آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 2
آگاهی های این فایل، مراقبه ای است با صدای استاد عباس منش برای به صلح رسیدن با خود. همچنان که متن را می خوانید،حتماً بارها فایل صوتی را گوش دهید و به مفاهیم آن فکر کنید.
دیدی که هر اتفاق خوب تنها نتیجه قلبی پاک بوده است و خواهد بود و قلبت را پاک کردی و سادهتر شدی و سادگی و رهایی و همین است که اینجایی و هنوز مشتاقی و حالا میشنوی صدای خود ابدیت را که از درونیترین لایههای وجودت با تو حرف میزند.
من جانم و آگاهی، تو جسمی و ذهن و من اصل تو ام، خود متعالی تو، خود لایتناهی تو، توی بینهایت، توی مقدس. وقتی فراموشم میکنی و فراموش میکنی که این زندگی تنها یک تجربه کوچک در ابدیت توست، سقوط میکنی و همین است که جامعه بشری، همه بشر امروز در سراشیبی سقوط هست و همین است که ارزشهای امروز همه بیارزشی است.
و تو تنها وقتی نجات مییابی که مرا دوباره پیدا کنی، خود لایتناهیت را، اصلت را و همین است که تو هرچند موفق، هنوز درون به دنبال چیزی میگردی. هنوز به آرامش نمیرسی، هنوز یک چیزی کم داری و آن قداست تو، ابدیت تو، اصل توست.
بیا این دیدار را گرامی بداریم. این دم را که برای همه پیش نمیآید و چه میشد اگر پیش میآمد؟ بیا بیشتر آشنا شویم. حکایت من و تو که حکایت جان است و جسم و من که از ازل بودم، این بار در تو تجلی یافتم؛ خیلی پیش از تولد، پیش از جنین، پیش از تصمیم و تو از من زاده شدی، از سکوت، از ابدیت، از قداست.
من آگاهی تا اینکه جسم آمد، جنین نوزاد و آگاه بودی و ساده، جز شادی و رهایی نمیشناختی و لحظهها را یکی یکی زندگی میکردی.
سکوت بودی و در گفتگویی آرام با من. تا نفس پیدا شد تا مشغولت کند، تا در شلوغی اندیشه صدایی از من نشنوی. نفس، خشم را به تو آموخت. کینه را، حسد را، اندوه را، قالب را تا گفتگوهای درونی تو را، ذهن تو را آشفته کرد و ناپاکیها که از طبیعت نبودند، از خدا نبودند و جسم تو آنها را نمیشناخت، به این آشفتگی دامن زدند.
تصاویر آلوده، افکار آلوده، صداهای آلوده، گفتار آلوده و غذاهای آلوده، جسم و ذهن تو را پریشان کردند و قیل و قال نفس را بیشتر و بیشتر تا سکوت را از تو گرفتند و سکوت زبان گفتگوی من بود با تو و من آرام آرام فراموش شدم و تو حتی فراموش کردی که لایتناهی هستی، مقدسی، ابدی هستی و سقوط کردی.
دست و پا زدنهای بینتیجه، روابط آزرده، تحقیرها، خشمها، کینهها، حسادتها، پریشانیها، بیشترخواهیها، فرافکنیها و مشکلاتی که به آنها عادت کرده بودی و فکر میکردی زندگی همین است; برای همه تلخ است; همه حقیقت همین است; غافل بودی که آرامش و سعادت چنان به تو نزدیک است که در توست، در ذره ذره تو، و من آنقدر فراموش شدم که حتی نمیپذیری که زمانی بودهام. چنان که آمدند و گفتند و گوش نکردی.
اما چه باک حالا سکوت کردهای که بشنوی و مرا تجربه کنی و سعادت را و این بیشک، بزرگترین اتفاق زندگی توست. همان که همیشه در انتظارش بودهای. همه آنچه تو را به سعادت میرساند بازگشت تو به اصل خویش است. بازگشت به من، توی لایتناهی، خود مقدس تو و تو تنها در سکوت و آرامش است که میتوانی به من بازگردی، وقتی نفس را و گفتگوهای درونیت را آرام میکنی.
هرگاه با مشکلی مواجه میشوی به من بازگرد. به درون و به خاطر بیاور که تو موجودی الهی هستی و همه این زندگی تنها یک تجربه کوچک فیزیکیست در زندگی ابدی و مقدس تو. تجربهای که بارها و بارها تکرار میشود و به خاطر داشته باش که تو، لایتناهی هستی. تو، ماندگاری و پایدار.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 25MB6 دقیقه














روز 35
روز شمار تحول زندگی من فصل دوم
آرامش در پرتو آگاهی 2
سلام استاد عزیزم خانم شایسته ی نازنین ممنون و سپاسگذارم
سلام به دوستان همسفرم در این بخش
اول از همه این باور رو همیشه آویزه ی گوشم می کنم و تکرار و تمرین روزانه ی من است اینکه..تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه ی باورهای خودمان است
ای معبود الهی ام
خدایااا خودت هدایت ام کن بسمت آن تسلیم بودن در برابر خودت با احساس خوب و عالی .. آمین
هیچ چیز از احساس خوب داشتن مهمتر نیست تا بتوانیم از عهده کنترل ذهن مان بربیآییم
.درک نقش «احساس خوب داشتن» در تجربه خواستههایمان که وادارمان میکند، به جای مشاجره برای اثبات بر حق بودن مان ، آگاهانه مشاجره را قطع و تلاش کنیم تا به احساس خوب برسیم.
استاد عزیزم سکوت کلام خداوند است و باید بخودم یادآوری کنم که من از او هستم و باید بدانم که با سکوت فاصله ی روح و ذهن کم می شود .
دقیقا یا کتاب رویایی که رویا نیست افتادم که چقدر قشنگ و واضح به من یادآوری شد که از کجا آمده ام و باید چگونه باشم و چگونه این زندگی زمینی رو بیاموزم
اگر می خواهم به احساس خوب برسم فقط باید کمی سپاسگذارتر باشم
فقط کافی است کمی خوشحال تر باشم
فقط کافی است کمی ذوق و شوق بیشتری داشته باشم
فقط کافی است خوش بینانه تر باشم
فقط کافی است کمی سکوت کنم و شکایت نکنم
فقط کافی است به خواسته ها و رویاهایم وفادارتر باشم و بیشتر دوست شأن داشته باشم
فقط کافی است وانمود کنم همان چیزی هستم که می خواهم باشم
خدایا شکرت .. روزی در این قسمت دست نوشته ای به یادگار بر جای گذاشتم.. اینکه صدای سکوت ترا شنیده بودم..
اینکه با نگاه محبت آمیزت من را صدا زدی
اینکه چشم براه من بودی که صدای سکوت ترا بشنوم
اینکه منو آوردی اینجا در جمع خانواده ی الهی ام
اینکه بهم فهماندی من عزیز دوردانه ی ارزشمند تو هستم ..
استاد عزیزم در این فایل فقط خواستید که این تمرین رو انجام دهم و من به دیده ی منت این کار رو همیشه انجام میدهم ولی انگار باید بیشتر و عمیق تر سکوت کنم تا صدای سکوت الهام و شهود خدای نازنینم رو بشنوم
فقط برای سه روز، هرگاه با مشکلی مواجه میشوی به من بازگرد. به درون و به خاطر بیاور که تو موجودی الهی هستی و همه این زندگی تنها یک تجربه کوچک فیزیکی است در زندگی ابدی و مقدس تو، تجربه ای که بارها و بارها تکرار میشود.
و به خاطر داشته باش که تو لایتناهی هستی.
خدایا خودت کمکم کن و قلم دستان ام بشو .
صحبت و کلام و گفتار زبانم بشو
قدم به قدم حرکت های جادویی ام بشو
خدایااا من حمایت تو را با خودم همراه می کنم تا دستی فراتر از دستان و قدرتی بالاتر از هر قدرتی برای من در کار باشد
ای معبود الهی ام
و ای نور و روشنایی قلبم
ای عشق الهی ام
ای که مرا خوانده ای
خودت را به من نشانم بده
ای معبود الهی ام
ای وفور و فراوانی ام
دیگر ذهن و روح من در هماهنگی و تعادل با یکدیگر در حال مسابقه هستند
اینکه خداوند الهی ام برای تمام موجوداتش اینقدر با ارزش قایل هست که تو را در بالای جسمم نشاند .. ترا بالای سرم نشاند … ترا تاج سرم کرد … و تو بتصور اینکه در بالاترین نقطه ی جسمم مسکن گزیدی صدایت را به عرش اعلا رساندی و هی فریادت را بیشتر و بیشتر می کردی…
ولی ای عزیز ساکن تاج سرم… و ای ذهن نجواگر بر سر نشانده ام …
من دیگر ترا شناختم
من دیگر شعله های صدای بلند نجواگر ترا .. کم سو میبینم
هر از گاهی نگاهی می کنم و بگمانم توهمی بیش نیستی سکوت می کنم
چقدر این زبان جدیدم را دوست میدارم
چقدر این زبان سکوت زیباست
کلا انگار این زبان کته بری خاصی ندارد
انگار صدای سکوت یک زبان بین المللی است
انگار فقط یک کلمه ای بیش نیست ولی هزاران هزار معنا و مفهوم دارد
خدایا ترا چگونه سپاس بگذارم که چنین عاشقانه دستمو گرفتی .. البته بهتره که بگویم … که دستان من همیشه در دستان گرم پر مهرت بود ولی اینبار محکم تر گرفتی و من احساسش کردم … محکمی و پشتوانه ی لطیفی است..
خدایااا ممنون و سپاسگذارم
خدایاا شکرت که تجربه می کنم آنچه را که لایقش هستم رو
و وارد زندگیم شد آنچه که باید میشد
خدایااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم
IN GOD WE TRUST
ا
بنام خداوند بخشایشگر مهربانم
بنام خداوندی که الام علیم است ای داناترین و ای آگاهترین داننده ی رازهای نهان
خداوند امشب دستمو گرفت وصاف آورد روی دکمه نشانه ام..
در پرتو آگاهی
خدایا شکرت .. روزی در این قسمت دست نوشته ای به یادگار بر جای گذاشتم.. اینکه صدای سکوت ترا شنیده بود..
اینکه با نگاه محبت آمیزت من را صدا زدی
اینکه چشم براه من بودی که صدای سکوت ترا بشنوم
اینکه منو آوردی اینجا در جمع خانواده ی الهی ام
اینکه بهم فهماندی من عزیز دوردانه ی ارزشمند تو هستم ..
یادته اون همسایه ی شلوغ کن من… همش حواسمو پرت می کرد؟؟؟
یادته چطوری از یک کاه کوه می ساخت تا منو ببره به قهقراه ؟؟؟
یادته توی همسایگی تو چطوری سر و صدا می کرد که من صداتو نشنوفم؟؟؟
وقتی تو با سکوت و بی سروصدایی ایت و با عشق منو صدا می کردی اون همسایه ی شلوغ کن تو مدام پی بهونه می گشت…
آره همان ذهن نجوا گری که در همسایگی طپش قلب آرامم مسکن گزیده بود..
بازم حواسمو پرت کرد .. بازم موفق شد که صدای زیبای سکوت ترا نشوفم…. البته ایندفع خیلی زود دستشو خوندم..
ایندفع مچ شو گرفتم ..
ایندفع دیگه راهی نداره
چون من هم صدای زبان سکوت رو یاد گرفتم
چون چشمان من به دستان قدرتمند الهی ام خیره است
چون اون ذهن نجواگر من دیگه فرسوده شده و توان آن قیل و قال های سربفلک کشیده رو ندارد
میدونه.. خودش خوب میدونه .. که من صدای معبودم را شنیدم.. از وقتی صدای سکوت را شنیدم ناامید شده
ولی با تمام ناامیدی هاش دشمن قسم خورده ی این قلب الهی من شده تا باز روزنه ای پیدا کند و خودشو به شکل شعبده باز حرفه ای تری نمایان کند..
ولی انگار آن شعبده بازی هایش هم دیگر اثر ندار..
ای همسایه و ای شلوغ کن معرکه ی عزیزم … می خواهم یک سخنی هم با تو داشته باشم و ایندفع سخنان من همچون معبودم با زبان سکوت است… اینکه فقط نگاهت می کنم… می گذارم هر چی کوله بار داری از جلوی دیدگانم عبور کند و من هم نظاره گر تو باشم .. فقط نگاهت می کنم و با سکوتم می نگرم و نظاره گرت هستم.
دیگر ذهن و روح من در هماهنگی و تعادل با یکدیگر در حال مسابقه هستند
اینکه خداوند الهی ام برای تمام موجوداتش اینقدر با ارزش قایل هست که تو را در بالای جسمم نشاند .. ترا بالای سرم نشاند … ترا تاج سرم کرد … و تو بتصور اینکه در بالاترین نقطه ی جسمم مسکن گزیدی صدایت را به عرش اعلا رساندی و هی فریادت را بیشتر و بیشتر می کردی…
ولی ای عزیز ساکن تاج سرم… و ای ذهن نجواگر بر سر نشانده ام …
من دیگر ترا شناختم
من دیگر شعله های صدای بلند نجواگر ترا .. کم سو میبینم
هر از گاهی نگاهی می کنم و بگمانم توهمی بیش نیستی سکوت می کنم
چقدر این زبان جدیدم را دوست میدارم
چقدر این زبان سکوت زیباست
کلا انگار این زبان کته بری خاصی ندارد
انگار صدای سکوت یک زبان بین المللی است
انگار فقط یک کلمه ای بیش نیست ولی هزاران هزار معنا و مفهوم دارد
خدایا ترا چگونه سپاس بگذارم که چنین عاشقانه دستمو گرفتی .. البته بهتره که بگویم … که دستان من همیشه در دستان گرم پر مهرت بود ولی اینبار محکم تر گرفتی و من احساسش کردم … محکمی و پشتوانه ی لطیفی است..
خدایاااا شکرت که همیشه با من بودی و هستی
خدایاااا شکرت چشمان من رو منور به نور الهی خودت کردی
خدایاااا شکرت که برای ساختن آینده ی درخشانم من را همراهی می کنی
خدایاااا شکرت که بشارت های خوب و خوش شادمانی اعظیمم را بوضوح و به روشنی و با صدای بلند الهام و شهودم می شنوم و درک می کنم و آگاه می شوم و بی درنگ اطاعت می کنم
خدایاااا شکرت توانایی شنیدن صدای دانش درونی ام را به من یاد دادی تا تصمیمات درست و مناسب و عاقلانه و سازنده ای را بگیرم در جهت رسیدن به اهداف و خواسته ها و آرزوهای الهی ام..
خدایا شکرت که تو به تنهایی برایم کافی هستی..
خدایااا شکرت
اگر آگاهی خداوند در من جاری شود دیگر هیچ محدویتی در مورد ثروت ندارم چون منبع این ثروت خودش نامحدود است
خدایا ممنون و سپاسگذارم که با معجزاتت سوپرایزم می کنی
خدایااا ممنون و سپاسگذارم
من از درک هماهنگی ها و همزمانی هایت عاجزم
خدایاااا شکرت چنین استاد بینظیری در این جهان هستی خلق کردی که پرچم دار و علمدار چراغ نور و روشنایی هدایت های الهی تو باشد
خدایاااا ممنون و سپاسگذارم که هدایت ما را بر عهده گرفتی ..
خدایااا شکرت که پشتیبان ومحافظ و حامی و هدایتگر من هستی
ممنونم که باز هم صدای دلنشین زیبایت را شنیدم و اشک ذوق رو در وجودم جاری کردی
امشب هم قدرت خداوند من رو بسمت بهترینع بهترین ورودی ها و زیبایی ها دیده ها و شنیده ها و آگاهی روز افزونم هدایتم کرد..
خدا شکرت که بر من احاطه کرده ای نیکی ها و نعمت ها یت
خدایااا شکرت که من به کمتر از بهترین ها رضایت نمی دهم
خدایااا شکرت فَسَیُنسرُی اللیُسری’… خدایا آسان کرده ای آسانی های نعمت هایت را بر من.. ای خدایی که هدایتمان بر عهده گرفتی.. براستی که خداوند وفاترین عهد کننده است
خدایا شکرت
استاد عزیزم ممنونم که این آگاهی ها برایم آگاه دهنده ای بود که گفتیید..
فقط برای سه روز، هرگاه با مشکلی مواجه میشوی به من بازگرد. به درون و به خاطر بیاور که تو موجودی الهی هستی و همه این زندگی تنها یک تجربه کوچک فیزیکی است در زندگی ابدی و مقدس تو، تجربه ای که بارها و بارها تکرار میشود.
و به خاطر داشته باش که تو لایتناهی هستی.
ارادتمند همیشگی این خانواده ی عزیزم رویا مهاجر سلطانی
2023/5/13 Meh
1402/2/23 اردیبهشت
سی و پنجم از سفر نامه 35
در پرتوی آگاهی قسمت دوم
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
با سلام به استاد ارزشمندم
و خانم شایسته گرامی
و دوستان همسفرم
🙋♀️🙋♀️🙋♀️♥️♥️♥️
خودشناسی و خود اندیشی نتیجه گوش دادن به این فایل برای من بود
در هیاهوی زندگی جای دیگری وجود دارد که بسیار سکوت هست
مثل یک هم اطاقی که دیواری بینمان هست اینور شلوغ ک درهم بر هم و آشفته و پر رفت و آمد
و اونور سکوت و آرام و بی دغه دغه
وقتی قبلا این فایلو گوش داده بودم فقط اشک میریختم و از این که چقدر از همسایه ی دیوار به دیوارم بی اطلاع بودم تاسف خوردم
پیش خودم گفتم چقدر این همسایه ام خوب است ….. و منو تحمل میکند که چنین سرو صداهایی را از من می شنود و دم بر نمی آورد
چقدر حرفای بیهوده زدم و بلند بلند حرف میزدم و مجالی به او نمیدادم که جوابی به من بدهد
همیشه با همسایه ی دیگرم که جناب ذهن نام دارد به بحث و مجادله بودم
اصلا به هم فرصت نمیدادیم که لحظه ای سکوت کنیم مدام در حال حساب و کتاب بودیم ….. من میگفتم و او هم صریح صدتا معادله جلوی رویم میگذاشت و من هم با نا امیدی هر چه بیشتر به این معادله ها جواب مجهول میدادم
تا وقتی که از حل آنها نا امید میشدم و ترس برم میداشت
ولی این قصه ی من مدام و مدام تکرار میشد و من هم مدام و مدام عقب نشینی میکردم و عاجز تر از همیشه دست و پا میزدم .تا اینکه کاملا عاجز شدم
در این موقع بود که صدای همسایه ای که اسمش جناب قلب و سکوت بود را شنیدم
گفتم …..صدای سکوت
مگر سکوت صدایی هم دارد
چه صدایی دارد که شنیدم
فریاد سکوت را شنیدم
فریادی که سراسر نور بود
فریادی که عشق بود
بله بلاخره صدای همسایه ی عزیزم رو شنیدم
به من میگفت بیا با من سخن بگو بیا تا با سکوتم با تو حرف بزنم
بیا تا با سکوتم راه را به تو نشان بدم
من فهمیدم با سکوت بیشتر می توانم حرف بزنم
من فهمیدم بدون اینکه شلوغ کنم با سکوت بهتر و قشنگتر و رومانتیک تر می توانم حرف بزنم
مدتی با او هم صحبت شدم و دیدم گویا من هم مانند اوهستم
دیدم با حوصله با من حرف میزند
دیدم من هم با حوصله با او حرف میزنم…..
و یواش یواش و آرام آرام چون ا و … منتظرش بودم
او با سکوتش مرا نگاه میکرد
او با سکوتش به من عشق میورزید
او با سکوتش مسیر را نشانم میدا د
و او با سکوتش به من احترام میزاشت
من فهمیدم چقدر ارزشمندم
من فهمیدم تا حالا چقدر مرا دوست داشت و سکوت میکرد
من فهمیدم عاشق منع
به من با زبان سکوتش خودش را معرفی کرد
یواش یواش و آرام آرام ترجمه ی زبان سکوت را یاد گرفتم
چقدر این این طرز صحبت کردن زیبا بود گویی قبلا ی جایی این گویش را شنیده بودم
گوبا این گویش برایم آشنا بود
گویا زودتر از هر گویش دیگری معنایش را می فهمیدم…
ولی تا میخواستم کامل ترجمه کنم یهو اون یکی همسایه ی حسود نا قافل میومد و قیل وقال به پا میکردو حواسمو پرت میکرد
و باز منو با کارهایش سرگرم میکرد
بعد از چندی دوباره نگاه سنگین سکوت را حس میکردم که با عشق صدایم میزند
و من هم آرام آرام عاشق سکوت شدم و دیگر هیچ صدایی را قشنگتر از او نشنیدم
بله من عاشق شدم ..
چقدر عشق زیباست
چقدر شور و شوق دارد
چقدر این سکوت رویایی عشق میورزد
چقدر به من نزدیک بود
چقدر انگار از او بودم و خبر نداشتم
صدای سکوت صدای اصل من است
منی که از طبیعت آمده بودم
بله درست است
صدای سکوت صدای طبیعت است
خوب گوش کن
ببین
چه روح نواز است این سکوت
سکوت صدای خداست
پس این خدای من بود که سکوت بود؟؟؟.؟..؟
او که بی نهایت قدرتمند است پس چرا ؟؟؟؟؟
درست فهمیدم …
من اینقدر ارزشمندم که با ناز و عشوه منو لوس میکند
خدایا دوستت دارم
برای اینکه بیشتر به تو برسم حالا …..
دیگر من باید سکوت کنم
باید جمله جان شویم
باید همچون تو سخن سکوت را یاد بگیرم
خدایا ممنون و سپاسگذارم
خدایا ممنونم که در آغوش گرم و پر رنگ تو هستم
سپاس سپاس سپاس
🙏🙏♥️🙏🙏🙏♥️♥️♥️🙏🙏♥️♥️
با سلام خدمت شما دوست گرامی و هم فرکانسی
البته من باید از شما قدر دانی کنم که صدای سکوت من بلند بود شما شنیدید
ممنون و سپاس🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
درودد به دوست عزیز وهم خانواده ی عباسمنشی نفسیه عزیزم
واقعا ممنون و
سپاسگذارم که این کامنت و دلنشته ی منو خوندید و در ازای خوندن این دلنوشته من باید از شما تشکر قدردانی کنم که پاسخی دلچسب و گوار و دلنشین برام فرستادید .. دوست عزیزم قانون جذب میگه با تشکر و قدر دانی نعمت های بیشتری رو بسمت خودت جذب میکنی و خواستم منم از شما تشکر کنم که بی تفاوت از خوندن کامنت من نگذشتین براتون بهترین ها رو آرزومندم
نور و عشق و صلح و دوستی و مهربانی و شادمانی و سلامتی و موفقیت و پول و ثروت و نعمت و برکت و فراوانی هایی که فراتر از حد تصور و درک تجربه های زندگیمونه رو از هدایت الهی برای همه مون آرزومندم
ممنون و سپاس👏👏👏👌👌👌😍😍😍🌵🌵🌲🌲🌳🌳🍀☘️🌿🌻💐🌹🥀🌺🙏🙏🙏🙏🙏
سلام زهرای عزیزم من چقدر خوشبختم که دوستانی همچون شما در این گنجینه گوهربار دارم 🙋♀️💐🙏 خودم وقتی دوباره این متن رو خواندم اشکم در آمد و چقدر خوشحالم که در این مسیر حضور دارم و از خداوند برای همه مون آرزو میکنم که استوارتر و محکم تر و مصمم تر و قدرتمندتر ادامه بدهیم این مسیر نورانی را که چراغ راهنماییش استاد عباسمنش عزیزمان هست
ممنون و سپاسگذارم👏👏👏🙏🙏🙏🙏💐💐💐💐🙋♀️
در پناه نور و عشق
درود و سلام خدمت دوست عزیز و ارزشمندی علیرضای عزیز ….
چقدر امروز به چنین نشانه ای نیاز داشتم خدا رو شکرت بخاطر چنین دوستان الهی ام که توسط این دوستان عزیزم به کامنت پیشین خودم هدایت شدم ؤ به من نهیب زد و گفت… بازم حواست پرت شددددددد؟؟؟؟
بازم فراموش کردی صدای سکوت رو گوش کنیییییی؟؟؟
آقا علیرضای عزیز در این هیاهوی و شلوغی و پویایی این سایت شما با صدای سکوت با من صحبت کردید حواسمون باشه باید خیلی سکوت کنیم تا صدای جان جانان رو بشنویم
از امشب فقط روزه ی سکوت
گوش کن. ….
صداشو می شنوی…..
خیلی ضعیفع …….
ولی دارم گوش هامو تیز می کنم..؟..( +_+
با درود و سلام خدمت شما دوست عزیز آقای زارعی
خیلی خیلی ممنون و سپاسگذارم که با توضیح کامل تون در خصوص صدای سکوت صدای روح نواز خداوند رو بیشتر از آنچه که تصورش رو می کردم برایم شرح دادید . واقعا وقتی بمدت طولانی با خودم خلوت می کنم بیشتر از هر صدایی صدای خداوند رو با گوش جان و دل می شنوم
چه زیبا گفتید ..اینکه
منطقیه که تمام اتفاقات خوب برای من در آرامش و احساس خوب رخ بده چون تنها کلید دریافت نعمت ها و بنیان تمام موفقیت ها و تحقق خواسته هایم همه، آرامش و احساس خوبه که باهاشون توکل ،ایمان ،امید، اعتماد به رب و همه و همه میان ،چون تمام اتفاقات خوب برای من از یک منبع خیر ساطع میشوند
واقعا این آرامش درونی فقط در خلوت گزینی می توان پیدا کرد که این امر مهم خارج از درک 99٪ جامعه است آنقدر در اذهان و غوغا و شلوغی و حاشیه ها غرق شدند که فرصی برای شنیدن براشون وجود ندارد هر چند من خودم هم قبلنا در چنان فضایی بسر می بردم ولی گل به جمال آن تضادها که منو از خواب غفلت بیدار کرد و منو به وضوح رساندن . جای شکر گذاری بیکران را برایم به ارمغان آورد .
بقول سهراب سپهری عزیز
دوست را زیر باران باید دید
عشق را زیر باران باید جُست
ممنون و سپاسگذارم برای پاسخگویی زیباتون که گفتید این سخنان هم همه از اوست که بر قلب نازنین دوستم الهام شد و او نوشت
خدایا شکرت که ما همه از هدایت شدگانیم که در این کشتی گوهر نشان ساکن شده ایم .
خدایاااا کمکمون کن که در این مسیر نورانی الهی ثابت قدم و مستحکم پایدار بمانیم تا از طریق هدایت های الهی خودت نشانه های پر رنگ و صدای بلند الهام و شهود و دانش درونی ام رو بوضوح و به روشنی ببینم و بشنوم و آگاه شوم و بی درنگ اطاعت کنم خدایا شکر گذارم شکر گذارم شکر گذارم
،به راستی همه اوست و ما به قول استاد ،چی داریم از خودمون؟؟؟؟تمام اعتبارها ماله اونه و »»»»سکوت صدای خداونده «««««
آقای زارعی عزیز بهترینها بهترین هدایت های الهی رو در جهت دریافت و جذب اهداف و خواسته ها و آرزوهای مقدس الهی رو برای شما دوست عزیز و برای همه مون آرزومندم
روز و شبت تون بخیریت و خوبی و خوشی شادی و شادمانی
و ایام بکام تون شیرین و گوارا همراه با عشق الهی
موفق و پایدار باشید
بقول استاد عزیزمون من حالم خوب باشه، افرادیکه حالشون خوبه در دایره اطراف من قرار خواهند داشت.
با درود و وقت بخیر خدمت دوست عزیز و جدیدم.. امروز اسم شما رو دیدم چقدر بهم انگیزه داد و چقدر خدارو شکر کردم بابت اسم زیبای نیایش عزیزم .. واقعا افتخاره عزیزم . که دوستان خوبی در این سایت عزیزمون دارم یکی از یکی بهتر و تحسین برانگیزتر . خدایااا شکرت
و ممنون و سپاسگذارم برای تحسین های شما بابت رنگ موهام !!! خیلی این رنگ مو رو دوست دارم احساس میکنم خاص بودن بهم دست میده . یکسال پیش رفته بودم منزل خاله جآنم با هم رفتیم آرایشگاه که موهامو کوتاه کنم و.. آرایشگرم وقتی داشت موهامو کوتاه میکرد همش تعریف میکرد و بهم گفت بهتون تبریک میگم که شجاعت بخرج دادی . هر کسی جرات نداره این رنگ و روی موهاش بذاره !!! آنجا تازه متوجه شدم که کار شجاعانه ای کردم و خودمو تشویق کردم .و البته بارها توی خیابان چند تا خانم از رنگ موهام تعریف کردند چقدر خوشحال شدم . الان هم وقتی شما ازم تعریف کردید خیلی خوشحال شدم .. البته من هم همین اخلاق و خصلت رو دارم هر چیز زیبایی رو آنقدر تعریف میکنم که کاملا توی ذهنم احساس غرور میکنم و از خداوند تشکر میکنم که ذهن مو تربیت کردم که همیشه قدرت تعریف و تمجید را داشته باشم .. هر وقت میرم خونه ی خاله ام آنقدر از فسنجانش تعریف میکنم و از غذا پختنش و سلیقه اش تعریف میکنم که حد نداره .. چون اون برق شادی و خوشحالی و امید به زندگی رو درون چشمانش میبینم خیلی خوشحال میشه .. خدا رو شکر از وقتی با استاد آشنا شدم سعی کردم همیشه زیبایی ها رو ببینم و به نکات مثبت توجه کنم و مهمتر از همه اینا آن زیبایی ها رو تایید و تحسین میکنم خدا رو شکر با دیدن سریال سفر به دور آمر یکا و زندگی در بهشت این خصوصیات تایید و تحسین جزو شخصیتم شده
اسم شما نشانه و هدایتی از طرف خداوند بود برام و چقدر خوشحال شدم که منو بسمت کامنت خودم هدایتم کردی و با دیدن اسم زیبای تو و همچنین خواند کامنت خودم در فایل بینظیر آرامش در پرتو آگاهی 2 بیشتر فهمیدم که باید بهتر توحیدی عمل کنم .
نیایش جان واقعا ممنون و سپاسگذارم دست قلم خداوند برام شدی و خداوند به اون قلب مهربانت الهام کرد که بیایی و برام بنویسی و همچنین عکس زیبای پروفایلت واقعا بی نظیره اون نگاه زیبایی که به آسمان زیبای خداوند داری چقدر لذت بردم برات بهترینه بهترینها رو آرزومندم امیدوارم همیشه بدرخشید و درخشان دیده بشی و همه ی نگاهها بسمت تو عاشقانه و پر از مهر و محبت باشه و در هر شرایطی پر انرژی باشی و در مدار مومنتوم مثبت وصل باشی به انرژی منبع الهی
و به همه ی آرزوهای دلت برسی عزیزم واقعا ممنون و سپاسگذارم !!!
بهترین دعای استاد : “از خدا میخوام توحید رو در دل ما و در وجود ما جاری کنه ” . آمین :)
خدای من : چه دارد آنکه تو را ندارد / و چه ندارد آنکه تو را دارد
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST