مصاحبه با استاد | پاداش های جهان به «استمرار در مسیر درست» - صفحه 3 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | پاداش های جهان به «استمرار در مسیر درست»
    78MB
    23 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | پاداش های جهان به «استمرار در مسیر درست»
    22MB
    23 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

623 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2044 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‌

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است

    و مهربانی اش همیشگی

      قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‌ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا 

    مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً

    إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ «53» سوره زمر

    بگو: «اى بندگان من که بر نفس خویش اسراف (و ستم) کرده‌اید! از رحمت خداوند مأیوس نشوید،

    همانا خداوند همه‌ى گناهان را مى‌بخشد، زیرا که

    او بسیار آمرزنده و مهربان است.»

    ===================================

    سلام به استاد عزیزم و استاد مریم جان شایسته تحسین و دوستای نازنینم

    الهی که حال دلتون عالی و سرشار از آرامش و نور الهی باشید

    (نشانه امروز من)

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای این فایل زیبا و صحبتهای در و گوهر مانند استاد عزیزم که قبلاً هم چند بار گوش کرده بودم

    استاد جانم تمام چیزایی که تو این فایل گفتین رو دقیقاً انگار داشتین الان منو می گفتین

    من از وقتی که یادم میاد خوشبین بودم

    و از وقتی که با شما آشنا شدم که خدا روشکر شما اولین و تنها استادم بودین  و با استاد دیگه ای کار نکرده بودم و به امید خدا کار هم نخواهم کرد؛ سعی کردم قانون احساس خوب=اتفاقات خوب رو همیشه رعایت کنم و خدا رو شکر به نسبت  خیلی زیادی موفق بودم در این زمینه و از خودم راضی ام

    نا امیدی که نمی تونم بگم داشتم اینجوری بوده که مثلاً یه جاهایی از عملکرد خودم راضی نبودم

    و خداوند مهربان هم در قرآن فرموده

    قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‌ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُالرَّحِیمُ 

    بگو: «اى بندگان من که بر نفس خویش اسراف (و ستم) کرده‌اید! از رحمت خداوند مأیوس نشوید، یقیناً خداوند همه‌ى گناهان را مى‌بخشد، زیرا که او بسیار آمرزنده و مهربان است.»

    من که از اول به خدا اعتقاد داشتم که قطعاً نباید نا امید بشم..

    هم بعضی باورهای خوب از قبل داشتم و هم از آموزشهای شما کلی کلی باورهای خوب یاد گرفتم

    و هر چی جلوتر اومدم هی بهتر و بهتر شدم ناخالصیها از وجودم هی کمتر و کمتر میشه

    استاد جانم من شش ساله که دانشجوی شما هستم وهمه این 6 سال رو رو باورهام کار کردم و هر جا نیاز به اصلاح داشته خودمو بهبود دادم، قبل از آشنایی با شما هم دنبال رشد و پیشرفت بودم ولی بدون دونستن قوانین..

    با آموزشهاتون یاد گرفتم که مسیر زندگیم بالا و پایین داره و من باید استمرار بدم از مسیرم لذت ببرم و خسته نشم

    و اینکه چالشها و ناخواسته ها برای این اومدن که نقاط ضعفم رو نشون بدن یا خواسته هامو به وضوح برسونن

    و اینکه اگر حرکت کنم و به خدا توکل کنم و ایمان داشته باشم و قوانین رو هم درک کنم خیلی خیلی زود از سختترین روزهای زندگیم بهترین روزهای زندگیمو میسازم

    و خیلی چیزهای دیگه…

    و تو کامنتهام بارها و بارها گفتم که خدا جانم  به هر بهانه ای برام رزق میفرسته و زندگیمو پر از نعمت کرده  در تمام زمینه ها و پاداشهای فراوون بمن داده و میده

    امروز هم  بعد از پیاده روی با همسرجانم در کوچه باغهای طالقان زیبا  و دیدن کلی زیبایی و صحبت کردن با همدیگه درباره زیباییها و نشانه های عظمت پروردگار مهربان، حدود بیست دقیقه رفتم دوچرخه سواری و تمرین کردن

    که این اضافه بر برنامه ی روزهای زوج بود که اینجا میرفتم

    چون از دندونپزشکی زنگ زدن و  برای ادامه کارم روز یکشنبه رو برام وقت دادن

    فردا رو هم  که جزو برنامه مه نیم ساعت برم و به امید خدا بعد از ظهر میخوایم بریم بطرف تهران و سر راه یه سر بریم خونه خواهرم زهرا که یه جعبه سیبی که همسرم  دیروز از باغچه چیده رو ببریم بهشون بدیم..

    و دیروز همسرجان چند کیلو کشمشی که خودش انگورش  رو کاشته بود و خودش چیده بود و چند جا  توحیاط و کنار سوییت پایین جلوی باغچه  روزمین پهن و خشک و جمع کرده بود، برد مغازه آجیل و خشکبار فروشی که فروشنده اش یه خانم خیلی خوش برخورد اهل طالقانه، و با 700 گرم ارده معاوضه کرد…

    خدا رو صدهزاران بار شکر برای همه ی نعمتهامون

    خدا رو صدهزاران بار شکر برای صلاتی دیگه در این سایت بهشتی مون

    الهی شکر الهی شکر الهی شکر

    استاد جانم سپاس و سپاس و سپاس

    مریم بانوی مهربانم سپاس و سپاس و سپاس

    دوستای جانم سپاس و سپاس و سپاس

    عاشقتونم

    و بهترینهای دنیا و آخرت رو از خدای مهربان برای همگی درخواست می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    روف رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1202 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم عباس منش عزیز و خانم شایسته مهربان

    سلام خدمت دوستان گرامی ام در این پروژه زیبا

    خلی برایم جالب و متفاوت است

    من این فایل را امروز چند بار شنیدم اما اصلا درک نداشتم و چیزی در درونم مرا بیدار نکرد

    اما امشب وقتی آمدم فایل جلسه قبل را کامنت گذاشتم

    و آمدم سراغ این جلسه و شروع کردم به یاد داشت کردن متوجه شدم که خدای من چقدر خوب دارم درک می کنم و برایم واضح تر است صحبت های استاد عزیزم

    استاد دمتون گرم چقدر خوب و واضیح دارید این نکات طلایی را بیان می کنید و چقدر لذت بخش و رویایی است

    وقتی استاد می گوید که با تغییر باور ها وقتی به احساس خوب می رسیم ناامیدی مان کمتر می شود

    و این هم نیست که اصلا ناامید نمی شدم و یا نمی شوم

    بلکه امیدواری ام نسبت به نتایج بیشتر است

    وقتی من به این موضوعات تأمل داشتم نسبت به خودم می بینم که اری منم خلی وقت ها است که نا امید می شوم

    و این دلیلی است که من کمتر روی تغییر باور هایم کار می کنم به همین نسبت ناامیدی بیشتر سراغ من می آید

    من خودم را با نتایج دیگران مقایسه می کنم

    و این را نگاه نمی کنم کسیکه این چنین نتایج گرفته به این دلیل است که این فرد با تمام وجود آمده روی تغییر باورهایش کار کرده و ذهنش را کنترل کرده و این باعث شده که جهان این چنین نتایج را وارد زندگی اش کند

    و من از خودم سوال کردم که آیا من واقعا این چنین با تمرکز روی خودم و تغییر باور هایم کار کرده ام و ذهنم را کنترل کرده ام که این چنین توقع از تغییر نتایج در زندگی ام دارم

    می بینم که نه من این چنین کار نکرده ام

    و این چنین حتی باور نکرده ام

    اگر من درست باور می کردم پس با ایمان بیشتر روی خودم و تغییر باورهایم و کنترل ذهنم کار می کردم

    و به خودم می گویم که من تا همین چند وقت قبل هر چند گاهی به یوتیوب مراجعه می کردم و انواع و اقسام ویدیو ها را می دیدم و روی نکات منفی متمرکز بودم

    درست است که من واتساپ ام را بسته ام فیسبوک ندارم

    اما بخش های دیگه ای هست که ذهن من را در گیر خودش کرده است

    من تا همین چند روز قبل خلی از شاخ و برگ های اضافه بود در زندگیم که توان قطع کردنش را نداشتم اما دلم خوش بود که من دارم روی خودم و تغییر باور هایم کار می کنم

    وقتی استاد می گوید خود تان را از دنیایی مجازی دور سازید واقعا که باید دور سازیم

    چون با دیدن این گونه تصاویر و حرف های ناجالب ما داریم این فرکانس ها را به جهان هستی ارسال می کنم و جهان هم از جنس همین ها وارد زندگی من می کند

    پس من باید بیشتر تمرکزم روی این‌گونه موضوعات باشد

    که چی می بینم

    چی می شنوم

    چی حرف های را می گویم

    با چی افرادی هم کلام می شوم

    نمونه اش دیروز و دیشب بود

    بعد از مدت های زیادی بود که من رفتم پیش یکی از دوستانم و اینجا من تمرکز نداشتم همه حرف ها از منفی و ناامیدی بود

    و حتی این باعث شد که من نتوانم روی جلسه شش این پروژه مهاجرت تمرکز کرده کامنت بگذارم

    تا اینکه به محل کارم برگشتم و در مکانی خلوت خودم را قرار داده و شروع کردم به گوش دادن فایل ها و یاد داشت برداری کردن

    حالا نگاه می کنم چقدر تفاوت است در این‌گونه موارد ها

    استاد جان خلی خوب از صحبت های تان در این جلسه درک کردم و قشنگ لذت بردم

    وقتی از برگذاری معارفه ها می گوید و اینکه چقدر هزینه می کردید و بعداً برای اینکه افراد بیاید ثبت نام کند تا در دوره ها اشتراک کند

    و اینکه در این دوره فقط یک نفر ثبت نام کرده و شما هم با ایمان می آید برای همین یک نفر آموزش ها را شروع می کنید

    این کار واقعا شجاعت و ایمان می خواهد

    این کار واقعا توکل داشتن به خداوند و اینکه خداوند پاداش می دهد و باور داشتن می خواهد

    اینجا خلی خوب می گوید وقتی باور ها ایراد داشته باشند هر چقدر تلاش کنی فایده ندارد

    واقعا قابل تحسین است که اینگونه مثال های بیسار قابل درک را بیان می کنید

    این صداقت و راستگویی شما را تحسین می کنم

    و همین می شود که ایمان ماهم به درست بودن مسیر و اینکه جواب می دهد اگر منم باورش کنم و ادامه بدهم

    باید قانون جهان هستی را درست درک کنم

    باید تسلیم خداوند شویم نه تسلیم مشکلات

    من خودم واقعا که بیشتر موقع تسلیم مشکلات شده ام

    و این هم از روی جهلم بوده است

    اما حالا دوست دارم که تسلیم خداوند باشم و اجازه دهم خداوند خودش زندگی ام را مدیریت کند

    خودش راه درست را برایم نشان دهد

    من فقط از او بی خواهم و اجازه دهم او خودش مرا به مسیر پر از نعمت برکت فراوانی و خوشبختی هدایت کند

    اگر من واقعا به خداوند تسلیم باشم و اجازه بدهم همه چیز را به بهترین شکل برایم رقم می زند

    چون خداوند بیشتر از من دوست دارد که من ثروتمند و سلامت و خوشبخت باشم

    خدای خوبم من توکلم به توست و از تو می خواهم.

    فکر می کردم که در این فایل چیزی برای نوشتن ندارم

    اما وقتی این یاد داشت برداری را انجام دادم چقدر خوب درکم نسبت به این آموزش های استاد بهتر و بهتر شد

    استاد خوبم از صمیم قلب از شما ممنون و سپاسگزارم که اینقدر خوب و واضح این آموزش ها را بیان می کنید

    از استاد شایسته مهربان سپاسگزارم بابت این پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    از دوستان خوبم و کامنت های تاثیر گذار شأن یک دنیا سپاسگزارم

    خدایا تنها تو را می پرستیم پ تنها از تو یاری می جویم

    خدایا صد هزار بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      Smaeil rostami گفته:
      مدت عضویت: 841 روز

      سلامی که از جنس نام زیبای خداست، چو از دل برآید لاجرم بر دل نشیند واقعا اونچه که شما نوشتید چون از دل بودند همه بر دل نشستند سپاس از خدا برای بودن افرادی مثل شما که با نشر آگاهی ها و افشاندن بذر امید چراغی میشید تا بقیه بتونند راهشون رو به خوبی پیدا کنند ،

      من خیلی از چیزهایی رو که لازمشون دارم برای فهم بیشتر و موندن در مسیر باور کنید از طریق آگاهی هایی که توی این کامنت ها هستند به دست میارم خدایا هزاران بار شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    پیام53 گفته:
    مدت عضویت: 2615 روز

    با نام خدای عزیز

    من همان جوانی هستم ک ارزو داشتم یک شغل داشته باشم بالاخره بذرهای کاشته شده در ذهنم جوانه زد من پارسال همین موقع هیچی نداشتم حتی چندین سال با همسرم پیاده در سرما و گرما قدم میزدیم اما امسال بهترین سال زندگیم بود طوری ک عروسی ام رو با تولده سی و دو سالگی ام یکی کردم تو بهترین نقطه تهران عروسی گرفتم تو بهترین جای تهران خونه اجاره کردم تو یک جای بسیار زیبا مغازه دارم یه ماشین خوب دارم چه زندگی با ارامش و فوق العاده ای من هیچ محصولی رو میتونم بگم خریداری نکردم فکر کنم یه کتاب پی دی اف خریدم اما به مدت یکسال شب و روز فقط به فایل های دانلودی گوش میکنم و عمل میکنم باز هم نمیخواستم پیغام بزارم دوست داشتم دستاوردهای بزرگ تری به دست میاوردم بعد پیغام میگذاشتم دوستان فقط این فایلها رو مکرر گوش کنید چون با هر دفعه گوش کردن چیزه جدید تر یاد میگیرید و یک گره از ذهنتون باز میشه الان از منزل خودم پیغام میدهم در صورتی ک روز اول ک اشنا شدم با استادبدترین و سخت ترین اوضاع زندگیم بود تمام این الطاف از جانب الله و حضرت بقیه الله و مقداری تقوا (کنترل ذهن.) خودم بوده …امیدوارم استاد و همه شما دوستان شاد و سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  4. -
    نسرین سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2776 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم

    در جواب سوال امروزم از خداوند هدایت شدم به این فایل و پیام خداوند از زبان شما استاد به من این بود که:

    ۱. از مسیرت بیشتر لذت ببر

    ۲.کمتر برای داشتن خواسته هایت عجله کن

    ۳. احساس خوب داشتن مهمترین کار زندگی توست

    ۴. فاصله ی میان تو و خواسته ات فقط با احساس خوب پر میشود

    ۵. هیچ راهی جز ماندن در احساس خوب برای رسیدن به خواسته ات نداری

    ۶. بهای رسیدن به خواسته ات ماندن در احساس خوب است

    ۷. تحسین کن رابطه های عاشقانه رو

    ۸. آرام باش

    ۹. امیدوار و متوکل باش

    ۱۰. با ایمان و یقین کامل پیش برو

    ۱۱. مطلقا خوش بین باش

    ۱۲. بر نکات مثبت هر لحظه ات متمرکز شو

    ۱۳. برای تمرکز بر زیباییهای زندگی ات دست و دلباز تر باش

    ۱۴. زمان بیشتری را صرف تجربه ی علایقت نما

    ۱۵. بیشتر سپاسگزار باش

    ۱۶. هرگز لذت بردن از کوچکترین زیبایی را مشروط به داشتن خواسته ات یا موکول به زمان تحقق خواسته ات نکن

    ۱۷. لحظاتی که صرف تجربه کردن زیباییها و توجه به نکات مثبت هر لحظه مینمایی سودمندترین سرمایه گزاریییه که میتونی در زندگیت انجام بدی

    ۱۸. فاصله میان تو و خواسته ات فقط با احساس خوب پر می شود

    ۱۹. راه رسیدن به احساس خوب فقط از طریق کنترل ذهن و تمرکز بر نکات مثبت هر لحظه است

    ۲۰. کنترل ذهن یعنی نماندن در احساس بد

    ۲۱. هرچه مدت زمان کمتری بتوانی از احساس بد به احساس خوب برسی یعنی مهارت بیشتری در کنترل ذهن کسب نموده ای

    سپاسگزارم خدای خوبم

    سپاسگزارم استاد

    اینا دقیقا اون چیزی بود که من باید در راستای خواسته ای که دارم باید میشنیدم و برام مرور میشد .شنیده بودم بارها اما بعضی وقتها فراموش میشود و نیاز به تکرار دارد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      داریوش گفته:
      مدت عضویت: 3456 روز

      سلام نسرین خانم

      ان شاالله که همیشه خوب و عالی باشید

      من همه کامنت های شما رو دنبال میکنم

      خواستم بگم که تمامی جملاتی که نوشتید خیلی خوب و کمک کننده بود و باعث شد مجددا این فایل را گوش کنم

      اما جمله شماره 13 خیلی بیشتر به دلم نشست مرسی

      امیدوارم همیشه شاد و امیدوار و موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        نسرین سلطانی گفته:
        مدت عضویت: 2776 روز

        سلام آقا داریوش عزیز. آره این جملات به خودم هم خیلی کمک میکنه وقتی اینجوری نکته برداری میکنم و به صورت تک جمله ای مینویسم .اینم الهامی بود بهم که هر فایلی رو که گوش میدم اینجوری نکته برداری کنم هم برا خودم هم با دوستانم به اشتراک بزارم .

        سپاسگزارم که پاسخ دادین به کامنت من

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    حسین مرادی گفته:
    مدت عضویت: 722 روز

    سلام استاد عزیز امروز فایل نشانه من این فایل بجا و دقیق بود چقدر قشنگ زدید ب هدف حال و احساس امروز من چقدر توضیحات این جلسه ب من کمک کرد که روی اصل بیشتر تمرکز کنم روی زیبایی و توجه ب نکات مثبت بیشتر توجه کنم…خداروشکر برای این مسیر زیبای استاد عباس منش استاد مدتی هست فایل ها و نکته برداریهای زیادی انجام دادم الان 5ماهه شمارو مرتب دنبال می کنم ولی انقدر آگاهی های نابی دارید که فراموش می کنم. سردرگم میشم عجله می کنم..لذت بردن از مسیر را فراموش کرده بودم احساس میکردم همه چیز راکدشده همه چیز تکراری شده ولی با دیدن فایل باورها جان تازه ای گرفت وقتی گفتی نا امیدی سراغ همه ممکنه بیاد مهم اینه گیر نکنی مهمه اینه که سریع شرایط رو تغییر بدیم ب احساس خوب اتفاق خوب چون قبلا تجربه داشتم …استاد چندماهی هست مغازه خودمو راه انداختم اون شور و اشتیاق اولیه کم شده اون انگیزه و اون نتایجی که ماههای اول میگرفتم اون احساس درونم کمرنگ شده ایده ها کمترشدن تلاش کردنا کمترشده واقعا دوستدارم این تغییر باورها داشته باشم…دقیقا یکسری الگوهای تکرارشونده منو درگیر کرده نجواهای ذهن که میاد میگه ب اهدافت نمیرسسی امروز درگیرش بودم…ولی خداروشکر کلا نظرم تغییر کرد…من نمی خوام برگردم ب گذشته من میخوام نتایج و باورها و مدارم هروز بهتر بهتر بشه…استاد واقعا ازتون سپاسگزارم که چراغ راه هزاران نفرشدید…با اینکه دوره شیوه حل مسائل از طرف داداشم بهم رسید کامل گوش کردم..ولی باعجله نکته برداری کردم…دوره کشف قوانین جلسات اول گوش دادم

    دوستدارم ثابت قدم باشم تو این مسیر تعهدات بیشتری داشته باشم…برای کارکردن دوره ها و همین فایل های رایگان که بنظر من همشون باارزش و عااالی هستند…استاد من ورودیهای ذهنم رو دارم کنترل می کنم شبکه های اجتماعی دوستان و خیلی از چیزا فقط روی کارم و فایل های شما متمرکزم…می دونم نتیجه می گیرم ولی همین عجله و شتاب و لذت نبردن از مسیر …از هدف دورم می کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  6. -
    سمی دو کوهکی گفته:
    مدت عضویت: 3063 روز

    سلام استاد عزیزم واقعا خداوند رو شکر میکنم که با شما آشنا شدم و تقریبا در مدت شاید 5-6 ماه از زمانی که فایل روانشناسی ثروت یک و دو و فایل های رایگان رو گوش کردم روی خودم و باورهام کار کردم سعی کردم زندگیم رو تغییر بدم خودمم باورم نمیشه که زندگی من چقدر تغییر کرده بدون اینکه تلاشی کنم و فقط سعی کردم هر روز به یکی از فایلهاتون گوش کنم و تا حد امکان عمل کنم بعضی از فایلهاتون رو فقط روی خدا حساب کن)که حتی تا الان شاید ٢٠ دفعه گوش کردم و خسته نمیشم انگار هر دفعه یه چیز جدید یاد میگیرم ازش،حتی توی مسیر یا سر کلاس یا در سفر هم به فایلهاتون گوش میدم چون نتیجه بسیار بزرگ بوده من در مدت 5 ماه به کشورهای امریکا ،سوییس،اتریش،ایتالیا،تایلند سفر کردم در صورتی که حتی پول رفتن بِه بکی از این سفرها رو هم نداشتم ولی نامزدم تمام این هزینه ها رو دادند،با کسانی آشنا شدم و کسانی به من کمک کردن که شوکه شدم خداروشکر میکنم برای تغییرات بزرگ در زندگیم که گفتنش خیلی زمان میبره ولی من حتی شغل هم نداشتم ولی الان در حال راه اندازی بیزنس انلاین هستم که حتی نیاز به حضور خودم هم نیست،زندگی من برای خیلی ها مثل یک رویاست و من با تغییر باورهام دارم روز بِه روز بهتر و بهترش میکنم از خداوند میخوام که به من کمک کنه هر روز بهتر شؤم استاد عزیزم خیلی خیلی دوستون دارم،من فقط یک سؤال دارم که شما میفرمایید کتاب در زمینه موفقیت نخونیم ولی همه ادم های موفق میگن باید کتاب بخونین،به نظر شما تا کی نباید کتاب خوند؟من کتاب پدر پولدار و بی پول رو شروع کردم و خیلی شبیه به خرفای شماست حتی اینجور کتابها رو هم نخونیم؟

    ممنونم از تون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      ندا گفته:
      مدت عضویت: 3118 روز

      باسلام خدمت شما دوست عزیزم

      بااجازه استاد من پاسخی باتوجه به تجربیاتم برای شما دوست گرامی می نویسم…اگر در حال استفاده از دوره های استاد هستید خیر از کتاب خاصی استفاده نکنید…همین کتاب رو که میگید داخلش باورهای محدودی هست که کلا مسیر رو میتونه به سمت دیگری هدایت کنه…یعنی به قول استاد لقمه رو دور سرمون میچرخونه…اصل واساس ثروتمندشدن وموفقیت هرچیزی هست استاد در دوره ها میگن….واگر ما ازکتابها استفاده کنیم بی شک جز افزودن بر شک وشبهه چیزی عایدمون نمیشه …و همچنین نمیتونیم باورهای قدرتمند رو به درستی در ذهن بسازیم..من بعداز مطالعه حدود پنجاه کتاب در حوزه موفقیت به این نتیجه رسیدم…

      شادو پیروزباشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 977 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای روز 1 اردیبهشت رو با عشق مینویسم

    امروز روز چهارم بود که من رفتم پارک بانوان و یه پله با یه در ورودی خیلی بزرگ رو قرار بود رنگ کنم

    خود به خود صبح زود از خواب بیدار شدم و برام جالبه ،طیبه ای که همیشه تا 9 یا 10 میخوابید و سعی میکرد شبا که دیر میخوابه ،صبحا زود بیدار بشه و نمیتونست ،اما الان خود به خود ساعت 6 بیدار میشم

    وقتی بهش فکر میکنم ، چند تا جواب دارم ، یکی انگیزه هست

    یکی باور درست درمورد کسب درآمد از طریق نقاشی دیواری که سبب شده لذت بخش باشه برای ذهنم، چون از روزی که رفتم نقاشی دیواری هر روز صبح خود به خود بیدار میشم ،حدود یک هفته شده

    انگار برای ذهنم لذت بخشه که سریع بیدار بشم و برم‌سر کاری که وقتی کار میکنم هیچی از زمان متوجه نمیشم

    یکی هم اینکه در این مورد تا حدودی باورهام نسبت به اینکه از طریق فروش تابلو میشه به درآمد رسید ،قوی تره و ایمانم بیشتره نسبت به فروش نقاشی هام از طرق مختلف

    وقتی به اینا فکر میکنم میبینم که چقدر زمینه نقاشی گسترده هست ،حتی چقدر باورها متفاوته و نتیجه ها متفاوت تر

    خوشحالم از اینکه متوجه این باورها میشم و خدا بهم یاد میده تا قوی کنم باورهامو خدایا شکرت

    وقتی بیدار شدم و فایل مراقبه رو گوش دادم و ورزشم رو با موفقیت انجام دادم

    خیلی خوشحالم که ورزش میکنم و با موفقیت پشت سر هم دارم انجامش میدم و تیک میزنم

    انگار یه مومنتومی هم در ورزش کردن گرفتم

    وقتی به رفتارای این چند روزم توجه میکنم میبینم که من یه سری کارهارو انجام دادم که سبب شده بتونم چند تا کار رو هر روز انجامش بدم. در صورتی که قبلا تنبلی میکردم

    از روزی که دوباره درمورد کورتکس مغز خوندم و شنیدم که میگفت در مغز یک عضو هست که اگر عضله اونو تقویت کنید ،میتونید خیلی کارهارو انجام بدید

    و گفت که وقتی تمایلی به انجام کاری ندارید ،ولی سعی میکنید همون لحظه انجامش بدین ،این بخش مغز بزرگ و بزرگتر میشه و عضلاتش قوی میشه

    که گفت اسمش اراده هست

    و یاد حرفای رونالدو میفتادم که میگفت وقتی تمایلی به ورزش و یا انجام کاری ندارم میگم باید انجامش بدی

    در اصل اگر هر روز من به کارهایی که با اینکه دوستشون دارم انجام بدم اما تنبلی میکنم و تمایلی نشون نمیدم ،اگر هر روز به یادم بیارم که اگر من انجامش بدم. کورتکس مغزم رو فعال و عضله اراده اش رو قوی میکنم ، و خیلی پیشرفتم تصاعدی میشه

    ،با خودم عهد کردم که ،انجامش بدم و یادمه از ظرف شستن شروع کردم و همیشه هرچی میخوردم تنبلی میکردم ظرفشو بشورم ،با مادرم تصمیم گرفتیم هرچی ظرف بود هر دو، به سرعت بشوریم و ظرفی روی ظرف شویی نمونه تا شب و تا به امروز موفق عمل کردیم

    البته اینم بگم تو این چند روز بارها شد که من حوصله نداشتم که ظرفارو بشورم اما به خودم میگفتم دوست داری عضله اراده ات ،کورتکس مغزت فعال و قوی بشه و به هرچی که میخوای انجامش بدی ؟؟؟؟

    و جواب میدادم بله

    و همون لحظه سریع میرفتم و ظرفارو میشستم

    ،، یا اومدم چک لیست نوشتم روی تخته وایت بردم و گذاشتم کنار تخت خوابم و شب که میخوابیدم و صبح که بیدار میشدم جلو چشمم بود و اولین چیزی که میدیدم چک لیستم بود و این سبب میشد من سریع اولین کارم‌بعد تمرین ستاره قطبی و گوش دادن به فایل مراقبه ،ورزش کردن باشه

    بعد دوباره اومدم هر کاری که تمایلی به انجامش نداشتم سریع میگفتم ،من میخوام عضله اراده ام رو تقویت کنم و انجامش میدادم

    تا اینکه متوجه شدم داره رو دور تند و مومنتوم شکل میگیره

    و انگار این تمرینات و ورزش کردن حالمو خوب میکرد و بعد چند روز دیدم انگار بدنم خود به خود میره سمت ورزش درسته فقط 5 دقیقه ورزش میکردم ،اما بعد چند روز دیدم من انقدر مشغول ورزش کردن شدم که متوجه نشدم 20 دقیقه شده

    که این روزا متوجه شدم خود به خود ساعت 6 بیدار میشم

    که البته میخوام به ذهنم یاد بدم که خود به خود ساعت 4 بیدار بشه

    خدایا شکرت

    اگه همینجوری پیش برم خیلی خیلی قوی تر میتونم عمل بکنم

    وقتی راه افتادم ، به فایل مراقبه گوش میدادم و نون خریدم و با گردو تو راه میخوردم و کلی کیف کردم و لذت بردم از مسیری که خود خود بهشت بود

    وقتی رسیدم سریع وسایل و رنگارو برداشتم و رفتم تا کارو شروع کنم

    حین کارم کارمندای پارک میومدن و کمی باهام صحبت میکردن و یا چای و چیزای دیگه میاوردن

    داشتم کار میکردم ، یکی از کارمندا اومد و چون ازم پرسیده بود چی شد اومدی تو این کار ،وقتی کنارم بود یهویی گفت حتما پارتی داشتی اومدی شهرداری داری کار میکنی

    تو دلم خندیدم و بهش گفتم نه کار خدا بود

    و جریان روزی که چجوری هدایت شدم و آقای نقاش خداگونه گفت لباس کار بیار و بیا کار کن

    جالبه وقتی برای کسی تعریف میکنم که چجوری کار پیدا کردم هیچ کس باور نمیکنه و حرف خودشو میگه که پارتی داشتی حتما

    و برای من مهم نیست چی فکر میکنن ،مهم اینه که من همیشه یادم باشه که کار خدا بود که همه کار برای من انجام داد

    وقتی کار میکردم و خواستم ناهارمو بخورم دیدم دوباره برای من ناهار آوردن

    امروز قرار بود مادرم و خواهرم بیان پارک بانوان تا هم نقاشی منو ببینن و هم برای من ناهار بیارن

    من ناهاری که برام آوردن رو خوردم و مادر و خواهرم دیر اومدن و نزدیک ساعت 5 بعد از ظهر اومدن

    خواهرم‌فقط از این همه زیبایی پارک‌و نقاشیایی که کشیده بودم‌لذت میبرد

    وقتی کارم تموم شد و حاضر شدم و رفتیم مادرم برگشت خونه و من و خواهرم باهم رفتیم پارک کنار پارک بانوان تا من ناهارمو بخونم و نمازمو تو پارک بخونم

    وقتی غذامو خوردم و راه افتادیم تا برگردیم خونه ،من همینجور داشتم‌به درختا نگاه میکردم که متوجه شدم‌خواهرم چقدر تغییر کرده

    توجهش فقط و فقط به درختا و زیبایی ها بود و میگفت چقدر زیباست و عکس میگرفت و توجهش به رنگ برگای درختا بود

    اونجا بود که گفتم خدایا شکرت

    من یادمه پارسال تلاش میکردم خواهر و خانواده ام رو با خودم همراه کنم تا با هم فایلای استاد رو گوش بدیم ،اما از یه جایی به بعد دیگه انرژیمو گذاشتم‌روی خودم

    و از اون روز بود که هم خودم پیشرفت داشتم و هم‌اعضای خانواده و اطرافیانم به شکل عجیبی تغییر کردن

    اگه بخوام‌حدودی بگم از اواخر آبان ماه دیگه من سعی کردم روی خودم کار کنم و 1 آذر ماه دوره 12 قدم رو شروع کردم

    3 دی ماه عشق و مودت

    14 دی ماه عزت نفس

    27 بهمن ماه دوره هم جهت با جریان خداوند

    10 فروردین 1404 اولین دوره سالم دوره قانون سلامتی بود که هنوز نرفتم آزمایش تا بعد شروع کنم دوره رو

    و خدارو شکر میکنم که با گوش دادن به این دوره ها من خیلی انرژیم رو روی خودم‌گذاشتم

    وقتی سپاسگزاری خواهرم رو میدیدم خیلی حس خوبی داشتم و خداروشکر میکردم

    تو راه که میومدیم از اول سال جدید شهرداری تهران یه سری المان های نوروزی گذاشته و محله ما و تو این پارک هم گذاشته ، یه قاصدک فلزی که خیلی خیلی زیباست و فکر کنم به خیلی از مناطق تهران گذاشته و واقعا شهر زیبایی خاصی به خودش گرفت

    خدایا شکرت که شهرداری تهران به قدر برای زیبا سازی شهر و نقاشی دیواری شهر تلاش میکنه و میرسه که خیلی خیلی تحسین بر انگیزه و در گسترش جهان هستی نقش خیلی خیلی مهمی داشته و بی نهایت نقاش هستن که در کل شهر مشغول نقاشی دیواری هستن به قدری دیوار ها زیاده که برای همه نقاش ها کار فراوان هست و تا یه کار تموم میشه بلافاصله کار بعدی بهشون داده میشه تا رنگ کنن

    خدایا شکرت به خاطر فراوانی نعمت و ثروتت. خدایا شکرت به خاطر انسان هایی که زیبایی رو دوست دارن و برای زیبا تر کردن شهر تلاش میکنن

    خدایا شکرت و سپاسگزارم که تهران شهر بسیار بسیار تمیز و زیبایی هست و کلی هنرمند داره که مجسمه و المان های زیبا رو خلق میکنن و تویی که بهشون قدرت عطا کردی تا سهمی در گسترش جهان هستی داشته باشن

    خدایا شکرت

    وقتی برگشتیم من طراحی انجام دادم و کارامو انجام دادم

    من یه جریانی رو از رد پای روز شنبه ام یادم رفت بنویسم

    سرکلاس رنگ‌روغن بودیم یه آقایی اومد و گفت بوم میفروشم و به استادا میداد برای نمونه

    من تو دلم‌گفتم کاش به ما هم بده از این بوما ، سریع گفتم خدا من از تو میخوام‌و سریع گفتم ،میشه یدونه هم به من بدین که آقایی که برای استادم داد گفت بله و یکی بهم داد

    خیلی خوشحال بودم که میتونم درخواست کنم و وقتی درخواست میکنم از آدما. اول میگم خدایا من از تو میخوام و خیلی خیلی از خواسته هام تا به الان جوابش مثبت بوده

    این تمرین عزت نفس بود که از وقتی از استاد شنیدم انجامش دادم. اما اینکه برم رستوران و یه غذای دیگه بدون پول بگیرم ،این کارو انجام ندادم

    وقتی بهش فکر میکنم میگم خجالت میکشم و حس میکنم باید این رو هم تمرین کنم تا عزت نفسم رو قوی کنم

    و در کنار بقیه تمرینات عزت نفس انجامش بدم

    خدایا شکرت امروز من بی نهایت فوق العاده بود و سپاسگزارم ازت

    بی نهایت نور عظیم خدا به شکل شادی و سلامتی و آرامش و عشق و ثروت در زندگیتون جاری باشه استاد عزیزم و مریم خانم عزیز و همکارانتون و اعضای سایت

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
    • -
      سیده ملیکا مرتضوی گفته:
      مدت عضویت: 1024 روز

      به نام خدایی که هرچه دارم از اوست

      سلام قشنگ من

      سلام خواهر طیبه عزیزم …

      حالت چطوره خواهر گلم …

      دلتنگت بودم نفس …

      قربونت برم با اون عکس خوشگلت که قبل خوندن کامنتت اول زوم کردم روی عکست …و دیدم وای خدای من چه عکس زیبایی …

      چهره ی زیبا و خندان قشنگت …با اون مانتو قرمز زیبات ….که گویای اتفاقات خوب توی دوره ی جدیده …کم و بیش خبر دارم که چقدر فعالی …ایمیلش میاد ولی راسش نمیتونم برم بخونم …

      داشتم در باره ی تصویر بی نظیرت میگفتم….

      وای چقدر اون درخت با حال بود ….

      شبیه قلبه …خدا چقدر خوشگلهههه چقدر قشنگ عکس گرفتی ….

      وای اصلا چشمام اکلیلی شد ….

      خدایا شکرت …

      با اجازتون ذخیره میکنم ….

      قربون اون خنده قشنگت برم من …

      و درباره ی کامنت بی نظیرت …

      نمیدونی چقدر ذوق زده شدم وقتی یکی یکی گفتی چه محصولاتی رو خریدی …چقدر تحسین برانگیز برام …واقعا …

      واقعا ایول دختر ….دمت گرم ..

      عشقی …

      بابا دمت گرم ….

      نوش جونت …

      با اینکه من بیشتر از شما عضو این سایتم ولی نوش جونت به خاطر این همه ایمان ….

      راستی …

      یادم رفته بود که داری نقاشی روی دیوار میکنی …

      و الان که خوندم یادم افتاد به اون کامنت قشنگت که گفتی عیدی گرفتی و به چند روز نکشیده پول دوره ی هم جهت با جریان خداوند بهت برگشت …که من چقدر خوشحال شدم و خدا رو شکر کردم …چون راسش واقعا یکسری ورودی های نامناسب درباره ی پرداخت با شهرداری و اینا داشتم و چقدر خوشحال شدم که یه نفر اینقدر میتونه نتایج متفاوت بگیره …

      راستی …

      خونه ی ما هم یه دیوار 6 متر در 10 متر داشت یعنی کلا 60 متر ….که گفتیم همین افرادی که برای شهرداری کار می‌کنند بیان نقاشیش کنند …قضیه مال دو سال پیشه ولی هر موقع به دیوار روبروی حیات خونمون نگاه میکنم یاد تو میوفتم …عاشقتم دختر….

      وای راستی …این تیکه که گفتی

      کورتکس مغز 

      کنجکاو شدم حتما یه چند تا مطلب و ویدیو میرم ازش میبینم …

      و اون قسمت که گفتی …

      در اصل اگر هر روز من به کارهایی که با اینکه دوستشون دارم انجام بدم اما تنبلی میکنم و تمایلی نشون نمیدم ،اگر هر روز به یادم بیارم که اگر من انجامش بدم. کورتکس مغزم رو فعال و عضله اراده اش رو قوی میکنم ، و خیلی پیشرفتم تصاعدی میشه

      وای خدا من

      پس بگو چرا وقتی یه کاری که هی به تعویق میندازم تا وقت مناسبش رو انجام بدم رو انجام میدم انرژی میگیرم …و برعکس هر روز یا هر موقعی که به تعویق میندازم حس بدی میگیرم …..

      و اونجایی که گفتی

      اولین کارم‌بعد تمرین ستاره قطبی و گوش دادن به فایل مراقبه ،ورزش کردن باشه

      به خودم گفتم ملیکا توهم حتما بایا این کارو بکنی …بی خودی دانشگاه و درس و اینا رو بهونه نکن …

      و در آخر

      اون تیکه که گفتی …

      من میخوام عضله اراده ام رو تقویت کنم و انجامش میدادم

      ایول آجی گله

      دمت گرم …

      منم میام …

      منم میخوام …

      منم هستم …

      عاشقتم …

      مرسی که هستی …

      منتظر نتایج بی نظیرت هستم …

      عاشقانه دوستت دارم

      در پناه خدای ماچ ماچیمون باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        طیبه گفته:
        مدت عضویت: 977 روز

        به نام ربّ

        سلام ملیکای عزیزم

        ممنونم ازت که برای من نوشتی و کلی پیام بهم دادی تا حواسم باشه که استمرار داشته باشم

        درخت قلب شکلی که چند روز پیش یعنی 19 فروردین گرقتمش و تو رد پام نوشتم جریانشو ،فکر کنم تو فایلای رایگان نوشتمش که خدا بهم‌قلبشو نشونه داد تا عکس بگیرم

        خیلی دوستش دارم که انقدر قلب بارونم میکنه

        چه خوب که نقاشی کشیدن رو دیوار خونه تون حتما طرحش خیلی زیباست

        آره یادمه اون فردی که صحبت میکرد میگفت افرادی که تنبل هستن قسمت کورتکس مغزشون کوچیکه و اگر بتونن با این تمرینات که وقتی تمایلی به انجام کاری ندارن ،بگم که من انجامش میدم و همین یک باره ،و هر روز اینو بگن ،اون قسمت مغز فعال میشه و با انجام کارای کوچیک به سرعت رشد میکنه و عضله اراده قوی میشه تا برای انجام کارای بزرگتر راحت و سریع انجامش بدی

        ممنونم عزیزم منم دوستت دارم و عاشقتم که این همه عشق در پیامت بود و سپاسگزارم که برای من نوشتی

        نور خدا به شکل شادی و سلامتی و آرامش و عشق در زندگیت جاری باشه

        دوستت دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      محمدرضا روحی گفته:
      مدت عضویت: 1597 روز

      به نام هدایت الله

      سلام خدمت خواهر عزیزم طیبه دوست ارزشمند وتوحیدی و فعال سایت

      از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما می‌توانم حس کنم ولذت ببرم

      آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید

      در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1615 روز

    به نام خداوند هدایتگر و وهاب

    سلام وقت همگی بخیر وشادی

    جلسه 9 کشف قوانین زندگی، استاد بخوبی این مطلب را توضیح میدن که بین ما و خواسته یک فاصله ای هست و چیزی که این فاصله را کم و کمتر می کنه داشتن احساس خوب هست و این میسر نمی شود مگر با داشتن نگاه توحیدی و تغییر زاویه دید ، خیلی مهم هست که نگران خواسته نباشیم وقتی نگران هستیم و عجله داریم بیشتر از خواسته دورتر میشم ، البته صرف داشتن احساس خوب هم کافی نیست باید اقدامات لازم هم در این مسیر انجام بدهیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  9. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1525 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    اگر به 15 سال پیش بازگردید بر روی کدام باور و چقدر کار می کردید؟

    زندگی را سخت نمی گیرند و می دانند با تکامل و توجه به نکات مثبت لذت بردن از مسیر و وابستگی نداشتن به اهداف:

    خیلی راحت و ساده به انها می توان دست یافت

    تا زمانی که به خواسته های خود دست نیافته ایم :

    فکر می کنیم بسیار احساس خوبی خواهیم داشت اما این اتفاق رخ نمی دهد:

    رسیدن به خواسته ها تنها زندگی ما را راحت تر خواهد کرد :

    رسیدن و نرسیدن به خواسته ها تفاوت عظیمی برای ما ایجاد نخواهد کرد

    عجله و حرص نداشتند:

    و نمی خواستند زود به خواسته های خود دست یابند.

    از مسیر لذت می بردند

    زندگی :

    مجموع غم و شادی است

    به خود آسان می گرفتند

    کمالگرا نبودند

    عجله نداشتند

    بیشتر از لحظه لذت می بردند:

    اینگونه مسیر زندگی لذت بخش خواهد شد و ما زودتر به خواسته های خود دست میابیم

    مهم:

    لذت بردن از مسیر است

    به خواسته های خود نچسبیم

    از

    پروانه ی زیبا

    لبخند پر مهر و محبت

    پارک زیبا در محله

    برنامه ی موسیقی کنسرت

    کوه دشت طبیعت اطراف

    لذت ببریم:

    حتی اگر مستاجریم

    پیاده روی می کنیم

    راهی بیابیم که از همه چیز لذت ببریم

    تا زندگی ما :

    عمیق تر و

    لذت بخش تر شود و

    زودتر به خواسته هایمان برسیم

    تا زمانی که به احساس خوب نرسیم:

    فاصله ی بین ما و خواسته هایمان پر نمی شود

    فاصله ی بین ما و خواسته ها تنها:

    با احساس خوب پر می شود

    احساس خوب نتیجه ی:

    تغییر ذهنیت و باور است

    نه مصرف مواد و مشروب .

    مسیر درست را طی کنیم

    چه باوری باعث شد مسیر را طی کنید و هرگز متوقف نشوید؟

    چون استاد با تغییر باورها به احساس خوب دست میافتند این تغییر باورها:

    برایشان لذت بخش بود. صفر و یکی وجود ندارد

    همه ما یا متمایل به سفید هستیم که:

    بیشتر روی باورهای خود کار کرده ایم

    یا متمایل به سیاه:

    اصلا یا بسیار کم بر روی باورهای خود کار کرده ایم

    استاد گاهی اوقات نا امید می شدند در بحث فرکانس:

    صفر و یک وجود ندارد

    استاد بسیار خوشبین بودند و احساس نا امیدی کمی داشتند

    وظیفه ی ما:

    درست انجام دادن کارهای سمت خودمان است

    نتیجه تنها:

    در دستان خداوند است

    به میزانی که بر روی باورهای خود کار کرده و

    با ایمان حرکت می کنیم

    نتایج رخ خواهد داد

    درگیر نتیجه نباشیم

    با داشتن باورهای نامناسب:

    تلاش های فیزیکی نتایج معکوس خواهد داشت

    مسیر رسیدن به خواسته های خود را با رعایت قانون تکامل :

    باید به درستی طی کنیم

    زیبایی مسیر زندگی این است که :

    با توجه به گرفتن بازخورد :

    ایرادها را پیدا کرده و پیشرفت کنیم

    باید حرکت کنیم و راه درست را ادامه دهیم:

    دو نوع تسلیم وجود دارد:

    تسلیم به خداوند که:

    به همه خواسته های خود خواهیم رسید .

    حرکت کرده تسلیم خداوند باشیم و بگوییم:

    من به هر خیری که از تو به من برسد فقیرم

    این نقطه ای است که همه اتفاقات به نفع ما تمام خواهد شد

    اگر تسلیم خداوند نباشیم:

    فکرمی کنیم اوضاع هیچ گاه درست نخواهد شد

    افکار منفی داریم

    به سراغ کارهای نامناسب می رویم:

    مواد افسردگی دارو

    انسانی که تسلیم خداوند باشد:

    به هر آن چیزی که بخواهد خواهد رسید

    در مسیری که حرکت می کنیم:

    بالا و پایین وجود دارد که:

    بازخوردهای جهان به خواسته های ما :

    راه تشخیص باورهای مخرب و نامناسب ماست

    اگر بدانیم مشکل از ماست:

    ایرادهای خود را برطرف کرده و بهبود میابیم

    تفاوت افراد موفق و ناموفق:

    این است که با بازخورد گرفتن مسیر خود را ادامه می دهند

    کسی که قانون را بداند:

    زودتر ایرادهای خود را برطرف می کند

    اگر می خواهیم به خواسته های خود دست یابیم:

    باید مسیر را ادامه دهیم

    حرکت کنیم به خداوند ایمان و توکل داشته باشیم

    قوانین خداوند را به درستی درک کنیم:

    خیلی زود از سخت ترین روزهای زندگی :

    بهترین روزهای زندگی خود را می سازیم

    بازخوردهای نامناسب به ما کمک می کند:

    زودتر راه و گره را باز کنیم:

    حرکت کنیم ادامه دهیم نا امید نشویم

    قانون اصلی:

    تمام اتفاقات زندگی ما تنها به دلیل باورها و فرکانس های ما رخ می دهد

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  10. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 977 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای روز 21 دی رو با عشق مینویسم

    وای خدای من

    اصلا هیچی درمورد توضیحات این فایل نمیدونستم

    اینکه استاد چی گفتن

    اول رفتم سریال زندگی در بهشت رو دیدم و درک هامو نوشتم

    بعد نمیدونستم رد پامو کجا بذارم

    وقتی اومدم گام 7 رو گوش بدم متوجه شدم که چقدر آگاهی هاش با این فایل هم زمان بود

    من الان اگر بخوام دقیق بگم از 7 مهر پارسال 1402 تا الان 21 دی 1403

    1 سال و 3 ماه و 14 روز کلا 469 روز

    جدا از اون یک ماه و خورده ای که بعد عضویتم از 19 مرداد ماه تا 7 مهر وارد سایت نشدم که جدیش بگیرم

    حالا درمورد هدایتم بگم که میخواستم بیام فایل گام 7 رو ببینم اما اول هدایت شدم به بهشت

    دوباره خدا سریال زندگی در بهشت رو به من نشونه داد

    قسمت 137

    چقدر این تاکیدش رو دوست دارم

    الان حدود دو ماه شد که من تقریبا هر روز دارم قسمت هایی از این سریال و سریال سفر به دور آمریکا رو نگاه میکنم

    و بیشترش رو خدا هدایتم کرد و نشونه داد

    مثل الان

    داشتم درمورد گام 7 پروژه مهاجرت به مدار بالاتر ، نگاه میکردم و اومدم به صفحه اش

    مصاحبه با استاد | پاداش های جهان به «استمرار در مسیر درست

    نمیدونم چی شد اومدم پایین تر

    شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد

    یه لحظه عکس توجهمو جلب کرد دوتا اسکوتر و دریا و چیزی که من دوست دارم بود

    اصلا فکر نمیکردم سریال زندگی در بهشت باشه

    روش زدم و دیدم بله

    خدا میخواد منو به بهشت ببره

    زندگی در بهشت

    خیلی حس خوبی داشتم

    باز کردم دیدم یه سفر پر از عشق و زیبایی در راهه

    الان که مینویسم نزدیک ساعت 10 شب هست

    من حدود ساعت 9 دیدم این قسمت رو

    با خودم گفتم صد در صد یه پیامی داره برای من

    وقتی به اواخر فایل رسیدم

    دیدم مریم جان درمورد یادگیری گفتن و تکامل که محتاط عمل میکنن

    اما استاد به اینکه سریعتر تکامل رو طی بکنن بهشون آموزش دادن

    وقتی شروع کردن به توضیح دادن معنی تکامل

    انقدر خوشحال شدم که حس خوبی داشتم

    سریع یه ورق برداشتم تمام صحبت هاشونو نوشتم

    تکامل

    خیلیا فکر میکنن تکامل به معنای زمان بیشتره

    نه

    تکامل به معنای تجربه های سریع تر هست

    یعنی مثلا اگر ایشون تو محیط های تنگ‌و باریک با اسکوتر نمیرفت ،تو سربالایی تو شهر بین جمعیت نمیومد

    هزار سال هم تو محیط صاف و باز و سرپایینی میرفت چیزی بهش اضافه نمیشد

    یه ذره بهتر میشد اما تو همون حالت

    ولی مهارتش خیلی افزایش پیدا نمیکرد

    یعنی اگر که ما خودمون لیمیت هامونو خودمون هی بالا نبریم (محدودیت هامونو )

    آقا حالا یه چیزی رو یاد گرفتیم حالا سریع بریم مرحله بعد

    اینو یاد گرفتم ،اینو فهمیدم ،حالا تو یه مثال دیگه

    شما تو زندگیتون تو کسب و کارتون

    میتونید نگاه کنید

    مثلا آقا من اصلا بلد نیستم اسکوتر سوار شم

    بعد یواش یواش یاد میگیرم تعادلم رو حفظ کنم ،بعد یواش یواش تو حالت فلت راه میرم ،بعد که دیدم تو فلت میتونم برم

    سریع باید به خودم بگم خب حالا باید سربالایی رو برم

    بعد سر پایینی بعد جایی که تنگ تره برم بعد بازم تنگ تر بعد بازم بین آدما لای جمعیت و بعد تو تاریکی شب

    بعد هی پشت سر هم آدم تجربیاتشو انجام میده

    هی مهارت هاشو سریع تر طی میکنه رشد میده

    در واقع داره تکامل رو طی میکنه

    ولی در زمان بسیار بسیار کوتاه

    چرا؟

    چون عمل میکنه

    چون پیوسته داره عمل میکنه و هر بار یه ذره کار رو برای خودش سخت تر میکنه

    یه ذره از محیط امن خودش میاد بیرون

    یه ذره به خودش سخت تر میگیره

    یه ذره

    ولی پشت سر هم

    ولی پشت سر هم

    نه اینکه حالا یه ذره به خودم سخت بگیرم بعد دوباره یه سال بعد ،دوباره یه ذره بیشتر

    نه

    یه ذره که به خودش سخت میگیره تا افتاد تو غلتک باز یه ذره بیشتر به خودش سخت میگیره

    بعد همینجوری به همین ترتیب

    اینه که تکامل به معنای زمان زیاد نیست

    به معنای تجربه های بیشتره

    حالا این تجربه رو یکی میتونه ،چه میدونم تو زمان کوتاه تر کسب کنه

    یکی میتونه تو زمان طولانی تر کسب کنه

    خوش به حال اونی که تو زمان کوتاه تر تجربه های بیشتری رو کسب میکنه

    تکامل سریع تر رو کسب میکنه

    وقتی این جملات رو شنیدم

    انگار خدا داشت بهم میگفت سرعت بده به خودت طیبه

    در همه جنبه ها این جملات رو بارها به خودت بگو و حرکت کن و تجربه هات رو بیشتر کن تا سریع تر تکاملت طی بشه

    ترس هات رو سریع تر پشت سر بذار و روبه رو شو باهاشون

    ببین این بازم برای تو تاکید هست طیبه

    تو دوره عزت نفس دقیقا داشتی امروز و دیروز و چند روز پیش گوش میدادی تو فایل جلسه 4

    که دیروز مرحله به مرحله پاک کردی اونچه رو که باید پاک میکردی و هنوز یه سری چیزارو کامل پاک نکردی

    طیبه الان از زبان استاد عباس منش دارم بهت میگم

    هرچقدر بیشتر و سریعتر ترس هاتو پشت سر بذاری و باهاش رو به رو بشی سریع تر تکاملت طی میشه و میتونم به وعده هام درمورد خواسته هات عمل کنم

    درسته که دیروز خیلی تلاش کردی و خیلی چیزا رو پاک کردی تا قدمی که باید برمیداشتی رو برداری

    اما باید سرعت ببخشی به قدم هات

    طیبه جان

    ببین چقدر تو برای من ارزشمندی که هر بار دارم سریال زندگی در بهشت رو بهت نشونه میدم

    ببین چقدر ارزشمندی که هر بار تاکید میکنم بهت

    ببین چقدر برای من عزیز و بی نهایت دوست داشتنی که دوست دارم هدایتت کنم

    پس این نشونه رو جدی بگیر

    دلم میخواد تو یک سال چندین برابر بشه سرعت تکاملت با تجربه های بیشتر در همه جنبه ها

    من دوست دارم که تو سرعت بگیری تا منم به سرعت بهت کمک کنم و کاراتو انجام بدم

    مگه از من خواسته نداشتی ؟؟؟

    در همه جنبه ها

    خب الان یه کلید هم بهت دادم

    قبلا کلیدی بهت دادم در فایل کلید اجابت دعا ها

    که تاکید کردم روی باورهات کار کنی

    بعد کلیدی دادم که ذهنت رو با روحت اماهنگ کنی در دوره عشق و مودت

    و بعد کلیدی در دوره عزت نفس بهت دادم که امروز متوجهش شدی

    بی نیازی از هر چیزی

    الله الصمد

    و تو هم میتونی بی نیاز بشی

    بی نیاز از هر چیزی و محتاج و نیازمند به ربّ

    طیبه خیلی دوستت دارم که دارم این همه هر روز بهت نشونه میدم

    دقت کن

    مرور کن نشونه های هر روز رو

    ریز به ریز بهت نشونه دادم

    دقت کن

    تاکید کردم

    تاکید یعنی دوستت دارم

    دوستت دارم

    برای من ارزشمندی

    امروز یادته گفتی خدایا نمیدونم چی نمیدونم درمورد چی

    اما دلم میخواد باهام صحبت کنی

    دلم میخواد صداتو بشنوم

    خب الان دارم باهات صحبت میکنم طیبه

    دارم بهت راه رو نشون میدم

    یه کلید دیگه بهت دادم

    تکامل رو بهت فهموندم که سرعت ببخشی به کارت و سریع تر قدم برداری و تجربه کنی تا تکاملت بیشتر بشه

    طیبه جانم الان که داری با اشک مینویسی ،میدونم ،اینو میدونم که برات سخته یه وقتایی قدم برداری و باید تکاملت طی بشه

    اما اطمینان میدم اگر اینو تمرین بکنی در کنار تمرینات دیگه که روزانه سعی داری انجام بدی

    مطمئن باش در کمتر از یک سال به خیلی چیزها میرسی

    آره یادته

    الان یادت آوردم

    چون الان وقتشه که بفهمی معنی اون نوشته روی پنجره ، کپی داخل کلانتری

    نوشته بود 9 ماه مانده

    و تو پرسیدی 9 ماه به چی ؟؟

    و حساب کردی و 9 ماه برای 1404/7/12 بود

    مهر ماه

    اینو اون روز متوجه نشدی

    اما طیبه الان به یادت آوردم که بگم

    اگر از همین لحظه تصمیم بگیری که قدم هات رو به سرعت برداری

    تا مهر ماه زندگیت از این رو به اون رو میشه

    طیبه میدونم میشناسمت

    تو میتونی و میشه

    چون تو تا اینجا تونستی و از این به بعدشم میتونی

    من به تو باور دارم

    تو هم با تکرار باورهای قوی از همین لحظه

    از همین امروز

    که حتی میگفتی خدایا دلم میخواد تو ساعت کاریم هم بیشتر کار کنم و شبا دیر بخوابم

    یا شبا زود بخوابم و 3 نصف شب بیدار بشم

    از امشب شروع کن

    اگر ببینم شروع میکنی

    منم برای تو محدودیت هاتو برمیدارم که راحت تر بشه برای تو و راحت تر بتونی بیدار بمونی

    ببین چقدر مشتاق ترم تا تو به نعمت و ثروت و عشق و زیبایی و آرامش و سلامتی و شادی بی نهایت برسی

    طیبه جان

    عزیز ترینم

    من ،ربّ تو ،کمکت میکنم

    نشون به اون نشونه که امروز تو خیابون مدام میگفتی خدایا با من حرف بزن

    اما نمیدونستی چی بگی دلت میخواست فقط باهات صحبت کنم و من چشمت رو به تابلوی خیابان رضایت نزدیک خونه تون انداختم

    تا الان بهت بگم راضیت میکنم طیبه

    باورم کن

    از امروز تعهدی بده به خودت

    به من نه

    به خودت تعهدی بده و سعی کن عمل کنی

    ببینم چیکار میکنی عزیز ترینم

    تو میتونی من میدونم

    چون تو قدرت داری و من به تو قدرت خلق زندگیت رو دادم

    به تو قدرت دادم که انتخاب کنی و حرکت کنی

    تو قدم بردار

    الان گفتی چجوری ؟

    و من جوابتو دادم

    تو قدم بردار

    من مثل همیشه به هر نیم قدم تو بی نهایت قدم برمیدارم

    محکم قدم بردار

    ببینم چیکار میکنی طیبه

    خیلی دوستت دارم

    من بهت افتخار میکنم که بنده ای دارم که سعی در تغییر هر روز داره و میخواد هر روز به ربّ و صاحب اختیارش نزدیک تر و نزدیک تر بشه

    هرچقدر عاشق تر بشی

    هرچقدر ثروت مند تر بشی

    هرچقدر آرامتر ،با احترام تر ،مهربان تر ،مودب تر ،با اهمیت تر با دیگران صحبت و برخورد کنی ،من هم همونقدر بیشتر و بیشتر کمکت میکنم

    تو میتونی و میشه

    اگر پایبند باشی 9 ماه دیگه یعنی مهر ماه بهترین ها منتظرت هست

    جهان رو مسخر تو کردم که تو رو به تک تک خواسته هات برسونه

    طیبه اینو یادت باشه در مسیر رها بودن رو یادت باشه

    و بگذر و با هر بار گذشتن تو از هر آنچه که باید بگذری سرعتت رو در این تکامل بیشتر میکنه

    خیلی دوستت دارم

    مراقبت هستم

    به نام ربّ

    نمیدونم ،دست خودم نبود هی دستام حرکت میکردن و مینوشتن

    متعجب بودم از این سرعتی که دستام داشتن تایپ میکردن

    امروز من بعد از ظهر رفتم بیرون موقع اذان بود

    مدام میگفتم با من صحبت کن

    حتی سر نماز گریه کردم گفتم با من صحبت کن

    نگو خدا داشت برای من بهشت رو طراحی میکرد که از بهشتش با من صحبت کنه و صحبت هاشو بهم بگه تا بنویسم

    خدایا شکرت

    میدونم که کمکم میکنی

    من از امشب دیگه سعی میکنم تا قدم هامو به سرعت بردارم

    همین امشب وقتی خوابیدم ساعتمو به زنگ ساعت 3 میذارم و میدونم که بیدارم میکنه

    بیدار که شدم نوبت من هست باید نشون بدم که میتونم و میشه

    تعهد میدم که به تک تک جلسات سه تا دوره ای که خریدم

    عزت نفس و عشق و مودت و قدم اول تا 7 دوره 12 قدم

    هر روز تمرکزی گوش بدم و بنویسم

    و سرعت ببخشم به عملکرد هام و ساعت کاریم رو تغییر بدم

    البته ساعت خوابم رو

    میدونم که خدایی که این همه هدایتم کرده و امید میده بهم به بی نهایت طریق همون خدا کمکم میکنه که قدم بردارم

    راستش وقتی گام قبل رو گوش میدادم

    میگفتم چند ماه شد من اون صدایی که همیشه بهم میگفت حرکت کن دیگه نمیشنوم اما به طرق مختلف هدایت هاشو میبینم و ریز به ریز هدایتم میکنه

    به یک باره دلم تنگ اون صدایی شد که تشویقم میکرد میگفت برو جلو من کمکت میکنم و سبب میشد من قدم بردارم

    یا میگفت این کارو نکن

    و چشم میگفتم

    خدایا شکرت

    امروز به درخواستم پاسخ دادی

    سپاسگزارم

    برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش ثروت و آزادی مالی و مکانی و زمانی و عشق از خدا میخوام

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1245 روز

      سلام و درود بر خواهرگلم خانم طیبه

      پاک و مطهر

      ممنونم بابت مکالمه زیبایت با خدا و مکالمه زیبای خدای درونت با تو که مخاطب دومش من بودم که در مدار این کامنت قرار گرفتم خدا منو آورد اینجا تا بهم بگه ناامید نباشم و با شوقی که به تلاوت قرآن اینروزا دارم حالمو خوب کنم و با گوش دادن فایل و مطالعه کامنتا که الان خیلی وقته جسته گریخته قرآن میخوندم بیشتر کارم تو این سایت بود که میگفتم همه این حرفا هم خلاصه شده قرآن هیچ تفاوتی نداره ولی الان چند روزه ازت کمک خواستم علاقمو به قرآن زیادتر کردی که با کمک اپلیکیشن استاد آموزگار هر شب دارم وجودم و زینت میدم با کلمات آیات شریفه و چقد حالم خوب میشه وقتی چشمام این کلمات و لمس میکنه و قلبم اونو حس میکنه بسیاااار برام لذت بخش شد ممنونم خداجونم و ممنونم که بوسیله خواهر گلم با منم حرف زدی و بهم گفتی همین راه رو ادامه بدم که پاداش نزدیکه چشم به حرفت گوش دادم که دوسال اینجام یکریز دارم رو خودم کار میکنم حرفت گوش دادم که دلسرد نیستم و به غیبت ایمان دارم و دل خوش کردم

      فقط یکاری بکن از تاریکی در تنهایی خصوصا در ییلاقمون باشم یا روستامون بخاطر داستان وهم انگیز قدیمی از جن میترسم شب از مسیر قبرستون عمرا تنهایی بتونم رد بشم چون از مرده ای که دستش ازاین دنیا کوتاست میترسم این اعتراف بنده ات هست که این ترس ناتوانش کرده یکاری بکن تا من ازاین ترس ها براحتی برای همیشع عبور کنم عاشق تنهایی در دل طبیعت در دل شب قدم زدنم در تنهایی چند روز خارج از شهر سر کردنم میخوام شجاعتم بیدار بشه و تمام ترسهایم را محو ومتلاشی کنه اینو فقط تو میتونی شرایطشو برام فراهم کنی من به حرف گوش میدم و تو مسیر میمونم تا تو منو برای گسترش جهانت خوب و عالیییی تربیت سازی ممننونم ازت خدای خوب و مهربون و قدرتمندم حمد ترا میگویم.

      خواهر خوبم خیلی از کامنتت لذت بردم خیرت قبول دمتگرم که حرفای خدا رو بهم رسوندی موفقیت شما و موفقیت همه را خواهانم درود و صد درووووود بر تو خواهر گلم.عالی بود

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: