اگر به دنبال مشکل باشی، حتماً پیدایش می کنی
این فایل، در ادامهی آگاهیهای فایل «تجربهی من از کودکی دردناک تا آزادی درونی» آماده شده است.
در این فایل، استاد عباسمنش به این سؤال پاسخ میدهد که:
- آیا برای داشتن آیندهای بهتر و تحقق خواستهها، باید گذشته را بررسی کنیم تا بفهمیم فلان باور یا فلان احساس بیارزشی از کجا شکل گرفته و منشأ آن کجا بوده یا نه؟
- آیا برای حل مسائل، باید ریشههای مشکلات را پیدا و روانکاوی کنیم؟
استاد عباسمنش در پاسخ به این سؤالات، تفاوت بین «درس گرفتن از اشتباهات گذشته» و «مرور خاطرات بد گذشته» را مفصلاً توضیح میدهد و شما را از نتیجهی هر کدام از این دو مسیر آگاه میکند.
طبق قانونِ بدون تغییر خداوند، نمیتوان با زیر و رو کردن اتفاقات منفی گذشته، مسائل را حل کرد و ضربههای عاطفی و روانی را درمان نمود. زیرا طبق قانون، به هر آنچه توجه کنی، اساس آن توجه را در تجربهی زندگیات گسترش میدهی.
مرور خاطرات منفی گذشته – با هر شکل و با هر دلیلی – ناخواستههای بیشتری را در تجربهی کنونی ما فعال میکند؛
خواه این خاطرات منفی متعلق به یک ساعت گذشته باشد، یک روز گذشته، یک سال گذشته یا دوران کودکی!
وقتی به خاطرات منفی گذشته فکر میکنی، این جنس از توجه، شروع به جمعآوری خاطرات منفی مشابه میکند تا به این فرکانس قدرت دهد. سپس از جایی به بعد، قدرت این فرکانس آنقدر زیاد میشود که در قالب شرایط ناخواستهی جدید در زندگی ظاهر میشود و تو را وارد مداری از اتفاقات نامناسب، آدمهای نامناسب، درگیریهای عاطفی، مسائل مالی، بیماریها و… میکند که یکی پس از دیگری با آنها برخورد می کنی، تا جایی که بهکلی از مسیر خداوند – که مسیر نعمت و ثروت است – خارج میشوی.
وقتی خاطرات منفی گذشته را مرور می کنی به این معناست که: شیطان را راهنمای خود انتخاب می کنی و شیطان در این مسیر می تواند از بهشت برایت جهنم درست کند.
در این فایل، درسهایی بیان میشود که با وجود سادگی، بسیار کارآمدند و به ما یادآوری میکنند که برای رشد و بهبود، باید تواناییهایی را در خود پرورش دهیم که منطبق بر قوانین بدون تغییر خداوند هستند؛ تواناییهایی مانند:
- تلاش آگاهانه برای کنترل ذهن و کنترل کانون توجه
- توانایی برچسب نزدن به مسائل و اتفاقات
- توانایی تمرکز بر راهحل بهجای تمرکز بر مسئله
- توانایی تمرکز بر نکات مثبت
- توانایی نگاه کردن به مسائل از زاویهای که ما را در احساس بهتر قرار دهد
آگاهیهای این فایل را با دقت گوش بده و در بخش نظرات این فایل، دربارهی درسهایی که از این آگاهیها گرفتی، و تصمیماتی که قصد داری آنها را در مسیر خواستهها و تغییرات مثبت شخصیتی خود اعمال کنی، بنویس.
تجربهی من از کودکی دردناک تا آزادی درونی
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری اگر به دنبال مشکل باشی، حتماً پیدایش می کنی459MB35 دقیقه
- فایل صوتی اگر به دنبال مشکل باشی، حتماً پیدایش می کنی34MB35 دقیقه














با سلام خدمت استادم و همه دوستان جان
موضوعی که میخوام در موردش صحبت کنم بیان درس هاییه که از مرور گذشته گرفتم، گاهی واقعا لازمه یه نگاه به گذشته بندازیم تا بدونیم چه باورهای ریشه ای محدودی در ما وجود داره، اما منم مثل همه دوستان و استاد عزیزم قبول دارم موندن در گذشته تا جایی درسته که بتونیم درس هاش رو بگیریم و ممنتوم منفی نگیریم
درسی که من گرفتم در مورد قضاوت کردن در مورد دیگرانه، موضوعی که توی کامنت قبلیم در موردش تجربه اخیرم رو گفتم و گفتم جهان چجور با چک و لگد بهم درس داد و من با مرور خاطرات گذشته درس هاش و گرفتم
کامنت قبلیم نوشته بودم پیش شرط اینکه تحت تاثیر فرکانس منفی دیگران قرار نگیرم اینه که قبل از اون فرکانسی هم جنس رو نفرستاده باشم، یعنی اگه قضاوت شدیم و ناراحت شدیم باید متوجه بشیم که قبلا کسی و حتما قضاوت کردیم
فکر کردم این نظر که دادم بر اساس چه قانونیه و خدایی نکرده چیزی خلاف قانون نگفته باشم… آموزش های استاد رو که در ذهنم مرور کردم و بیان ساده ایشون رو، یادم اومد استاد در یک فایلی در دوازده قدم به این مفهوم اشاره کرده بود که “نمیشه باور فراوانی داشته باشی و در عین حال دست به دزدی بزنی!” و یا در جای جای آموزش ها به این نکته اشاره میکنند که رفتار ما نشان باورهای ماست و باورهای ما در هر لحظه دارند فرکانس متناسب رو برامون میفرستند و اتفاقات هم ارز رو برامون رقم میزنند، حالا این قانون در مورد قضاوت و یا هر ویژگیی که با اون درگیریم هم صادقه و ریشه در باور داره،
مثلا در مورد همین قضاوت :
نمیشه من کسی و قضاوت کنم ( یعنی باور داشته باشم که دیگری این ویژگی منفی داره + این ویژگی منفی به من صدمه میزنه + این ویژگی منفی خجالت آوره + اون باید از داشتن این ویژگی منفی خجالت بکشه + اون باید از این ویژگی منفی درد بکشه و و و ) و بعد بر اساس این باورهای محدود و مقایسه ای، کسی دیگر نیاد من و قضاوت کنه و یا من از قضاوت دیگری ناراحت نشم ….
وقتی من قضاوت کنم یعنی باورهایی دارم که این عمل از من سرزده
و این یعنی نگاه کردن به ویژگی های منفی دیگران
و قضاوت کردن شان یعنی داشتن انبوهی از باورهای محدود کننده در من
و وقتی این باورها در من باشه، چجور میشه من قضاوت نشم و یا از قضاوت دیگری ناراحت نشم
پس باید خیلی حواسم باشه کسی و قضاوت نکنم و فریب ذهنم نخورم
و اما این موضوع در قران
چند نمونه مهم:
نهی از پیروی از گمان و حدس
وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ ۚ
«از چیزی که به آن علم نداری پیروی مکن»
(اسراء، 36)
این آیه میگوید بدون علم و آگاهی، اظهار نظر یا قضاوت نکنیم.
نهی از بدگمانی و تهمت
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ…
«ای مؤمنان! از بسیاری از گمانها بپرهیزید که بعضی از گمانها گناه است…»
(حجرات، 12)
سپردن داوری نهایی به خدا
إِنَّ رَبَّکَ هُوَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ
«پروردگار تو در روز قیامت میان آنها داوری خواهد کرد»
(نحل، 124)
یعنی داوری نهایی درباره درست و غلطِ کارها با خداست، بسپاریم به خدا و ما به نیازی نیست به نکات منفی توجه کنیم …
نهی از شهادت یا قضاوت بر اساس شنیدهها
وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ ٱلۡأَمۡنِ أَوِ ٱلۡخَوۡفِ أَذَاعُواْ بِهِۦ وَلَوۡ رَدُّوهُ إِلَى ٱلرَّسُولِ…
«وقتی خبری به آنها میرسد، بیسنجش آن را پخش میکنند، در حالیکه باید آن را به پیامبر و صاحبان نظر برگردانند…»
(نساء، 83)
یعنی نباید سریعاً بر اساس شنیدهها قضاوت یا واکنش نشان داد.
خدایا شکرت که من رو متصل کردی به این سایت الهی تا باز تمرکزم بر روی درک قانون باشه و بسیار الگوهای موفق از دوستان هم فرکانسی ام
موفق و موید باشید
با سلام خدمت دوستان هم فرکانسی ام که نمیبینمشون اما کامنت هاشون همچون نورهایی در آسمانی تاریک، دلم رو روشن میکنه، سپاس از استاد عزیزم، پیامبر و پیام آور زمانه، که صحبت هایشان همیشه رهگشا و هدایت گر ما بوده و عرض خسته نباشید خدمت سرکار خانم شایسته عزیز که پشت صحنه این سایت و گاهی در صحنه روح ما رو با آگاهی های نابی که در این سایت در جریان است نوازش می کنند
چندی پیش سفری بودم برای درمان مادرم، چالش های سختی در این سفر داشتم، اما با دست هدایت گر خداوند توانستم توی اون چالش ها احساسم رو خوب نگه دارم، اما نتایجی که از اون سفر گرفتم انگار یک سطح، آگاهی من رو بالاتر برد، جالبه نتایجی که از اون سفر گرفتم همان موضوعی هست که استاد اینجا گفتند و به همین خاطر خواستم اون رو به اشتراک بگذارم. البته من این آگاهی رو با چک و لگد جهان یاد گرفتم و امیدوارم این درسی بشه برام که بقیه چیزها رو قبل از اینکه جهان بخواد با زور و فشار یادم بده یاد بگیرم…
و اما نتیجه سفر من خلاصه در یک جمله اینه که:
هر انسانی، هم بعد مثبت دارد و هم بعد منفی، آنچه وظیفه من هست اینه که بعد مثبت اون شخص رو پیدا کنم و به بعد مثبت اون شخص تمرکز کنم، یا به اصطلاح از زاویه ای به شخص نگاه کنم که حالم رو خوب کنه، فارغ از اینکه اون شخص چه رفتار خوب یا بدی در گذشته با من داشته
توی کتاب بخواهید تا به شما داده شود جمله ای رو خوندم که خیلی هدایتگر من شد:
” در این قلمرو غیر مادی، از کلمات استفاده نمی کنیم زیرا به زبان نیازی نداریم. زبان غیر مادی ما براساس نوسانات انرژی است. ما قصد و نیتمان را به سوی همدیگر ساطع می کنیم و دیگرانی که نیتشان با ما یکی است آنرا دریافت می کنند. دنیای شما هم همین طور است اما اکثر شما این کار را از یاد برده اید”
وقتی این جمله رو خوندم واقعا درک کردم که در چه دنیای فرکانسی و دقیقی دارم زندگی می کنم،
جهان نگاه نمی کنه که من به چه بهانه ای دارم در مورد یک شخص فرکانس منفی می فرستم، بهانه ها ابزار ذهن و شیطان هستند، وقتی توی سفر برای چند لحظه یکی از خواهرهام رو که به هر دلیلی نتونسته بود برای مراقبت از مادرم مشارکتی کنه داشتم قضاوت کردم، من از طرف خواهر دیگه ام که اصلا انتظارش رو نداشتم قضاوت شدم، و وقتی قضاوت شدم افسار ذهنم از دستم در رفت و اتفاق بد پشت اتفاق بد حالم رو بد و بدتر کرد، اینقدررر حالم بد شد که داشتم به بن بست می رسیدم، تماس گرفتم به یکی دیگه از خواهرهام و همینطور که داشتم گلایه می کردم و گذشته رو مرور می کردم باهاش، و عصبانی میشدم و عصبانی تر و عصبانی تر می شدم، عاجز شدم، عجز تمام وجودم رو فرا گرفته بود و اون موقع از خدا خواستم هدایتم کنه، خداروشکر درخواستم اجابت شد و یک لحظه انگار پرده ای جلوی چشمم برداشته شد و درک کردم علت قضاوت شدنم چه بوده، من قبل از اون کسی رو قضاوت کردم که هیچ اطلاعی از زندگی و شرایطش نداشتم و جهان همین جنس فرکانس رو بهم برگردوند
خاطرات چند روزه رو دوباره و دوباره مرور می کردم ) ایندفعه نه برای پیدا کرون مقصر، بلکه برای پیدا کردن درس هاش) و درس های این مرور یکی پس از دیگری نصیبم شدند …
درس اول:
هر کسی در این جهان قادره هم فرکانس مثبت بفرسته هم منفی ک من نمی تونم به فرکانس هیچ کس دسترسی داشته باشم جز خودم
درس دوم:
در این جهان با فرستادن هر فرکانس منفی و با هر بهانه ای از همان جنس دریافت می کنی، دریافت می کنی یعنی تحت تاثیر قرار می گیری، چه بخوای چ نخوای
درس سوم:
فرکانس منفی افراد به روی تو تاثیری نخواهند گذاشت مگر اینکه از قبل من از آن جنس فرکانس فرستاده باشم …
به خودم نهیب زدم که فلانی چته؟ چکار به کدهای افراد داری، چرا اصلا باید به کدهای اشتباهی که توی ذهن ادما هست توجه کنی؟؟؟ مگه کم کد اشتباه توی ذهن خودت هست و دائم داره ران میشه، اگه خیلی مردی به فکر تغییر کد های توی ذهن خودت باش و اگه خیلی دیگران و دوست داری و صلاح شون و می خوای به کدهایی از طرف نگاه کن که میدونی درسته، روشنه برات که این کد اکی ه، چرا داری به قسمت تاریک ادما نگاه می کنی، اصلا چقدر تو دسترسی داری به کد این و اون و و و …
با اینکه تقریبا با همه دعوام شده بود، نشستم ویژگی های مثبت همه افرادی که ازشون دلخور شده بودم و نوشتم، ویژگی هایی که می دونستم دارن، ویژگی هایی که توی قسمت روشن افراد بود و براحتی میشد دید، و جالب و شگفت انگیز بود نتایج:
اولین کار عکس العمل خودم بود که خواهرم که باهلش دعوا کرده بودم و بغل کردم و بوسیدم و عذرخواهی کردم
و بعد عکس العمل افراد دیگه یکی پس از دیگری مثبت شد …
الان که دارم این کامنت رو مینویسم نمی تونم ادعا کنم دیگه این مشکل منفی دیدن افراد در وجودم از بین رفته، می بینم ذهن چموش، گاه و بی گاه میاد و حرفای بی ربط خودش و میزنه
اما من چک و لگد خودم و خوردم
دیگه غلط کنم این افکار رو ادامه بدم و به محض اومدنشون بیاد میارم هر کسی چه ویژگی مثبتی داره، چون نمی خوام قضاوت بشم بخاطر اینکه قضاوت کردم کسی رو …
البته اینم بگم طبق درس سومم، دارم سعی می کنم این باور رو هن در خودم بیشتر ریشه دار کنم که حرف و قضاوت اشتباه دیگران در مورد خودم مهم نیست، اصلا دیگران نمی تونند من رو ناراحت کنند وقتی من
1. اینکه کسی نمی تونه زندگی من رو تحت تاثیر قرار بده؛ چون دسترسی به کدهای درون من نداره
2. تا زمانی دیگران رو قضاوت نکردم و فرکانس منفی اونها رو حتی در ذهنم مرور نکردم می تونم از مورد 1 که گفتم استفاده کنم
مثلا در مورد قضاوت نشدن و نکردن؛ این مهم نبودن قضاوت دیگران در من،،، زمانی در من بی اهمیت میشه،،،، که قبل از اون من هم کسی رو قضاوت نکرده باشم،،، چرا که جهان فرکانسی ما قطعا چیزی رو در آغوشمون خواهد گذاشت که ما قبلش ارسال کرده ایم، چه بخواهیم چه نخواهیم….
موفق و پیروز باشید