مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»110MB30 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»28MB30 دقیقه














همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
یعنی قشنگ تر از این خدای مهربان چطور می شد جواب من رو بده ؟
سلام استاد عزیزم
فقط خواستم بگم امروز یه خواسته ای ناگهان درونم شکل گرفت و خیلی منو به سمت خودش جذب کرد اما به پسر کوچیکم فکر کردم و این که برای رسیدن به خواسته م باید اون رو زمان طولانی در روز از خودم دور کنم و به دنبال رسیدن به خواسته م برم . آیا این کارم درسته ؟
داشتم سعی می کردم باورهای مناسب بسازم . می خواستم نگران نباشم که آینده ی درسیش چی می شه یا به لحاظ احساسی براش چه انفاقی می یفته این میزان دوری از من . با خودم فکر کردم خودش باید درس بخونه و آینده ش رو بسازه . من در حدی که بتونم در کنار مشغولیت های خودم برای رشد کردن ، سعی می کنم کمکش کنم ولی نباید مسیر رشد خودم رو هم ببندم و صبر کنم تا زمانی که بالاخره مطمئن شم ، می تونه روی پاهای خودش وایسه . چه بسا با قربانی کردن آینده ی خودم ، اون رو به خودم وابسته تر می کنم و جلوی رشدش رو به طریق دیگه ای می گیرم . به هر حال مثل آونگ در پیچ و تاب این دوگانگی ذهنی بودم و از خداوند عزیزم طلب نشانه می کردم که بعد از چند دقیقه گفتم بزار فایل جدید از مصاحبه ی استاد که گوش نکردم و خب طبق نوبت ، وقتش بود که گوش کنم ، باز کنم و تو فرصت خوابوندن عشق کوچولوم ، یه چیزی یاد بگیرم و به تعالی خودم کمک کنم . حتی اصلا به این فکر نکردم که به این روش دنبال جواب سوالم باشم . اصلا .
و چقدر قشنگ خدا جواب سوال هام رو داد .
سپاسگزارم استادگرامی م
سپاسگزارم خدای عزیزم که همه چیز رو به زیبایی در کنار هم می چینی ، حتی پیش از این که ازت خواسته باشم . عشق لایتناهیت ، آغوش جاودان هممون باد
درضمن استاد ، یه نمونه یادم اومد برای صحبتی که فرمودین ، همسرم چندی پیش تصمیم گرفت که مسیر جدید کاریی رو برای موفقیتش در پیش بگیره و برای این کار باید کارش رو رها می کرد و سه ماه درس می خوند . ریسک قبول شدنش بسیار بالا بود و هر هفته با تست هایی که می گرفتن ، تعداد بسیاری رو رد می کردن . سه ماه فقط برای خوابیدن خونه اومد و تمام مدت خارج از خونه درس می خوند و همه ی ایمانمون به خداوند متعال قدرتمند بود . توی این سه ماه علاوه بر شرایط تقریبا بد مالی ، همه ی مسوولیت خونه و بچه و همه چی به دوش خودم بود . حتی متاسفانه در همون دوره فرزندم و خودم به سختی بیمار شدیم ولی چون مهاجر هستیم و تنها و همسرم هم برای حفظ موقعیت جدیدش نباید مریض می شد ، به تنهایی این شرایط واقعا سخت رو گذروندیم طوری که حتی تبعات بعدی سلامتی هم برام داشت .( که البته همه ی این اتفاقات حتما به خاطر باورهای غلط خودم بوده. اون زمان هنوز شما و آموزه های ارزشمندتون رو نمی شناختم) اما در نهایت همسرم از بین 50 نفر ، جزو 7 نفری بود که قبول شد و حتی جزو سه نفری که در همان آزمون های نخستین قبول شدند . و خدا رو شکر تونست به هدف کاری ش برسه و شرایط جدید کاری و مالیش هم برای من و هم فرزندم خیلی بهتر شده . در حالی که در اون سه ماه فرزندم واقعا شاید 5 بار هم پدرش رو ندید و به شدت اذیت شد . ولی وقتی پدرش موقعیت شغلی جدیدش رو بدست آورد تقریبا هر روز می تونه سه تا چهار ساعت فقط با فرزندمون باشه و در کنار هم لذت ببرن و بازی کنن. در حالی که در شغل قبلیش اصلا این طور نبود و هر دو سه روز یک بار پسرم می تونست پدرش رو برای یک ساعت ببینه تا روز تعطیل که کامل پدرش در کنارمون بود .
و این دقیقا تایید حرف شماست .
امید که من هم بتونم مسیر رشدم رو به عالی ترین شکل طی کنم در حالی که خدا و خرما رو با هم داشته باشم و بتونم به پسر و همسرم هم به عالی ترین شکل رسیدگی کنم .
درود بر شما استاد گرامی که مسیر نور و آگاهی برای ما شاگردانتون هستید .
خداوندا عاشقتم و شکرگزارتم
به نام خدای بخشنده مهربان
خدایا شکرت برای اینکه اصل وقانونتو با دست نازنینت مرور کردی برام
قانون ازادی که به همه ی ما دادی قبلا باور این بود باید من برم یه راه یه اگاهیه درست بیارم وتوی خانواده منتقل کنم وازش استفاده کنیم عشق اموزش مسال موفقیتی هستی از بچه عاشق مشاور اینا بود اخلاقم خوب بود طوری که توی همکلاسی هام میگفتن تو حق بهترین دانش اموزارو داری حالا شاید به ظاهر جایزه بعضی چیزارو گرفتم ولی خلاصه عاشق رفتار خوب مودب هستم همیشه اروم ومودبی وتسلیم قانون بودم
حالا قبلا قانون مدرسه خونه خلاصه هر که به ما هر چی میگفت نسبتا درست بود ما راحت قبول میکردیمو سعی میکردیم بهش عمل کنیم اروم اروم رفته رفته توی باورها قانون هامون دقت کردیم بعضیا الکی وبعضیا رم پیدا کردیم بسیار مهم بود
قانون مسولیت دیگران
من همیشه دلم میخاس یا مسولیت قبول کنم یا مسولیتم بندازم روی کسی
من همیشه خرید ها مسال مالی روی خواهرمو بقیه بود دیگه مدتی دیگه تقبل کردم خیلی درگیر نمیشدم زودی تسلیم نظر های بقیه ام
و چیزی که فهمیدم تو ازادی هر دیدگاه فکری داشته باشی و بقیه هم ازادن
وقتی عزیز دلمو توجیه میکنم به خاطر رفتارش یادم میره چون عادت دارم وغر زدن برام یه کار عادی واصلاح بقیه هست
ولی سری یادم میاد تو مسول خودتی هر که ازاده هر راهی بره وحالا دیگه اصلا راهمو به کسی نمیگم میگم اینا یه چیزای درونی هست ودیگه اگه کسیم فهمید سعی میکنم جرات نشون بدم وتوی راه خودم برم وکاریم به انتخاب ها ی بقیه نداشته باشم احساس میکنم وقتی باورهام از بقیه متفاوته دوس دارم از اونجا فرار کنم نه اسیب بزنم نه اسیبی بخورم چرا سیستم عمل نمیکنه منو تنها یا کسی بزاره شبیه هم باشیم
ولی دلم میگه تو توجهتو بزار روی اشتراک هات و اسوده خودتو بقیه ازاد بزار برای هر تصمیمی وبسپر دسته خدا وخودشون
با خانوادم بعضی باورهایی کاملا متفاوت داریم ولی حلش چیه هم دیگرو دوس داشته باشیم وازاد بزاریم که توی هر راهی بریم
پس همه ازادن هر فکری داشته باشن و هیچ برتری وجود نداره
من گاهیانقد راه فک کردن قبول کردنمو دوس دارم بهش امتیاز برتری دادم حالا که انقد منطقیه باید برم بقیه رو بیارم تو راهم منی که کشفی به این بزرگی درکی به این زیبایی دارم باید بقیه رو بیارم تو راهش
خلاصه اینکه دیگه رهام ونگران نیستم کی چیکار میکنه حتی همسریو بچه ها
به قول استاد زندگی پر از خواسته ناخواسته هاس کی گفته ناخواسته ها بدن باعث تحریک خواسته ها هستند
مثلا فقر باعث رشد ثروته
و چیزی نیس که نگرانش باشیم
یه خاطره
من زمانی یه گروه زده بودم پر از باورهای ارزشمند طلایی واقعا اینا ناب بود واقعا مثل رمز راز بودن ولی فقط دلم میخاس به داداشم که وضعش تومه به اون بگم استفاده کنه درمورد چیزای مختلف بود دیگه به ناچار بقیه خواهری داداش دیگم اوردم که نگن اخه این چرا انقد مستقیم با این چت میکنه با اینکه اون موقعه انقد باهم راحت تر نبودیم به خاطر سنو سال بالاتر بود ولی حالا که به کارم فک میکنم من اگاهی نابی به دست میوردم ولی برای خودم بلد نبودم استفاده کنم الانم تو زهنم میگم اینا به درد بقیه میخورن کاره من که با این چیزا اوکی نیس انقد سخته پیچیدس با اینکه حقیقت برای منم سادس اینا درس های خدا هستن به بله خوده من وبسیار کاربردی اموزند بله میخام استفاده کنم ازش بله میخام بگم همه ازادو رهان هر فکر هر راهیو برن بله هر راهی بله حتی تو چاه
بله شمام حق داری هر راهیو بری
چاه هم میتونه انتخاب هر کسی حتی خانوادت باشه وتو اصلا نمیتونی جلو شو بگیری حمایت کنی مثلا استاد میگفت هیچ ترسی نگرانی نیس حتی دیگه مرگ هم طبیعیه و حتی اگه توی دل ناخواسته فقر بیماری رفت بره بعد میتونه درسشو بگیره بره تو راه درست
قانون هدایت
منطق ببین چقد راحتهدایتش کار میکنه واضح حتی توی کوچکترین چیزا
یه شب میخاستم بخابم مادرم گیر داده بود این پتو بندازی زیرت از اون عجیب اصرار واز من هم عجیب انکار ما خودمون سیم المنت گرفته بودیم بین پتو مون انداخته بودیم قشنگ گرم میکنه اون شب ما یه پتوی نازک انداخته بودیم روش گرم شه تا اینکه مامانم اصرار ما انکار من عجیب انکار میکردم بعد که خابیدم احساس کردم هدایت بود خیلی جامون نرم شد خوب خابیدیم ولی برام هدایت عجیبی بود از اون اصرار از ماهم انکارر وشکرت همیشه ازت میخام زهنم اروم باشه تر مز نداشته باشه واگه بود هدایت ترمز هارو رد کنه واینجور منو متقاعد کنه برای انجامش با اینکه بارها پیش اومده هدایت بشم ولی یه ترمزی دارم اولش برام باور نکردنی چندتا هدایت که یاد اوری میکنم زهنم براش قابل درک میشه
به نام خداوندی که قدرت اختیار داده بهمون خدایا شکرت مهم ترین باوری که امروز وتوی این جایگاهم صدای زنگ رو تو ذهنم به صدا در آورد این بود که باید همیشه روی خودم کار بکنم ونزارم عادی بشن برام نتایج وتوی ذهنم به این جوری بشه که بگم حالا این نتایج اومدن و اینا ادامه دارن وحالا حالا ها هستن وبی خیال کار کردن روی خودم بشم چون تا وقتی من دارم روی خودم کار میکنم نتایج می تونن رشد بکنن نه اینکه من دست بکشم از کنترل ذهنم وتوقع داشته باشم نتایجم بهتر وبهترم تازه بشه بهتر که چه عرض بکنم وقتی روی خودمون کار نکنیم طبق قانون نتایجم از دست میرن ورفته رفته اتفاقات نا جور سرکلشون پیدا میشه دقیقا مثل نفس کشیدنه تا وقتی دم وباز دم میکنیم زنده ایم اگر به هر دلیلی نفس نکشیم میمیریم به همین راحتی پس باید بیاد داشته باشم که کوچک ترین نتایج هم سرمنشعش از تغیراتیه که توی خودم بوجود آوردم پس اگر نتایج ادامه دار وبهتر وبزرگ تر رو می خوام باید بهتر وبیشتر وادامه دار روی باورهام کار بکنم توی رفتارم عمل بکنم به اون همه باوری که استاد دارن توی تک تک فایلها راجبش صحبت میکنن مثل همین باور که آقا من در هر صورتی هدایت خداوند رو با خودم دارم چه مذهبی باشم چه نباشم خداوند هدایت کنندست وباور بکنم تا نتیجه دیدن هدایت هارو ببینم و لذتشو ببرم یکی از بزرگترین هدایت هایی که می تونم اینجا ازش نام ببرم اینکه یه روز تصمیم گرفتم تغیر شغل بدم تصمیم که نه بهتره بگم هدایت خداوند رو شنیدم وپذیرفتمش که خود خدا بهم گفت اگر دلت می خواد بری توی حوضه مورد علاقت کافیه از العان دیگه نری سر کار فعلیت وبعدش من میگم چیکار بکنی تو فقط العان دیگه نرو سر کاری که زیاد دوستش نداری ومنم خیلی راحت گفتم چشم( چون قبل از این چشم گفتن کلی داشتم روی خودم ورابطه ام با خداوند ودیدن نشانه ها کار میکردم) وآقا بعد از اینکه خیلی جدی ومحکم بودنمو به جهان نشون دادم خداوند گفت حالا برو سراغ فلان کار پیش فلان آدم توی این زمان برو واین حرفارو هم بزن ودیگه تماااام العان چندین ماهه که اومدم توی شغلی که روحم به پرواز در میاد وقتی میرم سر کار سر کار که نمیشه گفت بهش باید بگم میرم پیش عشقم میرم جایی که دیگه اونجا برام جاایه که می خوام باشم نه هیچ جای دیگه نه هیچ فکر دیگه نه هیچ انتظاری کشیدن برای تعطیلی نه برای مرخص رفتن هیچ هیچ من عشق میکنم کل زندگیمو فقط توی شغلم بگذرونم وحتی برنامه ها ریختم با خداوند که حتی خونمم جوری بسازم یا بخرم که کارم کنارش باشه یه مزرعه که گلخونه بزنم کنارش وهمه زندگیم همونجا باشم چون چیز دیگه ای اینجوری نمی تونه منو راضی بکنه هرچی بخوام توی همینه برام چه پول باشه آرامش باشه وقت برای خودم وخانوادم باشه هرچی هرررچیو که میخوام می تونم توی این شغلی که عاشقشم داشته باشم ودر آخر از زندگیم لذت برده باشم اینه که خیلی مهمه استاد عزیزم سپاسگزارتونم خانم شایسته مهربون واقعا دست مریزاد از این حجرتی که برامون فراهم کردی امروز روز ششم حجرتمه به مدارهای بالا تر
بسیار عالی آفرین به شما دیدگاهتون خیلی حس خوبی بهم داد ممنون وبرام یه تلنگربودکه آره توچکارداری دیگران چطور فکر وعمل می کنند که ذهنت مدام به کارای اونافکرکنه واذیتم بشه وآرامشتو ازت بگیره ونذاره رو کارای خودت تمرکز کنی وازمسیردرست گمراهت کنه. من فقط میخوام خودم درآرامش باشم وبه خواسته هام برسم وبه هیچی جزخدافکرنکنم. میخوام ظرف وجودیم روبزرگترکنم وبه مداربالاتر مهاجرت کنم میخوام حضورخداوند رودرهمه لحظات درذهن وقلبم حس کنم. میخوام یه زندگی راحت وشاد دراین دنیاداشته باشم وازتمام لحظاتش لذت ببرم. میخوام فقط به خدابرسم .
به نام خداوند هدایتگر
سلام به استاد گرامی و خانم شایسته
سلام به دوستان گرامی
گام ششم/ فرهنگ ناب” لا اِکراهَ فِی الدّین ”
مهمترین راه ارتباط با راهنمای درون اینه که اصلاً باور کنیم، همچین راهنمایی هست.
وقتی باور داشته باشیم که خداوند جواب خواسته هامون رو میده و منتظر هستیم، خدا جواب خواسته هامون رو میدهد. باید ایمان داشته باشیم خداوند سریع جواب درخواست های ما را میدهد. فقط کافیه در برابر خدا خضوع داشته باشیم و اصلاً روی خودمون حساب نکنیم.
ما باید خودمون رو از قضاوت ها و تجربه های گذشته جدا کنیم. یعنی ذهنمون رو پاک کنیم. بگیم خدایا من هیچی نمیدونم تو بهم بگو.تو هدایتم کن.
باید در هر کاری، حتی کارهای کوچک در طول روز هدایت بخوایم. مثل استاد که حتی توی بازی پینگ پنگ از خداوند هدایت میخواد.
به اندازهای که ایمان داشته باشیم، باور داشته باشیم، به اندازهای که تسلیم باشیم، به اندازهای که روی عقل و منطق خودمون و تجربه های خودمون حساب نکنیم، هدایت میشیم.
نه مرگ، نه مسائلی که بهش بر میخوریم، بد هست. این ها همون تضادهایی هستند که باعث میشه ما خواسته هامون رو شناسایی کنیم. و بفهمیم چه چیزی میخواهیم. مثلاً اگه به تضاد فقر و بیماری بر خورد میکنیم تو زندگی. میفهمیم که ما دوست داریم تو زندگی ثروت و سلامتی داشته باشیم.
ما آزادیم انتخاب کنیم. همه آزادند دیدگاهشون رو بگن و همه آزادن به اون دیدگاه که طرف میگه عمل کنن یا عمل نکنن.
حتی خداوند هم میگه هیچ اجباری تو دین نیست در زمان پیامبر، مسلمانان به همراه یهودیان و مسیحیان در کنار هم با صلح و صفا زندگی میکردند و کسی کاری به دیگری نداشت. و پیامبر کسی رو به اجبار و زور به اسلام دعوت نمیکرد.
اگه ما دیدگاهی رو دوست نداریم، تنها کاری که باید انجام بدیم اعراض کردن هست. چقدر خوبه که به دیدگاه همدیگه احترام بزاریم. اگه مخالف دیدگاهی باشیم نباید بریم با طرف جر و بحث کنیم و بخوایم دیدگاهمون رو به اون ثابت کنیم. فقط و فقط اعراض کنیم.
همون طور که خداوند در قرآن به پیامبر گفته اعراض کنه از نا خواسته ها.
ما مسؤل همسر ، فرزند، خواهر، برادر و کشورمان نیستیم و خداوند بارها در قرآن فرموده هیچ کس بار دیگری را بر دوش نمیکشد. هر کس هر مسیری میره خودش مسؤله.
ما توانایی خوشبخت کردن و یا بدبخت کردن هیچ کسی رو نداریم حتی فرزندانمان.
من تصمیم گرفتم از این لحظه فقط و فقط تمرکزم رو خودم باشه و نخوام که همسرم رو با خودم همراه کنم. یا بچهها رو راهنمایی کنم که چه کاری انجام بدن واسه آیندشون خوبه، درس بخونن و یا هر کاری که فکر میکنم خوشبخت میشن.
سپاس فراوان خانم شایسته عزیز و توحیدی که این فرصت رو به ما دادی که روی خودمون کار کنیم تا وارد مدار بالاتری بشیم.شاد و سلامت و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید.
در پناه الله
سلام
من یع مدت روی گفت گوهای درونی کارنداشتم و رهاکرده بودم
واقعا باورهای مخرب داشت داغون میکرد که دوباره شروع به کنترلش کردم
ریزترین چیزهارو باید مایه ی خوشحالیت قراربدی
توجه توجه توجه
توجه به ریزترین خوبی ها
توجه به خوبی ها توجه به زیبایی ها وشادی گفت و گوهای درونیت رو که غالبا از طرف ذهن نجواگر وشیطانی هست که منفی و مخربه رو تاحدود زیادی کتنرل میکنه
بها دادن به معنی ازدست دادن نیست بهادادن به معنیه ارزش قایل شدنه
سلام استاد عزیز
این فایل رو امروز جذب کردم و حوشحالم دوباره به مدار برگشتم و فرکانسم بالاتر اومد،چند وقت بود که دیگه فایل ها رو رها کرده بودم ولی امروز این فایل ی نشونه بود که دوباره خداوند منو به راه ئرست و حقیقت وجودیم هدایت کنه
ممنونم
خدایا شکرت و سپاسگذارم
????????????????
خداوند بینهایت است و لامکان و بی زمان
اما به قدر فهم تو کوچک میشود
و به قدر نیاز تو فرود میآید،
و به قدر آرزوی تو گسترده میشود،
و به قدر ایمان تو کارگشا میشود،
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود،
و به قدر دل امیدواران گرم میشود…
پــدر میشود یتیمان را و مادر.
برادر میشود محتاجان برادری را.
همسر میشود بی همسر ماندگان را.
طفل میشود عقیمان را.
امید میشود ناامیدان را.
راه میشود گمگشتگان را.
نور میشود در تاریکی ماندگان را.
شمشیر میشود رزمندگان را.
عصا میشود پیران را.
عشق میشود محتاجانِ به عشق را…
خداوند همه چیز میشود همه کس را..
به شرط اعتقاد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.
بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا!
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف،
و زبانهایتان را از هر گفتار ِناپاک،
و دستهایتان را از هر آلودگی در بازار…
و بپرهیزید از ناجوانمردیها، ناراستیها، نامردمیها!
چنین کنید تا ببینید که خداوند،
چگونه بر سفرهی شما، با کاسهیی خوراک و تکهای نان مینشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد،
و در دکان شما کفههای ترازویتان را میزان میکند
و “در کوچههای خلوت شب با شما آواز میخواند”
مگر از زندگی چه میخواهید،
که در خدایی خدا یافت نمیشود، که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود، که به نفرت پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود که به خلاف پناه میبرید؟
قلبهایتان را از حقارت کینه تهی کنید و با عظمت عشق پر کنید.
زیرا که عشق چون عقاب است. بالا میپرد و دور…
بی اعتنا به حقیران ِ در روح..
کینه چون لاشخور و کرکس است..
کوتاه میپرد و سنگین. جز مردار به هیچ چیز نمیاندیشد.
بـرای عاشق، ناب ترین، شور است و زندگی و نشاط.
برای لاشخور،خوبترین،جسدی ست متلاشی …..
خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد به شرط پاکی روح و پرهیز از معامله با ابلیس
????????????
مسیر110
خدایا شکرت بابت این اگاهی ها و هر بار بیشتر از قبل درک میکنم
مثالهاتون عالیه
منم دو روزه یک گردش حساب میخوام بار اولم رفتم بانک جابه جا شده بود بعد دوباره رفتم بانک گیر داد کارت ملی میخواد بار سوم رفتم گفتن سیستم قطعه و برو نرم افزار بام نصب کن
هر کار کردم نرم افزار نصب نشد
خب هر روز در ستارهذقطبی مینوشتم اما نمیشد گفتم خدایا چرا نمیخوای من گردش حسابمو بگیرم
دیشب همسرم کفت چرا بانکت عوض نمیکنی سر کوچکمون بانک صادراته دو دقیقه هم راه نیست دیدم راست میگه و امروز قراره کازت جابه جا کنم حالا اینکه چه حکمتی پشت این داستانه نمیدونم اما میدونم مسیر جدید همیشه روشنیه و اینکار برام بهتره
خیلی مواقع فقط باید بزاری مسیر خودش باز شه اصرار فایده نداره
امروزم دارم میرم پست صبح بهم الهام شد یک سر به گوشیت بزن و وقتی واردش شدم دیدم یکنفر دیگه هم بسته را ثبت کرده و قبل رفتن اماده اش کردم
خداروشکر دیدمش و انجامش دادم وگرنه میرفت برای ارسال بعدی
این روزها خیلی تلاش میکنم تمرین کنم یعنی توجه به زیبایی ها
خداروشکر هر روز بهتر میشم در انجام قانون شکر
به نام خدای مهربان
سلام استاد جان مریم خانم و دوستان عزیزم
اول از همه خدا شکر میکنم که من به این سایت هدایت کرد و زندگیم با قبل اصلا هیچ شباهتی نداره.
دوم از استاد عزیزم ممنون بخاطر فایل های رایگانی که بسیار بسیار ارزشمند هستند و سوم از مریم جان بخاطر تهیه این سفر پر ماجرای و پر از مطالب ناب ممنون از همگی
اگر بخوام تمام نکات این فایل تو یک کلمه خلاصه کنم میگم توحید
توحید عملی قسمت 6استاد گفتند هیچ کس نمیتواند به ما سود و منفعتی برساند.
دوم اینکه هیچ کس هم نمیتواند به ما ضرری برساند.
اینکه ما یک تصمیمی بگیریم و بگوییم نه فرزندمان پدرو مادرمان خانوادمان آسیب میبینند بخاطر اون هدف من رشد من پیشرفت من این موضوع شرک است چون ما نمیتوانیم به کسی آسیب برسانیم و حتی با تحقق هدفمون نمیتوانیم همانطور که خودمون سود میکنیم به خانوادمان هم سود برسانیم جز اینکه خودشان بخواهند و خودشان هم مدار با ما باشند و باور هاشون همفرکانس با ما باشد .
اگر این طور باشدمثلا یک فرد در خانواده کار کند تلاش کند کارخانه راه اندازی کندثروتمند شود و بقیه اعضای خانواده هم میروند در آن کارخانه کار میکنند و نونشون تو روغن میشود اصلا همچین چیزی نیست خیلی بار ها شده فرزند همون شخص برادر همون شخص و یا هر فرد نزدیک به اون شخص معتاد میشود قاچاقچی میشود از مدار با هم فرسنگ ها فاصله دارند پس چرا یکی خوشبخت میشود دیگری بدبخت چون نه کسی میتواند آن را خوشبخت کند و او را سرکار بگذارد نه آن شخصی که معتاد است میتواند آن شخص را معتاد کند و کارخانه اش را تعطیل و ورشکست کند جز اینکه هم مدار و همفکرانش باشند و فرد خودش بخواهد با باور هایش با عقایدش زندگی خود را تبدیل به بهشت یا جهنم کند .
من یک خانواده میشناسم که بسیار پدر خانواده ثروتمند بود بعد از مرگش ارثش بین بچه هایش تقسیم شد یکی از پسر های او ماشین سنگین باغ زمین کشاورزی خانه خوب مسافرت خوب باغ تفریحی و هزار تا ملک و سرمایه دیگر دارد و بسیار با زن و بچه اش زندگی خوبی دارند ولی برادر دیگر معتاد ورشکست حتی یک تیکه از باغ پدرش هم براش نمونده و همش شده برای بدهی و این چیزا چون تو مدار درست نبوده ولی برادردیگرش حتی اگر ارثی هم بهش نمیرسید بازم با کار خودش با باور خودش و قرار داشتن در مدار درست به همین ثروت میرسید
پس اینکه کسی بتواند نقشی در زندگی ما داشته باشد شرک است . هیچکس مسئول خوشبختی و بدبختی ما نیست و ما هم مسئول خوشبختی و بدبختی هیچکس نیستیم.همه ما در مداری جدا و در دنیایی مجزا زندگی میکنیم منظورم از دنیایی مجزا این است که در مکانی یکسان و با قانون جهان یکسان هستیم ولی با متفاوت فکر کردن و متفاوت نگاه کردن و باور های متفاوت داشتن نتیجه ای متفاوت از جامعه میگیریم و اینجوری بگم خیلی ها هستن با باور درست تو همین ایران دارن خیلی عالی زندگی میکنند و خیلی ها هستن که ایران براشون جهنم شده فقط بخاطر طرز نگاه و باور هاشون هست .
همه این ها نوشتم اول دوم سوم برای خودم برای اثبات به خودم برای مرور کردن در ذهنم و اینکه یاد بگیریم و امیدوارم برای شما دوستان هم مفید بوده باشه
دوستتون دارم یا حق