نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران
پس از گوش دادن به محتوای این فایل، می توانید در بخش نظرات این صحفه:
درباره تجربیاتی بنویسید از عواقب اعتماد به افرادی که الگوهای تکرار شونده مخرب دارند. سپس این اعتماد سبب شد تا از لحاظ احساسی، مالی، زمانی، انرژی و … صدمه هایی ببینید.
به عبارت ساده تر:
حرف های این افراد مبنی بر اینکه ” قول می دهم دیگر تکرار نشود ” یا ” این بار فرق دارد و من تغییر کرده ام ” و… را باور کردید و دوباره به آنها اعتماد کردید و دچار دردسرهای ناشی از این اعتماد شدید.
یا به قول قرآن دچار جهل (غلبه احساس بر منطق) شدید. به عنوان مثال:
به فردی که سابقه بدی در پرداخت بدهی اش دارد، دوباره اعتماد کردید و پول قرض دادید. سپس بعد از کلی دوندگی و پیگیری، نتوانستید طلب خود را پس بگیرید؛
به فردی که حرف ها و قول هایش غیر قابل اعتماد است، دوباره اعتماد کردید، وظیفه مهمی را به او سپردید و روی انجام آن کار توسط آن فرد حساب کردید. سپس صدمه هایی خوردید که به ارزش، اعتبار، مال و کسب و کار شما صدمه زد؛
انرژی و مال خود را صرف کمک به ترک عادت های مخرب افرادی کردید که بارها قول ترک آن عادتها را داده بودند اما هرگز به قول خود وفا نکرده اند.
مثل مثال خانمی که استاد در فایل توضیحات دادند که مصمم شده بود تا منجی آن فرد معتاد باشد و در این راه نه تنها به عواطف خود ضربه زد بلکه دارای خود را نیز از دست داد…
منتظر خواندن تجربیات و نظرات تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران865MB56 دقیقه
- فایل صوتی نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران51MB56 دقیقه














بنام خداوند بخشنده مهربان و حکیم…
خداوندیکه هر لحظه در حال هدایت و حمایت من است برای یه زندگی “با تفکر عالی….
این فایل …فایل نشانه های روزم می باشد…
و منو داره همجوره بسمت نورهای الهی بیشتر “هدایت میکند…
راجع به الگوهای تکراری..که هر بار من دارم نقطعه ضعفهام با اون گفتگوها و انتقاداتی که میشه…
برانگیخته میشم..
و اون نشون دهنده ..اینه که من..خیلی برای تایید دیگران و این شخص نزدیکم…که گعتگوهاش؟و انتقاداتش درونمو بهم ریخته میکنه..
خیلی دارم سعی میکنم…
و مدام اونجاهایی که دارم تلاش خودمو میکنم که نسبت به گفتهاش جبهه نگیرم..و احساسم فوران نکنه….مقاومت میکنم…
میگم!نرگس….خودتم همین فضا بودی.و خیلی پاشنها داشتی…
این شخص توی یه فضای خیلی بدتر از تو رشد کرده..و یسری باورها به خردش دادن…اون بخاطر فلانها نتونسته…اصلا نسبت به این موارد آشنایی نداره.چون سواد خاصی نداره..
تو هم با وجود اینکه توی این فضا هستی و داری روی خودت کار میکنی.بازم پاشنه داری…
بازم مشکل داری…
پس اول خودتو دریاب…که ما ادمها هیچ وقت کامل نیستیم..
اون شخص انتقادگر نزدیکتم… با اون فضا و اون موارد گذشتگانش نسبت به این موضاعت بزرگ شده…
پس نباید رفتارش…و صحبتهایی که میکنه …درونت بهم ریخته بشه…
تو بگذر…و دوری کن و ارام باش…
خیلی بهتر از قبل شدم…خیلی..ولی میبینم هنوز ذراتش هست..و میدونم..این برانگیختگی من خیلی التیام بخشیده….و میدونم باید هنوز خیلی روی این مورد کار کنم..
خداوند بهم گفت…توی یکی از ایات..به محض اینکه احساس میکنم بازم اون پاشنه سراغم میاد…
بخودم میگم…
گفته های کافران تو را غمگین نکند..
یا اون افراد یحرفی یه قضاوتی راجع به یه شخص دیگه دارند..بازم من درونم فوران میکنه..
میگم چکار فلان داریید..
و میشنیم قضاوتهاشونو گوش میدم.و خودمو میخورم…
دقیقا میبینم…
چون این پاشنها دقیقا مثل یجای زیبا هست….که همجاش تمییز و پر از درختها و گلهای زیباست..و یه قسمت خیلی کوچیکش دو تا دونه آشغال پیدا میکنی…
واقعا!!!پاشنه…چیزیه که من مدام دارم توی خودم رصد میکنم.اونم بصورت تمرکزی..و میبینم چقدر برای خودم سخته..
حالا من هر روز توی این مسیرم..و هر لحظه دارم کامنت میخونم جواب میدم…و این فضا نون و خوراک ذهنمه..ولی بازم از اونطرف یسری آشغالها رو توی درونم میبینم..
استادم من خیلی دارم سعی میکنم.هر روز نرگس “یه ورژن متولد بشه..توی تمامی موارد..
خیلی سعی میکنم.و هر روز میگم خدایا بازم یه روز دیگه…
خدایا کمکم کن.تا بتونم این سعی رو اجرا کنم و واقعا این سعی من باعث شده من به ارامش برسم..
و بازم بعد این نوشته ام سعی میکنم.بخودم میگم!نرگس بازم روابطم با این شخص میخاد امروز ساخته بشه… میخام بیشتر بی اهمیت بشه…اون قضاوتها رو….
و بقول خودمونی..بیخیالتر….
چون یه پاشنه دارم…خیلی دارم روش کار میکنم..مدت زمانش دیرتر شده..ولی بازم هنوز هستش…
و این از بچگی با من بوده…و من بهش عادت کردم..ولی دارم میبینم یسری اعمالم تعقییر کرده..
استاد عزیزم..از صمیم قلبم سپاسگزارتونم.که هر چقدر شیرینی بهشتی رو از این سایت برداشت میکنم.هنوز عطشم قوی تر میشه…
یچیز جالبی که هفته های گذشته طبق الهامات که درسها برام داشت وارد همین روند دستکشهام شد..
اومدن فرد نزدیکم برای کار فلان…
بهش گفتم…چون من..طبق آموزه های شما..روی همین مسئله قول دادن هر بار یسری تمرینات بخودم بستم..جون هر بار یه مشکل و دردسری برام پیش میومد…
مخصوصا توی روند بیزنسم…که دارم بصورت تمرکزی روشون کار میکنم.
مشتری میومد التماس این فلان بدوز..و باعث میشد کل ساعتم توی اون مسیر میرفت..من این پترن بدقولی رو توی این شخص دیده بودم..
بدقولی توی پرداخت…
ولی من بازم انجامش میدادم.و توی پرداخت یا زیرش میزد.یا مثل گداها بهم پول میداد..
هفته گذشته..اومد..مادرم گفت براش انجام بده..بدون اینکه احساسم بخاطر فلان موقعیت برانگیخته بشه..
گفتم میخام برم جایی کار دارم..اصلا دیگه بهش توجه نکردم..چون اون تاییم تاییم پیاده رویمه..و دارم تو مسیر قانون سلامتی انشالله خودمو آماده میکنم..
حتی بخودممم سر یه مسئله ایی که چتد روز پیش اتفاق افتاد..دقیقا پاشنه اشیل منه..و بازم اون گدایی منه نسبت به یسری کارها…
بخودم قول دادم از خداوند هدایت خاستم..که من سعی میکنم اینکار رو انجام ندم و حتی وسوسه هم نشم…دقیقا اون وسوسه داشت کارای خودشو انجام میداد.بعد معده درد شدید میگرفتم..
بحث قول ..حتی این پترنم میشه توی خودمون پیدا کنیم..
روز جمعه من توی اون موقعیت قرار گرفتم….جهان..بازم خداوند تو رو توی اون مسیر قرار میده..
شخص نزدیکم یه شکلات درآورد.و من بسکویتم دیدم…با وجود اینکه همراه چاییم هیچی نبود..گفتم همین چایی آتیشی رو میخورم..
چون بخودم قول دادم….و توی مسیر سلامتی هستم…
سعی میکنم نخورم..حتی دچار وسوسه هم شدم..و از اونبر ناسلامتی ام اینروزا برام عذاب اور شده..
گفتم ترگس به تاهدت عمل کن..
بعد تو مسیر خرید قانون سلامتی قرار میگیری
استادم لطف خدا..من اون خوردنو نپذیرفتم..
واقعا تاهد …
مخصوصا قول دادن…
من توی پیاده روی یسری یجاهایی از خونه آشناهامون میرم و اونا چقدر خوشحال میشن..
اوشب یکی از افراد دیگه..بهم گفت خونه ما هم بیا..
ولی من گفتم باشه حتما!!!بخودم گفتم نرگس….
بازم نسبت به قولت باید وفادار بشی…
اونا الهامات هست که تورو هماهنگ میکنه به خونه اون اشخاص…
و بازم این سعی من موضوع قول دادن..
میگم…قولت نمیدونم سعی میکنم..اگه تونستم میام..اگه هم نه..که هیچی..چون هدفم پیاده رویه..
و میخام خیلی روی این نوضوع قول مخصوصا چه برای خودم..چه برای دیگران کار کنم…
استاد عزیزم میبینم…من هنوز خیلی توی این موضوع کار دارم..هر موقع اون قولی که دادم نتونستم…چقدر بعداش برام عذاب آوره..
خوب برییم سراغ مرحله دوم..
هفته گذشته که در صحبتهام گفتم.طبق اون الهامات.
یه شخص نزدیکم اومد برای انجام یکاری…که بهم کمک کنه…
روز قبلش…یه اتفاق افتاد…چون بهش قول داده بودم.قبل از اینکه بیاد..گفتم من یجایی دعوت شدم.میخام برم..بزار انشالله برای فردا..ایشونم گفت باشه چشم..
چون خیلی برام مهمه….مخصوصا قولهایی که راجع بهش مسئولیت دارم..
توی این مورد خیلی خوب عمل میکنم.برای مسئولیت یکار مهم…
و بعد قرار بود این شخص فردا عصر توی فلان ساعت بیاد..هر چی پیام دادم..کی میای..دیدم به شب خورد..و من پیاده روی روزانم نرفتم..
فقط بهش پیام دادم من میرم پیاده روی شب بیا منتظرتم..
و تماسم گرفتم ایشون برنداشت..
و رفت برای شب..ایشون تماس گرفته بود دیگه اونشب اومد..
ولی من از قبلش که هدایت الله بود..اون موقعیت کاری رو بجای خیلی خوبی کشوندم..
اونم لطف خدا بود…
و بعد ایشون اومد و دید من بیشتر کارا رو انجام دادم.اونم توی بهترین شرایط…
با وجود اینکه میخاستم روی ایشون حساب کنم.
و شب چند تا کار که نیاز بود برام انجام داد..
و بازم یه روز دیگه..برای یسری کارها….دیدم اونکاری که بهش سپردم..بازم عقب نشینی میکنه..
و اصلا حوصله انجام کارها رو نداره..و مسئولیت در برابر کار نداره..
بدون اینکه چیزی بگم….
اومدم پیام براش فرستادم.بعداش گفتم نرگس ولش کن..تو درستو یاد گرفتی..حتی بهشم نگفتم چیشد.. و اون هنوز پای قولش .یه پیام فرستاد برای یسری کارها..و رفت و رفت و رفت..
ولی من کلی کارا رو خودم به لطف خداوند انجام دادم…و چقدر کارام بهتر شدند…
و این پترن رو دیدم.از ایشون..که پترن صادقانه نداره..مسئولیت رو نمیتونه نسبت بحرفش داشته باشه..
ولی من بهش اطلاع میدادم..دیدم حتی نمیتونه یه پیام بده..که نمیتونم…و دیدم مسخره میکنه..
و میخاد یجوری خودشو باهوش بدونه…
من کاملا گذاشتمش کنار..
و بازم در گذشته..یه شخص نزدیکم..یه وام گرفتم..به ایشون دادم.و بازم یسری پول.دیگه..که ایشون بهم سود بده..
و هر بار یسری تضادها میدیدم از ایشون..
و ایشون رفت یسری چیزا خرید که من براش کار کنم.
استاد چقدر ..من خودمو مورد آزار قرار دادم..
و چیشد!؟
باعث شد……بازم به این شخص اعتماد کنم.
چند مدت پیش بازم هر سری میگفت فلان کار..
با عزت نفس بالا بهش گفتم من اصلا فرصت همچنین کارایی ندارم..
من خیلی چوب همچنین مواردی رو خوردم…
که …..این پترنها رو بازم رعایت کنم…ولی بخاطر نداشتن عزت نفس و شرک..باعث میشد…
یسری موقعیتها تکرار بشه…
و من برام آزار دهنده بود…
مخصوصا توی روابط..الله اکبر…من اسیبها دیدم..
الان..
قبل هر موقعیتی..
بر فرض اونروز یه شخصی از فامیلهای نزدیکم یچیزشو استوری کرده بودم.
و تحسینش کردم.
و اومدم بنویسم بازم میام. از شما خرید میکنم.
گفتم نرگس!نباید بنویسی اینو…
بازم اون قول دادن!!!!
که میدونم من یه آدمی هستم…
چون نقد خرید میکنم هر جا دوستداشتم وسایل خرید میکنم.
فورا دست برداشتم..
ولی قبلنا تو هوا حرف میزدم…
اصلا تاهد نداشتم…
و اونم از بیفکر بودن میاد…ما قدرت زبان رو ندارییم…تو هوایی یه تیری رو میندازیم.بدون اینکه تمرکزی روی زبانمون داشته باشیم..
استادم..من خیلی جاها کار دارم..ولی میدونم….همه چیز به من بستگی داره..
من باید خیلی با دقت و ریز بینی کاملی نسبت به رفتارام مخصوصا توی بحث روابط داشته باشم..
و هر جا داره بهم بی عدالتی میشه..اولین نشانه دستم بسمت خودمه…
میگم من بخاطر اعمالم و عزت نفس و اعتماد بنفسم دارم اینکار رو انجام میدم…
و میخام خیلی بازم متاهد بقولهام باشم..و سعی کنم……با دقت و ریز؟بینی عمیقتری از این موضوع صحبت کنم..
دیگه ما ادمیم….همه ماها در مسیر یسری اشتباهات هستیم..
ولی باید اینقدر روی خودمون کار کنیم..جاهایی که داره بهمون آسیب میزنه دوری کنیم…
بحث …
همون کنترل احساساته..که بتونیم توی مسیر درست نگهش دارییم…
که شما توی دوره اول عزت نفس داریید راجع بهش صحبت میکنید..من بسیار هنوز روش دارم سعی میکنم خودمو کنترل کنم..
در نهایت…سپاسگزار خداوندم می باشم..که هر روز یه ورژن جدیدی رو توی نرگس بیرون میاره…
نرگسی که هیچ عزت نفسی نداشت و پر از شرک و بدقولیها بود هم نسبت بخودش ظلم کرد .. که نقطعه بزرگ زندگیش بود..
و هم بدقول نسبت به دیگران..که مورد ازارش بود…
و میدونم این سعی ها باید همیشه تدام داشته باشه..چون نقطعه خوشبختی یه انسان ماندن توی این فضا..و هر بار بهتر شدنه…
به امید بهترینها و رفتن به مدارهای بالا و حال و احساس بهتر….اونم تربیت ذهن و کار کردن روی پاشنها…
و خداوند به اعمال و تلاشهایی که میکنید پاسخ میدهد…
وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ
و اینکه برای انسان جز آنچه تلاش کرده [هیچ نصیب و بهره ای] نیست،
وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَىٰ
و اینکه تلاش او به زودی دیده خواهد شد؛
مَّ یُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَىٰ
سپس به تلاشش پاداش کامل خواهند داد؛
وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّکَ الْمُنْتَهَىٰ
و اینکه پایان به سوی پروردگارتوست؛
همه چیز خودشه..و اون تو رو تو این مسیر هدایت میکنه..
منم بخودم قول دادم یسری تمرینهای خوراکی برای خاسته ام که خرید قانون سلامتی هست..پایبند باشم.و دچار هوسها نشم..مخصوصا خوردن یسری شیرینی جات..
که میبینم خیلیا !توی این مسیر کم آوردن.و نتایجشون برگشته…
چون توی خوردن خیلی سخته..مخصوصا خوردنیهایی که اینروزا مردم با چشمانشون به خودشون ظلم میکنن..
و بهمین دلیل هر روز اتفاقات ناگوار براشون پیش میاد..
منم بخودم قول دادم….تو این مسیر با هدایت الله.به خودم خوشبختی و سلامتی هدیه بدم..
و الان دوماه فیکس هر روز عصر پیاده روی میکنم تا بدنم سالمتر بشه..و همین اتفاق افتاده..
به امید قدمهای خوش قولی بخودم…..و اوندن بهترینها به زندگیم….
بنام تنها خالق هستی
سلام به شما دوست عزیزم..چقدر هماهنگی عالی..
منم دقیقا هم رشته شما هستم.خیلی خوشحالم این موفقعیت شما را خوندم.تحسینتون میکنم.
که اینقدر عالی عمل کردین انشالله منم بتونم طبق هدایتی که خداوند بهم کرده گام بردارم.
و بتونم کارامو به نحو احسن انجام بدم…
من سپاسگزار خداوندی هستم که در این سایت این همزمانیهای عالی رو بین ما و دوستان برقرار میکنه..و ما رو رشد میده…
و باوراهای زیبایی که امشب بهم قابل درکتر شد که منم میتونم…و میشود.میشود…
تحسینتون میکنم دوست عزیزم هر جا باشید موفق و پایدار و سعادتمند!…
دوست عزیز صحبتهاتون بسیار زیبا بود…ممنونم بابت نظر باارزشمندتون.
تحسینتون میکنم در جایگاه عالی قرار گرفتین..
و تحسین به استاد عزیز هر دفعه فایلهای بینظیر میزارن..تا خودشناسیمون و خداشناسیم بیشتر بشه…
چقدر این فایل لیاقت و ارزشمتد بودن خودمونو به رخ میکشونه!
چون ما توان تغییر کسی رو نداریم..چون پترنهای خودمون با کار کردن اینقدر زمان میبره…خدا بداد کسی برسه که اصلا از این موضوع بیخبره!…
بازم تشکر از دوست عزیزم.موفق باشید