آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 2


آگاهی های این فایل، مراقبه ای است با صدای استاد عباس منش برای به صلح رسیدن با خود. همچنان که متن را می خوانید،حتماً بارها فایل صوتی را گوش دهید و به مفاهیم آن فکر کنید.


دیدی که هر اتفاق خوب تنها نتیجه قلبی پاک بوده است و خواهد بود و قلبت را پاک کردی و ساده‌تر شدی و سادگی و رهایی و همین است که اینجایی و هنوز مشتاقی و حالا می‌شنوی صدای خود ابدیت را که از درونی‌ترین لایه‌های وجودت با تو حرف می‌زند.

من جانم و آگاهی، تو جسمی و ذهن و من اصل تو ام، خود متعالی تو، خود لایتناهی تو، توی بی‌نهایت، توی مقدس. وقتی فراموشم می‌کنی و فراموش می‌کنی که این زندگی تنها یک تجربه کوچک در ابدیت توست، سقوط می‌کنی و همین است که جامعه بشری، همه بشر امروز در سراشیبی سقوط هست و همین است که ارزش‌های امروز همه بی‌ارزشی است.

و تو تنها وقتی نجات می‌یابی که مرا دوباره پیدا کنی، خود لایتناهیت را، اصلت را و همین است که تو هرچند موفق، هنوز درون به دنبال چیزی می‌گردی. هنوز به آرامش نمی‌رسی، هنوز یک چیزی کم داری و آن قداست تو، ابدیت تو، اصل توست.

بیا این دیدار را گرامی بداریم. این دم را که برای همه پیش نمی‌آید و چه می‌شد اگر پیش می‌آمد؟ بیا بیشتر آشنا شویم. حکایت من و تو که حکایت جان است و جسم و من که از ازل بودم، این بار در تو تجلی یافتم؛ خیلی پیش از تولد، پیش از جنین، پیش از تصمیم و تو از من زاده شدی، از سکوت، از ابدیت، از قداست.

من آگاهی تا اینکه جسم آمد، جنین نوزاد و آگاه بودی و ساده، جز شادی و رهایی نمی‌شناختی و لحظه‌ها را یکی یکی زندگی می‌کردی.

سکوت بودی و در گفتگویی آرام با من. تا نفس پیدا شد تا مشغولت کند، تا در شلوغی اندیشه صدایی از من نشنوی. نفس، خشم را به تو آموخت. کینه را، حسد را، اندوه را، قالب را تا گفتگوهای درونی تو را، ذهن تو را آشفته کرد و ناپاکی‌ها که از طبیعت نبودند، از خدا نبودند و جسم تو آنها را نمی‌شناخت، به این آشفتگی دامن زدند.

تصاویر آلوده، افکار آلوده، صداهای آلوده، گفتار آلوده و غذاهای آلوده، جسم و ذهن تو را پریشان کردند و قیل و قال نفس را بیشتر و بیشتر تا سکوت را از تو گرفتند و سکوت زبان گفتگوی من بود با تو و من آرام آرام فراموش شدم و تو حتی فراموش کردی که لایتناهی هستی، مقدسی، ابدی هستی و سقوط کردی.

دست و پا زدن‌های بی‌نتیجه، روابط آزرده، تحقیرها، خشم‌ها، کینه‌ها، حسادت‌ها، پریشانی‌ها، بیشترخواهی‌ها، فرافکنی‌ها و مشکلاتی که به آن‌ها عادت کرده بودی و فکر می‌کردی زندگی همین است; برای همه تلخ است; همه حقیقت همین است; غافل بودی که آرامش و سعادت چنان به تو نزدیک است که در توست، در ذره ذره تو، و من آنقدر فراموش شدم که حتی نمی‌پذیری که زمانی بوده‌ام. چنان که آمدند و گفتند و گوش نکردی.

اما چه باک حالا سکوت کرده‌ای که بشنوی و مرا تجربه کنی و سعادت را و این بی‌شک، بزرگترین اتفاق زندگی توست. همان که همیشه در انتظارش بوده‌ای. همه آنچه تو را به سعادت می‌رساند بازگشت تو به اصل خویش است. بازگشت به من، توی لایتناهی، خود مقدس تو و تو تنها در سکوت و آرامش است که می‌توانی به من بازگردی، وقتی نفس را و گفتگوهای درونیت را آرام می‌کنی.

هرگاه با مشکلی مواجه می‌شوی به من بازگرد. به درون و به خاطر بیاور که تو موجودی الهی هستی و همه این زندگی تنها یک تجربه کوچک فیزیکیست در زندگی ابدی و مقدس تو. تجربه‌ای که بارها و بارها تکرار می‌شود و به خاطر داشته باش که تو، لایتناهی هستی. تو، ماندگاری و پایدار.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

838 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سیمین منصوری» در این صفحه: 1
  1. -
    سیمین منصوری گفته:
    مدت عضویت: 1272 روز

    به نام الله یکتا

    سلام استاد عزیز و بزرگوار

    سلام مریم مهربان

    سلام دوستان عزیزم

    و قلبت را پاک کردی و ساده شدی…

    و سادگی یعنی رهایی…

    روز سی و پنجم از سفری برای آگاهی و تحول

    با چشمانی پر از اشک و قلبی سرشار از شکر گزاری از ذوق این همه عشق خدا، مینویسم:

    واقعاااا نمی‌دونم چگونه خدارو شکر کنم که منو در این راه با این همه هدایت روشن و آگاهی قرار داده ، منو در جمعی آگاه از انسانهای دوران خودم قرار داده که مثلشون خارج از این سایت و خانواده به سختی یافت میشود، نمی‌دونم از شما چطور تشکر کنم استاد عزیزم که با این سخاوتتون در بیان آگاهیها و عشقی که در کلامتون هست و وجود ما رو دگرگون میکنید و‌مارو به اصل خویش که سکوت است و قداست و ابدیت بر می‌گردانید ،به گونه ای که کل این جهان را لحظه ای دربرابر ابدیت خود می‌دانیم ، مریم مهربانم چگونه از شما سپاسگزار باشم برای این سفر جادویی که با عشق بر پا کردی و ما رو هم با مهربانی خواهر گونه ات همسفر خود در این مسیر سبز کردی.

    و به راستی که سکوتی که از کنترل گفتگوها و ورودی های ذهن بر پامیشود ، چه آشناست.

    گویی با این سکوت و با این آگاهی زاده شده ام ، و‌چه آرامشی بر وجودم مستولی میشود زمانی که خود را رها میکنم از هر قید و بندی و در این سکوت غوطه ور میشوم و خود را و خدا را یکی میابم. و نفس زمانی که دست به کار شود و با نجواهایش کمر بر بدبختی ما ببندد و ما را از اصل خودمان دور کند و محدودمان کند به زمان و مکان و نام و قبیله و… دیگر چیز ی از آن وجود لا یتناهی نخواهد ماند و همه اش میشود خواهش های نفسانی و دنیوی و به خود میایم که می‌بینم که خبری از آن همه آگاهی و سکوت و عظمت نیست و در شلوغی اندیشه خودم را ، خود مقدس و ابدیم را ، خود خدا گونه ام را فراموش کرده ام و افسارم در دستان نفس سر کش است و دارد می‌تازد تا مرا به دره ی فنایی و نیستی سقوط دهد.

    وای که تو چقدر پر رنگی در سکوت خدای من ، چقدر صدایت بلند و واضح است و هدایت‌هایت زیبا و دلنشین هستند وقتی در سکوت به تو وصل میشوم و از قیل و قال ذهن و دنیای مادی خود را جدا میکنم.

    من با تو یکی هستم و این را زمانی فهمیدم که استاد عزیزم با صدای دلنشین و سرشار از مهرش گفت :

    وسکوت زبان گفتگوی من است با تو ، ودانستم که آرامشم در سکوت ، یعنی احساس حضور خداوند

    و استادم گفت: آرامش و سعادت چنان به تو نزدیک است ، که در توست .

    واینجا معنای اینکه از رگ گردن به من نزدیکتری را فهمیدم و فهمیدم که آرامشی که در زمان تنهایی با خودم و رها از هر چیزی ، درک میکنم ، همان درک حضور حضرت دوست است و بسسس.

    و دیدم که در سکوت به اصل خویش که آرامش و عشق و خدا بود بازگشتم و این همه ی چیزی بود که برای تجربه ی سعادت دنیا و آخرت میخواستم.

    و در زمان اتصال به اصل و منبع خویش این را درک کردم که من لایتناهی هستم ، من ماندگار و پایدارم

    همانگونه که خالق و صاحب اختیارم لایتناهی و ماندگار است و از روحش در من دمیده و فهمیدم که چقدرررررر با عظمت و توانمندم و من همانم که خدا خلق کرد و فرمود:

    فتبارک الله احسن الخالقین

    بله من از خدا هستم و خداگونه زندگی میکنم و به سوی خدا بازمیگردم.

    بینهایت شاکر خدای مهربان و استاد بزرگوارم و همه ی دوستان گرامی هستم.

    در پناه خدا پاینده باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: