مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم
مفاهیمی که استاد عباس منش در این قسمت توضیح داده اند شامل:
- تحقق خواسته ها ترکیبی است از انجام اعمال هماهنگ با خواسته یا به قول قرآن (اعمال صالح) + ترک یک اعمال ناهماهنگ با خواسته؛
- رسیدن به خواسته ها معنوی ترین کار دنیاست؛
- وقتی به هر خواسته ای می رسی، جهان پیرامون خود را در ابعاد زیادی رشد می دهی؛
- تئوری مدارها
- رابطه مستقیم میان “تحقق یک خواسته” و ” معنویت”
- چگونه از مدار فعلی به مدار بالاتر صعود کنیم
- باورهایی برای امکان پذیر بودن خواسته ها
- امکان پذیری رسیدن به خواسته ات را با محدودیت های شرایط کنونی ات نسنج
- چگونه از مسیر تحقق خواسته هایم لذت ببرم؛
تمرین دانشجویان پروژه “مهاجرت به مدار بالاتر”:
با توجه به آگاهی های این قسمت، چه راهکاری شخصی را می توانید برای صعود از مدار فعلی به مدار، برای خود لیست کنید؟
منابع کامل درباره محتوای این قسمت: دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها
آگاهی های این دوره در یک کلام، ردّ پاهای استاد عباس منش در مسیر تغییر شرایط نادلخواه، خلق شرایط دلخواه و تحقق خواسته ها یکی پس از دیگری است.
اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم198MB20 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم18MB20 دقیقه













سلام به دوستان عزیز و خدمت استاد عباسمنش بزرگوار
سوال دوستمون جالب بود برام و دوست داشتم من پاسخ خودم رو بدم امیدوارم مفید باشه
سوال اول در مورد فرکانس دلسوزی بود:
جواب من: دوست عزیز ببین دلسوزی ما چه مواقعی هست و از کجا نشأت میگیره؟؟؟
ما برای یه نفر دلسوزی میکنیم که چیزی رو که بیشتر انسان ها دارن رو نداره و یا اینکه دلسوزی میکنیم فکر میکنیم خدا پشتیبان اون نیست و یا فراموشش کرده و یا فکر میکنیم یه در حق این فرد کسی ظلم کرده و یا اینکه فکر میکنیم این فرد خودش نمیتونه زندگیش رو بسازه در حالیکه تو همه این مواقع این نحوه فکر کردن و یا همون ریشه اش باور های ماست که باعث میشه ما اینطور فکر کنیم .
این باورها چون باورهای درستی نیستن و برخلاف اصول جهان و سیستم خداوند هستند برای همین غلط هست و به ما ضربه میزنه این نوع فکر کردن پس فرکانس دلسوزی فرکانس خوبی نیست چون وقتی حس دلسوزی داریم حال خودمون هم بد میشه ولی اگه فکر کنیم که این یه تضاد برای رشد اون فرد هست و یا فکر کنیم که خدا خودش میدونه که چطور به همه کمک کنه مطئنن این تضاد برای رشد اون شخص هست ، دیگه حس دلسوزی براش نداریم و فقط براش دعا میکنیم میتونم یه مثال کوچیک بزنم تا بهتر منظورم رو انتقال بدم:
شما فکر کنید تو مدرسه هستید ، همکلاسی هاتون برای چی اومدن مدرسه؟
مثل شما برای پیشرفت . درسته؟
خوب آخر سال میشه بعضی از دانش آموزان خوب در طول سال این رو خودشون و درسهاشون کار نکردن و این باعث میشه امتحان رو نتونن پاس کنن و نمره مردود بگیرن .
شما به چه دلیل برای اون دانش آموز دلسوزی میکنید زمانیکه فکر کنید به اون دانش آموزها ظلم شده.
در حالیکه معلم برای اینکه اون دانش آموز ها رو هدایت کنه به اینکه برای پیشرفت باید این درس ها رو یاد بگیرید نمره مردود داده و این به نفع اون دانش آموز هست تا بعد از دوران تحصیل حسابی پیشرفت کرده باشه بوده.
پس حس دلسوزی نداره چون این به نفع اون دانش آموز هست.
سوال دوم در مورد ارحم الراحمین بودن خدا بود:
تفاوت ما با بقیه موجودات در چی بوده؟ ما نسبت به بقیه موجودات که خداوند خلق نموده یکم پیشرفته تر هستیم . در مورد همین مسئله رحمت و عشق هم همینطور هست یعنی ما رحمت و عشق بیشتری داریم.
خوب حالا خود این عشق رو کی در وجود ما نهاده ؟
خالق که یکی از وجوهش عشق هست.
ما هم از اون عشق گرفتیم .
پس خداوند یک خزانه بزرگتری از عشق و رحمت هست . برای همین خداوند ارحم الراحمین هست یعنی عاشق ترین عاشق هست.
البته یه موضوع که هست اینه که باید مسئله عشق رو با جهل خودمون یعنی احساس خارج از مدار عقل اشتباه نگیریم.
موفق و پیروز باشید.