مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم - صفحه 28 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم
    198MB
    20 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم
    18MB
    20 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

709 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 3120 روز

    همیشه خداشکر میکنم که استارت کار استاد از بندرعباس بوده

    چون هم در بندرعباس هستم هم شغلم اسکله شهید رجایی هستش . و جالبتر مکانی که استاد محل کارشون بوده خیلی نزدیک منه کار (قطران)

    خلاصه بخاطر اینکه اسم مکانهای بندعباس میاره بهتر بیشتر انرژی برای بهتر شدن شرایطم تلاش میکنم.

    حتی ای وقت هایی حس استاد در خودم میبینم کنار دریا باورهای و عبارات تاکیدی رو تکرار میکنم

    ناگفته نماند من سال91 در سیمینار استاد دربندرعباس در سالن شهید آوینی شرکت کردم، و همان زمان خیلی حرفهاش به دلم نشست ولی نمیدونم چرا در کارگاهش شرکت نکردم تا شش ماه پیش که با جدید برای تغییر باورهای خود شروع کردم

    سپاسگزارم از خداوند مهربان که الگوی توحیدی به ما نشون داده تا بهتر خودمون بشناسیم و مشتاق فهمیدن قوانین هستی باشیم تا در آرامش زندگی کنیم

    سپاسگزارم خداوند مهربان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    حسام ثروتمند گفته:
    مدت عضویت: 3156 روز

    سلام به استاد عباسمنش گرامی ?. و دوستان عزیزم.چند تا سوال ذهنم رو درگیر کرده خواستم مطرح کنم البته چون رک میگم امیدوارم به کسی بر نخوره. ١ ما میگیم اعراض و بی توجهی کردن ما رو از فرکانس مورد توجه واقع نشده خارج میکنه.و تنها راه حل از بین بردن چیز های بد و ناخواسته ها و خارج کردنشون از زندگی توجه نکردن بهشونه و توجه به چیزه دیگه اس. و نه جنگیدن باهاشون و تلاش فیزیکی برای از بین بردنشون که این یعنی توجه بیشتر که موارد بیشتری رو میاره.درسته؟ یعنی اگه شرک و مشرک میخوام از بین بره باید بهش بی توجهی کنیم که از فرکانس ما خارج بشن نه این که باهاشون بجنگیم و … ولی در قرآن ده ها آیه در مورد کشتن مشرکان و کافران(معتقدان به ادیان غیر ابراهیمی که ما اسم مشرک و کافر بهشون گذاشتیم!!) و حمله کردن بهشون و به بردگی گرفتن مال و اموال و زنانشون و حتی تجاوز به زنانی که در جنگ توسط مسلمین به اسیری گرفته میشن!!!. و کمینگاه و مرصاد و…. هست. مثل : مشرکان را هر کجا که یافتید بکشید!! چون ماه های حرام به سر آمد مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنها را دستگیر و محاصره کنید( عجب اعراضی!!) و… سر بریدن و گردن زدن معتقدان به ادیان غیر ابراهیمی (آیه 4 سوره قتال یا محمد) !!!! که نمونه اش بسیار فراوونه و داعش هم از اینا کپی کرده. (به عنوان نمونه :سوره توبه آیه 123 و 28 و29 و 5و12 سوره انفال آیه 39 سوره احزاب آیه61 سوره مائده آیه ٣٣ و 38 سوره نسا آیه 89 سوره انفال آیه 12سوره بقره ایه 191) که سر تا پاش توجه کردن و تمرکز کردن به مشرکان و کافران و شرک و کفر و جنگ و خونریزی و برده داری و…. هست و ما رو با مشرک و کافر و جنگ و خونریزی بیشتری مواجه میکنه و هرگز شرک و کفر و جنگ و خونریزی رو کمتر نخواهد کرد و ما رو از این فرکانس خارج نخواهد کرد. ( پس چه طور قانون جذب در قرآن رعایت شده؟؟) . ( تاریخ هم همینو نشون داد!!) و این آیات متعدد دارن به صراحت میگن راه مبارزه با شرک جنگیدن(قتل و قتال) و کشتن و خشونت و حذف فیزیکی هست نه اعراض!!. در حالی که باید میگفت هر کجا که مشرکان را یافتید اعراض کنید!!. یا مثلا : کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند اعراض کنید ( نه این که بکشید!!)، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند( یعنی بقیه رو تحقیر و خوار کنیم که به خواری و ذلت!! بهمون پول و باج بدن؟؟ این رفتار انسانیه؟ اعراض کو پس!!). در حالی که استاد بارها گفته بودند خدا به پیامبر گفته فقط و فقط و فقط اعراض کن تا از فرکانسشون خارج بشی و مشخصا فرمودن که جنگیدن با کافران و امادگی نظامی و نقشه چیدن و و… خلاف قوانین کائناته و باعث جذب بیشترشون میشه و مشخصا فرمودن تنها راه مبارزه قران گفته روتو برگردون و حتی بحث هم نکن و تمام!! .(جلسه اول قانون آفرینش). اینها تناقض آشکاری هست. اگه بگیم خب جنگ ها دفاعی بوده خب چرا مسلمین در فرکانسی باشن که اینها رو جذب کنن که حالا با کشتار و جنگ و قتل و… مثلا دفع شر کنیم؟( چیزی که خودمون جذب کردیم!!) که اونم تازه باعث جذب موارد بیشتر بشه؟؟؟ خب یه توجه نکردن ساده باعث میشه از فرکانسشون خارج شد و تماام.نه حمله کنیم و نه بهمون حمله بشه هیچ خطری هم اسلام را تهدید نمیکنه ما هم تهدیدشون نکنیم توی جهان فرکانسی مون زندگی کنیم. اگه بگیم چون اونا ضد اسلام عمل کرده بودن و میکنن پس باید دفاع کنیم و واجبه و حکم خداست و از این حرفا. این تناقضه آشکاری هست. ٢ در زمان صدر اسلام جنگ های زیادی رخ داد( ادم تاریخ صدر اسلام رو میخونه به چیز های جالب تری هم بر میخوره!!) و پیامبر جنگ های زیادی داشت چه جنگ ها دفاعی بوده و چه حمله ای. این نشون میده که رسول خدا و مسلمین توی فرکانس جنگ و کشتار و ناخواسته ها بودند که من با این مشکل دارم. در حالی که با قانون جذب راحت میشد از فرکانس کشتار و جنگ و قتل و…. کامل خارج شد و هم جلوه تصویری هزاران بار بهتری برای اسلام باقی گذاشت?. و هم منطقی تر و انسانی تر بود. حالا بگیمم کافران توی فرکانس کشته شدن و حذف شدن بودن!!! چون همه چی مشابه جذب میکنه پس مسلمین و پیامبر توی فرکانس به قتل رسوندن و کشتار انسان های دیگر و نابودی دیگران بودند ( همدیگر رو جذب کردن و چه طوره که پیامبر و مسلمین و مشرکان و کفار توی یه سطح فرکانس و و مدار هستن ؟؟!) که این واقعا غیر قابل قبوله. اگه این جوریه هر کی قتل میکنه نباید مجازات بشه چون مقتول حقش بود و میخواست توی فرکانس به قتل رسیدن نباشه!!!!?. این که بگیم کافران و مشرکان نتیجه ی فرکانس شرک و کفر خودشون رو دیدن خب الانم بت پرست و … کم نداریم پس چرا اونا توی این فرکانسا نیستن؟?.اتفاقا برخی شون جزو ثروتمند ترین ها و خوشحال ترین کشورها هستن. کاری هم به کسی ندارن !!. نمیشه که هربلایی سره بقیه معتقدان به ادیان غیر ابراهیمی دلمون خواست بیاریم بعد بگیم فرکانس خودشون بوده که!!! شرایط و بلاهایی که سرشون اومده خودشون جذب کردن و ما مقصر نیستیم. ولی اگه اونا بلایی سره ما بیارن و علیه ما باشن باید ریشه شونو بکنیم!!!. و دیگه فرکانس ما نیست و تقصیر ما نیست بلکه دوباره نقصیر اونهاست اونها باید مجازات بشن!!!!. پس فرکانس های ما چی؟؟!. در حالی میشد با یه بی توجهی ساده از فرکانس همه اینها خارج شد و کسی هم نمیتونست به ما حمله کنه و آسیب بزنه . اگرم بگیم کتاب قرآن کتاب فرکانسی هست و هر کسی نمیفهمه و اینا خب هر کتابی و هر چیزی فرکانسیه و ما اصلا در جهان فرکانسی زندگی میکنیم. داریم ماست مالی میکنیم دیگه ?. اینها چیزی رو توجیه نمیکنه. اینها هر جور با خودم حساب میکنم نه با خوی انسانی جور در میاد و نه با قانون جذب. خوشحال میشم استاد عزیز پاسخ بدن.?.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      Aida گفته:
      مدت عضویت: 3550 روز

      سلام دوست مهربانم

      این متنی که نوشته بودین انقد سنگین و پی در پیچ بود من اصن گیج شدم??

      جدای ازین پیام من ی پاسخی از شما روی عقل کل دیدم و خیلی وقت بود درگیرش بودم و اتفاقا تو ذهنم بود که اگر نظری از شما دیدم همونجا بتو بگم که خدراوشکر الان دیدم.

      این متنو شما نشوتید توی عقل کل:

      هر فکری که توی ذهن فعال بشود ارتعاشاتی رو به جهان هستی ارسال میکند و ما از طریق سیستم راهنمایی احساساتمون میفهمیم که این ارتعاشاتی که به کائنات فرستادیم به اتفاقات خوب منجر میشود و یا بد.

      احساس خوب = ارتعاشات مثبت =اتفاقات خوب

      احساس بد = ارتعاشات منفی = اتفاقات بد

      در حقیقت احساسات فقط یک سیستم راهنمایی ومطلع کننده هستند مثل درجه ی باک بنزین و یا زنگ هشدار یا خبر دهنده و خودشون هیچ کاری نمیکنند و جهان هستی فقط ارتعاشات ما رو دریافت میکنه. ولی ما با احساساتمون میفهمیم که چه ارتعاشی داریم همین.

      باور فقط یک عادت فکری هست که بسیار تکرار شدن.(محل باور ها در ضمیر ناخوداگاه هست )

      و گفتیم هر فکری ارتعاشی رو فعال میکنه پس باور ها عادت های ارتعاشی و الگو واره های ارتعاشی ما هستند.

      و تنها راه نفوذ بر ضمیر ناخوداگاه ما درگیر شدن ارتعاشاتمون هست ( از طریق احساسات خودمون میفهمیم که درگیر شده یا نه )

      یعنی اگر یه عبارات تاکیدی مثبت رو مدام گوش میدی ولی هنوز  حسی نداری یعنی هنوز ضمیر ناخوداگاه شما درگیر نشده

      ( اگر حس بدی داری یعنی باوری مخالف اون عبارت تاکیدی داری که تولید احساس بد میکنه و مقاومت میکنه )

      ولی با تکرار مداوم و ادامه دادن بالاخره احساس خوب تولید میشه و  این احساس بد از بین میره و احساس خوب جاشو میگیره و جایگزین شدن تدریجی باور جدید شروع میشه .

       اگر ما عادت های فکری(باورها) مون رو تغییر بدیم در واقع الگو واره های ارتعاشی مون رو تغییر دادیم و این طبق قانون جذب یعنی تغییر 100% زندگی مون.

      خلاصه بگم باور هامون چیزی جز الگو واره های ارتعاشی مون نیستند و ما با احساساتمون از ارتعاشاتمون با خبر میشیم.

      پس اگر احساسات شما درگیر نشه اصلا باوری تغییر نمیکنه.

      این پاسخ رو بدوستی نوشته بودین که پرسیده بود فرکانس ما زا روی احساسات ما هست یا باورهامون.

      من اون موقع فکر کردم خب احتمالا همینطوری باید باشه که فرکانس ما از روی باورهامو ارسال میشه و احساسات این وسط نقشی ندارن. اینطوری شد که من بکلی موضوع احساس رو فراموش کردم و فقط چسبیدم به تکرار باورها. شده بودم مث ی ربات که فقط باورها رو میخوندم میگفتم این داره فرکانس ارسال میکنه!!!

      تاجایی پیش رفتم که نه تنها هیچ اتفاق خوبی نیفتاد تو زندگیم بلکه اتفاقات بدم شروع شد!!

      تو همین وانفسا دیدم استاد تو جهان بینی توحیدی داره از احساس خوب صحبت میکنه و میگه که تنها راه رسیدن به خواسته ماندن در احساس خوب برای اون خواستت. اما بازم فکر کردم منظورشون اینه که فقط شادو شنگول باشیم و لذت ببرم از زندگی!!

      تا اینکه به ی جمله از خانم راندا برن تو کتاب معجزه شکرگزاری رسیدم و نوشته بود: احساس خوب طبق قانون جذب باعث احساس خوب بیشتر میشه و این یعنی رخ دادان اتفاقات خوب (یا برعکس: احساس بد باعث جذب احساس بد بیشتر میشه و این یعنی رخدادن اتفاقات بد)

      و ی جمله دیگه از کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم که استاد گفته بود: جهان به عملی که انجام میدی کاری نداره. بلکه به احساسی که موقع اون انجام اون عمل داری کار داره. (در مورد نماز خوندن و سایر کارها و اعمال ما بود)

      تازه اون لحظه من متوجه شدم که اتفاقا فرکانس از روی احساسات ما ارسال میشه نه باورهامون!! اگر همه چیز انرژیه پس احساس هم انرژیه!! و واقعا انرژیه . چون ما ب وضوح موقعی که احساسمون خوب یا بد میشه سطح و نوع این انرژی رو در بدنمون حس میکنیم.

      و بعدش تازه متوجه شدم تمام داستان احساس خوب هست. نه احساس خوب ناشی از الکی خوش بودن و شادوشنگول بودن(مث جک تعریف کردن و خندیدن) بلکه احساس خوبی ناشی از باورهاااا. یعنی وقتی به یه خواسته ای فکر میکنیم احساسمون نسبت به اون خواسته در تمامی جنبه ها خوب باشه. و اگر احساس ما نسبت به تمام مسائل زندگی و موضوعات در تمامی جنبه ها خوب باشه اون موقع یعنی قانون رو اجرار کردیم!

      و دیدم هدف استاد از تمام باورهایی که مثلا تو روان شناسی ثروت 1 گفته واسه اینکه احساس مارو نسبت به پول در تمامی جنبه ها خوب کنه!!!! ونباید ی طوطی سخنگو باشیم که هی تکرارش کنیم!!

      این موضوع تمرکز و توجهی که شما میگی صرفاااا ی عمل فیزیکی نیس که مثلا به چیز خوبی توجه کینم یا ی چیز بد توجه نکنیم!! توجه وقتی توجه محسوب میشه که احساس مارو خوب کنه. پس اگر به چیز خوبی توجه میکنی اگر احساست خوب نمیشه یعنی توجهی صورت نگرفته. و برعکس اگر به چیز بدی توجه میکنی اگر احساست بد نشه یعنی فرکانس بدی ارسال نمیشه و جای نگرانی نداره.

      من فکر میکنم خدا توی قران بیشتر ب پیامبر گفته غمگین مباش! احساستو بد نکن. نگفته به چی توجه بکن یا نکن. بلکه گفته احساست چطوری باشه.

      در کل فکر میکنم شما هم مث قبلن من خیلی فرمولی و ریاضی وار با قانون برخورد میکنی. تو همین جملاتی که در مورد توجه و تمرکز نوشتین این مشهوده.پس داستان اعراض کردن خالی خالی نیست!! داستان کنترل احساسمون هست!!

      فرکانس از روی باور و افکار یا از روی توجه ارسال نمیشه. از روی احساس ما ارسال میشه.

      واس همینه خیلیاااا هستن که تمرنیات رو انجام میدن و رو باورهاشونم کار میکنن اا اماچون اون احساس خوب ب جریان نیمفته نتیجه نمیگرن(مثل این اواخر من)

      واس همین خیلیا هستن که مدام با چیز بد احاطه شدن یا از چیزای بد صحبت میکنن امااااا زندگی نسبتا خوبی دارن چون احساسشون بد نمیشه زیااااااااااد!!!

      (مثلا یکی روابط عاطفی خوبی نداره اما اوضاع مالی خوبی داره. چون از نظر ذهنی خیلی درگیر نمیشه با روابط بدش و احساسش بد نمیشه . یعنی پس زمینه احساسیش خوبه یا لااقل بد نیست!! اما یکی رابطع عاطفی بدی داری و وضع مالیشم خوب نمیشه یا هرچی که داررو از دست میده چون از نظر احساسی و فرکانسی درگیر میشه و تم احساسی وجودش بد میشه و باعث احساس بد بیشتر و اتفاقات بد میشه. این همون چیزی که استاد تو شیوه حل مسائل میخواد بگه.اونجایی که میگه باید باورهات نسبت به همه چیز درست بشه تا اتفاقات خوب و بزرگ بیفته در واقع منظورش اینه باید پس زمینه احساسی وجودمون در تمامی موضوعات زندگی در تمامی جنبه ها باید درست شه تا اون اتفاقات خوب و بزرگ بیفتن)

      اما برعکس ی عده ب ظاهر اعراض میکنن و توجه نمیکنن اما چون در ذهنشون باهاش درگیرن و احساس درونیش بدههههه واسشون اتفاقات بد میفته یا به اون خواسته هه نمیرسن یا اون ناخواسته هه هی بیشتر میشه

      پس فکر نکنید با توجه نکردن به ناخواسته از فرکانس و مدارش خارج میشیم!! ما فقط با حفظ احساس خوب نسبت به ناخواسته یا نداشتن احساس بد نسبت به ناخواسته(همون تغییر زاویه دیدی که استاد همیشه ازش حرف میزنه) میتوینم از فرکانس و مدارش خارج شیم

      در مورد تاریخم که گفنتین ادم میخونه ب چیزای جالبی میرسه، همشون نظرات شخصی نویسندگانشون هستن که با باورهای خودشون وقایع رو تعریف کردن نه صرفا اونچه که بوده!!!

      هزاران نفر چیزای مختلف نوشتن با افکارو باورهای مختلف. و شما با اونی ارتباط برقرار میکنید که با باورهای شما هماهنگه.. اگر میخواهید به حقیقت برسید باید ذهنتون رو فرمت کنید و بی طرفانه برید بخونید.

      من هنوز قران رو نخوندم و نمیدونم چی به چیه اما اینطوری فکر میکنم: بحث بحث اعراض کردن نیست که توجه نکنی از بین بره. بحث اینکه جقدر احساست درگیر بشه. یعنی اگر با کشتن مشرکا احساسه خوب بشه بهتره بکشن تا اینکه در ظاهر اعراض کنن ولی از درون احساسشون درگیر و بد باشه ???

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        حسام ثروتمند گفته:
        مدت عضویت: 3156 روز

        دریا خانوم! , گفتید داستان اعراض کردن خالی خالی نیست!! داستان کنترل احساساتمون هست!!!?. توی قرآن واژه اعراض اومده و معنی شم مشخص هست. کنترل احساسات توی قرآن گفته نشده!!. شما داری تفسیر میکنی!. معنای لغوی و ریشه ی لغت اعرض مشخصه!?. بماند که اون آیات اعراض مکی هستن و نه مدنی!! و بیشترشون منسوخ شدن!!!?. که این یعنی قانون جذب هرگز در قرآن در حده اعراض و این حرفا هم قابل قبول نیست! واژه اعراض یعنی رو گرداندن! حالا بماند این رو برگرداندن معنی توجه کردن نمیده! و گرنه واژه ی دیگری به کار میبرد. حالا شما چه طور از واژه اعراض معنی کنترل احساسات رو استخراج کردی خودش در نوع خودش یک معجزه شگفت انگیزه!?. در مورد تاریخ و مورخان سخن گفتید. که اگه سخن شما رو قبول کنیم پس نه تنها هیچ کتاب تاریخی قابل قبول نیست! بلکه اصولا هیچ کتابی در هیچ زمینه ای قابل قبول نیست!!?. جالبه برام. مثلا توی همین کتابا یه رویداد مثبت نوشته باشه ۱۰۰% درسته. ولی منفی نوشته باشه غلطه؟!?. این یعنی ما نمیخوایم حقیقت رو بپذیریم!. اتفاقا از روی تاریخ دقیقا میشه مشخض کرد کی قانون جذب بلد بوده و کی بلد نبوده! چون تاریخ شرح وقایع و رخداد هاست. و اگه کسی وقایع ناخواسته زیاد داشته باشه این یعنی قانون جذب بلد نیست و یا از اون استفاده نمی کنه!?. بگذریم! یه سخنی گفتید چهار ستون بدنم لرزید! گفتد مسلمانان با کشتن مشرکان!(انسان هایی که مثل من و تو هستن فقط انتخاب کردن اعتقادات مذهبی دیگه ای داشته باشن) حسشون خوب میشه!!!!!???. شگفت انگیزه! یعنی اینقدر باور های مذهبی و مذهب میتونه روی ذهن اثر بگذاره که به خاطر اعتقاد دینی از کشتن انسانها لذت هم ببری؟!!؟!.شگفت آوره. من شخصا کسی رو ببینم با کشتن انسان های دیگر حسش خوب میشه سریعا زنگ میزنم تیمارستان این روانی خطرناک و جنایتکار رو بگیرن بستری بکنن.!!! واقعا نمیدونم چی بگم!.?.چرا کشتن برای ما چیزه بدی نیست؟!. خب اگه بقیه هم عزیزت رو بکشند به دلیل این که حسش خوب بشه! بازم همین حرف رو میزنی؟!. ?

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      گروه تحقیقاتی عباس منش گفته:
      مدت عضویت: 4238 روز

      دوست عزیز سپاس از مشارکتتون. در مورد آیه هایی که ذکر کردید ای کاش خودتان شخصا آنها رو مطالعه می کردید و البته کل سوره را و اونوقت کامل متوجه قضیه میشدید. اگر خواستید یه نگاهی هم به آیه های اعراض بیاندازید که استاد در دوره قانون آفرینش به تفضیل توضیح داده اند.

      موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        زدکارتیست گفته:
        مدت عضویت: 2961 روز

        با عرض ادب و احترام و خداقوت به گروه تحقیقاتی عباس منش

        در این که ما هر یک خود باید به جستجو و کشف حقایق بپردازیم شکی نیست اما سوالی که دوست عزیز سایت

        جناب حسام مطرح کردند جز سوالاتی ست که میتواند با پاسخگویی توسط استادی همچون استاد عباس منش

        باعث درک عمیق و شفافیت درست از قرآن شود. بنده نیز استدعا دارم در صورت صلاحدید

        استاد گرامی ک به درک صحیحی از قرآن رسیده اند

        سوال این دوست را یکی از سوالات مصاحبه از استاد عباس منش قلمداد کرده و پاسخ دهند.

        با تشکر

        اجرتون با حق

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      زدکارتیست گفته:
      مدت عضویت: 2961 روز

      با عرض ادب و احترام

      دوست عزیز سوال مطرح شده از طرف شما در سایت

      سوال من هم هست و شاید سوال بسیاری از حقیقت جویان دیگر.

      پس با امتیازدهی به شما

      از استاد مهربان و توحیدی تقاضا دارم سوال من و شما را جز ((سوالات مصاحبه با استاد عباس منش)) قرار داده و پاسخ دهند.

      با تشکر

      شاد باشید و راضی و پر روزی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    امیر عزیززاده گفته:
    مدت عضویت: 3220 روز

    ایران – اسپانیا

    ? قسمت آغازین ?

    مشارکت انرژی ذهن های تماشگران ایرانی با بازیکنان تیم ملی در ارائه یک بازی خوب و در نهایت پیروزی شیرین مقابل اسپانیا و دوباره جشن و پایکوبی مردم ایران

    کیهان مرکب از حوزه های انرژی است که نیروهای تاثیرگذار بر یکدیگر را بوجود می آورند.

    شما در هنگام ارتباط فکری با هر کس به اندازه قدرت اراده تان در کار های روزمره می توانید کم یا زیاد روی افراد تاثیر بذارید. و در واقع احتمال به وجود آمدن آن رویداد دلخواه را بسیار زیاد افزایش دهید.

    برای این منظور لازم است شما حتما اراده و تمرکز قوی برای اثرگذاری را داشته باشید.

    ?از همین لحظه و خصوصاً در طول 90 دقیقه بازی با اسپانیا تصویر تک تک فوتبالیست ها را در ذهن مان مجسم می کنیم و به آنها فکر خواهیم کرد……

    توپ و زمین مسابقه شهر کازان را تصور کنید…

    توپ راببوسید..بازیکنان ایران و زمین مسابقه را هم ببوسید و دوست داشته باشید..ذهن ما به طرز عجیبی با بازیکنان ارتباط برقرار میکند…

    ?در اصل ما به طور ناخوداگاه آنها را تشویق می کنیم که هم جایگاه بلند و عالی خود را تقویت کنند و هم خود را برترین فوتبالیست های دنیا تصور و باور کنند.

    ?همه فوتبال دوستان و تماشاگران باید تمرکز روی تصویر تک تک افراد تیم ملی داشته باشیم تا بتوانیم اثر نسبتا پایداری بر عملکرد مثبت و عالی آنها بگذاریم. البته منظور از تصویر ذهنی فرد فقط تصور یک عکس از او نیست بلکه منظور قرار گرفتن ذهن ما در فضای احساسی او می باشد انگار که مثلا خود ما الان در کنار او بوده یا با وی حرف می زنیم. یعنی ترکیبی از تمام اطلاعات ما از فرد اعم از صدا و تصویر و حرکات خاص و اخلاقیات و …

    ?ریلکس شدن ذهن: ??

    – در محل راحتی نشسته و چشمها را ببندید. بدن خود را ریلکس نمایید.

    – ریلکس، ریلکس، کاملا ریلکس.

    – عمل دم را انجام داده و در ذهن از 1 تا 5 بشمرید.

    – نفس را نگه داشته و در ذهن از 1 تا 5 بشمرید.

    – عمل بازدم را انجام داده و در ذهن از 1 تا 5 بشمرید.

    – این کار را 10 الی 15 دفعه انجام دهید.

    – ذهن خود را ریلکس نمایید.

    – چهره تک تک بازیکنان تیم ملی را تصور نمایید. آنها را به روشنی در ذهن خود تجسم کنید. اگرتصویر واضح نشد نگران نباشید. تا حدی که می توانید تلاش نمایید.

    – حال بصورت ذهنی با با تک تک بازیکنان صحبت کنید. به آنها القا نمایید که بهترین فوتبالیست در پست خود در جهان هستند. این کار رابرای 10 دقیقه انجام دهید.

    منتظر قسمت نهایی و نتایج این تمرین باشید…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    سیده سعیده حسینی گفته:
    مدت عضویت: 3287 روز

    سلام استاد عزیزم

    بی نهایت سپاسگزارم از اینهمه وقتی که برای ما میزارین تا سوالاتمونو جواب بدین. این فایل برام خیلی جالب بود کلی هم خندیدم. وقتی از گذشته خودتون گفتین یاد کودکی و گذشته خودم افتادم که در بعضی چیزها شبیه شما بودم و از همون سن قبل از مدرسه همیشه کنجکاو بودم و از مادرم می پرسیدم که خدا چیه؟ کجاست؟ و…

    خیلی به شما تبریک میگم بابت اینهمه تلاش و اراده. که تونستین خودتون رو از اون شرایط به چنین بهشتی برسونید و اینقدر تغییر کنید واقعا به خودم می‌بالم که چنین استادی دارم و خدا رو هر لحظه سپاسگزارم که منو با شما آشنا کرد. امیدوارم هر روز تون بهتر از دیروزتون باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    مریم موفق گفته:
    مدت عضویت: 3152 روز

    سلام به دوستان همراه و استاد عزیزمون

    به به چه مصاحبه ای بود خیلی باحال بود

    این فایل آخرین ورژن فایلهای استاد بود که با دقت میشه تک تک قوانین کیهانی رواز توش درآورد و استاد دقیقا دوره تکامل خودشونو برامون مرور میکنن و وباکمی دقت میشه فهمید که کجا و کی از کدوم قوانین کیهانی استفاده کردن و واقعاباید احسنت گفت به این اراده و پایداری استادمون . منم دوسدارم و درصددم که مثل استاد راه پیشرفتمو طی کنم ولی یه چیزی که چندوقته ذهنمو مشغول کرده اینه که من هم میخوام باورسازی کنم چندتا باور های قدرتمندکننده هم نوشتم و باخودم تکرار میکنم و صدامو ظبط کردم همونهارو گوش میکنم ولی احساس میکنم یه جوریه. احساس میکنم یه چیزی کم داره که منو راضی نمیکنه یعنی نمیدونم جمله هام کامله یا نه. استاد میگفتن خودشون باورهاشونو نوشته بودن و ظبط کرده بودن و مرتب گوش میکردن خیلی خوب میشد که استاد یکی ازون فایلهایی که باصدای خودشون ظبط کرده بودن و گوش میکردن رو برای نمونه رو سایت یا کانالشون بذارند تا ماهم دستمون بیاد چطوری باید بنویسیم حتی شده یه فایل یه دقیقه ای اگه از اونموقع هاییکه تازه باورهاشونو درست کرده بودن دارند برای مابذارند تامنظور استاد از باور سازی و نحوه جمله بندیها رو درک کنیم . واقعا من بااین موضوع هنوز انس پیدا نکردم خیلی جمله و باورهای قدرتمند کننده از حرفهای استادتو فایلها و دوره هاش درآوردم نوشتم و صدامو ضبط کردم ولی وقتی گوش میکنم احساس میکنم اون چیزی که میخوام نشدن از استاد عزیز میخوام تو قسمتهای بعدی مصاحبه اشون حتما به این مورد هم پاسخ بدن ممنون میشم . و همچنین اگر دوستان عزیز هم ایده ای دارید لطفا راهنماییم کنید.

    سپاسگذارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مهسا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 2698 روز

    سلام و درود خدمت استاد عزیزم وتیم محترمشون و خانواده عزیزم که در اینجا دور هم جمع شدیم ….

    با اینکه مدت زمان کمیه در کنارتون قرار گرفتم احساس لذت و شادمانی میکنم…

    این قسمت از مصاحبه استاد منو برد به گذشته ی خودم به شرایطی که داشتم و شاید کماکان هنوز هم دارم به تضاد هایی که تو زندگیم برام رخ داده و رخ میده چه در روابط چه در خانواده چه در کار و تحصیل و سلامتی و حتی ایمان و باور به خدا…..

    خیلی زیبا صحبت کردید استاد خیلی زیبا….

    یه قسمت از حرفاتون منو خیلی بخودم اورد دقیقا اون تیکه که میگید من دید بالا به پایین داشتم منم دقیقا همچین اخلاقی داشتم شاید بعضی اوقات هنوزم هم این ویژگی در من دیده بشه ولی نسبت به گذشته خیلی کمتر شده الان که شما حرفش رو زدید احساس کردم خیلی ویژگی نادرستی میتونه باشه آدم به یه قسمتایی از زندگیش میرسه که همه کس ازش فراری میشن حتی عزیزن ترین افراد زندگیت دقیقا منم مثل شما اون خوی اهریمنیم خیلی اوقات باعث سرزدن یه رفتارای از من میشه که برای خودم هم قابل لمس نیست…تلنگرِ خیلی خوبی بود …..

    اون قسمت که میفرمایید همش فکر میکردم دیگران تو ذهنشون چه نظری راجب من دارن وای که این یه آفت بزرگ تو زندگی خیلی از ماهاست میخوایم انتخاب رشته کنیم تو ذهنمون همش نجواهای شیطانی داریم که نکنه فلان دوستم بگه چه رشته ای مگ رشته کم بوده میخوایم وارد کاری بشیم تو ذهنمون میگیم نکنه فلان فامیلمون با خودش بگه بیچاره از بی پولی در به در دنبال کاره دنبال تبلیغاته دلمون براش میسوزه و خیلی چیزای دگ خودتون بهتر از من میدونید….

    همینکه آدمارو به آگاهی میرسونید کلی برای من ارزش داره و قابل ستایشه

    همینکه از بین بیستا جملتون یدونه از جملهاتون میتونه زندگی یکیرو بشدت زیررو کنه برای من محترمه میشه گفت فایلی کوتاه از بیوگرافی خودتون اما قابل تامل و مقایسه کردن بعضی از تضاد ها و تجربه هاتون با زندگی های خودمون خدارو واقعا سپاس …

    قطعا شما دستی از دستان پر مهر خداوند هستید

    برای شما و خانواده محترم عباسمنش عمری با عزت و تنی سالم ارزومندم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    زينب شاد و ثروتمند گفته:
    مدت عضویت: 2425 روز

    سپاس خدای بزرگ و مهربانی را که من را هدایت کرد تا در اینجا باشم سپاس بابت قوانین ثابت جهان

    سلام به استاد عزیزم سلام به همه دوستان خوبم، استاد شما نمونه موفقی هستین از من زینب، همه شرایطی را که شما در این فایل از زندگی خودتون گفتین دقیقا شرایط زندگی من فقط زینبش، من خیلی به گذشته فکر نمیکنم وخیلی هم یادم نمیاد که چه اتفاقاتی در گذشته افتاده فقط خوبیهایی که داشته شادیهایی که داشتیم بازیهایی که می کردم ، این را که می گم شما نمونه موفق من هستین چون منم خیلی بی کله و شجاع هستم و اتفاقا اصلا وابسته با دل بسته شخصی در این دنیا نیستم ، بچه که بودیم من و برادر کوچکترم همیشه خارج از شهر می رفتیم (قبل از اینکه برم مدرسه سن کمتر از ۷سال) دنبال تپه هایی بودیم که چشمه داشتند و ما می تونستیم آب بازی کنیم می تونستیم به راحتی بدوییم و به خاطر اینکه می خواستم از لحاظ مالی هم مستقل بشم توی خرابه ها می رفتیم و آهن و مس جمع می کردیم و می فروختیم، دوغ و نوشابه هم می ریختیم توی اون جا نوشابه های کوچولویی که در آن زمانها بود و پول می گرفتیم خیلی از استقلال مالی خوشم میومد پدر من هم (خدابیامرزه همه رفتگان را) مثل پدر شما همیشه با مادرم مشکل داشتند اتفاقا شبی که پدرم فوت شد بعد از دعوای بین پدر و مادرم بود که پدرم خیلی عصبی شده بود و سکته کرد و فوت کرد . این مشکلات به ظاهر سر نبودن پول و ثروت نبود ولی در واقع نداشتن ثروت و استقلال مالی باعث این میشد که همیشه فکرشان را خراب می کرد و نجواهای شیطانی باعث ناراحتی و بعد هم دعواشون می شد، اون موقع من ترم آخر دانشگاه بودم و خیلی دوست داشتم که بعد از اینکه درسم تموم بشه مهاجرت کنم و به تهران برم تا بتونم برای خودم کاری را که دوست دارم پیدا کنم و اونجا زندگی کنم البته این از باورهای محدود کننده من بود که فکر می کردم توی شهر خودم نمی تونم در آمدی داشته باشم . همش با خودم می گفتم بابا نمی کذاره که من برم ولی از ته دلم میخواستم همش فکر این بودم اگر پدر اجازه نداد فرار کنم و برم تهران به دنبال خوشبختی همیشه هم برای خودم آرزوهایی داشتم که همه می دونستند اینقدر که برای همه شرح داده بودم می گفتم من باید با کسی ازدواج کنم که دانشگاه شریف درس خونده باشه حتما روزنامه بخونه توی خونه همیشه هم ماشین ۲۰۶آلبالویی دوست داشتم (البته این هم از باورهای محدود کنندم بود که فکر می کردم اگر شخصی در دانشگاه شریف درس بخونه حتما ثروتمنده یا بعدا به واسطه درسی که خونده ثروتمند می شه ) خلاصه من بعد از مرگ پدرم ، ۱۲ روز بعد از آن رفتم تهران برای پیدا کردن کار و حتی ترم آخر دانشگاهم را تقریبا در کلاسها حضور نداشتم و اتفاقا بعد از ۲سال که در تهران بودم با آقایی ازدواج کردم که در دانشگاه شریف فارغ التحصیل شده ولی ثروتمند نیست (حتی روزنامه خوندنش را هم جذب کردم و ایشون به قدر روزنامه می خوند که من روزنامه رو از می گرفتم تا بتونم باهاش حرف بزنم ) این رو هم از این داره که باور داشته می تونه دانشگاه شریف قبول بشه( چون ۲تا از پسر خاله هاش دانشگاه شریف بودن پسر همسایشون دوتا شون دانشگاه شریف بودن و این باور را در خودش به وجود آورده که پس شدنیه) و با باورهایی که در خانواده بسیار مذهبی که داشته بازهم ثروتمند نیست ولی من الان فهمیدم که خودم اون موقع هم زندگیم را خلق کردم با اون در خواستهایی که به جهان دادمو در حال حاظر هر موقع که خواسته ای دارم و بعد از درخواستش از رب العالمین نجواهای شیطانی که میاد سراغم اون در خواستهایی را که داشتم و به دست آوردم را به یاد میارم و به خودم گوشزد می کنم، الان حدود ۳ ماهی هست که با سایت شما آشنا شدم و در این مدت البته از سالهای قبل در کلاسهای مختلفی از موفقیت شرکت کردم ولی همش می دونستم اونها یه چیزی را نمی گن و می دونستم که یه چیزی هست که گفته نمیشه یا از روی جهل یا از روی عمد ولی الان خیلی تونستم از لحاظ فکری و ذهنی روی خودم کار کنم و به نتایجی هم رسیدم. و در بعد از دیدن این فایل از امروز به خودم میگم بیین استاد هم مثل توبوده شاید هم بدتر ولی تونسته خودش را نجات بده از باورهای شرک آلود پس تو هم می تونی البته الاکه بیشتر یادم میاد می بینم اگر من هم کمیاز دیگر اعضای خانوادم در اون شرایطی که با هم زندگی می کردیم به موفقیتهای بهتری رسیدم به خاطر کنترل ذهنم هست من در موقع درعواهای مادرم و پدر م میرفتم زیر زمین خونمون و برای خودم میرقصیدم و ترانه گوش می دادم تا نبینم چه اتفاقاتی داره می افته

    استاد یک لر موفق و بعد من هم یک لر دیگه موفق خواهم بود

    خدای مهربان و بی نهایت بخشنده و قدرتمند و بی نهایت ثروتمند را که بی نهایت هم من رو دوست داره و منتظره من باورهام رو تغییر بدم در مورد توحید تا تمام ثروت بی نهایتش را به من بده سپاس که من را به این مسیر و سایت و به این استاد صادق و مهربان که یکی از دستهای خداوند روی زمین است برای رسیدن من به خواسته هام

    شاد باشید و ثروتمند در لایه لایه های زندگی زیباتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    سید سجاد رجبی گفته:
    مدت عضویت: 2638 روز

    درود خدا بر استاد عزیز

    راستش منم با چنتا داداش نظامی و اینکه پدر نداشتم و بسیار فقیر بودیم و کابوسایی که هنوزم گه گاهی به سراغم میاد، شاید گاهی فکر می کردم استاد یه زره از من شرایطش بهتر بوده ، بابا داشته یا لااقل کابوس نداشته و در نهایت فک می کردم شادتر بوده.

    اما الان این مصاحبه انگار آب بود رو آتیش که من تنها نیستم و میشه منم به شادی و ثروت برسم. میشه تغییر کرد. و شکر خدا تغییرات خیییییلی زیادی داشتم.

    از یه طرف ناراحت شدم و بخاطر سختیایی که کشیدید خیلی حالم گرفته شد و از طرف دیگه خوشحالم که هر قدر هم گذشته آدم بد باشه میشه تغییر کرد

    چند سال هم هست که به فکر مهاجرت هستم و جور نشده یا مشورت کردم اوکی نبوده و… اینم یه نشانه بود چون چند روزه دوباره به فکرشم و خداوکیلی دوس دارم همین الان برم اما میسپرم به هدایت خدا و مطمئنم به بهترین شکل ممکن مهاجرت می کنم یا به تهران بالاشهرش، یا به شمال .

    در کل بسیااااااار ممنون بابت این قسمت و همه فایلای رایگانتون

    امیدوارم تازه شروع خوشبختیتون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    علی شهپری گفته:
    مدت عضویت: 849 روز

    بنام رب العالمین خدای بخشنده ومهربان

    امروز4ام بهمن 403 هست که طبق معمول که از خواب بلند میشم مثل همیشه گوش دادن به فایل ازاستاد ارجمند عباسمنش هست . اززمانی که وارد زندگی من شد ازطریق فایلهای ایشان من فرد دیگری شده ام امروز هم که بیدارشدم که منتظرفایل جدیدی از ایشان بودم این فایل رو دیدم وگوش کردم وچقدر خوشحال شدم که مادر ایشان با توجه به رشد استاد وکمکهایی که ایشان قطعا به خانواده داشتند تونسته به رویای خودش برسه وهمین آرزورو هم من دارم که آنقدر ازنظر مالی رشد کنم که بتونم همین کار روبرای خانواده ام انجام بدم ووقتی استاد عزیز دربیشتر فایلهایی که توسایت قرار میده برای اینکه ثابت کند که دستیابی به رویاها با قرار گرفتن درمسیر درست وآگاهی ازقوانین .به خود افشایی دست میزند به خلوص نیت این بزرگوار پی میبرم که اگر ایشان با توجه به وضعیت قبلیش که به مراتب از وضعیت فعلی من بدتر بوده وبه این جایگاه رسیده پس من هم اگر قدم در مسیر ایشان بگذارم حتما به آنچه که میخواهم میرسم وخداروشکر میکنم که باعدالت خود که همانا گذاشتن یکسری قوانین دراین کائنات است که انسان راخالق سرنوشت خودقرار داده که اگر به این قوانین عمل شود واستاد عباس منش مثال عینی این عدالت درعمل به قوانین بوده اگر من هم دراین مسیر حرکت کنم مطمئنن من هم موفق خواهم شد واین درسی بود که امروز خدارا شکر ازاین فایل گرفتم که دوست داشتم باشما خانواده صمیمی عباسمنش درمیان بگذارم وخداروشکر میکنم که دراین مسیر قرارگرفتم آرزوی سلامتی وطول عمر برای استاد وآرزوی سلامتی وثروت برای خودم وهمه شما دارم

    موفق وسربلند وپیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: