مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم
مفاهیمی که استاد عباس منش در این قسمت توضیح داده اند شامل:
- تحقق خواسته ها ترکیبی است از انجام اعمال هماهنگ با خواسته یا به قول قرآن (اعمال صالح) + ترک یک اعمال ناهماهنگ با خواسته؛
- رسیدن به خواسته ها معنوی ترین کار دنیاست؛
- وقتی به هر خواسته ای می رسی، جهان پیرامون خود را در ابعاد زیادی رشد می دهی؛
- تئوری مدارها
- رابطه مستقیم میان “تحقق یک خواسته” و ” معنویت”
- چگونه از مدار فعلی به مدار بالاتر صعود کنیم
- باورهایی برای امکان پذیر بودن خواسته ها
- امکان پذیری رسیدن به خواسته ات را با محدودیت های شرایط کنونی ات نسنج
- چگونه از مسیر تحقق خواسته هایم لذت ببرم؛
تمرین دانشجویان پروژه “مهاجرت به مدار بالاتر”:
با توجه به آگاهی های این قسمت، چه راهکاری شخصی را می توانید برای صعود از مدار فعلی به مدار، برای خود لیست کنید؟
منابع کامل درباره محتوای این قسمت: دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها
آگاهی های این دوره در یک کلام، ردّ پاهای استاد عباس منش در مسیر تغییر شرایط نادلخواه، خلق شرایط دلخواه و تحقق خواسته ها یکی پس از دیگری است.
اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم198MB20 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم18MB20 دقیقه














سلام
گام 17:
چقدر من این فایل رو دوست داشتم. به زبان خیلی ساده به من فهموند که الان توی مسیر خواسته ها هستم یا ناخواسته ها؟! و این برای من خیلی ارزشمنده اینکه نسبت به قبل آگاه ترم و میتونم تشخیص بدم راه درست کدومه.
تئوری مدار ها همیشه یه تلنگر محکم به من میزنه و من اول میخوام برداشتم رو از توضیحات استاد بنویسم و بعد بگم که تجربه ای که از بالا یا پایین اومدن مدار هام داشتم چیا بوده و چطور میتونم تو مداری باشم که هر روز شرایطم بهتر از قبل باشه.
جهان پر از مدارهایی شبیه منظورمه شمسیه اگر خورشید رو منبع رزق و روزی و سلامتی و سعادت در نظر بگیریم هر کس نسبت به این مرکز یه فاصله ای داره. هر چقدر توی مدار دورتری باشیم از اون گرما هم دورتریم و هرچقدر نزدیک به خورشید باشیم از گرمای اون بیشتر بهره داریم. توی جهان هم هرکس یه جایی توی این مدار ها داره زندگی میکنه و جایی که هست رو افکار باور ها فرکانس ها و اعمالش مشخص میکنه هر چقدر بیشتر سپاسگزار باشیم به خواسته ها و زیبایی ها توجه کنیم به خورشید نزدیک تر میشیم ، مثل یه بازیه که قوانین خودشو داره و اگه اونارو بدونی و طبق اونا حرکت کنی برنده شدن تبدیل میشه به یه چیز بدیهی نه یه رویای دست نیافتنی دور و دراز چون قوانین، یکیه. فقط تو باید اجراشون کنی و من همیشه از خدا برای وجود قوانین بدون تغییرش سپاسگزارم که انقدر زندگی کردن رو راحت کرده.
تجربه ای که از تئوری مدار و بالاتر اومدنش داشتم رو مینویسم که یادم باشه قوانین همیشه یکیه؛ من از یک سال و نیم پیش پیش که با سایت آشنا شدم و شروع کردم به استفاده از آگاهی ها همه چیز برام جدید بود اولش واقعا متوجه نمیشدم استاد چی میگن اصلا نمیدونستم تضاد چیه ، مدار چیه و… یه سری کلمه ها کاملا برام جدید بود اما شروع کردم وقت گذاشتن و کم کم تکاملم رو رعایت کردم و هر بار بهتر متوجه شدم و شروع کردم به عمل کردن. نتیجهاش شد بالاتر رفتن مدارم و شرایط خیلی بهتری رو تجربه کردم روابطم عالی شد چون دیگه خبری از شرک نبود ، خبری از غیبت کردن پشت سر دیگران نبود ، خبری از توجه به نکات منفی نبود. اوضاع مالیم بهتر شد چون انتظارم از زندگی فرق کرد و فهمیدم همه چیز باید آسون باشه و خدا منو برای آسونی ها آسون میکنه. اوضاع سلامتیم از زمین تا آسمون بهتر شده با دوره قانون سلامتی و هر بار دارم بهتر عمل میکنم به آگاهی هاش و دیگه خبری از اضافه وزن و نفخ و گوارش داغون و کرختی و خستگی و بوی بد بدن ودهان نیست. روابطم با خدا طوری تغییر کرده که خودم باورم نمیشه هیچ وقت تا به حال انقدر به خدا احساس نزدیکی نکرده بودم و سازوکار هستی رو درک نکرده بودم و سیستمی بودن خدا یه دریچه جدیدی به روم باز کرد چون دیگه از خدا ناراحت نشدم بعد از این که فهمیدم خدا مثل یه سیستمه نه یه آدم و همین چقدر منو جلو برد که دیگه درگیر احساسات رقیق نبودم که خدا منو دوست نداره ، خدا با من لجه ، خدا برام نخواست و... و الان فقط روی یه چیز تمرکز دارم اونم احساس خوبه و از خدا شاکرم که این دید رو به من داد.
من میدونم که با رسیدن من به خواسته هام چقدر جهان جلو میوفته و انگار یه چرخ دندهاش جا میره .
تصمیم دارم برای بالاتر بردن مدارم این کار ها رو بکنم:
هر جایی کسی داشت غیبت میکرد از اون جمع برم و حتی شنونده غیبت هم نباشم.
وقتایی که حسم بد میشه و ناامیدی و نجواهای شیطان سراغم میاد به این چرت و پرتا که میگه اشکال نداره حال بدتو ببین، بهش توجه کن، دربارهاش بنویس و با یه نفر صحبت کن و… گوش ندم و همون موقع یادم بیاد که احساس خوب اتفاقات خوب برای جهان مهم نیست که من الان عزیزی از دست دادم یا اخراج شدم یا تصادف کردم یا پرخوری کردم و… براش مهمه که کانون توجه من به چه سمته و چه احساسی دارم و همونو برام بیشتر میکنه تو زندگی پس من سعی میکنم زیبایی ها رو ببینم و بهشون توجه کنم و دربارهشون حرف بزنم و بنویسم
خدایا شکرت
موفقیت های کوچکم رو جشن بگیرم و بابتشون سپاسگزار باشم.
هر روز وقت بذارم و بیام یه قدم دیگه از پروژه رو بردارم و بنویسم و این خیلی حالمو خوب میکنه ، هر بار که دیدگاه گام بعدی پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو مینویسم و میفرستمش خیلی خیلی احساسم خوب میشه و انگار مهم ترین هدف روزم رو تیک زدم.
خدایا ازت سپاسگزارم برای آگاهی هات
ممنونم استاد
ممنونم تیم عزیز سایت