نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران


پس از گوش دادن به محتوای این فایل، می توانید در بخش نظرات این صحفه:

درباره تجربیاتی بنویسید از عواقب اعتماد به افرادی که الگوهای تکرار شونده مخرب دارند. سپس این اعتماد سبب شد تا از لحاظ احساسی، مالی، زمانی، انرژی و … صدمه هایی ببینید.

به عبارت ساده تر:

حرف های این افراد مبنی بر اینکه ” قول می دهم دیگر تکرار نشود ” یا ” این بار فرق دارد و من تغییر کرده ام ” و… را باور کردید و دوباره به آنها اعتماد کردید و دچار دردسرهای ناشی از این اعتماد شدید.

یا به قول قرآن دچار جهل (غلبه احساس بر منطق) شدید. به عنوان مثال:

به فردی که سابقه بدی در پرداخت بدهی اش دارد، دوباره اعتماد کردید و پول قرض دادید. سپس بعد از کلی دوندگی و پیگیری، نتوانستید طلب خود را پس بگیرید؛
به فردی که حرف ها و قول هایش غیر قابل اعتماد است، دوباره اعتماد کردید، وظیفه مهمی را به او سپردید و روی انجام آن کار توسط آن فرد حساب کردید. سپس صدمه هایی خوردید که به ارزش، اعتبار، مال و کسب و کار شما صدمه زد؛
انرژی و مال خود را صرف کمک به ترک عادت های مخرب افرادی کردید که بارها قول ترک آن عادتها را داده بودند اما هرگز به قول خود وفا نکرده اند.

مثل مثال خانمی که استاد در فایل توضیحات دادند که مصمم شده بود تا منجی آن فرد معتاد باشد و در این راه نه تنها به عواطف خود ضربه زد بلکه دارای خود را نیز از دست داد…

منتظر خواندن تجربیات و نظرات تأثیرگذارتان هستیم.

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران
    865MB
    56 دقیقه
  • فایل صوتی نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران
    51MB
    56 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

644 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سارا نیکومنش» در این صفحه: 1
  1. -
    سارا نیکومنش گفته:
    مدت عضویت: 3152 روز

    سلام بر استاد عزیز و خانم شایسته و خانواده صمیمی عباس منش

    استاد این فایل دقیقا برای من بود،چقدر من ضربه خوردم از این اعتماد کردنهای بیهوده به آدمهای اطرافم،من دو سال هست که جدا از همسرم زندگی میکنم و همسرم همیشه آدم بدقول و دروغگویی بود،ایشون یه زن دیگه گرفته بود و من مدتها خبر نداشتم،وقتی که متوجه شدم تا یه مدت با هم حرف نمیزدیم،بعد برگشتم به زندگیم،بعد یه مدت دوباره ایشون این کار رو تکرار کرد،این بار من یک ماه خونه مادرم رفتم و مهریه م رو به اجرا گذاشتم،ولی دلم به حال دخترم سوخت چون دوست داشت تو خونه خودش و پیش وسایلاش باشه،دوباره برگشتم به زندگیم و همسرم با دسته گل به نشانه معذرت خواهی اومد خونه،5,6 ماه با هم زندگی کردیم و دوباره ایشون برگشت سمت همون خانم صیغه ایش،و این بار به خودم اومدم گفتم سارا ،خدا چقدر داره بهت نشونه میده ،این آدم ،ادم زندگی تو نیست ،چرا نمیفهمی،و من دوره عشق و مودت شما رو هم تهیه کرده بودم و با توجه به تضادهایی که بهش برخورده بودم ،یک زندگی بهتر با یک آدم بهتر میخواستم و مدتها تجسم میکردم اون زندگی دلخواهم رو،و دیگه تصمیم گرفتم جدا بشم و البته طلاق از طرف من بود،اما هنوز به طور رسمی جدا نشدیم،و خودم میدونم که روی احساس ارزشمندیم باید خیلی بیشتر کار کنم چون پاشنه اشیلمه،و یک مورد دیگه هم با دخترم که 15 سالشه و با من زندگی می‌کنه هم به مشکل برخوردم،من فکر میکردم چون دخترم بچه طلاقه،باید بهش ترحم کنم که مبادا ناراحت بشه و قاطع نبودم تو حرفهام و ضربش هم خوردم،من هنوز قدرت نه گفتن به صورت محکم رو ندارم و این موضوع داره بهم ضربه میزنه،ولی دارم رو خودم کار میکنم که اگر طرف ناراحت بشه اشکالی نداره،این هم برای طرف خوبه هم برای خودت

    سپاسگزارم استاد از فایلهای بینظرتون و بسیار آموزندتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای: