شیوه مدیریت انتقادات


این فایل در تکمیل نظراتی ضبط شده که شما دوستان گرامی در پاسخ به سوالات فایل پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 1 نوشته اید.

طبق جواب های شما دوستان، یکی از موارد پرتکرار درباره الگوهایی که احساسات نادلخواه شدید را در ما بیدار می کند، در لحظاتی است که مورد انتقاد قرار می گیریم.

در این فایل استاد عباس منش اصول مهمی را درباره نحوه مدیریت انتقادات توضیح داده است که اجرای این اصول، ما را در صلح بیشتری با خودمان قرار می دهد

اصولی که به شما یاد می دهد:

1. چه باورهایی در فرد باعث می شود که مرتبا مورد انتقاد قرار بگیرد

یعنی اصولا چه جنس از توجه (فکر، صحبت، رفتار)، ما را در مداری قرار می دهد و با افرادی مواجه می کند که نتیجه اش مورد انتقاد قرار گرفتن، تقلا برای توضح دادن، دفاع کردن و رفع انتقاد کردن از خود است.

2. چطور ریشه ی این جنس از توجه را در خود بشناسیم و در این باره  کنترل کانون توجه خود را به دست بگیریم

3. چطور انتقادات سازنده را از انتقادات تخریب کننده تشخیص دهیم؟

4. چطوراز قدرت سازنده ی انتقادات، به نفع خودمان بهره برداری کنیم؛

4. چطور از انتقادات مخرب، اعراض کنیم؛

و به این شکل، این موضوع را مدیریت کنیم و در این باره با خودمان در صلح قرار بگیریم.

 

توضیحات استاد عباس منش در این فایل را بشنوید و تجربیات خود و درس هایی که گرفته اید را با ما در بخش نظرات این فایل به اشتراک بگذارید 


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

424 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «اسماعیل حاجی اسفندیاری» در این صفحه: 1
  1. -
    اسماعیل حاجی اسفندیاری گفته:
    مدت عضویت: 1317 روز

    به نام خداوند مهربانم

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان آگاهی‌جو

    یه درک عمیق درمورد انتقاد برام روشن شده که دوست دارم با شما به اشتراک بذارم:

    من فهمیدم وقتی مدام مورد انتقاد قرار می‌گیرم، این یه بازتاب از باوری درون خودمه؛

    باوری که شاید ناخودآگاه می‌گه “من اشتباه می‌کنم”، “باید درست باشم تا پذیرفته بشم”، یا اینکه “آدما دنبال عیب گرفتن هستن.”

    وقتی توجه‌م روی این افکار باشه، طبیعی‌ـه که وارد مدار آدم‌هایی بشم که همون انرژی رو به سمتم برمی‌گردونن: انتقاد، قضاوت، وادار شدن به توضیح دادن و دفاع کردن.

    حالا دارم یاد می‌گیرم که ریشه‌ی این توجه رو در خودم بشناسم؛

    یعنی هر بار که واکنش نشون می‌دم یا احساس ناراحتی می‌کنم، یه لحظه مکث کنم و از خودم بپرسم:

    «من الان دقیقاً دارم از چی می‌ترسم؟ چرا نیاز دارم خودمو توضیح بدم؟ نکنه دارم دنبال تأیید می‌گردم؟»

    این سؤالا کمکم می‌کنه تا کنترل کانون توجه رو کم‌کم از بیرون به درون برگردونم.

    از طرفی دارم تمرین می‌کنم که فرق انتقاد سازنده و مخرب رو تشخیص بدم؛

    انتقاد سازنده نیتش کمک و رشد منه، حتی اگه تلخ باشه. اما انتقاد مخرب می‌خواد منو کوچک کنه یا تخریب کنه.

    من انتخاب می‌کنم فقط اون چیزی که به رشدم کمک می‌کنه رو بگیرم، و باقی رو مثل برگ خشک بریزم دور.

    و نهایتاً یاد گرفتم: از انتقادهای سازنده برای بهتر شدنم استفاده کنم

    و از انتقادهای مخرب، بدون جنگیدن، فقط عبور کنم و انرژیمو حفظ کنم.

    سپاسگزارم از استاد و این بستر ارزشمند

    که باعث می‌شه هر روز آگاه‌تر از قبل خودم رو بشناسم و خلقی تازه بسازم.

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: