مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف
سوال:
اگر ساختن باورهای هماهنگ با خواسته تنها عامل لازم برای تحقق خواسته است، آیا ساختن باورهای قدرتمند کننده درباره خواسته، ما را از اقدامات عملی در راستای آن خواسته بی نیاز می کند؟
مفاهیمی که استاد عباس منش در این فایل توضیح داده اند
- مفهوم هم مداری با خواسته؛
- اولین قدم موثر در راستای هدف؛
- تفاوت قدم برداشتن در راستای خواسته با “تقلا کردن”
- مفهوم تلاش در راستای خواسته؛
- ارتباط “ایمان + عمل صالح” با “باورهای قدرتمند کننده ساختن + قدم برداشتن در راستای آن باورها”
- بهای رسیدن به خواسته؛
- باورهای هماهنگ با خواسته = اقدامات هماهنگ با خواسته؛
- ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است = قدم برداشتن در مسیر باورها؛
- ایمان و عمل صالح در قرآن با هم است. عمل صالح یعنی ” اقدامات لازم در مسیر خواسته “
- تنها افرادی که ایمان و عمل صالح دارند، مشمول وعده لاخوف علیهم و لا یحزنون (نه ترسی دارند و نه غمی) می شوند؛
- استعداد مهم نیست، ایمان، باور، توکل و جسارت مهم است؛
- هرگز امکان ندارد مسیر نادرست شما را به نتایج پایدار برساند این یک قانون است؛
- باورهایی برای چیدن میوه های تضادها؛
تمرین برای دانشجویان پروژه “مهاجرت به مدار بالاتر”:
به خواسته ای که در حال حاضر بیشتر از هر چیز دوست داری به آن برسی فکر کن. سپس لیستی آماده کن درباره اینکه: چه بهایی حاضری برای تحقق این خواسته بپردازی؟
این بها می تواند شامل چنین مواردی باشد:
صرف زمان و تمرکز؛ تصحیح رفتارها و عادت ها؛ ایجاد و بهبود مهارت های لازم در راستای آن خواسته؛ غلبه بر ترس هایی که مانع از برداشتن بعضی قدم ها می شود؛ خارج شدن از دایره راحتی و امنیت؛ کار کردن روی باورها و ساختن باورهای هماهنگ با آن خواسته؛ شناسایی ترمزهای ذهنی در برابر آن خواسته و تمرکز بر اصلاح آنها به کمک ابزار منطق؛ حذف عوامل حواس پرتی درباره تمرکز بر آن خواسته؛ ایجاد محیط ایزوله برای تمرکز بیشتر بر خواسته و …
وقتی این لیست را آماده کردید، آیتم های آن را اولویت بندی کنید. سپس، هر روز یک قدم هر چند کوچک در راستای این لیست به ترتیب اولویت بردارید.
یک کلید بسیار مهم:
لیسی که در این راستا آماده می کنید، «سمت شما» درباره تحقق آنچه است که در حال حاضر بیشتر از هر چیز میخواهید آن را داشته باشید. آیتم های این لیست، همان اعمال صالحی هستند که لازم است با ایمان در این مسیر انجام دهید. اگر خود را متعهد به حرکت در مسیر این لیست کنید، مرتباً با این لیست مرتبا در تماس باشید و این آیتم ها را مرور کنید، به خاطر این جنس از تمرکز ایده های حرکتی در راستای تحقق خواسته به شما گفته می شود. یعنی الهاماتی درباره اقدامات عملی لازم برای تحقق خواسته دریافت می کنید. زیرا خداوند همواره سمت خودش را انجام می دهد.
مجموع اقدامات عملی ای که با ایمان در راستای خواسته خود در این فرایند انجام می دهید، گنجایش ظرف وجود شما را به اندازه ای رشد می دهد که آماده ی دریافت آن خواسته می شوید. این مفهوم دقیق هم فرکانس شدن با خواسته و مهاجرت به مدار خواسته است.
پیشنهاد: می توانید از خلال توضیحات استاد عباس منش در این فایل، برای تهیه این لیست ایده بگیرید. بنابراین به منظور ایده گرفتن برای تهیه این لیست، یک بار دیگر، توضیحات استاد در این فایل را بشنوید و نکته برداری کنید.
از خلال توضیحات استاد عباس منش در این فایل به خوبی می توانید هم باورهای توحیدی استاد عباس منش درباره رشد کسب و کار شخصی ایشان را بشناسید و هم اعمال صالحی که ایشان در طی این سالها در این راستا برداشته اند و همچنان در این مسیر حرکت می کنند.
نتیجه ای که شما در زندگی استاد عباس منش می بینید، خروجی این فرایند مستمر از اجرای ایمان + عمل صالح است.
منتظر خواندن تجربیات تأثیرگذارتان هستیم.
منابع بیشتر:
جلسه 6 از قدم دهم | دوره 12 قدم (توضیح مفهوم ایمان و عمل صالح در قرآن)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف253MB49 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف48MB49 دقیقه














به نام خداوندبخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم.
یادمه اوایل که شما استاد قشنگم میگفتید اگر اومدید اینجا که از آگاهی های من استفاده کنید بهتره که 6 ماه فقط به من گوش بدید وبی خیال چیزای دیگه بشید..
تمرکزتون رو بدید به اونچه که من میگم ، اگه بعد 6 ماه دیدید که تغییری در زندگیتون وحالتون اتفاق نیفتاده بعدش برید دنبال همون راه وروشهای گذشته یا جدید….
بدون شک تنها کسانی می تونستند به این گفته ی شما عمل کنند، وتنها کسانی مثل من موندند و به حرف شما عمل کردند که دیگه ته جاده بودند.
مسیرهای قبلی رو هزار بار رفته بودند
دیگه مطمعن بودند جای دیگه ای وکس دیگه و روش دیگه ای براشون وجوده نداره….
همین خود من، ته خط بودم، دیگه کسی نبود مشاوری نبود روانشناسی نبود کتابی نبود راه وروشی نبود که من ازش کمک نگرفته باشم برای پیدا کردن جواب سوالهام، که بابا جان، پس چرا من هرکاری می کنم با هر روشی پیش میرم باز نمیشه که نمیشه؟!
تااینکه خدا بهم لطف کرد وباشما آشنا شدم.
انقدر خسته بودم وانقدر عاجز، که باید به حرفتون گوش میکردم.
من دیگه قرار بود پای حرفهای کسی بشینم که اگه حرفی میزد بهش عمل هم کرده بوده وکلی نتیجه دستش بوده..
دیگه راهی برای بهانه وانکار و در رفتن وجود نداشت..
اتفاقا بهائی که باید برای بودن توی این مسیر میدادم، همه چیزهایی بودند که ازشون واقعا خسته شده بودم.
دیگه تلوزیون نگاه نکردن پای دیدن فیلمهای چرت وپرت و پای گوش دادن به آهنگهای بی معنی ننشستن…
دیگه با کسی در مورد مشکلات صحبت نکردن، با آدمهایی که میدونستم این مسیرو قبول ندارند ویا برخلاف این مسیر دارند میرند قطع ارتباط کردن…
از جمع فاصله گرفتن وبا خودم تنها شدن….
دست از تلاش برای دیده وشنیده شدن برداشتن ، دست از توضیح دادن و توجیه کردن خودم وکارهام برداشتن…
دست از تکیه برعقل خودم و تکیه برعقل کسانی مثل خودم هستند برداشتن…
نشستن وسکوت کردن …نشستن و تقلا نکردن…
نشستن وانقدر عجله نداشتن….
و جاش صبر کردن…
هرچیزی توی سایت شما میدیدم ومیخوندم واز شما میشنیدم ،انقدر برام دلنشین ودوستداشتنی بود، که حس میکردم جای درستی وایسادم، جائیکه تمام عمرم آرزوش رو داشتم.
همش حرف از خوبیها بود تموم فیلم ها وعکس ها زیبا بود واز زیبایی وخوبی و خوشی و حرف از خدا بود….
تمام نوشته ها مثبت…زنده و پویا…
یه جورائیکه با آدم حرف میزدند ، جورئیکه میدونستی اینا خودشه، همونکه همه ی عمر منتظرش بودی
من دنبال پولدار شدن نیومده بودم، دنبال آدم شدن ، بندگی وزندگی کردن درست اومده بودم.
وشکرخدا به جای درستی هم هدایت شده بودم.
یه نفر پیدا شده بود که میگفت: هرچی باور وفکر وخیال توسرته بریز دور، نترس، به جاش سرتو ذهنتو پر کن از چیزهایی که من بهت میگم، گوشتو پر کن از حرفهای من …
بیا کاریو که من میگم انجام بده، حتی اگه فکر میکنی اولش سخته، تقلیده، واقعی نیست.
فقط انجامش بده…..
حالا فکر کن یه عمر آدم یه جوری زندگی کرده، که همه اون مدلی میشناسنش…
بعد یه دفعه بیاد مدل نگاهش به زندگی، مدل حرف زدن و مدل رفتار کردنش عوض بشه!!!!!
اطرافیان چی میگن؟
همین بهاء ندادن به حرف وحدیث بقیه وبه قول شما استادقشنگم، زنده از قضاوت دیگران بیرون اومدن، بهای بزرگ وارزشمندی هست که من یکی تو این مسیر پرداخت کردم.
بارها قضاوت شدم، ترد شدم، تنها شدم، مسخره شدم..
بعد جالبه وقتی استمرار داشتم و ادامه دادم مسیرم رو ونتیجه های خوبی گرفتم، همون آدمها اومدن گفتند چه طوری تونستی؟؟
مگه میشه؟
یه چیزی بگم که واقعییته دوستان…
در هر صورت وبه هر حال، موفقییت ویا شکست ما در زندگی اصلا برای کسی مهم نیست، بخدا راست میگم.
زندگی هرکسی یه بازی ویه نقشی هست که خود شخص فقط می تونه ایفاش کنه، واگه خوب بازی کنه یا بد، که اگه از سمت دیگران تشویق بشه یا نادیده گرفته بشه …..در هر صورت خودش با خودش تنها می مونه،و این رضایته باید درونی باشه، از درون خودش….
وگرنه هیچ چیز از بیرون تاثیری روی ما نخواهد داشت اگر هم تاثیری داشته باشه کوتاه مدته….
نه مقام وموقعییت و نه مال واموال وپول ونه شهرت ونه زیبایی و…هرکدوم از اینها اگه برای دیده شدن باشه پوچه…
در نهایت خودتی وخودت….اگه از عملکردت راضی بودی اگه تمام تلاشت رو کرده باشی برای خوب وصادق ودرستکار بودن…برای متوکل بودن وایمان داشتن و اتفاقا ایمانت رو هم در عمل نشون داده باشی..
در نهایت نتیجه هر چه باشه بهت حس رضایت میده…
چون تو تمام تلاشت رو کردی…
در گذشته ما سخت تلاش میکردیم ولی در مسیر نادرست…
و نتیجه هر چی که بود رضایت قلبی برامون به همراه نداشت…
چون بار کج به منزل نمیرسه….
هر کدوم از ما در گذشته کارهایی میکردیم که اصلا نیاز نبود انجامش بشه…
اصلا اون کارها مهم نبودند اصل نبودند، برای همین انقدر خسته وداغون میشدیم…
ولی از وقتی راه ورسم زندگی کردن وبندگی کردن درست رو اینجا آموختیم وداریم بهش در حد توانمون عمل می کنیم، نه تنها خسته نمیشیم بلکه هربار ولع بیشتری در خودمون حس می کنیم برای عملکرد بهتر وبراش تلاش می کنیم.
نمونش همین اصل احساس خوب=اتفاق خوب
چه کسی توی کل عمرمون اینو بهمون گفته بود؟
یا اصلا اینجوری با مدرک وشواهد اینو بهمون ثابت کرده بود که بابا جان، تو بیا در اوج درد وغم وناراحتی و کوران مشکلات، شده حتی به زور از جات بلندشو…یه دوشی بگیر، یه چای وقهوه ای بخور…بزن از خونه بیرون، برو به دل طبیعت برو یه جایی که بتونی زیبایی هارو ببینی، برو شهربازی، برو با دوستات بیرون، برو استخر، برو فقط قشنگ ببین و بشنو و بابتش خداتو شکر کن، بعد می بینی که چقدر حالت خوب میشه واگه ادامه بدی اینکارو، اوضاع هم به مرور بهتر میشه..
والله به ما که یه عمر گفته بودند یا شنیده بودیم، که فلانی عزیز از دست داده، یا طلاق گرفته، یا ورشکست شده، یا مثلا مرض شده، ولش کنید بذارید تو حال خودش باشه، بره گریه وزاری کنه، سوگواری کنه، بره تنهاباشه ، بره یه داروی آرامبخشی بخوره بخوابه یه چند روزی از اتاق بیرون نیاد تا اروم بشه…!!!!!
اصلا اگه غیر این رفتار میکردی میشدی سیب زمینی بیرگ….
میشدی سنگ دل…
میشدی بی احساس و بی عاطفه ..
باید میبردنت پیش روانشناس ببینند چرا رفتارت غیر عادیه؟ چرا نمیشینی گریه کنی حرص بخوری !!!!
وااای خدا، گاهی فکر میکنی چندتا دنیا فاصله هست بین خودت و آدمهایی که هنوز دارند مثل گذشته ی خودت در گمراهی ونادانی وبی ایمانی سرمیکنند زندگیشون رو….
وگاهی می بینی حتی یک قدم هم باهاشون فاصله نداری، وزیر یه سقف ودرکنار کسانی هستی وزندگی میکنی که مثل گذشته ی تواند ولی تو دیگه برات مهم نیست کی چیکار میکنه، بلکه تلاش میکنی فقط مراقب خودت باشی…
مراقب افکارت وگفتارت ورفتارت..
چون میدونی نتیجه وپاداش مراقبت از خودت، بی نهایت زیاد و لذتبخشه.
در گذشته من همه جور بهائی میدادم تا رنگ خوشی وشادی وآرامش رو ببینم ولی الان چند ساله فقط تمرکز گذاشتم روی داشته ها وزیبایی های خودم وزندگیم، شکرالله مهربان هم آرامش دارم هم حس خوشبختی …
واین هیچ ربطی به حساب بانکی و مقدار دارایی هام نداره…
بلکه به میزان امید وایمانی که من نسبت به خودم وخداوند دارم.بستگی داره…..
چون همین امید وایمان به خودم وخداوند باعث میشه که هر روز وقتی بیدار میشم به مسیرم متعهد بمونم و سعی کنم به قوانین جهان هستی عمل کنم تا همواره خیر وخوشی نصیبم بشه…
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربان
وسلام به تک تک دوستانم
روز هفتادویکم، روزشمار تحول زندگی من!
این فایل شما استاد عزیزم مثل تمامی فایلهای دیگتون پراز آگاهی هست، ولی من میخوام در مورد یه بخش از این فایل، یعنی (((اصول))) اصلی که برای توحیدی زندگی کردن هست دیدگاهم رو بنویسم، یادمه هر بار توگذشته به مادرم میگفتم شما مارو درست تربیت نکردید، با ما خوب رفتار نکردید، مشکلات شما وپدر باعث شد ما خیلی عذاب بکشیم، میگفت: شما سعی کنید اشتباهات مارو تکرار نکنید، شما سعی کنید بچه هاتون رو تو فضای امنی بزرگ کنید شما با بچه هاتون خوب رفتار کنید، ما اشتباه کردیم بلد نبودیم شما اگه بلدید انجامش بدید!!!!!
گاهی بر میگردم به مسیر گذشته 18 سال عمر پسرم، وقتی با خودم صادق میشم می بینم دقیقا سالها رفتار مادرم رو تکرار کردم واز همون شیوه ها استفاده کردم حالا یه کم اینور انور، ولی بیس تربیت پسرم دست کمی از تربیت مادرم نسبت به ما نداره، از کجا متوجه میشم؟ وقتی پسرم پای درد دل با من میشنه، ومیگه مامان منکه از بابام چیز زیادی یادم نیست، ولی یادته فلانجا کتکم زدی، یادته گفتم فلان غذا رو نمیخورم گفتی همینی که هست نمیخوری برو بخواب ، یادته فلان جا چقدر سرزنشم کردی؟ و……..
تازه من از اون دست مادرایی هستم که از خانواده ودوست وآشنا تا فامیل پدری پسرم همه میگن احسنت از بچه تربیت کردنت، ولی وقتی زوم میکنم توی زندگی شخصی خودم می بینم من از همون رفتارهایی که بدم میومد مادرم با ما میکرد همونو با پسرم انجام دادم، حالا با شدت کمتر…
اینهارو گفتم که بگم ماها….منیکه از پدرو مادرمون مدام ایراد گرفتیم، ماها که دلمون میخواست خانواده ومعلمین و افراد جامعه با ما به از این باشند!!! ما خودمون چقدر تونستیم یا می تونیم همونی باشیم که دیگران هم میخوان که باهاشون رفتار کنیم؟
بارها وبارها خداوند از کافرین اینطور خطاب کرده که اونها در جامعه به خراب کاری مشغولند وبی دینی میکنند!!
بی دینی چی می تونه باشه جز انسانیت نداشتند؟
اینکه درستکار نباشی، صارق نباشی، حق دیگران رو رعایت نکنی، به نگاهت با گفتارت با رفتارت باعث آزردگی کسی بشی، غیبت وقضاوت کردن دیگران بشه کار روز و شبت، حسادت کنی به اطرافیانت، طمع داشتی باشه با مال کسی، دیگران ازت بترسند از اینکه باهاشون بدرفتاری بکنی و…..
صادقانه من گاهی فکر میکنم خیلی بی دین بودم خیلی….
اینکه شما توفایل گفتید چقدر می تونید اونطور که دوست دارید دیگران باشما رفتار کنند با اونها رفتار میکنید حرف سنگینی هست که اگه هرکسی سر سوزن باخودش صادق باشه می بینه در طول زندگیش بیشتر اوقات طلبکار بوده از دیگران نه بدهکار، طلب کار خوشرویی، وفاداری، صداقت و درستکاری و….
وگرنه اونکه با خودش در صلحه اونکه با جهان وبا دیگران در صلحه اصلا دو دوتا چهار تا نمی کنه توی اینکه چقدر به دیگری عشق بدم، چقدر محبت کنم، چقدر هواشو داشته باشم که اونم همونقدر بتونه جبران کنه!!!!
خدارو هزاران بار شکر اندازه سر سوزن تونستم معنی انسان بودن، یکتاپرست بودن توحیدی زندگی کردن رو درک کنم، تا قبل اینکه وارد این سایت بشم وبا آموزه های شما آشنا بشم وازشون تو زندگیم استفاده کنم، حد ومرزی نداشتم یا صفر بودم یاصد، توی ارتباطاتم و شخصییتم با نوع برخورد دیگران تنظیم میشد، البته اکثر اوقات که من قربانی بودم ومظلوم و ظالم افراد روبروم بودند و مقصر هر اتفاق بد هرکسی وهر چیزی بیرون از من!!
مدتهاست سعی میکنم تمرکزم روی خودم باشه ، روی ارتباطم با خداوند، همونطور که خداوند در کتابش بارها وبارها گفته در نزد من مراقب رفتارتون باشید…
مدتهاست اینکه میدونم جهان آینه است و من باقوانین ثابتی که هیچ تغییر در اون نبوده ونیست ونخواهد بود احاطه شدم، مراقب افکاز وگفتار واعمالم هستم والبته نه از روی ترس نه از روی اجبار، عاشق شدم عاشق، کدوم عاشق دلش میاد معشوقش رو آزرده کنه؟
منم دوست ندارم معشوقم ازم برنجه، مدام میگم بهش خدای خوبم خدای قشنگم منو نماینده وخلیفه ی خودت گذاشتی رو زمین، هر چه بد کردم برمن ببخش، و کمکم کن همونطور که می پسندی فکر کنم حرف بزنم وعمل کنم، تا شایسته این خلافت باشم که بهم عطاء کردی، واقعا کار سختیه که حرف بد بشنوی، قضاوتت بکنن، کم لطفی ببینی ولی بگی اونهام مثل گذشته من ناآگاه هستند دید و نادیده بگیرم، شنیده رو نشنیده و گفته ها رو بی جواب بذارم، چون خداوند خودش می بینه ورسیدگی میکنه، از کجا معلوم شاید اون آدم همین الانم توبه کرده باشه ومورد لطف ورحمت خدا قرار گرفته باشه، پس من کی ام که نبخشم و نگذرم؟
مگه من همونی نیستم که توبه کردم و مورد لطف ورحمت خدا قرار گرفتم وهر روز دارم با درک وشناخت بیشترش سعادت وخوشبختی رو تجربه می کنم؟!
استاد جانم، دعای من همیشه این بوده وهست که ایمانی از جنس ایمان شما خداوند بهم عطاء کنه، همونقدر یکتاپرست وتوحیدی باشم انشالله..
سر راست ترین راه برای آرامش داشتن راه درستی و پاکی وصداقت هست،اگر چه هیچکس این مسیر رو نپسنده ومورد قبول کسی نباشه، هرکس تواین مسیر افتاده معجزه هاشم دیده…
هیچ راه میانبری وجود نداره، همیشه حرف شما توی گوشم هست، که میگید اونچه رو که از راه توحید وایمان قلبی بدست آورید از بین رفتنی نیست، چون قانون همینه وقانون اشتباه نمی کنه…
من هم بهش ایمان دارم استاد جانم، هرچیز رو از سلامتی وارامش و نام نیک و دارایی و..حس خوشبختی که از توحیدی عمل کردنم بدست آوردم برام همیشگی بوده وهست وماندگار، وهر چیزی رو با طمع وترس و حسادت و چشم هم چشمی و دروغ و ….بدست آوردم نابود شد و از بین رفت…
دیگه آدمی چقدر می تونه به خودش ظلم کنه وقتی راه درست و نادرست مثل روز روشن و مثل آب چشمه زلال هست…
انشالله خیر دنیا وآخرت نسیبتون باشه استاد عزیزم که راه وروش توی مسیر توحید ویکتاپرستی رو انقدر باعشق بهمون می اموزید
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربان
وسلام به تک تک دوستانم
روز هفتادویکم، روز شمار تحول زندگی من!
استاد جانم باید یه تشکر ویژه والبته بسیار فراوان از شما داشته باشم که انقدر باعشق قوانین جهان آفرینش رو به زیبایی توی فایلهاتون، خصوصا این فایل وصف کردید، واقعا هرکسی تو مدار دریافت ودرک این اصول اساسی باشه برد کرده..
این فایل خودش به تنهایی برای من یک دوره محسوب میشه، که توش از کشف قوانین جهان هستی، ازچگونگی بدست اوردن عزت نفس، راهکارهای عملی رسیدن به خواسته وآرزوها، جهان بینی توحیدی،شیوه حل مسایل زندگی، چگونه فکر خدا را بخوانیم و حتی خلاصه ی دوره 12 قدم و…… یه پکیج کامل بود، دیشب تا الان به مدت 12 ساعت این فایل داشت به تکرار وپشت سرهم برام پخش میشد، حتی وقتی خوابه خواب بودم، وجالبه خواب دیدیم که یکی از اقوام داشت در مورد مدارها وفرکانس ها باهام صحبت میکرد و میگفت اگه فلان اتفاق برات افتاده وفلان شرایط برات پیش اومده چون تو، توی مدارش بودی، وفلان شخص وفلان چیز در مدار تو نبوده که از زندگیت رفته…
صبح که به خوابم فکر میکردم دیدم بله، خودشه، من 4 سال پیش وقتی کلیپهای انگیزشی که از شما توی واتساپ و تلگرام شر میشد رو دیده بودم وبعد وارد کانال تلگرامتون شده بودم، جسته گریخته، بدنبال کشف قوانین جهان آفرینش بودم ، از کامنت دوستان و فایلهای شما فهمیده بودم که یه کتابی در مورد چگونه فکر خدا را بخوانیم نوشتید، نمیدونم چرا انموقعه وارد سایت نشدم، ومیرفتم از کتاب فروشی ها پرسوجو میکردم که کتابتون رو بخرم!!!!
واقعا انقدر کار سختی بود عضو سایت شدنم؟!
الان می فهمم که من اونموقعه تو مدار وفرکانس دریافت اینهمه اگاهی نبودم، من به خاطر مشکلات زندگیم ومسائلی که پیش اومده بود فقط دنبال یه راهکار ساده وعملی والبته فوری بودم، فکر میکردم اگه فقط می تونستم کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم رو پیدا میکردم و میخوندم و از راهکارهاش استفاده میکردم موفق میشدم اوضاع زندگیمو برای همیشه سروسامون بدم…
وحالا میفهمم که هیچ راه میانبری برای رسیدن به خواسته ها وجود نداره، ویک سیر تکاملی برای هر چیز وهر شخصی وجود داره، که برای هر شخص هم متفاوته، نسبت به شرایط زندگیش ومسائلی که ازسر گذرونده وباورهایی که داره…
وامروز من با یقین براینکه من مسئول صد درصد زندگیم هستم واین خودم هستم که خالق شرایط زندگیم هستم وبا ایمان وباور قلبی که من تنها رها نشدم توی این مسیر زندگی وخداوند حامی و هدایت کننده من هست، اون بخشی که سهم خودم هست رو به لطف خداوند پیدا میکنم وتمام سعی خودم رو میکنم که انجامش بدم وباقی رو به خداوند میسپارم که همیشه به بهترین شکل نتایج رو رقم زده..
تجسم کردن خواسته ها وآرزوها موقعه ای اثر گذار هست که من نسبت به اون انقدر ذوق وشوق داشته باشم که باهر قدمی که به سمتش برمیدارم و تلاشم رو میکنم کلی حس خوب داشته باشم، خودم رو در حالتی که دریافتش کردم وبهش رسیدم تصور کنم تا بتونم انگیزه بگیرم برای برداشتن قدمهای کاربردی بعدی، وگرنه تجسم کردن و رویاپردازی به تنهایی کارساز نیست..
اما همینکه من در هنگام تلاش کردن وانجام سهم ونقشم برای رسیدن به هدفم این امید وحس خوب رو داشته باشم که جهان( خداوند) پاداشش رو بهم میده وپاداشش رسیدن به خواسته وآرزومه، یقین داشته باشم که تلاشم بی ثمر نمی مونه، کمکم میکنه باعشق وامید به راهم ادامه بدم…
منیکه اینهارو می نویسم منیکه میگم یقین دارم وباور دارم که این مسیر ، مسیری درست ومستقیمی هست هم گاهی شک و دودلی وترس سراغم میاد، ولی شکر الله مهربان ابزارهای قدرتمندی دارم، مثل نتایجی که در دست دارم از گذشته، مثل این سایت دوره 12 قدم، فایلهای دانلودی، کامنت دوستان ومقاله های ناب مریم جان…اینها در کنار هم در مواقع ترس ونگرانی ودودلی به کمکم میان..
استاد جانم واقعا تحسینتون میکنم شما کسی مثل خودتون رو نداشتید که با یکدنیا تجربه های ناب واقعی و امید وانگیزه وکلی راهکار وابزار بیار وتوی اون مسیری که از روز اول تا الان طی کردید یارییتون کنه، اما ایمانی راسخ داشتید به خدایی که میدونستید تحت مراقبت ومحافظت وهدایتش هستید…
هزاران آفرین برشما…
وآرزوی هر روز من از خداوند داشتن ایمانی از جنس ایمان شماست…
انشالله هر لحظه وهمیشه در پناه امن خداوند باشید