مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم - صفحه 35 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم
    198MB
    20 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم
    18MB
    20 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

709 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Elnaz Ghasemi گفته:
    مدت عضویت: 1732 روز

    عرض درود و احترام خدمت استاد عزیزم :)

    امروز صبح…. بزارید از دیروز بگم…که چقدر روز عجیبی بود…انگیزه و امید صفر…..خسته….خسته از مسیری ک هرچی میرم تموم نمیشه…..نفس عمیق کشیدم و …. ب قول استاد جان ک میگن اینجور موقع ها ی کاری کنید کفقط یه ذره حالتون بهتر بشه… چشم هامو بستم و از فایلهای دانلودی (مهاجرت ب مدار بالاتر-چگونه وارد مدار خواسته ها شویم) را از موبایلم پلی کردم و رفتم ظرفها رو شستم و منتظر همسرم شدم. تا ایشون آمدن گفتم “الی” باید بخوابی تا مغزت بخوابه وگرنه این نجواها داغونترت میکنه…خوابیدم….صبح شد…. توو اینه از خدا هدایت خواستم….مرا به سوی نشانه ام هدایت کن…..و چقدر معجزه اسا….. به فایل مهاجرت به مدار بالاتر- چگونه وارد مدار خواسته ها شویم. هدایت شدم….با توجه به اینکه در قانون سلامتی حدود 20کیلیو وزن کم کردم و ب خودم قول داده بودم ب عنوان جایزه امروز برم 10میلیون برای خودم لباس های عالی بخرم و کمد لباسامو دوباره بچینم- با لباسهایی جدید و مناسب وزن الانم :) (همینجا از خدای مهربون و استاد جان جانانم مجد تشکر و قدردانی میکنم برای این دوره عالی)…..اما امروز از خدا هدایت خواستم و به دوره راهنمای عملی تحقق رویاها هدایت شدم…. بجای لباس این دوره رو خریدمhttps://abasmanesh.com/fa/am-i-lucky/#arg-downloads-wrapper به استناد آگاهی های این فایل …. اینو نوشتم اینجا بمونه ب یادگار برای خودم و خدای من ک بداند همواره ایمانم را نشان میدهم- ک عاشقش هستم- ک جز او یاوری ندارم و نمیخواهم و خداوند برایم کافی است.

    خدایا با همه وجودم سپاسگزارتم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    افشین مهرابی گفته:
    مدت عضویت: 835 روز

    بنام خداوند بزرگ و هدایتگرم

    سلام به استاد عزیزم و همه بچه های خوش قلب و توحیدی در این سایت مقدس

    این فایل نشانه امروز من بود و من چقدر تشنه شنیدن این همه آگاهی و تجربه بودم استاد واقعت لحظه ایی گوش میکردم اشکام سرازیر میشدن که چقدر خالصانه باما تجربیات خودتون رو به اشتراک میزارین چقدر به اصل خودم پی بردم

    چقدر به قدرت خلق اتفاقات زندگیم توسط این موهبت الهی که خدا نصیبم کرده پی بردم و همینطوری اشکام میومدن دقیقا استاد من هم این آرزو رو دارم برا پدرومادرم که به خدای خودم گفتم تا ایشالا در زمان مقرر برا من هم و پدرومادرم اتفاق بیوفته چرا که میدونم اعتماد دارم به مسیرم و خدا شاهده چقدر دارم باعشق به اهدافم و زندگیم با لذت فکرمیکنم و از لحظه به لحظه زندگیم دارم لذت میبرم

    چقدر این فایل تکون دهنده بود که من بیشتر مراقب باشم بیشتر ورودیام رو کنترل کنم بیشتر به اصل و اساس زندگیم بپردازم و زندگیم رو بسازم الهی به بزرگیت شکر خدای مهربونم که من رازو قوانین و بازی زندگی رو توسط دستی از دستانت استاد عباس منش دارم یادمیگیرم لحظه ایی که داشتین

    میگفتین با مادرتون صحبت کردین دقیقا اون لحظه من تموم این اتفاق که دکس دارم برای پدرومادرم بیوفته رو تجسم کردم و انگار توی اون لحظه بودم که دارم با پدرومادرمن هم دهرم صحبت میکنم و اون لحظه گفتم ببین افشین اگه استاد تونسته پس توهم میتونی واقعا سرتاسر وجودم شده دوپامین واقعا اسناد زدی تو خال

    استتد من رو بیشتر از دیروز متوجه اصل قانون کردین ااینکه من یادگرفتم امروز برای رسیدن به خواسته هام بتید بیشتر صیقل بدم مجسمهو اصل خودم رو بیشتر و بیشتر ایمان بیارم و بیشتر غذاهای سالم به ذهنم بدم من دیگه امروز استاد فهمیدم هرآرزویی داشته باشم اتفاق میوفته شک ندارم من به خداوند اعتماد دارم من به مسیرم اعتماد دارم واقعا نمیدونم استاد چطوری برای شما از شما تشکر کنم واقعا خیلی این فایل خود قانون بود

    عاشقانه دوستت دارم به امید روزی که دربغل بگیرمتون و سیر دل توی پارادیس بشینیم و در مورد قانون حرف بزنیم در پناه خدا باشی همیشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    پارسا اژدهاکش پور گفته:
    مدت عضویت: 1615 روز

    به نام فرمانروای جهان هستی

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان

    شیراز تاریخ 1404/10/07 ساعت 19:39

    نشانه امروز من

    خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عباسمنش عزیز و گرامی و این سایت الهی

    میخواستم از اتفاق جالبی که امروز توانستم توسط ذهن خودم که یه جورایی به این فایل هم مربوط هست توضیح بدم…

    امروز با دوستم داشتم میرفتم مغازش که من رو به نهار دعوت کرده بود و داخل مسیر در ذهنم گفتم بگم نوشابه هم بخرم ببریم ولی یه حسی به من گفت چیزی نگو خودش پیشنهاد میده باور نمی‌کنید جلوی سوپر مارکت که رد شدیم گفت نوشابه بخرم منم گفتم هر جور خودت صلاح میدونی و خلاصه خرید و بریدم و متعجب شدم یه قدرت ذهن و قدرت الهامات و گفتم خدایا شکرت که چه اشرف مخلوقاتی واقعاً آفریدی…

    و شاید مورد خیلی ساده ای باشه ولی همین موارد رو انسان باید ببینه و بولد کنه و ازش الگو بگیره و به ادامه مسیر ادامه بده خدایا شکرت..

    به زودی فلوریدا آمریکا می‌بینمتون استاد گرانقدر

    (In God we trust)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    مهرداد مرادی نظیف گفته:
    مدت عضویت: 4135 روز

    ادامه 100 نکته ششم پیام قبلی ??????

    67- همین دو روز پیش که تولدم بود صبح از خواب بیدار شدم حدود ساعت هفت و هشت بود گوشیمو نگاه کردم منتظر پیام نامزدم بودم دیدم پیامی نیومده،یه کم دلخور شدم و نجواها داشت شروع میشد ،دیدی تولدتو یادش رفته؟؟ آخه هر سال اولین کسی که بهم تبریک میگه نامزدمه،همین که ساعت دوازده میشه پیام تبریکو میفرسته،بعد همون نجوا گفت حالا توام باید تلافی کنی،چون فقط چند روز تولدمون فاصله داره،خلاصه خیلی داشت چرت و پرت میگفت ،یهو یاد کامنت دنیای آرامش افتادم بلافاصله گفتم خفه میشی یا خفت کنم بعد اومدم کلی با خودم حرف زدم،گفتم حتما موضوعی پیش اومده نتونسته زنگ بزنه یا پیام بده،بعدم الان تازه اول صبحه شاید هنوز بیدار نشده بره سر کار،شاید اصن شارژ نداشته پس دلیل نداره دلخور باشی،و با خودم گفتم حتی اگه فراموش کرده باشه بازم اشکالی نداره چون تو باید انقدر روحت بزرگ باشه که از هیچی ناراحت نشی،و کوچکترین تاثیری روت نداشته باشه،خلاصه با گفتن همین چندتا جمله حالم خیلی خوب شد و آروم شدم،بعد حدود ساعت نه و نیم بود که نامزدم پیام داد و گفتش که دیشب آنتن گوشیم پریده بوده و تا همین الان آنتن نداشتم و تولدمو تبریک گفتن،بعد با خودم گفتم ببین اگه اون لحظه نجواها رو کنترل نمیکردی و بهش پر و بال میدادی اونم اونقد پیش میرفت که خدا میدونه ممکن بود چه اتفاقاتی بیفته ،خیلی خدارو شکر کردم که تونستم نجوا رو کنترل کنم و همه چیز رو به نفع خودم تموم کنم..

    استادمن کلی تجربه راجب نجواهادارم،خیلی وقتا شد که واقعانتونستم نجوامو کنترل کنم و ضربه خوردم،و تا همین چند روز پیش زیاد توجه نمیکردم ولی از امروز که این فایلو گوش کردم با خودم عهد بستم که مراقب گفتگوهای درونیم باشم ،اون حرفا و الهاماتی که از طرف خداست به قول استاد شاید غیرمنطقی باشه اما بهت ایمان میده ،حستو خوب میمیکنه،به نظرم وقتی نجواها اومد سراغمون فرض کنیم یه مسابقست بین ماو ندای درونمون و حریفمون که همون شیطانه ،که سعی کنیم ما برنده مسابقه بشیم با باور خوب ،با کارایی که حس خوب بهمون میده و ما برنده مسابقه باشیم..آخرشم بگیم دیدی خفت کردم؟؟ دیدی حالتو گرفتم؟ جوریکه مثل استاد بتونیم به 90/1 برسونیمش و حتی به صد درصد که کل لحظه های زندگیمون بتونیم تو احساس خوب بگذرونیم..من مطمنم میتونیم..

    راستی استاد منم وقتایی که دیگه خیلی سخت باشه کنترلش میرم دوش میگیرم،بعد تجسم میکنم اون احساسات منفی با آب شسته میشه میره انقد حس خوبی میده …

    بعضی وقتام غذا درست میکنم و خودمو مشغول میکنم و یه آهنگم میذارم باهاش میخونم

    استاد نامزد منم عاشق پی اسه خیلیم بازیش خوبه هاا و اتفاقا دقت کردم وقتایی که یه چیزی فکرشو مشغول کرده باشه بازی میکنه چه جااالب..پس شمام اینجوری هستین..راستی استاد من هنوز بخش دومو ندیدم ولی از میکائیل خیلی خوشم میاد کلا وقتی میبینمش حس خیلی خوبی میگیرم ازش. آی لاو یوووو داااری میکائیل جووووون

    68- سلام به بهترین استاد دنیا

    موضوع: فراوانی مربوط به جلسه چهارم (داستان دوم)

    بعد از پایان تعطیلاتِ هفته گذشته با یک نصاب پرده تماس گرفتیم و نیم ساعت بعد برای نصب پرده آمدند. همسرم معمولا عادت دارند اصالت افراد را سوال میکنند تا سر صحبت را با ایشان باز کنند و چون ایشان لهجه خاصی هم داشت سریع رفتند سر اصل مطلب و پس از مطرح شدن این سوال سر صحبت باز شد.

    همسرم از ایشان که جوان بسیار خوبی بنظر میرسید پرسیدند از کار و درامدت راضی هستی؟ و ایشان برخلاف بسیاری از افرادی که در حرفه های مختلف بالاخص کارهای تزیینی هستند و دائم شکایت میکنند گفتند : من فوق لیسانس تربیت بدنی هستم و کارهای مختلفی را هم تا کنون انجام داده ام اما الان 4-5 سال است که از شهرستان به تهران مهاجرت کرده ام و در کار نصب پرده های خارجی هستم هم راحت است هم درامد فوق العاده ای دارد و همیشه هم مشتری داریم، از این کار خوشم آمده … مثلا هفته گذشته برای یک ارگان دولتی که یک ساختمان بسیار بزرگ و مجهز چهارطبقه بود باید پرده نصب میکردم تعداد 70 پرده را یکجا نصب کردم یعنی طی یک سفارش کار، در یک محل، و چه درامد عالی داشت کرایه کل یکسال آینده مغازه ام تامین شد با همین یک سفارش.

    بعد بیشتر توضیح دادند که این ارگان دولتی چقدر هزینه کرده بود و بهترین نوع پرده و با کیفیتترین را هم سفارش داده بود. سوال بعدی ما این بود که اجاره مغازه ایشان و همکارشان چقدر است ؟ گفتند تقریبا روزی یک میلیون تومان که بین آنها به نسبت سهمشان از کار تقسیم میشود.

    میگفتند انقدر کار خوب است که همکارشان بجز مغازه ای که با ایشان دارند توانسته اند سه مغازه دیگر در همان راسته اجاره کنند و کارشان را توسعه دهند البته کارمندانی دارند و خودشان بیشتر در کار بازاریابی و سفر به خارج از کشور برای واردات پرده های لوکس خارجی هستند.

    توضیحاتی که میداد این باورها را فریاد میزد که من به فراوانی باور دارم

    من به ثروت باور دارم

    همیشه مشتری هست

    همیشه پول و کار و درامد هست

    و چشم زخم و چشم شور و کلا بحث چشم زدن و چشم خوردن را هم مسلما باور نداشت که برخلاف خیلیها داشت راحت از درامدش میگفت

    البته که ما هم دائم داشتیم به به چه چه میکردیم و تحسین میکردیم و میگفتیم خدا رو شکر که راضی هستید

    از سفارش دیگری صحبت کردند که در طبقه فوقانی ( بنظر من ) یکی از بهترین و جدیدترین مراکز خرید تهران انجام داده بودند، طبقات آخر این مرکز خرید لوکس دو باشگاه ورزشی است که طبیعتا یکی برای خانمها و دیگری برای آقایان است . میگفتند در این سالنها فقط افراد مشهور و ثروتمند تهران بچشم میخوردند و در تمام مدتی که در حال نصب پرده ها بودم حواسم بود که همه چهره ها سرشناس و نام آشنا هستند.

    در این سالنها علاوه بر همه امکانات آخرین مدل و کاملِ ورزشی امکانات تفریحی مثل سینما و استخر و سونا و جکوزی و سالنهای غذاخوری مختلف و کافی شاپ و سولار و …. نیز وجود داشته، و در رستورانها انواع غذاهای دریایی ، گیاهی ، رژیمی ، سنتی، فست فودی، ایرانی ، خارجی ، انواع سالادها و نوشیدنیها و دسر ها موجود بوده. تعریف میکردند که همه وسایل بسیار مدرن و هوشمند طراحی شده بوده حتی ورود به این سالنها از طریق چهره نگاری دربهای ورودی صورت میگرفته و به محض ورود با دستگاهی که اشعه خاصی ساطع میکرده افراد ایزوله میشدند ( منظورشان این بود که بررسی میشدند که میکروبی ، ویروسی، بیماری ،آلودگی … نداشته باشند) حالا اگر دلایل و کاربرد دیگری هم داشته این بنده خدا اینطور برداشت کرده بود که برای کنترل سلامت جسمانی افراد در بدو ورود بوده است!

    از لحظه ورود کلیه خدمات رفاهی این سالنها در اختیار فرد قرار دارد تا هر زمانی که فرد اراده کند آنجا را ترک کند .

    در کنار تمام این امکانات گویا هر فرد مجاز است که تا 3 مربی و مشاور و راهنمای شخصی داشته باشد که بسته به نیاز فرد پاسخگو و همراه ایشان هستند.

    میگفتند روز آخری که آنجا بودم وقتی کارم تمام یشد و به حسابداری مراجعه کردم دیدم که یکی از اعضا برای تسویه هزینه ماهانه آنجاست و هزینه یکماه ایشان برای استفاده از سالن 44 میلیون تومان بود و ایشان خیلی عادی کارت کشیدند و رفتند !!!

    با خنده اضافه کرد آن آقا خیلی هم اضافه وزن فاحش داشتند و معلوم بود خوب هم تمرین نمیکرده و فقط آنجا ساعاتی را با دوستان ثروتمندش خوش میگذرانده:)

    یاد تمرینات و آموزشهای ثروت 1 افتادم که استاد گفته بودند در شمال تهران سالنهای ورزش هست که فقط حق عضویت ماهانه آنها چند میلیون تومان است

    به این فکر میکردم ببین این آدم چقدر ثروتمند است که فقط هزینه یکماهِ تفریحِ جسمش 44 میلیون تومان است پس برای تفریح و آموزشِ ذهنش و آرامشِ روحش چقدر هزینه میکند !

    به این فکر کردم این کارگرِ بظاهر ساده چقدر ذهنش ثروتمند است که این پروژه ها را جذب میکند و این محیطها و این آدمها را از نزدیک میبیند و بقول خودش فقط پروژه های نون و آب دار و تپل نصیبش میشود و همین ذهن باز و شکرگذاری و کیفیت خوبِ کارش و باورهای مناسبش این اتفاقات را برایش رقم میزند. جالب بود برایم که ایشان فوق لیسانس تربیت بدنی هم بودند یعنی شاید روزی رفت و آمد به همین محیطها و ساختن باورهای مناسب بیشتر باعث شود از نصابِ پرده بودن برای این سالنهای مجهز به مربی ورزش بودن در این سالنها بدل شود ، خدا رو چه دیدی ، ایده های نو ، فرصتهای بهتر ، شغلهای بهتر و درامدهای بهتر ، مسیرهای جدید به همین راحتی پیش روی آدم قرار میگیرند اینطور نیست؟ ما دائما در حال هدایت شدن هستیم اینطور نیست؟

    از هر شرایط و موقعیتی که در آن هستیم میتوانیم پلی بسازیم برای رسیدن به هدفهای بالاتر . هر کاری که در گذشته انجام داده ایم بیخود نبوده ، بیفایده نبوده، در مسیر رشد و تکامل ما لازم بوده که اتفاق افتاده ، اگر تحصیلاتی داریم که ظاهرا به دردمان نخورده، دوره هایی را گذرانده ایم که ظاهرا به دردمان نخورده تخصصی ،توانایی، تجربه ای، وسیله ای ، هر چیزی ، هر چیزی که ظاهرا با اهداف ما ، رسالت ما ، و خواسته های ما اصلا همسو نبوده ، حتما باید برای رسیدن به قله ای که آرزویش را داریم اتفاق می افتاده که یا بعدها جایی به دردمان بخورد و از آن، در مکان مناسب و زمان مناسب بهره بگیریم و یا نقش تضاد را برایمان بازی کند که بفهمیم دقیقا چه چیزی را میخواهیم. البته این جوان با علاقه از رشته اش صحبت میکرد و بعید هم نیست که به داستانی که من در ذهنم ساختم دست پیدا کند !

    به هر حال تجربه جالبی بود همصحبتی با یک نصاب پرده با ذهنی ثروتمند که دوست داشتم با شما هم به اشتراک بگذارم.

    ثروتمند و شاد باشید

    69- میخوام برداشتِ خودم رو بگم در موردِ جلسه 6

    تمامِ آگاهی ها و تمامِ آموزشهایی که استاد میدن همگی ربطش به همین نجوای ذهنی ماست.یعنی اگه نجوای ذهنمون رو نشناسیم و نتونیم نجوای ذهن رو کنترل کنیم,نمیتونیم چیزایی که یاد گرفتیم رو تو زندگی به کار بگیریم.نمیتونیم قدم اول رو برداریم.نمیتونیم تکامل رو طی کنیم.لذت ببریم از لحظه هامون.نمیتونیم توجه کنیم به خواسته مون. نمیتونیم الهامات رو دریافت کنیم.باید اینو بشناسیم و مثلِ ی کُشتی گیر بَدَل بزنیم بهش,وگرنه هزار تا دوره هم شرکت کنیم نمیتونیم چیزایی که یاد گرفتیم رو عملی کنیم.

    من خودم شدیدآ با این نجوای دست و پا گیر مشکل داشتم و دارم.ولی الان خدا رو شکر بهتر شدم.چون شناختم نسبت بهش بیشتر شده.

    70- چه بقیه خوششون بیاد چه بقیه خوششون نیاد، من کاری رو میکنم که فکر میکنم درسته و به پیشرفتم کمک میکنه

    71- قبل از آشنایی با استاد من خودم فکر میکردم شیطان و وسوسه های شیطانی سراقِ کسی میره که به خدا دسترسی نداره و برای برقراری ارتباط با خدا حتمنِ حتمن باید اعمالت به قدری صالح باشه که خدا بهت جواب بده و اگر سرِ سوزن ی پا رو ختی داشته باشم خدا مجازات میکنه از نوعِ اشّددددددد

    ولی با آموزه های استاد میبینم نه,این طوری نیست دسترسی به خدا زیرِ یِ ثانیه امکان پذیرِ

    72- فقط باید از مسیر لذت ببذین و فقققط قدمها رو بردارین در زمان مناسب و در مکان مناسب بهش میرسین..

    73- اولن خدا همه ی انسانها رو به یک اندازه دوست داره و عاشقشونه

    دومن خدا عدالتِ مطلقِ و ی تارِ مو هم از این صافی رد نمیشه

    74- تو اونقدررر ارزشمندی و لایقی که جایگاهت همواره در آغوش خداست.

    ای عزیز دردانه رب العالمین خدا همه چیز میشود همه کس را به شرط باور ،به شرط پاکی دل.

    و من مطمئنم که دلت مثل آب زلال هست.

    75- زیاد وسواس به خرج نده به هر چی که فکر میکنی علاقه داری وارد شو به قول استاد نهایت نهایتش اینه که حتی اگه ازش کسب درامدم نکنی چیزی رو از دست نمیدی چون علاقتو دنبال کردی و لذتشو بردی ..و مطمنا هدایت میشی به مسیری که رسالتته..

    76- خانم مریم تیموری دوست عزیزم سلام

    دوستان قبلا همه ی گفتنی هارو گفتند . امیدوارم تا الان مشکلتون حل شده باشه فقط یه نکته را میخواستم اضافه کنم. اونم اینکه به نظرم شما و کسانی که سالم هستند واقعاااااا تاج پادشاهی روسرتونه که فقط کسانی که مثل من از این نعمت محروم شده اند اونو میبینن و با تمام وجود درک میکنن.

    من تو موقعیت شما نبودم و شاید مشکل شمارو درک نکنم ولی میدونم حاضرم تمااااااام داراییمو بدم تا بتونم دوباره مثل قبل راه برم و بدوم و از سلامتیم لذت ببرم. بخدا حاضرم کنار پارک چادر بزنم و تو چادر زندگی کنم ولی برای انجام کارهای روزمره به کسی وابسته نباشم. امیدوارم هیچکس تجربه ی از دست دادن سلامتی رو نداشته باشه ولی به نظر من کسی که سالمه و روی پای خودشه حتی اگر هیچ چیز تو زندگیش نداشته باشه باید بخاطر هر قدمی که برمیداره هزاران باز سپاسگزار خداوند باشه.

    شما خیلیییییی خوشبخت هستید که سالمید و فرزندان سالم دارید . همین چیزهایی که شما دارید مثل مغازه و خونه (حتی اگه مستاجر باشید ) نعمت های خدا برای شما هستند که آرزوی خیلی از مردمه و با سپاسگزاری بابت این نعمتها اول احساستون خوب میشه و بعد با این احساس خوب دستان قدرتمند خداوند رو میبینید که به راحتی و بدون زحمت درها را براتون باز میکنه.

    شاد و خوشبخت و سالم باشید.

    77- خیییییلی خیییلی سپاسگزارم بابت جلسه ششم …واقعا یه ارامش عجیبی دارم …دیگه وقتی فکرای بد میاد تو ذهنم دلم شور نمیزنه از اینکه نکنه این اتفاق بیفته چون دیگه به قول شما به شیطان میگم که دستت رو شده برام و خیلی حس خونسردی بهم میده انگار که یه گوشس داره هی ورراجی میکنه منم حوصله ندارم بهش گوش بدم و دیگه خسته میشه و خفه میشه ….واقعا خیلی عالی توضیح دادین .ّّدیگه مطمینتر شدم که همه حرفهاش دروغه ..که همین الانم سوره شعرائو خوندم ایه های اخریش در مورد دروغگویی شیطان گفته ….گفتم خدای من استاد چقققققدر خوب همه چیو طبق قران کریم اموزش میده ….خیلی ارامش خاصی دارم …واقعا قبلنا با یه ترسی اگاهانه کار میکردم رو باورام یعنی تا نجواها میومدو منم توکل میکردم و باورهامو میساختم بازم یه گوشه ذهنم با یه ترسی میگفتم نکنه رااست بگه ها ..نکنه اینجوری بشه …ولی الان میدونم فقط داره بهم دروغ میگه …دیگه نه ترسی بر من هست و نه اندوهگین میشوم…

    وااااقعنا مومنان کسانی هستند که نه ترسی بر انهاست و نه اندوهگین میشوند ….

    78- تجربه سوپر مارکت و استفاده از اون خیلی عاای بود.واقعا همینطوره اگه دقت کرده باشیم افراد مسن تر اصلا براشون مهم نیست و براحتی درخواست میکنن در همه زمینه ها..

    نمونه ش مادر بزرگه خدا بیامرز خودمه که انقدر قدرت درخواستش بالا بود که بعد اشنایی با استاد از خودم پرسیدم مامان بزرگه من از کجا انقدر اعتماد به نفسسش خوب شده بود

    اصلا کسی براش مهم نبود از جنبه قضاوت و کار خودش رو میکرد

    و همیشه هم نتیجه دلخواه رو میگرفت

    79- به قول استاد اون دروغگوی….( )استغفرالله…(شیطان ) ( نجوای ذهن )

    از کاه کوه میسازه و ووو از بهشتمون جهنم….

    و چقدر خوبه که این دوست سرکش باعث رشد و ترقی و شناخت بیشتر خودمون میشهو چقدرم عالی وظیفه شو انجام میده

    80- تو نظراتِ قبلیم گفتم که سالها پیش(7-8 سال پیش) من فکر میکردم اگه اعمالِ دینیم بیشتر باشه و خطاهام نباشه این شیطان دیگه سراقِ من نمیاد و این نجواها حذف میشه و من خیلی راحت میتونم زندگی کنم.حتی بارها به خدا میگفتم که این وسوسه های شیطانی رو بگیری از من,بقیه چیزا رو خودم میسازم.

    ولی هر چقدر بیشتر این جلسه 6 رو نگاه میکنم درک و شناختم نسبت به این موضوع بیشتر میشه.نجواهای ذهنیِ وگفتگوهای ذهنیِ من رو باورهای من مدیریت میکنن,که قدرت دست کی باشه.فرمون دست کی باشه.شیطان یا منشآ

    همینجور که استاد داشت توضیح میداد ذهنم داستانِ حضرت ابراهیم رو آورد جلو چشمم.همون لحظه ای که پسرش رو برد برای قربانی کردن و سر و کله ی شیطان پیدا شد تا ابراهیم رو از کارش منصرف کنه.ولی ابراهیم نه تنها منصرف نشد,بلکه شیطان رو دور کرد و حرفهای شیطان سرِ سوزن هم بهش تآثیر نداشت.

    باورهای توحیدی و محکمِ ابراهیم بود که زد تو دهنِ شیطان.اگه باورهاش قوی نبود که همون اول گول میخورد.

    هر چقدر بیشتر تآمل میکنم به حرفهای استاد,اهمیتِ باورها و نقشِ باورها رو بیشتر درک میکنم.و مطمعنآ این درک و آگاهی کمکم خواهد کرد به سمتِ ساختنِ باورهای توحیدی و محکم

    81- کی از مهمترین لحظات که میتونی به فایلها گوش کنی موقع خواب هست،اوایل که من هندزفری میذاشتم،شبی صدبار پامیشدم یا از خواب میپریدم،اصلا خواب آرومی نداشتم،اغلب شبا هم بدون اینکه متوجه شم،هندزفری رو میکشیدم مینداختم کنار،صب متوجه میشدم ،تا اینکه هدایت شدم به اینکه گوشی رو بذارم رو حالت پرواز بذارم زیر بالشتم و صدای استاد رو گوش کنم،شبا دستمو که میبردم زیر بالشت،گوشی میرفت کنار از زیر بالشت صداش به گوش همسرم هم میرسید، غر غر میکرد که نمیذاری بخوابیم.بعدش به این هدایت شدم که روکش بالشتمو باز کردم گوشیمو میذاشتم تو بالشت که دیگه اینور اونور نره،صداشو هم خیلی کم میکردم که یه وقت نشنوه،بعد به مرور کم کم هر هفته ولومش رو یه لول میبردم بالاتر،الان طوری شده که،گوشیو میذارم رو میز و فایلای استاد مدام داره ریپیت میشه و صداشم معمولیه کسی که تو اتاق باشه به راحتی میشنوه.تو خونه هرجایی برم گوشیم همراهمه،ببخشیدا حتی من دسشویی هم که میرم گوشیم همراهمه و فایلا درحال پخش شدن،یه وقتایی که طهورا تلویزیون میبینه و هود هم روشنه چون صداها زیاد میشه،هندزفری میذارم و شرو میکنم به آشپزی کردن و ظرف شستن و خونه جارو کردن،تو ماشین که میشینم،بعضی وقتا که حس نیاز میکنم،گوشیو از طریق کابلauxبه ضبط وصل میکنم و صدای استاد از باندا پخش میشه

    وقتی سر کارم هستم،گوش چپم دربست در اختیار استاده و کل7ساعتی که من درحال کار کردن هستم گوشم داره فایلای استاد رو میشنوه.و من یادآور برا خودم گذاشتم،از اونجایی که ذهن ما آدما خیلی چموشه و شیطان خوب وظیفه اش رو بلده خیلی وقتا مشغولم میکنه،پس من گوشه ی چپ بالای گوشی موبایلم یه کاغذ کوچیک چسبوندم،رو آینه اتاقم،رو در کمدم،رو کابینت،رو یخچال،رو مانیتو،تماما یادآور چسبوندم که یادم بیاد باید رو خودم کار کنم و به فراوانی زمان ایمان بیارم،نمونه بارزش استاد،همه وقتش ماله خودشه،پس منم باید اینجوری شم.

    82- استاد جون سلااااام. استاد چقدر لذت بردم وقتی که گفتید بهترین کتابی که تا به حال خوندین قرآن بوده. خوشحالم که دستی شدید از دستان خدا تا ما رو راهنمایی کنید برای خوندن این گنج گرانبها و باورهایی رو بهمون آموختید و تعالیمی رو به ما یاد دادین تا بتونیم مثل شما با آگاهی بیشتری این کتاب ارزشمند رو مطالعه کنیم.

    83- ن امروز ب یه تضادی برخورد کردم انقدر قشنگ باهاش برخورد کردم ک خودم تعجب کرده بودم اصلا ناراحت نشدم سریع خود ب خود باورهای قسمت اول روانشناسی اومد تو ذهنم و داشتم با خودم تکرار میکردم من میخوام برم توی دریای مواجی ک راه استفاده از این موج ها ب نفع خودم و پیدا کنم این تضاد اومده منو رشد بده مدام داشتم این باورها رو ب خودم می گفتم نجواهای شیطان هم شروع کرده بودن مدام افکار منفی ب من گفتن من خیلی آرامش داشتم و ب این نتیجه رسید چقدر رشد کردم چقدر تغییر کردم واقعا اگر قبلا بود العان فکر کنم نابود شده بودم یه بلائی سر خودم میابردم ولی خیلی آروم با این تضاد برخورد کردم خیلی ایمانم به خدا زیاد شده انقدر باورهای قشنگ با خودم می گفتم کلی خودم حال کردم قشنگ شیطون و نا کوت کردم همیشه فکر میکردم این همه دارم فایل ها رو گوش میدم پس چرا نتیجه نمی گیرم ولی امروز انقدر ب خودم افتخار کردن ک اصلا خواسته هام یادم رفت و فهمیدم راه اصلی من مگه این نیست ک میخوام از طریق خواسته هام ب خدا برسم خوب دارم میرسم دیگه خدا خودش داره منو رشد میده داره باورهام و قوی میکنه تا بیشتر به خودش نزدیکتر بشم فهمیدم ک خیلی قشنگ دارم تو عمل از این آموزشها و باورها استفاده میکنم خواستم ب شما عزیزان بگم من امروز یه تجربه خیلی عالی کسب کردم فقط ب فکر خواسته هام نباشم بلکه بزارم خدا کار خودش و انجام بده خدا میخواد ما رو بیشتر به خودش نزدیک کنه تا وابسته ب خواسته هامون نباشیم بلکه وابسته ب خودش باشیم تا ما رو راحت در مسیر خواسته هامون قرار بده خدا رو شکر

    ادامه 100 نکته ششم در پیام بعدی ??????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    زهرانجفی گفته:
    مدت عضویت: 1895 روز

    سلام استادعزیزم ومریم جانم و دوستان عباسمنشی نازنین

    ردپای گام 17

    استادجانم بااین فایلتون اشک منو درآوردید.چقدر کلمات وخاطراتتون آشناس.فکر کنم اکثر خانواده های متوسط یا فقیر ایرانی حداقل یکبار این آرزو رو کردند که پدر ومادرهاشون رو به آرزوهاشون برسونند.

    واین سناریو شما دقیقا سناریوی منم هست.

    منی که هرچی از مادرم میخواستم میگفت ایشالا دعاکن برم مکه برات بیارم و هرشب قبل خوابش میرفته تو رویا و برای همه عزیزان وفک وفامیلاش ازمکه سوغاتی های گرون میاورده.

    ومنی که یکی از بزرگترین آرزوهام این بود که بزرگ شم پولدار شم تا زنده هستندمادرپدرم رو بفرستم مکه،کربلا وکشورهای زیارتی که خودشون دوست داشتن.

    پدرم که به رحمت خدا رفت وبه شدت الان حسم بهم میگه مادر من تا زمانی که به آرزوهاش نرسه از دنیا نمیره.

    ومنی که هرروز دارم با این امید رسوندن مادرم به آرزوهاش تلاش میکنم به خواسته هام برسم.

    مادری که خوشبختی،آرامش و رفاه مالی بچه هاش هم یکی از بزرگترین آرزوهاشه.

    این فایل برای من خیلی مقدس بود چون حس وحالم رو بد عوض کرد.بارها گوشش کردم.

    چقدر اونجایی که فرمودید رسیدن به خواسته ها مقدس وشما بارسیدن به خواسته هاتون بقیه رو به خواسته هاشون میرسونید،حقه حق

    واقعا که همینطوره

    تاکید شما در این فایل وفایل قبلی براینکه برای رسیدن به خواسته ها ی سری کارهارو نباید کرد،ی سری آشغالهارو از دهنت باید خارج کنی وی قدم هایی رو نباید برداری خیلی منو دگرگون کرده.فکرمو خیلی مشغول کرده.

    من میگم شما میگید ورودی ها خیلی مهم من میگم خروجی هاهم خیلی مهم.

    خیلی وقتها ما(خوصاخودم)باعث شروع ی بحث بیهوده یا اشتباه میشم پس خروجی که منم مسببش هستم مهمه.طبق گفته های شما در گام 14و15

    نگاه کردن…….

    چقدر این نگاه کردن هم مهمه

    به گفته استادجان:

    نگاه کردن به مسائل ومشکلات جوری که ازش انرژی وقدرت بگیرم

    و به نظر خودم:

    نگاه کردن به چیزهایی که حالمو بد نکنه،وقتمو تلف نکنه،منو توگناه نندازه،فکرمو درگیر مزخرفات نکنه،آه وحسرت ببار نیاره و و و

    همش دارم به این فکر میکنم در راه رسیدن به خواستم

    شنیدن

    گفتن

    دیدن

    قدم برداشتن

    انجام دادن

    فکرکردن

    تلاش کردن

    استمرارداشتن

    تجسم

    چقددددددر مهمه.

    ریزبه ریز اعمال وافکاروحرکاتت مهمه.

    نمیشه بی خیالی طی کرد.

    چقدر خوبه که ما آدم های معمولی که به گفته شما نه مدالی داشتیم نه مقامی و نه رتبه ای میتونیم مثل الباقی انسانها به هرآنچه که میخوایم برسیم.

    هیچ رویایی انقدر بزرگ نیست که ما بهش نرسیم.

    من تسلیم نمیشم

    من نمیذارم رویاهام بمیرن

    من خدارودارم وباورش میکنم

    من حرکت میکنم در مسیر درست

    من کم نمیارم

    من از مسیرم دارم لذت میبرم هیچ چیز جلو دارم نیست ونمیتونه منوناامیدکنه.

    مسیرلذت بخش من نتیجه منه.

    جواب من به سوال تمرین این جلسه میتونه این باشه که مهم ترینه برای من

    پایداری در مقابل وسوسه های ذهن وکلامم.

    برنداشتن قدم هایی که میدونم درست نیست.

    خسته نشدن وناامیدنشدن.

    تلاش وتوجه چندبرابری درجهت انجام تمارین ویادگیری آموزه ها

    معاشرت کمتر از قبل با همه.(حتی خانواده چون ناخواسته درمعرض جملات وافکار منفی ممکنه قراربگیری)

    درپناه خداباشید.آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مریم انصاریان گفته:
    مدت عضویت: 2121 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»

    «أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ»

    —————————————————————–

    سلام به استاد عزیزم به استاد شایسته نازنین و دوستان الهی

    خدایا شکرت بازم دارم مینویسم بازم میتونم بنویسم ،چه حس خوبی دارم دوست دارم بتونم هرروز کامنت بذارم خدایا تو مددم کن انجامش بدم ،سپاسگزارم

    رسیدن به خواسته ها یه امر مقدس هست.

    هیج رویایی نیست که اونقدر بزرگ باشه که نتونم داشته باشمش.

    تمام اتفاقات زندگیمو کانون توجهم به وجود میاره و کانون توجهم میره روی چیزهایی که باور دارم روی افکارم پس برای ورود به مدار خواسته هام کانون توجهم وافکارم باید همجهت با خواسته هام باشه.

    اگر تا ابد هم تو مسیر نادرست برم از خواسته ام دور میشم پس باید اول باورها و کانون توجهمو درست کنم،تو مسیر درست حرکت کنم و با توکل با ایمان با احساس خوب در مسیر هدایتها حرکت کنم.

    استاد عزیزم یاداوری دوباره قانون مدارها و حرفهاتون برام خیلی جذاب و لذت بخش بود و بهم امید و انگیزه بیشتری داد که حتما خودمو تو مسیر درست قراربدم، و برای انجام تمرین این فایل میخوام چند روزی روی آگاهی های جلسه 8و13راهنمای عملی که درباره ساختن باور هست و 7 دوره حل مسائل که بنظر من بینظیره تمرکز کنم و هدایتم به برداشتن این قدم رو انجام بدم. الهی شکرت

    إیّاک نعبد و إیّاک نستعین إهدنا الصّراط المستقیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    Danyal گفته:
    مدت عضویت: 1565 روز

    سلام استاد عزیز

    چقدر حس خوبی به من داد با این ویدیو

    یکی از ارزوهای منم فرستادن پدر و مادرم به مکه است بشوندقول دادم این کارو میکنم

    انشالله به زودی این ارزوم به حقیقت تبدیلش میکنم

    وکلی ارزو های دیگمم براورده میکنم

    انشالله هر کی هر خواسته ای دارد بهش برسه به زودی

    تو این روزا به چیزای که میخوام و فکر میکنم اتفاق میافته و چنان حسی بهم میده دیوانه میشم

    واقعا استاد هرکس به هر چیزی میرسه دیگرانم را نزدیک میکنه به خواسته هاشون واین کار معنویه به خدا نزدیک شدنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    محمدصادق امام بخش زاده گفته:
    مدت عضویت: 1866 روز

    سلام به همراهان عزیزم.

    چه کارهایی رو انجام بدیم می‌تونیم از مدار فعلیمون به یک مدار بالاتر برویم؟

    1- کنترل ورودی‌های ذهن و نشنیدن ورودی‌های نامناسب و صحبت نکردن در مورد آن‌ها

    2- دادن ورودی‌های مناسب به ذهن که باورهای قدرتمند کننده میسازد، مثلا من امروز فهمیدم که یکی از بیمارهای ذهنیم سرباز کرده و یکجورایی از اینکه کسی به موفقیت برسه و رشد کنه اذیت میشم و انگار من حس می‌کنم که آدم ضعیفی هستم. باید ورودی مناسب به خودم بدم یعنی یادبگیرم که موفقیت دیگران رو تحسین کنم (تمرینات فایل ترمزی مخفی به نام انکار دستاورد دیگران) و همچنین روی عزت نفس خودم و خودباوری خودم کار کنم که خودم رو ضعیف و ناتوان نبینم (دوره‌ی عزت نفس + بخش راهکار برای مسائل شما قسمت عزت نفس)

    3- توجه به داشته‌ها و سپاسگزاری کردن از خداوند بابت آنها مثلا روزانه ده تا از نعمت‌های زندگیت رو بنویس و به خاطرشون شکرگزاری کن.

    4- توجه کردن به خواسته‌ها و نکات مثبتی که احساس خوب به ما میدهد، یک عالمه ویدیو در اینترنت مخصوصا یوتیوب هست که خواسته‌های ماست میتونیم در موردشون بنویسیم و تحسین کنیم با باورهایی که استاد بهمون داده، فایل‌های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت استاد هست که باورهای مثبت بسیار زیادی رو میده و می‌تونیم استفاده کنیم، نکات مثبت زندگی خودمون رو بنویسیم. اتفاقات خوبی که در طول شبانه روز افتاده رو بنویسیم و اینجور موارد.

    عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    انسیه زمانی مهر گفته:
    مدت عضویت: 1025 روز

    سلام استاد عزیزم مریم نازنینم

    استاد عزیزم حال خوب اول فایل کل روز من رو ساخت ازخودم پرسیدم امروز به خاطر کدام نعمت در زندگیم سپاسگزارم دیدم اینقدر نعمت دارم که نمی‌توانم بشمارم اما بزرگترین نعمت من احساس بی‌نیازی من در لحظه حال است من همین الان هر چه می‌خواهم دارم سلامتی زندگی عشق خانواده و حضور در لحظه حال من بی نیاز ترین زن دنیا هستم

    خدایا شکرت

    استاد امروز به حرم امام رضا علیه السلام رفتم

    استاد آنجا چند چیز برای من روشن شد

    اولا که وعده خداوند حق است و جریان حق همیشه پراز نعمت است واین جریان تا ابد جاری است

    دوما نام نیکو در میان آیندگان درخواستی است که محقق می‌شود

    سوما امام الگوی خوبی است از تحقق وعده های اللهی یعنی اگر تو سهم خود را ایفا کنی خداوند سهم خودش را واری تصور تو انجام می‌دهد

    استاد درک این عنایت واقعا جهاد اکبر می‌خواهم

    استاد عزیزم سپاسگزارم که احساسات اللهی خود را با ما به اشتراک می‌گذارید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: