داستان تحول من
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- به رؤیاهایت باور داشته باش 1377MB32 دقیقه
شرایط سخت و طاقت فرسا، شروع تحول زندگی من بود. پس از سالها زندگی در شرایط ناخواسته، مصمّم شدم تا زندگی دلخواهم را بسازم. به ندای قلبم اعتماد کردم و ذهنم را برای تغییر همه چیز باز گذاشتم:
- تغییر شهری که سالها در آن زندگی کرده بودم و همه جای آن را میشناختم؛
- تغییر روابط و دوستانی که آن روزها مهمترین سرگرمی زندگیام بودند.
- تغییر شغلی که تصور میکردم تنها کاری است که انجامش را بلدم.
- و مهمتر از همه تغییر باورهای محدودکنندهای که، بعداً فهمیدم منشأ همهی این ناخواستهها بودند؛
زیرا “نشانهها” به وضوح فریاد میزدند که زندگی به سبک اکثریت جامعه، مثل زنجیر، تو را در این شرایط نادلخواه نگه داشته و مرتباً همین ناخواستهها را برایت تکرار میکند.
آن روزها با این وضوح که در دوره 12 قدم آموزش دادهام، بلد نبودم فکر خدا را بخوانم و قوانین بدون تغییر این نیرو را بفهمم. آن روزها با این وضوح، ارتباط بین باورهایم و شرایطی که تجربه میکنم را نمیدیدم. آن روزها به دقتِ تمرین ستاره قطبی، بلد نبودم فرکانس خواستههایم را به جهان ارسال کنم. اما داستان تحوّل من با مشاهده زندگی افرادی شروع شد که در همان شهر و اوضاع اقتصادی همان کشور زندگی میکردند و با اینکه استعداد و توانایی بیشتری نسبت به من نداشتند، زندگی روی خوش و پربرکت خودش را به آنها نشان میداد و باعث شک کردن من به پیش فرضهای ذهنم میشد.
همهی عمر رویای زندگی در آزادی مالی، زمانی و مکانی را داشتم تا بتوانم هر ایدهای که دارم را اجرا کنم؛ هرجای دنیا که خواستم زندگی کنم؛ هر وقت که خواستم مسافرت بروم، بیآنکه نگران هزینههای آخر ماه یا کمبود وقت و انرژی باشم.
یادم میآید برای سالهای متوالی، عید هر سال باز هم به جیب خالیام نگاه میکردم و به خودم میگفتم:
- “عید سال بعد، دیگر مشکلات مالی امسال را ندارم و میتوانم برای عزیزانم هدایایی ارزشمند بخرم”
دیدن آدمهایی که آرزوهای من، واقعیت زندگی آنها بود، این رویا را هر روز قویتر میکرد. مشاهدهی زندگی آنها، این ایمان را در دلم رشد میداد که شرایط کنونی را به عنوان واقعیت زندگی یا سرنوشت غیر قابل تغییر، نپذیرم.
همین ایمان بود که مرا به سمت کشف قوانین زندگی هدایت کرد. هرچه قوانین زندگی را بهتر میشناختم، رؤیای زندگی در آزادی مالی و زمانی و مکانی، امکان پذیرتر به نظر میرسید و رسیدن به آرزوهایم برای ذهنم منطقتر میشد.
رمز تغییر این است که در شروع کار، ثابت قدم بمانی و مسیر درست را ادامه دهی حتی اگر ظاهراً نتیجه خیلی عظیمی نمیبینی. آن روزها فقط یک راننده تاکسی بودم و ذهنم مملو از باورهای محدود کننده و فقر آلودی بود که اجازه دیدن فراوانی نعمتها را به من نمیداد. ذهنم آنقدر با باورهای محدودکننده برنامهنویسی شده بود که نمیتوانستم دلیل زندگی در شرایط ناخواسته را باورهای محدودکنندهام بدانم، نه پدرم! نه جامعه! و نه هر عامل دیگری بیرون از من.
اما میدانستم قدم اول از پذیرفتن این مسئولیت شروع میشود.
قدم اول این است که بپذیری شرایط سخت مالی زندگیات را خودت با باورهایت ایجاد کردهای و ربطی به شرایط اقتصادی مملکت ندارد؛ بپذیری این تحقیر شدنها در رابطه، نتیجه باورهای خودت است و ربطی به ویژگی های اخلاقی همسر یا اطرافیانات ندارد؛ بپذیری شرایط زندگیات، نتیجه باورهای خودت است و ربطی به مکان جغرافیاییای که در آن به دنیا آمدهای، ندارد؛
در ابتدای مسیر، وقتی هنوز نتیجهی خیلی بزرگی در دست نداری که بتوانی حریف نجواهای ذهن بشوی، باید بتوانی ایمانت را حفظ کنی؛برای تغییر باورهایت مصمم بمانی و ادامه دهی؛
به جای واکنش نشان دادن به شرایط ناخواسته کنونی، “احساس خوب داشتن” را اصل بدانی و به شیوه محدودکننده قبلی برنگردی؛
من در مسیر تغییر باورهایم، جای خالیِ “همراهان مثبت و حمایتکننده” را به وضوح میدیدم. خصوصاً در ابتدای مسیر که ذهن تمام تلاش خود را میکند تا تو را به شیوه قبلی برگرداند. در چنین لحظاتی که کنترل ذهن سختترین کار دنیا میشود، حضور در یک محیط ایزوله مثل “خانواده صمیمی عباسمنش”، برای تقویت ایمانم حیاتی می شد. برای همین مصمم شدم تا “این محیط صمیمی” را بسازم و مسیر را برای اعضای این خانواده، هموار کنم.
- زیرا حضور در این محیطِ سرشار از آگاهیهای خالص، میتوانست راهنمایی راستین باشد برای تقویت ایمانِ نوپایم در شروع مسیر؛
- محیطی که هر بار به آن وارد میشوم، کلیدهای هدایتگر را در دستم بگذارد و باورهای نوپای مرا با ورودیهای قدرتمندکننده تغذیه کند؛
- محیطی که بودن در آن، مدام به یادم آورد: “ساختن باورهای قدرتمند کننده“، ارزشمندترین سرمایهگذاری در زندگیام است؛
- کنترل ورودیهای ذهنم، مهمترین مسئولیت زندگی من است.
اگر در لحظات ناامیدی که ترسِ “اگر جواب ندهد چه” در من رخنه میکرد، محیطی مثل خانواده صمیمی عباس منش را داشتم، قانون احساس خوب = اتفاقات خوب را سریعتر به یاد میآوردم؛ ضرورت اجرای این قانون را بهتر درک می کردم و این یادآوری، قدمهایم را برای استمرار ورزیدن در این مسیر، استوارتر می کرد. در حقیقت، پیچ و خمهایی که من در مسیر درک قوانین زندگی و نحوه هماهنگ شدن با آنها تجربه کردم، باعث شد تا بخواهم این دانشگاه زندگی ساز را ایجاد کنم:
- دانشگاهی که “توحید” را به عنوان اصل و اساس رسیدن به آزادی مالی و زمانی و مکانی، به من یاد بدهد؛
- دانشگاهی که این اساس را به من بفهماند که: “تمام اتفاقات زندگیام بدون استثناء نتیجه باورهای خودم است“؛
- دانشگاهی که رابطه “توحید عملی” با “این اساس را به من نشان دهد تا بتوانم شرکهای مخفی ذهنم را بشناسم؛
- شرکهایی که تلاش میکنند عواملی مثل شانس، جبر جغرافیایی، وضعیت خانواده و… را عامل تعیین کنندهی شرایط زندگیام بدانم و به این شکل مسئولیت تغییر زندگیام را به عهده نگیرم؛
- دانشگاهی که در صلح بودن با خودم را به من یاد بدهد؛
دانشگاهی که با آموزههایی چون دوره جهانبینی توحیدی، توانایی کنترل ذهن را به من بیاموزد. به گونهای که: آرامش را جایگزین نگرانیهایم کند؛ ایمان را جایگزین ترسهایم کند؛ توحید را جایگزین شرکهای مخفی وجودم نماید؛
دانشگاهی که با آگاهیهایی اصل و خالص ” دوره روانشناسی ثروت ۱ “، منطقهایی قوی دربارهی امکان پذیربودنِ رسیدن به استقلال مالی در دستم بگذارد و به من کمک کند تا «ساختن استقلال مالی» را از همین جایی که هستم و همین شرایط و امکاناتی که دارم، شروع کنم. آگاهیهایی که در یک فرایند لذتبخش، باورهای قدرتمند کننده را جایگزین باورهای محدودکنندهای نماید که در تمام این سالها ذهنم را برای فقر طراحی کرده بود؛
دانشگاهی که تا با آگاهیهای خالص “دوره روانشناسی ثروت ۳ “، مرا به این اطمینان برساند که، برای راه اندازی کسب و کارم، نیاز به سرمایه اولیه هنگفت ندارم، بلکه نیاز به باورهای ثروتآفرین دارم؛ نیاز به تشخیص هدایتهای خداوند و حساب کردن روی آنها دارم؛ نیاز به شناخت علایقم و ارزشمند دانستن آنها دارم؛
نیاز به پرورش توانایی حل مسئله دارم؛ نیاز دارم باور کنم همه ی شغل ها پتانسیل یکسانی برای ساختن ثروت دارند اما آنچه مرا به ثروت واقعی میرساند، رفتن در مسیر علایقم است؛ باورهای ثروت آفرین ساختن درباره علایقم است؛
به آگاهی هایی نیاز دارم که قدرت “تشخیص اصل از فرع” را به من بیاموزند تا به جای تلاش برای یک شبه پولدار شدن، قدم به قدم باورهایم را تقویت کنم؛ برای خلق ثروت بیشتر، با کسب و کارم ارزش بیشتری خلق کنم، مسائل بیشتری را در جامعهام حل کنم و به این شکل ظرف وجودم را برای دریافت ثروتهای بیشتر، بزرگتر کنم.
آن روزها،به راهنمایی مثل ۱۲ قدم نیاز داشتم تا در یک فرایند تکاملی و لذتبخش، گاری سنگین و زهوار در رفته باورهای محدودکننده را از دوشم باز کند، مرا از مسیر سنگلاخی باورهای محدودکنندهام، به مسیر هموار و لذتبخش باورهای قدرتمندکننده هدایت کند. راهنمایی که به من یاد بدهد تا فکر خدا را بخوانم و آسان شوم برای آسانیها.
چقدر خوب میشد اگر آن روزها میدانستم خداوند چگونه فکر میکند و چه قوانینی بر جهانش مقرر کردهاست؟!
چگونه میتوانم قوانین آفرینش را درک کنم؛ با این قوانین هماهنگ شوم و کنترل همه جانبه زندگیام را در دست بگیرم.
چقدر خوب میشد اگر راهنمایی عملی در دستم بود که به من میفهماند مهمترین اصل در رسیدن به خواستهها، ساختن باورهای هماهنگ با آن خواسته است. راهنمایی عملی که باورهای هماهنگ با خواستههایم را به من میشناساند و چگونگی ایجاد آنها را در عمل با من تمرین میکرد.
آن روزها راهنمایی مثل دوره کشف قوانین زندگی میتوانست آگاهیهای فراموش شدهی قبل از تولد را به یادم آورد. همان آگاهیهایی که هر بار در قالب رؤیا و آرزو در دلم زنده میشد، ولی ترمزهای مخفی ذهنم و باورهای کهنه و محدود کنندهای که ذهنم را برنامه ریزی کرده بود، مجالی به بروز آنها نمیدانند.
در حالیکه وجود راهنمای مثل دوره کشف قوانین زندگی، بدون نیاز به آزمون و خطا، چگونگی شناساییِ این ترمزها و حذف آنها را به من یاد میداد تا بدون تقلا، خواستههایم به صورت طبیعی وارد زندگیام شوند.
آن روزها راهنمایی نیاز داشتم تا زندگی به سبک قانون سلامتی را به من بیاموزد و این خوشبختی را به من هدیه دهد که هم تناسب اندام داشته باشم، هم انرژی بالا برای حرکت در مسیر اهدافم و هم سلامتی کامل جسمانی.
به خاطر ثباتم در این مسیر، خداوند همانگونه که وعده داده بود، بیش از آنچه می خواستم به من نعمت بخشید و مرا به فراتر از آرزوهایم رسانید. نعمت هایی در قالب ثروت، روابطی عالی، دوستانی فوق العاده، سلامتی و.. به قول قرآن: چه کسی وفادارتر از خداوند به عهد خویش است.
به عبارت بهتر، تضادهایی که در مسیر تغییر زندگیام با آنها مواجه شدم، خواستههای بسیاری را در دلم زنده کرد و پایداری من در این مسیر، تمام آن خواسته ها را وارد زندگی ام کرد. اما با اطمینان می گویم برای من با ارزشترین پاداشِ استمرار در این مسیر، تولد خانواده صمیمی عباس منش و تجربهی بودن در جمع صمیمی این خانواده است.
داستان تولد خانواده صمیمی عباس منش و تلاش ما برای بهبود همیشگیِ این خانواده این است که:
آگاهی های منتشر شده در این محیط، ردپاهایی باشند برای همهی افرادی که آمادهاند تا شرایط زندگی خود را به سمت دلخواه تغییر دهند.
من هرگز فراموش نکردم که وجود مأمنی مطمئن مثل خانواده صمیمی عباسمنش، چقدر میتوانست مسیر را برایم هموار و تغییر را برایم آسان و لذت بخش کند.
برای همین، مانند پدری که به خاطر گذراندن کودکیاش در فقر و کمبود، به خاطر تمام آرزوهایی که بر دلش مانده، تمام اسباب بازیهای که نخریده، تمام کیک تولدهایی که نخورده ، تمام هدایایی که نگرفته و تمام بازیهایی که تجربه نکرده است، میخواهد بهترینِ همهی اینها را برای فرزندش انجام دهد، تصمیم گرفتم تمام آنچه را برای شما بسازم که در مسیر این تغییر، با تمام وجودم جای خالیاش را احساس کرده ام.
خانواده صمیمی عباسمنش متولد شده تا همراه و راهنمایی باشد برای شما که آمادهی تغییر شده ای و این جملات الهام بخش را می خوانی؛
- برای شما که مثل من متعهد شدهای تا رؤیاهایت را باور کنی؛
- برای شما که متعهد شدهای تا به جای کوچک کردن خواسته هایت، باورهایت را بزرگ کنی؛
- متعهد شده ای تا به شیوه ی بی حاصل قدیمی شک کنی و قوانین خداوند را بشناسی تا بتوانی برنامهنویس زندگی خود باشی.
بنیان خانواده صمیمی عباس منش بر پایه اشاعه توحید و یکتاپرستی است تا همه ما که اینجا جمع شدهایم، همواره به یاد داشته باشیم:
خداوند به عنوان سیستمی که این جهان را آفریده و هدایت میکند و تنها منبع قدرت و ثروت است، مقرر کرده تا زندگی ما در دست باورها و فرکانسهای خودمان باشد.
همه ما به یک اندازه به این منبع قدرت و هدایت وصل هستیم اما به اندازهی ایمان به این نیرو و هماهنگی با قوانین این سیستم، به این منبع وصل میشویم و این اتصال را به شکل: آزادی مالی، آزادی زمانی، رابطه عاشقانه، سلامتی، شغل مورد علاقه، آرامش و در یک کلام خوشبختی تجربه میکنیم.
تنها کار زندگی ما این است که قوانین این نیرو را بهتر بشناسیم و در اجرای آن بهتر شویم.
این تنها راهی است که کنترل آگاهانه اتفاقات زندگیمان را در دست خودمان میگذارد. هیچ چیز بیشتر از این به شما احساس آرامش میدهد که احساس کنی کنترل زندگیات در دست خودت است.
این جنس از آرامش، رمز جاری شدن هموارهی نعمتها به زندگی است.
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و خانواده محترم عباسمنشبسیار عالی و جامع و کامل من با راهنمایی و گوش دادن به فایل ها استاد متوجه شدم که واقعا محکوم به تغییر هستم و از قانون افرینش شروع کردم و در ۲۵۰ صفحه ان را نوشتم و کلی با نوع باورهایی که داشتم اشنا شدم که چقدر داغون فکر میکردم و واقعا هم داغون بودم خدا روشکر که از طرف خدا هدایت شدم به این خانواده دوست داشتنی و از استاد عباسمنش که صادقانه یه حس خوبی از حرف هاش میگیرم بی نهایت سپاسگزارم به راستی که شما پیام اور خدا یی
سلام..خدمت دوستان عزیز و استاد سید حسین عباس منش….خدایارو هزار مرتبه شکرمیکنم که به این مسیر قشنگ وتجربه شده هدایت شدم …وقتی پستتون رو خوندم چشام پراز اشک شد من هرباری که صدای شمارو گوش میدم گریه ام میگیره و انشالله به این امید خداوند که به اینجا هدایتم کرد توتمام دوره هات شرکت میکنم البته قدم به قدم ….. خیلی دوستتون دارم شادوتندرست و ثروتمندترازاین باشید
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم
خداااااااای من واقعا استاد ببینید دنیا چقدر زیباست و چقدر خوب قانون کار داره میکنه شما اون شرایط با خونه با اون وضع مالی بعد مدت چندسال شرایطتون از زمین تا اسمون تغییر کرده و به تمام خوشبختیها ، لذتها ، شادیها ، نعمتها، ثروت فراوان ، سلامتی و بینهایت ارامش و ازادی رسیدید این فوق العادست این بینظیر چقدر عالیییی کار میکنه قانون عدل الهی وقتی انسان تو اون وضع تو اون شرایط نابسامان و سخت میاد تمرکزشو میذاره تو خوبیها و لذتها و شادیها فراوانیها و ثروت زیاد و همچنین چیزیهای که از اون نوع جنس دوست داره و میخواد در زندگیش وجود داشته باشه و بیشتر در موردش صحبت میکنه و خود به خود و به قول استاد عزیز لاجرن طبق قانون عدل الهی تمام اون چیزها سمتش جذب خواهد شد و انسان با بینهایت مسیر از طرف خدای مهربان و بخشنده سمت این نعمتها هدایت خواهد شد
خداااااااایا این بهترین و عالییییییییترین😍😍😍 قانون که تو جهان و دنیا وجود داره یعنی از این بهتر نمیشد هرکی و هر شرایطی که دوست داره خودش میتونه انتخاب کنه با ذهن با افکار و با باورهاش یعنی انتخاب با خودته انسانهاست
خدااااایا بینهایت سپاسگذارم بابت این مسیر رویایی سرشار زیبایی و نعمت و فراوانی و لذت و ازادی و روابط بینهایت عاشقانه با خدا و همچنین دوستان عزیز که من رو در این مسیر قرار دادی و منو هدایت کردی سمت کسانی که به انها نعمت دادی
خداااااایا دیوانه وار 🥰🥰🥰🥰
عاشششششششششقتم 😍😍😍😍
سلام و درود خداروشکر میکنم که به این جمع اضافه شدم و هدایت شدم سایت فوقالعادس ادماش عالین استاد عالیه پر از انرژی و پرنورررر .وقتی مطالب رو میخونم یا فیلمارو میبینم واقعا به وجد میام و شور و اشتیاق سراسر وجودم رو میگیره به امید لحظات و روزهای عالیتر و زندگی بهتر با عمل به قوانین و ایجاد باورهایی زیباتر قدرتمندتر
بسم رب
سلام استاد نازنین که دستی از دستان بینهایت خدا هستید تا در این راه زیبا که همان صراط مستقیم هست مارو راهنمایی کنید و ما بتونیم بیشتر خدارو شناخته و زندگی سرشار از سعادت و سلامتی و ثروت و آرامش و خوشبختی را بسازیم..
خیلی دوست داشتم که چگونگی هدایتم رو بنویسم و دوستان بخوانند و بدونند که خدا چقد مهربونه، چقدر هدایتگره، و چقدر وهابه ..
من قبل اینکه با این مسیر زیبا آشنا بشم زندگی برام واقعا مسخره بود جوری که واقعا به خودم میگفتم چرا تلاش کنم؟ وقتی آخرش قراره بمیرم و .. تا اینکه یک روز به طور اتفاقی تو اینستا یه پیجی رو دیدم که داشت در مورد سپاس گزاری حرف میزد و موفقیت های زیادی کسب کرده بود ! بعضی وقتا هم استاد رو زیر پستاشون تگ میکرد .. خیلی برام جای سوال بود که به خاطر داشته هاش و خواسته هاش از خدا سپاسگزاری میکرد و به همه اون چیزایی که میخواسته رسیده (به گفته خودش) بعد منم از همون روز شرو کردم به نوشتن سپاسگزاری .. و اصلا از قوانین جهان باخبر نبودم! وقتی ایشون پیج استاد رو زیر همه پستاش تگ میکرد برام خیلی جای سوال بود که واقعا ایشون (یعنی استاد) کی هستن که این خانم انقد زیر همه پستاشون تگ میکنه ودوستشون داره .. رفتم پیج استاد و پستاشو نگا کردم فقط در حد نگاه کردن (وقتش نبود احتمالا که بشینم پستارو تک به تک نگاه کنم، در ندارش نبودم ) از اونجایی که واقعا ادم سر سختی بودم و به ندرت و سختی میتونستم به کسی اعتماد کنم ! و فقط از این که اون خانومه داشت خدارو سپاسگزاری میکرد به شدت به دلم نشسته بود به خاطر همین هی بهم حس خوبی میداد پستاشون و هی نگاه میکردم و لذت میبردم ، تا اینکه من انقدر خودم این سپاسگزاریارو تکرار کردم که یه روز سوالی برام پیش اومد که خدا کیه؟ چه جوریه؟ و من از کودکی این جمله رو شنیده بودم که میگفتن نباید در باره خدا زیاد تحقیق کرد آدم دیوونه میشه و از این حرفا :)))) وقتی این سوالا میومد تو ذهنم که خدا چه جوریه و این حرفا ! از یه طرفی هم استرس داشتم خودخوری میکردم که نکنه دیوونه بشم به خاطر این سوالا ! هی به خودم میگفتم چیکار داری خدا چه جوریه همین که میدونی مهربونه کافیه!
من هی مقاومت میکردم در مقابل افکارم در مورد سوالهایی که در مورد خدا داشتم و ذهنم بیشتر و بیشتر اصرار میکرد که بدونم .. هی تکرار میشد حرفا ..
بعد من پیج این خانومه رو انفالو کردم چون احساس کردم به خاطر سپاسگزاریا و اینجور چیزاس که این سوالها میاد تو ذهنم (ولی در واقع من داشتم تکاملم رو طی میکردم ) من یک ماه نه سپاسگزاری نوشتم و نه هیچ چیز دیگری ! چون یه جورایی ترس داشتم که نکنه دیوونه بشم .. بعدش دیگه از این حال بدی که داشتم واقعا خسته شده بودم تا اینکه از خدا خواستم که خودش هدایتم کنه راهو پیدا کنم ( در ضمن من تو سپاسگزاریایی که مینوشتم از خدا همیشه میخواستم که کمکم کنه ایمانم بیشتر و بیشتر بشه ) در واقع خدا داشت هدایتم میکرد به راهی که خدارو بهتر بشناسم و ایمانم بیشتر شه .. الان دارم میفهمم که خودم از خدا خواستم و اون هدایتم کرد به راهیی که ایمانم بیشتر و بیشتر شه .. و بعد که از خدا خواستم هدایتم کنه که راهو پیدا کنم خیلی به طور اتفاقی با یه گروه تو تلگرام برخوردم که یه دوستی پیدا کردم تو همون گروه و ایشون یک سری فایلهای رایگان استاد رو برام فرستادند که دستی از دستان بینهایت خدا بودند تا من رو به اون چیزی که میخام برسونن ! از اون روز به بعد دیگه من دارم این مسیر رو ادامه میدم و هر روز بیشتر و بیشتر خدارو شناخته و لذت میبرم از این حس زیبا ! خیلی خوشحالم که تو سن ٢١ سالگی دارم اینهمه خوشبختی و سلامتی و ارامش رو تجربه میکنم و هنوز تازه اول راهم .. خیلی خوشبختم با وجود خدا در هر لحظه به لحظه زندگیم!
و راستی خدا از طریق همون خانوم که موفقیت های زیادی هم کسب کرده بود یه جورایی برام الگو بود که هی با خودم بگم ببین هم استاد هم همون خانومه به چه جاهایی که نرسیدن با همون قوانین ثابت جهان ! و این باعث میشه بهتر و محکم تر قدم هام رو بردارم و. لذت ببرم ..
سلام استاد عزیزم . حدود دوسال پیش یکى از دوستام چند تا از فایلهاى آموزشى شمارو به من داد که شرایط روحی و مالی من تغییر کنه .متاسفانه تو مدار و فرکانسى نبودم که بتونم از آموزه هاتون بهرمند بشم . یک ماه پیش قبل از اینکه بخوابم با تمام وجودم دعا کردم که خدا کمکم کنه. صبح که بیدار شدم ی حال خوب و حس امیدواری داشتم که اصلا نمیدونم مال چی بود از کجا اومده بود، بی اختیار گوشیمو برداشتم رفتم تو اینستا یکی از فایلهای شمارو دیدم انگار حرفاتون امید رو تو دلم بیشتر میکرد خیلی از فایلاتونو نگاه کردم اسمتون که دیدم یادم افتاد دو سال پیش اسم شمارو شنیده بودم. شروع کردم گفته هاتون گوش دادم،یک روز کامل فقط گوش دادم .خواهرم عصر زنگ زد گفت خواب دیده که من و اون دست همو گرفتیم و با ی شعف و شادی از روی زمین رها شدیم و رفتیم به سمت آسمون، به خواب اعتقادی ندارم ولی به فال نیک گرفتم و احساس کردم لطف خدا بود که من به سمت شما کشیده بشم. این مسیر واقعا زیباست. حدود یک ماه هست که شروع کردم .موجودی حسابم ١۵٠ هزار تومن و بخاطر شرایط کرونا از کارم تعدیل شدم و در حال حاضر توان خرید فایلاهای آموزیشتون رو ندارم. ولی من بعد از چند روز که صحبتها و گفته هاتون گوش دادم یک دستاورد داشتم و اون این بود که آرامش و امید به خدا تو قلبم جاری شده و با وجود اینکه شرایط مالی خوبی ندارم ،حس و حال خوبی دارم و میخوام که به تمام آرزوهام برسم و مدام براتون دستاورد بفرستم . خیلی خیلی خوشحالم که شمارو پیدا کردم .تو این عصر هرکسی میتونه پیامبر دیگری باشه و اون فردی که با عنوان امام عصر یا امام زمان وعدع داده شده و قرار راهنمای ما باشه از نظر من هر کسی میتونه باشه و شما برای من راهنما و پیام آور رحمانیت و برکت خداوند هستین. خیلی دوستتون دارم . من امشب شروع کردم توی سایت دارم مطالب میخونم و تمام قلبم لبریز از عشق و امیدواری. باز هم ازتون ممنونم بابت زحمتهایی که برای ما میکشید. شما وجه الله هستین و وجودتون پر از مهر و عشق و امیدواری که به سمت ما از جانب خدا جاری شده. طلب خیر دارم براتون منتظر دستاوردهای من باشین
سلام. امیدوارم همیشه سالم و ثروتمندتر از همیشه زندگی کنید.ای مظهر نعمت و فراوانی
اگر امکانش هست درباره قیمت دوره ها یه توضیحی بدهید که ایا کمتر بود بهتر نبود یا همینی که هست خوبه.من تازه با شما هم فرکانس شدم بعد از یکسال و نیم تمرین دوره های اساتید دیگر.خیلی ممنون که هستین
سلام استاد عزیزم، هر چند روز یکبار به این قسمت سایت میام و داستان زندگی شما را مطالعه می کنم. وهر بار متوجه تکامل وتغییرات بنیادین در وجودم میشم. الان که دارم این کلمات را می نویسم اشک از چشمانم جاری شده وحس عالی را تجربه می کنم. خداوند مهربان را بی نهایت سپاسگزارم از اینکه تو این مسیر زیبا هستم و ان شااله بتونم با صبر مسیر تکاملم را طی کنم. خیلی دوستتون دارم.
با سلام به استادارجمند و گرامی
استادی در حد فراتر از استاد که با نگرشش به جهان هستی وتحت کنترل قرار دادن ذهن وبا توجه به قوانین جهان هستی دنیایی بهشتی برای خود خلق کرد
وبا این جهان بینی را ه را برای دیگران هموار کرده و میکند
من از خداوند سپاسگزارم که
در این مسیر قرار گرفته ام
واین لطف خدا وند به بند گان خاصش است که خود این افراد با عشق و علاقه و یا قلبی پاک وبا تمام وجود مسیر را طی میکنند
و خداوند را شاکرم که فردی چون استاد عباس منش در سرراهم قرار کرفت تا از میان هزاران استاد در این زمینه فردی راه هدایت رابر من روشن و هموار کرد که
کمتر کسی به این درجه از اگاهی وخالض بودن با خود و خداوند رسیده است
و برای همه عزیزان خانواده صمیمی استاد عباس منش ارزوی رسیدن به خواسته هایشان را دارم
و راز در ماندگاریست
سعادت ثروت ارامش و نیک بختی برای همه عزیزان ارزومندم
با سپاس شرفی محمد رضا
من تازه اومدم
خیلی تکون خوردم
می خوام ادامه بدم
سلام استادعزیزم. شماواسه من اسطوره هستین من واسه خودم قانون درست کردم وقتی کسی تونسته به هدفش برسه منم میرسم دلم میخواد یه روزی ببینمتون اینم جزوءخواسته هام شادوثروت مندباشید