شیوه مدیریت انتقادات


این فایل در تکمیل نظراتی ضبط شده که شما دوستان گرامی در پاسخ به سوالات فایل پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 1 نوشته اید.

طبق جواب های شما دوستان، یکی از موارد پرتکرار درباره الگوهایی که احساسات نادلخواه شدید را در ما بیدار می کند، در لحظاتی است که مورد انتقاد قرار می گیریم.

در این فایل استاد عباس منش اصول مهمی را درباره نحوه مدیریت انتقادات توضیح داده است که اجرای این اصول، ما را در صلح بیشتری با خودمان قرار می دهد

اصولی که به شما یاد می دهد:

1. چه باورهایی در فرد باعث می شود که مرتبا مورد انتقاد قرار بگیرد

یعنی اصولا چه جنس از توجه (فکر، صحبت، رفتار)، ما را در مداری قرار می دهد و با افرادی مواجه می کند که نتیجه اش مورد انتقاد قرار گرفتن، تقلا برای توضح دادن، دفاع کردن و رفع انتقاد کردن از خود است.

2. چطور ریشه ی این جنس از توجه را در خود بشناسیم و در این باره  کنترل کانون توجه خود را به دست بگیریم

3. چطور انتقادات سازنده را از انتقادات تخریب کننده تشخیص دهیم؟

4. چطوراز قدرت سازنده ی انتقادات، به نفع خودمان بهره برداری کنیم؛

4. چطور از انتقادات مخرب، اعراض کنیم؛

و به این شکل، این موضوع را مدیریت کنیم و در این باره با خودمان در صلح قرار بگیریم.

 

توضیحات استاد عباس منش در این فایل را بشنوید و تجربیات خود و درس هایی که گرفته اید را با ما در بخش نظرات این فایل به اشتراک بگذارید 


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

424 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سمیرا» در این صفحه: 1
  1. -
    سمیرا گفته:
    مدت عضویت: 508 روز

    سلام به استاد عزیزم

    بار دومی که فایل گوش،میدم و طبق گفته خودتون هربار که گوش میدی یه اگاهی جدید بدست میاری ،

    امروز یکنفر ازم انتقاد کرد و حسم خیلی بد شد ، اومدم تو سایت ، دکمه هدایت نزدم

    همینجوری خودم رفتم تو قسمت صلح با خودت ، انگار قلبم هدایتم کرد ، بعد چشمم به فایلتون خورد

    گفتم اره همینه گوشش بده ، انگار بار اولم بود میشنیدم

    با خودم فکر کردم سمیرا چرا انتقاد انقد بهمت میریزه ، مخصوصا از سمت خانوادم و پدر و مادرم

    چرا انقدر نظرشون برات مهمه ، بعد گوش دادن فایل شما و فکر کردن و نوشتن با خودم

    فهمیدم تو درونم انگار هروقت پدر و مادرم تاییدم کنند من خوشحالم و راضیم ، چون تو بچگی همینجور بوده ، اگه درس بخونی اگه مودب باشی اگه تمیز باشی و…. بچه خوبی هستی

    امروز که انتقاد شد ، گفتم ببین باید حلش کنی

    فهمیدم با اینکه دوره عزت نفس دوبار گوش،دادم و تاثیرات دیدم بازم باید گوش بدم

    به نظرم این به عزت نفس برمیگرده که تایید دیگران برات مهمه ، حالا من بیشتر پدر و مادر تا دیگران

    بعد مورد بعدی فهمیدم ذهنم کمال گراهه که اونم استاد تو دوره میگن به عزت نفس برمیگرده

    چون وقتی کمال گرایی میگی نباید اشتباه کنم ، نباید کسی ناراحت بشه یا به دیدت همه باید خوب باشن تا تو ذهنت ازشون انتقاد نکنی

    و صادقانه بگم اره تو ذهنم خیلی ادمارو انتقاد میکردم بخاطر همون کمال گراییه

    و مورد بعدی چون تو گذشته بهم اسیب زدن ، یه منفی گرایی دفاعی برای خودم ساختم ، که ازم مراقبت کنه تا کسی بهم حرفی نزنه

    و چون اینو تکرار میکنم این چرخه هی داره تکرار میشه

    خیلی سختمه نسبت به ادمایی که عمدا انتقاد میکنند حس بدی نداشته باشم ، واقعا پاشنه اشیل هست برام

    امیدوارم بتونم حلش کنم با کمک خدای عزیزم

    انشالله بتونم همه کامنت هارو میخونم و دوره عزت نفس شروع میکنم باید این بحث انتقاد تا حدی درست کنم چون واقعا یه چیزیه که هم تکرار میشه هم حس بد بهم میده ‌.

    این حساسیتم به یک خاطراتی تو گذشته برمیگرده ، دیگه در برابر هر انتقادی گارد دارم حتی سازنده

    مثلا میرم کلاس موسیقی ، زبان

    استادم ازم انتقاد میکنه ناراحت میشم

    الان فهمیدم چون کمال گرایی کردم و توقع بیجا دارم که تو یه ماه عالی باشم و یه ایراد صداهای سرمو شروع میکنه ، ببین نمیتونی ، بی عرضه ایی

    و اصلا انگیزه و امیدمو و علاقمو همه رو پوچ میکنه ، چقدر خطرناکه

    چقدر میتونه ادم ضربه کنه

    پس در برابر انتقاد سازنده خوشحال میشیم که قراره باعث رشدمون بشه

    در برابر انتقاد غیرسازنده بی تفاوت میگیم حتما تو ذهنم خودم یا بقیه دارم انتقاد میکنم که این شخص ایینه من شده ، تشکر میکنی و سکوت و بی تفاوتی چون تو درونت به خودباوری رسیدی و اون کار که از نظر اون شخص اشتباهه تو با یقین بهش رسیدی درسته حالا بزا هی بگه ، اون جایی دلت میلرزه که خودتم به خودت شک داری

    مثل قضیه همون معتاد و استاد دانشگاه که استاد مثال زدند

    با ارزوی بهترینها برای همه دوستام و خودم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: