هم ازش پول بسازم.من هنوز به خداوند و هدایتی ایمان پیدا نکردم.چون فکر میکنم تمام کارها رو خودم باید انجام بدم و راهی براش نمی‌بینم نمی‌رم و قدم اول رو برنمیدارم تا قدم‌های بعدی بهم گفته بشه.درصورتی که برای همین کامنت نوشتن هزاران بار پیش اومده چیزی به ذهنم نمیرسیده چی بنویسم اما همین که دست به قلم شدم گفته شده نوشتم.نمیدونم چرا درس نمی‌گیرم.

    هرچقدر تواناییتون بیشتر میشه تو حوزه ای که دارید کار میکنید احساس لیاقت و ارزشمندی تون خیلی بیشتر میشه چقدر این جمله درسته یادمه روزای اولی که اومدم بودم تو کار فروش کفش صفر مطلق و تقریبا با 85 درصد این باور بودم که فروش بمن نمیاد نمیتونم چون آدم بشدت درونگرایی هستم قشنگ میتونم بگم یه جورایی گوشه گیر و افراد گریزم اما الان با گذشت یک سال کل مغازه رو روی دستم میچرخونم و خداییش اگر فروشم بیشتر نباشه ابدا کمتر از خودش که چندین سال سابقه فروشندگی تو حوزه های مختلف و چند سال کفش رو داره نیست.و هر وقت صحبت از حقوق و مزایای من میشه که بقول خودش براش نمیصرفه من ناراحت میشم و فکر میکنم حق من خیلی بیشتر از اینهاست تازه اینقدر اعتماد به نفس گرفته بودم که گفتم درصدی از فروش خودم رو بهم بده چون دیگه فهمیده بودم میتونم و عرضش رو دارم که فروش‌های بالایی بزنم.

    یه آرایشگاهی میرفتم یه بار داشت صحبت میکرد و می‌گفت من از بچگی فکر کنم دوران راهنمایی اینا عاشق کار آرایشگری بودم همیشه خواهش میکردم به فامیل دوستان مجلسی جایی بود بیایید من ارایشتون کنم و با عشق این کارو میکردم.بعد بزرگتر شدم رفتم دوره هاش رو دیدم و الان یه میکاپ کار حرفه ای هست.ومن بلا استثنا از همه شنیدم فلانی چقدر سرش شلوغه اون که وقت نداره.اون باید از کی نوبت ازش بگیری حالا هزار نفر دیگه هستند تو همسایگی اون با قیمتهای شاید نصف(چون قیمتهای بالا هست) اون اما یک درصد اون مشتری ندارند.ومن دیدم که چقدر با دقت تمام پرسنلش رو هم انتخاب می‌کنه بهترین تو هر زمینه ای رو میخواد.

    در کل موفقیت یک فرمول داره حرکت کردن مداوم و پیوسته در مسیر علایق با شور و شوق و انگیزه بالا و چون در مسیری هستی که عاشقشی خود به خود اون شور و شوق و انگیزه بالا هست حالا اگر باورهای درستی در مورد ثروت داشته باشی یک ترکیب جادویی بوجود میاد که باعث میشه هر روز ارزش بیشتری خلق کنی و به اندازه‌ای که ارزش خلق می‌کنی جهان پاداش میده.هر چقدر ارزش بزرگتر پاداش بزرگتر.یعنی دقیقا همون رابطه دوسویه بده بستانی با جهان هستی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    مریم السادات هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 1633 روز

    به نام الله یکتا و هدایتگرم به سمت آسانیها

    استاد قشنگم و مریم گلم بسیار ازتون سپاسگزارم عاشقتونم.امروز این فایل برای نشانه من بود دنبال نشانه بودم که این فایل اومد و چقدر به جا و همزمان بود چقدر دقیق با قوانین خداوند بود اینکه من داشتم به چیزی فکر میکردم که دقیقا توی فایل کاملش کرد استاد شیرین سخنم…چقدر زیبا و به جا بود این هدایت و این فایل باز هم سپاسگزار شما عزیزانم هستم

    در پناه الله یکتا باشید عزبزانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: