نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران - صفحه 36 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

644 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین کرمی گفته:
    مدت عضویت: 2663 روز

    سلام استاد عزیز. خیلی خوب این مسئله الگوهای تکرار شونده دیگران رو توضیح دادید. من هم کم و بیش مثال هایی توی زندگیم دارم که از رفتارهای منفی و تکراری دیگران ضربه خوردم. شما توی توضیحاتی که دادید و مثال هایی که زدید گفتید مثلا دلیل اینکه اون مغازه دار از شاگردش ضربه خورد دلسوزی بیجا بود. کاملا درسته. اما به غیر از دلسوزی بیجا مهمترین دلیل ضربه خوردن توی اینجور موارد ترس هست که بهش اشاره نکردید. برای مثال اون خانمی که گفتید هربار خام میشده و برمیگشته پیش شوهرش به نظر من دلیل این رفتارش ترس بوده. ترس از تنهایی و بی کسی، ترس از طلاق، ترس از حرف مردم، ترس از به خطر افتادن امنیت مالی. این ترس ها باعث میشده تا هر بار خودشو گول بزنه و به خودش بگه که شاید اینبار فرق بکنه. ترس هم از عدم ایمان میاد. یا مثلا کارفرمایی که کارمند بدقولشو تحمل میکنه و به طور مکرر از بدقولی کارمندش ضربه میخوره اما همچنان با اون کارمند ادامه همکاری میده، به این خاطره که کارفرما میترسه. ترس از این داره که اگه کارمند رو اخراج کنه کارش لنگ بمونه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    ستایش گفته:
    مدت عضویت: 1662 روز

    به نام خدای مهربان ،

    سلام استاد امیدوارم حالتون خوب باش انشالله و همچنین خانوم شایسته عزیز رحمت خدا بر شما فراوان،

    استاد عزیز در رابطه با کلمه قول میدم قول دادم

    جای دور نمیرم از خودم شروع کنم،

    من در مورد لاغری خودم هر موقع میگم از فردا قول میدم رژیم بگیرم اونکارو من انجام نمیدم به یک بهانه و سستی در اراده ام،خیلی درگیرش هستم که خودمو درست کنم ولی انگار این ناتوانی در این موضوع برای من تکرار میشه مدام این الگو به خودم قول میدم و نمیتوانم تکرار میشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مرضیه نانی گفته:
    مدت عضویت: 1124 روز

    سلام به استاد و بانو مریم شایسته عزیز

    من به تازگی عضو سایت شدم ولی حدودا شش ماهه که فایل های رایگان استاد رو به همراه همسرم گوش میدیم و الان هدایت شدیم به خرید دوره کشف قوانین زندگی ، ولی چون الان داریم درس میخونیم و شهریور ماه آزمون داریم واسه همین هنوز وقت نکردیم دوره رو شروع کنیم و شاید از شهریور استارت رو بزنیم.

    اولین بار که کامنت میزارم و واقعاً نمی‌دونستم چی بنویسم ، فقط با خوندن کامنت های دوستان عزیز به شدت علاقه مند شدم به اینکه منم از الگوهای تکرار شونده ام بگم .

    مورد اول :

    من و همسرم خیلی بهمدیگه علاقه داریم و من فکر می‌کنم که وابستگی شدیدی هم دارم به طوری که وقتی همسرم یک روز میره ماموریت شهرستان من خیلی اذیت میشم و اون یه روز رو فقط گریه می‌کنم و دیگه نمی‌تونم اون روز رو زندگی کنم.

    واسه همین همیشه سعی می‌کنه ماموریت نره که من ناراحت نشم.

    مورد دوم:

    تو محیط کارم با رئیسم مشکل دارم یعنی نمیتونم در مورد حق و حقوقم راحت صحبت کنم و این باعث شده که هرجا میرم سر کار به نوعی حق و حقوق من نادیده گرفته بشه با اینکه روز اولی که میرم سر کار توافق می‌کنیم که همه چیز طبق قانون باشه ولی در عمل این اتفاق نمی‌افته این در حالیه که من در حدود دو ماه پیش شغلم رو عوض کردم ولی فقط محیط شغلیم عوض شد ولی باز هم رئیس‌ جدیدم حق و حقوقمو نادیده می‌گیره و دل و جرات صحبت کردن هم ندارم .

    علاوه بر این به لکنت زبون هم میافتم

    هرچی فکر می‌کنم نمی‌دونم که چه جوری باید این مشکل رو حل کنم

    مورد سوم: وقتی عصبی میشم ناخودآگاه صدام بلند میشه و این موضوع منو ناراحت میکنه

    اگه کسی تجربه مشابه من داره ممنون میشم که از تجربیاتتون بگید و راهنماییم کنید.

    خیلی سپاسگزارم بابت فایل بسیار آموزنده شما استاده عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      زینب گفته:
      مدت عضویت: 3235 روز

      سلام عزیزشماخودت رونادیده میگیری که هرجامیری سرکارحقوقتونادیده میگیرن.به خودت بیسترتوجه کن وبرای خودت وقت بیشتری بگذاری وسعی کن ازتنهاییت لذت ببری.شماوقتی ازوجودخودت وتنهایی لذت نبری وخودت رومحترم نشمری چطورمی تونی ازدیگران انتظارداشته باشی به حقوقت احترام بگذارن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    میثم معصومی فرد گفته:
    مدت عضویت: 2429 روز

    به نام خدوند بخشنده مهربان

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز وخانم شایسه مهربان ودوستان گلم

    استاد عزیزم بی نهایت ازتون تشکر میکنم که این فایل اماده کردین و باورهای را گفتین که 99درصد نه 100 درصد من توشون مشکل دارم وتعجب میکردم چرا رابطه ی خوبی تجربه نمیکنم وارد رابطه میشم هفته اول رابطه خوبه هفته دوم متلاشی میشه خودم تعجب میکردم که چرا اینجوری میشه اما حالا که شما استاد عزیز این ترمزها را گفتین به عمق فاجعه پی بردم که مثلا همین احساس لیاقت چه با من کرده بود

    یه مدت بود که روی دورها تمرکز چندانی نداشتم اما یکماهی هست که خیلی محکم جدی دارم روی دورها کار میکنم چندتا دوره از شما دارم روانشناسی ثروت ،عشق مودت ،عذت نفس،قانون سلامتی،ارزش تضاد،

    این دفعه که خواستم شروع کنم یه حسی بهم گفت از عشق مودت در روابط شروع کن با تعهد خیلی بالا شروع کردم روزانه 5یا6 ساعت وقت میزارم براش

    و این تعهد بالا باعث شده این فایلها بیاد روی سایت وهمه هم درمورد روابط بیس کار باشه 100 درصد این کار خدا هسته که این فایلها برای من داره میاد روی سایت وخدایا هزاران مرتبه شکرت وهزارن مرتبه شکر که از زبان شما استاد عزیز دارم این صحبتا را میشنوم

    شما گفتین که رابطه های که با عشق هستن ببینین وتحسین کنین من پیش خودم میگفتم همه رابطه ها خرابن همه دارن مینالن از شریک رابطه عاطفیشون به خودم امدم گفتم این مدار قبلی من بوده که این ادمارا میدیدم مدارم عوض کنم این ادمام عوض میشن ادمای با عشق میان جلو از سریال زندگی دربهشت وسریال سفر به دور امریکا شروع کردم وشروع کردم به تحسین کردن دیشب داشتم یه مسیر طولانی رانندگی میکردم اهنگ هم داشت میخوند امدم اهنگ قطع کردم شروع کردم به سپاسگذاری از خداوند وتحسین کردن یه لحظه یه نفر که زندگی با عشقی دارن امد توی ذهنم که فلانی در نزدیکی ما چه رابطه خوبی دارن تو روابط دیگه همینجور شروع شد به امدن که فلانی هم هست فلانی هم هست چرا من اینا را نمیدیدم تا حالا رسیدم در خونمون دیدم همسایه خودمون چقد اینا رابطه عاشقانه ای دارن من تویی 32 سال همسایگی اینا رو ندیدم و دلیلش این بود من توجهم روی اونا که زندگی داغونی دارن بود واونا را میدیدم والان تغییر کانون توجه من باعث شده که نشونه ها بیان تو زندگیم و چون به استاد وقانون ایمان دارم اگه تویی این مسیر ادامه بدم صددرصد رابطه با عشق را هم تجربه خواهم کرد

    و در اینده نزدیک نتیجه این کار کردن روی خودم دوباره کامنت خواهم کرد در همین فایل

    دراخر بی نهایت سپاگذارم ازت استاد امیدوارم همیشه شادو سلامت وپیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    آرزو جمشیدی گفته:
    مدت عضویت: 789 روز

    به نام خدا

    ارزو هستم خدارو شکر و سپاس گزارم که مرا ب این مسیر پر از عشق هدایت کرد و همچنین سپاس گزار استادی هستم که تمام اموز ه ها رو با جون دل میگه و یاد اوری میکنه

    خیلی خوشحالم که مسیر اشتباه سال ها زندگیم شناسایی کردم با تمام وجودم ب دنبال پتنر زندگیم بودم فهمیدم و خدارو شکر از امروز با تمام وجود صد بار فایل را گوش میکنم و روی خودم کار میکنم

    پتنر من رابطه با خانواده است

    پتنر تکراری بی احترامی کردن است

    من با خواهرم رابطه ای خوبی دارم ولی ی مشکلی که سال هاست تکرار میشه و من را حسابی تحت فشار قرار میدهد پتنر بی احترامی که من فوق العاده حساس شدم و برام خیلی مهم چون من ادمی هستم ب همه احترام میزارم ولی این موضوع طوری بهمم میریزه که مدت ها تو مغزم تکرار میشه من ی مورد بی احترامی دیدم و حرفی نزدم و فکر کردم اشتباه میکنم و همین طور بی تفاوت با اینکه حرص میخوردم ازش گذشتم تا اینکه هی تکرار شد با مساعل مختلف اینکه به خواهرم میگفتم بیا بریم بیرون و اگر هم نمیگفتم ناراحت میشد و اگر هم میگفتم بهونه میاورد .یا اینکه پسرم کاری انجام نمیداد ولی همش با برخورد بد و بی احترامی رفتار میکرد .یا با پدر و مادرم با بی احترامی باز رفتار میکرد . یا سر مسله ی بی ارزش سریع عکس عمل انجام میداد و با جیغ و فریاد به همه حتی

    کسایی که مقصر نبودند بی احترامی میکرد .یا موقع جشن و مراسم در خواست کمک میکرد و زمانی که تل میزدی و بهش میگفتی کمکی نیاز داری با بی محلی در صورتی که خودش گفته بود و من انجام میدادم بی احترامی میکرد نه بلکه با من بلکه با همه ی اعضای خانواده این طور بود و من فهمیدم این پتنر خواهرم با این که دوستش دارم ولی ارزش خودم بالا تر و من مقصر هستم و ضربه ها رو خوردم و دوباره قرار روی خودم کار کنم چون میدونم اون این پتنر را داره و تا خودش نخواد درست نمیشه و من باید فاصله بگیرم و روی خودم کار کنمم با تمام وجود سپاس گزارم و از خدا میخوام تو این مسیر کمکم کن و بتوانم بهتر و بهتر بشم و امید وار هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 904 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خداوند هدایتگر من

    بازهم سپاسگذار خدایم هستم ک دراین سایت هستم امروز فرصت جدیدی برای رشد بیشتر بهم عطاکرد

    چندروز پیش مادرشوهرم بهم حرفی زد ک قصد بدی نداشت اما من خیلی خودخوری کردم

    وبرای اینکه براحساس بد خودم غلبه کنم اومدم توی دفترم نوشتم چرا ناراحت شدم؟

    میخواستم بفهمم ریشه این موضوع از چ باوری هست و چرا دردم گرفت

    گفتم آره دقیقا این بشر هربار انگشتش رو روی نکته ضعف من فشار میده

    ونمیدونم چی بگم این فرد چقد موهبت بزرگیه برای شناخت خودم

    هربار با حرفی باعث شد بفهمم لوله ی خراب کجاست وتعمیرش کنم

    همیشه ازش ناراحت میشن اما بعدش میگم خدایا شکرت اگر این فرد نبود احتمال داشت من چالش‌هام کمتر بود اما رشدم هم کمتر بود

    چون معمولا بقیه همش ازمن تعریف میکنن مثلا تو باایمانی

    تو خوش خنده ای

    تو مهربونی

    تو رک هستی

    تو بااستعدادی وباهوشی

    همش ازین حرفا ب من زده میشه

    حتی بهم میگن میترسیم ترکمون کنی یکروز

    بخدا این حرفا رو می‌شنوم الان یکساله

    اما این فرد ب هیچ عنوان ازمن تعریف نمیکنه

    داعم یا ازم انتقاد میکنه یا نصیحتم میکنه

    بشدت بهم میریزم اما جلوش نشون نمیدم وفقط میخندم اما وقتی میره عصبی میشم ودوست دارم برای همیشه از زندگیم بره وهرگز نبینمش چون شما گفتید واقعیت رو نوشتم هیچوقت نخاستم بپذیرم واقعیت من اینه ک خوشم نمیات از طرف هربار گفتم نه بدم هم نمیات ازش وبه نکات مثبتش توجه کردم و دور میشه وقتی بیخیالش میشم انصافا

    دیشب الهامم گف برو سراغ دفترهای 2سال پیش رفتم ودیدم خدای من سوالهای الگوهای تکرار شونده رو نوشته بودم وجوابهایی ک داده بودم والان اون مسائل کمرنگ شده گفتم وای خدایا دوست دارم گریه کنم چقد من تغییر کردم چقد من ترسو بودم عه

    و بهم گف حالا پس برو سراغ فایل الگوهای تکرار شونده

    چندروز پیش از فایلهای توحیدی وروزشمار بهم گف شروع کردم والان هدایت شدم ب این صفحه ک مسیر و ادامه بدم ولوله های خراب رو تعمیر کنم ب کمک الله مهربانم

    درمورد الگوهای تکرار شونده دیگران

    حقیقت من اینقد درد کشیدم وچک ولگد خوردم ازسن 17 سالگی من نامزد کردم و خیلی خیلی درس برام داشت ومن رو قوی تر کرد اون موضوع والان ک 30 سالم هست شاید 3ساله اجازه ندادم کسی بخات ازم سواستفاده کنه چ عاطفی چ مالی باشه

    حالا ن ب سرعت عملکرد شما نیستم اما بعد شناخت طرف کات میکنم وخیلی هارو کات کردم علنا الان رابطه ای با فامیل ندارم

    درسن 17 سالگی نامزد کردم و اون شخص هم خیلی بهم دروغ گف هم هیچ کاری نکرد هیچ تلاشی برای زندگی مشترک نمی‌کرد هربار دروغ یکماه دیگه دوماه دیگه تا رسید ب 8 ماه وهیچ کاری نکرد نزدیک ب 1سال پدرم پادرمیانی کرد ورابطه رو ب زور واجبار بهم زد

    اما من خیلی خیلی احساساتم خدشه دارشد چون پسره ادعا داشت عاشق من بود و کلی اصرار برای خاستگاری بعد ک دیدم هیچ تلاشی نمیکنه وفقط بلده قول بده و فلان خیلی بهم میریختم وخیلی گریه میکردم

    از اون روزها الان 12 سال گذشته من الان 30 سالمه ازدواج کردم با یک مرد خوب ودوتا بچه دارم ک عاشق هرسه تاشون هستم وازخداوند سپاسگذارم بابت داشتن همسر گلم وبچه های نازم

    هنوز جزو خوابهای تکرار شونده من هست من باز دیشب خواب اون شخص رو دیدم هربار خواب میبینم اون عاشق منه وداره اصرار والتماس میکنه باهم ازدواج کنیم واون اعتیاد داره وبه من نگفته ومن توی خواب بین دوست داشتن وترس گیرافتادم وهمینجوری از خواب بیدار میشم یا میپرم 12 ساله هر چندوقت یکبار این خواب رو میبینم ونمیدونم دلیلش چیه

    یا دوران مجردیم رابطه خوبی با پدرمادرم نداشتم

    وبازهم خواب میبینم بین منو پدرمادرم دعوای ترسناکی هست ومن دارم مادرمو خفه میکنم یا پدرم میگه برای همیشه برو و نیا ومن گریه میکنم توی خواب

    تمام این خوابها مربوط ب دوران مجردی 17 سالگی تا 21سالگیمه

    همش میگم خدایا توی اون برهه من چ بلاهایی سر ناخودآگاهم آوردم چقد ضربات روحی به ذهنم وارد کردم ک الان چندین ساله گذشته زندگیم خوبه وراضی هستم از زندگیم هرسال زندگیم بهتر میشه وب خاسته هام میرسم اما چرا هنوز ک هنوزه اون خوابها رو میبینم

    خدایا چقد ب من لطف کردی ک هدایتم کردی ب این مسیر وگرنه من کجا بودم چقد اون پایین بودم و این خوابها قبلا واقعیت زندگی من بود

    الان میخام دوباره بکشم بیرون هرروز کار میکنم ببینم چ باورهایی ته ذهنم هست ک باعث میشه مادر همسرم اینقد دلش میخات نصیحتم کنه توی سلامتی توی. روابط توی بحث کسب وکارم بااینکه این فرد از هرلحاظی زیرصفر هست واسه همین داغ میکنم تودلم میگم خودت ب کجا رسیدی بااین باورهات خب؟

    از لحاظ سلامتی کلی قرص اعصاب میخوره روابط هزچندوقت یکبار شوهرش رو ول میکنه میره با برادرش هیچ رابطه خوبی نداره از پسراش کلی توقع داره وداعم گریه وزاری من براتون کلی زحمت کشیدم واز خودم گذشتم

    از عزت نفس همه ازش کلی کار میکشن و بعد هیچ غلطی براش نمیکنن

    از پول ک همش منتظره بچه هاش بهش ترحم کنن

    نمیدونم بخدا بعضی روزها میگم شاید طرف میبینه من درحال رشد هستم دوست داره من بیشتر رشد کنم

    بعضی روزها میگم حتما حسادت میکنه بهم چون من از هرنظر سال ب سال ب اهدافم میرسم وبهش حق میدم پراز اقده هستش

    یا میگم دستی از دستان خداست و میخات پیام خدارو بهم برسونه کجاها ایراد دارم اصلاحش کنم

    اما همش میگم خیلی تواین چندسال باعث شد اعتماد بنفس من تعدیل بشه ازبس بهم تیکه انداخت یا انتقاد کرد پوست کلفت شدم نسبت ب حرف مردم

    یا قدمهای زیادی برداشتم

    واسه اینکه آرومتر باشم

    یعنی درکل شخصیتی متضاد شخصیت خودش بسازم وهربار داره این شخصیت بهتر میشه

    حالا اومدم هرروز یک قدمی بردارم و دوباره از اول این فایلهارو کار کنم وانشالله بهتر وبهتر میشه

    ب امیدروزهای بهتر وبهتر شخصیت بهتر ومدارهای بالاتر

    درمورد کسب وکار هم شخصی هست ک هربار میات وکاری براش انجام میدم بااینکه میدونه قرض نمیدم اما بازهم چندروز بعد پولمو میده ک بازهم میگم عیب نداره چندروز چیزی نیس اما خیلی خیلی بوده ک خوش قول نبوده وقراربوده کارشو تحویل بگیره هفته ها طول کشیده جوری ک عصبی شدم هربار گفته ببخشید بچم مریض بود دخترم کلاس داشت مهمان داشتم هوا سرد بود نتونستم بیام یا منتظرحقوق هستم پولتو واریز میکنم ومیام دنبال اون کار وهربار برای هرکاری اینجوری کرده اما بازهم درآخر انجامش میده و پولمو واریز میکنه

    بااینکه هربار میگم خدایا دوست دارم براحتی و ب موقع بیات کارشو تحویل بگیره وپولو بزنه

    قبلا اینقد ازین مسائل داشتم ک دوره عزت نفس رو خریدم وخیلی مسائل رو بهبود داد وگفتم که کمترشدن این موضوعات

    اما حالا دوباره نشانه امروزم این بود یا باید بهتربشم یا جهان چک ولگدم میکنه ومن تصمیم گرفتم خودم ب خاست خودم تغییر کنم وبهتر بشم

    سپاسگذارم استاد همه این فایلهارو گوش می‌کنم و همه ی قسمت های الگوهای تکرار شونده کامنت میذارم ومیخونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    فاضل گفته:
    مدت عضویت: 811 روز

    به نام خداوند روزی رسان وآرامش دهنده

    سلام خدمت استاد جان عزیز و خانم شایسته بزرگوار و دوستان عزیزم در خانواده صمیمی عباس منش

    خداروشکر میکنم که مجدد یکی از فایل های سایت رو با دقت دیدم و کلی نکته ازش یاد گرفتم

    در رابطه با موضوع این فایل من هم تجربه ای داشتم که وقتی در یک تیم کار کار میکردم و مدیر پروژه بودم

    یک از اعضای تیم کارهاشو نمیرسوند و با وجود پیگیری های زیاد کار رو انجام نمیداد و بعد بهونه های عجیب و غریب میورد و وقتی بهش تذکر میدادم میگفت ایندفعه دیگه قول میدم اینجوری نشه و … که خداروشکر این موضوع خیلی طول نکشیدو عذرش رو مودبانه خواستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    رستا گفته:
    مدت عضویت: 3168 روز

    سلام و درود

    خود من توی سر قرار رفتن با یکی از دوستام (فقط با یکی) هر سری یا کنسل میکنم یا خیلی دیر میرم و اونم عصبانی میشه و داستان میشه ولی بازم دفعه های بعد اون سر تایم میاد. بعضی وقتا برا خودم عجیبه بهش میگم تو که میدونی من دیر میرسم چرا انقدر زود میای؟!!

    جالبه نه؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    الهام گفته:
    مدت عضویت: 2535 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    من هنوز کامنتهای این فایل رو نخوندم چند تا شو خوندم .فایلم یه باز گوش دادم .راجع به نکات وآگاهی های این فایل یک ضرب المثل یادم اومد گفتم بنویسم به نظرم مثل معروف آزموده رو آزمودن خطاس بهترین جمله در توضیح حرفهای استاد هست ‌.

    کسی که امتحانش رو پس داده دیگه اشتباهه دوباره به اونشخص اعتماد کنی یا امتحانش کنی .

    این مثل هم الان یادم آدم عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود. من خیلی ازین الگوهای تکرار شونده داشتم خیلی جاها به اطرافیان کمک‌های فداکارانه داشتم وچوبشم خوردم به خصوص خانواده ام ولی دیگه هوشیار شدم .آفرین به شما که در مورد مادرتون دلسوزانه وفداکارانه رفتار نکردین

    ممنونم استاد بابت این فایلها.

    همیشه سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    ایسن خرمالی گفته:
    مدت عضویت: 1131 روز

    به نام فرمانروای جهان هستی

    به نام خدایی که عاشقانه دوستم داره

    با عرض سلام و احترام ،خدمت استاد عزیزم و مریم جانم

    سلام به دوستای بی نظیرم در این سایت بی نظیر

    استاد عزیزم، بینهایت متشکرم که اینقدر با جان و دل توضیحات عالی و مفید و نکات بسیار ضروری زندگی را در اختیار ما قرار میدهید.

    شما الگوی به تمام معنای زندگیم هستید.

    استااااد جوونم از کجااا شروع کنم؟!

    موضوعی که مطرح کردید ، یکی از بزرگترین پاشنه آشیل های من هست.من از خداوند متعال 42سال زندگی دراین دنیای زیبا هدیه گرفتم.

    روزی رسید که باتمام وجودم از خدا خواستم تا کمکم کنه که تغییر کنم ،تا رشد کنم و زندگی بهتری برای خودم رقم بزنم.

    تا اینکه خداوند معجزه ای بزرگ بهم عطا کرد ،سایت ارزشمند شما استاد عزیزم.

    از زمانی که وارد سایت شدم و فایلهای ارزشمند و دیدگاه های بسیار موثر دوستان را مطالعه میکنم،تغییر اتفاق افتاد و هرروز دارم یه ورژن جدید از خودم می‌سازم و هرروز خودم را با دیروز خودم مقایسه میکنم.

    استاد جان ،من تقریبا ازسن ده سالگی تا حدودی با قوانین جهان هستی، ناخودآگاه ،آشنا بودم و خیلی از خواسته هامو از این طریق بدست آوردم.

    من تأمل میکردم به دنیا ،از همون سن کوچیکی،با خودم حرف میزدم و میگفتم ،خدا کیه؟ چطور میتونم با خدا ارتباط برقرار کنم؟

    دائم میگفتم، چی میشد من بتونم ناپدید بشم و برم ببینم دیگران چطور زندگی میکنن.

    کلی سوال درمورد نماز و روزه داشتم ولی پاسخهایی که می‌گرفتم منو قانع نمی‌کرد.

    استاد جانم ،من در کل خانواده و فامیل جزو افرادی بودم که همیشه تمرکزم به نکات مثبت بود و همیشه درحال خندیدن بودم و از فضاهای منفی و غیبت و دعوا خودم را دور میکردم ،طبق این تمرکزم به نکات مثبت،دنیا هم متقابلاً به من زندگی بسیار قشنگ ،پراز تجربه های زیبا ، پراز ماجراجویی و حال خوب هدیه داد.

    می‌خواهم درمورد موضوع این فایل بسیار زیبا، صحبت کنم.

    هرچقدر سن ام بیشتر شد تضادها انگار بیشتر میشد. یکی از این تضادها که الان یکسال درگیرش هستم همین امروز تکرار شد و همزمانی با این فایل داشت.

    چقدر احساساتی شدم وقتی موضوع این فایل را، استادجان شرح دادید و شروع کردید به آموزش بسیار مفیدتان.

    انگار شما داشتید با من ،آیسن،صحبت میکردید و برام داشتید این مشکلی که همین امروز برام تکرارشده ،این الگوی تکراری ،را شرح میدادید و بهم راه حل میدادید،خیلی خیلی سپاسگزارم ،چقدراین فایل ارزشمند و مفید را لازم داشتم.

    خدایا شکرت که در زمان مناسب این فایل را دریافت کردم! خدایا هزاران مرتبه شکر.

    استاد جوونم ،من مادر دو بچه زیبا و دوستداشتنی هستم و خدا را بسیار شکرگزارم که این دو گوهر ارزشمند را به من عطا کرده.

    مادری بسیار مهربان هستم و همیشه به فرزندانم بیشتر ازخودم توجه کردم و همچنان توجه میکنم .

    من بارها و بارها الگوهای تکراری بچه هامو دیدم ولی همش با خودم میگفتم ،اشکال نداره ،من به نکات مثبت فرزندم توجه میکنم ،اونوقت رفتارش بهتر میشه،منظم تر میشه،خوش اخلاق تر میشه،مسئولیت پذیر تر میشه ،برای آینده اش هدفمند میشه و و و

    استاد جان با این ترفند و توجه من به رفتارهای مثبت فرزندم ،رفتارش خیلی خیلی تغییر کرد و بهتر شد و رو به تغییر هست و خیلی خوشحالم از این بابت ولی این رشد و تغییر بسیار آروم و آهسته هست .

    متاسفانه در فرزندم رفتارهای خیلی اساسی که باید یه انسان بالغ و موفق درخودش شکل بده تا بهتر زندگی کنه ، خیلی کمرنگ هست.

    بهم قول داد کاری را انجام بده اگر براش، کامپیوتر تهیه کنم، منم بهترین مدل از کشورترکیه براش خریداری کردم ،ولی چند ماه گذشت همچنان همون رفتارهای تکراری.

    بهم قول داد ،هدفی که مدنظر داشت تیک بزنه و انجامش بده اگر من براش ماشین بخرم ،ماشین و خریدم بازم رفتارش و تکرار کرد و دنبال برنامه ای که داشت نرفت.

    الان یکسال هست ماشین داره ،دائم با الگوهای تکراری مواجه هستم. خرابی ماشین و هزینه برای تعمییر ماشین.

    امروز چندمین بار بود که ماشین فرزندم تعمییر میشه .این روند تکراری یکسال هست که بدجور منو داره اذیت می‌کنه .

    وقتی دقت میکنم به صحبتهای استاد و مطالبی که قبلاً یاد گرفتم والبته فایل امروز ، نمیتونم راه حل درست برای داستان خودم پیدا کنم ، چون اینجا ارتباط بین مادر و فرزند هست و پلن b را نمیتونم اجرا کنم ،نمیتونم بهش بگم که منبعد مسئولیت زندگیتو خودت بپذیر ،اگر هم بگم ،فرزندم قبول نمیکنه ،اگر هم قبول کنه ،آمادگی نداره که بتونه مسئولیت زندگیشو بپذیره و مستقل زندگی کنه،چون من یادش ندادم که مستقل زندگی کنه ،دایم همراهی کردم و دلسوزانه مادری کردم.

    استاد ،خیلی فکرکردم درمورد دلیلی که دائم ماشین در تعمییرگاه هست .نتیجه ای که رسیدم این بود،حس میکردم من دارم زیادی توجه میکنم به اون مورد ناخوشایند که داره تو زندگیم اتفاق میفته،و با این توجه ام دارم جذب میکنم،تصمیم گرفتم که توجه نکنم و به نکات مثبت فرزندم توجه کنم که خیلی خوب بوداین ترفند و اوضاع بهتر شد ،ولی به قول استاد جانم ،این الگوی تکراری دیرتر و با فاصله زمانی بیشتر پیش می‌آمد. یعنی ماشین تعمییر میشد ولی با فاصله زمانی بیشتر.

    من میخوام ریشه کن بشه این رفتارها و این الگوهای تکراری.

    با تمام وجودم صحبتهای استاد را درک کردم ، درسته الان شاید راه حلی برای من نباشه ،ولی از خداوند سوالمو میپرسم و یقین دارم خداوند راه حل خوبی را درمسیرم قرار میده تا بتونم زندگی بهتری را برای خودم و فرزندانم رقم بزنم.

    کسی کامل نیست ولی من این توانایی را دارم که اتفاقات زندگیم را ارزیابی کنم و بروفق مرادم تغییر بدم با توجه به قوانینی که از استادم یادگرفتم، قوانین ثابت جهان هستی.

    هرگز احساسی برخورد نکنم ، دلسوزی مادرانه و رفتارهای احساسی نسبت به فرزندانم را شناسایی کنم و در تغییر این رفتارها تلاش کنم.

    استاد جان ، این فایل واقعا عالی بود، کلی استفاده کردم .لحظه به لحظه زندگیم شده دیدن فایلهای بسیار ناب شما و فکر و تأمل درمورد درس‌هایی که به ما میدهید تا بتوانیم در این دنیا و در آخرت خوشبخت زندگی کنیم.

    من نمیدانم چطور از شما بزرگوار ،استاد بینظیر تشکر کنم ،شما معجزه زندگیم هستید.

    در پناه حق تعالی شاد،سلامت و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: