آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 1


آگاهی های این فایل، مراقبه ای است با صدای استاد عباس منش برای به صلح رسیدن با خود. همچنان که متن را می خوانید،حتماً بارها فایل صوتی را گوش دهید و به مفاهیم آن فکر کنید.


قلبت را پاک کن. سلامت می‌کنم و آنجا که من و تو یکی هستیم را گرامی می‌دارم. آنجا که من و تو یکی هستیم سکوت کن و دل بسپار. چه اهمیت دارد که کیست که می‌گوید و کیست که می‌شنود؟ چه اهمیت دارد که من کجا هستم و تو کجا؟ چه اهمیت دارد که من به اور دارم و تو به چه؟

این‌ها همه قیل و قال‌های نفس توست حال آنکه خود متعالی تو می‌خواهد آرام باشد؛ بی هیچ نام، بی هیچ مکان، بی هیچ قبیله، بی هیچ قضاوت، آزاد و نامحدود. بی‌حرف فرم و قالب.

این قید و بندهای زمینی را، این طبقه‌بندی‌های نفسانی را کنار بزن. نام را، مکان را، باور را و هر تفاوتی را با ذهنی آرام بنشین و بشنو. می‌خواهم برایت بگویم و تو بشنوی، بشنو و تجربه کن.

بیا از پیش داوری‌ها و حتی قضاوت‌ها رها شویم و فقط گوش کنیم. بیا باور کنیم که لزوم ندارد همیشه از خودمان دفاع کنیم. بیا گوش دادن ساده را تجربه کنیم و رها شویم از قضاوت، رها شویم از هرگونه قبیله و طبقه، رها از باورهایمان و پاک از همه قالب‌هایی که محدودمان می‌کنند و تنها رها و آرام است که می‌شنوی. آرامش این برکه سبز را تجربه کن. بیا تا فقط گوش بدهیم و تجربه کنیم.

قلبت را پاک کن. اتفاقات خوب تنها وقتی از راه می‌رسند که قلبت را پاک کرده‌ای.

تو پاره‌ای از خدایی. تو فراتر از جسمت و فراتر از ذهنت، آگاهی هستی و آگاهی تو اصل توست. خود حقیقی توست. خود متعالی توست. تو لایتناهی هستی و مقدس. آگاهی تو پاره‌ای از آگاهی همه جهان است و پاره‌ای از خداست. خود خداست. مثل قطره‌ای از دریا که پاره‌ای از دریاست. خود دریاست.

تو پاره‌ای از خدایی و من هم و او که کنار تو نشسته است و او که آن سوی دنیا است و کهکشانی که آن سوی کیهان و تو پاره‌ای از من هستی و من پاره‌ای از تو مثل دو قطره از دریا که هر دو دریا هستند، یکی هستند. جایگاهی را ارج می‌نهیم و گرامی می‌داریم که من و تو یکی هستیم و خدا.

برای ۳ روز آینده فقط برای ۳ روز با همه هستی یکی شو. همه هستی را از وجود خودت ببین. فقط برای ۳ روز خودت را و همه را گرامی بدار. چون پاره‌ای از خودت، چون قلبت، چون پاره‌ای از خداوند.

فقط برای ۳ روز با هر موجودی که روبهرو می‌شوی این جمله را در ذهن تکرار کن: «او پاره‌ای از من است. پاره‌ای از خداست.» و ببین که عشق بی‌قید و شرط چگونه در تو جاری می‌شود.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

980 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «لیلا توسلی» در این صفحه: 2
  1. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1062 روز

    1404/4/14اولین گام مهاجرت به بازکردن حساب روی خداو تکیه کردن به خداوایستادن روی پاهای خودم دوره ای که خودم برای خودم میسازم درپرتوآگاهی.

    وبعدازاین دوره ارامش ساز است فکرکنم 10 قسمت هست باعشق گوش میکنم که بشنوم وعمل صادقانه کنم وبه خودم وبه خداوبه استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم که باعشق برام تجربه میذارن قول میدم خودم رو توی رابطه عالی ودوست داشتن خودم باتمام اشتباهاتم که طبیعی هست اول باخودم بعدباخداوبعدبااطرافیانم وباطبیعت زیبای دنیای بهشتی که دراختیاردارم و این فرصت یکبارمصرف ولی عمیق وبابرکت راخدابه من هدیه کرده بااین سایت بهشتی روزی ام کرده را دوست داشته باشم و باقدمهای خیلی کوچک وتاتی تاتی کنان جلوبرم چون تمام وقتهای ازدست رفته ام رادرمشیت الهی وبارهبریت الهی جبران میکنم .

    خدایاراههای رسیدن به اهدافم که سلامتی وانرژی بالای جسمی وروحی وعاطفی است باخلق زندگی آرام وپولسازی که بالذت پول بسازم باعشق خرج شادی خودم وخانواده ام وفرشته وپرنسس الهی خانواده کنم وجهان هستی راهم گسترش دهم رابرایم بازوبابرکت کن آمین این خواسته وآرزو، وهدفم درزندگی الهی است.

    ای که مراخوانده ای راه نشانم بده. به خصوص الان که خودم برای خودم دارم دوره درست میکنم خیلی به پشتوانه ات نیازمندم این جسارت رابه خودم داده ام وبرای من حرکت عظیم ومعجزه وشگفت آوراست اولین باره توی فضای مجازی اینکار، روانجام میدم دمت گرم لیلا بروموفقی بااین کارت به خودت وجهان هستی ثابت میکنی که من خالق زندگی خودم هستم وبه عالم غیب ایمان دارم وبرای ورودبه صراط مستقیم همیشه زوداست، و خوب است .پس دیرنشده خداجبران کرده قدم اول باتووبعدبااجازه ی ملکه ثروت پادشاه عظیم وخادم نماینده واردانجام وظایف کارهای مادی ومعنوی فیزیکی ومتافیزیکی لیلا خانم می‌شوند خدایا منوباخانواده ام روی شانه هایت قراربده وبادیدن نتیجه دلگرم میشیم که راه رو درست اومدیم آخیش آروم ترشدم.

    به نام خدا وسلام به خدا.

    سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای گلم.

    حمدوسپاس مخصوص خداست که به خودم وخانواده ام وملکه ی سالمم وثروت آفرینم سلامتی هدیه کرده است.

    من بنده ی خدا هستم وازخلقتم به صورت تکاملی لذت میبرم.

    شایدهم قبل از آشنایی با قانون جذب هم لذت می‌بردم وباناآگاهی بدون آرامش وبدون شناخت خودم وخدا.

    من دانشجوی دوره های شیرین خانه تکانی ذهن، وروزشمار تحول زندگی ومهاجرت به مداربالاترهستم.

    الان توی کامنت دوست عزیزم خواندم که 33قدم ازفصل2 است.

    وحتماکامنت ازماهای قبل دارم. توی فایلهای پرتوآگاهی که توی دوره ی روزشمارتحول زندگی گذاشته ام ولی اینبارخودم مسئول ساختن دوره شده ام باالهامات الهی پیش به سوی خوشبختی وزندگی هدفمندانه ی الهی قدمهای تکاملی وطلایی رابرداشته ام. باشروع دوره ی درپرتوآگاهی وآرامش شروع کرده ام بالذت به زندگی جدیدم که تغییرات اساسی دارم سلام میکنم.وبه خودم آفرین میگویم که مگه استادغیرازخدابه کسی توکل کرد!!!!؟؟؟؟؟

    نه¡!!!!

    اینکارشرک به خداست.پس توهم شروع کن باکمک ازدورهای هدیه وفایلهای استاد.

    وقتی خانه تکانی ذهن رو شروع کردم متوجه شدم روزشمارتحول زندگی راهم میتوانم شروع کنم.راستش من بلداینکارهانیستم خداهدایتم کردمن فایلهای روزشمارتحول زندگی رو گوش میکردم شایدهم کامنت گذاشته باشم ولی باورکنیدفکرمیکردم این دوره برای کسانی هست که سال‌ها ی قبل توی سایت هستندخخخخخخ.!!!!!

    وخانه تکانی ذهن رادیدم کامنتهای تاریخ جدیدگذاشتن گفتم ای چی خوب یکبارمنم تقریبایک برنامه ودوره ی جدیدروازاول شروعش متوجه شدم!!!!!!!!!

    بعدکامنتهای روزشمارتحول زندگی رو دیدم تاریخ جدیدهستندگفتم ببین لیلاتوهم که قسمت اول روزشمارتحول زندگی رو ازچندماه پیش دیدی چندمرتبه دیدی چرادختراینقدرعقب مونده هستی فکرمیکنی برای عضو جدیدچیزی دیگری خلق می‌کنند خب همه ی این فایلها عمومیه جدیدوقدیم نداره توهم شروع کن همیشه به خدا میگم خدایا به سادگی وزندگی بدون فضای مجازی ام رحم کن من پدرومادرم زندگی بدون رسانه راتجربه کردندفقط یک رادیو قدیمی بود وتمام بعدهم سفر بهشتی ابدی را تجربه کردند!!!!!!

    سال اول که واردسایت شدم فکرمیکردم فایلهای سایت برای یک عده ی خاصی هست که قبلا بااستادآشناشدن ودیگه من چه چیزی جدید بایدپیداکنم چون من شاگردتازه واردم باخواندن کامنتها دیدم اینهاهم تاریخهای جدید دارند اصلا فایل ودرس قدیم وجدیدنداره استاد.

    ازهردرسی که توشروع کنی ازهرزمانی که توشروع کنی اولش هست.

    چندروزپیش قرآن میخوندم به خداگفتم خدایامن که فرصتهاروالهی ونابم را بادستهای خودم روش بنزین سوپرازاعمال کفرشرک غرورکه کلیدهمه منفیهابودریختم وزیرفرصتهابادینامیتهای دست سازخودم که جنسش ساخته ی استرس ناامیدی وعدم شناخت خودم وخداوالی آخربود……..که اسمش رو گذاشتم تمام هیچ وپوچی که مثل لانه ی عنکبوت ساخته بودم رو خراب کردم وسوزاندوسوختم.

    به خدا استادوقتی شمامعنی های قرآن رو میگین

    قضاوت نمیکنم به گردن خودشون اون کسانی که نمازمیخونندمهرپیشانی دارند، روضه های حسینی به پامی کنندخرج میدن الم برمی‌دارند سوزناک گریه می کنند،روزه می گیرند منبر رو به گردنشون انداختن قران رو به گردنشون انداختن حالاکاربه بقیه نداشته باشم هم خواهربرادرهای خودم وفامیلهاوهم روستایی‌هام وهمسایه ها ودوره قرآنی هام وتمام کسانی رو که میشناسم به خدا ، خدارونمیشناسند که خداسیستم است یااصل قانون احساس خوب =بااتفاقات خوب رو نمیدونندباورکنین.خب اخه منم ازهمین فرقه بودم و منم تو همین اجتماع بزرگ شدم موهام به آسیاب سفیدنشده به زندگی زنده مانی وناآگاهی سفیدشده و انگشت اتهام به هیچکس ندارم خدا به ماوعده ی الهامات وهدایت رو داده در زمان معین که خودش میدونه آگاهی میده حالا اگه منم درست برداشت کرده باشم از سخنان شما نمیدونم بالاخره هرکس هرجاهست جای درست قرارگرفته به من هم ربط نداره حتی عزیزترین ونزدیکترین کسم ومن هم ازشمااین چیزها روشنیدم ومن خوش باورم مثل بعضی هاشک کنم باشمابحث کنم نه میگم براایناشده من چکارکنم برای منم بشه!!!؟؟؟؟؟

    الهی شکرولی عجولم میخوام سریع پولداربشم که اینم اشتباهات ازعجول بودنم هست.

    وهمین که ازخداوقرآن وپیامبرهاوامامان میگین خب بامدرک وشناخت آروم میشم ومنطقی آروم میشم.

    بارپروردگارا باجون ودل پذیرفته ام که هرآنچه بوده رامن ازبین بردم وبه برکت این خرابکاریهابودکه ازلبه ی پرتگاه به ظاهربدسقوط کردم وبه تمام معنا به ظاهروباطنش که خوب ویکی است توبغل خداافتادم وصدای توراشنیدم که به به دُّرگرانبهای باباخوش آمدی درآغوش اسلام دین ومذهب جدت ابراهیم.

    ازشاهکاریهاوسریع پولدارشدنم براتون بگم بدون هیچ خجالتی به این دادگاه الهی به اشتباهاتم اعتراف میکنم چون هیچ کس سرزنش نمی‌کند وهمه ازاشتباهات وخطاهای هم ویابهتربگم ازتجربیات هم درس میریم ومیگریم ومثل قیامت هست که نامه ی اعمال هرکس بدون سرزنش دیگران برگردن خودش آویزان است وقاضی ودادگاه خودشه ویک تجربه خوب وباورکردنی برای این دوستان عزیزی میشه که تازه واردسایت شدن میگن پس کسانی که زندگی به این تباهی داشتن با این دوره هاتمرین کردن نجات یافته اند پس برامنم هست.

    چندسال پیش 35میلیون پول دادم به بهترین دوستم که اقساطش روبرام واریزکنه بعدبدهی بالاآورد23گرم طلادادم بایک ربع سکه ویک سکه ی پارسیان که همه ازدستم رفت به ظاهرخیلی بدبود.

    چندسال قبل ترازاین حادثه 4طبقه ونیم خانه ی حدودا 60متری رافروختیم که فامیلمون کارکنه باهم استفاده ببریم.

    توی کردشگری روستامون سرمایه گذاری کردیم پدیده ی شاندیز سرمایه گذاری کردیم.

    شرکتهای زیرمجموعه درست کنی سرمایه گذاری کردیم.

    بیکس بی سرمایه گذاری کردیم وتوی کامنتهای دیگرنوشتم الان دوباره ردپامیگذارم که یادآوری باشه برای خودم ودلگرمی برای عزیزانی که مثل من مالباخته بودند ولی جان باخته که نبودند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    و حالا جدیدعضوسایت شدن. وبااین همه خطاها حالا دلباخته شدیم همه ی دلهاباخته به یک انرژی مشترک به نام خدا، شدیم .

    لهی شکرت که هم دلباخته ی توحیدویکتاپرستی شده ایم به خودمون تبریک بگیم.

    دوستان اینهاهمه را که به ظاهر از دست داده ام اسمشوگذاشتم هیچ وپوچ والان که اصل وجودم راپیداکردم کلی دیگرازهیچ وپوچهاهم اززندگیم بیرون رفتن وبه شکرانه خدادارای بزرگترین ثروت که نامش خداهست درابعادآرامش، شادی، ثروت معنوی وکم کم کم مادی هم داره وارد زندگیمون میشه برای خروج وسقوط شیطان باتمام اون گاری که پرازنفرت بودباسیاه کلیدکبروغرو؟وتمام اون هیچ وپوچهامادی وانسانی را به لطف الله به قعرجهنم انداختم وازهمان لحظه که دستم رو دادم دست خدابمب شادی توی اعماق وجودم نورافشانی شدونتیجه اش را درزندگی ام هم خودم میبینم وهم اطرافیانم که آرزودارند این زندگی راداشته باشند.

    حالامن تعریف نمیکنم که من دیگه شاخ قول شکستم نه توی اتاق ریکاوری تحت درمانهای خصوصی هستم وبعدازاین جابایدببرنم بخش مراقبتهای ویژه ی (سی سی یو)یا(آی سی یو)که بازهم همین رابلدنیستم فقط میدانم نیازمندمراقبتهای ویژه ی الهی هستم.

    خب دیشب مهاجرت به مداربالا تر روبه یاری خداتمام کردم وشکرخدازندگی روزبه روز بهتروبهترشد.

    دیشب گفتم خدایاقدم بعدی چیه؟؟؟؟؟؟؟

    امروزعزیزدلم داشت به پسرم می گفت فرداعاشورای حسینی بریم سرمزارپدرمادرمون بعدبریم مسجدآبگوشت نذری بخوریم بعدبریم خانه ی عموجان !!!!!!!!

    من از هم پاشیدم چون چندسال بودرفت وآمدمون قطع بودالان حدوانزدیک3سال هست یک کوچولورفت و آمد داریم اونم باکارکردن ماتوی قانون جذب این رابطه برقرارشد خیلی روخودم کارکردم ولی میبینم ته دلم یاحسادت دارم که عزیزدلم باخانوادش رفت و آمد زیاد داشته باشه؟؟؟!!!!!!!!!

    یاهنوزهمون نفرتها و بی احترامیهای زن برادرش روم اثر منفی گذشته داره اثر میذاره!!!!!

    چون چندهفته پیش که باغشون بودیم جاریم به عزیزدلم ازشوهرش خیلی شکایت کرده وخیلی واضح گفتارورفتارمن باعزیزدلم روی جاریم اثرگذاشته که گفته بود.توباخانمت وبچه هات باهم خیلی خوی هستین والی آخر…..ولی برادرت وبچه هام به من اصلا احترام نمیذارن وخیلی گریه کرده بودکه روی اعصاب عزیزدلم اثرگذاشته بود.

    ازروزعیدغدیربگم روزقبلش روزجمعه سالگردپدرشوهردختربرادرشوهرم بودرفتیم روستاناهاروبعدسرمزاروازیک هفته قبل گفتند روزعیدغدیرباغ دختربرادرشوهرم دعوتیم چون شوهرش سیدهست.

    همون لحظه که مداح سرمزار داشت روضه میخواندعزیزدلم به صاحب کارش تماس گرفت که پدردامادمون فوت کرده من فرداعیدغدیرسرکارنمیام اون بنده خدا هم باورکردگفت اشکال نداره!!!!!که الان دومین یاسومین سالگردش بودوعزیزدلم راست نگفت!!!!!

    وازاینطرف همان روزعیدغدیرشبش بله برون دخترخواهرم بودمنم میخواستم ازصبح عیدبرم خانه ی خواهرم برای کمک کردن شب که ازروستااومدیم من بهانه گرفتم چراتوقول دادی فرداناهاربریم خانه دختربرادرت؟؟؟؟!!!!!

    گفت خب توبروخانه ی خواهرت منوبچه ها میریم باغ دختربرادرم گفتم نه!!!!!!!

    واقعاخیلی لذت نمیبرم ازدورهم هاشون چون مادرجاریم به محض فوت مادرشوهرم تا7مادرشوهرم نکشیدکه پدرشوهرم رو صاحب شدوتا20م مادرشوهرم عقدکردندمنم کم سن وسال بودم ونه خواهرشوهری نه بردارشوهردیگه ای هیچ کس دیگه نبودوواقعاانگاردودستی منوشوهرم رو گذاشتند پشت درب هنوزانفجارهای کارهای جاریم ومادرش رو اثرگذاشته؟؟؟؟!!!!! بالاخره ازدیدن زیادشون لذت نمیبرم وباگلی استرس واوقات تلخی بابچه هاکه پشت پدرشون هستندروبه صبح رسوندیم ودیدم عزیزدلم ساعت5صبح به دامادبرادرش پیام داده ماناهارنمیایم یک نفس راحت کشیدم.

    عصرپسربزرگم برخلاف میل دوتابردارکوچکترش پدرشوآماده کردکه هم عیددیدنی شوهرخواهربزرگم بریم هم بله برون دخترخواهردیگم بریم عزیزدلم قبول کردوحاضرشدورفتیم.وشب توی بله برون میرقصیدم عزیزدلم وبغل کردم وبوسش کردم معذرت خواهی کردم گفت عزیزم اصلا حرفشونزن تمام شدورفت.

    امروزگفتم خدایاهدایتم کن آرام باشم گذشته هاگذشته به من الهام شدکه برو پرتوآگاهی روگوش کن درحال گوش کردن بودم بعدازنمازصبح تاساعت7فکرمیکردم وکامنت میخوندم خوابم برد دوباره ناهاردرست کردم وبرای شب که شام درست میکردم گفتم قسمت اول پرتوآگاهی رو گوش میکنم وروی تکرارگذاشتم تاکارهام انجام شدوآمدم استراحت کنم که این صفحه از کامنتهاروخوندم وگفتم همین پرتوآگاهی روبرای خودم دوره درست میکنم مگه بایداستادیامریم جون مدام دوره درست کنندبایدبرای یکبارهم که شده روی پای خودم بایستم خدای ازحق نگذریم من خودم باکمک بچهاواردسایت شدم وهراتفاقی که برای گوشیم میفته بازهم بچه ها درست می‌کنند ولی ازفایلهاوخواندن کامنت ونوشتن کامنت فقط خودم ادامه دادم وبچه ها نمی دونم چگونه ازفایلهای شمااستفاده می‌کنند چون فضای مجازی دارند میتونندشماروپیداکنند.وعروس گلم کامنت نوشتن وارسال کردن رویادم دادولی هرچه میخونم و مینویسم کارخودم هست واین خودش پیشرفت عالی هست ولی منه عجول بازمیزنم جاده خاکی خدایاکمکم کن وباگوش کردن به این فایل وکامنت نوشتن سعی میکنم که فرداعاشورای حسینس روبذارم به عزیزدلم خوش بگذره اینهم که فکر کنم اسمش پاشنه آشیل منه ویاترمزمخرب هست رابایدپاک کنم وگرنه چی دانشجویی برای استادوچه بنده ای برای خداهستم ایمان وباوری که عمل نیاوردحرف مفت است. اینجابکارمیرود.

    عاشقتونم امیدوارم بااین دوره ی جدیدساخته خودم دیگه خدامتوجه میشه که خیلی فرق کردم وباهمین کاروحرکتم که خیلی بزرگ است فقط رهایی ازهرچیزوهرکس به خصوص عزیزدلم وبچه هام رو که خیلی وابستگی خانه خرابی وجودم هست روازوجودم کم کم پاک کنم به یاری آلله آمین.

    ودرآخربه نام عشق پایدارباباخداوسلام به خداوتمام عزیزان این سایت واون چشمای قشنگی که این دلنوشته روخوندن ودرسشوروازاشتباهات وخطاهای من گرفتن بی نهایت خوشحالم یک نفرهم درس بگیره غنیمت است.یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1062 روز

    33ردپاروزشمار1403/9/8به نام خدای آرامش سلام به استادوکل همفرکانسهای سایت من به فایلهای پرتوآگاهی قسمتهای دیگه گوش کرده بودم که تا3روزآینده به همه ی موجودات نگاه کنیدکه همه ازیک انرژی هستیم.بله من این تمرین روانجام داده بودم . خیلی احساس عالی داره ،پیاده روی که میرم زیادگربه میبینم یابعضیهاباخودشون سگ دارندازدوردوستشون دارم چون مخلوق خداهستند.ولی برای نزدیک ولمس کردنشون واقعاچندشم میاداصلااحساس خوبی ندارم!ولی پرندهاروبوس هم میکنم،یاگوسفندهاروبزهاروبه خصوص بچه‌ها شون رودوست دارم لب ودهانشونوتومشتم بگیرم آخ چی کیفی داره! البته برای این نوع بازی باحیوانات کسی که نمیترسه کنارم باشه!امروزپیاده روی رفتم کناربزگراه نشستم وازدیدن ماشینهای کوچک،بزرگ قیمت بالاوقیمت پائین لذت میبردم که بارون تندی گرفت کنارخیابان زیردرخت توت که خیلی اوقات میرم پاش آب میریزم واونجادعامیکنم حسم به این محل خوبه نشسته بودم پرتوآگاهی روگوش میکردم داشتم خیس میشدم سریع رفتم زیرپل بزرگ ماشین رو،کلی موتورسوارهاهمه ازشدت بارون جمع شدن زیرپل مسافرای متروزیرسایه بانهاپناه برده بودن خیلی زیبابودواین فایل هم رویایی بودحال کردم ازاین همه برکات.خوب حالاازادامه سفرم بگم شیرازرفتیم باغ ارم خیلی قشنگ بودوچندتاهم نارنج که منتظرمابودن ازباغ ارم به همراه مابه سفرادامه دادند چقدرخوشمزه بودند پسرم میگفت: تاحالاهمچین نارنج تازه نخورده بودم عالی بود.کنارباغ دلگشاناهارخوردیم وعزیزدل وپسرم باهمسرش حافظیه رفتن منوپسربزرگترم باهم رفتیم کنار دروازه قرآن منتظربودیم غروب آفتاب بودخیلی قشنگ بودچندتاعکس وراهی اصفهان شدیم. سلام وعرض ادب به اصفهانی های عزیزشب دیروقت رسیدیم ازتوگوگل خانه پیداکردن شب اونجاخوابیدیم خانه ی خیلی تمیزعالی جای دوتاپارک ماشین داشت دمشون گرم همگی خوب استراحت کردیم چون واقعا تمیزبودهرکس هرجادوست داشت خوابیدمن که اصلاخوابیدن تواتاق خواب رودوست ندارم ازبس که خواب آلودبودم رفتم روتخت دونفره خودم تنهاکلی جارودراختیارگرفتم بدون چای وشام خوابیدم صبح سریع رفتم مغازه لوازم گرفتم آمدم باعزیزدلم وکمک عروس گلم هم ناهار،هم شام ،درست کردم به خاطرامکانات بود. وخانه راتحویل دادیم وآمدیم وپسرم یک ماموریت کاری داشت سریع انجام دادتمام.برای تفریح نقش جهان وچهل ستون رفتیم خیلی خوش گذشت برای ناهارپارک33پل ناهارخوردیم وگوشی پسرم ازجیب عروسم افتادتوی سرویس وگفتم الخیروفی ماوقع بعدعروس وپسرم به کلیسای وانک رفتن ومنوپسرم جداکنارخیابان توی ماشین منتظروعزیزدلم جداکنارخیابان منتظرچون اصلاجای پارک نبودفقط بایدپارکینگ میرفتی ولی توی همان کوچه های قدیمی منتظربچه هابودیم تااینکه روزدامن روشن خودش روجمع کردوکم کم جاشودادبه دامن مشکی پرستاره دوریکدانه ماه ،ومنوپسربزرگه به پسرکوچکم خبردادیم ماجلورفتیم.استادمن تصویرکوه صفه ی اصفهان روفقط توی رادیوآوای تلویزیون دیده بودم وحدودا،ده سال پیش باکاروان رفته بودم اصفهان چیزی ازاین کوه یادم نبود! جلورفتیم که دیدم چه کوه قشنگی نوشته کوه صفه حیف که بایدمیرفتیم همگی خسته شده بودیم وحال موندن نداشتیم ولی تاآزادراه اصفهان به قم فقط پشت سرم رونگاه میکردم تاجایی که کوه توی دیدم بودنگاه کردم آهنگ گوش میکردم واشک میریختم ازاین همه عظمت خدراسپاسگذاری میکردم وازخداخواستم به منم ماشین آروی بده ،میخوام مسافرت دوردنیابه راحتی برم !وبعدبچه هاگفتن :دیشب هم شماخواب بودی ازهمینجاردشدیم منی که اصلاتوماشین نمیخوابم اون لحظه خوابم برده اینم ازسفراصفهان وتاشب به حول قوه ی الهی رسیدیم قبل از سمنان وتوماشین خوابیدیم وصبح به سمت دامغان راه افتادیم ودخترخواهرم توی دامغان مشاوره دارد . به دیدنش رفتیم، سلام به دامغانیهای عزیز بابستنیهای خوشمزشون بستنی خوردیم وراه افتادیم تاکنارنهرآب زیدرچقدرزیبابودناهارخوردیم وبچه هاماهی گرفتن دلشون نیومدبکشندبازتوی آب رهاکردن وراه افتادیم به سمت شهرعزیزخودمان مشهدمقدس السلام علیک یاشمس الشموس یاانیس النفوس السلام علیکم ورحمته الله وبرکاتُ ودست حق یارتون تافرداشب خدانگهدارامروز8آذرتولدپسردومم است خیلی خوشحالم خدایاازاین هدیه های الهی سپاسگذارم تاابدهاتوراشکرمیگویم بابت 4تاپسرم عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: